0

مهم‌ترین دلایل چاقی چیست؟ (قسمت دوم)

مهمترین دلایل چاقی چیست
اندازه متن

اگه از من بپرسی سال‌ها چه دلیلی برای چاقیم داشتم، اولین جوابم این بود: «چاقی من ارثیه». همه‌ی عموهام و خانواده‌ی پدریم اضافه وزن داشتن و من هم این رو یه دلیل محکم می‌دونستم. ولی امروز می‌دونم که بیشتر دلایل چاقی که ما سال‌ها تکرارشون می‌کنیم، فقط توجیه‌هایی هستن که جلوی لاغر شدنمون رو می‌گیرن.

این نوشته جلسه دوم از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. در جلسه اول (شروع مسیر لاغری) دیدیم که ریشه‌ی چاقی در ذهنه. در این جلسه دلیل‌هایی رو که برای چاقیمون میاریم یکی‌یکی بررسی می‌کنیم، مسئولیت چاقیمون رو می‌پذیریم و اولین قدم لاغری رو برمی‌داریم.

📱 اپلیکیشن لاغری با ذهن
همه‌ی جلسه‌ها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن می‌تونی ویدیو و صوت جلسه‌ها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
دانلود اپلیکیشن اندروید

در این جلسه می‌آموزیم:

🤔 چرا اول دلایل چاقی، بعد روش لاغری؟

می‌دونم خیلی از شما دوست دارید زودتر برسیم به اینکه «چطور لاغر بشیم». سال‌ها اضافه وزن و فشار جسمی و روحی اون، اشتیاق زیادی در شما ساخته که هر چه زودتر از چاقی رها بشید. من این حس رو خیلی خوب می‌فهمم.

ولی لاغری با ذهن یه آموزشه. در این روش قرار نیست به زور غذامون رو کم کنیم یا ورزش سنگین کنیم تا بدنمون تغییر کنه. قراره ذهنمون یه چیز تازه یاد بگیره. ذهن هم مثل هر آموزش دیگه‌ای، برای باور کردن یه موضوع به دلیل و مدرک و حرکت قدم‌به‌قدم نیاز داره. بنابراین اول باید بفهمیم چرا چاق شدیم و بعد بریم سراغ اینکه چطور لاغر بشیم.

در جلسه‌ی قبل یه تمرین داشتیم: نوشتن دلیل‌های چاقی. اگه این تمرین رو انجام ندادی، پیشنهاد می‌کنم اول برگردی به جلسه اول، ویدیوش رو یکی دو بار دیگه ببینی، دلیل‌هات رو بنویسی و بعد این جلسه رو ادامه بدی. چون همه‌ی کار این جلسه روی همون دلیل‌هاست.

⚖️ یه قانون ساده برای سنجیدن دلایل چاقی

معمولاً هر چی اضافه وزن بیشتر باشه، دلیل‌هایی که برای چاقی نوشتیم هم بیشتره. کسی که ۱۰ کیلو اضافه وزن داره شاید دو سه تا دلیل نوشته باشه، ولی کسی که ۴۰ یا ۵۰ کیلو اضافه وزن داره احتمالاً یه فهرست بلند نوشته. حالا می‌خوایم ببینیم این دلیل‌ها واقعاً چقدر درستن.

یه قانون ساده وجود داره: هر دلیلی تا وقتی معتبره که نمونه‌ی خلافش پیدا نشه. مثلاً قانون جاذبه می‌گه هر چیزی رو رها کنی به سمت زمین میاد. اگه یه روز یه سنگ رو رها کنی و به سمت بالا بره، این قانون دیگه اعتبار نداره.

دلایل چاقی هم همین‌طورن. خیلی ساده‌ترش اینه که اگه کسی رو پیدا کنی که دقیقاً همون دلیل تو رو داره ولی چاق نیست، یعنی اون دلیل، دلیل واقعی چاقی تو نیست. فقط یه توجیهه که سال‌ها بهش تکیه کردی.

مهمترین دلایل چاقی

📋 رایج‌ترین دلیل‌هایی که برای چاقیمون میاریم

از نوشته‌های هزاران نفر از اعضای سایت و از تجربه‌ی خودم، این‌ها رایج‌ترین دلیل‌هایی هستن که برای چاقیمون میاریم:

  • «چاقی ما ارثیه.»
  • «غذاها پر از مواد شیمیایی و نگهدارنده‌ان.»
  • «کارم پشت میزیه و تحرکم کمه.»
  • «چند ساله فلان دارو رو مصرف می‌کنم.»
  • «تیروئیدم مشکل داره.»
  • «سوخت‌وساز بدنم پایینه.»
  • «بعد از بارداری چاق شدم.»
  • «زیاد می‌خوابم.»

احتمالاً چند تا از این‌ها رو تو هم نوشتی. حالا بیایید چند تا از مهم‌ترین‌هاشون رو با همون قانون بررسی کنیم.

🔍 بررسی دلایل چاقی، یکی‌یکی

«چاقی ما ارثیه»

این همون باوری بود که خود من سال‌ها داشتم. از بچگی شنیده بودم که خانواده‌ی ما چاقن. راست هم می‌گفتن؛ تا جایی که من یادمه، همه‌ی عموها و عموزاده‌هام اضافه وزن داشتن. برای همین من هم قبول کرده بودم که چاقی من ارثیه و کاری از دستم برنمیاد.

ولی پیدا کردن نمونه‌ی خلاف این باور خیلی راحته. خانواده‌ای رو در نظر بگیر که پدر و مادر و سه تا از بچه‌ها چاقن، ولی بچه‌ی چهارم متناسبه. اگه چاقی ارثی بود، همه‌ی بچه‌ها باید به یه اندازه ارث می‌بردن. حتی خانواده‌هایی هستن که پدر و مادر چاقن ولی هیچ‌کدوم از بچه‌ها چاق نیستن، یا برعکس.

مشکل اصلی اینجاست که وقتی از بچگی بارها می‌شنوی «چاقی تو ارثیه»، کم‌کم چاقی برات طبیعی می‌شه. با خودت می‌گی «مگه می‌شه با ارث جنگید؟» و همین باور باعث می‌شه اضافه وزن آروم‌آروم بیشتر بشه.

«غذاها پر از مواد شیمیایی‌ان»

بعضی‌ها می‌گن مواد نگهدارنده و کودهای شیمیایی که در غذاها هست اون‌ها رو چاق کرده. ولی حتماً آدم‌هایی رو می‌شناسی که دقیقاً همون غذاها رو می‌خورن و متناسبن. بنابراین این دلیل هم نمی‌تونه دلیل واقعی چاقی تو باشه.

«کارم پشت میزیه و تحرکم کمه»

من سال‌ها کارمند بودم و کارم پشت میز بود. اتفاقاً در همون سال‌ها سریع‌تر چاق شدم. چون از قبل این باور رو داشتم که آدم کم‌تحرک طبیعیه که چاق بشه. یعنی اول باور در ذهنم بود و بعد بدنم همون رو نشون داد.

ولی دور و برت رو نگاه کن. خیلی‌ها کار پشت میزی دارن، یا خانه‌دارن و کمتر از خونه بیرون می‌رن، ولی چاق نیستن. پس کم‌تحرکی هم به‌تنهایی دلیل چاقی نیست.

«سوخت‌وساز بدنم پایینه»

من هم یه زمانی باور کرده بودم که سوخت‌وساز بدنم پایینه. ولی کافیه یه خواهر یا برادر رو در نظر بگیری که هم‌خون خودته و متناسبه. اگه تفاوت بدن‌ها این‌قدر زیاد بود، باید حداقل در یه خانواده همه شبیه هم می‌بودن.

من نمی‌تونم قبول کنم که یه تفاوت کوچیک بین بدن من و یه نفر دیگه، باعث ۳۰ یا ۴۰ کیلو اختلاف وزن بشه. همه‌ی ما قلب و ریه و کلیه و مغز داریم و بدن‌هامون یه جور کار می‌کنه.

«بعد از بارداری چاق شدم»

خیلی از خانم‌ها باور دارن که بعد از به دنیا آوردن بچه، چاق شدن طبیعیه. ولی خانم‌های زیادی هستن که بعد از بارداری فقط چند کیلو اضافه وزن داشتن و بعد از دو سه ماه به وزن قبلشون برگشتن.

سؤال اینجاست که چرا یه نفر در دوران بارداری ۷ کیلو اضافه می‌کنه و یه نفر دیگه ۲۵ کیلو؟ این تفاوت نمی‌تونه فقط کار بدن باشه. یعنی باز هم پای باورها و ذهن در میونه.

«تیروئیدم مشکل داره» یا «دارو مصرف می‌کنم»

این سؤال رو خیلی از اعضای سایت از من پرسیدن. برای همین خیلی روش تحقیق کردم و از پزشک‌های زیادی هم سؤال کردم. هیچ‌کدوم با قطعیت نمی‌گفتن که اختلال تیروئید یا یه دارو حتماً این‌قدر وزن اضافه می‌کنه. می‌گفتن ممکنه در یکی اثر بذاره و در یکی نذاره، و مقدارش هم مشخص نیست.

حالا وقتی کسی در عرض سه سال ۴۰ کیلو اضافه کرده و همه‌اش رو به تیروئید نسبت می‌ده، داره یه باور رو جایگزین واقعیت می‌کنه. اینجا هم همون قانون کار می‌کنه: آدم‌هایی هستن که همین شرایط رو دارن ولی متناسبن.

خیلی ساده‌ترش اینه که همه‌ی این دلیل‌ها یه پیام مشترک به ذهن ما می‌دن: «تو حق داری چاق باشی، چاقی برای تو طبیعیه». و وقتی چاقی در ذهن ما طبیعی بشه، دیگه حدی هم براش وجود نداره.

🧠 ذهنت مقاوم نیست، فقط دلیل کافی نداره

حالا نوبت توئه. دلیل‌هایی رو که در جلسه‌ی قبل نوشتی یکی‌یکی بخون و برای هر کدوم دنبال یه نمونه‌ی خلاف بگرد؛ در خانواده، دوستان، همکارها یا هر جای دیگه. بعد جوابت رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس. مثلاً: «فکر می‌کردم چاقیم ارثیه، ولی دخترخاله‌ام با اینکه خانواده‌اش چاقن، متناسبه.»

نوشته‌های بقیه‌ی اعضای سایت رو هم حتماً بخون. وقتی می‌بینی دلیل‌ها بین همه مشترکه ولی هر کسی یه نمونه‌ی متفاوت برای رد کردنش پیدا کرده، ذهنت خیلی راحت‌تر قبول می‌کنه که «این دلیل چاقی نیست».

خیلی از کسانی که این مسیر رو شروع می‌کنن بعد از چند روز بهم می‌گن «ذهن من نسبت به لاغر شدن مقاومت داره». جواب من اینه که ذهن تو بنده‌ی خدا هیچ مقاومتی نداره. فقط هنوز دلیل کافی پیدا نکردی که به خودت ثابت کنی می‌تونی از طریق ذهن لاغر بشی.

یه مانع دیگه هم هست. وقتی کسی ۳۰ سال گفته «من به خاطر ارث یا کار پشت میزی چاقم»، حالا براش سخته قبول کنه که اشتباه می‌کرده. انگار خجالت می‌کشه. ولی مهم نیست چند سال این فکر رو داشتی. مهم اینه که از امروز اطلاعات درست به ذهنت بدی. چون این ذهنه که باید اطلاعات جدید رو تحلیل کنه، فرمول جدید بسازه و نتیجه‌ی جدید رو در بدنت نشون بده.

📺 چرا حرف هر کسی رو درباره‌ی لاغری باور می‌کنیم؟

هر چیزی که می‌شنویم، می‌بینیم یا درباره‌اش حرف می‌زنیم، در ذهن ما فرمول‌سازی می‌شه. مخصوصاً وقتی گوینده رو قبول داشته باشیم. تبلیغ‌های لاغری رو در نظر بگیر. معمولاً یه نفر با روپوش سفید پزشکی درباره‌ی یه محصول حرف می‌زنه. اصلاً معلوم نیست پزشک باشه، ولی چون در ذهن ما پزشک یعنی آدم قابل اعتماد، حرفش رو راحت قبول می‌کنیم.

یا یه آدم خوش‌اندام رو نشون می‌دن که می‌گه از این محصول استفاده کرده. ما هم با حسرت می‌گیم «کاش من هم مثل اون بودم» و می‌ریم محصول رو می‌خریم. بعد که نتیجه نمی‌گیریم، به‌جای اینکه به روش شک کنیم، خودمون رو سرزنش می‌کنیم و می‌گیم «لابد من یه مشکلی دارم».

بنابراین گول این وعده‌ها رو نخور. هیچ‌کدوم از ما برای چاق شدن کار خاصی نکردیم. روش درست لاغری هم روشیه که به هیچ کار خاص و محصول عجیبی نیاز نداره.

انجام تمرینات لاغری

🙋‍♂️ من و چاقی؛ مسئولیت با کیه؟

تا اینجا سه چیز داشتیم: من، چاقیم، و یه عالمه دلیل برای چاقیم. وقتی دلیل‌ها رو یکی‌یکی رد کردیم، چی باقی موند؟ فقط من و چاقیم.

حالا بین من و چاقیم دیگه تعارفی نیست. این چاقی رو خودم در بدنم به وجود آوردم. وقتی اضافه وزن داشتم، این وزن رو خودم با خودم از صورت تا مچ پا حمل می‌کردم. بنابراین مسئول چاقیم خودم هستم.

شاید قبول کردن این حرف اولش سخت باشه. ولی اگه می‌خوای لاغر بشی و اندامی رو که در رویات داری بسازی، راهی جز این نداری. چون وقتی مسئولیت چاقیت رو قبول کنی، می‌تونی مسئولیت لاغریت رو هم قبول کنی.

چرا لاغری‌های قبلی موندگار نبود؟

هر بار که با یه رژیم یا قرص وزن کم می‌کردی، لاغری رو به اون رژیم یا قرص نسبت می‌دادی. یعنی با خودت می‌گفتی «چون رژیم گرفتم لاغر شدم». بنابراین وقتی رژیم رو کنار می‌ذاشتی، برگشتن وزن هم برات طبیعی بود. خیلی ساده‌ترش اینه که چون خودت رو مسئول چاقیت نمی‌دونستی، خودت رو مسئول لاغریت هم نمی‌دونستی و خیلی زود از دستش می‌دادی.

وقتی محکم به خودت بگی «من خودم مسئول چاقیم هستم و خودم رو مسئول لاغریم هم می‌دونم»، یه اتفاق جالب می‌افته. دیگه خودت رو سرزنش نمی‌کنی و به خودت بد و بیراه نمی‌گی. به‌جاش می‌گی «خب، کاری بود که خودم کردم. حالا می‌خوام درستش کنم». این جمله حال خیلی بهتری بهت می‌ده تا اینکه بگی «نمی‌دونم چطور چاق شدم، همین‌جوری شد».

همه‌ی ما در چاق شدن استادیم

هیچ‌کدوم از ما چاق به دنیا نیومدیم. خداوند یه بدن کامل و متناسب به ما داده بود. اگه الان ازت بخوام در سه ماه آینده ۵ کیلو اضافه کنی، دقیقاً بلدی چه کار کنی. یعنی ذهن تو در چاق شدن استاده. ولی وقتی حرف لاغری می‌شه، انگار هیچی نمی‌دونه و دنبال این و اون می‌گرده.

خبر خوب اینه که همین ذهن و همین بدنی که تو رو چاق کرده، می‌تونه بدون هیچ چیز اضافه‌ای تو رو لاغر کنه. در لاغری با ذهن قرص و برنامه‌ی غذایی نداریم. همه چیز از درون خودت درست می‌شه.

🎨 لاغری با ذهن یه مهارته

هر مهارتی که الان بلدی، مثل رانندگی، آشپزی یا خیاطی، رو یه روزی یاد گرفتی. اول تصمیم گرفتی یادش بگیری، بعد آموزش دیدی و بعد اون‌قدر تکرار کردی تا ماهر شدی. لاغری با ذهن هم دقیقاً همین‌طوره. باید یادش بگیری و تمرینش کنی.

هر آموزشی هم از الفبا شروع می‌شه. برای یاد گرفتن رانندگی اول باید بدونی فرمون و ترمز و راهنما کجاست. الفبای لاغری با ذهن، ساختن فرمول‌های درست در ذهنه. یعنی می‌خوایم یه باور جدید درباره‌ی لاغری در ذهنمون بسازیم.

✍️ قدم اول: تعهد کتبی برای لاغری

هر کسی به اندازه‌ی شکست‌هایی که در مسیر لاغری خورده، از لاغر شدن ناامیدتره. کسی که ده بار رژیم گرفته و نتیجه نگرفته، لاغری رو خیلی دورتر از کسی می‌بینه که یک بار شکست خورده. برای همین اولین قدم ما اینه که مسئولیت لاغریمون رو به‌صورت کتبی بپذیریم.

جمله‌ی تعهدت رو با اسم خودت و تاریخ امروز این‌طوری بنویس:

«من [اسم خودت]، از امروز [تاریخ]، متعهد هستم خودم را از وزن [وزن فعلی] به وزن [وزن دلخواه] برسانم و در این مسیر از هیچ تلاشی دریغ نکنم.»

این تعهد رو هر جا که حس بهتری بهت می‌ده ثبت کن؛ در دفترت، روی یه کارت‌پستال قشنگ با رنگ‌هایی که دوست داری، روی یه برگه‌ی بزرگ که به در کمد بچسبونی، یا در گوشیت. سخت نگیر، فقط یه جایی ثبتش کن. در بخش نظرات همین جلسه هم بنویسش تا جلوی بقیه‌ی اعضای سایت تعهد داده باشی. این کار اشتیاقت رو خیلی بیشتر می‌کنه.

💪 بدن تو توانایی لاغر شدن رو داره

خیلی‌ها علاوه بر دلیل‌های چاقی، یه عالمه دلیل هم برای «نتونستن» دارن. یکی می‌گه استخون‌بندیم درشته، یکی می‌گه چربی‌هام قدیمی و سفت شدن و دیگه آب نمی‌شن. همون‌طور که دلیل‌های چاقی رو رد کردیم، این دلیل‌ها رو هم می‌تونیم رد کنیم.

اگه بدنت تا امروز حتی یک بار، حتی یک کیلو وزن کم کرده، یعنی توانایی لاغر شدن رو داره. اگه الان متناسب نیستی، مشکل از بدنت نبوده، مشکل از روشت بوده. من خودم بارها با روش‌های مختلف ۵ کیلو، ۱۰ کیلو و حتی ۲۰ کیلو وزن کم کردم، ولی دوباره برمی‌گشت. چون از همون روزهای اول منتظر بودم دوباره چاق بشم. در ذهنم ثبت شده بود که من نمی‌تونم لاغر بمونم.

خیلی از اعضای سایت بهم پیام می‌دن که «تا حالا با رژیم ۲۰ کیلو کم کردم، ولی چه فایده، دوباره چاق شدم». من بهشون می‌گم «آفرین، این خیلی خوبه!». چون همین ۲۰ کیلو ثابت می‌کنه که بدنشون می‌تونه لاغر بشه. وقتی بدن با یه روش اشتباه تونسته این‌قدر کم کنه، فکرش رو بکن با روش درست چه کار می‌تونه بکنه.

بدن ما مشتاق لاغریه. وقتی دستت می‌بره، بدنت خودش زخم رو ترمیم می‌کنه. ولی اگه هر روز دوباره جای زخم رو باز کنی، هیچ‌وقت خوب نمی‌شه. چاقی هم همین‌طوره. بدنت می‌خواد لاغر بشه، ولی ما با فکرها و رفتارهای اشتباهمون اجازه نمی‌دیم.

🌟 متناسب بودن حق همه‌ست

سال‌ها پدر و مادرم رو سرزنش می‌کردم که چرا چاق بودن تا من هم چاق باشم. سال‌ها از خدا گله داشتم که چرا من رو این‌طوری آفریده و برای چاقیم از هر چیزی بهانه می‌ساختم. ولی امروز با کمال میل قبول می‌کنم که در اون سال‌ها، خودم باعث چاقیم بودم.

و امروز متناسب بودن حق منه، چون خواستم و یاد گرفتم. این حق فقط مال من نیست. هر کسی که باور کنه می‌تونه لاغر بشه و قدم‌به‌قدم در این مسیر حرکت کنه، به همین نتیجه می‌رسه.

✍️ تمرین آموزشی 📖
نقطه شروع شکست دادن چاقی

این تمرین روی دلیل‌هایی ساخته شده که در جلسه قبل نوشتی. اگه اون تمرین رو انجام ندادی، اول برگرد و دلیل‌های چاقیت رو بنویس. بعد این سه مرحله رو انجام بده و جواب‌هات رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس.


🟢 مرحله اول: رد کردن دلیل‌های چاقی

دلیل‌هایی رو که برای چاقیت نوشتی، اینجا هم بنویس. بعد برای هر دلیل، دنبال یه نمونه‌ی خلاف بگرد؛ یعنی کسی که همون شرایط تو رو داره ولی متناسبه.
مثلاً اگه کم‌تحرکی رو دلیل چاقیت می‌دونی، کسی رو می‌شناسی که از تو کم‌تحرک‌تره ولی چاق نیست؟


🟡 مرحله دوم: پذیرفتن مسئولیت چاقی و لاغری

در قالب یه جمله یا یه متن کوتاه بنویس که مسئول چاقیت خودت هستی و از امروز مسئولیت لاغریت رو هم می‌پذیری.
بعد جمله‌ی تعهدت رو با اسم و تاریخ و وزن فعلی و وزن دلخواهت بنویس.


🔵 مرحله سوم: باور به توانایی بدنت

هر باری که در گذشته وزن کم کردی رو بنویس؛ حتی اگه نیم کیلو بوده. مثلاً: «در فلان سال با فلان روش ۵ کیلو کم کردم.»
فقط مقدار کاهش وزن رو بنویس و ننویس که بعدش برگشت. بعد این جمله‌ها رو چند بار بخون و به خودت تبریک بگو. این‌ها اطلاعات درستی هستن که به ذهنت نشون می‌دن بدنت توانایی لاغر شدن رو داره.

نوشته‌های بقیه‌ی اعضای سایت رو هم بخون؛
هر نمونه‌ای که می‌خونی، باور ذهنت رو قوی‌تر می‌کنه. 🌱

در جلسه بعد (قسمت سوم: روش‌های لاغر شدن) درباره‌ی روش‌های لاغری و اینکه چرا بیشترشون جواب نمی‌دن صحبت می‌کنیم.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. مهم‌ترین دلایل چاقی چیه؟

بیشتر دلیل‌هایی که برای چاقی میاریم، مثل ارث، کم‌تحرکی یا سوخت‌وساز پایین، با یه نمونه‌ی خلاف رد می‌شن. یعنی آدم‌هایی هستن که همین شرایط رو دارن ولی متناسبن. ریشه‌ی اصلی، باورهای ذهنی ماست که چاقی رو برامون طبیعی کرده.

۲. چطور بفهمم دلیل چاقیم درسته یا نه؟

برای هر دلیل دنبال یه نمونه‌ی خلاف بگرد؛ کسی که شرایط تو رو داره ولی چاق نیست. اگه چنین کسی رو پیدا کردی، اون دلیل، دلیل واقعی چاقی تو نیست و فقط یه توجیهه.

۳. چاقی واقعاً ارثیه؟

در خیلی از خانواده‌ها پدر و مادر چاقن ولی یکی از بچه‌ها متناسبه، یا برعکس. اگه چاقی ارثی بود، همه‌ی بچه‌ها باید به یه اندازه ارث می‌بردن. چیزی که بیشتر از ژن منتقل می‌شه، باورها و جمله‌هایی مثل «چاقی ما ارثیه» است.

۴. چرا باید مسئولیت چاقیم رو بپذیرم؟

چون تا وقتی چاقی رو به عوامل بیرونی نسبت بدی، لاغری رو هم به رژیم یا قرص نسبت می‌دی و با کنار گذاشتنشون از دستش می‌دی. وقتی مسئولیت چاقیت رو بپذیری، می‌تونی مسئولیت لاغریت رو هم قبول کنی و این بار لاغری موندگار می‌شه.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.04 از 389 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11413
785 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار matin.sorkhei@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۰۴ ۰۲:۱۱
      مدت عضویت: 2058 روز
      امتیاز کاربر: 6349 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 1,028 کلمه

      سلام به استاد و دوستان

      یکی از دلایلی که من برای چاقیم قبلا نوشته بودم  این بود که در گذشته فکر میکردم آدم های چاق افراد مهربون و حامی و ساپورتیو هستند کسانی هستند که دیگران میتونن بهشون تکیه کنند و یه جورایی حامی و ناجی ضعیفان هستند و الان به این نتیجه رسیدم که هر کسی در هر جایگاهی که هست خودش باعثش شده و همه در جای درست شون هستند..این از عدل خداوند به دور هست که یکی رو فقیر و بدبخت بیافرینه و یکی رو ثروتمند و خوشبخت.همه در شرایط برابر پا به این جهان گذاشتند و فقط باورها و اعمال خودشونه که باعث خوشبختی و بدبختی شون میشه.

      من ناجی هیچ کسی نیستم و اصلا به نظرم ناجی وجود نداره هرکسی ناجی زندگی خودشه و عوامل بیرونی و اشخاص دیگه در زندگی ما نقش و قدرتی ندارند مگر اینکه ما خودمون بهشون قدرت بدیم.

      مورد بعدی  ارزش و اهمیت خیلیییی زیاد دادن به ورزش کردن بود.یعنی تا زمانیکه ورزش میکردم،لاغری و کاهش وزن کاملا برام طبیعی و اجتناب ناپذیر بود اما این باور اشتباه باعث شد بعد ازدواج و بخاطر تغییر محل زندگی و نبودن باشگاه ورزشی در نزدیکی خونه،روند افزایش وزن وحشتناک من شروع بشه.

      در صورتیکه طی بررسی و توجه به اطرافیان و دوستان لاغرم متوجه شدم که ورزش نقشی در چاقی و لاغری نداره.دو تا از دوستای صمیمی و خیلی نزدیکم که یکی شون خیلی لاغر و اون یکی متناسب هست اصلا ورزش نمیکنن.یکی شون که اگر بتونه برای طی 2 قدم راه هم میخواد ماشین بگیره!!!!!

      مورد دیگه اهمیت خیلیی زیاد دادن به «حجم غذا» هست.دقت کردم به غذا خوردن اون دوست متناسبم ( قدش 155 و وزنش 45 کیلوعه)و دیدم قشنگگگ اندازه ی من غذا میخوره .توی وعده های غذایی که باهم بیرون هستیم که غذاشو کااامل میخوره(یادمه یه بار که نهار بیرون بودیم و اکبر جوجه سفارش داده بودیم آب خورشت که رب انار تفت داده شده توی یه عالمه روغن بودو قششنگگگ ریخت روی غذاش..من بیخیال خوردنش شده بودم پریسا دید من نمیخورم،سهم منم ریخت روی برنجش!!!) در خوردن نوشیدنی و دسر و بستنی هم که ذره ای کوتاهی نمیکنه 

      وای به وقتی که هوس یه خوردنی ای بکنه..زمینو زمانو بهم میدوزه و تهیه میکنه و میخوره و من به معنای واقعیییی نصف این کارها رو هم نمیکردم و نمیکنم…همیشه با تعجب سوالم ازش این بوده که پریسا تو اینهمههههه غذا رو کجا جا میدی؟؟؟!!  و اون همیشه بهم میگه من هررررچقدر هم بخورم بازم همون 45 کیلو هستم.

      البته که قطعا این کارها به این معنا نیست که ما اینطوری و در حد انفجار بخوریم چون یه سری چیزا قانونه…نمیشه ما با این فکر که اگر از  ارتفاع خودمونو بندازیم هیچ چی مون نمیشه،از یه ساختمون 10 طبقه خودمونو بندازیم چون در اون صورت اگر نمیریم،قطعا ضرر بزرگی به خودمون وارد میکنیم.با باور سازی و هیچ کار دیگه ای نمیشه قوانین طبیعی جهان هستی و جاذبه رو نقض کرد.

      زیاده خوری هم باعث چاقی میشه بی برو برگرد و این قانون طبیعی هست پس ما اجازه داریم در حد نیازمون بخوریم.

      باور اشتباه بعدی من این بود که «شام خوردن باعث چاقی میشه» و اگر اون شامو دیر وقت هم میخوردم که دیگه خیلیی بد تر…اما چه بسیااااار آدم هایی رو دیدم که دیر وقت و حتی نصفه شب غذا میخورند و متناسب هستند پس این باور هم غلطه.

      باور بعدی «بی وقت و بد وقت خوابیدن» بود.فکر میکردم چون شبها دیر میخوابم و روزها دیر بیدار میشم  به اصطلاح نامنظم میخوابم این کار باعث چاقی من میشه اما این دلیل کاملااا غلط هست چون یکی از دوستام که پرستار هست و خیلیی براش پیش میاد که شیفت های شب داشته باشه و مجبوره تا صبح بیدار باشه و از اون طرف هم ظهر و عصر میخوابه امااا کاملااااا متناسب و خوش اندام هست..

      باور اشتباه بعدی «زیاد خوابیدن» هست که مدت زیادی منو درگیر خودش کرده بود اما با کمی دقت نمونه های زیادی رو دیدم که زیاد میخوابن ولی کاملا متناسب هستن نمونه ی بارزش پسر خاله ی خودم که اکثرا تا 12 ظهر خوابه و کاملا به اندام هست.

      باور بعدی که فکر میکنم خیلیی زیاد در چاقی من تاثیر گذار بود این بود که من چون آدم شوخی هستم در دور همی ها با دوستام و فامیل هام خیلی راجب چاقی خودم و کلا چاقی جوک میساختم و حرف میزدم و نمیدونستم که با این کارم به جهان هستی اعلام میکنم چاقیه بیشتری میخوام.به تازگی فهمیدم که اینکه چه از مساله ای متنفر باشی چه عاشقش باشی جهام فرق این دوتا رو نمیفهمه و  در هر صورت از اون مورد بیشتر و بیشتر به زندگیت میاره.کار جهان «گسترش» هست و به هرررر چیزی که توجه کنی(فارغ از اینکه احساست چی باشه) اونو به زندگیت میاره.هرچی توجهت بیشتر باشه(به هر شکلی..تنفر یا خوشحالی فرقی نمیکنه)اون چیز هم بیشتر توی زندگیت میاد.

      باید یادمون باشه وقتی چیزیو میبینیم،میشنویم،بهش فکر میکنیم با خودمون یا دیگران در موردش حرف میزنیم و باورش میکنیم اون مساله  داره توی ذهن مون فرمول سازی میشه و ناخودآگاه بدن ما طبق اون فرمول ها پیش میره و در طی زمان ما شاهد نتایج اون باورها خواهیم بود.باید خیلی دقت کنیم چون این باورها پاشنه ی آشیل ما هستند نه غذا ها نه ژنتیک،ورزش،ارث و…

      لاغری با ذهن یه هنره و در سایه ی یادگیری و استمرار و تمرین استادش میشیم مثل هر هنر دیگه ای مثل رانندگی مثل خواندن و نوشتن مثل آشپزی.

      استمرار در آموزش باعث تغییر افکار و باورها و این تغییر باعث تغییر در رفتار و این امر موجب تغییر در شرایط جسمانی مون میشه پس

      رمز موفقیت= تکرا و تکرار و تکرار.

      من متین سرخه ای از امروز 3 تیر 1400 متعهد میشم که از وزن 110.600 خودمو به وزن 80 کیلیو برسونم و در این مسیر از هر تلاش و کوششی سرباز نخواهم زد. یا میمیرم یا یک بار برای همیشه با تغییر فرمول های ذهنم به تناسب اولیه ام میرسم.

      یا میمیرم یا یک بار برای همیشه این مسیر زیبا رو طی میکنم و میبینم که خداوند در انتهای مسیر منتظر منه.

      من خودم مسءول چاقیه خودم هستم،خودم خرابش کردم خودمم درستش میکنم و خبر خوب ایکه در مسیر درست کردن این خرابکاری،جسم من از خودم مشتاق تره چون چاقی رو یک اختلال و بی نظمی میدونه و خیلییی دوست داره به نظم و تناسب اولیه و طبیعیش برگرده چیزیکه باهاش متولد شده.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم