0

مهم ترین دلایل چاقی چیست؟ (قسمت دوم)

مهمترین دلایل چاقی چیست
اندازه متن

به دنبال پیدا کردن مهمترین دلایل چاقی خود باشیم یا پیدا کردن روش مناسب لاغری؟!

آگاهی از دلایل چاقی بسیار مهم تر و تاثیرگذارنر از چگونگی لاغر شدن است. چرا که با آگاه بودن از دلایل چاقی می توانیم بهترین روش لاغری متناسب با دلایل چاقی خود را انتخاب کنیم.

مهم ترین دلایل چاقی

هر کدام از دلایل چاقی به نوبه خود مهم و تاثیرگذار هستند. بنابراین به دنبال پیدا کردن مهم ترین دلایل چاقی نباشید چون آنچه از نظر شما شاید دلیل مهمی برای چاقی نباشد دقیقا به اندازه موضوعاتی که از نظر شما دلایل چاقی مهم هستند در وضعیت فعلی جسمی شما تاثیر دارند.

مهمترین دلایل چاقی

در واقع دلایل چاقی همان موانع ذهنی لاغر شدن هستند.

به عبارت بالا دقت کنید و با تامل بیشتری آن را بخوانید تا بهتر موضوع لاغر شدن را درک کنید.

دلایل چاقی همان موانع لاغری هستند.

به عبارت دیگر اگر سالهاست برای لاغری تلاش می کنید اما موفق نمی شوید تنها به این دلیل است که در ذهنتان برای دلایل چاقی خود منطق محکم و تایید شده توسط اطرافیان خود دارید.

بعنوان مثال: اگر ژنتیک یا ارثی بودن را یکی از دلایل چاقی خود می دانید دیگر اهمیت ندارد با چه دقت و چه مدت برنامه رژیمی خود را دنبال می کنید یا چقدر تلاش می کنید تا در زمان کمتر فعالیت بیشتری انجام دهید تا بیشتر عرق کنید.

چون نتیجه جسمی شما مطابق با دلایل چاقی شما خواهد بود.

برای هر فرد دلایل چاقی می تواند با فرد دیگر متفاوت باشد. البته با توجه به تحقیقات چندساله در زمینه آموزش لاغری با ذهن به نتیجه رسیده ام که بیشتر دلایل چاقی در ذهن افراد مشابه یکدیگر می باشد و هر فرد علاوه بر دارا بودن دلایل چاقی مشترک با دیگران ممکن است چند دلیل شخصی برای دلایل چاقی خود داشته باشد.

پیدا کردن دلایل چاقی در ذهن

در جلسه اول درباره اینکه چرا چاق هستیم صحبت کردم و اینکه سال های زیادی است که ما به جای کشف دلایل چاقی به دنبال پیدا کردن روش های لاغری بوده‌ایم و عدم کسب نتیجه مناسب ثابت می‌کند که طریق اشتباهی را برای لاغری در پیش گرفته‌ بودیم.

تلاش برای رفع مشکل چاقی تا زمانی که علت بروز مشکل چاقی همچنان وجود دارد کاری بیهوده و طاقت فرسا خواهد بود.

دلیل اینکه بارها در طی این سالها برای لاغری اقدام کرده اید و نتیجه مطلوب نگرفته اید این است که همیشه سعی در برطرف کردن چاقی داشته اید نه اصلاح دلایل چاقی.

در این جلسه به دلایل چاقی می پردازیم و بررسی می کنیم که چه عواملی در چاق شدن ما موثر بوده اند و آیا این عوامل برای همه انسانها به یک شکل عمل می‌کند؟ یا فقط درباره ما به این شکل عمل می‌کند؟

اگر دلایل چاقی را عواملی مانند: ژنتیک، سوخت و ساز،‌ کم تحرکی و … بدانیم این عوامل باید در همه انسان ها به یک شکل تاثیرگذار باشد.

اگر عواملی در ما وجود دارد که دلایل چاقی ما هستند،‌ باید در افراد دیگر نیز این دلایل باعث چاقی آنها شده باشد.

اما اگر به این شکل نیست باید در افکار و عقاید خود درباره دلایل چاقی بازنگری گسترده‌ای داشته باشیم.

بسیاری از افرادی که اضافه وزن دارند عوامل مختلفی را دلایل چاقی خود می‌دانند و این در حالی است که آن عوامل در زندگی بسیاری از انسانها وجود دارد اما باعث چاقی آنها نشده است و این موضوع ساده ثابت می‌کند چقدر افکار و باورهای اشتباهی درباره چاقی خود در ذهن ما وجود دارد.

مهمترین عامل دائمی شدن چاقی

نکته قابل توجه در مورد عواملی که آنها را دلایل چاقی خود می‌دانیم این است که باعث طبیعی شدن چاق شدن و چاق ماندن در ذهن ما می‌شوند.

طبیعی شدن چاقی در ذهن مهمترین عامل دائمی شدن چاقی در انسان هاست و تا زمانی که موفق به برطرف کردن این
مانع ذهنی نشویم در تلاش برای لاعر شدن به نتیجه مطلوب و پایدار نخواهیم رسید.

در این جلسه درباره دلایل چاقی صحبت می‌کنیم و دلایل مختلف اضافه وزن که در ذهن اکثر افراد چاق وجود دارد را بررسی کرده و به نتایج قابل توجهی می‌رسیم.

قابل توجه است که دقت کنید، لاغری از طریق ذهن مجموعه‌ای از آموزش‌هایی است که هر کدام سبب تغییر افکار و
باورهای ما درباره دلایل چاقی و چگونه لاغری ایجاد می کند.

زمانی که شما در مسیر لاغری با ذهن ادامه دهید و همواره اطلاعات و آموزش های صحیح درباره دلایل چاقی و لاغری را به
ذهن خود وارد کنید به مروز تغییر در سطح افکار و نگرش شما ایجاد می‌شود و سبب تغییر در رفتارها یا واکنش های شما می‌شود و این تغییر در نهایت سبب تغییر شرایط جسمی شما می‌شود.

دقت داشته باشید که این پروسه به این شکل می باشد:

  1. وقتی شما اطلاعات صحیح وارد ذهن خود می کنید، به صورت خودبخود افکار جدید در ذهن شما ایجاد می شود.
  2. سپس افکار جدید به صورت خودبخود در ذهن شما مرور و تکرار می شوند.
  3. بر اثر تکرار شدن افکار،‌ احساس جدید منطبق با این افکار در شما ایجاد می شود. سپس احساس به شکل رفتار جدید در شما نمایان می شود.

بنابراین توصیه می کنم اگر مشتاق لاغر شدن هستید،‌ جلسات آموزشی لاغری با ذهن را با اشتیاق و دقت بالایی دنبال کنید و به خودتان اجازه دهید تا برای مدتی اطلاعات و آگاهی صحیح درباره چاقی و لاغری به ذهن خود بدهید و احساس خود را در این مدت بررسی کنید

اگر از شنیدن و انجام تمریناتی که به شما داده می‌شود احساس خوبی دارید مطمئن باشید مسیر صحیحی را برای لاغر شدن انتخاب کرده‌اید و مطمئن باشید در این مسیر به هر آنچه در زمینه تناسب اندام و سلامتی و شادی نیاز دارید خواهید رسید.

قبلا گفته ام که برای لاغر شدن باید از مسیر چاق شدن حرکت کنیم.

اگر چاقی باعث رنج و ناراحتی و بروز مشکلات فراوان برای ما شده است بنابراین روشی برای لاغری صحیح است که بر خلاف چاقی باشد.

روشی که با استفاده از آن شادی، آرامش، سلامتی و هرآنچه برای خوشبختی نیاز داریم را وارد زندگی ما کند.

با استفاده از آموزش های لاغری با ذهن هرآنچه را بخاطر چاق بودن در دوران چاقی از دست داده اید به مرور زمان به دست خواهید آورد و خود را برای ادامه زندگی با تمام آنچه از دست داده اید آماده خواهید کرد.

تنها رمز موفقیت در این مسیر اشتیاق،‌ تمرکز و استمرار می باشد.

هیچ راه میان بری برای لاغر شدن وجود ندارد.

هیچ قرص، آمپول یا روشی که بدون تغییر فرمول های ذهنی بتوانید لاغر شوید وجود ندارد.

دیدگاه شگفتی ساز لاغری با ذهن

نوشته فروغ عزیز (مشاهده پروفایل) در بخش نظرات:

من عاشق لاغری با قدرت ذهن هستم چون با این راه به دنبال فشار آوردن به جسم نیستیم و به دنبال دلیل و برهان برای منطقی کردن ذهن هستم.

من در جلسه ی گذشته کلی دلایل چاقی رو که در گذشته عامل چاقی خودم میدونستم نوشتم.

اما حالا آگاهم هرقانون تا زمانی اعتبار داره که هیچ مورد مخالف برای نقض اون قانون موجود نباشه.

پس اگر من دلیلی داشته باشم که دلایل گذشته ی من رو نقض کنه دیگه دلایل چاقی من معتبر نیست.

اهمیت پاکسازی ذهن

شکستن دلایل چاقی ذهن

  • من درگذشته میگفتم مواد غذایی مقصر چاقی من هست اما چطور اطرافیان من که همین مواد غذایی رو میخورن بسیار لاغر هستند.

مثلا دوستم در باشگاه که در کنار من ایستاده بود اصلا هیچ رژیم و محدودیتی نداشت و ‌‌‌‌همه چیز میخورد حتی چیزهایی که من جرات نداشتم نگاشون کنم اون میخورد اما لاغر بود.

یا خواهر خودم هر آنچه من می‌خوردم اون هم با من میخورد یا چیزهایی که من جرات نداشتم بخورم ایشون میخوردن و بسیار لاغر هستن و همچنین دخترم که دقیقا مثل من مواد غذایی مصرف می‌کنه و بسیار لاغر هست. پس این مورد از دلایل چاقی نقض شد.

  • من در گذشته میگفتم چون تحرک ندارم پس بی تحرکی عامل چاقی من هست

دختر خودم در اوج بی تحرکی که کرونا بود و حتی یه مدرسه ساده هم نرفت کلی وزن کم کرد و بسیار بسیار لاغر شد طوری که همه بهش می گفتن لاغر شدی و لباسهاش براش گشاد شدن.

خواهر لاغر خودم که هیچ ورزش خاصی نمیکنه و خانه دار هست بسیار لاغر شده و لاغر مانده و …. پس این مورد از دلایل چاقی نقض شد.

  • من درگذشته میگفتم چون  اشتها دارم پس اون عامل چاقی من هست.

الان آگاهم چیزی  به نام اشتها در جسم من وجود ندارد و  این اشتها در ذهن من لونه داره و من به جای اینکه بگم اشتها دارم باید بگم حق انتخاب دارم و چرا این اشتها تا قبل از از ازدواج در جسم من نبود اما به محض اینکه ازدواج کردم در جسم من پیدا شد پس معلوم که ساخته ی ذهن خودم هست و واقعیت نداره.

  • من در گذشته کم کاری تیرویید  و اختلال در هورمونها رو دلیل چاقی خودم میدونستم.

چطور تا زمانی که آزمایش نداده بودم و متوجه این مشکلات نشده بودم بسیار لاغر و زیر ۶۰ کیلو بودم اما تا متوجه شدم شروع به چاق شدن کردم!

چطور اطرافیان من که از همین داروها استفاده کردن حتی یک گرم هم اضافه نکردن ولی من با خوردن این داروها سریع چاق شدم. پس این مورد از دلایل چاقی نقض شد..

  • من در گذشته سوخت و ساز پایین رو عامل چاقی خودم میدونستم.

این حرف اشتباه بود و این مورد در بدن همه ی افراد یکسان هست چون سیستم جسمی همه ی ما آدمها مثل هم هست و این کاملا حرف غیر درستی هست.

  • من در گذشته ازدواج رو عامل چاقی خودم میدونستم.

چطوره که دوستهای خودم و اطرافیانم رو میبینم که پس از سالها ازدواج کردن همچنان لاغر هستن. پس این مورد از دلایل چاقی نقض شد.

  • من بارداری رو دلیل چاقی خودم میدونستم.

من بازم خیلی از دوستان و اطرافیانم  رو میشناسم که با وجود دو بارداری و یا حتی چند بارداری اما بسیار لاغر هستند. پس این مورد از دلایل چاقی نقض شد.

پس بی تحرکی، ازدواج کردن، بارداری، دارو خوردن، اشتها داشتن و … رو مدتها هست که دلایل چاقی خودم نمی‌دونم و کلی هم کاهش وزن و سایز داشتم و این روند ادامه خواهد داشت.

چون دیگه من هیچ دلیلی برای چاقی خودم ندارم و من هیچ مانعی برای لاغری خودم ندارم و با انجام این تمرین دیگه فقط و فقط من هستم و چاقی خودم و من باید مسولیت چاقی خودم رو بپذیرم که این من هستم که با رفتارهای نادرست و افکار نادرستم خودم رو چاق کردم.

دیگه هیچ عامل بیرونی دلایل چاقی من نمیشه و من با استفاده از دوره های آموزش اطلاعات جدید به مغزم میدم که هیچ چیز باعث چاقی من نیست و فقط این  خود من هستم که اینطور باعث  چاقی خودم  شدم .

چگونگی ایجاد دلایل چاقی

مثلا من یادم میاد آخرین ماه های رژیمم بود که متوجه شدم کم کاری تیرویید دارم و یه مشکل هورمونی دارم که از هر کس می پرسبدم اینها باعث چاقی میشه میگفتن اره و دو پزشک همزمان با هم و حتی کارشناس تغذیه هم میگفت تو در آینده چاق خواهی شد.

و من قبول کردم و  باورکردم حق من هست که چاق بشم و یا میگفتم طبیعی که چاق بشم و اما با تمام وجودم ناراحت بودم و حتی گریه میکردم اما چون قبول کرده بودم هر ماه چاقتر میشدم و وزنم ثابت نبود و همینطور داشتم اضافه میکردم.

رهایی از چاقی

اگر با این راه آشنا نمی‌شدم خدا میداند تا چند کیلو من چاقی رو تجربه میکردم اما خب خدا کمک کرد و در میانه‌ی  راه با این راه آشنا شدم و من انگار دیگه کل جسمم زیرو رو شد.

اوایل که چاقی من متوقف شد و بعد جسم من خیلی سریع  شروع به لاغر شدن کرد و اتفاقا بعداً دیدم که  یکی از اطرافیان  لاغر من از همون داروهای من استفاده می‌کنه اما بدن این فرد حتی یک گرم اضافه نکرد و بیشتر من باور کردم که این خود من بودم که چاقی رو به خودم هدیه دادم و بیشتر قبول کردم که چقدر باورهای من در جسم من تاثیر گذار هستن.

دیگه گول نخواهم خورد و من آگاه شدم جریان چی هست و مهمترین آگاهی من این هست که من قبول کردم (من خودم مقصر اضافه وزن خودم بودم) و تا حدودی الان هم هستم تا به اندام رویایی خودم برسم و من خودم باید لاغری رو برای خودم با انتخاب افکار مناسب و رفتارهای مناسب به دست بیارم.

من بارها تعهد دادم و بازم تعهد میدم که به زودی به اندام دلخواهم خواهم رسید چون من در بدو خلقت جسم زیبا داشتم و اما خودم با باورهای نادرستم اون رو چاق کردم و من تا قبل از ازدواجم هم لاغر بودم اما بعد از اون دچار چاقی شدم. پس من میتونم دوباره به اندام دوران مجردی خودم برگردم این حق طبیعی من هست. این جسم طبیعی خودم هست که گمش کردم اما دوباره دارم پیداش می کنم.

لاغر شدن یادگرفتنی است

من کسی هستم که دارم لاغری رو یاد میگیریم  چون لاغری یک هنر هست مثل سایر هنرهای دیگر و همانطور که من مهارت رانندگی و آشپزی و گلسازی و آرایشگری و نقاشی روی بوم و کلاسهای مختلف کامپیوتر و …. رو یاد گرفتم مهارت لاغری را هم یاد خواهم گرفت و با تکرار کردن مهارت لاغر شدنم بیشتر خواهد شد و جسم زیبایی رو برای خودم خلق خواهم کرد.

انجام تمرینات لاغری

چطور باید لاغر بشم؟

من باید به ذهنم لاغری رو یاد بدم و اونم از ابتدا باید شروع کنم تا ذهنم دقیقا متوجه بشه و اون رو یاد بگیره و اما باید تمام روشهای غلط گذشته رو کنار بزارم و هیچوقت سراغ هیچ راهی نرم که البته این رو هم بگم من نه تنها به سمت هیچ راهی نخواهم رفت بلکه بقیه ی رژیم ها و روش های لاغری برای من مسخره و عجیب و غریب هستن و هرگز تمایلی به انجام هیچ روشی برای لاغر شدن ندارم. 

من اما بارها باید دلایل چاقی رو در ذهنم از بین ببرم. به این شکل تمام دلایل ناتوانی در لاغری رو هم از بین می برم. 

مثلا من میگفتم چون استخون بندیم درشت نمیتونم لاغر بشم.

و یا میگفتم چون همه بهم میگن تو از خواهرت گوشتی تر ی هیچ وقت نمیتونم مثل خواهرم کاملا لاغر بشم.

و یا میگفتم از یه حدی به‌ بعد جسم من نمیتونه لاغر تر بشه و برای اون لاغری خیلی باید زجر و سختی کشید.

 اما چون بارها با همین جسمم تونستم وزن کم کنم پس جسم من توانایی لاغر شدن داره و این جسم من بسیار توانمند هست چون بارها از روش های اشتباه رفتم و کلی وزن کم کردم پس جسم من مشتاق و توانمند لاغری هست.

من بارها از راه رژیم سی کیلو و بیست کیلو و …. کم کردم اما ماندگار نبوده چون راهم غلط بوده و اما من حالا آگاهم و چقدر جسم من مشتاق لاغر شدن هست و فقط من خودم نمیزارم که بر طرف  بشه با افکار و. رفتار نادرستم نمیزارم که من لاغر ایده آل بشم.

من لاغری رو حق خودم میدونم. و مطمعنم اگر هنوز چاق هستم اینم حق من هست و من اون رو میپذیرم و اصلا گله و شکایت ندارم.

من میخواهم با این راه شگفت انگیز لاغری رو تجربه کنم چون خداوند، من را به این راه هدایت کرده پس حتما میتوانم لاغر شوم و توانایی انجام مراحل آن را دارم . پس من با تمام وجودم قدم برمیدارم تا لذت زنده بودن را بچشم.

✍️ تمرین آموزشی 📖

تمرین این جلسه نقطه شروع شکست دادن چاقی است.

در جلسه قبل و تمرین داستان چاقی درباره دلایل چاقی خود توضیح دادیم. اینکه چرا و چی شد که چاق شدم.

اگر تمرین جلسه قبل را به شکل عالی انجام نداده اید توصیه می کنم حتما ابتدا تمرین جلسه قبل را انجام داده و سپس به تمرین این جلسه بپردازید.

برای تمرین این جلسه باید دلایل چاقی که در جلسه قبل نوشتید را به این جلسه منتقل کرده یا دوباره دلایل چاقی خود را بنویسید.

هرچقدر دلایل بیشتری برای چاق بودن در ذهنتان پیدا کرده باشید تمرین این جلسه تاثیر بیشتری در تغییر افکار اشتباه درباره چاقی می گذارد.

با دقت و شرح انشایی مراحل تمرینی این جلسه را انجام دهید.

مرحله اول:

  • چرا من چاق هستم؟

هرچه دلایل بیشتری برای چاق بودنتان پیدا کنید نیروی شما برای تغییر افکار و نگرش های اشتباه درباره چاقی بیشتر خواهد شد. بنابراین تا می توانید دلایل منطقی برای چاق بودن خود پیدا کنید.

  • دلایل منطقی برای رد کردن علت چاقی خود پیدا کنید.

برای تغییر فرمول های چاقی ذهنی باید دلایل منطقی برای اشتباه بودن افکار و نگرش خود درباره چاقی پیدا کنید. برای این کار باید افرادی را پیدا کنید که در همان شرایطی که شما دلایل چاقی خود می دانید هستند اما متناسب هستند.

برای مثال اگر شما کم تحرکی را دلایل چاقی خود می دانید باید افرادی را پیدا کنید که از نظر تحرک داشتن مانند شما و یا حتی کم تحرک تر از شما هستند اما متناسب هستند.

با پیدا کردن مثال متضاد با دلایل خود برای چاق بودن می توانید فرمول چاقی ذهن خود را اصلاح کنید.

مرحله دوم:

  • تعهد بدهید که فقط خودتان مقصر چاق بودنتان هستید.

حتی اگر یک درصد فرد یا عامل دیگری غیر از خودتان را عامل چاق بودنتان بدانید در روند متناسب شدن خود مشکل ایجاد خواهید کرد.

اکنون که با مثال های واضح و واقعی به صورت منطقی اثبات کردید که دلایل چاقی تان فقط وهم و خیال بوده اند باید مسئولیت وضعیت فعلی خود را بپذیرید تا انگیزه و اشتیاق تغییر کردن را در خود شعله ور کنید.

مرحله سوم:

  • اعتراف کنید که توانایی لاغر شدن را دارید.

برای باور کردن توانایی لاغر شدن می توانید از تلاش های قبلی خود برای لاغر شدن استفاده کنید. توضیح دهید که قبلا برای لاغری از چه روش هایی اقدام کرده و چه نتایجی کسب کردید.

مهم نیست اگر نتیجه شما ماندگار نبوده است فقط به این موضوع توجه کنید که شما توانستید مقداری کاهش وزن داشته باشید.

یادآوری بارها وزن کم کردن به شما کمک میکند تا توانایی لاغر شدنتات را باور کنید. به این موضوع دقت کنید که با اینکه روش های قبلی که برای لاغر شدن استفاده کرده اید صحیح و اصولی نبوده اند اما بارها از انجام همان روشها مقداری از وزن و سایز خود را کم کرده اید. بنابراین شما توانمند و لاغر شونده هستید.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

متن فایل تصویری برای ناشنوایان 🧏

متن فایل تصویری جلسه‌ دوم: (توسط خانم گلستان عزیز)

 به نام خدای مهربان 

سلام دوستان خوبم! همراهان عزیز سایت تناسب فکری!

من رضا عطار روشن هستم و خداوند رو بی نهایت سپاسگذارم که این فرصت رو به من داد تا همراه شما دوستان خوبم

باشم، با جلسه ی دوم دوره ی فوق العاده لاغری با ذهن؛

درجلسه ی قبل، درباره ی اینکه؛ 

چرا ما چاق هستیم صحبت کردیم و در واقع انتخاب کردیم که کدوم موضوع رو مورد بررسی قرار بدیم؛

اینکه چرا ما اصلا چاق هستیم؟

 و یا اینکه: 

چطور می تونیم لاغر بشیم؟

خب؛

انتخاب خیلی از دوستان مطمئنا این بوده که خیلی زود می خواستن برن سر موضوع اینکه چطور می تونن لاغر بشن، به خاطر این سال ها یی که اضافه وزن داشتن، 

خب، 

مطمئنا اون اشتیاق زیادی در اونها ایجاد کرده که خیلی زود می خوان لاغر بشن و از این همه فشار جسمی و روحی و این مسائلی که چاقی به همراه داره، می خوان رها بشن؛ 

ولی خب، وقتی موضوع آموزش باشه، وقتی موضوع لاغری از طریق ذهن و از بهترین روشی که میشه با اون لاغر شد و همیشه لاغر موندن باشه؛ دیگه باید اصولی کار رو انجام داد، نمیشه خیلی عجله‌ای و بخوایم مثلا فوری یک موضوعی رو مطرح کنیم و از اون نتیجه گیری کنیم. 

چون اینجا موضوع آموزش ذهنیه، فشار جسمی نیست که مثلا بخوایم مقدار غذا رو خیلی کم کنیم یا فعالیت رو خیلی بالا ببریم که جسم ما تغییر کنه و لاغر بشیم؛

موضوع ذهنیه و آموزش ذهنی نیاز به دلیل، برهان، مدرک وحرکت گام به گام داره؛ مثل هر آموزش دیگه ای. 

خب؛

ما تصمیم گرفتیم درباره ی اینکه چرا ما چاق شدیم اول صحبت کنیم وبعد درباره ی اینکه چگونه می تونیم لاغر بشیم و یک تمرین خیلی عالی هم در انتهای جلسه ی قبل برای شما در نظر گرفتم که بایستی شما دلایل چاق شدن خودتون رو بنویسید؛

قرار شد که هر چقدر نیازه وقت صرف کنید، فکر کنید وهر چند تا دلیل که فکر می کنید عامل اضافه وزن تون هستش رو بایستی می نوشتید. 

 * اگر اون تمرین رو انجام دادید، در قسمت نظرات اون بخش  نوشتید ، این فایل رو ادامه بدید والا به شما پیشنهاد می کنم که این فایل تصویری رو ادامه ندید؛ 

ابتدا برید فایل قبل رو به خوبی گوش کنید، اگه نیاز بود یکی  دوبار یا شایدم بیشتر گوش کنید و بعد تمرین رو انجام بدید و به این قسمت بیاید.

 * بازم تاکید می کنم کار من آموزش لاغری از طریق ذهنه؛ بنابراین افرادی از این روش نتیجه می گیرن که اون رو باور کنن و تمريناتی که داده میشه رو به شکل عالی انجام بدن وامیدوارم که شما از اون دسته افراد باشید. 

خب؛

همه‌ی شما درباره ی اینکه چرا چاق هستید حتما دلايلی رو نوشتید. 

میشه حدس زد که به اندازه‌ای که اضافه وزن دارید دلایل متفاوت تری رو نوشتید؛ 

به این شکل که مثلا اگه فردی ۱۰کیلو اضافه وزن داره، ممکنه دو یا سه دلیل رو نوشته باشه؛ اما فردی که مثلا ۳۰کیلو ،۴۰کیلو،۵۰ کیلو اضافه وزن داره، احتمالا دلایل بیشتری رو به عنوان عوامل چاق شدن خودش نوشته. 

می خوایم این دلایل رو با همدیگه بررسی کنیم و که آیا واقعا این دلایل چقدر نقش دارن در میزان اضافه وزن ما.

حتما با من هم عقیده هستید که یک موضوع علمی، یک دلیل، يک برهان، تا زمانی قابل قبول از نظر علمی هست که مخالف اون اثبات‌ نشه و یا حتی دیده نشه؛ یعنی اون قانون نباید نقض بشه والا از اعتبار خارج میشه؛ مثلا دارم میگم، 

ببینید قانون جاذبه میگه که هر جسمی رو شما درفضا رها کنید، اون جسم به سمت زمین کشیده میشه و به زمین می خوره. این یه تعریف خیلی ساده از قانون جاذبه است.

… این قانون تا زمانی اعتبار داره که همه ی اجسام به سمت زمین بیان؛ یعنی اگه شما یک روزی از خواب بیدار شدی و مثلا یک سیب رو رها کردی و به سمت بالا رفت؛ بلافاصله این قانون جاذبه نقض میشه وتمام فرمول های وابسته به اون، همه از اعتبار ساقط میشه؛ چونکه دیگه مورد مخالف اون رؤیت شده واین قانون بل کل از بین خواهد رفت؛ این درباره ی همه چیز هست؛ درباره ی هر دلیلی هم، می تونه این قانون صدق کنه؛

دلايلی که شما برای اضافه وزن تون نوشتید؛ اگر بتونید مقابل اون رو پیدا کنید، اگر دلايلی دیگه پیدا کنید که دلیل شما رو نقض کنه ، یعنی نمونه هایی پیدا کنید که دلیل تون رو نقض کنه؛ پس دلیل شما برای چاق شدن تون، یک دلیل معتبر نیست.

چند تا مثال براتون می زنم که حدس می زنم در نوشته های شما وجود داشته باشه؛

خیلی از افرادی که اضافه وزن دارن، ارثی بودن رو عامل اضافه وزن شون می دونن؛ یعنی طرف میگه ” بابا من ارثی مون همینه، چیزی که من خودم هم باورم این بود؛ یعنی از بچگی 

به ما گفته بودن که خانوادگی ما، چاق هستیم و راست هم می گفتن؛

همه ی عموهای من، عموزاده های من، همه ی خانواده ی پدری من، تا جایی که من می شناختمشون چاق بودن.

اصلا یکی از نشانه‌های خانواده ی پدری من، همین چاق بودنشونه و الانم هر کدوم از اونایی که فامیلشون عطار روشن هست اضافه وزن دارن؛ پس منم باور کرده بودم؛ یعنی قبول داشتم که خب ارثی بودن يه دلیل خیلی موجه؛ خیلی قابل اعتبار برای اینکه من چاق باشم. 

بعضی از افراد که اضافه وزن دارن، شرايط زندگیشون رو عامل  مثلا اضافه وزنشون میدونن، مصرف مواد غذایی رو؛ 

مثلا میگن که خب مواد شیمیایی در غذاها قاطی می کنن، نمی دونم کود های مختلف می دن؛ به هرحال ، مواد غذایی رو مقصر اضافه وزن خودشو می دونن .

یه عده دیگه میان ، کم تحرکی شون رو عامل می دونن؛ طرف میگه خب من چون تحرکم کمه، چون که کار پشت میزی دارم،….

…این باور رو هم خودم داشتم، چون سال های زیادی کارمند بودم و کار پشت میزی داشتم و اون سال ها اتفاقا بیشتر چاق شدم؛ چون این باور رو از قبل داشتم که؛ افرادی که تحرک کمی دارن خب طبیعیه که چاق تر بشن و وزنشون بالا بره؛ خب  منم تحرک خاصی نداشتم؛ بیشتر کارم پشت میز بود؛

 بعضی ها این باور رو دارن که چون کار من پشت میزی هست، کار  کم تحرک دارم، یا من خانه دار هستم و از خونه‌ بیرون نمی رم یا هر دلیل دیگه ای که نشان از کم تحرکی شون باشه، رو دلیل اضافه وزن شون می دونن. 

عده ای دیگه از افرادی که اضافه وزن دارن، مصرف یک داروی خاصی رو دلیل اضافه وزن شون می دونن.؛ مثلا طرف میگه:”خب، من چون چند ساله دارم قرصهای اعصاب من میخورم؛ مثلا مربوط به اعصاب رو مصرف می کنم؛ دیگه به خاطر همین من اضافه وزن پیدا کردم. ؛

 یا اینکه ابتلا به یک بیماری خاصی رو عامل اضافه وزن شون می دونن؛ خیلیا باورشون اینه که چون تیروئید شون اختلال داره، اختلال در عملکرد تیروئید دارن، اونا اضافه وزن پیدا کردن،

خب ديگه چه دلايلی می تونه داشته باشه؟ 

تا جایی که من می دونم دلایل دیگه… آها…بعضی ها این دفعه فکر می کنن، خب سوخت وساز بدنمون پائینه؛ اینم باز یک مورد شایع بین افراد چاقه؛ میگه ما اصلا سوخت وساز مون پائینه، آره؛ و اين باعث اضافه وزن مون شده‌ و هر دلیل دیگه ای  که ممکنه شما نوشته‌ باشين و الان من به خاطر نداشته باشم که اون‌ها رو بازگو کنم.

اینها دلايلی که افرادی که اضافه وزن دارن، برای  چاق بودن شون دارن و شما هم مطمئنا تعدادی از این دلایل رو نوشتید؛ حالا، حرف من اینه؛ اگر برای هر دلیل تون یک مورد پیدا کردید که خلاف اون رو نشون میده؛ پس بنابراین دلیل شما از  اعتبار ساقط میشه، دیگه یعنی نمی تونین ادعا کنین که دلیل اضافه وزن من  اینه. 

از یک دلیل خیلی مهم شروع می کنم؛

 همین موضوع ارثی بودن، خیلیا باورشون اینه که چاقی شون ارثیه؛ خب، نمونه ی مخالف این رو چجوری میشه پیدا کرد؟ اگر در خانواده ای مثلا ۴تا فرزند داره یک  خانواده، سه تا از اونها اضافه وزن داره، یعنی پدر و مادر اضافه وزن دارن، سه تا از فرزندان هم اضافه وزن دارن، اگر حتی یک فرزند  اضافه وزن نداشته باشه؛

بنابراین خیلی ساده میشه این قانون رو نقض کرد که، ارث عامل چاقی نیست و الا بایستی همه ی فرزندان به یک اندازه از پدر و مادر ارث می بردند؛ وقتی یک فرزند یا دو فرزند لاغر هستند ، بقیه چاق هستند؛ پس نمی شه گفت؛ چاقی ارثیه،

یا حتی ممکنه افرادی رو پیدا کنید که اصلا پدر و مادرشون اضافه وزن دارن، فرزندان هیچ کدومشون اضافه وزن ندارن و حتی  بالعکس، یعنی پدر و مادر اضافه وزن ندارن؛ اما فرزندان اضافه وزن دارن، همه ی این ها ثابت می کنه که اضافه وزن ارثی نیست

و حتی اگر يه مقدار بخواید دقیق تر روی این موضوع تحقیق کنید، درباره‌ی علم ژنتیک مطالعه کنید؛ منبع ها یی که قابل اعتماد و درست هستن، صحیح هستن رو مطالعه کنید، اصلا چاقی به عنوان یک عامل ژنی رو واسش در نظر نگرفتن که مثلا فلان ژن یا دی ان ای(DNA) باعث اضافه وزن میشه، این یک  توجیه، که بین افراد چاق معمولا رواج داره

و همین توجیه باعث میشه که فرد از کودکی وقتی اينو می‌شنوه، بارها و بارها، مثل خود من می‌شنوم که چاقی من ارثیه، یواش یواش برای ذهنت طبیعی می شه که خب دیگه وقتی ارثه دیگه من کاری نمی تونم بکنم مگه میشه آدم با ژنتیک بخواد مبارزه کنه، طبیعیه وهمین باور باعث می شه که اضافه وزن یواش یواش بیشتر بشه.

 بیایم یه موضوع دیگه رو بررسی کنیم؛

بعضی ها باور شون این بود که مصرف مواد غذایی که حاوی مواد نگهدارنده و کودهای شیمیایی و خلاصه خیلی از این بهانه هایی که دارن باعث شده که اونها اضافه وزن پیدا کنن؛ اگر افرادی رو پیدا می کنید و سراغ دارید که مطمئنا وجود داره که عین شما دارن از همون مواد غذایی مصرف می کنن اما متناسب هستن؛ پس‌ این ادعای شما از اعتبار ساقط میشه،

دیگه نباید این ادعا يا این توجیه رو داشته باشی یا این دلیل رو بیاری که به این دلیله که من اضافه وزن دارم. اگر فکر می کنی سوخت و ساز بدنت پائینه، نمی دونم والا راستش این باور از کجا شکل گرفته، کی اینو مطرح کرده، خیلیا که میگن آقا دکترا گفتن، حالا کدوم دکتر گفته، هم مشخص نیست، از کی گفتن هم مشخص نیست. 

سوخت وساز بدن اینجوری نیست که پایین وبالا باشه؛ یعنی در من سوخت وساز یه جور باشه، در يه نفر دیگه اینقدر متفاوت باشه که این اختلاف وزنی رو به وجود بیاره. ببینید مثلا اگه بخوایم بگيم  حتی بخوایم خیلی هم حالا، وسواس گونه به این موضوع فکر کنیم یا نگاه کنیم آقا مثلا می‌گیم جسم ها حالا یه اختلافات جزئی دارن، حالا شرایط آب و هوا، نمی دونم طبع آدم‌ها، خیلیا فکر می کنند که مزاج من مثلا نمی دونم سرد مزاجی بعضی ها میگن گرم مزاحم من، اضافه وزن دارم….

…بعضی ها میگن گرم مزاجم من، اضافه وزن دارم…

…يه چيز های عجیب و غریبی در میارن ولی اگر حتی بخوایم به این ها يک درصدی هم اعتبار بدیم که مثلا شاید درست باشه، به هیچ وجه نمیشه به این شکل فکر کرد که حالا این اختلاف جزئی بین جسم من و جسم يه نفر دیگه بتونه ۳۰_۴۰  کیلو اضافه وزن رو به ارمغان بیاره، من نمی تونم اینو قبول کنم و خودم دلیل واضح بر رد این ادعا هستم. منم یه زمانی فکر می کردم سوخت و ساز بدنم پائینه وخودم رو؛ 

یعنی باور کرده بودم که چون سوخت وسازم پائینه، اینا همه ببین، نمی خوام بگم تنها این دلیل باعث چاقی تونه، ببین شما شاید چند تا دلیل نوشته باشی؛ به هرحال حتی در مقطع های زمانی، در سن های مختلف ما دلایل مون هی عوض میشه، چون باید توجیهات جدید داشته باشیم برای چاق بودنمون؛ به هرحال هر کدوم از این دلایل می تونه بخشی از بار اضافه وزن ما رو به دوش بکشه؛ ممکنه مثلا ۱۰ تا دلیل شما داشته باشید ولی می خوام، می خوام یاد بگیری چجور باید، یکی یکی این دلایل رو بررسی کنی. 

اگر فکر می کنی تو سوخت وساز پائینه، مثلا خواهری، برادری داری که از ژن خودته و هم خون خودته ولی اون متناسبه، پس نمی شه، این اختلاف سوخت وساز اين قدر باشه که مثلا این اختلاف وزن رو به وجود بیاره. 

در هر چیز دیگه ای هم بخوای مقایسه کنی ؛ مثلا بین ماشین ها مقایسه کنیم:سیستم ماشین ها خب بیسش(BASE) یکیه، حالا يه سری تفاوت ها و تغییرات ایجاد می کنن، یه ماشین مثلا صفر تا صدش میشه ۱۲ ثانیه، یه ماشین مثلا میاد میشه ۳ ثانیه، سیستم یکیه ولی نوع ، کیفیت، حالا اون اندازه ها ومقیاس هایی که خودشون دارن رو دستکاری می کنن یا بهبود میدن…

که ماشین به این شکل سرعتش بالا تر میره؛ ولی جسم ما که مخلوق پروردگاریم و همه به یک شکل خلق شدیم، سیستم مون یکسانه؛ کار بشر نیستیم که  بخوایم تفاوت باشه یا مثلا اشتباه صورت گرفته باشه، سوخت وساز نمی تونه عاملی باشه که اینقدر اختلاف وزن به وجود بیاره؛

من که اصلا قبول ندارم سوخت وساز من با مثلا یه ورزشکار یا یک  فردی که الان ۲۰۰کیلوه تفاوت داره، امکان نداره، من اصلا اینو قبول ندارم؛ یعنی سوخت وساز یک فرد متناسب با سوخت وساز بدن یک فرد چاق کاملا باید یکی باشه؛ چون همه ی اعضای بدن مشابهه؛ قلب دارن، شش دارن ، کلیه دارن، مغز داریم، همه چیمون مثل همدیگه س، چطور ممکنه سوخت وساز مون اینقدر متفاوت باشه؟

اصلا سوخت وساز مربوط به بیشتر، اندام های درونی ماست، فعل و انفعالات درونی بدن ماست؛ همه‌ی اعضای درونی بدن ما برای کارکردنشون، برای اینکه فعالیت شون رو انجام بدن، نیاز به انرژی دارن و انرژی رو از سلول، از خون، حالا به هر طریقی می گیرن مصرف می کنن؛ بهش میگن سوخت وساز. 

وقتی اندام ما به این شکل با هم مشابه، چطور ممکنه سوخت و ساز انسان ها اینقدر با هم متفاوت باشه که مثلا بخواد ۲۰کیلو، ۳۰ کیلو اختلاف وزنی به وجود بیاره؛ پس‌ اینم نیست مگر بخوای خیلی دیگه حالا مثلا، بخوای مقاومت کنی به خاطر اینکه دلایلت رو از دست ندی والا اگه منطقی باشیم؛ خودمون باشیم، خودمون و وجدانمون ، بخوایم فکر کنیم  اینم نمی تونه دلیل اضافه وزن مون باشه. 

خب؛ خیلی از خانم ها مثلا باورشون اینه که خوب چون بارداری رو پشت سر گذاشتن؛ بچه به دنیا آوردن،دیگه ، خب ، طبیعیه چاق باشن.  اینم میشه به راحتی نمونه هایی پیدا کرد که افراد، خانم‌هایی که باردار شدن، بچه شون به دنیا آمده و اونها، هيچ اضافه وزن آنچنانی هم براشون باقی نمونده، به حد۴-۵ کیلو بوده که طی یکی دو ماه ، ۳ ماه بعد هم دوباره به حالت قبلشون برگشتن؛

اونی که در دوران بارداری، ۲۰ کیلو، ۳۰ کیلو اضافه وزن پیدا می کنه، بعد بچه به دنیا میاره؛ ۲/۲۰۰–۲/۴۰۰–۳ کیلو؛ پس این باقی اضافه وزن به خاطر چیه؟

می خوای بگی مثلا طبیعیه دیگه، دوران بارداریه و دیگه آدم، کار ما نیست که‌، سیستم خداست که باید اینجوری باشه، چرا اینجوریه ؟

چرا یک فردی در دوران بارداری ۱۵ کیلو اضاف می کنه، یک فردی ۲۵ کیلو اضاف می کنه، یک فردی ۷-۸ کیلو  اضاف می کنه، چرا؟ چرا؟

فکر کنید؛

نمی تونه این‌ها کار خدا باشه یا خواست خدا باشه یا سیستم تون باشه، این ها همه يه چيز ديگه س.

پس اینم یکی دیگه از دلایله که خیلی ها بیان می کنن یعنی دلایل چاقی شون می دونن و خیلی دلایل دیگه ای که هر کدوم از شما نوشتین، اینو باید خودتون دیگه بدونید،

من فرمول رو بهتون گفتم خودتون باید ببینید اگر نمونه ای پیدا کردید در دوستان، اطرافیان، هر کجا، يک فردی رو دیدید که شرایط شما رو داره يا دلیلی که شما برای چاقی تون دارید رو اونم داره؛ یعنی این دلیل برای اونم صدق می کنه، اما چاق نیست؛

بنابراین با کمال احترام باید به شما بگم که دلیلتون خیلی اشتباهه و فقط یه توجیهه که مانع از  لاغر شدن شما میشه؛

بنابراین برای این قسمت خیلی مهمه که دلايلی رو که برای اضافه وزن خودتون بیان کردید رو دونه به دونه، بخونید دوباره، بعد تحلیل کنید،

بگردید ببینید نمونه ی متضاد اون رو پیدا می کنید یا نه؟ و در این باره هم در قسمت نظرات بنویسید که مثلا من، دلایلتون که در قسمت قبل نوشتید رو بیارید در قسمت نظرات این فایل و زیرش ، اگر نمونه پیدا کردید که دلیل شما رو نقض می کرد حتما بنویسید که

مثلا: من فکر می کردم چاقیم به خاطر ارثی بودنه ولی خب این، فلانی رو پیدا کردم؛ مثلا دختر خاله من در همچین شرایطیه، پسر داییم در همچین شرایطیه؛ اونا خانواده ی چاق دارن ولی اون لاغره…

یا دوستم یا هر کسی، دلیلشو بنویس، پيدا کن و حتما نظرات دوستان رو هم بخون،

چون وقتی که؛ اگر مثلآ شما دلیلت، یکی از دلایل چاقی ات ارثی بودن باشه، دوستت هم باشه، یه دوست دیگه هم باشه و همه بیان دلایل شون رو بنویسن که به این دلیل ادعای من از اعتبار ساقط شده یا می پذیرم که مثلآ این ادعای اشتباهیه؛ چون فلانی بازم خانواده ش چاقن ولی خودش متناسبه؛ وقتی یه نفر دیگه میاد یه دلیل دیگه می نویسه، یه نفر دیگه میاد يه دلیل دیگه می نویسه،

وقتی شما، می خوام اینو بگم، وقتی دلایل مشترک باشه؛ اما علت های رد کردن دلایل متفاوت باشه، متنوع باشه؛ شما خیلی راحت‌تر ذهنتون باور می کنه که آره، این دلیل چاقی نیست، این نمی تونه دلیل چاقی باشه، می خوام،

اصرار من برای خوندن نظرات دیگران به این خاطر ه که شما دلایل متعددی رو بخونید که دیدگاه وتوجیه تون رو برای چاقی از بین می بره یا رد می کنه و وقتی اينا رو بخونید خیلی عالی اون مقاومت های ذهنی شما شکسته میشه؛

چون خیلیا دیدین ادعا شون اینه من ذهنم به تغییر مقاومت داره،نسبت به لاغر شدن مقاومت‌ داره، بعد اینکه در دوره ی لاغری با ذهن شرکت می کنن، بعد یه چند روز میان اینو میگن که مثلا استاد ما ذهن مون نسبت به تغییر کردن یا لاغر شدن مقاومت داره؛

 میگم نه، ذهنت بنده خدا مقاومتی نداره، شما نتونستی خوب دلايلی پیدا کنی که به خودت بتونی اثبات کنی که میتونی از طریق ذهنی هم لاغر بشی و بهشون توصیه می کنم که به چه طریقی دوره رو ادامه بدن؛ چه فايل هایی رو استفاده کنن و به لطف خدا؛ خب نتیجه بهتر میشه و اونا هم در مسیر درست قرار می گیرن

ولی خب شما الان سعی کنید با خوندن نظرات دوستانتون بیشتر به خودتون اثبات کنید که دلايلی که برای اضافه وزن آوردید؛ دلایل منطقی و علمی و قابل قبولی نیست، چون نمونه های متضاد اون خیلی هست؛ 

هرچه بیشتر نمونه پیدا کنید که بر خلاف ادعای شما دارن اثبات می کنن یا نشون داده میشن، خب خیلی راحت‌تر می تونی بپذیری که آره من اشتباه می کردم و مهم نیست که چند ساله این فکر رو داشتی؛

اینم خودش یه مانعه ها؛ بعضی ها مثلا به خاطر اینکه ۳۰ساله طرف فکر می کرده به این دلایل اضافه وزن داره و همیشه خیالش راحت بوده که مثلا من به خاطر ارثی بودن، به خاطر کار پشت میزیم، به خاطر فلان اضافه وزن دارم؛ هزار بار گفته به این واون، من دست خودم نیست، چیکار کنم ؟دیگه الان سخته بخواد باور کنه که بابا ! این دلیل نیست؛

نمی تونه، آدم مثلا خجالت می کشه، انگار مثلا تحقیر می شه که مثلا من بعد از ۳۰سال الان به این نتیجه برسم که مثلا، نه؛ ارثی بودن دلیل نمیشه، مواد غذایی دلیل چاقی نمی شه، کار پشت میزی دلیل چاقی نمی شه، خواب زیاد، خواب زیاد، خیلیا، فکرشون اینه که چون مثلا بیشتر می خوابم چاقم،

 میگم خیلی چیزا هست و حالا وقتی نظرات دوستان رو بخونی، حتی در تمرین های گذشته هم وقتی دیدگاه دیگران رو بخونی، به دلایل چاقی که افراد عنوان میکنن، بیشتر تسلط پیدا می کنید و براتون خیلی جالبه که انسان‌ها چه دلايلی رو دارن واسه اضافه وزن شون وچون که کار ما لاغری از طریق ذهنه ، نیاز داریم به دادن اطلاعات جدید و صحیح به مغز مون،

برا اینکه در نهایت این مغزِ که باید تحلیل کنه، باید فرمول های جدید رو بسازه و نتیجه ی جدید رو در جسممون ایجاد کنه؛ بنابراین حتما تمرينات این دوره ها رو انجام بدید و تمرينات دوستان تون رو بخونید و نظر بزارید که خیلی بهتون کمک می کنه که بهتر در مسیر لاغری با ذهن قرار بگیرید.

خب، این بخش اول این قسمت، که‌ ما اومدیم دلایل اضافه وزن رو مشخص کردیم و چگونه برخورد کردن با اونها رو هم براتون توضیح دادم که چطور باید مخالفش رو پیدا کنید که این دلیل رو بتونید رد کنید. حالا چی باقی می مونه؟ 

ببینید: من بودم و یک مقدار، یک تعدادی دلیل برا اضافه وزن که در جلسه ی قبل مشخص کردم، تا اینجا اومدم یکی یکی دلایلم رو رد کردم ديگه یعنی گفتم؛ این به این  خاطر رده، این دلیل به این خاطر رده،این دلیل به این خاطر رده،

الان چی باقی موند؟ من و چاقیم باقی موندیم دیگه؛ سه تا بودیم، سه بخش بود، من بودم، چاقیم بود و يه سری دلایل. 

الان کی  مقصره به نظر شما؟

این چاقی مال کیه؟

مگه غیر از اینه که چاقی مال خودمونه؟

مگه نه اینکه من زمانی که ۱۳۵کیلوگرم بودم،

این وزن اضافه رو خودم داشتم حملش می کردم، تو بدن خودم بود، از صورت گرفته تا مچ پا، همه ی اضافه وزن رو داشت با خودش حمل می کرد؛

مگه نه اینکه من چاقم؛ پس چطور دلایل چاقی رو من این همه دلايلی می دونم که همش هم به راحتی رد میشه؟ همش. هر دلیلی شما برای چاقی آورده باشی که حتی اگر نتونی خودت نمونه ی متضاد اون که‌ اونو نقض کنه پیدا کنی؛ من به راحتی می تونم برات دلیل پیدا کنم که نه؛ این توجیهی که تو مياری اصلا بی اساسه و بی ارزشه و نمی تونه دلایل چاقی باشه؛ ببین یه مثال ساده براتون بزنم؛

خيليا باورشون، ادعا شون اینه، فکرشون اینه که اختلال در عملکرد تیروئید آدم رو چاق میکنه؛ میگه دکتر گفت، آره پزشکم اینطوری گفته، تو اینترنت خوندم، فلان متخصص رو آوردن توی تلویزیون، اینجوری داشت صحبت می کرد؛ می گفت بله ، افرادی که مثلا اختلال در عملکرد تیروئید دارن؛ مثلا اینقدر اضافه وزن پیدا می کنن، خیلی اينو می پرسن، خيليا دلیلشون اینه و این باعث شد که من خیلی روی این زمینه تحقیق کنم ببینم واقعا تیروئید چقدر می تونه تاثیر بزاره در چاقی افراد؟ 

از خیلی از افرادی که پزشک بودن، مسئول بودن سؤال کردم و اکثر اونها به قطع نمی گفتن که مثلا؛  یقین نداشتن که حتما اختلال در عملکرد تیروئید می تونه، اینقدر وزن رو اضاف کنه؛ می گفتن اختلاله دیگه، ممکنه در یکی ایجاد کنه، در یکی ایجاد نکنه، مقدارشم متفاوته.  هیچ رقم وعدد علمی و دقيقی نبود که بیان کنن و خب من خیلی بیشتر روی این موضوع تحقیق کردم، گفتم ببینم دلیلش چیه؟

آخه این اگر يه مساله ای در جسم انسان باشه، حتما علم پزشکی، یه فردی، یه شخصی، یه جایی؛ بالاخره یه کاری انجام داده درباره ی این موضوع و خیلی جالب بود که در منابع خارجی پزشکی من به این نکته رسیدم ، به این موضوع رسیدم که اختلال در عملکرد غدد تیروئید،

می گفت در بدترین شرایطش یعنی بدترین نوع اختلال در عملکرد تیروئید در طی ۳۰سال می تونه بین ۳-۷کیلو به جسم فرد اضاف کنه،

خوب دقت کنید؛ بدترین نوع حالت اختلال در عملکرد تیروئید در طی ۳۰سال؛ یعنی در بازه ی زمانی ۳۰سال، یعنی اگر ۳۰سال در بدترین شرایط باشه غدد تیروئید، در نهایت می تونه بین ۳تا۷ کیلو به‌ وزن فرد اضافه کنه؛

اون وقت ما فردی ۴۰کیلو اضافه داره بعد مثلا ۳ساله که طرف فهمیده که مثلا غدد تیروئیدش مشکل داره، در طی ۳سال ۴۰ کیلو اضافه کرده ميگه به خاطر تیروئید ِ ، آره  واینها همه باور های اشتباهیه که به ما تلقین می کنه که تو به خاطر این، حقته چاق باشی؛ اصلا باید چاق باشی، طبیعیه چاق باشی 

و وقتی در ذهن ما چاق شدن طبیعی بشه، دیگه نمی شه جلوشو گرفت و جالب هم هست که چاق شدن طبیعی می شه، چقدر چاق شدن رو خدا می دونه، برای اون حدی نداره و همین جوووووور اضافه، اضافه،اضافه؛

در مورد این موضوع تحقیق کنید، اینقدر سطحی نباشید، هر کسی هر چی گفت سریع قبول نکنید و باور کنید و فرمول سازی کنید در ذهنتون، ببینید عملکرد ذهنو؛ حالا ان شاالله دوره ی لاغری با ذهن شرکت کردید خیلی کامل و جامع درباره‌ی تأثیر عملکردهای ذهنی در واکنش‌های رفتاری، در اضافه وزن، شما یاد می گیرید ؛

اما تا اینجا همین قدر بدونید که وقتی چیزی می شنوید، می بینید و یا درباره ش حرف می زنید این داره در ذهنتون فرمول سازی میشه و کافیه باور کنی، یه حرفی رو؛ مخصوصا اگر فرد گوینده مورد قبولت باشه.

دیدید الان خیلی از تبلیغات تلویزیونی مخصوصا تبلیغات لاغری، میان یه فردی رو که یک روپوش پزشکی به تنش می کنن ، اون میاد صحبت می کنه درباره ی اون محصول؛ اصلا هم معلوم نیست، این فرد پزشک هست، نیست،

ولی چی؟ به خاطر اینکه در ذهن من بيننده، پزشک یک فرد با اعتماد، یک فرد کاربلد، یک فردی نقش بسته از پزشک که اینها به نفع جامعه دارن حرف می زنن و کار می کنن، خیلی راحت من بيننده تأثیر می گیرم بدون اینکه خودم بدونم ها، چرا اون حرف رو قبول کردم؟…

… فقط به خاطر اینکه از تصویر یک پزشک استفاده کردن یعنی حرفشو در قالب سخن یک پزشک به من القا می کنه، به من می رسونه و این خیلی تاثیر گذاره؛یا اینکه مثلا میان از یک فرد ورزشکاری که خیلی خوش استایله میان  استفاده می کنن و چیزی که مثلآ من در رویامه ؛ مثلا خدایا من مگه می تونم مثل این بشم؛ کاش منم مثل این آدم بودم؛ بعد اون آدم میاد میگه من از این محصول استفاده کردم و اینقدر اشتیاق در شما ایجاد می کنه

 که ، پس حالا که اینجوره؛ پس منم باید برم از این محصول بخرم و استفاده کنم و اصلا به این فکر نمی کنه که بابا چطور ممکنه، مگه میشه آخه؟ این هیکل؛ این اصلا معلومه ورزشکاره، این فلانه، بعد مثلا یک دوره قرص مصرف کرد، این شد؟ اصلا اینا برامون مهم نیست، چرا؟ چون تصویری که در ذهن ما ایجاد می کنن برامون مهمه، 

اون نظری که ما از قبل درباره ی تصاویر داریم برامون مهمه. وقتی ما تصویر یک پزشک رو می بینیم، تصویر یک فردی با اندام متناسب رو می بینیم که‌ درباره‌ی یک محصول داره صحبت می کنه، نشون میدن، مثلا اندازه گیری دارن می کنن. کلی سیم وصل کردن به بدن فردو فرد داره مثلا رو تردمیل راه میره، یهو عددا عوض میشه چون این فرد قبل از مصرف فلان دارو با این سوخت وساز بدنش داشت الان شده این. همه چیو نشون میدن و ما هم باورمون میشه و میریم اونها رو مصرف می کنیم و می بینیم که نه، تأثیری روی ما نداره و در نهایت چی  میشه؟ 

چونکه اون تصویرها رو خیلی قبول داشتیم اون پزشک رو، اون روش علمی که‌ داره درباره ش صحبت می کنه رو خیلی قبول کردیم درنهایت خودمون رو سرزنش می کنیم که من یه آدم فلان به درد نخور مزخرف فلانم که نمی تونم از این دارو مثلا نتیجه بگیرم ، از این روش نتیجه بگیرم و الا ببین، اینا  همه شون نتیجه گرفتن؛ پس من یه مشکلی دارم و خودمونو سرزنش می کنیم،

به جای اینکه فکر کنیم بابا شاید اون روشه اشتباهه و این بلاییه که خیلی از تبلیغات داره سر افراد چاق میاره، در اون ها یک هیجان یک اشتیاق؛ مثلا میان میگن اینو مصرف کن ۲۰ روزه فلان می شی. یک دوره مصرف کن اینقدر کم می کنی. یک وعده  وعیدهای میدن به خاطر اینکه منی که چاقم، اینقدر نیاز دارم، این‌قدر حسرت لاغری رو دارم می خورم، هر پیشنهادی در من وسوسه ایجاد می کنه که برم اينو انجام بدم واویلا چی میشه؟ اصلا رؤیا پردازی می کنم که اینو می خورم فلان میشه، سوخت وساز، قویترین چربی سوز عالم. یکی بود تبلیغ جالبی بود؛ می گفت: بی رحم ترین چربی سوز عالم،

 خب، این اصطلاحات رو استفاده می کنن، منی که وزن بالایی دارم حالا هر کاریم کردم که نتیجه بگیرم نشده، خب میگم دیگه، دیگه این  آخرشه، این همون چیزیه که من می خواستم که یه قرص بخورم راحت، لاغر بشم؛ 

گول نخورید. 

 هیچ کدوم از شما برا چاق شدن هیچ کار خاصی نکردین و روشی برا لاغری صحیحه که هیچ کار خاصی نخواد انجام بدی. حالا آن شا الله در ادامه ی این دوره بیشتر درباره ی این موضوع صحبت می کنیم. حالا فضا جوری شد که من صحبت کردم الان در این قسمت؛ حالا در ادامه، بیشتر در جلسات بعدی درباره‌ی این موضوع صحبت می کنیم. 

موضوع بعدی که خیلی مهمه، اینه که بپذیریم که من خودم مقصر اضافه وزنمم،

 دیگه ما اومدیم، گفتیم سه بخش بودیم دیگه؛ من و چاقی و دلايلی که برای چاقی داشتم؛دلایل رو که حذف کردیم، موند چی؟ من و چاقی؛ دیگه بین من و چاقی تعارفی نیست، این مال منه، چاقیه که من به وجود آوردم، در خودم به وجود آوردم و خودم مقصر اضافه وزنمم. 

این خیلی مهمه که افرادی که می خوان لاغر بشن، بپذیرن، بتونن بپذیرن؛ همه‌ی افراد چاق، حالا میگم همه، شاید تک و توکی توشون نباشه ولی اکثر افراد چاق باورشون اینه که یه سری عوامل بیرونی باعث  چاقی شونه و به دلايلی که خودت آوردی در تمرین گذشته، وقتی بری ببینی خودت متوجه میشی که شما هم جزِ اون دسته افرادی که فکر می کنی این دلیل و اون دلیل و این دلیل و این دلیل باعث چاقی شماست و شاید الانم برات سخت باشه بخوای یه هویی اینو باور کنی که نه، من خودم مقصر چاقیم هستم؛

 اما هیچ  راهی نداری، اگر می خوای لاغر بشی، اگر میخوای شرایطت رو تغییر بدی، اگر می خوای  اون اندام، اون زندگی، اون وزنی که در رویات داری رو برای خودت  خلق کنی، باید بپذیری که خودت مسؤل چاقیت هستی.  

وقتی اينو پذیرفتی بعد می تونی مسؤلیت لاغری خودت رو هم بپذیری. چرا تا حالا هر کاری کردی نتیجه نداده؟ چرا تا حالا هر کاری کردی، یه مقدار نتیجه داده، دوباره از دستش دادی؟ چون خودت رو مسؤل چاقیت نمی دونستی. درنتیجه بنابراین خودت رو مسؤل لاغریت هم نمی دونی

… و هر چی  به وجود میاد رو مثلا میگی؛ من خب چون این رژیمو گرفتم اینقدر لاغر شدم حالا که رژیم نمی گیرم؛ حالا که نمی گیرم پس طبیعیه برگرده .من چون این قرص رو مصرف می کردم لاغر شدم؛ پس حالا چون مصرف نمی کنم پس طبیعیه دوباره برگرده. ببین چون مسئولیت رو از اینجا(اشاره به مغز ) برداشتی، نه چاقی رو خودت رو مسؤل می دونی؛ پس بنابر‌این لاغری رو هم نمی تونی خودت مسؤلش باشی و از دستش میدی.

 مهمترین گام برای لاغر شدن اینه که مسئولیت چاقی خودت رو بپذیری، فقط هم به گفتن نیست ها؛ کتبی باید تعهد بدی، بنویسی، *

من این کارا رو کردم ‌،

اگر شما هم می خوای زندگیت رو تغییر بدی، باید از روش من پیروی کنی، اگه به من اعتماد داری، اگر از شنیدن این فایل ها احساس بهتری پیدا کردی، اگر يه نور امیدی در وجودت روشن شده که شما هم می تونی لاغر بشی؛ پس اعتماد کن به من، هر کاری میگم رو انجام بده، خجالت نکش، خیلیا از اضافه وزن شون خجالت می کشن، خجالت نکش، خجالت نداره، کاریه که خودم انجام دادم، می پذیرمش، درستش می کنم.

 این جمله خیلی احساس بهتری در من ایجاد می کنه تا بخوام بگم که نه من نمی دونم چطور چاق شدم، اصلا، اصلا من، اصلا، من، اصلا دلیل نداره، من کاری نکردم، همین جوری بود، همین جوری چاق شدم. این بر هم زدن صورت مسئله هیچ کمکی به شما نمی کنه، یه بار قشنگ محکم پیش خودت بگو،

 من خودم مقصر چاقیمم ، مقصر چاقیم هستم الان هم خودم رو مسؤل لاغریم می دونم، 

من مسئول چاقیم هستم خودم رو مسئول لاغریم می دونم

  و اونوقت ببین چقدر اشتیاق وانگیزه در شما بیشتر می شه  برا اینکه به گفته های من عمل کنی، حالت بهتر میشه؛ حال روحیت بهتر میشه و اصلا یه عالم دیگه ای در شما به وجود میاد، در ذهن شما یه افکار دیگه مرور میشه، 

از اون حالت خود سرزنشی، خود تخریبی دیگه دست بر می داری، اینکه هی چاق تر می شی، هی خودتو بیشتر سرزنش می کنی، هی من مثلا فلان فلان شده چرا این جوریم، دیگه میدونی آقا مسئولش خودمم دیگه؛

 چیزی که خود کرده را تدبیر نیست، دیگه چی میخوای  بگی آخه؟ از اون حرف های بی خود دست می‌کشی .

میگی حالا میخوام چکار کنم؟ حالا باید تغییرش بدم.

 هیچ کدوم از افراد چاق در بدو تولد چاق نبودن؛ خداوند یک جسم کامل، زیبا، تراشیده و متناسبو تحویل ما داده، حالا در طی این چند سال، خودت ببین چکار کردی که الان در این وضعیت هستی؟ و اگر ۳۰سال زمان برده مثل من تا مثلا تا به  وزن ۱۳۴-۱۳۵  کیلو گرم رسیده، یکی دو سال کافیه که بخوای دوباره به ایده آل برسی، يکی دو  سال کافیه که بخوای بر اساس آموزش های لاغری با ذهن عمل کنی، یادشون بگیری، در انجام دادن اونها استاد بشی. 

همه ی شما در چاق شدن استادید. الان به هر کدوم از شما بخوام بگم که تا مثلآ ۳ماه بعد مثلا شما ۱۰ کیلو اضافه کن، همه تون بلدین، بگم تا ۳ ماه بعد ۵ کیلو اضافه کن، خواهش می کنم به‌ خاطر من اضافه کن، همه تون استادین، همه تون بلدین، 

چاق شدن رو مغز تون استاده در اون، اما حرف از لاغری میشه، هیچی نمی دونه، می مونه  اینجوری، اصلا انگار  توهمیه.هی دنبال یه راهی میگرده، چکار کنم؟ از چه روشی استفاده کنم؟ کی لاغر شده برم ببینم چی کار کرده؟ منم اون کارو کنم؟ پيش کی برم؟ چی بخرم؟ چون خودت رو مسؤلش نمی دونی، همین مغزی, همین جسمی که ما رو چاق کرده، همین جسمی که این شکل (      ) شده، می تونه این شکلی  ) (  بشه، بدون نیاز به هیچ چیز اضافه ای. 

حالا اونایی که با من ادامه میدن می بینن، معجزه‌ رو درون خودشون می بینن؛ معجزه ای که سالها به دنبالش در همه ی روش های دیگه بودن رو در خودشون می بینن و به خاطر اینه که دوره ی لاغری با ذهن شگفت زده می ‌کنه آدم ها رو؛ به خاطر اینه،به خاطر اینه که همه چیز از درون خودته، چیزی اضافه نمی شه به شما، قرصی مصرف نمی شه، برنامه ی غذایی داده نمی شه، همه چی از درون خودته.

تنظیمات مغزیتو تو درست می کنی، همه چی انجام میشه، خیلی راحت، حالا ان شاَ الله در این کار هم استاد میشی و بدونید که لاغری با ذهن یک هنره، باید یادش بگیری.؛ مثل هر هنر دیگه ای؛ شما الان مثلا میخوای نقاشی یاد بگیری، تصمیم می گیری، میگی من می خوام  نقاشی یاد بگيرم،چرا اصلا می خوای یاد بگیری؟ يا علاقه داری به نقاشی؛ یا نیاز داری، اصلا متوجه شدی که من اگر بتونم نقاشی بکشم؛ مثلا می تونم فلان نقاشی رو بکشم برم اینقدر بفروشم ، امرار معاش  کنم.این یه دلیلشه؛

 یه دلیل دیگه هم، نه آقا اصلاً علاقه دارم.  من دوست دارم نقاشی بکشم، خب! حالا چیکار باید بکنیم؟ اول تصمیم میگیری که میخوام نقاشی بکشم بعد دنبال یادگیری میشی دیگه؛ حالا یا کلاس ثبت نام می کنی، یا دوره ی آموزشی خریداری می کنی خودت کارمی کنی، يا کتاب می خونی، یه کاری بالاخره انجام می دی که یاد بگیری نقاشی کردن رو 

و بعد چیزایی که یاد گرفتی رو بارها و بارها و بارها تمرین می کنی و شما خیلی خوب می تونی نقاشی بکشی؛ درباره‌ی موسیقی همینه ، درباره‌ی رانندگی همینه، درباره‌ی خیاطی، گلدوزی، هر ، هر چیزی، هر چیزی شما الان بلدی انجام بدی، اینو از یک زمانی شروع کردی به  یاد گرفتن، یادش گرفتی، تکرار کردی، تکرار کردی، تکرار کردی و در اون ماهر شدی؛ هر چقدر بیشتر تکرار کنی، درجه ت میره بالاتر، استاد می شی، نمی دونم، هی درجات بالاتری، مدرس می شی؛

 خلاصه، پس لاغری هم باید به عنوان یک  هنر آموخته بشه، باید یادش بگیری، برای بخش انتهایی این قسمت، یه تمرین خیلی خوب رو براتون دارم، این، از اینجا ببین، این شروع یادگیریه ها؛ ببین تا حالا اومدیم گفتیم که چرا ما چاقیم؟ 

از جلسه ی قبل تا این  لحظه، درباره‌ی اینکه چرا ما چاق شدیم و دلایل چاقی ومسئولیت های چاقی و همه‌ی این‌ها صحبت  کردیم؛ از اينجا به بعد درباره‌ی اون بخش دومی که در جلسه ی اول گفتم می خوام صحبت کنم که چطور باید لاغر بشیم؟ بحث جالب تر شد!

چطور باید لاغر بشیم؟…

… این خیلی، از اینجا به بعدش دیگه همش آموزشیه و خیلی باید با دقت انجامش بدین. 

ببینید برای لاغر شدن از طریق ذهن، همیشه گفتم که آموزشه، باید یاد بگیری، باید به ذهنت یاد بدی. شما وقتی می خوای موسیقی رو یاد بگیری، از نت های موسیقی برات شروع می کنن،من نرفتم نمی دونم ولی حدسم اینه؛

می خوای بری زبان انگلیسی یاد بگیری، الفبای زبان انگلیسی رو، 

می خوای فارسی یاد بگیری اول میان الفبای فارسی رو بهت یاد میدن،

 می  خوای بیای رانندگی یاد بگیری اول میان الفبای ماشین رو بهت یاد میدن؛ راهنما کدومه، پدال کدومه، ترمز دستی و….

ببینید پس هر آموزشی از بیسش(base)  یعنی از پایه شروع میشه.، الفبا داره،

*الفبای لاغری با ذهن، ایجاد فرمول های صحيح در ذهنه * 

میخوایم یه فرمول جدید رو به ذهنمون بدیم، یه نگاه جدید رو ایجاد کنیم، یک باور جدید رو ایجاد کنیم؛ مثل بذر کاشتنه. ما از الان می خوایم بذر لاغری رو در ذهنمون بکاریم، چطور؟ بهتون میگم. 

برای همه ی افراد چاق، به اندازه ی همه ی شکست ها یی که در مسیر لاغری خوردن، لاغر شدن براشون غیر قابل باور تر شده؛ یعنی اگر ۵ بار از روش‌های مختلف استفاده کرده و نتیجه نگرفته، مثلا ۵ دفعه براش لاغر شدن دور از دسترسه، اونی که ۱۰ بار شکست خورده، ۱۰ بار لاغر شدن براش غیر قابل دسترسه؛ اینها هی نا امیدترن ها، یعنی هر چقدر شما روش های مختلفی رو انجام داده باشی و لاغر نشده باشی؛ به همون اندازه شما ناامیدتری از اینکه بخوای لاغر بشی؛بنابراین گام اول برای اینکه به‌ ذهنمون یاد بدیم که می تونه لاغر بشه،

 پذیرفتن مسئولیت لاغری و تعیین الفبای لاغریه،

 حالا چجوری؟ مسئولیتش چجوریه؟

اول باید تعهد بنویسی که من الان دارم میگم، شما به این شکل جمله تون رو اصلاح کنید درباره‌ی خودتون؛

من رضا عطار روشن از امروز تاریخ فلان رو می زنی، متعهد هستم که از وزن ۱۳۵ کیلوگرم (وزنی که من بودم)، شما هم وزنی که الان هستید، خودم را به وزن (چیزی که می خواید مثلا برای من ۸۵ کیلوگرم، برای شما هر چی که می خواید) برسانم. 

من رضا عطار روشن از امروز تاریخ فلان متعهد هستم خودم را به وزن ۸۵ کیلوگرم برسانم و در این مسیر از هر تلاش و کوششی سر باز نخواهم زد. این تعهده و خیلی خیلی اهمیت داره که شما مسئولیت چاقی قبلیتو پذیرفتی با این تعهد و مسئولیت لاغری ای که قراره به وجود بیاد رو هم می پذیری؛ این ميشه الفبای لاغری.

این یک بخششه. پس این تعهد رو برای خودتون در یک دفتر، در یک کارت زیبا؛ هر جوری که بهتون احساس بهتری میده، می خوای یک کارت پستال خیلی خوشگل تهیه کن، با یک خط خوانا و خوشگل و رنگ هایی که دوست داری بنویس، میخوای با یک برگه آچار بزرگ بنویس بزن رو در کمد، رو دیوار و هر جا که دوست داری، می خوای  روی گوشی موبایلت، یه جای دنج بنویس، می خوای ضبط کن.

سخت نگیر، یه جایی فقط اینو ثبتش کن و حتما در قسمت نظرات هم به عنوان تعهد بیا بنویس. بیا جلوی این همه دوستایی که دارن از این دوره استفاده می کنن، چه اونایی که قبلا استفاده کردن، چه اونایی که بعدا استفاده می کنن.  بیا تعهد بده که من فلانی، تصمیم گرفتم، مسئولیت شو پذیرفتم که خودمو از این وزن به این وزن برسونم. 

یه تعهد بده که اشتیاق در شما شعله‌ور بشه؛ این بذر رو بکار؛ این ميشه بذر کاشتن. 

و برا اینکه اشتیاق و امیدواری رو در شما بیشتر کنم، بازم يه تمرین خیلی جالب دیگه براتون دارم. 

ببینید خیلی از آدم‌ها فکر می کنن نمی تونن لاغر بشن خیلی باور های مختلفی هم دارن؛

یکی میگه:  مثلأ من استخون بندی من فلانه، درشته، من دیگه اینم، 

بعضی‌ها میگن: بابا چربی های من دیگه خیلی سفت شده، چربی های قدیمیه، من سی ساله اضافه وزن دارم، دیگه اون چربی هایی که ۲۰ سال قبل تشکیل شده، اینها که آب نمیشه. فایده نداره، 

هر کسی یه بهانه ای داره که لاغر نشه.ب بینید آدمی که مسئولیت کار خودشو (الان شما رو نمی گم؛ چون الان دیگه شما متفاوت از اون آدم دیروز و پریروز هستی، یه افکار جدید رو داری به وجود مياری در ذهنت)، اونی که از اینا خبر نداره، شمایی که از این موضوع خبر نداشتی، یه کلی دلیل داشتی برا اینکه چرا چاقی، یه کلی دلیلم داشتی برا اینکه چرا نمی تونی لاغر بشی؟ و ادغام این ها شما رو از پا درآورده بود که شما پذیرفتی در این وضعیت اسف بار باید زندگیتو ادامه بدی.

ما اومدیم چکار کردیم؟ 

دلایل اضافه وزن رو اومدیم رد کردیم.

 حالا دلایل ناتوانی در لاغر شدن رو هم می خوایم رد کنیم. ، بازم قانونه، هيچ فرقی نمی کنه؛ اگر جسم شما تا الان تونسته یکبار حتی یک کیلو گرم از وزنش رو کم کنه پس بنابراین جسم شما می تونه کاهش وزن رو داشته باشه. 

اگر شما از هر روشی استفاده کردی، هر چه مقداری که تونستی از وزنت کم کنی، اون نشون میده، اون ثابت می کنه که شما می تونی متناسب بشی، اگر الان متناسب نیستی، روشت اشتباه بوده، مسیر اشتباه بوده‌ که شما رو به نتیجه نرسونده، و الا  جسم شما مشکلی نداره؛ چون با همون مسیر اشتباه هم تونستی یک مقداری از وزن خودتو کم کنی، 

خودمو دارم میگم، بارها روش های مختلفی رو امتحان می کردم، ۵ کیلو، ۱۰ کیلو، حتی ۲۰ کیلو از وزنمو کم می کردم، اما دوباره بر می گشت. 

چرا بر می گشت؟ چون اصلا باور نداشتم که من می تونم کاهش وزن داشته باشم.؛ اصلا من همش فکر می کردم نمی تونم لاغر بشم.

تلاشمو می کردم ولی یه مقدار که کم می کردم از همون روزای اول منتظر بودم که دوباره چاق بشم چون اینجا (اشاره به مغز) اصلا ثبت شده بود که تو نمی تونی لاغر بشی. به خاطر همون  دلايلی که سالها و سالها برای خودم آورده بودم؛ نمی ذاشت من لاغر بمونم. میشدم، لاغر میشدم، مقداری از وزنم کم می شد ولی دوباره بر می گشت.

چون فرمول ها اشتباهه؛ وقتی نتیجه در مغز شما چاقی ثبت شده باشه، هر فرمولی اونجا شما انجام بدی، نهایتا نتیجه باید بشه چاقی. ما می خوایم این نتیجه ی نهایی رو می خوایم از الان تغییرش بدیم.

می خوایم این فکری که در مغز شما از قبل بوده که شما نمی تونی لاغر بشی رو می خوایم بشکنیم، چطوری؟

می خوایم،می خوایم از خودمون دلیل واضح بیاریم. هر چند باری که شما برای لاغری اقدام کردی، هر چقدر کم کردی، ثابت می کنه که جسم شما توانایی لاغر شدن رو داره و این باید شما رو خوشحال کنه که بابا، از روش اشتباهی که در نهایت نتیجه نداد جسم بیچاره ی من تونست کم کنه؛ حالا فکرش رو کن از یه روش صحیح چه شگفتی ای می تونه بسازه. ؛ واقعا دارم میگم ها.

خیلی وقت ها به من پیام میدن مثلا میگن: ما تا حالا دو سه بار رژیم گرفتیم تا ۲۰ کیلو هم کم کردم ولی الان دوباره چاقم. میگم: ” بابا دمت گرم! آفرین، خیلی خوبه! میگه چه فایده داره؟ خب اون جواب میده: من دوباره چاق شدم،

ببین این همون باور اشتباهه س که طرف ۲۰ کیلو کم کرده؛ اما چون باور نداره که می تونسته کم کنه و می تونه لاغر باشه، میگه چه فایده داره؟ چه ارزشی داره؟ من که دوباره چاق شدم؛ بله چاق شدی چون در ذهنت نتیجه ی نهایی اینه که تو باید چاق بمونی؛ باید الان اينو عوض کنی دیگه. ما می خوایم اينو عوض کنیم. 

چطور می تونی عوضش کنی؟ باید از الان نتیجه رو تغییر بدی، باید به گذشته ی خودت فکر کنی؛ دفعاتی که شما وزن کم کردی، نیم کیلو بوده، ۲۰۰گرم بوده‌، یک کیلو بوده، ۵کیلو بوده، ۱۰کیلو بوده، بیای درباره‌ی هر دفعه ش یک جمله بنویسی. 

من در فلان تاریخ، حالا تاریخ ش یادت بود می نویسی، در فلان سال حالا یا اصلا من یه موقعی از فلان برنامه ی غذایی استفاده کردم، از فلان روش استفاده کردم و اینقدر کاهش وزن داشتم یا اینقدر کاهش وزن پیدا کردم؛ دیگه ننویس بعدش دوباره برگشت. چی کار برگشتش داری؟

ما میخوایم توانایی جسممون رو بشناسیم؛ اینکه دوباره برگشتی به وزن قبلت، کار اینه (اشاره به مغز)، کار این جسم بیچاره نیست، کار  اینه (اشاره به مغز) جسمت می تونه لاغر بشه؛ اصلا اشتیاق داره که لاغر بشه. 

چرا وقتی شما هر روشی رو که شروع می کنی احساس می کنی که یه تغييراتی داره شکل می گیره؟

چون اصلا بدن شما مشتاق لاغر شدنه، چاقی اصلا یه ضایعه س، یه بیماریه، یه اختلال جسمیه برا جسم ما وبدن ما عاشق لاغریه؛

شما  وقتی دستتون بریده بشه، اصلا بدنت خودش مشتاق که این زخمو ترمیم کنه. بلافاصله در عرض چند دقیقه خونریزی بند میاد. اگه خیلی خسارت یا زخم عمیقی زده باشی بالاخره شما به عنوان کمک رسانی به جسم خودت یه چهارتا بخیه می زنی، دیگه باقیشو جسمت انجام میده؛ سلول سازی می کنه، ترمیم می کنه، نمی دونم اصلاح می کنه، کلی کار می کنه، بعد چند وقت می بینی اصلا اثری از اون خسارتی که تو به خودت زدی وجود نداره؛

در مورد چاقیم همینه؛ جسم شما عاشق اینه که لاغر بشه؛ مشتاق لاغر شدنه، شما نمی زاری. شما نمی زاری. مثل اینه که دستت بریده بشه، شما هر روز دوباره جای اون زخمو وا کنی. خب صد سال نمی تونه بدنت این زخمو برطرف کنه؛ چون تو نمی زاری که برطرفش کنه. 

در مورد لاغری هم همينه؛ تو نمی زاری بدنت لاغر بشه.تو با رفتار اشتباه، با افکار اشتباهت نمی زاری بدنت لاغر بشه و ما می خوایم اینو یاد بگیریم که چطور باید به کمک خودمون بشتابیم؟ باید چیکار کنیم که به خودمون کمک کنیم در مسیر لاغری حرکت کنیم؟ و این کار شدنیه مثل این همه دوستانی که به لطف خدا از دوره ی لاغری با ذهن استفاده کردن و شگفتی ها خلق  کردن؛ خیلی از خودم نتایج بهتری گرفتن؛

چون من اون زمانی که این روش رو کار کردم ، استادی نداشتم؛ کسی رو نداشتم که ازش راهنمایی بگیرم، خودم داشتم سعی و خطا می کردم؛ خیلی وقتها يه کاری رو انجام می‌دادم، میدیدم نه، نتیجه نمی ده، عوض می کردم، تمریناتو جا به جا می کردم، تمرین جدید درست می کردم. ایده‌هایی که بهم داده می شد رو انجام می دادم. 

الان نتیجه ی اون سال هایی که من با خودم؛ رو خودم کار می کردم و چند سالی که دارم با انسان های زیادی کار می کنم رو دارم به شما یاد میدم یک مسیر شسته رفته ی عالی، کامل و صد در صد نتیجه بخشه. این کارایی که شما دارین میرین و به همین دلیله هنرجوهای من از خودم بهتر نتیجه می  گیرن.

خیلی‌هاشون اینجورین ، در مدت کمتر از من، نتايج بهتر گرفتن و به لطف خدا منم راضیم، وقتی می بینم دوستان اینقدر عالی نتیجه می گیرن، خب لذت می‌برم و خدا رو شکر می کنم که من رو در مسیری هدایت کرد که اول تونستم به خودم کمک کنم زندگی جدیدی رو برای خودم خلق کنم و بعد این لطف خدا شامل حالم شد که راهنمای افرادی که عاشق لاغرین بشم و به لطف خدا، این مسیر رو ادامه میدیم.

تمرینات این بخش رو حتما انجام بدید. 

تمرین اول: این بود که برید دلایل چاقی خودتون رو به این قسمت منتقل کنید و برا هر دلیل خودت بری توجیه بیاری، نمونه پیدا کنی که دلیل چاقی خودت رو رد کنی. 

مرحله ی بعدیش پذیرش مسئولیت چاقی بود. حتما در قالب یک جمله، در قالب یک متن، هرجوری می خوای بنویس، طوری که بپذیری، باور کنی که مقصر چاقی خودت هستی، * اینو باید حتما انجام بدی  خیلی مهمه.*

تمرین قسمت سوم: باور به توانایی خودت برای لاغر شدنه. به دفعات قبلی که شما از هر روشی استفاده کردید توجه کنید، ببینید چه مقداری کاهش وزن داشتی، به خودت تبریک بگو، بنویس، بنویس، بارها بخون که بابا من تونستم این مقدار، این مقدار، این مقدار کم کنم. 

اینها همه اطلاعات صحیحیه که ما به مغز مون میدیم برا متناسب شدن و به‌ این شکل مغز مون رو هدایت می کنیم در مسیر متناسب شدن و مطمئنم دوستانی که جلسه ی اول رو به خوبی گوش داده باشن تا همین لحظه که دارن این جلسه رو گوش ميدن، یک سری تغییر افکار و احساس در اون ها شکل گرفته، حداقلش اینه که یک احساس امیدواری پیدا کردن که می تونن متناسب بشن و 

این حق شماست که متناسب بشید ، این حق شماست که چاق باشید، بهت بر نخوره، حقته که چاق باشی، ببین چکار کردی؟ خودت، خودت رو چاق کردی، تقصیر کسی نیست…

الان دیگه نباید از شنیدن این جمله ناراحت بشی؛ تازه باید احساس خوبی هم  پیدا کنی که داری کسی باهات حرف می زنه که خودش چاق بوده، سال ها فکر می کرده که دیگران باعث چاقیشن.

سال ها پدر و مادرم رو سرزنش می کردم که چرا اونا چاق بودن که من چاق باشم. سالها گله و شکایت به خدا داشتم که چرا منو اینجوری خلق کرده. 

سالها از هر چیزی بهانه ای به وجود می آوردم برای اینکه چاقی خودمو توجیه کنم ولی به لطف خدای مهربان الان با کمال میل می پذیرم که‌ اون سالها مقصر خودم بودم که چاق بودم و الان هم حق منه که متناسب باشم چون می خوام که متناسب بشم، شدم و تا ابد خواهم بود و این حق برای همه هست؛ نه فقط برا من، برای همه هست. 

هر کسی در این مسیر حرکت کنه، به این هدیه می رسه.یکی از شگفتی های دوره ی لاغری با ذهن اینه که نتیجه برای همه به اندازه ی کافی هست، همه می تونن لاغر بشن؛ هیچ نیازی به عجله نیست، هر کسی از این مسیر بره، مقصد آماده س.مقصد آماده س. همه متناسب میشن،

 به چه شرطی؟

باور کنن که می تونن لاغر بشن و پا به پای من حرکت کنن، 

خیلی دوستتون دارم، خیلی خوشحالم که در سایت تناسب فکری هستید، حضور دارید. نمی دونم به‌ چه طریقی با این سایت آشنا شدید ولی هر طریقی هست، لطف الله مهربانه که دوستان خوبی رو برای من قرار داده، که دور من جمع کرده، با همدیگه میخوایم در مسیر لاغری با ذهن حرکت کنیم. 

می خوایم زندگی جدیدی رو برای خودمون خلق کنیم. 

میخوایم لذت زنده بودن رو بچشیم و این فوق‌العاده کار مقدس و ارزشمندیه. حتما تمرينات رو انجام بدین. 

منتظر خوندن نظرات عالی شما و تمرينات فوق‌العاده تون هستم. به لطف خدای مهربان، جلسات بعدی هم ادامه خواهد داشت. 

هر جا که هستید در پناه خداوند متعال، شاد باشید و در مسیر متناسب شدن.                                       خدا نگهدار 

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

Rating 3.96 from 217 votes

https://tanasobefekri.net/?p=11413
برچسب ها:
665 نظر توسط کاربران ثبت شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Reza
      1403/01/02 19:12
      مدت عضویت: 406 روز
      امتیاز کاربر: 17556 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 555 کلمه

      خداوند را شاکرم که باز توانستم مروری مجدد بر این دوره عالی و تاثیر گذار داشته باشم که توجه بر لاغری و آموزش های پایه و اصولی لاغری بتوانم به خودشناسی لاغری در ظاهر ولی خودشناسی وجودی خودم هدایت شوم 

      در این لحظه یکی از دلایل چاقی خودم را هنوز سعی در جلب رضایت آدمها از خودم می دونم 

      اینکه دیگران را از خودم راضی نگه دارم که این گزینه میشه گفت پاشنه آشیل من هست

       ولی به لطف خداوند و همزمانی این جلسه با قسمت ۱۶ زندگی با کمک خداوند  لطف خداوند شامل حال من هست دقیقا کلی گره ذهنی را در افکارم حل کرد

       بخصوص رفتار و عملکردم در خودم 

      دیشب شب اول اول عید و دعوت بودم خوب نهار را حدود ساعت ۴ عصر خوردیم و در این بین تنقلات بود و خوشبختانه استفاده نکردم و بسیار از عملکردم راضی بودم موقع شام حدود ساعت ۱۰ شب و من سیر بودم ولی اول بخاطر تحریک بینایی و خاطره ای نوع غذا و دوم بخاطر ناراحتی اطرافیان که حالا شب عید هست و با ما باش و این افکار فارغ از اینکه کسی چیزی بگه ولی من در ذهن خودم بریدم و دوختم تصمیم به خوردن گرفتم که واقعا هم حالم بد شد

       ولی درس بزرگی برام داشت که بخاطر دیگران حاظر بودم به خودم آسیب بزنم و هدایت دیگری که برایم رهنمون شد

       اینکه فکر میکردم خودم را محدود کرده ام و چون وقتی سیر هستم هیچ تمایلی به استفاده از ماده غذایی دیگه ای ندارم و هر وقت هم چیزی اضافه بر نیاز بدنم بخوام بخورم خودکار ذهنی و بدنی واکنش نشون میدهم و منصرف میشوم 

      مدتی بود این حس محدودیت در من ایجاد شده بود که خوشبختانه دیشب با کلی سوال و جواب این مسئله را برای خودم منطقی کردم و دارم روش کار میکنم 

      من وارد مرحله جدیدتری شده ام دلایل سطحی چاقی را پشت سر گذاشته ام و دلایل ریشه ای چاقی برای من نمایان شده چون خواسته ام متفاوت شده 

      برای اینکه الان در وزن مورد نظرم مدت ها هست هستم 

      طبق تعهدم در دوره ورود به سرزمین لاغرها که حدود یکسال بیشتر هست از اون موقع میگذرد خودم را وزن نکردم ولی میدونم به وزن مورد نظرم رسیده ام و الان هدف من بدنی ایده آل از نظر خودم هست دارم در مسیرش حرکت میکنم فارع از وزن

       چون وزن متغیر هست من در تلاش برای پاک کردن بدنم از هر گونه چربی اضافه هستم بدنی کاملا عضلانی شکمی سیکس پک سینه هایی کشیده و برجسته زیر بغل هایی پهن و کشیده و در کل بدنی عظلانی و تفکیک شده هستم و این را کاملا میدونم که بدنم این توانایی را دارد چون شواهدش را در بدنم دارم میبینم و اینکه همانطور که ذهنم را برنامه ریزی کرده بودم که مواد غذایی در بدنم تبدیل به چربی میشود الان ذهنم را برنامه ریزی کرده ام که مواد غذایی در بدنم تبدیل به عضله میشود و طبق آگاهی های دوره پیشرفته و فایل های چالش دوره پیشرفته به این یقین رسیدم که ذهن چقدر تاثیر گذار هست و این جسم من چقدر قوی هست و چه کارهای میتواند انجام دهد 

      با اقتدار اعلام میکنم که توانایی دارم چون چندین بار از روش های نامتعادل توانسته ام لاغر بشوم و حتی به تناسب اندام ایده الم برسم الان که خیلی راحت تر از هر زمانی توانسته ام به لاغری برسم و فراتر از هر چیزی به دنبال ساخت اندام ایده الم با ذهنم هستم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار yas
      1402/12/02 22:53
      مدت عضویت: 57 روز
      امتیاز کاربر: 745 سطح ۲: کاربر متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 398 کلمه

      دلایل چاقی من شامل : ژن چاقی ، کم تحرکی ، ریزه خواری ، خوردن ، استرس و اضطراب ، متابولیسم بدن ، اختلال هورمون ها و استخوان بندی. اگر من چاقم چون ذهنم انباشته از افکار و باور های اشتباه شده ولی از این به بعد قرار نیست هر چیزی وارد ذهن من بشه . ژنتیک چاقی دارم اما دخترعمو های من همانند ژن مرا دارند پس چرا هیکل هایی متناسب دارند پس ژنتیک علت دقیقی برای چاقی من نیست . کم تحرک هستم اما منم مثل بقیه ورزش میکنم و از ورزش لذت میبرم مثل بقیه کار های روزمره انجام میدم و درحال تحصیل هستم پس کم تحرک نیستم و اینم یکی از باور های اشتباه من ، پس کم تحرکی باعث چاقی من نیست. ریزه خواری دارم پس چاق میشم اما خواهرم یا چند نفر دیگر که میشناسم همانند من ریزه خواری دارند اما متناسب اند پس ریزه خواری باعث چاقی من نیست . غذا زیاد میخورم اما همیشه عادت داشتم به میزان لازم غذا بخورم پس اصلا دلالت بر چاقی من ندارد. متابولیسم بدن من کنده پس چاق میشم اما من فقط از چندتا مقاله ناشناس و فضای مجازی اینو شنیدم پس بطور علمی اثبات نشده و نمیتواند باعث چاقی من باشه . استرس و اضطراب باعث ترشح هورمون در بدن میشود و باعث چاقی می شود اما آدمای هم دوره من اکثرا مضطرب اند اما لاغرن پس در منم باعث چاقی نمیشه . استخوان بندی درشت دارم و چاق تر نشان داده میشوم اما چندتا از دوستانم استخوان بندی درشتی دارند ما بسیار متناسب اند پس اینم دلیلی برای چاقی من نیست. 

      من مقصر چاقیم هستم ، من باعث چاقی خودم شدم و حالا مسئولم خودمم تغییرش بدم یکبار برای همیشه این قائله رو ختم به خیر میکنم یه کار مهم و ضروری باید به دفعه اول انجام بشه کامل و بدون هیچ نقصی ، بطوری که هیچ وقت حسرت چاقیمو نخورم.

      توی 8 سالگی حدودا 7کیلوگرم کم کردم و در 17سالگی 12کیلوگرم کم کردم پس خبری نجات بخش برای جسم منه ، جسم من باید بدونه منم مثل بقیه میتونم بدون هیچ احساس بدی به بدنم زندگی کنم منم میتونم مثل بقیه لباسای خاص بپوشم ، منم لایق لاغری و تناسب اندام هستم و خدا به من بدنی سالم عطا کرده که میتونم لاغر بشم پس بدون هیچ احساس منفی به راهم ادامه میدم و قول میدم هیچوقت این راهو نصفه نیمه رها نکنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهلا
      1402/12/01 09:05
      مدت عضویت: 224 روز
      امتیاز کاربر: 5745 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 324 کلمه

      من چاقم چون فرمول‌های ذهنی اشتباه دارم،

      چون تصورم این بود که هر چی سن بره بالا چربی در بدن ذخیره میشه و باعث چاقی میشه،اما افرادی رو با سن بالا می شناسنم که لاغر هستند .

      چون تصورم این بود یه مادر معمولا چاقه و می من هم مادر دو فرزندم هستم،اما دارم به چشم می بینم خاله م رو دختر عموهایم،دختر خاله و خیلی های دیگه که مثه من مادر شدن اما هنوز مانند دوران مجردیشون هستن.

      تصورم این بود که وقتی بچه رو از شیر میگیری دیگه چون کسی از تو تغذیه نمی کنه پس چاق میشی،اما خودم موقع بچه اولم هیچ تغییر در وزنم نشد،و در اطرافیان کسانی رو می شناسیم که بارداری زایمان شیردهی ،هیچ کدوم ازیناا روشون تاثیری نداشته.

      تصورم این بود که افسردگی و استرس بالا باعث چاقی میشه،اما چند تا آرمان اطرافیان را می شناسند که با وجود مریضی های مغز و اعصاب لاغرن 

      تصورم این بود که داروهای اعصاب خواب آور و چاق کننده هستن،اما باز هم نقضش رو دیدم،حتی چند سال پیش خودم استفاده کردم و تاثیری در وزنم نداشت.

      خواب زیاد باعث چاقی میشه،اما نه دو تا از خاله هام به شدت خوابالو هستن به مرد خیلی خیلی خوابالو هم داریم تو فامیل که اتفاقا همیشه متناسب بوده حتی الان که پیر شده.

      کم تحرکی،آن ما ورزشکارانی رو داریم در رشته های وزنه برداری که با ورزش و تحرک زیاد لاغر نیستن،پس عکسش هم صدق می‌کنه یعنی کم تحرکی چاق نمی کنه.

      ریزه خواری،اما من خودم سالهای سال ریزه خواری کردم و متناسب بودم.

      من اعتراف می کنم خودم مسیول چاقی خودم هستم.وبا ترس از چاقی و  دادن فرمول های اشتباه به مغز و ذهنم برای خودم چاقی رو رغم زدم.

      من توانایی لاغر شدن رو دارم،همانطور که چند سال پیش لاغر شدم و در بهترین حالت تناسب جسمم قرار گرفتم.

      من با دیدن عکس جناب عطار روشن و همه دوستان شگفتی ساز به این باور رسیدن که برای لاغر شدن هیچ وقت دیر نیست و لاغر شدن ربطی به جنسیت و سن نداره

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نازنین
      1402/11/26 13:27
      مدت عضویت: 1618 روز
      امتیاز کاربر: 1380 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 149 کلمه

      سلام و عرض ادب 

      قبل از اینکه بیام و مجدد این دوره رو بخوام استارت بزنم به این نتیجه رسیده بودم که خودم مسئول این وضعیتم هستم و توضیحات این جلسه هم تفکرات من رو تایید کرد.

      در مورد مثال های نقض یکی از افرادی که هم خودم و خانواده ام میگفتن شبیه اش هستم عمه ام بود که میگفتن مدل بدن من به اون رفته اما مسئله جالب اینجاست که 2 تا دختر عمه هام لاغر هستن یا در مورد کنکور دوست صمیمی ام اصلا چاق نشد و تازه نتیجه بهتری هم نسبت به من گرفت و در مورد ازدواج چون چند سال قبلش فایل های لاغری با ذهن رو گوشس داده بودم مطمئن بودم چاقی ام ربطی به ازدواج نداره فقط خودم انتخاب کرده بودم زیاد بخوردم 

      من نازنین متعهد میشم که خودم تمام وکمال مسئولیت چاقی خودم رو قبول کنم و تلاشم رو برای متناسب شدن انجام بدم.

      با تشکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      1402/11/06 19:00
      مدت عضویت: 444 روز
      امتیاز کاربر: 48000 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,019 کلمه

      سلام برخالق بی همتایی من 

      سلام براستادوهپه دوستان هم مسیر 

      چرا من چاق بودم 

      حالا که دارم‌ این دیدگاه رومینویسم کاملا فبول دارم دیگه من فردی جاقی نیستم چون‌ من اولین مکانی که چاقی در اون ایجاد شد ذهنم بود  وحالا اون مکان رو پاک سازی  کردم‌ کلی باوره اشتباهدکه اول اون من فبول کرم هرکسی هرحرفی زد من اون اول فبول کردم‌ تو ذهنم ذخیره کردم چون فبول کردم‌اگه اون زمان من اصلا اون حرف روفبول نکرده بودم وتشویق به خوردن رونداشتم که ازمن کودکی من‌بود حتما من امروز این همه مشکلی که طی این همه سال داشتم رو نداشتنم شرایط متفاوتی رو داشتم ولی من فبول کردم و تشویق رو پذیرفتم درنتیجه جون توجه بهش کردن ذهنم‌اون برای درمدلهای بیشتر اول نشون دا د ومن‌با ت جه به افرادی که شکل من بودن توذهنم اول گفتم که جه خوب من مثل اون افراد چاقی زیادنیست غافل ازاینکه دارم به ذهنم کخ اصل ازبدل تشخیص نمیده دارم میگم چون من دارم توجه وتمرکزدارم دوست دارم مثل این افرادباشم ذهنم‌اون کاره رو برام انجام داد من روزبه روز فردی چاق جاقتر شدم هر رژیم این کاره رو بدتر کرد وفتی فشاری که به حسم وارد می کردم رو به کنار میزاشتم ودیگه رژیم نمی کرفتم برکشت وزن‌ بشترمی شد حس بدتر وترس هم بهش اضافه شد درنتیجه وضع برای من سختر شد شرایط روزبه روزحادتر ومشکلات دراوانواع مختلف خودش نشون داد وشده راه نرفتم حرکت نداستم مشکل مفصل زانو 

      تعهد بدم که خودم مقصرچاقی خودم هستم 

      وفنی وارد این‌مسیر شدم‌ اول برای خورم این باوره داشتم‌که من فقط پر خوری کردم‌ بیش از نیازم مصرف داشتم‌و دیگران درانواع مختلف تواین شرایط من‌ شریک بودم ازجمله ازث که ب فبول داشتم چون پدر خدا وعده  بیامرزم فردی چاقی بودن  این چاقی ازاونها به من ارث  رسیده  فبول همین یی باوره کل ۵۶ سال زندگی من رو تحت تاثیرخودش قراد داد بود وفتی اولین باره دریافتم‌ که نه هیج کسی جزخودن وباوره وافکاروتوجه ونگاه و همه کاری که من انجام دادم‌ شدم‌ فردی چاق ههه وهمه مال خودم بوددهیج کسی دیگه مسئول این همه‌ کاره وعمل کرد واشتباهت من‌ نبود فقط خودم‌  این کاره رو انجام دادم این بخش چون پذیرش هست برای من آسون نبودولی  فبول کردم‌که آره من‌ اشتباه کردم تعهد دادم‌که خودم‌ درستش می کنم وتا این زمان به شکرخدادتوبخسهای زیادی موفق بودم کلی تغییرخوبم داشتم نه تنها وزنم‌کم‌شره ذهنم‌رو هپ ترمیم کردم به شکرخدا ازهر چیزی که وتواین‌مسیربه من رسید بی کم‌ کاست همه وهمه ازطرف خالقم بود دارم درس یاد می گریم که تو هرشرایط ارزش درخواست کنم‌اون به شکل عالی به نحو احسن جواب میده خدایا شکرت 

      من توانایی لاغرشدن رودارم 

      من دریافت که تواین‌مسر  اگه فبول کنم‌و باره به مسبر داسته باشم نیازمن به هیچ کسی دیگه نیست چون همین فبول کردن‌که وتومسیردرست قراردارم و باوره دارم‌ که این مسیر من روفردی متناسب خواهد کرد وتنها با گفت نه بکله آموزش دیدن یادگرفتن تمرین کردن رفتار وافکاروعمل کردن  رو تغییر دادم  توحه رواز افراد نا متناسب برداشتم به افراد متناسب تغییرنگاه دادم وشد لاغری با ذهن 

      من فبلا چاق با ذهن رو درست کامل یادگرفتم سالهای زیادی ازکل مسیرهای با ذهن استفاده گردم برای برکشت همون‌مسر رو توباندمخالف طی میکنم سرانجام به هدفم‌ که تناسب هست میرسم دوست داشتم‌ این‌ مسبردرو طی کنم‌ شاید افردی که اگر دلسر به این‌مسیر نگاه دارن رو دلگرم‌کنم  ۹ون خودم من‌تواین مسب بسیار چیزهای دیدم‌که برام شگفتی سازه بود ازمن کاملا عجول فردی ارام‌ساخته تومسبرم این خودن بهش رسیدم که عجله بزگترین مانع این مسبر هست جون من باید طی ۳ یا ۴ سال وزن به این زیادی رو کم‌دکنم‌ با یی ماه دوماه کار  نشدنی هست من طی این چندین ماه لباسهای که حدود ۱۲ سال هست توکمد لباسم قرارداشت از هر کودم‌ کلی خاطرات خوب داشتم رو وبه هیج عنوان نمیتواستم به تم کنم همه روبی کم‌کاست پوشیدم جلوی آینه خودن رودیدم کلی خودم‌تشویق کردم‌ وگفتم دیدی شد آره شد برای توشر چون‌توخواستی تا زمانی که هرفرد خودش نخواهد هیج کس کمک نمی توانه  انجام بده استاد این‌  مسبر از تشویق من هیج‌ جیزی کم‌نزاشت بقدری تشویق ایشون درمن‌نفوذ پیدا کرد چون دوست داشتم تغییر زندگی بهتری  رو داشته باشم استاد آقای عطارروش  این‌ تشویق به همه میکنه اصلا براش نه سن ونه هیج جیزه دیگه واهمیت نداده چه توبخش رایگان باشی وجه تو بخش دوره‌ای خریداری شده پس اون وبنده خدا کارش رو بی کم‌ کاست انجام‌ میده جون درد کشبده این‌ مسبر هست حس  حال هر فرد  رو کاملا درک می کنه ولی بازم باید همون فرد دلش بخواد که بمونه ادامه بده استمرار داشته باشه که تناسب به اون برسه

       صرف  بودن تو  این‌ مسیر کاری برای هیج فرد نخواهد کرد اگه تواین  ۳ بخش که باید روش کاره بشه ناقص انجام بده هیج زمانی موفق نخواهد بود من یاد گرفتم‌که تواین مسبر ۳ بخش ذهنم روح وجسم باید همسو کاره کنم هربخش به تنهایی نمی توان مشکل به آین بزرگی رو هل کنه با وجود ۳دبخش ذهن  روح  جسم هست که مشکلی از ریشه بازیابی می شه وبا هل مشکل ریشه هست که کاره به پیش میریم 

      حالا برای بودنم و استمرار داشتم ازخالق خودم تشکردارم که بازم‌ و  کمک کرد که خودم رو اول ازرچاه چاقی بیرون‌ کشیدم و بعد دارم‌ کم کم‌ رشد می کنم‌ به زندگی برکشت کردم ودیگه خودم رواصلا فرد چاق حس نمیکنم ذهنم‌ که مجرن اولیه این‌چاقی بوده روبا سازی کردم‌  برای یی سال کاره برای من که  خیلی پشرفت بزرگی رو به همراه داشت 

      دو روز گذشته داماد بزگم‌ گفت زن دایی ازپارسال فکرکنم ۲۰ کلیو ولاعر شدی منو گفتم نمیدونم چون وهیج وزن کشی سایزگیری نداشتم مهم وزن نیست مهم حس حال خوبم‌که بسیار دوستش دارم 

      شب گذشته داماد  دومیم وفتی داشت ازخانه ما میرفت گفت مامان ازهفته پیش که دیدمتون لاغرتر شدی من فقط لبخند زدم وگفتم‌تشکر انشالله  وچیزی دیگه نگفتم  خداوند ازوزبون  دامادهای به من میگه که موفق شدم  پس لاغری داره آرام‌ آرام به من‌ میرسه سال پیش کجا امروز کجا کلی حس عالی شادی درون وافکار عالی رو تو همین زمان کم‌ به دست اوردن برای این‌مسیرکه خداوند من روهدایت کرد وحمایت کردم از خالق مهربان بسیار تشکر وسپاس دارم خدایم‌ دوست دارم عشق خودتی مهر خودتی توان خودتی همه جیز بی کم‌کاست خودتی 

      خدا پشت وپنا هتون. یا حق. حق. نگه دارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سحر القاصی
      1402/10/13 23:56
      مدت عضویت: 115 روز
      امتیاز کاربر: 345 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 87 کلمه

      سلام خدمت استاد بزرگوار

      من تونستم ۱۵ کیلو کم کنم و الانم میتونم با قدرت لاغری با ذهن وزنم رو متناسب کنم نداشتن اراده و اشتهای زیاد و کم تحرکی و بارداری همش باور غلطی بود که تو خودم پرورش داده بودم و اشتباه بودن الان میدونم همه ش خودم مقصر بودم و قبول میکنم که اشتباه کردم و الان که میدونم اشتباه بوده راهم و افکارم میرم به سمت لاغری با ذهن با هدفی که برای خودم معلوم کردم بدون هیچ مانعی برای لاغری بدون هیچ دلیلی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه
      1402/10/06 07:52
      مدت عضویت: 253 روز
      امتیاز کاربر: 11475 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 715 کلمه

      سلام بر استاد عزیز

      تمرین آموزشی جلسه دوم

       از دلایلی که برای چاقی خودم آورده بودم:ژنتیک، بی تحرکی، پر خوری و ریزه خواری، دیر شام خوردن، میوه و سبزی کم خوردن، خوردن زیاد فست فود، خوردن نون و برنج زیاد، خواب ناکافی و نامنظم ، استرس بود.اکنون این دلایل را با آوردن نمونه‌هایی در ذهنم رد می‌کنم:اگر مسئله ژنتیک را عامل چاقی بدانم ، خانواده خاله ام که دو دختر دارند یکی چاقی و یکی لاغر هست و خود خاله و شوهرش هم اضافه وزن دارند. عمه و شوهر عمه ام و دو تا از بچه هایشان اضافه وزن دارند ولی بچه سومشان لاغره.اگر ژنتیک عامل چاقی هست پس چرا در یک خانواده بعضیا لاغر بعضیا چاق هستند؟ پس ارث نمیتونه دلیلی برای چاقی باشه.اگر بی تحرکی در دوران کنکور و بعد از آن را عامل چاقی بدانم پس همه‌ی افرادی که باید برای کنکور درس می‌خواندند باید چاق می‌شدند یا دوستانم اونها هم چه در دوران کنکور چه در دوران دانشگاه همراه من درس خواندن پس چرا همه از نظر وزنی متناسب  یا حتی لاغر هستند و فقط من چاق شدم؟ تازه پدرم کارمند بوده ولی اندام مناسبی داشته اگر کارمندی و زیاد نشستن را عامل چاقی بدانم پس چرا همه‌ی کارمندان چاق نیستند؟ چرا همه دانشجویانی که کنکور دادند چاق نشدند؟ پس بی تحرکی نمی‌تواند باعث چاقی من شده باشد.در بخشی از دوران تحصیلم که به واسطه کارم خواب نامنظم و ناکافی داشتم ، دچار پرخوری و ریزه خواری شده بودم، استرس داشتم و خوردن فست فود هم زیاد شده بود و دچار چاقی شدم خب دوستانم هم در این وضعیت بودند اونها هم خواب نامنظم و استرس و بی نظمی در غذا خوردن و مصرف غذاهای فست فودی داشتند پس چرا توی این دوران اونها چاق نشدند و فقط من چاق شدم؟ پس این عامل هم نمی‌تواند باعث چاقی من شده باشد.اگر کم خوردن میوه و سبزی را عامل چاقی بدانم دوستی دارم که از عادت بد غذایی خود و کم خوردن میوه سبزی شاکی بود ولی او هم اندام متناسبی داشت پس این عامل هم باعث چاقی نمی‌شود.اگر دیر شام خوردن را عامل چاقی بدانم خود خانوادم دیر شام می‌خوردم در توی این سال ها پس چطور پدرم چاق نشد و من چاق شدم پس دیر شام خوردن و ساعات نامنظم غذا خوردن نمی‌تواند عامل چاقی باشد.اگر نوع غذاهایی که می‌خورم باعث چاقی من شده خب دوستانم هم از همون غذاها می‌خوردند، در خانه خانواده هم از همون غذا می‌خوردند پس چرا چاق نشدند؟ پس غذاهایی هم که می‌خوریم نمی‌تواند عامل چاقی من باشد.اگر تند تند غذا خوردن باعث چاقی می‌شود دوستانی دارم که تند تند غذا می‌خوردند و دختر خاله من هم تند غذا می‌خورد پس چرا آن ها لاغر هستند؟پس این خود من و باور ها و افکار نامناسب من هست که باعث چاقی من شده است. یعنی این باور ها و الگوهای ذهنی منجر به رفتارهایی خودآگاهانه و ناخودآگاهانه در من میشه که نتیجه‌اش شده چاقی و تا زمانی که ذهنم رو عوض نکنم حتی بعد از رژیم و کاهش وزن با رها کردن رژیم و عادت های تغذیه‌ای دوباره مغز من دستورات قدیمی را می‌دهد که باعث نتیجه‌ی چاقی می‌شود.من بعد از کنکور ۷۸ کیلو بودم و طی سه ماه با پیاده روی یه رژیم ساده چند کیلو کم کردم دو سه سال بعدش ورزش و رژیم رو کنار گذاشتم ولی وزنم بالا نرفت و به ۶۰ رسید تا یه مدت بین ۶۰ تا ۶۲ کیلو ثابت مونده بودم. قبل از دوران دبیرستان هم اندام متناسبی داشتم و چاق نبودم. در یک دورانی که مریض شده بودم با اینکه بیشتر می‌خوابیدم و اندکی از حجم غذایم کم شده بود در مدت ده روز دو کیلو کم کردم. پس بدن من میتونه لاغر بشه و لاغر بمونه اگر که من الگوهای ذهنی غلط رو پیدا کنم و عادات نامناسبی رو شناسایی کنم و ذهنم رو تغییر بدم میتونم لاغر بشم و لاغر بمونم.من امروز مورخ ۱۴۰۲/۱۰/۶ با وزن ۷۴ کیلوگرم با قدمت اضافه وزن ۱۰ ساله متعهد می‌شوم که وزن خودم را به شرایط ایده آل یعنی از وزن ۷۴ کیلوگرم به وزن ۵۵ کیلوگرم برسانم در این مسیر به حرکت خود ادامه خواهم داد و هر روز به عنوان عمل به تعهدم تمرینات مربوط به هر جلسه آموزشی را در بخش نظرات ثبت می‌کنم تا ردپایی از تعهد به مسیر موفقیتم در لاغری با ذهن از خود گذاشته باشم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahla mahmoudi
      1402/10/04 01:06
      مدت عضویت: 1691 روز
      امتیاز کاربر: 21147 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 648 کلمه

      سلام به شما استاد عزیز و تمام دوستان خوبم

      من در تمرین جلسه قبل یکی از دلایل چاق شدنم را نوشتم و همینطور مردود بودن آنرا با دیدن نتیجه های متفاوت تایید کردم

      الان یک دلیل دیگر را به خاطر آوردم

      در جمع دوستان صحبت از چاقی شد و من گفتم نمی‌دانم چرا هر کاری میکنم باز هم چاقتر میشوم

      یکی از دوستان گفت از دکترت بخواه که تیروییدت را مورد آزمایش قرار بدهد چون من خودم مشکل تیرویید دارم که دچار اضافه وزن شده ام

      من که به دنبال دلیل برای چاقی ام میگشتم که مسئولیت را از سر خودم باز کنم بلافاصله به دکترم مراجعه کردم و تقاضای انجام تست تیرویید کردم

      جواب آزمایش مشخص کرد که یکی از غدد تیرویید کم کار است

      راضی از نتیجه آزمایش مسولیت چاقی ام را به گردن اختلال تیرویید انداختم

      دکترم قرص هایی تجویز کرد که هنوز هم دارم مصرف میکنم

      اوایل از مصرف آنها هیچ رضایتی نداشتم و بالاجبار از آنها استفاده می‌کردم 

      بعد از تست های بعدی دکترم متوجه این شد که این دارو میزان تیرویید را به حد نرمال نرسانده است 

      من خودم فکر میکنم چون با نارضایتی از آنها استفاده میکنم انتظار نتیجه دادن را ندارم

      الان چند وقتی هست که انتظارم را از نتیجه گرفتن مصرف دارو درست کردم و هدفم این است که با متناسب شدنم این اختلال هم برطرف می‌شود و من دیگر نیازی به مصرف دارو برای تیرویید نخواهم داشت

      برای رد کردن این امر که اختلال در تیرویید نمی تواند باعث اضافه وزن زیاد در من شود نمی توانستم کسی را پیدا کنم که متناسب باشد و مشکل تیرویید هم داشته باشد

      ممنونم از استاد عزیزمان که نتیجه تحقیقات در این مورد را در این فایل عالی در اختیار ما قرار داد

      من در این مدت حدود چهل سال که از روش‌های مختلف اقدام به لاغری کردم که بیشترش از طریق رژیم های متفاوت بود توانستم تا بیش از ۱۰ کیلو هم کم کنم اما مشکل نگهداشتن آن بود 

      هر وقت دوباره چاق میشدم خودم را سرزنش میکردم که چرا نمیتوانم آن کم کردن وزن را که با چقدر سختی به دست آورده بودم را حفظ کنم

      الان که به لطف خدای مهربانم به سمت سایت تناسب فکری هدایت شدم متوجه شدم که برگشتن من به وزن قبلی به خاطر فرمول‌های چاقی که در ذهنم داشتم بود

      من با رژیم گرفتن جسمم را که تجربه کننده است و نمایشگر افکار و باورها و رفتار من میباشد در فشار قرار میدادم و انتظار ماندگار بودن آن مقدار که از وزنم کم کرده بودم را داشتم در صورتیکه تصمیم گیرنده که محتویات ذهنم بود سر جای خودش باقی بود و تغییری در آن به وجود نیامده بود

      من الان با آموزشهایی که در دوره های لاغری با ذهن می بینم اولا قبول کرده ام که خودم مسئول چاق شدنم هستم و خودم را مسئول لاغر شدنم هم میدانم

      الان با پیدا کردن فرمول‌های چاقی و کمرنگ کردن آنها با دلایلی که برای رد کردن دلیل چاقی ام دارم فرمول‌های صحیح لاغری را جایگزین فرمول‌های چاقی میکنم 

      یادگیری در مورد ذهن و عملکرد آن برایم بسیار جالب و هیجان انگیز است

      من باور دارم که به تناسب اندام دلخواهم میرسم و آن از طریق آموزشهایی است که در دوره های لاغری با ذهن دیده و انها را به عمل تبدیل میکنم

      خداوند مهربانم مرا متناسب خلق کرده است و تا سن ۲۲ سالگی کاملا متناسب بودم اما بعد به دلیل شنیده های اشتباه و باور کردن آنها بدن متناسبم را چاق کردم 

      الان هم دیر نیست و به شکر خدای عزیزم که مرا به سمت سایت تناسب فکری هدایت کرد من دوباره به تناسب اندام دلخواهم میرسم و در آن تناسب برای همیشه و تا آخر عمرم باقی خواهم ماند

      دانستن اینکه از این روش دیگر احتیاجی به فشار گذاشتن به جسمم ندارم و خودم را با گرفتن رژیم محدود  نمیکنم به من یک آرامش و احساس قدرت و کنترل داشتن در نحوه زندگی ام می‌دهد

      ممنونم استاد عزیز که این دوره های بی‌نظیر و ارزشمند را در اختیار ما هدایت شده های خداوند به سایت شما می گذارید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهره
      1402/09/21 16:54
      مدت عضویت: 278 روز
      امتیاز کاربر: 7750 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 270 کلمه

      با سلام استاد عزیزم ودوستان همراهم

                      دلایل چاقی ام در ذهنم 

      ازدواج وبارداری وسزارین دلیل اصلی چاقی شکمی من بود 

      بعدها غذا ها ،تندتند خوردن  ،ریزخواری ، معده بلغمی ، خوشی وراحتی وآرامش را دلیل چاقی بود ،بی تحریکی ،افزایش سن ،دیروقت  غذا خوردن ،

      اکنون تمام این دلایل منتفی کردم در ذهنم 

      ازدواج وسزارین دیگر باعث چاقی نیست چون خواهرام کاملا متناسب هستن بعد از ازدواج سزارین  شکمی تخت دارند 

      غذا ها دیگر چاق کننده نیستن چون خانواده و متناسب ها از این غذاها میخورند

      ژنتیک را رد کردم چون در خانواده ما لاغر هم داریم تعداد لاغر ها بیشتر هستن 

      خوشی باعث چاقی نیست چون خیلی ها در خوشی قرار دارند و لاغر و متناسب هستن 

      خیلی ها دیر غذا می خورند و لاغر هستن 

      افزایش  سنن وبتحرکی منتفی در  چاقی است  چون عمههایم بسیار لاغر هستن عمو و پدرم لاغر بودن 

       تند تند خوردن باعث چاقی نیست چون دوستانی دارم که تندتند غذا می خورند و لاغر هستن 

      پس سفت بودن چربی های شکم دلیل چاقی شکمی بود و این دلیل منتفی شده  دراین مدت که در سایت هستم چربی من شل شده ودر راستای مسیرلاغر در حال حرکت است 

      پس قبول دارم مسئول چاقی ام خودم هستم

      و باور دارم به توانایی خودم ،برای لاغر شدم بسیار بیشتر شده 

      چون چربی شکم از سفتی به شل شدن تغییر کرده 

      پس داره تغییر افکار م به تغییر جسمم  تبدیل میشه 

      من امروز  ۱۴۰۲/۹/۲۰متعهد هستم از وزن ۷۳به وزن ۶۰ برسانم ودر این مسیر ازهر تلاشیوکوششی سر باز نزنم    (بذر لاغری کاشته شد )

      مهمترین گام مسئولیت پذیرفتن ،افکار واعمالی(باورهای اشتباه)که باعث چاقی واضافه وزنم شده راقبول میکنم

      سپاس گذار خداوند واستاد عزیزم هستم 🙏🏻🌹❤

      به امیدخلق شگفتیهادربدنم خدانگهدار🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      1402/09/20 13:06
      مدت عضویت: 1421 روز
      امتیاز کاربر: 6727 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 375 کلمه

      سلام  بر استاد عزیز  ودوستان همراه

      یکی از مهم ترین دلایل چاقیم  که تازه گیها اهمیتش رو درک کردم اینه که  خانواده واطرافیانم در چاق شدن من نقش داشتن و من بی تقصیر بودم وهمش نقش مظلوم رو به خودم نسبت میدادم  البته دربیشتر جنبه های زندگی .

      خوب میگن حالا چه فرقی میکنه یا تاثیرش چقدر هست؟

      میخام بگم من چون این باور مخرب رو داشتم و زبونا خودم رومقصر میدونستم اما ته دلم اطرافیانم رو مقصر میدونستم باعث شد که هر موقع واکنشی نشون میدادن منم سریع احساسم بد میشد و جوابشون رو میدادم  وانگاری دلم خنک شده بود اما واقعیت این بود که من با بدشدن احساسم و نشون دادن واکنشم بیشتر به چاقی توجه میکردم  ورفتار غذاییم همچنان درست نبود .

      اما اونطرف خواهرم رو میدیدم که درمقابل واکنش های اطرافیان هرچند وحشتناک سکوت اختیار میکرد ..همش برام جای سوال بود خدایا من بیشتر توسایتم  من بیشتر روی خودم کار میکنم من بیشتر عواقب احساس بد رومیدونم چطوره اون  راحت سکوت میکنه بعد چند دقیقه  باهمون طرف صحبت هم میکنه .

      تا اینکه متوجه شدم که خواهرم مسولیت چاقی خود رو فقط وفقط خودش میدونه حتی تو لایه های زیرین مغزش .

      واین باعث شده که تو ذهنش به خانواده و اطرافیان قدرت نده و موقع همچین واکنش هایی  نه تنها مغزش براش موضوع رو بزرگنمایی نمیکنه بلکه براش طبق باورش که من مقصر چاقیم هستم بی اهمیت هم  میکنه نظر دیگران . واون انگار نه انگار چیزی شنیده باشه ازش رد میشه .

      چون واقعیتش همینه که واقعا خودمان مقصریم الان اگه خوب نگاه کنیم همین تو خانواده من داداشم کاملا متناسب هست اما من چاق بودم . بااینکه در یه خانواده بزرگ شدیم .

      یا خانواده های اینچنینی .

       وحل همین یه باور خیلی بهم کمک کرد که من تو مسیر دیگه کمتر لیز بخورم البته معز دلیل ومنطق میخاد وهرچی بیشتر روش کارکنم عکس العمل بهتری نشون میدم و درنتیجه رفتارهای بهتری هم خواهم داشت و سرعت روند لاغریم بیشتر میشه  و من بهتر نتیجه می گیرم .

      من قبلا دلایل زیادی رو نوشتم اما این موضوع که تازه اهمیتش برام آشکارشد رو هم روی خودم بیشتر کار میکنم تا به نتیجه دلخواهم برسم .

      خدا روشاکرم بابت الهامات بی نظیرش بهم و 

      تشکر از استاد عزیز بابت آموزشهای فوق العاده که زندگی رو برامون لذت بخش تر کرد .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ستایش
      1402/09/18 22:08
      مدت عضویت: 729 روز
      امتیاز کاربر: 275 سطح ۱: کاربر مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 531 کلمه

      .سلام  و خسته نباشید به همه

       .تمرین اول

      . ۱.دلایل منطقی برای رد کردن علت چاقی؟

      .چون من علاقه خیلی زیاد به شیرینی دارم جوری که انگار معتاد به شیرینی هستم .

      .دلیل نقض

      .من آدمی رو میشناسم که هر روز میره شیرینی فروشی و شیرینی خامه یی می‌خره و تا شب تمومش میکنه و اون لاغره در صورتی که من شیرینی هایی که میخورم در حد شکلاته و ریزه خواری …

      ..

      .من مواد فرآوری شده مثل چیپس و پفک پاستیل و… زیاد میخورم 

      .دلیل نقض.

      .من دوستانی دارم مثل ملیکا و مهدیه که داشتن چیپس و پفک توی کیفشان معروف هستن همیشه چیزی فرآوری شده توی کیفشان دارن ولی خیلی خیلی لاغر هستن …

      ..

      .چون غذا رو برای رفع نیاز بدن نمیخورم برای این میخورم که حوصلم سر رفته یا الان وقت اضافه دارم و برام مهم نیس که سیر شدم بازم میخورم

      .دلیل نقض

      .من دختر عمه یی دارم که هیچ وقت سیر نمیشه همیشه در همه جا در حال خوردنه تا حالا نشنیدیم که بگه من سیر شدم ولی در حدی لاغره که آرزوی چاق شدن داره ..

      ..

       .به دلیل کم تحرکی و کار پشت میزی 

      .دلیل نقص

      .پسر عمه های من همه کار پشت میزی دارن و همچنین خواهرم که اتفاقا خیلی هم لاغر هستن

      به دلیل استعداد چاقی

       دلیل نقض

      .من استعداد چاقی ندارم چون چاقی یک استعداد نیس بلکه یک ذهنیته من ذهنیت چاقی دارم که با این آموزه ها به مغزم فرمول های جدید میدم و ذهنیت چاقی رو از بین میبرم و ذهنیت متناسب شدن و متناسب ماندن جایگزین میکنم 

      به دلیل ارثی بودن از طرف خوانواده پدری

      دلیل نقض

      .خواهر من خیلی لاغره اگر چاقی من دلیل ارثی بود پس اونم باید چاق میبود 

      .چون از اول چاقی با من بوده

       دلیل نقص.

       من وقتی به دنیا اومدم خدا یه بدن عالی و متناسب به من داد پس خودم مسئول چاقی هستم که دارم نه خدا. 

      .تمرین دوم

       ۲. تعهد بدهیم که فقط خودتان مقصر چاق بودنتان هستید.

      ..من ستایش عس در تاریخ ۱۸ آذر ۱۴۰۲ متعهد میشوم که مقصر و مسئول چاقی خود ،خودم هستم و نه هیچ عامل بیرونی و نه هیچ بهانه و نه هیچ چیز دیگری .بلکه فقط خوده خودم مسئولش هستم و به همین شکل متعهد میشوم که مسئول لاغری و متناسب شدنم هم خوده خودم هستم

      .من متعهد میشوم که خودم را از وزن ۷۳ کیلو گرم و سایز ۴۶ به وزن ۴۸ کیلوگرم و سایز ۳۸ برسانم یعنی ۲۵ کیلو گرم وزن کم کنم و ۴ سایز کم کنم و در این مسیر از هر تلاش و کوششی سر باز نخواهم شد. به امید حق…

      .تمرین سوم

      ۳. اعتراف کنید که توانایی لاغر شدت دارید

      .

      دو سال پیش که تصمیم به لاغری گرفتم از طریق یه راه غیر اصولی من تونستم از وزن ۶۵ کیلو گرم خودم را به ۵۷ کیلو گرم برسانم  و در ۶ ماه پیش بازم هم با یک روش غیر  اصولی حدودا دو هفته انجام دادم تونستم ۳ کیلو لاغر کنم و این در صورتی بود که روش ها غیر اصولی بودن ولی هر بار بدن من مشتاقانه و بیشتر از انتظار خودم وزن کم می‌کرد بدن من توانایی لاغر شدن و متناسب شدن رو داره و مشتاقه که متناسب بشه که سبک تر و سر زنده تر بشه بدن من هوشمند تر از چیزی هست فکر میکنم 

      …خدا یا شکرت که من رو در راه درست  و اصولی لاغری و متناسب شدن هدایت کردی.  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار منیره.ف
        1402/10/02 08:27
        مدت عضویت: 1665 روز
        امتیاز کاربر: 10416 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 196 کلمه

        سلام ستایش عزیز نمیدونم قدت چند سانت ولی واقعا ۷۵  خیلی هم زیاد نیست

        ببین شما میگی ۶۵ بودی ولی الان ۷۵

        یعنی رژیم چاقترت کرده گاهی هیچ واری نکردن خیلی خوبه

        من نمیتونم به شما بگم ۴۶ کیلو خیلی کمه خیلی لاغره خیلی بده چون نظر شخصیت اینه که خوبه و شک نکن اگر اصولی پیش بره تو این دوره بهش میرسی 

        بهترین مسیر رو پیدا کردی خوش به سعادتت که تو این سن کم اومدی اینجا ولی دوست دارم تجربم رو بگم

        من همیشه ۷۱ بودم با قد د۱۶۸ ولی هیج وقت راضی نبودم الان ارزومه که به اون وزن برسم وقتی عکسهای گذشتم رو میبینم میگم چه قدر لاغر بودم ولی انقدر رژیم گرفتم و از این شاخه به اون شاخه پریدم تا کلا همه چی بهم ریخت یه دوست داشتم که اسمش ونوس بود و ۴۰ کیلو بود دوست داشتم هم وزن اون باشم ولی نتیجش این شد که ۱۰۰ کیلو شدم ولی ونوس اصلا خوب نبود اگر برگردم به گذشته خودم رو با کسی مقایسه نمیکنم حتی خیلیها میگفتن چه هیکلت قشنگه ولی من نمیشنیدم مامانم میگفت نمیخواد لاغر شی همینجوری بمون حرص میخوردم

        بهت تبریک میگم امیدوارم هر چه زودتر از حال خوبت و موففیتهات بشنویم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهدیه
      1402/09/15 16:40
      مدت عضویت: 445 روز
      امتیاز کاربر: 3990 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 197 کلمه

      سلام.دوباره دارم فایل ۱۲ گام رو گوش میدم.

      دلایل چاقی:جدیدا ب این فکر میکنم و باور کردم ک چون کمی از سایت فاصله گرفتم آموزش‌ها رو فراموش کردم ب اصطلاح غره شدم ک خودم میتونم ب خودم خیر برسونم ولی ب قول استاد حداقل دو سال باید اینجا بیام و مدام باورهای غلطمو با باورهای درست جایگزین کنم تا ملکه ذهنم بشه.من پرخوری الکی دارم ،مثلا وقتی سیرم ب زور خوراکی هایی ک جلوم هست رو ب زور میخورم،مثلا دو سه روز پیش با چایی سه تا شکلات خوردم درصورتی ک در حالت نرمال شاید در طول هفته دو تا سه تا شکلات بیشتر میل نداشته باشم،پس حررررصصصصص دارم.باید بگم عزیزم،مهدیه جان،شکلات و شیرینی و تخمه و….همیشه هست،کمبود وجود نداره،شاید امروز شکلات و …تموم بشه ولی فردا هم روز خداست و روزی میاد.پس هست.نگران نباش.

      دومین دلیل اینه ک مدام فک میکنم خودمو ول کردم ولی ن من حواسم ب خودم هست ۶۴.۵ کیلو هستم و میتونم ب راحتی خودم رو ب ۵۴ کیلو برسونم،خدایا شکرت ک این اتفاق میفته،خدایا اگه لاغر بشم چی میشه؟؟لباسام ب راحتی توی تنم میشینه،برای پوشیدنش اضطراب نمیگیرم.ب راحتی پیاده روی میکنم،کمر درد و زانو دردم از بین میره،حالم عالی و عالی‌تر میشه.خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      1402/09/15 15:30
      مدت عضویت: 444 روز
      امتیاز کاربر: 48000 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,184 کلمه

      سلام برخداوند بخشنده مهربان 

      سلام بر استاد و همه دوستان 

      وفتی به فبل وردم  به این مسیر نگاه میکنم‌ یادوخاطرات در ذهن مرور میشه که باید بعد از  امدن به این مسیر اون‌مرو رو نداشته باشم باید  فقط  افکار  در  قسمت لاغریی دور بزنه چون دارم  با افکار تازه به زندگی قبلی خودم به  اشتباه بودن رو خودم‌ پی بردم که همه این اشتباهت همه وهمه تو ذهنم‌ اولین مکان جای گیری این  اطلاعات اشنباه بود.  وفتی آگاه  نادرست رو فبول کردم‌ به ذهنم‌ گفت این اطلاعات درست است و اون براساس اطلاعات من در زندگی کمک کنده بود اون اصلا ازبدل تشخیص نمیدام‌ ذهنم‌ عزیز همه دریافتی خودش روگذاشته بود به توجه وقت من تو کودم  بخش است ازهمون نوع ودر مدلهای  مختلف ولی ازهمون نوع رو  برام‌ مهیا می‌کرد چون  همه توجه من  تو. بخش چاقی.  بود اون اول عادت‌های که من برای خوش امدم اول دوست داشتم رو کپی کرده اون برام تکرار کرد و تازه برای  بهتر شون اون آگاهی که داشتم اون توذهنم گسترش داد وتعداد اون باورهای رو تو. ذهنم به تعداد بیشتر ذخیره کرده و. با تکرا هر باوره من به شکل بیشتر چاق شدن  راهنمایی کردم‌ این زمان‌که من متوجه شدم دارم خیلی وزنم اضافه میشه  شروع به مبازه  با این وزن شدم‌ اولین فکرم پیدادکردن رزیم و کم شدن وزنم با این  پرژیم های  بود ولی به جای کم شدن وزنم‌ یی زمانی موفق بودم ولی اون همه فشار روبه نمیشد زمان بالند  مدت به جسم وارد کنم‌اون‌ از  ذهنم هیچ فرمان بردون رو نداشته باشم با ادامه دادند رژیم‌های دیگه خسته شده ارام‌ارم ازکارهایی که برای رژیم انجام‌میدادم رو کم وکمتر کنم ویی زمان به خودم میوامد که خیلی دفت هست ازژیم خبری نیست واین  باره ذهنم دست به کاره شده هرآنچه من‌ کم‌ کرده بود رو با تشویق من برای خوردن ولع بعد از درژیم به سراغ من‌می آمد دیگه اصلا سیری به کاره نبود دائم داشتم‌ یی جیزی رو  داشتم‌ میخوردم‌ هر کارید میکردم‌وکه جلوی  خودن رور بگیرم 

      اصلا نمتواستم که این خوردن رو کمترال کنم تا جشم  باز میکردم‌ میدیم که هرآنچه که من کم‌ کردم در. زمان بیسار کمتز از وزنی که من ربه جسم  اضافه  کرده بودمز رو تو مدت کم با اضافه وزن بیشتر به جسم‌ تحمیل  می‌کرد وفتی من به این‌دمسیر هدایت شدم‌ اولین  کاره  اول اموزش درست مسیر بود باید عکس آنچه که منوتو ذهنم فبول کرده بودم روپیدا میکردم به این شکل من به ذهنم‌ می گفتم‌ که هرآنچه که من باوره کردم‌ اصلا و درست نبوده کلی عکس اون چه که من فبول کردن‌ هست که دیگران از اون اطلاعات به شکل اتوماتیک دارن استفاده میکن  که هیچ مشکلی به شکل من ندارن وتازه  وزن خیلی کم‌ و متناسب هستن آگاهی که ودرون توست که واونم‌ خودم بهت دادم شکل داشته واولین حرکت فبول این که من خودم این اطلاعات رونباید اول فبول میکردم تازه با دفت و توجه اون  تو ذهنم انبار  کنم  با  ترسهای که من  تو این اضافه وزن به اون فرمولهای، که  بر،اثر تکرار تو ذهنم‌ درست کردن‌ تصویری چاقتر از،خودم  رو تو ذهنم  درست‌کردم‌و کلی ترس هم بهش اضافه کردم حالت که تو مسیر لاغری با ذهنم‌ هستم‌،گام به گام باید کاره رو انجام‌ میدادم اول فبول کردم که من مسئول  این  وضعیت هستم وفتی فبول کردم  که خودم این مشکل درست کردم این زمان چون فبول کردم‌ که این کاره خودم  هست و قصد درست کردنش رو هم دارم‌ درزپی علت‌های نفص آنچه که تو  ذهنم‌ فبول کردم‌ میگشتم رآگاهی رو استاد گفته که آنجه درذهن من هست درست نیست خودم فبول کردم حالا باید تحقیق  کنم‌افردی رو پیدا کنم‌که آنها هم به این شکل من  رفتاردارن  ولی این باوره تو ذهنوشون اصلا ندارن که افراد متناسبی هستن هیج فردکه متناسب است طی این مدت که من بهشون‌ توجه  کردم‌ مثل من باوره که این غذا چاق کننده هست رور اصلا ندارن اما تو ذهن من به تعداد زیاد از  موادی  بودن که  وفتی من باهاشون برخور داریم  با نگاه کردن به اونها  افکار جاق کننده نا. خواسته مرور می‌ شد ولی تو ذهن  هیچ فرد متناسب اصلا مرور تو این بخش به این شکل نیست اگه توذهنم من‌ مثلا نوشابه برنج نون. سیب زمین ماکارونی شیرنی وانواع دیگه که تعدادش بسته به آنچه توذهن هر من هست وفتی تواین افراد سوال بشه مبینم‌که اصلا آنها به این شکل چیزی تو ذهنون انها نیست شاید بکن نوشابه پوکی اسختوان‌ میاره یا برنج‌  مشکلات بیماری‌زا  داره ولی اصلا تو بخش چاقی این حرف رو فبول ندارن  وفتی این‌ مواد رو  مصرف میکن‌.   طبق نیاز شون اون   اون،مصرف انجام‌ میدن با ازعوامل  بیروند اصلا هیچ  تحریک  به خوردن نمیشن چه  بخواد  خونه  خودشون باشهر چه تو مراسم عروسی  چند وفت پیش من  مجلس   عروسی بودم دو تا خانم‌ متناسب کار من بودن با دوتا بچه کاملا متناسب اندازه غذای مادر تو بشقاب برای خودش بچه خودش کشید به اندازه خیلی کم‌که تو نگاه انکاراصلا این غذا خودش بچه خیلی با هم فرقی  نداشتن شاید غذایی مادر یی نصفه کبکیر بیشتر از. فرزندش بود وسط بشقاب با یی جوجه کوچک با یی نصفه کباب تازه  اون با بی میلی خیلی زیاد مصرف کردن  فرزندش هم اون غذایی رو که مادر. کشیده بود اون با بی میلی و با به  اجبار مصرف کرده حتی شاید روی  هم ۶ تا قاشق  غذا مصرف کرد و سریع میز رو ترک‌ کردن وهیچ. تعارفی رو نه  اول فبول کردن به هیچ کسی هم اصلا تعارف نزدن  پس وفتی من جای قرار میگیرم به این افرد دقت میکنم‌ کاری که فبل از ورد به این سایت این باوره داشتم‌که نگاه  در هنگام‌ مصرف غذایی دیگران اگه داشته  کاری ناپسندی هست من هیچ زمانی این رفتار رو نداشتم‌  تو  ذهنم‌ خوردن این افرد  هم به انداره خودم حساب میکردم وهم به تمام افکار تو ذهنم‌روانهای هم داشتن حساب میکرد وفتی ت ودرواه شر وع به تحقیق درباره این افراد شده ام تازه دریافت فرق من با این افرا از زمین هست تاآسمان 

      اصلا خیلی باهم فرق داشتیم افکارمن همه وهمه توبخش غذا خوردن جطور خوردن چه اندازه خوردن وچه زمان خوردن دور میزد ازدیدن بعًی کلی ترس ونگرانی وترس ازچاقترشدن بود ولی توذهن افرا دمتناسب انکار این بخش خالی خالی بود توش هیچ جیزی از کلمه جاقی نبود بخش اتوماتیک که ازبود تولد داست به شکل درست کاره می‌کرد ولی برای نن انباشته از همه آنچه که توذهن این افراد نبودخوب حالا دریافت که وای چکار کنم چقدر اطلاعات اشتباه رو به ذهن راه دادم و کاره  تازه شروع شد ودادامه داره تا ابن زمان‌که باید تو بخش ترمبم‌ و پاک سازی کلی زمان بزرام‌کا آنها رو برطرف کنم‌ بازم بااین همه اشکالی که تو ذهنم توجسم داشتم تو همین زمان‌کم هم اول احساس عابی روبه خودم‌  هدیه دادم‌کلی تغییر عالی داشتم زمان میخواه که من به هدفم برسم سم ولی دارم ازمسیر وازدیتاوردهای هرروزم کلی لذت میبرم به تازکی چیزهای ازذهنم‌ دستگیرم شدکه تو باره  اون یادگیری نشد با تکرار کردن هرآنچه که یا گرفتم به در باره دوم به درک بالتری از بار اول رسیدم   از اون اطلاعات رسیدم وعمل کرد ذهنم هم‌ کلی تغییر کرده که به مرو دارم به توانی بیشتر رو بهش هدیه میدم 

      خدا پشت وپنا هتون. یا. حق. حق نگه. دارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حیرت انگیز
      1402/09/04 15:04
      مدت عضویت: 313 روز
      امتیاز کاربر: 696 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,169 کلمه

      به نام خداوند ناظرم 

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      گام دوم 

      من هم سالهای زیادی از زندگی ام را با چاقی گذرانده ام و هر بار برای رهایی از این چاقی دست به یک عملیات انتحاری زدم و به چاقی ام حمله کردم گاهی در ایم جنگ نابرابر پیروز میشدم و چند کیلویی وزنم کم میشد .

      گاهی شکست میخوردم و بر عکس تمام تلاشهایم لاغر نمیشدم یا اصلا بدلیل کم آوردن رها میکردم و لاغر نمیشدم .

      در تمام آن روزها من چاقی را جز سرنوشت خودم میدیدم و لاغری برایم آرزویی محال و دور از دسترس بود .

      هزاران بار گول تبلیغات را خوردم و اقدام به استفاده از روش‌های اشتباه لاغری کردم یا دارو ها و ابزارهای مختلف خریدم تا بلکه لاغر شوم .

      اما تمام آن روش‌ها جز صرف هزینه بسیار و هدر رفتن وقت و انرژی من کلی هم باورهای مخرب درباره چاقی در ذهنم ثبت کردند .

      مدام با گرفتن بهانه های مختلف قصد داشتم چاقی ام را گردن خدا و دیگران بیندازم .

      و هر بار که در جمعی بودم با گفتگو درباره چاقی ام و آوردن دلیل و منطق و برهان ،که البته خودم کاملا آگاه بودم همگی آنها فقط بهانه های الکی برای توجیه خودم و دیگران درباره چاقی ام است ،تلاش میکردم تا از زیر بار مسئولیت چاقی ام فرار کنم .

      وقتی وارد مسیر تناسب فکری شدم چشمان من به حقایق زیادی باز شد و این هدایت الهی زندگی من را متحول کرد الحمدلله. 

      فهمیدم که اصلا ذات و طبیعت جسم همه ما انسانها را خداوند بر اساس لاغری و سلامتی خلق کرده است و این خود ما بوده ایم که با انجام رفتارهای تکرار شونده اشتباه جسممان را چاق کرده ایم .

      اینجا یاد گرفتم فرمولها و موانع ذهنی اشتباهم را شناسایی و رفع کنم و مسئولیت چاقی ام را به عهده بگیرم .

      آموختم که چگونه فرمول‌های صحیح را جایگزین فرمول‌های چاقی که سالها در ذهنم جا خوش کرده بودند ،بکنم .

      به توانایی های ذهنم پی بردم .

      به ابعاد وجودی ام واقف شدم و فهمیدم برای لاغر شدن نیاز نیست کار سخت و عجیب غریبی انجام دهم ،فقط کافیست لاغری را هم مثل یادگیری هر مهارت دیگری به خوبی بیاموزم و تکرار و تمرین کنم و استمرار داشته باشم تا به خوبی به زبان لاغری مسلط شوم و لاغری به صورت خود به خودی ،چه بخواهم چه نخواهم در جسم من اتفاق می افتد .

      جسم من هیچ مقاومتی برای چاق بودن یا چاق ماندن ندارد و این موضوع را قبلا هم که از روش‌های اشتباه لاغری اقدام کرده ام بارها به وفور دیده ام .و شاهد این بوده ام که جسمم تمایلش لاغر شدن است .

      کمی بیشتر که دقت کنم میبینم در طی سالها من صدها هزار تن مواد غذایی وارد بدنم کرده ام اما بدن زیبای من همه آنها را دفع کرده است و فقط همین چند ده کیلو چاقی از آن همه ورودی باقی مانده است .اگر جسم من تمایل به لاغری نشد من الان باید چند صد هزار تن وزنم می‌بود. 

      پس بدن من در لاغر کردن من بسیار مشتاق و توانمند است .

      پس من فقط کافیست در مسیر زیبای تناسب فکری بمانم و با عشق و انگیزه هر روز گامی بردارم و ذهنم را آموزش دهم تا جسم من به صورت اتوماتیک لاغر شود .

      تمرین شماره ۱

      • بگویید چرا چاق هستید و برای آن دلایل مثال نقض پیدا کنید .
      • من چاقم چون خیلی پرخوری میکنم و اصلا معنا و مفهوم سیری برایم با فشار شکمی و حالت ترکیدن معنا شده است .
      • دلیل نقض 
      • خیلی از افراد متناسب را سراغ دارم که بسیار بیشتر از من پرخوری می‌کنند و حتی به قول گفته ی خودشان از شدت خوردن نفسشان بالا نمی آید ولی لاغر و متناسب هستند
      • مثلا پسر دوستم مثل جاروبرقی هر لحظه در حال خوردن بود و به شدت هم  لاغر بود .در سفری که با هم داشتیم از همه ما بیشتر می‌خورد در نهایت هر خوراکی اضافه می آمد را میگفت بدهید به من بخورم دور نریزید گناه دارد و من و خانواده ام با تعجب او را نگاه میکردیم که این حجم از خوراکی ها را کجا ذخیره می‌کند که هیچ وقت جمله سیرم یا نمی‌توانم بخورم را ما در این سفر از او نشنیدیم ولی به شدت هم لاغر است .پس اگر خوردن و پرخوری چاق می‌کرد الان امیر حسین باید کلی چاق نیبود یا حداقل در آن سفر دو هفته ای کمی وزن می‌گرفت ولی او همچنان همان قدر لاغر بود که بود.
      • من چاق هستم چون کم تحرکم و زندگی ماشینی دارم ،و استفاده از تکنولوژی‌های مختلف کلی تحرک من را کم کرده حتی خرید هم اینترنتی انجام می‌دهم در این حد تنبلم .
      • دلیل نقض
      • خوب خیلی ها را می‌شناسم که از من کم تحرک تر هستند ولی لاغراندام هستند و از صبح تا شب یک جا لم داده اند و هیچ کار خاصی نمی‌کنند.
      • مثلا زهرا برادر زاده ام از صبح تا شب در اتاقش روی تختش خوابیده بود و یا گوشی دستش بود یا کامپیوترش و هیچ کار دیگری نمی‌کرد ولی به شدت لاغر بود و کسر وزن زیادی داشت .در حالی که زیاد هم می‌خورد ولی بی تحرک هم بود و همیشه آرزو داشت چاق شود از بس لاغر بود .
      • پس بی تحرکی هم من را چاق نکرده است .
      • من چاقم چون ژنتیک من چاقی است ؛چون به گفته دیگران شبیه عمه خدابیامرز هستم و ژن من شبیه اوست و چاره ای جز چاقی ندارم .
      • دلیل نقض
      • همین عمه من تمام بچه های خودش لاغر و متناسب هستند .چطور است آنها از مادرشان ارث نبرده اند بعد من برده ام .یا خاله ام و پسرش چاق هستند ولی بچه های دیگرش همگی لاغر هستند  .پس ژنتیک هم دلیل چاقی من نیست .
      • من چاقم چون خداوند سرنوشت من را چاقی قرار داده است .مگر میشود از سرنوشت فرار کرد من مجبورم تا آخر عمرم چاق باشم و این چاقی دست من نیست خواست خ است.
      • دلیل نقض 
      • خداوند مگر ظالم است ،پس عدل خداوند اینطور زیر سوال می‌رود،اگر انسان مجبور است سرنوشت از پیش تعیین شده ای را زندگی کند پس دیگر بهشت و جهنم معنایی ندارد ،زندگی معنایی ندارد مگر خداوند ما را ربات آفریده ؟!!!
      • مگر نه اینکه خداوند به ما قدرت انتخاب و اختیار داده تا خوب و بد را تشخیص دهیم و زندگی خوبی را برای خودمان رقم بزنیم .پس سرنوشت من چاقی نیست و من خودم سرنوشت خودم را چاقی انتخاب کرده ام .

      خوب دلایل چاقی من بسیار زیاد هستند که من تعدادی از آنها را نوشتم و نقض کردم 

      تمرین شماره ۲

      • تعهد بدهید که فقط خودتان مقصر چاق بودنتان هستید.
      • من حیرت انگیز ۳۸ ساله از تهران مقصر چاقی خودم را فقط و فقط خودم میدانم و تعهد می‌دهم که چاقی ام را به کمک آموزش‌های ذهنی رفع کنم و از وزن ۸۸ کیلو به وزن ۶۰ کیلو برسم .
      • تمرین شماره ۳
      • اعتراف کنید که توانایی لاغر شدن را دارید.
      • من حیرت انگیز اعتراف میکنم که توانایی لاعر شدن دارم زیرا بدن من بر اساس لاغری و سلامتی توسط پروردگار مهربانم خلق شده است و م بارها توانسته ام از روش‌های اشتباه گذشته لاغر شوم .
      • مثلا با خام گیاهخواری حدود ۳۰ کیلو وزن کم کردم.
      • خدای خوبم از تو سپاسگزارم که به من توانایی‌های زیادی داده ای
      • استاد سپاسگزارم برای آموزش این گام
      • الهی به امید تو 
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Mohammad Moghari
      1402/08/22 19:49
      مدت عضویت: 154 روز
      امتیاز کاربر: 245 سطح ۱: کاربر مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 613 کلمه

      به نام او

      سلام خدمت استاد عزیز و تمامی همسفران در این مسیر فوق العاده

      من توی جلسه پیش توضیحاتی که استاد گفتن رو نوشتم و الان اون ها رو می‌خوام بنویسم و کامل تر کنم

      چرا من چاق شدم؟(توجیه های من برای چاقی)

      چاقی من بخاطر ارث و ژنتیک من هستش که اون ارث و ژن بیشتر از سمت مادرم هستش و من هیچ کاره و قربانی هستم و هیچ کاری نمیتونم کار کنم!!!!!!

      خوب اول از هم این رو من همین جا تکذیب می‌کنم

      چرا؟؟؟

      چون که ژنتیک رو انسان می‌تونه تغییر بده،برای کسب اطلاعات بیشتر کتاب های استاد بروس لیپتون رو میتونید بخونید ضمیر ناخودآگاه اونقدر قدرت داره،که می‌تونه حتی DNA رو تغییر بده پس درک این موضوع خیلی مهمه

      نکته بعدی اینکه اصلا بی‌خیال این موارد میشم، دادش خودم یک نمونه زنده و حاضر از یک فرد هم خون من و با ژنتیک یکسان هست، پس برادر من هم باید به همین شکل چاق باشه و اضافه وزن داشته باشه، حالا بزار ریشه ای تر بهش نگاه کنم، پدر بزرگ و مادر بزرگ مادر من هر دو لاغر بودن و حتی خاله من لاغر بود و مادر خودم قبل هم از فهمیدن مشکل تیروئید لاغر بود

      پس تکذیب می‌کنم این موضوع رو که چاقی ارثی و ژنتیکی هست،خودم مسئول چاقی خودم هستم.

      چاقی من بخاطر ریزه خواری در طول روز هستش،ریزه خوری یعنی چی؟مصرف موارد غذایی زیاد در طول روز و خارج از وعده های اصلی که این موضوع هم خیلی مهمه

      چند دلیل منطقی برای تکذیب و رد این توجیه: اول اینکه دادش خودم علاوه بر میان وعده و ریزه خواری ،خیلی زیاد شیر کاکائو ،کیک و چیپس و آب میوه میخوره که خیلی قند و کربوهیدرات داره و پر از مواد نگهدارنده هستند ولی خیلی لاغره و خواهر خودم هم به همین شکل که اون هم لاغر هست

      دادش من به تنهایی می‌تونه این موارد رو تکذیب کنه:

      • چاقی ارثی و ژنتیکی رو تکذیب و رد می‌کنه
      • ریزه خوری باعث چاقی میشه رد می‌کنه
      • سوخت ساز باعث چاقی یا لاغری میشه رد می‌کنه

      اصلا چه ربطی داره واقعا تو هر چی بخوری تو بدنت میسوزه و پالایش میشه مگه تو میزان نیاز بدنت به انرژی رو میدونی در طول رو چقدره

      همه مواد غذایی در بدن تبدیل به انرژی میشن دیگه این که بالا و پایین باشه چه چرتیه،بالا باشه بیشتر تبدیل به انرژی میشه؟😂

      یا کمتر باشه کمتر به انرژی تبدیل میشه؟لاابد میمونه سر ماه تبدیل به انرژی میشه😂

      یه مورد دیگه اینکه مصرف مواد غذایی با کالری بالا باعث چاقی میشه

      توی یه جمله من میتونم تمامممممم این علت های من در آوردی و دروغ رو که از بچگی توی مهم ریخته رو کنار بزنم و تمام این توجیه ها رو از ذهنم پاک کنم

      و مرد و مردونه مسئولیت بدن زیبایی که خدا بهم داده و هدیه اون به من بوده و من مراقبش نبودم رو بپذیرم و درستش کنم و بسازم

      هنری فورد میگه:چه شما فکر کنید میتونید چه فکر کنید نمیتونید در هر صورت حق با شماست

      این تفکر که تعیین کنندست

      حقیقت چیزیه که ما با رهنمون می‌سازیم اگه سیم کشی رو عوض کنیم قطعا چیزا تغییر می‌کنه

      قانون جذب هم همینه هر چی که شما انتظارش رو داشته باشی دریافت می‌کنی 

      اگه فرض کنید و باور کنی که خوردن مواد غذایی تاثیری روی چاقی ندارها کالری تاثیری ندارد و اینا همش یه داستان برای فروختن روش های لاغری نامعتبر  و دروغ و قبول کنی که ذهن و ضمیر ناخودآگاه زندگی شما رو میچرخونه و بهش اطلاعات درست درباره موضوعات بدیی قطعا نتیجه رو بهت میده 

       ذهن مثل یه زمین حاصلخیز میمونه

      شما میتونی توی این زمین ذرت بکاری و در آینده ذرت فراوانی درو کنی 

      یا شما میتونی توش تاجریزی سمی بکاریی،که به شدت کشنده و مرگبار این گیاه

      در هر دو صورت اون زمین حاصلخیز بهت هر چی که کاشتی میده

      خدایا شکرت برای مسیری که در اون قرار گرفتم🔥❤️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا نصر
      1402/08/14 22:09
      مدت عضویت: 194 روز
      امتیاز کاربر: 995 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 309 کلمه

      چرا من چاق هستم ودلایل منطقی برای رد کردن علت چاقی ام چیست

      سلام من در مرحله اول دلایل اضافه وزنم را نوشتم دوباره مینویسم ودلیل نقضش را مینویسم

      اولی ارثی بودن چاقی من که می‌گفتند از طرف پدرم هست والبته عمو هام چاق بودند ولی فقط من دوتا خواهرم اضافه وزنمون مشهود بود  وداداشهام ومادرم متناسب بودند واین اولین دلیل نقضش میشه والبته دختر عمو هام وپسر عمو هام متناسب بودند 

      دومین دلیل چاقی من اینکه بعد از سن بلوغ چاق میشیم

      این دلیل را که با خیلی ازافراد فامیل پدریم کلا میتونم رد کنم چون اکثرشون توی سن جوانی هم لاغر بودند

      سومین دلیل که کلا در اطرافیانم خیلی گفتنش شایع بود بعد از ازدواج بود اینقدر زیاد شنیده بود که خودم هم برای بقیه میگفتم ولی این دلیل را به راحتی میشه با افراد فامیلمون که بعد از ازدواج هیچ اضافه وزنی پیدا نکرده بودند رد کرد وحتی در افراد آشنایی که نسبتی هم نداریم میشد بررسی کرد 

      تعهد بدهید که فقط خودتان مقصر چاق بودنتان هستید

      خوب که فکر میکنم  به خاطر پذیرفتن باور های اشتباه ونا آگاهی چاق شدم وفقط فقط مسئولیت اضافه وزنم با خود هست واز این به بعد تعهد میدم که صد درصد مسئولیت اضافه وزنم را به عهده بگیرم ومتعهدانه در مسیر متناسب شدن قدم بردارم

      اعتراف کنید که توانایی لاغر شدن را دارید

      بله فرزند اولم که به دنیا آمد یک سال بعد توانستم در مدت یک سال ۳۰ کیلو وزن کم کنم پس من توانایی لاغر شدن را دارم

      من تقریبا یک ماه پیش که باسایت آشنا شدم در حال رژیم  گرفتن بود وتقریبا ۱۵ کیلو کم کرده بودم پس من توانایی لاغر شدن را دارم هر چند با ورود به سایت رژیم را کنار گذاشتم چون روشی نبود که با آن چاق شده بودم وهمراه زحمت فراوان بود ولی الان حس خوب وعالی دارم که لاغری با قدرت ذهن رادارم یاد میگیرم  

      خدایا شکرت بابت وجودت،بابت وجودم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار tala.kh25@yahoo.com
      1402/08/04 11:46
      مدت عضویت: 1205 روز
      امتیاز کاربر: 4291 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 706 کلمه

      به نام خدا

      اینجا رو…. باورم نمیشد ماکارونی اینقدر خواص مختلف داشته باشه. حتی اهن…اینا رو که می خونم انتظار بیماری رو ندارم. ینی قشنگ یه شخم درست حسابی میزنه به بیماری زا بودن مواردغذایی. 

      فواید ماکارونی: 

      ۱-ماکارونی سرشار از ویتامین می‌باشد

      ماکارونی سرشار از ویتامین آ. است، و برای پوست خوب است، و به رشد سلول‌های جدید پوستی کمک بسیاری می‌کند.

      ۲-ماکارونی به رشد مو کمک می‌کند

      ماکارونی گندم کاملی است، و سرشار از اسید فولیک است، برای رشد مو خوب است. اگر از ریزش مو رنج می‌برید در برنامه غذایی خود حتما از ماکارونی استفاده کنید. اسید فولیک همچنین به کاهش آکنه و جوش صورت کمک زیادی می‌کند.

      ۳- ماکارونی برای سلامت قلب و عروق مفید است

      ماکارونی غنی از پتاسیم است و به بهبود سلامت قلب و عروق کمک می‌کند. برای کاهش کلسترول بالا در بدن کمک میکند و مانع بیماری قلبی می‌شود.

      ۴- ماکارونی برای سلامتی عضلات خوب است

      سرشاراز پتاسیم است برای سلامت عضلات خوب است. مصرف منظم ماکارونی برای جلوگیری از مشکل سفتی عضله بدن خوب است. همچنین به آرامش اسپاسم هاعضلانی و درد عضلانی کمک می‌کند.

      ۵- ماکارونی بهترین منبع برای افزایش وزن است

      ماکارونی سرشار ازکربو هیدرات است و به افزایش وزن کمک می‌کند. هر صد گرم حدود ۵۰ گرم کربوهیدرات دارد و بهترین منبع برای افزایش وزن سالم است.

      ۶-ماکارونی به بدن انرژی می‌دهد

      ماکارونی سرشار از کربوهیدرات است و به بدن انرژی می‌دهد. مصرف ماکارونی می‌تواند، سطح سوخت و ساز بدن را افزایش دهد، و شمارا فعال نگه می‌دارد و ضعف وبی حالی را کاهش می‌دهد.

       ۷- ماکارونی مفید برای کم خونی است

      پاستا غنی از آهن است، و می‌تو اند به بیماری کم خونی در زنان باردار کمک کند. برای افزایش تشکیل سلول‌های قرمز خون بسیار خوب است، چون مانع کم خونی می‌شود. سطح هموگلوبین بدن را طبیعی نگه می‌دارد.

      ۸- ماکارونی برای سلامت استخوان‌ها مفید است

      ماکارونی غنی از اسید‌های آمینه و پروتئین است. پروتئین به سلامت استخوان‌ها کمک می‌کند و از درد استخوان جلوگیری می‌کند. اگر مشکل درد مفصل دارید، حداقل دوبار در هفته حتما از ماکارونی استفاده کنید ماکارونی مزایای تغذیه‌ای زیادی دارد، که حتما باید در برنامه رژیم غذایی روزانه خود از آن استفاده کنید.

       ماکارونی همراه با چاشنی

      ماکارونی برخلاف دیگر مواد غذایی سرشار از کربوهیدرات (مانند نان و بیسکویت)، هیچ گاه به تنهایی مصرف نمی‌شود و بیش‌تر با مواد غذایی دیگری که دارای پروتئین بالایی هستند مانند پنیر، گوشت، ماهی و … مصرف می‌شود. از این طریق ارزش بیولوژیکی آن نسبت به هر غذای دیگر به خاطر تکمیل شدن پروتئین آن و همچنین تأمین اسید آمینه‌های ضروری افزایش می‌یابد. ۷۰ گرم ماکارونی همراه با کمی سس گوجه فرنگی، ۱۰ درصد روغن زیتون و ۱۰ گرم پنیر رنده شده، غذایی را فراهم می‌کند که فاکتور پروتئینی آن به طور کامل بالا بوده و از نظر سهم دریافت انرژی از سه نوع ماده‌ی غذایی انرژی‌زا (پروتئین‌ها، قند‌ها و چربی‌ها) دارای نسبت ۵۷ درصد از قندها، ۳۰ درصد از چربی‌ها و ۱۳ درصد از پروتئین‌هاست که این نسبت از نظر متخصصان تغذیه بهترین نسبت دریافت انرژی از مواد غذایی است. در مواردی که ماکارونی همراه با سس گوجه‌فرنگی و مقداری پنیر استفاده شود، ۲۵ تا ۳۰ درصد پروتئین و ۴۰ درصد ویتامین C. روزانه‌ی مورد نیاز بدن را تأمین می‌کند و در صورتی که ماکارونی همراه با سس گوشت مصرف شود، ۴۰ درصد پروتئین و ۲۵ تا ۳۰ درصد آهن روزانه‌ی مورد نیاز بدن را برآورده می‌سازد.

      ماکارونی، غذای ورزشکاران

      ماکارونی یک غذای پایه و اصلی برای ورزشکاران محسوب می‌شود. این گروه سعی می‌کنند با استفاده از یک رژیم غذائی مناسب قدرت فیزیکی خود را در انجام مهارت مورد نظر افزایش دهند. تغذیه، سوخت بدن است. برای این که بدن کار خود را به خوبی به انجام برساند، لازم است که هر دو عامل سوخت و مکانیسم بدن انسان به خوبی شناخته شود. در ورزش‌های هوازی، وعده‌ی غذای اصلی و غالب باید به طور عمده شامل قند‌ها و چربی‌ها باشد. یک وعده‌ی ماکارونی که به طور معمول با سس گوجه فرنگی و روغن زیتون یا کره مصرف شود، غذای ایده‌آلی بوده و به خوبی مشخص است که نسبت دریافت انرژی به نسبت ۱-۲-۴ به ترتیب از قندها، چربی‌ها و پروتئین‌ها را تأمین می‌کند. استفاده از مقادیر بالاتری از ترکیبات کمپلکس و حتی بدتر از آن، از قند‌های ساده به منظور افزایش کارایی ورزشکار قبل از شروع فعالیت، به طور کامل غیرمنطقی و حتی خطرناک است و منجر به بیماری هیپرگلیسمی (افزایش قند خون) می‌شود.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار tala.kh25@yahoo.com
      1402/07/25 11:08
      مدت عضویت: 1205 روز
      امتیاز کاربر: 4291 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 539 کلمه

      به نام خدا 

      خواص برنج: 

      تولید کننده انرژی برای بدن

      برنج سرشار از کربوهیدرات است و می تواند سوخت بدن یا انرژی بدن را تامین نماید. بدن کربوهیدرات را متابولیزه می کند و از آن انرژی تولید می نماید. برنج علاوه بر تامین کربوهیدرات دارای ویتامین ها، ترکیبات آلی و مواد معدنی مفید برای بدن است و باعث بهبود عملکرد و فعالیت متابولیکی اندام ها می گردد.

      کمک به متعادل نگه داشتن فشار خون

      سدیم موجود در برنج بسیار کم است و به همین دلیل این ماده برای افراد دارای فشار خون بسیار مفید می باشد. سدیم در منقبض شدن رگ ها و ایجاد فشار بر روی سیستم قلبی و عروقی نقش دارد و به همین دلیل به افراد دارای فشار خون توصیه می شود از موادی که حاوی مقادیر کمتری سدیم هستند استفاده کنند.

      جلوگیری کننده از بواسیر

      برنج حاوی مقادیر مناسبی فیبر است. وجود فیبر در برنج باعث می شود این ماده در پردازش مواد غذایی به روده ها کمک کند و باعث شود دفع راحت تر صورت گیرد و از ایجاد بواسیر در شخص جلوگیری گردد.

      کمک به کاهش وزن بدن

      برنج فاقد کلسترول است. سطح پایین چربی، کلسترول و سدیم در برنج می تواند به شخص در کاهش وزن یاری رساند. اگر برنج در اندازه مناسبی مصرف شود می تواند با حجم کمی باعث سیری فرد شود و از افزایش وزن جلوگیری کند. برنج قرمز برای رژیم غذایی بیشتر توصیه می شود. برنج قرمز فیبر بیشتری دارد و چربی آن نسبت به برنج سفید کمتر می باشد.

      پیشگیری کننده از ابتلا به سرطان

      برنج قهوه ای حاوی فیبرهای نامحلول می باشد. این ماده می تواند به بدن در جلوگیری از ابتلا به انواع سرطان ها یاری رساند. دانشمندان معتقدند فیبر نامحلول می تواند از بدن در برابر توسعه و متاستازهای سلول های سرطانی یاری رساند. علاوه بر فیبر، برنج حاوی آنتی اکسیدان های طبیعی مانند ویتامین A و C، ترکیبات فنولی و فلاوونیدی می باشد و به بدن در مقابله با رادیکال های آزاد یاری می رسانند.

      جلوگیری از ابتلا به کم خونی

      برنج حاوی آهن است که می تواند در تولید هموگلوبین به بدن یاری رساند. زمانیکه هموگلوبین بدن تامین باشد از کم خونی نیز جلوگیری می گردد.

      جلوگیری از آلزایمر

      در میان انواع برنج، برنج قهوه ای مواد مغذی بالاتری دارد و به همین دلیل در رشد و فعالیت انتقال دهنده های عصبی می تواند بسیار مفید باشد و به این ترتیب از آلزایمر جلوگیری نماید. به جز برنج قهوه ای، گونه هایی از برنج وحشی نیز در تحریک آنزیم های محافظت کننده از اعصاب در مغز بسیار مفیدند و از تاثیر رادیکال های آزاد و سایر سموم بر ساز و کار مغز جلوگیری می کنند.

      مفید در سلامت قلب

      به دلیل خواص آنتی اکسیدانی برنج این ماده در کاهش سطح کلسترول خون موثر است و به این ترتیب در جلوگیری از بیماری های قلبی می تواند تاثیر گذار باشد. برنج حاوی فیبر نیز می باشد و فیبر با کمک به کنترل وزن و دوری از چاقی، می تواند در سلامت قلب نقش مهمی داشته باشد.

      کمک به کاهش علائم سندروم روده تحریک پذیر

      برنج سرشار از نشاسته است. این نشاسته به شکل هضم نشده وارد روده می شود و رشد باکتری های مفید معده را تحریک می نماید. این مسئله به بهبود اجابت مزاج کمک می کند. این نشاسته نقش مهمی در کاهش علائم سندروم روده تحریک پذیر و اسهال دارد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار tala.kh25@yahoo.com
      1402/07/25 10:50
      مدت عضویت: 1205 روز
      امتیاز کاربر: 4291 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 142 کلمه

      به نام خدا 

      فواید مصرف نمک خوراکی

      – نمک به تعادل قند خون کمک می‌کند.

      – نمک به نرم کردن و صاف کردن حنجره کمک می‌کند و از چسبناک شدن مخاط که در تنگی نفس مشاهده می‌شود جلوگیری می‌کند.

      – به جذب مواد مغذی درون غذا کمک می‌کند.

      – در تنظیم خواب نقش دارد.

      – بر خشکی دهان و سرفه‌های خشک مؤثر است.

      – برای بیماری زکام و سینوزیت مؤثر است.

      – نمک یک آنتی هیستامین طبیعی به حساب می‌آید و برای آلرژی مفید است.

      از کرامپ یا گرفتگی عضلات جلوگیری می‌کند.

      – در فراهم کردن انرژی بدن نقش دارد.

      – باعث بهبود عملکرد سلول‌های عصبی می‌شود.

      – باعث خارج شدن اسیدیته زیادی به وجود آمده در بدن می‌شود.

      واقعیت این است که نمک به اندازه طبیعی و مقدار لازم برای بدن (در بزرگسالان حدود ۵-۶ گرم در روز) ضروری است و مقدار کم یا زیاد آن هر دو باعث بروز عوارضی در بدن می‌شوند.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      1402/07/23 09:04
      مدت عضویت: 362 روز
      امتیاز کاربر: 21060 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 427 کلمه

      سلام استاد 

      خداراشاکرم که درتاریخ 1402/07/23 توانستم برای باردوم این مبحث به این مهمی را گوش بدهم چ

      چرامن چاق شدم ؟ 

      من قبل از اینکه خودم را بشناسم با وزن 5کیلو بدنیا امدم و این نشان میداد که من ارثی و ژنتیکی چاق بودم . مادرم همیشه میگفت تو خیلی درشت بودی وقتی بدنیا آمدی و زیاد مریض میشدم و میگفتند که چون زیاد میخورم همیشه مریض بودم ، چاق بودن من درعکسهای کودکی من مشهود است .

      1. باور اینکه من ژنتیکی و ارثی چاق بودم که خداراشکر با دقت درافراد خانواده این باور اشتباه خنثی شده است چون 3 نفر متناسب هستند از 7نفر
      2. من زیاد پرخوری داشتم و زود به زود گرسنه میشدم
      3. من زیاد برنج را با نون تنوری باید میخوردم وگرنه سیر نمیشدم
      4. احساس سیری درمن وجود نداشت تا حد خفگی میخوردم
      5. برچسب قوی بودن به خاطر چاقی اشتیاق را درمن زیاد میکرد که باید چاق بمانم
      6. مقایسه کردن خودم با عمه ها و عموهایم این باور را تقویت میکرد که من ژنتیکی چاقم
      7. پرخوری عصبی درهنگام ناراحت شدن
      8. داشتن بیماری تیروید برای چاق شدن بیشترو تایید و قبول کردن  از طرف پزشک معالجم
      9. کم تحرکی به خاطر پشت میز نشستن (شغل کارمند بودن )
      10. وقت نداشتن برای ورزش پیاده روی و ورزشهایی که عرق زیاد بکنی 
      11. نرفتن به باشگاه و انجام ندادن ورزشهای چربی سوز
      12. بارداریهای متعدد (4 زایمان )
      13. ازدواج کردن باعث چاقی میشود
      14. بعد از سن 30سال همهی افراد چاق تر میشوند
      15. سوخت و ساز پایین بدن
      16. به علت اینکه من از بچه گی چاق بودم چربیهای زیرین من هرگز آب نمیشود
      17. من اراده برای لاغری ندارم و دوباره چاق میشوم ( تعدادانواع رژیمها اینها را ثابت کرده بود )
      18. من زیاد تحرک ندارم و دوست دارم زیاد بنشینم
      19. علاقه نداشتن به بازیهای پرتحرک در جمع دوستان
      20. علاقه و اشتیاق نداشتن زیاد برای لاغری
      21. ترس از لاغری به خاطر زشت شدن پوست و ریختن موها
      22. وقتی لاغر بشوی چون چاق بودی خیلی سنت زیاد نشان میده
      23. وقتی لاغر بشوی دیگر نمیتوانی غذاهای شیرین و خوشمزه بخوری
      24. ترس از محروم شدن از خوردن غذاها در میهمانیها و عروسی ها
      25. خجالت از بردن ظرف غذاهای رژیمی درجمع دوستان
      26. استرس و ناراحتی و فشار افکار ذهنی  که چرا من چاق هستم و دیگران لاغر با انکه زیاد میخورند 

      27. ارامش نداشتن ذهن و نجوای ذهنی زیاد بعد از خوردن هروعده غذایی 

      تعهد دادن برای لاغری

      من زهرااز امروز 1402/07/23متعهدهستم خودم را به وزن 59 کیلو برسانم و دراین مسیر از هر تلاش و کوششس سرباز نخواهم زد و قبول دارم خودم مسئول چاقی خودم هستم و فقط خودم مسئول لاغری خودم باید باشم و هیچ کس جزء خودم نمیتواند من را لاغر کند من از طریق فرمولهای ذهنی چاقی ، چاق شدم و خودم هم از طریق فرمولهای ذهنی لاغری لاغر خواهم شد .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مرجانه رحیم پور
      1402/07/20 12:05
      مدت عضویت: 188 روز
      امتیاز کاربر: 3068 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 878 کلمه

      سلام. من معمولا عادت به نوشتن دیدگاه تو هیچ سایتی ندارم ولی اینبار چنان شگفت زده شدم که تصمیم گرفتم این شگفتی با دیگران به اشتراک بزارم. و از آقای عطاروشن و وب سایت عالیشون که من رو تو این راه همراهی کرد سپاسگذارم.

      من دیروز بالاخره تو تاریخ 1402/07/19 به آگاهی و درک عمیقی از افکار خودم رسیدم. من در زندگی بارها و بارها قدرت افکار و ذهن خودم رو در خلق مسائل مثبت و چیز هایی که میخواستم  درک کرده بودم ولی دیروز عمیق تر از همیشه این موضوع درک کردم که خالق تمام مسائل منفی زندگیم هم از جزء تا کل همین افکار خودم بوده و به این باور و یقین و ایمان رسیدم که چقدر در خلق همه چیز توانام حتی بزرگ ترین و غیر ممکن ترین چیزها.

      پس عمیقا به این آگاهی رسیدم که حتی مسائلی که در حال حاظر در جسم من وجود داره مثل چاقی و جوش هم خروجی همین افکار اشتباه است چرا که من اساسا چیز هایی که هیچوقت وجود خارجی نداشتند رو به وجود آوردم اون هارو باور کردم و برای چیزی که نبود دنبال دلایل و علت های مختلف گشتم و هربار دلیل و علتی برای اینکه اون موضوع خلق کنم تو ذهن خودم به وجود آوردم و قویا چیزی که نبود و فقط ساخته و پرورانده ذهن من بود را به واقعیت تبدیل کردم و خروجی این تفکر هر روز و هروز بیشتر دیدم.

      من دیروز قدرت ذهن خودمو باور کردم و حتی فهمیدم که چگونه میتونم با سرعت خلق کنم پس برای پاکسازی افکار اشتباه از ذهنم تلاش خودم شروع کردم، چون معتقدم مهم ترین قدم واصلی ترین قدم پذیرش و قبول کردن اشتباه و به عهده گرفتن مسئولیت اون اشتباه است و قدم اصلی بعدی پیدا کردن راه درست است. پس من اگه توانایی اینو داشتم که با سرعت خیلی زیاد چیزهایی که اصلا وجود نداشته با دلایل کاملا غیر منطقی و نادرست باور کنم و این باور به بدنم هم منتقل کنم و اون هارو بسازم پس من 100 برابر توانایی اینو دارم که چیزهایی که در حقیقت وجود داشته و حقیقت ذات من و بدن من بودند رو با هزاران دلایل منطقی و درست به خودم برگردونم و حتی چیزهای مثبت وسازنده جدیدی به وجود بیارم.

      پس من با تمام وجود دیروز از اعضای بدنم اول از همه از مغزم خواستم تا رودررو با هم صحبت کنیم. آگاهی جدیدی که درک کرده بودم رو با قدرت به اون ها انتقال دادم. از تک تک اون ها بابت اختلال و اشتباه پیش اومده معذرت خواهی کردم ومسئولیت کامل این اشتباه پذیرفتم و به اون ها توضیح دادم که دلیل به وجود اومدن این انحراف از مسیر درست فقط و فقط نگرش و افکار اشتباه من بوده که باعث به وجود اومدن این خرابی ها در مغز و سازه ی زیبای بدن من شده، از تک تک اون ها خواستم که با تلاش و انرژی زیاد و با باور به اینکه الان در مسیر درستی قدم بر میدارند به من کمک کنند تا آثار این افکار اشتباه رو از بین ببریم. چیزی که به اشتباه در جای جای این بدن ساختیم رو از بین ببریم و به جای اون زیبایی جایگزین کنیم.

      پس از مغزم خواستم که تو این راه کمکم کنه و تمام باور و افکار اشتباه در خصوص جوش و چاقی و هر افکار اشتباه دیگه ای که با عمیق شدن بیشتر تو وجود خودم متوجه اون میشم رو یکی یکی با افکار مثبت و درست و سازنده جایگزین کنیم و ناخودآگاه من رو دوباره با پاکی بنویسیم.

      از تک تک اعضای بدنم خواستم که به من کمک کنند تمام سازه های اشتباه از چربی که در قسمت های مختلف بدنم ساخته شده رو به هوشمندانه ترین روش ممکن از بین ببرند و خراب کنند تا جا برای سازه های زیبا و عضلانی باز شود. از تمام اعضای بدنم و از پوستم خواستم که تمام قسمت هایی که به دلیل باور اشتباه جوش داشتن دچار تخریب شده با سرعت و قدرت با پیشرفته ترین و هوشمندانه ترین روش ها و امکانات پاکسازی کنند و پوست من رو به حالت اولیه که درخشان ترین و سالم و لطیف ترین حالت ممکن بود دربیاورند.

      من به بدنم و هوشمند بودن بدنم ایمان دارم و به توانایی زیاد بدنم در قرار گرفتن در این مسیر درست و شگفت انگیز ایمان دارم. من ایمان دارم چون هزاران بار در روش های حتی اشتباه توانایی چند برابری از بدنم درباره مسائل مختلف دیدم، پس میدونم اینبار تو مسیر درست و با چندین برابر انرژی تلاش میکنند و به بهترین شکل ما رو به نتیجه میرسونند و نتیجه این تلاش رو از همین امروز به صورت مشخص دیدم و میدونم هربار با دیدن این نتایج هزاران بار ایمانم برای ادامه دادن مسیری که توش هستم قویتر میشه.

      من دارم عمیقا دوست داشتن خودم و شگفت انگیز بودن خودم رو درک میکنم و از این بابت چنان اشتیقی دارم که نمیتونم اون رو با کلمات توصیف کنم و مطمئنم هروز تو این راه  قویتر میشم و شگفتی های بیشتری خلق میکنم.

      با تمام وجود از خدا شاکرم که ادراک منو تقویت کرد و منو به این آگاهی رسوند که من خالق زندگی خودم هستم ومسئولیت تمام مثبت ها و منفی های زندگیم فقط فقط بر عهده ی خودمه.

      خدایا دوست دارم به خاطر این همه شگفتی که در من خلق کردی پس تو چقدر شگفت انگیزی. عاشقونه دوست دارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا کریمی
      1402/07/17 11:04
      مدت عضویت: 191 روز
      امتیاز کاربر: 925 سطح ۲: کاربر متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,478 کلمه

      سلامی دوباره به سرزمین لاغری 

      دلایل زیادی که در تمرین اول نوشتم رو به صورت تیتر وار کمی خلاصه کردم ولی بااین حال بازم زیادن…۳۹ تا!

      ۱. زیاده روی در خوردن غذا

      دلیل منطقی برای رد این علت > بابا جان مگه دختر خالت رو نمیشناسی هم سن خودت مث چی… غذا میخوره ولی عین هو نی قلیون لامصب اصن اضافه نمیکنه مث مانکن میمونه خدایی همون موقع که بچه بودین هم اون حداقل دوبرابر تو می‌خورد تو نصف یه بشقاب هم به زور مامانت میخوردی فقط هم برنج با آب خورشت اون گوشتم میخورد . پس عزیزم خوردن زیاد اگه باعث چاقی میشد اون باید الان ۱۰۰ کیلو به بالا بود 

      ذهنم میگه خوب اونا ارثی لاغرن ….من میگم پس چرا خالت چاقه ؟ چرا داداشش که میشه پسرخاله هم اضافه وزن داره؟ ذهنم میگه … نمیدونم بخدا …. ذهنم خیلی مقاومتش بالاست . ولی من بعدا قانعش میکنم …صبرکن۲. هله هوله هم زیاد میخوردم 

      اگه یادت باشه هم همون دختر خالت هم دوستا و هم کلاسی هات هم خودت دوران مدرسه همه جوره هله هوله میخوردین حالا چطور شد اون موقع چاق نشدی فقط این ۶  سال اضافه کردی؟؟ تازه خیییلی هاهستن مثل دختر عمه و یسری های دیگه هله هوله میخورن لاغر میشن بعد فقط این وسط تو چاق میشی؟ پس اینم رد شد ..۳. غذاهای سرخ کردنی زیاد خوردم 

      کیه تو این دنیا که لب به غذای سرخ کردنی نزنه ۹۹ درصد میخورن و خیلی ها از پا دارن می افتن مثل خواهر زاده شوهرت ۴. برنج و سیب‌زمینی و نان زیاد خوردم 

      یادت نیست یکی دوسال قبل ازدواج تقریبا هر روز کلی سیب‌زمینی سرخ میکردی میخوردی ؟ ولی چاق نشدی ها! بعدشم حتی الان پسر ۳ ساله خودت عاشق سیب‌زمینی سرخ شده س کو پس چرا لاغر ؟

      ۵. شیرینی جات و مواد قندی زیاد خوردم

      خدایی تا حالا صدنفر دیدی که مثل تو شایدم بیشتر قند و شیرینی میخورن ولی باز لاغرن منکه نمیتونم اسم همشون بیارم . یکیش همین زهرا. خودت هم قبل چایی . اون خواهر مرحومت . بابا ربطی نداره 

      ۶. خوردن در زمان سیری بخاطر اینکه فلان چیز خوش مزه اس 

      ببین خیلی کشش میدی همه این دلیل ها میره زیر مجموعه پر خوری که الان صدتا نمونه یادت انداختم بس کن دیگه مگه کامنت های بقیه رو نخوندی . بابا خودت رو یادت رفته تا ۶ سال پیش همین رژیم غذایی رو داشتی که الان عامل چاقی میدونی ولی لاغر بودی

      ۷. اشتهای بسیار زیاد 

      دخترخالت اشتهای ۲ برابر تو بود . و اشکان

      ۸. خوردن تمام غذا یا خوراکی که جلوم بود بخاطر اینکه حروم نشه …. اون که از باور کمبود و حرص و طمع میاد وگرنه آدم اگه عاقل باشه با زیاد خوردن خودشو زجر نمیده ما گوسفند که نیستیم بریم بشینیم نشخوار کنیم . ولی اینم باعث چاقی نیست چون …..ازبس گفتم چرا زبونم مو درآورد..

      ۹. بی تحرکی و خانه نشینی … شهر نشینی دیگه عزیزم ۹۰ درصد همینن ولی ۹۰ درصد چاق نیستن. مثل سامره اصن جوم نمیخوره مث ستایش مث زهرا مث خاطره 

      ۱۰. بارداری و ویار…. خوب شو اون بالا گفتن خاطره … مهین … تازه مهین دوتا بچه زاییده . دیگه از مادر بزرگ مرحومم که ۱۴ تا زایمان داشت و همش هم خونه نشین بود مثال بهتر داری؟ مادر شوهرت با ۸ تا چی؟ ول‌کن بابا این حرفا همش توجیه تو خودت دوسداشتی چاق شی . چاق شدی ۱۱. بچه داری و جنگ اعصاب…. خاطره و مهین و اون زنه پسرخاله شوهرت که ۳ تا بچه شر و شیطون داشت ..بازم بگم؟۱۳. خوردن بخاطر خستگی … بیخیال حاجی این همون پرخوری دیگه حالا علت هاش فرق میکنه . یبار زیاد میخوری چون شادی یبار چون عصبانی یبار چون افسرده ای ….۱۴. خوردن بخاطر اینکه خوشحال بشم….

      ۱۵. کلا خودم رو با خوردن آروم میکنم ۱۷. از همه غذا ها و خوردنی ها تا ۹۹ درصد خوشم میاد چیز خاصی نیست که بدم بیاد. اینم همون اشتهای زیاد و پرخوری ۱۸. علاقه داشتم چاق بشم برای جلب توجه خانواده . تو لاغر هم باشی اونا بهت توجه میکنن و این فکر کلا اشتباه تو برای کسی زندگی نمیکنی برای دل خودت زندگی میکنی . ۱۹. فکر میکردم با توپولی زیبا تر میشم بامزه و تودل برو و خواستنی . همه اینا زمانی که لاغر بودی هم در تو وجود داشت .۲۰.  شکمویی . ۲۱. دسپختم خوبه ۲۲. غذا زیاد میپزم ۲۳. فکر میکردم با چاقی مرفه هم میشم و پولدار حداقل شبیه شون میشم ۲۴. فکر میکردم اگه توپول بشم جذبه ام بیشتر میشه و قدرتم زیاد میشه میتونم از پس خودم بر بیام و از خودم دفاع کنم که مظلوم نباشم .۲۵. خوردن از روی بیکاری برا سرگرمی ۲۶. خوردن برام خیلی خیلی لذت بخش ۲۷. به غذا یا خوراکی بقیه حسودیم میشد دوسداشتم ته مونده شو بخورم الانم که میگم دهنم آب می افته یاد ساندویچ های کالباس یا الویه یا همبرگردوستام تو مدرسه می افتم ۲۸. همیشه تا جایی که معدم جا داشته باشه با صبحانه پر میکردم چون باورکرده بودم خیلی مهمه۲۹. فکر میکردم آدمای زرنگ غذا زیاد میخورن۳۰. بخاطر اینکه بعد غذا خیلی آب میخورم و اینجوری غذا دیر حضم میشه ۳۱. نمیخواستم لاغر باشم که بقیه دلشون به حالم بسوزه و بدبخت و مظلوم بنظر بیام ۳۲. کلا آدم ها دوسدارن بچه شون درشت باشه ۳۳. دوسداشتم ببینم تپل بشم چجوری میشم .۳۴. میشه شنیده بودم هرکی ازدواج کنه چاق میشه ۳۵. هرکی زایمان کنه چاق میشه . نه خیلی ها تو فامیل حتی ۳ تا زایمان طبیعی هم داشتن باز لاغرن۳۶. یه باور اشتباه هم که بود وقتی زن چاق بشه از نظر جنسی جذاب تره . کاملا اشتباه کسی که کلی چربی اضافه داشته باشه کلا بد فرم میشه۳۷. و اونایی که چاق هستن اوبهت شون بیشتره . ابهت و اعتمادبنفس به ذهن مربوط میشه نه چربی اضافه بدن ۳۸. همیشه میدونسم که بزرگ تر بشم چاق میشم .  چون بابام گفته بود تو چاق میشی خواهرت لاغر. اشکال نداره  الان پیش بینی بهتری برای خودت بساز از حالا شروع کن. که  لاغر باشی۳۹. چونکه گوشت و شیر تازه و تخم مرغ محلی زیاد نمی‌خورم . زهرا و سامره و فائزه و مهین هم همینطور هستن تازه تو از اونا خیلی بیشتر گوشت میخوری 

      نصف بیشتر دلایل چاقی من ختم می‌شود به پرخوری حالا با هر عنوانی یا هر نوع خوراکی ولی چیزی که این علت چاقی رو رد میکنه افرادی هستن که از نزدیک دیدمشون و حتی خودم در گذشته که همه پرخوری میکردیم ولی هیچکدوم چاق نمی‌شدیم.  

      من حتی چندین دلیلم اینه که واقعا خودم دوستداشتم چاق بشم و خودم رو چاق تصور می‌کردم.  این دلیل واقعا درست و من نمیتونم رد کنم . چون خود خواسته را تدبیر نیست . ولی الان که دیدم چاقی چقدر مکافات داره و درک کردم که چاقی یک بیماری باز میخوام سلامت بشم مثل قبل .

      بله من تعهد میدم که هیچ دلیل و هیچکسی  در چاقی من مقصر نیست همش بخاطر خواست خودمه نه بخاطر مقدار غذایی که استفاده میکنم نه نوع غذا فقط بخاطر اینکه من از خودم توقع و انتظار اضافه وزن داشتم ذهنم رو توجیه کرده بودم که جسمم رو روز بروز چاق و چاق تر کنه ولی الان دارم همش بهش میگم عزیزم راحت باش هرچی دوسداری بخور به اندازه دلخواهت تو با خوردن چاق نمیشی چون تو هر روز در حال لاغر شدنی . 

      من یه ترازو خریدم و سه ماهی که در حال رژیم بودم روزی چندین بار شاید ۲۰ بار میرم رو ترازو و همش استرس داشتم . همش گشنگی میکشیدم . برام شده عادت روی ترازو رفتن . 

      الان اونم دارم کاهش میدم اگه ببینم کمی رفتم بالا میگم ولش کن بابا مهم نیست لحظه ای وزن واقعیت کمتر .

      من زهرا کریمی بازهم تعهد میدم به خودم که در ۴۰۲.۷.۱۷  وزنم رو از ۷۶ کیلو به ۵۵ کیلو برسونم و ۲۱ کیلو چربی اضافه رو نابود کنم بخاطر سلامتی بخاطر راحتی بخاطر زیبایی اندامم و خوشحالی خودم .

      به الله یکتا قسم من اعتراف میکنم که این جسم من خیلی قوی و مشتاق که خودش رو بهبود ببخشه .  حداقل ۳ بار در طول این ۶ سال وزنش رو کم کرده با اینکه راه اصولی نبوده ولی تونسته . ۷ کیلو کم کنه .

      من هم آدم توانمندی هستم من اراده فولادی و قوی دارم که همیشه دنبال بهبود شرایط هستم . بارها تلاش کردم . خداروشکر هم ذهن من هم جسم من سالم و قوی هستن اما میخوام سالم تر بشه قوی تر بشه برای همین اینبار از این راه اصولی پیش میرم و به خودم کمک میکنم تا راحت تناسب اندام رو بدست بیارم .

      علارغم همه نجواهای شیطانی من انسان با اراده و با لیاقتی هستم من ارزشمندم من به تمان خواسته هام رسیدم و میرسم حتی اگه اون خواسته به ضرر من باشه بازهم جهان وظیفه اش رو مثل همیشه درست انجام میده و من رو به خواسته ام میرسونه . پس من ایمان دارم که به تمام خواسته هام از ریز ترین تا بزرگ ترینشان میرسم . 

      من در آینده خودم رو یک زهرای لاغر میبینم که شاد و تعجب همه رو برانگیخته ‌ زهرایی که ایمانش قوی تر شده و جسمش سالم تر .من خودم رو در وزن ۵۵ کیلو میبینم . 

      به امید الله فعلا خدانگهدار. 

      زندگی زیباست ای زیبا پسند….

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صبآ مختاری
      1402/07/14 06:33
      مدت عضویت: 1304 روز
      امتیاز کاربر: 12056 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,990 کلمه

      سلام

      این ها دلایلی هستن که من جلسه پیش نوشته بودم و الان هر کدوم رو دوباره مینویسم و بعد مثال نقضش رو میارم تا برای خودم عادی کنم که من؛ تنها و تنها دلیل چاقی خودم هستم. 

      دلایل من برای چاق بودنم:

      احساس تنهایی و نقل مکان

      پرخوری عصبی

      خوردن نهار پرچرب و اینکه مجبور بودم تا تهشو بخورم

      خوردن شیرینی و قند زیاد 

      تنفر داشتن از خودم و بدنم

      تشویق به خوردن از طرف خانواده و اطرافیانم

      احساس نیاز به اینکه کسی منو نبینه و من وجود نداشته باشم

      ….. …. …… . . . . . . . 

      احساس تنهایی و نقل مکان: من یه دختر دایی دارم که همیشه لاغر بوده در زندگیش و داییم که باباش میشه، شغلی داشت که همیشه در حال سفر بودن خودش و خانوادش ، مثلا چند سال خوی زندگی کردن ، چند سال همدان ، چند سال بندر عباس و… و من مدرسم رو عوض کردم و احساس تنهایی میکردم و نمیتونستم دوست پیدا کنم اما دختر داییم هر بار شهر محل زندگیشو عوض میکرد و شاید اگر دوستی هم پیدا میکرد دیگه نمیتونست به راحتی باهاش ارتباط برقرار کنه چون حتی دیگه توی یک شهر با هم زندگی نمیکردن و مطمعنا اون بیشتر از من این احساس دور افتادگی و تنهایی رو تجربه کرده اما همیشه متناسب بوده پس این دلیل منطقی برای چاق بودن من نیست و اگه بود الان دختر داییم هم با وجود شرایط سخت تر باید چاقتر از من می بود.

      پرخوری عصبی : من هر وقت حالم بده و از خودم خوشم نمیاد و نمیخوام به چیزای مهم فکر کنم ، میرم سراغ خوردن . 

      فکر میکنم برای همین اسمش رو گذاشتن پرخوری عصبی ، چون به اعصاب آدم ربط داره و وقتی عصبی هستیم میریم سراغش ، اما جالبه که من همین چند روز پیش یه کسی رو دیدم که با وجود اینکه میگفت من چند وقته که پرخوری عصبی گرفته بودم ، ولی لاغر و کاملا متناسب بود بدنش و رفته بود یه کتاب راجع به سالم خواری و.. خونده بود و شکر رو حذف کرده بود و صورتش یکم لاغر تر شده بود و میگفت من پرخوری عصبی داشتم و صورتم پف کرده بود اما این در صورتیه که حتی اون زمان هم که تغذیه اش از نظر خودش نا سالم بوده بازم جسم متناسبی داشته و میشه گفت بعضی از آدمای متناسب هم پرخوری عصبی دارن اما همچنان متناسبن یه دوست دیگه هم داشتم که اون خیلی میخورد ، به شدت پرخور بود و پرخوری عصبی هم داشت اما اونم کاملا متناسب بود و بدنش هم خیلی زیبا بود ؛ پس پرخوری عصبی نمیتونه دلیل چاقی من بوده باشه چون خیلی ها پرخوری میکنن و زمان عصبانیت شون هم بیشتر میخورن ، اما متناسبن . اصلا من که همیشه عصبی نیستم و خیلی وقتا هم کم غذا میخورم اما بازم چاقم پس نتیجه میگیرم که چاقی من ربطی به خوردنم نداره . 

      همین دیروز رفته بودم کافه با دوستام و دوتاشون باهم تصمیم گرفتن که سالاد سزار با مرغ سوخاری بگیرن و پولشو با هم تقسیم کنن ؛ یکیشون متناسب بود و اون یکی چاق بود و اضافه وزن داشت و همونی که چاقتر بود با اینکه سالاد سفارش داده بودن و توی ذهن چاق ها سالاد یه غذای آزاده و راحت تر میتونن بخورنش اما اون دوستم چند تا تیکه از مرغ سوخاری خورد که اولش میخواست گریل شده سفارش بده ، اما اون یکی دوست متناسبم گفت که نه سوخاری خوشمزه تره ، خلاصه ازون مرغا یکم خورد با چند تا تیکه کاهو و بعد چنگالشو گذاشت کنار و دیگه نخورد و بقیه ی سالاد با مرغ سوخاری های باقی مونده رو اون دوست متناسبم تا ته و با اشتها خورد ، بعد من داشتم با خودم فکر میکردم که آدمای چاق خیلی وقتا کمتر و حساب شده تر از آدمای متناسب غذا میخورن اما اونان که همیشه متناسبن پس قطعا چاقی ربطی به مقدار غذایی که میخوریم هم نداره.

      خوردن نهار پرچرب و اینکه مجبور بودم تا تهشو بخورم:  یه دوست دیگه هم داشتم که با هم سر یه میز ناهار میخوردیم و اونم همیشه تا ته غذاشو میخورد و تشویق میشد و منم دقیقا همینطور بودم اما اون متناسب موند و من چاق شدم . نمیدونم چرا فکر میکردم اون ناهارا منو چاق کرده ولی اعتقاد خیلی قوی داشتم که حتما به خاطر ناهاری شدنم توی مدرسه ست که من چاق شدم و اطرافیانم هم همیشه وقتی یکی میپرسید چیشد صبا چاق شد؟ میگفتن از وقتی رفته مدرسه ی جدید ، غذا خوردنش درست شده و ذوق میکردن اما الان میدونم که اون مدرسه و اون غذاها باعث چاقی من نبودن چون خیلی ها با شرایط مثل من اونجا بودن و متناسب موندن ولی من فقط دو سال توی اون مدرسه بودم، همون دوستم که میگم با هم سر یه میز می نشستیم از کلاس اول تا ششمش همونجا درس میخوند و هر روز از ناهار های اونجا میخورد و وقتی کلاس هفتم اتفاقی مدرسه هامون یکی در اومد ، دیدم که متناسبه همچنان و من چاق بودم .

      خوردن شیرینی و قند زیاد : یه دختری رو میشناسم که عاشق شیرینی و شکلات و بستنی و کلا هر چیزیه که قند داره و هر روز به مقدار زیادی میخوره طوری که بقیه بهش میگن کمتر قند بخور چون ضرر داره اما جالبیش اینجاست که این دختر سیکس پک داره و بدنش کاملا عضله ای و متناسبه و فقط یکسال هست که ورزش میکنه اما با وجود اینکه انقدر شیرینی میخوره و هیچ چیزی رو توی رژیمش حذف نکرده ولی تونسته همچین بدنی رو برای خودش بسازه و این مورد خیلی مثال نقض دیگه هم داره و در کل شیرینی و شکلات خوردن حتی زیاد هم باعث چاقی نمیشه.

      تنفر داشتن از خودم و بدنم: من فهمیدم این مشکلیه که هر کس ممکنه با بدنش داشته باشه حتی کسایی رو دیدم که من خواستم اینه که بدنی شبیه اونا داشته باشم اما خودشون از بدنشون بدشون میاد و نسبت بهش یا یه قسمتایی ازش ، تنفر دارن و اگه این مورد میخواست باعث چاق شدن من بشه پس الان خیلی هایی که میشناسم باید چاق می بودن چون به اندازه من از بدنشون ناراضی هستن و دوسش ندارن اما اونا متناسبن و من چاق پس این نمیتونه دلیلی برای چاق بودن من باشه.

      تشویق به خوردن از طرف خانواده و اطرافیانم: همون دختر داییم که بالاتر درباره اش گفتم هم توی همون خانواده ای که من بزرگ شدم ، بزرگ شده بود و داییم همیشه زورش میکرد که غذاشو تا ته بخوره و کلی گوشت توی بشقابش میگذاشت و بهش میگفت تا اینا رو نخوردی حق نداری از سر سفره بلند شی و بعضی وقتا با گریه غذا میخورد و مامانجونم که من فکر میکردم نقش پررنگی توی چاقیم داره هم همیشه تشویقش میکرد به خوردن و همون حرفایی که به من میزد رو به سارا دختر داییم هم میزد اما نتیجه این شد که من چاق شدم ولی سارا با وجود اینکه تشویق و اجبار هاش بیشتر بود متناسب موند و یه مثال دیگش برادر کوچیک خودمه که دقیقا با همون پدر و مادر و روش تربیتی مشابه من بزرگ شد اما متناسبه و متناسب هم می مونه چون ذهنش روی تناسب اندام تنظیم شده .

       نتیجه ای که میشه از این حرفا گرفت اینه که تشویق و… از طرف خانواده نمیتونه دلیل چاقی باشه چون مثال نقضش توی خانواده ما خیلی زیاده.

      احساس نیاز به اینکه کسی منو نبینه و من وجود نداشته باشم: این یه دلیل خیلی ذهنیه و من نمیدونم بقیه چقدر این نیاز رو توی زندگیشون داشتن یا حداقل کشفش کردن ولی با توجه به اینکه بازم منو برادر کوچیکم توی یه خانواده بزرگ شدیم دوتامون به یه اندازه جر و بحث و دعوا دیدیم توی خانوادمون پس میشه گفت مشکلات خانوادگی مشابهی داریم و اون احساس نیاز به اینکه وجود نداشته باشیم و اضافی باشیم شاید توی دوتامون باشه ولی الان سپهر متناسبه ولی من سن سپهر که بودم دو سالی میشد که با چاقی دست و پنجمو نرم میکردم و خیلی آدمایی رو میشناسم که وقتی با هم بحثای عمیق میکنیم میفهمم که اونا هم از یه جایی این طرز فکر رو داشتن که اضافه هستن و کسی دوسشون نداره و میخوان ناپدید بشن ولی متناسبن و این شاید ربطی به چاق شدن نداشته باشه ، پس اینم رد میشه و هیچ دلیلی برای چاقی من باقی نمی مونه.

      من داشتم فکر میکردم و با خودم میگفتم که اگه این دلیل چاقیم نیست و اونم نیست و اون یکی هم نیست پس واقعا دلیل چاقی من چیه؟ مگه میشه بدون دلیل من چاق شده باشم و بعد که با خودم گفتم که خودت دلیل چاقی خودتی بازم نفهمیدم که یعنی چی که من خودم دلیل چاقی خودمم؟ یعنی من خواستم که چاق بشم و چاق شدم؟ خب چرا من باید خواسته باشم که چاق بشم ؟ دقیقا اون زمانی که شروع کردم به تغییر دادن عادتام چی باعث این شد که من عادتای خوردنم تغییر کنه و طرز فکرم تغییر کرد ؟ الان که به لاغری فکر میکنم میبینم ازش لذت میبرم و سود زیادی برام داره که تصمیم گرفتم لاغر شم ؛ شاید اون موقعی هم که لاغر بودم و به چاقی فکر میکردم توی ذهنم برام لذت بخش بوده که چاق بشم و همه بهم توجه کنن دوستم داشته باشن و چاق شدن تنها راه برای این نوع جلب توجه می دیدم و تصمیم گرفتم تپلو بشم . الانم دقیقا میخوام از مسیر چاقی حرکت کنم و برم سمت لاغری و خدارو شکر میکنم که این راه رو جلوم دارم و لذت میبرم از هر آگاهی که از سمت استاد عطار روشن بهم میرسه، پس با عشق و علاقه توی این راه قدم بر میدارم و همینجا تعهد خودمو اعلام میکنم؛

      من صبا مختاری 21 ساله تعهد میدهم که از مسیر لاغری با ذهن حرکت کنم و به هدف خودم که تناسب اندام و آرامش هست برسم و از وزن 60 کیلو گرم به وزن 45 کیلو گرم برسم و در این مسیر از هیچ تلاشی سر باز نمیزنم و تا وقتی به هدفم نرسیدم از زیر بار این مسئولیت شونه هامو خالی نمیکنم . به صبای متناسب قول میدم که به زودی باهاش دیدار کنم فعلا دارم خونه ای که قراره توش جا گیر بشه رو تمیز میکنم و دور ریختنی ها رو دور میریزم تا با خیال راحت بیاد و تا آخر عمرم پیشم بمونه .

      ….

      تایید توانایی من در لاغر شدن:

      من بار ها برای لاغر شدن وزن کم کردم ، حتی اگه یک کیلوگرم هم تونسته باشم کم کنم یعی جسمم مشتاقه به من توی مسیر متناسب شدن کمک کنه و همه شرایط رو حتی اگه سخت باشه براش ، محیا میکنه تا من وزنمو کم کنم .

      من برای ماه رمضان همیشه 2 الی 4 کیلو وزنم رو کم میکردم و توی یکماه این مقدار رو کم کردن واقعا نشون دهنده توانایی من در وزن کم کردنه و همچنین نشون میده که چقدر بدنم مشتاق تناسب اندامه.

      وقتی آپاندیسم رو عمل کرده بودم در مدت یک هفته 7-8 کیلو وزن کم کردم و تا چند ماه هم تونستم اون وزن رو نگه دارم و این گویای این هستن که بدن من با وجود اون سختی ای که کشیده مایل بوده که من متناسب بشم و این وزن رو حفط کنم اما چون به حرف بقیه گوش دادم و همش اضافه بر نیازم غذا خوردم چون از نظر بقیه بدنم ضعیف شده بود و همه چیز رو با هم میدادن که من بخورم دوباره تصمیم گرفتم چاق بشم چون فکر میکردم اینطوری برام بهتره .

      با رژیم و ورزش تونستم 2-3 کیلو کم کنم .

      با لاغری با ذهن نمیدونم چند کیلو اما خیلی لاغر شده بودم و بدون هیچ زحمت و احساس ناراحتی ، وزنم کم میشد و تونستم 7-8 ماه هم اون تناسب اندام رو حفط کنم.

      اخیرا هم که رژیم گرفته بودم تونستم از وزن 61 به 59 برسم با وجود اون همه سختی که به بدنم دادم ولی اون بازم کمکم کرد و فقط به خاطر راه اشتباهی که داشتم میرفتم بود که نتونستم متناسب بشم و به اندام ایده آلم برسم…

      اما الان قراره از راه درست و مستقیم برگردم به جسمی که لایقش هستم و منو راضی و خوشحال میکنه.

      ….

      خدایا ازت سپاس گزارم و ممنونم استاد عزیز 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهدیه
      1402/07/02 01:47
      مدت عضویت: 205 روز
      امتیاز کاربر: 170 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 174 کلمه

      سلام خدای مهربونم 

      دلایل چاقیم. همیشه فکر میکردم که ارثی هستدر صورتی که همه توی خونه ما لاغر هستند 

      پس چرا این ارث ب من رسیده و این کامل رد میشه یا این که فکر میکردم کم تحرکم ولی خیلیا مثل رفیقم  از من کم تحرک تر بودند و مدام خواب و لی لاغر بودند 

      همیشه فکر میکردم من زیاد میخورم ولی بارها دیدم افرادی ک از من بیشتر میخورند ولی لاغرهستند مثل شوهر خواهرم یا خواهرم 

      همیشه فکر میکردم استخون بندی درشتی دارم ولی خب من از وقتی ب دنیا اومد م اندازه ابجیای دیگ بودم ک پس اینم دلیل درستی نیست      من زیاد هله حوله میخورم که اینم سراغ دارم مثلا آقا رضا ک خیلیم چیزای شیرین میخوره ولی همیشه لاغره امشب تمام این افکار اشتباه رو دور میریزم. و میگم من مسئول صدرصد چاقی خودم هستم و همچنین میتونم مسیئول لاغری خودم باشم و شروع میکنم به لاغر شدن مثل اون دفعه که ۳۰کیاو کم کردم پس دوباره میتونم 

      من همینجا تعهد میدم که از وزن ۹۲کیلو ب وزن دلخواهم یعنی ۵۵میرسم 

      خدایا همراهم باش

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار زهرا کریمی
        1402/07/17 11:14
        مدت عضویت: 191 روز
        امتیاز کاربر: 925 سطح ۲: کاربر متوسطه
        محتوای دیدگاه: 18 کلمه

        آفرین دختر ۳۰ کیلو کم کرده بودی !!! بابا خیلیه 

        حتما ایندفعه هم میتونی به امید الله هدایت گر

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار negarmalekzade2377@gmail.com
      1402/07/01 15:27
      مدت عضویت: 1011 روز
      امتیاز کاربر: 3627 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,847 کلمه

      به نام خدای مهربان.

      سلام به استاد عزیز و همراهان گرامی سایت تناسب فکری.

      مهمترین دلایل چاقی چیست؟(قسمت دوم)

      به جای اینکه دنبال پیدا کردن روش مناسب برای لاغری باشم، باید به دنبال پیدا کردن مهم‌ترین دلایل چاقیم باشم، چون آگاهی از دلایل چاقی بسیار مهم‌تر و تاثیرگذارتر از چگونگی لاغر شدنه.

      هر کدوم از دلایل چاقی به نوبه خود مهم و تاثیرگذارن،به دنبال پیدا کردن مهم‌ترین دلایل چاقیم نباشم، چون اونچه از نظر من شاید دلیل مهمی برای چاقی نباشه دقیقاً به اندازه موضوعاتی که از نظرم دلایل چاقی مهم هستن در وضعیت فعلی جسمی من تاثیر دارن.

      دلایل چاقی همون موانع ذهنی لاغر شدن هستن،اگه سال‌ها برای لاغری تلاش کردم اما موفق نشدم فقط به این دلیل بوده که در ذهنم برای دلایل چاقی خودم منطق محکم و تایید شده توسط اطرافیانم داشتم،مثلاً اگه ژنتیک یا ارثی بودن رو یکی از دلایل چاقی خودم میدونم، دیگه اهمیت نداره با چه دقت و چه مدت برنامه رژیمی خودم رو دنبال می‌کنم، یا چقدر تلاش می‌کنم تا در زمان کمتر فعالیت بیشتری انجام بدم تا بیشتر عرق کنم،چون نتیجه جسمیه من مطابق با دلایل چاقیم خواهد بود.

      تلاش برای رفع مشکل چاقی تا وقتی که علت بروز مشکل چاقی همچنان وجود داره کاری بیهوده و طاقت فرسا خواهد بود،دلیل اینکه بارها در طی این سال‌ها برای لاغری اقدام کردم و نتیجه مناسبی نگرفتم اینه که همیشه سعی در برطرف کردن چاقی داشتم نه اصلاح دلایل چاقیم،

      پس باید به دنبال دلایل چاقیم باشم و بررسی کنم که چه عواملی در چاق شدنم موثر بودن و آیا این عوامل برای همه انسان‌ها به یک شکل عمل می‌کنه یا فقط درباره من به این شکل عمل می‌کنه،اگه دلایل چاقیم رو عواملی مثل ژنتیک، سوخت و ساز و کم تحرکی میدونم این عوامل باید در همه انسان‌ها به یک شکل تاثیرگذار باشه،

      اگه عواملی در من وجود داره که دلایل چاقیم هستن  باید در افراد دیگه هم این دلایل باعث چاقی اون‌ها شده باشه، اما اگه به این شکل نیست باید در افکار و عقایدم درباره دلایل چاقی بازنگری گسترده‌ای داشته باشم.

      افرادی که اضافه وزن دارن عوامل مختلفی رو دلایل چاقی خودشون میدونن و این در حالیه که اون عوامل در زندگی بسیاری از اون انسان‌ها وجود داره اما باعث چاقی اون‌ها نشده و این موضوع ساده ثابت میکنه چقدر افکار و باورهای اشتباهی درباره چاقی خودمون در ذهنمون وجود داره.

      نکته مهم اینه که عواملی که اون‌ها رو دلایل چاقی خودم می‌دونم اینه که باعث طبیعی شدن چاق شدن و چاق موندن در ذهنم میشن،طبیعی شدن چاقی در ذهن مهمترین عامل دائمی شدن چاقی در انسان‌هاست و تا وقتی که موفق به برطرف کردن این مانع ذهنی نشم در تلاش برای لاغر شدن به نتیجه مطلوب و پایدار نخواهم رسید.

      وقتی در مسیر لاغری با ذهن ادامه بدم و همواره اطلاعات و آموزش‌های صحیح درباره دلایل چاقی و لاغری رو به ذهنم وارد کنم به مرور تغییر در سطح افکار و نگرشم ایجاد میشه و باعث تغییر در رفتارها یا واکنش‌های من میشه و این تغییر در نهایت باعث تغییر شرایط جسمی من میشه.

      این پروسه به این شکله که وقتی من اطلاعات صحیح وارد ذهنم می‌کنم به صورت خود به خود افکار جدید در ذهنم ایجاد میشه،

       سپس افکار جدید به صورت خود به خود در ذهنم مرور و تکرار میشه، بر اثر تکرار شدن افکار، احساس جدید منطبق با این افکار در من ایجاد میشه، اون وقت احساس به شکل رفتار جدید در من نمایان میشه،

      پس اگه مشتاق لاغر شدن هستم باید جلسات آموزشی لاغری با ذهن رو با اشتیاق و دقت بالایی دنبال کنم و به خودم اجازه بدم تا برای مدتی اطلاعات و آگاهی صحیح درباره چاقی و لاغری به ذهنم بدم و احساس خودم رو در این مدت بررسی کنم.اگر از شنیدن و انجام تمریناتی که بهم داده میشه احساس خوبی دارم مطمئن باشم مسیر صحیحی رو برای لاغر شدن انتخاب کردم و مطمئن باشم در این مسیر به هر آنچه در زمینه تناسب اندام و سلامتی و شادی نیاز دارم خواهم رسید.

      برای لاغر شدن باید از مسیر چاق شدن حرکت کنم،اگه چاقی باعث رنج و ناراحتی و بروز مشکلات فراوان برام شده بنابراین روشی برای لاغری صحیحه که بر خلاف چاقی باشه،روشی که با استفاده از اون شادی، آرامش، سلامتی و هر آنچه برای خوشبختی نیاز دارم رو وارد زندگیم کنه، 

      با استفاده از آموزش‌های لاغری با ذهن میتونم هر آنچه را به خاطر چاق بودن در دوران چاقی از دست دادم به مرور زمان به دست بیارم و خودم رو برای ادامه زندگی با تمام آنچه از دست دادم آماده کنم. تنها رمز موفقیت در این مسیر اشتیاق، تمرکز و استمراره هیچ راه میانبری برای لاغر شدن وجود نداره، 

      هیچ قرص، آمپول یا روشی که بدون تغییر فرمول‌های ذهنی بتونم لاغر بشم وجود نداره.

      دلیل چاقی چیست؟؟

       در روش لاغری از طریق ذهن میتونم  برای همیشه لاغربشم و لاغر بمونم، باید اصولی کارو انجام بدم

       نمیشه خیلی عجله و فوری موضوعی رو مطرح کنم و نتیجه گیری کنم.

       چون اینجا موضوع آموزش ذهنیه، فشار جسمی نیست که مقدار غذا رو خیلی کم کنم، یا فعالیتم رو خیلی بالا ببرم که جسمم تغییر کنه و لاغر بشم.

       موضوع ذهنیه و آموزش ذهنی نیاز به دلیل، برهان، مدرک و حرکت گام به گام داره.

       یک موضوع علمی، یک دلیل، یک برهان تا زمانی قابل قبول از لحاظ علمیه که مخالف اون اثبات نشه یا حتی دیده نشه، 

      یعنی اون قانون نباید نقض بشه وگرنه از اعتبار خارج میشه، 

      مثلاً قانون‌جاذبه میگه هر جسمی که رهاش کنم اون جسم به سمت زمین کشیده میشه و به زمین میخوره

       این قانون تا زمانی اعتبار داره که همه اجسام به سمت زمین بیان،

       اگه روزی یک سیبی رو رها کردم و به سمت هوا رفت  بلافاصله این قانون نقض میشه و تمام فرمول های وابسته به اون از اعتبار خارج میشه،

       چون مورد مخالف اون رویت شده و این قانون از بین میره ،

      این قانون در مورد همه چیز صدق میکنه

       پس دلایلی که برای اضافه وزنم نوشتم اگه بتونم مقابل اونو پیدا کنم،

       اگه بتونم دلایل دیگه ای رو پیدا کنم که دلیلم رو نقض کنهپس دلیل من برای چاق شدن یک دلیل معتبر نیست،خیلی‌ها ارث رو عامل اضافه وزن میدونن و فکر میکنن که خانوادگی چاقن،

       بعضی‌ها شرایط زندگیشون رو عامل چاقی میدونن، مصرف مواد غذایی رو ،مثل مواد شیمیایی  که در غذاها مخلوط میکنن،

       کود های مختلف میدن و مواد غذایی رو مقصر  اضافه وزن میدونن، 

      عده‌ای کم‌تحرکی خودرو عآمل میدونن که چون کم تحرکم یا من چون خانه دارم از خونه بیرون نمیرم، 

      یا دلایلی که نشان از کم تحرکی اونها باشه رو دلیل اضافه وزن میدونن ،

      عده‌ای  مصرف یک داروی خاص رو دلیل اضافه وزنشون میدونن،

       یا ابتلا به بیماری خاصی رو دلیل اضافه وزن میدونن، 

      خیلی ها اختلال در تیروئید رو عامل چاقی میدونن

       یا چون سوخت و ساز بدن پایینه،

       اگه برای هر دلیلم یک مورد پیدا کردم که خلاف اون رو نشون میده

       پس دلیل من از اعتبار ساقط میشه و نمیتونم ادعا کنم که دلیل اضافه وزن من اینه،

      اگه فکر میکنم دلیل اضافه وزنم ارثیه

       نمونه مخالف اونو چه جوری میتونم پیدا کنم؟؟

       اگه در خانواده‌ای که ۴ فرزند داره و سه تاشون اضافه وزن دارن اگر یکی از فرزندان اضافه وزن نداشته باشه خیلی ساده میشه این قانون رو نقض کرد 

      که ارث عامل چاقی نیست،

       وقتی یک یا دو فرزند لاغر هستن و بقیه چاقن پس نمیشه بگم چاقی ارثیه،

       یا در خانواده‌ای که پدر و مادر چاقن و فرزندان لاغر هستن، یا خانواده‌هایی که فرزندان چاقن و پدر و مادر لاغرن،

       همه اینها ثابت میکنه که اضافه وزن ارثی نیست،

       این یک توجیه که وقتی از کودکی بارها اینو میشنوم

      یواش یواش برای ذهنم طبیعی میشه که وقتی ارثه

       من که کار دیگه ای  نمی تونم بکنم

       و همین باور باعث میشه که اضافه وزنم یواش یواش بیشتر بشه،

       اگه باورم اینه  که مصرف مواد غذایی که حاوی مواد نگهدارنده و کودهای شیمیایی هستن باعث چاقیم شده 

      اگر افرادی رو پیدا کردم که مثل من از همون مواد استفاده می‌کنن اما متناسبن، این ادعای من از اعتبار ساقط میشه، 

      دیگه نباید این دلیل رو بیارم که به خاطر این دلیله که اضافه وزن دارم،

       اگه فکر می‌کنم سوخت و ساز بدنم پایینه،باید بدونم که در مورد سوخت و ساز بدن هم اینطور نیست که پایین و بالا باشه

       که در من سوخت و ساز یه جور باشه و در نفر دیگه اینقدر متفاوت باشه.

      هر کدوم از این دلایل چاقی میتونه بخشی از بار اضافه وزن منو به دوش بکشه.

       جسم من  مخلوق پروردگاره و همه به یک شکل خلق شدیم و سیستممون یکسانه، 

      کار بشر نیستیم که بخواهیم متفاوت بشه،

      سوخت و ساز نمیتونه عامل باشه که اینقدر اختلاف وزن به وجود بیاره،

      سوخت و ساز یک آدم متناسب با سوخت و ساز یک فرد چاق کاملاً یکیه،

      چون اعضای بدن همه مشابه است.

      اگر نمونه‌ای پیدا کردم در میان دوستان و اطرافیان، هرکجا فردی رو دیدم که شرایط منو داره یا دلیلی که من برای چاقی دارم اونم داره و برای اونم صدق میکنه، اما چاق نیست باید بدونم که دلیلم اشتباهه.

      و فقط یک توجیه که مانع از لاغر شدنم میشه،

      پس دلایلی رو که برای اضافه وزنم میارم، تحلیل کنم، بگردم ببینم نمونه متضاد اونو پیدا میکنم یانه.

      مهم نیست که چند ساله که دلایل چاقی رو دارم که اینم خودش یک مانع به حساب میاد.

      در اینجا چون روش لاغری با ذهنه پس کار من دادن اطلاعات صحیح به مغزمه، برای اینکه این مغزه که باید تحلیل کنه،

      باید فرمول های جدید رو بسازه و نتیجه جدید رو در جسمم ایجاد کنه.

      پس حتماً تمرینات دوره ها رو انجام بدم.

      در اینجا سه بخش وجود داشت

      من و چاقی و یکسری دلایل،

      الان این دلایل رو حذف کردیم

      و مونده من و چاقی

      الان کی مقصره ؟؟این چاقی مال کیه؟؟مگر غیر از اینه که چاقی مال خودمه.

      مگر نه اینکه من زمانی که چاق بودم این وزن اضافه رو خودم حملش می‌کردم و توی بدن خودم بود.

      مگر نه اینکه من چاقم،

      پس چطور دلایل چاقی رو، من این همه دلایلی میدونم که همش هم به راحتی رد میشه،

      هر دلیلی که من برای چاقی آورده باشم که حتی نتونم نمونه متضاد اون رو هم پیدا کنم بازم توجیهم بی اساسه و بی ارزشه و نمیتونه دلیل چاقی باشه،

      “اینها همه باورهای اشتباهیه که بهم گفتن تو به خاطر اینها حقته که چاق باشی،

      باید چاق باشی و وقتی در ذهنم چاق شدن طبیعی بشه دیگه نمیشه جلوش رو گرفت،

      و جالبه که چاق شدن طبیعی میشه و چقدر چاق شدن رو دیگه خدا میدونه،

      پس در مورد این موضوع تحقیق کنم و سطحی نباشم. هر کسی هر چی گفت سریع قبول نکنم و باور کنم و فرمول سازی کنم در ذهنم.

      وقتی چیزی میشنوم میبینم و یا درباره اش حرف میزنم، این داره در ذهنم فرمول سازی میکنه، کافیه یه حرفی رو باور کنم مخصوصاً اگه فرد گوینده مورد قبولم باشه

      هیچوقت  برای چاقی کار خاصی انجام ندادم

      پس روشی برای لاغری صحیحه که هیچ کار خاصی براش انجام ندم،

      موضوع بعدی که خیلی مهمه اینه که بپذیرم من خودم مقصر اضافه وزنم هستم،

      در این سه بخشی که وجود داشت دلایل رو که حذف کردیم و موند من وچاقی

      پس من و چاقی تعارفی نیست و این چاقی رو من به وجود آوردم و خودم مقصر اضافه وزنم هستم

       تا الان که فکر میکردم یک سری عوامل بیرونی باعث چاقیم شده، شاید الان برام سخت باشه بخوام باور کنم که نه من خودم مقصر چاقیم هستم،اما راهی ندارم اگر میخوام لاغر بشم، اگر میخوام شرایطم رو تغییر بدم، اگر می خوام اون اندام اون زندگی اون وزنی که در رویام دارم رو برای خودم خلق کنم باید بپذیرم که خودم مسئول چاقیم هستم،وقتی اینو پذیرفتم اونوقته که  میتونم مسئولیت لاغری خودم رو بپذیرم.

      اگه تا حالا هر کاری کردم  نتیجه نداده، اگه تا حالا هر کاری کردم یه مقدار نتیجه داده و دوباره از دستش دادم چون خودم رو مسئول چاقیم نمیدونستم.بنابراین خودم رو مسئول لاغریم هم نمیدونستم و با خودم میگفتم من چون این رژیم رو گرفتم لاغر شدم، حالا که ولش کردم پس طبیعیه که چاق بشم،

      چون این قرص رو مصرف میکردم لاغر شدم پس چون مصرف نمی‌کنم حالا پس طبیعیه دوباره برگردم به چاقی

      چون مسئولیت رو از اینجا برداشته بودم.چون برای چاقی خودمو مسئول نمیدونستم پس برای لاغری هم نتونستم خودمو مسئول بدونم و از دستش میدادم.

      مهمترین گام برای لاغر شدن اینه که مسئولیت چاقی خودمو بپذیرم فقط هم به گفتن نیستکتبی باید تعهد بدم و بنویسم اگر میخوام زندگیم رو تغییر بدم باید از این روش پیروی کنم.

      “این کاریه که خودم انجامش دادم پس می پذیرمش و درستش می کنم

      برهم زدن صورت مسئله هیچ کمکی بهم نمی کنه.یک بار برای همیشه به خودم بگم من خودم مقصر چاقی خودم هستم الان هم خودم رو مسئول لاغری میدونم.اونوقت اشتیاق و انگیزه در من بیشتر میشه برای این که به این گفته ها عمل کنم و حالم بهتر میشه و در ذهنم افکار دیگه ای مرور میشه، از حالت خودسرزنشی و خودتخریبی دست برمیدارم.

      اینکه هی چاق تر میشم و خودمو سرزنش می کنم دیگه میدونم مسئولش خودمم.

      ما هیچ کدوم در بدو تولد چاق نبودیم خداوند یک جسم کامل زیبا متناسب رو تحویل ما داده

      باید  ببینم در طی این چند سال خودم چیکار کردم که در این وضعیت هستم.

      همین مغز و جسمی که منو چاق کرده، همین جسمی که این شکل شده میتونه لاغر بشه بدون اینکه نیاز به چیز اضافه‌ای داشته باشه،

      اگه این روش رو ادامه بدم معجزه رو در درون خودم میبینم، به خاطر اینکه همه چیز از درون خودمه،چیزی بهم اضافه نمیشه، قرصی مصرف نمیشه،برنامه غذایی داده نمیشه،تنظیمات مغزیم رو درست میکنم همه چی انجام میشه خیلی راحت.

      لاغری با ذهن یک هنره باید یادش بگیرم مانند هنرهای دیگه مثل نقاشی کشیدن. 

      مثلا تصمیم میگیرم نقاشی یاد بگیرم، یا علاقه دارم یا نیاز دارم،پس اول تصمیم میگیرم میخوام نقاشی بکشم و دنبال یادگیری میرم و بالاخره کاری انجام میدم که یاد بگیرم و چیزهایی که یاد گرفتم رو بارها تمرین می‌کنم اونوقت خیلی خوب میتونم نقاشی بکشم،درباره موسیقی هم همینه، درباره رانندگی، خیاطی، گلدوزی و هر چیزی که میخوام انجام بدم، هرچقدر بیشتر تکرار کنم درجه ام بالاتر میره و استاد میشم،

      “پس لاغری رو هم باید به عنوان یک هنر یادش بگیرم. در مورد اینکه چطور باید لاغر بشم باید تمرین انجام بدم برای لاغر شدن و از طریق ذهن باید یاد بگیرم.

      در موسیقی از نُت های موسیقی  شروع می‌کنن،در انگلیسی، الفبای انگلیسی رو باید یاد بگیرم،در فارسی اول الفبای فارسی رو بهم یاد میدن،در رانندگی اول الفبای ماشین رو بهم یاد میدن،پس هر آموزشی از بیسش شروع میشه و الفبا داره،

      الفبای لاغری با ذهن ایجاد فرمول های صحیح در ذهنه،باید یک فرمول جدید رو به ذهنم بدم،یک نگاه جدید رو ایجاد کنم،یک باور جدید رو ایجاد کنم،مثل بذر کاشتنه،باید از الان بذر لاغری رو در ذهنم بکارم.

      گام اول برای اینکه به ذهنم یاد بدم که میتونه لاغر بشه، پذیرفتن مسئولیت لاغریه و تعیین الفبای لاغریه،

      مسئولیتش به این شکله که اول باید تعهد بنویسم که من از امروز متعهد هستم که از وزن ۷۸ کیلو خودم رو به وزن ۶۴ کیلو برسونم و در این مسیر از هر تلاش و کوششی سرباز نمیزنم،

      و خیلی مهمه که مسئولیت چاقی خودم رو با این تعهد بپذیرم و مسئولیت لاغری هم که میخواد به وجود بیاد رو بپذیرم،این میشه الفبای لاغری.

      این تعهد رو که بدم  اشتیاق در من شعله ور میشه، و این میشه بذر  کاشتن.

      اگه بهانه های مختلفی دارم که لاغر نمیشم یا کلی دلیل دارم برای چاق شدنم  و اینکه چرا نمیتونم لاغر بشم،

      ادغام این ها منو از پا در میاره و باعث میشه که در یک وضعیت اسفباری زندگی کنم.

      پس یاد گرفتم که دیگه دلیل اضافه وزنم رو رد کنم،حالا باید دلایل ناتوانی در لاغر شدن رو هم رد کنم،

      باز هم قانونه و هیچ فرقی نمیکنه اگه جسمم تونسته حتی یه بار یک کیلو از وزنش رو کم کنه پس یعنی جسمم میتونه کاهش وزن رو داشته باشه،اگه از هر روشی استفاده کردم و از وزنم رو تونستم کم کنم این نشون میده که میتونم متناسب باشم،اگه متناسب نیستم روشم اشتباه بوده، مسیرم اشتباه بوده که منو به نتیجه نرسونده وگرنه جسم من مشکلی نداره،

      چون با همون مسیر اشتباه هم تونستم مقداری از وزنم رو کم کنم، باید  بدونم که فرمولهای مغز من اشتباهن. وقتی نتیجه در ذهنم چاقی ثبت شده باشه هر فرمولی که من انجام بدم نهایتاً نتیجه میشه چاقی .

      پس باید این نتیجه نهایی رو تغییر بدم و این فکری که از قبل در مغزم بوده که نمیتونم لاغر بشم رو باید بشکنم”

      وقتی به هر روشی لاغر شدم و دوباره چاق شدم به خاطر اینه که نتیجه نهایی این بوده که من باید چاق بمونم و باید الان این رو عوض کنم باید از الان نتیجه رو تغییر بدم،

      باید به گذشته خودم فکر کنم و برای هر دفعه ای که لاغر شدم برای هر کدام یک جمله بنویسم من در فلان تاریخ یا فلان سال یا من در موقعی از فلان برنامه غذایی استفاده کردم و اینقدر کاهش وزن داشتم و دیگه ننویسم که دوباره برگشت چیکار برگشتش دارم.

       باید فقط توانایی جسمم رو بشناسم، اینکه دوباره برگشتم به وزن قبلیم کار ذهنه کار جسم بیچاره نیست،جسمم میتونه لاغر بشه، بدنم مشتاق لاغر شدنه،چاقی یک ضایعه اس، یک بیماریه، یک اختلال جسمیه برای جسمم.

      و بدنم عاشق لاغریه. من با رفتار و افکار اشتباهم نمیزارم بدنم لاغر بشه

      تمرین ::

      اول دلایل چاقیم را بنویسم و برای هر دلیل خودم توجیه و دلیل بیارم که دلیل چاقیم رو رد کنم.

      مرحله بعد پذیرش مسئولیت چاقیه. طوری که بپذیرم مقصر چاقی خودم هستم،

      قسمت سوم باور به توانایی خودم برای لاغر شدن،

      به دفعاتی که از روش‌های قبلی برای لاغری استفاده کردم توجه کنم و ببینم چه مقدار کاهش وزن داشتم و به خودم تبریک بگم و بنویسم که من تونستم این مقدار رو کم کنم،

       اینها همه اطلاعات صحیحی هست که  به مغزم میدم و به این شکل مغزم رو هدایت می‌کنم به مسیر متناسب شدن.

      سپاسگزارم از شما استاد عزیز🌼🌼🌼🌼

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Zahra
      1402/06/29 22:25
      مدت عضویت: 248 روز
      امتیاز کاربر: 6700 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 308 کلمه

      به نام خدا

      یکی از دلایل چاقی من ارثی بودن از طرف خانواده مادری هست اما الان که فکر می کنم هیچ کدوم از بچه های خاله هام یا برادر و خواهر هام چاق نیستند پس چطوره که من قبول کردم این ارث به من رسیده

      سن بلوغ دلیل دیگرم هست اما با کمی دقت می بینم که خواهر زاده ها و برادرزاده هام در سن بلوغ کاملا متناسب هستند

      از دلایل دیگرم جنسیت و زن بودنم هست که بارها شنیده بودم که بدن خانم ها بیشتر غذای مصرفی خود را به چربی تبدیل می کنند اما چرا اکثر خانم های دور و اطرافم متناسب هستند فقط بدن من همه چیز رو به چربی تبدیل می کند؟

      بارداری دلیل دیگری برای چاقیم هست ولی همه دوستانم و خواهر شوهرم در زمان بارداری اضافه وزن زیادی نداشتند و بعد از زایمان کاملا متناسب بودند

      یبوست از دلایل دیگر چاقیم هست ولی شوهرم فرد کاملا متناسبی و اکثر اوقات یبوست دارد

      تند غذا خوردن باعث چاقیم هست دلیل رد این باور هم برادرم هست همیشه غذاش رو تند میخوره اما لاغرها

      کم تحرکی دلیل پررنگتری برای چاقیم هست اما مدتی فعالیت اطرافیانم رو زیر نظر داشتم دیدم که فعالیت آنچنانی نداشتند ولی متناسب بودند

      مواد غذایی مثل نان و برنج و روغن و شکر باعث چاقی هستند چرا فقط این مواد غذایی فقط منو چاق کرده در حالی که همه خانواده ام از همین غذاها میخورند و متناسبند

      خواب بعداز ظهر یا خواب زیاد باعث چاقی میشه خواهر شوهرم و جاریم زیاد می‌خواین اما لاغر هستند

      من با رد اکثر دلایلی که برای چاقی داشتم خودم را مقصر چاقیم می دانم و مسئولیت چاقیم را می پذیرم و اعتراف می کنم که توانایی لاغر شدن را دارم چون بارها برای لاغری از روش های مختلفی استفاده کرده ام و نتایج خوبی گرفته ام اما به دلیل اشتباه و غلط بودن روشن تناسب اندام و لاغری برای من ماندگار نبوده است

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 158 کلمه

      باسلام. خداوندا مثل همیشه به من کمک کن تا در این راهی که قدم گذاشتم موفق بشم .آمین گفتید دلایل چاقی خودمون رو بگیم خوب ا-  من شیرینی خیلی دوست دارم و بستنی . واقعا در مقابل این دو ناتوان هستم . 2- بعلت اینکه کارمند هستم تحرک کمی دارم 3 – غذای اصلی و هر روزه خانواده برنج هست پس مثل کربوهیدرات من بالاست. 4- کم کاری تیروئید دارم 5- ریزه خواری زیاد میکنم. و بطور کلی خوردن رو دوست دارم. 6- هر چیزی رو که میخورم با اشتها و لذت میخورم حتی اگه نون خالی باشه و بقول معروف حسابی به وجودم اثر میکنه. ( شاید شما بگید این درست نیست ولی من فکر میکنم هرچی رو با لذت خوردی بقول قدیمیا گوشت میشه به تنت) 7- همیشه بعد ناهار میخوابم  فکر کنم اینم برای چاقی خیلی بد باشه.خوب در حال حاضر دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه. شما چی ؟؟؟ شما هم همین علائم رو دارید؟؟؟؟؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار زهرا کریمی
        1402/07/17 11:31
        مدت عضویت: 191 روز
        امتیاز کاربر: 925 سطح ۲: کاربر متوسطه
        محتوای دیدگاه: 19 کلمه

        سلام عزیزم پس چرا دلایلی رو رد نکردی؟ و تعهد ندادی؟فکنم انقدر مشغله داری یادت رفته . موفق باشید 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سکینه
      1402/06/10 21:39
      مدت عضویت: 227 روز
      امتیاز کاربر: 4165 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 291 کلمه

      بنام خداوند قدرتمند

      سلام به استاد عزیز وتمام دوستان گلم در این سایت 

      خداوند را بینهایت سپاسگزارم بابت هدایتهای همیشگی وبه موقع اش 

      یکی از دلایل چاقی من این بود که من از مامانم میبرم وچاقیم ارثی هست ولی وقتی به آجیم نگاه کردم با خودم گفتم چرا اون از مامانم نبرده وهمچنین داداشم نه تنها چاق نیست بلکه کاهش وزن داره وبرای لاغریش دکتر رفت واین به من ثابت کرد که من اشتباه فکر میکردم خدایا بابت این آگاهی سپاسگزارم

      دلیل دوم چاقی من این بود که باور کرده بودم که ازدواج و بارداری آدم را چاق میکنه وبا نگاه کردن به خواهرم وعمه هام وخیلی های دیگه که تعداد بارداری خیلی بیشتری از من داشتند برام ثابت شد که این دلیل هم اشتباهه کم تحرکی و ریزه خواری هم دلیلی دیگر بود که در خودم کشف کردم  واون هم با آوردن نمونه های از اطرافیان نزدیکم متوجه شدم که اونم اشتباهه وخداوندم را بینهایت سپاسگزارم و همچنین از  استاد عزیزم که منو راهنمای کرد تا متوجه این افکار اشتباه بشم بینهایت سپاسگزارم

      من مسولیت صد در صد چاقی خودم را میپذیرم و همچنین مسئول لاغریم، خود خود خودم هستم

      یعنی به قولی درد  و درمان خودممممممم

      من یک بار رژیم لاغری گرفتم و تونستم وزن کم کنم ودر ماه رمضان هم بدنم خیلی وزن کم میکنه و یک بار هم کار ساختمانی داشتیم ومن هم کمک آقامون میکردم  اون بار هم خیلی لاغر شده بودم به طوری که همه بهم می گفتن که لاغر شدم واین نشون میده که خداروشکر  بدنم توانای لاغر شدن را دارد ومن میتونم به وزن ایده آلم برسم ومن سکینه همین جا تعهد میدهم که وزنم را از ۶۸ کیلو به ۵۵ کیلو برسانم  باتوکل بر خداوند وبه کمک استاد عزیزم ،ودر این مسیر تلاش خودم را میکنم تا موفق شوم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سحر
      1402/05/31 15:12
      مدت عضویت: 239 روز
      امتیاز کاربر: 5115 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 699 کلمه

      به نام خدای لاغری وسلام ودرودخدمت استادلاغری وسلام به همسیرهای عاشق لاغری. اگرعلتی باعث چاقی واضافه وزن من میشودبایدبرای تمامی انسانهای دیگرهم صدق کنددرغیراین صورت حتی باوجودیک  نمونه نقص وردمیشود. دلایل چاقی من. 1.من ارثی بودن وژنتیک را دلیل اصلی چاقیم می‌دانستم  درصورتی که دوتا ازبرادرهای من کاملا لاغرهستندپس این دلیل بی اعتبار وباطل است 2.من بی تحرکی راعلت چاقیم می‌دانستم درصورتی که برادرمن فعالیت خاصی نداردپس این دلیل هم باطل وبی اعتباراست3. من خوردن را دلیل اصلی ومهم چاقی ام می‌دانستم درصورتی که بعضی ازاقوام من پرخورنداما لاغرندپس  این دلیل هم باطل است 4.من علت چاقیم راخوابیدن  می‌دانستم درصورتی که دخترعمو من همیشه خوابه امالاغره پس این دلیل هم بی اعتبار وباطل است 5.من استخوان بندی درشت راعلت چاقیم می‌دانستم درصورتی که وقتی 40 کیلووزن کم کردم دیدم اتفاقااستخوان هاو جثه ریزوظریفی دارم پس این دلیل هم باطل است 6.من کم کاری هورمون های بدنم را دلیل چاقی ام می‌دانستم درصورتی که آزمایش نشان دادکه من تیروئید ندارم وهمه هورمون های بدنم به اندازه ودرست کارمی کنندپس این دلیل هم باطل وبی اعتبار است 7.من فکرمیکردم سوخت وساز بدنم پایین است ولی باتوجه به توضیحات استاددراین موردفهمیدم که اشتباه میکردم پس این دلیل هم باطل است 8.من فکرمیکردم بدنم چربی را ذخیره می کند چربی سازاست ولی الان به این آگاهی رسیدم که کارکردبدن من طوری طراحی شده که توانایی ذخیره کردن چربی رانداردومحلی دربدن من برای ذخیره چربی وجودندارد تمام چربی هاواضافات بدن من ازطریق نفس کشیدن وعرق کردن وادرار و مدفوع دفع می شودپس این دلیل هم باطل وبی اعتباراست 9.من فکرمیکردم آب مراچاق می کنددرصورتی که برادرکوچک من همیشه آب یخ ونوشابه می‌خورد متناسب است پس این دلیل هم باطل است 10.من فکرمیکردم سنم که بالارودبدنم کم کار می‌شود ومن چاق میشوم ولی آدم های مسنی رامی بینم که باکهولت سن بسیارظریف ولاغرهستند پس این دلیل هم بی‌اعتبار باطل است 11.من فکرمیکردم خدامنوچاق کرده ولی الان به این آگاهی رسیدم که سیستم خداوندبرای همه ادمابه یک شکل عمل می کند این افکاروباورآدم هاست که باعث میشودجسم شان چاق یالاغرشودپس این دلیل هم باطل وبی اعتبارات 12.من فکرمیکردم بعدازبارداری طبیعی است که چاقتر شوم وفکرمی کردم که به دلیل بارداری بدنم بازتر میشودو وزن اضافه میکنددرصور تی که دخترعموم 4تابچه بدنیاآورده وخیلی اندامی ولاغراست پس این دلیل هم باطل وبی اعتباراست. باتوجه به این توضیحات من به این نتیجه میرسم که چاقی یک توهم ویک حس کاذب است وحقیقت نداردولی من باتلقین خانواده واجتماع آن راباورکردم ودرفکرخودم پرورشش دادم ودرجسمم آن رابدنیا آوردم وبه خودم آویزان کردم ولی حالا بابی اعتبارشدن دلایلم جایی برای ماندن چاقی درفکروجسمم نمی بینم پس براحتی وجودش رانقص و ردمی کنم وازاین لحظه چاقی دیگردرفکروجسم وزندگی من جایی ندارد وفقط یک توهم است که من بابرد اشت اشتباه سالهاآن راباخودم حمل کردم ورنج بردم وهم اکنون خودم راازاین رنج باطل رهامی کنم نفس راحتی میکشم وبالذت به لاغری فکرمی کنم وآن رادرفکروجسمم ودررفتارم تقویت می کنم تادرو اقعیت زندگیم تجربه اش کنم. من اعتراف می کنم که خودم وفقط خودم مسئول چاقی ام بوده ام ومسئولیت چاقیم رامی پذیرم من خودم بااحساس وبرداشت اشتباهم چاقی رادرفکرم بوجود آوردم ودر نهایت درجسمم آن راتجربه کردم والابدن من بارها به من ثابت کرده که توانایی لاغرشدن راداردچون بارها وزن منو کم کرده یکباربارژیم غذایی 10 کیلوکم کرده یکباربارفتن به باشگاه 11کیلوکم کرده یکباربارژیم غذایی 40 کیلو کم کرده وباردیگر باقرص لاغری 6کیلو کم کرده یک بارباروزه گرفتن 8 کیلوکم کرده… پس بدن من توانایی لاغرشدن را داردواین من هستم که باتوجه وحس کردن چاقی مانع لاغرشدن جسمم میشوم. پس من همانطورکه خودم رامقصرچاقیم میدانم ومسئولیتش  رامیپذیرم خودم رامسئول لاغری هم میدانم ومسئولیتش رامی پذیرم ومتعهدمی شوم تالاغرشدن ورسیدن به وزن 50کیلوگرم دراین راه بمانم وبه این مسیرادامه دهم وایمان دارم همانطورکه بافکرواحساسم چاق شدم میتوانم بافکرواحساسم هم لاغرشوم ومی‌دانم که ذهن وجسمم ازمن مشتاقترهستندبرای لاغرشدن وبرگشتن  به تنظیمات کارخانه پس وقتی من مسئولیت چاقی ولاغریم رابه عهده بگیرم وقبول کنم، این مسئولیت پذیری باعث می شودکه اختیار هر دوی آنهابیفتددست خودم وآنوقت من خیلی راحت می توانم با اختیارخودم چاقی رادرذ هن و وجودم ازدرجه اعتبارساقط کنم ولاغری رادر ذهنم و وجودم تقویت کنم یعنی حق انتخاب می افته دست خودم واین خیلی لذت بخشه که همه چی تحت اختیار قدرت خودم باشه. پس من قدرتمندانه لاغری روانتخاب میکنم  ودروجودم براحتی خلقش میکنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه
      1402/05/24 22:25
      مدت عضویت: 465 روز
      امتیاز کاربر: 3500 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 788 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی.                            دلایل چاقی. مانع لاغری هستند چه جمله پر معنای هست وقتی  به این جمله فکر میکنم خیلی امید پیدا میکنم که حتما لاغر میشم  چو ن با رد کردن تمام دلایل چاقی  دیگه راه رسیدن به لاغری نزدیک میشه  من دلیلی که خیلی برام منطقی بود که باعت چاقی من هست  ارثی بودن چاقی بود وقتی خواستم این دلیل رو رد کنم هرچی در خانواده دنبال یه فرد مناسب میگشتم که خود به خود متناسب باشه پیدا نمیکردم چون اکثر خانواده من یا چاق هستند یا در حال رژیم گرفتن  ولی با خوندن نوشته های دوستان  وگفته شما استاد عزیزو اینکه بعدا در خانواده های دیگه  دیدم که بعضی از اعضای  اون خانواده چاق وبعضی لاغر هستندبه این نتیجه رسیدم که ژنتیک نمی‌توان دلیل چاقی من باشه  من اونقدر این موضوع رو مهم میدونستم که روزی چند بار به بچه ام که تازه وارد بلوغ شده بود وداشت کمی چاق می‌شود تذکر میدادم که ما  ژنتیکی چاقیم وباید خیلی مواظب خودت باشی وخدا و شکر میکنم که هدایت شدم به این سایت واین آگاهی های با ارزش  وگر نه معلوم نبود این عقاید تا چند نسل بعد از من ادامه داشت  بعد از ژنتیک خوردن رو دلیل چاقی میدونستم ولی فکر کردم که همه آدم ها غذا میخورن وکسی رو تاحالا ندیدم و  نه شنیدم که بگه چند روزی یک بار غذا میخوره که لاغره همه آدما روزانه غذا میخورن پس این نمیتونه دلیلی باشه که منو چاق کنه  دلیل بعدی سوختو ساز بدن بود چون شنیده بودم و تو مجله های لاغری خوانده بودم  که به خاطر رژیم های که میگرفتم بدنم به این نوع خوردن عادت کرده و سوخت وساز بدنت آمده پایین واگه میخوای لاغر بشی باید کالری روزانه رو  هر روز کمتر کنی تا بدنت به یه مقدار غذاو  کالری مصرفی که داری  عادت نکنه ولی الان فهمیدم که سوخت وساز مربوط هست به سلول‌ها و اندام داخلی بدن   قلب.  کلیه. بینای. شنوای. دستگاه تنفسی  من روزانه داره کار میکنه کارایش هم  با یه فرد متناسب یکی هست یعنی تعداد ضربان قلب من در یک دقیقه با یک فرد متناسب یکی هست وبا هم تفاوتي نداره پس سوخت و ساز بدن ها با هم تفاوت ندارن   دلیل بعدی کم تحرکی هست که اینو میتونم با یک سال پیش  خودم که هر روز  ورزش  میکردم برای لاغر  شدن ولی من با تحرک داشتن نتونستم خودم رو لاغر کنم   پس تحرک  داشتن یا  نداشتن نمیتونه باعث لاغر شدن من بشه ولی اینو قبول دارم که ورزش برای سلامتی جسمی خیلی خوبه چون هر وقت ورزش میکنم   سر حال ترم  ولان تنها چیزهای که برام مونده خودم هستم و چاقی پس به این نتیجه میرسم که تنها کسی که باعث چاقی من شده خودم هستم خودم با افکار نادرست با رفتار های نادرست وبا باور کردن حرفهای دیگران باعث چاق شدن خودم شدم وتنها کسی که میتونه من رو نجات بده باز هم خودم هستم خودم باید به داده خودم برسم  نه داروهای لاغری درمانه نه رژیم که دیگه از اسمشم متنفرم  نه ورزش نه دکترای تغذیه  هیچکدوم نمیتونه به درد من بخوره تنها چیز که درمان جسم وروح من است  خودم هستم واین سایت عزیزو دوست داشتنی  من چند ماه قبل این فایل رو گوش دادم وتعهد هم دادم  در دفتر نه در سایت   ودر این مدت از وزن 75 به 65 رسیدم میدونم که نباید خودم رو وزن کنم ولی بعد از چند ماه خودم رو وزن کردم ولی قبلا من روزانه خودم رو وزن میکردم  وشاید الان هم که دارم  مینویسم بازم وزن کم کرده باشم چون چند هفته قبل خودم رو وزن کردم  ووقتی من فهمیدم که این دلایل باعث چاقی من نیست به دنبال این بودم پس چرا چاقم وبه اندازه یک هفته رفتارهای روزانم رو برسی کردم متوجه چیزهای شدم که اصلا قبلادربارشون فکر هم نمیکردم واصلا بهشون توجه نمیکردم  اینکه چرا چای داغ میخورم که مجبور باشم با چند تا قند بخورم یا چرا من اضافه غذای بچم میخورم یا وقتی غذا  درست میکردم مخصوصا سرخ کردنی چرا اینقدر به غذا ناخونک میزنم  وچیزی که زیاد باعث میشد ریزه خواری کنم وقتی حوصلم سر میرفت وکاری نداشتم باید یه چیزی میخوردم  و خیلی چیزای دیگه وقتی به این چیزا پی برم گفتم فاطمه تو با این همه رفتار های نادرست چه طور از جسم بیچاره توقع داشتی لاغر بشه ومن با  همه این رفتارهای نادرست در زمان های متعددی تونسته بودم لاغر بشم ووقتی به این موضوع فکر میکنم میبینم که این جسم چقدر علاقه منده لاغری هست ولی این من هستم که نمیزارم لاغر بشه ومن تعهد میدم با نیروی که از خداوند دریافت میکنم  تمام  سعی وتلاشم رو کنم  تا جسمم رو به جایگاه اصلیش برگردونم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار زهرا کریمی
        1402/07/17 12:26
        مدت عضویت: 191 روز
        امتیاز کاربر: 925 سطح ۲: کاربر متوسطه
        محتوای دیدگاه: 42 کلمه

        سلام عزیزم  این سطر عالی بود دمت گرم

        یه مطالعه ای کردم براساس اون نیاز کالری بدن یه انسان چاق برای انجام کارهای حیاتی بیشتر از نیاز پایه یه انسان لاغره.یعنی اتوماتیک بدن یه انسان چاق بیشتر انرژی میسوزونه.پس این حرف درستی نبود

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ایوا
      1402/05/23 11:12
      مدت عضویت: 264 روز
      امتیاز کاربر: 2675 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 473 کلمه

      مواظب کلماتی که بکار میبریم باشیم چرا که با تکرار ذهنیت ما رو می سازد.مواظب ذهنیتمون باشیم که با تکرار رفتار مارو می سازد.مواظب رفتارمون باشیم که با تکرار عادتهای ما رو می سازد و همین عادتها مثل خلبان خودکارمارو هدایت میکنه.میشه فورمول مغزی وسرپیچی ازش مشکله.

      وقتی تو تکلیف قبلی دنبال علتهایی که ما رو چاق کرد بودیم،در اصل دنبال موانع ذهنی بودیم که مارو به اینجا رسونده.فورمولهایی که به ذهنمون دادیم و بطور خودکار مارو تو مسیر چاقی میبرده.

      وقتی من معتقد باشم وراثت من ،منو چاق کرده_کم تحرکی من منو چاق کرده_سوخت و ساز پایین من منو چاق کرده_خوردن من منو چاق کرده….کار تمومه.چرا که بعد این هر بلایی هم سر جسممون بیاریم ذهنمون نظر دیگه ای داره و البته در بدن ما دست برنده با مغز و ذهنه.

      با زور و مقاومت نمیشه با ذهن و فرمانهای مغزی مقابله کرد.سلاح ما متقاعد کردن ذهنه.باید باورش رو عوض کنیم.

      مثلا یکی از دلایل من و یا بهتره بگم یکی از باورهای من اینه که سوخت و سازم کمه .البته اینو از زبون یه پزشک شنیدم و همیشه دنبال این بودم که چی بخورم که سوخت و ساز رو زیاد کنه.

      یه مطالعه ای کردم براساس اون نیاز کالری بدن یه انسان چاق برای انجام کارهای حیاتی بیشتر از نیاز پایه یه انسان لاغره.یعنی اتوماتیک بدن یه انسان چاق بیشتر انرژی میسوزونه.پس این حرف درستی نبود

      یه باور اساسی دیگه که پررنگ تر از باور قبلیه خوردنه.من باورم اینه که هرکی که چاقه بیشتر میخوره.اما بازم افراد زیادی دور و برم هستن که خیلی میخورن و لاغرن و من همیشه حسرتشونو دارم.پس در شرایط مساوی که انسان هستیم و افرینش یکسان نمیشه یکی با غذا چاق بشه یکی نه.

      پس این دلیل هم از درجه اعتبار ساقط میشه

      الان من اینو به خودم میگم که نه خوردن،نه سوخت و ساز پایین،نه ارث،نه خونسردی،هیچ کدوم عامل چاقی من نیست بلکه باور به این موارده که تمرکز من رو به چاقی بیشتر کرده.

      تمرکز من به چاقی ،فرمانهای مغز من،باورهای من منو به سمت چاقی و چاقی بیشتر برد.چاقی من به دست خودم ایجاد شد من با تمرکز مستمر به چاقی خودم رو چاق کردم.

      پس اگه من قدرت اینو دارم که با تمرکز به چاقی چاق بشم،قدرت اینو هم دارم که با تمرکز به لاغری و تناسب ،لاغر بشم

      این تمرکز قراره از کسب اگاهیها ی ریز ریزی که ازسایت میگیریم و تمرین،اشتیاق و تکرار در سطح رفتارما اثر کنه و بعد اونقدر تکرار بشه که تبدیل به عادت بشه و ما همانطور که ناخود اگاه چاق شدیم،ناخود اگاه لاغر بشیم.

      پس من هم اعتراف میکنم چاقی من به دست خودم بوده.

      وهم باور دارم توانایی لاغر شدن رو دارم.من توانمندم.من با قدرت ذهنم و تمرکزم بر لاغری به این هدف دسترسی پیدا میکنم و تا اون موقع که این اتفاق ناخوداگاه بیافته تو این مسیر یه گوشه ای از این سایت کمپ کردم وریزریز اگاهی کسب میکنم،ارامش کسب میکنم وبا اطمینان و صبوری منتظرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار tala.kh25@yahoo.com
      1402/05/20 16:04
      مدت عضویت: 1205 روز
      امتیاز کاربر: 4291 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 315 کلمه

      به نام خدا 

      فواید شکر رو سرچ کردم. با اینکه در سایت فقز چند مورد محدود نوشته بود اما اونقدر ارزشمندن و اونقدر در موردش بدگویی شده که بازم باورم نمیشد. به هر حال خیلی خوشحال شدم. یه لحظه با خودم گفتم اینجوری که هیچوقت ادم بیمار نمیشه.

      خواص شکر :

      جبران کمبود انرژی از فواید شکر

      شکر می تواند فواید و تاثیرات مثبتی بر روی متابولیسم بدن داشته باشد. این ماده غذایی دارای کالری بالایی است. همین کالری بالا باعث جبران کمبود انرژی در بدن می شود

      سلامت پوست از جمله فواید شکر

      اسید گلیکولیک قند می تواند در حفظ سلامت و ظاهر پوست بسیار مفید باشد. از جمله فواید شکر می تواند نقش آن در از بین بردن لکه های پوستی باشد چرا که باعث ایجاد تعادل در روغن های پوست می شود.

      درمان زخم های عفونتی با شکر از جمله فواید آن

      بعضی از زخم ها در صورت عفونت به سختی با آنتی بیوتیک درمان می شوند. در برخی نقاط جهان حتی مردم پول کافی برای خرید آنتی بیوتیک ندارند. تحقیقات نشان داده از جمله فواید شکر درمان زخم های عفونی است. گفته می شود شکر برای درمان زخم بسیار مفید است. در برخی از مناطق فقیر نشین زیمباوه برای درمان زخم ها روی آن ها شکر قرار می دهند. شکر بر روی زخم مانع از رشد باکتری ها می شود.

      مواد مغذی و معدنی در شکر

      شکر تولید شده از منابع طبیعی مانند نیشکر یا چغندر حاوی میزان زیادی فسفر، کلسیم، آهن، منیزیم و پتاسیم هستند.

      فواید شکر قهوه ای برای سلامتی

      در طب سنتی شکر قهوه ای به شکر سرخ نیز معروف است. جدا از مضرات شکر سفید، شکر قهوه ای سرشار از مواد معدنی ضروری برای بدن است. طبع این شکر گرم و تر است. از  جمله فواید شکر قهوه ای این است که باعث پیشگیری از ابتلا به آسم می شود. این نوع شکر دارای خواص ضد آلرژیک است. شکر قهوه ای در بهبود علایم سرما خوردگی نقش موثری دارد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 26807 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 26 کلمه

        سلام از متن شما خیلی احساس خوبی گرفتم. همیشه از شکر بد گفتن و گفتن نخورین. این اولین باره که درباره‌ی فواید شکر میشنوم. خیلی ممنون. 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار شهربانو باقری
        1402/05/23 05:42
        مدت عضویت: 1372 روز
        امتیاز کاربر: 22276 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 139 کلمه

        سلام خانم طلا  …  خیلی  متشکرم ازشما بابت  تحقیق جالبی که درباره  شکر انجام دادید و به اشتراک گذاشتید …شکرچیز خوبیه ولی چون کالری بالایی داره زیادی خوردنش چه به صورت مستقیم و چه ترکیبی  با مواد خوراکی و نوشیدنی  خوب نیست و مانع کاهش وزنه …..

         البته  اونایی که لاغرن و افکار چاق کننده  درباره شکر در ذهنشون نیست  براحتی در مقادیر زیاد به صورت مستقیم یا غیر مستقیم‌ مصرف می کنن و چاق هم نمیشن …

        ولی برای ماها که سالها بر علیه شکر مطلب خوندیم و شنیدیم  مصرفش  می تونه مانع کم کردن وزن باشه … و چون خیلی طول می کشه که نگرش کاملا مثبت به مصرف شکر پیدا کنیم  پس سعی می کنیم مصرف شکر  رو محدود کنیم‌

         اگر کنترل شده مصرف کنیم نه تنها مضر نیست بلکه از فوایدش بهره مند میشیم‌.

        باز هم از شما  سپاسگزارم 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 26807 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,750 کلمه

      به نام خدای مهربان

      سلام به همه عزیزان

      • من خوردن و دلیل چاق بودن میدونستم. آره کلا خوردن و دلیل چاقی میدونستم چون انقدر رو خوردن وسواس گرفته بودم که دوست داشتم هیچوقت گشنم نشه و هیچی نخورم. به همین خاطر ترس از خوردن گرفته بودم و هروقت مجبورم میکردن غذا بخورم گریه میکردم. حتی الان که باز هم تناسب فکری کار کردم اما خیلی وقت‌ها از غذایی که میخورم لذت نمیبرم و باز هم کمی ترس دارم.

      اما این دلیل خیلی بی‌منطقه چون انسان برای زنده موندن باید غذا بخوره‌. هیچکس تو دنیا نیست غذا نخوره. حتی لاغرترین افراد که بسیار سلامت هم هستن هر روز غذا میخورن. 

      برای مثال افراد پیری هستند که بسیار لاغرند، کاملا سلامتن و صاف راه میرن. مامان مامانبزرگم همیشه لاغر بود حتی با اینکه خیلی پیر شده بود و آلزایمر گرفته بود اما همچنان تا آخر، آزمایش‌هاش همه سالم بودن. هیییچ بیماری دیگه‌ا‌ی نداشت و بسیار لاغر و سالم بود. تازه عاشق دلستر بود و همیشه دلستر میخورد. زمان جونی‌هاش هم خیلی نون میخورده. 

      یک دوستی داشتم که انقدر لاغر بود که شکمش مثل کاغذ A4 بود، انگار که شکمش چسبیده بود به کمرش، درحدی که مامانم تعجب کرده بود چطوری همچین چیزی ممکنه. اما تو مدرسه که باهم بودیم هر زنگ تفریح خوراکی میخورد‌. هر روز بستنی و شکلات میخورد. عاشق شیرینی و هله‌هوله بود، خیلی وقت‌ها میگفت رفته از سوپری و قنادی خرید کرده. و همیشه از چیزی که میخورد لذت میبرد. 

      • خوردن نون و برنج و روغن و دلیل چاقی خودم میدونستم. بارها و بارها شنیده بودم نون و برنج آدم و چاق میکنه.

      اما تو فیلم‌های ژاپنی به خصوص قدیمی‌هاش، هر سه وعده و برنج میخوردن. تعجب کرده بودم چطور صبحانه‌هم برنج میخورن. 

      پسر عموم که لاغره همیشه نهار باید برنج میخورد. اگه نهار نونی میبود و برنج نداشتن اصلا غذا براش محسوب نمیشد.

      دختر داییم فکر کنم اکثر اوغات نهار برنج میخورن و حتی شام، اما اون هم لاغره و اندام خیلی خوبی داره. 

      طبیعتا غذای ایرانی‌ها نون و برنجه. شوهر دختر عمم لاغره و همه سر یک سفره غذا میخورن. اما ایشون با اینکه ازدواج کرده و در یک خونه دیگه غذا میخورن اما همچنان لاغره و تغییری نکرده. 

      یک خواننده و میشناسم که از بچگی و دوران نوجونیش لاغر بوده، خیلی وقت‌ها برنج و نودل و نون میخوره اما لاغره. درسته که این فرد و در زندگی خصوصیش نمیشناسم که چطور غذا میخوره اما هر وقت ازش درباره رژیم پرسیدن هیچ‌وقت حرفی برای گفتن نداشته و تعجب کرده.

      یک خواننده دیگه میشناسم که حتما باید برنج بخوره، میگه برنج که میخورم انرژی میگیرم. یکبار براش یه سوپ اوردن که توش برنج نداشت، سوپ و هم میزد که برنج پیدا کنه، و ناراحت شده بود چرا برنج نداره. 

      • ارث رو دلیل چاقی میدونستم. البته پدر و مادرم چاقی خیلی کمی دارن که از نظر دیگران اصلا چاق محسوب نمیشن حتی بالعکس لاغرهم محسوب میشن. مامانم میگفت ما ارث چاقی نداریم پس نگران نباش. شاید همین حرف یکم جلوی باور قوی ارثی بودن چاقی و میگرفت. اما در بین فامیل‌ها همه چاقن، چه چاقی کم چه چاقی زیاد. فقط در حد انگشتان یک دست، چند نفری لاغرن.

      یکی از فامیل‌های دور با اینکه بقیه اعضای خانوادش چاق هستن اما خودش لاغره. 

      پسر خالم با اینکه بقیه اعضای چاق هستن اما خودش لاغره و سر یک سفره غذا میخورن. 

      شوهر دختر عمم هم دیدم که خودش لاغره. 

      پسر عموم لاغره اما دیگر اعضای خانواده نه‌. تنها عضو خانوادس که از بقیه بیشتر غذا میخوره و اصلا به رژیم و این و نخور اون و بخور فکر نمیکنه. انگار فقط و فقط غذا میخوره، با فکرش غذا نمیخوره. 

      پسر عموی دیگم همیشه لاغر بوده، حتی وقتی هم ازدواج کرده تغییری نکرده. 

      دختر عموم لاغره و همه سر یک سفره غذا میخورن اما فقط اونه که کاملا متناسبه. 

      همسایمون دوتا دختراش لاغرن. 

      دوستم همیشه از بچگی لاغر بوده حتی وقتی ازدواج کرده لاغرتر هم شده. با اینکه دیگر اعضای خانواده کمی چاقی داشتن. 

      یه دوستی داشتم که خودش و داداشش لاغر بودن اما مادرشون چاق بود. 

      یه دوست دیگه داشتم خودش لاغره اما داداشش چاقه. 

      • ورزش نکردن و تحرک نداشتن و دلیل چاقی میدونستم. اما با اینکه همیشه از دیگران بیشتر ورزش میکردم و کلی فعالیت میکردم میدیدم کسایی که هیچ کلاس ورزشی نرفتن همشون لاغرن. البته از نظر استقامت بدنی قوی‌تر بودم اما لاغر نبودم.

      یادمه زمانایی که من در حال رفتن به کلاس‌های ورزشی مختلف بودم دختر داییم کلا کلاس ورزشی نرفته بود اما لاغر بود. الان هنوز هم لاغره و میره باشگاه اما نه برای لاغری، اون یکسالی و اندی که داشته برای کنکور میخوند خیلی لاغر شده بود، خودش گفت خیلی دیگه بد شده بودم و الان که رفتم باشگاه بدنم پرتر شده. 

      دوستم که از بچگی باهم دوست بودیم خیلی لاغر بود، حتی زمانی که هیچ چاقی در بدن من ایجاد نشده بود از من لاغرتر بود. اون هم هیچوقت کلاس ورزش یا باشگاه نرفته بود. اتفاقا یه مدت رفت باشگاه که چاق‌تر بشه، اتفاقا چاق هم شد درحدی که دستاش و مچ دستش هم پف کرده بود. نمیدونم چیکار کرده بود، حتما به زور غذا خورده بوده.  اما خیلی سریع برگشت به حالت قبلیش و از اون موقع همین طور لاغر مونده. حتی لاغرتر هم شده. به گفته خودش دوست داشته که چاق بشه چون از لاغری افسردگی گرفته بوده و از خودش که اینقدر لاغره بدش میومده. 

      پسر خالم اصلا ورزش نمیکنه، همش نشسته پشت میز درس میخونه، یا با PS4 بازی میکنه اما لاغره. 

      پسر داییم کلا ورزش نمیکرد و همیشه لاغر بود، اتفاقا تازگی‌ها کارش جوریه که باید سرپا باشه، اما یکم چاق شده. که فکر کنم باوراش عوض شده. در حال که قبلا بیشتر درحالت نشسته بود لاغر بود. 

      پسر عموم لاغره، همیشه هم تو خونه بود و فعالیتی نمیکرد. یا میرفت مدرسه یا مینشست با گوشی و PS4 بازی میکرد. 

      پسر عموی دیگم هم همیشه لاغر بوده و ورزش نمیکنه. 

      یکی از آشنایان که کارش پشت میزیه بسیار لاغره. سال‌هاست که لاغره، اصلا هیچ فعالیت ورزشی انجام نمیده. 

      یکی از استادامون توی ۴ سالی که میشناختمش لاغر بود، اتفاقا لاغرتر هم شده بود. هر روز هفته یا دانشگاه بود یا سر کارای خودش که پشت میزیه. 

      یکی از دوستام لاغر بود اما اصلا ورزش نمیکرد و ورزش و دوست نداشت. 

      یکی و میشناختم که لاغر بود و از لاغریش ناراحت بود، همش میگفت چیکار کنم که چاق بشم؟ برم باشگاه چاق میشم؟. اصلا ورزش نمیکرد و فکر میکرد بره باشگاه میتونه چاق بشه. 

      • دوران بلوغ و دلیل چاقی میدونستم.  که این دلیل هم بی‌اساسه، چون همه‌ی افرادی که مثال زدم از سن بلوغ رد شدن و همچنان لاغرن. 
      • فکر میکردم بدن من کلا مدلش اینجوریه که چاق باشه. که دلیل بسیار غلطیه چون بچگیم لاغر بودم. وقتی هم که به دنیا اومدم یک کیلو و هفصد بودم.

       زمانی که ۱۸ کیلو کم کردم پوست و استخون شدم پس معلوم میشه که بدنم میتونه لاغر بشه. این چربی‌ها هستن که باعث شدن نتونم خودم و لاغر تصور کنم. 

      • شنیده بودم که چربی‌ها هرچی بگذره سفت میشه و آب کردنشون سخت‌تره. به مرور زمان که به سال چاقیم اضافه شد گفتم شاید منم اینطور باشم. اما این دلیل هم رد میشه. 

      مثالی از خود استاد واضح‌تر؟ که گفتن ۳۵ سال چاق بودن. 

      خیلی از دوستان این سایت سنشون خیلی از من بیشتره اما به راحتی بعد از سال‌ها لاغر شدن. 

      بخوایم یه جور دیگه نگاه کنیم هرکی چاقه قسمتایی از بدنش که چربی داره همشون نرمه، اینطور نیست که مثل سر آدم که از استخونه سفت باشه. پس چجوریه که میگن چربی‌های ما سفت شده قدیمی شده آب نمیشه؟ مگه سیمانه؟ مگه سنگ رسوبیه که لایه لایه باشه؟ هرچی لایه قدیمی‌تر سفت‌تر؟. عکس چربی بدن و که دیدم یه چیزی شبیه ژله هستش و بافت یکپارچه داره. اینطور نیست که بعضی‌ جاهاش سفت باشه بعضی‌ جاها نرم. 

      • باور داشتم که اگه برم باشگاه و وزنه بزنم بدنم پف میکنه. فکر کنم این دلیل و به این خاطر داشتم که اولین بار که رفتم باشگاه خیلی لاغر بودم و مربی اصرار داشت که بیا پاهات و پر‌تر کنیم. من و چندباری مجبور کرد به زور سیب‌زمینی و تخم‌مرغ آبپز بخورم، میگفت باعث میشه بدنت پر بشه. در واقع اون سه ماهی که باشگاه رفتم واقعا چاق‌تر شدم. از اون به بعد هم هروقت رفتم باشگاه و از دستگاه و وزنه استفاده کردم چاق‌تر شدم. میگفتم من وقتی میرم باشگاه پف میکنم. برای همین ترس از وزنه گرفته بودم. از اون به بعد هر ورزشی رفتم بدون استفاده از وزنه بوده. 

      تنها فردی که این باور اشتباه و نقض میکنه پسر داییمه که زمان کوتاهی رفت باشگاه و هیچ تغییری نکرد، همچنان لاغر موند. 

      •  کمبود یکسری باکتری مفید در روده  و یبوست و دلیل چاقی میدونستم. چندتا نمونه هم از نزدیکان داشتم که این مشکل و داشتن و چاق بودن. حتی بچشون که دنیا میومد هم همین مشکل و داشت و چاق بود. 

      درسته که این هم فقط یک باور اشتباهه اما فرد لاغری که دلیلی بر رد این باور باشه نمیشناسم. نمیشه هم ازشون در این باره سوال پرسید. 

      من فاطمه نیکوزاده فقط و فقط خودم مقصر چاقی‌ام هستم. من فقط بی چون و چرا هرچی بقیه گفتن باور کردم. اگر باور نمیکردم، چاق نبودم پس خودم مقصر هستم. خودم مقصرم که رفتم سرچ کردم و دلایل چاقی بیشتری برای خودم ردیف کردم. خودم تو ذهنم تجزیه تحلیل الکی کردم که فلان چیز باعث چاق شدن میشه یا فلان چیز باعث شده چاق بشم. 

      من خودم خودم چاق کردم پس فقط خودمم که میتونم خودم و لاغر کنم. خودم قدرت و داده بودم دست غذاها و عوامل بیرونی. خودم خودم و ضعیف میدونستم، ذهنم و بدنم و ضعیف میدونستم. 

      همه‌ی اینا فقط فکر و توهمات توی ذهنم بود، فقط گفت و گوهای اشتباه با خودم بود، فقط تجزیه‌تحلیل اشتباه با خودم بود. 

      من خودم مقصر چاقی‌ام هستم. 

      ۸ سال پیش با فعالیت کردن و اکثر روز سرپا موندن، و با اندازه‌ی گنجشک خوردن به مدت ۵ یا ۶ ماه، ۱۸ کیلو کم کردم. ۱۸ کیلو اون زمان برای بدن من خیلی زیاد بود چون چیزی جز استخون برام باقی نمونده بود. الان که فکرش و میکنم تعجب میکنم چطور انقدر بدنم تونسته لاغر بشه. 

      یه مدت تونستم ۳ کیلو کم کنم. 

      یه مدت با ورزش سخت و کم خوردن تونستم ۲ کیلو کم کنم. 

      یک سال پیش کار خاصی نکردم و در دوهفته از استرس ۵ کیلو کم کردم. 

      با تناسب فکری خیلی عالی و راحت و سلامت وزن کم کردم که نمیدونم چقدر بوده. 

      پس نتیجه میگیرم که بدنم خیلی راحت و سریع میتونه لاغر بشه. خیلی سریع‌تر از چیزی که فکر میکنم لاغر میشه. چون حالت طبیعی بدن متناسب بودنه. چاقی یک جور بیماریه و میخواد چربی‌های اضافی و از بین ببره. هیچوقت نشده که دستم ببره و جای زخم بزرگ و بزرگ‌تر بشه و خون بیشتری بریزه، اتفاقا برعکس خیلی سریع مراحل ترمیم و انجام داده. 

      من قدرت و دست خودم و میدم و به بدنم اعتماد میکنم که کارش و به نحو احسنت انجام میده. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار ایوا
        1402/05/22 18:41
        مدت عضویت: 264 روز
        امتیاز کاربر: 2675 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 12 کلمه

        چقدر عالی نوشته بودی.با خوندن نوشته ی شما ،حرفهات استاد جاگیر شد.ممنون

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          امتیاز کاربر: 26807 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 5 کلمه

          خیلی ممنون از شما 🌻

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار گلستان
      1402/05/01 16:26
      مدت عضویت: 331 روز
      امتیاز کاربر: 1225 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 356 کلمه

                         به نام خدای مهربان 

                                                      متن ۱۲( ناشنوایان )

      خودت، خودتو چاق کردی، تقصیر کسی نیست…

      …الان دیگه نباید از شنیدن این جمله ناراحت بشی؛ تازه باید احساس خوبی هم  پیدا کنی که داری کسی باهات حرف می زنه که خودش چاق بوده، سال ها فکر می کرده که دیگران باعث چاقیشن.سال ها پدر و مادرم رو سرزنش می کردم که چرا اونا چاق بودن که من چاق باشم. سالها گله و شکایت به خدا داشتم که چرا منو اینجوری خلق کرده. سالها از هر چیزی بهانه ای به وجود می آوردم برای اینکه چاقی خودمو توجیه کنم ولی به لطف خدای مهربان الان با کمال میل می پذیرم که‌ اون سالها مقصر خودم بودم که چاق بودم و الان هم حق منه که متناسب باشم چون می خوام که متناسب بشم، شدم و تا ابد خواهم بود و این حق برای همه هست؛ نه فقط برا من، برای همه هست. هر کسی در این مسیر حرکت کنه، به این هدیه می رسه.یکی از شگفتی های دوره ی لاغری با ذهن اینه که نتیجه برای همه به اندازه ی کافی هست، همه می تونن لاغر بشن؛ هیچ نیازی به عجله نیست،هر کسی از این مسیر بره، مقصد آماده س.مقصد آماده س.همه متناسب میشن،

       به چه شرطی؟

      باور کنن که می تونن لاغر بشن و پا به پای من حرکت کنن، 

      خیلی دوستتون دارم، خیلی خوشحالم که در سایت تناسب فکری هستید، حضور دارید. نمی دونم به‌ چه طریقی با این سایت آشنا شدید ولی هر طریقی هست، لطف الله مهربانه که دوستان خوبی رو برای من قرار داده، که دور من جمع کرده، با همدیگه میخوایم در مسیر لاغری با ذهن حرکت کنیم. می خوایم زندگی جدیدی رو برای خودمون خلق کنیم. میخوایم لذت زنده بودن رو بچشیم و این فوق‌العاده کار مقدس و ارزشمندیه. حتما تمرينات رو انجام بدین. منتظر خوندن نظرات عالی شما و تمرينات فوق‌العاده تون هستم. به لطف خدای مهربان، جلسات بعدی هم ادامه خواهد داشت. هر جا که هستید در پناه خداوند متعال، شاد باشید و در مسیر متناسب شدن.                                       خدا نگهدار 

      پایان گام دوم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار گلستان
      1402/04/31 16:31
      مدت عضویت: 331 روز
      امتیاز کاربر: 1225 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 1,057 کلمه

                      به نام خدای مهربان                                                 متن۱۱( ناشنوایان )

      این نتیجه ی نهایی رو می خوایم از الان تغییرش بدیم…

      …می خوایم این فکری که در مغز شما از قبل بوده که شما نمی تونی لاغر بشی رو می خوایم بشکنیم، چطوری؟ می خوایم،می خوایم از خودمون دلیل واضح بیاریم. هر چند باری که شما برای لاغری اقدام کردی، هر چقدر کم کردی، ثابت می کنه که جسم شما توانایی لاغر شدن رو داره و این باید شما رو خوشحال کنه که بابا، از روش اشتباهی که در نهایت نتیجه نداد جسم بیچاره ی من تونست کم کنه؛ حالا فکرش رو کن از یه روش صحیح چه شگفتی ای می تونه بسازه. ؛ واقعا دارم میگم ها.خیلی وقت ها به من پیام میدن مثلا میگن:  ما تا حالا دو سه بار رژیم گرفتیم تا ۲۰ کیلو هم کم کردم ولی الان دوباره چاقم. میگم: ” بابا دمت گرم! آفرین، خیلی خوبه! میگه چه فایده داره؟ خب اون جواب میده: من دوباره چاق شدم، ببین این همون باور اشتباهه س که طرف ۲۰کیلو کم کرده؛ اما چون باور نداره که می تونسته کم کنه و می تونه لاغر باشه، میگه چه فایده داره؟ چه ارزشی داره؟ من که دوباره چاق شدم؛ بله چاق شدی چون در ذهنت نتیجه ی نهایی اینه که تو باید چاق بمونی؛ باید الان اينو عوض کنی دیگه. ما می خوایم اينو عوض کنیم. چطور می تونی عوضش کنی؟ باید از الان نتیجه رو تغییر بدی، باید به گذشته ی خودت فکر کنی؛ دفعاتی که شما وزن کم کردی، نیم کیلو بوده، ۲۰۰گرم بوده‌، یک کیلو بوده، ۵کیلو بوده، ۱۰کیلو بوده، بیای درباره‌ی هر دفعه ش یک جمله بنویسی. من در فلان تاریخ، حالا تاریخ ش یادت بود می نویسی، در فلان سال حالا یا اصلا من یه موقعی از فلان برنامه ی غذایی استفاده کردم، از فلان روش استفاده کردم و اینقدر کاهش وزن داشتم یا اینقدر کاهش وزن پیدا کردم؛ دیگه ننویس بعدش دوباره برگشت. چی کار برگشتش داری؟ما میخوایم توانایی جسممون رو بشناسیم؛ اینکه دوباره برگشتی به وزن قبلت ، کار اینه( اشاره به مغز ) ، کار این جسم بیچاره نیست ، کار  اینه( اشاره به مغز ) جسمت می تونه لاغر بشه؛ اصلا اشتیاق داره که لاغر بشه. چرا وقتی شما هر روشی رو که شروع می کنی احساس می کنی که یه تغييراتی داره شکل می گیره؟چون اصلا بدن شما مشتاق لاغر شدنه، چاقی اصلا یه ضایعه س، یه بیماریه، یه اختلال جسمیه برا جسم ما وبدن ما عاشق لاغریه؛ شما  وقتی دستتون بریده بشه، اصلا بدنت خودش مشتاق که این زخمو ترمیم کنه. بلافاصله در عرض چند دقیقه خونریزی بند میاد. اگه خیلی خسارت یا زخم عمیقی زده باشی بالاخره شما به عنوان کمک رسانی به جسم خودت یه چهارتا بخیه می زنی، دیگه باقیشو جسمت انجام میده؛ سلول سازی می کنه، ترمیم می کنه، نمی دونم اصلاح می کنه، کلی کار می کنه، بعد چند وقت می بینی اصلا اثری از اون خسارتی که تو به خودت زدی وجود نداره؛در مورد چاقیم همینه؛ جسم شما عاشق اینه که لاغر بشه ؛ مشتاق لاغر شدنه، شما نمی زاری. شما نمی زاری. مثل اینه که دستت بریده بشه، شما هر روز  دوباره جای اون زخمو وا کنی.خب صد سال نمی تونه بدنت این زخمو برطرف کنه ؛ چون تو نمی زاری که برطرفش کنه. در مورد لاغری هم همينه؛ تو نمی زاری بدنت لاغر بشه.تو با رفتار اشتباه، با افکار اشتباهت نمی زاری بدنت لاغر بشه و ما می خوایم اینو یاد بگیریم که چطور باید به کمک خودمون بشتابیم؟ باید چیکار کنیم که به خودمون کمک کنیم در مسیر لاغری حرکت کنیم؟ و این کار شدنیه مثل این همه دوستانی که به لطف خدا از دوره ی لاغری با ذهن استفاده کردن و شگفتی ها خلق  کردن؛ خیلی از خودم نتایج بهتری گرفتن؛ چون من اون زمانی که این روش رو کار کردم ، استادی نداشتم؛ کسی رو نداشتم که ازش راهنمایی بگیرم، خودم داشتم سعی و خطا می کردم؛ خیلی وقتها يه کاری رو انجام می‌دادم، میدیدم نه، نتیجه نمی ده، عوض می کردم، تمریناتو جا به جا می کردم، تمرین جدید درست می کردم. ایده‌هایی که بهم داده می شد رو انجام می دادم. الان نتیجه ی اون سال هایی که من با خودم؛ رو خودم کار می کردم و چند سالی که دارم با انسان های زیادی کار می کنم رو دارم به شما یاد میدم یک مسیر شسته رفته ی عالی، کامل و صد در صد نتیجه بخشه.این کارایی که شما دارین میرین و به همین دلیله هنرجوهای من از خودم بهتر نتیجه می  گیرن. خیلی‌هاشون اینجورین ، در مدت کمتر از من، نتايج بهتر گرفتن و به لطف خدا منم راضیم، وقتی می بینم دوستان اینقدر عالی نتیجه می گیرن، خب لذت می‌برم و خدا رو شکر می کنم که من رو در مسیری هدایت کرد که اول تونستم به خودم کمک کنم زندگی جدیدی رو برای خودم خلق کنم و بعد این لطف خدا شامل حالم شد که راهنمای افرادی که عاشق لاغرین بشم و به لطف خدا، این مسیر رو ادامه میدیم.

      تمرینات این بخش رو حتما انجام بدید. 

      تمرین اول:این بود که برید دلایل چاقی خودتون رو به این قسمت منتقل کنید و برا هر دلیل خودت بری توجیه بیاری، نمونه پیدا کنی که دلیل چاقی خودت رو رد کنی. مرحله ی بعدیش پذیرش مسئولیت چاقی بود.حتما در قالب یک جمله، در قالب یک متن، هرجوری می خوای بنویس، طوری که بپذیری، باور کنی که مقصر چاقی خودت هستی، * اینو باید حتما انجام بدی  خیلی مهمه.*قسمت سوم: تمرین قسمت سوم: باور به توانایی خودت برای لاغر شدنه. به دفعات قبلی که شما از هر روشی استفاده کردید توجه کنید، ببینید چه مقداری کاهش وزن داشتی، به خودت تبریک بگو، بنویس، بنویس، بارها بخون که بابا من تونستم این مقدار، این مقدار، این مقدار کم کنم. اینها همه اطلاعات صحیحیه که ما به مغز مون میدیم برا متناسب شدن و به‌ این شکل مغز مون رو هدایت می کنیم در مسیر متناسب شدن و مطمئنم دوستانی که جلسه ی اول رو به خوبی گوش داده باشن تا همین لحظه که دارن این جلسه رو گوش ميدن، یک سری تغییر افکار و احساس در اون ها شکل گرفته، حداقلش اینه که یک احساس امیدواری پیدا کردن که می تونن متناسب بشن و 

      این حق شماست که متناسب بشید ، این حق شماست که چاق باشید، بهت بر نخوره، حقته که چاق باشی، ببین چکار کردی؟ خودت، خودت رو چاق کردی، تقصیر کسی نیست…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      1402/04/30 15:36
      مدت عضویت: 1421 روز
      امتیاز کاربر: 6727 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 259 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز ودوستان همراه

      باور مخرب جدیدی که اخیرا با کارکردن روی عزت نفسم که نتیجش آرامش روحی وحل یک مساله ای بود که سالها باهاش درگیر بودم ایجاد شد اونم مخفی اینکه فردی که آرامش داره  چاقه وهرچه آرامش بیشتر پس چاقی بیشتر .

      ومن چون علاقه زیادی به دوره های ذهنی وارتقا شخصیتم دارم بعد مدتی به طور ملایم همزمان با رشد عزت نفسم  اضافه وزنم هم باشیب ملایم رشد کرد 

      اگر اینطوری باشه که آرامش روحی باعث اضافه وزن میشه پس اینهمه  افرادی که دوربرم میبینم شادند وارامش دارن پس چرا متناسب هستند .

      مثلا خانم یکی از اشناهامون همش شاده و دنبال تفریحات سالم هست  و دوتا فرزند داره و آدم دوست داره باایشون باشه اما کاملا متناسب هست .

      یا یک مادر ودختری  رو تو نزدیکیهامون میشناسیم که انسان کیف میکنه با اونها صحبت میکنه و آرامش عجیبی دارن اما کاملا متناسب هستند .

      من متناسب شاد عزیز قبلن هم از اردیبهشت سال ۱۴۰۰ با آموزشهای لاغری با  ذهن وکنترل ذهنم  تونستم از وزن ۷۴ به ۶۰ در اردیبهشت ۱۴۰۱ برسم .وتمامی باورهای مخرب چاقی رو بی اعتبارکنم وتا اردیبهشت۱۴۰۲ مچنان رفتارم عالی بود .  اما در اردیبهشت ۱۴۰۲ با رونمایی این کد مخرب دوباره تغییرات رفتارییم به سمت پرخوری شکل گرفت .که مچ خودم رو گرفتم 

      .پس الان هم متعهد میشوم عاشقانه این مسیر رو با لذت طی کنم تا به وزن ۵۸ برسم .البته وزن نکردم ولی احساس میکنم وزنم ۶۳ یا ۶۴ باشه چون یه خرده لباسم چسبون  شده .

      چالش خوبیه برام که از وزن قبلیم هم دو کیلو پایین تر بیام .

      به امید خدا .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار گلستان
        1402/05/01 16:35
        مدت عضویت: 331 روز
        امتیاز کاربر: 1225 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 82 کلمه

        سلام دوست عزیز! 

        متناسب شاد!

        آفرین به شما!

        خیلی از خوندن نوشته شما لذت بردم واین نکته نظرم رو جلب کرد که خیلی عالی وبه طور مداوم دنبال باور های مخفی چاقی هستین .

        از شما یاد گرفتم که نوشتن دلایل چاقی و رد کردن اونها به همون جلسه ویک بار ختم نمیشه و اون فرمولی که اونجا از استاد یاد گرفتیم رو همیشه باید به کار ببریم تا نتایج عالی ببینیم و همیشه حواسمون به جسممون باشه.

        براتون آرزوی موفقیت روز افزون دارم .مرحبا به شما!

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار گلستان
      1402/04/30 08:34
      مدت عضویت: 331 روز
      امتیاز کاربر: 1225 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 1,032 کلمه

                         به نام خدای مهربان 

                                                       متن ۱۰( ناشنوایان )

      چطور باید لاغر بشیم؟…

      … این خیلی، از اینجا به بعدش دیگه همش آموزشیه و خیلی باید با دقت انجامش بدین. ببینید برای لاغر شدن از طریق ذهن، همیشه گفتم که آموزشه، باید یاد بگیری، باید به ذهنت یاد بدی. شما وقتی می خوای موسیقی رو یاد بگیری، از نت های موسیقی برات شروع می کنن،من نرفتم نمی دونم ولی حدسم اینه؛

      می خوای بری زبان انگلیسی یاد بگیری، الفبای زبان انگلیسی رو، 

      می خوای فارسی یاد بگیری اول میان الفبای فارسی رو بهت یاد میدن،

       می  خوای بیای رانندگی یاد بگیری اول میان الفبای ماشین رو بهت یاد میدن؛ راهنما کدومه، پدال کدومه، ترمز دستی و….

      ببینید پس هر آموزشی از بیسش(base)  یعنی از پایه شروع میشه.، الفبا داره،

      *الفبای لاغری با ذهن، ایجاد فرمول های صحيح در ذهنه * 

      میخوایم یه فرمول جدید رو به ذهنمون بدیم، یه نگاه جدید رو ایجاد کنیم، یک باور جدید رو ایجاد کنیم؛ مثل بذر کاشتنه. ما از الان می خوایم بذر لاغری رو در ذهنمون بکاریم، چطور؟ بهتون میگم. برای همه ی افراد چاق، به اندازه ی همه ی شکست ها یی که در مسیر لاغری خوردن، لاغر شدن براشون غیر قابل باور تر شده؛یعنی اگر ۵بار از روش‌های مختلف استفاده کرده ونتیجه نگرفته، مثلا ۵ دفعه براش لاغر شدن دور از دسترسه،اونی که ۱۰ بار شکست خورده، ۱۰ بار لاغر شدن براش غیر قابل دسترسه؛اینها هی نا امیدترن ها، یعنی هر چقدر شما روش های مختلفی رو انجام داده باشی و لاغر نشده باشی؛ به همون اندازه شما ناامیدتری از اینکه بخوای لاغر بشی؛بنابراین گام اول برای اینکه به‌ ذهنمون یاد بدیم که می تونه لاغر بشه،

       پذیرفتن مسئولیت لاغری و تعیین الفبای لاغریه،

       حالا چجوری؟ مسئولیتش چجوریه؟

      اول باید تعهد بنویسی که من الان دارم میگم، شما به این شکل جمله تون رو اصلاح کنید درباره‌ی خودتون؛

      من رضا عطار روشن از امروز تاریخ فلان رو می زنی، متعهد هستم که از وزن ۱۳۵کیلو گرم( وزنی که من بودم ) ، شما هم وزنی که الان هستید، خودم را به وزن( چیزی که می  خواید مثلا برای من ۸۵کیلوگرم ، برای شما هر چی که می خواید ) برسانم. من رضا عطار روشن از امروز تاریخ فلان متعهد هستم خودم را به وزن ۸۵کیلوگرم برسانم و در این مسیر از هر تلاش و کوششی سر باز نخواهم زد.این تعهده و خیلی خیلی اهمیت داره که شما مسئولیت چاقی قبلیتو پذیرفتی با این تعهد و مسئولیت لاغری ای که قراره به وجود بیاد رو هم می پذیری؛ این ميشه الفبای لاغری. این یک بخششه.پس این تعهد رو برای خودتون در یک دفتر، در یک کارت زیبا؛ هر جوری که بهتون احساس بهتری میده، می خوای یک کارت پستال خیلی خوشگل تهیه کن، با یک خط خوانا و خوشگل و رنگ هایی که دوست داری بنویس، میخوای با یک برگه آچار بزرگ بنویس بزن رو در کمد، رو دیوار و هر جا که دوست داری، می خوای  روی گوشی موبایلت، یه جای دنج بنویس، می خوای ضبط کن. سخت نگیر، یه جایی فقط اینو ثبتش کن وحتما در قسمت نظرات هم به عنوان تعهد بیا بنویس. بیا جلوی این همه دوستایی که دارن از این دوره استفاده می کنن، چه اونایی که قبلا استفاده کردن، چه اونایی که بعدا استفاده می کنن.  بیا تعهد بده که من فلانی، تصمیم گرفتم، مسئولیت شو پذیرفتم که خودمو از این وزن به این وزن برسونم. 

      یه تعهد بده که اشتیاق در شما شعله‌ور بشه؛ این بذر رو بکار؛ این ميشه بذر کاشتن. 

      و برا اینکه اشتیاق و امیدواری رو در شما بیشتر کنم، بازم يه تمرین خیلی جالب دیگه براتون دارم. ببینید خیلی از آدم‌ها فکر می کنن نمی تونن لاغر بشن خیلی باور های مختلفی هم دارن؛ یکی میگه:  مثلأ من استخون بندی من فلانه، درشته، من دیگه اینم، بعضی‌ها میگن: بابا چربی های من دیگه خیلی سفت شده، چربی های قدیمیه، من سی ساله اضافه وزن دارم، دیگه اون چربی هایی که ۲۰سال قبل تشکیل شده، اینها که آب نمیشه. فایده نداره، هر کسی یه بهانه ای داره که لاغر نشه.ببینید آدمی که مسئولیت کار خودشو( الان شما رو نمی گم؛ چون الان دیگه شما متفاوت از اون آدم دیروز و پریروز هستی، یه افکار جدید رو داری به وجود مياری در ذهنت )، اونی که از اینا خبر نداره، شمایی که از این موضوع خبر نداشتی، یه کلی دلیل داشتی برا اینکه چرا چاقی، یه کلی دلیلم داشتی برا اینکه چرا نمی تونی لاغر بشی؟ و ادغام این ها  شما رو از پا درآورده بود که شما پذیرفتی در این وضعیت اسفبار باید زندگیتو ادامه بدی.

      ما اومدیم چکار کردیم؟ 

      دلایل اضافه وزن رو اومدیم رد کردیم.

       حالا دلایل ناتوانی در لاغر شدن رو هم می خوایم رد کنیم. ، بازم قانونه، هيچ فرقی نمی کنه؛ اگر جسم شما تا الان تونسته یکبار حتی یک کیلو گرم از وزنش رو کم کنه پس بنابراین جسم شما می تونه کاهش وزن رو داشته باشه. 

      اگر شما از هر روشی استفاده کردی، هر چه مقداری که تونستی از وزنت کم کنی، اون نشون میده، اون ثابت می کنه که شما می تونی متناسب بشی، اگر الان متناسب نیستی، روشت اشتباه بوده، مسیر اشتباه بوده‌ که شما رو به نتیجه نرسونده، و الا  جسم شما مشکلی نداره؛ چون با همون مسیر اشتباه هم تونستی یک مقداری از وزن خودتو کم کنی، 

      خودمو دارم میگم،بارها روش های مختلفی رو امتحان می کردم، ۵کیلو، ۱۰ کیلو، حتی ۲۰کیلو از وزنمو کم می کردم، اما دوباره بر می گشت. 

      چرا بر می گشت؟ چون اصلا باور نداشتم که من می تونم کاهش وزن داشته باشم.؛ اصلا من همش فکر می کردم نمی تونم لاغر بشم. تلاشمو می کردم ولی یه مقدار که کم می کردم از همون روزای اول منتظر بودم که دوباره چاق بشم چون اینجا( اشاره به مغز) اصلا ثبت شده بود که تو نمی تونی لاغر بشی. به خاطر همون  دلايلی که سالها و سالها برای خودم آورده بودم؛ نمی ذاشت من لاغر بمونم. ، میشدم، لاغر میشدم، مقداری از وزنم کم می شد ولی دوباره بر می گشت. ، چون فرمول ها اشتباهه؛ وقتی نتیجه در مغز شما چاقی ثبت شده باشه، هر فرمولی اونجا شما انجام بدی، نهایتا نتیجه باید بشه چاقی. ما می خوایم این نتیجه ی نهایی رو می خوایم از الان تغییرش بدیم. ….

      ادامه دارد….

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار گلستان
      1402/04/28 19:46
      مدت عضویت: 331 روز
      امتیاز کاربر: 1225 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 1,051 کلمه

                        به نام خدای مهربان                                                   متن ۹( ناشنوایان )

      بنابراین خودت رو مسؤل لاغریت هم نمی دونی…

      … و هر چی  به وجود میاد رو مثلا میگی؛ من خب چون این رژیمو گرفتم اینقدر لاغر شدم حالا که رژیم نمی گیرم؛ حالا که نمی گیرم پس طبیعیه برگرده .من چون این قرص رو مصرف می کردم لاغر شدم؛ پس حالا چون مصرف نمی کنم پس طبیعیه دوباره برگرده. ببین چون مسئولیت رو از اینجا(اشاره به مغز ) برداشتی، نه چاقی رو خودت رو مسؤل می دونی؛ پس بنابر‌این لاغری رو هم نمی تونی خودت مسؤلش باشی و از دستش میدی.

       مهمترین گام برای لاغر شدن اینه که مسئولیت چاقی خودت رو بپذیری، فقط هم به گفتن نیست ها؛ کتبی باید تعهد بدی، بنویسی، *

      من این کارا رو کردم ‌،

      اگر شما هم می خوای زندگیت رو تغییر بدی، باید از روش من پیروی کنی، اگه به من اعتماد داری، اگر از شنیدن این فایل ها احساس بهتری پیدا کردی، اگر يه نور امیدی در وجودت روشن شده که شما هم می تونی لاغر بشی؛ پس اعتماد کن به من، هر کاری میگم رو انجام بده، خجالت نکش، خیلیا از اضافه وزن شون خجالت می کشن، خجالت نکش، خجالت نداره، کاریه که خودم انجام دادم، می پذیرمش، درستش می کنم. این جمله خیلی احساس بهتری در من ایجاد می کنه تا بخوام بگم که نه من نمی دونم چطور چاق شدم، اصلا، اصلا من، اصلا، من، اصلا دلیل نداره، من کاری نکردم، همین جوری بود، همین جوری چاق شدم. این بر هم زدن صورت مسئله هیچ کمکی به شما نمی کنه، یه بار قشنگ محکم پیش خودت بگو،

       من خودم مقصر چاقیمم ، مقصر چاقیم هستم الان هم خودم رو مسؤل لاغریم می دونم، 

      من مسئول چاقیم هستم خودم رو مسئول لاغریم می دونم

        و اونوقت ببین چقدر اشتیاق وانگیزه در شما بیشتر می شه  برا اینکه به گفته های من عمل کنی، حالت بهتر میشه؛ حال روحیت بهتر میشه و اصلا یه عالم دیگه ای در شما به وجود میاد، در ذهن شما یه افکار دیگه مرور میشه، 

      از اون حالت خود سرزنشی، خود تخریبی دیگه دست بر می داری، اینکه هی چاق تر می شی، هی خودتو بیشتر سرزنش می کنی، هی من مثلا فلان فلان شده چرا این جوریم، دیگه میدونی آقا مسئولش خودمم دیگه؛

       چیزی که خود کرده را تدبیر نیست، دیگه چی میخوای  بگی آخه؟ از اون حرف های بی خود دست می‌کشی .

      میگی حالا میخوام چکار کنم؟ حالا باید تغییرش بدم.

       هیچ کدوم از افراد چاق در بدو تولد چاق نبودن؛ خداوند یک جسم کامل، زیبا، تراشیده و متناسبو تحویل ما داده، حالا در طی این چند سال، خودت ببین چکار کردی که الان در این وضعیت هستی؟ و اگر ۳۰سال زمان برده مثل من تا مثلا تا به  وزن ۱۳۴-۱۳۵  کیلو گرم رسیده، یکی دو سال کافیه که بخوای دوباره به ایده آل برسی، يکی دو  سال کافیه که بخوای بر اساس آموزش های لاغری با ذهن عمل کنی، یادشون بگیری، در انجام دادن اونها استاد بشی. 

      همه ی شما در چاق شدن استادید. الان به هر کدوم از شما بخوام بگم که تا مثلآ ۳ماه بعد مثلا شما ۱۰ کیلو اضافه کن، همه تون بلدین، بگم تا ۳ماه بعد ۵کیلو اضافه کن، خواهش می کنم به‌ خاطر من اضافه کن، همه تون  استادین، همه تون بلدین، 

      چاق شدن رو مغز تون استاده در اون، اما حرف از لاغری میشه، هیچی نمی دونه، می مونه  اینجوری، اصلا انگار  توهمیه.هی دنبال یه راهی میگرده، چکار کنم؟ از چه روشی استفاده کنم؟کی لاغر شده برم ببینم چی کار کرده؟ منم اون کارو کنم؟ پيش کی برم؟ چی بخرم؟ چون خودت رو مسؤلش نمی دونی، همین مغزی,همین جسمی که ما رو چاق کرده، همین جسمی که این شکل(      )  شده، می تونه این شکلی  ) (  بشه، بدون نیاز به هیچ چیز اضافه ای. حالا اونایی که با من ادامه میدن می بینن، معجزه‌ رو درون خودشون می بینن؛ معجزه ای که سالها به دنبالش در همه ی روش های دیگه بودن رو در خودشون می بینن و به خاطر اینه که دوره ی لاغری با ذهن شگفت زده می ‌کنه آدم ها رو؛ به خاطر اینه،به خاطر اینه که همه چیز از درون خودته، چیزی اضافه نمی شه به شما، قرصی مصرف نمی شه، برنامه ی غذایی داده نمی شه، همه چی از درون خودته. تنظیمات مغزیتو تو درست می کنی، همه چی انجام میشه، خیلی راحت، حالا ان شاَ الله در این کار هم استاد میشی و بدونید که لاغری با ذهن یک هنره، باید یادش بگیری.؛ مثل هر هنر دیگه ای؛ شما الان مثلا میخوای نقاشی یاد بگیری، تصمیم می گیری، میگی من می خوام  نقاشی یاد بگيرم،چرا اصلا می خوای یاد بگیری؟ يا علاقه داری به نقاشی؛ یا نیاز داری، اصلا متوجه شدی که من اگر بتونم نقاشی بکشم؛ مثلا می تونم فلان نقاشی رو بکشم برم اینقدر بفروشم ، امرار معاش  کنم.این یه دلیلشه؛

       یه دلیل دیگه هم، نه آقا اصلاً علاقه دارم.  من دوست دارم نقاشی بکشم، خب! حالا چیکار باید بکنیم؟ اول تصمیم میگیری که میخوام نقاشی بکشم بعد دنبال یادگیری میشی دیگه؛ حالا یا کلاس ثبت نام می کنی، یا دوره ی آموزشی خریداری می کنی خودت کارمی کنی، يا کتاب می خونی، یه کاری بالاخره انجام می دی که یاد بگیری نقاشی کردن رو 

      و بعد چیزایی که یاد گرفتی رو بارها و بارها و بارها تمرین می کنی و شما خیلی خوب می تونی نقاشی بکشی؛ درباره‌ی موسیقی همینه ، درباره‌ی رانندگی همینه، درباره‌ی خیاطی، گلدوزی، هر ، هر چیزی، هر چیزی شما الان بلدی انجام بدی، اینو از یک زمانی شروع کردی به  یاد گرفتن، یادش گرفتی، تکرار کردی، تکرار کردی، تکرار کردی و در اون ماهر شدی؛ هر چقدر بیشتر تکرار کنی، درجه ت میره بالاتر، استاد می شی، نمی دونم، هی درجات بالاتری، مدرس می شی؛

       خلاصه،پس لاغری هم باید به عنوان یک  هنر آموخته بشه، باید یادش بگیری،برای بخش انتهایی این قسمت، یه تمرین خیلی خوب رو براتون دارم، این، از اینجا ببین، این شروع یادگیریه ها؛ ببین تا حالا اومدیم گفتیم که چرا ما چاقیم؟  از جلسه ی قبل تا این  لحظه، درباره‌ی اینکه چرا ما چاق شدیم و دلایل چاقی ومسئولیت های چاقی و همه‌ی این‌ها صحبت  کردیم؛ از اينجا به بعد درباره‌ی اون بخش دومی که در جلسه ی اول گفتم می خوام صحبت کنم که چطور باید لاغر بشیم؟بحث جالب تر شد!

      منتظر بقیه ش باشین.

      ،

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار tala.kh25@yahoo.com
      1402/04/27 22:43
      مدت عضویت: 1205 روز
      امتیاز کاربر: 4291 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 51 کلمه

      به نام خدا

      یه نفر دیگه رو دیدم خیلی به غذا ها علاقه داره یعنی با یه اشتیاق و ذوقی از غذاها و روغن تعریف می کنه که نگو. متاسب هم هست 

      یه الگوی دیگه هم تازگی شناختم. بیشتر روز های هفته کافه ست و خوراکی های شیرین می خوره و کاملا متناسبه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار گلستان
      1402/04/26 13:11
      مدت عضویت: 331 روز
      امتیاز کاربر: 1225 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 817 کلمه

                         به نام خدای مهربان 

                                                        

                     متن ۸(ناشنوایان) 

      بدون اینکه خودم بدونم ها، چرا اینقدر اون حرفو قبول کردم…

      … فقط به خاطر اینکه از تصویر یک پزشک استفاده کردن یعنی حرفشو در قالب سخن یک پزشک به من القا می کنه، به من می رسونه و این خیلی تاثیر گذاره؛یا اینکه مثلا میان از یک فرد ورزشکاری که خیلی خوش استایله میان  استفاده می کنن و چیزی که مثلآ من در رویامه ؛ مثلا خدایا من مگه می تونم مثل این بشم؛ کاش منم مثل این آدم بودم؛ بعد اون آدم میاد میگه من از این محصول استفاده کردم و اینقدر اشتیاق در شما ایجاد می کنه

       که ، پس حالا که اینجوره؛ پس منم باید برم از این محصول بخرم و استفاده کنم و اصلا به این فکر نمی کنه که بابا چطور ممکنه، مگه میشه آخه؟ این هیکل؛ این اصلا معلومه ورزشکاره، این فلانه، بعد مثلا یک دوره قرص مصرف کرد، این شد؟ اصلا اینا برامون مهم نیست، چرا؟ چون تصویری که در ذهن ما ایجاد می کنن برامون مهمه، 

      اون نظری که ما از قبل درباره ی تصاویر داریم برامون مهمه. وقتی ما تصویر یک پزشک رو می بینیم، تصویر یک فردی با اندام متناسب رو می بینیم که‌ درباره‌ی یک محصول داره صحبت می کنه، نشون میدن، مثلا اندازه گیری دارن می کنن. کلی سیم وصل کردن به بدن فردو فرد داره مثلا رو تردمیل راه میره، یهو عددا عوض میشه چون این فرد قبل از مصرف فلان دارو با این سوخت وساز بدنش داشت الان شده این. همه چیو نشون میدن و ما هم باورمون میشه و میریم اونها رو مصرف می کنیم و می بینیم که نه، تأثیری روی ما نداره و در نهایت چی  میشه؟ 

      چونکه اون تصویرها رو خیلی قبول داشتیم اون پزشک رو، اون روش علمی که‌ داره درباره ش صحبت می کنه رو خیلی قبول کردیم درنهایت خودمون رو سرزنش می کنیم که من یه آدم فلان به درد نخور مزخرف فلانم که نمی تونم از این دارو مثلا نتیجه بگیرم ، از این روش نتیجه بگیرم و الا ببین، اینا  همه شون نتیجه گرفتن؛ پس من یه مشکلی دارم و خودمونو سرزنش می کنیم، به جای اینکه فکر کنیم بابا شاید اون روشه اشتباهه و این بلاییه که خیلی از تبلیغات داره سر افراد چاق میاره، در اون ها یک هیجان یک اشتیاق؛ مثلا میان میگن اینو مصرف کن ۲۰ روزه فلان می شی. یک دوره مصرف کن اینقدر کم می کنی. یک وعده  وعیدهای میدن به خاطر اینکه منی که چاقم، اینقدر نیاز دارم، این‌قدر حسرت لاغری رو دارم می خورم، هر پیشنهادی در من وسوسه ایجاد می کنه که برم اينو انجام بدم واویلا چی میشه؟ اصلا رؤیا پردازی می کنم که اینو می خورم فلان میشه، سوخت وساز، قویترین چربی سوز عالم. یکی بود تبلیغ جالبی بود؛ می گفت: بی رحم ترین چربی سوز عالم،

       خب، این اصطلاحات رو استفاده می کنن، منی که وزن بالایی دارم حالا هر کاریم کردم که نتیجه بگیرم نشده، خب میگم دیگه، دیگه این  آخرشه، این همون چیزیه که من می خواستم که یه قرص بخورم راحت، لاغر بشم؛ 

      گول نخورید. 

       هیچ کدوم از شما برا چاق شدن هیچ کار خاصی نکردین و روشی برا لاغری صحیحه که هیچ کار خاصی نخواد انجام بدی. حالا آن شا الله در ادامه ی این دوره بیشتر درباره ی این موضوع صحبت می کنیم. حالا فضا جوری شد که من صحبت کردم الان در این قسمت؛ حالا در ادامه، بیشتر در جلسات بعدی درباره‌ی این موضوع صحبت می کنیم. 

      موضوع بعدی که خیلی مهمه، اینه که بپذیریم که من خودم مقصر اضافه وزنمم،

       دیگه ما اومدیم، گفتیم سه بخش بودیم دیگه؛ من و چاقی و دلايلی که برای چاقی داشتم؛دلایل رو که حذف کردیم، موند چی؟ من و چاقی؛ دیگه بین من و چاقی تعارفی نیست، این مال منه، چاقیه که من به وجود آوردم، در خودم به وجود آوردم و خودم مقصر اضافه وزنمم. 

      این خیلی مهمه که افرادی که می خوان لاغر بشن، بپذیرن، بتونن بپذیرن؛ همه‌ی افراد چاق، حالا میگم همه، شاید تک و توکی توشون نباشه ولی اکثر افراد چاق باورشون اینه که یه سری عوامل بیرونی باعث  چاقی شونه و به دلايلی که خودت آوردی در تمرین گذشته، وقتی بری ببینی خودت متوجه میشی که شما هم جزِ اون دسته افرادی که فکر می کنی این دلیل و اون دلیل و این دلیل و این دلیل باعث چاقی شماست و شاید الانم برات سخت باشه بخوای یه هویی اینو باور کنی که نه، من خودم مقصر چاقیم هستم؛

       اما هیچ  راهی نداری، اگر می خوای لاغر بشی، اگر میخوای شرایطت رو تغییر بدی، اگر می خوای  اون اندام، اون زندگی، اون وزنی که در رویات داری رو برای خودت  خلق کنی، باید بپذیری که خودت مسؤل چاقیت هستی.  

      وقتی اينو پذیرفتی بعد می تونی مسؤلیت لاغری خودت رو هم بپذیری. چرا تا حالا هر کاری کردی نتیجه نداده؟ چرا تا حالا هر کاری کردی، یه مقدار نتیجه داده، دوباره از دستش دادی؟ چون خودت رو مسؤل چاقیت نمی دونستی. درنتیجه بنابراین خودت رو مسؤل لاغریت هم نمی دونی…ادامه دارد… 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار گلستان
      1402/04/25 07:32
      مدت عضویت: 331 روز
      امتیاز کاربر: 1225 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 593 کلمه

                       به نام خدای مهربان

                                                         متن۷(ناشنوایان)

      ببین یه مثال ساده براتون بزنم…

      …خيليا باورشون، ادعا شون اینه، فکرشون اینه که اختلال در عملکرد تیروئید آدم رو چاق میکنه؛ میگه دکتر گفت، آره پزشکم اینطوری گفته، تو اینترنت خوندم، فلان متخصص رو آوردن توی تلویزیون، اینجوری داشت صحبت می کرد؛ می گفت بله ، افرادی که مثلا اختلال در عملکرد تیروئید دارن؛ مثلا اینقدر اضافه وزن پیدا می کنن، خیلی اينو می پرسن، خيليا دلیلشون اینه و این باعث شد که من خیلی روی این زمینه تحقیق کنم ببینم واقعا تیروئید چقدر می تونه تاثیر بزاره در چاقی افراد؟ از خیلی از افرادی که پزشک بودن، مسئول بودن سؤال کردم و اکثر اونها به قطع نمی گفتن که مثلا؛  یقین نداشتن که حتما اختلال در عملکرد تیروئید می تونه، اینقدر وزن رو اضاف کنه؛ می گفتن اختلاله دیگه، ممکنه در یکی ایجاد کنه، در یکی ایجاد نکنه، مقدارشم متفاوته.  هیچ رقم وعدد علمی و دقيقی نبود که بیان کنن و خب من خیلی بیشتر روی این موضوع تحقیق کردم، گفتم ببینم دلیلش چیه؟ آخه این اگر يه مساله ای در جسم انسان باشه، حتما علم پزشکی، یه فردی، یه شخصی، یه جایی؛ بالاخره یه کاری انجام داده درباره ی این موضوع و خیلی جالب بود که در منابع خارجی پزشکی من به این نکته رسیدم ، به این موضوع رسیدم که اختلال در عملکرد غدد تیروئید، می گفت در بدترین شرایطش یعنی بدترین نوع اختلال در عملکرد تیروئید در طی ۳۰سال می تونه بین ۳-۷کیلو به جسم فرد اضاف کنه، خوب دقت کنید؛ بدترین نوع حالت اختلال در عملکرد تیروئید در طی ۳۰سال؛ یعنی در بازه ی زمانی ۳۰سال، یعنی اگر ۳۰سال در بدترین شرایط باشه غدد تیروئید، در نهایت می تونه بین ۳تا۷ کیلو به‌ وزن فرد اضافه کنه؛ اون وقت ما فردی ۴۰کیلو اضافه داره بعد مثلا ۳ساله که طرف فهمیده که مثلا غدد تیروئیدش مشکل داره، در طی ۳سال ۴۰ کیلو اضافه کرده ميگه به خاطر تیروئید ِ ، آره  واینها همه باور های اشتباهیه که به ما تلقین می کنه که تو به خاطر این، حقته چاق باشی؛ اصلا باید چاق باشی، طبیعیه چاق باشی 

      و وقتی در ذهن ما چاق شدن طبیعی بشه، دیگه نمی شه جلوشو گرفت و جالب هم هست که چاق شدن طبیعی می شه، چقدر چاق شدن رو خدا می دونه، برای اون حدی نداره و همین جوووووور اضافه، اضافه،اضافه؛ در مورد این موضوع تحقیق کنید، اینقدر سطحی نباشید، هر کسی هر چی گفت سریع قبول نکنید و باور کنید و فرمول سازی کنید در ذهنتون، ببینید عملکرد ذهنو؛ حالا ان شاالله دوره ی لاغری با ذهن شرکت کردید خیلی کامل و جامع درباره‌ی تأثیر عملکردهای ذهنی در واکنش‌های رفتاری، در اضافه وزن، شما یاد می گیرید ؛ اما تا اینجا همین قدر بدونید که وقتی چیزی می شنوید، می بینید و یا درباره ش حرف می زنید این داره در ذهنتون فرمول سازی میشه و کافیه باور کنی، یه حرفی رو؛ مخصوصا اگر فرد گوینده مورد قبولت باشه.

      دیدید الان خیلی از تبلیغات تلویزیونی مخصوصا تبلیغات لاغری، میان یه فردی رو که یک روپوش پزشکی به تنش می کنن ، اون میاد صحبت می کنه درباره ی اون محصول؛ اصلا هم معلوم نیست، این فرد پزشک هست، نیست، ولی چی؟ به خاطر اینکه در ذهن من بيننده، پزشک یک فرد با اعتماد، یک فرد کاربلد، یک فردی نقش بسته از پزشک که اینها به نفع جامعه دارن حرف می زنن و کار می کنن، خیلی راحت من بيننده تأثیر می گیرم بدون اینکه خودم بدونم ها، چرا اون حرف رو قبول کردم؟…

      ادامه دارد…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار گلستان
      1402/04/22 23:11
      مدت عضویت: 331 روز
      امتیاز کاربر: 1225 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 895 کلمه

                       به نام خدای لاغری 

                                                         متن ۶(ناشنوایان )

      اونا خانواده ی چاق دارن ولی اون لاغره…

      … یا دوستم یا هر کسی، دلیلشو بنویس، پيدا کن و حتما نظرات دوستان رو هم بخون، چون وقتی که؛ اگر مثلآ شما دلیلت، یکی از دلایل چاقیت ارثی بودن باشه، دوستت هم باشه، یه دوست دیگه هم باشه و همه بیان دلایل شون رو بنویسن که به این دلیل ادعای من از اعتبار ساقط شده یا می پذیرم که مثلآ این ادعای اشتباهیه؛ چون فلانی بازم خانواده ش چاقن ولی خودش متناسبه؛ وقتی یه نفر دیگه میاد یه دلیل دیگه می نویسه، یه نفر دیگه میاد يه دلیل دیگه می نویسه، وقتی شما، می خوام اینو بگم، وقتی دلایل مشترک باشه؛ اما علت های رد کردن دلایل متفاوت باشه، متنوع باشه؛ شما خیلی راحت‌تر ذهنتون باور می کنه که آره، این دلیل چاقی نیست، این نمی تونه دلیل چاقی باشه، می خوام، اصرار من برای خوندن نظرات دیگران به این خاطر ه که شما دلایل متعددی رو بخونید که دیدگاه وتوجیه تون رو برای چاقی از بین می بره یا رد می کنه و وقتی اينا رو بخونید خیلی عالی اون مقاومت های ذهنی شما شکسته میشه؛ چون خیلیا دیدین ادعا شون اینه من ذهنم به تغییر مقاومت داره،نسبت به لاغر شدن مقاومت‌ داره، بعد اینکه در دوره ی لاغری با ذهن شرکت می کنن، بعد یه چند روز میان اینو میگن که مثلا استاد ما ذهن مون نسبت به تغییر کردن یا لاغر شدن مقاومت داره؛

       میگم نه، ذهنت بنده خدا مقاومتی نداره، شما نتونستی خوب دلايلی پیدا کنی که به خودت بتونی اثبات کنی که میتونی از طریق ذهنی هم لاغر بشی و بهشون توصیه می کنم که به چه طریقی دوره رو ادامه بدن؛ چه فايل هایی رو استفاده کنن و به لطف خدا؛ خب نتیجه بهتر میشه و اونا هم در مسیر درست قرار می گیرن ولی خب شما الان سعی کنید با خوندن نظرات دوستانتون بیشتر به خودتون اثبات کنید که دلايلی که برای اضافه وزن آوردید؛ دلایل منطقی و علمی و قابل قبولی نیست، چون نمونه های متضاد اون خیلی هست؛ 

      هرچه بیشتر نمونه پیدا کنید که بر خلاف ادعای شما دارن اثبات می کنن یا نشون داده میشن، خب خیلی راحت‌تر می تونی بپذیری که آره من اشتباه می کردم و مهم نیست که چند ساله این فکر رو داشتی؛ اینم خودش یه مانعه ها؛ بعضی ها مثلا به خاطر اینکه ۳۰ساله طرف فکر می کرده به این دلایل اضافه وزن داره و همیشه خیالش راحت بوده که مثلا من به خاطر ارثی بودن، به خاطر کار پشت میزیم، به خاطر فلان اضافه وزن دارم؛ هزار بار گفته به این واون، من دست خودم نیست، چیکار کنم ؟دیگه الان سخته بخواد باور کنه که بابا ! این دلیل نیست؛ نمی تونه، آدم مثلا خجالت می کشه، انگار مثلا تحقیر می شه که مثلا من بعد از ۳۰سال الان به این نتیجه برسم که مثلا، نه؛ ارثی بودن دلیل نمیشه،مواد غذایی دلیل چاقی نمی شه، کار پشت میزی دلیل چاقی نمی شه، خواب زیاد، خواب زیاد، خیلیا، فکرشون اینه که چون مثلا بیشتر می خوابم چاقم،

       میگم خیلی چیزا هست و حالا وقتی نظرات دوستان رو بخونی، حتی در تمرین های گذشته هم وقتی دیدگاه دیگران رو بخونی، به دلایل چاقی که افراد عنوان میکنن، بیشتر تسلط پیدا می کنید و براتون خیلی جالبه که انسان‌ها چه دلايلی رو دارن واسه اضافه وزن شون وچون که کار ما لاغری از طریق ذهنه ، نیاز داریم به دادن اطلاعات جدید و صحیح به مغز مون، برا اینکه در نهایت این مغزِ که باید تحلیل کنه، باید فرمول های جدید رو بسازه و نتیجه ی جدید رو در جسممون ایجاد کنه؛ بنابراین حتما تمرينات این دوره ها رو انجام بدید و تمرينات دوستان تون رو بخونید و نظر بزارید که خیلی بهتون کمک می کنه که بهتر در مسیر لاغری با ذهن قرار بگیرید.

      خب، این بخش اول این قسمت، که‌ ما اومدیم دلایل اضافه وزن رو مشخص کردیم و چگونه برخورد کردن با اونها رو هم براتون توضیح دادم که چطور باید مخالفش رو پیدا کنید که این دلیل رو بتونید رد کنید. حالا چی باقی می مونه؟ ببینید: من بودم ویک مقدار، یک تعدادی دلیل برا اضافه وزن که در جلسه ی قبل مشخص کردم، تا اینجا اومدم یکی یکی دلایلم رو رد کردم ديگه یعنی گفتم؛ این به این  خاطر رده، این دلیل به این خاطر رده،این دلیل به این خاطر رده، الان چی باقی موند؟ من و چاقیم باقی موندیم دیگه؛ سه تا بودیم، سه بخش بود، من بودم، چاقیم بود و يه سری دلایل. 

      الان کی  مقصره به نظر شما؟این چاقی مال کیه؟مگه غیر از اینه که چاقی مال خودمونه؟مگه نه اینکه من زمانی که ۱۳۵کیلوگرم بودم، این وزن اضافه رو خودم داشتم حملش می کردم، تو بدن خودم بود، از صورت گرفته تا مچ پا، همه ی اضافه وزن رو داشت با خودش حمل می کرد؛ مگه نه اینکه من چاقم؛ پس چطور دلایل چاقی رو من این همه دلايلی می دونم که همش هم به راحتی رد میشه؟ همش. هر دلیلی شما برای چاقی آورده باشی که حتی اگر نتونی خودت نمونه ی متضاد اون که‌ اونو نقض کنه پیدا کنی؛ من به راحتی می تونم برات دلیل پیدا کنم که نه؛ این توجیهی که تو مياری اصلا بی اساسه و بی ارزشه و نمی تونه دلیل چاقی باشه؛ ببین یه مثال ساده براتون بزنم؛

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار گلستان
      1402/04/21 18:59
      مدت عضویت: 331 روز
      امتیاز کاربر: 1225 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 666 کلمه

             به نام خدای مهربان

                                                 متن۵( ناشنوایان )

      …یا بهبود می دن…

      …که ماشین به این شکل سرعتش بالا تر میره؛ ولی جسم ما که مخلوق پروردگاریم و همه به یک شکل خلق شدیم، سیستم مون یکسانه؛ کار بشر نیستیم که  بخوایم تفاوت باشه یا مثلا اشتباه صورت گرفته باشه، سوخت وساز نمی تونه عاملی باشه که اینقدر اختلاف وزن به وجود بیاره؛ من که اصلا قبول ندارم سوخت وساز من با مثلا یه ورزشکار یا یک  فردی که الان ۲۰۰کیلوه تفاوت داره، امکان نداره، من اصلا اینو قبول ندارم؛ یعنی سوخت وساز یک فرد متناسب با سوخت وساز بدن یک فرد چاق کاملا باید یکی باشه؛ چون همه ی اعضای بدن مشابهه؛ قلب دارن، شش دارن ، کلیه دارن، مغز داریم، همه چیمون مثل همدیگه س، چطور ممکنه سوخت وساز مون اینقدر متفاوت باشه؟ اصلا سوخت وساز مربوط به بیشتر، اندام های درونی ماست، فعل و انفعالات درونی بدن ماست؛ همه‌ی اعضای درونی بدن ما برای کارکردنشون، برای اینکه فعالیت شون رو انجام بدن، نیاز به انرژی دارن و انرژی رو از سلول، از خون، حالا به هر طریقی می گیرن مصرف می کنن؛ بهش میگن سوخت وساز. 

      وقتی اندام ما به این شکل با هم مشابه، چطور ممکنه سوخت و ساز انسان ها اینقدر با هم متفاوت باشه که مثلا بخواد ۲۰کیلو،۳۰ کیلو اختلاف وزنی به وجود بیاره؛ پس‌ اینم نیست مگر بخوای خیلی دیگه حالا مثلا، بخوای مقاومت کنی به خاطر اینکه دلایلت رو از دست ندی والا اگه منطقی باشیم؛ خودمون باشیم، خودمون و وجدانمون ، بخوایم فکر کنیم  اینم نمی تونه دلیل اضافه وزن مون باشه. خب؛ خیلی از خانم ها مثلا باورشون اینه که خوب چون بارداری رو پشت سر گذاشتن؛ بچه به دنیا آوردن،دیگه ، خب ، طبیعیه چاق باشن.  اینم میشه به راحتی نمونه هایی پیدا کرد که افراد، خانم‌هایی که باردار شدن، بچه شون به دنیا آمده و اونها، هيچ اضافه وزن آنچنانی هم براشون باقی نمونده، به حد۴-۵ کیلو بوده که طی یکی دو ماه ، ۳ماه بعد هم دوباره به حالت قبلشون برگشتن؛اونی که در دوران بارداری، ۲۰کیلو،۳۰ کیلو اضافه وزن پیدا می کنه، بعد بچه به دنیا میاره؛ ۲/۲۰۰–۲/۴۰۰–۳کیلو؛ پس این باقی اضافه وزن به خاطر چیه؟می خوای بگی مثلا طبیعیه دیگه، دوران بارداریه و دیگه آدم، کار ما نیست که‌، سیستم خداست که باید اینجوری باشه، چرا اینجوریه ؟چرا یک فردی در دوران بارداری ۱۵کیلو اضاف می کنه، یک فردی ۲۵ کیلو اضاف می کنه، یک فردی ۷-۸ کیلو  اضاف می کنه، چرا؟ چرا؟فکر کنید؛ نمی تونه این‌ها کار خدا باشه یا خواست  خدا باشه یا سیستم تون باشه، این ها همه يه چيز ديگه س.پس اینم یکی دیگه از دلایله که خیلی ها بیان می کنن یعنی دلیل چاقی شون می دونن و خیلی دلایل دیگه ای که هر کدوم از شما نوشتین، اینو باید خودتون دیگه بدونید، من فرمول رو بهتون گفتم خودتون باید ببینید اگر نمونه ای پیدا کردید در دوستان، اطرافیان، هر کجا، يک فردی رو دیدید که شرایط شما رو داره يا دلیلی که شما برای چاقی تون دارید رو اونم داره؛ یعنی این دلیل برای اونم صدق می کنه، اما چاق نیست؛ بنابراین با کمال احترام باید به شما بگم که دلیلتون خیلی اشتباهه و فقط یه توجیهه که مانع از  لاغر شدن شما میشه؛ بنابراین برای این قسمت خیلی مهمه که دلايلی رو که برای اضافه وزن خودتون بیان کردید رو دونه به دونه، بخونید دوباره، بعد تحلیل کنید، بگردید ببینید نمونه ی متضاد اون رو پیدا می کنید یا نه؟ و در این باره هم در قسمت نظرات بنویسید که مثلا من، دلایلتون که در قسمت قبل نوشتید رو بیارید در قسمت نظرات این فایل و زیرش ، اگر نمونه پیدا کردید که دلیل شما رو نقض می کرد حتما بنویسید که مثلا: من فکر می کردم چاقیم به خاطر ارثی بودنه ولی خب این، فلانی رو پیدا کردم؛ مثلا دختر خاله من در همچین شرایطیه، پسر داییم در همچین شرایطیه؛ اونا خانواده ی چاق دارن ولی اون لاغره…

      ادامه دارد… 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار گلستان
      1402/04/19 08:32
      مدت عضویت: 331 روز
      امتیاز کاربر: 1225 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 336 کلمه

                     به نام خدای مهربان 

                                                           متن۴( ناشنوایان)

      …بعضی ها میگن گرم مزاجم من، اضافه وزن دارم…

      …يه چيز های عجیب و غریبی در میارن ولی اگر حتی بخوایم به این ها يک درصدی هم اعتبار بدیم که مثلا شاید درست باشه، به هیچ وجه نمیشه به این شکل فکر کرد که حالا این اختلاف جزئی بین جسم من و جسم يه نفر دیگه بتونه ۳۰_۴۰  کیلو اضافه وزن رو به ارمغان بیاره، من نمی تونم اینو قبول کنم و خودم دلیل واضح بر رد این ادعا هستم. منم یه زمانی فکر می کردم سوخت و ساز بدنم پائینه وخودم رو؛ 

      یعنی باور کرده بودم که چون سوخت وسازم پائینه، اینا همه ببین، نمی خوام بگم تنها این دلیل باعث چاقی تونه، ببین شما شاید چند تا دلیل نوشته باشی؛ به هرحال حتی در مقطع های زمانی، در سن های مختلف ما دلایل مون هی عوض میشه، چون باید توجیهات جدید داشته باشیم برای چاق بودنمون؛ به هرحال هر کدوم از این دلایل می تونه بخشی از بار اضافه وزن ما رو به دوش بکشه؛ ممکنه مثلا ۱۰ تا دلیل شما داشته باشید ولی می خوام، می خوام یاد بگیری چجور باید، یکی یکی این دلایل رو بررسی کنی. 

      اگر فکر می کنی تو سوخت وساز پائینه، مثلا خواهری، برادری داری که از ژن خودته و هم خون خودته ولی اون متناسبه، پس نمی شه، این اختلاف سوخت وساز اين قدر باشه که مثلا این اختلاف وزن رو به وجود بیاره. 

      در هر چیز دیگه ای هم بخوای مقایسه کنی ؛ مثلا بین ماشین ها مقایسه کنیم:سیستم ماشین ها خب بیسش(BASE) یکیه، حالا يه سری تفاوت ها و تغییرات ایجاد می کنن، یه ماشین مثلا صفر تا صدش میشه ۱۲ ثانیه، یه ماشین مثلا میاد میشه ۳ ثانیه، سیستم یکیه ولی نوع ، کیفیت، حالا اون اندازه ها ومقیاس هایی که خودشون دارن رو دستکاری می کنن یا بهبود میدن…

      ادامه دارد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار گلستان
      1402/04/18 16:21
      مدت عضویت: 331 روز
      امتیاز کاربر: 1225 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 883 کلمه

                        به نام خدای مهربان 

                                                       متن ۳(ناشنوایان)

      …طرف میگه خب من چون تحرکم کمه، چونکه کار پشت میزی دارم…

      …این باور رو هم خودم داشتم، چون سال های زیادی کارمند بودم و کار پشت میزی داشتم و اون سال ها اتفاقا بیشتر چاق شدم؛ چون این باور رو از قبل داشتم که؛ افرادی که تحرک کمی دارن خب طبیعیه که چاق تر بشن و وزنشون بالا بره؛ خب  منم تحرک خاصی نداشتم؛ بیشتر کارم پشت میز بود؛

       بعضی ها این باور رو دارن که چون کار من پشت میزی هست، کار  کم تحرک دارم، یا من خانه دار هستم و از خونه‌ بیرون نمی رم یا هر دلیل دیگه ای که نشان از کم تحرکی شون باشه، رو دلیل اضافه وزن شون می دونن. 

      عده ای دیگه از افرادی که اضافه وزن دارن، مصرف یک داروی خاصی رو دلیل اضافه وزن شون می دونن.؛ مثلا طرف میگه:”خب، من چون چند ساله دارم قرصهای اعصاب من میخورم؛ مثلا مربوط به اعصاب رو مصرف می کنم؛ دیگه به خاطر همین من اضافه وزن پیدا کردم. ؛

       یا اینکه ابتلا به یک بیماری خاصی رو عامل اضافه وزن شون می دونن؛ خیلیا باورشون اینه که چون تیروئید شون اختلال داره، اختلال در عملکرد تیروئید دارن، اونا اضافه وزن پیدا کردن،

      خب ديگه چه دلايلی می تونه داشته باشه؟ 

      تا جایی که من می دونم دلایل دیگه… آها…بعضی ها این دفعه فکر می کنن، خب سوخت وساز بدنمون پائینه؛ اینم باز یک مورد شایع بین افراد چاقه؛ میگه ما اصلا سوخت وساز مون پائینه، آره؛ و اين باعث اضافه وزن مون شده‌ و هر دلیل دیگه ای  که ممکنه شما نوشته‌ باشين و الان من به خاطر نداشته باشم که اون‌ها رو بازگو کنم.اینها دلايلی که افرادی که اضافه وزن دارن، برای  چاق بودن شون دارن و شما هم مطمئنا تعدادی از این دلایل رو نوشتید؛ حالا، حرف من اینه؛ اگر برای هر دلیل تون یک مورد پیدا کردید که خلاف اون رو نشون میده؛ پس بنابراین دلیل شما از  اعتبار ساقط میشه، دیگه یعنی نمی تونین ادعا کنین که دلیل اضافه وزن من  اینه. 

      از یک دلیل خیلی مهم شروع می کنم؛

       همین موضوع ارثی بودن، خیلیا باورشون اینه که چاقی شون ارثیه؛ خب، نمونه ی مخالف این رو چجوری میشه پیدا کرد؟ اگر در خانواده ای مثلا ۴تا فرزند داره یک  خانواده، سه تا از اونها اضافه وزن داره، یعنی پدر و مادر اضافه وزن دارن، سه تا از فرزندان هم اضافه وزن دارن، اگر حتی یک فرزند  اضافه وزن نداشته باشه؛ بنابراین خیلی ساده میشه این قانون رو نقض کرد که، ارث عامل چاقی نیست و الا بایستی همه ی فرزندان به یک اندازه از پدر و مادر ارث می بردند؛ وقتی یک فرزند یا دو فرزند لاغر هستند ، بقیه چاق هستند؛ پس نمی شه گفت؛ چاقی ارثیه،

      یا حتی ممکنه افرادی رو پیدا کنید که اصلا پدر و مادرشون اضافه وزن دارن، فرزندان هیچ کدومشون اضافه وزن ندارن و حتی  بالعکس، یعنی پدر و مادر اضافه وزن ندارن؛ اما فرزندان اضافه وزن دارن، همه ی این ها ثابت می کنه که اضافه وزن ارثی نیست و حتی اگر يه مقدار بخواید دقیق تر روی این موضوع تحقیق کنید، درباره‌ی علم ژنتیک مطالعه کنید؛ منبع ها یی که قابل اعتماد و درست هستن، صحیح هستن رو مطالعه کنید، اصلا چاقی به عنوان یک عامل ژنی رو واسش در نظر نگرفتن که مثلا فلان ژن یا دی ان ای(DNA) باعث اضافه وزن میشه، این یک  توجیه، که بین افراد چاق معمولا رواج داره و همین توجیه باعث میشه که فرد از کودکی وقتی اينو می‌شنوه، بارها و بارها، مثل خود من می‌شنوم که چاقی من ارثیه، یواش یواش برای ذهنت طبیعی می شه که خب دیگه وقتی ارثه دیگه من کاری نمی تونم بکنم مگه میشه آدم با ژنتیک بخواد مبارزه کنه، طبیعیه وهمین باور باعث می شه که اضافه وزن یواش یواش بیشتر بشه. بیایم یه موضوع دیگه رو بررسی کنیم؛ بعضی ها باور شون این بود که مصرف مواد غذایی که حاوی مواد نگهدارنده و کودهای شیمیایی و خلاصه خیلی از این بهانه هایی که دارن باعث شده که اونها اضافه وزن پیدا کنن؛ اگر افرادی رو پیدا می کنید و سراغ دارید که مطمئنا وجود داره که عین شما دارن از همون مواد غذایی مصرف می کنن اما متناسب هستن؛ پس‌ این ادعای شما از اعتبار ساقط میشه، دیگه نباید این ادعا يا این توجیه رو داشته باشی یا این دلیل رو بیاری که به این دلیله که من اضافه وزن دارم. اگر فکر می کنی سوخت و ساز بدنت پائینه، نمی دونم والا راستش این باور از کجا شکل گرفته، کی اینو مطرح کرده، خیلیا که میگن آقا دکترا گفتن، حالا کدوم دکتر گفته، هم مشخص نیست، از کی گفتن هم مشخص نیست.  سوخت وساز بدن اینجوری نیست که پایین وبالا باشه؛ یعنی در من سوخت وساز یه جور باشه، در يه نفر دیگه اینقدر متفاوت باشه که این اختلاف وزنی رو به وجود بیاره. ببینید مثلا اگه بخوایم بگيم  حتی بخوایم خیلی هم حالا، وسواس گونه به این موضوع فکر کنیم یا نگاه کنیم آقا مثلا می‌گیم جسم ها حالا یه اختلافات جزئی دارن، حالا شرایط آب و هوا، نمی دونم طبع آدم‌ها، خیلیا فکر می کنند که مزاج من مثلا نمی دونم سرد مزاجی بعضی ها میگن گرم مزاحم من، اضافه وزن دارم….

      ادامه دارد…‌ 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار گلستان
      1402/04/17 08:50
      مدت عضویت: 331 روز
      امتیاز کاربر: 1225 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 386 کلمه

                          به نام خدای مهربان.     

                      

                                  متن ۲ ( ناشنوایان )

       این يه تعریف خیلی ساده از قانون جاذبه س…

      … این قانون تا زمانی اعتبار داره که همه ی اجسام به سمت زمین بیان؛ یعنی اگه شما یک روزی از خواب بیدار شدی و مثلا یک سیب رو رها کردی و به سمت بالا رفت؛ بلافاصله این قانون جاذبه نقض میشه وتمام فرمول های وابسته به اون، همه از اعتبار ساقط میشه؛ چونکه دیگه مورد مخالف اون رؤیت شده واین قانون بل کل از بین خواهد رفت؛ این درباره ی همه چیز هست؛ درباره ی هر دلیلی هم، می تونه این قانون صدق کنه؛

      دلايلی که شما برای اضافه وزن تون نوشتید؛ اگر بتونید مقابل اون رو پیدا کنید، اگر دلايلی دیگه پیدا کنید که دلیل شما رو نقض کنه ، یعنی نمونه هایی پیدا کنید که دلیل تون رو نقض کنه؛ پس دلیل شما برای چاق شدن تون، یک دلیل معتبر نیست.

      چند تا مثال براتون می زنم که حدس می زنم در نوشته های شما وجود داشته باشه؛

      خیلی از افرادی که اضافه وزن دارن، ارثی بودن رو عامل اضافه وزن شون می دونن؛ یعنی طرف میگه ” بابا من ارثی مون همینه، چیزی که من خودم هم باورم این بود؛ یعنی از بچگی 

      به ما گفته بودن که خانوادگی ما، چاق هستیم و راست هم می گفتن؛

      همه ی عموهای من، عموزاده های من، همه ی خانواده ی پدری من، تا جایی که من می شناختمشون چاق بودن.

      اصلا یکی از نشانه‌های خانواده ی پدری من، همین چاق بودنشونه و الانم هر کدوم از اونایی که فامیلشون عطار روشن هست اضافه وزن دارن؛ پس منم باور کرده بودم؛ یعنی قبول داشتم که خب ارثی بودن يه دلیل خیلی موجه؛ خیلی قابل اعتبار برای اینکه من چاق باشم. 

      بعضی از افراد که اضافه وزن دارن، شرايط زندگیشون رو عامل  مثلا اضافه وزنشون میدونن، مصرف مواد غذایی رو؛ 

      مثلا میگن که خب مواد شیمیایی در غذاها قاطی می کنن، نمی دونم کود های مختلف می دن؛ به هرحال ، مواد غذایی رو مقصر اضافه وزن خودشو می دونن .

      یه عده دیگه میان ، کم تحرکی شون رو عامل می دونن؛ طرف میگه خب من چون تحرکم کمه، چون که کار پشت میزی دارم،….

      ادامه دارد….

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار گلستان
      1402/04/16 21:55
      مدت عضویت: 331 روز
      امتیاز کاربر: 1225 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 635 کلمه

                            به نام خدای مهربان

                                                             متن ۱(ناشنوایان)

       قسمت دوم از دوازده گام رایگان لاغری با ذهن

      سلام دوستان خوبم!همراهان عزیز سایت تناسب فکری!

      من رضا عطار روشن هستم و خداوند رو بی نهایت سپاسگذارم که این فرصت رو به من داد تا همراه شما دوستان خوبم

      باشم،با جلسه ی دوم دوره ی فوق العاده لاغری با ذهن ؛

      درجلسه ی قبل، درباره ی اینکه؛ 

      چرا ما چاق هستیم صحبت کردیم و در واقع انتخاب کردیم که کدوم موضوع رو مورد بررسی قرار بدیم؛

      اینکه چرا ما اصلا چاق هستیم؟

       و یا اینکه : 

      چطور می تونیم لاغر بشیم؟

      خب؛

      انتخاب خیلی از دوستان مطمئنا این بوده که خیلی زود می خواستن برن سر موضوع اینکه چطور می تونن لاغر بشن، به خاطر این سال ها یی که اضافه وزن داشتن، 

      خب ، 

      مطمئنا اون اشتیاق زیادی در اونها ایجاد کرده که خیلی زود می خوان لاغر بشن و از این همه فشار جسمی و روحی و این مسائلی که چاقی به همراه داره، می خوان رها بشن؛ 

      ولی خب، وقتی موضوع آموزش باشه، وقتی موضوع لاغری از طریق ذهن و از بهترین روشی که میشه با اون لاغر شد و همیشه لاغر موندن باشه؛ دیگه باید اصولی کار رو انجام داد، نمیشه خیلی عجله‌ای و بخوایم مثلا فوری یک موضوعی رو مطرح کنیم و از اون نتیجه گیری کنیم. 

      چون اینجا موضوع آموزش ذهنیه، فشار جسمی نیست که مثلا بخوایم مقدار غذا رو خیلی کم کنیم یا فعالیت رو خیلی بالا ببریم که جسم ما تغییر کنه و لاغر بشیم؛

      موضوع ذهنیه و آموزش ذهنی نیاز به دلیل، برهان، مدرک وحرکت گام به گام داره؛ مثل هر آموزش دیگه ای. 

      خب؛

      ما تصمیم گرفتیم درباره ی اینکه چرا ما چاق شدیم اول صحبت کنیم وبعد درباره ی اینکه چگونه می تونیم لاغر بشیم و یک تمرین خیلی عالی هم در انتهای جلسه ی قبل برای شما در نظر گرفتم که بایستی شما دلایل چاق شدن خودتون رو بنویسید؛

      قرار شد که هر چقدر نیازه وقت صرف کنید، فکر کنید وهر چند تا دلیل که فکر می کنید عامل اضافه وزن تون هستش رو بایستی می نوشتید. 

       * اگر اون تمرین رو انجام دادید، در قسمت نظرات اون بخش  نوشتید ، این فایل رو ادامه بدید والا به شما پیشنهاد می کنم که این فایل تصویری رو ادامه ندید؛ 

      ابتدا برید فایل قبل رو به خوبی گوش کنید، اگه نیاز بود یکی  دوبار یا شایدم بیشتر گوش کنید و بعد تمرین رو انجام بدید و به این قسمت بیاید.

       * بازم تاکید می کنم کار من آموزش لاغری از طریق ذهنه؛ بنابراین افرادی از این روش نتیجه می گیرن که اون رو باور کنن و تمريناتی که داده میشه رو به شکل عالی انجام بدن وامیدوارم که شما از اون دسته افراد باشید. 

      خب؛

      همه‌ی شما درباره ی اینکه چرا چاق هستید حتما دلايلی رو نوشتید. 

      میشه حدس زد که به اندازه‌ای که اضافه وزن دارید دلایل متفاوت تری رو نوشتید؛ 

      به این شکل که مثلا اگه فردی ۱۰کیلو اضافه وزن داره، ممکنه دو یا سه دلیل رو نوشته باشه؛ اما فردی که مثلا ۳۰کیلو ،۴۰کیلو،۵۰ کیلو اضافه وزن داره، احتمالا دلایل بیشتری رو به عنوان عوامل چاق شدن خودش نوشته. 

      می خوایم این دلایل رو با همدیگه بررسی کنیم و که آیا واقعا این دلایل چقدر نقش دارن در میزان اضافه وزن ما.

      حتما با من هم عقیده هستید که یک موضوع علمی، یک دلیل، يک برهان، تا زمانی قابل قبول از نظر علمی هست که مخالف اون اثبات‌ نشه و یا حتی دیده نشه؛ یعنی اون قانون نباید نقض بشه والا از اعتبار خارج میشه؛ مثلا دارم میگم، 

      ببینید قانون جاذبه میگه که هر جسمی رو شما درفضا رها کنید، اون جسم به سمت زمین کشیده میشه و به زمین می خوره. این یه تعریف خیلی ساده از قانون جاذبه س.

                   

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار tala.kh25@yahoo.com
      1402/04/11 19:45
      مدت عضویت: 1205 روز
      امتیاز کاربر: 4291 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 292 کلمه

      جهان پر از قوانینه و فقط داره با قوانین پیش میره. 

      یکی از قوانین اصلی اینه به هر چیزی مدام توجه کنی همون اتفاق میوفته. همه خب همینجوری چاق شدیم اما مثال خانم هایی که متناسب بودند اما بعد از حرف یک دکتر عزیز فکر کردن دارو مورد نظر چاق می کنه و چاق شدن خیلی برجسته تر و واضح تره. بخصوص وقتی ی فهمیم اون دارو رو افراد دیگه هم میخوردن اما متناسب بودن.

      قانون هیچوقت تغییر نمیکنه مهم نیست زن باشی یا مرد هم نیست. مهم نیست تو چه خانواده ای باشی 99 درصدشون چاق باشن یا بیشترشون متناسب باشن و تو اون وسط اضافه وزن داشته باشی. 

      قانون همواره ثابته و هیچوقت تغییر نمی کنه در واقع در میام این همه حدسیات و نظریات، در میان اتفاقات مختلف اونایی که در هر شرایطی باز هم اجرا میشن قانون هستن. در واقع راه تشخیص اینکه یه نظریه یه واکنش یا هر چی قانون هست یا نیست از طریق پایدار بودن یا نبودنشه. برای نمونه خوراکی ها چاق می کنن. اینم عین ازمایش اثبات یه نظریه ست. اگر این نتیجه رو در همه ی جنسیت ها اب و هوا ها ، چه در خانواده هایی که بیشترشون چاقن چه خانواده هایی که بیشترشون متناسب هستن، در افرادی که در طول روز تحرک زیادی دارند و افرادی که در طول روز بیشتر نشسته هستن و…دیدیم اونوقت خوراکی ها چاق میکنن یه قانون هست. اما می بینیم که نیست. 

      ترس از چاقی، فکر کردن به اینگه غذاها چاق میکنن، بی تحرکی چاق میکنه و… ایا در هر انسانی در هر شرایطی نتیجه ی یکسان داشته؟ بله…چه نتیجه ای ؟ بدن بافت های چربی اضافه اطراف ماهیچه ها بوجود اورده. نه نتبجه ای غیر از موضوع ترس هامون ها…نه! دقیقا همون چیزی که فکر می کردیم اتفاق افتاده. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار tala.kh25@yahoo.com
      1402/04/11 19:20
      مدت عضویت: 1205 روز
      امتیاز کاربر: 4291 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 28 کلمه

      فکری که باعث میشه باور کنم بدونم میتونه اضافات رو حذف کنه اینه خودش اینا رو بوجود اورده پس خودش به وجودشون کنترل داره و میتونه حذفشون کنه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار گلستان
      1402/04/08 08:45
      مدت عضویت: 331 روز
      امتیاز کاربر: 1225 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 741 کلمه

      سلام به استاد عزیزم ودوستان همراهم!

      صبح زیباتون سرشار از آگاهی های ناب!

      امیدوارم امروز شما هم مثل من از صدای تسبیح گنجشک ها غرق لذت شده باشید و حال تون عالی باشه!

      دراین قسمت ازتکلیف این جلسه‌ که اعتراف به توانایی خودم براش لاغر شدنه:

      باید عرض کنم خدمت شما که: 

      من درمقاطع مختلفی بارها برای لاغری اقدام کردم:

      می تونم بگم اکثر اوقات من در حال کم خوری بودم وتقریبا هر روشی رو که می شنیدم باعث لاغری میشه امتحان میکردم  اما هیچ کدوم حس خوبی بهم نمیداد، لاغر میشدم اما بعد چند وقت از ادامه اون روش خسته میشدم وعلاوه بر اون به غذاها و خوراکی ها حریص می شدم.

      یادمه یه بار با مصرف دمنوش چای سبز سه کیلو وزن کم کردم  اما چون طعم اون رو دوست نداشتم ومصرف چای سبز بهم افت فشار میداد ، اون روش رو رها کردم.

      البته این رو هم بگم که من از اول ۱۶ کیلو اضافه وزن نداشتم و تلاشم اون موقع برای کم کردن ۳_ ۴ _ ۷ ویا ۱۰کیلو بوده.

      یه بار با مصرف دارو و ورزش هم زمان باهم ۵ کیلو وزن کم کردم. خب در مصرف دارو خیلی حساس بودم ومیگفتم چون کبدم باید دارو رو تجزیه کنه وممکنه به بدنم آسیب بزنم زود کنار گذاشتم دارو رو وادامه ندادم؛ اما تا قبل از کرونا ۴سال به طور مرتب ورزش رو ادامه دادم.

      راستی ! استاد بزرگوار بعد از مشورت با شما در مورد ادامه دادن ورزش( که البته پاسخ شما کاملا هوشمندانه بود و مسؤلیت تصمیم گیری در این مورد رو به خودم واگذار کردید ، واین امر تصمیمم رو برام بسیار با ارزش کرد)، از وقتی دوره رو شروع کردم دیگه باشگاه نرفتم . البته خدا یه جوری این کار رو برام آسان کرد که خودم هنوز در حیرتم! می خوام به خودم والبته بیشتر به همسرم که خیلی دیر باوره،  نشون بدم کاهش وزنم به ورزش هیچ ربطی نداره و نشونش بدم که میشه با فکر متناسب شد و اون رو به ورزش ربط نده و این کار رو به این خاطر انجام دادم که برای ادامه دوره باهام همکاری کنه. چطوری؟ یعنی بهم غر نزنه که داری چکار میکنی ؟ که همش یا داری می خونی یا می نویسی توی گوشیت و یا فایل گوش میدی. بهم نگه کار تو بی فایده س.

      البته غیر از خانوادم یعنی همسرم وبچه هام که البته خیلی سربسته می دونن ،هنوز به کس دیگه ای نگفتم که دارم از این دوره استفاده میکنم و به قول شما باور دارم که فرمودید:”  بزار نتایج حرف بزنه”.

       و مانع محیطی برام ایجاد نشه و با ذهن آرام ادامه بدم.

      یادمه در یه تلاش دیگه برای کاهش وزنم، با مصرف سالاد شیرازی ساعت ۴بعداز ظهر هر روز  و اینکه تا فرداش فقط آب میخوردم ویه دونه سیب ، درمدت یک سال به آرامی تونستم۱۰کیلو وزن کم کنم؛ چون فکرم این بود که اگه سرعت کاهش وزنم زیاد باشه عوارض زیادی برام داره مثلا :شل شدن پوست وتکیده شدن صورتم و ضعف و افت فشار و…. زیاد موافق کاهش سریع وزن نبودم؛

      ادامه دادم ؛ بعد از اون ۱۰کیلو کاهش وزن، خیلی سبک شده بودم ، لباس هام به تنم زیباتر شده بود وحس خوبی داشتم.

      در طی دو دوره هم اقدام به پیاده روی یک ساعته ویا شاید یه کم بیشتر کردم درهربار بایکی از دوستانم. وباز یه چند کیلویی کم کردم.

      بله دوستان ! الان که فکرشو میکنم و اون خاطرات رو مرور میکنم بیشتر برام واضح ومشخص میشه که چه آدم با اراده ای بودم و کوتاه نیومدم از خواسته ی خودم که تناسب اندام بوده و با پشتکار پیش رفتم ؛ ولی خب چون در مسیر اشتباه بودم وخودم خبر نداشتم  ، بارها راه های متفاوتی رو امتحان کردم.

      حالا متوجه شدم ؛ که من توانایی لاغر شدن رو دارم وجسم من  در این مدت چقدر با من همراهی کرده( ازش ممنونم!)  .

      حالا که مسیر درست رو پیدا کردم به موفقیتم در این مسیر ایمان دارم. حسم بهم میگه راه درستی رو انتخاب کردم ، پس بدون تردید وبا همون پشتکار البته این بار در مسیر درست ادامه میدم.

      خوشحالم که اینجا هستم وبابت این نعمت بسیار با ارزش از خدای درونم سپاسگزارم. 

      بابت تناسب اندامم ازت ممنونم خدا جونم ! دوستت دارم که همیشه دست منو می‌گیری ومن رو به مسیر درست هدایت میکنی.

      وقتی دستم تو دست توباشه خیالم راحته خدا جونم . دیگه نگران هیچی نیستم چون پشتم به خالق کوه ها گرمه وفقط پشتم به کوه نیست. 

      دوستان عزیزم ممنونم که نوشته منو خوندید و شاهد تلاش های موفقیت آمیز من برای تناسب اندام من بودید. 

      احساس خوبی دارم و ادامه میدم….

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار گلستان
      1402/04/07 11:59
      مدت عضویت: 331 روز
      امتیاز کاربر: 1225 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 377 کلمه

      باسلام و درود به استاد عزیزم ودوستان همراهم! 

      من گلستان متعهدهستم که برای رسیدن به تناسب هر کاری لازم باشه انجام بدم و اصلا برام مهم نیست چقدر طول بکشه و هرقدر زمان ببره ، قول میدم اون زمان رو بهش اختصاص بدم و این موضوع جز، اولویت های زندگی منه.

      و تا زمانی که جسم من ۱۶کیلو اضافه وزنش رو از دست نده ادامه میدم تا به وزن دلخواهم که ۵۸ کیلو هست برسم و یقین دارم که بعد از اون هم در مسیر تناسب باقی خواهم موند واز ادامه ی این مسیر لذت می برم.  

      ممنونم دوستان خوبم که در محضر خداوند شاهدی بر این تعهد من هستید وبعنوان شاهد پای برگه منو امضا زدید با خوندن این تعهدنامه!

      استاد عزیزم !

      از این که با این مسیر آشناشدم هر روز هیجان زده تر می شم واحساس می کنم که در جایگاهی قرار گرفتم که باید، باشم.

      واین برام یه هیجان گذرا نیست .

      از اینکه بارها این موضوع رو تکرار کنم حس خوب سپاسگزاری دارم که بعد ازآشنایی با این سایت ، انگار تمام افکارم به وسیله موضوعاتی که در سایت مطالعه می کنم به هم مرتبط میشه و مثل مهره های زیبایی می مونه که طی سال ها جمع کردم وحالا بهم الهام شده که: بیا ! تو که این همه سال زحمت کشیدی و این همه فکرهای زیبا رو در ذهن خودت جمع کردی و مثل مهره‌هایی با ارزش و چه بسا قیمتی تر از در وگوهر . بیا اونها رو نظم بده .اینم راهش .از این سایت استفاده کن و با اون ها یه گردنبند زیبا درست کن و تو زندگیت از اون ها استفاده کن که به کار بیاد و به دردت بخوره، 

      آخه میدونی  بنده ی خوب من! فقط کتاب خوندن و جملات خوب ودرست رو نوشتن ویادداشت کردن کافی نیست ؛ بالاخره باید یه جایی این آموخته ها به عمل تبدیل بشه که ارزش خودش رو نشون بده و بتونه تغییر مثبتی در زندگی تو ایجاد کنه. بنده ی دوست داشتنی من ! خودم تو تمام این سالها شاهد تلاش و پشتکار وصداقت تو بودم وخودم شاهدبودم که تو دنبال چی میگشتی. بیا اینم راهش . تو لیاقت خودت رو نشون دادی ! منم کمکت می کنم  . ادامه بده؛ هواتو دارم.

      امضا: خدای درون

      امیدوارم امضای خدا پای تعهدتون باشه! آمین 

      دوستتون دارم وبا هم ادامه میدیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار گلستان
      1402/04/06 20:02
      مدت عضویت: 331 روز
      امتیاز کاربر: 1225 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 625 کلمه

      سلام به استاد عزیزم ودوستان همراهم!

      درادامه ی داستانم به اینجا رسیدم که مهمانم رو راهی کردم ودر رو پشت سرش بستم.

       وقتی که چشمامو بسته بودم داشتم به این فکر می کردم که:

      راستی چی شد که این مهمون من اینقدر زیاد ماندگار شد؟ 

      جواب های زیادی به ذهنم رسید:

      ازجمله این که: خودم باعث شدم ودلیل اصلی اون،  باورهای اشتباه خودم بوده ونه هیچ کس دیگه.

       خودم مقصرم که فقط حضور اون رو توجیه میکردم ، به عبارتی ( يه اصطلاح برای خودم دارم که میگم ، نصفه فکر کردم ، یعنی اگه فقط یه جمله برای توجیهم  ، جواب داشتم  ، زمان حضور چاقی در جسم من ، این همه سال ، به درازا نمی کشید. ) شنیده بودم که :خدا انسان رو آفرید و انسان توجیه رو. 

      حالا که به این جمله فکر می‌کنم  می بینم درسته: من استاد توجیهم.  می دونید چرا اینو میگم ؟ چون هر وقت بخوام کاری رو انجام بدم، میگردم هزار ویک دليل براش پیدا می‌کنم

       و بالعکس وقتی نخوام کاری رو انجام بدم می گردم  هزار و یک دلیل برای انجام ندادنش، پیدا می کنم. 

      بله دوستان خوبم! 

      خودم رو تو تمام این سالها توجیه کردم که چاقی رو در جسم خودم نگه دارم و در هر دوره ای  با مهارت عجیبی خودم برای قطار چاقیم ، ریل جدید ساختم ( کنایه از توجیهات جدید) ، و به اصطلاح دلایل واهی یا همون توجیهات رو بروز رسانی کردم  به صورت کاملا ناآگاهانه و البته خیلی حرفه ای

      چرا میگم حرفه ای؟ 

      چون خیلی خوب این کار رو انجام دادم و نتیجه ی اون چاقی مداوم و پایدارم شده. 

      اینا رو که نوشتم یاد یه جمله ای از دوست خوبم فریده حسنی افتادم که می‌گفت:” قبل از این که یه کاری انجام بدیم ، قبل از اون خیلی کارای دیگه انجام دادیم” .

      واین جمله به نظرم درسته و ما قبل از این که وارد هر دوره ای از زندگی مون بشیم قبلش دستور چاقی رو به مغز و ذهنمون دادیم  وبا پیدا کردن توجیهات بی اساس ، خودمون زمینه رو برای ادامه‌ ی چاقیمون هموار کردیم. چرا ؟ 

      واقعا نمی دونم،

      من که  هرچی به این موضوع فکر می کنم  فقط به اینجا می رسم که : چون با توجیهاتی که داشتم ، چاقی رو پذیرفتم، درنتیجه ، با این حرف ها وتوجیه ها می خواستم از کارم دفاع کنم، از چاقیم دفاع کنم. نمیشه گفت : از روی تنبلیم بوده، اینو قبول ندارم ولی باگفتن مثلا: چاقی من به دلیل ( حالا آخرین توجیهم) میانسالی منه ، خواستم خودم رو راحت کنم و اول خودم و بعد بقیه رو راضی کنم که دست از سرزنش من بردارن؛ چون راه دیگه ای بلد نبودم.من که هر کاری میکردم که لاغر بشم،

       از کجا باید می دونستم اون راه ها اشتباه بوده؟ 

      الان یه استاد عطار روشنی رو خداوند سر راه من قرار داده که خدا خیرش بده؛ آگاهم کرده و من پیدا کردن راه درست رو مدیون‌ آموزش‌ها وآگاهی هایی هستم که از ایشون کسب کردم .هر چه سپاسگزاری کنم ،بازم کمه!

      دوستان خوبم! سخن به درازا کشید. 

      فقط از این خوشحالم که دیگه دوران ناآگاهی من تموم شده و من دیگه هیچ وقت به اون دوران بر نمی گردم و این آگاهی دیگه از من گرفته نمیشه.

      من این همه گفتم که به اینجا برسم که هرچه بر جسمم گذشته و هر آسیبی که تو این مدت از چاقی به روح وجسم من وارد شده ، تقصیر خودم بوده ، اشتباه خودم بوده، از ناآگاهی خودم بوده و مسئولیت اون رو می پذیرم و می دونم کسی غیر از خودم مقصر نیست وقول میدم جبران کنم .

      هر چقدر اضافه وزن دارم رو برطرف کنم واز اون مهمتر متناسب باقی بمونم تا آخر عمرم.به امید خدا!

      اینجا که هستم خیلی حالم خوبه! 

      ممنونم دوستان عزیزم! می دونم درکم می کنید . ممنونم که حرفها ودلنوشته منو با حوصله خوندید .

      خوشحالم که همراه هم هستیم.

      حسم عالیه …ادامه میدم….

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار گلستان
      1402/04/06 08:06
      مدت عضویت: 331 روز
      امتیاز کاربر: 1225 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 268 کلمه

      سلام و درود!

      متن برای ناشنوایان عزیزم!

      حواست به من بوده و هست اما

      یه وقتا حواسم  ازت پرت می شه

      با اینکه تو خورشید و دادی به دنیا 

      یه وقتایی سردم  ولی نه  همیشه 

      مث کوه ،  پشت منی ، هر دقیقه 

      بجز تو ، کسی، تکیه گاهم  ،نبوده

      تو بالاتر،  از قله‌ های  زمینی 

      به تو فکر کردن شبیه صعوده

                                  همین که حواست به من هست خوبه

                                  همین خوبه که تو ، منو  دوست داری 

                                  همه ، می‌رن از زندگی من.   ……     اما

                                  محاله تو یک ،  روز تنها اام ، بزاااااااری

      روزایی که از زندگی سیییر میشم 

      میشینم یه گوشه به یادت میفتم 

      تو میدونی که چی گذشته به حالم

      من از حس و حالم به هیشکی نگفتم 

      کی می‌دونه که‌ من چقدر گريه کردم 

      فقط چشم تو اشک چشمامو دیده

      نمی دونی اسم تو رو ، که  میارم

      چه حال عجیبی به من دست میده

                                   همین که حواست به من هست خوبه

                                   همین خوبه که ،  تو منو دوست داری

                                   همه میرن  از،  زندگی من ،  اما

                                   محاله تو یک روز ، تنهااااااام بذاری

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار گلستان
      1402/04/05 18:27
      مدت عضویت: 331 روز
      امتیاز کاربر: 1225 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 513 کلمه

       باسلام درود! 

      خب! 

      حالا که ذهنم رو حلاجی کردم و تقریبا تمام دلايلی رو که عامل چاقی خودم می دونستم والان که بهشون فکر میکنم به نظرم خیلی خنده دار و مسخره و بچگانه میان ،رد کردم، چی باقی موند؟ 

      درسته، من وچاقیم ؛

      دوست عزیزی که خودم باعث شدم سالها کنارم و باهام  باشه وتازه ،کنارش، نه به اون خوش خوش بگذره ، نه به من. 

      اما دیگه دارم باهاش خدا حافظی میکنم .دارم کمکش میکنم بار و بندیلش رو جمع کنه، چمدانشو ببنده و راهی بشه یه جای دیگه ، پیش کس دیگه، کسی که لایقش باشه. آخه من دیگه لایق چاقی نیستم. لیاقت من چاقی نیست ، به یقین رسیدم:

      امروز صبح که دیدمش داشت گریه می‌کرد:  

      کنارش نشستم وشانه شو ماساژ دادم و ازش پرسیدم:

      چرا گریه می کنی؟ با چشمای اشک آلود نگاهم کرد و با بغض گفت :

      میدونم که دیگه جای من اینجا نیست ورفتنم حتمیه اما دلم برات تنگ میشه، برای غر زدن هات به جونم ، برای اعصاب خوردی هات که من رو باعث زشتی خودت می دونستی، 

      برای گریه هات که از دست همه چیز وهمه کس ، حتی از دست خدا هم شاکی بودی ، برای اینکه صدامو نمی شنیدی و هر چی داد می زدم که، بابا من مقصر نیستم، خودت منو دعوت کردی وتا زمانی که خودت راهیم نکنی نمی تونم برم 

      حرفاش درست بود ، جوابی نداشتم.

      نگاهش کردم وبهش گفتم : 

      نادانی و ناآگاهی منو ببخش . کارهام عمدی نبوده، راهشو بلد نبودم، نمی دونستم با خودم وبا تو چجوری رفتار کنم . آدمیزاده و ممکن الخطا .

      دوست خوبم ! درسته که تو تموم این سال ها هر دوتامون اذیت شدیم ولی گذشته ها گذشته ، من دیگه آگاه شدم .

      می دونی چطوری؟ 

      از اون ور کشورم ، یه انسان آگاه پیدا کردم که روشنایی آگاهیش به من رسیده، از دزفول ، اسمش استاد عطار روشنه، خدا خیرش بده، دل پاک وروشنی داره ، کارش عطاری نیست اما بوی عطر افکار نابش انسان رو مست میکنه. اون بهم آگاهی داد و چون من در مدار اون آگاهی قرار گرفتم ، دارم تغییر میکنم ، بهتره بگم تغییر کردم، دیگه فکرم واحساسم مثل قبل نیست. برای همین دیگه نمی تونم پیش خودم نگهت دارم.

      درسته که قبلا ازت بدم میومد وازتو متنفر بودم ، شرمنده ، منو ببخش . حالا دیگه عوض شدم دوستت دارم ، منو ببخش که میزبان خوبی برات نبودم . برو به سلامت! حالا دیگه دوستت دارم و برات اوقات خوبی رو آرزو می کنم.

      ……..

      من وچاقیم همدیگه رو درآغوش گرفتیم و در بغل هم یه خدا حافظی جانانه کردیم ومن راهیش کردم و براش دست تکون دادم .

       تموم شد . 

      مهمان اسمش با خودشه. بالاخره یه روز میره اومدم تو ودر رو بستم. به در تکیه دادم وچشمامو بستم .

      خب حالا که چاقی رفت، چکار کنم؟ 

      خب من همیشه بعد از رفتن مهمانم همه چی رو مرتب میکنم و میشینم به کارهایی که پیش رو دارم فکر می کنم .

      آها یادم اومد:

      باید تعهد بدم ، باید یه قولی به خودم بدم .

      میرم که در این باره فکر کنم ، بعدا میام براتون می نویسم که چه قولی می خوام به خودم و خدای خودم بدم.

      چقققققدر حالم خوبه ! خدایا ازت ممنونم…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار گلستان
      1402/04/05 11:12
      مدت عضویت: 331 روز
      امتیاز کاربر: 1225 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 447 کلمه

      سلام و درود!

      متن قبلی من خیلی طولانی شد ولی بحث تموم نشد. رفتم یه سری کارای روزمره رو انجام دادم وبا شوق زیاد برگشتم و میخوام بقیه ی داستان رو بنویسم:

       در ادامه رد دلایل چاقیم به اینجا رسیدم  که:

      مصرف زیاد برنج و به ویژه در وعده ی شام رو ، تا مدتها دلیل چاقی خودم می دونستم وتا مدت ها چپ چپ بهش نگاه میکردم وبا وجودی که دوستش داشتم ولی این افکار نمی گذاشت از خوردن اون لذت ببرم

       ولی وقتی با آگاهی نگاه کردم ،دیدم طفلکی اون بی گناهه و فقط وجود داره که ما آدم ها از خوردنش لذت ببریم، 

      برداشت غلط من وانتظار نادرستی که از اون داشتم باعث چاقیم شده، نه مصرف برنج .از طرفی خیلیا رو می‌بینم که روزی دو وعده هم برنج مصرف می کنن وتازه اونم خیلی چرب و چیلی( به مسائل پزشکی اون کاری ندارم ومد نظرم نیست) ولی با این وجود لاغر ومتناسب هستن؛ حتی جواب آزمایش چند نفر رو که دیدم  ، قند و چربی نرمالی داشتن. پس این هم رد شد و دلیل قابل قبولی برای چاقی من نیست.

      کم تحرکی که در مورد خودم اصلا قبول ندارم چون فعالیت روزمره من خیلی زیاده ؛ رسیدگی به امور منزل ، کلاس بچه ها ، خریدهای روزانه ، پیاده روی به هر بهانه ای وخلاصه از اون آدم هایی هستم که به اصطلاح یه جا بند نمی شن. خیلی پر انرژی هستم واین ادعای من نیست، هر کسی منو میشناسه اینو میگه.

      با تمام این احوال اگه یه روز حس میکردم فعالیتم اون روز کمه، خودم رو متهم به کم تحرکی میکردم و به خودم می گفتم وای دیدی امروز تنبلی کردی، چاق میشی.

      در مورد فست فود و غذاهای آماده و شور و چرب هم ، که یکی دیگه از توجیهات من برای چاقی بود ( حتی می تونم بگم یکی از توجیهاتی بی اساس)، عروس خواهر شوهرم رو یادم اومد که اصلا آشپزی نمی کرد وبیشتر وعده ها رو پیتزا و فست فود وحتی هله هوله مصرف می کرد ولی کاملا متناسب بود ومن از دیدن اون نزدیک بود شاخ دربیارم.( شاید کار اون از جهات دیگه اشتباه بود ، کاری به اون جنبه های دیگش ندارم) ولی این دلیل چاقی رو از ذهنم پاک میکنه واون رو رد میکنم ، دلیل چاقی من نیست.

      یه مورد دیگه از توجیهات،  مهمانی رفتن و مهمانی دادن بود ولی وقتی منطقی بهش نگاه کردم( فقط نمی دونم چرا این همه زمان باید طی میشد تا من متوجه بشم که منطقی بهش نگاه کنم) دیدم اکثر دور وبری های من عاشق این کارن و بین اونها هم چند نفر رو میشناسم که اکثر شب‌ها مهمان هستن یا مهمان دارن ولی متناسب هستن ؛ پس اون هم دلیل قانع کننده ای نیست و ردمیشه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار گلستان
      1402/04/05 09:34
      مدت عضویت: 331 روز
      امتیاز کاربر: 1225 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 851 کلمه

                        به نام خدای لاغری 

      سلام به استاد گرامی و دوستان خوبم!

      صبح زیباتون به خیر! امیدوارم روز شادی رو شروع کرده باشید!

      در جواب این که چرا من چاق هستم، باید بگم :

      من چاق هستم چون به طور ناآگاهانه تحت تاثیر آموزش های خانواده و جامعه بودم.

      افکار اشتباهی در باره خوراکی ها داشتم 

      نمی دونستم چطوری اطلاعاتی که وارد ذهنم میشه رو فیلتر کنم ویا حتی درست تحلیلشون کنم.

      به این موضوع آگاهی نداشتم که تفسیرهایی که بعداز خوردن مواد غذایی به کار می‌بردم باعث می شده که احساس بدی از تجربه خوردن در من ایجاد بشه و نتیجه ی اون بشه چاقی جسمم.

      من چاق هستم چون توی ذهنم تصویر چاقی رو به دیوار زده بودم ومدام هر روز به اون نگاه کردم و حال خودم رو بد کردم و هر روز چاق تر شدم .

      من چاق هستم چون قبلا بلد نبودم خودم رو دوست داشته باشم وبه خودم و جسمم احترام بزارم و فکر می کردم فقط باید حواسم باشه که دیگران به من احترام بزارن، همون طوری که من به اون ها احترام میزارم.

      من چاق هستم چون در هر دوره ای از زندگیم یه توجیهی برای چاقی در ذهنم داشتم واون طوری منتظر چاقی بودم و چاقی رو برای خودم عادی و طبیعی جلوه دادم و باعث ماندگار شدن چاقی در جسمم می شدم .

      با وارد شدن به هر مرحله ای از زندگیم (که قبلش یه دلیل برا چاقیم به اون مرحله فرستادم ودر ذهنم آماده چاقی در اون مرحله بودم)، مغزم بر اساس تصویری که تو ذهنم بوده دستور چاقی رو صادر می کرده و انتظار ناآگاهانه ی منو بر آورده می کرده. 

      و خیلی وقتها که یه نفر به چاقی من توجه‌ میکرد ، حالا با یه نگاه خاص ویا اینکه مستقیم بهم میگفت :چاق شدی ، من تو هر مرحله ای یکی از توجیهاتی رو که تو ذهنم بود به عنوان دلیل چاقی خودم به اون شخص می گفتم ودر واقع با این کارم سعی داشتم چاقی خودم رو برای اون شخص هم موجه و عادی جلوه بدم 

      ویه جورایی میشه گفت از اون توجیهات به عنوان سپر برای دفاع از خودم استفاده می کردم و در نتیجه چاقی من ادامه‌ داشت و پیش می رفت بدون هیچ مانعی و این من بودم که در هر مرحله ای راه رو براش هموار می‌کردم نه هیچ کس دیگه ای.

      من چاق هستم چون فکر می کردم با ازدواج وبعد از اون آدما چاق می‌شن و این رو طبیعی می دونستم.

      فکر میکردم چاق شدن بعداز بارداری و زایمان و در دوران شیردهی طبیعیه.

      بعد از همه‌ی این مراحل فکر بعدی من این بود که با ورود به‌ میانسالی آدم‌ها چاق می‌شن. 

      در مرحله بعد با خودم میگفتم در دوران پیش از یائسگی و بعد از اون  هم آدم‌ها چاق می‌شن. 

      چند فکر دیگه که در تمام دوره های قبلی و لابلای اون دلايلی که نوشتم همیشه بود و اونها رو تکمیل میکرد اینها بود:

      دیر شام خوردن آدم رو چاق میکنه.

      دیر خوابيدن باعث چاقی میشه.

      حتی کم خوابيدن و زیاد خوابيدن رو باعث چاقی  میدونستم واز دیگر متهمان چاقی من به حساب میومدن.

      تو وعده شام برنج خوردن آدم‌ها رو چاق میکنه و کلا مصرف زیاد برنج باعث چاقی میشه.

      کم تحرکی باعث چاقی میشه.

      غذاهای چرب وشور وفست فودی زیاد خوردن چاق کننده ست.

      حتی زیاد مهمانی رفتن رو چاق کننده می دونستم و این فکر اشتباه باعث شده بود که زیاد علاقه ای به مهمانی رفتن نداشته‌ باشم .

      به لطف خدای عزیزم وبعد از هدایت شدنم به این سایت وکسب آگاهی های درست،  متوجه شدم که هیچ کدام از مواردی که ذکر کردم دلیل واقعی چاقی من نبوده ونیست و برداشت اشتباه من و آموزش های غلطی که خودم ناآگاهانه اونها رو پذیرفتم و وارد ناخودآگاهم شده دلیل اصلی چاقی منه.( نه ورود به هر دوره ای از زندگیم، نه کم یا زیاد خوردنم، نه دیر خوردنم، نه کم یا زیاد خوابیدنم، نه هیچ نوع ماده ی غذایی خاصی، نه چرب و شور بودن غذاها، نه فست فود خوردن و نه…….)

      چرااااا؟؟؟؟

      چون وقتی درست نگاه کردم ویاد گرفتم درست نگاه کنم خیلی از دور و بری ها واطرافیان رو یادم میاد که بعداز ازدواج وحتی تا سالها بعدش هم متناسب بودن پس این مورد رد میشه.

      کسانی دیدم وبه یاد آوردم که حتی در دوران بارداری و بعد از اون هم همچنان متناسب بودن در نتیجه این هم نمی تونه دلیل چاقی من باشه و رد شد

      افرادی رو دیدم ومی شناسم که در دوران شیردهی و بعد از اون هم همچنان متناسب هستن وچاق نشدن ، پس این هم دلیل چاقی من نیست و رد میشه.

      ورود به میانسالی ودوران پیش از یائسگی وحتی خود دوره یائسگی هم باعث چاقی نمیشه چون خیلی آدم ها که در این دوران هستند رو دیدم ومی بینم که متناسب هستن پس این هم دلیل چاقی من نمی تونه باشه ورد میشه.

      دیر غذا خوردن و کلا دیر شام خوردن هم دلیل چاقی من نیست چون افرادی رو می شناسم که این کار عادی وروز مره ی اوناس ولی متناسب هستن ، خب، اين مورد هم رد شد.

      دیر خوابيدن و کم یا زیاد خوابيدن هم منطقی نیست که دلیل چاقی من باشه چون موارد نقض اون رو در افراد دور وبرم زیاد می‌بینم پس رد میشه و متهم چاقی من نیست .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 19 کلمه

      استاد عزیز نمیتونم بهتون بگم که چقدر قلبم گرم شده از این همه آرامشی که درونم به وجود اومده….سپاسگزارم..

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 40 کلمه

      من الناز تعهد میدهم که در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۴۰۲ با 

      وزن ۹۷ کیلوگرم به وزن ۵۸‌کیلو گرم برسم و در این راه با کمک خالق بی همتا تمام تلاشم را در این مسیر بگذارم و از هیچ تلاشی دریغ نکنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار گلستان
      1402/03/21 07:31
      مدت عضویت: 331 روز
      امتیاز کاربر: 1225 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 101 کلمه

      به روز شده در ۱۴۰۲/۰۳/۲۰

       سلام استاد عزیزم! 

      این عبارت به روز شده چقدرررر بهم انرژی وانگیزه میده.

      میدونید چرا? 

       چون در تمام زندگیم دنبال یاد گرفتن وعمل کردن به آموخته هام بودم وهمین طور دنبال کسایی می گشتم که به حرف هاشون عمل کنن.آخه این طوری فقط میشه اعتمادکرد.

      به کسی میشه اعتماد کرد که اول خودش حرفش رو باور داشته باشه وبه حرفش پایبند باشه وبه اون عمل کنه (البته از نظر من ) ، اون شخص می تونه روی ذهن من تاثیرگذار باشه وحرفش در ذهن من تغییر ایجاد کنه.

      عاشق پشتکارتون شدم . یقین دارم راهی که به من نشون دادین درسته…….ادامه میدم….

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5961 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 42 کلمه

        سلام و درود
        از لطف و محبت شما سپاسگزارم
        اینکه شما به تاریخ مطالب توجه میکنید نکته بسیار جالب و نشان از دقت نظر شماست
        خوشحالم که علاقه و استمرار من در این مسیر باعث ایجاد احساس بهتر در دوستانم میشه.
        منتظر خبرهای عالی شما هستم👌

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 228 کلمه

      سلام و روز بخیر

       باور اینکه لاغرشدن سخته و لاغر موندن سخت تر  میتونه خطا باشه چون چند نفر رو می شناسم که راحت لاغر میشوند و لاغر مونده اند

      یک حقیقت در مورد چاق شدن اخیر من وجود داره و اون اینکه:من چند وقت پیش به هدف شروع رابطه عاطفی  پایدار وارد چند آشنایی شدم در مورد اول مورد سو استفاده  دروغهای اون آقا شدم و خیلی حالم بد شد در مورد دوم که چند ماه بعدش اتفاق افتاد زودباکری من و به نوعی ساده لوحی من باز باعث شد که زود اعتماد کنم و بعد قطع ارتباط حالم خیلی خیلی بد بود و رابطه بعدی هم همینطور…..

      هر بار احساس نا امتی و بی اعتمادی بیشتری میکردم و  حس میگردم همه میخواهند از من سو استفاده کنند

      یادم‌می آید بعد اون جریانات شروع به جاق شدن کردم و پر خوریهام شروع شد.این احساس نا امنی در کنار این‌حس بد که به خودم پیدا کرده بودم و سرزنش مداوم خودم باعث شد خوردن غذا مسکن موقتی من بشه  و من ناخوداگاه با چاق شدن از خودم در مقابل روابط نا درست محافظت کنم یعنی با چاق شدن حس جذابیت‌من کمتر میشد و اینطوری کمتر دیده میشدم و کمتر مورد انتخاب قرار میگرفتم و کمتر در خطر بودم

      الان جوری شده ام که جرات ندارم برم حلوی آینه و هیکلم رو نگاه کنم من با قد ۱۶۲ سانت حدود ۸۰ کیلو وزن دارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      1402/03/13 11:32
      مدت عضویت: 362 روز
      امتیاز کاربر: 21060 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 438 کلمه

      سلام صبح شما بخیر 

      ۱،دلایل ارثی بودن برای چاقی رد شد چون دو نفر از اعضای خانواده من متناسب هستند 

      ۲، پر خوری کردن برای چاقی رد شد چون افراد متناسب بیشتر از من غذا می خورند و لاغر هستند 

      ۳، خوردن شیرینجات و برنج و نان برای چاقی رد شد چون خیلی از افراد اینها را می خورند و لاغر هستند 

      ۴ ، بیماری تیرویید برای چاقی رد شد چون خیلی از افرادتیروید دارند و لاغر هستند 

      ۵، قوی بودند برای چاقی رد شد چون خیلی از افراد لاغر قوی هستند 

      ۶، برای چاقها احترام بیشتری قایل هستند رد شد چون خیلی از افراد لاغر اعتماد به نفس بالایی دارند و مورد احترام هستند 

      ۷، دخترهای چاق خواستگاران بیشتری دارند رد شد الان افداد لاغر را می پسندند

      ۸، برای نشستن در ماشین در بغل رد شد چون الان تعداد افراد خانواده کم است و هر کس یک صندلی دارد 

      ۹،افراد چاق مهربانتر هستند رد شد چون خیلی افراد لاغر هستند که مهربان هستند 

      ۱۰ ،کم تحرکی افراد چاق رد شد چون خیلی از افراد لاغر کم تحرک هستند و لاغر هستند 

      ۱۱، ورزش و رژیم برای افراد چاق رد شد چون خیلی از افراد لاغر رژیم و ورزش نمی کنند و لاغر هستند 

      تمام دلایل برای چاق شدن با فکر کردن و تحقیق کردن و دیدن  مورد مشابه رد خواهد شد 

      من زهرا متعهد می شوم که در تاریخ ۱۴۰۲/۳/۱۳مسولیت چاقی خود را می پذیرم و انشاالله به وزن ایده ال خود ۷۰ کیلو می رسم 

      من در سن ۱۷سالگی رژیم گرفتم و ۵ کیلو کم کردم 

      من در سن ۲۵ سالگی رژیم گرفتم و ۱۰ کیلو کم کردم 

      من در سن ۳۵ سالگی رژیم گرفتم و ۵ کیلو کم کردم 

      من در سن ۳۸ سالگی رژیم گرفتم و ۷ کیلو کم کردم 

      من در سن ۴۶ سالگی رژیم دکتر کرمانی گرفتم و ۱۲ کیلو کم کردم 

      و الان با وزن ۹۰ کیلو در سن ۴۶ سالگی متعهد می شوم که با روش تناسب فکری با ذهن به وزن ایده ال خودم یعنی ۷۰ کیلو برسم چون مادر ۴ فرزند هستم و می خواهم که متناسب و سلامت در کنار همسر و فرزندان عمری را با خوش حالی و سلامتی سپری کنم و بتوانم برای خانواده خود بهترینها را رقم بزنم چون من قهرمان زندگی خودم هستم و چاق بودن من فقط مربوط به شخص خودم تنها است و عواقب ان را را خودم باید بپردازم پس دیگران در چاق بودن من نقشی نداشتند که الان در متناسب شدن من دخیل باشند ، 

      از خداوند و اقای عطار روشن سپاسگزارم که من را با این سایت آشنا کرد که بتوانم همراه دیگر دوستان چاق خودم وارد سرزمین لاغرها بشوم و به آرزوی دیرینه خود یعنی متناسب شدن برسم ، خدایا شکرت ،خدایا شکرت خدایا شکرت 🤲🤲🤲🤲🤲🤲🤲🤲

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم
      1402/03/01 15:18
      مدت عضویت: 519 روز
      امتیاز کاربر: 4810 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,109 کلمه

               “ به نام او که بزرگ است و مهربان ”

      با سلام و درود به همه ی هم فکران و استاد عزیز ؛

      گام دوم : دلیل چاقی چیست ؟!

      توکل به خدا یعنی اینکه من از آینده هیچ اطلاعی ندارم اما ایمان دارم که خدا با من است و من را هدایت می کند ، پروردگار مهربانم سپاس و شکرت .

      همان طور که در گام قبلی اشاره کردم من قبل از آشنایی با روش لاغری با ذهن عواملی مانند ارث و ژنتیک ، سوخت و ساز پایین بدن ، استخوان بندی درشت ، پر خوری و اشتها ، عمل لوزه ی سوم ، علاقه به خوردن ، ازدواج ، بارداری و زایمان ، خوردن قرص جلوگیری از بارداری ،ترک ورزش ، کم تحرکی ،رژیم نگرفتن ،تقدیر و سرنوشت ،تخمدان پلی کیستیک ،خوردن برنج ، نان ، ماکارونی فست فود ، انواع نوشیدنی های گاز دار و …، خوابیدن زیاد ، نخوردن به موقع وعده های غذایی ، افزایش سن و … را دلیل چاقی خود می دانستم و با توجه به گفته های استاد اگر به طبیعت دقت کنیم هر چیزی قانونی دارد و تا علت نقض آن وجود نداشته باشد آن قانون صدق می کند و پایدار است مانند قانون جاذبه ی زمین که هر چیزی را رها کنیم به طرف پایین کشیده می شود و اگر زمانی چیزی را رها کردیم و به طرف بالا کشیده شد قانون جاذبه دیگر صدق نمی کند و رد می شود .در مورد علل چاقی هم دقیقا به همین منوال می باشد اگر علتی باعث چاقی و اضافه وزن من می شود باید برای تمامی انسان های دیگر هم صدق کند در غیر این صورت حتی با یک نمونه نقض و رد می شود .به طور مثال ارثی و ژنتیکی بودن چاقی : خانواده ی یکی از پسر عموهایم که پنج نفر می باشند همگی چاق هستند به جزء دختر پسر عمویم پس اگر چاقی ارثی باشد باید همه ی فرزندان چاق باشند.از لحاظ علمی هم تاکنون ثابت نشده است که ژن چاقی در دی ان ای وجود دارد و چاقی ژنتیکی است پس با این دلایل چاقی ارثی و ژنتیکی رد می شود .   

      سوخت و ساز پایین بدن : خداوند عملکرد سیستم بدن همه ی ما انسان ها را به یک شکل آفریده است و اینگونه نیست که فردی را با بالاترین سوخت وساز بیافریند و لاغر باشد و فرد دیگری را با سوخت و ساز پایین بیافریند و چاق باشد این از عدالت الهی دور است و صدق نمی کند پس این دلیل هم رد می شود. ازدواج و بارداری : دختر خاله های من قبل از ازدواج لاغر و متناسب بودند و بعد از ازدواج هم متناسب باقی ماندند .چند تا از دوستان نزدیکم قبل از ازدواج لاغر بودند و بعد از ازدواج و بچه دار شدن هم باز لاغر و متناسب هستند ، پس این دلیل هم به راحتی رد می شود . خوردن و پر خوری : همه ی موجودات زنده برای بقای خود به غذا احتیاج دارند و از طریق خوردن آن را برطرف می کنند و خوردن تنها به خاطر تامین نیرو و انرژی مورد نیاز بدن برای بقا و زنده ماندن است و ربطی به چاقی ندارد همان طور که خیلی از افراد لاغر هم غذا می خورند و پر خوری هم می کنند اما چاق نمی شوند مانند یکی از دوستان لاغر و متناسبم ، یکی از زن دایی هایم بسیار لاغر است اما به اندازه ی من هم غذا می خورد پس این دلیل هم رد می شود .بقیه ی عوامل چاقی من هم به همین منوال نقض و رد می شوند.

      در این مرحله با توجه به اینکه قبلا، من ، چاقی ،دلایل چاقی من وجود داشتند الان با برطرف شدن دلایل چاقی من ، من می مانم و چاقی من و این چاقی در جسم من است که دیگر هیچ دلیلی برای به وجود آمدن آن در جسم من وجود ندارد به جزء خود من .پس من صد در صد مسئولیت چاقی خود را شجاعانه می پذیرم و آن را به عهده می گیرم و با این تفسیر اگر علت چاق شدن من خودم هستم پس من می توانم علت لاغر شدن و متناسب بودن خودم هم باشم و در این جا هم مسئولیت صد در صد لاغر شدن خودم را می پذیرم و به عهده می گیرم .

      من مریم با تقریبا ۳۷ سال سن و وزن ۱۰۷/۵ کیلو گرم ( دقیقا یک ماه است که دیگر خود را وزن نکرده ام و نمی خواهم وزن کنم ) تعهد می دهم که وزن خود را به ۷۰ کیلو گرم برسانم و در این راه از هیچ تلاش و کوششی دریغ نکنم و با دادن آگاهی های لازم و مفید و تغییر باورها و فرمول های ذهنی خود از طریق روش لاغری با ذهن به راحتی به وزن دلخواهم میرسم.

      من قبلا با خوردن قرص متفورمین ۵۰۰ برای رفع کیست تخمدان و همزمان گرفتن رژیم غذایی دکتر کرمانی توانستم ۱۱ کیلو وزنم را کاهش دهم .

      هر بار که به صورت ناشتا چیزهایی مانند سیر له شده و عسل در آبجوش می خوردم ۱ الی ۲ کیلو در ماه وزن کم می کردم .

      هر بار با حذف برنج ، نان و … از وعده های غذایی خودم در ماه ۲ الی ۴ کیلو وزن کم می کردم.

      بارها با انواع رژیم و ورزش ۱ الی ۴ کیلو از وزن خود را کاهش می دادم و همه ی این موارد نشان از قابلیت و توانایی بدن و جسم من دارد که می تواند حتی با روش های نادرست و غلط از وزن خود کم کند پس وقتی که من از روش صحیح و درست لاغری با ذهن استفاده می کنم بسیار بیشتر و راحت تر می تواند از وزن خود بکاهد و خود را متناسب و لاغر کند چون جسم من به دلیل اینکه لاغری و تناسب اندام حالت طبیعی و پیش فرض او می باشد بسیار از من مشتاق تر است که به حالت طبیعی خود بازگردد و این توانایی و قابلیت را دارد .

      چاقی یک نوع اختلال و بیماری است که توسط خود ما به وجود آمده است و خداوند این قدرت را به ما داده است که بتوانیم به راحتی از طریق قدرت ذهن خود و توانایی جسم خود آن را برطرف کنیم و خود را متناسب و لاغر کنیم .

      در آخر می خواهم بنویسم و بیان کنم که من کاملا به استاد عطار روشن و روش لاغری با ذهن ایمان و اعتقاد دارم و باور دارم از این طریق می توانم به خواسته های خود من جمله متناسب و لاغر شدن به راحتی و با لذت و بدون هیچ عجله ای برسم و همچنان در این مسیر خواهم بود و ادامه میدهم چون خداوند مهربان مانند همیشه با من است و مرا هدایت می کند.

      “ یا حق ”

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 292 کلمه

      در خصوص این تمرین که بخاطر بیاریم دفعات قبلی که وزن خودمون رو کم کردیم: 

      من سال ۹۷ دقیقا سال دوم دانشگاه وزنم به ۶۲ کیلوگرم رسیده بود . بعد من یک عمل جراحی داشتم در ناحیه کمرم که فقط میتونستم به شکم بخوابم ،حتی نمیتونستم بشینم. در اون سال من وزنم به ۵۴ کیلوگرم رسید . این در حالیکه این مقدار وزنی که کم کردم با وزنی که الان میخوام کم کنم فقط ۲ کیلوگرم اختلاف داره ولی اینقدر ذهن من گندش کرده و ناممکن میدونه.

      البته متوجه شدم یک باور اشتباهی که دارم اینکه من فقط وقتهایی راحت و بدون ورزش و رژیم وزن کم میکنم که مریض بشم اما جالبیه قضیه اینجاست که از طرفی دیگه علت اصافه وزن الانم رو تخمدان پلی کیستیک میدونم. این درحالی هست که دکتر گفته این مشکلت کاملا رفع شده و تو الان یک رحم و تخمدان سالم داری .

       یعنی ببین این ذهن من چقدر افکار و باورهای منفی داره که دکتر گفته تو سالمی اما من هنوز فکر میکنم این بیماری برمیگرده و علت این پف و چاقی من این بیماری هست. 

      الان که اینارو اینجا نوشتم متوجه شدم که چه فکرای پوچ و منفی درباره‌ی سلامتیم دارم. 

      الان که متوجه این فکر شدم، اینجا مینویسم که من میخوام این باور قدرتمند رو جایگزین اون افکار محدود کننده بکنم که .

      من در سلامت کامل به وزن دلخواهم یعنی ۵۵ کیلوگرم رسیدم . اضافه وزنی که پیدا کردم فقط و فقط زاییده فکرهای منفی هست و نه هیچ عیب جسمانی دیگری که در من هست. بدن من مثل زمانی که متولد شدم کاملا سالم و قوی و هست. همین که من تا این سن ۲۴ سال رسیدم نشون میده که چه بدن سالم و قوی دارم و به راحتی به لطف خدا به وزن ایده آلم رسیدم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 277 کلمه

      سلام به استاد عطار روشن عزیز.

      دلایل چاقی من : 

      ۱. من از بچگی تپل بودم پس طبیعیه که همیشه تپل باشم : نمونه مخالفش : دقیقا استاد خودتون گفتید که این چنین بودید ولی الان لاغر هستید. یک فرد دیگه رو هم من دارم که در کودکی تپل بوده اما الان در بزرگسالی لاغر هست و اون هم دختر دایی خودم(مریم خانم) هست. دختر دایی من وقتی کدوک بود به لپاش و هیکل تپلیش معروف بود ولی الان با قد ۱۵۰ سانتی متر وزنش ۴۵ کیلو گرم هست و خیلی هم خوش هیکل هست و موها و چهره ی زیبایی داره. خیلی هم سالم و قوی هست.

      ۲.چاقی در خانواده ی ما ارثی هست : 

      مثال نقضش : خوده شما استاد عزیز . مورد بعدی خواهر خودم که با اینکه در خانواده ی ۵ نفره ی ما همه چاق بودیم خودش بدون هیچ دکتری تونست ۴۰ کیلو گرم وزنشو کم بکنه و الان خیلی زیباتر از زمان چاقیش شده. همینطور بچه های دختر داییم(مرجان خانم). اونا هم یک خانواده ی ۵ نفر هستند. خوده مرجان خانم و همسرشون و یکی از پسرهاشون تپل هستند اما پسر دیگشون و دخترشون لاغر و متناسب هستند و از اول هم همینطوری بودند.

      ۳. آدم اگه از وزن زیاد لاغر بشه صورتش افتاده میشه و پیرتر دیده میشه : مثال نقضش : استاد عباسمنش و شما استاد عطار روشن که ماشالله خیلی خوشتیپ و خوش چهره‌تر شدید. چهره ی شاداب و زیبایی دارید. مثال بعدی هم خواهر خودم (حدیث) ، با اینکه ۴۰ کیلو کم کرد اصلا چهرش پیر که نشد هیچ حتی گاهی افراد فکر میکنن که من خواهرم بزرگتر هستم و حدیث کوچکتر در صورتی که حدیث ۱۲ سال از من بزرگتر هست.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 36 کلمه

      من محدثه تاریخچی از امروز ۱۴۰۲/۰۲/۱۴ متعهد هستم که خودم را از وزن ۶۴ و ۸۵۰ کیلوگرم به وزن ۵۵ کیلو گرم برسانم و در این مسیر از هیچ تلاش و کوششی سر باز نخواهم زد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهره
      1402/02/05 11:45
      مدت عضویت: 364 روز
      امتیاز کاربر: 1620 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 302 کلمه

      سلام و درود ب فرمانروای جهان و جهانیان ،خداوندگاارزمین و زمان

      سلام ب دوستان و استاد عزیز و مهربان

      من مسئولیت بهم خوردن فرم بدنم ،چاقی و ….را میپزیرم و قول میدهم ذهنم راآزاد و رها و تربیت کنم و متهعد میشوم از وزن 61 ب 56 و سایز 36 برسم با یاری الله

      من با داشتن ذهن منفی و پناه بردن ب غیر خداوند (شرک)خودم را ب دام نشدها و غیر ممکن ها (شیطان)انداختم 

      دلایل چاقی 

      1_فکر میکردم ارثی بودن ،از از فرمول استاد استفاده کنیم ،توی خانواده 7 نفری فقط مادرم چاق،خواهرام و برادرم لاغر مثل خانواده پدرم(پس رد میشه)

      2_ورزش نکردن،پدرم ،برادرم،2 تااز خواهرام ،عمه و عمو ،ورزش نمی کنن(پس رد میشه)

      3 _مریضی و اعصاب و استرس،عمه هام هم مریضن هم قرص های جورو واجو،با سن بالا باریک اندام هستند

      4_سوخت وساز ،تو خانواده فقط من باید سوخت وساز بدی داشته باشم،همه از 1 خاک و گل هستیم و خداوند هیچ تفاوتی نگذاشته

      5_تغذیه نامناسب،چرا خواهرهم و پدرم و برادرم هر آنچه میخورن چاق نمیشن چرب و چیلی 

      6_عوض شدن طبع بدن ،چرا بقیه این مشکل ندارن و هر چی اراره کنن،میخورن.پیرمردی سن بالا باریک اندامی می شناختم چنان ماهی و پلو و ماست بهم میزد و میخورد ههههه الان میگن 3 مواد کاملا سرد،  ودر سن 90 به بالا بود ب عمر طبیعی مرد

      و چقدر ب من گفتند ،باید صب قبل طلوع خورشید از خواب بلند شی،باید گرمینه بخوری ،ماست نخور….هیچ تاثیری نداشت

      7_ترس و افکار منفی_من شام دیر خوردم،من تحرکم کم شده،ای وای بد شدم ،دیگه باریک نیستم،وووووو

      بیشترین تاثیر راهمین افکار انجام میده و من درس گرفتم پیش باز نرم وقتی خدا هست،باورهای قشنگ هست،خلق زیبایی ها هست

      امید ب خالق بی همتا هست و میتوان ذهن و منطقی کرد

      لاغرشدن آسانترین کار در دنیاست و بدنم مشتاقانه در حال بازسازی و ترمیم ، و خوش اندام شدن است)

      ب امید تغییرات (من ب دستان خدا خیره شدم ،معجزه کرد)

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 131 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیزم وهمه ی کاربران گرامی به لطف الله من از طریق استاد عباس منش فایل های این استاد بزرگوار شنیدم و  وارد سایتشون شدم وبه لطف الله وارد این مسیر شدم و دوست دارم که همچنان تو این مسیر بمونم ونتیجه خیلی عالیوخوبی بگیرم

      چاقی من از اینجا شروع شد که در دوران کودکی از عروس داییم ی جورایی تلقین کردم یعنی وزن.واندام خوبی داشتم از عروس دایی شروع شد فک کردم هر کسی که پول داره وبا کلاسه  رژیم میگره 

      واین شروع چاقی من وشروع رژیم‌های مختلف 

      وتا دوسال پیش از رژیم کوتوژنیک به مدت 3ماه 23کیلو کم کردم 

      و لی الان به لطف الله ودر این مسیر واستاد عزیزم فهمیدم من می تونم لاغری خیلی خوب وسالم و طبیعی وهمیشگی رو داشته باشم 

      از شما استاد گرامی نهایت سپاس رو دارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Reyhane
      1401/12/13 03:02
      مدت عضویت: 450 روز
      امتیاز کاربر: 545 سطح ۲: کاربر متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,263 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی 

      من ریحانه بوجارنژاد هستم و میخوام راجب دلیل های چاقی صحبت کنم میخوام واستون ۱۰ تا دلیل چاقی بگم 

      ۱- ارثی بودن چاقی :

      میتونم خیلی دلیل بیارم که چاقی ارثی نیست! ولی این اصلا واقعیت نداره میتونم براتون یه مثال بزنم که با اون مثال برای خودم منطقی شد که چاقی ارثی نیست مثلا میگن ( اگه توی یک خانواده همه ی افراد چاق باشن پس اگه یک بچه ی دیگه هم متولد بشه یقینا باید چاق باشه چون توی یک خانواده ای به دنیا آمده که همه افراد اون خانواده چاقن مثلا حالا از پدرش بگیر تا پدرجدش) اما مادر من وقتی بچه بود خیلی لاغر بود یعنی تا کلاس چهارم پنجم ابتدایی خیلی لاغر بوداما توی یک خانواده ای متولد شده بود که همه چاق بودن پدر و مادر خواهر عمه همه چاق بودن شاید میشه گفت فقط ۲ یا ۳ نفر توی خانوادشون لاغر بودن ولی با تمام این مسائل مادر من خیلی لاغر بود ولی بابت ترس های شدیدی که داشت به چاقی دچار شد ولی از همیجا هم میتونیم متوجه بشیم که چاقی ارثی نیست ارثی بودن چاقی فقط یه توجیه برای افراد چاقه و این فقط یه بهانه ست 

      ۲- تغذیه های نادرست :

      مثلا میگن پیتزا نخور کالری ش زیاده میدونی چقدر چربی داره ؟ اگه شیرینی بخوری چاق میشی میدونی خامه ش چقدر چربه؟ توی رژیم ها هم مثلا میگن میخوای نون بخوری یا گوشت بخوری اول اندازه بگیرش که یک وقت کالریش زیاد نشه ! ولی این درست نیست اگه چاقی به خوردن بود آدم های لاغر هم باید وقتی پیتزا و کیک و شیرینی میخوردن چاق بشن ولی چرا چاق نمیشن؟ چون کلا این قانون اشتباهه و فقط یک بهانه ست

      ۳-کم تحرکی :

      کم تحرکی رو همه علت چاقی شون میدونن اما من خیلی هارو میشناسم که هیچ تحرکی ندارن و خیلی هم لاغرن حالا یه سئوال دارم اگه تحرک داشته باشی لاغری پس چطوریه که این همه آدم وقتی میرن باشگاه عرق میریزن تلاش میکنن جون میکنن ولی حتی یک کیلو هم کم نمیکنن مادر خودم از ساعت ۷ صبح تا ساعت ۱۲ ظهر میرفت باشگاه ورزش های پرشی انجام میداد با دستگاه ورزش میکرد دور باشگاه میدوید روزی چند ساعت پیاده روی داشت روزی نیم ساعت درجای سریع میزد ولی نتیجه نمیگرفت اگه لاغر بودن به تحرکه پس باید لاغر شدن هم با تحرک باشه چرا دلیل لاغر موندن تحرکه ولی ترفند لاغر شدن تحرک نیست؟ حالا اگه به خیال بعضیا ترفند لاغری هم تحرکه پس چرا اصلا نتیجه نمیده؟ پس کم تحرکی هم دلیل چاقی نیست

      ۴- بیماری 

      خیلی ها میگن ما مریض بودیم حالا هر مریضیی به دلیل اون اون مریضی من چاق شدم ولی این هم دلیل موجهی نیست چون انسان های لاغر هم این بیماری هارو میگیرن ولی چاق نمیشن و اونو درمان میکنن و همچنان لاغرن حتی بیماری تیروئید هم که خیلی ها عامل چاقیشون می دونن اصلا بیماریی نیست که بتونه آدم رو چاق کنه چون این بیماری شاید بتونه هرمون های بدن رو جا به جا کنه و یکم اشتها ی آدم زیاد بشه اما اون اشتهای زیاد نمیتونه یک آدم مثلا ۵۰ کیلویی رو بکنه ۱۰۰ کیلو فوقش ۲ یا ۳ کیلو آدم اضافه میکنه نه ۵۰ کیلو

      ۵- سوخت و ساز بدنمون :

      خیلی ها سوخت و ساز بدنشون رو عامل چاقی شون میدونن مثلا میگن من سوخت و ساز بدنم کمه بدن من نمیتونه غذا رو خوب هضم کنه برای همین من چاقم ! اینم دلیل محکمی نیست ! چون سوخت و ساز بدن همه به یک شکل هست خدا همه ی انسان های دنیا رو به یک شکل آفریده و بین هیچ کدوم از آدم ها فرق نذاشته و اون هم افکار اشتباه اون انسان هاست 

      ۶- ژن

      خیلی ها میگن چاقی لاغری به ژن ربط داره من اگه لاغرم ژنم به مامانم رفته چون مامانم لاغره هروقت مامانم چاق شد منم چاق میشم ! من که چاقم به بابام رفتم چون بابام چاقه! این هم درست نیست تو و پدر و مادرت کلا یک انسان جدا هستید تو میتونی چاق باشی میتونی لاغر باشی به افکار خودت مربوطه اگه افکارت این باشه که تو لاغری و موانعی نداری خب مسلما تو باید همون جوری باشی که فکر میکنی

      اما اگر تو فکر میکنی چاقی و کلی موانع ذهنی داری پس تو دقیقا همونی هستی که میخوای ذهنت داره چاقی رو سفارش میده کائنات مثل یک فروشگاه میمونه تو بهش چاقی رو سفارش میدی اون هم بهت همون رو میده احساسات توهم میشه مبلغی که تو به خاطر یک خرید پرداخت میکنی و طبق اون احساسات زندگیت پیش میره تو خودت تصمیم میگیری زندگی خوب میخوای یا زندگی بد؟

      ۷- بارداری

      خیلی از خانم ها بارداری رو باعث چاقیشون میدونن میگن ما زمانی که باردار بودیم شکممون خیلی پف کرد بعد بارداری هم دیگه پفش نخوابید الانم من هنوز چاقم ولی این دلیل اصلی نیست دلیل اصلی ذهنشونه که فکر میکردن که اگه باردار بشن چاق میشن به همین علت چاق شدن اگر انسان ها به دلیل بارداری چاق میشدن الان باید تمام خانم هایی که باردار شدن چاق میبودن من خیلی هارو میشناسم که باردار شدن ولی نه تنها چاق نشدن بلکه لاغر ترم شدن ! و به مرور زمان به وزن ایده آل قبلی شون رسیدن پس این هم دلیل محکم و موجهی نیست 

      ۸-ترس از مسخره شدن از چاقی

      خیلی ها از جمله خودم به همین علت چاق شدن من خیلی خیلی از چاقی میترسیدم چون میدیدم که افراد لاغری که دور و برم بودن خیلی فخر فروش بودن و خیلی خیلی چاق ها رو مسخره میکردند من هم خیلی از این بابت میترسیدم که نکنه منم چاق بشم و اینا من رو مسخره کنن و هی داشتم واسه ی خودم فرمول سازی میکردم و هی داشتم اون رو سفارش میدادم که من چاقی رو میخوام خب مسلما کائنات هم اون چیزی رو که تو میخوای رو بهت میده دیگه و من هم چاقی رو دریافت کردم اما این هم باید ازش جلوگیری بشه تویه یکی از فایل هاتون توی دوره ی خلق آرزو داشتید راجب شیطان صحبت میکردید و به این نکنه اشاره کردید که شیطان برای وسوسه کردن ما از ( ترس ) ما استفاده میکنه و ماهم تحریک میشیم که جلوی اون اتفاق رو بگیریم ولی بدترش میکنیم و توی دام شیطان می افتیم به گفته ی خودتون ( شیطان در اون دنیا وقتی تقصیر وسوسه شدنمون رو می اندازیم گردنش قبول نمیکنه میگه من بیگناهم من فقط یک پیشنهاد دادم تو باید قبول میکردی؟ ) پس نباید این مانع رو هم برای علت چاقیتون در نظر بگیریم 

      ۹- ترس از اینکه دیگه لباس های قشنگ اندازمون نشن :

      خیلی ها هم میترسن که نکنه یه وقت اون لباسم بهم کوچیک بشه چاق بشم بهم تنگ بشه ! این مشکل خودمم بود من یک لباس آستین کوتاه خیلی خوشگل داشتم و عاشق اون لباس بودم زمانی که داشتم چاق میشدم اون بهم کوچیک شد و من خیلی ناراحت شدم و از اون موقع خیلی نا امید شده بودم ولی الان خیلی خوشحالم که توی این مسیر قرار گرفتم و بی نهایت از شما ممنونم 

      ۱۰- تلقین های منفی :

      دلیل چاقی خیلی ها هم تلقین های منفیه که همین که میگن من اگه چاق بشم فلان میشه اگه دوستم بیاد بگه  تو چقدر فلانی از همون کلماتی که همه ی چاق ها حداقل یکبار شنیدن خیلی به این کلمات فکر میکنن بزر اون کلمه رو توی ذهنشون میکارن و بهش هی آب و دون میدن هی میزارن توی ذهنشون رشد کنه و همون میشه یک فرمول اشتباه

      خیلی ممنونم که تا آخر این متن رو خوندین و برای گوش دادن به حرف های من وقت گذاشتید امیدوارم همیشه توی انجام کارهاتون موفق باشید شما رو به خدای بزرگ میسپارم امیدوارم که همیشه خدا یار و نگهدارتون باشه .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار mrmr19791357@gmail.com
        1402/01/21 21:41
        مدت عضویت: 594 روز
        امتیاز کاربر: 28964 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 75 کلمه

        سلام ریحانه جان عزیزم بهت لاییییییک طلایی میدم چقدر خوب و عالی توضیح دادی ولی در آخر یک نتیجه گیری کوچولو می کردی متوجه شیم عامل چاقی شما چی بوده از زبان خودتون،ولی بارم بهت تبریک می گم عزیزم ازین هوش بالای که دارین انشاله ب بالاترین موفقیتها دست پیدا کنید ومایه افتخار هم کشور وهم خانواده گرامیتان بشوید به خانواده گرامیتان هم تبریک بابت فرزند با استعدادی مثل شما،مطمعنم آینده درخشانی در انتظار شماست.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار Reyhane
        1402/04/04 22:14
        مدت عضویت: 450 روز
        امتیاز کاربر: 545 سطح ۲: کاربر متوسطه
        محتوای دیدگاه: 13 کلمه

        سلام خیلی ممنونم حتما ادامه میدم که نتیجه بگیرم از پیشنهادتون استفاده میکنم 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 272 کلمه

      با سلام و احترام و تشکر

      دلیل چاقی من:

      توضیح داده بودم که من از اول لاغر بودم و به تدریج بعد از ازدواج طی بیست سال سی کیلو اضافه کردم.

       _ یکی از دلایل چاقی خودم را کار خیلی زیاد و شلوغی تمام وقت زمان خودم می دانستم که باعث می شد غفلت کنم و هر چی دم دستم میاد توی دهنم بگذارم که از بی فکری خودم بوده

      _ همراهی با تک تک اعضای خونه در خوردن برای اینکه احساس تنهایی نکنند و از چیزی که می خورند لذت ببرند دلیل دیگه که خب مقصرم و توجیهی براش ندارم.

      _حیف شدن غذای باقیمانده ته بشقاب و ته قابله و توی یخچال و کابینت و توی سفره و روی میز دلیل دیگه من برای خوردن همه اونها بوده که واقعا هیچ حرفی برای گفتن باقی نمی گذاره. یعنی در واقع من به جای دور ریختن ، همه چیز را می خورم!

      _ من به همه این اشکالاتی که داشتم واقف بودم ولی ته ذهنم می گفتم مامان من هم اول لاغر بوده و یواش یواش در طی سالها چاق شده. خاله ها و عمه ها و مادر بزرگهایم همینطور. کلا همشون اول قلمی بوده اند و بعد به مرور چاق و چاقتر شده اند و خب پس این طبیعیه و لابد ارثیه و ما ژنمون اینطوریه. وقتی می دیدم مثلا یکی از دختر عمه هام چاق نشده فکر می کردم اون ژن را به ارث نبرده در حالی که می دیدم چقدر همیشه حواسش به خوردنش و ورزش کردنش و سلامتیش هست ولی فقط خودم را توجیه می کردم. 

      همین

      فقط بی توجه و بی فکر و باری به هر جهت بوده ام. و به خودم اهمیت نداده ام.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 285 کلمه

      سلام و احترام و تشکر از زحماتی که می کشید و آگاهیهایی که می دهید.

      ۱. در ۲۷ سالگی کلاس ایروبیک می رفتم و از ۵۹ به وزن ۵۷ رسیدم

      ۲. بعد از تولد فرزند اولم در سن ۳۰ سالگی برنج و نون نخوردم و فاصله محل کار تا مهد را روزی چندبار برای شیردهی پیاده و با عجله می رفتم و از ۶۲ کیلو به وزن ۵۴ رسیدم. در حالی که قبل از بارداری ۵۹ کیلو بودم.

      ۳. دوره رژیم دکتر کرمانی را در سن ۳۴ سالگی انجام دادم و از ۶۰ کیلو به ۵۴ کیلو رسیدم.

      ۴. متخصص تغذیه رفتم . با مصرف مکملهایی که شبیه سرلاک بود و قرصهای مکمل با هزینه بالا در ۳۶ سالگی ، از ۶۱ به ۵۴ کیلو رسیدم.

      ۵. در ۳۸ سالگی متخصص طب سنتی رفتم و با مصرف انواع عرقیجان و علفیجات از ۶۲ به ۶۰ کیلو رسیدم.

      ۶. بعد از تولد فرزندان دوقلوم در دوران شیردهی از ۷۷ به ۶۶ کیلو رسیدم.

      ۷. در سن ۴۱ سالگی از با اپلیکیشنهای مجازی که ورزشی بود از ۶۸ به ۶۶ رسیدم.

      ۸. در ۴۳ سالگی دوره آموزشی مهندسی تغذیه که تقریبا آموزش رژیم کتوژنیک بود را خرید و عمل کردم و از ۶۸ به۶۴ رسیدم.

      ۹. در ۴۵ سالگی با پیاده روی و استفاده از آموزشهای پیجها و لایوهای اینستا گرام از ۷۸ کیلو به ۶۹ کیلو رسیدم.

      ۱۰. در ۴۶ سالگی دوره آموزشی قانون سلامتی را خریدم و با ۲ ماه عمل به آن از ۶۹ به ۶۲ رسیدم.

      این تمام مواردی بود که یادم میاد تصمیم می گرفتم وزن کم کنم و موفق هم می شدم.

      گویا واقعا همینطور که شما می فرمایید بدن من کار خودشو درست انجام می داده و این ذهن من بوده که کار منو خراب می کرده!!!!!!

      هیچوقت اینطوری بهش فکر نکرده بودم.!!!!

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Susan behrad
      1401/12/09 20:59
      مدت عضویت: 1109 روز
      امتیاز کاربر: 5705 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,423 کلمه

      بنام خداوندمهربان 

      سلام به استادگرامی وهمراهان وهم مسیرهای گرامی آموزش لاغری باذهن 

      دلیل چاقی چیست؟(قسمت دوم)

      ردکردن و نقض دلایل چاقی من 

      من هم دلایل زیادومحکمی برای

      چاق شدنم داشتم وبقول استادچاقی خودم راطبیعی می‌دانستم وهمیشه دوست داشتم به لاغری خودم برسم تاازچاقی ودردهاوعذابهایم رهاشوم

      ولی درآموزش دیدن هرچیزی نمی‌توانیم عجله کنیم  مابایداصول کاررابسنجیم وریشه اصلی که درخت چاقیمان است رادرمان کنیم ما باریکه دارکردن درخت چاقی به اضافه وزن بیش ازحد خودمان رسیدیم وبایداون ریشه درخت چاقیمان راازبین ببریم چون وقتی شاخه وبرگ درخت را بکنیم دوباره خیلی زیبارشت میکندوماسالهاشاخ وبرگ درخت چاقیمان را میکندیم ولی حالاازبین بردن ریشه مهم ترازهمه چیزاست و اون موقع است که درخت واژگون میشود 

      ما نمی‌توانیم با فشار آوردن‌ جسممان که بخواهیم غذاکم مصرف کنیم وفعالیتمان رازیادکنیم مادراین روش احتیاج به دلیل برهان مدرک و آموزش قدم به قدم داریم 

      مادرجلسه اول درمورداین که چرا چاق هستیم صحبت کردیم 

      من باهرواردشدن به این گام دلایلم رانوشتم البته در دفترنوشتم چون گوشیم خراب شده بود ونتونستم درسایت بنویسم وهمه این دلایل کاملآ درباورهای ذهنیم وقلبیم بودند وحالابایداین را بدانیم که یک دلیل وبرهان تاوقتی قابل قبولمان هستش که ردونقص شدنش برایمان ثابت نشود 

      درقانون جاذبه زمین همه می‌دانیم که هرچیزی را رهاکنیم همیشه به طرف پایین کشیده می شود ولی این قانون جاذبه زمین تازمانی معتبراست که تمام اجسام رهاشده به زمین بیفتند

      چون اگه مایک روزچیزی رارهاکنیم واون به جای پایین افتادن به طرف بالابروداین قانون جاذبه نقض وردمیشود واین یک قانون است که در مورد تمام اجسام هستش حتی در مورد دلایلمان هم صدق می‌کند 

      من هردفعه تمام دلایلم رارد کردم واین چندمین بار است که مینویسم ومن صدهامورد خلاف دلیهای خودم را باچشم دیدم واین دلیلهادیگربرایم اصلا اعتباری ندارند 

      اولش ارثی بودن هستش 

      چون خانواده پدریم همه چاق بودند وبه من هم می‌گفتند که من به خانواده پدریم رفتم و چاقی ام ارثی و ژنتیکی است 

      درخانواده من بودم و سه تابرادرداشتم که من ودوتاازبرادهایم چاق بودیم ویک برادرم لاغر و کاملآ متناسب بود 

      واین نمی‌تواندارثی باشد.واین ازنظرمن نقض وردمیشود 

      کم تحرکی.همیشه خیلی ازاطرافیان ودوست وآشنامیگفتندکه بایدتحرک داشته باشم امامن خیلی‌ها رادیدم که و 

      میشناسم که که زیادتحرک ندارنداماچاق نیستندوخیلی هم لاغرهستندپساین هم ردمیشه 

      سوخت وساز ومتابولیسم پایین چون من همیشه فکرمیکردم سنم از۳۰و۴۰گذشته دیگه سوخت وساز ومتابولیسم پایین آمده واون باعث چاقیم شده سوخت وسازدرافرادتفاوتی نداردشایدکمی اختلاف داشته باشد.واین اختلاف کم نمیتونه دریکی اثرنکنه ولاغرباشه ودریکی ۳۰یا۴۰کیلواضافه وزن داشته باشه و اینهم ازنظرمن ردمیشود

      هیچ یک از اينها نمیتواندکارخداوندمتعال باشدیاخواست خداوسیستمش باشدهمه اينها نحوه رفتار.عادتهاو باورهایمان هستندکه مانع از لاغری و تناسب انداممان می‌شوند 

      من خیلی مواقع میگفتم که من شانس ندارم خدامن روچاق آفریده هرچیزی که میخورم چاق میشوم حتی آب هم بخورم چاق میشوم وبارهاشده بودکه می‌گفتم من هیچ گناهی ندارم و تقصیرمن من نیست چون خیلی برای لاغریم تلاش کرده بودم ولی همیشه شکست خورده بودم

      ذهن‌مان اصلآ برای تغییراتمان مقاومتی نداردمابایددلیهایمانرا پیداکنیم و بشناسیم و خیلی راحت واسون آنها را بپذیریم 

      من همه دلایلم رامی پذيرم ومیدانم که اصلآ ربطی درچاق شدنم نداشتندواین دلیل‌های چاقی ام فرمولها اشتباه درذهنم بودند بدن من عاشق لاغرشدن و متناسب شدن هستش و من بااین فرمولهای اشتباه مانع از لاغریم شدم من خیلی دلایل داشتم وخیلی وقتهانوشتم وردشان کردم 

      پیاده روی نکردن 

      من خیلی هارا دیدم که اصلآ یک قدم هم راه نمی‌روند و همیشه با ماشین به این طرف و آن طرف می‌روند ولی لاغر و متناسب هستند این هم ردمیشود 

      استرس واضطراب داشتن 

      من همیشه باداشتن استرس واضطراب به چاقیم اضافه میشد

      ولی خیلی هارا دیدم که حتی دخترخودم بااسترس و اضطراب داشتن لاغرترهم میشوندمن این راهم نفًو ردمیکنم 

      حرص و ولع داشتن درخوردن مواد غذایی و من همیشه وقتی ازرژیم گرفتن رهامیشدم یک حرص و ولع در من ایجاد‌میشد 

      وبازمن خیلی هارا دیدم که خیلی برای خوردن حرص و ولع دارندولی لاغر هستند این هم ردمیشود

      ومن با صدهاوهزاران دلیل کوچک و بزرگی که برای چاق شدنم دارم وهمه این دلیلها راردمیکنم 

      من باتمام ایمان و اعتمادوباورهای عالی برای لذت بردن از این مسیردارم انتخاب شدم وازطرف خداوندمهربان به این مسیر زیباهدایت شدم وهمیشه شکرگزار خداوندمتعال 

      هستم خدایاشکرت 

      وهمیشه یک نفراست که فکرمیکند و عمل می‌کند تایک چیزی راکشف واختراع کندوشمااختراع کننده این دوره زیباوعالی هستین وهمه ماراکه آرزوورویای لاغری داریم بااین دوره به آرزویمان میرسانیدومن و همه دوستان ازشما و از هدایت 

      شدنمان از طرف خداوند متشکروسپاسگزاریم 

      مانبایداین دلیلمان راردکنیم که اون هم ترس از غذاخوردن 

      لاغرشدن سخته چاق شدن آسان 

      افسردگیهایمان و آموزش‌های غلط ذهن‌مان فشارهای عصبی وشکستهای مکررکه در رژیم هاداشتیم که همه اینهافرمولهای ناخوداگاه ذهن‌مان هستند

      ومن بااطمینانی که به خداونددارم باگوش کردن به فایل های صوتی و تصویری و خواندن مطالب‌ آموزشی استمرار.تکرار.وتمرین و نوشتن به حس خوب وبهترشدن حالم می‌رسم وامروزمن خیلی تغییرات خوبی داشتم واین استاد گرامی بااموزشهای مفیدش تمام ذهنم و مغزم رازیروروکردن

      ماسه بخش بودیم

      من چاقیم وکلی دلایل چاقی 

      حالادلایل چاقیم رانقض کردم

      حالامن ماندم و چاقیم 

      خوب این چاقی مال کی مال منه دیگه ماکه دیگه باخودمان تعارفی نداریم یعنی کسی این چاقی روبه من تحمیل نکرده که من بدن خودم را بادلایل مسخره به این چاقی رساندم من همیشه گول تبلیغات روخوردم و اونهاروباورکردم

      من همیشه هرکسی را که میدیدم که اندام زیبایی داردحسرت می‌خوردم که ای کاش من هم مثل اون بودم وهمیشه خودم را سرزنش می کردم که من اون کارهای که اون 

      انجام میده وبه این شکل صورت درآمده و من نمی‌توانستم 

      وامروز من به اون درک و آگاهی 

      رسیدم فهمیدم که همه اونهادروغ بودندتمام روش‌های متاسفانه کردیم وتمام تبلیغات اشتباه بودندوماهیچگاه بااین روش‌های اشتباه نتوانستیم نتیجه دلخواهمان رابدست بیاوریم

      من تابه امروزاینقدرازچاقی رنج 

      کشیدم وتحت فشارعصبی وجسمی قرارگرفتم وحسرت لاغری راکشیدم وموقعی که تبلیغی نشان داده میشدتحت تاثیر آن قرارمیگرفتم وزودگول می‌خوردم 

      وامروزمن می‌پذیرم که مسئول چاقیم هستم وموثر اصلی خودم هستم ومسئولیت لاغریم راهم به عهده میگیرم

      چون من بودم که لاغرمیشدم ولی فکرمیکردم که اون رژيم رامی گیرم و لاغر میشوم یاپیاده روی میکنم یاقرص میخورم یاورزش میکنم لاغر میشوم چون خودم را 

      مسئول لاغریم نمی‌دانستم به این

      خاطرباعث میشد که من دوباره چاق بشم و به وزن قبلیم برگردم

      من کاملا به استادگرامی اعتقاد واعتماد قلبی دارم ومسئولیت چاقی و لاغریم رابه عهده میگیرم

      وباانگیزه واشتیاق فراوان وحس عالی و باارامش فوق‌العاده که دارم این راه ومسیررا تازمانی که زنده هستم ادامه خواهم داد چون راه صحیح ودرست پایانی 

      نداردهرچقدردراین مسیرباشیم برایمان همیشه لذت‌بخش‌تر خواهد‌بود 

      بقول استادخداوندیک جسم خوب وعالی برایمان تحویل داده است ماخودمان درچاق شدنمان استادیم ومیتوانیم در لاغر شدنمان هم استادباشیم 

      مابایداول بااموزش دیدن الفباي 

      لاغری به ذهن‌مان لاغرشدن را یادبدهیم 

      واین الفباباایجادفرمولهای جدیدودرست به ذهن‌مان بسپاریم وبذرلاغری رادرذهنمان 

      بکاریم

      ماهممون به اندازه شکستهایمان 

      که درلاغری داشتیم برایمان لاغری سخت ودشوارشده است

      برای کسی که ۵بارشکست خورده ۵دفعه لاغری دورازدسترس است

      وبرای خیلیهاازجمله خودمن که 

      بارهاشکست خورده ایم این لاغرشدن خیلی دورازدسترس است

      وحالامیخواهم یک تعهدبدهم 

      درست است چندین مرتبه تعهد 

      دادم ولی امروزمیخواهم تعهدم را

      بروزرسانی کنم 

      من سوسن جودی ازامروزدرتاریخ

      ۱۴۰۱/۱۲/۹تعهدمیدهم که خودم را از وزن ۸۶کیلوبه وزن۵۶کیلو برسانم و از هیچ تلاش وکوششی دراین راه سربازنمیزنم و در آرامش و باگامهایمحکم دراین راه و مسیرباقی بمانم و بالذت مسیررادرارامش روحی وجسمی 

      سپری کنم

      من بارژیمهای سخت وشکنجه های پی درپی وپیاده رویهای نامناسب به جسمم وزانوهام آسیب رسانم وازجسمم و روحم که لیاقت زیبایی هارادارداذیت کردم ازبدنم عذرخواهی میکنم وازخداوندمیخواهم که مرادراین مسیرزیباولذت بخش به آرامش جسمی و روحی برساند

      وازبدن خودم نهایت تشکررادارم وسپاسگزارم که تابه امروزمنوتحمل کرده وباتمام کم وکاستیها و سختی

      بدن زیبایم لطفا منوببخش ومن هميشه دوستت دارم و ازت سپاسگزارم 

      من خودم قبل از شرکت دراین 

      سایتافسرده ناامیدبودم چون زندگی نمی‌کردم زنده مانی می‌کردم وهمیشه فکرمیکردم که دیگه لاغر شدن برایم ازمحالات است ونمیتوانم لاغر شوم چون دلایل زیادی برای چاقی داشتم و بهانه های زیادی برای لاغرنشدن داشتم

      مادلایل چاقیمان را نقض کردیموحالاناتوان بودن درلاغری راهم نقض میکنیم

      بقول استاداگه کسی درطول عمرش تونسته باشه یک کیلو ازوزنش راهم کند.پس می‌تواند به تناسب اندام ولاغری خودش برسه

      امروزاگه من لاغر نشدم و لاغرنماندم چون مسیرم وراه و روشم اشتباه بوده

      ماهیچوقت ازراه وروش اشتباه به نتیجه نمیرسیم

      واین جسم بیچاره من هیچ اشکالی ومشکلی ندارد

      من باتمام روش‌های اشتباه توانستم که خیلی وزن وسایزم روکاهش دهم اگه فرمولهای ذهنم راتغییر ندهم نتیجه میشه 

      همون چاقی وحالامیخواهم اون 

      فکرچاقی روازبین ببرم 

      چگونه می‌توانم این کارروانجام دهیم باایجادمورمولهای صحیح ودرست جسم من هرقدر توانایی لاغری داشته یعنی میتونه تغییر کندچون من باتمام روشهای اشتباه لاغری خودم را تجربه کردم من ازسن۸یا۹سالگی تابه امروزکه۵۸سال دارم خیلی وزن کم کردم به اندازه موهای سرم باروشهای نادرست واشتباه چون اون روشها اشتباه بودن ماندگاری

      ودائمی نبودن

      من از سال ۵۲تاسال۶۳بانخوردنهاورژیم من درآوردی ۴کیلو۸کیلو۳کیلوکم کردم و زیادیادم نمیاد 

      بادکترتغذیه۳۶کیلودوبارهبادکتر

      تغذیه ۸کیلو

      بانخوردن برنج.نان.ماکارونی وورزش درخانه ۱۵کیلو

      بایک ماه خوردن‌ فقط سیب زمینی و گوجه۸کیلو

      باساقه طلائی وشیر۵کیلو

      وآخرین روشم خامگیاه خواری بودومن توانسته بودم ۳۰کیلوکم کنم 

      من خیلی مواقع درحال رژيم گرفتن و نخوردن بودم

      من همیشه به مدت‌های کم اینهارو ادامه می دادم فقط یک بار بادکترتغذیه زیادادامه دادم وخامگیاه خواری راخیلی ادامه‌ دادم

      همیشه رنگ پریده بودم وضعف شدیدی داشتم 

      وامروزمیفهمم که من ناتوان نبودم

      وامروزمن باقدرت وعشق و توان عالی میگویم که لاغرشدن آسان‌ترین راحت‌ترین بهترین زیباترین وخوشمزه ترین کاردنیاست 

      وباکمک اولخداوندمتعال و بعداستادعزیزوهمراهان وهم مسیرهای دراینمسیرزیباوشگفت 

      انگیزخواهم ماندوبالذت این مسیرراطی خواهم کرد

      چون متناسب شدن حق منهوحق تمام کسانی که دراین مسیرهستندماهمه لياقت متناسب شدن راداریم

      واین هم را مدیون استادگرامی وخداوند مهربان میدانم 

      وخداراشکرمیکنم دراین مسیرزیباقرار گرفتم

      خداهمیشه پشت وپناه استادوخانواده اش وهمراهان عزیزم باشدواین نوشتنهاادامه داردخداقوت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 846 کلمه

      سلام    سلام

      منم چندتا دلیل تو ذهنم مرور کردم جلسات قبل 

      ولی یکم متفاوت بود، 

      ۱_ من تو سن یازده سالگی که همون سن بلوغ بود رفتم یک ترم باشگاه دیگه نرفتم  ، زیاد شنیده بودم باشگاهو اگر ول کنی چاق میشی 

      ۲_ مامانم همیشه چاق های فامیلو واسمون مثال میزد می‌گفت ،اگز چاق بشی دیگه نمیتونی لاغر بشی واسه همین هر سال مقداری اضافه وزن داشتم و هیچوقت کاهش در کار نبود 

      ۳_ استعداد چاقی در خانواده ما ….

      همه هم از چاقی بدشون میومد و تلاش برای لاغری بود اما نتیجه ….

      ۴_ بچه که بودم اول قدم بلندتر از هم کلاسی هام بود و همیشه هم یه عده بچه شیطون بودن که بقیه رو مسخره کنن از طرفی بین خانواده و فامیل  انتظاراتشون از یک دختر بچه قد بلند خیلی بیشتر بود که مثل آدم بزرگا رفتار بکنه . در صورتیکه واقعا بچه بودم . و از قد بلند و درشت تر از سن م بودن بدم اومده بود . و از هر چی که بدت بیاد بیشتر بهش توجه می‌کنی و همون تو زندگیت گسترش پیدا می‌کنه و از یازده سالگی به بعد چاقی هم هم به قد بلندی اضافه شد . و هر سال مقداری به وزنم اضافه میشد . 

      وقتی بچه تر بود م ، بخاطر بیزار بودن از هیکل درشت( اصلا بد اندام نبودم ، ولی چون همیشه بزرگتر از سن خودم نشون میدادم و انتظارات اطرافیان ازم زیاد میشد ناراحت بودم، مثلا یادمه خانم های قد کوتاه و لاغر که می‌دیدم مثال یک بچه هم داشتن میگفتم تو دلم خوشبحالش چقدر ریزه، در صورتیکه الان اصلا حاضر نیستم آنقدر قد کوتاه باشم و اصلا خوش اندام هم نبودن ، فقط چون دلم میخواست ریز باشم چنین افکاری داشتم) 

      خلاصه که از سن یازده به بعد این مشکلو داشتم .

      و یادمه یکبار خاله م می‌گفت خواهر شوهرش خیلی ناراحت میشه کسی بهش بگه چاق و فقط روزی یک وعده غذا میخوره که چاق نشه ، چونکه قرص اعصاب میخوره و قرص ها چاق ش می‌کنه و من اون زمان آنقدر دلم میخواست که ریز اندام باشم . میدیدم اصلا امکان پذیر نیست ، چون طبعا نمیشد قدم کوتاه بشه ، ناخودآگاه به دنبال دلیل می‌گشتم برای اندام خودم که ازش بدم میومد  .!!!!!! و ناخودآگاه این بچه غول بیشعور همینو گرفت. یعنی یک مریضی جذب شد تا از نظر ناخودآگاه یک دلیل قانع کننده برای چاقی داشته باشم . 

      و من دچار ناراحتی اعصاب و درگیر  روانپزشک شدم به ظاهر بخاطر مشکلات متعدد اما حالا می‌دونم دلیل ش چی بوده . یعنی تازه اینو دیشب که فایل ها رو گوش کردم فهمیدم . بله من همیشه به دنبال بهانه ای برای تضادهام بودم .  و از برعکس بودن اوضاع همین بس که دکتر وقتی باهام حرف میزد یک قرص هم گفت می‌نویسم تا هم انرژی ت زیاد بشه هم لاغرت می‌کنه! و منم که انگار بهانه ای برای چاقی از این به بعد  رو پیدا کرده بودم خندیدم و گفتم نه دکتر من بیست سال تلاش کردم واسه لاغری موفق نشدم ، الآنم بیخیال لاغری شدم. اونم گفت خب باشه قرص بخور چاقتر نشی حداقل وقتی لاغر باشی روحیه ت بهتره و حال ت بهتره و…‌ و چند بار دیگه هم که منو ویزیت کرد درباره لاغری و تناسب اندام گفت ! بچه غول بیشعور ( ضمیر ناخوادگاه) منو دچار مریضی اعصاب کرد تا به ظاهر دلیل منطقی برای چاقی داشته باشم حالا روانپزشک میخواست منو بزور لاغر کنه !!!

      من میپذیرم که باعث و بانی چاقی من خودم یعنی همین ذهن ناخوداگاه م بوده. و دلایل دیگه فقط بهانه های هست که در بین مردم گفته میشه و پایه و اساس دقیق علمی ندارن .

      اگر از تجربه لاغری بخوام بگم یکبار در حد یک هفته شاید کمتر رژیم پروتیینی گرفتم بدون کربوهیدرات و تو همون چند روز چند کیلو وزن کم کردم . اما مغزم جواب نمی‌داد ولش کردم 

      همین اواخر یکبار از یک روشی استفاده کردم که پنج روز ، روزی نمیدونم چندبار می‌نوشتم به وزن ……کیلوگرم رسیدم.

      و من که عادت داشتم هربار رفتم خونه مامانم یعنی هفته ای یکبار حتما خودمو وزن میکردم و همیشه یا یک کیلو نیم کیلو اضافه کرده بودم یا همین قدر کم کرده بودم 

      اما اینبار اصلا وزن نکردم چند ماه و بعد حدود شش ماه ، بدون اینکه کار خاصی کرده باشم وزن کردم و ده کیلو کم کرده بودم ( البته سه کیلو نسبت به چیزی که نوشته بودم هنوز بیشتر بودم ولی خیلی ذوق زده شده بودم ) و چون این اتفاق بی سابقه بوده برای من باور نکردم اول و گفتم الکی ذوق نکن ، اتفاقا فرداش رفته بودم دکتر برای یک مشکلی که داشتم و اونجا هم وزن کردم ،میدونستم  ترازوش دقیق بود . ودیدم آره آره من ده کیلو کم کردم .خدایا شکرت ، خوشحال شدم به همه گفتم . الآنم حداقل ده کیلو دیگه باید کم کنم تا جزو افراد متناسب حساب بیام . و برای اون تناسب اندامی که هرگز فکر نمی‌کردم بهش برسم باید ۲۵ کیلو دیگه هم کم کنم .

      من منصوره هستم و اعتراف میکنم خودم باعث چاقی م بودم و تعهد میدم به تناسب اندام برسم و در این راه صبور باشم و همچنین از هیچ تلاش و کوششی فروگذار نکنم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 329 کلمه

      سلام به همه من دومین روز هست که عضو شدم و با فایلهای رایگان شروع کردم دیروز که جلسه اول بود و تمرینش پیدا کردن علل چاقی منم تقریبا مثل بقیه شنیده بودم که ارثیه و از خانواده پدریت بر داشتی و استخون بندی درشتی داری این جمله های مرسوم اما نمی‌دونم چرا هی دنبال یه علت دیگه می‌گشتم با خودم میگفتم فقط اینا نیست انگار میخواستم هی برم پایینتر ببینم اون ته مه ها چه خبره با اینکه استاد فرمودند بنویسید من نتونستم بنویسم امروز صبح اول از همه فایل laghari_godرو گوش دادم و الان که اومدم جلسه دوم و استاد باز هم تاکید کردن تمرین روز قبل رو انجام بدم من یهو نمی‌دونم چی شد ته اون گودال ذهنم دیدم من چقدر اوضاعم خرابه من شنیده بودم از خانواده که ارثیه یا بعد از زایمان و ازدواج چاقی عادیه و مثالهای نقض رو هم در اطرافم دیده بودم  یعنی برادرام که از چاقی ارث نبرده بودن یا خانمهایی که بعد از ازدواج و زایمان خوش اندام بودن اما بدتر از همه باور کرده بودم که خدا برای من چاقی رو رقم زده خدا برام بد خواسته خدا ارث بد به من داده 

      چقدر بد خدا رو شناخته بودم این فایل انگیزشی تازه بهم فهموند خدا بیشتر از من مشتاق لاغریم 

      و مسئله بعدی من همیشه طمع به غذا واسه اینکه یواشکی می‌خوردم همش گرسنم بود دیروز که نمی‌دونم اصلا کجای این سایت بود یه همچین جمله رو خوندیم تا وقتی علائم درونی مثل قار و قور شکم نشنیدی نخور و بعد از رفع علامت هم نخور و دارم انجام میدم و نمی‌دونم چطوری اون خرس گریزلی تبدیل به آهوی آروم شدم که انگار واسه اولین بار در طول روز احساس سیری دارم و وقتی هم میخورم لذت میبرم اولین باره غذا میخورم به خدا میگم خدایا هزار بار شکرت چقدر لذت بخش 

      استاد عطار روشن هدایت پروردگار در کلامتان جاریست بسیار از شما ممنون که به هدایتهایتان عمل کردید و بستر را برای استفاده همگان مهیا نمودید 

      در پناه الله یکتا 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم