0

مهم‌ترین دلایل چاقی چیست؟ (قسمت دوم)

مهمترین دلایل چاقی چیست
اندازه متن

اگه از من بپرسی سال‌ها چه دلیلی برای چاقیم داشتم، اولین جوابم این بود: «چاقی من ارثیه». همه‌ی عموهام و خانواده‌ی پدریم اضافه وزن داشتن و من هم این رو یه دلیل محکم می‌دونستم. ولی امروز می‌دونم که بیشتر دلایل چاقی که ما سال‌ها تکرارشون می‌کنیم، فقط توجیه‌هایی هستن که جلوی لاغر شدنمون رو می‌گیرن.

این نوشته جلسه دوم از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. در جلسه اول (شروع مسیر لاغری) دیدیم که ریشه‌ی چاقی در ذهنه. در این جلسه دلیل‌هایی رو که برای چاقیمون میاریم یکی‌یکی بررسی می‌کنیم، مسئولیت چاقیمون رو می‌پذیریم و اولین قدم لاغری رو برمی‌داریم.

📱 اپلیکیشن لاغری با ذهن
همه‌ی جلسه‌ها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن می‌تونی ویدیو و صوت جلسه‌ها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
دانلود اپلیکیشن اندروید

در این جلسه می‌آموزیم:

🤔 چرا اول دلایل چاقی، بعد روش لاغری؟

می‌دونم خیلی از شما دوست دارید زودتر برسیم به اینکه «چطور لاغر بشیم». سال‌ها اضافه وزن و فشار جسمی و روحی اون، اشتیاق زیادی در شما ساخته که هر چه زودتر از چاقی رها بشید. من این حس رو خیلی خوب می‌فهمم.

ولی لاغری با ذهن یه آموزشه. در این روش قرار نیست به زور غذامون رو کم کنیم یا ورزش سنگین کنیم تا بدنمون تغییر کنه. قراره ذهنمون یه چیز تازه یاد بگیره. ذهن هم مثل هر آموزش دیگه‌ای، برای باور کردن یه موضوع به دلیل و مدرک و حرکت قدم‌به‌قدم نیاز داره. بنابراین اول باید بفهمیم چرا چاق شدیم و بعد بریم سراغ اینکه چطور لاغر بشیم.

در جلسه‌ی قبل یه تمرین داشتیم: نوشتن دلیل‌های چاقی. اگه این تمرین رو انجام ندادی، پیشنهاد می‌کنم اول برگردی به جلسه اول، ویدیوش رو یکی دو بار دیگه ببینی، دلیل‌هات رو بنویسی و بعد این جلسه رو ادامه بدی. چون همه‌ی کار این جلسه روی همون دلیل‌هاست.

⚖️ یه قانون ساده برای سنجیدن دلایل چاقی

معمولاً هر چی اضافه وزن بیشتر باشه، دلیل‌هایی که برای چاقی نوشتیم هم بیشتره. کسی که ۱۰ کیلو اضافه وزن داره شاید دو سه تا دلیل نوشته باشه، ولی کسی که ۴۰ یا ۵۰ کیلو اضافه وزن داره احتمالاً یه فهرست بلند نوشته. حالا می‌خوایم ببینیم این دلیل‌ها واقعاً چقدر درستن.

یه قانون ساده وجود داره: هر دلیلی تا وقتی معتبره که نمونه‌ی خلافش پیدا نشه. مثلاً قانون جاذبه می‌گه هر چیزی رو رها کنی به سمت زمین میاد. اگه یه روز یه سنگ رو رها کنی و به سمت بالا بره، این قانون دیگه اعتبار نداره.

دلایل چاقی هم همین‌طورن. خیلی ساده‌ترش اینه که اگه کسی رو پیدا کنی که دقیقاً همون دلیل تو رو داره ولی چاق نیست، یعنی اون دلیل، دلیل واقعی چاقی تو نیست. فقط یه توجیهه که سال‌ها بهش تکیه کردی.

مهمترین دلایل چاقی

📋 رایج‌ترین دلیل‌هایی که برای چاقیمون میاریم

از نوشته‌های هزاران نفر از اعضای سایت و از تجربه‌ی خودم، این‌ها رایج‌ترین دلیل‌هایی هستن که برای چاقیمون میاریم:

  • «چاقی ما ارثیه.»
  • «غذاها پر از مواد شیمیایی و نگهدارنده‌ان.»
  • «کارم پشت میزیه و تحرکم کمه.»
  • «چند ساله فلان دارو رو مصرف می‌کنم.»
  • «تیروئیدم مشکل داره.»
  • «سوخت‌وساز بدنم پایینه.»
  • «بعد از بارداری چاق شدم.»
  • «زیاد می‌خوابم.»

احتمالاً چند تا از این‌ها رو تو هم نوشتی. حالا بیایید چند تا از مهم‌ترین‌هاشون رو با همون قانون بررسی کنیم.

🔍 بررسی دلایل چاقی، یکی‌یکی

«چاقی ما ارثیه»

این همون باوری بود که خود من سال‌ها داشتم. از بچگی شنیده بودم که خانواده‌ی ما چاقن. راست هم می‌گفتن؛ تا جایی که من یادمه، همه‌ی عموها و عموزاده‌هام اضافه وزن داشتن. برای همین من هم قبول کرده بودم که چاقی من ارثیه و کاری از دستم برنمیاد.

ولی پیدا کردن نمونه‌ی خلاف این باور خیلی راحته. خانواده‌ای رو در نظر بگیر که پدر و مادر و سه تا از بچه‌ها چاقن، ولی بچه‌ی چهارم متناسبه. اگه چاقی ارثی بود، همه‌ی بچه‌ها باید به یه اندازه ارث می‌بردن. حتی خانواده‌هایی هستن که پدر و مادر چاقن ولی هیچ‌کدوم از بچه‌ها چاق نیستن، یا برعکس.

مشکل اصلی اینجاست که وقتی از بچگی بارها می‌شنوی «چاقی تو ارثیه»، کم‌کم چاقی برات طبیعی می‌شه. با خودت می‌گی «مگه می‌شه با ارث جنگید؟» و همین باور باعث می‌شه اضافه وزن آروم‌آروم بیشتر بشه.

«غذاها پر از مواد شیمیایی‌ان»

بعضی‌ها می‌گن مواد نگهدارنده و کودهای شیمیایی که در غذاها هست اون‌ها رو چاق کرده. ولی حتماً آدم‌هایی رو می‌شناسی که دقیقاً همون غذاها رو می‌خورن و متناسبن. بنابراین این دلیل هم نمی‌تونه دلیل واقعی چاقی تو باشه.

«کارم پشت میزیه و تحرکم کمه»

من سال‌ها کارمند بودم و کارم پشت میز بود. اتفاقاً در همون سال‌ها سریع‌تر چاق شدم. چون از قبل این باور رو داشتم که آدم کم‌تحرک طبیعیه که چاق بشه. یعنی اول باور در ذهنم بود و بعد بدنم همون رو نشون داد.

ولی دور و برت رو نگاه کن. خیلی‌ها کار پشت میزی دارن، یا خانه‌دارن و کمتر از خونه بیرون می‌رن، ولی چاق نیستن. پس کم‌تحرکی هم به‌تنهایی دلیل چاقی نیست.

«سوخت‌وساز بدنم پایینه»

من هم یه زمانی باور کرده بودم که سوخت‌وساز بدنم پایینه. ولی کافیه یه خواهر یا برادر رو در نظر بگیری که هم‌خون خودته و متناسبه. اگه تفاوت بدن‌ها این‌قدر زیاد بود، باید حداقل در یه خانواده همه شبیه هم می‌بودن.

من نمی‌تونم قبول کنم که یه تفاوت کوچیک بین بدن من و یه نفر دیگه، باعث ۳۰ یا ۴۰ کیلو اختلاف وزن بشه. همه‌ی ما قلب و ریه و کلیه و مغز داریم و بدن‌هامون یه جور کار می‌کنه.

«بعد از بارداری چاق شدم»

خیلی از خانم‌ها باور دارن که بعد از به دنیا آوردن بچه، چاق شدن طبیعیه. ولی خانم‌های زیادی هستن که بعد از بارداری فقط چند کیلو اضافه وزن داشتن و بعد از دو سه ماه به وزن قبلشون برگشتن.

سؤال اینجاست که چرا یه نفر در دوران بارداری ۷ کیلو اضافه می‌کنه و یه نفر دیگه ۲۵ کیلو؟ این تفاوت نمی‌تونه فقط کار بدن باشه. یعنی باز هم پای باورها و ذهن در میونه.

«تیروئیدم مشکل داره» یا «دارو مصرف می‌کنم»

این سؤال رو خیلی از اعضای سایت از من پرسیدن. برای همین خیلی روش تحقیق کردم و از پزشک‌های زیادی هم سؤال کردم. هیچ‌کدوم با قطعیت نمی‌گفتن که اختلال تیروئید یا یه دارو حتماً این‌قدر وزن اضافه می‌کنه. می‌گفتن ممکنه در یکی اثر بذاره و در یکی نذاره، و مقدارش هم مشخص نیست.

حالا وقتی کسی در عرض سه سال ۴۰ کیلو اضافه کرده و همه‌اش رو به تیروئید نسبت می‌ده، داره یه باور رو جایگزین واقعیت می‌کنه. اینجا هم همون قانون کار می‌کنه: آدم‌هایی هستن که همین شرایط رو دارن ولی متناسبن.

خیلی ساده‌ترش اینه که همه‌ی این دلیل‌ها یه پیام مشترک به ذهن ما می‌دن: «تو حق داری چاق باشی، چاقی برای تو طبیعیه». و وقتی چاقی در ذهن ما طبیعی بشه، دیگه حدی هم براش وجود نداره.

🧠 ذهنت مقاوم نیست، فقط دلیل کافی نداره

حالا نوبت توئه. دلیل‌هایی رو که در جلسه‌ی قبل نوشتی یکی‌یکی بخون و برای هر کدوم دنبال یه نمونه‌ی خلاف بگرد؛ در خانواده، دوستان، همکارها یا هر جای دیگه. بعد جوابت رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس. مثلاً: «فکر می‌کردم چاقیم ارثیه، ولی دخترخاله‌ام با اینکه خانواده‌اش چاقن، متناسبه.»

نوشته‌های بقیه‌ی اعضای سایت رو هم حتماً بخون. وقتی می‌بینی دلیل‌ها بین همه مشترکه ولی هر کسی یه نمونه‌ی متفاوت برای رد کردنش پیدا کرده، ذهنت خیلی راحت‌تر قبول می‌کنه که «این دلیل چاقی نیست».

خیلی از کسانی که این مسیر رو شروع می‌کنن بعد از چند روز بهم می‌گن «ذهن من نسبت به لاغر شدن مقاومت داره». جواب من اینه که ذهن تو بنده‌ی خدا هیچ مقاومتی نداره. فقط هنوز دلیل کافی پیدا نکردی که به خودت ثابت کنی می‌تونی از طریق ذهن لاغر بشی.

یه مانع دیگه هم هست. وقتی کسی ۳۰ سال گفته «من به خاطر ارث یا کار پشت میزی چاقم»، حالا براش سخته قبول کنه که اشتباه می‌کرده. انگار خجالت می‌کشه. ولی مهم نیست چند سال این فکر رو داشتی. مهم اینه که از امروز اطلاعات درست به ذهنت بدی. چون این ذهنه که باید اطلاعات جدید رو تحلیل کنه، فرمول جدید بسازه و نتیجه‌ی جدید رو در بدنت نشون بده.

📺 چرا حرف هر کسی رو درباره‌ی لاغری باور می‌کنیم؟

هر چیزی که می‌شنویم، می‌بینیم یا درباره‌اش حرف می‌زنیم، در ذهن ما فرمول‌سازی می‌شه. مخصوصاً وقتی گوینده رو قبول داشته باشیم. تبلیغ‌های لاغری رو در نظر بگیر. معمولاً یه نفر با روپوش سفید پزشکی درباره‌ی یه محصول حرف می‌زنه. اصلاً معلوم نیست پزشک باشه، ولی چون در ذهن ما پزشک یعنی آدم قابل اعتماد، حرفش رو راحت قبول می‌کنیم.

یا یه آدم خوش‌اندام رو نشون می‌دن که می‌گه از این محصول استفاده کرده. ما هم با حسرت می‌گیم «کاش من هم مثل اون بودم» و می‌ریم محصول رو می‌خریم. بعد که نتیجه نمی‌گیریم، به‌جای اینکه به روش شک کنیم، خودمون رو سرزنش می‌کنیم و می‌گیم «لابد من یه مشکلی دارم».

بنابراین گول این وعده‌ها رو نخور. هیچ‌کدوم از ما برای چاق شدن کار خاصی نکردیم. روش درست لاغری هم روشیه که به هیچ کار خاص و محصول عجیبی نیاز نداره.

انجام تمرینات لاغری

🙋‍♂️ من و چاقی؛ مسئولیت با کیه؟

تا اینجا سه چیز داشتیم: من، چاقیم، و یه عالمه دلیل برای چاقیم. وقتی دلیل‌ها رو یکی‌یکی رد کردیم، چی باقی موند؟ فقط من و چاقیم.

حالا بین من و چاقیم دیگه تعارفی نیست. این چاقی رو خودم در بدنم به وجود آوردم. وقتی اضافه وزن داشتم، این وزن رو خودم با خودم از صورت تا مچ پا حمل می‌کردم. بنابراین مسئول چاقیم خودم هستم.

شاید قبول کردن این حرف اولش سخت باشه. ولی اگه می‌خوای لاغر بشی و اندامی رو که در رویات داری بسازی، راهی جز این نداری. چون وقتی مسئولیت چاقیت رو قبول کنی، می‌تونی مسئولیت لاغریت رو هم قبول کنی.

چرا لاغری‌های قبلی موندگار نبود؟

هر بار که با یه رژیم یا قرص وزن کم می‌کردی، لاغری رو به اون رژیم یا قرص نسبت می‌دادی. یعنی با خودت می‌گفتی «چون رژیم گرفتم لاغر شدم». بنابراین وقتی رژیم رو کنار می‌ذاشتی، برگشتن وزن هم برات طبیعی بود. خیلی ساده‌ترش اینه که چون خودت رو مسئول چاقیت نمی‌دونستی، خودت رو مسئول لاغریت هم نمی‌دونستی و خیلی زود از دستش می‌دادی.

وقتی محکم به خودت بگی «من خودم مسئول چاقیم هستم و خودم رو مسئول لاغریم هم می‌دونم»، یه اتفاق جالب می‌افته. دیگه خودت رو سرزنش نمی‌کنی و به خودت بد و بیراه نمی‌گی. به‌جاش می‌گی «خب، کاری بود که خودم کردم. حالا می‌خوام درستش کنم». این جمله حال خیلی بهتری بهت می‌ده تا اینکه بگی «نمی‌دونم چطور چاق شدم، همین‌جوری شد».

همه‌ی ما در چاق شدن استادیم

هیچ‌کدوم از ما چاق به دنیا نیومدیم. خداوند یه بدن کامل و متناسب به ما داده بود. اگه الان ازت بخوام در سه ماه آینده ۵ کیلو اضافه کنی، دقیقاً بلدی چه کار کنی. یعنی ذهن تو در چاق شدن استاده. ولی وقتی حرف لاغری می‌شه، انگار هیچی نمی‌دونه و دنبال این و اون می‌گرده.

خبر خوب اینه که همین ذهن و همین بدنی که تو رو چاق کرده، می‌تونه بدون هیچ چیز اضافه‌ای تو رو لاغر کنه. در لاغری با ذهن قرص و برنامه‌ی غذایی نداریم. همه چیز از درون خودت درست می‌شه.

🎨 لاغری با ذهن یه مهارته

هر مهارتی که الان بلدی، مثل رانندگی، آشپزی یا خیاطی، رو یه روزی یاد گرفتی. اول تصمیم گرفتی یادش بگیری، بعد آموزش دیدی و بعد اون‌قدر تکرار کردی تا ماهر شدی. لاغری با ذهن هم دقیقاً همین‌طوره. باید یادش بگیری و تمرینش کنی.

هر آموزشی هم از الفبا شروع می‌شه. برای یاد گرفتن رانندگی اول باید بدونی فرمون و ترمز و راهنما کجاست. الفبای لاغری با ذهن، ساختن فرمول‌های درست در ذهنه. یعنی می‌خوایم یه باور جدید درباره‌ی لاغری در ذهنمون بسازیم.

✍️ قدم اول: تعهد کتبی برای لاغری

هر کسی به اندازه‌ی شکست‌هایی که در مسیر لاغری خورده، از لاغر شدن ناامیدتره. کسی که ده بار رژیم گرفته و نتیجه نگرفته، لاغری رو خیلی دورتر از کسی می‌بینه که یک بار شکست خورده. برای همین اولین قدم ما اینه که مسئولیت لاغریمون رو به‌صورت کتبی بپذیریم.

جمله‌ی تعهدت رو با اسم خودت و تاریخ امروز این‌طوری بنویس:

«من [اسم خودت]، از امروز [تاریخ]، متعهد هستم خودم را از وزن [وزن فعلی] به وزن [وزن دلخواه] برسانم و در این مسیر از هیچ تلاشی دریغ نکنم.»

این تعهد رو هر جا که حس بهتری بهت می‌ده ثبت کن؛ در دفترت، روی یه کارت‌پستال قشنگ با رنگ‌هایی که دوست داری، روی یه برگه‌ی بزرگ که به در کمد بچسبونی، یا در گوشیت. سخت نگیر، فقط یه جایی ثبتش کن. در بخش نظرات همین جلسه هم بنویسش تا جلوی بقیه‌ی اعضای سایت تعهد داده باشی. این کار اشتیاقت رو خیلی بیشتر می‌کنه.

💪 بدن تو توانایی لاغر شدن رو داره

خیلی‌ها علاوه بر دلیل‌های چاقی، یه عالمه دلیل هم برای «نتونستن» دارن. یکی می‌گه استخون‌بندیم درشته، یکی می‌گه چربی‌هام قدیمی و سفت شدن و دیگه آب نمی‌شن. همون‌طور که دلیل‌های چاقی رو رد کردیم، این دلیل‌ها رو هم می‌تونیم رد کنیم.

اگه بدنت تا امروز حتی یک بار، حتی یک کیلو وزن کم کرده، یعنی توانایی لاغر شدن رو داره. اگه الان متناسب نیستی، مشکل از بدنت نبوده، مشکل از روشت بوده. من خودم بارها با روش‌های مختلف ۵ کیلو، ۱۰ کیلو و حتی ۲۰ کیلو وزن کم کردم، ولی دوباره برمی‌گشت. چون از همون روزهای اول منتظر بودم دوباره چاق بشم. در ذهنم ثبت شده بود که من نمی‌تونم لاغر بمونم.

خیلی از اعضای سایت بهم پیام می‌دن که «تا حالا با رژیم ۲۰ کیلو کم کردم، ولی چه فایده، دوباره چاق شدم». من بهشون می‌گم «آفرین، این خیلی خوبه!». چون همین ۲۰ کیلو ثابت می‌کنه که بدنشون می‌تونه لاغر بشه. وقتی بدن با یه روش اشتباه تونسته این‌قدر کم کنه، فکرش رو بکن با روش درست چه کار می‌تونه بکنه.

بدن ما مشتاق لاغریه. وقتی دستت می‌بره، بدنت خودش زخم رو ترمیم می‌کنه. ولی اگه هر روز دوباره جای زخم رو باز کنی، هیچ‌وقت خوب نمی‌شه. چاقی هم همین‌طوره. بدنت می‌خواد لاغر بشه، ولی ما با فکرها و رفتارهای اشتباهمون اجازه نمی‌دیم.

🌟 متناسب بودن حق همه‌ست

سال‌ها پدر و مادرم رو سرزنش می‌کردم که چرا چاق بودن تا من هم چاق باشم. سال‌ها از خدا گله داشتم که چرا من رو این‌طوری آفریده و برای چاقیم از هر چیزی بهانه می‌ساختم. ولی امروز با کمال میل قبول می‌کنم که در اون سال‌ها، خودم باعث چاقیم بودم.

و امروز متناسب بودن حق منه، چون خواستم و یاد گرفتم. این حق فقط مال من نیست. هر کسی که باور کنه می‌تونه لاغر بشه و قدم‌به‌قدم در این مسیر حرکت کنه، به همین نتیجه می‌رسه.

✍️ تمرین آموزشی 📖
نقطه شروع شکست دادن چاقی

این تمرین روی دلیل‌هایی ساخته شده که در جلسه قبل نوشتی. اگه اون تمرین رو انجام ندادی، اول برگرد و دلیل‌های چاقیت رو بنویس. بعد این سه مرحله رو انجام بده و جواب‌هات رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس.


🟢 مرحله اول: رد کردن دلیل‌های چاقی

دلیل‌هایی رو که برای چاقیت نوشتی، اینجا هم بنویس. بعد برای هر دلیل، دنبال یه نمونه‌ی خلاف بگرد؛ یعنی کسی که همون شرایط تو رو داره ولی متناسبه.
مثلاً اگه کم‌تحرکی رو دلیل چاقیت می‌دونی، کسی رو می‌شناسی که از تو کم‌تحرک‌تره ولی چاق نیست؟


🟡 مرحله دوم: پذیرفتن مسئولیت چاقی و لاغری

در قالب یه جمله یا یه متن کوتاه بنویس که مسئول چاقیت خودت هستی و از امروز مسئولیت لاغریت رو هم می‌پذیری.
بعد جمله‌ی تعهدت رو با اسم و تاریخ و وزن فعلی و وزن دلخواهت بنویس.


🔵 مرحله سوم: باور به توانایی بدنت

هر باری که در گذشته وزن کم کردی رو بنویس؛ حتی اگه نیم کیلو بوده. مثلاً: «در فلان سال با فلان روش ۵ کیلو کم کردم.»
فقط مقدار کاهش وزن رو بنویس و ننویس که بعدش برگشت. بعد این جمله‌ها رو چند بار بخون و به خودت تبریک بگو. این‌ها اطلاعات درستی هستن که به ذهنت نشون می‌دن بدنت توانایی لاغر شدن رو داره.

نوشته‌های بقیه‌ی اعضای سایت رو هم بخون؛
هر نمونه‌ای که می‌خونی، باور ذهنت رو قوی‌تر می‌کنه. 🌱

در جلسه بعد (قسمت سوم: روش‌های لاغر شدن) درباره‌ی روش‌های لاغری و اینکه چرا بیشترشون جواب نمی‌دن صحبت می‌کنیم.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. مهم‌ترین دلایل چاقی چیه؟

بیشتر دلیل‌هایی که برای چاقی میاریم، مثل ارث، کم‌تحرکی یا سوخت‌وساز پایین، با یه نمونه‌ی خلاف رد می‌شن. یعنی آدم‌هایی هستن که همین شرایط رو دارن ولی متناسبن. ریشه‌ی اصلی، باورهای ذهنی ماست که چاقی رو برامون طبیعی کرده.

۲. چطور بفهمم دلیل چاقیم درسته یا نه؟

برای هر دلیل دنبال یه نمونه‌ی خلاف بگرد؛ کسی که شرایط تو رو داره ولی چاق نیست. اگه چنین کسی رو پیدا کردی، اون دلیل، دلیل واقعی چاقی تو نیست و فقط یه توجیهه.

۳. چاقی واقعاً ارثیه؟

در خیلی از خانواده‌ها پدر و مادر چاقن ولی یکی از بچه‌ها متناسبه، یا برعکس. اگه چاقی ارثی بود، همه‌ی بچه‌ها باید به یه اندازه ارث می‌بردن. چیزی که بیشتر از ژن منتقل می‌شه، باورها و جمله‌هایی مثل «چاقی ما ارثیه» است.

۴. چرا باید مسئولیت چاقیم رو بپذیرم؟

چون تا وقتی چاقی رو به عوامل بیرونی نسبت بدی، لاغری رو هم به رژیم یا قرص نسبت می‌دی و با کنار گذاشتنشون از دستش می‌دی. وقتی مسئولیت چاقیت رو بپذیری، می‌تونی مسئولیت لاغریت رو هم قبول کنی و این بار لاغری موندگار می‌شه.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.04 از 389 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11413
785 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار صبآ مختاری
      ۱۴۰۲/۰۷/۱۴ ۰۶:۳۳
      مدت عضویت: 2233 روز
      امتیاز کاربر: 23781 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,990 کلمه

      سلام

      این ها دلایلی هستن که من جلسه پیش نوشته بودم و الان هر کدوم رو دوباره مینویسم و بعد مثال نقضش رو میارم تا برای خودم عادی کنم که من؛ تنها و تنها دلیل چاقی خودم هستم. 

      دلایل من برای چاق بودنم:

      احساس تنهایی و نقل مکان

      پرخوری عصبی

      خوردن نهار پرچرب و اینکه مجبور بودم تا تهشو بخورم

      خوردن شیرینی و قند زیاد 

      تنفر داشتن از خودم و بدنم

      تشویق به خوردن از طرف خانواده و اطرافیانم

      احساس نیاز به اینکه کسی منو نبینه و من وجود نداشته باشم

      ….. …. …… . . . . . . . 

      احساس تنهایی و نقل مکان: من یه دختر دایی دارم که همیشه لاغر بوده در زندگیش و داییم که باباش میشه، شغلی داشت که همیشه در حال سفر بودن خودش و خانوادش ، مثلا چند سال خوی زندگی کردن ، چند سال همدان ، چند سال بندر عباس و… و من مدرسم رو عوض کردم و احساس تنهایی میکردم و نمیتونستم دوست پیدا کنم اما دختر داییم هر بار شهر محل زندگیشو عوض میکرد و شاید اگر دوستی هم پیدا میکرد دیگه نمیتونست به راحتی باهاش ارتباط برقرار کنه چون حتی دیگه توی یک شهر با هم زندگی نمیکردن و مطمعنا اون بیشتر از من این احساس دور افتادگی و تنهایی رو تجربه کرده اما همیشه متناسب بوده پس این دلیل منطقی برای چاق بودن من نیست و اگه بود الان دختر داییم هم با وجود شرایط سخت تر باید چاقتر از من می بود.

      پرخوری عصبی : من هر وقت حالم بده و از خودم خوشم نمیاد و نمیخوام به چیزای مهم فکر کنم ، میرم سراغ خوردن . 

      فکر میکنم برای همین اسمش رو گذاشتن پرخوری عصبی ، چون به اعصاب آدم ربط داره و وقتی عصبی هستیم میریم سراغش ، اما جالبه که من همین چند روز پیش یه کسی رو دیدم که با وجود اینکه میگفت من چند وقته که پرخوری عصبی گرفته بودم ، ولی لاغر و کاملا متناسب بود بدنش و رفته بود یه کتاب راجع به سالم خواری و.. خونده بود و شکر رو حذف کرده بود و صورتش یکم لاغر تر شده بود و میگفت من پرخوری عصبی داشتم و صورتم پف کرده بود اما این در صورتیه که حتی اون زمان هم که تغذیه اش از نظر خودش نا سالم بوده بازم جسم متناسبی داشته و میشه گفت بعضی از آدمای متناسب هم پرخوری عصبی دارن اما همچنان متناسبن یه دوست دیگه هم داشتم که اون خیلی میخورد ، به شدت پرخور بود و پرخوری عصبی هم داشت اما اونم کاملا متناسب بود و بدنش هم خیلی زیبا بود ؛ پس پرخوری عصبی نمیتونه دلیل چاقی من بوده باشه چون خیلی ها پرخوری میکنن و زمان عصبانیت شون هم بیشتر میخورن ، اما متناسبن . اصلا من که همیشه عصبی نیستم و خیلی وقتا هم کم غذا میخورم اما بازم چاقم پس نتیجه میگیرم که چاقی من ربطی به خوردنم نداره . 

      همین دیروز رفته بودم کافه با دوستام و دوتاشون باهم تصمیم گرفتن که سالاد سزار با مرغ سوخاری بگیرن و پولشو با هم تقسیم کنن ؛ یکیشون متناسب بود و اون یکی چاق بود و اضافه وزن داشت و همونی که چاقتر بود با اینکه سالاد سفارش داده بودن و توی ذهن چاق ها سالاد یه غذای آزاده و راحت تر میتونن بخورنش اما اون دوستم چند تا تیکه از مرغ سوخاری خورد که اولش میخواست گریل شده سفارش بده ، اما اون یکی دوست متناسبم گفت که نه سوخاری خوشمزه تره ، خلاصه ازون مرغا یکم خورد با چند تا تیکه کاهو و بعد چنگالشو گذاشت کنار و دیگه نخورد و بقیه ی سالاد با مرغ سوخاری های باقی مونده رو اون دوست متناسبم تا ته و با اشتها خورد ، بعد من داشتم با خودم فکر میکردم که آدمای چاق خیلی وقتا کمتر و حساب شده تر از آدمای متناسب غذا میخورن اما اونان که همیشه متناسبن پس قطعا چاقی ربطی به مقدار غذایی که میخوریم هم نداره.

      خوردن نهار پرچرب و اینکه مجبور بودم تا تهشو بخورم:  یه دوست دیگه هم داشتم که با هم سر یه میز ناهار میخوردیم و اونم همیشه تا ته غذاشو میخورد و تشویق میشد و منم دقیقا همینطور بودم اما اون متناسب موند و من چاق شدم . نمیدونم چرا فکر میکردم اون ناهارا منو چاق کرده ولی اعتقاد خیلی قوی داشتم که حتما به خاطر ناهاری شدنم توی مدرسه ست که من چاق شدم و اطرافیانم هم همیشه وقتی یکی میپرسید چیشد صبا چاق شد؟ میگفتن از وقتی رفته مدرسه ی جدید ، غذا خوردنش درست شده و ذوق میکردن اما الان میدونم که اون مدرسه و اون غذاها باعث چاقی من نبودن چون خیلی ها با شرایط مثل من اونجا بودن و متناسب موندن ولی من فقط دو سال توی اون مدرسه بودم، همون دوستم که میگم با هم سر یه میز می نشستیم از کلاس اول تا ششمش همونجا درس میخوند و هر روز از ناهار های اونجا میخورد و وقتی کلاس هفتم اتفاقی مدرسه هامون یکی در اومد ، دیدم که متناسبه همچنان و من چاق بودم .

      خوردن شیرینی و قند زیاد : یه دختری رو میشناسم که عاشق شیرینی و شکلات و بستنی و کلا هر چیزیه که قند داره و هر روز به مقدار زیادی میخوره طوری که بقیه بهش میگن کمتر قند بخور چون ضرر داره اما جالبیش اینجاست که این دختر سیکس پک داره و بدنش کاملا عضله ای و متناسبه و فقط یکسال هست که ورزش میکنه اما با وجود اینکه انقدر شیرینی میخوره و هیچ چیزی رو توی رژیمش حذف نکرده ولی تونسته همچین بدنی رو برای خودش بسازه و این مورد خیلی مثال نقض دیگه هم داره و در کل شیرینی و شکلات خوردن حتی زیاد هم باعث چاقی نمیشه.

      تنفر داشتن از خودم و بدنم: من فهمیدم این مشکلیه که هر کس ممکنه با بدنش داشته باشه حتی کسایی رو دیدم که من خواستم اینه که بدنی شبیه اونا داشته باشم اما خودشون از بدنشون بدشون میاد و نسبت بهش یا یه قسمتایی ازش ، تنفر دارن و اگه این مورد میخواست باعث چاق شدن من بشه پس الان خیلی هایی که میشناسم باید چاق می بودن چون به اندازه من از بدنشون ناراضی هستن و دوسش ندارن اما اونا متناسبن و من چاق پس این نمیتونه دلیلی برای چاق بودن من باشه.

      تشویق به خوردن از طرف خانواده و اطرافیانم: همون دختر داییم که بالاتر درباره اش گفتم هم توی همون خانواده ای که من بزرگ شدم ، بزرگ شده بود و داییم همیشه زورش میکرد که غذاشو تا ته بخوره و کلی گوشت توی بشقابش میگذاشت و بهش میگفت تا اینا رو نخوردی حق نداری از سر سفره بلند شی و بعضی وقتا با گریه غذا میخورد و مامانجونم که من فکر میکردم نقش پررنگی توی چاقیم داره هم همیشه تشویقش میکرد به خوردن و همون حرفایی که به من میزد رو به سارا دختر داییم هم میزد اما نتیجه این شد که من چاق شدم ولی سارا با وجود اینکه تشویق و اجبار هاش بیشتر بود متناسب موند و یه مثال دیگش برادر کوچیک خودمه که دقیقا با همون پدر و مادر و روش تربیتی مشابه من بزرگ شد اما متناسبه و متناسب هم می مونه چون ذهنش روی تناسب اندام تنظیم شده .

       نتیجه ای که میشه از این حرفا گرفت اینه که تشویق و… از طرف خانواده نمیتونه دلیل چاقی باشه چون مثال نقضش توی خانواده ما خیلی زیاده.

      احساس نیاز به اینکه کسی منو نبینه و من وجود نداشته باشم: این یه دلیل خیلی ذهنیه و من نمیدونم بقیه چقدر این نیاز رو توی زندگیشون داشتن یا حداقل کشفش کردن ولی با توجه به اینکه بازم منو برادر کوچیکم توی یه خانواده بزرگ شدیم دوتامون به یه اندازه جر و بحث و دعوا دیدیم توی خانوادمون پس میشه گفت مشکلات خانوادگی مشابهی داریم و اون احساس نیاز به اینکه وجود نداشته باشیم و اضافی باشیم شاید توی دوتامون باشه ولی الان سپهر متناسبه ولی من سن سپهر که بودم دو سالی میشد که با چاقی دست و پنجمو نرم میکردم و خیلی آدمایی رو میشناسم که وقتی با هم بحثای عمیق میکنیم میفهمم که اونا هم از یه جایی این طرز فکر رو داشتن که اضافه هستن و کسی دوسشون نداره و میخوان ناپدید بشن ولی متناسبن و این شاید ربطی به چاق شدن نداشته باشه ، پس اینم رد میشه و هیچ دلیلی برای چاقی من باقی نمی مونه.

      …

      من داشتم فکر میکردم و با خودم میگفتم که اگه این دلیل چاقیم نیست و اونم نیست و اون یکی هم نیست پس واقعا دلیل چاقی من چیه؟ مگه میشه بدون دلیل من چاق شده باشم و بعد که با خودم گفتم که خودت دلیل چاقی خودتی بازم نفهمیدم که یعنی چی که من خودم دلیل چاقی خودمم؟ یعنی من خواستم که چاق بشم و چاق شدم؟ خب چرا من باید خواسته باشم که چاق بشم ؟ دقیقا اون زمانی که شروع کردم به تغییر دادن عادتام چی باعث این شد که من عادتای خوردنم تغییر کنه و طرز فکرم تغییر کرد ؟ الان که به لاغری فکر میکنم میبینم ازش لذت میبرم و سود زیادی برام داره که تصمیم گرفتم لاغر شم ؛ شاید اون موقعی هم که لاغر بودم و به چاقی فکر میکردم توی ذهنم برام لذت بخش بوده که چاق بشم و همه بهم توجه کنن دوستم داشته باشن و چاق شدن تنها راه برای این نوع جلب توجه می دیدم و تصمیم گرفتم تپلو بشم . الانم دقیقا میخوام از مسیر چاقی حرکت کنم و برم سمت لاغری و خدارو شکر میکنم که این راه رو جلوم دارم و لذت میبرم از هر آگاهی که از سمت استاد عطار روشن بهم میرسه، پس با عشق و علاقه توی این راه قدم بر میدارم و همینجا تعهد خودمو اعلام میکنم؛

      من صبا مختاری 21 ساله تعهد میدهم که از مسیر لاغری با ذهن حرکت کنم و به هدف خودم که تناسب اندام و آرامش هست برسم و از وزن 60 کیلو گرم به وزن 45 کیلو گرم برسم و در این مسیر از هیچ تلاشی سر باز نمیزنم و تا وقتی به هدفم نرسیدم از زیر بار این مسئولیت شونه هامو خالی نمیکنم . به صبای متناسب قول میدم که به زودی باهاش دیدار کنم فعلا دارم خونه ای که قراره توش جا گیر بشه رو تمیز میکنم و دور ریختنی ها رو دور میریزم تا با خیال راحت بیاد و تا آخر عمرم پیشم بمونه .

      ….

      تایید توانایی من در لاغر شدن:

      من بار ها برای لاغر شدن وزن کم کردم ، حتی اگه یک کیلوگرم هم تونسته باشم کم کنم یعی جسمم مشتاقه به من توی مسیر متناسب شدن کمک کنه و همه شرایط رو حتی اگه سخت باشه براش ، محیا میکنه تا من وزنمو کم کنم .

      من برای ماه رمضان همیشه 2 الی 4 کیلو وزنم رو کم میکردم و توی یکماه این مقدار رو کم کردن واقعا نشون دهنده توانایی من در وزن کم کردنه و همچنین نشون میده که چقدر بدنم مشتاق تناسب اندامه.

      وقتی آپاندیسم رو عمل کرده بودم در مدت یک هفته 7-8 کیلو وزن کم کردم و تا چند ماه هم تونستم اون وزن رو نگه دارم و این گویای این هستن که بدن من با وجود اون سختی ای که کشیده مایل بوده که من متناسب بشم و این وزن رو حفط کنم اما چون به حرف بقیه گوش دادم و همش اضافه بر نیازم غذا خوردم چون از نظر بقیه بدنم ضعیف شده بود و همه چیز رو با هم میدادن که من بخورم دوباره تصمیم گرفتم چاق بشم چون فکر میکردم اینطوری برام بهتره .

      با رژیم و ورزش تونستم 2-3 کیلو کم کنم .

      با لاغری با ذهن نمیدونم چند کیلو اما خیلی لاغر شده بودم و بدون هیچ زحمت و احساس ناراحتی ، وزنم کم میشد و تونستم 7-8 ماه هم اون تناسب اندام رو حفط کنم.

      اخیرا هم که رژیم گرفته بودم تونستم از وزن 61 به 59 برسم با وجود اون همه سختی که به بدنم دادم ولی اون بازم کمکم کرد و فقط به خاطر راه اشتباهی که داشتم میرفتم بود که نتونستم متناسب بشم و به اندام ایده آلم برسم…

      اما الان قراره از راه درست و مستقیم برگردم به جسمی که لایقش هستم و منو راضی و خوشحال میکنه.

      ….

      خدایا ازت سپاس گزارم و ممنونم استاد عزیز 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mokhtari.sab7781
      ۱۳۹۹/۱۰/۲۵ ۰۶:۳۵
      مدت عضویت: 2233 روز
      امتیاز کاربر: 23781 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 767 کلمه

      سلام به همه، به استاد
      من میخواستم یه نامه به بدنم بنویسم و هر چی فکر کردم دیدم جایی به جز اینجا مناسبش نیست.
      به بدنم:
      سلام بدن دوست داشتنی من! حالت چطوره؟ میخواستم بهت بگم ازت ممنونم که هر جا بخوام برم منو با خودت میبری ، ازت ممنونم که هر جاییتو زخم میکنم یا آسیبی بهت میرسونم خودتو خوب میکنی، ازت ممنونم که اینقدر شعورمندی توی این نظام هستی ، ممنون که انقدر زیبایی ، که هر چیزی که بهت بپوشونم بازم زیبایی، ازینکه همیشه باهامی ازت ممنونم، وقتی خوشحالم با توئم وقتی ناراحت هستممم بازم با توئم ، با تو میخوابم با تو بیدار میشم ، با تو میرم دوستامو میبینم ، ممنون که همیشه بهترین خودت بودی .
      بدن عزیزم ازت میخوام منو ببخشی چون فکرایی توی ذهنم گذاشتم که باعث شده تو از حالت تعادل خارج بشی و اضافه وزن پیدا کنی، ازت میخوام منو ببخشی که دوستت نداشتم و بهت بی اهمیت بودم ، میخوام منو ببخشی که این همه دلیل الکی میوردم تا تو رو محکوم به چاقی کنم مثلا فک میکردم چون توی مدرسه نگاه نو میرفتم و ظهرا ناهار اونجا رو میخوردم چاق شدم ، در صورتی که خیلی دیگه از بچه ها هم ناهار میخوردن و مثل من تند هم میخوردن ولی هنوز که هنوزه متناسبن ولی من تو رو با ذهن خودم چاق کردم نه با غذاهای اونجا. یا وقتی که فکر میکردم دو وعده ناهار خوردن باعث چاقیه تو شده در صورتی که خیلی از بچه ها رو میشناسم که توی اون سن بیشتر از من غذا میخوردن اما هیچ کدوم به اندازه من چاق نشدن و تازه من و تو همیشه باهم ورزش میکردیم ولی بازهم تو چاق میشدی .همه و همه ی اینا به ما دو تا ثابت میکنه که چاقی ربطی به غذا خوردن یا نخوردن نداره. مگه نه؟ اصلا میدونی یه دلیلی که بهمون ثابت میکنه چاقی به هیچ چیزی ربط نداره چیه؟ خاله فاطمه! یادت میاد؟ خاله فاطمه 3 تا بچه تا حالا به دنیا اورده و الانم حدودا 40 سالشه ، از نظر خانوادگی هم یه سری مشکلات داشته همیشه ولی هر بار می بینیمش دقیقا همونطوریه که دفعه قبلی بود؛ لاغر و متناسب. پس بدن الهی من همه اینا بهم ثابت کرده که این من بودم که تو رو چاق کردم بدون دخالت هر عامل خارجی و همین منی که ازش حرف میزنم قراره تو رو به شکل طبیعی و اولیت برگردونه و شکل اولیت هیچ چیزی جز تناسب اندام و سلامتی نیست. میدونی، استاد میگن هیچ بچه ای چاق بدنیا نمیاد و هیچ پرنده ای هم جز توی داستانا نمیشناسیم که از چاقی نتونه پرواز کنه. همه ی اینا این معنی رو میده که آدما میتونن انتخاب کنن چاق باشن و همونام میتونن انتخاب کنن که لاغر بشن، و من دومی رو همیشه ترجیح دادم به چربی های اضافه و سایز نشدن لباسا و غیره ولی همیشه از راه اشتباهی میرفتم ولی بازم تو کمکم میکردی مثلا اون باری که ماه رمضون 5 کیلو از وزنت کم شد با اینکه داشتم بهت گرسنگی میدادم ولی بازم باهام همکاری کردی چون به قول استاد تو خیلی دوست داری که متناسب بشی پس حتی اگه راهمون هم اشتباه باشه بازم کمکم میکنی. یا اون باری که بعد از عمل آپاندیس شده بودی 53 کیلو و 6 کیلو کم کرده بودی، درسته که اوضاعت توی بیمارستان خیلی خوب نبود ولی تو بازم دست از تلاش برنداشتی و از فرصت استفاده کردی تا منو متناسب کنی و من واقعا ازت ممنونم به خاطر این کارهات ازت ممنونم که همیشه امید منو به خودت زیاد میکنی. دفعه های قبل از روش اشتباه رفتی و انقدر کم کردی ببین حالا که روش درستشو پیدا کردیم قراره چقدر شگفت انگیز بشه. میدونم که تو از من مشتاق تری که هر روز بیام به این سایت و فایلا رو گوش کنم و هر چه زود تر علت ها رو از بین ببرم تا نتیجه خودش درست بشه و منم بهت قول میدم این کارو بکنم و هر روز بیام اینجا چه برم توی قسمت زندگی با طعم خدا یا بیام اینجا. بهت قول میدم . از همون قولای معروفم . حالا که با هم تو این راهیم و من مسئولیت چاقیم رو تمام و کمال قبول کردم بزار بهت یه قول مهم دیگه بدم؛ بدن عزیز، مقدس و دوست داشتنیه من! بهت قول میدم تو رو از وزن 59 کیلوگرم به وزن 49 کیلو گرم برسونم و توی این مسیری که از بهشت هم لذت بخش تره از هیچ کوششی سر باز ندارم و لحظه های ارزشمندمو هدر ندم و بیام توی این سایت و فایلا رو دوباره گوش بدم و نظرمو بنویسم.
      دوستت دارم بدن عزیزم
      ممنون استاد و همه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم