سالها هر بار که کسی بهم شیرینی تعارف میکرد، برمیداشتم. حتی وقتی سیر بودم. گفتن دو کلمهی «میل ندارم» برای من از فتح قلهی اورست سختتر بود. امروز میدونم این رفتار نه از گرسنگی بود و نه از بیارادگی؛ یکی از همون عادتهای چاق کننده بود که از یه باور ساده در ذهنم شروع شده بود.
این نوشته جلسه چهارم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در سه جلسهی قبل دلیلهای بیرونی چاقی رو رد کردیم و در جلسه سوم (روشهای لاغر شدن) دیدیم چرا هیچ روشی ماندگار نبوده. از این جلسه، آموزش لاغری با ذهن جدیتر میشه. بنابراین این جلسه رو با حوصله دنبال کن و تمرینهاش رو کامل انجام بده.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🧠 قدرت ذهن؛ همون نیرویی که ما رو چاق کرد
در این چند سال خیلیها با من تماس گرفتن یا پیام دادن تا دربارهی لاغری با ذهن بپرسن. معمولاً از همون اول صحبت مشخص بود که از قدرت ذهنشون در لاغری خبر ندارن. چون مدام دلیلهای بیرونی برای چاقیشون میاوردن: «از بچگی چاق بودم»، «پدر و مادرم چاقن»، «قرص اعصاب میخورم»، «بعد از ازدواج چاق شدم».
برای خیلیها سخته باور کنن که با قدرت ذهن میشه لاغر شد. من برای اینکه این موضوع رو راحتتر نشون بدم، راه سادهای پیدا کردم: ثابت کنم که با همین قدرت ذهن چاق شدیم.
یه نیرو در وجود همهی ما هست. همین نیرو در یه نفر به شکل بدن چاق خودش رو نشون داده و در یه نفر دیگه به شکل بدن متناسب. خیلی سادهترش اینه که اگه همین نیرو تونسته ما رو چاق کنه، میتونه لاغرمون هم بکنه. فقط باید بفهمیم فرق ذهن ما با ذهن یه آدم متناسب کجاست.
🔁 عادتهای چاق کننده؛ چاقی محصول مجموعهای از عادتهاست
ما از هوا چاق نشدیم. اگه مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم، یعنی قبول کردیم که یه طرز فکر و یه طرز رفتار داشتیم که ما رو به اینجا رسونده. چاقی محصول عادتهای ماست. یعنی رفتارهایی که هر روز و هر روز تکرار شدن.
یه نکتهی مهم اینجاست: یکی دو تا عادت اشتباه هیچکس رو چاق نمیکنه. چاقی نتیجهی مجموعهای از عادتهای اشتباهه که با تکرار بارها و بارها، ما رو به وضعیت امروز رسونده.
سیگار رو در نظر بگیر. یه نخ یا دو نخ سیگار اتفاق بدی برای آدم رقم نمیزنه. ولی کسی که از یه نخ شروع کرده، کمکم شده دو تا، بعد چهار تا و بعد یه پاکت در روز. وقتی این رفتار سالها تکرار بشه، عواقب جدی داره. چاقی هم همینطور آرومآروم و بیصدا ساخته میشه.
عادتها فقط آدم رو خراب نمیکنن؛ آدم رو موفق هم میکنن. قهرمان المپیک عادت کرده هر روز تمرین کنه و غذا خوردن و خواب و بیداریش با یه آدم معمولی فرق داره. یه آدم متناسب هم یه سری عادتها رو تکرار میکنه و یه آدم چاق یه سری عادتهای دیگه رو. بنابراین فرق اصلی بین چاقها و لاغرها، فرق در عادتهاشونه.
فرق ما و لاغرها در مقدار غذا نیست
خیلیها فکر میکنن فرق در نوع غذاست. ولی ما و آدمهای متناسب تقریباً همون غذاها رو میخوریم. بعضیها هم فکر میکنن فرق در مقدار غذاست. ولی وقتی چاق بودم، حواسم خیلی به این موضوع بود و آدمهای زیادی رو میدیدم که از من بیشتر میخوردن ولی متناسبتر از من بودن.
حتماً تو هم آدمهایی رو میشناسی که با حسرت بهشون نگاه میکنی و میگی «ببین چقدر میخوره، ولی هیکلش رو ببین!». یعنی نه نوع غذا تعیینکننده است و نه مقدارش. فقط عادتها با هم فرق دارن.

🌱 عادتهای چاق کننده چطور شکل میگیرن؟
عادت یه فکر ساده است که تکرار میشه، تکرار میشه و تبدیل میشه به عادت. خیلی از عادتهامون رو هم خودمون انتخاب نکردیم. کسانی مثل من که از بچگی اضافه وزن داشتن، عادتهاشون رو خودشون انتخاب نکردن. این عادتها بر اساس فکرها و باورهایی که در ذهنشون شکل گرفته بود، خودبهخود ساخته شدن.
وقتی بزرگتر شدم، یه سری عادتها رو خودم هم اضافه کردم. چون آدمهای چاق خیلی راحت رفتارهای اشتباه رو از همدیگه یاد میگیرن. اگه دوستم یه عادتی داشت که من نداشتم، کافی بود چند روز باهاش رفتوآمد داشته باشم تا اون عادت رو هم به عادتهای خودم اضافه کنم.
حالا سؤال اینه که خود عادتها از کجا میان؟ عادتها از باورها شکل میگیرن. اگه چیزی رو باور کنی، خودبهخود عادتهایی در تو شکل میگیره که وضعیتت رو شبیه باورت میکنه.
انسان رو میشه سه قسمت دید: باور، عادت و بدن. باور از فکرهایی ساخته میشه که بارها مرورشون کردیم؛ از حرفهایی که از پدر و مادر، جامعه و رسانهها شنیدیم. وقتی باور ساخته شد، ذهن ناخودآگاه عادتهایی میسازه که بدن ما رو با اون باور هماهنگ کنه. یعنی عادتها پل بین باور و بدن ما هستن.
مثلاً کسی که از بچگی بارها شنیده «چاقی شما خانوادگیه»، اول فقط یه باور داره و هنوز اضافه وزن چندانی نداره. ولی کمکم عادتهایی در اون شکل میگیره که بدنش رو شبیه باورش کنه. بنابراین به اندازهی پدر و مادرش، یا حتی بیشتر، اضافه وزن پیدا میکنه.
در خانوادهای که پدر و مادر و سه تا از بچهها چاقن ولی بچهی چهارم متناسبه، برو از همون بچهی چهارم بپرس دربارهی چاقی چه باوری داره. امکان نداره باور کرده باشه که چاقی ارثیه. اگه باور کرده بود، اون هم مثل بقیه چاق میشد.
یکی از همراههای سایت در بخش نظرات یه جملهی خیلی خوب نوشته بود:
«من همیشه فکر میکردم چاقی من ژنتیکیه، چون همهی عمهها و عموهام چاق بودن. اما الان میفهمم که اون چیزی که منتقل شده، فقط ژن نبوده، بلکه طرز فکر چاقی بوده!»
یعنی چیزی که در خانوادهها نسلبهنسل منتقل میشه، بیشتر از ژن، باورها و عادتهاست.
🏋️ چرا فشار آوردن به بدن جواب نداد؟
روندی که ما رو چاق کرده اینه: اول باور، بعد عادت، و آخر بدن. ولی ما برای لاغر شدن چه کار میکردیم؟ میرفتیم سراغ قسمت آخر، یعنی بدن، که هیچ نقشی در انتخاب نداشته و فقط نتیجهی باورها و عادتهامون بوده. در تمام مدتی که با رژیم و ورزش و دارو به بدنمون فشار میاوردیم، باورها و عادتها سر جاشون بودن.
من برای لاغر شدن کم تلاش نکردم. شاید هزاران کیلومتر دویدم. ولی وقتی به بدنم فشار میاوردم، فقط بعضی از عادتهام رو کمتر تکرار میکردم، اون هم تا وقتی که میتونستم رژیم رو ادامه بدم. چون باور سر جاش بود و مدام سوخت چاقی رو میرسوند، ذهنم هم مدام سعی میکرد عادتها رو تکرار کنه. همین درگیری بود که ما رو عصبی و خسته میکرد.
داستان باشگاه رفتن من
یه زمانی باشگاه بدنسازی ثبتنام کرده بودم و هزینهاش رو هم داده بودم. ولی همیشه دنبال بهانه بودم که نرم. میگفتم «بذار نیم ساعت دیگه»، «امروز مهمون داریم»، «امروز درس دارم»، «امروز حس و حالش نیست، از فردا میرم». در حالی که بقیهی بچههای باشگاه با اشتیاق هر روز میومدن و برنامهشون رو اجرا میکردن.
فرق ما چی بود؟ اونها برای خوش اندام شدن و ورزشکار شدن میرفتن باشگاه، ولی من برای لاغر شدن ورزش میکردم، چون باور داشتم «ما خانوادگی چاقیم و من همیشه چاق میمونم». همین یه باور کافی بود تا همهی تلاشم رو خنثی کنه. چند وقت میرفتم و کمی تغییر میکردم، ولی تا یه هفته نمیرفتم، دوباره همون آدم قبلی میشدم.

🗓️ چرا تصمیمهای «از فردا» جواب نمیده؟
چند بار به خودت گفتی «از امروز دیگه شیرینی نمیخورم» یا «از فردا دیگه ریزهخواری نمیکنم»؟ من خودم بارها گفته بودم «این جعبهی شیرینی رو که آوردم بخورم، دیگه بعد از این لب نمیزنم». ولی ۳۰ سال همین رو گفتم و باز هم خوردم.
دلیلش سادهست. من این عادت رو با تصمیم نساخته بودم که بخوام با تصمیم عوضش کنم. یادت میاد کی تصمیم گرفتی پرخوری کنی؟ کی تصمیم گرفتی چاق بشی؟ هیچوقت. بنابراین با تصمیم هم نمیشه لاغر شد. راهش تغییر باوره.
«میل ندارم»؛ سختتر از فتح اورست
یکی از بهترین معیارها برای سنجیدن فرق لاغری با ذهن با بقیهی روشها همین دو کلمهست: «میل ندارم». برای یه آدم چاق، گفتن این دو کلمه جلوی یه شیرینی یا تعارف و اصرار دیگران، از فتح اورست سختتره.
من تا وقتی در مسیر چاقی بودم، یادم نمیاد یک بار گفته باشم «میل ندارم». حتی وقتی به کسی تعارف میکردم و اون میگفت «میل ندارم»، برام خندهدار بود. میگفتم «یعنی چی میل ندارم؟ مگه میلیه؟ خوردنیه، بردار بخور!». ولی امروز خیلی از هنرجوهای لاغری با ذهن برام مینویسن که خیلی راحت میتونن بگن «میل ندارم». چون باورشون عوض شده و عادتهاشون خودبهخود تغییر کرده.
از امروز امتحان کن. هر وقت سیر بودی و کسی چیزی تعارف کرد، بگو «میل ندارم» و ببین چند روز میتونی ادامه بدی. اگه فقط همین کار رو بتونی همیشه انجام بدی، متناسب میشی. ولی بدون تغییر باور، این کار تقریباً نشدنیه. همین تجربه بهت نشون میده که عادت با تصمیم عوض نمیشه.
🧩 چند باور رایج که عادت چاقکننده میسازن
«بعد از ۴۰ سالگی سوختوساز پایین میاد»
خانمهای زیادی بین ۳۷ تا ۴۲ سال برام پیام میدن که در چند ماه اخیر خیلی سریع چاق شدن؛ مثلاً ۱۰ کیلو در سه چهار ماه. اولین سؤالی که ازشون میپرسم اینه: «این جمله رو شنیدی که خانمها به ۴۰ سالگی که میرسن، سوختوسازشون پایین میاد و چاق میشن؟». تقریباً همه میگن «آره، احتمالاً درسته، چون خودمون هم همینطور شدیم».
یعنی این جمله رو سالها قبل شنیدن و باورش کردن. حالا که به اون سن نزدیک شدن، عادتهایی در اونها شکل گرفته که بدنشون رو با همون باور هماهنگ کنه.
«این دارو اشتها رو زیاد میکنه»
کافیه پزشک موقع نوشتن یه دارو بگه «این دارو اشتها رو زیاد میکنه». از همون روز باور شکل میگیره و بعد آدم میگه «از وقتی این قرص رو میخورم، تند تند گرسنهام میشه». ولی تا دیروز همین آدم یه جور دیگه غذا میخورد.
خیلیها پرخوری رو با اشتها اشتباه میگیرن. خیلیها هم میگن هر یکی دو ساعت گرسنه میشن. همهی اینها عادته؛ ترفندیه که ذهن ناخودآگاه به کار میبره تا بدن رو به باور «چاق شدن برای من طبیعیه» برسونه.
«اگه معدهام خالی باشه سردرد میگیرم»
خیلیها باور دارن اگه غذا نخورن یا معدهشون خالی بمونه، سردرد میگیرن. ولی همین آدمها در ماه رمضان، شاید یکی دو روز اول کمی سردرد بگیرن، ولی بعد دیگه سردرد ندارن. چون ذهنشون میدونه دستوری بالاتر از دستور خودش هست و نمیتونه با سردرد اونها رو به خوردن وادار کنه. جالبه که بعد از ماه رمضان، خیلیها دوباره به همون عادتهای قبلی برمیگردن.
«بدنم شیرینی میکشه»
یکی از عادتهای قبلی من این بود که حتماً با چایی کلوچه بخورم، یا بهجای قند، شکلات بخورم. اینها قانون نیستن؛ فقط عادتن. خیلیها میگن «بدن من شیرینی میکشه». ولی بدن آهنربا نیست که شیرینی رو بکشه. این یه باور اشتباهه که با تکرار، عادت شده. اگه بدن ما شیرینی میکشید، چرا بدن خیلی از آدمها اصلاً نمیکشه؟

♾️ چرا لاغری با ذهن همیشگیه؟
در لاغری با ذهن رژیم غذایی، ورزش اجباری و دارو نداریم. چون همهی اینها فقط نتیجه رو هدف میگیرن. ما باید سرچشمه رو تغییر بدیم، یعنی باورها رو. وقتی باورها با فکرهای جدید عوض بشن، عادتها خودبهخود عوض میشن و در نهایت بدن هم تغییر میکنه.
این هم دلیل اینه که هنرجوها نتیجههای متفاوتی میگیرن. هر کسی به اندازهای که باورهاش عوض میشه، عادتهاش و بعد بدنش تغییر میکنه. زوری در کار نیست.
چاقی ما تا امروز همیشگی بوده، چون عادتهامون همیشگی بودن. هر بار لاغر شدیم، با تکرار همون عادتها دوباره به بدن قبلی برگشتیم. بنابراین وقتی باورها و عادتها عوض بشن، متناسب بودن هم به همون اندازه همیشگی میشه.
👔 لذتی که لاغرها هیچوقت تجربه نمیکنن
ما آدمهایی که اضافه وزن داشتیم، یه برتری نسبت به لاغرها داریم که خودمون ازش خبر نداریم: میتونیم یه زندگی جدید رو تجربه کنیم. از خرید کردن گرفته تا تغییر در رفتار و احساس و شادی درونی. آدمهایی که از اول لاغر بودن، این تجربه رو ندارن، چون نمیدونن چاقی چیه که بخوان از لاغریشون لذت ببرن.
من که روزی ۱۳۵ کیلو بودم، میدونم این حس چقدر لذتبخشه. چند سال پیش کتی که امروز میپوشم اصلاً به تنم نمیرفت. ولی حالا سایز لارج میپوشم و هر بار که لباس مورد علاقهام رو تنم میکنم، از اندامی که برای خودم ساختم لذت میبرم. این لذتی نیست که به این راحتی تموم بشه و برای هر کسی هم ممکنه.
✍️ تمرین آموزشی 📖 آگاهی از عادتهای چاق کننده
شناختن فرق عادتهای خودت با عادتهای آدمهای متناسب کمک میکنه دلیل چاقیت رو بهتر بفهمی. جواب این سؤالها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس.
مرحله اول: عادتهای غذاییت رو پیدا کن
- عادت چیه و به چه رفتاری عادت میگیم؟
- عادتهای چاق کننده چه نوع عادتهایی هستن؟
- فهرستی از عادتهای غذایی خودت بنویس و برای هر کدوم توضیح بده چرا فکر میکردی باعث چاقیت شده.
سختگیری نکن. هر رفتاری که بیشتر از یک بار تکرار شده، عادته. مثلاً یکی از عادتهای من این بود که حتماً با چایی کلوچه یا شکلات میخوردم.
یادت باشه هیچ عادتی بهخودیخود چاقکننده نیست. یه عادت وقتی چاقکننده میشه که باورت دربارهاش این باشه: «من این عادت رو دارم، برای همین چاقم یا نمیتونم لاغر بشم.» مثلاً من عادت داشتم با غذا نون بخورم و فکر میکردم همین نون خوردن من رو چاق کرده.
مرحله دوم: تمرین «میـــل نـــدارم»
نگاهت به جملهی «میـــل نـــدارم» چیه؟ در طول روز، جلوی تعارف بقیه چقدر میتونی این جمله رو بگی؟ چرا بعضیها خیلی راحت میگن «میل ندارم» ولی تو نمیتونی؟
از همین امروز، هر وقت سیر بودی و کسی چیزی تعارف کرد یا ذهنت تو رو به خوردن دعوت کرد، بگو «میل ندارم». بعد بنویس چند بار تونستی این کار رو بکنی و بعدش چه حسی داشتی.
اگه همین الان هم راحت از این جمله استفاده میکنی، این مرحله برای تو ضروری نیست.
در جلسه بعد (قسمت پنجم: دلیل چاق شدن من) با هم دقیقتر دلیل شخصی چاق شدنمون رو پیدا میکنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. عادتهای چاق کننده چه عادتهایی هستن؟
رفتارهایی که بارها تکرار شدن و ما رو به خوردن بیشتر از نیاز بدن کشوندن؛ مثل خوردن شیرینی کنار چایی، ریزهخواری، یا نتونستن «میل ندارم» گفتن. هیچ عادتی بهخودیخود چاقکننده نیست؛ باور ما دربارهی اون عادته که اون رو چاقکننده میکنه.
۲. عادتها از کجا میان؟
از باورها. وقتی یه جمله رو بارها میشنویم و باورش میکنیم، ذهن ناخودآگاه عادتهایی میسازه که بدن ما رو با اون باور هماهنگ کنه. بنابراین زنجیرهی چاقی اینطوریه: باور، بعد عادت، و آخر بدن.
۳. چرا با تصمیم گرفتن نمیتونم عادتهام رو ترک کنم؟
چون این عادتها رو با تصمیم نساختی. هیچوقت تصمیم نگرفتی پرخوری کنی یا چاق بشی. برای همین با تصمیم هم عوض نمیشن. وقتی باور پشت عادت عوض بشه، عادت هم خودبهخود تغییر میکنه.
۴. چرا لاغری با ذهن ماندگاره؟
چون بهجای بدن، سراغ باورها و عادتها میره. همونطور که چاقی به خاطر عادتها همیشگی بود، وقتی عادتها عوض بشن، تناسب هم همیشگی میشه.
امتیاز 4.13 از 298 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

به نام خدایی که در این نزدیکیست. 💖💖💖
سلام به دوستان هم مسیرم 🙋
مسیر لاغری من : گام سی و چهار (عادتهای چاق کننده ) 🌹
لاغر شدن با روش قدرت ذهن نیاز به باور کردن داره که خیلی از افراد نمیتون باور کنند که میشه با قدرت ذهن لاغر شد چون اطلاعی از قدرت ذهن ندارند خب بیاییم این موضوع رو این جوری واسه خودمون جا بندازیم وقتی که افراد چاق و لاغر مواد غذایی مصرفی شون تقریباً مشابه همدیگه ست تازه چه بسا که افراد لاغر بدون ترس غذاهای چرب و چیلی تر بیشتری میخورند در صورتیکه افراد چاق از ترس چاق تر نشدن اکثریت جرات خوردن غذاهای چرب و شیرین و ندارند و اگرم بخوان بخورن به مقدار خیلی کم مصرف میکنن پس چه اتفاقی میوفته که افراد لاغر همچنان متناسب میمونن ولی افراد چاق هر روز چاق تر میشن این نشون میده که یک نیرویی در ما وجود داره که باعث میشه ما هر روز چاق تر بشیم در صورتیکه همین نیرو در افراد لاغرم وجود داره که باعث میشه اونا متناسب باشد این نیرو همون نیروی ذهن پس اختلاف در فرمول های موجود در ذهن فرد چاق و لاغر خداوند این نیرو ، رو به همه بنده هاش به صورت یکسان بخشیده و اگر کسی در شرایط نا دلخواه زندگی میکنه بخاطر فرمول های نادرستیه که در ذهنش ذخیره کرده و مقصر خودشه بنابراین ما میتونیم با همین ذهنی که چاق شدیم دوباره با اصلاح فرمولها مون لاغر بشیم .🌹
من خودم دلایل زیادی واسه چاق بودنم داشتم که ارث و ژنتیک مهم ترین دلیلم بود
دلایل چاقی من ارث و ژنتیک ، ازدواج ، بارداری و زایمان و شیر دهی ، رد شدن از سن سی سال ، سزارین ، خوردن حجم زیادی از غذاها در وعده های اصلی ، خوردن زیاد بستنی ،چیپس ، پفک ، خوردن زیاد چای با چیزهای شیرین ، خوردن اضافه غذای بچه ها برای جلوگیری از اسراف ، اشتهای زیاد ، تند غذا خوردن ، شب دیر خوابیدن و صبح دیر بیدار شدن ، تحرک نداشتن ، برنامه منظم نداشتن برای ورزش و پیاده روی ، تحرک نداشتن ، خواب زیاد بعدازظهر ، خوردن دو مرتبه شام ، داشتن حرص و ولع نسبت به مواد غذایی ……وای خدای من یک لحظه ترسیدم من چقدر دلایل برای چاقی خودم داشتم که موقع نوشتن پشت سرهم به ذهنم میومدن که این دو بار شام خوردن برای اولین بار که به ذهنم رسید یادمه اون زمان که چاق بودم همیشه دوبار شام میخوردم یک بار وعده اصلی یک بارم آخر شب دوباره مفصل شام میخوردم الان که دارم مینویسم این فرمول اشتباه و از ذهنم بیرون کشیدم که چون فکر میکردم که چاقی در خونواده ما طبیعیه پس اشکال نداره که دوبار شام بخورم و همین جا اصلاحش میکنم که البته من هر روز این جمله رو با خودم تکرار میکنم که داشتن اضافه وزن و چاقی برای من طبیعی نیست و طبیعی اینه که جسم من متناسب و لاغر و زیبا و بدون اضافه وزن باشه . که حالا دوباره این فرمول و جایگزین فرمول اشتباه ذهنم میکنم و این قدر تکرار میکنم (داشتن اضافه وزن و چاقی برای جسم من طبیعی نیست ، لاغری و تناسب اندام داشتن برای جسم من طبیعی و عادیه) تا ملکه ذهنم بشه واین فرمول صحیح در ذهنم نهادینه بشه .
چاقی محصول عادتهای ماست . عادتها چیند؟ عادتها یک سری رفتارهایی هستند که هر روز ، هر روز ، هر روز تکرار میشن و باید بدونیم که یک عادت به هیچ وجه ما رو چاق نمیکنه یعنی اگر یک فرد چاق یک رفتار ، یا دو رفتار و یا حتی سه رفتار اشتباه داشته باشه بازم به این حد از چاقی نمیرسه .یک فرد متناسب یک سری عادتهای رفتاری داره که هر روز اونا رو تکرار میکنه که در نتیجه باعث تناسب اندام اون فرد میشه ، یک فرد چاق هم یک سری عادتهای رفتاری داره که هر روز اونا رو تکرار میکنه که در نتیجه باعث چاقی و اضافه وزن اون فرد میشه و اختلاف بین افراد متناسب با افراد چاق بخاطر تفاوت در تکرار عادتهای اوناست . خیلی از افراد چاق فکر می کنند که اضافه وزن شون بخاطر مصرف تنوع مواد غذایی شونه در حالی که افراد متناسب هم دارند از همین تنوع غذایی استفاده میکنند پس مقدار و تنوع غذایی مهم نیست تفاوت در عادتهاست . اصلا عادت چه طور به وجود میاد .
عادت یک فکر ساده ست که در ذهن مون مرور میکنیم و بعد دستور اجرا کردنش از مغز مون صادر میشه و بعد ما به صورت رفتار از خودمون واکنش نشون میدیم و این رفتار هر روز تکرار میشه ، تکرار میشه ، تکرار میشه و تبدیل میشه به عادت . عادت ها از باورهای ما نشأت میگیرند به این صورت که اگر ما چیزی رو باور کنیم خود به خود در ما عادت هایی شکل میگیره که وضعیت ما رو هم سو با باور مون کنه من باور که هیچ ایمان قلبی داشتم که چاقی من ارثی و ژنتیکیه و مطمئن بودم که چاقی من بعد از ازدواج شروع میشه چون این جمله رو به کرات از خونواده و اقوام شنیده بودم که چاقی در خونواده ما ارثی و بعد از ازدواج همه دخترها و پسرها مون چاق میشن و چون این موضوع و باور کرده و پذیرفته بودم که بعد از ازدواج طبیعی که چاق باشم و الگو هم بی نهایت دیده بودم برام قشنگ جا افتاده بود و در فامیل ما تقریباً همه دختر و پسرا بعد از ازدواج چاق میشن و این موضوع برای همه یک امر کاملاً طبیعی و عادیه . و منم بعد از ازدواج شروع به چاق شدن کردم و یواش یواش عادت های نادرست غذایی در من شکل گرفت و منی که قبل از ازدواج اصلا مربا دوست نداشتم ، یا گوشت مرغ نمیخوردم و از بعضی از غذاها و خوراکی ها بدم می یومد بعد از ازدواج همه چیز میخوردم و دیگه از هیچ چیز بدم نمی یومد و همه غذاها رو میخوردم . یادمه بعد از زایمان هام مادرم هر یک ساعت ، یک ساعت برام غذاهای مقوی آماده میکرد و با حجم زیاد برام میکشید و اصرار میکرد که تا آخرش بخورم و میگفت چون من زایمان کردم وو بچه شیر می دم باید به اندازهی دو نفر غذا بخورم و جالبه که منم تند تند گرسنه میشدم و هر ساعت برای خوردن میل داشتم تا جایی که به مرز ۹۰ کیلو رسیدم و این فاجعه بود و این اواخر خیلی ریزه خواری میکردم ، منی که وقتی مجرد بودم اصلا علاقه ای به خوردن چای نداشتم بعد از ازدواج باید مرتب چای کنارم بود اونم با کلی چیزهای شیرین و مرتب تو آشپز خونه که مشغول آشپزی بودم برای خودم چای میریختم و میخوردم و تا زمان اومدن همسرم از سر کار کلی تنقلات و میوه میخوردم موقع ناهارم باز کلی واسه خودم غذا میکشیدم یا زمانی که تو خونه بستنی بود برای خودم همیشه بیشتر از بقیه میریختم ویا زمانی که بچه هام خوراکی میخوردند منم همیشه کنارشون شریک میشدم و چه بسا که بیشتر از اونا میخوردم …..و روز به روز هم چاق تر میشدم البته نه اینکه کاری برای لاغر شدن انجام ندم نه با وجود این عادتهای نادرست که البته الان میگم نادرست اون زمان از نظر من کاملا صحیح و طبیعی بودند من همیشه از چاقیم متنفر بودم و به دنبال راهی برای خلاصی از چاقیم بودم و از انواع و اقسام روشها برای رسیدن به لاغری استفاده میکردم ولی هیچ وقت نتیجه دلخواه مو نمیگرفتم و این اواخر که دیگه بریده بودم با خودم میگفتم ول کن بابا چی کار کنم چاقی تو خونمه با ارث که نمیتونم بجنگم و فکر میکردم که خدا خواسته که چاق باشم چون زیاد شنیده بودم که خدا همه رو یک شکل خلق نکرده یکی و چاق ،یکی و لاغر ، یکی و سیاه ، یکی و سفید ، یکی و فقیر ، یکی و ثروت مند ……و فکر میکردم که من قسمتم اینه که چاق باشم و با خودم میگفتم که نهایتاً به اندازه مادرم چاق میشم و پذیرفتن این موضوع خیلی اذیتم میکرد.😒🥺
تا اینکه به این مسیر زیبا🛤️ هدایت شدم .از زمانی که به این مسیر زیبا 🛤️هدایت شدم قشنگ ترین احساسات و تجربه کردم . کلی عادتهای غذایی زیبا و جدید در من به وجود اومده . حس دریافت پیغام سیری و گرسنگی که دیگه دلنشین ترین حس در دنیاست که من حاضر نیستم این حس و با هیچ چیز در دنیا عوض کنم . به آرامش رسیدم ، در طول روز بیشتر احساس سیری دارم تا گرسنگی ، احساس میکنم دارم دوباره عادتها و رفتارهای درست غذایی دوران مجردی مو به دست میارم ، الان درست مثل همون دوران وسواسی شدم و دیگه هر چیزی و نمیخورم البته که باز بعضی از روزا فرمول های چاقیم بالا میاد باز یک رفتارهایی دارم که دوست ندارم ولی نا امید نمیشم و مسیر و رها نمیکنم چون متوجه هستم که ممکنه باز ذهنم ویروسی شده باشه و باید ویروس یابی بشه و سعی میکنم که اون فرمول نادرست و شناسایی کنم و فرمول درست و جایگزین کنم و خوبیه این مسیر همینه که تلاش ذهنیه و فشاری روی جسم نیست و همین باعث میشه که آدم به آرامش درونی برسه و از مسیر خارج نشه برای من که این طور بوده 👏👏👏👏🌹🌹🌹
نقش عادت ها به این شکل به وجود میاد . اگه ما خودمون و به سه قسمت تقسیم کنیم میشه باور ،عادت و جسم حالا باور ها چه طور به وجود میان ؟ حرف هایی که ما از خونواده ، جامعه ، مدرسه ،دوستان …شنیدیم و به شکل های مختلف به مغز مون رسیدن و ما به اونا فکر کردیم و در ذهن مون مرور شون کردیم و با دیگران و در مورد شون صحبت کردیم و پذیرفتیم و تبدیل شدن به باورهای ما و زمانی که باورها به وجود آمدن عادت ها شکل می گیرن و ذهن ناخودآگاه وارد عمل میشه و ذهن ناخودآگاه عادتهایی رو در ما به وجود میاره که در نهایت جسم ما هم سو بشه با باورهای ما یعنی باور ، عادت و جسم هرسه باید باهم در یک ردیف و هم سو با هم باشند .یعنی نمیشه که باورت این باشه که بعد از ازدواج چاق میشی ولی بعد از ازدواج هم چنان متناسب باشی ..
خب حالا باید اول باور ها مونو تغییر بدیم تا عادت ها مون تغییر کنند و بعد جسم مون هم خود به خود تغییر میکنه یعنی لاغری باید از ذهن شروع بشه به این صورت که اول باید فرمولهای نادرست شناسایی و فرمول های درست جایگزین شون بشن و بعد تغییر در رفتار و عادتها مون به وجود میاد در غیر این صورت امکان نداره که لاغر شدن برای همیشه صورت بگیره و در این روش همین کار و انجام می دیم یعنی نتیجه در مرحله آخر اتفاق میوفته بر خلاف روش های دیگه که اول میرن سراغ نتیجه و چون هیچ فکری برای تغییر باور ها و رفتار و عادتها صورت نگرفته و فقط تمرکز روی نتیجه ست ، بنابراین جسم تحت فشار قرار میگیره و در اون مدت زمان استفاده از اون روش چون یک سری از عادت ها و رفتار ها به اجبار و فشار انجام نمیشه در نتیجه مقداری از وزن کم میشه و فرد خوشحاله ولی افسوس که مدت زمان این شادی خیلی کوتاه و به محض رها کردن اون روش اون مقدار کاهش وزن از بین میره و دوباره برگشت چاقی و اضافه وزن و روز از نو روزی از نو .
در این روش خبری از رنج گرسنگی و فشار و محدودیت ، رژیم های سخت ، قرص ، دمنوش های تلخ ، عرقیات بدمزه ،ورزش ، پیاده روی ، گن های تنگ…….نیست به اندازه ای که باورهات تغییر کنه به همون اندازه نتیجه در جسمت تغییر میکنه پس وقتی که باور هامون تغییر کردن عادت ها مون تغییر میکن و زمانی که عادت ها مون تغییر کردن جسم مون هم تغییر میکنه این کار اصلا زوری نیست و به تصمیم هم نیست چون عادت ها رو ما به وجود نیاوردیم که حالا بخواییم تصمیم بگیریم که عادت ها مونو کنار بزاریم در این روش با استفاده از محتوای آموزشی عادتهای چاق کننده خود به خود از بین میرن و عادت های جدید و لاغر کننده جایگزین شون میشن و ودر نهایت تغییر جسمی صورت میگیره و کسی نتیجه میگیره و لذت و احساس خوب نصیبش میشه که در مسیر باشه و ادامه بده و درک درستی از این روش و مسیر داشته باشه به توانمندی خودش و درست بودن این روش ایمان و باور داشته باشه .🌹🌹
لاغر شدن آسون ترین کار دنیاست اگه راه شو بلد باشیم .🌹
با تشکر از زحمات استاد گرامی.🙏🙏🙏🌹🌹🌹
با آرزوی بهترین ها برای خودم و همه دوستان.🌹