در جلسه اول (قسمت اول: شروع مسیر لاغری) با نگاه کلی این مسیر آشنا شدیم. حالا در این جلسه دوم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن، سراغ دلایل واقعی چاقی میریم.
❓ سؤال مهم: باید دنبال روش لاغری باشیم، یا اول دلایل چاقیمونو بفهمیم؟ 🤔
راستش رو بخوای…
آگاهی از دلایل چاقی، خیلی وقتها مهمتره از دونستن صدتا روش لاغری! 🧠✨
چرا؟ چون وقتی بفهمی چی باعث شده چاق بشی — ذهن، بدن یا سبک زندگیت — اونوقت خیلی راحتتر میتونی مسیر مناسب خودتو پیدا کنی 🎯💡
🌀 لاغری یه نسخهی یکسان برای همه نیست
هر کسی باید نسخه مخصوص خودش رو پیدا کنه — و اون نسخه، از شناخت ریشهها شروع میشه 🌱
در این جلسه میآموزیم:
🌟 مهمترین دلایل چاقی: واقعاً کدومه؟!
اگه فکر میکنی باید یه لیست از «دلایل چاقی» تهیه کنی و یکییکی خط بزنی روشون تا لاغر شی…
یه لحظه دست نگه دار! 🛑
واقعیت اینه که همهی دلایل چاقی به نوبه خودشون مهم و تأثیرگذارند 🤯 شاید چیزی که از نظر تو کوچیک و بیاهمیته، همون چیزی باشه که سالها جلوی لاغر شدنتو گرفته! 😬

🔍 یه حقیقت مهم:
دلایل چاقی = موانع ذهنی لاغری! 🧠💣
آره، درست خوندی.
همون چیزایی که باعث شدن چاق بمونی، موانع ذهنی لاغری، دقیقاً هموناییان که نمیذارن لاغر شی!
📌 خیلی از ماها سالهاست رژیم گرفتیم، ورزش کردیم، کالری شمردیم… ولی چرا نتیجه نمیگیریم؟ چون ذهنمون هنوز باور داره که چاقیمون طبیعیه، یا لاغری غیرممکنه!
🌱 مثال واقعی:
تصور کن باور داری چاقی تو ارثیه 👨👩👧 پس حتی اگه رژیم بگیری یا بری باشگاه، ته دلت همیشه میگه:
«فایده نداره! این ژن لعنتیه!» 🧬😩
همین باور، مثل ریشهای که درخت رو نگه میداره، نمیذاره درخت تناسب اندامت رشد کنه 🌳❌
🧘♀️ چرا باید دلایل چاقیمونو بشناسیم؟
مطالعات علمی نشون دادن که باورها و الگوهای ذهنی، به شدت روی رفتارهای تغذیهای و وزن بدن تأثیر میذارن.
در مقالهای از انتشارات سلامت هاروارد با عنوان عنوان «کاهش وزن با ذهنآگاهی» ذکر شده که یکی از مزایای اصلی رویکردهای ذهنآگاهی برای کاهش وزن، کمک به افراد در شناسایی خوردن احساسی است.
او بیان میکند که بسیاری از افراد نه تنها به دلیل گرسنگی، بلکه برای تسکین اضطراب، ناراحتی یا تحریکپذیری غذا میخورند، که این میتواند منجر به خوردن بیفکرانه شود.

🧠 پیدا کردن دلایل چاقی در ذهن
نقطهی شروع لاغری واقعی ✨
تو جلسه اول، رفتیم سراغ یکی از اون سؤالهایی که تو ذهن خیلی از آدمای با اضافهوزن همیشه تکرار میشه:
«چرا چاق شدم؟!» 🤔
واقعاً چرا؟ چون بیشترمون بهجای اینکه دنبال دلایل چاقی بگردیم، مستقیم پریدیم سراغ رژیمهای سخت، ورزشهای طاقتفرسا، دمنوشهای لاغری و… 🍵🏃♀️🥦
اما نتیجه چی بود؟
یا اصلاً نتیجه نگرفتیم، یا نتیجهها موقتی بودن و برگشتن 😓 و این یعنی چی؟ یعنی داشتیم راه رو اشتباه میرفتیم…
🛑 یه لحظه صبر کن…
تا وقتی دلایل چاقیتو واقعاً نشناسی، هر تلاشی برای لاغر شدن مثل اینه که بخوای آب رو توی سبد نگه داری! 🧺💦
آخرش چی میمونه؟ فقط خستگی، ناامیدی و یه حسِ «بازم نشد…» 😞
🔁 تجربهی تکرارشونده خیلیها:
سالهاست بارها تلاش کردیم لاغر شیم… ولی چون فقط ظاهر قضیه رو هدف گرفتیم، نه ریشهشو،
دوباره برگشتیم سر خونه اول!
💡 لاغری با ذهن بهت میگه: «بذار اول ریشه رو پیدا کنیم، بعد بریم سراغ تغییر.»
🧩 این جلسه چی داریم؟
قراره با هم دقیقتر به دلایل چاقیمون نگاه کنیم:
📍 چی باعث شده اضافه وزن بگیریم؟
📍 آیا این دلایل فقط مال ما هستن یا درباره بقیه هم صادقه؟
📍 و آیا اصلاً اون چیزایی که فکر میکنیم دلیل چاقیمونن، واقعاً درستن؟!
😯 یه مثال ساده:
میگی ژنتیک داری؟ خب چرا خیلیا با همون ژن، لاغرن؟
میگی کمتحرکی؟ خب بعضیا کمتحرکن ولی چاق نیستن!
میگی سوختوسازم پایینه؟ ولی یه عالمه آدم هستن با متابولیسم پایین که متناسب موندن!
اینجاست که باید با شجاعت به باورامون شک کنیم 🔍 چون شاید مشکل از جاییه که اصلاً فکرش رو نمیکردیم… یعنی ذهن خودمون!

🧠 چطور باید لاغر بشم؟
یکی از سوالات مهم و پرتکرار اینه که «چطور باید لاغر بشم؟». جواب ساده و واضحی دارم:
من باید لاغری رو به ذهنم یاد بدم!
بله، درست شنیدید؛ باید از صفر شروع کنم تا ذهنم دقیقاً متوجه بشه که چه چیزی برای من خوبه و چرا باید لاغری رو یاد بگیره.
🚫 کنار گذاشتن روشهای غلط گذشته
همهمون بارها برای لاغری تلاش کردهایم، ولی معمولاً نتایج پایدار نداشتیم. چرا؟
چون دلایل چاقی رو درست شناسایی نکردیم و دنبال روشهای غلط رفتیم. الان وقتشه که این مسیر اشتباه رو برای همیشه کنار بذاریم.
نهتنها از رژیمهای سخت و طاقتفرسا دور میمونم، بلکه هر روش عجیب و غریبی که فقط باعث استرس و فشار میشه، برای من مسخره و بیمعنیه.
هدف من اینه که ذهنم رو از باورهای غلط آزاد کنم و با روشهای درست به لاغری برسم.
🧐 دلایل چاقی در ذهن من
من بارها به خودم میگفتم که «چون استخون بندیم درشته، نمیتوانم لاغر بشم.»
یا ممکنه فکر میکردم که «چون همیشه همه بهم میگن از خواهرت چاقتر هستی، هیچ وقت نمیتونم مثل خواهرم لاغر بشم.»
اینها تنها چند نمونه از دلایل چاقی در ذهن من بود. باورهایی که باعث میشد همچنان در یک دایره باطل بچرخم.
اما حالا میفهمم که تمام این باورها اشتباه بودند! چرا؟ چون بارها از همین جسمم وزن کم کردم، پس بدن من توانایی لاغری رو داره.
💪 جسم من توانمند است!
حتی با روشهای اشتباهی مثل رژیمهای سخت و طاقتفرسا، وزن کم کردهام؛ پس میتوانم با روشهای درست و بدون زجر، لاغر بشم.
جسم من مشتاق لاغریه! این جسم قدرت لازم رو داره؛ فقط باید اجازه بدم که این تغییرات رخ بدن.
🌟 لاغری، حق من است!
من لاغری رو حق خودم میدونم و میپذیرم که در این لحظه همچنان چاق هستم، اما این وضعیت تنها یک مرحله از مسیر من است. هیچ گلهای ندارم.
چون میدانم که این تغییر از درون شروع میشود و با این روش شگفتانگیز، میتوانم لاغری را تجربه کنم.
خداوند من را به این راه هدایت کرده و مطمئنم که توانایی طی کردن این مراحل رو دارم. به همین دلیل با تمام وجودم قدم برمیدارم تا لذت زنده بودن رو تجربه کنم.
این یک سفر شگفتانگیز است که به من فرصت میدهد تا با بدن و ذهن خود ارتباطی درست برقرار کنم.
🔑 نتیجهگیری
لاغری نه تنها جسمی است، بلکه ذهنی هم هست. برای اینکه به تناسب اندام برسیم، باید دلایل چاقی رو از ذهن خود پاک کنیم و به جای روشهای غلط، روشهای درست و ذهنی رو انتخاب کنیم.
تنها با تغییر نگرش و باورهای ذهنیمون میتوانیم به نتایج پایدار دست پیدا کنیم.
فراموش نکنید که لاغری با ذهن به شما این امکان رو میده که از درون تغییر کنید و بدن شما به طور طبیعی و بدون فشار به وزن ایدهآل خود برسه.
📝 اگر شما هم میخواهید در این مسیر همراه شوید و لاغری واقعی رو تجربه کنید، همین حالا با روشهای ذهنی شروع کنید و به خودتان اجازه دهید تا تغییرات شگفتانگیز رو احساس کنید.
✍️ تمرین آموزشی 📖
نقطه شروع شکست دادن چاقی
در جلسه قبل، شما درباره دلایل چاقی خود صحبت کردید، درست است؟ حالا وقت آن است که با آنها روبرو شویم و شروع کنیم به تغییر ذهنی! 💪
آیا شما آمادهاید که چاقی را برای همیشه پشت سر بگذارید؟ 🚀
اگر تمرین جلسه قبل را کامل انجام ندادهاید، پیشنهاد میکنم ابتدا آن را انجام دهید چون تمرینهای این جلسه بر اساس آن ساخته شده است.
پس آمادهاید که دلایل چاقی خود را دوباره مرور کنید و آنها را برای تغییر دادن تغییر بدهید؟ 🤔
آیا میدانید هرچه دلایل بیشتری برای چاقی پیدا کنید، تمرین این جلسه مؤثرتر خواهد بود؟ هر چقدر ذهن شما بیشتر با این دلایل درگیر شود، راحتتر میتوانید آنها را اصلاح کنید.
شما آمادهاید که بگویید: «نه! این دیگه برای من کار نمیکنه!» 🔥
🟢 مرحله اول: چرا من چاق هستم؟
بیایید صادقانه از خود بپرسیم: «چرا من چاق هستم؟»
آیا دلایل شما منطقی هستند؟
آیا میتوانید دلایل بیشتری پیدا کنید که شما را از چاقی دور نگه دارند؟
این جایی است که میتوانید به راحتی دست به اصلاح افکار بزنید! ✨
حالا تلاش کنیم تا دلیلهای اشتباه را رد کنیم. به دنبال مثالهای متضاد با دلایل چاقی خود باشید.
مثلا اگر کم تحرکی را دلیل میدانید، آیا کسانی را میشناسید که کمتحرکتر از شما هستند ولی متناسباند؟
این مثالها کمک میکند ذهن شما از باورهای غلط آزاد شود. 🧠💡
🟡 مرحله دوم: آیا فقط خودم مقصر چاقی هستم؟
آیا هنوز فکر میکنید عوامل خارجی باعث چاقی شما هستند؟
آیا فکر میکنید افراد یا شرایط شما را به چاقی کشاندهاند؟
وقت آن است که مسئولیت وضعیت خود را به عهده بگیرید. 🙌
وقتی خودتان را مسئول تغییر بدانید، قدرت بیشتری برای اقدام پیدا میکنید.
این یعنی شما توانمند هستید که تغییرات بزرگ ایجاد کنید.
باور کنید، این مسئولیتپذیری اولین گام به سوی آزادسازی شما از چاقی است! 🔑
🔵 مرحله سوم: آیا واقعا توانایی لاغر شدن را دارید؟
حالا به خودتان بگویید: «من توانایی لاغر شدن را دارم!» 💪
آیا تاکنون وزن کم کردهاید؟ حتی اگر موقت بوده، آن تجربه نشان میدهد که درون شما قدرت لاغر شدن هست. 🌟
مهم نیست روشهای قبلی چقدر درست یا غلط بودند،
مهم این است که شما توانستهاید بخشی از وزن خود را کاهش دهید.
پس شما توانمندید و میتوانید از همینجا شروع کنید و تغییرات بزرگتر و ماندگارتر ایجاد کنید. ✨
پس، آیا آمادهاید اولین قدم را بردارید؟
با خودتان تعهد کنید که تغییر میکنید! 🚀
هر چالشی فرصتی برای رشد و یادگیری است. 🌱
در جلسه بعد (قسمت سوم: روشهای لاغر شدن) سراغ روشهای عملی میریم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.05 از 380 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!




























































































































نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان.
متن ۲ ( ناشنوایان )
این يه تعریف خیلی ساده از قانون جاذبه س…
… این قانون تا زمانی اعتبار داره که همه ی اجسام به سمت زمین بیان؛ یعنی اگه شما یک روزی از خواب بیدار شدی و مثلا یک سیب رو رها کردی و به سمت بالا رفت؛ بلافاصله این قانون جاذبه نقض میشه وتمام فرمول های وابسته به اون، همه از اعتبار ساقط میشه؛ چونکه دیگه مورد مخالف اون رؤیت شده واین قانون بل کل از بین خواهد رفت؛ این درباره ی همه چیز هست؛ درباره ی هر دلیلی هم، می تونه این قانون صدق کنه؛
دلايلی که شما برای اضافه وزن تون نوشتید؛ اگر بتونید مقابل اون رو پیدا کنید، اگر دلايلی دیگه پیدا کنید که دلیل شما رو نقض کنه ، یعنی نمونه هایی پیدا کنید که دلیل تون رو نقض کنه؛ پس دلیل شما برای چاق شدن تون، یک دلیل معتبر نیست.
چند تا مثال براتون می زنم که حدس می زنم در نوشته های شما وجود داشته باشه؛
خیلی از افرادی که اضافه وزن دارن، ارثی بودن رو عامل اضافه وزن شون می دونن؛ یعنی طرف میگه ” بابا من ارثی مون همینه، چیزی که من خودم هم باورم این بود؛ یعنی از بچگی
به ما گفته بودن که خانوادگی ما، چاق هستیم و راست هم می گفتن؛
همه ی عموهای من، عموزاده های من، همه ی خانواده ی پدری من، تا جایی که من می شناختمشون چاق بودن.
اصلا یکی از نشانههای خانواده ی پدری من، همین چاق بودنشونه و الانم هر کدوم از اونایی که فامیلشون عطار روشن هست اضافه وزن دارن؛ پس منم باور کرده بودم؛ یعنی قبول داشتم که خب ارثی بودن يه دلیل خیلی موجه؛ خیلی قابل اعتبار برای اینکه من چاق باشم.
بعضی از افراد که اضافه وزن دارن، شرايط زندگیشون رو عامل مثلا اضافه وزنشون میدونن، مصرف مواد غذایی رو؛
مثلا میگن که خب مواد شیمیایی در غذاها قاطی می کنن، نمی دونم کود های مختلف می دن؛ به هرحال ، مواد غذایی رو مقصر اضافه وزن خودشو می دونن .
یه عده دیگه میان ، کم تحرکی شون رو عامل می دونن؛ طرف میگه خب من چون تحرکم کمه، چون که کار پشت میزی دارم،….
ادامه دارد….
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
متن ۱(ناشنوایان)
قسمت دوم از دوازده گام رایگان لاغری با ذهن
سلام دوستان خوبم!همراهان عزیز سایت تناسب فکری!
من رضا عطار روشن هستم و خداوند رو بی نهایت سپاسگذارم که این فرصت رو به من داد تا همراه شما دوستان خوبم
باشم،با جلسه ی دوم دوره ی فوق العاده لاغری با ذهن ؛
درجلسه ی قبل، درباره ی اینکه؛
چرا ما چاق هستیم صحبت کردیم و در واقع انتخاب کردیم که کدوم موضوع رو مورد بررسی قرار بدیم؛
اینکه چرا ما اصلا چاق هستیم؟
و یا اینکه :
چطور می تونیم لاغر بشیم؟
خب؛
انتخاب خیلی از دوستان مطمئنا این بوده که خیلی زود می خواستن برن سر موضوع اینکه چطور می تونن لاغر بشن، به خاطر این سال ها یی که اضافه وزن داشتن،
خب ،
مطمئنا اون اشتیاق زیادی در اونها ایجاد کرده که خیلی زود می خوان لاغر بشن و از این همه فشار جسمی و روحی و این مسائلی که چاقی به همراه داره، می خوان رها بشن؛
ولی خب، وقتی موضوع آموزش باشه، وقتی موضوع لاغری از طریق ذهن و از بهترین روشی که میشه با اون لاغر شد و همیشه لاغر موندن باشه؛ دیگه باید اصولی کار رو انجام داد، نمیشه خیلی عجلهای و بخوایم مثلا فوری یک موضوعی رو مطرح کنیم و از اون نتیجه گیری کنیم.
چون اینجا موضوع آموزش ذهنیه، فشار جسمی نیست که مثلا بخوایم مقدار غذا رو خیلی کم کنیم یا فعالیت رو خیلی بالا ببریم که جسم ما تغییر کنه و لاغر بشیم؛
موضوع ذهنیه و آموزش ذهنی نیاز به دلیل، برهان، مدرک وحرکت گام به گام داره؛ مثل هر آموزش دیگه ای.
خب؛
ما تصمیم گرفتیم درباره ی اینکه چرا ما چاق شدیم اول صحبت کنیم وبعد درباره ی اینکه چگونه می تونیم لاغر بشیم و یک تمرین خیلی عالی هم در انتهای جلسه ی قبل برای شما در نظر گرفتم که بایستی شما دلایل چاق شدن خودتون رو بنویسید؛
قرار شد که هر چقدر نیازه وقت صرف کنید، فکر کنید وهر چند تا دلیل که فکر می کنید عامل اضافه وزن تون هستش رو بایستی می نوشتید.
* اگر اون تمرین رو انجام دادید، در قسمت نظرات اون بخش نوشتید ، این فایل رو ادامه بدید والا به شما پیشنهاد می کنم که این فایل تصویری رو ادامه ندید؛
ابتدا برید فایل قبل رو به خوبی گوش کنید، اگه نیاز بود یکی دوبار یا شایدم بیشتر گوش کنید و بعد تمرین رو انجام بدید و به این قسمت بیاید.
* بازم تاکید می کنم کار من آموزش لاغری از طریق ذهنه؛ بنابراین افرادی از این روش نتیجه می گیرن که اون رو باور کنن و تمريناتی که داده میشه رو به شکل عالی انجام بدن وامیدوارم که شما از اون دسته افراد باشید.
خب؛
همهی شما درباره ی اینکه چرا چاق هستید حتما دلايلی رو نوشتید.
میشه حدس زد که به اندازهای که اضافه وزن دارید دلایل متفاوت تری رو نوشتید؛
به این شکل که مثلا اگه فردی ۱۰کیلو اضافه وزن داره، ممکنه دو یا سه دلیل رو نوشته باشه؛ اما فردی که مثلا ۳۰کیلو ،۴۰کیلو،۵۰ کیلو اضافه وزن داره، احتمالا دلایل بیشتری رو به عنوان عوامل چاق شدن خودش نوشته.
می خوایم این دلایل رو با همدیگه بررسی کنیم و که آیا واقعا این دلایل چقدر نقش دارن در میزان اضافه وزن ما.
حتما با من هم عقیده هستید که یک موضوع علمی، یک دلیل، يک برهان، تا زمانی قابل قبول از نظر علمی هست که مخالف اون اثبات نشه و یا حتی دیده نشه؛ یعنی اون قانون نباید نقض بشه والا از اعتبار خارج میشه؛ مثلا دارم میگم،
ببینید قانون جاذبه میگه که هر جسمی رو شما درفضا رها کنید، اون جسم به سمت زمین کشیده میشه و به زمین می خوره. این یه تعریف خیلی ساده از قانون جاذبه س.
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیزم ودوستان همراهم!
صبح زیباتون سرشار از آگاهی های ناب!
امیدوارم امروز شما هم مثل من از صدای تسبیح گنجشک ها غرق لذت شده باشید و حال تون عالی باشه!
دراین قسمت ازتکلیف این جلسه که اعتراف به توانایی خودم براش لاغر شدنه:
باید عرض کنم خدمت شما که:
من درمقاطع مختلفی بارها برای لاغری اقدام کردم:
می تونم بگم اکثر اوقات من در حال کم خوری بودم وتقریبا هر روشی رو که می شنیدم باعث لاغری میشه امتحان میکردم اما هیچ کدوم حس خوبی بهم نمیداد، لاغر میشدم اما بعد چند وقت از ادامه اون روش خسته میشدم وعلاوه بر اون به غذاها و خوراکی ها حریص می شدم.
یادمه یه بار با مصرف دمنوش چای سبز سه کیلو وزن کم کردم اما چون طعم اون رو دوست نداشتم ومصرف چای سبز بهم افت فشار میداد ، اون روش رو رها کردم.
البته این رو هم بگم که من از اول ۱۶ کیلو اضافه وزن نداشتم و تلاشم اون موقع برای کم کردن ۳_ ۴ _ ۷ ویا ۱۰کیلو بوده.
یه بار با مصرف دارو و ورزش هم زمان باهم ۵ کیلو وزن کم کردم. خب در مصرف دارو خیلی حساس بودم ومیگفتم چون کبدم باید دارو رو تجزیه کنه وممکنه به بدنم آسیب بزنم زود کنار گذاشتم دارو رو وادامه ندادم؛ اما تا قبل از کرونا ۴سال به طور مرتب ورزش رو ادامه دادم.
راستی ! استاد بزرگوار بعد از مشورت با شما در مورد ادامه دادن ورزش( که البته پاسخ شما کاملا هوشمندانه بود و مسؤلیت تصمیم گیری در این مورد رو به خودم واگذار کردید ، واین امر تصمیمم رو برام بسیار با ارزش کرد)، از وقتی دوره رو شروع کردم دیگه باشگاه نرفتم . البته خدا یه جوری این کار رو برام آسان کرد که خودم هنوز در حیرتم! می خوام به خودم والبته بیشتر به همسرم که خیلی دیر باوره، نشون بدم کاهش وزنم به ورزش هیچ ربطی نداره و نشونش بدم که میشه با فکر متناسب شد و اون رو به ورزش ربط نده و این کار رو به این خاطر انجام دادم که برای ادامه دوره باهام همکاری کنه. چطوری؟ یعنی بهم غر نزنه که داری چکار میکنی ؟ که همش یا داری می خونی یا می نویسی توی گوشیت و یا فایل گوش میدی. بهم نگه کار تو بی فایده س.
البته غیر از خانوادم یعنی همسرم وبچه هام که البته خیلی سربسته می دونن ،هنوز به کس دیگه ای نگفتم که دارم از این دوره استفاده میکنم و به قول شما باور دارم که فرمودید:” بزار نتایج حرف بزنه”.
و مانع محیطی برام ایجاد نشه و با ذهن آرام ادامه بدم.
یادمه در یه تلاش دیگه برای کاهش وزنم، با مصرف سالاد شیرازی ساعت ۴بعداز ظهر هر روز و اینکه تا فرداش فقط آب میخوردم ویه دونه سیب ، درمدت یک سال به آرامی تونستم۱۰کیلو وزن کم کنم؛ چون فکرم این بود که اگه سرعت کاهش وزنم زیاد باشه عوارض زیادی برام داره مثلا :شل شدن پوست وتکیده شدن صورتم و ضعف و افت فشار و…. زیاد موافق کاهش سریع وزن نبودم؛
ادامه دادم ؛ بعد از اون ۱۰کیلو کاهش وزن، خیلی سبک شده بودم ، لباس هام به تنم زیباتر شده بود وحس خوبی داشتم.
در طی دو دوره هم اقدام به پیاده روی یک ساعته ویا شاید یه کم بیشتر کردم درهربار بایکی از دوستانم. وباز یه چند کیلویی کم کردم.
بله دوستان ! الان که فکرشو میکنم و اون خاطرات رو مرور میکنم بیشتر برام واضح ومشخص میشه که چه آدم با اراده ای بودم و کوتاه نیومدم از خواسته ی خودم که تناسب اندام بوده و با پشتکار پیش رفتم ؛ ولی خب چون در مسیر اشتباه بودم وخودم خبر نداشتم ، بارها راه های متفاوتی رو امتحان کردم.
حالا متوجه شدم ؛ که من توانایی لاغر شدن رو دارم وجسم من در این مدت چقدر با من همراهی کرده( ازش ممنونم!) .
حالا که مسیر درست رو پیدا کردم به موفقیتم در این مسیر ایمان دارم. حسم بهم میگه راه درستی رو انتخاب کردم ، پس بدون تردید وبا همون پشتکار البته این بار در مسیر درست ادامه میدم.
خوشحالم که اینجا هستم وبابت این نعمت بسیار با ارزش از خدای درونم سپاسگزارم.
بابت تناسب اندامم ازت ممنونم خدا جونم ! دوستت دارم که همیشه دست منو میگیری ومن رو به مسیر درست هدایت میکنی.
وقتی دستم تو دست توباشه خیالم راحته خدا جونم . دیگه نگران هیچی نیستم چون پشتم به خالق کوه ها گرمه وفقط پشتم به کوه نیست.
دوستان عزیزم ممنونم که نوشته منو خوندید و شاهد تلاش های موفقیت آمیز من برای تناسب اندام من بودید.
احساس خوبی دارم و ادامه میدم….
نشان های دریافت شده
باسلام و درود به استاد عزیزم ودوستان همراهم!
من گلستان متعهدهستم که برای رسیدن به تناسب هر کاری لازم باشه انجام بدم و اصلا برام مهم نیست چقدر طول بکشه و هرقدر زمان ببره ، قول میدم اون زمان رو بهش اختصاص بدم و این موضوع جز، اولویت های زندگی منه.
و تا زمانی که جسم من ۱۶کیلو اضافه وزنش رو از دست نده ادامه میدم تا به وزن دلخواهم که ۵۸ کیلو هست برسم و یقین دارم که بعد از اون هم در مسیر تناسب باقی خواهم موند واز ادامه ی این مسیر لذت می برم.
ممنونم دوستان خوبم که در محضر خداوند شاهدی بر این تعهد من هستید وبعنوان شاهد پای برگه منو امضا زدید با خوندن این تعهدنامه!
استاد عزیزم !
از این که با این مسیر آشناشدم هر روز هیجان زده تر می شم واحساس می کنم که در جایگاهی قرار گرفتم که باید، باشم.
واین برام یه هیجان گذرا نیست .
از اینکه بارها این موضوع رو تکرار کنم حس خوب سپاسگزاری دارم که بعد ازآشنایی با این سایت ، انگار تمام افکارم به وسیله موضوعاتی که در سایت مطالعه می کنم به هم مرتبط میشه و مثل مهره های زیبایی می مونه که طی سال ها جمع کردم وحالا بهم الهام شده که: بیا ! تو که این همه سال زحمت کشیدی و این همه فکرهای زیبا رو در ذهن خودت جمع کردی و مثل مهرههایی با ارزش و چه بسا قیمتی تر از در وگوهر . بیا اونها رو نظم بده .اینم راهش .از این سایت استفاده کن و با اون ها یه گردنبند زیبا درست کن و تو زندگیت از اون ها استفاده کن که به کار بیاد و به دردت بخوره،
آخه میدونی بنده ی خوب من! فقط کتاب خوندن و جملات خوب ودرست رو نوشتن ویادداشت کردن کافی نیست ؛ بالاخره باید یه جایی این آموخته ها به عمل تبدیل بشه که ارزش خودش رو نشون بده و بتونه تغییر مثبتی در زندگی تو ایجاد کنه. بنده ی دوست داشتنی من ! خودم تو تمام این سالها شاهد تلاش و پشتکار وصداقت تو بودم وخودم شاهدبودم که تو دنبال چی میگشتی. بیا اینم راهش . تو لیاقت خودت رو نشون دادی ! منم کمکت می کنم . ادامه بده؛ هواتو دارم.
امضا: خدای درون
امیدوارم امضای خدا پای تعهدتون باشه! آمین
دوستتون دارم وبا هم ادامه میدیم.
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیزم ودوستان همراهم!
درادامه ی داستانم به اینجا رسیدم که مهمانم رو راهی کردم ودر رو پشت سرش بستم.
وقتی که چشمامو بسته بودم داشتم به این فکر می کردم که:
راستی چی شد که این مهمون من اینقدر زیاد ماندگار شد؟
جواب های زیادی به ذهنم رسید:
ازجمله این که: خودم باعث شدم ودلیل اصلی اون، باورهای اشتباه خودم بوده ونه هیچ کس دیگه.
خودم مقصرم که فقط حضور اون رو توجیه میکردم ، به عبارتی ( يه اصطلاح برای خودم دارم که میگم ، نصفه فکر کردم ، یعنی اگه فقط یه جمله برای توجیهم ، جواب داشتم ، زمان حضور چاقی در جسم من ، این همه سال ، به درازا نمی کشید. ) شنیده بودم که :خدا انسان رو آفرید و انسان توجیه رو.
حالا که به این جمله فکر میکنم می بینم درسته: من استاد توجیهم. می دونید چرا اینو میگم ؟ چون هر وقت بخوام کاری رو انجام بدم، میگردم هزار ویک دليل براش پیدا میکنم
و بالعکس وقتی نخوام کاری رو انجام بدم می گردم هزار و یک دلیل برای انجام ندادنش، پیدا می کنم.
بله دوستان خوبم!
خودم رو تو تمام این سالها توجیه کردم که چاقی رو در جسم خودم نگه دارم و در هر دوره ای با مهارت عجیبی خودم برای قطار چاقیم ، ریل جدید ساختم ( کنایه از توجیهات جدید) ، و به اصطلاح دلایل واهی یا همون توجیهات رو بروز رسانی کردم به صورت کاملا ناآگاهانه و البته خیلی حرفه ای .
چرا میگم حرفه ای؟
چون خیلی خوب این کار رو انجام دادم و نتیجه ی اون چاقی مداوم و پایدارم شده.
اینا رو که نوشتم یاد یه جمله ای از دوست خوبم فریده حسنی افتادم که میگفت:” قبل از این که یه کاری انجام بدیم ، قبل از اون خیلی کارای دیگه انجام دادیم” .
واین جمله به نظرم درسته و ما قبل از این که وارد هر دوره ای از زندگی مون بشیم قبلش دستور چاقی رو به مغز و ذهنمون دادیم وبا پیدا کردن توجیهات بی اساس ، خودمون زمینه رو برای ادامه ی چاقیمون هموار کردیم. چرا ؟
واقعا نمی دونم،
من که هرچی به این موضوع فکر می کنم فقط به اینجا می رسم که : چون با توجیهاتی که داشتم ، چاقی رو پذیرفتم، درنتیجه ، با این حرف ها وتوجیه ها می خواستم از کارم دفاع کنم، از چاقیم دفاع کنم. نمیشه گفت : از روی تنبلیم بوده، اینو قبول ندارم ولی باگفتن مثلا: چاقی من به دلیل ( حالا آخرین توجیهم) میانسالی منه ، خواستم خودم رو راحت کنم و اول خودم و بعد بقیه رو راضی کنم که دست از سرزنش من بردارن؛ چون راه دیگه ای بلد نبودم.من که هر کاری میکردم که لاغر بشم،
از کجا باید می دونستم اون راه ها اشتباه بوده؟
الان یه استاد عطار روشنی رو خداوند سر راه من قرار داده که خدا خیرش بده؛ آگاهم کرده و من پیدا کردن راه درست رو مدیون آموزشها وآگاهی هایی هستم که از ایشون کسب کردم .هر چه سپاسگزاری کنم ،بازم کمه!
دوستان خوبم! سخن به درازا کشید.
فقط از این خوشحالم که دیگه دوران ناآگاهی من تموم شده و من دیگه هیچ وقت به اون دوران بر نمی گردم و این آگاهی دیگه از من گرفته نمیشه.
من این همه گفتم که به اینجا برسم که هرچه بر جسمم گذشته و هر آسیبی که تو این مدت از چاقی به روح وجسم من وارد شده ، تقصیر خودم بوده ، اشتباه خودم بوده، از ناآگاهی خودم بوده و مسئولیت اون رو می پذیرم و می دونم کسی غیر از خودم مقصر نیست وقول میدم جبران کنم .
هر چقدر اضافه وزن دارم رو برطرف کنم واز اون مهمتر متناسب باقی بمونم تا آخر عمرم.به امید خدا!
اینجا که هستم خیلی حالم خوبه!
ممنونم دوستان عزیزم! می دونم درکم می کنید . ممنونم که حرفها ودلنوشته منو با حوصله خوندید .
خوشحالم که همراه هم هستیم.
حسم عالیه …ادامه میدم….
نشان های دریافت شده
سلام و درود!
متن برای ناشنوایان عزیزم!
حواست به من بوده و هست اما
یه وقتا حواسم ازت پرت می شه
با اینکه تو خورشید و دادی به دنیا
یه وقتایی سردم ولی نه همیشه
مث کوه ، پشت منی ، هر دقیقه
بجز تو ، کسی، تکیه گاهم ،نبوده
تو بالاتر، از قله های زمینی
به تو فکر کردن شبیه صعوده
همین که حواست به من هست خوبه
همین خوبه که تو ، منو دوست داری
همه ، میرن از زندگی من. …… اما
محاله تو یک ، روز تنها اام ، بزاااااااری
روزایی که از زندگی سیییر میشم
میشینم یه گوشه به یادت میفتم
تو میدونی که چی گذشته به حالم
من از حس و حالم به هیشکی نگفتم
کی میدونه که من چقدر گريه کردم
فقط چشم تو اشک چشمامو دیده
نمی دونی اسم تو رو ، که میارم
چه حال عجیبی به من دست میده
همین که حواست به من هست خوبه
همین خوبه که ، تو منو دوست داری
همه میرن از، زندگی من ، اما
محاله تو یک روز ، تنهااااااام بذاری
نشان های دریافت شده
باسلام درود!
خب!
حالا که ذهنم رو حلاجی کردم و تقریبا تمام دلايلی رو که عامل چاقی خودم می دونستم والان که بهشون فکر میکنم به نظرم خیلی خنده دار و مسخره و بچگانه میان ،رد کردم، چی باقی موند؟
درسته، من وچاقیم ؛
دوست عزیزی که خودم باعث شدم سالها کنارم و باهام باشه وتازه ،کنارش، نه به اون خوش خوش بگذره ، نه به من.
اما دیگه دارم باهاش خدا حافظی میکنم .دارم کمکش میکنم بار و بندیلش رو جمع کنه، چمدانشو ببنده و راهی بشه یه جای دیگه ، پیش کس دیگه، کسی که لایقش باشه. آخه من دیگه لایق چاقی نیستم. لیاقت من چاقی نیست ، به یقین رسیدم:
امروز صبح که دیدمش داشت گریه میکرد:
کنارش نشستم وشانه شو ماساژ دادم و ازش پرسیدم:
چرا گریه می کنی؟ با چشمای اشک آلود نگاهم کرد و با بغض گفت :
میدونم که دیگه جای من اینجا نیست ورفتنم حتمیه اما دلم برات تنگ میشه، برای غر زدن هات به جونم ، برای اعصاب خوردی هات که من رو باعث زشتی خودت می دونستی،
برای گریه هات که از دست همه چیز وهمه کس ، حتی از دست خدا هم شاکی بودی ، برای اینکه صدامو نمی شنیدی و هر چی داد می زدم که، بابا من مقصر نیستم، خودت منو دعوت کردی وتا زمانی که خودت راهیم نکنی نمی تونم برم
.
حرفاش درست بود ، جوابی نداشتم.
نگاهش کردم وبهش گفتم :
نادانی و ناآگاهی منو ببخش . کارهام عمدی نبوده، راهشو بلد نبودم، نمی دونستم با خودم وبا تو چجوری رفتار کنم . آدمیزاده و ممکن الخطا .
دوست خوبم ! درسته که تو تموم این سال ها هر دوتامون اذیت شدیم ولی گذشته ها گذشته ، من دیگه آگاه شدم .
می دونی چطوری؟
از اون ور کشورم ، یه انسان آگاه پیدا کردم که روشنایی آگاهیش به من رسیده، از دزفول ، اسمش استاد عطار روشنه، خدا خیرش بده، دل پاک وروشنی داره ، کارش عطاری نیست اما بوی عطر افکار نابش انسان رو مست میکنه. اون بهم آگاهی داد و چون من در مدار اون آگاهی قرار گرفتم ، دارم تغییر میکنم ، بهتره بگم تغییر کردم، دیگه فکرم واحساسم مثل قبل نیست. برای همین دیگه نمی تونم پیش خودم نگهت دارم.
درسته که قبلا ازت بدم میومد وازتو متنفر بودم ، شرمنده ، منو ببخش . حالا دیگه عوض شدم دوستت دارم ، منو ببخش که میزبان خوبی برات نبودم . برو به سلامت! حالا دیگه دوستت دارم و برات اوقات خوبی رو آرزو می کنم.
……..
من وچاقیم همدیگه رو درآغوش گرفتیم و در بغل هم یه خدا حافظی جانانه کردیم ومن راهیش کردم و براش دست تکون دادم .
تموم شد .
مهمان اسمش با خودشه. بالاخره یه روز میره اومدم تو ودر رو بستم. به در تکیه دادم وچشمامو بستم .
خب حالا که چاقی رفت، چکار کنم؟
خب من همیشه بعد از رفتن مهمانم همه چی رو مرتب میکنم و میشینم به کارهایی که پیش رو دارم فکر می کنم .
آها یادم اومد:
باید تعهد بدم ، باید یه قولی به خودم بدم .
میرم که در این باره فکر کنم ، بعدا میام براتون می نویسم که چه قولی می خوام به خودم و خدای خودم بدم.
چقققققدر حالم خوبه ! خدایا ازت ممنونم…
نشان های دریافت شده
سلام و درود!
متن قبلی من خیلی طولانی شد ولی بحث تموم نشد. رفتم یه سری کارای روزمره رو انجام دادم وبا شوق زیاد برگشتم و میخوام بقیه ی داستان رو بنویسم:
در ادامه رد دلایل چاقیم به اینجا رسیدم که:
مصرف زیاد برنج و به ویژه در وعده ی شام رو ، تا مدتها دلیل چاقی خودم می دونستم وتا مدت ها چپ چپ بهش نگاه میکردم وبا وجودی که دوستش داشتم ولی این افکار نمی گذاشت از خوردن اون لذت ببرم
ولی وقتی با آگاهی نگاه کردم ،دیدم طفلکی اون بی گناهه و فقط وجود داره که ما آدم ها از خوردنش لذت ببریم،
برداشت غلط من وانتظار نادرستی که از اون داشتم باعث چاقیم شده، نه مصرف برنج .از طرفی خیلیا رو میبینم که روزی دو وعده هم برنج مصرف می کنن وتازه اونم خیلی چرب و چیلی( به مسائل پزشکی اون کاری ندارم ومد نظرم نیست) ولی با این وجود لاغر ومتناسب هستن؛ حتی جواب آزمایش چند نفر رو که دیدم ، قند و چربی نرمالی داشتن. پس این هم رد شد و دلیل قابل قبولی برای چاقی من نیست.
کم تحرکی که در مورد خودم اصلا قبول ندارم چون فعالیت روزمره من خیلی زیاده ؛ رسیدگی به امور منزل ، کلاس بچه ها ، خریدهای روزانه ، پیاده روی به هر بهانه ای وخلاصه از اون آدم هایی هستم که به اصطلاح یه جا بند نمی شن. خیلی پر انرژی هستم واین ادعای من نیست، هر کسی منو میشناسه اینو میگه.
با تمام این احوال اگه یه روز حس میکردم فعالیتم اون روز کمه، خودم رو متهم به کم تحرکی میکردم و به خودم می گفتم وای دیدی امروز تنبلی کردی، چاق میشی.
در مورد فست فود و غذاهای آماده و شور و چرب هم ، که یکی دیگه از توجیهات من برای چاقی بود ( حتی می تونم بگم یکی از توجیهاتی بی اساس)، عروس خواهر شوهرم رو یادم اومد که اصلا آشپزی نمی کرد وبیشتر وعده ها رو پیتزا و فست فود وحتی هله هوله مصرف می کرد ولی کاملا متناسب بود ومن از دیدن اون نزدیک بود شاخ دربیارم.( شاید کار اون از جهات دیگه اشتباه بود ، کاری به اون جنبه های دیگش ندارم) ولی این دلیل چاقی رو از ذهنم پاک میکنه واون رو رد میکنم ، دلیل چاقی من نیست.
یه مورد دیگه از توجیهات، مهمانی رفتن و مهمانی دادن بود ولی وقتی منطقی بهش نگاه کردم( فقط نمی دونم چرا این همه زمان باید طی میشد تا من متوجه بشم که منطقی بهش نگاه کنم) دیدم اکثر دور وبری های من عاشق این کارن و بین اونها هم چند نفر رو میشناسم که اکثر شبها مهمان هستن یا مهمان دارن ولی متناسب هستن ؛ پس اون هم دلیل قانع کننده ای نیست و ردمیشه.
نشان های دریافت شده
به نام خدای لاغری
سلام به استاد گرامی و دوستان خوبم!
صبح زیباتون به خیر! امیدوارم روز شادی رو شروع کرده باشید!
در جواب این که چرا من چاق هستم، باید بگم :
من چاق هستم چون به طور ناآگاهانه تحت تاثیر آموزش های خانواده و جامعه بودم.
افکار اشتباهی در باره خوراکی ها داشتم
نمی دونستم چطوری اطلاعاتی که وارد ذهنم میشه رو فیلتر کنم ویا حتی درست تحلیلشون کنم.
به این موضوع آگاهی نداشتم که تفسیرهایی که بعداز خوردن مواد غذایی به کار میبردم باعث می شده که احساس بدی از تجربه خوردن در من ایجاد بشه و نتیجه ی اون بشه چاقی جسمم.
من چاق هستم چون توی ذهنم تصویر چاقی رو به دیوار زده بودم ومدام هر روز به اون نگاه کردم و حال خودم رو بد کردم و هر روز چاق تر شدم .
من چاق هستم چون قبلا بلد نبودم خودم رو دوست داشته باشم وبه خودم و جسمم احترام بزارم و فکر می کردم فقط باید حواسم باشه که دیگران به من احترام بزارن، همون طوری که من به اون ها احترام میزارم.
من چاق هستم چون در هر دوره ای از زندگیم یه توجیهی برای چاقی در ذهنم داشتم واون طوری منتظر چاقی بودم و چاقی رو برای خودم عادی و طبیعی جلوه دادم و باعث ماندگار شدن چاقی در جسمم می شدم .
با وارد شدن به هر مرحله ای از زندگیم (که قبلش یه دلیل برا چاقیم به اون مرحله فرستادم ودر ذهنم آماده چاقی در اون مرحله بودم)، مغزم بر اساس تصویری که تو ذهنم بوده دستور چاقی رو صادر می کرده و انتظار ناآگاهانه ی منو بر آورده می کرده.
و خیلی وقتها که یه نفر به چاقی من توجه میکرد ، حالا با یه نگاه خاص ویا اینکه مستقیم بهم میگفت :چاق شدی ، من تو هر مرحله ای یکی از توجیهاتی رو که تو ذهنم بود به عنوان دلیل چاقی خودم به اون شخص می گفتم ودر واقع با این کارم سعی داشتم چاقی خودم رو برای اون شخص هم موجه و عادی جلوه بدم
ویه جورایی میشه گفت از اون توجیهات به عنوان سپر برای دفاع از خودم استفاده می کردم و در نتیجه چاقی من ادامه داشت و پیش می رفت بدون هیچ مانعی و این من بودم که در هر مرحله ای راه رو براش هموار میکردم نه هیچ کس دیگه ای.
من چاق هستم چون فکر می کردم با ازدواج وبعد از اون آدما چاق میشن و این رو طبیعی می دونستم.
فکر میکردم چاق شدن بعداز بارداری و زایمان و در دوران شیردهی طبیعیه.
بعد از همهی این مراحل فکر بعدی من این بود که با ورود به میانسالی آدمها چاق میشن.
در مرحله بعد با خودم میگفتم در دوران پیش از یائسگی و بعد از اون هم آدمها چاق میشن.
چند فکر دیگه که در تمام دوره های قبلی و لابلای اون دلايلی که نوشتم همیشه بود و اونها رو تکمیل میکرد اینها بود:
دیر شام خوردن آدم رو چاق میکنه.
دیر خوابيدن باعث چاقی میشه.
حتی کم خوابيدن و زیاد خوابيدن رو باعث چاقی میدونستم واز دیگر متهمان چاقی من به حساب میومدن.
تو وعده شام برنج خوردن آدمها رو چاق میکنه و کلا مصرف زیاد برنج باعث چاقی میشه.
کم تحرکی باعث چاقی میشه.
غذاهای چرب وشور وفست فودی زیاد خوردن چاق کننده ست.
حتی زیاد مهمانی رفتن رو چاق کننده می دونستم و این فکر اشتباه باعث شده بود که زیاد علاقه ای به مهمانی رفتن نداشته باشم .
به لطف خدای عزیزم وبعد از هدایت شدنم به این سایت وکسب آگاهی های درست، متوجه شدم که هیچ کدام از مواردی که ذکر کردم دلیل واقعی چاقی من نبوده ونیست و برداشت اشتباه من و آموزش های غلطی که خودم ناآگاهانه اونها رو پذیرفتم و وارد ناخودآگاهم شده دلیل اصلی چاقی منه.( نه ورود به هر دوره ای از زندگیم، نه کم یا زیاد خوردنم، نه دیر خوردنم، نه کم یا زیاد خوابیدنم، نه هیچ نوع ماده ی غذایی خاصی، نه چرب و شور بودن غذاها، نه فست فود خوردن و نه…….)
چرااااا؟؟؟؟
چون وقتی درست نگاه کردم ویاد گرفتم درست نگاه کنم خیلی از دور و بری ها واطرافیان رو یادم میاد که بعداز ازدواج وحتی تا سالها بعدش هم متناسب بودن پس این مورد رد میشه.
کسانی دیدم وبه یاد آوردم که حتی در دوران بارداری و بعد از اون هم همچنان متناسب بودن در نتیجه این هم نمی تونه دلیل چاقی من باشه و رد شد
افرادی رو دیدم ومی شناسم که در دوران شیردهی و بعد از اون هم همچنان متناسب هستن وچاق نشدن ، پس این هم دلیل چاقی من نیست و رد میشه.
ورود به میانسالی ودوران پیش از یائسگی وحتی خود دوره یائسگی هم باعث چاقی نمیشه چون خیلی آدم ها که در این دوران هستند رو دیدم ومی بینم که متناسب هستن پس این هم دلیل چاقی من نمی تونه باشه ورد میشه.
دیر غذا خوردن و کلا دیر شام خوردن هم دلیل چاقی من نیست چون افرادی رو می شناسم که این کار عادی وروز مره ی اوناس ولی متناسب هستن ، خب، اين مورد هم رد شد.
دیر خوابيدن و کم یا زیاد خوابيدن هم منطقی نیست که دلیل چاقی من باشه چون موارد نقض اون رو در افراد دور وبرم زیاد میبینم پس رد میشه و متهم چاقی من نیست .
نشان های دریافت شده
به روز شده در ۱۴۰۲/۰۳/۲۰
سلام استاد عزیزم!
این عبارت به روز شده چقدرررر بهم انرژی وانگیزه میده.
میدونید چرا?
چون در تمام زندگیم دنبال یاد گرفتن وعمل کردن به آموخته هام بودم وهمین طور دنبال کسایی می گشتم که به حرف هاشون عمل کنن.آخه این طوری فقط میشه اعتمادکرد.
به کسی میشه اعتماد کرد که اول خودش حرفش رو باور داشته باشه وبه حرفش پایبند باشه وبه اون عمل کنه (البته از نظر من ) ، اون شخص می تونه روی ذهن من تاثیرگذار باشه وحرفش در ذهن من تغییر ایجاد کنه.
عاشق پشتکارتون شدم . یقین دارم راهی که به من نشون دادین درسته…….ادامه میدم….