🧠 برای اینکه تو مسیر لاغری به یه نتیجهی موندگار برسیم، لازمه که اول با روش های لاغری شدن آشنا بشیم.
اما نه فقط برای اینکه بدونیم چی بخوریم یا چجوری ورزش کنیم! 🥦🏃♀️
بلکه برای اینکه بفهمیم چه موانع ذهنیای باعث شدن تا الان نتیجه نگیریم. چون خیلی وقتا ذهنمون داره ما رو از لاغر شدن دور میکنه، نه بدنمون!
وقتی بفهمیم دقیقاً چه باورها یا رفتارهایی مانع لاغر شدنمون شده، میتونیم راحتتر روشی رو پیدا کنیم که هم با بدنمون سازگاره، هم با ذهنمون هماهنگه. ✨💡
💡 بهترین مسیر از بین روش های لاغر شدن کدومه؟
ما سالها با سبک زندگی، افکار و عادتهایی زندگی کردیم که باعث اضافهوزنمون شدن.
پس اگه میخوایم متناسب بشیم، باید دنبال روش های لاغر شدنی باشیم که ریشهای فکر کنن، نه فقط سطحی! 🌱
وقتی روش درست رو بشناسی:
✅ دیگه بین رژیمهای مد روز و تبلیغات رنگارنگ سردرگم نمیشی
✅ با آگاهی پیش میری، نه با استرس
✅ و مهمتر از همه، یه مسیر رو پیدا میکنی که هم به ذهنت میسازه، هم به بدنت!
وقتی بفهمی کدوم یکی از روش های لاغر شدن با سبک زندگی، باورها و نیازهای تو هماهنگه، نه تنها با خیال راحت تو مسیر میمونی، بلکه از هر قدمی که برمیداری لذت میبری ❤️
از محدودیت و اجبار خبری نیست؛ فقط آگاهی، آزادی و انتخابی که با دل و ذهن تو یکیه!

💫 از بین روش های لاغر شدن، کدومش واقعاً موندگاره؟
اگه مدتهاست دنبال راهی هستی که واقعاً بتونه بهت کمک کنه وزن کم کنی و این بار دیگه وزنت برنگرده، خوبه بدونی که بین تمام روش های لاغر شدن، یه روش هست که با دل و جون سر و کار داره: لاغری با ذهن.
چرا این روش متفاوته؟ چون درست مثل همون مسیری که باعث چاقیمون شده، حالا هم باید از همون مسیر برگردیم؛ یعنی از ذهن شروع کنیم.
🧠 لاغری با ذهن؛ چرا ماندگارترین روش لاغر شدنه؟
لاغری با ذهن دقیقاً همونقدر موندگاره که چاقی با ذهن بود!
همونطور که سالها با باورها و احساساتمون چاق شدیم، حالا هم میتونیم با اصلاح همون باورها، به تناسب برسیم. و اینبار برای همیشه!
پس اگه دنبال روش های لاغر شدن هستی که فقط یه عدد موقتی روی ترازو نباشه و یه تغییر موندگار در سبک زندگیت ایجاد کنه، لاغری با ذهن یه انتخاب هوشمندانهست.
مقالهای در Psychology Today نشان داده افرادی که نگرش مثبت دارند نه تنها بیشتر به اهداف کاهش وزن خود دست مییابند، بلکه ۸ برابر کمتر از دیگران دچار افزایش وزن میشوند.
همچنین، این افراد ۲۵٪ بیشتر احتمال موفقیت در حفظ وزن خود دارند. این نتایج نشان میدهد که نگرش مثبت میتواند عامل مهمی در موفقیت در مدیریت وزن باشد.
🎯 مسیری که من رفتم، حالا برای شما آمادهست
در دورهی آموزشی «ورود به سرزمین لاغرها»، من دقیقا همون راهی رو آموزش میدم که خودم طی کردم و به وزن و اندامی رسیدم که همیشه آرزوش رو داشتم.
به لطف خدا، طی این سالها صدها نفر با همین آموزشها تونستن رؤیای تناسب رو به واقعیت تبدیل کنن.
🌟 شگفتیسازان؛ شاهدان عینی برترین روش های لاغر شدن
اگه هنوز شک داری که آیا لاغری با ذهن میتونه واقعاً مؤثر باشه یا نه، یه سر به آلبوم شگفتیسازان بزن.
اونجا عکس هنرجوهایی رو میبینی که از همین مسیر عبور کردن، و با روش ذهنی لاغر شدن. دیدن نتایج این افراد میتونه جواب واضحی به یه سؤال مهم بده:
از بین روش های لاغر شدن، کدومیکی واقعاً جواب میده؟

❌ چرا بیشتر روش های لاغر شدن شکست میخورند؟
تا حالا به این فکر کردی که ما چطور چاق شدیم؟
هیچکدوم از ما برای چاق شدن برنامهریزی نکردیم، رژیم نگرفتیم، کالری نشمردیم! کاملاً طبیعی و بیهیچ زحمتی، کمکم چاق شدیم…
اما حالا که میخوایم لاغر بشیم، میریم سراغ هزار جور برنامه، رژیم، ورزش سنگین و خلاصه کلی روش های لاغر شدن که با حال و هوای ذهنمون همخوانی نداره.
ما سعی میکنیم با روشهایی وزن کم کنیم که هیچ ربطی به مسیر چاق شدنمون نداره.
مثل اینه که برای برگشتن به خونه، یه راه کاملاً غریبه رو انتخاب کنیم و بعد هم تو راه گم بشیم…
🤯 چرا انقدر تلاش کردیم ولی باز به وزن دلخواهمون نرسیدیم؟
جوابش خیلی سادهست:
چون بیشتر روش های لاغر شدن که امتحان کردیم، اشتباه بودن. شاید برای یه مدت کوتاه وزن کم کردیم، ولی هیچوقت اون نتیجه موندگار و راحتی که دنبالش بودیم رو نگرفتیم.
این نشون میده که بدن و ذهن ما تمایل به تناسب دارن، اما مسیرهایی که رفتیم، راه درستی برای رسیدن به اون هدف نبودن.

❌ چرا خودمون رو مقصر میدونیم…
خیلی وقتها وقتی از انواع و اقسام روش های لاغر شدن نتیجه نمیگیریم، شروع میکنیم به سرزنش کردن خودمون:
- “من بیارادهام”
- “من عرضه لاغر شدن ندارم”
- “حتماً یه مشکلی تو وجود منه که نمیتونم لاغر شم…”
بارها و بارها از روش های لاغر شدن استفاده کردیم. رژیم گرفتیم، ورزش کردیم، قرص خوردیم، ولی نتیجهای که دلمون میخواست رو نگرفتیم. و اینجاست که یه درد عمیقتر شکل میگیره:
احساس ناتوانی در برابر چاقی
و کمکم یه انتظار ناخودآگاه از خودمون میسازیم که “من قراره همیشه چاق بمونم…”
✅ اما مشکل از ما نیست، از روشهاست!
اگه ما بارها به سراغ روش های لاغر شدن رفتیم و نتیجه نگرفتیم، یعنی مسیرمون اشتباه بوده، نه شخصیت یا ارادهمون.
ما آدمای بیارادهای نیستیم، اتفاقاً خیلی باانگیزه و پیگیر بودیم، اما چون راه درست رو بلد نبودیم، هربار رفتیم تو مسیر اشتباه.
🧭 پس راهحل چیه؟
اولین قدم برای لاغر شدن اصولی اینه که بدونیم اصلاً داریم از چه روشی استفاده میکنیم.
کدوم یکی از روش های لاغر شدن واقعاً ماندگاره؟
کدوم مسیر، فقط چند کیلوی موقتی کم میکنه و کدوم یکی، تغییر اساسی در ذهن و بدنمون ایجاد میکنه؟
وقتی بدون تعصب و با آگاهی نگاه کنیم، خیلی راحت میتونیم بفهمیم چرا لاغری با ذهن یه راه متفاوت و مؤثره.
راهی که نه تنها از ما یه نسخه بهتر میسازه، بلکه دیگه خبری از سرزنش، خستگی و ناامیدی توش نیست.
🎯 جمعبندی جلسه:
در این جلسه، مفصل دربارهی روش های لاغر شدن صحبت کردیم؛ اما نه فقط برای اینکه یه اطلاعات جدید یاد بگیریم…
بلکه برای اینکه بالاخره تصمیم بگیریم این بار یه بار برای همیشه از مسیر درست برای لاغر شدن حرکت کنیم.
توی این جلسه، نکات خیلی مهم و اثرگذار شرح داده شده:
🔹 فرق بین فرمولهای مغزی یک فرد متناسب و یک فرد چاق چیه؟
🔹 چرا ذهن ما با ذهن حیوانات توی مسئلهی اضافهوزن فرق داره؟
🔹 و از همه مهمتر: اصلاً چرا چاق شدیم؟ ریشهاش کجاست؟
اینها فقط حرف نیستن. اگه با دقت گوش بدی و یکم روی این صحبتها فکر کنی، میفهمی چقدر از چیزهایی که گفته شده، دقیــقاً با تجربیات خودت همخوانی دارن.
✍️ تمرین آموزشی 📖
🔍 مرحله اول: پاسخ به سوالات درباره فرمولهای ذهنی
با دقت و شرح انشایی به سوالات این قسمت در بخش نظرات پاسخ دهید:
۱- نگرش و درک شما بعد از استفاده از محتوای آموزشی درباره روش های لاغر شدن چیست؟
۲- اگر نیاز دارید دوباره و چند بار فایل آموزشی را تماشا کنید، حتما این کار را انجام دهید.
۳- تفاوتهای فرمولهای ذهنی خود با یک فرد متناسب را بنویسید.
🔍 مرحله دوم: چرا من چاق هستم اما فلانی لاغر است؟
تا به حال ممکن بود شانس، ژنتیک یا دلایل دیگر را عامل تفاوتهای خود با افراد متناسب بدانید. اما از این لحظه به بعد، شما میدانید که **تفاوت اصلی در فرمولهای ذهنی است.**
بنابراین، سعی کنید با ذکر مثال تفاوت افکاری و رفتاری خود با یک یا چند نفر از افراد متناسب پیرامون خود را بنویسید:
🔸 مثال 1: من متوجه شدم که دوستم امیر هیچوقت از خوردن مواد غذایی ترس ندارد و به چاق شدن بخاطر خوردن فکر نمیکند، درصورتی که من همیشه ترس از خوردن مواد غذایی دارم. این به دلیل تفاوت در فرمولهای ذهنی من با امیر است.
🔸 مثال 2: من متوجه شدم که ثمانه دختر خالم وقتی به او شیرینی تعارف میکنند، اگر سیر باشد برنمیدارد، درصورتی که من همیشه نسبت به شیرینی اراده ندارم و نمیتوانم تعارف دیگران را رد کنم.
🔍 مرحله سوم: تفاوتهای فکری و رفتاری شما با افراد متناسب چیست؟
۱- تفاوتهای فکری من با افراد متناسب؟
۲- تفاوتهای رفتاری من با افراد متناسب؟
🔍 مرحله چهارم: ارزیابی روشهای لاغر شدن
روشهای مختلفی که تا به حال برای لاغر شدن امتحان کردهاید را مورد بررسی قرار دهید و روشهایی که باعث تغییر در فرمولهای ذهنیتان شدهاند را شناسایی کنید.
برای این منظور به سوالات زیر با دقت پاسخ دهید:
– از **کدام روشهای لاغر شدن** تا کنون استفاده کردهاید؟ شرح دهید:
🔹 عنوان روش
🔹 مدت زمان اجرای روش
🔹 مقدار کاهش وزن به دست آمده
🔹 مدت زمان ثبات وزن کاهش یافته
🔹 تاثیر استفاده از این روش در تغییر فرمولهای ذهنی
📉 **مثال:**
“من از روش رژیم مالدیوی برای مدت یک ماه استفاده کردم و توانستم ۵ کیلوگرم کاهش وزن داشته باشم. ولی حدود سه هفته بعد از اتمام برنامه رژیم، نتیجه آن به طور کامل برگشت.
💬 حالا نوبت شماست! در بخش نظرات، نظرات و تجربیات خود را درباره فرمولهای ذهنی و روشهای لاغری که امتحان کردهاید با ما در میان بگذارید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.01 از 304 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



سلام به استاد گرامی و همه دوستان
امیدوارم حال همگی عالی باشه
من رژیم دیابتی گرفتم و بی فایده بود، یه رژیم پروتئین گرفتم و ۳۰کیلو کم کردم و برگشت و بسیار پر هزینه است، کلاس ورزش رفتم یه مدت کم کردم ولی ادامه ندادم و هربار یه بهونه ای پیدا میشد تا نتونم برم کلاس و همچنین بارها دکتر رژیم رفتم و کمی کاهش وزن داشتم و دوباره برگشته و واقعا مطمئن هستم همه اضافه وزن ۴۰کیلویی من به خاطره افکار و باورهای نامناسبم هست.
سالهاست از خیلی چیزها خودم را محروم کردم به خاطره چاقی و دیگه خسته شدم.
بیصبرانه منتظر قسمتهای بعدی هستم
سلام به همه شما عزیزان
مرحله اول: پاسخ به سوالات درباره فرمولهای ذهنی
با دقت و شرح انشایی به سوالات این قسمت در بخش نظرات پاسخ دهید:
۱- نگرش و درک شما بعد از استفاده از محتوای آموزشی درباره روش های لاغر شدن چیست؟
من در اوایل شروع این دوره، خیلی استرس داشتم که اگه یه وقتی رژیممو ول کنم، چاق نشم. و خب یکم شک داشتم که واقعا بشه با ذهن و بدون رژیم و… لاغر شد. اما کم کم که بیشتر پیش رفتم، متوجه شدم که اره واقعا میشه با ذهن و بدون هیچ سختی ای لاغر شد…
البته اگه واقعا پایبند باشیم به اموزه های این دوره که جواب میده..
و خب کم کم ذهنم باز تر شد، اولش خیلی ذهنم مقاومت میکرد اما به مرور زمان که به درستی این مسیر پی بردم، سعی میکنم فرمول های ذهنمو تغییر بدم و از این به بعد مثل یه فرد لاغر زندگی کنم..
منی که همیشه ارزوم بود که لاغر بشم، اما هیچ راه حلی به ذهنم نمیرسید، الان که خداوند هدایتم کرد به این مسیر، خیلییی امیدوارتر از همیشه ام، استرس هام برای چاق شدن خیلی کمتر شده…
و به امید خدا امیدوارم که واقعا این روش جواب بده و برای همیشه لاغر بشیم..۲- اگر نیاز دارید دوباره و چند بار فایل آموزشی را تماشا کنید، حتما این کار را انجام دهید.
۳- تفاوتهای فرمولهای ذهنی خود با یک فرد متناسب را بنویسید
۱. رابطه با «احساسات» (قلبِ ماجرا)
۲. مفهوم «سیری» و «گرسنگی»
۳. نحوه نگرش به «محدودیت»
۴. معنای «پاداش»
۵. تصویر ذهنی
اون فرد لاغر، احتمالاً اصلاً به غذا «فکر» نمیکنه (چون براش یه موضوعِ حاشیهایه)، در حالی که اون فردی که درگیرِ چاقی و اضافه وزنه، شاید بخش بزرگی از فضایِ پردازشیِ مغزش در طولِ روز اشغالِ فکر کردن به «چی بخورم؟»، «کی بخورم؟»، یا «چرا خوردم؟» شده.
مرحله دوم: چرا من چاق هستم اما فلانی لاغر است؟
من متوجه شدم وقتی یه فرد لاغر تحت فشاره، به کل اشتهاش رو از دست میده و غذا خوردن رو فراموش میکنه، چون مغزش استرس رو با «بقا» و «مبارزه» پردازش میکنه. در حالی که من وقتی تحت فشارم، مغزم بلافاصله به دنبالِ «تسکین» میگرده و من رو سمت یخچال میکشونه تا با طعمِ خوب، به خودم آرامشِ مصنوعی بدم.
من متوجه شدم خواهرم خیلی راحت میتونه نصفِ ساندویچش رو توی بشقاب بذاره و بگه «دیگه سیر شدم، بقیهاش باشه برای بعد». انگار براش اصلاً مهم نیست که اون غذا نیمخورده میمونه. اما منِ مهدیه، توی ذهنم یه «قانونِ نانوشته» دارم که میگه: «حیفه، نباید اسراف بشه» یا «باید بشقاب رو تمیز کنی تا بزرگ بشی!»؛ این باعث میشه حتی وقتی سیرم، به خاطرِ یه فرمولِ ذهنیِ اشتباه، به خوردن ادامه بدم.
من متوجه شدم بعضی از فامیلامون وقتی با هم بیرون میریم، دنبالِ جای نشستن، پیادهروی یا گپ زدن هستن و غذا براشون فقط یه سوختِ گذریه. اما ذهنِ من به صورتِ پیشفرض «کافه و رستوران» رو به عنوانِ مکانِ اصلیِ «خوشگذرانی و معاشرت» تعریف کرده؛ انگار معاشرت بدونِ خوردنِ چیزی، برام ناقص و بیمزهست.
و انگار اصلا وقتی بیرون میریم فقط باید بخوریم و بدون خوردن بیرون رفتن حال نمیده. و از وقتی میریم بیرون تا لحظه اخر، من در حال خوردنم…
مرحله سوم: تفاوتهای فکری و رفتاری شما با افراد متناسب چیست؟
۱- تفاوتهای فکری من با افراد متناسب؟
موضوع: وقتی غذا را میبینم
موضوع: وقتی سیر میشوم
موضوع: وقتی استرس دارم
موضوع: وقتی کسی غذا تعارف میکند
۲- تفاوتهای رفتاری من با افراد متناسب؟
موضوع: کنترل بشقاب
موضوع: تعارف و ادب
موضوع: سرعت خوردن
موضوع: جایگزینِ لذت
مرحله چهارم: ارزیابی روشهای لاغر شدن
روشهای مختلفی که تا به حال برای لاغر شدن امتحان کردهاید را مورد بررسی قرار دهید و روشهایی که باعث تغییر در فرمولهای ذهنیتان شدهاند را شناسایی کنید.
من از روش (سبک قانون سلامتی استاد عباسمنش) برای مدت 1 سال و 4 ماه استغاده کردم و تونستم 10 کیلو کاهش وزن داشته باشم. ولی الان حدود 2 ماه هست که این سبک ررو ول کردم و دارم به حالت اولم بر میگردم و نتیجش داره بر میگرده.
من از 12_13 سالگیم چاق شدم و الان 15 سالمه، برای همین مدت خیلی زیادی رو دچار اضافه وزن نبودم، رژیم های دیگه ای رو هم امتحان کردم اما به طور دقیق این کارو نکردم. مثل رژیم فستینگ و…
سلام و درود
وقت عالی بخیر
چه عالی و با جزئیات کامل همه چیز رو توضیح دادی. بهت تبریک بگم برای این سطح از خودآگاهی و درک عمیق که پیدا کردی.
در این مسیر اولش یکم شک و تردید طبیعیه، ولی وقتی قدم به قدم پیش میری و نور حقیقت این قوانین رو درک میکنی، تازه بازی اصلی شروع میشه.
دقیقاً همونطور که گفتی، اون “فرمولهای ذهنی” که شناسایی کردی، ریشه تمام ماجراست. اینکه تونستی این تفاوتها رو بین خودت و یک فرد متناسب، چه در افکار و چه در رفتارها، اینقدر دقیق لیست کنی، نشون میده که چقدر خوب متوجه شدی که “چرا من اینطورم و فلانی اونطور”. این تفاوتها همون چیزایی هستن که باید روشون کار کنیم.
در دوره های لاغری با ذهن هدف اینه که تغییرات ذهنی رو اونقدر قوی کنیم که “ول کردن” براش معنی نداشته باشه و سبک زندگیت بشه.
تو الان در بهترین سن هستی که این الگوهای ذهنی رو بازنویسی کنی و یه آینده عالی برای خودت بسازی. همین که استرسهات کمتر شده و امیدوارتر شدی، بزرگترین نشونهی اینه که در مسیر درستی قرار گرفتی. ادامه بده و روی همین آگاهیها کار کن.
منتظر خبرهای عالی شما هستم👌
نشان های دریافت شده
سلام جواب سوال اول،من قبلا فکرمیکردم باید فایل گوش کنم اونم سه یاچهارتا رومتن ها زوم کنم یاروفایل ها حساسیت بخرج بدم انگارحفظش کنم اماهرچه جلوتررفتم اگاهایهام بیشترشد ومتوجه شدم قرارنیست تعدادفایل هایی که گوش میکنم باید حداقل سه یاچهارتاباشه مهم کیفیت هست اگریک فایل گوش میکنم مینویسم تمرکزداشته باشم وانچه استادتوفایل ها بیان میکنن رواجراکنم فایل قرارنیست منولاغرکنه اموخته ها نقش اساسی دارن روش ذهنی روبایددرست یادگرفت اگرتایمی روانتخاب میکنیم سرحال باشیم نه توحالت خستگی وکسالت باید برآسلامت وتناسب اندام وقت گذاشت سوال دوم من خودم وقتی فایل ها به اتمام میرسه دوباره مرورمیکنم وهربارکه پلی میکنم انگارمطالب فایل هابراتازگی داره وهرکدوم دریایی ازاطلاعات هست سوال سوم فردمتناسب ارام هست نسبت به غذایاهرخوراکی حتی هرکاری حرص ولع نداره باارامش مسایل روحلش میکنن امامن چاق همیشه توفکرخوردن اگربگم فلان موادعذایی حذف بشه. ذهنم ولم نمیکنه اونقدر توتب وتاب میفتم ذهنم سالها عادت کرده باعادتها ی بدغذایی وریزه خواری وپرخوری من تواینسایت اومدم ایرادهاموشناسایی واصلاحش کنم من میبینم افرادی روهیچ توفکرخوردن نیستن اگرگرسنه بودن همون موقع غذاشونومیخورن امایک فردبخور همش دنبال غذاست ماهم بیایم ذهنمونوتربیت کنیم درمسیردرست تناسب سوالات مرحله دوم سوال اول علت چاقی من بخاطر نگرش هام هست بخاطررفتارهای بدخودمه وترس هاست همش موانع ایجادمیکنه همسرم لاغره میگه توغذات ازمن کمتره ولی ریزه خواری داری ایشون نگرش چاقی نداره انگارچاقی توذهن اینا تعریف نشده سوال دوم رفتارم مثل رفتارمتناسب نیست خیلی فرق داره اونا روال عادی زندگی خودشونودارن من ندیدم ادم متناسب بخواد درمورد خوراکی ها حرفی بزنه سوال سوم تفاوت فکری افرادمتناسب اونام همین نون وبرنج وفست فودوشیرینی رومیخورن اما فکرنمیکنن که بخوادچاق یالاغرکنه باخیال راحت موقع گرسنگی میخورن وازخوردنه لذت میبرن سوال دوم اما من چاق اگرمقدارنونم زیادبشه میترسم همش فکرمیکنم کاش نمیخوردم همین منوچاق میکنه درواقع فردچاق هیچ وقت ازخوردنه لذت نمیبره همش ترس داره مرحله چهارم سوال اول رزیم ورزش تاحدودی خوب بوداما ازیه جایی نمیتونستم ادامه بدم ازبس توذهنم سروصدابود بایدبخوری ول کن رزیم رو،توانجام ورزش هم تنبل بودم انگارازسراجباربودانجامش فرمول ذهن من تواین دوران رژیم هیچ فرق نکردهمش ترس نکنه زیادبخورم چاق بشم وای من اراده ندارم رژیم ثبات نداره به محض رهاکردن وزن برمیگشت ،چون همش روجسم کارمیشد نه روذهن
سلام به استاد عطار روشن عزیز
نگرش و درک شما بعد از استفاده از محتوای آموزشی درباره روش های لاغر شدن چیست؟
من تو این مدت ۴ بار وزن کم کردم روشم کم خوردن بود که بعد یکماه بعد لاغریم به همون وزن قبلیم برمیگشتم
روشهای لاغری مثل ناهار نخوردن. یا رپزه گرفتم یا رژیمهای کم خوری
تفاوتهای فکری من با افراد متناسب؟
اینکه من ذهنم وفکرم دنبال غذاست حتی در زمان سیری
ولی مثلا خواهرم که متناسبه به تنها چیزی که فکر نمی کنه غذاست
تفاوت رفتاری من با افراد متناسب؟تا گشنش نشه از صبح سمت صبحانه نمیره ولی من میگم اول صبحانمو بخورم بعد کارامو برسم یعنی پس ذهنم همیشه. درگیر غذاست هر غذا یا خوراکی خارج از وعده باشه ببینم حتی کم هم باشه می خورم ولی خواهرم تا گشنش نشه دست نمیزنه
سلام
۱- نگرش و درک شما بعد از استفاده از محتوای آموزشی درباره روش های لاغر شدن چیست؟
من همیشه میگفتم چه جوری قبلا لاغر بودم هیچ کار خاصی ام نمیکردم همه چی ام میخوردم همیشه میگفتم باید اجبار کنم خودمو ک نخورم یه روزایی به خودم عذاب میدادم از خودم عصبانی میشدم حتی از صبح خودمو جریمه میکردم که نباید هیچی امروز بخوری چون دیشب شام خوردی
من یه مدت شامو حذف کرده بودم ولی ساعت ۵ عصر میشد یادم میفتاد که وای شب نمیتونم چیزی بخورم گشنمه اسمش بود شام نمیخورم هزار تا هله هوله میخوردم غیر شام
صبحشم عذاب وجدان
اگر شب شام مثلا فست فود یا نون میخوردم صبح خودمو فوش میدادم شکمم ورم میکرد صبح میگفتم ببین شکمت چون دیشب شام خوردی ورم داره نمیتونی جلوی خودتو بگیری
۳- تفاوتهای فرمولهای ذهنی خود با یک فرد متناسب را بنویسید
من تفاوتی که با بقیه دوستان دارم همیشه خودم ام که جلو چشمم و حسرت زمان لاغریمو میخورم که چی شد من چی کار کردم اینجوری شد چه جوری اون موقع لاغر بودم
یه مدت گفتم اقا من اون موقع تحرکم زیاد بود باید تحرکمو زیاد کنم فایده نداشت
بعد گفتم منظم سر وقت میخوردم حتما لاغر بودم
بازم فایده نداشت چون بین وعده ها گشنم میشد هی هله هوله میخوردم
ولی طی این ۳ تا تمرین پی بردم اون زمان من نه عذاب وجدان خوردن داشتم با لذت میخوردم همه چی و هم اصلا به چاقی فک نمیکردم ینی نمیگفتم اصلا وای اینو الان بخورم وای گامبو میشم یا هی جلو اینه هی هیکلمو چک کنم اصلااا این کارارو نمیکردم همه چی ام میخوردم لاغر بودم ولی یادم میاد کم میخوردم خیلی وقتا اهمیت نمیدادم الان مثلارو میز فلان خوراکی هست خوشمزس نخورم از کفم رفته تو مهمونی خیلی وقتا خیلی چیزارو نمیخوردم اصلا انگار چشمم نمیدید
ولی الان یه جا میریم هی چشمم میگرده که چی مونده هنوز تست نکردم نخوردم یه وقت نخورم بعدا تو دلم بمونه
خدا نکنه تو خونه خوراکی باشه سریع میخورمش اصلا ناهار خوردما سیرم بعد دلم یه چی میخواد
وقتی چاق شدم از روش های مختلفی استفاده کردم مثلا فستینگ ولی تو تایم مجاز بیشتر میخوردم
یا حذف قند بعد چند روز بیش از حد دلم شیریینی میخواست
یه مدتم پودرلاغزی میخوردم برا عروسیم ۳ کیلو کم کردم که بعد ازدواج ۵ کیلو اضافه شد
ولی امروز متوجه شدم من خیلی ساله شکرو از چاییم حذف کردم موجب لاغریم نشده ها ولی عادت کردم چایی شیرین نمیخورم قبلا حتنا صبحونه با چایی شیرین باید میخوردم
الان میگم اگر من عادت کردم به طعم تلخ چایی که دیگ شیرینشو دوست ندارم پس خیلی چیزارو میتونم جوری عادت کنم که انجام خلاف اون اذیتم کنه
خیلی جالبه در پاسخ به سوال این که تفاوت فکری و رفتاریم با فرد لاغر خودم مثال محکمی ام برای خودم که بالا تر جالبه گفتم که چه تفاوت رفتارایی با الانم دارم دارم کم کم پی میبرم که چرا اون موقع من لاغر بودم
سلام به استاد عطار روشن عزیز
نگرش و درک شما بعد از استفاده از محتوای آموزشی درباره روش های لاغر شدن چیست؟
من تو این مدت ۴ بار وزن کم کردم روشم کم خوردن بود که بعد یکماه بعد لاغریم به همون وزن قبلیم برمیگشتم
روشهای لاغری مثل ناهار نخوردن. یا روزه گرفتم یا رژیمهای کم خوری
تفاوتهای فکری من با افراد متناسب؟
اینکه من ذهنم وفکرم دنبال غذاست حتی در زمان سیری
ولی مثلا خواهرم که متناسبه به تنها چیزی که فکر نمی کنه غذاست
تفاوت رفتاری من با افراد متناسب؟
تا گشنش نشه از صبح سمت صبحانه نمیره ولی من میگم اول صبحانمو بخورم بعد کارامو برسم یعنی پس ذهنم همیشه. درگیر غذاست هر غذا یا خوراکی خارج از وعده باشه ببینم حتی کم هم باشه می خورم ولی خواهرم تا گشنش نشه دست نمیزنه
اینکه اون ارومت غذا می خوره. ولی منو انگار دنبالم میکنن با عجله می خورم
من ناهار دوبار می خورم همون وعده ناهار رو یه بار دیگه بعد دوساعت می خورم ولی اون فقط یه بار میره تا شب شام بخوره
سلام دوستان
من قبلا توی دبیرستان به خاطر پر خوری ۶۴ کیلو شدم بعد دانشگاه قبول شدم به خاطر تحرک و تغییر عادت های غذایی ۵۸ شدم و چند سالی ام بود هیچ کسم نمیگفت اخ چه خوب شدی لاغر شدی خودمم متوجه ظاهر خوبم نبودم به محض این که سر کار رفتمو تغییر عادت غذاییم شروع شد و توی ۵ سال رسیدم به ۷۱ کیلو الان در عذابم که خدا چرا من اون موقع از هیکلم لذت نمیبردم اصلا چی شد که همه چی میخوردم و لاغر بودم الان که چاق شدم همه میگن اون موقع خوب بودی تورو خدا حیفه فلان این کارو کن اون قرصو بخور این رژیمو بگیر هیچ کسم نمیگفت چی کار میکردی لاغر بودی الان خودمم واقعا نمیدونم با این که همه چی میخوردم چه جوری لاغر بودم
روش مختلف رژیم فست قطع مصرف شیرینی صبونمو حذف کردم شاممو حذف کردم فرقی نداشت چاق ترم میشدم همه چی با عذاب میخوردم تو مهمونی خجالت میکشیدم ولی باورم نمیشه من ۳ تا اپیزود گوش کردم ولی حس میکنم یه اتفاقایی داره میفته یکم حس میکنم دیگ به خودم بدبین نیستم یکم خوردنم بدون استرس شده تازه با ۳ تا اپیزود دارم فقط به این فکر میکنم که من یه مدتی وزن عادی داشتم بدون هیچ سختی ای اون موقع به خودم بدبین نبودم با استرس چیزی نمیخوردم لذت میبردم از خوردن
ولی الان مطمئنم با این اموزش ها اگاهانه برمیگردم به اون دوران و برای همیشه متناسب میمونم حتی اگر باردار شدمو بفدش مطمئنم اگر اضافه کردم باز میتونم برگردم به تناسب
درک کردم که من می تونم با آگاهی ذهنی لاغر بشم و لاغر بمونم و نگرشم تغییر کرد که روی چاقی تمرکز نکنم
متوجه شدم که از خوردن نترسم ولی به اندازه بخورم و اگه اشتها ندارم بگم ممنون من اشتها ندارم تا عادت کنم و به تناسب برسم.
روشهای مختلفی تا به حال برای لاغری امتحان کردم و نتیجه موقتی داشت و بیشتر ناامید شدم که من اراده ندارم و نتونستم یک رژیم را تا آخر ادامه بدم و نتیجه بلندمدت بگیرم.ولی حالا مطمئنم که با این روش حتما موفق میشم.
از انواع رژیم استفاده کردم،قرص و حتی طب سوزنی
به مدت ۵ ماه طب سوزنی و رژیم ۹ کیلو کم کردم ولی بعد از ۲ ماه برگشت و دوباره چاق شدم
🌹 به نام خداوند جان و خرد 🌹
استاد عطاروش عزیز و دوستان گرامی در جمع «تناسب فکری»
سلام عرض میکنم خدمت همگی. امیدوارم حال دلتون خوب باشه و روزهاتون پر از آرامش و سلامتی باشه. امروز میخوام از تجربهای براتون بگم که مسیر زندگیم رو عوض کرد. مسیری که با سوال شروع شد، با شک ادامه پیدا کرد و در نهایت با درک عمیقتری از خودم و بدنم به نتیجه رسید. این تجربهایه که حاصل آموختههای منه، درست مثل وقتی که یه دانشآموز با تمام وجودش سعی میکنه درس استادش رو بفهمه و درکش رو عمیقتر کنه.
**چرا من چاق هستم، اما فلانی لاغر است؟ این سوالی بود که سالها ذهنم رو درگیر کرده بود.**
یادم میاد دوستی داشتم که واقعاً از لاغریاش تعجب میکردم. نه اینکه بگویم بدش بود، نه! اتفاقاً خیلی هم سرحال و پرانرژی بود. اما نکته این بود که او هیچ تلاشی برای لاغر شدن نمیکرد. یعنی چی؟ یعنی هیچوقت ندیدم که با سختی ورزش کنه، از غذا خوردن لذت نبره، یا مدام نگران کالریهای مصرفیاش باشه. او همیشه کم غذا میخورد، اما نه از روی اجبار یا سختی، بلکه چون بدنش این را میخواست. در واقع، او هر وقت گرسنه بود، غذا میخورد، اما به محض اینکه احساس سیری میکرد، دست از غذا میکشید، حتی اگر جلوی رویش بهترین و خوشمزهترین غذاها بود. آرام غذا میخورد، انگار که از هر لقمه لذت میبرد، و این لذت باعث میشد که نیازی به خوردن بیش از حد نداشته باشد. ورزشهای طاقتفرسا هم نمیکرد، چون بدنش نیازی به آن همه فشار نداشت. او همیشه لاغر بود، چون اساساً با **اندازه و زمان گرسنگی** میخورد و هر وقت هم که تمایلی به خوردن نداشت، اصلاً چیزی نمیخورد.
این تضاد بین من و او، سالها ذهنم رو مشغول کرده بود. چرا من باید برای لاغر شدن، کیلومترها پیادهروی کنم و بعد از آن از خستگی در رختخواب غش کنم، در حالی که او این کارها را نمیکند و لاغر است؟ چرا من وقتی با غذا مواجه میشوم، انگار که دیگر کنترلی ندارم، تا جایی که حس خفگی بهم دست میدهد، در حالی که او با همان غذا، فقط به اندازه لذت و نیاز بدنش میخورد؟ این سوال، مثل یک گره کور در ذهنم بود که نمیدانستم چطور بازش کنم.
**نگرش و درک من بعد از استفاده از محتوای آموزشی درباره روشهای لاغر شدن چیست؟**
همانطور که در مورد آن دوست لاغرم گفتم، هزاران راه برای رسیدن به یک هدف وجود دارد. مثل این است که بخواهیم از شهری به شهری دیگر برویم؛ شاید چندین مسیر مختلف وجود داشته باشد، اما همیشه یک یا چند مسیر هستند که ما را **سالم، به موقع و درست** به مقصد میرسانند. در مورد لاغری هم همینطور است. سالها انواع و اقسام روشها، رژیمها، دمنوشها، قرصها و تبلیغات تلویزیونی را دیدیم و امتحان کردیم. شاید در کوتاهمدت، چند کیلویی وزن کم میکردیم، اما این کاهش وزن پایدار نبود. خسته و ناامید میشدیم، رهایش میکردیم و اغلب اوقات، وزنی بیشتر از وزن اولیه به سراغمان برمیگشت. انگار در یک چرخه معیوب گرفتار شده بودیم.
اینجا بود که آموختم، **مشکل اصلی از ابزار نبود، بلکه از ذهنیت و عادتهای ما بود.** چاقی، نتیجهی دارو، ژنتیک یا بدشانسی نیست؛ بلکه **نتیجهی عادتهای ماست.** شاید بگویید خب، اگر چاقی نتیجه عادت است، پس چرا در خانوادههایی که پدر و مادر چاق هستند، فرزندان هم چاق میشوند؟ اینجاست که نکتهی ظریفی نهفته است. این بچهها چون در محیطی با عادتهای غذایی خاص بزرگ میشوند، آن عادتها را یاد میگیرند و به مرور زمان، این عادتها در ذهنشان تثبیت میشود. نکته شگفتانگیز این است که وقتی فردی در یک خانواده، این عادتهای ذهنی اشتباه را شناسایی و اصلاح میکند، نه تنها خودش لاغر میشود، بلکه این تغییر نگرش و رفتار میتواند اطرافیان او، حتی اعضای خانوادهای که در دوره آموزشی شرکت نکردهاند را نیز تحت تاثیر قرار دهد و به سمت سبک زندگی سالمتری هدایت کند.
بنابراین، درک من این است که **تنها راه پایدار برای لاغری، تغییر عادتها و سبک زندگی است.** این به معنای رژیمهای سخت یا ورزشهای طاقتفرسا نیست؛ بلکه به معنای **شناسایی و جایگزینی فرمولهای ذهنی اشتباه** است. باید باورها و تفکراتی که باعث چاقی ما شدهاند را تغییر دهیم. هر آنچه که در گذشته خواندهایم، از پزشکان یا افراد معتمد شنیدهایم و باعث شده که تصور کنیم چیزی مقصر چاقی ماست، باید مورد بازنگری قرار گیرد. روش لاغری با ذهن، به دنبال رژیم یا ورزش خاصی نیست؛ بلکه هدفش تبدیل **ذهن چاقکننده** به **ذهن متناسب و لاغر** است.
**تفاوتهای فرمولهای ذهنی من با یک فرد متناسب چیست؟**
حالا که به درک عمیقتری رسیدهام، میتوانم تفاوتهای کلیدی بین ذهنیت خودم و یک فرد متناسب را بهتر ببینم:
* **ارتباط با سیگنالهای بدن:** آدمهای متناسب با بدنشان در **صداقت کامل** به سر میبرند. وقتی گرسنه هستند، غذا میخورند و وقتی سیر میشوند، متوقف میشوند. این توقف، یک توقف آگاهانه و قاطع است؛ آنقدر قاطع که اگر بهشان اصرار کنی، حتی یک قاشق اضافه هم نمیخورند. اما من سالها این صداقت را نداشتم. وقتی گرسنه بودم، شاید خودم را کنترل میکردم و غذا نمیخوردم، اما همین که با غذا مواجه میشدم، انگار تمام سدهای ذهنیام فرو میریخت و آنقدر میخوردم که احساس سنگینی و خفگی بهم دست میداد. آدمهای متناسب، همیشه **شهودی** غذا میخورند. بدنشان سیگنالهای گرسنگی و سیری را به مغزشان میفرستد و آنها به این سیگنالها اعتماد میکنند. مغزشان همیشه این سیگنالها را دریافت کرده و به آن واکنش نشان میدهد.
🦋🦋 مدیریت میل و لذت:🦋🦋 افراد متناسب، از غذا خوردن لذت میبرند، اما این لذت در حد اعتدال است. آنها هیچ وقت برای لاغری، خودشان را از خوردن یک ماده غذایی خاص برای مدت طولانی محروم نمیکنند و بعد از آن با خوردن مقدار زیادی از آن ماده، تمام تلاشهای قبلیشان را بر باد دهند. مثلاً اگر شیرینی دوست دارند، شاید گاهی شیرینی بخورند، اما نه اینکه برای مدتها شیرینی را حذف کنند و بعد از دیدن یک شیرینی، چند برابر حد معمول بخورند. این حذفهای طولانیمدت و سپس خوردن افراطی، یکی از تلههای ذهنی ماست. آدمهای متناسب، نیاز به حذفهای طولانی مدت ندارند، چون تعادل را در ذهنشان پیدا کردهاند.
🌹🌹 تلاش و فشار:🌹🌹 افراد متناسب، برای لاغری تلاش طاقتفرسا نمیکنند. آنها زندگی میکنند، از غذا لذت میبرند و فعالیتهای روزمره خود را انجام میدهند. این پیادهرویهای طولانی و خستهکننده، یا ورزشهای سنگینی که منجر به غش کردن در رختخواب میشود، بیشتر نشانهی عدم تعادل در فرمولهای ذهنی ماست. آنها نه تنها بدنشان را دستکاری نمیکنند، بلکه ذهنشان را نیز درگیر بازیهای ناسالم لاغری نمیکنند. آنها به بدنشان اعتماد دارند و بدنشان نیز به آنها پاسخ مثبت میدهد.
💘💘 پذیرش و اعتماد:💘💘 آدمهای متناسب، به بد اعتماد دارند. آنها بدنشان را دشمن خود نمیبینند که باید مدام آن را سرکوب کرد، بلکه آن را همراه و همکار خود میدانند. این اعتماد، باعث میشود که سیگنالهای بدنشان را بهتر دریافت کنند و به آنها عمل نمایند. در حالی که ما، اغلب با بدن خودمان در جنگ هستیم؛ آن را تنبیه میکنیم، به آن فشار میآوریم و از آن گله میکنیم.
در نهایت، چیزی که آموختم این است که لاغری پایدار، یک سفر درونی است. سفری است برای شناختن خود، درک کردن بدن و اصلاح فرمولهای ذهنی که سالها ما را در مسیر اشتباه هدایت کردهاند. این مسیر، نیازمند صبر، خودآگاهی و مهربانی با خود است. ما قرار نیست خودمان را تنبیه کنیم، بلکه قرار است خودمان را دوست داشته باشیم و با اصلاح ذهنمان، جسمی سالم و متناسب بسازیم.
با احترام و درود فراوان
فرانک🌹🌹🌹🌹🌹