0

دلیل چاق شدن من (قسمت پنجم)

دلیل چاق شدن من
اندازه متن

❓ تا حالا به این فکر کردی که واقعاً دلیل چاق شدن‌ت چیه؟

نه اون چیزی که همه می‌گن! نه فقط پرخوری یا کم‌تحرکی… بلکه یه دلیل ریشه‌ای که توی ذهنت جا خوش کرده باشه 🧠💭

✅ وقتی دنبال حل یه مشکل هستیم، اولین قدم اینه که بفهمیم از کجا شروع شده. چاقی هم همینطوره!

اگه فقط رژیم بگیری یا ورزش سنگین انجام بدی، بدون اینکه دلیل چاق شدن رو بشناسی، مثل اینه که بخوای آب‌گرفتگی خونه رو با دستمال خشک کنی، ولی شیر آب هنوز بازه 🚿🙈

💡 دونستن دلیل چاق شدن، از نون شب واجب‌تره؟! 🍞😄

تا حالا شده دنبال کنترل تلویزیون بگردی، همه جا رو زیر و رو کنی، مبلارو جابه‌جا کنی، حتی تو یخچال (!) دنبالش بگردی، بعد یهو ببینی توی دستت بوده؟! 😅

آره… خیلی وقتا جواب درست جلو رومونه ولی چون دلیل رو نمی‌دونیم، می‌ریم سراغ هزار راه اشتباه.

چاقی هم همچین حال و روزیه! تا وقتی ندونی دلیل چاق شدنت چیه، ممکنه کلی رژیم و ورزش و کارای عجیب و غریب انجام بدی، ولی به نتیجه نرسی… چون کنترل دستته، فقط باید بفهمی کجاست! 🎮✨

📌 خیلی از افرادی که اضافه‌وزن دارن، بارها روش های مختلف لاغری رو امتحان کردن، رژیم گرفتن، باشگاه رفتن، کالری شمردن، آب کرفس خوردن، حتی تا مرز گریه با ترازو درگیر شدن! 😭⚖️

ولی آخرش چی؟ هیچی. نتیجه‌ای که موندگار باشه، نگرفتن. چون اصل قضیه، یعنی فهمیدن دلیل چاق شدن‌شون رو ندونستن.

🛠️ بیشتر روش‌های لاغری فقط روی عوامل بیرونی تمرکز می‌کنن:

کالری کمتر، حرکت بیشتر، جویدن بیشتر (!) و کلی کار دیگه که بیشتر شبیه تقلای بی‌هدفه.

در حالی‌که اگه ندونی چرا چاق شدی، هر تلاشی مثل اینه که بخوای با دم‌پایی کوه رو فتح کنی! 🩴🏔️

پس بیا باهم اولین قدم درست رو برداریم:

🎯 بفهمیم دقیقاً دلیل چاق شدنمون چی بوده؟!

وقتی دلیل بروز مشکل را بدانیم اقدام کردن برای برطرف کردن آن بسیار ساده تر از زمانی است که دلیل مشکل را ندانیم و بخواهیم از طریق آزمون و خطا برای رفع مشکل اقدام کنیم.

این اصل درباره چاقی نیز صادق است.

دلیل چاق شدن

🎯 چرا اکثر روش‌های لاغری جواب نمی‌دن؟

علت ناکارآمد بودم روش های لاغری اطلاع نداشن آنها ار دلیل چاق شدن فرد است.

تا حالا فکر کردی چرا با اینکه کلی رژیم گرفتی، ورزش کردی، حتی آب رو هم با ترس خوردی، اما هنوز اون عدد لعنتی روی ترازو تکون نخورده؟! 😩

جوابش ساده‌ست: بیشتر روش‌های لاغری چون دلیل چاق شدن تو رو نمی‌دونن، نمی‌تونن مشکل رو از ریشه حل کنن.

بعضی‌ها فکر می‌کنن دلیل چاق شدنشون یه چیز جدیه، مثلاً کم‌کاری تیروئید، مصرف یه داروی خاص، یا یه بیماری خاص.

خب بله، طبیعیه که وقتی هزاران بار شنیدی که این موارد باعث چاقی می شن این نگرش در ذهن افراد شکل بگیره اما واقعیت اینه که خیلی از افراد متناسب هم با همین مشکلات مواجه هستند اما چاق نیستند.!

به این سوال فکر کنید: چرا خیلی از افراد چاق و متناسبی که به یک بیماری مبتلا می شن با مصرف داروهای مشابه بهبود پیدا می کنند ولی افراد چاق با وجود تمام رژیم‌ها و راهکارهایی که امتحان کردن، نتیجه‌ی پایدار نگرفتن؟

چون روش‌هایی که استفاده کردند به دلیل اصلی چاق شدن کاری نداشتن!
📌 راهکارهای بدون شناخت دلیل چاق شدن، مثل پانسمان کردن زخمی است که عفونتش درمان نشده؛ ظاهر را بهتر می‌کند اما درون همچنان آسیب دیده باقی می‌ماند.

💥 مهم‌ترین دلیل چاق شدن چیه؟

یه نفس عمیق بکش چون جوابش ممکنه غافلگیرت کنه:

باور چاقی. بله، درست خوندی! باور اینکه “من چاق هستم و باید چاق بمونم.”

حالا با خودت روراست باش و ببین کدوم‌یکی از این جمله‌ها رو توی ذهن یا حتی با صدای بلند گفتی:

  • تو خونواده‌ی ما همه چاقن، منم از همونا هستم.
  • من خیلی کم‌تحرکم، چاق شدنم طبیعیه.
  • پرخوری عصبی دارم دیگه، دست خودم نیست.
  • سوخت‌وساز بدنم افتضاحه، هرچی می‌خورم تو بدنم باقی می‌مونه!
  • بعد از بارداری دیگه نتونستم برگردم به وزن قبل.
  • شغل من خیلی استرس داره، طبیعیه که چاق بشم.

اگه حتی یکی از این جمله‌ها درباره‌ی تو صدق می‌کنه، یعنی تو باور کردی که چاق شدی چون چاره‌ای جز این نداشتی. 😕

و خبر بد – یا بهتره بگیم واقعیت – اینه که همین باور، مثل یه قفل، تو رو توی چاقی نگه می‌داره.
هرچقدر هم تلاش کنی، رژیم بگیری یا ورزش کنی، اگه باورت این باشه که چاقی طبیعیه یا اجتناب‌ناپذیره، مغزت نمی‌ذاره لاغری رو تجربه کنی. 🧠🔒

وقتی شما به هر دلیلی باور کنید که چاق شدن یک امر طبیعی است، به طور ناخودآگاه انتظار و دلیل چاق شدن را در ذهن خود شکل می‌دهید.

با تکرار این باور، تصاویر چاقی از خودتان در ذهن شما نقش می‌بندد و این تصاویر معمولاً با احساس ترس از چاق شدن یا بیشتر چاق شدن همراه می‌شوند.

اگر این تصاویر در ذهن شما ثابت بمانند، به تدریج فرمول‌هایی برای چاق شدن در مغز شما ایجاد می‌شود. این فرمول‌ها به فرمان‌هایی تبدیل می‌شوند که نحوه واکنش شما را در برابر غذاها تغییر می‌دهند.

این فرمول‌ها همچنین به دستوراتی برای ذخیره چربی و افزایش سایز و وزن بدن تبدیل می‌شوند. چون بدن ما تحت فرمان مغز قرار دارد، به راحتی می‌تواند از وضعیت متناسب به وضعیت چاقی تغییر کند.

یک مطالعه‌ی جالب که در مجله‌ی Milbank Quarterly منتشر شده، نشان داد که دیدگاه افراد درباره دلیل چاقی می‌تواند رفتار اجتماعی آنها را هم تغییر بدهد.

کسانی که باور دارند دلیل چاق شدن بیشتر به عوامل خارج از کنترل فردی مثل ژنتیک، گسترش مواد غذایی ناسالم، یا ماشینی شدن زندگی مربوط می‌شود، تمایل بیشتری دارند که از برنامه های مختلف برای لاغری استفاده کنند و ضمنا از تصمیات دولت برای مبارزه با عوامل تشدید کننده چاقی در جامعه حمایت می کنند.

در مقابل، افرادی که فکر می‌کنند دلیل چاق شدن فقط به خاطر کمبود اراده شخصی یا بی‌انضباطی در غذا خوردن ایجاد می‌شود، معمولاً کمتر از چنین سیاست‌هایی حمایت می‌کنند. چون به نظرشان راه حل چاقی فقط در تغییر رفتار فردی است و نیازی به مداخلات دولت نمی‌بینند.

این تحقیق اهمیت باورهای ذهنی را در درک ریشه‌های چاقی و در نتیجه نوع برخورد با این معضل اجتماعی به خوبی نشان می‌دهد.

تاثیر باور کردن چاقی

باور کردن چاقی، اصلی‌ترین دلیل چاق شدن خیلی از ماهاست! 😳

هر چقدر بیشتر توی ذهنت قبول کرده باشی که “من آدم چاقی هستم”، به همون اندازه بیشتر در معرض چاق شدن یا چاق‌تر شدن قرار می‌گیری. 📈

حالا نکته‌ی جالب‌ترش اینه:

وقتی هی میری سراغ رژیم و ورزش و انواع و اقسام روش‌های لاغری، اما نتیجه‌ی درست و حسابی نمی‌گیری، این باور در ذهنت قوی‌تر میشه که:

“دیدی گفتم چاقم؟ دیدی کاریش نمی‌شه کرد؟” 🥲

همین افکار کم‌کم وزنت رو بالاتر می‌بره بدون این که خودت بفهمی.

پس اگه واقعاً تصمیم گرفتی لاغر بشی، و مهم‌تر از اون، برای همیشه متناسب بمونی، باید بدونی که کار از کنترل ذهن شروع میشه. 🧠✨

باید دلیل چاق شدنت رو بشناسی، باورهای اشتباه رو اصلاح کنی و راه درست رو یاد بگیری.

توانایی قدرت ذهن

وقتی بفهمی دلیل چاق شدن تو چی بوده و چطور ناخودآگاه سال‌ها به نفع چاق‌تر شدن خودت عمل کردی، تازه یه نور امید قشنگ تو دلت روشن میشه! 🔥

چون دیگه می‌فهمی ارث و سوخت‌وساز و تیروئید و … فقط بهونه‌ست. 🎯

اگه تونستی تو این سال‌ها چاقی رو یاد بگیری و هر سال یه کم وزن اضافه کنی، پس قطعاً می‌تونی لاغری رو هم یاد بگیری و با تمرین و استمرار، به اون اندام دلخواهت برسی. 🌟

👀 یه نگاهی هم بنداز به فرق بین فکرهای آدمای متناسب و آدمای چاق.

می‌بینی که فقط کافیه محتوای ذهنی خودتو عوض کنی تا رفتار و بدنت هم دنبالش تغییر کنه!

پس حتماً با دقت به فایل آموزشی امروز گوش بده 🎧

✍️ تمرین آموزشی 📖

📝 تمرین مهم: کشف دلیل چاق شدن خودت!

🌟 مرحله اول: تشخیص نوع چاقی!

اول باید بدونی تو کدوم گروه از افراد چاق هستی:

  • چاق‌های ناآگاه: آدمایی که از بچگی چاق بودن و اصلاً تصویر ذهنی لاغری از خودشون ندارن. (فرمول‌های لاغری تو وجودشون هست ولی هرگز فعالش نکردن!)
  • چاق‌های آگاه: آدمایی که یه زمانی متناسب بودن، ولی به دلایلی تو یه دوره‌ای تصمیم گرفتن چاق بشن. (مثلاً فکر کردن چاق بودن امنیت میاره یا مشکلاتشون رو حل می‌کنه.)
  • افراد منتظر: اونایی که یه اتفاق خاص یا یه حرف از یه آدم معتبر باعث شده انتظار چاق شدن در ذهنشون شکل بگیره و کم کم چاق بشن.

✏️ حالا تکلیف چیه؟
دسته‌بندی خودت رو پیدا کن و چند خط درباره‌ی روش چاق شدنت بنویس. بعدش سعی کن یه نفر از دسته‌های دیگه پیدا کنی و وضعیتت رو با اون مقایسه کنی.
(هدف اینه که بفهمی مسیرها فرق می‌کنه ولی نتیجه یعنی همون فرمول‌های چاق ذهنی یکیه!)


🌟 مرحله دوم: شناخت احساس سیر شدن

حالا وقتشه بری سراغ احساسات بعد از غذا خوردن:

  • بعد از غذا حس می‌کنی واقعاً سیر شدی یا حس خفگی داری؟
  • به نظرت نشونه‌های واقعی سیر بودن چیه؟
  • نشونه‌های خفگی و پرخوری چی میتونه باشه؟

✏️ صادقانه بنویس الان تو چه وضعیتی هستی:
آیا بعد از غذا حس خوبی داری یا احساس خفگی و سنگینی؟

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن


توصیه اکید: بعد از دیدن فایل آموزشی قسمت پنجم، ویدیوی توضیحات تکمیلی این بخش را استفاده کنید

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.01 از 238 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11431
296 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Susan behrad
      ۱۴۰۴/۰۹/۲۱ ۱۲:۵۳
      مدت عضویت: 1778 روز
      امتیاز کاربر: 10010 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,176 کلمه

      سلام به استاد گرامی و همراهان عزیزم در سایت تناسب فکری 

      سلام به خدایی که هدایت‌کننده من به این مسیر زیبا لاغری با ذهن هستش و مرا در این مسیر زیبا قرار داده که نه تنها به تناسب اندام، بلکه در کل جنبه های زندگیم تغییر کنم 

      دوره آموزشی رایگان: دلیل چاق شدن من (قسمت پنجم) 

      چرا ما تا حالا به این فکر نکردیم که دلیل چاقیمان چی می توانست باشد؟

      ما نه اون چیزی که دیگران به ما می گفتند بوديم، نه پرخوری کردن‌هایمان بود، نه کم تحرکی مان بود و…. بلکه یک دلیل ریشه ای توی ذهنمان نشسته و جا خوش کرده بود ما زمانی که بخواهیم یک مشکلی را حل کنیم باید بدانیم که از کجا شروع شده است چاق شدنمان هم همینطور است 

      من از بدو تولدم چاق بودم وچاق به دنیا آمده‌ام و بخاطر همین هزاران روش اشتباه را رفتم رژیم گرفتم، ورزش‌های سخت انجام دادم، دمنوش های تلخ خوردم، قرصهای چربی‌سوز، کالری شماری کردم و……

      من در گوشیم قدم شمار نسب کرده بودم و موقع پیاده روی قدمهایم را می شمرد و هر کسی هر کاری که می گفت انجام می دادم نتیجه نمی گرفتم که هیچ ناامیدتر هم می شدم و شکست‌های مکرر که خورده بودم باعث شده بود که از خودم و چاقیم متنفر باشم چون همیشه من باور کرده بودم که راحت چاق می شوم ولاغر شدن برایم محاله وبخاطر همین بود که همیشه در حال رژیم گرفتن بودم وخیلی از مواد غذایی رو نمی خوردم وزنم کم بشه و بیشتر چاق نشوم و حالا می فهمم که همه چیز از باورهایمان هستش و حالا دارم متوجه می شوم که همین ذهنی که چاقمان کرده می تواند لاغر مان هم بکند من چون باور کرده بودم که چاقیم طبیعی هستش ذهن ناخودآگاهم فرمول سازی می کرد تا جسمم را به اون باورهایی که عادت داشتم برساند چون که همه اون رفتارهای اشتباهی که انجام می دادم ذهنم دستورش را صادر می کرد چون ذهن و جسممان همیشه در ارتباط هستند مابه هر چیزی را که باور داشته باشیم و طبیعی بدانیم در جسممان ظاهر خواهد شد 

      من از بدو تولدم چاق بودم وچاق به دنیا آمده‌ام و تمام مدت طول عمرم چاق بودم و من نه تصویری در آلبوم داشتم ونه در ذهنم و اصلا نمی دانستم که اگر لاغر بودم چه شکلی می شدم 

      و از همون اول ذهنم پر بود از فرمولهای چاقی و نتیجه آن در سال ۸۳ نزدیک به ۵۰ کیلو گرم اضافه وزنم بود و قبل از اینکه  با این سایت آشناشوم نزدیک به ۳۰ کیلو گرم اضافه وزن داشتم من قبلا برای لاغر شدنم خیلی عجله داشتم اما چند سال است که اینجا هستم و در حال آموزش دیدن هستم یاد گرفتم که نمی توان سریع لاغر شد و به تناسب اندام رسید باید صبور باشیم و ذهنمان یاد بگیره فرمولهای صحیح را جایگزین فرمولهای اشتباه بکند 

      من در این مسیر یاد گرفتم که همون مرحله هایی را که برای چاقیم سپری کردم برای لاغریم هم سپری کنم و به راحتی و آسانی می توانم بدون اینکه سختی بکشم و بدون اینکه بفهمم به لاغر شدن فکر کنم و چه بخواهم و چه نخواهم لاغر خواهم شد من بارها شنیده بودم که می گفتند اگه سن بالا بره دیگر لاغر شدن محاله و می گفتند اگه کسی استعداد چاقی داشته باشد و سنش از ۴۰ سال گذشته باشد سوخت و ساز بدن پایین می آید و چاق می شویم اگر استرس و اضطراب داشته باشیم چاق می شویم و من چون هم شنیده بودم و هم دیده بودم هر روز با همین باورهایی که داشتم چاق‌تر شدم و همیشه در معرض بیماری‌های زیادی قرار گرفتم و دچار پا درد، کمر درد و کلی دردهای دیگر شدم

       حالا باید به دلیل‌هایی که برای لاغر شدنمان با قدرت ذهن هستند فکر کنیم و باور کنیم لاغر خواهیم شد و حالا من باور دارم که با قدرت ذهنم می توانم لاغر شوم چون که استاد و خیلی از دوستان که در این مسیر زیبا قرار گرفته‌اند لاغر شدند بدون رژیم گرفتن، بدون ورزش کردن، بدون گرسنگی کشیدن و…به وزن دلخواهشان رسیدند و همچنین ثابت مانده اند و وزنشان برنگشته 

      حالا چون هم فایلها را گوش می کنم و هم مطالب آموزشی را می خوانم و تصاویر استاد گرامی و دوستان را می بینم مانند زمانی که چاق بودم و می شنیدم و می دیدم چاق می شدم حالا به همون شکل می توانم لاغر شوم چون من باور دارم با استفاده کردن از این روش‌ می توانم لاغر و متناسب شوم حالا باید بدانیم که نباید عجله داشته باشیم باید با آرامش و حس خوب جلو برویم اگر بدانیم که مواد غذایی که استفاده می کنیم چاق کننده نیستند اگر بیش از حد نیازمان بخوریم و یا اینکه گرسنه نباشیم باز هم بخوریم چاق خواهیم شد این یک قانون هستش ما باید بدانیم که چه موقع احتیاج به خوردن نداریم ولی باز هم می خوریم باید اون رو پیدا کنیم و از بین ببریمش چون مغز کارش گسترش دادن هستش چون اصلا برایش تفاوت ندارد که این کارها را انجام می دهیم به نفع مان است یا به ضررمان است چون همه فعالیت‌های که انجام می دهیم تحت کنترل مغزمان است مانند نفس کشیدن، ضربان قلب، پلک زدن، گردش خون و کلی کارها دیگه همشون تحت فرمان ذهنمان هستند و کنترل می شوند. 

      من باورهای اشتباهی که داشتم و چاقیم را طبیعی می دانستم مانند نان، برنج، سیب زمینی، فست فود، تنقلات و…..می خوردم و چون فعالیتم کم بود وفکرمیکردم سوخت و سازم پایین است و اشتهای زیادی دارم و موقعی که سیر بودم باز می خوردم و….چاق شدنم را طبیعی می دانستم و این چاقی برایم بدیهی شده بود ولی اینها نمی توانستند طبیعی باشند فقط من اینها رو برای خودم توجیه می کردم و حالا می فهمم که این چاقی طبیعی نيستش و همیشه این جسم نازنینم دوست داشت که لاغر شود و به تناسب برسد 

      من همیشه برای چاقیم دلایل زیادی داشتم و با رژیم گرفتن، ورزش کردن، پیاده روی کردن و….می توانستم کمی از چاقیم فاصله بگیرم و از شر این چاقی رها شوم و بتوانم برای مدتی وزنی که بدست می اورم ثابت بمانم 

      اما من همیشه قدرت را به چاقی دادم و با حسرت به لاغرها نگاه می کردم و خودم را متفاوت از اونها می دیدم و از خودم و چاقیم متنفر بودم و همیشه فکر میکردم خدا میان ما چاقها و لاغرها فرق گذاشته است

       اما حالا می فهمم که فرق میان یک نفر که چاق است ویک نفر که لاغر است فقط در ذهنشان است نه در هیچ چیز دیگر چون خوردن در کسانی که لاغر هستند مانند دیگر فعالیت‌هایشان اتوماتیک و درست انجام می شود ولی در ما چاقها به صورت دستی انجام می شود و همیشه سبب بوجود آمدن چربی‌های زیادی در بدنمان شده است من تمام دلایلی که در جلسه های قبلی گفتم و هم در بالا ذکر کردم ردشان می کنم و هیچ دلیل چاقی را برای جسمم نمی دانم وحالا که در این سایت هستم با گوش کردن به فایلهای آموزنده و خواندن مطالب آموزشی و انجام دادن تمرينات و استمرار کردن و تکرار کردن و ادامه دادن می توانم در بهترین حالت جسمی خودم قرار بگیرم ان شاءالله به امید یگانه پروردگار عالمیان یاحق 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار راضیه عارف
      ۱۴۰۴/۰۸/۲۳ ۲۰:۱۸
      مدت عضویت: 414 روز
      امتیاز کاربر: 310 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 150 کلمه

      به نام خدا 

      وقتی به دنیا اومدم تپل بودم  اما تو ی سن نوجوانی متناسب بودم اما همیشه یک‌حسی که باید لاعغر تر بشی باهام بوده چون همیشه مقایسه شدم با کساییی که لاغرتر بودن ….و همیشه حس چاقی داشتم در حالی به عکسام نگاه میکنم چاق نبودم……….و بعضی وقتها دوباره این حس چاق بودن فعال میشه ….تقریبا ۷ الی ۶ سالی که قبلاً از این آموزش ها استفاده کردم تکی سد ولی الان چون دیگه فایلها رو گوش ندادم حس کردم حس چاقی برگشته…..و یک سری عادتها تغییر کرده….. 

      یکی از همین عادتها این که فکر میکنم‌سیر یعنی این که حس سنگینی کنم همیشه این حس ندارم….ولی دیدم الان این جوری شدم ذهنم میگه بیشتر بخور هنوز گشنه ای …در حالی که قبلاً عاشق حس سبکی بعد غذا بودم….. در واقع فکر کنم جز این گروهی هستم که منتظر چاقی بوده…..و استرس گرفته چاق نشه چون از چاقی خیلی بدم میاد……

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار یلدا
      ۱۴۰۴/۰۷/۱۰ ۱۴:۲۱
      مدت عضویت: 841 روز
      امتیاز کاربر: 5455 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 695 کلمه

      باسلام وقتتون بخیر

      من از کِی چاقی خودم رو پذیرفتم؟

      سوال عجیبی بود و فکر نمیکردم انقدر مطلب درمورد این موضوع داشته باشم

      چیز هایی ک یادم اومد این بود

      من از ۱۱ سالگی دیگ کم کم متوجه تفاوتم با بقیه شدم و داشتم بیشتر زیر ذره بین خودم و خانواده و اطرافیانم میرفتم و توجه ها داشت ب سمت جلب میشدو هرکسی هم ی راهکاری داشت

      و کم کم گفتگوهای ذهنی،تفاوت های فاحش رفتاری،تقلید از بقیه چاق ها و بزرگترها و الان داذم کم کم فکر مبکنم میبینیم من از سنی ک پذیرفتم یک ادم چاق هستم و ابن زنتیکه و دست من نیست و در مسیر چلقی و رژیم ها و ورزش ها افتادم اونجا بود ک تازه رفتارهای غذایی اشتباه داشت بیشتر و بیشتر می شد و چیزهایی ک بلد نبودم هم از بقیه یاد میگرفتم و تقلید میکردم و تبدیل ب عادت میشد و در طی این مدت هی ابن مطالب و اموزش های اشتباه و ایجاد عادت ها ب این شکل افزایش پیدا کرد  تا ۱۶ سالگی ک من دبگ کاملا پذیرفتم ک یک انسان چاق و دوست نداشتنی هستم و متفاوت هستم و در این دوره سنی ۱۱ تا ۱۶ سالگی از لحاظ روحی هم حالم خیلی بد بود و افکار ها ب شدت منفی ،گریه،احساس ناتوانی ،فکرکردن ب مریض شدن برای لاغری ،خودکشی یا حتی مردن.

      برای ی دختر تو اون بازه سنی این ها خیلی سنگین بود چون تویه مدرسه یا خانواده هم خیلی افراد معدودی بااین شرایط بودن  یا اگرم زیاد بودند من نمیدیدم و حواسم فقط ب لاغر ها و متناسب ها و حسرت خوردن ها بود و دادن بهای بیشتر ب تفاوت هام و پذیرش بیشتر چاق و زشت و دوستداشتنب نبودن

      ک راهنمایی های خانواده و بقیه هم اینهارو تایید میکرد چون تا حد دعوا پیش میرفت و من احساس له شدن و خورد شدن بهم دست میداد و واقعا نمیدونستم باید چیکار کنم چرا اینجوری شده و چیشد ک ابنشکلی شد  و چرا من بابقیه فرق دارم و گله و شکایت ب خدا .

      الگوهایی ک داشنم خانواده پدری .پدر و مادرم .مادرمادرم و خاله ام بود

      بیشتر از همه خاله ام چون از سایر جنبه هام چهره،قد،اخلاقیات صداوو …. هم کاملا شبیه بهم بودیم و در این مورد هم مث هم و حتی وقتی اون لاغر شد بازهم ب من میگفتن اون لاغر شده پس چرا تونشدی

      و اون چون فاصله سنیش هم با من کم بود کسی بودک از بچگی تا الان باهام بوده و جز نزدیکترین افراد زندگیم بوده و هست 

      و وقتی توی متن دیدم ک نوشته مهم ترین دلیل چاقی باواینه ک من چاق هستم برام خیلی جالب بود و پاسخ ب این سوال تکمیلش کرد و پیدا کردم از کی من ابن موضوع رو پذیرفتم و باور کردم 

      و من میتونم بگم جز چاق های نااکاه هسام چون متناسب شدن خودم قبل دوره ها را ب یاد ندارم و از ۵ سالگی چلق شدنم شرو شد و بیشترین دلیلی ک میشنیدم ژنتیک و خوردن بیش از حد خوراکی بود و کم تحرکی.

      نشونه واقعی سیر شدن؟دستور سیری و احساس گرسنگی نکردن و تاحد نیاز خوردن 

      نشونه های خفگی و پرخوری؟بعد از ورود ب دوره ها نداشتم و کاملا اصلاح شد وقتی تو دوره ها هستم خیلی بیشتر میبینم رفتارهای درست رو

      ایا بعد ازغذا خوردن احساس خوبی دارم یا احساس سنگینی؟

      خیر احساس اوکی و سیری مناسب دارم بعد از غذا

      ولی در بعضی از خوراکب های ک خیلب دوستدارم هنوز ن. مخص.صا شیرینی و رفتار درستی گاها در مقابلش ندارم و بعدش عذاب وجدان میگیرم و پشیمونی و حس بد 

      خداروشکر بعداز ۱۷ سالگی هم من وارد ابن دوره ها شدم و ورق خیلی برگشت و خیلی متفاوت شد و اول از همه حالم خوب شد و بعد کم کم افکارم و رفتار هام 

      و بالا پایین زیاد داشتم ولی هرگز نتونستم از مسیر های دیگه ای استفاده کنم و با تمام وجودم ابن مسیر رو پذیرفتم و منطقی ترین هم هست برام و نمیتونم چیز های دیگ رو بپذیرم اصلا و این لذت بخشه ک مسیر درست رو پبداکردم 

      و رازش هم استمرار و حال خوبه و من ابنو پیدا کردم

      و اگرم چند روز لیز بخورم دوباره خودمو پیدا میکنم

      و برمیگردم ب جایی ک ارامش دارم و اغوش گرمش براب من بازه

      ب امید متناسب شدن همبشگی و شگفتب ساز شدن 

      ممنون از اگاهی های زیباتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zary.ahmadi
      ۱۴۰۴/۰۶/۳۰ ۰۳:۵۴
      مدت عضویت: 2026 روز
      امتیاز کاربر: 12622 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 776 کلمه

      زهرا 

      سلام استاد 

      دلیل چاقی قسمت پنجم 

      روزها و بارها است که فکر می کنم دلیل چاقی من چیست ؟و چون  نمی دانستم ریشه در کجاست هیچ وقت به وزن ایده الم نرسیدم و حسرت روزهای ۴۹ کیلویی ام را همیشه خوردم و خوشحالم که در ابن جلسه آگاهی می گیرم که بتوانم دلیل چاقی ام را دریابم بارها و بارها برای رسیدن به وزن دلخوام روش های مختلفی را امتحان کردم مثل: رژیم های گونا گون .رفتن به باشگاه رفتن تو سونا .کالری شمردن صبح ناشنا اب خیار  با کرفس یا خیار با کرفس با اسفناج سیب هویج  تازه و زنجیر تازه هر روز صبح ناشنا یا دارچین و عسل آخر شب و صبح ناشتا .گرفتن مربی زیبایی . هر روز روی تردمیل رفتن   دمنوش های مختلف خوردن ولی آخرش !!هیچی 

      همچنان در آرزوی ۴۹ کیلو و همین آرزو و حسرت باعث شد .ترس از غذا 

      تا اینکه بعد از اینهمه سال انتظار و  تلاش‌ها ذهنم به من زمزمه می کرد تاکی .ولش کن .تمام شد عمرم  .فایده ای ندارد.یک لحظه تسلیم این افکار و باورهایم شدم و می خواستم بی خیال بشم اما یک گوشه از ذهنم که دوست داشت لاغر بشم گفت :حتمی راه دیگه ای هست  اما هیچ وقت به عقلم نمی رسید که همه این روش ها اشتباه هستند تا وقتی که در این مسیر افتادم و  فهمیدم که اینها همه عوامل بیرونی هستند و باورهای اشتباهی که از سالها پیش در ذهن من برنامه ریزی شدند در حالی که ریشه در  در ذهن منه !برای همین ادمهای متناسب زیادند و گرنه همه چاق بودند چون عوامل بیرونی برای همه هست پس چرا بک عده چاق و یک عده لاغر هستن چون همبن عوامل بیرونی در ذهن باعث تفاوت جسم ما شد خدا را شکر که به این آگاهی رسیدم سپاس گزارم استاد 

      چند وقت پیش همه چی را مرور می کردم مثل : هیچوقت پر خور نبودم 

      ادم پر انرژی و پر تحرکی بودم و هستم 

      پس چرا با وجود ساعت‌های برای مدت دوسال فستیک نه تنها کم نکردم بلکه از تمام عمرم بیشتر اضافه کردم بعد فکر کردم نکند مریضی دارم که ورم می کنم نه اینکه چاقم چون با ابن رفتار غذایی که دارم نمی شه اضافه بشم تا اینکه دوباره هدایت شدم به این مسیر .چرا فستیک اثر نکرد چون ترس از چاقی نتیجه چاقی 

      جمله ای که در باره من صدق می کند؟ بعد از حاملگی فرزند دوم دیگه  به وزن قبلی ام بر نگشتم چون سالها پیش ذهنم از شنیدنها باور کرده بوده که حاملکی باعث چاقی می شه و  در واقع برنامه ریزی که ذهنم داشت ان را به موقع انجامش داده و تمام تلاش‌ها همه برای چاقی بوده نه لاغری الان دخترم سی و چهار سالش است این همه سال با آراده و پشتکار می رفتم که به آرزوم برسم  و نشد و زمانی که به امریکا اومدم با دیدن مشترییهایم متوجه شدم که هیچکدوم از حاملگی چاق نمی شوند حتی کمتر می شن یا در عرض دو الا یکماه به وزن قبلی بر می گردند مدام این فرمول در ذهن من می چرخید و به جایی نمی رسید و حالا می فهم که ابن فرمول اشتباه در ذهن آنها ثبت نشده  پس با این اثبات این باور اشتباه کاملا رد است و تموم باورهای دیکه همینطور رد هستند 

      فرمولهای چاقی برای همه یکسان عمل می کند مهم نیست کدوم عوامل بیرونی در تو باعث چاقی شده مسیر یکی است .اونی که باور کرده چاقی ارثیه یا اونی که باور کرده حاملگی یا ازدواج و بسیاری از راههای دیگه مسیر همه یکی است 

      من جزوه گروه چاق های آگاه هستم یک زمانی متناسب بودم ولی به دلیل باور اشتباه چاق شدم باوری مثل حاملگی و در حال حاضر سن که می ره بالا  و سوخت و ساز تغییر می کند تحرک هم کم است در حالی که بسیاری از آدم‌ها در سن بالا لاغر و متناسب و سالم هستند پس ابن  هم رد می شه 

      شناخت احساس سیر شدن ؟من هیچ وقت حس پر خوری و خفگی را احساس نکردم همیشه به اندازه خوردم و جزوه شخصیت من شده 

      نشونه سیر شدن .متوجه می شی که بیشتر میل نداری 

      نشونه پر خوری و خفگی چی میدونه باشه ؟ دلیلش باورهای چاق کننده است که باعث خفگی و پر خوری می شه 

      بعد از غذا من حس خوبی دارم و احساس خوبی دارم که همیشه به اندازه می خورم همین دیروز تمام روز یک اسمودی خوردم وبعد موقع شام که ساعت پنج بود چهار تا قاشق برنج با خورشت خوردم دیکه احساس کردم بیشتر از این میل ندارم  و هر وقت یادم می اومد حس خوبی داشتم که جون زود سیر شدم وسوسه نشدم الکی یا پر خوری کنم 

      خدا را شکر که در مسیرم با یاری خدا و تلاش خودم به مقصد می رسم سپاسگزارم از خودم 

      استاد سپاسگزارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پریسا رهام
      ۱۴۰۴/۰۶/۲۸ ۱۹:۲۶
      مدت عضویت: 274 روز
      امتیاز کاربر: 1270 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 490 کلمه

      سلام این فایل و واقعا دوست دارم عالیه دلیل چاقی من .

      بخوام از خودم بگم حس میکنم من اون شناگری بودم که دریا ندیده بود .یه جاهای که میرم جلو حس میکنم چاقی توی ذهن من بوده فقط موقعیت هاش اتفاق نیافتاده .

      مثلا خانواده من درآمد خوبی داشتن ولی همیشه حرفشون نداریم بود پس تی اون چند سال چون باور کرده بودم ندارن به خرید یه بسته چیپس راضی میشدم .

      یا چون واقعا مامانم به طعم غذا ها اهمیت نمی‌داد و خیلی از غذا هاش باب میل هیچ کدوم از ما ها نبود اکثرا نمیخوردم. 

      داستان جایی عوض شد که من تونستم بجا یه چیپس دو تا چیپس یع پفک لواشک و باهم بخرم یه هیجان خاصی داشت و هنوزم داره و چون ذهن من توی کمبود یه دونه مونده بود یهو شک وارد شد بهش چرا چی شده یهویی این همه خوراکی بخور تند تر تموم میشه ها دیگه نداری ها .

      غذا پختن که جزئ از کار هام شد همیشه دنبال طعم های خاص خوشمزه میگشتم برای این که بهترین باشه برا این که تعریف کنن همه .

      باور های دیگه ای هم داشتم ها مثل ازدواج ول کردن باشگاه کم تحرکی بارداری شیردهی ولی این دلایل و رد کردم بار ها و مطمئن هستم که اینا بی معنی هستن یه چند تا باور اشتباه بودن که اصلاح کردم الان از نظر خودم ترس از کمبود بود و نداشتن و گرفتن حس رضایت باور های اصلی من برا اضافه وزنم هستن .

      از امروز باید تمرین شکر گذاری و انجام بدم آنقدر برای ذهنم زیاد بودن و عادی کنم که از نداشتن چیزی نترسه خداروشکر من چهارساله هست که واقعا هر زمان هر موادی و خواستم چند تا چند تا تونستم بخرم ولی چون نمیدونستم این باور و دارم و این باورم دلیل چاقی من شده بهش اهمیت نمیدادم .

      آشپزی و هم با عشق انجام میدم نه برای گرفتن تایید نه برای این که همه راضی باشن فقط برای رفع نیاز هر چیزی که صرفا خوشمزه است دلیل نمیشه ازش زیاد بخوری ماکارونی پختم خوشمزه شده نشون جونم چند روز دیگه دوباره میپزم😍

      یکی دیگه هم که بعد ازدواج این بار از مادر همسرم یاد گرفتم که همیشه عقیده داشت بجا این که مالم خراب بشه بزار شکمم خراب بشه یه ایمان عالی به این حرفش داشت و اصلا نمیزاشت ذره ای از مواد غذایی خراب بشه حتی چایی و من سال ها این حرف و شنیدم رفتارشون دیدم بدون این که متوجه بشم ازش الگو برداری کردم گاهی چیز های تو ذهنمون و حرف هامون نشون نمیدن رفتار هامون میگن و من اینو هم تمرین انجام میدم که من ارزشمند تر از یه لیوان بیشتر از آبمیوه هستم من ارزشمنددتر از یه تیکه پیتزام من اشرف مخلوقات هستم نه مواد غذایی🥰😅

      رو حس های که دارم و علامت های که بدن آگاهم بهم میده توجه دارم میکنم دارم احساس هامو میشناسم میدونم سیر بودن گرسنه بودن تشنه بودن هوس های الکی چی هستن و بسته به احساسم تصمیم میگیرم که بخورم یا نه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ندا عمادی
      ۱۴۰۴/۰۶/۲۸ ۱۵:۳۰
      مدت عضویت: 151 روز
      امتیاز کاربر: 55
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 968 کلمه

      سلام ظهرتون بخیر و شادی

      من از اون دسته افرادی بودم که از ۶ ماهگی که عکسهام هم شاهد هستن چاق بودم اونم بیشتر از هم سن های خودم و به مرور این چاقی من روز به روز بیشتز شد در هر رده از سنم وزنم نسبت به سنم خیلی متفاوت و زیاد بود مثلا توی ۱۳ سالگی ۱۰ کیلو  اضافه وزن داشتم در صورتی که خیلی از همسن هام کمبود وزن هم داشتن یا متناسب بودن و گن همیشه به مامانم میگفتم چرا همه دختر عمه و عموهام لاغر من اینقدر چاقم و اگه بخوام توضیح بدم از،چه سنی چاق شدم واقعا نمیدونم چون هر زمانی که خودمو دیدم و شناختم اضافه وزن داشتم تا ۶سالگیمو که اصلا یادم نمیاد اما عکسهام رو دیدم ولی از ۷ سالگی به بعد همیشه چاق بودم و از ۱۳ سالگی تا همین یک هفته پیش من در حال رژیم گرفتن بودم و عادت های چاقیم دقیقا مطابق به مامانم هست یعنی مامانم همیشه خیلی تند تند غذا میخوره عاشق تنقلات و ریزه خواری بود و هست همیشه تا حد که معدش فشار نیاره میخوره نه سیری و بعد هم از فشار زیاد معده مجبور به خوردن قرص میشه منم چندین ساله مشکل معده درد دارم و هیچوقت نفهمیدم سیری چیه همیشه تا خرخره تا جایی که بخوام بالا بیارم خوردم و بعد از درد معده به خودم پیچیدم و بهانه مامانم این بود که ما ارثی مشکل اسید معده داریم مامان من از اون دسته افراد هست که باید دلیل بیاری براش چرا گشنت نیست چرا میل نداری چرا کم خوردی مثلا میرفتم باشگاه شبش مامانم میگفت امروز رفتی باشگاه خیل عرق ریختی حالا این کیک و چایی بخور خیلی تاثیر نمیکنه ولی تو دختری بدن ضعیف میشه و یادمه ماه های رمضا در نوجوانی که بودم به بهانه کم کردن وزن‌ روزه میگرفتم و چون صبح تا عصر گشنه بودم مامانم افطار همیشه غذاهای سنگین. چرب همراه شیرینی‌جات میاورد که‌ آب بدنت رفته بخور که فردا بهم بتونی باز روزه بگیری و منم بعد از اینکه ماه رمضان تمام می‌شد وزن بیشتر از قبل شده بود و میگفتم من این همه گشنگی کشیدم بازم چاقتر شدم شانس ندارم و منم استاد همیشه از مامانم و اطرافیان شنیدم که اینقدر خودتو زجر نده تو ازدواج کنی دو برابر چاق میشی ما هم شدیم تو هم میشی ارثیه من همیشه استرس اینو توی ذهنم داشتم ۷ سال پیش قبل از اینکه نامزدی بشم ۶۷ کیلو بودم با اینکه ۱۰ کیلو اضافه وزن داشتم اما در شرایط بهتری نسبت به الان بودم و من به محض اینکه عقد کردم چند ماه بعد ۵ کیلو اضاف کردم و بعد از ازدواج هم ۵ کیلو بعد از فهمیدن تیرویید کم کار ۳ کیلو و کلا ۱۳ کیلو اضافه شدن وزن من به علاوه ۱۰ کیلو قبل شد ۲۳ کیلو اضاف وزن و همه این به دلیل باورهای اشتباه و شنیده های اشتباه از اطرافیانم بود و همین الان هم خیلی ها میگن لاغر کن حامله بشی چاق میشیا هرچقدر باورم نسبت به این قوی نیست چون هیچکدوم از اطرافیانم چاق نشدن اما بازم ترسشو دارم که به زودی اینم برطرف میشه. و اینکه یکی از خانمهای همسایه ما به شدت لاغر بود تا حدی که دکتر بارداری رو براش منع کرده بود که خودت ضعیفی نباید تا به تعادل وزن نرسیدی اقدام به بارداری کنی و همیشه به من می‌گفت خوشحالت تو دلت میخواد یک کیلو کم کنی من هرچقدرم میخورم بازم چاق نمیشم تا اینکه مادر شوهرش بهش چندین بار اصرار میکنه که تو اقدام کن خودم هواتو دارم بچه دار که بشی چاق میشی از اونجایی که این خانم با مادرهمسرش خاله و خواهر زاده بودن می‌گفت خالم درست میگه همه ما بعد از بارداری چاق شدیم و خلاصه ایشون باردار شد و بچه ای تپل بدنیا آورد اما خودش در زمان شیردهی اونقدر بهش گفته بودت بخور بخور شیر داشته باشی و خودش هم تمایل داشت که چاق بشه چون در زمان بارداری هم چاق نشد ناامید شده بود و اما وقتی پسرش نزدیک به یکسالگی بود اونقدر این خانم چاق شده بود که اومد پیشم که چه رژیمی گرفتی لاغرتر شدی من تو شیردهی چاق شدم اولش خوشحال بودم اما الان ۲۰ کیلو اضاف وزن پیدا کردم خیلی اشتهام زیاده شده هرچقدر راه میرم تاثیری نداره و وقتی بهش گفتم من با رژیم ماست و خیار لاغر شدم تعجب کرد و بیخیال شد و پیش متخصص تغذیه رفت و الان بعد از ۱۰ سال همچنان چاقه و نه تنها خودش پسرش که لاغر بود و دختری که بعد از اون بدنیا آورد هم اضافه وزن دارن و الان مدام میگن ما ارث چاقی داریم من فقط مجردیم لاغر بودم و الان میشه فهمید از هر مسیری چاق شده باشی مهم نیست واقعیت اینه فرمول چاقی برای همه چاق ها یکسان عمل میکنه‌.

      راستش استاد من نشانه های سیری صحیح رو نشناختم چرا چون همیشه تا مرز خفگی خوردم و بعد از فشاری که به سر معدم همراه با سوزش به سراغم اومد متوجه این شدم که الان سیر شدم و از سفره کنار میرفتم و اگر به هر دلیلی تصمیم میگرفتم کم بخورم با احساس ضعف و سر گیجه روز رو سپری میکردم و منتظر بودم یکمی زمان بگذره مثلا میخوابیدم که گشنگی یادم بره و بعد به بهانه عصرانه چیزی بخورم ولی احساس سیری رو هیچوقت تجربه نکردم چون همیشه تا حدی خوردم که خفه بشم

      و بعد از خوردن غذا اصلا احساس خوبی نداشتم چون تا مرز ترکیدن میخوردم و بعدش با سنگینی و عذاب وجدانی که بهم دست می‌داد که خاک تو سرت بازم جلو خودتو نگرفتی کنار میرفتم 

      الان به لطف خدا ۳ روزه که خیلی بهتر احساس سیری رو متوجه میشم و یاد گرفتم بدون قاشق قاشق کشیدن غذا یا اندازه گرفتن نون به اندازه ای احساس میکنم الان دیگه میل ندارم و حس ضعف ندارم میخورم و بعدش نه عذاب وجدان دارم نه فشار معده و سنگینی دارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریماه
      ۱۴۰۴/۰۶/۰۸ ۱۴:۲۲
      مدت عضویت: 1885 روز
      امتیاز کاربر: 9655 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 848 کلمه

      سلام

      خب من از همون بچگی چاق بودم مامان بابام چاق بودن و همیشه مسئله اصلی خانواده ی ما چاقی بوده همیشه هم من را از چاق شدن میترسوندن و بهم میگفتند که حواست باشه مثل مامان بابات و عمه هات چاق نشی و من از همون ده یازده سالگی دنبال انواع روشهای لاغری بودم با اینکه حتی چاق هم محسوب نمیشدم ولی تصویری که از خودم داشتم نسبت به واقعیتم چاق تر بود حتی یادمه مامانم من را خیلی چاقتر میدید مثلا هربار میخواستم لباسی بخرم میگفت نه این تنگته در صورتیکه خیلی وقت ها لباسه اندازم بود

      حتی یبار به اصرار من رفتیم و لباسی که می‌گفت برات تنگه را پوشیدم و کاملا هم اندازه بود و مشکلی نداشت

      و همیشه یادمه که مامان بابام میخواستن لاغر بشن تا جاییکه مامانم عمل اسلیو انجام داد ولی الان که چندسال از عملش گذشته دوباره داره چاق میشه یعنی حتی عمل هم راه حل همیشگی نبود

      و الان داره به آمپول های لاغری فکر میکنه

      چقدر چاقی چیز بد و ترسناکیه که آدم‌ها حاضرن بخاطرش عمل جراحی بشن آمپول بزنن و هرجور ریسکی را بپذیرن

      خلاصه که همه ی اینها باعث شده بود من چاقی را یاد بگیرم تو خونه ما هر چیز کوچیک و بزرگی عامل چاقی بود

      از مذیضی معمولی تا اضطراب تا افسردگی و هر عامل ریز و درشت دیگه ای

      و مامان بابام همبشه سعی در اصلاح خوردن مم بودن همیشه بهم میگفتند زیادی چیپس میخوری خیلی تنبل و کم تحرکی خیلی زیاد میخوابی و اینهارا عامل چاقی میدونستند و همه ی اینها باعث شده بود من چاق شدن را طبیعی بدونم و مطمئن باشم طبیعیه که چاق باشم و چاق بمونم و همینکه هیچ کدوم از روشهای لاغری برام جوابگو نبودند باعث میشد مطمئن تر بشم که چاق میشم یادمه شونزده سالم که بود به مامانم میگفتم حاضرم هرچقدر لازمه پول بدم ولی راه حلی برای چاقیم پیدا کنم و خداروشکر هجده سالگی این سایت را پیدا کردم و لاغر شدم و تا همین یکسال پیش لاغر بودم ولی متاسفانه بخاطر دوری از سایت دوباره پذیرفته زودم که طبیعیه چاق بشم 

      چون به صورت شبانه روزی بابام تاکیید میکرد که باید ورزش کنم و چاق شدم و نمیتونم بهتون بگم چقدر از این رفتار بابام اذیت میشدم و یکی دوبار هم افسردگی گرفتم و توی ذهن مپ حال بد مساوی بود با چاقی چون سعی میکردم با پرخوری لذت ببرم و یادم بره حالم بده و درواقع من جزو هر دو دسته هستم هم از بچگی چاق بودم هم یبار لاغر شدم و بخاطر باورهای اشتباه دوباره چاق شدم

      البته زمانی که خیلی لاغر شده بودم از طریق همین سایت باز اگه لباسی اندازم نمیشد خیلی ناراحت میشدم یادمه خیلی لاغر و خوب بودم و رفتم با دوستم که از من لاغرتر بود خرید و اون یه عالمه لباس پروو کرد و من هی ناراحت میشدم در صورتیکه منم یه عالمه لباس میتونستم بخرم و سایزم میشد ولی همش خودن را سرزنش میکردم در واقع من با اینکه لاغر هم شده بودم بازم تصویر ذهنیم از خودم یه من چاقتر بود و فکر میکردم هنوز چاقم در صورتیکه الان درم میخواد دوباره به همون هیکل برگردم

      خلاصه دوباره باور کرده بودم که طبیعیه چاق بشم و متاسفانه چاق هم شدم البته متاسفانه نداره فرموله دیگه همیشه کار میکنه وقتی دوباره باور کنم لاغری طبیعیه و چاقی در واقع یه روند تحمیلی بر بدنه دوباره خیلی راحت لاغر میشم پس در واقع متاسفانه و خوشبختانه نداره چون متاسفانه و خوشبختانه برای اتفاقهایی هست که دست ما نیست ولی چاقی و لاغری تصمیمات خودمونه و دست خودمونه پس من بخاطر باور اشتباهم دوباره چاق شدم و الان با اصلاح باورهام دوباره لاغر میشم به همین سادگی

      • بعد از غذا حس می‌کنی واقعاً سیر شدی یا حس خفگی داری؟ از وقتی دوباره دارم این دوره را انجام میدم دیگه فقط در حد سیریم غذا میخورم البته چندباری شده که بیشتر از سیری غذا بخورم ولی در حد خفگی و حال بد خیلی کم شده

      یکی دوبار در حد خفگی غذا خوردم که خودم خیلی حالم بد شد 

      • به نظرت نشونه‌های واقعی سیر بودن چیه؟

      همینکه آدم دیگه دلش غذا نخواد یه حس سیری و راحتی داشته باشه 

      • نشونه‌های خفگی و پرخوری چی میتونه باشه؟

      دل درد و حالت تهوع سنگین شدن معده و اینکه دلت میخواد تا یه عالمه وقت هیچی نخوری ولی بعد تا یذره نمیخوری باز غذا میخوری و دلت میخواد بعدش بخوایی و در واقع بجای اینکه از غذا خوردن انرژی بگیری بی انرژی میشی

      • صادقانه بنویس الان تو چه وضعیتی هستی:آیا بعد از غذا حس خوبی داری یا احساس خفگی و سنگینی؟

      الان چندوقتیه که واقعا بعد غذا خوردن حس خوب دارم بیشتر از مقداری که دلم میخواد غذا نمی‌خورم بخاطر تعارف دیگران و رودربایستی غذا نمیخورم و اینطوری خیلی حالم بهتره و حس خوب دارم 🥰

      در کل میخوام همیشه فقط همونقدری که دلم میخواد غذا بخورم و بیشتر نخورم چون وقتی به اندازه نیازم غذا میخورم پر انرژی ام و حس خوبی دارم ولی وقتی بیشتر میخورم معدم درد میگیره رفلاکس میکنم بی انرژی میشم و اعصابم خرد میشه و حالت تهوع میگیرم و در کل خیلی بدتره

      خیلی خوشحالم که توی این دوره هستم و خیلی بابت اندام لاغرم سپاسگزارم خدایا شکرت

      استاد ممنونم

      از خودم هم بابت ادامه دادنم ممنونم

      خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صدیقه قادرنیا
      ۱۴۰۴/۰۵/۱۶ ۱۷:۲۴
      مدت عضویت: 401 روز
      امتیاز کاربر: 3725 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 239 کلمه

      به نام خداوند هستی بخش مهربان 

      برای شناسایی علت چاق شدن من طبق صحبت‌های این فایل:

      من از دسته دوم هستم من تا سن جوانی لاغر و متناسب بودن ولی سخنان اطرافیان که دختر باید تپل تر باشه تا خوشگلتر باشه ،آرزوی چاق شدن در من جوانه زد و سعی می کردم بیشتر بخورم و همه چیز بخورم و این عادت را خودم ایجاد کردم تا گرفتار شدم 

      به قول شما استاد از هیچ چیزی بدم نمی آمد تعارفها را رد نمی کردم چنان عاداتم عوض شد که الان خیلی یادم نمی آید رفتارم چگونه بوده آهسته آهسته رفتارهایی برایم عادت شد که گمان می کردم این طبیعی است و همه باید همین گونه عمل کنند وقتی بچه هایش هر چیزی را نمی خوردند اعتراض می کردم که اسراف می کنید نعمتهای خدا همه خوبند متشکریم نکنید ووو.  البته بعد هم باورهای دیگر به سراغم آمدند و باعث چاقی بیشرم شدند مبتلا به بیماری کم کاری تیروئید شدم که زمینه به بیشتر چاق شدنم را فراهم کرد کارمند شدم و تحرک کمتر ،و باور کم تحرکی ، و افزایش وزن 😔گویا این سریال اضافه وزن تمامی نداشت به هر مرحله از زندگی که می رسیدم یک علت دیگر اضافه می شد که مغزم قبول کند طبیعی است اضافه وزن ،و اضافه شدن رفتارهای اشتباه و باورهای نادرست😔

      و حالا من تسلیم شدم و به این راه هدایت شدم تا بتوانم خودم را از اضافه وزن نجات دهم😉

      شاد و در مسیر موفقیت پایدار باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 23 24 25