اگه از من بپرسی سالها چه دلیلی برای چاقیم داشتم، اولین جوابم این بود: «چاقی من ارثیه». همهی عموهام و خانوادهی پدریم اضافه وزن داشتن و من هم این رو یه دلیل محکم میدونستم. ولی امروز میدونم که بیشتر دلایل چاقی که ما سالها تکرارشون میکنیم، فقط توجیههایی هستن که جلوی لاغر شدنمون رو میگیرن.
این نوشته جلسه دوم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه اول (شروع مسیر لاغری) دیدیم که ریشهی چاقی در ذهنه. در این جلسه دلیلهایی رو که برای چاقیمون میاریم یکییکی بررسی میکنیم، مسئولیت چاقیمون رو میپذیریم و اولین قدم لاغری رو برمیداریم.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🤔 چرا اول دلایل چاقی، بعد روش لاغری؟
میدونم خیلی از شما دوست دارید زودتر برسیم به اینکه «چطور لاغر بشیم». سالها اضافه وزن و فشار جسمی و روحی اون، اشتیاق زیادی در شما ساخته که هر چه زودتر از چاقی رها بشید. من این حس رو خیلی خوب میفهمم.
ولی لاغری با ذهن یه آموزشه. در این روش قرار نیست به زور غذامون رو کم کنیم یا ورزش سنگین کنیم تا بدنمون تغییر کنه. قراره ذهنمون یه چیز تازه یاد بگیره. ذهن هم مثل هر آموزش دیگهای، برای باور کردن یه موضوع به دلیل و مدرک و حرکت قدمبهقدم نیاز داره. بنابراین اول باید بفهمیم چرا چاق شدیم و بعد بریم سراغ اینکه چطور لاغر بشیم.
در جلسهی قبل یه تمرین داشتیم: نوشتن دلیلهای چاقی. اگه این تمرین رو انجام ندادی، پیشنهاد میکنم اول برگردی به جلسه اول، ویدیوش رو یکی دو بار دیگه ببینی، دلیلهات رو بنویسی و بعد این جلسه رو ادامه بدی. چون همهی کار این جلسه روی همون دلیلهاست.
⚖️ یه قانون ساده برای سنجیدن دلایل چاقی
معمولاً هر چی اضافه وزن بیشتر باشه، دلیلهایی که برای چاقی نوشتیم هم بیشتره. کسی که ۱۰ کیلو اضافه وزن داره شاید دو سه تا دلیل نوشته باشه، ولی کسی که ۴۰ یا ۵۰ کیلو اضافه وزن داره احتمالاً یه فهرست بلند نوشته. حالا میخوایم ببینیم این دلیلها واقعاً چقدر درستن.
یه قانون ساده وجود داره: هر دلیلی تا وقتی معتبره که نمونهی خلافش پیدا نشه. مثلاً قانون جاذبه میگه هر چیزی رو رها کنی به سمت زمین میاد. اگه یه روز یه سنگ رو رها کنی و به سمت بالا بره، این قانون دیگه اعتبار نداره.
دلایل چاقی هم همینطورن. خیلی سادهترش اینه که اگه کسی رو پیدا کنی که دقیقاً همون دلیل تو رو داره ولی چاق نیست، یعنی اون دلیل، دلیل واقعی چاقی تو نیست. فقط یه توجیهه که سالها بهش تکیه کردی.

📋 رایجترین دلیلهایی که برای چاقیمون میاریم
از نوشتههای هزاران نفر از اعضای سایت و از تجربهی خودم، اینها رایجترین دلیلهایی هستن که برای چاقیمون میاریم:
- «چاقی ما ارثیه.»
- «غذاها پر از مواد شیمیایی و نگهدارندهان.»
- «کارم پشت میزیه و تحرکم کمه.»
- «چند ساله فلان دارو رو مصرف میکنم.»
- «تیروئیدم مشکل داره.»
- «سوختوساز بدنم پایینه.»
- «بعد از بارداری چاق شدم.»
- «زیاد میخوابم.»
احتمالاً چند تا از اینها رو تو هم نوشتی. حالا بیایید چند تا از مهمترینهاشون رو با همون قانون بررسی کنیم.
🔍 بررسی دلایل چاقی، یکییکی
«چاقی ما ارثیه»
این همون باوری بود که خود من سالها داشتم. از بچگی شنیده بودم که خانوادهی ما چاقن. راست هم میگفتن؛ تا جایی که من یادمه، همهی عموها و عموزادههام اضافه وزن داشتن. برای همین من هم قبول کرده بودم که چاقی من ارثیه و کاری از دستم برنمیاد.
ولی پیدا کردن نمونهی خلاف این باور خیلی راحته. خانوادهای رو در نظر بگیر که پدر و مادر و سه تا از بچهها چاقن، ولی بچهی چهارم متناسبه. اگه چاقی ارثی بود، همهی بچهها باید به یه اندازه ارث میبردن. حتی خانوادههایی هستن که پدر و مادر چاقن ولی هیچکدوم از بچهها چاق نیستن، یا برعکس.
مشکل اصلی اینجاست که وقتی از بچگی بارها میشنوی «چاقی تو ارثیه»، کمکم چاقی برات طبیعی میشه. با خودت میگی «مگه میشه با ارث جنگید؟» و همین باور باعث میشه اضافه وزن آرومآروم بیشتر بشه.
«غذاها پر از مواد شیمیاییان»
بعضیها میگن مواد نگهدارنده و کودهای شیمیایی که در غذاها هست اونها رو چاق کرده. ولی حتماً آدمهایی رو میشناسی که دقیقاً همون غذاها رو میخورن و متناسبن. بنابراین این دلیل هم نمیتونه دلیل واقعی چاقی تو باشه.
«کارم پشت میزیه و تحرکم کمه»
من سالها کارمند بودم و کارم پشت میز بود. اتفاقاً در همون سالها سریعتر چاق شدم. چون از قبل این باور رو داشتم که آدم کمتحرک طبیعیه که چاق بشه. یعنی اول باور در ذهنم بود و بعد بدنم همون رو نشون داد.
ولی دور و برت رو نگاه کن. خیلیها کار پشت میزی دارن، یا خانهدارن و کمتر از خونه بیرون میرن، ولی چاق نیستن. پس کمتحرکی هم بهتنهایی دلیل چاقی نیست.
«سوختوساز بدنم پایینه»
من هم یه زمانی باور کرده بودم که سوختوساز بدنم پایینه. ولی کافیه یه خواهر یا برادر رو در نظر بگیری که همخون خودته و متناسبه. اگه تفاوت بدنها اینقدر زیاد بود، باید حداقل در یه خانواده همه شبیه هم میبودن.
من نمیتونم قبول کنم که یه تفاوت کوچیک بین بدن من و یه نفر دیگه، باعث ۳۰ یا ۴۰ کیلو اختلاف وزن بشه. همهی ما قلب و ریه و کلیه و مغز داریم و بدنهامون یه جور کار میکنه.
«بعد از بارداری چاق شدم»
خیلی از خانمها باور دارن که بعد از به دنیا آوردن بچه، چاق شدن طبیعیه. ولی خانمهای زیادی هستن که بعد از بارداری فقط چند کیلو اضافه وزن داشتن و بعد از دو سه ماه به وزن قبلشون برگشتن.
سؤال اینجاست که چرا یه نفر در دوران بارداری ۷ کیلو اضافه میکنه و یه نفر دیگه ۲۵ کیلو؟ این تفاوت نمیتونه فقط کار بدن باشه. یعنی باز هم پای باورها و ذهن در میونه.
«تیروئیدم مشکل داره» یا «دارو مصرف میکنم»
این سؤال رو خیلی از اعضای سایت از من پرسیدن. برای همین خیلی روش تحقیق کردم و از پزشکهای زیادی هم سؤال کردم. هیچکدوم با قطعیت نمیگفتن که اختلال تیروئید یا یه دارو حتماً اینقدر وزن اضافه میکنه. میگفتن ممکنه در یکی اثر بذاره و در یکی نذاره، و مقدارش هم مشخص نیست.
حالا وقتی کسی در عرض سه سال ۴۰ کیلو اضافه کرده و همهاش رو به تیروئید نسبت میده، داره یه باور رو جایگزین واقعیت میکنه. اینجا هم همون قانون کار میکنه: آدمهایی هستن که همین شرایط رو دارن ولی متناسبن.
خیلی سادهترش اینه که همهی این دلیلها یه پیام مشترک به ذهن ما میدن: «تو حق داری چاق باشی، چاقی برای تو طبیعیه». و وقتی چاقی در ذهن ما طبیعی بشه، دیگه حدی هم براش وجود نداره.
🧠 ذهنت مقاوم نیست، فقط دلیل کافی نداره
حالا نوبت توئه. دلیلهایی رو که در جلسهی قبل نوشتی یکییکی بخون و برای هر کدوم دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ در خانواده، دوستان، همکارها یا هر جای دیگه. بعد جوابت رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس. مثلاً: «فکر میکردم چاقیم ارثیه، ولی دخترخالهام با اینکه خانوادهاش چاقن، متناسبه.»
نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم حتماً بخون. وقتی میبینی دلیلها بین همه مشترکه ولی هر کسی یه نمونهی متفاوت برای رد کردنش پیدا کرده، ذهنت خیلی راحتتر قبول میکنه که «این دلیل چاقی نیست».
خیلی از کسانی که این مسیر رو شروع میکنن بعد از چند روز بهم میگن «ذهن من نسبت به لاغر شدن مقاومت داره». جواب من اینه که ذهن تو بندهی خدا هیچ مقاومتی نداره. فقط هنوز دلیل کافی پیدا نکردی که به خودت ثابت کنی میتونی از طریق ذهن لاغر بشی.
یه مانع دیگه هم هست. وقتی کسی ۳۰ سال گفته «من به خاطر ارث یا کار پشت میزی چاقم»، حالا براش سخته قبول کنه که اشتباه میکرده. انگار خجالت میکشه. ولی مهم نیست چند سال این فکر رو داشتی. مهم اینه که از امروز اطلاعات درست به ذهنت بدی. چون این ذهنه که باید اطلاعات جدید رو تحلیل کنه، فرمول جدید بسازه و نتیجهی جدید رو در بدنت نشون بده.
📺 چرا حرف هر کسی رو دربارهی لاغری باور میکنیم؟
هر چیزی که میشنویم، میبینیم یا دربارهاش حرف میزنیم، در ذهن ما فرمولسازی میشه. مخصوصاً وقتی گوینده رو قبول داشته باشیم. تبلیغهای لاغری رو در نظر بگیر. معمولاً یه نفر با روپوش سفید پزشکی دربارهی یه محصول حرف میزنه. اصلاً معلوم نیست پزشک باشه، ولی چون در ذهن ما پزشک یعنی آدم قابل اعتماد، حرفش رو راحت قبول میکنیم.
یا یه آدم خوشاندام رو نشون میدن که میگه از این محصول استفاده کرده. ما هم با حسرت میگیم «کاش من هم مثل اون بودم» و میریم محصول رو میخریم. بعد که نتیجه نمیگیریم، بهجای اینکه به روش شک کنیم، خودمون رو سرزنش میکنیم و میگیم «لابد من یه مشکلی دارم».
بنابراین گول این وعدهها رو نخور. هیچکدوم از ما برای چاق شدن کار خاصی نکردیم. روش درست لاغری هم روشیه که به هیچ کار خاص و محصول عجیبی نیاز نداره.

🙋♂️ من و چاقی؛ مسئولیت با کیه؟
تا اینجا سه چیز داشتیم: من، چاقیم، و یه عالمه دلیل برای چاقیم. وقتی دلیلها رو یکییکی رد کردیم، چی باقی موند؟ فقط من و چاقیم.
حالا بین من و چاقیم دیگه تعارفی نیست. این چاقی رو خودم در بدنم به وجود آوردم. وقتی اضافه وزن داشتم، این وزن رو خودم با خودم از صورت تا مچ پا حمل میکردم. بنابراین مسئول چاقیم خودم هستم.
شاید قبول کردن این حرف اولش سخت باشه. ولی اگه میخوای لاغر بشی و اندامی رو که در رویات داری بسازی، راهی جز این نداری. چون وقتی مسئولیت چاقیت رو قبول کنی، میتونی مسئولیت لاغریت رو هم قبول کنی.
چرا لاغریهای قبلی موندگار نبود؟
هر بار که با یه رژیم یا قرص وزن کم میکردی، لاغری رو به اون رژیم یا قرص نسبت میدادی. یعنی با خودت میگفتی «چون رژیم گرفتم لاغر شدم». بنابراین وقتی رژیم رو کنار میذاشتی، برگشتن وزن هم برات طبیعی بود. خیلی سادهترش اینه که چون خودت رو مسئول چاقیت نمیدونستی، خودت رو مسئول لاغریت هم نمیدونستی و خیلی زود از دستش میدادی.
وقتی محکم به خودت بگی «من خودم مسئول چاقیم هستم و خودم رو مسئول لاغریم هم میدونم»، یه اتفاق جالب میافته. دیگه خودت رو سرزنش نمیکنی و به خودت بد و بیراه نمیگی. بهجاش میگی «خب، کاری بود که خودم کردم. حالا میخوام درستش کنم». این جمله حال خیلی بهتری بهت میده تا اینکه بگی «نمیدونم چطور چاق شدم، همینجوری شد».
همهی ما در چاق شدن استادیم
هیچکدوم از ما چاق به دنیا نیومدیم. خداوند یه بدن کامل و متناسب به ما داده بود. اگه الان ازت بخوام در سه ماه آینده ۵ کیلو اضافه کنی، دقیقاً بلدی چه کار کنی. یعنی ذهن تو در چاق شدن استاده. ولی وقتی حرف لاغری میشه، انگار هیچی نمیدونه و دنبال این و اون میگرده.
خبر خوب اینه که همین ذهن و همین بدنی که تو رو چاق کرده، میتونه بدون هیچ چیز اضافهای تو رو لاغر کنه. در لاغری با ذهن قرص و برنامهی غذایی نداریم. همه چیز از درون خودت درست میشه.
🎨 لاغری با ذهن یه مهارته
هر مهارتی که الان بلدی، مثل رانندگی، آشپزی یا خیاطی، رو یه روزی یاد گرفتی. اول تصمیم گرفتی یادش بگیری، بعد آموزش دیدی و بعد اونقدر تکرار کردی تا ماهر شدی. لاغری با ذهن هم دقیقاً همینطوره. باید یادش بگیری و تمرینش کنی.
هر آموزشی هم از الفبا شروع میشه. برای یاد گرفتن رانندگی اول باید بدونی فرمون و ترمز و راهنما کجاست. الفبای لاغری با ذهن، ساختن فرمولهای درست در ذهنه. یعنی میخوایم یه باور جدید دربارهی لاغری در ذهنمون بسازیم.
✍️ قدم اول: تعهد کتبی برای لاغری
هر کسی به اندازهی شکستهایی که در مسیر لاغری خورده، از لاغر شدن ناامیدتره. کسی که ده بار رژیم گرفته و نتیجه نگرفته، لاغری رو خیلی دورتر از کسی میبینه که یک بار شکست خورده. برای همین اولین قدم ما اینه که مسئولیت لاغریمون رو بهصورت کتبی بپذیریم.
جملهی تعهدت رو با اسم خودت و تاریخ امروز اینطوری بنویس:
«من [اسم خودت]، از امروز [تاریخ]، متعهد هستم خودم را از وزن [وزن فعلی] به وزن [وزن دلخواه] برسانم و در این مسیر از هیچ تلاشی دریغ نکنم.»
این تعهد رو هر جا که حس بهتری بهت میده ثبت کن؛ در دفترت، روی یه کارتپستال قشنگ با رنگهایی که دوست داری، روی یه برگهی بزرگ که به در کمد بچسبونی، یا در گوشیت. سخت نگیر، فقط یه جایی ثبتش کن. در بخش نظرات همین جلسه هم بنویسش تا جلوی بقیهی اعضای سایت تعهد داده باشی. این کار اشتیاقت رو خیلی بیشتر میکنه.
💪 بدن تو توانایی لاغر شدن رو داره
خیلیها علاوه بر دلیلهای چاقی، یه عالمه دلیل هم برای «نتونستن» دارن. یکی میگه استخونبندیم درشته، یکی میگه چربیهام قدیمی و سفت شدن و دیگه آب نمیشن. همونطور که دلیلهای چاقی رو رد کردیم، این دلیلها رو هم میتونیم رد کنیم.
اگه بدنت تا امروز حتی یک بار، حتی یک کیلو وزن کم کرده، یعنی توانایی لاغر شدن رو داره. اگه الان متناسب نیستی، مشکل از بدنت نبوده، مشکل از روشت بوده. من خودم بارها با روشهای مختلف ۵ کیلو، ۱۰ کیلو و حتی ۲۰ کیلو وزن کم کردم، ولی دوباره برمیگشت. چون از همون روزهای اول منتظر بودم دوباره چاق بشم. در ذهنم ثبت شده بود که من نمیتونم لاغر بمونم.
خیلی از اعضای سایت بهم پیام میدن که «تا حالا با رژیم ۲۰ کیلو کم کردم، ولی چه فایده، دوباره چاق شدم». من بهشون میگم «آفرین، این خیلی خوبه!». چون همین ۲۰ کیلو ثابت میکنه که بدنشون میتونه لاغر بشه. وقتی بدن با یه روش اشتباه تونسته اینقدر کم کنه، فکرش رو بکن با روش درست چه کار میتونه بکنه.
بدن ما مشتاق لاغریه. وقتی دستت میبره، بدنت خودش زخم رو ترمیم میکنه. ولی اگه هر روز دوباره جای زخم رو باز کنی، هیچوقت خوب نمیشه. چاقی هم همینطوره. بدنت میخواد لاغر بشه، ولی ما با فکرها و رفتارهای اشتباهمون اجازه نمیدیم.
🌟 متناسب بودن حق همهست
سالها پدر و مادرم رو سرزنش میکردم که چرا چاق بودن تا من هم چاق باشم. سالها از خدا گله داشتم که چرا من رو اینطوری آفریده و برای چاقیم از هر چیزی بهانه میساختم. ولی امروز با کمال میل قبول میکنم که در اون سالها، خودم باعث چاقیم بودم.
و امروز متناسب بودن حق منه، چون خواستم و یاد گرفتم. این حق فقط مال من نیست. هر کسی که باور کنه میتونه لاغر بشه و قدمبهقدم در این مسیر حرکت کنه، به همین نتیجه میرسه.
✍️ تمرین آموزشی 📖
نقطه شروع شکست دادن چاقی
این تمرین روی دلیلهایی ساخته شده که در جلسه قبل نوشتی. اگه اون تمرین رو انجام ندادی، اول برگرد و دلیلهای چاقیت رو بنویس. بعد این سه مرحله رو انجام بده و جوابهات رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس.
🟢 مرحله اول: رد کردن دلیلهای چاقی
دلیلهایی رو که برای چاقیت نوشتی، اینجا هم بنویس. بعد برای هر دلیل، دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ یعنی کسی که همون شرایط تو رو داره ولی متناسبه.
مثلاً اگه کمتحرکی رو دلیل چاقیت میدونی، کسی رو میشناسی که از تو کمتحرکتره ولی چاق نیست؟
🟡 مرحله دوم: پذیرفتن مسئولیت چاقی و لاغری
در قالب یه جمله یا یه متن کوتاه بنویس که مسئول چاقیت خودت هستی و از امروز مسئولیت لاغریت رو هم میپذیری.
بعد جملهی تعهدت رو با اسم و تاریخ و وزن فعلی و وزن دلخواهت بنویس.
🔵 مرحله سوم: باور به توانایی بدنت
هر باری که در گذشته وزن کم کردی رو بنویس؛ حتی اگه نیم کیلو بوده. مثلاً: «در فلان سال با فلان روش ۵ کیلو کم کردم.»
فقط مقدار کاهش وزن رو بنویس و ننویس که بعدش برگشت. بعد این جملهها رو چند بار بخون و به خودت تبریک بگو. اینها اطلاعات درستی هستن که به ذهنت نشون میدن بدنت توانایی لاغر شدن رو داره.
نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون؛
هر نمونهای که میخونی، باور ذهنت رو قویتر میکنه. 🌱
در جلسه بعد (قسمت سوم: روشهای لاغر شدن) دربارهی روشهای لاغری و اینکه چرا بیشترشون جواب نمیدن صحبت میکنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. مهمترین دلایل چاقی چیه؟
بیشتر دلیلهایی که برای چاقی میاریم، مثل ارث، کمتحرکی یا سوختوساز پایین، با یه نمونهی خلاف رد میشن. یعنی آدمهایی هستن که همین شرایط رو دارن ولی متناسبن. ریشهی اصلی، باورهای ذهنی ماست که چاقی رو برامون طبیعی کرده.
۲. چطور بفهمم دلیل چاقیم درسته یا نه؟
برای هر دلیل دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ کسی که شرایط تو رو داره ولی چاق نیست. اگه چنین کسی رو پیدا کردی، اون دلیل، دلیل واقعی چاقی تو نیست و فقط یه توجیهه.
۳. چاقی واقعاً ارثیه؟
در خیلی از خانوادهها پدر و مادر چاقن ولی یکی از بچهها متناسبه، یا برعکس. اگه چاقی ارثی بود، همهی بچهها باید به یه اندازه ارث میبردن. چیزی که بیشتر از ژن منتقل میشه، باورها و جملههایی مثل «چاقی ما ارثیه» است.
۴. چرا باید مسئولیت چاقیم رو بپذیرم؟
چون تا وقتی چاقی رو به عوامل بیرونی نسبت بدی، لاغری رو هم به رژیم یا قرص نسبت میدی و با کنار گذاشتنشون از دستش میدی. وقتی مسئولیت چاقیت رو بپذیری، میتونی مسئولیت لاغریت رو هم قبول کنی و این بار لاغری موندگار میشه.
امتیاز 4.04 از 389 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











نشان های دریافت شده
سلام . تمرین روز ۱۲
دلیل چاقی من چیست ؟
خانوم یاس کبود شرح کاملی از تمام باورهای چاق کننده گذاشتن که دقیقا همینا ذهنیت اکثر انسانهایی که چاقی براشون طبیعی شد رو تشکیل میدن .
چاق شدن با وجود این همه دلیل چاق کننده برای ما طبیعی شد و ما پذیرفتیم که چاق بشیم .
یاس کبود طبق آموزشهای شما گفتن خوردن غذای بیش از اندازه باعث چاقی میشه و این یک قانونه و باور نیست که تغییر کنه . ولی اگه این مطلب رو به عنوان قانون بپذیریم همین یه قانون باز دوباره مارو چاق میکنه که تمام تلاش شما هم در تناسب رفتاری اینه که با تغییر عادت بتونید جلوی این قانون رو بگیرید .
البته من به عنوان شخصی که دوست نداره رفتار زشت غذایی داشته باشه این رو میپذیرم که پرخوری رو ترک کنم تا رفتارم خوب باشه ولی این کار رو به نیت لاغر شدن انجام نمیدم . چون اون وقت لاغر شدنم وابسته به خوردن به اندازه میشه در حالیکه پدیده ی لاغری کاملا مستقله و هیچ اتصالی با هیچ واکنشی نداره .
به جرات میتونم بگم این هم یک باوره و قانون نیست . چون خیلی از آدمارو دیدیم که از نظر ما پرخوری می کنند ولی لاغرند چون خودشون باور ندارند پرخورند . حتی خیلی از آدما هم دیدیم که کم میخورند و لاغرند . پس اینم درسته . تا ببینیم من به عنوان یک انسان چه باورهایی دارم که نمیزاره لاغرتر بشم .
من چطور باور کردم مثلا خود نوشابه چاق نمیکنه بلکه بیش از اندازه ی نیاز خوردن نوشابه چاق میکنه . چطور بفهمیم داریم بیش از اندازه مصرف می کنیم .
وقتی سیریم بازم میخوریم .
از کجا بفهمیم سیریم . از اونجایی که دیگه میلی به خوردن نداریم . خب وقتی میلی به خوردن نداریم نمیخوریم دیگه . ولی چرا بازم میخوریم .
با تعارف دیگران وقتی سیریم میخوریم
با اجبار خودمون و دیگران وقتی سیریم میخوریم .
با کنترل نکردن ورودیها و نخوردن با گوش و چشم و حس لامسه و حس بویایی وقتی سیریم میخوریم .
این یکی از تناسبات رفتاریست که من تا زمانیکه به وزن ایده آلم برسم انجام میدم و البته تا اون موقع دیگه عادت میکنم و البته الانم عادت کردم واقعا وقتی سیرم نمیتونم بخورم ولی باید درجه سیریم رو بیشتر کنم . این رو پذیرفتم و انجامش میدم این کار باعث لاغریم نمیشه و اگه بشه چون خودم ایجادش کردم چون فرمولش در ذهنم هست
من در این نوشته میخوام بگم خوردن های ما همیشه به اندازه بوده . چون از نظر منطقی واقعا یه فرد چاق نیازش بیشتر از یه آدم لاغره . خب سلولهاش بیشترن . بیشتر طلب غذا می کنند . ما اول چاقی رو پذیرفتیم و بعد پرخوری می کردیم . نشانه اش هم دقیقا زمانهایی بود که وزن میکردیم میدیدیم چاقتر شدیم و بعد پرخورتر میشدیم .
پرخوری دلیل چاقی نیست .
چاقیه که دلیل پرخوریه
تازه اینم یه باوره وگرنه خیلی از لاغرا هستن پرخورن و چاق نیستن . پس بازم نمیشه همین رو پذیرفت و طبق اصول آفرینش که تمام پدیده ها در این عالم منحصر به فردند و وجودشون به چیزی وابسته نیست و قائم به ذات هستند حتی چاقی هم دلیل پرخوری نیست .
این باور که ما همواره چاقی های خودمون رو به خوردن وابسته کردیم و یا خوردن رو به چاقی فقط و فقط ریشه در ذهنیت ما داره که یکی از کارهای ذهن اتصال ذرات آفرینش به هم هست و تولید قانون علت و معلولی . برای همین داره خلق میشه .
قانون علت و معلولی یک قانون کاملا ذهنیست و در قانون آفرینش نیست چرا که اگر آفرینش پدیده ها به علت و معلول وابسته بود اولین بار هرگز چیزی رخ نمیداد و به وجود نمی آمد . پس وقتی خلاف این قانون به اثبات میرسه کل این قانون و تمام وابسته هاش نغز میشه . تمام پدیده ها در عالم قائم به ذات هستند و هیچ علتی برای آنها وجود ندارد . شاهدشم بی نهایت چیزهایی که ما نمیخوایم و اصلا نمیفهمیم چطور و چه وقت ایجاد میشه . تمام علتها در ذهن ما شکل گرفته و قابل تغییره .
هیچ دلیلی برای چاقی ما وجود نداره . هیچ دلیلی برای پرخوری ما وجود نداره .
هیچ دلیلی برای هیچ کدام از کارهای ما وجود نداره . تمام پدیده ها کاملا خودبخودی ایجاد میشوند .
این ذهن ماست که همواره با این اتصالات خود را سرپا نگهداشته و میترسد اگر این اتصالات را از بین ببرد خودش نیز از بین برود چون باور کرده وجودش وابسته به اتصالات است و اگر اتصالات بریده شوند ؛ او نیز وجود نخواهد داشت .
در حالیکه نظام آفرینش بارها و بارها ثابت کرده که قانون اصلی آفرینش منحصر به فرد بودن و قائم به ذات بودن تمام پدیده های خلقت است .
تخم مرغ و مرغ هیچ کدام دیگری را به وجود نمی آورند . تخم مرغ به خودی خود وجود دارد و مرغ هم به خودی خود . هیچ شخصی نمیتواند بگوید مرغ اول بوده یا تخم مرغ . مرغ در ذات خود کامل است و منحصر به فرد . تخم مرغ هم در ذات خود کامل است و منحصر به فرد . اینها هردو هستند و خودبه خود ایجاد شده اند .
پس میرسیم به این باور که من خودم خودبخود دلیل چاقی خودم هستم و نه هیچ چیز دیگر .
من با اتصال کردن چاقی به سایر پدیده ها چاقی را زنده نگه میداشتم . در حالیکه آفرینش ثابت کرده زنده بودن هم یک امر مستقل است .
اما ذهن ما از این باور میترسد . میترسد اگر وابستگیها را قطع کند بمیرد .
خودش را باور ندارد .
زنده بودن خود را باور ندارد .
میترسد وابستگیها را رها کند در حالیکه اصل وجود بر (بودن) است و ما بارها و بارها شاهد اتفاقاتی بودیم که این اصل را به اثبات رسانده و خود را نشان داده ولی چون باور ذهنی ما خلاف جهت آن است(مرگ) رخداد این اتفاقات (زنده شدن) نادر است .
پس اگر کسی ذهن خود را از تمام وابستگیها و اتصالات رها کند و چاقی همچنان بماند اصلا جای تعجب نیست . انرژی بی شکل و بی جهت است . ما با باورهای خود به آن جهت چاقی یا لاغری میدهیم . انرژی چاقی همیشه هست و کار ما اینست که اتصالاتچاقی را جدا کنیم تا دامنه ی آن از رفتار و افکار و گفتار بریده شود اتصالاتش قطع شود و بعد آن را به لاغری متصل کنیم تا لاغری را در وجود خود جاری و ساری ببینیم . ضمن اینکه لاغر شدن همین حالا هم دارد رخ میدهد اتصالات چاقی را که جدا کنیم لاغر شدن خودبخود ایجاد میشود .
خب حالا بریم سراغ اتصالات و سیمها ورگ و ریشه ها و حتی ارتعاشاتی که چاقی را خلق کرده است . تمام اتصالات را جدا میکنیم . وای فای چاقی را موقتا قطع می کنیم . سیمها را میبریم .
چرا من چاق شدم ؟
من دو سال و نیم پیش ۲۰ کیلو از وزنم را به خاطر ایمانی که به این روش عالی داشتم به یکباره و در عرض ۴-۵ ماه از دست دادم پدیده ای که واقعا در لاغر شدن من بی سابقه بود و من هرگز در طول عمرم در این مدت کوتاه نتوانسته بودم این مقدار کاهش وزن داشته باشم . و این نشان از این میداد من کلی از باورها رو دور ریخته بودم اما از جایی به بعد باورهایی اجازه نداد به همان شیوه ادامه دهم . پس من از آن زمان به بعد را مورد بررسی قرار میدهم .
البته من در همین مدت باز هم کاهش وزن داشتم . ولی نه آنطور که به یکباره ۲۰ کیلو کم کردم . چون ریشه ها عمیقتر و اصلاح آن زمانبرتر خواهد بود مسلما درک بیشتر و آموزش بیشتر و پذیرش بیشتر نیاز دارد .
خب اولین باوری که باعث چاقی من یا بهتره بگم جلوی لاغرتر شدنم رو گرفت باور خوردن بود .
۱- خوردن
یعنی این دلیل باعث شد من مجددا در مسیر چاقی بیفتم .
من به این درک رسیدم که حتی خوردن هم یک باور است . خوردن = چاقی قانون نیست .
پرخوری = چاقی قانون نیست . چون خلاف آن در آفرینش رخ میدهد . خیلی ها هستن خیلی میخورن
و لاغر هستن .
پس این تنها و تنها یک باور است .
ترس از خوردن = چاقی قانون نیست یک باور است . چرا که خلاف آن به اثبات رسیده . خیلی هستند از چاقی میترسن و لاغرن .
اینها تماما باورهای چاق کننده است که انرژی ما را به سمت چاق کردن ما هدایت میکند .
و طبق چه اصول منظمی هم پیش میروند .
نظام علت و معلولی خیلی دقیق و منظم جای نظام منحصر به فرد بودن پدیده ها را گرفته .
ولی اصل انرژی بی شکل و بی رنگ و بی جهته . یعنی انرژی نه چاق کننده است نه لاغر کننده . ما بهش جهت میدیم .
و چون عادت کردیم که بهش جهت چاقی بدیم این اتفاق و تصویر در ذهن ثبت شده به مغز دستور داده شده و از طریق اعصاب به بدن رسیده و چاقی خلق شده .
در تمام بدن ما نظام علت و معلولی وجود دارد و اگر بخواهیم وای فای چاقی را قطع کنیم ارتباط با منبع از بین میرود اگر روشن نگه داریم چاقی خلق میشود . در حالیکه چاقی از مودم نیست . چاقی از گوشی هم نیست . پس علت چاقی چیست ؟
چاقی به دلیل انتخاب ماست .
۲- انتخاب
پس اتصالات را از منبع انرژی تا جسم نگه میداریم چون بی شکل و بی جهت هستند اما کجا نیاز به تغییر دارد انتخاب ما برای اینکه پیج لاغری را باز کنیم یا پیج چاقی را و آنقدر پیج چاقی دیدیم که در اکسپلوئر مدام تصاویر چاقی می آید . ما فقط کافیه تعهد بدیم پیجهای چاقی رو باز نکنیم بر عکسش پیج لاغری باز کنیم . وقتی تعهد بدیم کم کم تمام صفحه ی ما پر از عکسهای لاغری میشود .
ذهن ما مثل گوشی ماست . ما داخلش تصاویر چاقی را دانلود و ذخیره کردیم و مدام آن صفحه ها را باز کرده و نگاهش میکنیم .
وای فای همان اتصالات انرژی به منبع هستند که فکر از آنها تولید میشود . این فکرها تکرار و تکرار میشوند تا ذهنیت ما به صورت تصویر ذخیره میشود و این تصویر به مغز داده میشود و از طریق اعصاب به بدن میرسد و ما در مشاهده گر جسممان شاهد چاقی هستیم .
پس یکی دیگر از علل چاقی در من
انتخابهایم است .
ما حتی اگه قدرت چاقیمون رو هم به عواملی غیر از خودمون بدیم بازم انتخاب کردیم و این یک انتخابه که ما خودمون رو مسئول چاقی خودمون بدونیم یا غیر از خودمون رو .
۳- تعهد
یکی دیگه از دلایل انتخاب مسیر چاقی اینست که من شدیدا به این مسیر متعهدم . ما مثل شخصی هستیم که به دلیل انتخاب پدر و مادرش شخصی را برای ازدواج انتخاب کرده بچه دار شده ولی بعد از مدتی متوجه شده او خواست دلش نبوده مردی هست که اورا بیمار کرده ضرر روحی و جسمی بسیاری به او وارد آورده فرزندان را به طرف خود کشیده و فقط خودش حکمرانی میکند . اما چیزی نمیگذارد او از چاقی (همسر اول) جدا شود آن چیز تعهد است . او به چاقی متعهد است و سرنوشت خودش را با او گره زده . به خاطر بچه ها (باورهای ذهنی ، رفتار ، عادات) نشسته است و در این وضع نادلخواه زندگی میکند . آن هم بچه هایی که همه مثل پدرشان پیرو چاقی شده اند .
خب چاره چیست آیا ما پذیرفته ایم که تا ابد باید در تعهد چاقی بمانیم و نخواهیم از او جدا شویم تا با فرد دلخواهمان ازدواج کنیم ؟
بله حتی زشت بودن طلاق در نظر فرهنگ عمومی ما نیز یکی از دلایل چاقیست .
شاید از این موضوع به خنده بیفتیم که آخر ازدواج و طلاق چه ربطی به چاقی و لاغری دارد و ربط آن دقیقا تعهد است .
ما شکستن تعهد را بد می دانیم در حالیکه بستن تعهد را خوب میدانیم .
ما تعهد را در موارد نادلخواه ادامه میدهیم چون شکستن تعهد را مساوی با موفقیت نمیدانیم .
در حالیکه شکستن تعهد با چاقی خود بزرگترین موفقیت برای رسیدن به لاغریست .
حتی کشتن در نظر ما زشت و قبیح است . برای همین ما باورها و رفتار و سایر اتصالات چاقی را نمیکشیم و از بین نمیبریم .
پس میبینید یکی دیگر از دلایل چاقی ما تعهد به موازین شرعیست . در حالیکه شرع برای این ایجاد شده که ما موفق باشیم اما انتخاب های اشتباه ما و بعد هم پایبند بودن به انتخابهای اشتباهمان حتی شرع را هم به خدمت خود گرفته تا ما چاقتر شویم.
خیلی خنده دار است نه
؟ 😐😐😂😂 و در عین حال گریه دار .
یعنی اتصالات چاقی تا به کجا ادامه دارد ؟
شکستن تعهد حتی با وجود فرزندان بسیار با شخص نادلخواه امری کاملا طبیعیست که تحت هر شرایطی کاملا قابل حمایت است . پس بنا به این روش شکستن تعهد با چاقی که دامنه ی تولید نسل آن بسیار گسترده شده امری کاملا طبیعیست و حتی کشتن و از میان برداشتن چنین فرزندانی امری کاملا شرعیست .
چون نادلخواه است . مسیر مسیر الهی نیست .
چاقی خلاف وعده ی الهیست .
چاقی امر خداوند نیست .
چاقی خواست من نیست .
چاقی اراده ی من نیست .
من چاقی را دوست ندارم .
اما من خوردن را دوست دارم آن هم آزادی در خوردن . این در ذهن من از فرزندان چاقیست .
آزادی در خوردن = چاقی
در حالیکه این فرمول هم اشتباه است . اتفاقا کسانی که چاقند هرگز از خوردن لذت نمیبرند بلکه این لاغرها هستند که از خوردن خود لذت میبرند
. چون غذایی که آنها میخورند حاوی بار فکری چاق کننده از سوی آنها نیست .
پس سه علت چاقی در ذهنم یافت شده که اجازه میدهند چاقی در بدنم بماند و جلوی لاغرشدنم را میگیرند البته ضمن تایید دیگر علل چاقی در بدنم ایم موارد را هم ریشه یابی کردم .