اگه از من بپرسی سالها چه دلیلی برای چاقیم داشتم، اولین جوابم این بود: «چاقی من ارثیه». همهی عموهام و خانوادهی پدریم اضافه وزن داشتن و من هم این رو یه دلیل محکم میدونستم. ولی امروز میدونم که بیشتر دلایل چاقی که ما سالها تکرارشون میکنیم، فقط توجیههایی هستن که جلوی لاغر شدنمون رو میگیرن.
این نوشته جلسه دوم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه اول (شروع مسیر لاغری) دیدیم که ریشهی چاقی در ذهنه. در این جلسه دلیلهایی رو که برای چاقیمون میاریم یکییکی بررسی میکنیم، مسئولیت چاقیمون رو میپذیریم و اولین قدم لاغری رو برمیداریم.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🤔 چرا اول دلایل چاقی، بعد روش لاغری؟
میدونم خیلی از شما دوست دارید زودتر برسیم به اینکه «چطور لاغر بشیم». سالها اضافه وزن و فشار جسمی و روحی اون، اشتیاق زیادی در شما ساخته که هر چه زودتر از چاقی رها بشید. من این حس رو خیلی خوب میفهمم.
ولی لاغری با ذهن یه آموزشه. در این روش قرار نیست به زور غذامون رو کم کنیم یا ورزش سنگین کنیم تا بدنمون تغییر کنه. قراره ذهنمون یه چیز تازه یاد بگیره. ذهن هم مثل هر آموزش دیگهای، برای باور کردن یه موضوع به دلیل و مدرک و حرکت قدمبهقدم نیاز داره. بنابراین اول باید بفهمیم چرا چاق شدیم و بعد بریم سراغ اینکه چطور لاغر بشیم.
در جلسهی قبل یه تمرین داشتیم: نوشتن دلیلهای چاقی. اگه این تمرین رو انجام ندادی، پیشنهاد میکنم اول برگردی به جلسه اول، ویدیوش رو یکی دو بار دیگه ببینی، دلیلهات رو بنویسی و بعد این جلسه رو ادامه بدی. چون همهی کار این جلسه روی همون دلیلهاست.
⚖️ یه قانون ساده برای سنجیدن دلایل چاقی
معمولاً هر چی اضافه وزن بیشتر باشه، دلیلهایی که برای چاقی نوشتیم هم بیشتره. کسی که ۱۰ کیلو اضافه وزن داره شاید دو سه تا دلیل نوشته باشه، ولی کسی که ۴۰ یا ۵۰ کیلو اضافه وزن داره احتمالاً یه فهرست بلند نوشته. حالا میخوایم ببینیم این دلیلها واقعاً چقدر درستن.
یه قانون ساده وجود داره: هر دلیلی تا وقتی معتبره که نمونهی خلافش پیدا نشه. مثلاً قانون جاذبه میگه هر چیزی رو رها کنی به سمت زمین میاد. اگه یه روز یه سنگ رو رها کنی و به سمت بالا بره، این قانون دیگه اعتبار نداره.
دلایل چاقی هم همینطورن. خیلی سادهترش اینه که اگه کسی رو پیدا کنی که دقیقاً همون دلیل تو رو داره ولی چاق نیست، یعنی اون دلیل، دلیل واقعی چاقی تو نیست. فقط یه توجیهه که سالها بهش تکیه کردی.

📋 رایجترین دلیلهایی که برای چاقیمون میاریم
از نوشتههای هزاران نفر از اعضای سایت و از تجربهی خودم، اینها رایجترین دلیلهایی هستن که برای چاقیمون میاریم:
- «چاقی ما ارثیه.»
- «غذاها پر از مواد شیمیایی و نگهدارندهان.»
- «کارم پشت میزیه و تحرکم کمه.»
- «چند ساله فلان دارو رو مصرف میکنم.»
- «تیروئیدم مشکل داره.»
- «سوختوساز بدنم پایینه.»
- «بعد از بارداری چاق شدم.»
- «زیاد میخوابم.»
احتمالاً چند تا از اینها رو تو هم نوشتی. حالا بیایید چند تا از مهمترینهاشون رو با همون قانون بررسی کنیم.
🔍 بررسی دلایل چاقی، یکییکی
«چاقی ما ارثیه»
این همون باوری بود که خود من سالها داشتم. از بچگی شنیده بودم که خانوادهی ما چاقن. راست هم میگفتن؛ تا جایی که من یادمه، همهی عموها و عموزادههام اضافه وزن داشتن. برای همین من هم قبول کرده بودم که چاقی من ارثیه و کاری از دستم برنمیاد.
ولی پیدا کردن نمونهی خلاف این باور خیلی راحته. خانوادهای رو در نظر بگیر که پدر و مادر و سه تا از بچهها چاقن، ولی بچهی چهارم متناسبه. اگه چاقی ارثی بود، همهی بچهها باید به یه اندازه ارث میبردن. حتی خانوادههایی هستن که پدر و مادر چاقن ولی هیچکدوم از بچهها چاق نیستن، یا برعکس.
مشکل اصلی اینجاست که وقتی از بچگی بارها میشنوی «چاقی تو ارثیه»، کمکم چاقی برات طبیعی میشه. با خودت میگی «مگه میشه با ارث جنگید؟» و همین باور باعث میشه اضافه وزن آرومآروم بیشتر بشه.
«غذاها پر از مواد شیمیاییان»
بعضیها میگن مواد نگهدارنده و کودهای شیمیایی که در غذاها هست اونها رو چاق کرده. ولی حتماً آدمهایی رو میشناسی که دقیقاً همون غذاها رو میخورن و متناسبن. بنابراین این دلیل هم نمیتونه دلیل واقعی چاقی تو باشه.
«کارم پشت میزیه و تحرکم کمه»
من سالها کارمند بودم و کارم پشت میز بود. اتفاقاً در همون سالها سریعتر چاق شدم. چون از قبل این باور رو داشتم که آدم کمتحرک طبیعیه که چاق بشه. یعنی اول باور در ذهنم بود و بعد بدنم همون رو نشون داد.
ولی دور و برت رو نگاه کن. خیلیها کار پشت میزی دارن، یا خانهدارن و کمتر از خونه بیرون میرن، ولی چاق نیستن. پس کمتحرکی هم بهتنهایی دلیل چاقی نیست.
«سوختوساز بدنم پایینه»
من هم یه زمانی باور کرده بودم که سوختوساز بدنم پایینه. ولی کافیه یه خواهر یا برادر رو در نظر بگیری که همخون خودته و متناسبه. اگه تفاوت بدنها اینقدر زیاد بود، باید حداقل در یه خانواده همه شبیه هم میبودن.
من نمیتونم قبول کنم که یه تفاوت کوچیک بین بدن من و یه نفر دیگه، باعث ۳۰ یا ۴۰ کیلو اختلاف وزن بشه. همهی ما قلب و ریه و کلیه و مغز داریم و بدنهامون یه جور کار میکنه.
«بعد از بارداری چاق شدم»
خیلی از خانمها باور دارن که بعد از به دنیا آوردن بچه، چاق شدن طبیعیه. ولی خانمهای زیادی هستن که بعد از بارداری فقط چند کیلو اضافه وزن داشتن و بعد از دو سه ماه به وزن قبلشون برگشتن.
سؤال اینجاست که چرا یه نفر در دوران بارداری ۷ کیلو اضافه میکنه و یه نفر دیگه ۲۵ کیلو؟ این تفاوت نمیتونه فقط کار بدن باشه. یعنی باز هم پای باورها و ذهن در میونه.
«تیروئیدم مشکل داره» یا «دارو مصرف میکنم»
این سؤال رو خیلی از اعضای سایت از من پرسیدن. برای همین خیلی روش تحقیق کردم و از پزشکهای زیادی هم سؤال کردم. هیچکدوم با قطعیت نمیگفتن که اختلال تیروئید یا یه دارو حتماً اینقدر وزن اضافه میکنه. میگفتن ممکنه در یکی اثر بذاره و در یکی نذاره، و مقدارش هم مشخص نیست.
حالا وقتی کسی در عرض سه سال ۴۰ کیلو اضافه کرده و همهاش رو به تیروئید نسبت میده، داره یه باور رو جایگزین واقعیت میکنه. اینجا هم همون قانون کار میکنه: آدمهایی هستن که همین شرایط رو دارن ولی متناسبن.
خیلی سادهترش اینه که همهی این دلیلها یه پیام مشترک به ذهن ما میدن: «تو حق داری چاق باشی، چاقی برای تو طبیعیه». و وقتی چاقی در ذهن ما طبیعی بشه، دیگه حدی هم براش وجود نداره.
🧠 ذهنت مقاوم نیست، فقط دلیل کافی نداره
حالا نوبت توئه. دلیلهایی رو که در جلسهی قبل نوشتی یکییکی بخون و برای هر کدوم دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ در خانواده، دوستان، همکارها یا هر جای دیگه. بعد جوابت رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس. مثلاً: «فکر میکردم چاقیم ارثیه، ولی دخترخالهام با اینکه خانوادهاش چاقن، متناسبه.»
نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم حتماً بخون. وقتی میبینی دلیلها بین همه مشترکه ولی هر کسی یه نمونهی متفاوت برای رد کردنش پیدا کرده، ذهنت خیلی راحتتر قبول میکنه که «این دلیل چاقی نیست».
خیلی از کسانی که این مسیر رو شروع میکنن بعد از چند روز بهم میگن «ذهن من نسبت به لاغر شدن مقاومت داره». جواب من اینه که ذهن تو بندهی خدا هیچ مقاومتی نداره. فقط هنوز دلیل کافی پیدا نکردی که به خودت ثابت کنی میتونی از طریق ذهن لاغر بشی.
یه مانع دیگه هم هست. وقتی کسی ۳۰ سال گفته «من به خاطر ارث یا کار پشت میزی چاقم»، حالا براش سخته قبول کنه که اشتباه میکرده. انگار خجالت میکشه. ولی مهم نیست چند سال این فکر رو داشتی. مهم اینه که از امروز اطلاعات درست به ذهنت بدی. چون این ذهنه که باید اطلاعات جدید رو تحلیل کنه، فرمول جدید بسازه و نتیجهی جدید رو در بدنت نشون بده.
📺 چرا حرف هر کسی رو دربارهی لاغری باور میکنیم؟
هر چیزی که میشنویم، میبینیم یا دربارهاش حرف میزنیم، در ذهن ما فرمولسازی میشه. مخصوصاً وقتی گوینده رو قبول داشته باشیم. تبلیغهای لاغری رو در نظر بگیر. معمولاً یه نفر با روپوش سفید پزشکی دربارهی یه محصول حرف میزنه. اصلاً معلوم نیست پزشک باشه، ولی چون در ذهن ما پزشک یعنی آدم قابل اعتماد، حرفش رو راحت قبول میکنیم.
یا یه آدم خوشاندام رو نشون میدن که میگه از این محصول استفاده کرده. ما هم با حسرت میگیم «کاش من هم مثل اون بودم» و میریم محصول رو میخریم. بعد که نتیجه نمیگیریم، بهجای اینکه به روش شک کنیم، خودمون رو سرزنش میکنیم و میگیم «لابد من یه مشکلی دارم».
بنابراین گول این وعدهها رو نخور. هیچکدوم از ما برای چاق شدن کار خاصی نکردیم. روش درست لاغری هم روشیه که به هیچ کار خاص و محصول عجیبی نیاز نداره.

🙋♂️ من و چاقی؛ مسئولیت با کیه؟
تا اینجا سه چیز داشتیم: من، چاقیم، و یه عالمه دلیل برای چاقیم. وقتی دلیلها رو یکییکی رد کردیم، چی باقی موند؟ فقط من و چاقیم.
حالا بین من و چاقیم دیگه تعارفی نیست. این چاقی رو خودم در بدنم به وجود آوردم. وقتی اضافه وزن داشتم، این وزن رو خودم با خودم از صورت تا مچ پا حمل میکردم. بنابراین مسئول چاقیم خودم هستم.
شاید قبول کردن این حرف اولش سخت باشه. ولی اگه میخوای لاغر بشی و اندامی رو که در رویات داری بسازی، راهی جز این نداری. چون وقتی مسئولیت چاقیت رو قبول کنی، میتونی مسئولیت لاغریت رو هم قبول کنی.
چرا لاغریهای قبلی موندگار نبود؟
هر بار که با یه رژیم یا قرص وزن کم میکردی، لاغری رو به اون رژیم یا قرص نسبت میدادی. یعنی با خودت میگفتی «چون رژیم گرفتم لاغر شدم». بنابراین وقتی رژیم رو کنار میذاشتی، برگشتن وزن هم برات طبیعی بود. خیلی سادهترش اینه که چون خودت رو مسئول چاقیت نمیدونستی، خودت رو مسئول لاغریت هم نمیدونستی و خیلی زود از دستش میدادی.
وقتی محکم به خودت بگی «من خودم مسئول چاقیم هستم و خودم رو مسئول لاغریم هم میدونم»، یه اتفاق جالب میافته. دیگه خودت رو سرزنش نمیکنی و به خودت بد و بیراه نمیگی. بهجاش میگی «خب، کاری بود که خودم کردم. حالا میخوام درستش کنم». این جمله حال خیلی بهتری بهت میده تا اینکه بگی «نمیدونم چطور چاق شدم، همینجوری شد».
همهی ما در چاق شدن استادیم
هیچکدوم از ما چاق به دنیا نیومدیم. خداوند یه بدن کامل و متناسب به ما داده بود. اگه الان ازت بخوام در سه ماه آینده ۵ کیلو اضافه کنی، دقیقاً بلدی چه کار کنی. یعنی ذهن تو در چاق شدن استاده. ولی وقتی حرف لاغری میشه، انگار هیچی نمیدونه و دنبال این و اون میگرده.
خبر خوب اینه که همین ذهن و همین بدنی که تو رو چاق کرده، میتونه بدون هیچ چیز اضافهای تو رو لاغر کنه. در لاغری با ذهن قرص و برنامهی غذایی نداریم. همه چیز از درون خودت درست میشه.
🎨 لاغری با ذهن یه مهارته
هر مهارتی که الان بلدی، مثل رانندگی، آشپزی یا خیاطی، رو یه روزی یاد گرفتی. اول تصمیم گرفتی یادش بگیری، بعد آموزش دیدی و بعد اونقدر تکرار کردی تا ماهر شدی. لاغری با ذهن هم دقیقاً همینطوره. باید یادش بگیری و تمرینش کنی.
هر آموزشی هم از الفبا شروع میشه. برای یاد گرفتن رانندگی اول باید بدونی فرمون و ترمز و راهنما کجاست. الفبای لاغری با ذهن، ساختن فرمولهای درست در ذهنه. یعنی میخوایم یه باور جدید دربارهی لاغری در ذهنمون بسازیم.
✍️ قدم اول: تعهد کتبی برای لاغری
هر کسی به اندازهی شکستهایی که در مسیر لاغری خورده، از لاغر شدن ناامیدتره. کسی که ده بار رژیم گرفته و نتیجه نگرفته، لاغری رو خیلی دورتر از کسی میبینه که یک بار شکست خورده. برای همین اولین قدم ما اینه که مسئولیت لاغریمون رو بهصورت کتبی بپذیریم.
جملهی تعهدت رو با اسم خودت و تاریخ امروز اینطوری بنویس:
«من [اسم خودت]، از امروز [تاریخ]، متعهد هستم خودم را از وزن [وزن فعلی] به وزن [وزن دلخواه] برسانم و در این مسیر از هیچ تلاشی دریغ نکنم.»
این تعهد رو هر جا که حس بهتری بهت میده ثبت کن؛ در دفترت، روی یه کارتپستال قشنگ با رنگهایی که دوست داری، روی یه برگهی بزرگ که به در کمد بچسبونی، یا در گوشیت. سخت نگیر، فقط یه جایی ثبتش کن. در بخش نظرات همین جلسه هم بنویسش تا جلوی بقیهی اعضای سایت تعهد داده باشی. این کار اشتیاقت رو خیلی بیشتر میکنه.
💪 بدن تو توانایی لاغر شدن رو داره
خیلیها علاوه بر دلیلهای چاقی، یه عالمه دلیل هم برای «نتونستن» دارن. یکی میگه استخونبندیم درشته، یکی میگه چربیهام قدیمی و سفت شدن و دیگه آب نمیشن. همونطور که دلیلهای چاقی رو رد کردیم، این دلیلها رو هم میتونیم رد کنیم.
اگه بدنت تا امروز حتی یک بار، حتی یک کیلو وزن کم کرده، یعنی توانایی لاغر شدن رو داره. اگه الان متناسب نیستی، مشکل از بدنت نبوده، مشکل از روشت بوده. من خودم بارها با روشهای مختلف ۵ کیلو، ۱۰ کیلو و حتی ۲۰ کیلو وزن کم کردم، ولی دوباره برمیگشت. چون از همون روزهای اول منتظر بودم دوباره چاق بشم. در ذهنم ثبت شده بود که من نمیتونم لاغر بمونم.
خیلی از اعضای سایت بهم پیام میدن که «تا حالا با رژیم ۲۰ کیلو کم کردم، ولی چه فایده، دوباره چاق شدم». من بهشون میگم «آفرین، این خیلی خوبه!». چون همین ۲۰ کیلو ثابت میکنه که بدنشون میتونه لاغر بشه. وقتی بدن با یه روش اشتباه تونسته اینقدر کم کنه، فکرش رو بکن با روش درست چه کار میتونه بکنه.
بدن ما مشتاق لاغریه. وقتی دستت میبره، بدنت خودش زخم رو ترمیم میکنه. ولی اگه هر روز دوباره جای زخم رو باز کنی، هیچوقت خوب نمیشه. چاقی هم همینطوره. بدنت میخواد لاغر بشه، ولی ما با فکرها و رفتارهای اشتباهمون اجازه نمیدیم.
🌟 متناسب بودن حق همهست
سالها پدر و مادرم رو سرزنش میکردم که چرا چاق بودن تا من هم چاق باشم. سالها از خدا گله داشتم که چرا من رو اینطوری آفریده و برای چاقیم از هر چیزی بهانه میساختم. ولی امروز با کمال میل قبول میکنم که در اون سالها، خودم باعث چاقیم بودم.
و امروز متناسب بودن حق منه، چون خواستم و یاد گرفتم. این حق فقط مال من نیست. هر کسی که باور کنه میتونه لاغر بشه و قدمبهقدم در این مسیر حرکت کنه، به همین نتیجه میرسه.
✍️ تمرین آموزشی 📖
نقطه شروع شکست دادن چاقی
این تمرین روی دلیلهایی ساخته شده که در جلسه قبل نوشتی. اگه اون تمرین رو انجام ندادی، اول برگرد و دلیلهای چاقیت رو بنویس. بعد این سه مرحله رو انجام بده و جوابهات رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس.
🟢 مرحله اول: رد کردن دلیلهای چاقی
دلیلهایی رو که برای چاقیت نوشتی، اینجا هم بنویس. بعد برای هر دلیل، دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ یعنی کسی که همون شرایط تو رو داره ولی متناسبه.
مثلاً اگه کمتحرکی رو دلیل چاقیت میدونی، کسی رو میشناسی که از تو کمتحرکتره ولی چاق نیست؟
🟡 مرحله دوم: پذیرفتن مسئولیت چاقی و لاغری
در قالب یه جمله یا یه متن کوتاه بنویس که مسئول چاقیت خودت هستی و از امروز مسئولیت لاغریت رو هم میپذیری.
بعد جملهی تعهدت رو با اسم و تاریخ و وزن فعلی و وزن دلخواهت بنویس.
🔵 مرحله سوم: باور به توانایی بدنت
هر باری که در گذشته وزن کم کردی رو بنویس؛ حتی اگه نیم کیلو بوده. مثلاً: «در فلان سال با فلان روش ۵ کیلو کم کردم.»
فقط مقدار کاهش وزن رو بنویس و ننویس که بعدش برگشت. بعد این جملهها رو چند بار بخون و به خودت تبریک بگو. اینها اطلاعات درستی هستن که به ذهنت نشون میدن بدنت توانایی لاغر شدن رو داره.
نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون؛
هر نمونهای که میخونی، باور ذهنت رو قویتر میکنه. 🌱
در جلسه بعد (قسمت سوم: روشهای لاغر شدن) دربارهی روشهای لاغری و اینکه چرا بیشترشون جواب نمیدن صحبت میکنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. مهمترین دلایل چاقی چیه؟
بیشتر دلیلهایی که برای چاقی میاریم، مثل ارث، کمتحرکی یا سوختوساز پایین، با یه نمونهی خلاف رد میشن. یعنی آدمهایی هستن که همین شرایط رو دارن ولی متناسبن. ریشهی اصلی، باورهای ذهنی ماست که چاقی رو برامون طبیعی کرده.
۲. چطور بفهمم دلیل چاقیم درسته یا نه؟
برای هر دلیل دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ کسی که شرایط تو رو داره ولی چاق نیست. اگه چنین کسی رو پیدا کردی، اون دلیل، دلیل واقعی چاقی تو نیست و فقط یه توجیهه.
۳. چاقی واقعاً ارثیه؟
در خیلی از خانوادهها پدر و مادر چاقن ولی یکی از بچهها متناسبه، یا برعکس. اگه چاقی ارثی بود، همهی بچهها باید به یه اندازه ارث میبردن. چیزی که بیشتر از ژن منتقل میشه، باورها و جملههایی مثل «چاقی ما ارثیه» است.
۴. چرا باید مسئولیت چاقیم رو بپذیرم؟
چون تا وقتی چاقی رو به عوامل بیرونی نسبت بدی، لاغری رو هم به رژیم یا قرص نسبت میدی و با کنار گذاشتنشون از دستش میدی. وقتی مسئولیت چاقیت رو بپذیری، میتونی مسئولیت لاغریت رو هم قبول کنی و این بار لاغری موندگار میشه.
امتیاز 4.04 از 389 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











نشان های دریافت شده
گام سیزدهم در مسیری لاغری من 😊
ما افراد چاق همیشه دلایلی برای چاق شدن خودمان داشتیم که هرچه این سن چاقی ما بیشتر باشه دلایل ما بیشتره واسه چاق تر شدنمان دلایلی داشتیم و گفتیم به این دلایل ما چاق هستیم
حالا یک قانون است که میگه دلایلی که واسه اضافه وزنمان نوشتیم اگه بتونیم دلایلی بیاریم که اون دلایل نقض کنه دلایل ما برای چاقی از اعتبار ساقط میشه و دلیل معتبری نیست
حالا دلایل چاقی من
پرخوری زیاد برنج خوردن مخصوصا شب⬅دختر عموم ،داداشم،پسرعمم،دوستم،این افراد همگی شبها برنج میخورن زیادم میخورن روز شب نداره میخورن ولی خیلی لاغر هستن تا حالا هزار بار بهم گفتن راهی بلد نیستی ما چاق بشیم پس این دلیل از اعتبار ساقط میشه چون اگه برنج چاق کننده بود این افرادم باید چاق میشدن پس این دلیل چاقی من نیست
ارثی بودن چاقی از پدر ⬅داداشم لاغر است پس اگه ارثی بود باید داداشمم چاق میشد خانواده عموم چاقن ولی پسرش لاغر هست دختر عموم لاغر است دوستم لاغر است ولی خانوادش چاق پس این دلیلم رد میشه
ورزش نکردن تحرک نداشتن پیاده روی نرفتن ⬅دختر عموم ،پسرعموم،دوستم،داداشم،پسرخالم،زن،عموم،اینها هیچکدوم ورزش نمیکنن پیاده روی نمیرن تحرک ندارن ولی خیلی لاغر هستند پس اینم رد میشه
فست فود خوردن ،نوشابه خوردن،شیرینی خوردن⬅دختر عموم زیاد فست فود میخوره خیلی متناسب است دوستم فست فود میخوره بیشتر لاغر است ،شوهر خالم عاشق نوشابه است روزی یکی کامل میخوره ولی خیلی لاغر است ،دختر همسایمان زیاد شیرینی میخوره ولی خیلی لاغر است هرچی میخوره چاق نمیشه ،
شب بیداری نخوابیدن ⬅دوستم بیشتر شبها اصلا نمیخوابه ولی خیلی متناسب است ،دختر همسایه ،
بعد از نهار خوابیدن با شکم پر ⬅دوستم ،زن عمو ،داداشم،پس این دلیلم رد میشه
دیر موقع مخصوصا شب غذا خوردن ⬅دوستم شبها هرموقع گشنش بشه میخوره ساعت دوازده شبم دیدم میخوره ،داداشم،پس این دلیلم رد میشه
نان سفید خوردن مخصوصا همراه غذا برنج ⬅دوستم همیشه همراه برنج نان سفید میخوره ولی خیلی متناسب است تازه میگه نمیدونم چکار کنم چاق بشم پس این دلیلم رد میشه
عامل اصلی چاقی ما طبیعی شدن چاقی در ذهن ماست پس این طبیعی شدن چاقی مارو چاق چاق تر کرده
چاقی محصول افکار باورها ماست برای لاغر شدن باید افکار باورمان رو تغییر بدیم تا متناسب بشیم و تا ابد متناسب بمانیم 😊
پس خودمان مسئول چاقی خودمان هستیم چون خودمان با باور کردن حرفها دیگران و تغییر دادن باورها خودمان و رفتارها چاق کننده و اموزش دادن ذهن با همین باور ها چاق کننده چاقی به وجود اوردیم پس خودمان مسئول چاقی خودمان هستیم پس بهانه تراشی باید بزاریم زمین و مسئولیت چاقی خودمان بپذیریم 😊
من فرخنده مسئول چاقی خودم هستم خودم این چاقی به وجود اوردم و خودمم مسئولیت لاغریم میپذیرم همون جور که تونستم چاق بشم همونجورم لاغر میشم از همون مسیر بدون فشار محدودیت
تنها روشی هم درسته واسه لاغرشدن که هیچ تلاش فیزیکی محدودیتی فشاری نداشته باشه ما با لذت ارام ارام چاق شدیم الانم با اموزش و لذت ارام ارام لاغر میشیم
ما باید لاغر شدن یاد بگیریم مث خیاطی، نقاشی، رانندگی، اشپزی ،چاقی حالا لاغری هم باید یاد بگیریم و به ذهن اموزش بدیم لاغری رو
برای لاغر شدن باید از الفبا لاغری شروع کنیم و الفبا لاغری با ذهن ایجاد فرمول ها صحیح به ذهن است یک باور جدید به ذهن اموزش بدیم
ما افراد چاق به همان اندازه که شکست خوردیم در لاغر شدن به همان اندازه لاغر شدن سخته شده بریمان و ناامید تر شدیم در لاغرشدن
گام اول برای اینکه به ذهنمان یاد بدیم که میتونه لاغر بشه پذیرفتن مسئولیت لاغری و تعیین الفبا لاغری
من فرخنده از تاریخ ۴/۴/هزار چهارصد مسئولیت چاقی خودم میپذیرم و از وزن۸۲کیلو گرم خودم را به وزن ۶۰کیلوگرم میرسانم و در این مسیر با تعهد کامل و با استمرار شور شوق ادامه خواهم داد و در این مسیر از هر تلاش کوششی سر باز نخواهم زد😍😉☺😊
بدن من توانایی لاغر شدن داره چون بارها با روش هااشتباه تونستم وزنم کم کنم اگه الان لاغر نیستم چون مسیر اشتباه رفتم چون به خودم ایمان نداشتم خودم باور نداشتم و میگفتم من به دلیل رژیم ۳کیلو کم کردم الان که رها کردم برمیگرده وزنم پس من خودم مسئول چاقیم نمیدونستم بنابراین مسئولیت لاغریمم نمیپذیرفتم و باز چاق میشدم و منتظر چاقی بودم پس بدن من توانایی لاغر شدن داره فقط من خودم نمیذاشتم چون در ذهنم طبیعی شده بود چاقی و خودمم باور نداشتم 👇
من از طریق رژیم تو دو هفته ۴کیلو کم کردم
من از طریق ترک غذاها پختنی به مدت ده روز ۵کیلو کم کردم
من از طریق ورزش پیاده روی شب نخوردن ۳کیلو کم کردم
پس بدن من عاشق لاغر شدن است و توانایی لاغر شدن دارد چون از طریق همین روش ها اشتباه وزنم کم کردم پس با روش صحیح و اموزش به عمل تبدیل کردن شگفت ساز میشم 😍😉
بهانه ها روبزاریم کنار و با قدرت استمراردر مسیر صحیح ادامه بدیم عجله نکنیم تناسب اندام برای همه هست 😌😊☺
نشان های دریافت شده
سلام به استاد گرامی دوستان.
تمرین گام سیزدهم در مسیر لاغری من تمرین بخش اول دلایل چاقی من و نقض آن :
ترس از خوردن وزیاد خوردن:
من چون قبلا آگاهی نداشتم از مواد غذایی ترس داشتم و هرچقدر مصرف میکردم ترسش به جونم میفتاد که تو چاق شدی دیگه اضافه شد وزنت حالا چکار کنم من چون قانون بلد نبودم ترس داشتم در گام قبلی یاد گرفتم غذا باعث چاقی نمیشه این ما هستیم از غذا واسه چاق شدنمون استفاده میکردیم و غذا به اندازه نیاز بدن باید مصرف بشه و اینجا هم ما نقطه سیری بلد نبودیم میخوردیم در مرض خفگی یا بیشتر و این اشتباه دیگمون که باید با روش صحیح غذا به اندازه نیاز مصرف بشه این غذا همیشه هست هول نزنیم واسه خوردن بیشتر از حد نیاز و هرچیزی اندازش خوبه بیشترش ضرر است من همیشه این باورم بود اگه بخوام لاغر بشم دیگه نمیتونم شیرینی غذا مورد علاقم بخورم یا اگه لاغر شدم اصلا نباید بخورم برمیگرده وزنم اینم باور اشتباه است چون ما از خوردن ترس داشتیم. الان من خودم ترسم خیلی کم شده نقطه گشنگی سیری یاد گرفتم و بهش عمل میکنم نمیگم کامل ترسم ریخته ولی خیلی عالی شده نسبت به قبلا میام با خودم حرف میزنم میگم اگه بدنم نیاز به خواب داشته باشه خودش واکنش نشون میده مث خمیازه کشیدن و به بدنم احترام میذارم میخابم میگم اگه گشنم باشه ضعف دارم صدای شکم مور مور کردن شکم است یعنی من غذا میخام گشنمه وقتی ناراحتم جای خوردن برم یه فایل از فایل ها استاد گوش بدم آرومم میکنه کلا با هم دوستیم ببخشید خیلی حرف زدم الان شاید بگید پس این که نشد دلیل نقض ترس از خوردن من دختر همسایمون خیلی غذا میخوره فست فود برنج شیرینی ولی ارزو یک کیلو گرم وزن داره چاق تر بشه ولی نمیشه تازه لاغرترم میشه یادم ماه رمضون من میترسیدم افطار یا سحری برنج شیرینی بخورم ولی اون میخورد با اینکه میخورد وزنش باز کم شد دختر عموم خیلی فست فود میخوره برنج گوشت ولی اندام عالی داره زن پسر دایی بابام سه تا فرزند داره یه شب که رفتیم خونشون یه دیس بزرگ برنج محلی با روغن محلی گوشت خورد که من خودم وحشت میکردم ولی اندام تک داره که از من که دخترم اندامش عالی تر است بدون ذره ای اضافه وزن پسر عموم با اینکه اونم غذاش زیاده ولی اندام مناسب داره
خب عامل دیگم کم تحرکی باشگاه نرفتن پیاده روی مرتب انجام ندادن است :زن همسایمون مث ما همش توخونه است باشگاه جایی نمیره دوتا فرزندم داره اندام ایده آلی داره دختر عموم هم توخونه است بخور بخواب هست کارش ولی اندام ایده آل داره دختر دایم هم خیلی دلش میخواد چاق بشه همشم توخونه است تازه بهم میگفت بخدا خیلی میخورم بهترین مواد غذایی نمیدونم چرا چاق نمیشم اصلا همشم توخونه هستم خوردن خوابیدن دختر همسایمون اونم همش توخونه است و خیلی هم میگه میخورم چاق نمیشم تازه یه مدت میرفتم پیاده روی میگفت خوبه واسه چاق شدن من تعجب میکردم میگفت گشنم میکنه میام زیاد میخورم که چاق بشم ولی من که تغییری درش ندیدم
زن عموم با اینکه پنج تا فرزند داره وهمشم تو خونه است و همیشه هم برنج مرتب استفاده میکنه یعنی کل غذاشون برنج گوشت خوردن است
ولی اندام ایده آل داره بدون پیاده روی تحرکی باشگاهی
ارثی است چاقی در من روی پدرم رفتم :اگه ارثی است چرا داداشم لاغر است چرا خودم قبلاً دوران دبستان راهنمایی لاغر بودم چرا خانواده عموم که خودش چاق است با دوتا دخترهاش ولی پسرش همسرش لاغر هستن یا یه عموی دیگم یکی از فرزندانش چاق ویکی با اندام ایده آل پس چاقی ارثی نیست
خوابم سر ساعت نیست یعنی شبها باید یازده بخوابم یا دوازده تا لاغر شم وچون مرتب نمبخابم سر ساعت و دیر وقت میخابم چاقم :چرا پسر خالم که تا کله سحر بیدار است لاغر است و مث مانکن است چرا همین دختر همسایه که تا دو سه شب بیدار است لاغر است چرا بقیه دوستام که شبها دیر میخابن لاغر هستن پس این دلیلم رد میشه
شبها برنج خوردن غذا سنگین خوردن :اینم بخاطر همین ترس از خوردن است یعنی غذا چه شب خورده شه چه روز چاق کننده نیست فقط باید قانون بلد باشی و خیلیها میشناسم که شبم باید حتما برنج بخورن ولی لاغر هستن
پس من این دلیل هام رد میکنم و همینجا هم اعتراف میکنم من روش اشتباه میرفتم شکست میخوردم و خودم ناتوان ضعیف میدیدم و خودم لایق نمیدونستم حسرت میخوردم عجله میکردم واسه لاغری چون نیاز داشتم به لاغری برای تجربه حال خوب برای نمایش دادن خودم به بقیه برای کمبود محبت برای نشون بدم منم تونستم دیدی و خلاصه هرکسی هرکاری هر راهی بهمون گفت انجام دادیم و باعث بیشتر شدن چاقی خودمون شدیم چون موجب ضعیف نشون دادن خودمون جلو چاقی حسرت خوردن عجله کردن نیاز به لاغری چاقی حق طبیعی ماست چون اون کار نکردم طبیعی است وزنم برگرده
اعتماد بنفس پایین خودمون کم دیدن دوست نداشتن از خودمون وهیکلمون خجالت کشیدن هر توهینی به خودمون کردن سرنوشت شانس من اینه و همه اینها باعث میشه ما چاق تر بشیم من الان قبول داره خودم راه اشتباه رفتم تقصیر جسم من نیست جسم من خودش متناسب است یعنی پیش فرض سیستم جسم ما تناسب اندام است ما اومدیم با فرمول ها اشتباه این چاقی رو برای خودمون به وجود آوردیم و خودمونم با آموزش دیدن لاغری با ذهن وعمل کردن به آن لاغر میشیم جسم ما خودش عاشق لاغری است خودش میتونه لاغر بشه اگه ما با رفتار تفکر اشتباه جلوش نگیریم بخش دوم تمرین
من مقصر چاقیم خودم بودم نه بهانه هایی واسه بی گناه نشون دادن خودم مقصر اصلی چاقی خودمم تعهد میدم من فرخنده شهریور از وزن ۸۴/۵کیلو گرم خودم راه به وزن مورد دلخواهم ۶۰کیلوگرم برسانم ودر این مسیر از هر تلاش و کوششی سر باز نخواهم زد بخش سوم تمرین من چند سال پیش قبل سال تحویل با نخوردن برنج تونستم چند کیلو تو دوهفته کم کنم /در ماه رمضان امسال تونستم با ده روز روز گرفتن غذا پختنی اصلا نخوردن شیرینی نخوردن ۳کیلو کم کنم /تواین دوره تونستم با ده روز شایدم کمتر دقیق یادم نمیاد ۱/۵کیلو کم کنم بدن من توانایی لاغر شدن داره اصلا عاشق لاغری است باید خودم اول با انتخاب روش صحیح یعنی روش لاغری با ذهن +استمرار داشتن تکرار کردن و خیلی خیلی مهم عمل کردن به آموزش که من خودم الان عمل میکنم به آموزش ها خیلی خیلی تغییر در رفتارم نسبت به قبلا مبینم و برای همین میگم عمل کردن خیلی مهمه =شگفت ساز شدن ،😍😍🤩🤩😍🤗
نشان های دریافت شده
سلام به استاد گرامی و دوستان گلم تمرین فایل دوم گام اول نقض دلایلم 1-ترس از چاق شدن :چون باورم شده بود تو ذهنم این فرمول ثبت شده بود که اگه چاق بشم کسی دوسم نداره زشت میشم واسه همین میترسیدم چاق بشم و این خودش خیلی دلیل محکمی بوده که من هر روز چاق تر میکرده مثال معروفی است از هرچه بترسی به سرت میاد دیگه نمیترسم چون مطمعن شدم عوامل بیرونی من چاق نکرده و نمیکنه 2-اعتماد بنفس پایین ،حسرت لاغرشدن ،اراده ضعیف که تو نمیتونی :چون من اینجا اولا خودم دوست نداشتم وخودم لایق نمیدونستم وخودم باور نداشتم که میتونم خودم لاغر بشم و جز آرزو میدونستم ولی الان فهمیدم باید اولا خودم دوست داشته باشم وخودم باور کنم که من لایق بهترین ها هستم پس به خودم عشق میورزم که میتونم همچی دست خودمه وذهنم 3-تنفر از چاقی :چون خانوادم مخصوصا مامانم همیشه میگفت وای این نگاه اندامش لاغر چقد قشنگه دختر باید لاغر باشه خیلی احساس بدی از خودم داشتم با این حرفها یا وقتی واسه خرید میرفتم ولباسی دوس داشتم نمیتونستم بخرم یا با خجالت به فروشنده باید بگفتمی سایز بزرگتر ندارید یا تو مهمونی ها بهم بگن کمتر بخور نگاه خودت کن خلاصه اینها باعث تنفرم شده بود ولی الان که اندام دوس دارم و میدونم میتونم با این فایل ها و استاد عزیز که مث یه پدر هست برای فرزند خیر صلاحش میخاد کمکم میکنه پس دیگه تنفر ندارم واین از ذهنم پاک میکنم 4-مصرف شیرینی زیاد چربی :دختر همسایمون و یکی از دوستان که تو سایت خودشون گفته بودن 5-ورزش نکردن باشگاه نرفتن نرقصیدن :پسرعموم .دختر عموم .زن همسایه .زن عموم .پسر خاله مامانم اینها هیچکدوم اهل ورزش باشگاه نیستن ولی خیلی متناسب هستن پس اینم رد میشه6-کم آب خوردن :دختر همسایمون کم آب میخوره لاغر است چون شخصا خودم ازش پرسیدم که دلیل واضح بیارم واینم رد میکنم 7-فست فود زیاد خوردن نوشابه :هانیه پریا امین اینها هم زیاد میخورن ولی لاغرن 8-کم تحرکی:پریا امین هانیه اینها هم بیکارن تو خونه همش بخور بخواب چاق نشدن وخیلیم متناسبن پس اینم رد شد 9-شبها دیر خوابیدن :امین پسر خالم هانیه ،مهدی ،مجید اینها هم دیر میخان بعضی شبها هم در ماه کلا بیدارن ولی چاق نشدن پس اینم رد میشه 10-بافیلم سریال غذا خوردن یا اگه هم غذا خورده بودم میوه شیرینی ..خوردن :این یک عادت که درستش میکنم 11-برنج زیاد خوردن نان سفید خوردن چربی خوردن با برنج :زن پسر داییم اونم زیاد میخوره مخصوصا شب که من خودم با چشم خودم دیدم چیزی که من ازش وحشت میکردم اون با لذت میخورد اونم زیادش با اینکه سه تا بچه هم آورده خیلی اندام ایدهآلی داره ویذره چاقم نشده و هانیه هم زیاد میخوره ولی باز لاغر پس اینم رد میشه12-سرموقع نخوردن مخصوصا شام دیر خوردن :مجید اینم شبها دیر میخوره بعدم برنج باشه فست بود باشه هم میخوره بدون یذره چاق شدن تازه دلش میخواد اضاف کنه هم نمی کنه 13-تند تند غذا خوردن :پسر خالم رسول پس اینم رد میشه 14-ارثی بودن :خانواده دوستم ابجهاش چاقن با مادرش خودش لاغر است خانواده عموم خود عموم چاقه با دوتا دخترهاش بقیشون لاغرن و یه عموی دیگمم همین جوره داداش خودم لاغر است پس اینم رد میشه من مهمترین باور نکردن خودم بود و دوست نداشتن خودم بوده بنظر خودم خب بریم گام دوم تمرین. من فرخنده شهریور از تاریخ امروز 8/19/ 99 از وزن 83/5کیلو گرم خودم را به وزن 60کیلو گرم وزن دلخواهم برسانم در این مسیر همه تلاشم میکنم واز هر تلاشی کوششی خسته نمیشم وادامش میدم تا به وزن دلخواهم برسم. گام سوم تمرین. باور به توانایی خودمون در لاغر شدن :من دلم میخاست فقط یه چیزی باشه یه شب من لاغر کنه صبر حوصله نداشتم ولی بازم نتیجه هایی گرفتم میگم من چند سال پیش قبل سال تحویل برنج حذف کردم به مدت دو هفته فک کنم دو یا سه کیلو لاغر شدم که یادم نمیاد دقیقا چقد بوده امسالم باز تو ماه رمضان برنج چربی شیرینی کلا پختنی گذاشتم کنار ده روزکه روز ه گرفتم سه کیلو کم کردم بعدش با همین سایت آشنا شدم فایل سومی بود فک کنم به طور تصادفی کیلو کردم ولی فکرشم نمیکردم یک کیلوونیم لاغر شدم کلا خیلی شگفت زده شدم وباورم نمیشد که این منم تو این مدت خیلی کم از وزنم بدون هیچ کار خاصی کم شده و باز عجله کردنم دست به کارم داد که هر فایلی تموم میکردم دلم میخاست ببینم لاغرتر شدم یا نهه کلا باز اشتباه کردم که این بار که باز از نوع شروع کردم میخام جلو این اشتباهاتم بگیرم و با اشتیاق صبر حوصله علاقه برم جلو و مطمعنم این بار دیگه جز شگفت سازان میشم به امید خدا و کمک استاد عزیزم و تغییر باورها خودم
نشان های دریافت شده
سلام استاد و دوستان. تمرین فایل دوم عوامل چاقی من ،یک :ترس ازچاق شدن ونفرت از چاقی و بدم میومد از آدمها چاق ومیترسیدم چاق بشم:من قبلا نمیدونستم که ترس ونفرت باعث بیشتر شدن اون عامل میشه و احساس بد مساوی است با اتفاق بد ومن خودم با ترسم باعث جذبش شدم چون همه توجه ام روش بود خودمم اصلاحش میکنم با باور و افکار صحیح. دو:پرخوری برنج زیاد خوردن شیرینی زیاد خوردن چربی خوردن سالاد سسی خوردن نان سفید خوردن:دختر عموم برنج سه برابر من میخوره چربی شیرینی ولی خیلی اندام ایدالی داره پسر عموم چربی اینها هم بیشتر من میخورن ولی اندامشون متناسب است. سه:تند تند غذا خوردن ؛چون قبلا دانبال طعم ولذت بردن از غذا نبودم و فکرم توجه ام به هرچیزی جز غذا وطعم اون از این به بعد بدون هیچ ترسی از چاق شدن غذا با آرامش میل میکنم واین رفتارمو اصلاح میکنم چهار:کم آب خوردن :کسایی میشناسم که کم آب میخورن ولی باعث چاقی آنها نشده. پنجم :جلو تلویزیون با دیدن سریال غذا خوردن حتی در مواردی که ده دقیقه جلوترم غذا خورده باشم:این یک عادت است خودم اصلاحش میکنم شیشم :دیر وقت غذا خوردن مخصوصا شام :دوستاهایی دارم که خیلی دیر وقت شام میخورن یا ناهار ولی اندام ایده آلی دارن و این باعث چاقی اونها نشده پسم اینم رد میشه. هفتم:تحرک نداشتن باشگاه نرفتن پیاده روی نکردن ورزش رقص نکردن :من قبلا باورم شده بود وقتی اینها انجام میدم لاغر میشم وقتی ترکشون میکنم حقمه چاق بشم ولی الان مبینم دختر عموم پسر عموم پسر خالم پسر دایم دختر دایم و داداش بزرگترم اینها هم هیچ کدوم از این کارها نمیکنن ولی متناسب هستن و اندامی ایده آل دارن پس اینم رد میشه هشتم :ناامیدی خودم رو لایق لاغری ندونستن لاغری رو به عنوان یه آرزو دونستن که هیچوقت بهش نمیرسم اعتماد بنفس پایین افکار منفی راجب خودم :استاد گفتن احساس بد مساوی است با اتفاق بد منم با احساس بدی که از خودم داشتم وتوجه کردن به افکار منفی وخودم لایق ندونستن باعث جذب چاقی شدم وخودمم درستش. میکنم ومیپذیرم خودم با افکار منفی باعث جذبش شدم واصلاحش میکنم با افکار وباورهای مثبت وخودم لایق دونستن بهترین ها. نهم سرزنش خودم بعد از پرخوری یا سرزنش مادرم موقع زیاد خوردن یا شیرینی چربی خوردن و هر دقیقه سرکوفت زدن من با هر آدم لاغری که میدید :قبلا پرخوری چاقی خودم میدونستم الان که ردش کردم پس خودم سرزنش نمیکنم و برام بی اهمیت میشه و خودم اصلاحش میکنم دهم :ارثی بودن چاقیم و اندامم روی پدرم رفته ومن ارث بردم ازش وحقمه چاقی :داداشم پسر عمو دختر عمو پسر خاله دختر دایی همه اینها لاغرن پس نمیتونه ارثی باشه واینم رد میکنم تعهد میدهم من فرخنده باوزن فعلی 82کیلوگرم خودم رو به وزن مورد نظرم 60کیلو گرم برسانم و در این راه از هر تلاش و کوششی سر باز نخواهم. زد تواناهای خودم در لاغر شدن :ماه رمضان با رژیم گرفتن ونخوردن برنج شیرینی توی ده روز سه کیلو کم کردم عید دوسال پیشم وزن کم کردم بازم با. رژیم که یادم نمیاد چقدر بوده پس وقتی تونستم با روش اشتباه اینقدر کم کنم پس با روش درست که جز شگفتی سازان میشم و آفرین به خودم باتشکر از همه عزیزانی که وقت گذاشتن خواندن. مطالب رو 🤗🤗🤗🤗🤗
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز ودوستان عزیزم دلایل چاقی من 1_متنفر بودن از چاقی وترس از چاق شدن=این یک عادت بوده خودم اصلاحش میکنم 2_ارث از پدرم وخانواده پدریم _داداش بزرگم لاغر است ومن خودم تا چهار پنج سال پیش اضافه وزن نداشتم پس نمیتونه این دلیل هم باشه 3_خوردن برنج ونان سفید هر روز و بیشتر مواقع شبها خوردن =دختر عموم زیاد میخوره ولی لاغر است و اضافه وزنی هم نداره یا دختر همسایمون یا دوستام 4_کم تحرکی ورزش نکردن باشگاه نرفتن رقص انجام ندادن=دختر عموم دختر دایم دوستام این کارها نمیکنن اضافه وزن یا چاقی هم ندارن 5_نتیجه زود نگرفتن عجله داشتن برای لاغری ناامید شدن =این یک عادت بوده اصلاحش میکنم 6_اعتماد بنفس نداشتن وباور اینکه آدمها لاغر کلا موفق تر هستن در هر زمینه ای و جذاب دوست داشتنی تر هستن پس چون من چاقم این ویژگی ها ندارم پس دوست داشتنی هم نیستم موفقم هم نیستم =این یک عادت بوده خودم اصلاحش میکنم وباور قوی میکنم وخودم همین جور که الان هستم دوست خواهم داشت7_استرس داشتن برای چاقی بیشتر و اصلا لاغر نشدن وجز محالاته به لاغری رسیدن =با خومسردی رفتار میکنم متوجه ام را روی چاقی برمیدارم وهدفم میشه چه عواملی من به چاقی رسونده کشف میکنم ویک عادت بوده اصلاحش میکنم 8_فکرم این بود آدمها لاغر پر تحرک هستن و غذا وچیزها چرب شیرین کم مصرف میکنن واسه همین لاغرن چون من اینجوری نیستم چاقم =و الان مواردی پیدا کردم که کم تحرک هستن زیادم میخورن ولی لاغرن 9_اب کم خوردن رو اینم یکی دیگه از عوامل چاقی خودم میدونستم =واسه اینم کسی سراغ دارم استاد عزیزم که کم آب میخوره وتونسته خودش لاغر کنه و لاغر بمونه وبه اندام ایده آل خودش برسه 10_جلوی تلویزیون نشستن وغذا خوردن هنگام تماشا فیلم =این دلیل نمی خواد خیلی راحت عادتم تغییر میدم 11_تندتند غذا خوردن ونحویدن غذا به مقدار لازم =این یک عادت بوده اصلاحش میکنم 12_شبها تا دیر موقع بیدار بودن وسرساعت 11یا۱۲شب نخوابیدن =واسه اینم دوستاتی سراغ دارم دختر همسایه پسر خالم اینها هم شبها تا دیر موقع بیدارن حتی بیشتر از من ولی چاق نشدن واندام ایده آل دارن و اضافه وزنی نگرفتن13_یکی دیگر از عوامل چاقی خودم رو خوردن سالاد ماکارونی و سالاد سسی میدونستم واز همون موقع خوردن دیگه میگفتم وای بر من که چاق میشم وخودم سرزنش میکردم و مامانمم هروقت چنین چیزهایی میخوردم یا زیاد میخوردم سرزنشم میکرد و با سرزنش اون غذا میخوردم وترس =واسه خوردن رفیقم بیشتر من میخوره ولی چاق نشده و واسه سرزنش هم یه ترس از چاقی بوده که اصلاحش میکنم 14_تو دیگه معدت بزرگ شده آدمها چاق دیگه نمیتونن لاغر بشن ناامیدی کامل دیگه رسیده بودم با این حرفها هم می شنیدم دیگه باورم شده بود =این جوابش پیش خودم هست من تا الان با همون روش اشتباه هم تونستم کم کنم وزنم پس از این به بعدم میتونم با روش درست به اندام ایده الم برسم پس نمیتونه اینم باشم (تعهدنامه:من فرخنده شهریور از امروز31تیرماه ۱۳۹۹متعهد هستم که از وزن 83/5کیلو گرم خودم راه به وزن 60کیلو گرم برسانم در این راه و مسیر از هر تلاش و کوششی دست بر نمیدارم )با تشکر و آرزوی موفقیت برای همه دوستان