0

عادت‌های چاق کننده (قسمت چهارم)

عادت‌ های چاق کننده
اندازه متن

سال‌ها هر بار که کسی بهم شیرینی تعارف می‌کرد، برمی‌داشتم. حتی وقتی سیر بودم. گفتن دو کلمه‌ی «میل ندارم» برای من از فتح قله‌ی اورست سخت‌تر بود. امروز می‌دونم این رفتار نه از گرسنگی بود و نه از بی‌ارادگی؛ یکی از همون عادت‌های چاق کننده بود که از یه باور ساده در ذهنم شروع شده بود.

این نوشته جلسه چهارم از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. در سه جلسه‌ی قبل دلیل‌های بیرونی چاقی رو رد کردیم و در جلسه سوم (روش‌های لاغر شدن) دیدیم چرا هیچ روشی ماندگار نبوده. از این جلسه، آموزش لاغری با ذهن جدی‌تر می‌شه. بنابراین این جلسه رو با حوصله دنبال کن و تمرین‌هاش رو کامل انجام بده.

🧠 قدرت ذهن؛ همون نیرویی که ما رو چاق کرد

در این چند سال خیلی‌ها با من تماس گرفتن یا پیام دادن تا درباره‌ی لاغری با ذهن بپرسن. معمولاً از همون اول صحبت مشخص بود که از قدرت ذهنشون در لاغری خبر ندارن. چون مدام دلیل‌های بیرونی برای چاقیشون میاوردن: «از بچگی چاق بودم»، «پدر و مادرم چاقن»، «قرص اعصاب می‌خورم»، «بعد از ازدواج چاق شدم».

برای خیلی‌ها سخته باور کنن که با قدرت ذهن می‌شه لاغر شد. من برای اینکه این موضوع رو راحت‌تر نشون بدم، راه ساده‌ای پیدا کردم: ثابت کنم که با همین قدرت ذهن چاق شدیم.

یه نیرو در وجود همه‌ی ما هست. همین نیرو در یه نفر به شکل بدن چاق خودش رو نشون داده و در یه نفر دیگه به شکل بدن متناسب. خیلی ساده‌ترش اینه که اگه همین نیرو تونسته ما رو چاق کنه، می‌تونه لاغرمون هم بکنه. فقط باید بفهمیم فرق ذهن ما با ذهن یه آدم متناسب کجاست.

🔁 عادت‌های چاق کننده؛ چاقی محصول مجموعه‌ای از عادت‌هاست

ما از هوا چاق نشدیم. اگه مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم، یعنی قبول کردیم که یه طرز فکر و یه طرز رفتار داشتیم که ما رو به اینجا رسونده. چاقی محصول عادت‌های ماست. یعنی رفتارهایی که هر روز و هر روز تکرار شدن.

یه نکته‌ی مهم اینجاست: یکی دو تا عادت اشتباه هیچ‌کس رو چاق نمی‌کنه. چاقی نتیجه‌ی مجموعه‌ای از عادت‌های اشتباهه که با تکرار بارها و بارها، ما رو به وضعیت امروز رسونده.

سیگار رو در نظر بگیر. یه نخ یا دو نخ سیگار اتفاق بدی برای آدم رقم نمی‌زنه. ولی کسی که از یه نخ شروع کرده، کم‌کم شده دو تا، بعد چهار تا و بعد یه پاکت در روز. وقتی این رفتار سال‌ها تکرار بشه، عواقب جدی داره. چاقی هم همین‌طور آروم‌آروم و بی‌صدا ساخته می‌شه.

عادت‌ها فقط آدم رو خراب نمی‌کنن؛ آدم رو موفق هم می‌کنن. قهرمان المپیک عادت کرده هر روز تمرین کنه و غذا خوردن و خواب و بیداریش با یه آدم معمولی فرق داره. یه آدم متناسب هم یه سری عادت‌ها رو تکرار می‌کنه و یه آدم چاق یه سری عادت‌های دیگه رو. بنابراین فرق اصلی بین چاق‌ها و لاغرها، فرق در عادت‌هاشونه.

فرق ما و لاغرها در مقدار غذا نیست

خیلی‌ها فکر می‌کنن فرق در نوع غذاست. ولی ما و آدم‌های متناسب تقریباً همون غذاها رو می‌خوریم. بعضی‌ها هم فکر می‌کنن فرق در مقدار غذاست. ولی وقتی چاق بودم، حواسم خیلی به این موضوع بود و آدم‌های زیادی رو می‌دیدم که از من بیشتر می‌خوردن ولی متناسب‌تر از من بودن.

حتماً تو هم آدم‌هایی رو می‌شناسی که با حسرت بهشون نگاه می‌کنی و می‌گی «ببین چقدر می‌خوره، ولی هیکلش رو ببین!». یعنی نه نوع غذا تعیین‌کننده است و نه مقدارش. فقط عادت‌ها با هم فرق دارن.

منطق ذهن چاق

🌱 عادت‌های چاق کننده چطور شکل می‌گیرن؟

عادت یه فکر ساده است که تکرار می‌شه، تکرار می‌شه و تبدیل می‌شه به عادت. خیلی از عادت‌هامون رو هم خودمون انتخاب نکردیم. کسانی مثل من که از بچگی اضافه وزن داشتن، عادت‌هاشون رو خودشون انتخاب نکردن. این عادت‌ها بر اساس فکرها و باورهایی که در ذهنشون شکل گرفته بود، خودبه‌خود ساخته شدن.

وقتی بزرگ‌تر شدم، یه سری عادت‌ها رو خودم هم اضافه کردم. چون آدم‌های چاق خیلی راحت رفتارهای اشتباه رو از همدیگه یاد می‌گیرن. اگه دوستم یه عادتی داشت که من نداشتم، کافی بود چند روز باهاش رفت‌وآمد داشته باشم تا اون عادت رو هم به عادت‌های خودم اضافه کنم.

حالا سؤال اینه که خود عادت‌ها از کجا میان؟ عادت‌ها از باورها شکل می‌گیرن. اگه چیزی رو باور کنی، خودبه‌خود عادت‌هایی در تو شکل می‌گیره که وضعیتت رو شبیه باورت می‌کنه.

انسان رو می‌شه سه قسمت دید: باور، عادت و بدن. باور از فکرهایی ساخته می‌شه که بارها مرورشون کردیم؛ از حرف‌هایی که از پدر و مادر، جامعه و رسانه‌ها شنیدیم. وقتی باور ساخته شد، ذهن ناخودآگاه عادت‌هایی می‌سازه که بدن ما رو با اون باور هماهنگ کنه. یعنی عادت‌ها پل بین باور و بدن ما هستن.

مثلاً کسی که از بچگی بارها شنیده «چاقی شما خانوادگیه»، اول فقط یه باور داره و هنوز اضافه وزن چندانی نداره. ولی کم‌کم عادت‌هایی در اون شکل می‌گیره که بدنش رو شبیه باورش کنه. بنابراین به اندازه‌ی پدر و مادرش، یا حتی بیشتر، اضافه وزن پیدا می‌کنه.

در خانواده‌ای که پدر و مادر و سه تا از بچه‌ها چاقن ولی بچه‌ی چهارم متناسبه، برو از همون بچه‌ی چهارم بپرس درباره‌ی چاقی چه باوری داره. امکان نداره باور کرده باشه که چاقی ارثیه. اگه باور کرده بود، اون هم مثل بقیه چاق می‌شد.

یکی از همراه‌های سایت در بخش نظرات یه جمله‌ی خیلی خوب نوشته بود:

«من همیشه فکر می‌کردم چاقی من ژنتیکیه، چون همه‌ی عمه‌ها و عموهام چاق بودن. اما الان می‌فهمم که اون چیزی که منتقل شده، فقط ژن نبوده، بلکه طرز فکر چاقی بوده!»

یعنی چیزی که در خانواده‌ها نسل‌به‌نسل منتقل می‌شه، بیشتر از ژن، باورها و عادت‌هاست.

🏋️ چرا فشار آوردن به بدن جواب نداد؟

روندی که ما رو چاق کرده اینه: اول باور، بعد عادت، و آخر بدن. ولی ما برای لاغر شدن چه کار می‌کردیم؟ می‌رفتیم سراغ قسمت آخر، یعنی بدن، که هیچ نقشی در انتخاب نداشته و فقط نتیجه‌ی باورها و عادت‌هامون بوده. در تمام مدتی که با رژیم و ورزش و دارو به بدنمون فشار میاوردیم، باورها و عادت‌ها سر جاشون بودن.

من برای لاغر شدن کم تلاش نکردم. شاید هزاران کیلومتر دویدم. ولی وقتی به بدنم فشار میاوردم، فقط بعضی از عادت‌هام رو کمتر تکرار می‌کردم، اون هم تا وقتی که می‌تونستم رژیم رو ادامه بدم. چون باور سر جاش بود و مدام سوخت چاقی رو می‌رسوند، ذهنم هم مدام سعی می‌کرد عادت‌ها رو تکرار کنه. همین درگیری بود که ما رو عصبی و خسته می‌کرد.

داستان باشگاه رفتن من

یه زمانی باشگاه بدنسازی ثبت‌نام کرده بودم و هزینه‌اش رو هم داده بودم. ولی همیشه دنبال بهانه بودم که نرم. می‌گفتم «بذار نیم ساعت دیگه»، «امروز مهمون داریم»، «امروز درس دارم»، «امروز حس و حالش نیست، از فردا می‌رم». در حالی که بقیه‌ی بچه‌های باشگاه با اشتیاق هر روز میومدن و برنامه‌شون رو اجرا می‌کردن.

فرق ما چی بود؟ اون‌ها برای خوش اندام شدن و ورزشکار شدن میرفتن باشگاه، ولی من برای لاغر شدن ورزش می‌کردم، چون باور داشتم «ما خانوادگی چاقیم و من همیشه چاق می‌مونم». همین یه باور کافی بود تا همه‌ی تلاشم رو خنثی کنه. چند وقت می‌رفتم و کمی تغییر می‌کردم، ولی تا یه هفته نمی‌رفتم، دوباره همون آدم قبلی می‌شدم.

عادت‌های چاق کننده

🗓️ چرا تصمیم‌های «از فردا» جواب نمی‌ده؟

چند بار به خودت گفتی «از امروز دیگه شیرینی نمی‌خورم» یا «از فردا دیگه ریزه‌خواری نمی‌کنم»؟ من خودم بارها گفته بودم «این جعبه‌ی شیرینی رو که آوردم بخورم، دیگه بعد از این لب نمی‌زنم». ولی ۳۰ سال همین رو گفتم و باز هم خوردم.

دلیلش ساده‌ست. من این عادت رو با تصمیم نساخته بودم که بخوام با تصمیم عوضش کنم. یادت میاد کی تصمیم گرفتی پرخوری کنی؟ کی تصمیم گرفتی چاق بشی؟ هیچ‌وقت. بنابراین با تصمیم هم نمی‌شه لاغر شد. راهش تغییر باوره.

«میل ندارم»؛ سخت‌تر از فتح اورست

یکی از بهترین معیارها برای سنجیدن فرق لاغری با ذهن با بقیه‌ی روش‌ها همین دو کلمه‌ست: «میل ندارم». برای یه آدم چاق، گفتن این دو کلمه جلوی یه شیرینی یا تعارف و اصرار دیگران، از فتح اورست سخت‌تره.

من تا وقتی در مسیر چاقی بودم، یادم نمیاد یک بار گفته باشم «میل ندارم». حتی وقتی به کسی تعارف می‌کردم و اون می‌گفت «میل ندارم»، برام خنده‌دار بود. می‌گفتم «یعنی چی میل ندارم؟ مگه میلیه؟ خوردنیه، بردار بخور!». ولی امروز خیلی از هنرجوهای لاغری با ذهن برام می‌نویسن که خیلی راحت می‌تونن بگن «میل ندارم». چون باورشون عوض شده و عادت‌هاشون خودبه‌خود تغییر کرده.

از امروز امتحان کن. هر وقت سیر بودی و کسی چیزی تعارف کرد، بگو «میل ندارم» و ببین چند روز می‌تونی ادامه بدی. اگه فقط همین کار رو بتونی همیشه انجام بدی، متناسب می‌شی. ولی بدون تغییر باور، این کار تقریباً نشدنیه. همین تجربه بهت نشون می‌ده که عادت با تصمیم عوض نمی‌شه.

🧩 چند باور رایج که عادت چاق‌کننده می‌سازن

«بعد از ۴۰ سالگی سوخت‌وساز پایین میاد»

خانم‌های زیادی بین ۳۷ تا ۴۲ سال برام پیام می‌دن که در چند ماه اخیر خیلی سریع چاق شدن؛ مثلاً ۱۰ کیلو در سه چهار ماه. اولین سؤالی که ازشون می‌پرسم اینه: «این جمله رو شنیدی که خانم‌ها به ۴۰ سالگی که می‌رسن، سوخت‌وسازشون پایین میاد و چاق می‌شن؟». تقریباً همه می‌گن «آره، احتمالاً درسته، چون خودمون هم همین‌طور شدیم».

یعنی این جمله رو سال‌ها قبل شنیدن و باورش کردن. حالا که به اون سن نزدیک شدن، عادت‌هایی در اون‌ها شکل گرفته که بدنشون رو با همون باور هماهنگ کنه.

«این دارو اشتها رو زیاد می‌کنه»

کافیه پزشک موقع نوشتن یه دارو بگه «این دارو اشتها رو زیاد می‌کنه». از همون روز باور شکل می‌گیره و بعد آدم می‌گه «از وقتی این قرص رو می‌خورم، تند تند گرسنه‌ام می‌شه». ولی تا دیروز همین آدم یه جور دیگه غذا می‌خورد.

خیلی‌ها پرخوری رو با اشتها اشتباه می‌گیرن. خیلی‌ها هم می‌گن هر یکی دو ساعت گرسنه می‌شن. همه‌ی این‌ها عادته؛ ترفندیه که ذهن ناخودآگاه به کار می‌بره تا بدن رو به باور «چاق شدن برای من طبیعیه» برسونه.

«اگه معده‌ام خالی باشه سردرد می‌گیرم»

خیلی‌ها باور دارن اگه غذا نخورن یا معده‌شون خالی بمونه، سردرد می‌گیرن. ولی همین آدم‌ها در ماه رمضان، شاید یکی دو روز اول کمی سردرد بگیرن، ولی بعد دیگه سردرد ندارن. چون ذهنشون می‌دونه دستوری بالاتر از دستور خودش هست و نمی‌تونه با سردرد اون‌ها رو به خوردن وادار کنه. جالبه که بعد از ماه رمضان، خیلی‌ها دوباره به همون عادت‌های قبلی برمی‌گردن.

«بدنم شیرینی می‌کشه»

یکی از عادت‌های قبلی من این بود که حتماً با چایی کلوچه بخورم، یا به‌جای قند، شکلات بخورم. این‌ها قانون نیستن؛ فقط عادتن. خیلی‌ها می‌گن «بدن من شیرینی می‌کشه». ولی بدن آهن‌ربا نیست که شیرینی رو بکشه. این یه باور اشتباهه که با تکرار، عادت شده. اگه بدن ما شیرینی می‌کشید، چرا بدن خیلی از آدم‌ها اصلاً نمی‌کشه؟

خطاهای مغز چاق

♾️ چرا لاغری با ذهن همیشگیه؟

در لاغری با ذهن رژیم غذایی، ورزش اجباری و دارو نداریم. چون همه‌ی این‌ها فقط نتیجه رو هدف می‌گیرن. ما باید سرچشمه رو تغییر بدیم، یعنی باورها رو. وقتی باورها با فکرهای جدید عوض بشن، عادت‌ها خودبه‌خود عوض می‌شن و در نهایت بدن هم تغییر می‌کنه.

این هم دلیل اینه که هنرجوها نتیجه‌های متفاوتی می‌گیرن. هر کسی به اندازه‌ای که باورهاش عوض می‌شه، عادت‌هاش و بعد بدنش تغییر می‌کنه. زوری در کار نیست.

چاقی ما تا امروز همیشگی بوده، چون عادت‌هامون همیشگی بودن. هر بار لاغر شدیم، با تکرار همون عادت‌ها دوباره به بدن قبلی برگشتیم. بنابراین وقتی باورها و عادت‌ها عوض بشن، متناسب بودن هم به همون اندازه همیشگی می‌شه.

👔 لذتی که لاغرها هیچ‌وقت تجربه نمی‌کنن

ما آدم‌هایی که اضافه وزن داشتیم، یه برتری نسبت به لاغرها داریم که خودمون ازش خبر نداریم: می‌تونیم یه زندگی جدید رو تجربه کنیم. از خرید کردن گرفته تا تغییر در رفتار و احساس و شادی درونی. آدم‌هایی که از اول لاغر بودن، این تجربه رو ندارن، چون نمی‌دونن چاقی چیه که بخوان از لاغریشون لذت ببرن.

من که روزی ۱۳۵ کیلو بودم، می‌دونم این حس چقدر لذت‌بخشه. چند سال پیش کتی که امروز می‌پوشم اصلاً به تنم نمی‌رفت. ولی حالا سایز لارج می‌پوشم و هر بار که لباس مورد علاقه‌ام رو تنم می‌کنم، از اندامی که برای خودم ساختم لذت می‌برم. این لذتی نیست که به این راحتی تموم بشه و برای هر کسی هم ممکنه.

✍️ تمرین آموزشی 📖 آگاهی از عادت‌های چاق کننده

شناختن فرق عادت‌های خودت با عادت‌های آدم‌های متناسب کمک می‌کنه دلیل چاقیت رو بهتر بفهمی. جواب این سؤال‌ها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس.

مرحله اول: عادت‌های غذاییت رو پیدا کن

  • عادت چیه و به چه رفتاری عادت می‌گیم؟
  • عادت‌های چاق کننده چه نوع عادت‌هایی هستن؟
  • فهرستی از عادت‌های غذایی خودت بنویس و برای هر کدوم توضیح بده چرا فکر می‌کردی باعث چاقیت شده.

سخت‌گیری نکن. هر رفتاری که بیشتر از یک بار تکرار شده، عادته. مثلاً یکی از عادت‌های من این بود که حتماً با چایی کلوچه یا شکلات می‌خوردم.

یادت باشه هیچ عادتی به‌خودی‌خود چاق‌کننده نیست. یه عادت وقتی چاق‌کننده می‌شه که باورت درباره‌اش این باشه: «من این عادت رو دارم، برای همین چاقم یا نمی‌تونم لاغر بشم.» مثلاً من عادت داشتم با غذا نون بخورم و فکر می‌کردم همین نون خوردن من رو چاق کرده.

مرحله دوم: تمرین «میـــل نـــدارم»

نگاهت به جمله‌ی «میـــل نـــدارم» چیه؟ در طول روز، جلوی تعارف بقیه چقدر می‌تونی این جمله رو بگی؟ چرا بعضی‌ها خیلی راحت می‌گن «میل ندارم» ولی تو نمی‌تونی؟

از همین امروز، هر وقت سیر بودی و کسی چیزی تعارف کرد یا ذهنت تو رو به خوردن دعوت کرد، بگو «میل ندارم». بعد بنویس چند بار تونستی این کار رو بکنی و بعدش چه حسی داشتی.

اگه همین الان هم راحت از این جمله استفاده می‌کنی، این مرحله برای تو ضروری نیست.

در جلسه بعد (قسمت پنجم: دلیل چاق شدن من) با هم دقیق‌تر دلیل شخصی چاق شدنمون رو پیدا می‌کنیم.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. عادت‌های چاق کننده چه عادت‌هایی هستن؟

رفتارهایی که بارها تکرار شدن و ما رو به خوردن بیشتر از نیاز بدن کشوندن؛ مثل خوردن شیرینی کنار چایی، ریزه‌خواری، یا نتونستن «میل ندارم» گفتن. هیچ عادتی به‌خودی‌خود چاق‌کننده نیست؛ باور ما درباره‌ی اون عادته که اون رو چاق‌کننده می‌کنه.

۲. عادت‌ها از کجا میان؟

از باورها. وقتی یه جمله رو بارها می‌شنویم و باورش می‌کنیم، ذهن ناخودآگاه عادت‌هایی می‌سازه که بدن ما رو با اون باور هماهنگ کنه. بنابراین زنجیره‌ی چاقی این‌طوریه: باور، بعد عادت، و آخر بدن.

۳. چرا با تصمیم گرفتن نمی‌تونم عادت‌هام رو ترک کنم؟

چون این عادت‌ها رو با تصمیم نساختی. هیچ‌وقت تصمیم نگرفتی پرخوری کنی یا چاق بشی. برای همین با تصمیم هم عوض نمی‌شن. وقتی باور پشت عادت عوض بشه، عادت هم خودبه‌خود تغییر می‌کنه.

۴. چرا لاغری با ذهن ماندگاره؟

چون به‌جای بدن، سراغ باورها و عادت‌ها می‌ره. همون‌طور که چاقی به خاطر عادت‌ها همیشگی بود، وقتی عادت‌ها عوض بشن، تناسب هم همیشگی می‌شه.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.13 از 298 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11424
425 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار پریسا رهام
      ۱۴۰۵/۰۸/۰۳ ۰۰:۳۰
      مدت عضویت: 10 روز
      امتیاز کاربر: 1630 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 568 کلمه

      سلام خسته نباشید. 

      وقتی چاقی و باور کردم و چاق شدنم و طبیعی دونستم با گذر زمان رفتار های انجام میدادم که قبلا علاقه ای به انجامش نداشتم .این رفتار هر روز در من تکرار میشد و رفته رفته جزی از روتین زندگی من و تبدیل به یک عادت شدن ‌.

      عادت های چاق کننده من:ناخونک زدن به غذا .علاقه شدید به غذا های برنجی و فست فودی .چیدن سفره های رنگی و با تنهوع جوری که اگه هم ماست دارم هم دوغ هر دو باید تو سفره باشن و استفاده بشن .عادت کردم با دیدن فیلم غذا بخورم و گاهی میشینم خوردن بقیه رو نگاه میکنم .عادت کردم همه خوراکی هامو باهم بخورم عادت کردم بشقابمو تا ته بخورم حتی اگه سیر باشم .عادت کردم وقتی میرم مهمونی بیشتر بخورم .عادت کردم باقی مونده غذا و خوراکی های دخترمو بخورم .وقتی از غذایی و خوراکی خوشم میاد هی میخوام خوردنشو پختنشو تکرار کنم .دنبال غذاها و خوراکی های جدیدم .شبا قبل خواب به نهار فردا و نهار نخورده به شام شب فکر میکنم .اگه چیزی و بخوام بران نخرن با خودم و با شخص مقابل دعوام میشه عصبی میشم .وقتی بیکارم میل به خوردن پیدا میکنم وقتی ناراحتم بغض مو با غذا قورت میدم .و عادت های دیگه که شاید الان ب یاد نمیارم .

      میدونی اینا کار های هستن که من توی این ۵ سال زندگی از همسرم هرگز ندیدم اصلا همسر من به چاقی نمیتونه فکر هم بکنه و همین باور نکردن و انجام ندادن این رفتار ها در اون باعث ایجاد یک ذهن با افکار متناسب و یک جسم لاغر شده است .

      لاغری با ذهن جایی برای شناخت دلایل چاقی و اشتی کردن دوباره با خودته .پس میخوام بگم :ذهن قدرتمند و جسم توانایی من شما تقصیری در چاقی که به وجود امده ندارید ذهن عزیزم تو زمانی حرفی از کسانی شنیدی که قبولشون داشتی گاهی این افراد راجب چاق شدن جرف ها مدارکی رو میکردن و تو اطمینان کامل پیدا میکردی و گاهی نمونه های نیز خودت میدی و در پی این باور رفتار های انجام میدادی تا منو به انچه که باور کردم برسونی.رفتار های که انجام دادانشون همراه بود با لذت مثلا من هنوزم یادمه اولین باری که یه سفره رنگار با تنوع زیاد چیدی چقدر ذوق داشتی یا اولین باری که یه عالمه خوراکی داشتی و چقدر با ذوق نشستی فیلم دیدی و همه شو خوردی حتی اون دل درد بعدش هم از ذوقت کم نکرد.یا هنوزم میدونم وقتی یه ناراحتی بغضی تو گلوت جا خوش میکنه راهی جز قورت دادنش پیدا نمیکنی و تنها راهی که کمی ارومت میکنه همینه.ولی میدونی من دیگه ذوقی نمیخوام برا این کار ها داشته باشم این رفتار های که یه زمانی پر از ذوق لذت و خوشحالی بودن الان در من تبدیل شدن به حوشحالی های چند لحظه ای که بعد جاشو به نا امیدی و حس های بد میدن .میدونی ذهن توانایی من وقتشه یه خونه تکونی کوچولوی انجام بدیم راه های جدیدی برا خوشحال کردنمو پیدا کنیم برا رفع ناراحتی مون.این خوشی های لحظه ای داره به جسمم اسیب وارد میکنه بیا باهم دیگه سه تایی کاری و انجام بدیم که حال همه مون خوب باشه.وقتشه برگردیم به اصل خودمون به جوری که افریده شدیم روحی سبک ذهنی با افکار متناسب و در نتیجه داشتن جسمی سالم و متناسب.

      ما سه تامون (روح .ذهن .جسم)اماده تغییریم دوباره میسازیم انچه که میخوایم و لایقش هستیم .تناسب از انچه که فکر میکنی به من نزدیک تر است😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سمیرا عبدالهی حسن
      ۱۴۰۵/۰۷/۱۸ ۱۹:۰۶
      مدت عضویت: 200 روز
      امتیاز کاربر: 215 سطح ۱: کاربر مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 364 کلمه

      گام چهارم 

      سلام استادگرامی وپرازعلم وآگاهی ام ،امروزاومدم قدم چهارمم روبردارم وباانجام تمارینش به رسیدن به اندام مناسبم نزدیکترشم

      ۱،عادت چیه و به چه رفتاری عادت می‌گیم؟عادت تکرارصدهاهزارباریک حرفه که من باورش کردم،باوری که خودم ساختمش ویاازکسی شنیدمش وپذیرفتمش

      مثلایکی ازباورهایی که خودم داشتم این بودکه یه زن بارداردردوران بارداری اضافه وزن میاره اگربچش پسرباشه بعداززایمان نهایتا تاچهل روز به وزن قبل اززایمانش برمیگرده ولی ولی ولی اگربچه دخترباشه تماااام اون چربیهادرمحدوده دورشکم ودورپهلوهاش میمونه ودیگه نمیتونه لاغربشه،من این مطلب روبارهاوبارهاوبارها ازمادربزرگم،مادرم وخواهرم شنیده بودم وچون تجربیات اونهاروبه چشم دیده بودم باورکرده بودم ودقیقابعداز

      اولین زایمانم که فرزندپسرم به دنیااومد،سره چهل روزمن به وزن قبل ازبارداریم رسیده بودم وبعداززایمان دومم که فرزنددخترم به دنیاآمددیگه کل هیکلم بهم ریخت وبعداز۱۰ سال همچنان اضافه وزن دارم ودقیقا دورشکم ودورپهلوهام چربی اضافه دارم 

      امروزبعدازشنیدن این فایل من متوجه این قضیه شدم که تکرارباعث ایجادباورشده برام وچون من باورکردم ذهنم به صورت خودکارشرایطی روبرام فراهم کرده که من چاق بمونم ودورشکم وپهلوهام همیشه توچشم باشن واندامم خوش فرم نباشه

      عادت غذایی که باعث شده ذهن من باورمن روعملی کنی وجسمم رودرراستای باورم وهم جهت باباورم نگه داره اینه که من توغذاخوردن خیلی عجله میکنم وتندتندغذامیخورم،عادت اینکه روزی سه وعده غذاخوردن چاقی میاره برام پس باید کمترکنم ودووعده ای شم،عادته خوردن فست فود که به راحتی وبه راحتی چاقم میکنه ومن همیشه برای خوردنش مقاومت دارم،عادت اینکه اگرروزی یک ساعت پیاده روی نکنم صددرصدچاقترمیشم وهرروزچاقترازدیروزم میشم وورزش وپیاده روی روهم دوست دارم ولی رغبتی بهش ندارم

      ۲،در طول روز، جلوی تعارف بقیه چقدر می‌تونی این جمله رو بگی؟

      به لطف خدامن به راحتی زمانی که سیرهستم میتونم اعلام کنم که میل ندارم،حتی یه تایمهایی دلم میخوادیه چیزی بخورم ولی جلوی اشتهام رومیگیرم ومیرم سره یخچال وباخوردن یه لیوان آب خیالم روراحتدمیکنم اماالان که دارم فکرمیکنم یاده یه عادت زیبام افتادم که مدتهاست فراموشش کرد؛،من قبلا وقتی غذامیخوردم حتی اگر یک قاشق توبشقابم میموند ولی سیرمیشدم دیگه نمیتونستم قاشق آخرروبخورم وهمش میگفتم جاندارم،ازاین بیشترجاندارم،حتی اگربهم اسرارمیکردن هم قاشق آخررونمیخوردم وبه بقیه میگفتم اگراینوبخورم مطمئنم که حالت تهوع میگیرم وغذاهای خورده شده روپس میدم وحیف میشن،بعدباخنده دست ازغذامیکشیدم ،گاها برام پیش میومدکه به زورلقمه آخررومیخوردم تابشقابم خالی شه ومن واقعاواقعاحالت تهوع بهم دست میدادوهمه تعجب میکردن

      حالاکه فکرمیکنم میبینم مدتهاست که ذهنم این عادتم روفراموش کرده ومن وزنم بیشترازقبل شده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار کبری جعفری
      ۱۴۰۵/۰۷/۰۹ ۱۳:۰۷
      مدت عضویت: 102 روز
      امتیاز کاربر: 6789 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 214 کلمه

      به نام خداوند بخشنده و مهربان 

      سلام به استاد عطار روشن و هم مسیری ها ی خوبم 

      فکر و افکاری که نمی توانیم انجامشون ندیدم و تکرارمیکنیم عادت گفته میشود 

      عادت چاق کننده باورهای که باعث شکل گیری عادت ها شدن 

      واین عادت ها باعث چاقی شدن 

      خوردن جلوی تلویزیون و احساسی خوردن موقع که عصبانی و خشم و فکر مشغولی و خوشحالی و ناراحتی بجای اینکه بشینیم بنویسیم و با چیزهای دیگه اروم بشیم با خوردن حتی سیر هستیم انجام میدیم و حس گناه بعد از خوردن و جایزه و پاداش دادن به خودمون با شکلات و شیرینی و وقتی سیر هستم برای تموم شدن غذا در بشقاب میخورم  

      عادت های چاق کننده من 

      موقع غذا درست کردن ناخونک میزنم 

      چای با خرما وقتی میل ندارم چون همسرم میخوره منم کنارش میخورم

      وقتی فکرم مشغول هست بدون اینکه متوجه باشم شروع به خوردن میکنم 

      وقتی مریض ماهانه میشم باور کردم که اگر چیز شیرینی نخورم حالم بهم میخوره  البته بعضی وقتا درسته بعضی وقتا عادت هست 

      وقتی سیر هستم غذا بخورم که الان کار کردم خیلی بهتر شدم 

      من از وقتی با سایت آشنا شدم انجام میدم البته اگه متوجه باشم 

      دیشب برای تعارف پسرم که اصرار داشت که یه لقمه بخورم میل ندارم و واقعا نخوردم 

      ادم های دیگه که میل ندارم میگن عادت کردن چیزی نمیخوان نمی خودم بنظرم خیلی برای خودشون ارزش میگذارن 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 7081 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 121 کلمه

        سلام و درود
        وقت عالی بخیر
        عالیه که تغییرات رو توی خودت حس می کنی. خیلی خوبه که داری روی شناسایی و درک عادت هات کار می کنی. همین شناخت، اولین و مهمترین قدمه.

        اون کارهایی که گفتی مثل ناخونک زدن، خوردن چای با خرما حتی وقتی میل نداری، خوردن از روی مشغله فکری و باورهای مربوط به عادت های دوران قاعدگی، همه نشونه هاییه از این که داری عمیق تر به خودت نگاه می کنی. اینکه متوجه شدی اینها عادت هستن و نه همیشه نیاز واقعی بدن، یعنی داری خیلی خوب روی فرمول های ذهنی ات کار میکنی.
        مخصوصا اون موردی که گفتی دیشب با اصرار پسرت نخوردی، یه دستاورد بزرگ محسوب میشه.
        به همین طریق به مسیرت ادامه بده.

        منتظر خبرهای عالی شما هستم👌

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار م ا
      ۱۴۰۵/۰۶/۳۰ ۱۱:۵۵
      مدت عضویت: 794 روز
      امتیاز کاربر: 25065 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 795 کلمه

      بنام خدای مهربان

      سلام استاد ودوستان هم مسیر 

      گام4

      یکی از اصلی ترین دلایل چاقی درجامعه نه ژنها بلکه عادتهای چاق کننده ایه که کم. کم بی صدا از دل سبک زندگیم رشد کردن این عادتها نتیجه ی یه سری از افمار وباورهای پنهانی هستن که ناخوداگاه مرا سمت رفتارهایی مبرد که وزنم را بالاتر مبره من همیشه فکررمیکردم چاقی من اروی هست اما از وقتی دراین مسیر هستم دیگه نمیگم چاقی من اروی هست این یه باور بود که درذهنم به وجود امده بود اولین قدم برای ساختن یه بدن متناسب اینه که منطقی ذهنم را از چاق کننده به لاغرکننده تغییر بدم چاقی نتیجه ی عادتهای چاق کننده هست همون رفتارهایی که بارها بارها انجامش دادم تا حایی که بهشون فکر هم نمی کنم مثلا خوردن بی اختیار موقع تناشای سریال پر خوری وقتی استرس دارن تنام مردن غذا حتی وقتی سیر شدم جایزه دادن به خودم با شیرینی وشکلات ذهن من این رفتارها را باتکراریاد گرفته چون ذهن من عاشق تکراره اما همان طور که ذهن این عادتها ی چاق کنندهیاد کرفته میتونه درست برعکسش رو هم یاد بکیره چاقی از ذهن شروع میشه که یه افکار پنهانی اروم اروم تو ذهنم جاخوش می کنن افکاری که کم کم تبدیل میشن به تصاویر ذهنی چاق چاقی نتیجه عادتهای چاق کننده است که خوذشان محصول تکرار رفتارهای چاق کننده هستند این رفتارها به واسطه افکار چاق کننده ای شکل میگیرند ونگرشهامرا نسبت به زندگی وبدن خودم ایجا میکنه تنها تفاوت واقعی بین افراد جاق ولاغرتفاوت در افکار ونگرش انها درباره خودشان است هیچ انسان لاعری به خودش نمیگه که توانایی کنترل غذا خوردن ندارد وهبچ کدام از انها عقیده ندارند که غذایی که میخورنذ باعث چاقی شان خواهد شد نکرش عمپمی جامعه این استدکه افراد چاق به دلیل پر خوری ونداشتن فعالیت بدنی چاق شدند اما حقیقت این است که افرادی هستن که بیشتر از ما میخورند وحتی فعالیت روزانه انها کمتراز ماست ولی همیشه متناسب باقی می مانند این تفاوتها ذهنی ونگرش به وضوح نمایانگر این است که برای رسبدن به تناسب اندام تغییر در نگرش ها به اندازه هر روش دیگر اهمیت دارد برای لاغرشدن اولین قدم تغییر نگرش درباره لاغری هست باید نگرش خودم را نسبت به تحت فشار قرار دادن جسمدیا برنامه های رژیمی ورزشهای سنکین تغییرذبدم وبپذیرم که تغییر محتوای ذهن ونگرش من نسبت به لاغری مهمترین عامل تغییر عادتهای چاق کننده است مهمترین اقدامی که بایددانجام بدم این است که نگرش خودم را درباره چاقی وموادغذایی را همانند افراد متناسب اصلاح کنم وقتی نکرش وافکار خودمرا تغییر بدم به تدریج واکنش هایرفناری من نیز همسو با رفتارهای افراد متناسب خواهد شد واین تغییرات ذهنی ورفتاری وقتی به اندازه کافی تکرار شوند بخ طور خودکار باعث متناسب شدن جسم من میشوذ لاغری نه تنها جسمانی است بلکه اولین گام تغییر در نکرش وباورهای ذهنی من است

      مرحله اول 

      1عادت نتیجه ی یه سری از افکار وباورهای هستن مه تکرار کردم وسدن عادت واین عادتها نا خوداگاه مرا به سمت رفتارهایی بردن که وزنم بالا بره وچاق بشم من همیسه فکر میکردم چاقی من ارثی هست اما از وقتی دراین مسیر هستم این باور کم رنگ شده 

      2رفتارهایی که بار وبارها انحام دادم وتکرار کردم تبدیل شدن به عادتهای چاقی ومن با تکرار کردن درذهنم به عادتهای چاقی تبدیل شدن ومن باید عادتهای چاقی را به لاغری تغییر بدم

      3لیست عادتهای چاق کننده من: من همیشه ترس از مواد غذایی وخوراکی داشتم وهمیشه با استرس وترس میخوردم که غذاها ومواد خوراکی مرا چاق میکنند من همیشه چاقی خودم را ارثی میدوتستم وهمیشه ترس از چاقتر شدن داشتم که جاقی من اروی هست پس من هر کاری کنم بازهم چاق میشم من هر پقت رژیم میگرفتم ویکم لاعرمیشدم وبعداز مدتی خسته میشدم ورها میکردم ونمی تونستم ادامه بدم وخودم را سرزنش میکردم که من بی اراده هستم من عرضه ندارم کت لاغربشم ولاغربمونم من عادت خوردن نون با برنج داشتم وزیاد میخوردم اینها مرا چاق میکردند من وقتی رژیم بودم عادت داشتم خودم را زود زود وزن کنن واگر وزنم کم نمیشد ناراحت وناامید میشدم واسترس داشتم من فکر میکردم لاغرشدن خیلی سخته ومن باید همیشه رژیم باشم محدویت داشنه باشم ورزش کنم وهمیشه سختی وعذاب بمشم تا لاغربشم من خواب زیاد را دلیل چاقی میدونستم من همیشه عادت داشتم غذاییم را تند تند بخورم و بدون جویدن قورت بدم من عادت داشتم بین غذا اب زیاد بخورم کم تحرکی وزیاد نشستن با عث چاقی من بودن اینها عادتهای چاق کننده من بودنوتصمیم دارن اینها را تا جایی که میشه تغییر بدم وبراحتی متناسب بشم 

      مرحله دوم

      من بعضی وقتا از میل ندارم استفاده میکنم واگه کسی بهم تعارف زیاد کنه میگم اگه نخورم طرف ناراحت میشه برای همین میخورم اما دیگه از امروز سعی میکنم اگه میل نداشتم براحتی بگم میل ندارم ونخورم وبه خودم احترام بزارم واگه نیاز لود بخورم وبعداز خوردن استرس نداشته باشم ارامش داشته باشم

      خدایاشکرت خدایاشکرت ممنون استاد ازشما همگی درپناه الله مهربان  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ جعفری
      ۱۴۰۵/۰۶/۱۱ ۱۴:۰۹
      مدت عضویت: 61 روز
      امتیاز کاربر: 4334 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 359 کلمه

      به نام خدا                                                                                                                                                                                                                                   عادت چیست و به چه نوع رفتاری عادت گفته می‌شود؟ کارهایی که ما هر روز انجام میدهیم تکرار و استمرار داره عادت می گویند و رفتارهایی که به دفعات زیاد در زمان طولانی تکرار می کنیم عادت میگویند مثل قهوه صبحگاهی ، صبح زود بیدار شدن ، مطالعه کتاب…..

      • عادت های چاق کننده چه نوع عادت‌هایی هستند؟ عادت هایی هستن که باعث میشن بیشتر غذا بخوریم و در معرض استرس باشیم .
      • لیستی از عادت های چاق کننده خود تهیه کنید و برای هر عادت شرح دهید چگونه باعث چاقی شما شده است. خورن کیک یا شیرینی همراه با چای یا کافی میکس باعث میشه مقدار بیشتری شیرینی جات بخورم ،ریزه خواری در حین غذا درست کردن باعث میشه مقدار غذای بیشتری بخورم بدون اینکه متوجه بشم چقدر خوردم باعث چاقی ام شود.تنقلات و هله هوله گاه بی گاه بخورم باعث افزایش وزنم میشه ، موقع ناراحتی بستنی یا دسر یا نوشیدنی خنک یا شیرینی میخورم که این عادت باعث میشه چاق تر بشم ،خوردن هله هوله و خوراکی موقع تماشای تلویزیون ،موقع مزه کردن چیزی به مقدار زیاد میخورم نه اینکه فقط یه مقدار مزه کنم ، باید غذا یا دسر هرچی تا اخر بخورم چیزی اضافه نیاد ، هر چیز خوشمزه ای توی خونه باشه باید در اسرع وقت بخورم انگار قحطی هست تموم میشه، ناخونک زدن به غذا یا دسر ، دیر شام خوردن و شام سنگین خوردن ، خوردن نوشابه همراه غذا ، استرس و عذاب وجدان بعد از غذا خوردن
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سحر
      ۱۴۰۵/۰۵/۰۴ ۰۲:۲۴
      مدت عضویت: 724 روز
      امتیاز کاربر: 6800 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 877 کلمه

      به نام خدا سلام .

      پاسخ تمرین آموزشی | آگاهی از عادت‌های چاق‌کننده

      مرحله اول

      ۱- عادت چیست و به چه نوع رفتاری عادت گفته می‌شود؟

      عادت رفتاری است که در اثر تکرار، آن‌قدر برای ما طبیعی می‌شود که بدون فکر کردن آن را انجام می‌دهیم. بسیاری از رفتارهای روزانه ما مانند نحوه صحبت کردن، فکر کردن، واکنش نشان دادن به اتفاقات و حتی تصمیم‌هایی که می‌گیریم، از روی عادت هستند. عادت‌ها در ابتدا با انتخاب ما شکل می‌گیرند، اما بعد از مدتی خودکار می‌شوند. به همین دلیل تغییر آن‌ها نیاز به آگاهی، تمرین و تکرار دارد. زمانی که عادت‌های جدید را بارها تکرار کنیم، به مرور جای عادت‌های قدیمی را می‌گیرند.

      ۲- عادت‌های چاق‌کننده چه نوع عادت‌هایی هستند؟

      از نظر من، عادت‌های چاق‌کننده فقط به رفتارهای ظاهری مربوط نمی‌شوند، بلکه بیشتر به طرز فکر و باورهای ذهنی ما ارتباط دارند. زمانی که باور داشته باشم یک رفتار خاص باعث چاقی من شده یا مانع لاغر شدنم است، ذهنم همان باور را بارها تکرار می‌کند و آن را به یک واقعیت تبدیل می‌کند. در واقع، مشکل اصلی خود رفتار نیست، بلکه نگرشی است که نسبت به آن دارم. هرچه این باورها قوی‌تر باشند، تغییر کردن هم سخت‌تر می‌شود. بنابراین برای رسیدن به تناسب، لازم است ابتدا عادت‌های ذهنی خود را بشناسم و آن‌ها را تغییر دهم.

      ۳- لیستی از عادت‌های چاق‌کننده خود

      ۱. عادت ترس از چاق‌تر شدن

      سال‌ها با ترس از اضافه شدن وزن زندگی کرده‌ام. حتی زمانی که اتفاق خاصی نیفتاده بود، ذهنم دائماً نگران چاق‌تر شدن بود. این ترس باعث می‌شد همیشه حواسم به چاقی باشد و بیشتر از آنکه به سلامتی و تناسب فکر کنم، روی اضافه وزن تمرکز کنم. امروز متوجه شده‌ام که این ترس فقط ذهنم را بیشتر درگیر چاقی کرده و آرامشم را گرفته است.

      ۲. عادت وزن کردن مداوم

      یکی از عادت‌های من این بود که مرتب خودم را وزن می‌کردم و حال روحی‌ام را به عدد روی ترازو وابسته کرده بودم. اگر وزنم کمی بالا می‌رفت، ناامید و مضطرب می‌شدم و اگر پایین می‌آمد، از ترس برگشتن وزن آرامش نداشتم. این وابستگی باعث شده بود اعتمادم به مسیر تناسب کم شود. حالا یاد گرفته‌ام که تغییر واقعی از ذهن شروع می‌شود، نه از عدد ترازو.

      ۳. عادت سرزنش کردن خود

      هر زمان احساس می‌کردم مطابق خواسته‌ام عمل نکرده‌ام، شروع به سرزنش خودم می‌کردم. به جای اینکه با مهربانی اشتباهم را بپذیرم و ادامه دهم، خودم را مقصر می‌دانستم و احساس گناه می‌کردم. این عادت باعث می‌شد انگیزه‌ام کمتر شود و اعتمادم به خودم کاهش پیدا کند. اکنون تلاش می‌کنم به جای سرزنش، خودم را درک کنم و با مهربانی مسیرم را ادامه دهم.

      ۴. عادت باور داشتن اینکه شرایط مانع لاغری من هستند

      مدت‌ها تصور می‌کردم به خاطر شرایط جسمی، مشکلات زندگی یا اتفاقات گذشته، لاغر شدن برای من سخت‌تر از دیگران است. این باور باعث شده بود احساس کنم راه رسیدن به تناسب برای من بسته است. اما حالا می‌دانم تا زمانی که این باور را حفظ کنم، ذهنم هم همان نتیجه را تولید می‌کند. امروز تصمیم گرفته‌ام به جای تمرکز بر محدودیت‌ها، به توانایی بدنم برای رسیدن به تناسب اعتماد کنم.

      ۵. عادت عجله برای نتیجه گرفتن

      همیشه دوست داشتم خیلی سریع تغییر کنم و اگر نتیجه زود ظاهر نمی‌شد، ناامید می‌شدم. این عجله باعث می‌شد بارها مسیرم را نیمه‌کاره رها کنم یا احساس کنم تلاش‌هایم بی‌فایده بوده است. اکنون می‌دانم تغییر ذهن و ساختن عادت‌های جدید زمان می‌خواهد و هر قدم کوچکی که برمی‌دارم، مرا به هدفم نزدیک‌تر می‌کند.

      ۶. عادت مقایسه کردن خود با افراد متناسب

      گاهی خودم را با افرادی که اندام متناسب داشتند مقایسه می‌کردم و احساس می‌کردم از آن‌ها عقب هستم. این مقایسه باعث کاهش اعتمادبه‌نفسم می‌شد و لذت مسیر را از من می‌گرفت. امروز یاد گرفته‌ام که هر فرد مسیر مخصوص به خودش را دارد و تنها مقایسه درست، مقایسه خودم با گذشته خودم است.

      ۷. عادت بی‌اعتمادی به بدنم

      سال‌ها تصور می‌کردم بدنم توانایی رسیدن به تناسب را ندارد و همیشه با آن در جنگ بودم. به جای شنیدن پیام‌های بدنم، مدام به آن شک می‌کردم. اما امروز باور دارم که بدنم هوشمند است و اگر با احترام، آرامش و اعتماد با آن رفتار کنم، می‌تواند به تعادل طبیعی خود برگردد. این تغییر نگرش، یکی از مهم‌ترین قدم‌های من در مسیر تناسب است.

      امروز متوجه شده‌ام که بیشتر از آنکه رفتارها باعث چاقی من شده باشند، این عادت‌های ذهنی و باورهای قدیمی بوده‌اند که مرا سال‌ها در این وضعیت نگه داشته‌اند. اکنون تصمیم گرفته‌ام به جای جنگیدن با خودم، عادت‌های جدیدی مانند اعتماد به بدن، صبوری، آرامش و مهربانی با خود را جایگزین عادت‌های گذشته کنم.

      مرحله دوم

      عبارت «میل ندارم» برای من قبلاً جمله‌ای سخت بود. گاهی نگران می‌شدم که اگر این جمله را بگویم، دیگران ناراحت شوند یا فکر کنند بی‌احترامی کرده‌ام. به همین دلیل، بعضی وقت‌ها برخلاف احساس واقعی خودم پاسخ مثبت می‌دادم.اما امروز نگاهم تغییر کرده است.

      می‌دانم گفتن «میل ندارم» یعنی احترام گذاشتن به نیاز واقعی بدنم، نه بی‌احترامی به دیگران. افراد متناسب بدون احساس گناه و با آرامش این جمله را می‌گویند، چون تصمیمشان را بر اساس احساس واقعی بدنشان می‌گیرند.تصمیم گرفته‌ام هر زمان واقعاً میلی نداشتم یا احساس سیری کردم، با احترام و آرامش بگویم: «ممنونم، میل ندارم.» می‌دانم هر بار که این جمله را با اطمینان بیان کنم، اعتمادم به بدنم بیشتر می‌شود و احساس قدرت، آرامش و اختیار بیشتری خواهم داشت. 

      این تمرین به من یادآوری می‌کند که من مسئول انتخاب‌های خودم هستم و لازم نیست فقط برای راضی کردن دیگران برخلاف احساس درونی‌ام عمل کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 7081 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 143 کلمه

        سلام و درود
        وقت عالی بخیر
        چقدر عالی و عمیق به این تمرین جواب دادی! واقعاً از این همه خودآگاهی و ریزبینی لذت بردم.
        دقیقاً همینطوره که گفتی، ریشه خیلی از عادت‌های چاق‌کننده، بیشتر از اینکه فیزیکی باشند، ذهنی و در باورهای ما پنهان شدن.

        لیستی که از عادت‌های چاق‌کننده‌ت نوشتی، نشون میده چقدر خوب تونستی به درون خودت سفر کنی و اون الگوهای فکری رو شناسایی کنی که سال‌ها مانع حرکتت بودن.
        اینکه ترس از چاقی، وزن‌کشی، سرزنش خودت، باور به محدودیت‌ها و بی‌اعتمادی به بدنت رو شناسایی کردی، نقطه‌ی شروع یه تغییر بنیادینه.
        تصمیمت برای جایگزین کردن این عادت‌ها با اعتماد به بدن، صبوری و مهربانی با خودت، فوق‌العاده‌ست. همین تغییر نگرش، مسیرت رو برای همیشه عوض می‌کنه.
        ادامه بده با همین قدرت و آگاهی. قدم‌هات رو محکم بردار و بدون که هر روز داری به سمت بهترین نسخه خودت حرکت می‌کنی.

        منتظر خبرهای عالی شما هستم👌

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهدیه محمدپور
      ۱۴۰۵/۰۴/۱۶ ۰۹:۳۳
      مدت عضویت: 116 روز
      امتیاز کاربر: 1800 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 693 کلمه

      سلام به استاد عزیزم و دوستان گرامی

      مرحله اول:

      برای این منظور لازم است با دقت و شرح انشایی سوالات مطرح شده را پاسخ دهید.

      • عادت چیست و به چه نوع رفتاری عادت گفته می‌شود؟عادت ها، یک رابطه بین باور و جسم ما هستن.. عادت ها از باورها به وجود میان، اگر چیزی رو باور کنیم، خود به خود در ما عادت هایی شکل میگیره که وضعیت مارو مطابق با باورمون کنه.. عادت یک فکر سادست که تکرار میشه و تبدیل میشه به عادت… به عبارتی: (عادت در واقع یک الگوی رفتاری خودکار و تکرارشونده است که مغز ما برای صرفه‌جویی در انرژی ایجاد می‌کند. وقتی کاری را بارها در شرایط مشابه انجام می‌دهیم، مسیرهای عصبی خاصی در مغز تقویت می‌شوند؛ به طوری که بعد از مدتی، آن رفتار بدون نیاز به تصمیم‌گیری آگاهانه و به‌صورت «خلیانی» انجام می‌شود. در واقع مغز، آن عمل را به زیرلایه‌های عمیق‌تری می‌سپارد تا درگیرِ فرآیندهای پیچیده‌تر شود.)

       

      • عادت های چاق کننده چه نوع عادت‌هایی هستند؟

      عادت چاق‌کننده یعنی: کاری که بدون فکر انجام میدی و در نهایت باعث میشه کالریِ بیشتر از نیاز بدنت وارد بشه یا کمتر از نیازت بسوزی.

      اینم لیستِ ساده و دقیق:

      ۱. خوردنِ موقعِ کار یا فکر: چون حواست پرته، مغزت نمی‌فهمه چقدر خوردی و پیامِ «سیر شدم» رو دیر میده. (نتیجه: پرخوریِ ناخودآگاه).

      ۲. غذا خوردنِ عصبی: وقتی دلت می‌گیره یا استرس داری، برای آروم شدن سراغِ تنقلات میری. (نتیجه: اضافه کردنِ کالریِ اضافه برای فرار از حسِ بد).

      ۳. نشستن‌های طولانی: چون زیاد فکر می‌کنی، ممکنه ساعت‌ها بی‌حرکت بمونی. (نتیجه: سوخت‌وسازِ بدنت میاد پایین و انرژی‌ها ذخیره میشن).

      ۴. خوردنِ شبانه: وقتی دیروقت غذا میخوری، بدنت دیگه انرژی‌ش رو نمی‌سوزونه و همه‌ش رو تبدیل به چربی میکنه. (نتیجه: ذخیره‌سازیِ حداکثری).

      لیستی از عادت های چاق کننده خود تهیه کنید و برای هر عادت شرح دهید چگونه باعث چاقی شما شده است.

      ۱. حذف وعده صبحانه و پرخوری در شب: گرسنگی کشیدنِ اجباری در روز باعث میشه شب به شدت گرسنه بشم و کنترلم رو از دست بدم.

      ۲. سریع خوردن: مغز حدود ۲۰ دقیقه زمان نیاز داره تا بفهمه سیره؛ کسی که تند می‌خوره، قبل از اینکه بفهمه سیره، بیش از حد خورده.

      ۳. نوشیدنِ کالری: مصرفِ زیادِ نوشابه، آب‌میوه‌های صنعتی یا قهوه‌های شیرین؛ چون اینا سیر نمی‌کنن ولی کالریِ بالایی دارن.

      ۴. غذا خوردنِ تفریحی: خوردن به خاطرِ بیکاری یا جلوی تلویزیون، به جای خوردن برای رفع گرسنگی.

      ۵. خوابِ ناکافی: وقتی کم می‌خوابم، هورمون‌های گرسنگی بالا میرن و روز بعدش بی‌اختیار دنبال کربوهیدرات میرم.

      مرحله دوم:

      نگرش شما درباره عبارت “میـــل نـــدارم” چیست؟ آیا از این عبارت استفاده می‌کنید؟ در طی روز نسبت به تعارف دیگران چقدر می‌توانید از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده کنید؟

      من بیشتر مواقع اصلا گشنه نیستم، و معمولا بیشتر غذاهایی که میخورم تفریحی هستن. ذهنم دستور میده بخور، و من با اینکه گشنه نیستم بلکه سیرم، باز هم میخورم…

      یعنی بیشتر مواقع حتی اگه سیر باشم، بازهم میخورم…

      وقتی ذهنم دستور میده نمیتونم جلوشو بگیرم مگر با تغییر فرمول هاش…

      اگر کسی تعارف کنه، من با قاطعیت نه میگم. و هرچقدرم اصرار کنه بازم نظرم عوض نمیشه…

      اما توی خونه، خانوادم اگر تعارف کنن میخورم. اما به شرطی که اون مواد غذایی سالم باشه.

      من خودم 1 سال و 4 ماهه که هیچ چیز شیرینی جز میوه نخوردم. و اگه کسی تعارف چیز شیرین بکنه، بازم با قاطعین نه میگم و نمیخورم.

      چرا برخی افراد به راحتی از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده می‌کنند اما شما از این عبارت استفاده نمی‌کنید؟

      من با خودم فکر میکنم که حالا اگه بخورم که چیزی نمیشه، اشکالی نداره بزار بخورم.

      خودم سیرم، اما انگار چشمام گشنن، برای همین بازم میخورم و با خودم میگم من الان دوست دارم این چیزو بخورم و خب میخورم…

      اما افراد لاغر میتونن راحت یه چیزی رو نخورن، چون با خودشون میگن غذا فقط برای تامین انرژی و سوخت بدنه، و من الان سیرم و سوخت بدنم تامین شده، بنابراین نمیخورم.

      اما من با خودم میگم غذا برای تفریحه و خیلی خوش مزست و با خوردنش ادم حال میکنه و…

      برای همین بازم میخورم…

      خیلی دوست دارم بتونم فرمول های ذهنیمو تغییر بدم

      چون خودم واقعا دیگه جا ندارم اما چون ذهنم میگه بخور انگار از روی مجبوری میخورم..

      و نمیتونمم نخورم… چون حریف این ذهن نمیشم.

      و هروقتم میخورم عذاب وجدان دارم.! 

      انشاالله با هدایت خداوند قرمول های ذهنیمو تغیییر میدم و عادت هامم تغییر میکنن و من به یه فرد لاغر برای همیشه تبدیل میشم…

      خدانگدارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 7081 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 219 کلمه

        سلام و درود
        وقت عالی بخیر
        تعریفی که از عادت و عادت‌های چاق‌کننده دادید، کاملاً درسته و لیست عادت‌های شخصی‌تون هم نشون میده چقدر با خودتون رو راست هستید.

        اما بریم سراغ اون بخش مهم “میل ندارم” و اون تقابل ذهنی که دارید.
        دقیقاً همینجاست که کار اصلی ما شروع میشه. شما خیلی خوب اشاره کردید که با دیگران در مورد شیرینی‌جات یا تعارفات غیرضروری، قاطعانه “نه” میگید. این یعنی قدرت “نه” گفتن رو دارید! مشکل اصلی اونجاست که “ذهنِ خودتون” بهتون تعارف میکنه و شما حریفش نمیشید، درسته؟
        اونجایی که میگید “ذهنم دستور میده بخور” و “چشمام گشنه‌ان”، ریشه همون “فرمول‌های ذهنی” هست که خودتون هم بهش اشاره کردید.
        این فرمول‌ها به مرور زمان شکل گرفتن و الان مثل یه برنامه خودکار عمل میکنن. مغز شما غذا رو فقط سوخت نمی‌بینه، بلکه یه “تفریح” و “حال خوب‌کننده” هم می‌دونه، برای همین وقتی “میل ندارم” رو میگید، یه جورایی با اون حال خوب درونی‌تون مقابله میکنید.
        اولین قدم برای تغییر این فرمول‌ها، همون خودآگاهی بی‌نظیریه که الان دارید. اینکه متوجه شدید چه موقع ذهن فرمان میده و شما با اینکه سیرید، میخورید و بعد عذاب وجدان میگیرید. این یک نقطه شروع فوق‌العاده‌ست. قراره با هم یاد بگیریم چطور به جای جنگیدن با این فرمان‌ها، هوشمندانه فرمول‌ها رو بازنویسی کنیم تا ذهن هم با ما همراه بشه، نه در برابر ما.

        منتظر خبرهای عالی شما هستم👌

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار مهدیه محمدپور
          ۱۴۰۵/۰۴/۱۷ ۱۹:۱۷
          مدت عضویت: 116 روز
          امتیاز کاربر: 1800 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 137 کلمه

          سلام مجدد استاد عزیزم

          بله شما کاملا درست میگید…

          تعارف دیگران تاثیر انچنانی نداره، اینکه مثلا با یه تعارف ساده، بخوای تاثیر بگیری و مجبور بشی بخوری..!

          چیزی که تاثیر داره و عادت های مارو شکل میده، ذهن و باور های محدود کننده ای هستن که باورشون کرده بودم…

          وقتی ذهن میگه بخور، یعنی باید بخورم، نمیتونم حریفش بشم مگر اینکه کلا فرمول های ذهنیمو تغییر بدم.

          دقیقا ذهن من غذارو یه تفریح شگفت انگیز و عالی میبینه، نه صرفا فقط یه راه برای تامین انرژی و سوخت بدن…

          برای همین واقعا انگار وقتی نمیخوام بخورم، ذهن نمیخواد از این لذت و این غذای لذیذ محروم بشه. برای همین منو مجبور به خوردن اون چیزی میکنه که من حتی خودم میل به خوردنش ندارم و با عذاب وجدان میخورم..

          از اینکه وقت گذاشتین و این دیدگاه فوق العاده رو نوشتین ممنونم

          در پناه خداوند باشید…

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۵/۰۴/۱۴ ۰۰:۳۳
      مدت عضویت: 821 روز
      امتیاز کاربر: 29905 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 237 کلمه

      سلام سوال اول عادت نتیجه تکراررفتارهایی هست که هرروزانجامش میدیم مثال میگیم من عادت کردم هرروزچاییم باشیرینی بخورم یاعادت کردم ورزش کنم یک کاری که روتین زندگی ماشده درموردچاقی هم همینجوربوده یک سری رفتارهاتکرارشده بهش گفتن چاقی تکرارعادتهاست سوال دوم ،عادت چاق کننده وقتی سیرهستیم تاچشم به شیرینی میفته میگیم بایدیدونه بخوریم یا میوه یاهرموادِغذایی کلا ریزه خواری سوال سوم من قبلا سس مایونژ وفست فود ،کره ومربا جزچاق کننده میدونستم چایی سبزوشکلات تلخ ،کره بادام زمینی روجزلاغرکنندهامیدونستم قبل اشنایی باروش ذهنی چون طبق رژیم رفتارمیکردیم موادغذایی روبه دوگره چاق کننده ولاغرکننده تقسیم میکردن ولی درروش ذهنی هیچ موادِغذایی نه چاق میکنه نه لاغر بایددهن اموزش ببینه ونگرش ها تومسیردرست هدایت بشن افرادمتناسب ازهمه موادِغذایی مصرف میکنن اما هیچ ترسی ندارن راحتن ولی یک ذهن چاق باخوردنشنوترس توذهن ایجادمیکنه که من بخورم چاق میشم یکی ازبستگان میگفت من اگرجلوی خودمونگیرم چاق میشم نگرشش به کم خوری بودمرحله دوم خیر طبق  فایل چالش من اینونخوردم اونجااستادبمایاددادن بجای گفتن میل ندارم بگیم سیرهستم اگرتعارفی شد میگیم سیرهستم من خودم اگرتعارفی بشه ومن میگم سیرم باید یادگرفت تکنیک هارواجراکرد البته نباید عجله داشته توتغییرنگرش ها بایدباارامش اجراکردچاقی نتیجه عادتهاست نه خوردن ها نه ارثیه نه کم تحرکی همش ریشه ذهنی داره من خودم دقت میکنم به رفتارها واقعا متوجه میشم استادچقدرراحت تونستن بادلیل ریشه رفتارهاروپیداکنن من چاقی روتوخوردن میدیدم اماالان میگم توذهن‌ من هست بایدمن یادبگیرم ازدرون تغییرکنم نه بیرون ذهنموارام کنم بابدنم به صلح برسم یعنی نگاه بدنکنم چرالاغرنمیشم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منصوره عسکری
      ۱۴۰۵/۰۳/۱۵ ۱۸:۰۴
      مدت عضویت: 151 روز
      امتیاز کاربر: 1840 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 274 کلمه

      با سلام به استاد عزیز و همه دوستان تناسب فکری

      • عادت چیست و به چه نوع رفتاری عادت گفته می‌شود؟به رفتاری که هر روز تکرار میشه عادت میگن
      • عادت های چاق کننده چه نوع عادت‌هایی هستند؟ وقتی یک عادت در ذهنت چاق کننده باشه  و نتونی با داشتن اون عادت لاغر بشی
      • لیستی از عادت های چاق کننده خود تهیه کنید و برای هر عادت شرح دهید چگونه باعث چاقی شما شده است؟ چون من عادت دارم دوبار ناهار  بخورم خب چاق میشم و لاغر نمیشم (ولی با شروع ۱۲ گام  و اگاهی  دارم اینکه غذا سوخت با ارزش برای بدن زیبای ماست   این عادت رو ترک کردم خیلی راحت) ریزه خواری دارم  چاق هستم چون زمان گشنگی نمی خوردم برام لذت غذا  مهم بود  چون من عادت به تند خوری دارم لاغر نمیشم  چون عجله داشتم لحظه ی سیری رو تشخیص نمیدادم  عادت به خوردن احساسی داشتم اینکه الان حوصله نداری بخور یا خسته یا بیکار خب وقتی بی دلیل بخورم چاق میشم. عادت خواب نامنظم بعضی شبها دیر می خوابیدم  و غذذ از سر بیکاری می خوردم بی دلیل بود پس چاقم میکرد. عادت به اینکه اگه نخورم از دستم رفته اینم علت چاق کنندگیش این بود که علت خوردنم گشنگی نبوده. پرخوری بعد از ساعت ها گشنگی کشیدن  باعث میشد بگم حقمه یا چیزی کم گذاشتم   و این عادت چون غذای بیشتر از نیازم رو می خوردم انتظار چاقی داشتم
      • در جمله ی مورد میل ندارم می تونم بگم بعد غذا هر چی تعارف کنند میگم میل ندارم ولی چند ساعتی بگذره مقاومت نمی کنم و می خورم چون فکر مبکنم فرصتیه که از دست میره یا حیفه رد کنم لذیذه لذت داره 
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صنم ف
      ۱۴۰۵/۰۳/۰۲ ۱۳:۱۴
      مدت عضویت: 163 روز
      امتیاز کاربر: 10400 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 272 کلمه

      با سلام به استاد و دوستان عزیزم 

      من قبلا اگر غذا زیاد میکشید به علت این که حیف نباشه اگرم سیر میشدم تا ته میخوردم الان چند روزه وقتی میبینم سیرم سریع از غذا دست میکشم و در کل سعی میکنم کم بکشم که تا وقتی سیر شم غذام تموم شه و فهمیدم اصلا با حجم کمی سیر میشم به خودم نباید اصرار کنم تا ته بخورم و این که میگین چشم سیر نمیشه دقیقا حس کردم وقتی برای سر کارم غذا میکشم اگر کم بکشم احساس میکنم امروز سر کار گشنه میمونم ولی وقتی غذامو سر کار گرم میکنم میزارم جلوم میبینم به نصف غذا رسیدم سیرم ولی چون حیفیم میومد تا ته میخوردم 

      و یه عادتی که فک کردم باعث لاغریم میشه و نه تنها باعث چاق تر شدنم شد بله باعث عصبی تر شدنم میشد این بود که میگفتم نباید شام بخورم 

      ساعت حدودا ۶ الی ۷ عصر میشد یادم میفتاد که شام نمیتونم بخورم عصبی میشدم و خودمو با خوردن تخمه چایی وشیرینی یا میوه زیاد یا تنقلات گول میزدم اینارو بخور شام خوب نیست در صورتی که چشمم اصلا سیر نمیشد و درواقع یه حجم عظیمی درمقامل وعده شام میخوردم 

      اگر شام سبک میخوردم مغزو چشمم سیر میشد که اقا تو قراره مثلا ۸ یا ۹ شب شام بخوری تا اون موقع چیزی نخور 

      ولی وقتی یادم میفتاد که نه شام نداریم امشب ولی گشنمه با چیزای دیگ خودمو سیر میکردم اگرم یا موقع شام میخوردم فرداش عذاب وجدان که نه نباید شام میخوردم حالا انروز صبونه نخورم جبران شه ولی سر ظهر عصبی میشد ناهار بیشتر میخوردم یا عصر میرفتم کیک و بیسکوییت میگفرتم با چایی میخوردم لج میکردم با خودم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم