0

روش‌های لاغر شدن (قسمت سوم)

روش های لاغر شدن
اندازه متن

یه روز یکی از دوستام با ذوق بهم گفت یه برنامه‌ی رژیمی پیدا کرده که از آمریکا رسیده. من که تا اون موقع از چند تا رژیم ایرانی نتیجه نگرفته بودم، با خودم گفتم «گمشده‌ی من همینه!». ولی اون برنامه هم مثل بقیه‌ی روش‌های لاغر شدن که امتحان کرده بودم، در نهایت من رو به همون آدم قبلی برگردوند. در این جلسه می‌خوام بگم چرا.

این نوشته جلسه سوم از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. در جلسه قبل (مهم‌ترین دلایل چاقی چیست؟) دلیل‌های چاقی رو رد کردیم و مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم. یه تمرین مهم هم داشتیم: نوشتن مقدار وزنی که با هر روش کم کرده بودیم. اگه این تمرین رو انجام ندادی، اول برگرد و انجامش بده. چون هر جلسه یه در تازه رو به روی ذهنمون باز می‌کنه و جلسه‌ها باید به ترتیب جلو برن.

🧭 از بین روش‌های لاغر شدن، کدوم درسته؟

برای رسیدن به یه شهر معمولاً چند تا راه هست، ولی یکی از اون‌ها از همه بهتره. برای رسیدن به قله‌ی یه کوه هم چند مسیر هست، ولی یکی امن‌تر و ساده‌تره و خیلی‌ها قبلاً از همون مسیر به قله رسیدن.

یه نکته‌ی مهم درباره‌ی راه‌ها وجود داره. راه اشتباه همیشه اشتباهه. یعنی هر کسی با هر سرعتی از اون بره، به مقصد نمی‌رسه. ولی در راه درست، نتیجه به اینکه آدم چطور اون راه رو می‌ره هم بستگی داره. بنابراین ممکنه یه نفر از راه درست زودتر برسه و یه نفر دیرتر، ولی هر دو بالاخره می‌رسن.

روش کار ذهنی هم همینه. ما باید باورها و آگاهی‌هایی رو که داریم، یعنی همون فرمول‌های ذهنی، شناسایی کنیم، درست و غلطشون رو از هم جدا کنیم و فرمول‌های اشتباه رو با دلیل و استدلال به فرمول درست تبدیل کنیم. در دو جلسه‌ی قبل هم دقیقاً همین کار رو کردیم: دلیل‌های اشتباه چاقی رو پیدا کردیم و ردشون کردیم، و به‌جای فرار از مسئولیت، مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم.

😮 برای چاق شدن از هیچ روشی استفاده نکردیم

یه نکته‌ی خیلی مهم و جالب: هیچ آدم چاقی برای چاق شدن از روش خاصی استفاده نکرده. خیلی ساده و خودبه‌خود چاق شدیم. هیچ‌کدوممون یادمون نیست از چه تاریخی تصمیم گرفتیم چاق بشیم یا چه کار خاصی برای چاق شدن کردیم.

ولی همین آدم‌ها برای لاغر شدن کلی روش متفاوت امتحان کردن و نتیجه‌ی همه‌شون هم یکی بوده: نتیجه نگرفتن. اگه الان داری این متن رو می‌خونی، یعنی تو هم از روش‌های قبلی نتیجه‌ی موندگار نگرفتی. بنابراین همه‌ی ما در یه شرایط هستیم.

این موضوع با تمرین جلسه‌ی قبل فرق داره. در اون تمرین می‌خواستیم به ذهنمون نشون بدیم که بدنمون توانایی لاغر شدن رو داره. ولی حالا می‌خوایم ببینیم مشکل از کجا بوده. یعنی اگه بدنمون می‌تونسته لاغر بشه، چرا هیچ روشی لاغریمون رو موندگار نکرده؟

مقایسه مسیر لاغری با ذهن و روش‌های لاغر شدن

🇺🇸 داستان رژیم آمریکایی من

مادرم از بچگی بچه‌های تپل رو خیلی دوست داشت. برای همین من از همون بچگی تپل بودم و کم‌کم با بزرگ‌تر شدنم، از تپل به چاق و از چاق به خیلی چاق رسیدم. وقتی رژیم می‌گرفتم، مادرم هم بنده‌ی خدا درگیر می‌شد. باید هر روز برای من غذای جداگونه درست می‌کرد و خب از این دردسر گله داشت. بعد از یه مدت همه خسته می‌شدیم، اون هم تشویقم می‌کرد که «دیگه بسه»، من رژیم رو ول می‌کردم و چند وقت بعد دوباره همون رضای قبلی می‌شدم.

از چند تا رژیم با اسم‌های مختلف نتیجه نگرفته بودم که یه روز یکی از دوستام گفت یه برنامه‌ی رژیمی عالی داره. یکی از فامیل‌هاش در آمریکا پیش یه دکتر معروف رفته بود و این برنامه رو گرفته بود. من با خودم گفتم برنامه‌های قبلی همه ایرانی بودن، ولی این یکی آمریکاییه و حتماً جواب می‌ده.

دوستم هم که با هم شوخی داشتیم، برای دادن اون برگه کلی ازم باج گرفت و من هم با کمال میل دادم. بعضی از غذاهای اون برنامه اصلاً در ایران پیدا نمی‌شد و ما خودمون یه چیزی جاش می‌ذاشتیم. چون این برنامه رو خیلی دوست داشتم، به‌جای یکی دو ماه، حدود پنج ماه ادامه‌اش دادم و وزن زیادی هم کم کردم. ولی باز هم نتونستم برای همیشه طبق اون برنامه زندگی کنم. یکی دو ماه بعد از کنار گذاشتنش، دوباره همون آدم قبلی شده بودم.

چرا دوباره سراغ همون روش‌ها می‌ریم؟

این اتفاق برای خیلی از ما بارها افتاده. یه روش رو امتحان می‌کنیم و شکست می‌خوریم. ولی چند وقت بعد، همون روش با یه اسم دیگه، یه بسته‌بندی دیگه یا با اعتبار یه آدم دیگه سراغمون میاد و دوباره امتحانش می‌کنیم. با خودمون می‌گیم «اون روش به من نساخت، ولی این یکی فرق می‌کنه».

یه جمله‌ی معروف هست که به انیشتین نسبت می‌دن: «دیوانگی یعنی یه کار رو بارها و بارها تکرار کنی و انتظار نتیجه‌ی متفاوت داشته باشی.» وقتی به این جمله رسیدم، حسابی به فکر فرو رفتم. چون من دقیقاً همین‌طور بودم، هم در لاغری و هم در کسب‌وکارم. هر بار با تعهد و انرژی بیشتر همون کار قبلی رو تکرار می‌کردم و باز هم نتیجه نمی‌گرفتم. همین فکر بود که کم‌کم من رو به مسیر لاغری با ذهن رسوند.

بنابراین هر روشی که خودت امتحان کردی و نتیجه‌ی موندگار نداده، با هر مقدار کاهش وزنی که داشته، باید یه بار برای همیشه کنار بذاری. هر روشی هم که دیدی دیگران امتحان کردن و به نتیجه‌ی موندگار نرسیدن، جزو همین دسته‌ست. دیگه بهش فکر نکن.

🛣️ از هر مسیری اومدی، از همون مسیر برگرد

فرض کن از شهر خودت می‌خوای به کیش بری. اگه مسیر اشتباه رو انتخاب کنی، با هر سرعتی و با هر وسیله‌ای بری، به کیش نمی‌رسی. لاغری هم یه مقصده. اگه روش اشتباه باشه، با هر شدتی که انجامش بدی، به لاغری موندگار نمی‌رسی.

از طرف دیگه، بهترین راه برگشتن از هر سفری اینه که از همون راهی که رفتی برگردی. چاقی هم همین‌طوره. اگه برای چاق شدن رژیم خاصی گرفته بودی، شاید می‌شد با رژیم لاغر شد. اگه برای چاق شدن داروی خاصی خورده بودی، شاید می‌شد با دارو لاغر شد. ولی ما برای چاق شدن هیچ‌کدوم از این کارها رو نکردیم.

خیلی ساده‌ترش اینه که ما با قدرت ذهن خودمون چاق شدیم، بنابراین با قدرت ذهن خودمون هم می‌تونیم لاغر بشیم. نه با قدرت برنامه‌ی من، نه با قدرت هیچ دارو و رژیمی؛ فقط با قدرت ذهن خودت.

من این حرف رو از کتاب نمی‌گم. من خودم سال‌ها چاق بودم و عکس‌های قبل از تناسبم در سایت هست. روش‌های زیادی رو امتحان کردم و اگه امروز سال‌هاست متناسبم و تونستم به خیلی‌ها کمک کنم، به خاطر اینه که از مسیر درست اقدام کردم.

چاقی ذهن

🔁 چاقی محصول افکار و رفتارهای تکراری ماست

خیلی‌ها فکر می‌کنن چاقی به خاطر غذاست. ولی همه‌ی آدم‌ها غذا می‌خورن و خیلی‌هاشون متناسبن. بنابراین مشکل از غذا نیست. چاقی محصول افکار و رفتارهای تکراری ماست. یعنی همون عادت‌ها.

هر فکر یا رفتاری که چند بار تکرار بشه، کم‌کم عادت می‌شه. عادت یعنی کاری که نمی‌تونیم انجامش ندیم، حتی وقتی می‌دونیم به ضررمونه. یه نکته‌ی مهم دیگه هم اینه که مغز ما همیشه ما رو به «بیشتر» تشویق می‌کنه. در مسیر پول درآوردن، به پول بیشتر. در مسیر ورزش، به رتبه‌ی بهتر. و در مسیر چاق شدن، به چاق‌تر شدن. مغز فرقی بین مسیر خوب و بد نمی‌ذاره، فقط هر مسیری رو که در اون هستیم گسترش می‌ده.

ما از زمان تولد تحت آموزش پدر و مادر، بعد جامعه و بعد دوستانمون بودیم. وقتی یه جمله مثل «چاقی ارثیه» رو می‌شنویم و باورش می‌کنیم، هنوز چاق نیستیم. ولی ذهن اون رو تبدیل به یه فرمول می‌کنه. بعد کم‌کم بر اساس همون فرمول دستور می‌ده، خوردنمون بیشتر می‌شه و چون مغز عاشق تکراره، این رفتار هی تکرار می‌شه تا برسیم به جایی که امروز هستیم.

مثال ازدواج و دارو

خیلی‌ها شنیدن که آدم‌ها بعد از ازدواج چاق می‌شن. هیچ‌کس هم نمی‌دونه چرا. یه حرفه که دهن‌به‌دهن چرخیده. ولی وقتی این جمله رو بارها شنیدی و یه پسرخاله یا دخترعمو رو هم دیدی که بعد از ازدواج چاق شده، ذهنت باور می‌کنه. بعد وقتی خودت ازدواج می‌کنی، این فرمول فعال می‌شه. از خیلی‌ها پرسیدم رفتار غذاییشون بعد از ازدواج چه فرقی کرد و خیلی‌هاشون گفتن «اشتهام بیشتر شد».

دارو هم همین‌طوره. کافیه پزشکی که بهش اعتماد داری، موقع نوشتن یه دارو بگه «مراقب باش، این دارو اشتها رو زیاد می‌کنه و چاقت می‌کنه». همین یه جمله کافیه تا ذهنت باورش کنه و کم‌کم رفتارت تغییر کنه. مشکل بزرگ اینه که وقتی در مسیر چاق شدن قرار گرفتی، دیگه نمی‌دونی تا کجا پیش می‌ره.

لاغرهایی که نمی‌تونن چاق بشن

جالبه بدونی که خیلی از آدم‌های لاغر هم هر کاری می‌کنن نمی‌تونن چاق بشن. درست برعکس ما. اون‌ها اون‌قدر باور کردن که متناسبن و چاق نمی‌شن، که با هیچ کاری وزنشون بالا نمی‌ره. این خودش ثابت می‌کنه که چاقی و لاغری ذهنیه.

ولی بعضی از این آدم‌ها بالاخره پیش یه پزشک می‌رن که خیلی قبولش دارن. پزشک دارویی می‌ده و می‌گه اشتهات رو زیاد می‌کنه. اون‌ها فقط می‌خواستن سه چهار کیلو اضافه کنن، ولی وقتی فرمول ذهنیشون عوض شد، در مسیر چاقی افتادن و دیگه معلوم نبود کجا متوقف بشن. بعضی از همین آدم‌ها امروز برای لاغری پیش من میان.

🤖 خوردن؛ تنها کاری که اختیارش دست خودمونه

بیشتر کارهای بدن ما خودکاره: پلک زدن، نفس کشیدن، ضربان قلب، گوارش و هزاران کار دیگه. می‌تونی چند ثانیه پلک نزنی، ولی خیلی زود خسته می‌شی و دوباره پلک می‌زنی. چون دستورش در مغزت نوشته شده. تنها کاری که خداوند اختیارش رو به خودمون داده، خوردن و تأمین نیاز بدنمونه.

برای کسی که از اول تا آخر عمرش متناسب مونده، خوردن هم مثل بقیه‌ی کارها خودکاره. یادمه در مهمونی‌ها، بعد از شام کیک میاوردن. من کیکم رو می‌خوردم و به دوستم که کیکش رو نخورده بود می‌گفتم «چرا نمی‌خوری؟ حیفه!». اون می‌گفت «به خدا نمی‌تونم، دیگه پایین نمی‌ره». من خنده‌ام می‌گرفت و می‌گفتم «پس بده من بخورم!». حالا می‌فهمم که اون واقعاً نمی‌تونست؛ درست مثل اینکه من بخوام ضربان قلبم رو با اراده بالا ببرم.

حیوانات هم در طبیعت همین‌طورن. شما یه ببر یا آهو یا عقاب چاق در طبیعت نمی‌بینی. چون اون‌ها با غریزه‌شون غذا می‌خورن و کسی فرمول‌های ذهنیشون رو دستکاری نکرده. ولی فرمول‌های ذهنی ما آدم‌های چاق، توسط خانواده، اطرافیان، رسانه‌ها و فرهنگ دستکاری شده.

راز لاغر نشدن

👨‍👩‍👧 لاغری تو روی خانواده‌ات هم اثر می‌ذاره

خیلی‌ها فکر می‌کنن چاقی ارثیه، در حالی که آموزشیه. بچه‌ای که در خانواده‌ای با پدر و مادر چاق بزرگ می‌شه، فقط با دیدن رفتارهای عادی اون‌ها، چاق شدن رو یاد می‌گیره.

همین موضوع درباره‌ی لاغری هم صدق می‌کنه. خیلی از اعضای سایت برام نوشتن که دختر، پسر یا همسرشون بدون اینکه خودشون دوره رو ببینن، در مسیر متناسب شدن قرار گرفتن. چون رفتار اون‌ها رو دیدن و خودبه‌خود یاد گرفتن. بنابراین وقتی لاغری با ذهن رو یاد بگیری، فقط خودت رو نجات نمی‌دی؛ روی خانواده‌ات و خیلی از آدم‌هایی که تو رو می‌بینن هم اثر می‌ذاری.

💪 جرأت کنار گذاشتن همه‌ی روش‌ها

نمی‌شه لاغری با ذهن رو یاد بگیری ولی گوشه‌ی ذهنت این باشه که «حالا رژیمم رو هم بگیرم، شاید کمک کنه». زمانی از لاغری با ذهن نتیجه می‌گیری که جرأت کنی همه‌ی روش‌های دیگه رو کنار بذاری. این جرأت هم وقتی میاد که به خودت ثابت کنی بقیه‌ی روش‌ها جواب نمی‌دن.

گاهی پیش میاد که یکی از هنرجوها وسط دوره میاد و می‌گه «فکر می‌کنم این روش روی من اثر نداره». بعد معلوم می‌شه دوستش یه رژیم جدید با یه اسم عجیب بهش معرفی کرده و گفته «این دیگه آخرشه». من بهش می‌گم اشکالی نداره، با تمام توانت اون روش رو امتحان کن. اگه نتیجه گرفتی بهت تبریک می‌گم، اگه نه برگرد. و تا امروز هر کسی رفته، برگشته.

شاید فکر کنی در جلسه‌های بعد بالاخره برنامه‌ی غذایی یا ورزشی داده می‌شه. نه، هیچ برنامه‌ای داده نمی‌شه. همه‌ی کار ما پاک کردن فکرهای اشتباهه. اولین نتیجه‌اش هم آرامش و خودباوریه. وقتی ذهنت باور کنه که می‌تونی لاغر بشی، می‌بینی ناخودآگاه بعضی از رفتارهات عوض شده. شاید تا همین‌جا هم چیزهایی در تو تغییر کرده باشه که هنوز متوجهشون نشدی.

در دوره‌ی آموزشی «ورود به سرزمین لاغرها»، من دقیقا همون راهی رو آموزش می‌دم که خودم طی کردم و به وزن و اندامی رسیدم که همیشه آرزوش رو داشتم.

اگه هنوز شک داری که لاغری با ذهن واقعاً جواب می‌ده، یه سر به آلبوم شگفتی‌سازان بزن. اونجا عکس هنرجوهایی رو می‌بینی که از همین مسیر رفتن و با روش ذهنی لاغر شدن.

✍️ تمرین آموزشی 📖

🔍 مرحله اول: نگرش تو بعد از این جلسه

جواب این سؤال‌ها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس. اگه لازمه، ویدیوی جلسه رو یکی دو بار دیگه هم ببین.

۱- بعد از این جلسه، نگاهت به روش‌های لاغر شدن چه تغییری کرد؟
۲- فرمول‌های ذهنی تو با فرمول‌های یه آدم متناسب چه فرقی دارن؟

🔍 مرحله دوم: چرا من چاقم ولی فلانی متناسبه؟

تا امروز شاید شانس یا ژنتیک رو دلیل تفاوتت با آدم‌های متناسب می‌دونستی. ولی حالا می‌دونی که تفاوت اصلی در فرمول‌های ذهنیه. با مثال بنویس که فکر و رفتار تو با یکی دو نفر از آدم‌های متناسب اطرافت چه فرقی داره:

🔸 مثال ۱: دوستم امیر هیچ‌وقت از خوردن نمی‌ترسه و به چاق شدن فکر نمی‌کنه، ولی من همیشه از خوردن می‌ترسم.

🔸 مثال ۲: دخترخاله‌ام وقتی سیره و بهش شیرینی تعارف می‌کنن، برنمی‌داره. ولی من نمی‌تونم تعارف بقیه رو رد کنم.

🔍 مرحله سوم: بررسی روش‌هایی که امتحان کردی

هر روشی که تا امروز برای لاغری امتحان کردی رو با این جزئیات بنویس:

🔹 اسم روش
🔹 چه مدت انجامش دادی
🔹 چقدر وزن کم کردی
🔹 چه مدت وزنت ثابت موند
🔹 آیا چیزی در فکرها و باورهایت تغییر داد؟

📉 مثال: «یه ماه از فلان رژیم استفاده کردم و ۵ کیلو کم کردم. ولی حدود سه هفته بعد از تموم شدن رژیم، همه‌اش برگشت.»

بعد درباره‌ی روش‌هایی که اطرافیانت امتحان کردن هم تحقیق کن و ببین کدوم یکی تونسته کسی رو برای همیشه لاغر کنه.

💬 نوشته‌های بقیه‌ی اعضای سایت رو هم بخون. می‌بینی چه روش‌های زیادی امتحان شده که تو اصلاً خبر نداشتی، و نتیجه‌ی همه‌شون هم یکی بوده.

در جلسه بعد (قسمت چهارم: عادت‌های چاق‌کننده) می‌بینیم که خیلی از دلایل چاقی، در واقع همون عادت‌های تکراری ذهن هستن.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. بهترین روش لاغر شدن کدومه؟

روشی که از همون مسیری برگرده که ازش چاق شدیم. ما برای چاق شدن نه رژیم گرفتیم نه دارو خوردیم؛ با فرمول‌های ذهنی و عادت‌های تکراری چاق شدیم. بنابراین روش موندگار لاغری، تغییر همین فرمول‌های ذهنیه.

۲. چرا رژیم‌ها نتیجه‌ی موندگار ندارن؟

چون رژیم چیزی رو در ذهن تغییر نمی‌ده و فقط آدم رو از خوردن منع می‌کنه. مغز دستور خوردن می‌ده و رژیم جلوش می‌ایسته. این جنگ چند هفته یا چند ماه ادامه پیدا می‌کنه، ولی در نهایت فرمول قدیمی برنده می‌شه و وزن برمی‌گرده.

۳. می‌تونم هم‌زمان با لاغری با ذهن رژیم هم بگیرم؟

نه. تا وقتی گوشه‌ی ذهنت به رژیم امید داری، نمی‌تونی با تمام وجود در مسیر لاغری با ذهن حرکت کنی. زمانی نتیجه می‌گیری که جرأت کنی همه‌ی روش‌های دیگه رو کنار بذاری.

۴. چرا بعضی‌ها هر چی می‌خورن چاق نمی‌شن؟

چون فرمول‌های ذهنیشون درباره‌ی خوردن دست‌نخورده مونده و خوردنشون مثل پلک زدن خودکاره. وقتی سیر می‌شن، واقعاً نمی‌تونن بیشتر بخورن و اصلاً نگران چاق شدن نیستن.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.99 از 318 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11420
449 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار نفس فیاض
      ۱۳۹۹/۰۹/۰۴ ۱۶:۵۰
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,315 کلمه

      سلام استاد عزیز و دوستان متناسبم.💝

      استاد در مورد مسیر صحبت کردند…اینکه ما باید مسیر درستی رو برای متناسب شدن انتخاب کنیم.
      مسیری که توش اطمینان باشه…توش احساس خوب باشه…
      مسیری همراه با امید و لذت…

      ما انسانها همیشه برای سفرهامون مسیرهای بهتر و مطمئن تر رو انتخاب میکنیم و میدونیم ته اون مسیر اگه درست و پیوسته حرکت کنیم حتما به مقصد مورد نظرمون حتما میرسیم.

      حالا اگه یکی زودتر میرسه و یکی دیرتر و یکی اصلا به مقصد نمی‌رسه مسیره که هست…مهیاست… برای همه اما سرعت حرکت، نوع وسیله ی نقلیه و میزان توقفها و تمرکز در حرکت درست در مسیر همه تعیین میکنند که من به مقصدم به سلامت و آسودگی و راحتی برسم یا نه…

      هر کدوم از ما در مسیر متناسب شدن مسیرهای متفاوتی برای متناسب شدن انتخاب کردیم و بارها در اونها شکست خوردیم و به بن بست رسیدیم…

      تفاوت مسیر متناسب شدن با قدرت ذهن در صحیح بودن و آسان بودن اون با تموم مسیرهاست…

      در این مسیر خبری از استرس و برگشت وزن نیست…
      در این مسیر خبری از شمردن قاشق‌های غذا نیست…
      در این مسیر خبری از ترس از غذا خوردن نیست…
      در این مسیر تنفر از وضعیت جسم نیست…
      در این مسیر خبری از شمردن روزهای سخت رژیم نیست…
      در این مسیر خبری از ورزشهای سخت طاقت فرسا و وزن کردنهای پی در پی نیست…

      در عوض…

      در این مسیر آسودگی خیال و اطمینان هست…
      در این مسیر براحتی و لذت میتونی از تمام غذاها لذت ببری…
      در این مسیر با آرامش غذا میخوری…
      در این مسیر عاشق خودت و جسمت حتی از همون ابتدای مسیر میشی…
      در مسیر اصلا نمیدونی که چجوری براحتی داری سایز کم می‌کنی…
      در این مسیر با عشق پیاده روی می‌کنی…با عشق رقص شادی و شکر گذاری برپا می‌کنی…
      در این مسیر نیازی به ترازو نداری جسمت گویای تناسب هر روزت میشه…
      در این مسیر عاشق قدرت بی انتهای ذهنت و خدای خودت میشی…

      حالا اگه میخوای به تمام نتایج عالی این مسیر برسی یه چیزایی باید تو ذهنت درست بشن…

      مثال سفر و مسیر درست رو دوباره بیاد بیار برای سفر مطمئن و آسوده باید یه تجهیزاتی داشته باشی…

      اول تعیین مقصد و مسیر درسته.

      دوم بار و بنه سفره که باید مهیا باشه.

      سوم نقشه ی حرکت در مسیر.

      چهارم انتخاب وسیله ی نقلیه ی عالی و کامل.

      1.من نوعی وقتی سفری می‌خوام شروع کنم اول باید مقصدم و مسیرم رو تعیین کنم:

      اول مسیرم رو باید تعیین کنم…
      مسیر لاغری با ذهن بهترین مسیره چرا که علاوه بر اینکه میبینم این همه مزایا داره، با رد کردن روشها (که در انتهای کامنتم نوشتم) و مسیرهای اشتباه سابقم براحتی میتونم مسیرهای قبلی رو رد کنم و فقط این مسیر رو انتخاب کنم چرا که هیچکدوم از اون مسیرها برای من نتیجه ی پایداری رو به ارمغان نیاورد…
      چه مسیری بهتر از این مسیر…
      و مقصد من متناسب شدن هست…و مقصد برای همه مهیاست…تمومی نداره…برای همه هست…میتونم با دیدن استاد و روند تغییرشون و دوستان شگفت انگیزمون به درست بودن این مسیر و مقصد آگاه بشم.

      2.بار و بنه ی سفر:
      من برای هر سفری یک سری وسایل نیاز دارم که با خودم ببرم برای مسیر لاغری با ذهن نیاز به بار و بنه و توشه ای دارم.

      خیلی ساده ست من نیاز به چند تا چیز مهم دارم.

      اول ایمان داشتن به درست بودن این مسیر و خط زدن تمام مسیرهای اشتباه قبلی.

      دوم اشتیاق برای طی کردن مسیر تناسب…هر چه من اشتیاق بیشتری داشته باشم بیشتر میام و تمریناتم رو انجام میدم.بیشتر نظرات دوستانم رو میخونم و بیشتر در این مسیر حرکت میکنم و به این شکل با لذت بیشتری و با سرعت بیشتری متناسب میشم.

      سوم استمرار و ادامه دادن…اگه من هر روز قدمی برای حرکت در این مسیر بردارم حتما به مقصدم میرسم.

      3.نقشه ی حرکت در مسیر یکی از مهمترین رکن در سفر هست:
      نقشه ی حرکت در مسیر لاغری با ذهن دست استاد هست.
      مسیر شسته و رفته ای رو که استاد بارها با آزمون و خطا یاد گرفتند…
      خودشون پستی و بلندی هاش رو طی کردند و فهمیدند که چطور و از کدوم جاده ها باید رفت که براحتی به مقصد تناسب برسیم…
      پس باید بدون چون و چرا تمام تمرینها رو به شکلی که استاد میگن انجام بدم که به مقصد تناسب برسم.

      4. انتخاب وسیله ی نقلیه ی عالی:

      هر چه من برای رسیدن به مقصدم وسیله ی نقلیه بهتری داشته باشم بهتر و راحتتر و آسون تر به مقصدم میرسم.
      اگه برای رفتن به مقصدی با هواپیما برم چقدر زودتر میتونم برسم تا اینکه با دوچرخه و با پیاده برم.

      وسیله ی نقلیه ی لاغری با ذهن و سوخت حرکت ما به جلو تمرکز و کنترل ذهن هست.یعنی هر چه میزان تمرکز و کنترل ذهن در من پر رنگ تر باشه من بیشتر رفتارهای صحیحی انجام میدم برای حرکت در این مسیر زیبا…
      یعنی سرعت حرکت من بالاتر میره…

      تمرکز یعنی به صورت متمرکزی روی آگاهیهایی که در این دوره گفته میشه کار کنم…در تمام لحظات زندگیم حواسم به آموزشها ی استاد و تطبیق اون با زندگیم باشه…یعنی اجازه ی ورود به هر فکر نابجایی که امید متناسب شدن در این مسیر رو از من میگیره ندم و در مورد هر چیزی که احساس بدی به من میده فکر نکنم.
      اینجوری من با سرعت خوبی به سمت متناسب شدن حرکت میکنم.

      و دلیل نتایج هر کدوم از دوستان از مسیر تناسب فکری برمیگرده به تمام این موارد یعنی میزان ایمان و امید، اشتیاق و استمرار و حرکت کردن در مسیر درست ، تمرکز و کنترل ذهنشون.

      پس اگه مطمئن قدم برداری و با ایمان تمام اون مسیرهای پر از استرس رو در ذهنت رها کنی، به تمام این مزایای آموزش ذهنی میرسی…

      همون جور که براحتی چاق شدی براحتی لاغر میشی…

      مثل کودکی که براحتی و بدون هیچ رنجی همراه با رشد کردن زبان مادریش رو یاد میگیره تو هم آروم آروم لاغری با ذهن رو یاد میگیری و بدون اینکه رنجی بکشی… با لذت می‌آموزی و عمل میکنی و به آرزوی خودت میرسی…

      ✨برای اینکه این روش رو بیشتر درک کنیم باید روشهای قبلی که پایدار نبودند برامون رو رد کنیم.

      من از رژیم های متفاوتی استفاده کردم و نتیجه گرفتم اما پایدار نبوده…این نشون میده که من فقط داشتم به جسمم فشار میاوردم در حالی ذهنم با جسمم هم گام نبوده و به محض رها کردن رژیم دوباره ذهنم با فرمول های چاق کننده سراغ من می اومد و من کم کم به وزن سابقم  برمیگشتم.پس رژیم روشی غیر پایدار و رد شده است.

      ورزش مهمترین روشی بود که خیلی قبولش داشتم….اما ورزش تا کی؟!

      من در دوره‌ی قبل که این دوره ی استاد رو انجام دادم به کلی نتایج رسیدم اما نکته ی قابل توجه برای خودم این بود که زمانی که فایلها رو مثل سابق گوش نکردم و تمرینهام رو انجام ندادم و رقص و ورزش رو مستمر ادامه ندادم، دقیقا ذهنم از همین فرمول ورزش کردن مساوی با لاغری و ورزش نکردن مساوی با چاقی که هر دو باعث یک واکنش در جسمم میشد استفاده کرد… اما چون من روی ذهنم کار میکردم اما پراکنده باعث چاقی من نشد فقط وزنم ثابت موند و بیشتر لاغر نشدم.

      الان تازه فهمیدم که چون من در دوره ی قبل روزی نیم ساعت ورزش و رقص میکردم، این باور نهفته هنوز در ذهنم بود که ورزش باعث لاغری میشه و تغییرات خیلی خوبی هم داشتم، با اینکه احساسم خیلی خوب و عالی بود این فرمول هم با خیال راحت کنج ذهنم جا خوش کرده بود تا به وقتش دوباره فعال بشه…

      و الان و برای همیشه تصمیم دارم تک تک فرمول‌های چاق کننده ی نهفته در ذهنم رو بکشم بیرون و بجاش فرمول‌های صحیح رو نهادینه کنم.

      پس ورزش هم نتیجه ی پایداری نداره چون اگه ولش کنی اگه باورهای چاق کننده داشته باشی براحتی می‌تونه دوباره تو رو به سمت چاق شدن هدایت کنه.

      من باید تا جایی روی ذهنم کار کنم که فرمول‌های صحیح و متناسب کننده تبدیل به بخشی از عادتها و زندگی من بشه…

      این کار کردن روی ذهن رو اگه درست انجام بدیم اونقدر لذت بخش میشه برامون که محاله رهاش کنیم…مثل استاد که شده بخشی از زندگیشون…چرا که با لذت و عشق لاغر میشی و کی از لذت و عشق و تناسب بدش میاد…

      واین لذت و عشق و تناسب با حرکت در مسیر تناسب و گوش دادن فایلهای استاد امکان پذیره…

      شاد و متناسب باشید.💝

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نفس فیاض
      ۱۳۹۸/۰۸/۱۴ ۲۱:۲۷
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 715 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیز و دوستانم که تلاش میکنند که هر روز گامی رو به تناسب بیشتر بردارند.??

      با گوش دادن به این فایل ارزشمند بیشتر فهمیدم که چقدر ذهن میتونه تاثیر بگذاره روی جسم و رفتارمون و واقعا ازتون ممنونم آقای عطار روشن عزیز???

      من روش‌های زیادی رو امتحان نکردم چون بعد ازدواج و بارداری اضافه وزن پیدا کردم و زمان زیادی از اون زمان نمیگذره ولی در سال‌های پیش که برمیگردم و اینکه در اون زمان که ورزش میکردم و باشگاه میرفتم و اضافه وزنی نداشتم اما این باور رو داشتم اگه ورزش رو رها کنی چاق میشی…. همین اتفاق برام افتاد…

      من وزنم اون زمان 55 کیلو بود که برای قد من تا 60کیلو هم متناسب بود اما چون من راضی نبودم با ورزش مداوم در طول 3 سال به 50 رسوندمش که خیلی لاغر شدم… اون وزن و ظرافتش رو دوست داشتم و در کنارش خوراکم هم خیلی کم شده بود…چون من این باور رو داشتم که معدم هم همراه لاغری کوچیک میشه و نمیتونم غذای بیشتر بخورم و واقعا هم نمیتونستم بخورم.یکسالی در همین وزن بودم که در همین مرحله از زندگیم ازدواج کردم و استارت چاقی من زده شد….???
      باور چاقی با ازدواج باعث شد عادت‌های من هم عوض بشه… من که شام اصلا میلم نمی‌کشید با همسرم شامهای خوشمزه و چرب رو میخوردم و در کنارش همسرم هم منو تشویق می‌کرد که خیلی لاغری و یکم بیشتر بخور و من در عرض دو سال 10کیلو اضافه کردم???

      بازم زیاد نگران نبودم چون اندامم بهم نخورده بود شکم نداشتم و یه جورایی تو پر شده بودم اما ترس از بارداری داشتم چون باورم این بود که با بارداری چاقی هم به سراغم میاد…بنابراین دوباره ورزش رو شروع کردم که به وزن 50 برسم بعد باردار بشم اما مگه فرمول‌های اشتباه ذهنم می‌گذاشت… حدود شش ماه باشگاه رفتم دریغ از یک گرم کاهش… ???

      من با جستجو در افکارم و اتفاقاتی که برام افتاده در طی این چند سال و جستجو در اطرافیانم فهمیدم دوستانی داشتم که می‌خواستند با ورزش وزنشون رو کم کنن ولی بعد از کاهش وزن با رها کردن ورزش دوباره چاقتر از قبل شدند یا دوستانی داشتم که میخواستن چاق بشن و باشگاه میومدند یا چاق نمی‌شدند یا اگه می‌شدند بعد از مدتی که باشگاه نمیومدند دوباره لاغر شدند پس نتیجه میگیرم ورزش با فرمول‌های ذهنی اشتباه تاثیری نداره.????

      و ادامه فرمول‌های ذهنی اشتباه ذهنم که باعث اضافه وزن بیشترم در دوران بارداریم شد.در مدت بارداری وزنم به 74رسید و خیلی ناراحت بودم???و اشتهام غیر قابل کنترل شده بود…

      بعد از زایمان خدا رو شکر یکم وزنم پایین اومد که اونم به خاطر فرمول های ذهنم بود چون باور داشتم من تو این وضعیت نخواهم موند و بدن من مثل بیشتر خانمای اطرافم نخواهد شد با شکم بزرگ…شاید همون باور باعث شد که 6 کیلو خود به خود کم کردم اما بازم حداقل 8کیلو موند برام که خیلی اضافه بود و بقول استاد همین قدر هم فشار روحیش برام خیلی بود.???
      ………………………………………………………………
      من عادت‌هایی در خودم پیدا کردم که بعد ازدواج سراغم اومدن که باعث اضافه وزنم شده بود.من با ازدواج فست فود رو شروع کردم و علاقم به فست فود زیاد شد….???

      وقت خوردن سر گرم حرف زدن میشدم و نمی فهمیدم سیر شدم و تازه بعد از خالی شدن بشقابم می‌فهمیدم چقدر بیشتر از نیاز بدنم خوردم… ???

      خوردن غذا با عجله هم یکی از عادت‌های من بعد از ازدواجم شده بود بقدری با عجله میخوردم که همش باید آب کنار دستم می‌بود چون غذا تو گلوم گیر می‌کرد…???

      اگه غذای مورد علاقم می‌بود هیچ کنترلی رو خوردنم نداشتم… انگار نه انگار من قبل ازدواجم چقدر کم میخوردم و اون زمان واقعا نمیتونستم یه بشقاب کوچیک رو کامل بخورم.???

      شیردهی هم مزید بر علت شده بود که فکر کنم حتما بدنم نیاز داره که باید زیاد بخورم… ???

      وقتی بیشتر راجب راههایی که بقیه استفاده کردند تحقیق کردم، از دارو گیاهی و پیاده رویهای زیاد و رژیم های متفاوت…و خوندن نظرات دوستان عزیز فهمیدم چقدر فرمول‌های ذهنی اشتباه قوی هستن و مانع اثرگذاری این روش‌های لاغری در مدت طولانی میشن…. ???

      بنابراین من میخوام با قدرت ذهنم به تناسب برسم پس ریشه ی تموم این فرمولها زو در ذهنم میسوزونم و بجاش فرمول‌های مناسب و متناسب رو جاگذاری میکنم. ????

      به امید موفقیت هر چه بیشتر دوستانم در تناسب بیشتر و موفقیت روز افزون استاد عزیز. ?????

      ???درپناه رب یکتا شاد باشید و متناسب???

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم