اگه از من بپرسی سالها چه دلیلی برای چاقیم داشتم، اولین جوابم این بود: «چاقی من ارثیه». همهی عموهام و خانوادهی پدریم اضافه وزن داشتن و من هم این رو یه دلیل محکم میدونستم. ولی امروز میدونم که بیشتر دلایل چاقی که ما سالها تکرارشون میکنیم، فقط توجیههایی هستن که جلوی لاغر شدنمون رو میگیرن.
این نوشته جلسه دوم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه اول (شروع مسیر لاغری) دیدیم که ریشهی چاقی در ذهنه. در این جلسه دلیلهایی رو که برای چاقیمون میاریم یکییکی بررسی میکنیم، مسئولیت چاقیمون رو میپذیریم و اولین قدم لاغری رو برمیداریم.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🤔 چرا اول دلایل چاقی، بعد روش لاغری؟
میدونم خیلی از شما دوست دارید زودتر برسیم به اینکه «چطور لاغر بشیم». سالها اضافه وزن و فشار جسمی و روحی اون، اشتیاق زیادی در شما ساخته که هر چه زودتر از چاقی رها بشید. من این حس رو خیلی خوب میفهمم.
ولی لاغری با ذهن یه آموزشه. در این روش قرار نیست به زور غذامون رو کم کنیم یا ورزش سنگین کنیم تا بدنمون تغییر کنه. قراره ذهنمون یه چیز تازه یاد بگیره. ذهن هم مثل هر آموزش دیگهای، برای باور کردن یه موضوع به دلیل و مدرک و حرکت قدمبهقدم نیاز داره. بنابراین اول باید بفهمیم چرا چاق شدیم و بعد بریم سراغ اینکه چطور لاغر بشیم.
در جلسهی قبل یه تمرین داشتیم: نوشتن دلیلهای چاقی. اگه این تمرین رو انجام ندادی، پیشنهاد میکنم اول برگردی به جلسه اول، ویدیوش رو یکی دو بار دیگه ببینی، دلیلهات رو بنویسی و بعد این جلسه رو ادامه بدی. چون همهی کار این جلسه روی همون دلیلهاست.
⚖️ یه قانون ساده برای سنجیدن دلایل چاقی
معمولاً هر چی اضافه وزن بیشتر باشه، دلیلهایی که برای چاقی نوشتیم هم بیشتره. کسی که ۱۰ کیلو اضافه وزن داره شاید دو سه تا دلیل نوشته باشه، ولی کسی که ۴۰ یا ۵۰ کیلو اضافه وزن داره احتمالاً یه فهرست بلند نوشته. حالا میخوایم ببینیم این دلیلها واقعاً چقدر درستن.
یه قانون ساده وجود داره: هر دلیلی تا وقتی معتبره که نمونهی خلافش پیدا نشه. مثلاً قانون جاذبه میگه هر چیزی رو رها کنی به سمت زمین میاد. اگه یه روز یه سنگ رو رها کنی و به سمت بالا بره، این قانون دیگه اعتبار نداره.
دلایل چاقی هم همینطورن. خیلی سادهترش اینه که اگه کسی رو پیدا کنی که دقیقاً همون دلیل تو رو داره ولی چاق نیست، یعنی اون دلیل، دلیل واقعی چاقی تو نیست. فقط یه توجیهه که سالها بهش تکیه کردی.

📋 رایجترین دلیلهایی که برای چاقیمون میاریم
از نوشتههای هزاران نفر از اعضای سایت و از تجربهی خودم، اینها رایجترین دلیلهایی هستن که برای چاقیمون میاریم:
- «چاقی ما ارثیه.»
- «غذاها پر از مواد شیمیایی و نگهدارندهان.»
- «کارم پشت میزیه و تحرکم کمه.»
- «چند ساله فلان دارو رو مصرف میکنم.»
- «تیروئیدم مشکل داره.»
- «سوختوساز بدنم پایینه.»
- «بعد از بارداری چاق شدم.»
- «زیاد میخوابم.»
احتمالاً چند تا از اینها رو تو هم نوشتی. حالا بیایید چند تا از مهمترینهاشون رو با همون قانون بررسی کنیم.
🔍 بررسی دلایل چاقی، یکییکی
«چاقی ما ارثیه»
این همون باوری بود که خود من سالها داشتم. از بچگی شنیده بودم که خانوادهی ما چاقن. راست هم میگفتن؛ تا جایی که من یادمه، همهی عموها و عموزادههام اضافه وزن داشتن. برای همین من هم قبول کرده بودم که چاقی من ارثیه و کاری از دستم برنمیاد.
ولی پیدا کردن نمونهی خلاف این باور خیلی راحته. خانوادهای رو در نظر بگیر که پدر و مادر و سه تا از بچهها چاقن، ولی بچهی چهارم متناسبه. اگه چاقی ارثی بود، همهی بچهها باید به یه اندازه ارث میبردن. حتی خانوادههایی هستن که پدر و مادر چاقن ولی هیچکدوم از بچهها چاق نیستن، یا برعکس.
مشکل اصلی اینجاست که وقتی از بچگی بارها میشنوی «چاقی تو ارثیه»، کمکم چاقی برات طبیعی میشه. با خودت میگی «مگه میشه با ارث جنگید؟» و همین باور باعث میشه اضافه وزن آرومآروم بیشتر بشه.
«غذاها پر از مواد شیمیاییان»
بعضیها میگن مواد نگهدارنده و کودهای شیمیایی که در غذاها هست اونها رو چاق کرده. ولی حتماً آدمهایی رو میشناسی که دقیقاً همون غذاها رو میخورن و متناسبن. بنابراین این دلیل هم نمیتونه دلیل واقعی چاقی تو باشه.
«کارم پشت میزیه و تحرکم کمه»
من سالها کارمند بودم و کارم پشت میز بود. اتفاقاً در همون سالها سریعتر چاق شدم. چون از قبل این باور رو داشتم که آدم کمتحرک طبیعیه که چاق بشه. یعنی اول باور در ذهنم بود و بعد بدنم همون رو نشون داد.
ولی دور و برت رو نگاه کن. خیلیها کار پشت میزی دارن، یا خانهدارن و کمتر از خونه بیرون میرن، ولی چاق نیستن. پس کمتحرکی هم بهتنهایی دلیل چاقی نیست.
«سوختوساز بدنم پایینه»
من هم یه زمانی باور کرده بودم که سوختوساز بدنم پایینه. ولی کافیه یه خواهر یا برادر رو در نظر بگیری که همخون خودته و متناسبه. اگه تفاوت بدنها اینقدر زیاد بود، باید حداقل در یه خانواده همه شبیه هم میبودن.
من نمیتونم قبول کنم که یه تفاوت کوچیک بین بدن من و یه نفر دیگه، باعث ۳۰ یا ۴۰ کیلو اختلاف وزن بشه. همهی ما قلب و ریه و کلیه و مغز داریم و بدنهامون یه جور کار میکنه.
«بعد از بارداری چاق شدم»
خیلی از خانمها باور دارن که بعد از به دنیا آوردن بچه، چاق شدن طبیعیه. ولی خانمهای زیادی هستن که بعد از بارداری فقط چند کیلو اضافه وزن داشتن و بعد از دو سه ماه به وزن قبلشون برگشتن.
سؤال اینجاست که چرا یه نفر در دوران بارداری ۷ کیلو اضافه میکنه و یه نفر دیگه ۲۵ کیلو؟ این تفاوت نمیتونه فقط کار بدن باشه. یعنی باز هم پای باورها و ذهن در میونه.
«تیروئیدم مشکل داره» یا «دارو مصرف میکنم»
این سؤال رو خیلی از اعضای سایت از من پرسیدن. برای همین خیلی روش تحقیق کردم و از پزشکهای زیادی هم سؤال کردم. هیچکدوم با قطعیت نمیگفتن که اختلال تیروئید یا یه دارو حتماً اینقدر وزن اضافه میکنه. میگفتن ممکنه در یکی اثر بذاره و در یکی نذاره، و مقدارش هم مشخص نیست.
حالا وقتی کسی در عرض سه سال ۴۰ کیلو اضافه کرده و همهاش رو به تیروئید نسبت میده، داره یه باور رو جایگزین واقعیت میکنه. اینجا هم همون قانون کار میکنه: آدمهایی هستن که همین شرایط رو دارن ولی متناسبن.
خیلی سادهترش اینه که همهی این دلیلها یه پیام مشترک به ذهن ما میدن: «تو حق داری چاق باشی، چاقی برای تو طبیعیه». و وقتی چاقی در ذهن ما طبیعی بشه، دیگه حدی هم براش وجود نداره.
🧠 ذهنت مقاوم نیست، فقط دلیل کافی نداره
حالا نوبت توئه. دلیلهایی رو که در جلسهی قبل نوشتی یکییکی بخون و برای هر کدوم دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ در خانواده، دوستان، همکارها یا هر جای دیگه. بعد جوابت رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس. مثلاً: «فکر میکردم چاقیم ارثیه، ولی دخترخالهام با اینکه خانوادهاش چاقن، متناسبه.»
نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم حتماً بخون. وقتی میبینی دلیلها بین همه مشترکه ولی هر کسی یه نمونهی متفاوت برای رد کردنش پیدا کرده، ذهنت خیلی راحتتر قبول میکنه که «این دلیل چاقی نیست».
خیلی از کسانی که این مسیر رو شروع میکنن بعد از چند روز بهم میگن «ذهن من نسبت به لاغر شدن مقاومت داره». جواب من اینه که ذهن تو بندهی خدا هیچ مقاومتی نداره. فقط هنوز دلیل کافی پیدا نکردی که به خودت ثابت کنی میتونی از طریق ذهن لاغر بشی.
یه مانع دیگه هم هست. وقتی کسی ۳۰ سال گفته «من به خاطر ارث یا کار پشت میزی چاقم»، حالا براش سخته قبول کنه که اشتباه میکرده. انگار خجالت میکشه. ولی مهم نیست چند سال این فکر رو داشتی. مهم اینه که از امروز اطلاعات درست به ذهنت بدی. چون این ذهنه که باید اطلاعات جدید رو تحلیل کنه، فرمول جدید بسازه و نتیجهی جدید رو در بدنت نشون بده.
📺 چرا حرف هر کسی رو دربارهی لاغری باور میکنیم؟
هر چیزی که میشنویم، میبینیم یا دربارهاش حرف میزنیم، در ذهن ما فرمولسازی میشه. مخصوصاً وقتی گوینده رو قبول داشته باشیم. تبلیغهای لاغری رو در نظر بگیر. معمولاً یه نفر با روپوش سفید پزشکی دربارهی یه محصول حرف میزنه. اصلاً معلوم نیست پزشک باشه، ولی چون در ذهن ما پزشک یعنی آدم قابل اعتماد، حرفش رو راحت قبول میکنیم.
یا یه آدم خوشاندام رو نشون میدن که میگه از این محصول استفاده کرده. ما هم با حسرت میگیم «کاش من هم مثل اون بودم» و میریم محصول رو میخریم. بعد که نتیجه نمیگیریم، بهجای اینکه به روش شک کنیم، خودمون رو سرزنش میکنیم و میگیم «لابد من یه مشکلی دارم».
بنابراین گول این وعدهها رو نخور. هیچکدوم از ما برای چاق شدن کار خاصی نکردیم. روش درست لاغری هم روشیه که به هیچ کار خاص و محصول عجیبی نیاز نداره.

🙋♂️ من و چاقی؛ مسئولیت با کیه؟
تا اینجا سه چیز داشتیم: من، چاقیم، و یه عالمه دلیل برای چاقیم. وقتی دلیلها رو یکییکی رد کردیم، چی باقی موند؟ فقط من و چاقیم.
حالا بین من و چاقیم دیگه تعارفی نیست. این چاقی رو خودم در بدنم به وجود آوردم. وقتی اضافه وزن داشتم، این وزن رو خودم با خودم از صورت تا مچ پا حمل میکردم. بنابراین مسئول چاقیم خودم هستم.
شاید قبول کردن این حرف اولش سخت باشه. ولی اگه میخوای لاغر بشی و اندامی رو که در رویات داری بسازی، راهی جز این نداری. چون وقتی مسئولیت چاقیت رو قبول کنی، میتونی مسئولیت لاغریت رو هم قبول کنی.
چرا لاغریهای قبلی موندگار نبود؟
هر بار که با یه رژیم یا قرص وزن کم میکردی، لاغری رو به اون رژیم یا قرص نسبت میدادی. یعنی با خودت میگفتی «چون رژیم گرفتم لاغر شدم». بنابراین وقتی رژیم رو کنار میذاشتی، برگشتن وزن هم برات طبیعی بود. خیلی سادهترش اینه که چون خودت رو مسئول چاقیت نمیدونستی، خودت رو مسئول لاغریت هم نمیدونستی و خیلی زود از دستش میدادی.
وقتی محکم به خودت بگی «من خودم مسئول چاقیم هستم و خودم رو مسئول لاغریم هم میدونم»، یه اتفاق جالب میافته. دیگه خودت رو سرزنش نمیکنی و به خودت بد و بیراه نمیگی. بهجاش میگی «خب، کاری بود که خودم کردم. حالا میخوام درستش کنم». این جمله حال خیلی بهتری بهت میده تا اینکه بگی «نمیدونم چطور چاق شدم، همینجوری شد».
همهی ما در چاق شدن استادیم
هیچکدوم از ما چاق به دنیا نیومدیم. خداوند یه بدن کامل و متناسب به ما داده بود. اگه الان ازت بخوام در سه ماه آینده ۵ کیلو اضافه کنی، دقیقاً بلدی چه کار کنی. یعنی ذهن تو در چاق شدن استاده. ولی وقتی حرف لاغری میشه، انگار هیچی نمیدونه و دنبال این و اون میگرده.
خبر خوب اینه که همین ذهن و همین بدنی که تو رو چاق کرده، میتونه بدون هیچ چیز اضافهای تو رو لاغر کنه. در لاغری با ذهن قرص و برنامهی غذایی نداریم. همه چیز از درون خودت درست میشه.
🎨 لاغری با ذهن یه مهارته
هر مهارتی که الان بلدی، مثل رانندگی، آشپزی یا خیاطی، رو یه روزی یاد گرفتی. اول تصمیم گرفتی یادش بگیری، بعد آموزش دیدی و بعد اونقدر تکرار کردی تا ماهر شدی. لاغری با ذهن هم دقیقاً همینطوره. باید یادش بگیری و تمرینش کنی.
هر آموزشی هم از الفبا شروع میشه. برای یاد گرفتن رانندگی اول باید بدونی فرمون و ترمز و راهنما کجاست. الفبای لاغری با ذهن، ساختن فرمولهای درست در ذهنه. یعنی میخوایم یه باور جدید دربارهی لاغری در ذهنمون بسازیم.
✍️ قدم اول: تعهد کتبی برای لاغری
هر کسی به اندازهی شکستهایی که در مسیر لاغری خورده، از لاغر شدن ناامیدتره. کسی که ده بار رژیم گرفته و نتیجه نگرفته، لاغری رو خیلی دورتر از کسی میبینه که یک بار شکست خورده. برای همین اولین قدم ما اینه که مسئولیت لاغریمون رو بهصورت کتبی بپذیریم.
جملهی تعهدت رو با اسم خودت و تاریخ امروز اینطوری بنویس:
«من [اسم خودت]، از امروز [تاریخ]، متعهد هستم خودم را از وزن [وزن فعلی] به وزن [وزن دلخواه] برسانم و در این مسیر از هیچ تلاشی دریغ نکنم.»
این تعهد رو هر جا که حس بهتری بهت میده ثبت کن؛ در دفترت، روی یه کارتپستال قشنگ با رنگهایی که دوست داری، روی یه برگهی بزرگ که به در کمد بچسبونی، یا در گوشیت. سخت نگیر، فقط یه جایی ثبتش کن. در بخش نظرات همین جلسه هم بنویسش تا جلوی بقیهی اعضای سایت تعهد داده باشی. این کار اشتیاقت رو خیلی بیشتر میکنه.
💪 بدن تو توانایی لاغر شدن رو داره
خیلیها علاوه بر دلیلهای چاقی، یه عالمه دلیل هم برای «نتونستن» دارن. یکی میگه استخونبندیم درشته، یکی میگه چربیهام قدیمی و سفت شدن و دیگه آب نمیشن. همونطور که دلیلهای چاقی رو رد کردیم، این دلیلها رو هم میتونیم رد کنیم.
اگه بدنت تا امروز حتی یک بار، حتی یک کیلو وزن کم کرده، یعنی توانایی لاغر شدن رو داره. اگه الان متناسب نیستی، مشکل از بدنت نبوده، مشکل از روشت بوده. من خودم بارها با روشهای مختلف ۵ کیلو، ۱۰ کیلو و حتی ۲۰ کیلو وزن کم کردم، ولی دوباره برمیگشت. چون از همون روزهای اول منتظر بودم دوباره چاق بشم. در ذهنم ثبت شده بود که من نمیتونم لاغر بمونم.
خیلی از اعضای سایت بهم پیام میدن که «تا حالا با رژیم ۲۰ کیلو کم کردم، ولی چه فایده، دوباره چاق شدم». من بهشون میگم «آفرین، این خیلی خوبه!». چون همین ۲۰ کیلو ثابت میکنه که بدنشون میتونه لاغر بشه. وقتی بدن با یه روش اشتباه تونسته اینقدر کم کنه، فکرش رو بکن با روش درست چه کار میتونه بکنه.
بدن ما مشتاق لاغریه. وقتی دستت میبره، بدنت خودش زخم رو ترمیم میکنه. ولی اگه هر روز دوباره جای زخم رو باز کنی، هیچوقت خوب نمیشه. چاقی هم همینطوره. بدنت میخواد لاغر بشه، ولی ما با فکرها و رفتارهای اشتباهمون اجازه نمیدیم.
🌟 متناسب بودن حق همهست
سالها پدر و مادرم رو سرزنش میکردم که چرا چاق بودن تا من هم چاق باشم. سالها از خدا گله داشتم که چرا من رو اینطوری آفریده و برای چاقیم از هر چیزی بهانه میساختم. ولی امروز با کمال میل قبول میکنم که در اون سالها، خودم باعث چاقیم بودم.
و امروز متناسب بودن حق منه، چون خواستم و یاد گرفتم. این حق فقط مال من نیست. هر کسی که باور کنه میتونه لاغر بشه و قدمبهقدم در این مسیر حرکت کنه، به همین نتیجه میرسه.
✍️ تمرین آموزشی 📖
نقطه شروع شکست دادن چاقی
این تمرین روی دلیلهایی ساخته شده که در جلسه قبل نوشتی. اگه اون تمرین رو انجام ندادی، اول برگرد و دلیلهای چاقیت رو بنویس. بعد این سه مرحله رو انجام بده و جوابهات رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس.
🟢 مرحله اول: رد کردن دلیلهای چاقی
دلیلهایی رو که برای چاقیت نوشتی، اینجا هم بنویس. بعد برای هر دلیل، دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ یعنی کسی که همون شرایط تو رو داره ولی متناسبه.
مثلاً اگه کمتحرکی رو دلیل چاقیت میدونی، کسی رو میشناسی که از تو کمتحرکتره ولی چاق نیست؟
🟡 مرحله دوم: پذیرفتن مسئولیت چاقی و لاغری
در قالب یه جمله یا یه متن کوتاه بنویس که مسئول چاقیت خودت هستی و از امروز مسئولیت لاغریت رو هم میپذیری.
بعد جملهی تعهدت رو با اسم و تاریخ و وزن فعلی و وزن دلخواهت بنویس.
🔵 مرحله سوم: باور به توانایی بدنت
هر باری که در گذشته وزن کم کردی رو بنویس؛ حتی اگه نیم کیلو بوده. مثلاً: «در فلان سال با فلان روش ۵ کیلو کم کردم.»
فقط مقدار کاهش وزن رو بنویس و ننویس که بعدش برگشت. بعد این جملهها رو چند بار بخون و به خودت تبریک بگو. اینها اطلاعات درستی هستن که به ذهنت نشون میدن بدنت توانایی لاغر شدن رو داره.
نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون؛
هر نمونهای که میخونی، باور ذهنت رو قویتر میکنه. 🌱
در جلسه بعد (قسمت سوم: روشهای لاغر شدن) دربارهی روشهای لاغری و اینکه چرا بیشترشون جواب نمیدن صحبت میکنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. مهمترین دلایل چاقی چیه؟
بیشتر دلیلهایی که برای چاقی میاریم، مثل ارث، کمتحرکی یا سوختوساز پایین، با یه نمونهی خلاف رد میشن. یعنی آدمهایی هستن که همین شرایط رو دارن ولی متناسبن. ریشهی اصلی، باورهای ذهنی ماست که چاقی رو برامون طبیعی کرده.
۲. چطور بفهمم دلیل چاقیم درسته یا نه؟
برای هر دلیل دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ کسی که شرایط تو رو داره ولی چاق نیست. اگه چنین کسی رو پیدا کردی، اون دلیل، دلیل واقعی چاقی تو نیست و فقط یه توجیهه.
۳. چاقی واقعاً ارثیه؟
در خیلی از خانوادهها پدر و مادر چاقن ولی یکی از بچهها متناسبه، یا برعکس. اگه چاقی ارثی بود، همهی بچهها باید به یه اندازه ارث میبردن. چیزی که بیشتر از ژن منتقل میشه، باورها و جملههایی مثل «چاقی ما ارثیه» است.
۴. چرا باید مسئولیت چاقیم رو بپذیرم؟
چون تا وقتی چاقی رو به عوامل بیرونی نسبت بدی، لاغری رو هم به رژیم یا قرص نسبت میدی و با کنار گذاشتنشون از دستش میدی. وقتی مسئولیت چاقیت رو بپذیری، میتونی مسئولیت لاغریت رو هم قبول کنی و این بار لاغری موندگار میشه.
امتیاز 4.04 از 389 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











سلام خدمت عزیزان متناسب
دلایل چاقی من
منم دلایل زیادی برای چاقب خودم داشتم اولیش ومهمترینش ژنتیک بود ک باور کرده بودم چون شبیه خونواده مادری هستم بس چاق میشم در حالی ک برادرم هم شبیه بود ولی متناسب دختر خالم یا پسر داییام هم شبیه بودن ولی متناسب هستن بس ژنتیک نمیتونه دلیل چاقی باشه چون توخیلی از خانواده ها میشه افراد برظاهر چهره شبیه رودید ولی متفاوت ومتناسب ،
دلیل بعدی خوردن مواد غذایی ،من کلا مواد غذایی روعامل چاقی میدونستم اغلب غذا ها وخوراکی ها از دیذ من چاق کننده بودن شیرینی ها ،چرب ها،برنج ،غلات ،همه روعامل چاقی میدونستم وبا خوردن چن قاشق برنج و یا نون انتظار چند کیلواضافه وزن روداشتم در حالی ک بابام هم از اون غذا میخورد ،برادرم ویا زنداداشم همشون از تمام مواد غذایی مصرف میکردن وکاملا همیشه متناسب بودن ،بس مواد غذایی نمیتونن عامل چاقی باشن، مورد بعدی تند تند غذا خوردن بود خب خیلیا هستن ک وقت کمی دارن ومقدار مواد غذایی ک نیاز دارن روسریع میخورن ولی متناسبن ، داروهای مکمل وویتامین هارو عامل چاقی میدونستم در حالی ک زنداداشم ودوستم خیلی راحت ومداوم مصرف میکنن ولی اصلا هیچ کدومشون توی این سالها تغییری نکردن، سایه ای باور اونقدر بر من سنگینه ک با اینکه الان بارها باورهامونوشتم و نقضشون کردم وکلی برا خودم دلیلی اوردم ولی باز هم چن وقت پیش نیاز ب مصرف زینک و داروهای کم خونی داشتم و چن روز ک مصرف کردم اونقدر ترس وحس بد بهم دست داد ک نتونستم ادامه بدم وفهمیدم ک من هنوز اینجای قضیه رومشکل دارم وباید بیشتر برای خودم دلیل بیارم یا تحقیق کنم و ادامه بدم تا باورم نسبت ب این قضیه تغییر کنه ، یکی دیگه از مواردی ک فک میکردم عامل چاقی منه شام خوردن ویا دیر شام خوردن بود ما اغلب اوقات شاممون رو دیر وق میخوردیم وفقط منو مامانم از این شام چاق میشدیم و بقیه مشکلی براشون پیش نمی اومد حتی بابام ک بالافاصله بعد شام میخوابید و همیشه متناسب ولاغر هم هست در حالی ک من خواب فوری بعد شام یا وعده غذایی روهم عامل چافی میدونستم در حالی ک دوست متناسبم .یا زنداداشم حتما بعد غذا چرت میزدن، طی این مدت ب خیلی از باوزهای غلط نسبت ب چاقیم پی بردم وبرای خودم غیر منطقی کردم اون باورهامو چون براشون دلایلی اوردم ک افرادی با همون شرایط بودن ولی متناسبم موندن ،مثل تحرک کم، ک دوستم ویا زنداداشم ب قول معروف تا لنگ ظهر میخوابیدن وبعدشم فعالیت خاصی نداشتن ولی متناسب ولاغر بودن، همسفر میشدیم واونا همچنان متناسب و من سفر وعامل چاقی و چن کیلواضافه شدن ب وزنم ،حرص میخوردم چاق میشدم در حالی ک یکی از دوستام کمتناسب بود چ با ناراحتی وغصه چ با شادی زیاد لاغر ومتناسب میشد ،در حالی ک من هر دو مورد رو عاملی برای پر خوردی واشغال خوری استفاده میکردم ناراحتم زیاد میخورم خوشحالم زیاد میخورم ،در حالی ک دوستم یا زنداداشم یا بابام در هر دوحالت یا ب مقدار مورد نیاز میخورن یا حتی خیلی کمتر از حالت عادی ،بس هیچکدوم از اون عوامل نمیتونه باعث چاقی بشه، رد خور نداشت کمن بعد ماه رمضون چن کیلو اضافه نکرده باشم در حالی ک زنداداشم پوست واستخون میشد بس اثراد از فرمول ها وباورهای من بود ، من خودم مقصر صد درصدی چاقی خودم بودم و هستم وتا ابد هم هیچ دلیلی خارج از من وجود نداره وتمام وکمال خودم مقصر چاقی واضافه وزنم بودم واگه الان هم مقداری از وزنم مونده باز هم خودم مقصرم، و تعهد میدم ک تا اخر عمر در این مسیر ذهنی باقی بمونم ویا احساس خوب واشتیاق برای رویای تناسب خودم تلاش کنم ،چون میدونم ک هنوزم باورهای ناشناخته ای دارم ک نتونسم ب ایده الم برسم ولی هر روز گامی برمیدارم و خدای مهربان هم منو ب سمت شناسایی این باورهای چاقی هدایت میکنه، خیلی وقتا شده دیدگاهی روخوندم و از نوشته عزیزی متوجه باوری در خودم هم شدم وچقد بهم کمک شده واقعا اهمیت خوندن دیدگاه دوستان رو من ب اندازه گوش دادن وعمل ونوشتن میدونم چون خیلی از دیدگاهایی ک مخصوصا استاد زحمت کشیدن ومدال دادن مفید و کاربردی بوده برام ،من موندم و چاقیم بس خودم باید رفعش کنم هیچ عامل بیرونی نمیتونه برای متناسب شدن دائمی من کاری بکنه همینطور ک هیچ عامل بیرونی باعث چاق شدن من نشده ،من با ذهنم چاقیو ب جسمم اوردم بس با اموزش لاغری ب ذهنم لاغری رو ک طبیعت جسمم بوده رو بهش برمیگردونم
خدایا شکرت برای توفیق بودن در مسیر زیبای تناسب
سلام خدمت دوستان عزیز
همیشه دنبال چطور لاغر شدن بودن ، دنبال روش هایی ک منو زود ب لاغری برسونه ،تا از مسائل چاقی رها بشم ؛
ولی با وارد شدن ب سایت متوجه شدم لاغری رو باید آموزش ببینم اونم اموزش ذهنی ؛
در آموزش ها متوجه شدم من دنیایی از باورها و فرمول ها هستم ک همین ها باعث شده ک من شرایط الانو داشته باشم نه عوامل بیرونی در حالی ک من همیشه برای خودم کلی عوامل بیرونی رو در نظر داشتم و اونارو عامل چاقی خودم میدونستم ؛
من چاقی رو ارثی میدونستم ومیگفتم چون ب خونواده مادری کشیدم بس برا همونه ک چاق شدم در حالی ک توی همون خونواده مادری ک الان با دقت نگاه میکنم میبینم ک بین اون همه ادمی ک باور کردن چاقیشون ارثیه و چاق شدن یکی از خاله هام کاملا متناسب بوده و یا دوتا از پسر داییم کاملا متناسب وحتی لاغر و یکی از دختر دایی هام همینطور ،ک هر کدوم در خانواده های مختلف ک همشون چاق هستن زندگی میکنن بس اگه ارثی باشه اونام باید بین این همه ادم چاق میشدن بس این باور رو برای خودم رد کردم وثابت کردم ک چاقی ژنی نیست وفقط یه توجیه بوده ک خودمو مقصر ندونم .
مورد دیگه مصرف مواد غذایی ،من بعضی مواد غذایی رو عامل چاقی میدونستم ،برنج ،نون ،شیرینیجات ،و کلی غذاها مثل اینو عامل چاقی خودم میدونستم ولی در دوره وقتی اگاهانه نگا کردم دیدم بابای من ک بسیار هممتناسبه همین هایی ک من میخورمو میخوره و یا زنداداشم الان بیشتر از ۱۲ ساله ک عروس خونواده ماست و خیلی وقتا هم باهمیم و غذامون یکیه ولی اون بسیار متناسب اگه میخواست غذاها چاق کننده باشه اونم همینایی ک من میخورمو میخوره و یا یکی از دوستان صمیمیم ک همسایمونمهست و خیلی رف وامد وهم سفره بودیم وغذامون یکی بود ولی اون متناسب و حتی لاغره بس غذاها نمیتونن چاق کننده باشن چون همه دارن از همینا استفاده میکنن بس چرا ی عده خیلی متناسب و لاغرن بس این گزینه هم دلیل چاقی من نیس،
همیشه هر کی ازممیپرسید میگفتم ک من سوخت و ساز بدنم کمه ولی الان میدونم ک این فقط ی باور بوده و دلیل علمی نداره و غذا از وقتی وارد معده میشه معده کار هضم خودشو شروع میکنه و این یه قانونه و تغییر ناپذیر وطبع سرد وگرم هم نمیتونه کار دستگاه گوارش تا اون حد مختل کنه ک نتونه هضم رودرست انجام بده و چندین کیلو اضافه وزنی رو بوجود بیاره ؛
میگفتم من تحرکم کمه برا همونه ک چاقم بعد الان ب خودم میگم من تمام مدت میرفتم پیاده روی و باشگاه و کوه و هیچوق ب سایز دلخواهم نمیرسیدم بعددوستمتا ظهر میخوابید و بعدشم تحرک خاصی نداشت ولی لاغر بود و یا زنداداشم هیچ تحرکی نداره و اغلب خونه اس ولی کاملا متناسب و یا مادر بزرگ پدریم چه تحرکی میتونه داشته باشی ولی همیشه متناسب بوده و الانم کاملا این موضوع ب خودم ثابت شد چن ماه قبل ک اولین بار گوش دادم و این دلیلارو برا خودم اوردم باور کردم ک تحرک کم عامل چاقی من نبوده و الان با وجود قرنطینه ها و خونه بودنا من طی چن ماه کمترین تحرک رو داشتم حتی ی پیاده روی چن دقه ای هم نداشتم ولی کلی لاغر شدم و سایز کم کردم چون ک باور قبلی رونداشتم و برای خودم این دلیل رو رد کرده بودم ؛
دلیل بعدیم استخون بندی درشت بود همیشع میگفتم من استخون بندیم درشته برا همینه ک چاقم و چاق دیده میشم در حالی ک دوستم از منم قدش بلند و هیکلی تر بود ولی لاغر ومتناسب بس اینم رد میشه ،
کمخوابی و بد خوابی رو عامل چاقیم میدونستم ولی میدیم بابام اندازه من یا شاید کمتر از من میخوابه ولی متناسبه و لاغر وقتایی مامان بزرگم خونه ما میشد میدیدم اونم کم میخوابه ولی لاغره و با برادر زاده ام خیلی کمتر از من میخوابه و ب قولی اصلا خواب نداره ولی لاغره بس اینم دلیل چاقی نیست ،چون خیلی از افراد هستن ک کم میخوابن و لاغرم هستن و اگه کم خوابی دلیل چاقیه بس چرا ی عده باور دارن ک خوابیدنشون باعث چاق تر شدنشون هست ولی من دیدم دوستم و زنداداشم تا ظهر میخوابن و لاغرم هستن بس این دلیل خواب از هر دو قسمت برای من رد شده و نمیتونه عامل چاقی باشه ،
و ی دلیل دیگه ک برام خیلی رنگ داشت این بود ک مامانم همیشه میگف ک ما اشتهامون زیاده و یا معدمون بزرگه و هر بار حجم زیادی از غذا رو باید وارد معدمون کنیم تا سیر شیم وهمین باعث چاقی مون هست ، بعد من گاهی وقتایی رو میدیدم ک دوستم که لاغر هم هست میگف ک گرسنشه و حتی بیشتر از من غذا میخورد بس اگه معده اون میتونه گاهی این حجم از غذا رو تحمل کنه بعد گاهی هم مقدار کمتر بس این گفته درست نیست و معده اصلا نمیتونه بزرگ باشه و دلیل علمی هم نیست و معده ی جزئی از بدنه ک تشکیل شده از عضله و رنگ وگوشت و …. ک وقتی من مواد زیادی واردش میکنم مجبور میشه کش بیاد و بزرگ شه مثل شکم وقتی من زیاد میخورم وچاق مجبور میشه ک کش بیاد ولی درحالت عادی جمع میشه بس اینم فقط ی بهونه اس واسه زیاد خوردن 😅نه دلیل چاق بودن ما ؛
خب حالا ک همه ی این دلایل چاقیم داره یکی یکی رد میشه و مخالفاشون پیدا شدن بس من میمونم و چاقیم 🙁
بس چاقی برا من بوده و من مقصر صد درصدی چاقی خودم هستم و از روزی ک این تقصیر رو پذیرفتم و خودمو مسئول صد درصدی چاقیم دونستم چقدر اول ب ارامش رسیدم ،چون عوامل بیرونی رو مقصر دونستن باعث گله و شکایت و ناراضیتی دائمی من شده بود، ولی الان میدونسم خودم مسئول هستم وقتی مسئول چاقیم هستم میتونم مسئول لاغریمم باشم وهمین باعث میشه وقتی لاغر بشم برام دائمی باشه چون دیگه عامل بیرونی نیست ک وقتی انجام نشه و قطع بشه باز باعث چاقیم بشه مثل رژیم یا ورزش ک وقتی انجام نمیدام میگفتم چون انجام نمیدم چاق میشم باز، من قبلا لاغری رو از خودم نمیدونستم. چون فرمول هایی ک باعث چاقیم شدم رو باور کرده بودم و وقتی ک باورزش یا رژیم یا هر روش دیگه ای حتی خیلی و در حد چند کیلو و سایز هم لاغر میکردم باعثبعد مدتی ب حالت قبل برمیگشتم و اون لاغری رو از رژیم ،تحرک و ورزش وغیره میدونستم و وقتی ک انجامشون نمیدادم عادی میدونستم ک ب چاقی برگردم چون چاقی رو برای خودم باور کرده بودم ،جسم من توانایی کم کردن وزن ولاغر شدن رو داشت چون طبیعتش لاغر شدن ومتناسب شدن هست من با چندین دوره رژیم هر بار حدود ۱۰-۱۲کیلو خیلی راحت لاغر کردم ، من با ورزش حدود سه سایز کم کردم وخیلی متناسب شده بودم ، من بارها با پیاده روی وکوه نوردی حدودای ۵-۶ کیلو لاغر کردم بس جسم من بارها نشون داده ک ب خوبی توانایی لاغر کردن رو داشته ، من قبول کردم ک سالها حقم بوده ک چاق باشم بخاطر باورهام بخاطر فرمولهای چاقیم ک روشون استمرارم داشتم و الانم میبینم مسئول لاغر شدنم خودمم باورهای حدیدمه فرمول های جدیدمه خودم دارم تغییر میکنم و لاغر میشم ودرونی هست بس میدونم ک لاغری با ذهن دائمی هم هست چون من ی سری اموزش ها میبینم و تکرار میکنم و لاغر میشم و هر چیزی با تکرار تبدیل میشه ب عادت و ناخوداگاه بس من ناخودآگاه لاغری رو زندگی خواهم کرد البته با استمرار و عمل ب آموزش ها 🥰 من مسیئولیت چاقیم رو قبول کردم و فهمیدم ک وقتی سالها چاقی رو یاد گرفتم باید لاغری رو هم یاد بگیرم
من چهار ماه قبل تعهد کتبی خودمو برا خودم توی دفترم نوشتم و تا الان پابندش بودم و تونستم از سایز ۴۴ب سایز ۳۸برسم و الان درچهارم اردیبهشت سال ۱۴۰۰باز هم تعهد میدم ک در مسیر تناسب فکری باقی میمونم و استمرار دارم و میخواهم ک به وزن ۵۷و سایز ۳۶ برسم و در این مسیر از هیچ تلاشی سرباز نخواهم زد 🥰