0

🧠 تصویر ذهنی لاغری؛ شاه‌کلید لاغری بدون رژیم

تصویرسازی ذهنی برای لاغری
اندازه متن

«صبر کن ببینیم می‌مونی یا نه.» این جوابی بود که مادرم هر بار بعد از یه رژیم بهم می‌داد. مادرم خیاط بود و وقتی لباس‌هام گشاد می‌شد و ازش می‌خواستم تنگشون کنه، قبول نمی‌کرد. اون موقع از این حرف دلخور می‌شدم، ولی حالا می‌فهمم که مادرم چیزی رو می‌دید که من نمی‌دیدم: من وزن کم کرده بودم، ولی هنوز توی ذهنم همون آدم چاق بودم. یعنی تصویر ذهنی لاغری هنوز توی ذهن من شکل نگرفته بود.

تا حالا برات پیش اومده جلوی آینه بایستی، شکمت رو بدی تو و نفست رو حبس کنی تا خودت رو لاغرتر ببینی، ولی یه صدا توی سرت بگه «تو هیچ‌وقت لاغر نمی‌شی»؟ اون صدا از تصویریه که سال‌ها از خودت توی ذهنت ساختی. توی این مقاله تعریف می‌کنم تصویر ذهنی چیه، چرا تا وقتی عوض نشه رژیم‌ها جواب نمی‌دن و چطور می‌شه کم‌کم یه تصویر تازه ساخت. اگه تازه با این مسیر آشنا شدی، از شروع مسیر لاغری با ذهن هم یه سر بزن.

تصویر ذهنی لاغری و توقف در لاغری

🎭 چرا لاغر شدن برای بعضی‌ها راحته و برای بعضی‌ها سخت؟

حتماً این جمله رو شنیدی یا شاید خودت گفتی: «من هر کاری بگی کردم؛ رژیم، ورزش، دمنوش. ولی لاغر نشدم.» از اون طرف، یه سری آدم هستن که نه کالری می‌شمرن، نه از غذاها می‌ترسن، نه هر روز خودشون رو وزن می‌کنن، ولی همیشه متناسب می‌مونن.

من این رو توی مهمونی‌ها خیلی خوب دیدم. دوست‌های متناسبم بدون نگرانی هر چی دوست داشتن می‌خوردن و وقتی سیر می‌شدن دست می‌کشیدن. ولی من همون غذاها رو «چاق‌کننده» می‌دونستم و باز هم می‌خوردم، با عذاب وجدان و بیشتر از اون‌ها.

خب فرق ما چی بود؟ ژنتیک؟ اراده؟ برنامه‌ی ورزشی؟ فرق اصلی توی تصویری بود که هر کدوم از ما از خودمون داشتیم. آدم‌های متناسب، حتی اگه هیچ‌وقت بهش فکر نکنن، توی ذهن ناخودآگاهشون خودشون رو متناسب می‌بینن. ذهنشون پر از تصویرهاییه که توش راحت لباس می‌پوشن، سبک راه می‌رن و بدون عذاب وجدان غذا می‌خورن. حتی اگه یه روز زیاد بخورن، ناخودآگاه دوباره برمی‌گردن به همون تصویر اصلی: یه آدم متناسب.

ولی کسی که اضافه‌وزن داره، هر چقدر هم رژیم بگیره، تا وقتی تصویر ذهنیش هنوز «چاق» باشه، رفتارهاش دائم تلاش می‌کنن با اون تصویر هماهنگ بمونن. من خودم این رو بارها تجربه کردم. هر بار با یه رژیم پنج تا ده کیلو کم می‌کردم، یه حس دروغین بهم دست می‌داد که انگار کاملاً لاغر شدم و همزمان یه ترس دائمی که نکنه برگرده. و همیشه برمی‌گشت، حتی بیشتر از قبل.

تصویر ذهنی مثل فرمانده‌ست و رفتارها اجرا می‌کنن. تا وقتی فرمانده بگه «تو چاقی»، حتی اگه با زور یه رژیم موقتی اجرا بشه، دیر یا زود همه‌چیز به حالت قبل برمی‌گرده. حالا یه سؤال جدی از خودت بپرس: وقتی چشم‌هات رو می‌بندی و خودت رو تصور می‌کنی، چی می‌بینی؟ یه آدم چاق یا یه آدم متناسب؟

🖼 تصویر ذهنی چاق یعنی چی؟

تا حالا شده فکر کنی چرا هر رژیمی می‌گیری، آخرش برمی‌گردی به نقطه‌ی اول؟ یا چرا حتی وقتی وزن کم می‌کنی، حس چاق بودن رهات نمی‌کنه؟ جواب این سؤال‌ها توی یه مفهوم کلیدیه: تصویر ذهنی چاق.

تصویر ذهنی چاق یعنی تو در عمق ذهن ناخودآگاهت، خودت رو یه آدم چاق می‌بینی. حتی اگه عدد روی ترازو کم بشه، حتی اگه بقیه بگن «چقدر لاغر شدی»، تو هنوز با چشم ذهنت خودت رو همون آدمی می‌بینی که سال‌ها با چاقی، نارضایتی و سایزهای بزرگ زندگی کرده.

من سال‌ها موقع خرید لباس فقط سایزهای بزرگ و رنگ‌های تیره انتخاب می‌کردم، چون فقط همون‌ها بهم میومدن. این عادت حتی وقتی وزن کم می‌کردم هم ادامه داشت. یعنی بدنم چند کیلو کم کرده بود، ولی تصویر ذهنیم هنوز داشت لباس‌های من رو انتخاب می‌کرد.

ذهن ما بر اساس سناریویی که بهش دادیم عمل می‌کنه. اگه توی این سناریو نوشته باشه «من همیشه چاقم، غذا خوردن برام گناهه، لباس قشنگ به من نمیاد و لاغر شدن برام سخته»، ذهن هر روز همین سناریو رو اجرا می‌کنه. نتیجه‌اش اینه که حتی اگه خودت رو توی باشگاه خسته کنی یا از غذای موردعلاقه‌ات بگذری، ذهنت یه راهی پیدا می‌کنه که همه‌چیز رو به تصویر اصلی برگردونه. مثلاً:

  • بعد از یه مدت رژیم، پرخوری‌های شبانه شروع می‌شن.
  • با یه اتفاق ناراحت‌کننده، دوباره برای آروم شدن سراغ غذا می‌ری.
  • ناخودآگاه لباس‌های گشاد انتخاب می‌کنی تا بدنت رو بپوشونی.

همه‌ی این‌ها یعنی ذهن داره تلاش می‌کنه با تصویر ذهنی چاقت هماهنگ بمونه. تا وقتی این تصویر تغییر نکنه، تغییر جسم یا موقته، یا با رنج همراهه. ولی تصویر ذهنی قابل تغییره و می‌شه کم‌کم با آگاهی و تمرین، یه تصویر تازه جاش گذاشت: تصویر یه آدم متناسب، راضی و سبک.

تصویر ذهنی چاق و تصویر ذهنی لاغری

✨ چطور تصویر ذهنی لاغری بسازیم؟

تا وقتی تصویر ذهنیت چاقه، رفتارهات هم دیر یا زود برمی‌گردن به همون حالت آشنا. ولی ساختن تصویر ذهنی لاغری کار غیرممکنی نیست. نه ژن خاص می‌خواد، نه اراده‌ی فوق‌العاده؛ فقط آگاهی، تمرین و کمی صبر. سه قدم مهمش رو با هم مرور کنیم.

۱. باورهات رو پیدا کن

تصویر ذهنی روی باورهای ما ساخته شده. اگه ذهنت پر از این جمله‌هاست:

  • «من هر کاری کنم، آخرش چاق می‌شم.»
  • «لاغر بودن مال بقیه‌ست، نه من.»
  • «ارثیه، دیگه نمی‌شه کاریش کرد.»

بدون که این‌ها ستون‌های تصویر ذهنی چاقی تو هستن. من سال‌ها جمله‌ی «چاقی من ارثیه و هر کاری کنم لاغر بشو نیستم» رو به همه می‌گفتم. هم بهانه‌ی خوبی بود برای اینکه نتیجه نگرفتنم رو توجیه کنم، هم ته دلم هنوز امیدوار بودم.

قدم اول اینه که این باورها رو ببینی، بنویسی و آروم‌آروم با جمله‌هایی جایگزینشون کنی که هم درست باشن و هم تو رو به سمت لاغری ببرن. اولین قدم خود من این بود که بپذیرم صددرصد مسئول چاقی، اشتها و پرخوری خودم هستم. از اون روز ژنتیک و متابولیسم از فهرست مقصرهای من خط خوردن.

۲. تجسم کن، ولی با احساس

ساختن تصویر ذهنی لاغری بدون تجسم ممکن نیست. هر روز فقط پنج دقیقه چشم‌هات رو ببند و خودت رو ببین:

  • با لباسی که همیشه دوستش داشتی، ولی فکر می‌کردی «به من نمیاد».
  • در حال راه رفتن توی خیابون، با حس سبکی.
  • توی یه مهمونی خانوادگی، بدون اینکه فکر کنی همه دارن غذا خوردنت رو نگاه می‌کنن.

نکته‌ی مهم اینه که تجسم باید با احساس همراه باشه؛ یعنی حس آزادی و سبکی رو واقعاً تجربه کنی. من خودم هر روز چند دقیقه چشم‌هام رو می‌بستم و خودم رو با همون رنگ‌های زرشکی و سبزی می‌دیدم که همیشه دوست داشتم ولی سال‌ها به جاشون تیره پوشیده بودم. برای ذهن، فرق زیادی بین یه تجربه‌ی واقعی و یه تجربه‌ی ذهنی واضح نیست. هر چی بیشتر این تصویر رو بهش نشون بدی، بیشتر باهاش آشنا می‌شه. اگه می‌خوای این تمرین رو دقیق‌تر یاد بگیری، مقاله‌ی تصویرسازی ذهنی برای لاغری رو بخون.

۳. با کلمه‌هات تصویر بساز

هر جمله‌ای که با خودت می‌گی، روی تصویر ذهنیت اثر می‌ذاره. وقتی می‌گی «من هیچ‌وقت نمی‌تونم لاغر بشم»، «بدن من خیلی مقاومه» یا «هر چی می‌خورم چاق می‌شم»، داری همون تصویر قدیمی رو پررنگ‌تر می‌کنی.

ولی اگه جمله‌هات رو عوض کنی، تصویر هم کم‌کم عوض می‌شه. مثلاً:

  • به جای «من چاقم»، بگو: «دارم لاغر شدن رو یاد می‌گیرم.»
  • به جای «باید لاغر بشم»، بگو: «دوست دارم لاغری رو تجربه کنم.»

این دو تا جمله رو خودم سال‌ها تکرار کردم. وقتی با قانون جذب آشنا شدم، فهمیدم کلمه‌ی «باید» برای من یعنی جنگیدن و سختی کشیدن، برای همین جاش رو به «دوست دارم» دادم. و وقتی ذهنم مسخره‌ام می‌کرد و می‌گفت «تو لاغر بشو نیستی»، جواب می‌دادم: «درسته، ولی دارم لاغر شدن رو یاد می‌گیرم و وقتی به اندازه‌ی کافی یاد بگیرم، روی جسمم هم اثر می‌ذاره.» این جمله دروغ نبود، پس ذهنم باهاش نجنگید.

تصویر ذهنی لاغری یه‌شبه ساخته نمی‌شه، ولی هر روزی که روش کار کنی، یه قدم به اون تصویر نزدیک‌تر می‌شی.

تصویر ذهنی لاغری

⚖️ چرا رژیم‌ها جواب نمی‌دن؟

رژیم گرفتن بدون تغییر تصویر ذهنی، یه تغییر سطحیه که دوام نداره. خیلی‌ها فکر می‌کنن با حذف نون، ورزش سنگین یا شمردن کالری لاغر می‌شن. ولی تا وقتی توی ذهنت هنوز خودت رو «اون آدم چاق همیشگی» می‌بینی و حس می‌کنی «لاغری مال بقیه‌ست»، ذهن همون نسخه‌ی قدیمی رو دوباره و دوباره اجرا می‌کنه.

من این رو قبل از خواستگاری با همه‌ی وجودم تجربه کردم. خانواده‌ی همسرم که همه متناسب بودن، شرط گذاشتن که کمی وزن کم کنم. به پیشنهاد یه دوست متناسب، یه رژیم و برنامه‌ی ورزشی سخت رو شروع کردم و خوب هم کم کردم. ولی از روز اول منتظر تموم شدنش بودم. وقتی موافقت کردن، ظرف دو سه هفته به حالت قبل برگشتم؛ ولی دیگه خانواده‌ی همسرم راهی برای مخالفت کردن نداشتن😄. بدنم چند کیلو کم کرده بود، ولی تصویر ذهنیم حتی یه ذره هم عوض نشده بود.

برای همین، اگه می‌خوای واقعاً تغییر کنی، اول باید نگاه ذهنت رو به سمت آینده‌ای بچرخونی که دلت می‌خواد؛ جایی که سبک، راحت و بدون وسواس غذا زندگی می‌کنی. تا تصویر ذهنی عوض نشه، هر رژیمی فقط یه تغییر موقته.

🌱 کسایی که موفق می‌شن چه فرقی دارن؟

کسایی که در دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها روی تصویر ذهنیشون کار می‌کنن، یاد می‌گیرن خودشون رو در ذهن ببینن که توی مهمونی راحت غذا می‌خورن، عذاب وجدان ندارن و لباس‌هایی می‌پوشن که دوست دارن. در مقابل، کسی که هنوز درگیر تصویر ذهنی چاقه، فقط خاطره‌های شکست رو مرور می‌کنه.

من با همین تغییر نگاه، بدون رژیم و باشگاه و قرص، حدود ۳۰ کیلو کم کردم و از اون موقع متناسب موندم. اون‌قدر تغییرم برای اطرافیانم عجیب بود که بعضی‌ها ازم پرسیدن عمل معده انجام دادم یا نه. ولی تغییر اصلی جایی بود که دیده نمی‌شد: توی ذهنم.

رژیم و تصویر ذهنی لاغری

📝 تمرین: تصویر الانت رو بنویس

اگه می‌خوای تصویر ذهنی لاغری رو بسازی، اول باید بفهمی الان چه تصویری از خودت داری. همون‌قدر که دست به غذا بودن ما رو چاق می‌کنه، دست به قلم بودن ما رو لاغر می‌کنه. با صداقت به این سؤال‌ها جواب بده:

  1. الان خودت رو چطور می‌بینی؟ اگه یه دوربین مخفی از یه روز عادیت فیلم می‌گرفت، چه تصویری ضبط می‌کرد؟
  2. وقتی جلوی آینه می‌ایستی، چه فکرهایی به ذهنت میاد؟ دقیقاً همون جمله‌ها رو بنویس.
  3. چه باورهایی جلوی ساختن تصویر ذهنی لاغری تو رو گرفتن؟ مثلاً «ارثیه» یا «به من نمیاد».
  4. اگه قرار بود یه فیلم کوتاه از نسخه‌ی متناسب خودت بسازی، چه صحنه‌هایی توش می‌ذاشتی؟ چه لباسی پوشیده بودی و کجا بودی؟
  5. یکی از باورهای مرحله‌ی سوم رو انتخاب کن و یه جمله‌ی جایگزین درست براش بنویس.

یه دفتر کوچیک برای این تمرین درست کن و هر روز توش چند خط بنویس. لازم نیست جمله‌ی جدید رو از اول باور کنی؛ فقط تکرارش کن.

📝 برام بنویس

تا حالا شده وزن کم کنی ولی هنوز توی آینه خودت رو همون آدم قبلی ببینی؟ وقتی چشم‌هات رو می‌بندی، خودت رو چطور می‌بینی؟ توی قسمت نظرات برام بنویس.


اگه تمرین رو انجام دادی، صحنه‌ای که از نسخه‌ی متناسب خودت ساختی رو هم بنویس. شاید خوندنش به یه نفر دیگه کمک کنه تصویر ذهنی لاغری خودش رو بسازه.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

تصویر ذهنی لاغری یعنی چی؟

یعنی تصویری که در ذهن ناخودآگاهت از خودت داری متناسب باشه. آدم‌های متناسب خودشون رو این‌طوری می‌بینن و برای همین حتی بعد از پرخوری، رفتارشون به حالت متعادل برمی‌گرده.

چرا بعد از کم کردن وزن هنوز حس چاقی دارم؟

چون بدنت تغییر کرده ولی تصویر ذهنیت هنوز همون تصویر قدیمیه. تا وقتی این تصویر عوض نشه، ذهن تلاش می‌کنه تو رو به حالت آشنای قبلی برگردونه.

چطور تصویر ذهنی لاغری بسازم؟

باورهای قدیمی‌ات رو پیدا کن و جمله‌های درست جاشون بذار، هر روز چند دقیقه با احساس خودت رو در بدن دلخواهت تجسم کن و به جای «باید لاغر بشم» بگو «دوست دارم لاغری رو تجربه کنم».

چرا رژیم‌ها تصویر ذهنی رو تغییر نمی‌دن؟

چون رژیم فقط رفتار رو برای مدتی تغییر می‌ده و کاری به تصویری که از خودت داری نداره. وقتی رژیم تموم بشه، همون تصویر قدیمی دوباره رفتارها رو هدایت می‌کنه.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.55 از 67 رای

https://tanasobefekri.net/?p=10895
32 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار حسن شهبازی
      ۱۴۰۴/۰۴/۰۵ ۱۲:۵۱
      مدت عضویت: 2310 روز
      امتیاز کاربر: 22250 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 392 کلمه

      سلام به استاد عزیز

      و دوستان گرامی

      خداروشکر تو ذهن من لاغر شدن که همیشه با رژیم و هزارتا روش دیگه بهش توجه میکرد دیگه رفته ینی هر جا اسم لاغری و و لاغر شدن میاد ناخوداگاه ذهنم میاد سمت سایت و اینکه باید اول تو ذهنم متناسب بشم بعدش بدنم خود به خود متناسب میشه حتی گفتگوهای ذهنم عوض شده مثلا اگر یه پودری معرفی کنن که لاغر میکنه ذهنم میگه تو که میدونی این پودر لاغری اگرم لاغر کنه موقتی هستش اصل لاغری رو تو سایت تناسب فکری هستش  فقط من  تصویر های ذهنی چاقیم هنوز پاک نشده کمرنگ شده ولی از بین نرفته حالا اینجا تمرین ها رو میخوام انجام بدم

      • الآن خودتو چطور می‌بینی؟ اگه یه دوربین مخفی از تو وجود داشت، چه تصویری ضبط می‌کرد؟
      • تصویر من از خودم بیشتر تو ناحیه شکمم هستش که بزرگه چونکه از بچگی شکمم بوده که یسره رو مخم بوده و موقع پیرهن و شلوار پوشیدن حسابی اذیت میشدم و باید شلوارهایی میپوشیدم که از کمر سایز بزرگ میگرفتم که اندازه بشه بهم ولی از پاهام حسابی گشاد بود
      • وقتی جلوی آینه وایمیستی، چه افکاری تو سرت میاد؟

      به این فکر میکنم که شکمم تخت بود چه لباس هایی میتونستم بپوشم و همش سایز شکمم جلو چشام هستش

      • آیا تا حالا سعی کردی خودتو به شکل یه آدم متناسب تصور کنی؟ چه حسی داشتی؟
      • بله خیلی هم موفق بودم فقط مشکلم اینکه ادامه نمیدم اتفاقا اونقدر احساساتی میشم اشکمم میاد از ذوق پوشیدن لباس های اندامی و رنگ روشن که وقتی تصور میکنم حس فوق العاده ای میگیرم و تو لحظات بهترین زمان هایی هست که میگزرونم.
      • اگه قرار باشه یه فیلم از نسخه لاغر خودت بسازی، چه صحنه‌هایی توش می‌ذاری؟ پیاده‌روی؟ لباس مورد علاقه‌ات؟ لبخند؟
      • اول از همه پوشیدن لباس های اندامی و رنگ روشن و اینکه میرم سر کمد لباسام و هر مدل لباس باساسز لارج انتخاب میکنم و میپوشم
      • موقع پیاده روی و راه رفتن شکم تخت و خوش فرم بودن لباس تو تنم 
      • رفتن جلوی اینه و دیدن خودم و لذت بردن از شکم صاف و تخت خودم
      • رفتن به لباس فروشی و خریدن لباس های سایز مدیوم و لارج
      • چه باورهایی مثل آجر جلوی تصویر ذهنی لاغری تو رو گرفتن؟ بنویس و بعدش یکیش رو آگاهانه خراب کن!
      • باور اینکه خوردن تاثیر تو چاقی شکمی داره و نمیزاره شکم کوچیک بشه خوردن بیشترین تمرکز رو ازم میگیره ، امیدوارم از الان بتونم این باور رو هر روز کمرنگ و کمرنگتر کنم
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Sanaz 🌺
      ۱۴۰۴/۰۴/۰۵ ۰۶:۰۱
      مدت عضویت: 1954 روز
      امتیاز کاربر: 36731 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 520 کلمه

      به نام خدا 

      سلام و درود خدمت استاد عزیز و گرامیم و دوستان همراهم. 

      امروز قراره درباره ی تجسم بنویسم ،درباره‌ی تصویر ذهنی .

      یادمه آخرین باری که با کمک دکتر تعذیه به وزن ۵۹ کیلو رسیده بود و خیلی لاغر شده بودم ، از اون لاغری هایی که به من می گفتن خیلی لاغر شدی و بهت نمیاد و من با قد ۶۴ این وزن با کاهش وزن ۱۶ کیلویی یک خورده کم بود و داشتم از فرم خارج می شدم .

      اما برای من اصلا شیرین و دوست داشتنی نبود و راضی نبودم و هر روز تلاش می کردم وزنم رو کمتر کنم ،چون خودم رو متناسب نمیدیدم .

      خیلی تلاش کردم و کمتر نشد و من هر روز ناراضی تر بودم و یک روز با دست خودم بخاطر نارضایتی که نشد، همه چی رو خراب کردم .

      درسته مسیرم سخت و اشتباه بود ولی شده بود .

      امروز که این مطلب رو خوندم علت نارضایتی خودم رو متوجه شدم ،درسته ! تصویری که از خودم داشتم چاق بود و این علتی بوده که من، راضی و خوشحال نبودم و فکر می کردم باید لاغر تر بشم تا به شادی و سبکی و خوشحالی برسم .

      اون تصویر منه چاق باعث شد  دوباره چاق بشم .

      بعد از این زمان بود که با تناسب فکری آشنا شدم و بعد از چند سال، در دوره ی ورود به ضمیر ناخودآگاه با تجسم آشنا شدم و اون جا برام یک جهش عالی داشت و تصویر سازی رو خوب یاد گرفتم و حتی در طول روز خودم رو متناسب می دیدم و جالب اینکه این تصویر سازی کمک می کرد که رفتارهای غذاییم کاملا درست باشه .

      اما بعد از مدتی و با چالشی در زندگی که ذهنم رو بهم ریخت اون تصویر سازی خراب شد و الان دیگه واقعا نمی تونم به اون خوبی تصویر سازی کنم .

      حقیقتا تصویر لاغری که هیچ ،در واقع الان که جلوی آینه میرم فقط شکم و پهلو می بینم و به خودم میگم پس کی متناسب میشم ؟😔

       با وجود اینکه تغییرات رفتاری بسیار خوبی داشتم ولی اون نتیجه هنوز رقم نخورده .

      دقیقا دارم به این سوال فکر می کنم که چه باورهایی مانع لاغری من شدن ؟

      شاید الان اولیش کمی ناامیدی باشه .

      اما اشکالی نداره ،از همین حالا دوباره شروع می کنم و حتی شده برای یک ثانیه دوباره از خودم تصویری زیبا می سازم .

      باورها رو دوباره پیدا می کنم و از عبارت‌های زیبایی درباره ی خودم استفاده می کنم .

      دوست دارم دوباره خودم رو در حالت متناسب ببینم، در هر کاری در تناسب باشم .

      سبک ،زیبا ،در آرامش .

      خودم رو در پارک تصور می کنم که با یک بلوز و شلوار زیبا و اندازه در حال پیاده روی هستم به سبکی باد ، شاد و سرحال .

      خودم رو موقع نرمش تصور می کنم ،وقتی که دستم رو به پهلوها می زنم و دیگه پهلویی نیست و دستم دور کمرم حلقه میشه .

      چقدر لذت بخشه تصویر تناسب اندام .

      الان می خوام برم تصویر زمینه گوشیمو عوض کنم و بانوی زیبا و ورزشکاری رو روی اون بذارم .

      هیچ وقت دیر نیست ،دوباره شروع می کنم ،حتی برای چند ثانیه .

      خدایا شکرت ،حالم خیلی خوب شد .

      استاد عطارروشن بسیار سپاسگزارم. 🙏🌺🌟

      در پناه حق باشید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۴/۰۴/۰۵ ۰۰:۵۱
      مدت عضویت: 822 روز
      امتیاز کاربر: 29905 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 240 کلمه

      سلام من همیشه تصویرچاقی توذهنم داشتم چون همیشه بماگفته بودن چاقیت ارثیه وتونمیتونی لاغربشی برالاغرشدن بایدخیلی تلاش کنی کم بخوری بیشترفعالیت کنی شام روساعت ۷بخوری بعدش چیزی نخوری چون چاق میشی صبحانه روزودبخورچربی سوزی توتایم خواصی هست ناهارروقبل سه بخورپایی سبزیادت نره شکلات حتمابخور سرکه سیب بخور ما بااینجورافکارزندگی کردیم تااومدیم غذابخوریم کافی بوددوتالقمه اضاف بخوریم نگرشه ولمون نمیکرد ازجمع ها فراری ازپوشیدن لباس دلخواه محروم بودیم چاقی انگارخوشی روازماگرفته بودهمیشه تو رنج بودیم بی اعتمادبنفس تامیرفتیم جلوایینه هی میگفتیم کی بشه منم لاغربشم شکم وپهلواب بشه بعدش میگفتیم میشه تصمیم میگرفتیم کم‌ بخوریم نون وبرنج روحذف شیرینی حذف ولی بعدچندروزشکست میخوردیم میگفتم نه نمیشه کارمانیست رژیم کالری ازعددترازوچقدرمیترسیدیم چقدرحرص میخوردیم غذارو اهرم لدت مبدونستیم توخوشی وناراحتی میرفتیم سراغ خوردن غذا مسکن موقته ولی التیام بخش نیست ماتغییرات روبایدازذهن ببینیم نه توبشقاب نه باگفتن من انگیزه ندارم وقتی باروش ذهنی اشنا شدیم فهمیدیم لاغرشدن اسان ترین کاردنیاست من بایدیادبگیرم چه موقع گرسنه هستم بخورم اونم نه درحدانفجاردرحدتعادل وقتی سیرم نرم سراغ غذاذهن مابایدیادبگیره رزیم ورزش چاره کارنیست ازغذانترسیم وقتی بابدنمودوست باشیم وباهاش به صلح برسیم چقدرلاغری براماراحته وقتی باذهن یک تصویرسالم ازبدن سالم بسازیم من خودم انجام میدم وخیلی منوبه هدف نزدیک کرده واین کارباد ناخوداگاه   من هماهنگ هست وقتی خودنوتویک اندام متناسب بالباس متناسب تصورمیکنم چقدرحس وحالم خوب میشه وقتی دوتالقمه اضاف خوردم به نجوااهمیت نمیدم ذهنم عادت کرده به این نجواهای قدیمی اگرغذاتوبشقاب اضاف اومدنمیخورم براخودم ارزش قایلم بدنم سطل اشغال نیست من انسان بالیاقتم وصاحب ارزش 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار هلن
      ۱۴۰۴/۰۴/۰۴ ۲۱:۰۸
      مدت عضویت: 862 روز
      امتیاز کاربر: 17625 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 72 کلمه

      سلام استاد 

      کاش کمی تمرین صبر کردن هم بود

      کلید شکست من همیشه عجله بود… دنبال نتیجه بودن سریع

      واین همیشه کارها را خراب میکنه

      ولی افسوس وصد افسوس از این عجله که کارها را خراب میکنه

      ولی کاش تمرینی برای صبر وانتظار بود

      یدفعه، یه شبه، یهویی لاغرشدن انتظار زیاده ازحدی که از خودم دارم

      وصبر نمیکنم حتی به این دوره، از این دوره به اون دوره پریدن… ازاز این رژیم به اون رژیم رفتن

      اول کار دنبال آخرکارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار حسن شهبازی
        ۱۴۰۴/۰۴/۰۵ ۱۲:۵۸
        مدت عضویت: 2310 روز
        امتیاز کاربر: 22250 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 30 کلمه

        سلام دوست عزیز

        ای گفتی این صبر نکردن همه چی رو خراب میکنه من فقط فقط با عجله کردن تمام پل هایی که میسازم رو خراب میکنم 

        ای کاش یزره صبور بودم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Vafraze12
      ۱۴۰۴/۰۴/۰۴ ۲۰:۰۷
      مدت عضویت: 2400 روز
      امتیاز کاربر: 22226 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 589 کلمه
      • من هرام استاد عزیزم من بعد از مدتها آمدم این قسمت از سایت مطمینم این کار ناخوداگاه من بوده که من رو به اینجا کشونده و می خاد راه درست رو نشونم بده. 
      • از این جملتون خیلی خوشم آمد
      • که برلی تغییر لز یک اجر شروع کنم
      • بله من در مقابل دیوار بلند چاقی یک آجر را امروز می زارم و با صبوری و تمرین و تکرار برای این دیوار مصالح و احرهای دیگریفراهم می کنم. 
      • من تا حالا فقط آجرها را سربه سر می ذاشتم و متوجه نبودم که اگه مصالح را لابلاشون نذارم زودی می ریزه. 
      • من فقط دلم خوش بود که دوره را هریدم و دیگه زد خسته می شدم و از تمرین ها غافل بودم وسیت می رفتم ـ
      • خوب اینکه نشد بلید دیواری بسازمکه محکم بهش تکیه بدم
      • من هر بار تا نصفه می رفتم و دوباره سرجای اولم برمی گشتم با یک تکیه تمام آجرها می ریختن روی سرم.
      •  من تغییر را در ذهن دارم در ذهنم خودمو تصور کنم که متناسبم ذهن من همیشه مراقبمه
      • اون از تغییر خیلی خوشش نمی یاد اما اگر من هر روز یک تصویر از خودم بهش بدم اون با من راه می یاد و من راحت متناسب میشم. 
      • صفیه جان خیلی ها تونستن حتی خود استاد تو هم می تونی فقط کافیه به این دوره ایمان داشته باشی و هر روز یک قدم موچیک برلی خودت بر داری 
      • خدایا ممنونتم
      •  
      • حرفا و آموزشهاتون فوق العادهاست 
      • الآن خودتو چطور می‌بینی؟ اگه یه دوربین مخفی از تو وجود داشت، چه تصویری ضبط می‌کرد؟
      • من الان خودمو چا می بینم با شکمی گنده تصویر من در دوربین یک فرد چاق پهن بود
      • وقتی جلوی آینه وایمیستی، چه افکاری تو سرت میاد؟ صادق باش!
      • اولش به لوپام نگا می کنم که چقدر بزرگ شدن بعد به قفسه سینه ام که چقد پهن و بزرگه و بعدش هم به چشمم به شکم گنده ام می افته که خیلی بزرگه
      • آیا تا حالا سعی کردی خودتو به شکل یه آدم متناسب تصور کنی؟ چه حسی داشتی؟
      • آره 
      • الان اون حس را دارم راحت راه می رم هر لباسی که دوست دارم می تونم بپوشم.  خیلی شادم و با حس قشنگی قدم برمی دارم آرامش دارم و از امیز کردن خونه لذت می برم و همش حواسم به خودم هست. 
      • اگه قرار باشه یه فیلم از نسخه لاغر خودت بسازی، چه صحنه‌هایی توش می‌ذاری؟ پیاده‌روی؟ لباس مورد علاقه‌ات؟ لبخند؟
      • دوست دارم چهره قشنگ و زیبایم را همه ببینن از پیاده روی لذت می برم ومثل فنر این طرفو اونطرف می رم همیشه رو لبام لبخند هست. 
      • هر لباسی بخوام که بر تن مانکنها هست من هم می پوشم وای چه لذتی دعره پوشیدن این لباسا از رنگها و مدلهای متفاوت می پوشم و از خودم و و وجودم لذت می برم و عشق می کنم
      • چه باورهایی مثل آجر جلوی تصویر ذهنی لاغری تو رو گرفتن؟ بنویس و بعدش یکیش رو آگاهانه خراب کن. 
      • این شکم اب شدنی نیست. 
      • تو تا حالا چاق بودی اگه لاغر کنی همه می گن حتمذ یک بیماری لاعلاج گرفته. 
      • این لباسا همیشه همینطوری به تنت زتر می زنه. 
      • درسته که من اگه لاغر بشم مردم نظرات متفاوتی به من پیدا می کنن ولی مردم ازادن هر چی دوست دارن فک کنم. 
      • من زندگی خودمو دارم منبرای خودم نفس میکشم پس نفسهای راحتی را می کشم. 
      • من برای خودم زنده ام قلب من فقط برلی من می تپه پس مواظبشم که چربی ها کارشو مختل نکنه. 
      • مردم شاید در یک نگاه من را ببینن ولی من هر ثانیه هر روز هر ساعت جسمم را می بینم پس جسمی را متصور می شم کهه از دیدنش لذت ببرم و همیشه با شادی زندگی کنم. 
      • من برلی خودمزندگی می کنم پس سبک زندگیمو تغییر می دم تا تمام زندگیم تغییر کنه. 
      •  
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 6 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سحر
      ۱۴۰۳/۰۳/۰۲ ۰۲:۱۳
      مدت عضویت: 1236 روز
      امتیاز کاربر: 63992 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 447 کلمه

      سلام استاد عزیز و مهربونم امشب بعد از مدت ها دوباره اومدم این قسمت سایت و این مطلب فوق العاده رو مطالعه کردم.من متوجه مرور یک سری افکار شدم و علاوه بر ادامه دادن دوره هام اما ایده اومد که بیام این قسمت سایت.

      استاد اول از همه بگم که این نوشته ها رو من وقتی اولین بار وارد سایت شدم شروع کردم هر شب مطالعه کردن در واقع وقتی وارد سایت شدم به صورت هدایتی با قسمت های مختلف سایت کم کم آشنا شدم هرر شب هر روز مطالب رو مطالعه میکردم و از خوندن مطالب لذت وافری میبردم و همون روزای اول احساس آرامش فوق العاده و حس خیلییی خوووب در من ایجاد شد و امشب با اومدن دوباره به این قسمت دوباره همون حال و هوای عالی که تو اون روزا برای من مثل دمیدن دوباره روح در بدنم بود برام تداعی شد.و منو از اون ناامیدی و اون تیرگی بیرون کشید.

      استاد آشنا شدن با قدرت ذهن در لاغر و متناسب شدن و متناسب موندن برای ما که همه روش ها رو امتحان کردیم یا حداقل چند روش رو به مدت طولانی امتحان کردیم بسیار بسیار ارزشمنده شما فکر کنید در مورد یه مساله که شده بود بزرگ‌ترین مشکل زندگیمون و ما تصور میکردیم لاینحل ترین مشکل زندگیمونه و همیشه در یک ناکامی و ناامیدی بدی به سر میبردیم نمیدونم‌چطور توصیفش کنم اما دقیقا مثل تولد دوباره میمونه اره تولد دوباره!

      در واقع من فکر میکنم تمام افرادی که برای لاغری وارد سایت میشن وقتی از قدرت ذهن برای لاغر شدن استفاده میکنن و نتایج خیلی عالی میگیریم تو همه جنبه های زندگیمون تازه ایمانمون به قدرت ذهن اونقدر زیاد میشه که در تمام مسائل دیگه مون با اعتقاد راسخ ازش استفاده میکنیم چون چاقی از نظر ما یه مساله ای بود که حل شدنی نبود حالا که حل میشه میگیم وقتی این مشکل حل شد پس بقیه مسائل که دیگه چیزی نیستن!

      خیلییی کلید عالی تو این مقاله ارائه شد که دقیقا مساله رو از ریشه حل میکنه اونم تصویر ذهنی که تو یکی از فایل ها دقیقا جمله تون رو یادمه که فرمودین و این قدرت مغز انسانه که تصاویر رو به واقعیت تبدیل میکنه!

      حالا آگاه شدن ما از تصاویر حالِ حاضر ذهنی مون و تغییر این تصاویر ذهنی نیاز به آموزش داره و خدارو شکر که استاد آموزش های دوره های لاغری جوری هستن که در تمام زمینه های دیگه زندگی مون قابل اجرا هستن و این از برکات آموزش های شماست.

      خدارو هزاران بار شکر میکنم بابت اون روزی که تسلیم خدا شدم و ازش هدایت خواستم و منو با شما استاد عزیزم آشنا کرد.در واقع دمِ خدا گرم که اییینقدر زیبا هدایت میکنه 

      خیلی دوستون دارم سایه تون مستدام باشه استاد عزیز و مهربونم🙏🏻🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 11 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار pooldarjazzab@yahoo.com
      ۱۴۰۰/۱۰/۱۱ ۱۳:۲۹
      مدت عضویت: 1789 روز
      امتیاز کاربر: 749 سطح ۲: کاربر متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 499 کلمه

      سلام . چه نکته ی خوبی در متن بود . 

      علت ترس از چاقی دیدن تصاویری چاق از خودمان در ذهنمان است که در ما ایجاد حس ترس می کند . 

      پس برای رها شدن از این ترس باید بتوانیم تصاویر ذهنی لاغر و متناسب از خودمان در ذهنمان بسازیم . 

      شاید این تصاویر در ابتدا با تصاویر چاقی با هم در یک جهت نباشند و ذهن آنها را واقعیت بداند ولی ما با استمرار در تصور تصویر لاغری خود می توانیم این تصویر را برای ذهن جایگزین کنیم . 

      خب تصویر چاق من خیلی دردناک است ولی تصویر لاغری من خیلی شاداب است . 

      من وقتی که یک شخص متناسب هستم بسیار زیبا و خوش اندام با دستها و پاهای کشیده و کمر باریک و پهلوهای فرو رفته و  شکم تخت هستم . 

      این تصویر را دوست دارم . به من حس زیبایی و نشاط می دهد . این من سبک است . 

      این من سریع حرکت می کند . 

      این من از زندگی لذت میبرد .

      این من از غذا خوردنش لذت میبرد . 

      این من غذا را پناه خودش نمیداند . 

      این من نگرش چاق کننده به غذاها ندارد . 

      این من نگرش کسب انرژی از غذاها دارد . 

      او غذا را میخورد که رفع نیاز بدنش شود و به اندامهای بدنش انرژی برساند . 

      این من از روزش در جهت شادی و آرامش استفاده می کند . 

      این من مهربان و دوستداشتنی است . 

      من متناسب خیلی زیباست . 

      پوستش کشیده و صاف است . جوان است . 

      این من متناسب لباسهای زیبا را انتخاب میکند . این من متناسب برای تفریح و لذت فعالیت میکند . این من متناسب به خود سختی نمیدهد ‌ .

      این من متناسب خندان و شاداب است . 

      این من متناسب پوستش سفید است . موهای پر پشتی دارد . 

      ذهن من میگوید این تصویر واقعیت ندارد . 

      من به او میگویم مگر آن تصویر چاق واقعیت داشت که  هربار آن را در سر من می کوبیدی . 

      اکنون هماز تو میخواهم این تصویر زیبا را جایگزین آن تصویر کنی . 

      تصور کن چه حس خوبی دارد وقتی لباسهای زیبا را به تنت می کنی و با آن لباسها روبروی آیینه می ایستی و خودت را تماشا می کنی . تصور کن چه حس خوب و لذتبخشی به تو دست میدهد وقتی با این اندام زیبا انواع مانتوها را به تن می کنی و از پوشیدن آنها لذت میبری . 

      تصور کن چقدر زیبایی وقتی که در خیابان با اندام متناسب حرکت میکنی و دیگر از چاقی ات خجالت نمیکشی بلکه سرافراز با قدمهای سنگین حرکت میکنی و بر روی جاده میخرامی . 

      تصور کن چه لذتی دارد وقتی با این اندام متناسب با دوستانت به تولد دعوت میشوی و تو می رقصی و همه از تو میپرسند چقدر خوب شدی . چیکار کردی؟ 

      تصور کن چقدر لذتبخش است با اندام متناسب با اسکیتهایت در سنگفرش پارک حرکت کنی و کلی از این تفریح و بازی لذت میبری . 

      این ها همه تصور اندام لاغریست که من و تو شایسته ی آن هستیم . اما ما باید این تصویر را به کمک تکرار در نوشتن حفظ کنیم . 

      لاغر شدن خیلی زیباست . 

      من عاشق لاغر شدن هستم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 16 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهام خضرلو
      ۱۴۰۰/۱۰/۰۴ ۱۱:۳۶
      مدت عضویت: 2620 روز
      امتیاز کاربر: 6438 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 239 کلمه

      سلام استاد عزیزم 

      امروز برای راحت کردن لاغری تو ذهنم هدایت شدم اینجا دارم چند روزه روی باور لاغری و راحت بودن لاغری کار میکنم .دیروز یک فایلی ازتون گوش دادم

      گفتین حال خوب یا بدتون هیچ ربطی به چاقی یا لاغری نداره حال بدتون رو ربط ندین به چاقی اینا دو موضوع جداگانه هست اگه درست فهمیده باشم گفتین حال خوب تو دوره تون هم ربطی به زود لاغر شدن.نداره حال خوب کمکه میکنه تو مسیر باشین .وهی همش نگین استاد من که.مدتهاس حالم خوبه چرا لاغر نمیشم چرا نتایج نمیاد .

      کمی جا خوردم راستش منم فکر میکردم که من که حالم خوبه چرا نتایج در جسمم نمیاد .

      و حالا اینجا هدایت شدم وبهم یادآوری شد که باید تصاویر ذهنیم عوض بشه باید تصاویر چاقی از ذهنم پاک بشه تصاویر لاغری جایگزین بشه تا لاغر بشیم .

      تغییر تصاویر ذهنی هم منوط به تغییر فرمولهای ذهنی چاقی هست اگر فرمول ها عوض بشه رفته رفته تصاویر ذهنی لاغری جایگزین چاقی میشه وبعد این تصاویر در جسم خودشو نشون میده .

      یک نکته هم یادم رفت تو اون فایل هم گفتین حال خوب خیلی خوبه و ارزشمند و مهم شاید در جسم اثر نکنه ولی یه آدم لاغر بدحال به چه درد میخوره پس مهم اون حال خوبه هست 

      خیلی از افراد لاغر هستن که اصلا شاد نیستند و همش افسرده هستن پس حال بد شما هم به چاقیتون ربط نداره یه چیز درونیه 

      حال خوب لاغری رو راحت میکنه مسیرلاغری رو لذت بخش میکنه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 16 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار saberizahra80
      ۱۴۰۰/۰۲/۲۷ ۰۸:۴۳
      مدت عضویت: 2512 روز
      امتیاز کاربر: 3626 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 757 کلمه

      سلام🙂

      تصویر مربوط به این مقاله خیلی نکته داشت بله اینجا متناسب شدن با قدرت ذهنه و با تکرار و تمرین ذهنی هست که ما به تناسب میرسیم و این دقیقا عین دمبل زدن مغز هست👌

      همه ما برای برطرف کردن چاقی راههای زیادی رو رفتیم ولی هیچ کدوم نتیجه بخش نبوده و ما رو به لاغری همیشگی نرسونده برعکس به محض رها کردن اون رژیم یا ورزش دوباره همه اون اضافه ها برگشته و حتی بیشتر از قبل هم شده ….برامون عجیبه چطور ممکنه با این رنج و سختی ده کیلو کم کنیم در عرض چند هفته همش برگرده 🤨

      و چون به قدرت ذهن و تصاویر ذهنی آگاه نبودیم و طبق آموزشهای قبلی ژنتیک ،بیماریها و داروها و … رو مقصر میدونستیم و چون کاری برای این عوامل نمیتونستیم بکنیم خودمون رو دربرابر غول چاقی ضعیف میدونستیم و فکر میکردیم شانسمون اینه یا خدا برای ما اینطور خواسته و تقصیر رو گردن هر کسی مینداختیم غیر از خودمون و ذهنمون😁

      تا اینکه وقتی از تمام روشهایی که خودمون بلد بودیم خسته میشیم و یه جورایی کنار میکشیم واونوقت خدا هست که وارد میشه و ما رو به بهترین مسیر هدایت میکنه اون همیشه برای کمک و هدایت ما حاضره ولی تا زمانی که ما خودمون توی صحنه هستیم اون وارد نمیشه ولی وقتی ما کنار میکشیم میاد و به بهترین و ساده ترین شکل ممکن اون قضیه رو حل میکنه🙏😊

      همه ماهایی که در این سایت هستیم به طریق اختصاصی خودمون به این مسیر هدایت شدیم و این خودش دلیلی هست بر اینکه خدا هزاران راه داره برای هدایت تک تک ماها🙏❤

      با آموزشهای لاغری با ذهن یاد میگیریم چرا تمام تلاشهای قبلی ما برای لاغر شدن بی نتیجه بوده 

      نمیشه تصاویر ذهنی خودت در ذهنت چاق باشه ولی تو در بیرون جسم لاغر و متناسبت رو ببینی

      😏

      هر چه در ذهن تصویر بشه در عالم بیرون به واقعیت تبدیل میشه

      این قدرت فوق العاده رو فقط ما انسانها داریم که میتونیم قبل از اینکه چیزی رو در بیرون ببینیم اونو در ذهنمون خلق کنیم  و اینجاست که میگن ما انسانعا قدرت خلق کنندگی داریم

      از آنجاییکه ذهن محدودیتهای دنیای فیزیکی رو نداره ما در ذهن قدرت بی نهایت داریم و همین بی انتها بودن ذهن هست که باعث اختراع این همه امکانات شده و کره زمین اینقدر تغییر کرده و همواره انسانها به دنبال راحت تر و سریعتر و بهتر شدن زندگی در کره زمین هستن

      در این سایت ما یاد میگیریم که حتی چاقی جسم ما هم محصول تصاویر چاقی هست که در ذهن ما بوجود اومده چون تصویر ذهنی باید با واقعیت بیرونی هماهنگ باشه و اگه ما این واقعیت رو دوس نداریم باید تصاویر ذهن رو تغییر بدیم وگرنه با فشار و محرومیت جسم امکان نداره لاغر بشیم و مهمتر اینکه برای همیشه متناسب ولاغر بمونیم👌

      خوب حالا  برای تغییر این تصاویر چه باید کرد؟ اول باید ببینیم این تصاویر چگونه بوجود اومدن اونوقت با روشی برعکس اون ،تصاویر لاغر رو در ذهن بسازیم…🙂

      تصاویر ذهنی حاصل تکرار و تکرار آموزشهایی بودن که ما به طور ناخودآگاه از بچگی در وایت برد ذهنمون ذخیره کردیم و منبع این آموزشها هم کسانی بودن که ما خیلی قبولشون داشتیم و حرف اونا برامون سند بوده مثل والدین ،معلمها،پزشکان،رسانه ها،متخصصین تغذیه، و….

      بزرگتر که شدیم تمام این حرفها رو با شاهد مثالی که در بیرون دیدیم ترکیب کردیم و این برامون باور شده که مثلا چاقی ژنتیکی هست یا کم کاری تیرویید منجر به چاقی میشه یا افراد با افزایش سن چاقتر میشن و کاهش وزن بعد از ۴۰ سالگی امکانپذیر نیست 

      درسته که موارد نقض اینها رو هم دیدیم ولی اینقدر موارد مشابه زیاد بوده که باور مون شده این دلایل درسته😶

      خوب شنیدن این جملات اولش برای ما سخته چون هم بر خلاف باور ما است و هم ما رو ناراحت و خشمگین میکنه که باز هم دلیل و مقصر چاقی ما دیگران هستند و اونا باعث شدن ما در این وضعیت باشیم 🤨🤨

      ولی تا زمانی که مسئولیت چاقی رو نپذیریم نمیتونیم برای درمانش هم کاری کنیم پس اول باید بپذیریم که ما با تکرار رفتارهای چاق کننده ناشی از دستورات مغزی ذهن چاق باعث ایجاد اضافه وزن در جسممون شدیم تا اونوقت بتونیم راحت تر در مسیر آموزش جدید برای ایجاد جسم جدید و متناسب قرار بگیریم🙂

      این خبر خوبیه که با آموزش میتونیم جسم جدیدی رو خلق کنیم جسمی که مورد علاقه ما است و از دیدنش لذت میبریم و لذت بخش تر اینکه خودمون خلقش کردیم🤩🤩

      پس فقط کافیه آموزش ببینیم و این آموزه ها رو تکرار و تکرار کنیم تا کم کم تصاویر ذهنی ما تغییر کنه اونوقت آروم آروم این تصاویر جدید خودش رو در جسم ما نشون بده چون جسم تصویر بیرونی ذهن است😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 29 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ☺️s-moazamiy0🤗
      ۱۳۹۹/۱۰/۲۲ ۱۶:۴۶
      مدت عضویت: 2117 روز
      امتیاز کاربر: 934 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 28 کلمه

      سلام ب همگی…استاد عزیزم..آبا برای تصویر سازی میشه عکس ازاینترنت بگیریم ک دوست داریم فرم بدنمون ب اون شکل باشه؟؟؟

      ممنون میشم جوابمو بدید ک ی موقع اشتباه نکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار حسن شهبازی
        ۱۴۰۴/۰۴/۰۵ ۱۳:۰۷
        مدت عضویت: 2310 روز
        امتیاز کاربر: 22250 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 33 کلمه

        سلام دوست عزیز

        استاد تو دوره رایگان ورود به ضمیر ناخودآگاه برای لاغری کامل بابت انتخاب تصویر توضیح داده بله از اینترنت هم میشه تصویر دلخواه رو انتخاب کرد

        پیشنهاد میدم حتما دوره رو ببین

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید