خیلیها وقتی دلیل چاقیشون رو میپرسیم، سریع میگن: «ارثیه دیگه! از مامانبابام بهم رسیده!»
اما واقعیت اینه که یکی از اصلیترین دلایل چاقی در جامعه، نه ژنها، بلکه عادت های چاق کنندهایه که کمکم، بیصدا، از دلِ سبک زندگیمون رشد کردن.
این عادتها، نتیجهی یهسری افکار و باورهای پنهانی هستن که ناخودآگاه ما رو سمت رفتارهایی میبرن که وزنمون رو بالا و بالاتر میبرن.
😅 چاقی ارثیه یا یه عادت پنهون؟
تا اسم چاقی میاد، خیلیا فوری میگن:
🗣️ «ما خانوادگی چاقیم، دیگه کاریش نمیشه کرد!»
اما یه سوال ساده:
🧐 واقعاً چاقی ارثیهست؟ یا پشت این جمله، یه باور پنهون خوابیده که اصلاً حواسمون بهش نیست؟

بلکه از همون عادت های چاق کنندهای میاد که نسل به نسل، نه از طریق DNA، بلکه از طریق طرز فکر و سبک زندگی منتقل میشن!
💬 یکی از همراهای عزیز ما تو بخش نظرات مقاله «چرا لاغر نمیشم؟!» یه نکته عالی گفته بود:
«من همیشه فکر میکردم چاقی من ژنتیکیه، چون همه عمهها و عموهام چاق بودن. اما الان میفهمم که اون چیزی که منتقل شده، فقط ژن نبوده، بلکه طرز فکر چاقی بوده!»
💡 این نشون میده چاقی خیلی وقتا نتیجهی اون باورهاییه که باعث شکلگیری عادت های چاق کننده میشن.
پس اگه من میخوام لاغر بشم، باید اول از همه منطق چاقی ذهنم رو شناسایی و اصلاح کنم.
✍️ مثلاً وقتی هنوز ته ذهنم این فکر هست که:
«اگه اینو بخورم، چاق میشم» یعنی هنوز خودمو متناسب نمیبینم، حتی اگه ظاهرم لاغر بشه…
📌 پس اولین قدم برای ساختن یه بدن متناسب اینه که منطق ذهنیمون رو از چاقکننده به لاغرکننده تغییر بدیم.
🧠 قدرت ذهن در لاغر شدن؛ جادویی که واقعیتر از همیشهست!
هنوز خیلیا باور نمیکنن که میشه با قدرت ذهن لاغر شد!
تا بهشون میگی «با ذهنت لاغر شو»، یهجوری نگات میکنن انگار گفتی:
🍲 «با فکر کردن قرمهسبزی درست کن!» 😄
ولی واقعیت اینه که علم امروز درباره ذهن، دیگه اون چیزای خشک و تئوری تو کتاب درسی نیست!
مطالعهای در مجله علمی Obesity نشون داده که فقط باور داشتن به اینکه فعالیتهای سادهمون (مثل خونهداری یا پیادهروی) نوعی ورزشه، میتونه باعث کاهش وزن بیشتر بشه! 😲
🔁 این یعنی چی؟ یعنی ذهن ما واقعاً داره رو بدنمون اثر میذاره!
چیزی که بهش باور داریم، چیزی که هر روز تو ذهنمون تکرار میشه، داره مستقیم نتیجهٔ فیزیکی میسازه…
حالا یه سوال مهم این وسط پیش میاد:
🤷♀️ اگه قدرت ذهنی همهمون یکیه، چرا بعضیا لاغرن و بعضیا چاق؟
🧩 پاسخ سادهست: چاقی، نتیجهی عادت های چاق کنندهست!
همون رفتارهایی که بارها و بارها انجامشون دادیم، تا جایی که دیگه حتی بهشون فکر هم نمیکنیم…
مثل چی؟
- 🍿 خوردن بیاختیار موقع تماشای سریال
- 😖 پرخوری وقتی استرس داریم
- 🍽️ تموم کردن غذا، حتی وقتی سیر شدیم
- 🎁 جایزه دادن به خودمون با شیرینی و شکلات
🧠 ذهن ما این رفتارها رو با تکرار یاد گرفته؛ چون ذهن عاشق تکراره!
💡 ولی خبر خوب اینه که همونطور که ذهن این عادت های چاق کننده رو یاد گرفته، میتونه درست برعکسش رو هم یاد بگیره:

🔄 ایجاد عادت های چاق کننده؛ همهچی از ذهن شروع میشه
ما معمولاً فکر میکنیم چاق شدن فقط به خاطر زیاد خوردنه… ولی واقعیت یه چیز دیگهست!
🎯 چاقی از ذهن شروع میشه.
همهچی از اون لحظهای شروع میشه که یهسری افکار پنهونی، آرومآروم تو ذهنمون جا خوش میکنن.
🧠 افکاری که کمکم تبدیل میشن به تصاویر ذهنی چاقی…
مثلاً خودتو تو آینه تصور میکنی با یه لباس تنگ، دنبال اشکال میگردی، یا همیشه احساس میکنی اضافهوزنت زیاده.
اینجاست که یه اتفاق مهم میافته:
ما ناخودآگاه، انتظار چاق بودن رو تو ذهنمون ثبت میکنیم 😕
و ذهن، برای اثبات این انتظار، یهسری رفتار طراحی میکنه که با تکرار شدن عادت های چاق کننده رو ایجاد می کنند.
- 🍪 خوردن بدون گرسنگی
- 😣 ریزهخواری موقع استرس
- 🍕 پرخوری از ترس اینکه “شاید دیگه گیرم نیاد!”
- 😔 حس گناه بعد از خوردن که خودش باعث پرخوری بعدی میشه!
با دقت به نکات این جلسه، متوجه میشی که این عادت های چاق کننده دقیقاً چطوری تو ذهن ما شکل گرفتن…
و مهمتر از اون:
چطور میتونی آرومآروم، این عادتها رو با عادتهای متناسبکننده جایگزین کنی 💚

دلیل اصلی چاقی
چاقی نتیجه عادت های چاق کننده است که خودشان محصول تکرار رفتارهای چاقکننده هستند. 🤔
این رفتارها به واسطه افکار چاقکنندهای شکل میگیرند که نگرشهای ما را نسبت به زندگی و بدن خودمون ایجاد میکنه. 💭
در حقیقت، دو نوع نگرش داریم:
1. نگرش ضعیفکننده 💔
2. نگرش قدرتدهنده 💪
وقتی به هر دلیلی فکر میکنید که لاغر شدن تنها از طریق تغییر در مصرف مواد غذایی به دست میاد، تمرکز شما از ذهن و قدرت درونیتون برداشته میشه و به مواد غذایی منتقل میشه. 🍔
یعنی، در این شرایط، قدرت متناسب بودن رو از خودتون میگیرید و به غذا میدید. در نتیجه، این نگرش در شما شکل میگیره که “نوع و مقدار مواد غذایی که مصرف میکنیم، تعیینکننده وضعیت جسمی ماست.” 😞
اگه از هر فردی که اضافه وزن داره بپرسید چرا چاقی؟ احتمالا جوابش اینه که: “چون نمیتونم خوردنم رو کنترل کنم.” 🤷♀️
همه افرادی که اضافه وزن دارن، این باور رو دارن که توانایی کنترل اشتهاشون رو ندارند و نمیتونن به اندازهای که بدنشون نیاز داره غذا بخورند. 🍕
حالا سوال اینجاست: این نگرش چطور میتونه به لاغری منجر بشه؟ 🤨
قطعا این نگرش باعث چاق شدن فرد خواهد شد. 😔
تفاوت نگرش افراد چاق و لاغر
تنها تفاوت واقعی بین افراد چاق و لاغر، تفاوت در افکار و نگرش آنها درباره خودشان است. 🧐
هیچ انسان لاغری به خودش نمیگوید که توانایی کنترل غذا خوردن ندارد. همچنین، هیچکدام از آنها عقیده ندارند که غذایی که میخورند باعث چاقیشان خواهد شد. 🍽️
نگرش عمومی جامعه این است که افراد چاق به دلیل پرخوری و نداشتن فعالیت بدنی چاق شدهاند.
اما حقیقت این است که ما اغلب افرادی را میشناسیم که به مراتب بیشتر از ما میخورند و حتی فعالیت روزانه آنها کمتر از ما است، ولی همیشه متناسب باقی میمانند. 🤔
این تفاوت میان واقعیت زندگی افراد چاق و لاغر و نگرش غالب جوامع درباره چاقی، نشاندهنده این واقعیت است که با وجود پیشرفتهای زیاد بشر در زمینههای مختلف، هنوز نگرشهای اشتباه و نادرستی درباره چاقی وجود دارد. 💡
این تفاوتهای ذهنی و نگرشی به وضوح نمایانگر این است که برای رسیدن به تناسب اندام، تغییر در نگرشها به اندازه هر روش دیگر اهمیت دارد. 🙌
تغییر نگرش اولین قدم برای لاغر شدن
برای لاغر شدن، اولین قدم تغییر نگرش ما درباره لاغری است.
باید نگرش خود را نسبت به تحت فشار قرار دادن جسم با برنامههای رژیمی و ورزشهای سنگین تغییر دهیم و بپذیریم که تغییر محتوای ذهن و نگرش ما نسبت به لاغری مهمترین عامل تغییر عادت های چاق کننده است. 🧠
مهمترین اقدامی که باید انجام دهیم این است که نگرش خود درباره چاقی و مواد غذایی را همانند افراد متناسب اصلاح کنیم. 💡
وقتی افکار و نگرش خود را تغییر دهیم، به تدریج واکنشهای رفتاری ما نیز همسو با رفتارهای افراد متناسب خواهد شد. 💪
این تغییرات ذهنی و رفتاری وقتی به اندازه کافی تکرار شوند، بهطور خودکار باعث متناسب شدن جسم ما میشوند. 🔄✨
⏳ لاغری نه تنها یک تغییر جسمانی است، بلکه اولین گام، تغییر در نگرش و باورهای ذهنی ما است!
✍️ تمرین آموزشی 📖 آگاهی از عادت های چاق کننده
آگاهی از تفاوت عادتهای خود با افراد متناسب به ما کمک میکند تا درک بهتری از دلیل چاقی خود داشته باشیم و به همین دلیل پذیرش مسئولیت چاقی سادهتر و منطقیتر خواهد شد.
مرحله اول:
برای این منظور لازم است با دقت و شرح انشایی سوالات مطرح شده را پاسخ دهید.
- عادت چیست و به چه نوع رفتاری عادت گفته میشود؟
- عادت های چاق کننده چه نوع عادتهایی هستند؟
- لیستی از عادت های چاق کننده خود تهیه کنید و برای هر عادت شرح دهید چگونه باعث چاقی شما شده است.
به این نکته توجه کنید که هیچ عادتی به خودی خود چاقکننده نیست بلکه زمانی یک عادت به چاقکننده تبدیل میشود که نگرش شما درباره آن عادت این باشد که: من این عادت را دارم و به این دلیل چاق هستم یا نمیتوانم لاغر شوم.
بعنوان مثال من عادت داشتم با وعدههای غذایی نان میخوردم و تصور میکردم نان خوردن با غذا باعث چاقی من شده است. بنابراین من عادت خوردن نان با غذا را عامل چاقی خود میدانستم.
مرحله دوم:
نگرش شما درباره عبارت “میـــل نـــدارم” چیست؟ آیا از این عبارت استفاده میکنید؟ در طی روز نسبت به تعارف دیگران چقدر میتوانید از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده کنید؟
اگر به راحتی و به دفعات از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده میکنید انجام این مرحله از تمرین برای شما ضروری نیست اما اگر نسبت به استفاده از این عبارت احساس ناتوانی میکنید حتماً با دقت تمرین این قسمت را انجام دهید.
چرا برخی افراد به راحتی از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده میکنند اما شما از این عبارت استفاده نمیکنید؟
سعی کنید از این لحظه در طی روز یا در مراسمات و مهمانیها اگر احساس سیری داشتید نسبت به تعارف دیگران یا تمایل ذهن خود برای خوردن از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده کنید.
ضمناً شرح دهید که بعد از استفاده از عبارت “میـــل نـــدارم” چه احساسی داشتید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.14 از 292 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



به نام خدا سلام .
پاسخ تمرین آموزشی | آگاهی از عادتهای چاقکننده
مرحله اول
۱- عادت چیست و به چه نوع رفتاری عادت گفته میشود؟
عادت رفتاری است که در اثر تکرار، آنقدر برای ما طبیعی میشود که بدون فکر کردن آن را انجام میدهیم. بسیاری از رفتارهای روزانه ما مانند نحوه صحبت کردن، فکر کردن، واکنش نشان دادن به اتفاقات و حتی تصمیمهایی که میگیریم، از روی عادت هستند. عادتها در ابتدا با انتخاب ما شکل میگیرند، اما بعد از مدتی خودکار میشوند. به همین دلیل تغییر آنها نیاز به آگاهی، تمرین و تکرار دارد. زمانی که عادتهای جدید را بارها تکرار کنیم، به مرور جای عادتهای قدیمی را میگیرند.
۲- عادتهای چاقکننده چه نوع عادتهایی هستند؟
از نظر من، عادتهای چاقکننده فقط به رفتارهای ظاهری مربوط نمیشوند، بلکه بیشتر به طرز فکر و باورهای ذهنی ما ارتباط دارند. زمانی که باور داشته باشم یک رفتار خاص باعث چاقی من شده یا مانع لاغر شدنم است، ذهنم همان باور را بارها تکرار میکند و آن را به یک واقعیت تبدیل میکند. در واقع، مشکل اصلی خود رفتار نیست، بلکه نگرشی است که نسبت به آن دارم. هرچه این باورها قویتر باشند، تغییر کردن هم سختتر میشود. بنابراین برای رسیدن به تناسب، لازم است ابتدا عادتهای ذهنی خود را بشناسم و آنها را تغییر دهم.
۳- لیستی از عادتهای چاقکننده خود
۱. عادت ترس از چاقتر شدن
سالها با ترس از اضافه شدن وزن زندگی کردهام. حتی زمانی که اتفاق خاصی نیفتاده بود، ذهنم دائماً نگران چاقتر شدن بود. این ترس باعث میشد همیشه حواسم به چاقی باشد و بیشتر از آنکه به سلامتی و تناسب فکر کنم، روی اضافه وزن تمرکز کنم. امروز متوجه شدهام که این ترس فقط ذهنم را بیشتر درگیر چاقی کرده و آرامشم را گرفته است.
۲. عادت وزن کردن مداوم
یکی از عادتهای من این بود که مرتب خودم را وزن میکردم و حال روحیام را به عدد روی ترازو وابسته کرده بودم. اگر وزنم کمی بالا میرفت، ناامید و مضطرب میشدم و اگر پایین میآمد، از ترس برگشتن وزن آرامش نداشتم. این وابستگی باعث شده بود اعتمادم به مسیر تناسب کم شود. حالا یاد گرفتهام که تغییر واقعی از ذهن شروع میشود، نه از عدد ترازو.
۳. عادت سرزنش کردن خود
هر زمان احساس میکردم مطابق خواستهام عمل نکردهام، شروع به سرزنش خودم میکردم. به جای اینکه با مهربانی اشتباهم را بپذیرم و ادامه دهم، خودم را مقصر میدانستم و احساس گناه میکردم. این عادت باعث میشد انگیزهام کمتر شود و اعتمادم به خودم کاهش پیدا کند. اکنون تلاش میکنم به جای سرزنش، خودم را درک کنم و با مهربانی مسیرم را ادامه دهم.
۴. عادت باور داشتن اینکه شرایط مانع لاغری من هستند
مدتها تصور میکردم به خاطر شرایط جسمی، مشکلات زندگی یا اتفاقات گذشته، لاغر شدن برای من سختتر از دیگران است. این باور باعث شده بود احساس کنم راه رسیدن به تناسب برای من بسته است. اما حالا میدانم تا زمانی که این باور را حفظ کنم، ذهنم هم همان نتیجه را تولید میکند. امروز تصمیم گرفتهام به جای تمرکز بر محدودیتها، به توانایی بدنم برای رسیدن به تناسب اعتماد کنم.
۵. عادت عجله برای نتیجه گرفتن
همیشه دوست داشتم خیلی سریع تغییر کنم و اگر نتیجه زود ظاهر نمیشد، ناامید میشدم. این عجله باعث میشد بارها مسیرم را نیمهکاره رها کنم یا احساس کنم تلاشهایم بیفایده بوده است. اکنون میدانم تغییر ذهن و ساختن عادتهای جدید زمان میخواهد و هر قدم کوچکی که برمیدارم، مرا به هدفم نزدیکتر میکند.
۶. عادت مقایسه کردن خود با افراد متناسب
گاهی خودم را با افرادی که اندام متناسب داشتند مقایسه میکردم و احساس میکردم از آنها عقب هستم. این مقایسه باعث کاهش اعتمادبهنفسم میشد و لذت مسیر را از من میگرفت. امروز یاد گرفتهام که هر فرد مسیر مخصوص به خودش را دارد و تنها مقایسه درست، مقایسه خودم با گذشته خودم است.
۷. عادت بیاعتمادی به بدنم
سالها تصور میکردم بدنم توانایی رسیدن به تناسب را ندارد و همیشه با آن در جنگ بودم. به جای شنیدن پیامهای بدنم، مدام به آن شک میکردم. اما امروز باور دارم که بدنم هوشمند است و اگر با احترام، آرامش و اعتماد با آن رفتار کنم، میتواند به تعادل طبیعی خود برگردد. این تغییر نگرش، یکی از مهمترین قدمهای من در مسیر تناسب است.
امروز متوجه شدهام که بیشتر از آنکه رفتارها باعث چاقی من شده باشند، این عادتهای ذهنی و باورهای قدیمی بودهاند که مرا سالها در این وضعیت نگه داشتهاند. اکنون تصمیم گرفتهام به جای جنگیدن با خودم، عادتهای جدیدی مانند اعتماد به بدن، صبوری، آرامش و مهربانی با خود را جایگزین عادتهای گذشته کنم.
مرحله دوم
عبارت «میل ندارم» برای من قبلاً جملهای سخت بود. گاهی نگران میشدم که اگر این جمله را بگویم، دیگران ناراحت شوند یا فکر کنند بیاحترامی کردهام. به همین دلیل، بعضی وقتها برخلاف احساس واقعی خودم پاسخ مثبت میدادم.اما امروز نگاهم تغییر کرده است.
میدانم گفتن «میل ندارم» یعنی احترام گذاشتن به نیاز واقعی بدنم، نه بیاحترامی به دیگران. افراد متناسب بدون احساس گناه و با آرامش این جمله را میگویند، چون تصمیمشان را بر اساس احساس واقعی بدنشان میگیرند.تصمیم گرفتهام هر زمان واقعاً میلی نداشتم یا احساس سیری کردم، با احترام و آرامش بگویم: «ممنونم، میل ندارم.» میدانم هر بار که این جمله را با اطمینان بیان کنم، اعتمادم به بدنم بیشتر میشود و احساس قدرت، آرامش و اختیار بیشتری خواهم داشت.
این تمرین به من یادآوری میکند که من مسئول انتخابهای خودم هستم و لازم نیست فقط برای راضی کردن دیگران برخلاف احساس درونیام عمل کنم.
سلام و درود
وقت عالی بخیر
چقدر عالی و عمیق به این تمرین جواب دادی! واقعاً از این همه خودآگاهی و ریزبینی لذت بردم.
دقیقاً همینطوره که گفتی، ریشه خیلی از عادتهای چاقکننده، بیشتر از اینکه فیزیکی باشند، ذهنی و در باورهای ما پنهان شدن.
لیستی که از عادتهای چاقکنندهت نوشتی، نشون میده چقدر خوب تونستی به درون خودت سفر کنی و اون الگوهای فکری رو شناسایی کنی که سالها مانع حرکتت بودن.
اینکه ترس از چاقی، وزنکشی، سرزنش خودت، باور به محدودیتها و بیاعتمادی به بدنت رو شناسایی کردی، نقطهی شروع یه تغییر بنیادینه.
تصمیمت برای جایگزین کردن این عادتها با اعتماد به بدن، صبوری و مهربانی با خودت، فوقالعادهست. همین تغییر نگرش، مسیرت رو برای همیشه عوض میکنه.
ادامه بده با همین قدرت و آگاهی. قدمهات رو محکم بردار و بدون که هر روز داری به سمت بهترین نسخه خودت حرکت میکنی.
منتظر خبرهای عالی شما هستم👌
سلام به استاد عزیزم و دوستان گرامی
مرحله اول:
برای این منظور لازم است با دقت و شرح انشایی سوالات مطرح شده را پاسخ دهید.
عادت چاقکننده یعنی: کاری که بدون فکر انجام میدی و در نهایت باعث میشه کالریِ بیشتر از نیاز بدنت وارد بشه یا کمتر از نیازت بسوزی.
اینم لیستِ ساده و دقیق:
۱. خوردنِ موقعِ کار یا فکر: چون حواست پرته، مغزت نمیفهمه چقدر خوردی و پیامِ «سیر شدم» رو دیر میده. (نتیجه: پرخوریِ ناخودآگاه).
۲. غذا خوردنِ عصبی: وقتی دلت میگیره یا استرس داری، برای آروم شدن سراغِ تنقلات میری. (نتیجه: اضافه کردنِ کالریِ اضافه برای فرار از حسِ بد).
۳. نشستنهای طولانی: چون زیاد فکر میکنی، ممکنه ساعتها بیحرکت بمونی. (نتیجه: سوختوسازِ بدنت میاد پایین و انرژیها ذخیره میشن).
۴. خوردنِ شبانه: وقتی دیروقت غذا میخوری، بدنت دیگه انرژیش رو نمیسوزونه و همهش رو تبدیل به چربی میکنه. (نتیجه: ذخیرهسازیِ حداکثری).
لیستی از عادت های چاق کننده خود تهیه کنید و برای هر عادت شرح دهید چگونه باعث چاقی شما شده است.
۱. حذف وعده صبحانه و پرخوری در شب: گرسنگی کشیدنِ اجباری در روز باعث میشه شب به شدت گرسنه بشم و کنترلم رو از دست بدم.
۲. سریع خوردن: مغز حدود ۲۰ دقیقه زمان نیاز داره تا بفهمه سیره؛ کسی که تند میخوره، قبل از اینکه بفهمه سیره، بیش از حد خورده.
۳. نوشیدنِ کالری: مصرفِ زیادِ نوشابه، آبمیوههای صنعتی یا قهوههای شیرین؛ چون اینا سیر نمیکنن ولی کالریِ بالایی دارن.
۴. غذا خوردنِ تفریحی: خوردن به خاطرِ بیکاری یا جلوی تلویزیون، به جای خوردن برای رفع گرسنگی.
۵. خوابِ ناکافی: وقتی کم میخوابم، هورمونهای گرسنگی بالا میرن و روز بعدش بیاختیار دنبال کربوهیدرات میرم.
مرحله دوم:
نگرش شما درباره عبارت “میـــل نـــدارم” چیست؟ آیا از این عبارت استفاده میکنید؟ در طی روز نسبت به تعارف دیگران چقدر میتوانید از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده کنید؟
من بیشتر مواقع اصلا گشنه نیستم، و معمولا بیشتر غذاهایی که میخورم تفریحی هستن. ذهنم دستور میده بخور، و من با اینکه گشنه نیستم بلکه سیرم، باز هم میخورم…
یعنی بیشتر مواقع حتی اگه سیر باشم، بازهم میخورم…
وقتی ذهنم دستور میده نمیتونم جلوشو بگیرم مگر با تغییر فرمول هاش…
اگر کسی تعارف کنه، من با قاطعیت نه میگم. و هرچقدرم اصرار کنه بازم نظرم عوض نمیشه…
اما توی خونه، خانوادم اگر تعارف کنن میخورم. اما به شرطی که اون مواد غذایی سالم باشه.
من خودم 1 سال و 4 ماهه که هیچ چیز شیرینی جز میوه نخوردم. و اگه کسی تعارف چیز شیرین بکنه، بازم با قاطعین نه میگم و نمیخورم.
چرا برخی افراد به راحتی از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده میکنند اما شما از این عبارت استفاده نمیکنید؟
من با خودم فکر میکنم که حالا اگه بخورم که چیزی نمیشه، اشکالی نداره بزار بخورم.
خودم سیرم، اما انگار چشمام گشنن، برای همین بازم میخورم و با خودم میگم من الان دوست دارم این چیزو بخورم و خب میخورم…
اما افراد لاغر میتونن راحت یه چیزی رو نخورن، چون با خودشون میگن غذا فقط برای تامین انرژی و سوخت بدنه، و من الان سیرم و سوخت بدنم تامین شده، بنابراین نمیخورم.
اما من با خودم میگم غذا برای تفریحه و خیلی خوش مزست و با خوردنش ادم حال میکنه و…
برای همین بازم میخورم…
خیلی دوست دارم بتونم فرمول های ذهنیمو تغییر بدم
چون خودم واقعا دیگه جا ندارم اما چون ذهنم میگه بخور انگار از روی مجبوری میخورم..
و نمیتونمم نخورم… چون حریف این ذهن نمیشم.
و هروقتم میخورم عذاب وجدان دارم.!
انشاالله با هدایت خداوند قرمول های ذهنیمو تغیییر میدم و عادت هامم تغییر میکنن و من به یه فرد لاغر برای همیشه تبدیل میشم…
خدانگدارتون
سلام و درود
وقت عالی بخیر
تعریفی که از عادت و عادتهای چاقکننده دادید، کاملاً درسته و لیست عادتهای شخصیتون هم نشون میده چقدر با خودتون رو راست هستید.
اما بریم سراغ اون بخش مهم “میل ندارم” و اون تقابل ذهنی که دارید.
دقیقاً همینجاست که کار اصلی ما شروع میشه. شما خیلی خوب اشاره کردید که با دیگران در مورد شیرینیجات یا تعارفات غیرضروری، قاطعانه “نه” میگید. این یعنی قدرت “نه” گفتن رو دارید! مشکل اصلی اونجاست که “ذهنِ خودتون” بهتون تعارف میکنه و شما حریفش نمیشید، درسته؟
اونجایی که میگید “ذهنم دستور میده بخور” و “چشمام گشنهان”، ریشه همون “فرمولهای ذهنی” هست که خودتون هم بهش اشاره کردید.
این فرمولها به مرور زمان شکل گرفتن و الان مثل یه برنامه خودکار عمل میکنن. مغز شما غذا رو فقط سوخت نمیبینه، بلکه یه “تفریح” و “حال خوبکننده” هم میدونه، برای همین وقتی “میل ندارم” رو میگید، یه جورایی با اون حال خوب درونیتون مقابله میکنید.
اولین قدم برای تغییر این فرمولها، همون خودآگاهی بینظیریه که الان دارید. اینکه متوجه شدید چه موقع ذهن فرمان میده و شما با اینکه سیرید، میخورید و بعد عذاب وجدان میگیرید. این یک نقطه شروع فوقالعادهست. قراره با هم یاد بگیریم چطور به جای جنگیدن با این فرمانها، هوشمندانه فرمولها رو بازنویسی کنیم تا ذهن هم با ما همراه بشه، نه در برابر ما.
منتظر خبرهای عالی شما هستم👌
سلام مجدد استاد عزیزم
بله شما کاملا درست میگید…
تعارف دیگران تاثیر انچنانی نداره، اینکه مثلا با یه تعارف ساده، بخوای تاثیر بگیری و مجبور بشی بخوری..!
چیزی که تاثیر داره و عادت های مارو شکل میده، ذهن و باور های محدود کننده ای هستن که باورشون کرده بودم…
وقتی ذهن میگه بخور، یعنی باید بخورم، نمیتونم حریفش بشم مگر اینکه کلا فرمول های ذهنیمو تغییر بدم.
دقیقا ذهن من غذارو یه تفریح شگفت انگیز و عالی میبینه، نه صرفا فقط یه راه برای تامین انرژی و سوخت بدن…
برای همین واقعا انگار وقتی نمیخوام بخورم، ذهن نمیخواد از این لذت و این غذای لذیذ محروم بشه. برای همین منو مجبور به خوردن اون چیزی میکنه که من حتی خودم میل به خوردنش ندارم و با عذاب وجدان میخورم..
از اینکه وقت گذاشتین و این دیدگاه فوق العاده رو نوشتین ممنونم
در پناه خداوند باشید…
نشان های دریافت شده
سلام سوال اول عادت نتیجه تکراررفتارهایی هست که هرروزانجامش میدیم مثال میگیم من عادت کردم هرروزچاییم باشیرینی بخورم یاعادت کردم ورزش کنم یک کاری که روتین زندگی ماشده درموردچاقی هم همینجوربوده یک سری رفتارهاتکرارشده بهش گفتن چاقی تکرارعادتهاست سوال دوم ،عادت چاق کننده وقتی سیرهستیم تاچشم به شیرینی میفته میگیم بایدیدونه بخوریم یا میوه یاهرموادِغذایی کلا ریزه خواری سوال سوم من قبلا سس مایونژ وفست فود ،کره ومربا جزچاق کننده میدونستم چایی سبزوشکلات تلخ ،کره بادام زمینی روجزلاغرکنندهامیدونستم قبل اشنایی باروش ذهنی چون طبق رژیم رفتارمیکردیم موادغذایی روبه دوگره چاق کننده ولاغرکننده تقسیم میکردن ولی درروش ذهنی هیچ موادِغذایی نه چاق میکنه نه لاغر بایددهن اموزش ببینه ونگرش ها تومسیردرست هدایت بشن افرادمتناسب ازهمه موادِغذایی مصرف میکنن اما هیچ ترسی ندارن راحتن ولی یک ذهن چاق باخوردنشنوترس توذهن ایجادمیکنه که من بخورم چاق میشم یکی ازبستگان میگفت من اگرجلوی خودمونگیرم چاق میشم نگرشش به کم خوری بودمرحله دوم خیر طبق فایل چالش من اینونخوردم اونجااستادبمایاددادن بجای گفتن میل ندارم بگیم سیرهستم اگرتعارفی شد میگیم سیرهستم من خودم اگرتعارفی بشه ومن میگم سیرم باید یادگرفت تکنیک هارواجراکرد البته نباید عجله داشته توتغییرنگرش ها بایدباارامش اجراکردچاقی نتیجه عادتهاست نه خوردن ها نه ارثیه نه کم تحرکی همش ریشه ذهنی داره من خودم دقت میکنم به رفتارها واقعا متوجه میشم استادچقدرراحت تونستن بادلیل ریشه رفتارهاروپیداکنن من چاقی روتوخوردن میدیدم اماالان میگم توذهن من هست بایدمن یادبگیرم ازدرون تغییرکنم نه بیرون ذهنموارام کنم بابدنم به صلح برسم یعنی نگاه بدنکنم چرالاغرنمیشم
با سلام به استاد عزیز و همه دوستان تناسب فکری
با سلام به استاد و دوستان عزیزم
من قبلا اگر غذا زیاد میکشید به علت این که حیف نباشه اگرم سیر میشدم تا ته میخوردم الان چند روزه وقتی میبینم سیرم سریع از غذا دست میکشم و در کل سعی میکنم کم بکشم که تا وقتی سیر شم غذام تموم شه و فهمیدم اصلا با حجم کمی سیر میشم به خودم نباید اصرار کنم تا ته بخورم و این که میگین چشم سیر نمیشه دقیقا حس کردم وقتی برای سر کارم غذا میکشم اگر کم بکشم احساس میکنم امروز سر کار گشنه میمونم ولی وقتی غذامو سر کار گرم میکنم میزارم جلوم میبینم به نصف غذا رسیدم سیرم ولی چون حیفیم میومد تا ته میخوردم
و یه عادتی که فک کردم باعث لاغریم میشه و نه تنها باعث چاق تر شدنم شد بله باعث عصبی تر شدنم میشد این بود که میگفتم نباید شام بخورم
ساعت حدودا ۶ الی ۷ عصر میشد یادم میفتاد که شام نمیتونم بخورم عصبی میشدم و خودمو با خوردن تخمه چایی وشیرینی یا میوه زیاد یا تنقلات گول میزدم اینارو بخور شام خوب نیست در صورتی که چشمم اصلا سیر نمیشد و درواقع یه حجم عظیمی درمقامل وعده شام میخوردم
اگر شام سبک میخوردم مغزو چشمم سیر میشد که اقا تو قراره مثلا ۸ یا ۹ شب شام بخوری تا اون موقع چیزی نخور
ولی وقتی یادم میفتاد که نه شام نداریم امشب ولی گشنمه با چیزای دیگ خودمو سیر میکردم اگرم یا موقع شام میخوردم فرداش عذاب وجدان که نه نباید شام میخوردم حالا انروز صبونه نخورم جبران شه ولی سر ظهر عصبی میشد ناهار بیشتر میخوردم یا عصر میرفتم کیک و بیسکوییت میگفرتم با چایی میخوردم لج میکردم با خودم
سلام خدمت استاد عزیز و همراهان گرامی
عادت چیست؟
به رفتارهای تکرار شونده عادت گفته میشود
عادت های چاق کننده مثل:ریزه خواری،خوردن بدون
گرسنگی،پرخوری از ترس اینکه تمام میشه،حس گناه بعد
از خوردن
عادتهای چاقی من:مثلا کمی غذا تو قابلمه مونده میگم خب اینم بخورم،برای بچه ها غذا آماده میکنم گرسنه نیستم ولی چون دلم میخواد و هوس کردم میخورم
یا میگم امروز هم میخورم از فردا دیگه نمیخورم و کنترل میکنم یا عادت داشتم با قهوه حتما باید کیک بخورم
یاعصبانی که میشم بیشتر میخورم
سعی میکنم بگم میل ندارم که نخورم البته اینم تازه از دوره های استاد یاد گرفتم.
تاثیر زیادی داره ولی باید تکرار بشه که تو ذهن جا بیفته وموقتی نباشه