0

اهرم رنج و لذت لاغری

اهرم رنج و لذت لاغری
اندازه متن

شاید عجیب باشد، اما من حاضر بودم بیمار شوم… فقط برای اینکه لاغر شوم.

شاید تو هم همین حال را داشته باشی. توی خیابان، مهمانی یا حتی وقتی جلوی آینه می‌ایستی، فقط یک چیز در ذهنته: «کاش لاغر بودم…»

اما این آرزو چطور می‌تواند تا سال‌ها در ذهن ما زنده بماند، ولی هیچ‌وقت واقعی نشود؟

چرا این‌همه خواستن، این‌همه انگیزه، به هیچ‌جا نرسید؟

اینجاست که پای مفهومی حیاتی و پنهان به میان می‌آید: اهرم رنج و لذت لاغری

در این جلسه می‌آموزیم: نمایش دادن

قصه‌ی آشنای هزاران آدم چاق

سی‌و‌پنج سال از عمرم گذشت، با چاقی… با حسرتِ لاغری.

اضافه وزنی که مثل مهمانی ناخوانده، آمده بود و خیال رفتن نداشت.

بارها تصمیم گرفتم لاغر شوم. تصمیمات انقلابی، پر از انگیزه!

از آن تصمیم‌هایی که آدم می‌رود ترازو می‌خرد، برنامه ورزشی می‌نویسد، یخچال را خانه‌تکانی می‌کند و به همه اعلام می‌کند: “دیگه بَسّه! این دفعه واقعاً می‌خوام تغییر کنم!”

اما همیشه چند روز یا چند هفته بیشتر دوام نمی‌آوردند. چرا؟

چون مشکل از جنس تصمیم نبود، از جنس درک ذهنی بود.

من فقط تصمیم گرفته بودم، اما مغزم هنوز عاشق غذا خوردن بود. مغزم هنوز رنج را در نخوردن می‌دید و لذت را در خوردن.

تاثیر مغز بر کاهش اشتها

وقتی مغز تصمیم‌گیرنده‌ی واقعی است!

مغز ما فقط با منطق جلو نمی‌رود. احساسات، رنج و لذت‌اند که فرمان اصلی را صادر می‌کنند.

وقتی برای لاغری تصمیم می‌گیری اما مغزت هنوز باور دارد که «نخوردن» یعنی رنج، و «غذا خوردن» یعنی لذت… حتی اگر هزار بار هم تصمیم بگیری، باز تهش برمی‌گردی به نقطه‌ی اول.

من برای سال‌ها سعی کردم با اراده جلو برم. اما مغزم هر بار می‌گفت: “آخه چرا خودتو شکنجه می‌دی؟ یه تیکه کیک چی می‌شه؟!”

در ذهنم لذت هنوز آنجا بود؛ لابه‌لای خامه‌ی شیرین، روی برنجِ داغِ کنار قرمه‌سبزی.

اما وقتی فهمیدم باید «لذت چاق بودن» رو بشکنم، و «رنج چاق بودن» رو واقعی کنم، تازه بازی عوض شد.

اهرم رنج و لذت لاغری یعنی چی؟

ذهن ما بر پایه یک قانون ساده ولی قدرتمند کار می‌کند:

هر چیزی که باعث درد بشود، از آن فرار می‌کنیم.

هر چیزی که باعث لذت بشود، به سمتش می‌رویم.

به این می‌گویند اهرم رنج و لذت. این اهرم در ناخودآگاه ما، مثل یک قطب‌نماست. تعیین می‌کند به سمت چی حرکت کنیم و از چی دور شویم. نکته‌ی جالب اینکه این اهرم در ذهن همه‌ی ما خودبه‌خود ساخته می‌شود.

مثلاً وقتی اضافه وزن اذیتمان می‌کند، خودبه‌خود اهرم رنج با چاقی گره می‌خورد. وقتی دیدن آدم‌های متناسب حس خوبی به ما می‌دهد، ذهن ما لاغری را به عنوان لذت می‌پذیرد. همین می‌شود که مدام تصمیم می‌گیریم لاغر شویم.

اهرم رنج و لذت، ابزار روانشناسیه که ذهن رو وادار می‌کنه بین دو گزینه، یکی رو با تمام وجود انتخاب کنه.

ذهن ما همیشه فرار می‌کنه از چیزهایی که براش رنجناک هستن، و کشش پیدا می‌کنه به چیزهایی که براش لذت‌بخشن.

تا وقتی چاقی برای من فقط یک «ظاهر» نامناسب بود، و لذت خوردن همدم تنهایی‌هام، ذهنم دست از غذا برنمی‌داشت.

اما یه روز نشستم و نوشتم:

  • چاقی چه رنج‌هایی برام داشته؟
  • چه فرصت‌هایی رو ازم گرفته؟
  • چه لحظه‌هایی رو نابود کرده؟
  • چند بار جلوی آینه اشک ریختم و نگفتم: «چرا اینطوری شدی؟»

و بعد نوشتم:

  • اگر لاغر بشم، چه لذت‌هایی منتظرمن؟
  • چقدر سبک‌تر نفس می‌کشم؟
  • لباس‌هایی که دلم می‌خواد بپوشم چی‌ان؟
  • چه حس غرور و آرامشی توی ذهن و بدنم می‌تونه باشه؟

این شد نقطه‌ی عطف.

ذهنم شروع کرد لذت رو جابه‌جا کردن. دیگه غذا خوردن مساوی با رنج شد؛ چون داشت منو از زندگی عقب می‌نداخت.

و لاغر شدن شد لذت؛ چون می‌تونستم توی آینه لبخند بزنم و از خودم خجالت نکشم.

اهرم رنج و لذت لاغری

تاثیر اهرم رنج و لذت در لاغری

بعضی‌ها فکر می‌کنن اهرم رنج و لذت شبیه یک داروی جادویی عمل می‌کنه؛ یه چیزی که پزشک می‌نویسه، ما هم مصرفش می‌کنیم، و بعدش معجزه اتفاق می‌افته!

اما واقعیت اینه که اهرم رنج و لذت لاغری چیزی نیست که لازم باشه تازه پیداش کنیم یا از بیرون وارد ذهن‌مون کنیم. این اهرم همین حالا هم در ذهن تمام افرادی که اضافه‌وزن دارن وجود داره؛ فعال، مؤثر، و منتظر اینکه ازش درست استفاده کنیم.

اصلاً چرا تا حالا بارها تصمیم گرفته‌ای لاغر بشی؟ چرا هر چند وقت یه‌بار یه انگیزه‌ی آتیشی میاد سراغت و با خودت می‌گی: «دیگه خسته شدم، از فردا شروع می‌کنم!»؟

اینجا دقیقاً اهرم رنج لاغری داره خودش رو نشون می‌ده. ذهن تو، چاقی رو به‌عنوان یه منبع درد و رنج می‌بینه: لباس‌هایی که اندازه‌ت نیستن، آینه‌هایی که ازشون فرار می‌کنی، و نفس‌نفس‌زدن‌هایی که جای خنده رو می‌گیرن.

و چرا دلت می‌خواد لاغر بشی؟ چون تصورِ یه بدن متناسب، حسِ سبکی، تحسین دیگران و آرامش درونی برات خوشاینده‌ست. این‌ها مصداق‌های واضحی از اهرم لذت لاغری هستن که ذهن تو به‌صورت ناخودآگاه باهاش درگیره.

پس برخلاف تصور رایج، ما لازم نیست تازه بریم و اهرم رنج و لذت لاغری رو در ذهن‌مون «ایجاد» کنیم. چون این اهرم از قبل، همین حالا هم در ذهن‌مون فعاله. فقط مسئله اینه که:

✅ آیا به اندازه کافی از رنج چاقی آگاه شدی؟

✅ آیا تصویر لذت لاغری رو با تمام وجودت حس کردی؟

اگه این دوتا به اندازه کافی قوی نباشن، ذهنت تلاشی هم برای تغییر نمی‌کنه.

در واقع، ذهن ما همیشه بین رنج و لذت تصمیم می‌گیره، توی همه جنبه‌های زندگی. نه فقط در مورد چاقی.

مثلاً فرض کن توی رابطه‌ی عاطفیت ناراضی هستی. چرا به فکر تغییر یا جدایی می‌افتی؟ چون بودن توی اون رابطه برات شده رنج. و تصور یه رابطه بهتر، برات شده لذت. این یعنی اهرم رنج و لذت توی ذهن تو فعال شده.

پس اگر تا الان برای لاغری تلاش کردی ولی به نتیجه نرسیدی، مشکل از نبودن اهرم رنج و لذت لاغری نیست، بلکه از اینه که این اهرم به اندازه کافی قوی، شفاف و متمرکز نشده.

و خبر خوب اینه که:

می‌تونی یاد بگیری چطور این اهرم درونی رو تقویت و هدایت کنی تا ذهن‌ت خودش بخواد لاغر بشه، نه اینکه با زجر و اجبار بخوای جلوش رو بگیری.

نقش پنهان اهرم رنج و لذت لاغری

«اهرم رنج و لذت لاغری» یکی از قدرتمندترین سازوکارهای ذهنی است که برخلاف تصور عموم، نیازی به ایجاد کردن آن نداریم؛ چون خودش به‌صورت طبیعی و ناخودآگاه در ذهن ما شکل گرفته است.

اگر کمی به گذشته‌مان نگاه کنیم، می‌بینیم که چندین بار برای لاغر شدن اقدام کرده‌ایم، ولی نتیجه‌ی همه‌ی آن تلاش‌ها تقریباً مشابه بوده: شکست یا بازگشت به وزن قبلی. این شکست‌ها ریشه در نوع تنظیم اهرم رنج و لذت لاغری در ذهن ما دارند؛ اهرمی که بیشتر از آنکه بر ذهن ناخودآگاه اثر بگذارد، بر منطق و جسم ما سوار بوده است.

برای درک بهتر ماجرا باید برگردیم به زمانی که هنوز چاق نبودیم. آن روزها، ما تحت تأثیر اطرافیان و باورهای جامعه، اطلاعاتی درباره چاقی شنیدیم که به شکل غیرمستقیم وارد ذهن‌مان شد. اطلاعاتی مثل:

  • غذا خوردن آدم را قوی می‌کند
  • آدم‌های تپل سالم‌ترند
  • صورت سرخ و سفید مخصوص چاق‌هاست
  • چاق‌ها ضربه‌پذیر نیستند، ولی لاغرها زود می‌شکنند

تکرار این جملات، آرام‌آرام تبدیل به فرمول‌های ذهنی ما شد. ذهن‌مان باور کرد که چاق شدن یعنی رسیدن به لذت، به امنیت، به مقبولیت. این همان شکل‌گیری اهرم لذت در چاقی است. بدون اینکه متوجه باشیم، ذهن‌مان طوری برنامه‌ریزی شد که چاق شدن را مسیری لذت‌بخش بداند.

نکته مهم‌تر این است که ما برای چاق شدن هیچ زحمتی نکشیدیم. روند چاق شدن آرام، بی‌درد و حتی همراه با لذت بود. یعنی اهرم رنج و لذت لاغری آن‌زمان این‌طور تنظیم شده بود:

  • لاغری = رنج (مسخره شدن، ضعف جسمی، نگرانی خانواده)
  • چاقی = لذت (امنیت، مقبولیت، تایید دیگران)

اما وقتی اضافه‌وزن‌مان بیشتر شد و با مشکلات جسمی و روحی دست‌وپنجه نرم کردیم، همان ذهنی که چاقی را لذت می‌دانست، شروع کرد به بازنویسی معادلاتش.

دیگر چاقی مساوی با درد، شرمندگی، محدودیت و شنیدن سرزنش‌ها شد. حالا اهرم رنج و لذت لاغری به شکلی نو در ذهن ما شکل گرفته بود:

  • چاقی = رنج (سنگینی، بیماری، طرد اجتماعی)
  • لاغری = لذت (آزادی، آرامش، مقبولیت)

این بازتنظیم ناخودآگاه اهرم رنج و لذت لاغری باعث شد به فکر تغییر بیفتیم. اما چرا این همه تلاش برای لاغر شدن هنوز به جایی نرسیده؟

چون برخلاف چاق شدن که طبیعی، بی‌فشار و ناخودآگاه اتفاق افتاد، ما سعی کردیم با فشار و اجبار و برنامه‌های غیرذهنی، مثل رژیم و ورزش اجباری، لاغر شویم. این روش‌ها با ذهن ما هم‌راستا نبودند. اهرم رنج و لذت لاغری هنوز در عمق ذهن‌مان با لذت خوردن و ترس از محرومیت گره خورده بود.

واقعیت این است که تا زمانی که لذت واقعی لاغری و رنج واقعی چاقی را در عمق وجودمان حس نکنیم، یعنی تا زمانی که این اهرم به‌درستی در ذهن‌مان تنظیم نشود، لاغر شدن فقط یک پروژه موقتی باقی می‌ماند.

پس کلید ماجرا اینجاست:

برای موفقیت در لاغری، باید دوباره اهرم رنج و لذت لاغری را در ذهن‌مان با احساس، تصویرسازی، باور و تکرار بازتنظیم کنیم. نه از بیرون، بلکه از درون. نه با اجبار، بلکه با آگاهی.

مطالعه‌ای منتشرشده در مجلهٔ علمی Pain به بررسی تأثیر درد مزمن بر موفقیت در کاهش وزن پرداخته است. این تحقیق نشان می‌دهد افرادی که از درد مزمن رنج می‌برند، در مقایسه با دیگران، حدود ۳۳٪ کمتر وزن کم می‌کنند و پس از شش ماه نخست، وزن از دست‌رفته را سریع‌تر بازمی‌گردانند.
این یافته‌ها اهمیت درک و تنظیم اهرم رنج و لذت در فرآیند کاهش وزن را برجسته می‌کنند.

ارتباط مغز با اهرم رنج و لذت لاغری

یکی از قدرتمندترین ابزارهای ذهن ناخودآگاه ما، اهرم رنج و لذت است. این اهرم مانند یک فرمان پنهانی، مسیر زندگی‌ ما را مشخص می‌کند؛ بی‌سروصدا، بی‌هشدار، و البته بسیار مؤثر.
چه بخواهیم ثروتمند شویم، چه لاغر، و چه حتی چاق! بله، حتی چاق شدن ما هم در گذشته دقیقاً تحت تأثیر همین اهرم شکل گرفته است.

وقتی چاق شدن به تصمیم ناخودآگاه تبدیل شد

شاید تعجب کنید اگر بشنوید که ما روزی، در ناخودآگاه‌مان، چاقی را لذت‌بخش‌تر از لاغری دیده‌ایم. ذهن ما، بدون اینکه اعلام کند، تصمیم گرفته که چاق بودن برای‌مان امن‌تر، راحت‌تر یا حتی خوشایندتر است.

وقتی ذهن ناخودآگاه چنین تصمیمی بگیرد، چاق شدن نه‌تنها سخت نیست، بلکه با آرامش کامل اتفاق می‌افتد. نه نیاز به زحمت دارد، نه رژیم، نه تلاش خاصی. فقط باید زندگی کنیم و روز به روز چاق‌تر شویم.

در مقابل، اگر کسی آگاهانه بخواهد چاق شود، مثل آن دسته از لاغرهایی که دل‌شان می‌خواهد کمی تپل شوند، با سختی و بی‌نتیجه‌بودن مواجه می‌شود. چون ذهن ناخودآگاه هنوز تصمیمی نگرفته، پس هیچ اهرمی هم فعال نشده است.

اهرم رنج و لذت چگونه زندگی را می‌سازد؟

در تمام ابعاد زندگی‌مان می‌توانیم رد پای این اهرم را ببینیم. فردی را در نظر بگیرید که ناخواسته ثروتمند می‌شود. نه تلاش عجیب‌وغریبی کرده، نه استراتژی خاصی داشته. اما در ذهن ناخودآگاهش، ثروت مساوی با لذت و فقر مساوی با رنج بوده، پس ذهنش او را به سمت پول سوق داده است.

در مقابل، افراد زیادی هستند که آگاهانه تصمیم می‌گیرند پولدار شوند، ولی چون هنوز در ناخودآگاه‌شان ثروت با دردسر یا خطر گره خورده، اهرم رنج و لذت مانع موفقیت‌شان می‌شود.

در مورد لاغری هم دقیقاً همین روند برقرار است. ما فقط زمانی لاغر می‌شویم که اهرم رنج از چاقی و لذت از لاغری به درستی در ناخودآگاه‌مان فعال شده باشد. اما خیلی وقت‌ها، این اهرم به جای اینکه کمک‌مان کند، علیه‌مان کار می‌کند.

چرا تلاش برای لاغری جواب نمی‌دهد؟

وقتی تصمیم می‌گیریم لاغر شویم، در واقع داریم به مغزمان می‌گوییم: «از چاقی بیزارم. لاغری را می‌خواهم.» اما این تمایل، اگر بدون آگاهی باشد، به‌سرعت تبدیل به عجله می‌شود. و عجله، یکی از دشمنان اصلی اهرم لذت است.

ذهن ما به شکل عجیبی به عجله واکنش منفی نشان می‌دهد. وقتی برای لاغری عجله می‌کنیم، ذهن ناخودآگاه‌مان به‌جای اینکه لاغری را با لذت گره بزند، آن را منبع فشار و استرس می‌بیند.
در نتیجه، اهرم لذت به اهرم رنج تبدیل می‌شود و به‌جای اینکه ما را به سمت تناسب اندام سوق دهد، ما را از ادامه مسیر فراری می‌دهد.

این همان نقطه‌ای‌ست که افراد با خودشان درگیر می‌شوند و می‌گویند: «من نمی‌فهمم چرا هرچه تلاش می‌کنم، چاق‌تر می‌شم!»

چطور شد که لاغر شدن برای‌مان سخت شد؟

دلیلش ساده است: چون ذهن‌مان تصمیم نگرفته که لاغری لذت‌بخش است.

در گذشته، چاق شدن برای‌مان نه تهدید بود، نه دردناک. پس بدون مقاومت، بدون ترس، آن را پذیرفتیم. سال‌ها در مسیر چاقی با آرامش ادامه دادیم، چون ذهن‌مان از آن حس امنیت داشت.
اما حالا که از چاقی به تنگ آمده‌ایم، با سرعت و اضطراب می‌خواهیم به لاغری برسیم، بدون اینکه ذهن‌مان واقعاً باور کرده باشد که لاغر بودن بهتر و لذت‌بخش‌تر است.

از طرفی، هر بار که تلاش می‌کنیم و نتیجه نمی‌گیریم، ذهن‌مان بیشتر و بیشتر به این نتیجه می‌رسد که لاغری سخت، دردناک و دست‌نیافتنی است. در نتیجه، اهرم رنج به لاغری وصل می‌شود و ناخودآگاه ما را از ادامه مسیر دور می‌کند.

ذهن چطور جلوی تغییر را می‌گیرد؟

ذهن کار خودش را می‌کند؛ بی‌احساس، بی‌تعارف، و با دقت. اگر در ناخودآگاه‌مان لاغری معادل رنج باشد، هیچ تلاشی برای لاغر شدن کارساز نخواهد بود. چون ذهن، برخلاف ما، به عجله‌ها و انگیزه‌های کوتاه‌مدت اهمیتی نمی‌دهد.

در این حالت، اهرم لذت که قرار بود به ما کمک کند، علیه ما عمل می‌کند. ذهن‌مان مسیر چاقی را آشناتر، امن‌تر و راحت‌تر می‌بیند و در برابر تغییر مقاومت می‌کند.

مأموریت ما: جابه‌جایی اهرم‌ها

در مسیر آموزش‌های ذهنی «تناسب فکری»، هدف اصلی ما این است که اهرم رنج لاغری را به اهرم لذت تبدیل کنیم. به‌جای اینکه لاغر شدن را منبع رنج و ناکامی ببینید، آن را به چیزی دوست‌داشتنی، ممکن و هیجان‌انگیز تبدیل کنیم.

وقتی این جابه‌جایی در ناخودآگاه شما اتفاق بیفتد، دیگر برای لاغر شدن نیاز به جنگیدن ندارید. ذهن خودش با تمام توان، بدن را به سمت تناسب هدایت می‌کند.

اگر یاد بگیرید چطور با اهرم رنج و لذت در لاغری کار کنید، تغییر شما نه‌تنها آسان می‌شود، بلکه ماندگار و لذت‌بخش هم خواهد بود.

این یک راز نیست؛ این عملکرد طبیعی ذهن شماست. فقط کافی‌ست یاد بگیرید چطور فرمان درست را به ذهن بدهید.

موانع ذهنی لاغر شدن

🔑 موانع ذهنی لاغر شدن

بیشتر افراد فکر می‌کنند دلیل چاقی‌شان یا ناتوانی در لاغر شدن، به عوامل ظاهری مثل ژنتیک، سن، متابولیسم پایین، پرخوری عصبی یا حتی اراده ضعیف برمی‌گردد. اما حقیقت در لایه‌ای عمیق‌تر پنهان است. جایی در ذهن که اهرم رنج و لذت در حال فرماندهی است.

🧠 اهرم رنج و لذت؛ فرمانده نادیده رفتارهای ما

ذهن انسان همیشه تصمیم‌هایش را بر اساس یک قاعده ساده می‌گیرد: فرار از رنج و حرکت به‌سوی لذت. حالا اگر در ناخودآگاه شما، لاغری با رنج و چاقی با لذت گره خورده باشد، هر چقدر هم که رژیم بگیرید یا ورزش کنید، نتیجه‌ای نخواهید گرفت. چرا؟ چون ناخودآگاه شما به‌طور اتوماتیک در حال مقاومت است.

🧩 چرا روش‌های دیگر جواب نمی‌دهند؟

هر روش بیرونی برای لاغری، مثل رژیم گرفتن، ورزش سنگین یا حتی دارو، به ذهن کاری ندارد. این روش‌ها نمی‌توانند اهرم ذهنی رنج و لذت را در شما تغییر دهند.

برای همین است که بیشتر افراد بعد از مدتی دوباره به عادت‌های چاق‌کننده برمی‌گردند؛ چون ذهن‌شان هنوز لاغری را با رنج و سختی و چاقی را با آرامش و لذت می‌شناسد.

🎯 راهکار چیست؟ ایجاد دوباره اهرم، اما این بار به نفع لاغری

برای رسیدن به تناسب اندام پایدار، باید اهرم ذهنی رنج و لذت را به نفع لاغری بازتنظیم کرد. یعنی:

  • لاغری در ذهن شما تبدیل به لذت شود؛
  • و چاقی به شکل ناخوشایندی از رنج.

و این کار فقط از طریق آموزش ذهنی و تغییر باورها امکان‌پذیر است، نه با شمارش کالری یا پیروی کورکورانه از رژیم‌ها.

🪫 موانع ذهنی یعنی اهرم به اشتباه تنظیم شده

اگر بارها از مسیر لاغری خارج شده‌اید، شک نکنید که اهرم ذهنی شما به‌جای اینکه رنج چاقی را حس کند، دارد رنج لاغری را تجربه می‌کند. شاید در ظاهر از چاقی خسته باشید، اما در عمق ذهن‌تان، چاقی امن‌تر و آشناتر از چیزی است که لاغری برایتان دارد.

مثال می‌زنم:

  • هر بار که خودتان را در آینه می‌بینید و دچار احساس بدی می‌شوید،
  • هر بار که بخاطر چاقی در جمع‌ها حضور پیدا نمی‌کنید،
  • وقتی از گرفتن عکس یا پوشیدن لباس موردعلاقه‌تان اجتناب می‌کنید…

در ظاهر این‌ها رنج چاقی‌ست، اما اگر با این وضعیت در صلح ذهنی نباشید، ذهن‌تان از این دردها برای ساختن اهرم لاغری استفاده نمی‌کند. بلکه لاغری را هم به رنجی جدید تبدیل می‌کند: «برای خوش‌تیپ شدن باید زجر بکشی!» و این آغاز شکست‌های پی‌درپی است.

🎓 در دوره ورود به سرزمین لاغرها چه می‌آموزید؟

در دوره «ورود به سرزمین لاغرها» تمرین‌هایی طراحی شده‌اند تا به شما کمک کنند اهرم ذهنی رنج و لذت را در مسیر لاغری، دوباره و اصولی تنظیم کنید. یعنی با تمرین‌های ذهنی:

  • باورهای نادرست را شناسایی کنید،
  • ذهن را از لذت‌های فریبنده چاقی جدا کنید،
  • و لاغری را به تجربه‌ای شیرین و دوست‌داشتنی تبدیل کنید.

این دقیقاً همان چیزی‌ست که باعث می‌شود دیگر لاغر شدن سخت به نظر نرسد، بلکه تبدیل شود به مسیر طبیعی زندگی شما.

اهرم رنج و لذت

🔄 اهرم‌ها چگونه در ذهن شکل می‌گیرند؟

اهرم رنج و لذت در ما به دو صورت شکل می‌گیرد:

  1. در سطح ناخودآگاه: به‌صورت اتوماتیک و قدرتمند عمل می‌کند. مثلاً وقتی از دست چیزی واقعاً خسته می‌شوید، ناخودآگاه دنبال راه فرار می‌گردید. این اهرم‌ها معمولاً درست و طبیعی عمل می‌کنند.
  2. در سطح مغز (خودآگاه): یعنی همان جا که تصمیم می‌گیریم رژیم بگیریم یا ورزش کنیم. اما چون به فرمول ذهنی نادرستی متکی هستیم (مثلاً “لاغری مساوی زجر است”)، این اهرم به‌اشتباه تنظیم می‌شود و نتیجه‌ای نمی‌دهد.

خبر خوب این است که اهرم دوم قابل تنظیم است. با تمرین و آموزش ذهنی، می‌توان به‌مرور ذهن را بازآموزی کرد تا لاغری را با لذت، و چاقی را با رنج واقعی پیوند دهد.

✨ لاغری با ذهن یعنی بازتنظیم اهرم رنج و لذت

اگر هنوز در مسیر لاغری با ذهن هستید، اما وسوسه‌های ذهنی برای بازگشت به روش‌های دیگر رهایتان نمی‌کند، یا اگر پیشرفت‌تان کند شده، به احتمال زیاد اهرم‌های ذهنی‌تان هنوز درست تنظیم نشده‌اند.

فقط کافی‌ست دوباره و آگاهانه اهرم رنج چاقی و لذت لاغری را در ذهن‌تان فعال کنید. از آن لحظه به بعد، همه چیز ساده‌تر می‌شود. مسیر لاغری برایتان لذت‌بخش می‌شود. و انگیزه و اشتیاق‌تان برای ادامه راه، طبیعی و درونی خواهد بود.

نتیجه‌گیری: آن‌چه باید درباره اهرم رنج و لذت لاغری بدانید

  1. اهرم رنج و لذت لاغری به تنهایی باعث لاغر شدن ما نمی‌شود، اما به تنهایی می‌تواند بزرگ‌ترین مانع لاغر شدن‌مان باشد.
  2. نیازی نیست با تکرار جملات انگیزشی سعی کنیم این اهرم را در ذهن ناخودآگاه‌مان ایجاد کنیم؛ چون این اهرم به‌صورت طبیعی در ناخودآگاه شکل می‌گیرد.
  3. اهرم رنج و لذت در دو سطح ناخودآگاه و خودآگاه شکل می‌گیرد که هر دو به‌صورت خودکار اتفاق می‌افتند.
  4. اهرمی که در ناخودآگاه شکل می‌گیرد، همیشه درست است و نیازی به اصلاح یا دخالت ندارد.
  5. اما اهرم ایجادشده در خودآگاه اغلب اشتباه است چون تحت تأثیر فشارهای بیرونی، تبلیغات یا تجربه‌های شکست‌خورده ما قرار دارد؛ پس برای موفقیت، باید آن را آگاهانه اصلاح کنیم.
  6. هر فردی با هر وزنی، اگر مسیر لاغری با ذهن را درست طی کند، می‌تواند به تناسب اندام دلخواهش برسد.
  7. تنها عامل شکست و ناامیدی افراد، عدم هماهنگی بین اهرم سطح خودآگاه و ناخودآگاه آن‌هاست.
  8. برای هم‌راستا کردن این دو اهرم، باید باورهای اشتباه ذهنی درباره لاغر شدن را بشناسیم و اصلاح کنیم؛ و این کار فقط از طریق تمرین و تکرار آموزش‌های لاغری با ذهن ممکن است.

📝 تمرین آموزشی: تو با اهرم رنج و لذت چه کردی؟

حالا که با مفهوم اهرم رنج و لذت لاغری آشنا شدی، نوبت توئه که یه قدم مهم برداری!

یه برگه‌ی سفید (یا همون بخش دیدگاه پایین این مقاله 😉) رو باز کن و به این سؤالا جواب بده:

  • وقتی به غذاهای ناسالم فکر می‌کنی، بیشتر رنج می‌بینی یا لذت؟ چرا؟
  • چه باورهایی باعث می‌شن اهرم رنج و لذت تو، برعکس عمل کنه و جلوی لاغر شدنت رو بگیره؟
  • حالا می‌خوای چی رو در ذهنت تغییر بدی تا به نفع لاغری‌ات کار کنه؟

✍️ تجربه‌ت رو حتماً توی کامنت‌ها بنویس. نوشتن، یعنی قدم برداشتن. و هر قدم، یعنی نزدیک‌تر شدن به تناسب.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.36 از 69 رای

موزیک بی کلام
https://tanasobefekri.net/?p=24212
27 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۴/۰۲/۱۵ ۰۹:۳۶
      مدت عضویت: 1235 روز
      امتیاز کاربر: 85801 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 835 کلمه

      به نام خدایی بخشنده ومهربان 

      سلام خدمت استاد عطار روشن وهمه مسیران پرتلاش 

      وفتی به  یادمیاد چقدربرام سخت خسته کننده بود که صبح بیدارشدم وشنجکه روزم شروع بشه اولین حرکت برش دادن نون‌و اندازه گرفتنش برام‌ذچقدرسخت خسته کننده  وحس ناخوشایند وآزار دهنده بود وبا فشا اوردن خودم‌ خوشحال نشون دادن نمیشد این زجر ادامه بدم نهایت دوهفته با فشار زور شاید دوماه ولی ماه سوم تو افکارم شاید هیج اثری ازاون برنامه نیود به  جسم فشار می‌آورم وزمان زیادی بود که تو‌ تواهم برنامه رژیمی داشتم زمان طی میکردم

       دو بار زمان برنامه من طولانی شد که با گروه بودم نتیحه گرفتم ولی بازم برگشت کرد چون سریع وزن کم‌کردم وانگار متوقف شدم‌فشار آورد زور زدم‌که بازم لاغتر بشم‌ ولی یی یویوی بی ثمر طی کردم‌ واخر سر تسلیم شدم جون‌ دیگه برام فابل تحمل نبود که این همه فشار روحی روانی تحمل کنم 

       تو خانوداه همسرم وخودم ازانواع مدل لاغری رو دارن عمل معده کم خوری  جندین ساله  وبه شکلی لاغر شدن جند روز پیش،دختر م‌دابراز میکردم که فامیل نزدیک‌ همسرش تو منزلشون وفتی میاد با اینکه لاغر شده ولی هی ابراز میکنه که لاغر شد.ولی دیگه نمی‌توان به شکل سابق غذا بخوره و انکار افسوس اون‌ لذت می‌خورده 

      جسمش لاغر شده ولی ذهنش طالب اون‌ لذت خوردن  تفریح با خوردن داره براش لاغری لذتش کمتر هست حتی یی فردی هم با عمل معده لاغر شده ولی اپن بسیار ازاین عمل ناراضی هست اون ابراز میکنه که لذتی از خوردن نداره وبراش این عمل اصلا ازلحاظ روحی آسیب  زیادی بهشد،زده وذدجارتغییر سیمای خودش شده وبه شدت تغییر فیافه داده وهمه اراین همه تغیبر چهره ابراز ناراحتی میکنم این فرد واقعازیبا بود حتی همسرم وفتی دیدش گفت حیف اپن زیبایی که از بین رفته هم جهره وهم روحیه‌اش ازدست داه وباره ابراز اینکه حالش خوب نیست داره 

      این خانوداه از زمانی مه به یاد دارن بهترین  عالترین تفریحش کنار سفره با غذا وعجله برای بیشترخوردن و اجازه مصرف به دیگران ندادن جزوز تفریحش بود وفتی با این شرایط بزرگ بشی واون تفریح لذت از خودرن رو دیگه نداشته باشی جایکزینی براش،ندارای   دجاردرد لاغری میشن واین درد انقدر زیاذهست که  لاغری  لذتی نداره  

      صبح داشتم تواتاق راه میرفتم یادافتاد که جقدرلابه چربی تو جسم بود که بعضی بخش  ازجندین لایه به  یی لایه کم تبدیل شدن چون‌کل هواسم گزاشتم به تمرین کیف ازمسیرم لذت ازاکاهی ارتباط،بهتر با خداوند وخودم‌ تو‌ پنهان حفظ کردم  کمترتوحه به سمت وزن جلب میشه ویی زمانی توجه که به سمتش میریم کیف عالی رو به وحودم‌هدیه میدم‌.لذت مسیر لاغری برام‌اهرم بهتر آزادی شور شوق حس خوب  ولذت بیشتر میسازه ازخوردن نهایت لذت میبرم برامدحس،سیری عالی هست 

      نکران نیستم که‌ وای نون‌ یی بندانگشت بزرگترشد وای نکنه این خوردم  چاق بشم وای این چاق کننده هست اصلا اصلا به هیج کودم فکرنمی کنم فقط دقت میکنم تو ارامش ازخوردن کاملا راضی باشم نیازم برطرف کنم زمان بیشترم روی دوره ام تکرار دورها مرور تو افکارخوب باشه با خانودهام بیشتر باشم شاد باشم با بودن درکنارشون حسم بهتر کنم لذت ببرم ازرمانی که خداوند به من تواین مسیر تازه هدبه داده و برام‌گوار هست که درمسیر تجربه های شیرنی بسیار زیادی دارم‌ وهی به این تحربه ها اضافه میشه وکیف مسیر تازه با هیج جیز قابل مقایسه نیست اصلا 

      روز  گذشته بر سر یی مسئله دحار عصبانتی شدید شدم یی چنددقیقه نکشید پسر هی ابزار می کرد که اب بخورم کاری نکنم من بهش گفتم‌نه من باید سریع ازاین حالت خارج بشه نباید حسم بد کنم این بلند بلند میکفت این توذهنم بود وفوری اب نوشیدم توسکوت فروز رفت ام وسریع از اون خالت خودم‌خارح کردم پسرم وفتی بازم آمد آشپزخونه من کاملا ارام وراحت داشتم کارم انجام‌می دام  ازمپسوال نگرد چون‌دید که اصلا خبری از اون حس درمن نیست فقط،گفت خوبی من لبخند زدم همین 

       اول ازخدا بسیاردتشکر کردم که من‌تو این مسیر قرار  داده وبد توامندتر شدن خودم‌ توکنترال خودم‌ یافتم 

      نتیحه همه دورهام وتکرار خوبش هست ولذت بی اندازه که به تکرار توجه دارم نتیجه به این بزرگی برام رقم زده 

      چون اهرم لذت ازاین مسبر برام هرروز بیشتر میشه پس بودن تودمسیر مساوی با دنیایی از لذت و شادی و حال خوب حس خوب رو برام به ارمغان داره وزنم‌. داره ارام ارام‌گم میشه  ولذت از لاغر شدن رو هم دارم پس دیکه چی میخوام دنیایی از حال خوب دارم اطرافم بسیار ارامتر شده همسوتر هستم با خالقم ورابطه خودم سعی ارتباط درستر.دارم‌ وصحبت با خداوند ارامش،بیشتر وبهتر میکنه من ازدوره خدا هرکز دیر نمیکند داردی من هست دارویی که مثال اون ندارم باره ۷این دوره دارم انجام‌ میدم وفتی تکار این دوره شروع میکنم واقعا لذت مسیرم افزایش پیدا کرده  حال روحیم‌عالتر میشه

       کل دورها دکترای من و اساتید من  هست ولی داروی اصلی ودرمان اصلی رو دوره خدا هرگز دیر نمیکند مینم 

      هی میگم این دوره متوقف نکه دارم‌دوراه دیگه بهش ،برسپونم‌ متوجه میشم نه من خیلی  زمان هست که شروع کردم و دارم‌ طی میکنم دوره ۷ دارم انجام میدم 

      آنها دیکه دارم هر دارم انجام میدم از ۳ دوره تا ۵ دوره رسیده ازاین کار لذت بی اندازه می برم به شکرخدا عزیزم چیزی درحال حاضر اصلا جاگزینش  نبینم هیجی هیجی 

      خدا پشت وپناهتون یا حق حق نکه دارنون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا