اگه از من بپرسی سالها چه دلیلی برای چاقیم داشتم، اولین جوابم این بود: «چاقی من ارثیه». همهی عموهام و خانوادهی پدریم اضافه وزن داشتن و من هم این رو یه دلیل محکم میدونستم. ولی امروز میدونم که بیشتر دلایل چاقی که ما سالها تکرارشون میکنیم، فقط توجیههایی هستن که جلوی لاغر شدنمون رو میگیرن.
این نوشته جلسه دوم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه اول (شروع مسیر لاغری) دیدیم که ریشهی چاقی در ذهنه. در این جلسه دلیلهایی رو که برای چاقیمون میاریم یکییکی بررسی میکنیم، مسئولیت چاقیمون رو میپذیریم و اولین قدم لاغری رو برمیداریم.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🤔 چرا اول دلایل چاقی، بعد روش لاغری؟
میدونم خیلی از شما دوست دارید زودتر برسیم به اینکه «چطور لاغر بشیم». سالها اضافه وزن و فشار جسمی و روحی اون، اشتیاق زیادی در شما ساخته که هر چه زودتر از چاقی رها بشید. من این حس رو خیلی خوب میفهمم.
ولی لاغری با ذهن یه آموزشه. در این روش قرار نیست به زور غذامون رو کم کنیم یا ورزش سنگین کنیم تا بدنمون تغییر کنه. قراره ذهنمون یه چیز تازه یاد بگیره. ذهن هم مثل هر آموزش دیگهای، برای باور کردن یه موضوع به دلیل و مدرک و حرکت قدمبهقدم نیاز داره. بنابراین اول باید بفهمیم چرا چاق شدیم و بعد بریم سراغ اینکه چطور لاغر بشیم.
در جلسهی قبل یه تمرین داشتیم: نوشتن دلیلهای چاقی. اگه این تمرین رو انجام ندادی، پیشنهاد میکنم اول برگردی به جلسه اول، ویدیوش رو یکی دو بار دیگه ببینی، دلیلهات رو بنویسی و بعد این جلسه رو ادامه بدی. چون همهی کار این جلسه روی همون دلیلهاست.
⚖️ یه قانون ساده برای سنجیدن دلایل چاقی
معمولاً هر چی اضافه وزن بیشتر باشه، دلیلهایی که برای چاقی نوشتیم هم بیشتره. کسی که ۱۰ کیلو اضافه وزن داره شاید دو سه تا دلیل نوشته باشه، ولی کسی که ۴۰ یا ۵۰ کیلو اضافه وزن داره احتمالاً یه فهرست بلند نوشته. حالا میخوایم ببینیم این دلیلها واقعاً چقدر درستن.
یه قانون ساده وجود داره: هر دلیلی تا وقتی معتبره که نمونهی خلافش پیدا نشه. مثلاً قانون جاذبه میگه هر چیزی رو رها کنی به سمت زمین میاد. اگه یه روز یه سنگ رو رها کنی و به سمت بالا بره، این قانون دیگه اعتبار نداره.
دلایل چاقی هم همینطورن. خیلی سادهترش اینه که اگه کسی رو پیدا کنی که دقیقاً همون دلیل تو رو داره ولی چاق نیست، یعنی اون دلیل، دلیل واقعی چاقی تو نیست. فقط یه توجیهه که سالها بهش تکیه کردی.

📋 رایجترین دلیلهایی که برای چاقیمون میاریم
از نوشتههای هزاران نفر از اعضای سایت و از تجربهی خودم، اینها رایجترین دلیلهایی هستن که برای چاقیمون میاریم:
- «چاقی ما ارثیه.»
- «غذاها پر از مواد شیمیایی و نگهدارندهان.»
- «کارم پشت میزیه و تحرکم کمه.»
- «چند ساله فلان دارو رو مصرف میکنم.»
- «تیروئیدم مشکل داره.»
- «سوختوساز بدنم پایینه.»
- «بعد از بارداری چاق شدم.»
- «زیاد میخوابم.»
احتمالاً چند تا از اینها رو تو هم نوشتی. حالا بیایید چند تا از مهمترینهاشون رو با همون قانون بررسی کنیم.
🔍 بررسی دلایل چاقی، یکییکی
«چاقی ما ارثیه»
این همون باوری بود که خود من سالها داشتم. از بچگی شنیده بودم که خانوادهی ما چاقن. راست هم میگفتن؛ تا جایی که من یادمه، همهی عموها و عموزادههام اضافه وزن داشتن. برای همین من هم قبول کرده بودم که چاقی من ارثیه و کاری از دستم برنمیاد.
ولی پیدا کردن نمونهی خلاف این باور خیلی راحته. خانوادهای رو در نظر بگیر که پدر و مادر و سه تا از بچهها چاقن، ولی بچهی چهارم متناسبه. اگه چاقی ارثی بود، همهی بچهها باید به یه اندازه ارث میبردن. حتی خانوادههایی هستن که پدر و مادر چاقن ولی هیچکدوم از بچهها چاق نیستن، یا برعکس.
مشکل اصلی اینجاست که وقتی از بچگی بارها میشنوی «چاقی تو ارثیه»، کمکم چاقی برات طبیعی میشه. با خودت میگی «مگه میشه با ارث جنگید؟» و همین باور باعث میشه اضافه وزن آرومآروم بیشتر بشه.
«غذاها پر از مواد شیمیاییان»
بعضیها میگن مواد نگهدارنده و کودهای شیمیایی که در غذاها هست اونها رو چاق کرده. ولی حتماً آدمهایی رو میشناسی که دقیقاً همون غذاها رو میخورن و متناسبن. بنابراین این دلیل هم نمیتونه دلیل واقعی چاقی تو باشه.
«کارم پشت میزیه و تحرکم کمه»
من سالها کارمند بودم و کارم پشت میز بود. اتفاقاً در همون سالها سریعتر چاق شدم. چون از قبل این باور رو داشتم که آدم کمتحرک طبیعیه که چاق بشه. یعنی اول باور در ذهنم بود و بعد بدنم همون رو نشون داد.
ولی دور و برت رو نگاه کن. خیلیها کار پشت میزی دارن، یا خانهدارن و کمتر از خونه بیرون میرن، ولی چاق نیستن. پس کمتحرکی هم بهتنهایی دلیل چاقی نیست.
«سوختوساز بدنم پایینه»
من هم یه زمانی باور کرده بودم که سوختوساز بدنم پایینه. ولی کافیه یه خواهر یا برادر رو در نظر بگیری که همخون خودته و متناسبه. اگه تفاوت بدنها اینقدر زیاد بود، باید حداقل در یه خانواده همه شبیه هم میبودن.
من نمیتونم قبول کنم که یه تفاوت کوچیک بین بدن من و یه نفر دیگه، باعث ۳۰ یا ۴۰ کیلو اختلاف وزن بشه. همهی ما قلب و ریه و کلیه و مغز داریم و بدنهامون یه جور کار میکنه.
«بعد از بارداری چاق شدم»
خیلی از خانمها باور دارن که بعد از به دنیا آوردن بچه، چاق شدن طبیعیه. ولی خانمهای زیادی هستن که بعد از بارداری فقط چند کیلو اضافه وزن داشتن و بعد از دو سه ماه به وزن قبلشون برگشتن.
سؤال اینجاست که چرا یه نفر در دوران بارداری ۷ کیلو اضافه میکنه و یه نفر دیگه ۲۵ کیلو؟ این تفاوت نمیتونه فقط کار بدن باشه. یعنی باز هم پای باورها و ذهن در میونه.
«تیروئیدم مشکل داره» یا «دارو مصرف میکنم»
این سؤال رو خیلی از اعضای سایت از من پرسیدن. برای همین خیلی روش تحقیق کردم و از پزشکهای زیادی هم سؤال کردم. هیچکدوم با قطعیت نمیگفتن که اختلال تیروئید یا یه دارو حتماً اینقدر وزن اضافه میکنه. میگفتن ممکنه در یکی اثر بذاره و در یکی نذاره، و مقدارش هم مشخص نیست.
حالا وقتی کسی در عرض سه سال ۴۰ کیلو اضافه کرده و همهاش رو به تیروئید نسبت میده، داره یه باور رو جایگزین واقعیت میکنه. اینجا هم همون قانون کار میکنه: آدمهایی هستن که همین شرایط رو دارن ولی متناسبن.
خیلی سادهترش اینه که همهی این دلیلها یه پیام مشترک به ذهن ما میدن: «تو حق داری چاق باشی، چاقی برای تو طبیعیه». و وقتی چاقی در ذهن ما طبیعی بشه، دیگه حدی هم براش وجود نداره.
🧠 ذهنت مقاوم نیست، فقط دلیل کافی نداره
حالا نوبت توئه. دلیلهایی رو که در جلسهی قبل نوشتی یکییکی بخون و برای هر کدوم دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ در خانواده، دوستان، همکارها یا هر جای دیگه. بعد جوابت رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس. مثلاً: «فکر میکردم چاقیم ارثیه، ولی دخترخالهام با اینکه خانوادهاش چاقن، متناسبه.»
نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم حتماً بخون. وقتی میبینی دلیلها بین همه مشترکه ولی هر کسی یه نمونهی متفاوت برای رد کردنش پیدا کرده، ذهنت خیلی راحتتر قبول میکنه که «این دلیل چاقی نیست».
خیلی از کسانی که این مسیر رو شروع میکنن بعد از چند روز بهم میگن «ذهن من نسبت به لاغر شدن مقاومت داره». جواب من اینه که ذهن تو بندهی خدا هیچ مقاومتی نداره. فقط هنوز دلیل کافی پیدا نکردی که به خودت ثابت کنی میتونی از طریق ذهن لاغر بشی.
یه مانع دیگه هم هست. وقتی کسی ۳۰ سال گفته «من به خاطر ارث یا کار پشت میزی چاقم»، حالا براش سخته قبول کنه که اشتباه میکرده. انگار خجالت میکشه. ولی مهم نیست چند سال این فکر رو داشتی. مهم اینه که از امروز اطلاعات درست به ذهنت بدی. چون این ذهنه که باید اطلاعات جدید رو تحلیل کنه، فرمول جدید بسازه و نتیجهی جدید رو در بدنت نشون بده.
📺 چرا حرف هر کسی رو دربارهی لاغری باور میکنیم؟
هر چیزی که میشنویم، میبینیم یا دربارهاش حرف میزنیم، در ذهن ما فرمولسازی میشه. مخصوصاً وقتی گوینده رو قبول داشته باشیم. تبلیغهای لاغری رو در نظر بگیر. معمولاً یه نفر با روپوش سفید پزشکی دربارهی یه محصول حرف میزنه. اصلاً معلوم نیست پزشک باشه، ولی چون در ذهن ما پزشک یعنی آدم قابل اعتماد، حرفش رو راحت قبول میکنیم.
یا یه آدم خوشاندام رو نشون میدن که میگه از این محصول استفاده کرده. ما هم با حسرت میگیم «کاش من هم مثل اون بودم» و میریم محصول رو میخریم. بعد که نتیجه نمیگیریم، بهجای اینکه به روش شک کنیم، خودمون رو سرزنش میکنیم و میگیم «لابد من یه مشکلی دارم».
بنابراین گول این وعدهها رو نخور. هیچکدوم از ما برای چاق شدن کار خاصی نکردیم. روش درست لاغری هم روشیه که به هیچ کار خاص و محصول عجیبی نیاز نداره.

🙋♂️ من و چاقی؛ مسئولیت با کیه؟
تا اینجا سه چیز داشتیم: من، چاقیم، و یه عالمه دلیل برای چاقیم. وقتی دلیلها رو یکییکی رد کردیم، چی باقی موند؟ فقط من و چاقیم.
حالا بین من و چاقیم دیگه تعارفی نیست. این چاقی رو خودم در بدنم به وجود آوردم. وقتی اضافه وزن داشتم، این وزن رو خودم با خودم از صورت تا مچ پا حمل میکردم. بنابراین مسئول چاقیم خودم هستم.
شاید قبول کردن این حرف اولش سخت باشه. ولی اگه میخوای لاغر بشی و اندامی رو که در رویات داری بسازی، راهی جز این نداری. چون وقتی مسئولیت چاقیت رو قبول کنی، میتونی مسئولیت لاغریت رو هم قبول کنی.
چرا لاغریهای قبلی موندگار نبود؟
هر بار که با یه رژیم یا قرص وزن کم میکردی، لاغری رو به اون رژیم یا قرص نسبت میدادی. یعنی با خودت میگفتی «چون رژیم گرفتم لاغر شدم». بنابراین وقتی رژیم رو کنار میذاشتی، برگشتن وزن هم برات طبیعی بود. خیلی سادهترش اینه که چون خودت رو مسئول چاقیت نمیدونستی، خودت رو مسئول لاغریت هم نمیدونستی و خیلی زود از دستش میدادی.
وقتی محکم به خودت بگی «من خودم مسئول چاقیم هستم و خودم رو مسئول لاغریم هم میدونم»، یه اتفاق جالب میافته. دیگه خودت رو سرزنش نمیکنی و به خودت بد و بیراه نمیگی. بهجاش میگی «خب، کاری بود که خودم کردم. حالا میخوام درستش کنم». این جمله حال خیلی بهتری بهت میده تا اینکه بگی «نمیدونم چطور چاق شدم، همینجوری شد».
همهی ما در چاق شدن استادیم
هیچکدوم از ما چاق به دنیا نیومدیم. خداوند یه بدن کامل و متناسب به ما داده بود. اگه الان ازت بخوام در سه ماه آینده ۵ کیلو اضافه کنی، دقیقاً بلدی چه کار کنی. یعنی ذهن تو در چاق شدن استاده. ولی وقتی حرف لاغری میشه، انگار هیچی نمیدونه و دنبال این و اون میگرده.
خبر خوب اینه که همین ذهن و همین بدنی که تو رو چاق کرده، میتونه بدون هیچ چیز اضافهای تو رو لاغر کنه. در لاغری با ذهن قرص و برنامهی غذایی نداریم. همه چیز از درون خودت درست میشه.
🎨 لاغری با ذهن یه مهارته
هر مهارتی که الان بلدی، مثل رانندگی، آشپزی یا خیاطی، رو یه روزی یاد گرفتی. اول تصمیم گرفتی یادش بگیری، بعد آموزش دیدی و بعد اونقدر تکرار کردی تا ماهر شدی. لاغری با ذهن هم دقیقاً همینطوره. باید یادش بگیری و تمرینش کنی.
هر آموزشی هم از الفبا شروع میشه. برای یاد گرفتن رانندگی اول باید بدونی فرمون و ترمز و راهنما کجاست. الفبای لاغری با ذهن، ساختن فرمولهای درست در ذهنه. یعنی میخوایم یه باور جدید دربارهی لاغری در ذهنمون بسازیم.
✍️ قدم اول: تعهد کتبی برای لاغری
هر کسی به اندازهی شکستهایی که در مسیر لاغری خورده، از لاغر شدن ناامیدتره. کسی که ده بار رژیم گرفته و نتیجه نگرفته، لاغری رو خیلی دورتر از کسی میبینه که یک بار شکست خورده. برای همین اولین قدم ما اینه که مسئولیت لاغریمون رو بهصورت کتبی بپذیریم.
جملهی تعهدت رو با اسم خودت و تاریخ امروز اینطوری بنویس:
«من [اسم خودت]، از امروز [تاریخ]، متعهد هستم خودم را از وزن [وزن فعلی] به وزن [وزن دلخواه] برسانم و در این مسیر از هیچ تلاشی دریغ نکنم.»
این تعهد رو هر جا که حس بهتری بهت میده ثبت کن؛ در دفترت، روی یه کارتپستال قشنگ با رنگهایی که دوست داری، روی یه برگهی بزرگ که به در کمد بچسبونی، یا در گوشیت. سخت نگیر، فقط یه جایی ثبتش کن. در بخش نظرات همین جلسه هم بنویسش تا جلوی بقیهی اعضای سایت تعهد داده باشی. این کار اشتیاقت رو خیلی بیشتر میکنه.
💪 بدن تو توانایی لاغر شدن رو داره
خیلیها علاوه بر دلیلهای چاقی، یه عالمه دلیل هم برای «نتونستن» دارن. یکی میگه استخونبندیم درشته، یکی میگه چربیهام قدیمی و سفت شدن و دیگه آب نمیشن. همونطور که دلیلهای چاقی رو رد کردیم، این دلیلها رو هم میتونیم رد کنیم.
اگه بدنت تا امروز حتی یک بار، حتی یک کیلو وزن کم کرده، یعنی توانایی لاغر شدن رو داره. اگه الان متناسب نیستی، مشکل از بدنت نبوده، مشکل از روشت بوده. من خودم بارها با روشهای مختلف ۵ کیلو، ۱۰ کیلو و حتی ۲۰ کیلو وزن کم کردم، ولی دوباره برمیگشت. چون از همون روزهای اول منتظر بودم دوباره چاق بشم. در ذهنم ثبت شده بود که من نمیتونم لاغر بمونم.
خیلی از اعضای سایت بهم پیام میدن که «تا حالا با رژیم ۲۰ کیلو کم کردم، ولی چه فایده، دوباره چاق شدم». من بهشون میگم «آفرین، این خیلی خوبه!». چون همین ۲۰ کیلو ثابت میکنه که بدنشون میتونه لاغر بشه. وقتی بدن با یه روش اشتباه تونسته اینقدر کم کنه، فکرش رو بکن با روش درست چه کار میتونه بکنه.
بدن ما مشتاق لاغریه. وقتی دستت میبره، بدنت خودش زخم رو ترمیم میکنه. ولی اگه هر روز دوباره جای زخم رو باز کنی، هیچوقت خوب نمیشه. چاقی هم همینطوره. بدنت میخواد لاغر بشه، ولی ما با فکرها و رفتارهای اشتباهمون اجازه نمیدیم.
🌟 متناسب بودن حق همهست
سالها پدر و مادرم رو سرزنش میکردم که چرا چاق بودن تا من هم چاق باشم. سالها از خدا گله داشتم که چرا من رو اینطوری آفریده و برای چاقیم از هر چیزی بهانه میساختم. ولی امروز با کمال میل قبول میکنم که در اون سالها، خودم باعث چاقیم بودم.
و امروز متناسب بودن حق منه، چون خواستم و یاد گرفتم. این حق فقط مال من نیست. هر کسی که باور کنه میتونه لاغر بشه و قدمبهقدم در این مسیر حرکت کنه، به همین نتیجه میرسه.
✍️ تمرین آموزشی 📖
نقطه شروع شکست دادن چاقی
این تمرین روی دلیلهایی ساخته شده که در جلسه قبل نوشتی. اگه اون تمرین رو انجام ندادی، اول برگرد و دلیلهای چاقیت رو بنویس. بعد این سه مرحله رو انجام بده و جوابهات رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس.
🟢 مرحله اول: رد کردن دلیلهای چاقی
دلیلهایی رو که برای چاقیت نوشتی، اینجا هم بنویس. بعد برای هر دلیل، دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ یعنی کسی که همون شرایط تو رو داره ولی متناسبه.
مثلاً اگه کمتحرکی رو دلیل چاقیت میدونی، کسی رو میشناسی که از تو کمتحرکتره ولی چاق نیست؟
🟡 مرحله دوم: پذیرفتن مسئولیت چاقی و لاغری
در قالب یه جمله یا یه متن کوتاه بنویس که مسئول چاقیت خودت هستی و از امروز مسئولیت لاغریت رو هم میپذیری.
بعد جملهی تعهدت رو با اسم و تاریخ و وزن فعلی و وزن دلخواهت بنویس.
🔵 مرحله سوم: باور به توانایی بدنت
هر باری که در گذشته وزن کم کردی رو بنویس؛ حتی اگه نیم کیلو بوده. مثلاً: «در فلان سال با فلان روش ۵ کیلو کم کردم.»
فقط مقدار کاهش وزن رو بنویس و ننویس که بعدش برگشت. بعد این جملهها رو چند بار بخون و به خودت تبریک بگو. اینها اطلاعات درستی هستن که به ذهنت نشون میدن بدنت توانایی لاغر شدن رو داره.
نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون؛
هر نمونهای که میخونی، باور ذهنت رو قویتر میکنه. 🌱
در جلسه بعد (قسمت سوم: روشهای لاغر شدن) دربارهی روشهای لاغری و اینکه چرا بیشترشون جواب نمیدن صحبت میکنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. مهمترین دلایل چاقی چیه؟
بیشتر دلیلهایی که برای چاقی میاریم، مثل ارث، کمتحرکی یا سوختوساز پایین، با یه نمونهی خلاف رد میشن. یعنی آدمهایی هستن که همین شرایط رو دارن ولی متناسبن. ریشهی اصلی، باورهای ذهنی ماست که چاقی رو برامون طبیعی کرده.
۲. چطور بفهمم دلیل چاقیم درسته یا نه؟
برای هر دلیل دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ کسی که شرایط تو رو داره ولی چاق نیست. اگه چنین کسی رو پیدا کردی، اون دلیل، دلیل واقعی چاقی تو نیست و فقط یه توجیهه.
۳. چاقی واقعاً ارثیه؟
در خیلی از خانوادهها پدر و مادر چاقن ولی یکی از بچهها متناسبه، یا برعکس. اگه چاقی ارثی بود، همهی بچهها باید به یه اندازه ارث میبردن. چیزی که بیشتر از ژن منتقل میشه، باورها و جملههایی مثل «چاقی ما ارثیه» است.
۴. چرا باید مسئولیت چاقیم رو بپذیرم؟
چون تا وقتی چاقی رو به عوامل بیرونی نسبت بدی، لاغری رو هم به رژیم یا قرص نسبت میدی و با کنار گذاشتنشون از دستش میدی. وقتی مسئولیت چاقیت رو بپذیری، میتونی مسئولیت لاغریت رو هم قبول کنی و این بار لاغری موندگار میشه.
امتیاز 4.04 از 389 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











نشان های دریافت شده
سلام برخالق بی همتایی من
سلام براستادوهپه دوستان هم مسیر
چرا من چاق بودم
حالا که دارم این دیدگاه رومینویسم کاملا فبول دارم دیگه من فردی جاقی نیستم چون من اولین مکانی که چاقی در اون ایجاد شد ذهنم بود وحالا اون مکان رو پاک سازی کردم کلی باوره اشتباهدکه اول اون من فبول کرم هرکسی هرحرفی زد من اون اول فبول کردم تو ذهنم ذخیره کردم چون فبول کردماگه اون زمان من اصلا اون حرف روفبول نکرده بودم وتشویق به خوردن رونداشتم که ازمن کودکی منبود حتما من امروز این همه مشکلی که طی این همه سال داشتم رو نداشتنم شرایط متفاوتی رو داشتم ولی من فبول کردم و تشویق رو پذیرفتم درنتیجه جون توجه بهش کردن ذهنماون برای درمدلهای بیشتر اول نشون دا د ومنبا ت جه به افرادی که شکل من بودن توذهنم اول گفتم که جه خوب من مثل اون افراد چاقی زیادنیست غافل ازاینکه دارم به ذهنم کخ اصل ازبدل تشخیص نمیده دارم میگم چون من دارم توجه وتمرکزدارم دوست دارم مثل این افرادباشم ذهنماون کاره رو برام انجام داد من روزبه روز فردی چاق جاقتر شدم هر رژیم این کاره رو بدتر کرد وفتی فشاری که به حسم وارد می کردم رو به کنار میزاشتم ودیگه رژیم نمی کرفتم برکشت وزن بشترمی شد حس بدتر وترس هم بهش اضافه شد درنتیجه وضع برای من سختر شد شرایط روزبه روزحادتر ومشکلات دراوانواع مختلف خودش نشون داد وشده راه نرفتم حرکت نداستم مشکل مفصل زانو
تعهد بدم که خودم مقصرچاقی خودم هستم
وفنی وارد اینمسیر شدم اول برای خورم این باوره داشتمکه من فقط پر خوری کردم بیش از نیازم مصرف داشتمو دیگران درانواع مختلف تواین شرایط من شریک بودم ازجمله ازث که ب فبول داشتم چون پدر خدا وعده بیامرزم فردی چاقی بودن این چاقی ازاونها به من ارث رسیده فبول همین یی باوره کل ۵۶ سال زندگی من رو تحت تاثیرخودش قراد داد بود وفتی اولین باره دریافتم که نه هیج کسی جزخودن وباوره وافکاروتوجه ونگاه و همه کاری که من انجام دادم شدم فردی چاق ههه وهمه مال خودم بوددهیج کسی دیگه مسئول این همه کاره وعمل کرد واشتباهت من نبود فقط خودم این کاره رو انجام دادم این بخش چون پذیرش هست برای من آسون نبودولی فبول کردمکه آره من اشتباه کردم تعهد دادمکه خودم درستش می کنم وتا این زمان به شکرخدادتوبخسهای زیادی موفق بودم کلی تغییرخوبم داشتم نه تنها وزنمکمشره ذهنمرو هپ ترمیم کردم به شکرخدا ازهر چیزی که وتواینمسیربه من رسید بی کم کاست همه وهمه ازطرف خالقم بود دارم درس یاد می گریم که تو هرشرایط ارزش درخواست کنماون به شکل عالی به نحو احسن جواب میده خدایا شکرت
من توانایی لاغرشدن رودارم
من دریافت که تواینمسر اگه فبول کنمو باره به مسبر داسته باشم نیازمن به هیچ کسی دیگه نیست چون همین فبول کردنکه وتومسیردرست قراردارم و باوره دارم که این مسیر من روفردی متناسب خواهد کرد وتنها با گفت نه بکله آموزش دیدن یادگرفتن تمرین کردن رفتار وافکاروعمل کردن رو تغییر دادم توحه رواز افراد نا متناسب برداشتم به افراد متناسب تغییرنگاه دادم وشد لاغری با ذهن
من فبلا چاق با ذهن رو درست کامل یادگرفتم سالهای زیادی ازکل مسیرهای با ذهن استفاده گردم برای برکشت همونمسر رو توباندمخالف طی میکنم سرانجام به هدفم که تناسب هست میرسم دوست داشتم این مسبردرو طی کنم شاید افردی که اگر دلسر به اینمسیر نگاه دارن رو دلگرمکنم ۹ون خودم منتواین مسب بسیار چیزهای دیدمکه برام شگفتی سازه بود ازمن کاملا عجول فردی ارامساخته تومسبرم این خودن بهش رسیدم که عجله بزگترین مانع این مسبر هست جون من باید طی ۳ یا ۴ سال وزن به این زیادی رو کمدکنم با یی ماه دوماه کار نشدنی هست من طی این چندین ماه لباسهای که حدود ۱۲ سال هست توکمد لباسم قرارداشت از هر کودم کلی خاطرات خوب داشتم رو وبه هیج عنوان نمیتواستم به تم کنم همه روبی کمکاست پوشیدم جلوی آینه خودن رودیدم کلی خودمتشویق کردم وگفتم دیدی شد آره شد برای توشر چونتوخواستی تا زمانی که هرفرد خودش نخواهد هیج کس کمک نمی توانه انجام بده استاد این مسبر از تشویق من هیج جیزی کمنزاشت بقدری تشویق ایشون درمننفوذ پیدا کرد چون دوست داشتم تغییر زندگی بهتری رو داشته باشم استاد آقای عطارروش این تشویق به همه میکنه اصلا براش نه سن ونه هیج جیزه دیگه واهمیت نداده چه توبخش رایگان باشی وجه تو بخش دورهای خریداری شده پس اون وبنده خدا کارش رو بی کم کاست انجام میده جون درد کشبده این مسبر هست حس حال هر فرد رو کاملا درک می کنه ولی بازم باید همون فرد دلش بخواد که بمونه ادامه بده استمرار داشته باشه که تناسب به اون برسه
صرف بودن تو این مسیر کاری برای هیج فرد نخواهد کرد اگه تواین ۳ بخش که باید روش کاره بشه ناقص انجام بده هیج زمانی موفق نخواهد بود من یاد گرفتمکه تواین مسبر ۳ بخش ذهنم روح وجسم باید همسو کاره کنم هربخش به تنهایی نمی توان مشکل به آین بزرگی رو هل کنه با وجود ۳دبخش ذهن روح جسم هست که مشکلی از ریشه بازیابی می شه وبا هل مشکل ریشه هست که کاره به پیش میریم
حالا برای بودنم و استمرار داشتم ازخالق خودم تشکردارم که بازم و کمک کرد که خودم رو اول ازرچاه چاقی بیرون کشیدم و بعد دارم کم کم رشد می کنم به زندگی برکشت کردم ودیگه خودم رواصلا فرد چاق حس نمیکنم ذهنم که مجرن اولیه اینچاقی بوده روبا سازی کردم برای یی سال کاره برای من که خیلی پشرفت بزرگی رو به همراه داشت
دو روز گذشته داماد بزگم گفت زن دایی ازپارسال فکرکنم ۲۰ کلیو ولاعر شدی منو گفتم نمیدونم چون وهیج وزن کشی سایزگیری نداشتم مهم وزن نیست مهم حس حال خوبمکه بسیار دوستش دارم
شب گذشته داماد دومیم وفتی داشت ازخانه ما میرفت گفت مامان ازهفته پیش که دیدمتون لاغرتر شدی من فقط لبخند زدم وگفتمتشکر انشالله وچیزی دیگه نگفتم خداوند ازوزبون دامادهای به من میگه که موفق شدم پس لاغری داره آرام آرام به من میرسه سال پیش کجا امروز کجا کلی حس عالی شادی درون وافکار عالی رو تو همین زمان کم به دست اوردن برای اینمسیرکه خداوند من روهدایت کرد وحمایت کردم از خالق مهربان بسیار تشکر وسپاس دارم خدایم دوست دارم عشق خودتی مهر خودتی توان خودتی همه جیز بی کمکاست خودتی
خدا پشت وپنا هتون. یا حق. حق. نگه دارتون
نشان های دریافت شده
سلام برخداوند بخشنده مهربان
سلام بر استاد و همه دوستان
وفتی به فبل وردم به این مسیر نگاه میکنم یادوخاطرات در ذهن مرور میشه که باید بعد از امدن به این مسیر اونمرو رو نداشته باشم باید فقط افکار در قسمت لاغریی دور بزنه چون دارم با افکار تازه به زندگی قبلی خودم به اشتباه بودن رو خودم پی بردم که همه این اشتباهت همه وهمه تو ذهنم اولین مکان جای گیری این اطلاعات اشنباه بود. وفتی آگاه نادرست رو فبول کردم به ذهنم گفت این اطلاعات درست است و اون براساس اطلاعات من در زندگی کمک کنده بود اون اصلا ازبدل تشخیص نمیدام ذهنم عزیز همه دریافتی خودش روگذاشته بود به توجه وقت من تو کودم بخش است ازهمون نوع ودر مدلهای مختلف ولی ازهمون نوع رو برام مهیا میکرد چون همه توجه من تو. بخش چاقی. بود اون اول عادتهای که من برای خوش امدم اول دوست داشتم رو کپی کرده اون برام تکرار کرد و تازه برای بهتر شون اون آگاهی که داشتم اون توذهنم گسترش داد وتعداد اون باورهای رو تو. ذهنم به تعداد بیشتر ذخیره کرده و. با تکرا هر باوره من به شکل بیشتر چاق شدن راهنمایی کردم این زمانکه من متوجه شدم دارم خیلی وزنم اضافه میشه شروع به مبازه با این وزن شدم اولین فکرم پیدادکردن رزیم و کم شدن وزنم با این پرژیم های بود ولی به جای کم شدن وزنم یی زمانی موفق بودم ولی اون همه فشار روبه نمیشد زمان بالند مدت به جسم وارد کنماون از ذهنم هیچ فرمان بردون رو نداشته باشم با ادامه دادند رژیمهای دیگه خسته شده ارامارم ازکارهایی که برای رژیم انجاممیدادم رو کم وکمتر کنم ویی زمان به خودم میوامد که خیلی دفت هست ازژیم خبری نیست واین باره ذهنم دست به کاره شده هرآنچه من کم کرده بود رو با تشویق من برای خوردن ولع بعد از درژیم به سراغ منمی آمد دیگه اصلا سیری به کاره نبود دائم داشتم یی جیزی رو داشتم میخوردم هر کارید میکردموکه جلوی خودن رور بگیرم
اصلا نمتواستم که این خوردن رو کمترال کنم تا جشم باز میکردم میدیم که هرآنچه که من کم کردم در. زمان بیسار کمتز از وزنی که من ربه جسم اضافه کرده بودمز رو تو مدت کم با اضافه وزن بیشتر به جسم تحمیل میکرد وفتی من به ایندمسیر هدایت شدم اولین کاره اول اموزش درست مسیر بود باید عکس آنچه که منوتو ذهنم فبول کرده بودم روپیدا میکردم به این شکل من به ذهنم می گفتم که هرآنچه که من باوره کردم اصلا و درست نبوده کلی عکس اون چه که من فبول کردن هست که دیگران از اون اطلاعات به شکل اتوماتیک دارن استفاده میکن که هیچ مشکلی به شکل من ندارن وتازه وزن خیلی کم و متناسب هستن آگاهی که ودرون توست که واونم خودم بهت دادم شکل داشته واولین حرکت فبول این که من خودم این اطلاعات رونباید اول فبول میکردم تازه با دفت و توجه اون تو ذهنم انبار کنم با ترسهای که من تو این اضافه وزن به اون فرمولهای، که بر،اثر تکرار تو ذهنم درست کردن تصویری چاقتر از،خودم رو تو ذهنم درستکردمو کلی ترس هم بهش اضافه کردم حالت که تو مسیر لاغری با ذهنم هستم،گام به گام باید کاره رو انجام میدادم اول فبول کردم که من مسئول این وضعیت هستم وفتی فبول کردم که خودم این مشکل درست کردم این زمان چون فبول کردم که این کاره خودم هست و قصد درست کردنش رو هم دارم درزپی علتهای نفص آنچه که تو ذهنم فبول کردم میگشتم رآگاهی رو استاد گفته که آنجه درذهن من هست درست نیست خودم فبول کردم حالا باید تحقیق کنمافردی رو پیدا کنمکه آنها هم به این شکل من رفتاردارن ولی این باوره تو ذهنوشون اصلا ندارن که افراد متناسبی هستن هیج فردکه متناسب است طی این مدت که من بهشون توجه کردم مثل من باوره که این غذا چاق کننده هست رور اصلا ندارن اما تو ذهن من به تعداد زیاد از موادی بودن که وفتی من باهاشون برخور داریم با نگاه کردن به اونها افکار جاق کننده نا. خواسته مرور می شد ولی تو ذهن هیچ فرد متناسب اصلا مرور تو این بخش به این شکل نیست اگه توذهنم من مثلا نوشابه برنج نون. سیب زمین ماکارونی شیرنی وانواع دیگه که تعدادش بسته به آنچه توذهن هر من هست وفتی تواین افراد سوال بشه مبینمکه اصلا آنها به این شکل چیزی تو ذهنون انها نیست شاید بکن نوشابه پوکی اسختوان میاره یا برنج مشکلات بیماریزا داره ولی اصلا تو بخش چاقی این حرف رو فبول ندارن وفتی این مواد رو مصرف میکن. طبق نیاز شون اون اون،مصرف انجام میدن با ازعوامل بیروند اصلا هیچ تحریک به خوردن نمیشن چه بخواد خونه خودشون باشهر چه تو مراسم عروسی چند وفت پیش من مجلس عروسی بودم دو تا خانم متناسب کار من بودن با دوتا بچه کاملا متناسب اندازه غذای مادر تو بشقاب برای خودش بچه خودش کشید به اندازه خیلی کمکه تو نگاه انکاراصلا این غذا خودش بچه خیلی با هم فرقی نداشتن شاید غذایی مادر یی نصفه کبکیر بیشتر از. فرزندش بود وسط بشقاب با یی جوجه کوچک با یی نصفه کباب تازه اون با بی میلی خیلی زیاد مصرف کردن فرزندش هم اون غذایی رو که مادر. کشیده بود اون با بی میلی و با به اجبار مصرف کرده حتی شاید روی هم ۶ تا قاشق غذا مصرف کرد و سریع میز رو ترک کردن وهیچ. تعارفی رو نه اول فبول کردن به هیچ کسی هم اصلا تعارف نزدن پس وفتی من جای قرار میگیرم به این افرد دقت میکنم کاری که فبل از ورد به این سایت این باوره داشتمکه نگاه در هنگام مصرف غذایی دیگران اگه داشته کاری ناپسندی هست من هیچ زمانی این رفتار رو نداشتم تو ذهنم خوردن این افرد هم به انداره خودم حساب میکردم وهم به تمام افکار تو ذهنمروانهای هم داشتن حساب میکرد وفتی ت ودرواه شر وع به تحقیق درباره این افراد شده ام تازه دریافت فرق من با این افرا از زمین هست تاآسمان
اصلا خیلی باهم فرق داشتیم افکارمن همه وهمه توبخش غذا خوردن جطور خوردن چه اندازه خوردن وچه زمان خوردن دور میزد ازدیدن بعًی کلی ترس ونگرانی وترس ازچاقترشدن بود ولی توذهن افرا دمتناسب انکار این بخش خالی خالی بود توش هیچ جیزی از کلمه جاقی نبود بخش اتوماتیک که ازبود تولد داست به شکل درست کاره میکرد ولی برای نن انباشته از همه آنچه که توذهن این افراد نبودخوب حالا دریافت که وای چکار کنم چقدر اطلاعات اشتباه رو به ذهن راه دادم و کاره تازه شروع شد ودادامه داره تا ابن زمانکه باید تو بخش ترمبم و پاک سازی کلی زمان بزرامکا آنها رو برطرف کنم بازم بااین همه اشکالی که تو ذهنم توجسم داشتم تو همین زمانکم هم اول احساس عابی روبه خودم هدیه دادمکلی تغییر عالی داشتم زمان میخواه که من به هدفم برسم سم ولی دارم ازمسیر وازدیتاوردهای هرروزم کلی لذت میبرم به تازکی چیزهای ازذهنم دستگیرم شدکه تو باره اون یادگیری نشد با تکرار کردن هرآنچه که یا گرفتم به در باره دوم به درک بالتری از بار اول رسیدم از اون اطلاعات رسیدم وعمل کرد ذهنم هم کلی تغییر کرده که به مرو دارم به توانی بیشتر رو بهش هدیه میدم
خدا پشت وپنا هتون. یا. حق. حق نگه. دارتون