0

دلیل چاق شدن من (قسمت پنجم)

دلیل چاق شدن من
اندازه متن

❓ تا حالا به این فکر کردی که واقعاً دلیل چاق شدن‌ت چیه؟

نه اون چیزی که همه می‌گن! نه فقط پرخوری یا کم‌تحرکی… بلکه یه دلیل ریشه‌ای که توی ذهنت جا خوش کرده باشه 🧠💭

✅ وقتی دنبال حل یه مشکل هستیم، اولین قدم اینه که بفهمیم از کجا شروع شده. چاقی هم همینطوره!

اگه فقط رژیم بگیری یا ورزش سنگین انجام بدی، بدون اینکه دلیل چاق شدن رو بشناسی، مثل اینه که بخوای آب‌گرفتگی خونه رو با دستمال خشک کنی، ولی شیر آب هنوز بازه 🚿🙈

💡 دونستن دلیل چاق شدن، از نون شب واجب‌تره؟! 🍞😄

تا حالا شده دنبال کنترل تلویزیون بگردی، همه جا رو زیر و رو کنی، مبلارو جابه‌جا کنی، حتی تو یخچال (!) دنبالش بگردی، بعد یهو ببینی توی دستت بوده؟! 😅

آره… خیلی وقتا جواب درست جلو رومونه ولی چون دلیل رو نمی‌دونیم، می‌ریم سراغ هزار راه اشتباه.

چاقی هم همچین حال و روزیه! تا وقتی ندونی دلیل چاق شدنت چیه، ممکنه کلی رژیم و ورزش و کارای عجیب و غریب انجام بدی، ولی به نتیجه نرسی… چون کنترل دستته، فقط باید بفهمی کجاست! 🎮✨

📌 خیلی از افرادی که اضافه‌وزن دارن، بارها روش های مختلف لاغری رو امتحان کردن، رژیم گرفتن، باشگاه رفتن، کالری شمردن، آب کرفس خوردن، حتی تا مرز گریه با ترازو درگیر شدن! 😭⚖️

ولی آخرش چی؟ هیچی. نتیجه‌ای که موندگار باشه، نگرفتن. چون اصل قضیه، یعنی فهمیدن دلیل چاق شدن‌شون رو ندونستن.

🛠️ بیشتر روش‌های لاغری فقط روی عوامل بیرونی تمرکز می‌کنن:

کالری کمتر، حرکت بیشتر، جویدن بیشتر (!) و کلی کار دیگه که بیشتر شبیه تقلای بی‌هدفه.

در حالی‌که اگه ندونی چرا چاق شدی، هر تلاشی مثل اینه که بخوای با دم‌پایی کوه رو فتح کنی! 🩴🏔️

پس بیا باهم اولین قدم درست رو برداریم:

🎯 بفهمیم دقیقاً دلیل چاق شدنمون چی بوده؟!

وقتی دلیل بروز مشکل را بدانیم اقدام کردن برای برطرف کردن آن بسیار ساده تر از زمانی است که دلیل مشکل را ندانیم و بخواهیم از طریق آزمون و خطا برای رفع مشکل اقدام کنیم.

این اصل درباره چاقی نیز صادق است.

دلیل چاق شدن

🎯 چرا اکثر روش‌های لاغری جواب نمی‌دن؟

علت ناکارآمد بودم روش های لاغری اطلاع نداشن آنها ار دلیل چاق شدن فرد است.

تا حالا فکر کردی چرا با اینکه کلی رژیم گرفتی، ورزش کردی، حتی آب رو هم با ترس خوردی، اما هنوز اون عدد لعنتی روی ترازو تکون نخورده؟! 😩

جوابش ساده‌ست: بیشتر روش‌های لاغری چون دلیل چاق شدن تو رو نمی‌دونن، نمی‌تونن مشکل رو از ریشه حل کنن.

بعضی‌ها فکر می‌کنن دلیل چاق شدنشون یه چیز جدیه، مثلاً کم‌کاری تیروئید، مصرف یه داروی خاص، یا یه بیماری خاص.

خب بله، طبیعیه که وقتی هزاران بار شنیدی که این موارد باعث چاقی می شن این نگرش در ذهن افراد شکل بگیره اما واقعیت اینه که خیلی از افراد متناسب هم با همین مشکلات مواجه هستند اما چاق نیستند.!

به این سوال فکر کنید: چرا خیلی از افراد چاق و متناسبی که به یک بیماری مبتلا می شن با مصرف داروهای مشابه بهبود پیدا می کنند ولی افراد چاق با وجود تمام رژیم‌ها و راهکارهایی که امتحان کردن، نتیجه‌ی پایدار نگرفتن؟

چون روش‌هایی که استفاده کردند به دلیل اصلی چاق شدن کاری نداشتن!
📌 راهکارهای بدون شناخت دلیل چاق شدن، مثل پانسمان کردن زخمی است که عفونتش درمان نشده؛ ظاهر را بهتر می‌کند اما درون همچنان آسیب دیده باقی می‌ماند.

💥 مهم‌ترین دلیل چاق شدن چیه؟

یه نفس عمیق بکش چون جوابش ممکنه غافلگیرت کنه:

باور چاقی. بله، درست خوندی! باور اینکه “من چاق هستم و باید چاق بمونم.”

حالا با خودت روراست باش و ببین کدوم‌یکی از این جمله‌ها رو توی ذهن یا حتی با صدای بلند گفتی:

  • تو خونواده‌ی ما همه چاقن، منم از همونا هستم.
  • من خیلی کم‌تحرکم، چاق شدنم طبیعیه.
  • پرخوری عصبی دارم دیگه، دست خودم نیست.
  • سوخت‌وساز بدنم افتضاحه، هرچی می‌خورم تو بدنم باقی می‌مونه!
  • بعد از بارداری دیگه نتونستم برگردم به وزن قبل.
  • شغل من خیلی استرس داره، طبیعیه که چاق بشم.

اگه حتی یکی از این جمله‌ها درباره‌ی تو صدق می‌کنه، یعنی تو باور کردی که چاق شدی چون چاره‌ای جز این نداشتی. 😕

و خبر بد – یا بهتره بگیم واقعیت – اینه که همین باور، مثل یه قفل، تو رو توی چاقی نگه می‌داره.
هرچقدر هم تلاش کنی، رژیم بگیری یا ورزش کنی، اگه باورت این باشه که چاقی طبیعیه یا اجتناب‌ناپذیره، مغزت نمی‌ذاره لاغری رو تجربه کنی. 🧠🔒

وقتی شما به هر دلیلی باور کنید که چاق شدن یک امر طبیعی است، به طور ناخودآگاه انتظار و دلیل چاق شدن را در ذهن خود شکل می‌دهید.

با تکرار این باور، تصاویر چاقی از خودتان در ذهن شما نقش می‌بندد و این تصاویر معمولاً با احساس ترس از چاق شدن یا بیشتر چاق شدن همراه می‌شوند.

اگر این تصاویر در ذهن شما ثابت بمانند، به تدریج فرمول‌هایی برای چاق شدن در مغز شما ایجاد می‌شود. این فرمول‌ها به فرمان‌هایی تبدیل می‌شوند که نحوه واکنش شما را در برابر غذاها تغییر می‌دهند.

این فرمول‌ها همچنین به دستوراتی برای ذخیره چربی و افزایش سایز و وزن بدن تبدیل می‌شوند. چون بدن ما تحت فرمان مغز قرار دارد، به راحتی می‌تواند از وضعیت متناسب به وضعیت چاقی تغییر کند.

یک مطالعه‌ی جالب که در مجله‌ی Milbank Quarterly منتشر شده، نشان داد که دیدگاه افراد درباره دلیل چاقی می‌تواند رفتار اجتماعی آنها را هم تغییر بدهد.

کسانی که باور دارند دلیل چاق شدن بیشتر به عوامل خارج از کنترل فردی مثل ژنتیک، گسترش مواد غذایی ناسالم، یا ماشینی شدن زندگی مربوط می‌شود، تمایل بیشتری دارند که از برنامه های مختلف برای لاغری استفاده کنند و ضمنا از تصمیات دولت برای مبارزه با عوامل تشدید کننده چاقی در جامعه حمایت می کنند.

در مقابل، افرادی که فکر می‌کنند دلیل چاق شدن فقط به خاطر کمبود اراده شخصی یا بی‌انضباطی در غذا خوردن ایجاد می‌شود، معمولاً کمتر از چنین سیاست‌هایی حمایت می‌کنند. چون به نظرشان راه حل چاقی فقط در تغییر رفتار فردی است و نیازی به مداخلات دولت نمی‌بینند.

این تحقیق اهمیت باورهای ذهنی را در درک ریشه‌های چاقی و در نتیجه نوع برخورد با این معضل اجتماعی به خوبی نشان می‌دهد.

تاثیر باور کردن چاقی

باور کردن چاقی، اصلی‌ترین دلیل چاق شدن خیلی از ماهاست! 😳

هر چقدر بیشتر توی ذهنت قبول کرده باشی که “من آدم چاقی هستم”، به همون اندازه بیشتر در معرض چاق شدن یا چاق‌تر شدن قرار می‌گیری. 📈

حالا نکته‌ی جالب‌ترش اینه:

وقتی هی میری سراغ رژیم و ورزش و انواع و اقسام روش‌های لاغری، اما نتیجه‌ی درست و حسابی نمی‌گیری، این باور در ذهنت قوی‌تر میشه که:

“دیدی گفتم چاقم؟ دیدی کاریش نمی‌شه کرد؟” 🥲

همین افکار کم‌کم وزنت رو بالاتر می‌بره بدون این که خودت بفهمی.

پس اگه واقعاً تصمیم گرفتی لاغر بشی، و مهم‌تر از اون، برای همیشه متناسب بمونی، باید بدونی که کار از کنترل ذهن شروع میشه. 🧠✨

باید دلیل چاق شدنت رو بشناسی، باورهای اشتباه رو اصلاح کنی و راه درست رو یاد بگیری.

توانایی قدرت ذهن

وقتی بفهمی دلیل چاق شدن تو چی بوده و چطور ناخودآگاه سال‌ها به نفع چاق‌تر شدن خودت عمل کردی، تازه یه نور امید قشنگ تو دلت روشن میشه! 🔥

چون دیگه می‌فهمی ارث و سوخت‌وساز و تیروئید و … فقط بهونه‌ست. 🎯

اگه تونستی تو این سال‌ها چاقی رو یاد بگیری و هر سال یه کم وزن اضافه کنی، پس قطعاً می‌تونی لاغری رو هم یاد بگیری و با تمرین و استمرار، به اون اندام دلخواهت برسی. 🌟

👀 یه نگاهی هم بنداز به فرق بین فکرهای آدمای متناسب و آدمای چاق.

می‌بینی که فقط کافیه محتوای ذهنی خودتو عوض کنی تا رفتار و بدنت هم دنبالش تغییر کنه!

پس حتماً با دقت به فایل آموزشی امروز گوش بده 🎧

✍️ تمرین آموزشی 📖

📝 تمرین مهم: کشف دلیل چاق شدن خودت!

🌟 مرحله اول: تشخیص نوع چاقی!

اول باید بدونی تو کدوم گروه از افراد چاق هستی:

  • چاق‌های ناآگاه: آدمایی که از بچگی چاق بودن و اصلاً تصویر ذهنی لاغری از خودشون ندارن. (فرمول‌های لاغری تو وجودشون هست ولی هرگز فعالش نکردن!)
  • چاق‌های آگاه: آدمایی که یه زمانی متناسب بودن، ولی به دلایلی تو یه دوره‌ای تصمیم گرفتن چاق بشن. (مثلاً فکر کردن چاق بودن امنیت میاره یا مشکلاتشون رو حل می‌کنه.)
  • افراد منتظر: اونایی که یه اتفاق خاص یا یه حرف از یه آدم معتبر باعث شده انتظار چاق شدن در ذهنشون شکل بگیره و کم کم چاق بشن.

✏️ حالا تکلیف چیه؟
دسته‌بندی خودت رو پیدا کن و چند خط درباره‌ی روش چاق شدنت بنویس. بعدش سعی کن یه نفر از دسته‌های دیگه پیدا کنی و وضعیتت رو با اون مقایسه کنی.
(هدف اینه که بفهمی مسیرها فرق می‌کنه ولی نتیجه یعنی همون فرمول‌های چاق ذهنی یکیه!)


🌟 مرحله دوم: شناخت احساس سیر شدن

حالا وقتشه بری سراغ احساسات بعد از غذا خوردن:

  • بعد از غذا حس می‌کنی واقعاً سیر شدی یا حس خفگی داری؟
  • به نظرت نشونه‌های واقعی سیر بودن چیه؟
  • نشونه‌های خفگی و پرخوری چی میتونه باشه؟

✏️ صادقانه بنویس الان تو چه وضعیتی هستی:
آیا بعد از غذا حس خوبی داری یا احساس خفگی و سنگینی؟

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن


توصیه اکید: بعد از دیدن فایل آموزشی قسمت پنجم، ویدیوی توضیحات تکمیلی این بخش را استفاده کنید

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.00 از 253 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11431
299 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار shahrbanou1346
      ۱۳۹۹/۰۵/۰۲ ۰۵:۲۵
      مدت عضویت: 2161 روز
      امتیاز کاربر: 39516 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 1,524 کلمه

      سلام به استاد گرانقدرعطار روشن و دوستان گلم که هر کدومتون من جمله خودم به طریقی وارد این سایت شدیم اول از همه خودمو معرفی کنم من خانمی هستم ۵۱ ساله خانه دار ساکن تهران‌ اهل شهرری با قد یک‌متر و پنجاه و وزن ۷۸
      و اینکه چطور با این سایت آشنا شدم و در چه تاریخی برام خیلی جالبه توضیح بدم شاید برای خوانندگان این متن هم جالب باشه
      من ابتدای آشنایی با این سایت که ساعت ۵ صبح ۱۷ تیرماه همین امسال ۱۳۹۹ اتفاق افتاد وقتی ذوق زده به پی وی استاد رفتم و ازش راهنمایی خواستم برای نحوه ی ثبت نام در سایتشون عنوان کردم که اتفاقی با سایت لاغری با ذهن آشنا شدم
      ولی چند روز بعد که خوب فکر کردم برام مسجل شد که فقط هدایت الهی منو به اینجا آورد
      چون من از زمانی که وزنم از ۷۲ گذشت دایم‌از اطراف توجهات به سمتم جذب شد و هر کی یه چیزی می گفت و یه نظری می داد که باعث شد به انواع و اقسام روشهای لاغری متداول کشیده بشم‌
      چون واقعا دوست داشتم دیگه‌از ۷۰ بیشتر نشم‌
      لاغری زیاد رو هم اصلا دوست نداشتم
      از سن ۱۶ سالگی تا ۳۰ سالگی که ابتدای روند اضافه وزنم بود آرزو داشتم‌چاق و‌توپول بشم ‌مثل زن همسایه چون هر کی منو می دید با دلسوزی می گفت بمیرم الهی
      تو غذا گیرت نمی آد بخوری یا شوهرت خسیسه نمی آره بریزه زیر دستت بخوری چاق بشی جون بگیری
      با این حرفا بهم بد میگذشت واقعا
      آرزو داشتم که‌مثل زن همسایه که مورد توجه شوهرم بود توپول بشم و جا افتاده عین قرمه سبزی ایرانی خخخخخخخ

      اما نمی خواستم تا به این حد چاق بشم که حالا دیگه شوهرم هی چپ بره راست بیاد یه دستوری بده کمتر بخور چربی نخور یه کم‌تحرک‌داشته باش کارت شده خوردن خوابیدن برنج کم بخور نون کم بخور بسه دیگه چقدر می خوای چاق بشی

      منو به زور برد گذاشت باشگاه اون‌موقع هنوز بحث کرونا نبود
      یه دو‌ماهی باشگاه رفتم یواشکی ۸۰ تومن از دکتر حیدری مسیول کانال رژیم بدون‌ورزش روبان‌ارغوانی به شکل اینترنتی رژیم‌ خاص سن و سال خودمو گرفتم و رفتم تو نخ کالری شماری و اینکه هر شب باید گزارش کالری های مصرفیمو تا ۱۶۰۰ براشون‌می فرستادم‌گاهی تشویق می شدم گاهی توبیخ کلامی

      دوباره صحبتای ذهنیم با خودم شروع شد

      چرا یه زمانی آرزوی توپولویی داشتم ولی تا سی سالگی لاغرو موندم یهو اوضاع و شرایط مالی زندگیم تغییر کرد و شروع کردم به غذای خوب خوردن تا هر چقدر که دلم می خواد کم‌کم
      شروع کردم به توپول شدن از شادی در پوستم‌نمی گنجیدم چون دیگه‌‌کسی ‌نمی تونست بهم بگه پول و‌پله نداری که خوراک خوب بخری بخوری و من احساس بهتری نسبت به خودم پیدا کردم
      از ۱۶ سالگی به علت یک‌انتخاب اشتباه در مورد ازدواجیم افتادم به یک زندگی‌پر از استرس کم پولی و جیره بندی مواد غذایی دهه شصت .

      و چون همسرم خانوم همسایه ارو به رخم‌کشید که‌چقدر توپول و جا افتاده اس ولی تو اینجوری

      با هم‌دعوامون می شد می گفتم هیچ می دونی همین زن همسایه چقدر بخور بخور داره شیرینی هر چقدر دلش می خواد برنج گوشت غذاهای خوب شوهر دست و دلباز و‌پولدار

      ولی تو هم خدارو می خوای هم خرمارو

      خلاصه این لاغری عجیب باعث عقده شده بود واسه من

      سی سالگی اوضاع مالیمون تغییر کرد همسرم با دست و دلبازی خرید و آورد و من با سرخوشی می خوردم و کیف می کردم که دیگه‌دوره لاغریم تموم شد
      حالا هر چقدر بخوام می خورم تا‌چاق و توپول بشم و‌مورد توجه همسرم واقع بشم‌

      کم‌کم شدم زن دلخواه همسرم

      کاش توی رنج ۷۰ مونده بودم ولی نموندم

      دیگه افتاده بودم توی سرازیری
      قبل رژیم و باشگاه شده بودم‌۸۴ کیلو توی حرکت دچار اشکال شده بودم موقع بالا رفتن‌
      از پله زانوهام درد می گرفتن

      شکمم‌جلو اومد کمرم تحت فشار قرار گرفت سایز سینه ام شد ۹۰

      دیگه‌دیدم نمیشه به بخور و بخواب ادامه بدم باید هر جوری بود رژیممو رعایت‌می کردم که‌تا حدی که رعایت کردم و فعالیت باشگاهی کردم از ۸۴ اومدم به ۷۸

      شوهرم خوشحال شد تشویقم می کرد

      ولی با آمدن کرونا و استرس مبتلا شدن نتونستم به رژیم ادامه بدم باشگاه تعطیل شد

      خیلی ناراحت شدم‌
      که اصلا دنیا هم با‌من سرناسازگاری داره نمی خواد بذاره من‌موفق عمل کنم

      ولی یه گفتگوهای ذهنی دیگه آزارم می داد به

      عدالت خدا شک کردم نعوذو بالله
      می گفتم آخه خدا جون چرا من نباید اندام دلخواهمو داشته باشم مگه اونایی که تناسب دارن و بهشون میگن استعداد لاغری دارن خونشون رنگین تر از منه
      آخه چرا بین بنده هات فرق می ذاری آخه من‌چه گناهی کردم من فقط می خواستم ۱۰ کیلو توپول بشم نه سی کیلو

      آخه چراااااا

      بعد به خودم نهیب زدم نه نه اینطور نیست خدا عادله مطلقه فرقی بین بنده هاش نمی ذاره از نظر خوبی ها خوشی ها
      حتم دارم برنامه ریزی غلط ذهنی باعث این اوضاع نگران کننده شده باید یه راهی باشه که این برنامه ارو تغییر داد باید باشه نمیشه نباشه

      آخه یعنی چی چطور یکی هر چی که‌میلشه هر چقدر که میلشه بخوره هیچم ورزش نکنه و باشگاه نره لاغرو متناسب باشه اونوقت یک عده مث من بخوایم این‌همه زجر بکشیم

      خدایا خودت یه راهی بذار جلو‌پام

      بعد از این جریانات و این حرفا یک شب یعنی ۱۷ تیر امسال تا نیمه های شب بیدار بودم و به این‌موضوع فکر می کردم و غصه می خوردم و از خدا هدایت می خواستم با این افکار خوابم‌رفت

      یهو ۵ صبح از خواب پریدم گوشیمو برداشتم به ذهنم رسید یه جمله ای سرچ کنم شاید راهی پیدا بشه از گوگل

      سرچ کردم لاغری با قوانین متافیزیک

      یهو چشمم خورد به سایت لاغری با ذهن

      با یه حال عجیب و با عجله زدم سایت باز شد

      اصلا نمی دونید که‌چه حالی شدم از شوق گریه کردم

      چقدر خدارو شکر کردم وقتی یه مقدار از مطالب ابتدا سایت رو خوندم فهمیدم گمشده امو پیدا کردم
      یادمه پارسال که یک‌مهمانی باخانواده خواهر و برادرم داشتم و میزبان خودم بودم
      دوباره اهل خانواده با دیدن‌من بحث چاقی و لاغری رو وسط کشیدن
      دوباره شروع کردن به راهکار دادن و اینکه فلانی چه آدم با اراده ای مقدار غذاشو نصف کرده هر روز میره پیاده روی و دویدن توی پارک محل و چقدر خوب تونسته لاغر کنه

      بعدم گیر دادن به بشقاب غذای من
      که خندیدن و مسخره کردنم که تو خیلی شیکمویی بی تحرکی بی خیالی هی روزبروز داری چاقتر میشی
      بیچاره دو روز دیگه میشه عین پیر زن ۸۰ سال

      دیگه باید عصا بگیری راه بری یه فکری کن غذاتو کم‌کن

      من یادمه با قاطعیت بهشون گفتم به خدا ربطی به مقدار و نوع غذا نداره
      که هر کی به این‌حرف من یه اعتراضی کرد و بحث بالا گرفت

      خلاصه سرتونو درد نیارم
      این بود ماجرای من وآشناییم با این سایت جالب و در نوع خودش بی نظیر
      فعلا از ۱۷ تیر تا به امروز که اول مرداده دو هفته اس که دارم مطالب رایگان سایت رو می خونم

      احساس آرامش عجیبی دارم و خدارو بخاطر این آرامش شکر می کنم به خدا‌نزدیکترم و تمام افکار منفی نسبت به عدالتش رو ریختم‌دور

      از تمام کانالای مربوط به رژیم درمانی و کالری شماری آمدم بیرون
      دیگه حاضر نیستم برای کاهش وزن برم‌باشگاه اجباری

      اگر هم برم برای ایجاد نشاط و شادابی و هر هدفی غیر از لاغر شدن باشگاه خواهم رفت فعلا هم که‌کروناس دیگه هیچی

      احساس می کنم‌جمع و جورترم
      چند روز پیش خواهرم‌منو دید گفت تو اندامت خوبه فقط این شیکمتو آب کنی خیلی خوب میشی
      ولعم نسبت به غذا از بین رفته می خوام شروع به غطذا خوردن کنم غذا خوردن کنم از خدا سپاسگزاری می کنم که این غذا در بدنم تبدیل به نور و عشق میشه ولاغیر ….دیگه با تصور چاق شدن با نون و برنج و ماکارانی غذا‌نمی خورم اینا نعمت خدان مگه‌میشه اسباب چاقی و مریزی باشن
      گفتم من از وقتی با سایت لاغری با ذهن آشنا شدم هر چی برنامه رژیم و ورزش اجباری بود ریختم‌دور دارم روی ذهنم کار می کنم

      خندید گفت حالا ببینیم چطور نتیجه ای می گیری

      اگر تو اینجوری لاغر شدی حسابه

      ولی من مطمینم که موفق میشم ..

      من به جناب عطار روشن تبریک میگم چون برگزیده ی خداست که معزل چاقی رو برای همیشه از صفحه روزگار برداره و به افرادی مثل من شوق و امید بده برای رسیدن به یک‌اندام متناسب و عالی

      از اینکه وقت‌گذاشتید خوندید مطالبمو‌از شما بی نهایت سپاسگزارم‌ اول مرداد ۱۳۹۹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahrbanou1346
      ۱۳۹۹/۰۷/۱۲ ۱۸:۲۳
      مدت عضویت: 2161 روز
      امتیاز کاربر: 39516 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 1,244 کلمه

      سلام و عصر بخیر خدمت دوستان و همراهان تناسب فکری و استاد خوبم
      بعد از چندین بار گوش دادن به فایل صوتی این قسمت و دیدن فایل تصویری تمرین نوشتاری خودمو در این قسمت می نویسم …و بعد سوال مهمی دارم که در پایان عرض می کنم‌ انشا الله که استاد گرامی لطف بفرمان جواب بفرستن ..

      درس امروز درباره ی مهمترین علت چاقی بود که عبارت است از باور کردن چاقی
      ما چاقها ممکنه فقط به یک دلیل یا دلایل چندگانه باور کرده باشیم که عامل یا عاملهایی از بیرون‌چاقی رو به ما تحمیل کرده و دیگه راه گریزی نداریم
      با این دلایلی که در ذهن داریم در حقیقت در تله چاقی افتادیم و هیچ راهی به نظرمون نمی رسه الا محدودیتهای غذایی و تحرک
      و البته تقصیری هم نداریم چون هر وقت پزشکان محترم خواستن برای اضافه وزنمون نسخه بپیچن دست گذاشتن روی غذای ما و دستور فرمودن به نرمش ورزش پیاده روی استخر باشگاه و خلاصه هر چیزی که مارو به تحرک وادار کنه

      جالبه حتی وقتی خودشون طبق آزمایشات پزشکی تشخیص می دن که شما مثلا به دلیل کم کاری یا پرکاری تیروییدت چاق شدی بازم گفتن باید رژیم بگیری و غذاتو کم کنی

      خلاصه که چاقی مارو به هر دلیلی ربط دادن دیوار کوتاهتر از مقدار غذای ما پیدا نکردن
      ما هم شروع کردیم به انواع و اقسام فشارهای فیزیکی و جسمی به خودمون بلکه لاغر کنیم و از شر اون بیماری که به چاقیمون مربوط بوده یا بداندامی رها بشیم
      با هزار زحمت کم کردیم ولی چه فایده که بعد از مدتی دوباره وزنمون به حالت سابق برگشته
      ورهاورد این حالت واسمون افسردگی و ضعیف شدن اعتماد بنفس و بدتر شدن بیماری های مرتبط با چاقی بود

      شخص خودمو عرض می کنم من نا آگاهانه و خود خواسته به تله چاقی گرفتار شدم

      نا امید از این وضعیت به این سایت شگفت انگیز راه پیدا کردم

      می دونم که اگر تمام دلایل چاقی که هر کدوم طنابی هستن که مارو به چاقی متصل کردن رو با ادله منطقی پاره کنیم کم کم از این تله می تونیم بیرون بیاییم
      منتها باید صبور باشیم بذر لاغری رو با این فکر و توانایی در وجودمون کاشتیم باید علفهای هرز رو دایم بچینیم تا اولین کیلوهای کاهش وزن رو متوجه بشیم
      استاد فرمودن که در اثر استمرار در تمرینات و وارد کردن اطلاعات مربوط به لاغری ابتدا یه مدت روند چاق شدن کند میشه بعد یه مدت متوقف میشه بعد کاهش وزن شروع میشه

      فقط باید صبورانه به تمرینها ادامه بدیم …

      من خودم بعد از گذشت نزدیک به سه ماه هنوز اندر خم یک کوچه ام
      در اون ۱۰ سالی که گرفتار رویای چاقی بودم و نا آگاهانه داشتم برنامه و فرمولهای لاغریمو ذره ذره تغییر می دادم خودم با ذهنیت خودم تاثیر چاقی رو از غذاهام گرفته بودم
      چون باورم این بود که اول باید با تغییر سیستم زندگیم حرص و جوش خوردن و غصه خوردن به پایان برسه بچه ها بزرگتر بشن تا من استراحتم بیشتر بشه این همه تحرک و جنب و جوش به پایان برسه بعد با غذاهایی که می خورم چاق و توپول بشم
      و مهمتراز همه اینکه می گفتن تو از اون تیپ آدمایی هستی که تا سی سالگی چاق نمیشی و لاغر می مونی و من اینو باور کرده بودم
      از این قسمت صحبتام می خوام به یه نتیجه مهم برسم و اون اینکه من تونسته بودم با نیروی ذهن در سالهای لاغری انرژی غذاهارو برای چاق کردنم‌ بی اثر کنم و لاغر بمونم

      چون خودم اولویت رو داده بودم به فراهم شدن آسایش و شادی بعد چاق شدن
      خوب این شرایط در سی سالگی فراهم شد
      و‌من شروع به توپول شدن کردم ولی توی یه وزن خاص نتونستم خودمو نگه دارم
      حالا نمی دونم دلیلش چی بود آیا اگر تعیین کرده بودم که‌مثلا من می خوام تا ۶۵ کیلو اضاف کنم آیا واقعا توی این وزن متوقف می شدم یا نه

      من که تعیین وزن خاصی نکرده بودم‌ ….ولی وقتی از ۶۵ گذشتمو رسیدم به هفتاد هفتادو دو دیگه‌نگرانی ها و دست و‌پا زدنها برای کاهش فایده ای نکرد و ترس از غذاها به جونم افتاد
      ۴۰ سالگی رو که رد کردم باورهای چاق کننده ی بیشتری وارد ذهنم شد
      تو دیگه سنت که بره بالاتر سوخت و سازت می آد پایین سریعتر و بیشتر چاق میشی یایسه بشی که دیگه بدتر
      خلاصه با شرایط بوجود آمده تصاویر چاقی بیشتر توی ذهنم ماندگار شد علاوه بر اینکه دایم فکر می گردم اگه‌نون و برنج و قند و شکر و شیرینی و چربی رو محدود کنم‌می تونم لاغر شم

      ولی اونارو هم‌که‌نتونستم بیش از دو هفته محدود کنم هم عصبی می شدم هم ولعم بیشتر می شد هم گرسنه تر از روزهای عادی و غیر رژیم‌
      دلایلی چاقی و استمرارشو که یکی یکی نوشتم با مثالا و نمونه هایی که پیدا کردم همه ارو رد کردم هیچ دلیلی قانون چاق شدن نمی تونه باشه
      چون این دلایل در افراد مختلف بسته به شرایطشون تغییر می کنه
      فقط یه چیز الان برام خیلی مهم شده اونم اینکه ترسم از غذا بریزه
      باید با تمام وجود قبول کنم و ذهن ناخودآگاهم باور کنه که غذا ها به خودی خود چاق کننده یا لاغر کننده نیستن
      به خودم میگم نمونه بارز خودمم که تا سی سالگیم لاغر بودم و تغذیه ام از همین خوراکها بوده که الان می خورم چطور اون موقع چاقم نکردن الان‌چه دلیلی داره غذارو عامل بدونم‌

      با این دلایل و برهان که برای خودم می آرم بازم هنوز بانوع و‌مقدار غذاهام مشگل دارم بی خیالشون نمی تونم بشم
      استاد پیشنهاد دادن با استفاده از یک‌ روش خیلی ساده کمتر بخوریم و یک قاشق آخر غذارو هم نخوریم‌ احساس سیری کامل خواهیم‌کرد
      اگر به این روش متمایل شدم و نتایج خوبی هم گرفتم چون می خوام که شخصیت و روش لاغرهای طبیعی رو در پیش بگیرم
      کمتر خوردن یک شیوه ی شخصیتی ممتاز برای لاغرهای طبیعیه
      من با این روش هر روز در چالش من اینو نخوردم شرکت‌می کنم نه به این دلیل که بگم کم بخورم که لاغر شم نه
      فقط چون این‌مدل آدمای لاغره و برام قابل قبول و پسندیده اس

      ما این بار آگاهانه به سمت تغییر فرمولهای ذهنمون می ریم تا لاغری و رفتار خاص آدمای لاغرو تجربه کنیم‌
      حالا سوالمو مطرح می کنم و از حضورتون مرخص میشم

      آیا برای لاغری میشه حد تعیین کرد؟
      چون من نمی خوام از ۶۵ کیلو وزنم کمتر شه
      استاد فرمودن برای چاق شدن تا یک وزن خاص نمیشه حد تعیین کرد می خوام بدونم آیا روند لاغری هم بدون کنترله و اینقدر لاغر میشیم که بشیم اسکلت ؟؟🤔🤔🤔🤔
      الان این ذهنمو اشغال کرده و شاید یکی از موانع ذهنی لاغر شدنمه چون وقتی از تغییرات وزنی تا به این حد بترسیم و جوابی براش نداشته باشیم لاغری رو تجربه نخواهیم کرد …

      باید لاغر شدن رو به طور کامل بپذیریم و هیچ جای نگرانی ازش در ذهن نداشته باشیم

      والسلام خانم شهربانو
      تهران ۱۲ مهر ۱۳۹۹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahrbanou1346
      ۱۴۰۰/۰۵/۰۶ ۲۱:۴۵
      مدت عضویت: 2161 روز
      امتیاز کاربر: 39516 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,650 کلمه

        عرض سلام و وقت بخیر 

      موضوع این جلسه درباره باور چاقی و تاثیراتش در اضافه وزن بود .

      ___________________

      من می خوام از درس امروز استفاده  کنم و درباره باور لاغری و تاثیراتش در کاهش وزن صحبت کنم .یعنی می خوام فرمولهایی برای لاغری ازش استخراج کنم  .

      من حدود یکساله با این سایت آشنا شدم و سی ساله که ذهنم چاقه  وپر از فرمولهای چاق کننده اس و نتیجه اش حدااقل ۱۵ کیلو و حداکثر ۲۰ کیلو  اضافه وزنه .  اواخر بهمن سال گذشته دوره ورود به سرزمین لاغرهارو با عشق زیاد تهیه کردم  و از ۱۶ فروردین به طور جدی درسها و تمرینات این دوره ارو شروع کردم ….. هنوز تغییر چندانی از نظر جسمی نکردم و همچین انتظاری هم ندارم .من همچنان در حال آموزش متناسب شدن به ذهنم هستم .ذهنی که سی ساله چاقی رو یاد گرفته و بهش فکر کرده  نمیشه انتظار داشت در عرض چند ماه یک‌جسم لاغر که‌نه حتی لاغرتر تحویلم بده …..من فکر می کنم در دوره خیاطی  شرکت کردم و تا دوره و نکات آموزشی همراه با تمرین و تکرار به پایان نرسه نمی تونم از خودم انتظار دوخت لباس مجلسی داشته باشم .من صبر می کنم و لاغری جسمم رو به مغزم‌می سپارم مغزی که تحت فرمان الگوها و فرمولهای تثبیت شده ی ذهن منه .

      من باید همون مراحلی که برای چاق شدن طی کردم  همون مراحلو برای لاغر شدن طی کنم تا خیلی آسون و راحت بدون اینکه بخوام به چگونگی لاغریم فکر کنم متناسب بشم .یعنی چی که می بایست از همون‌مسیر چاقی لاغر بشم ؟ 

      یعنی اینکه  چاقی من بر اثر اجرای فرمولها رقم خورده .فرمول از کجا اومده ؟  از دیده ها و شنیده ها همراه با دلیل و مدرک .محاسبات دو دوتا چهارتا .

      مثلا بارها به ما گفته شد که ازدواج سبب چاقی و اضافه وزنه .

       هر کی این شنیده هارو باور کرده بی بروبرگرد بعد ازدواجش چاق شده .چون نه تنها شنیده بلکه دیده .و اینجوری توی ذهنش سند سازی شده .

       مثلا : من امروز پسر عمو    یا ،دختر خاله امو که یکسال پیش ازدواج کردن  دیدم که چاق شدن درصورتی که قبل ازدواجشون متناسب یا لاغر بودن . از اینجا به بعد این فرمول در ذهنم نقش می بنده و تثبیت میشه که   : ازدواج  = با چاقی  . خوب حالا فرض کن من در موقعیت ازدواج نیستم‌ اما این فرمول توو ذهن من  میره .میشه یه پکیج غیر فعال تااااااااااااا زمانی که‌من‌در موقعیت ازدواج قرار بگیرم . حالا این پکیج فعال میشه .اول در سطح فکر :  با خودم میگم  من ازدواج کردم  نکنه چاق بشم ؟ یاد همون دختر خاله متناسبم میفتم که بعد ازدواجش چاق شد …..دیگه این نکنه نکنه ها فایده ای نداره و اون فرمول برای به ظهور رسیدن به فعالیتش ادامه می ده .من قبول کردم که در موقعیت چاقی ام .وقتی باور دارم که چون ازدواج برابر است با چاق شدن و می بینم که خودمم ازدواج کردم  این برام بدیهیه که‌چاق بشم ….حالا که چاقی برام در این حالتی که هستم بدیهیه .محتویات ذهنیم که به شکل تصویرهایی از ازدواج کرده های چاقه  به مغز منتقل میشه و مغز مطابق با تصاویر دریافتی  فرمانهای چاق شونده صادر می کنه .و در اصل از ذهن داره فرمان می گیره .تصویرهای چاق در ذهن از طریق مغز تبدیل به واقعیت میشن و ما شاهد جسمی میشیم که به تدریج در حال چاق شدنه …دستور خوردن بیش از نیاز صادر میشه  وما از این دستور خواه ناخواه تبعیت می کنیم و وقتی سطح انرژی دریافتی بیش از نیازه ، سیستم سلولها هم از قبل با همون باور و فکر چاق کننده آماده شده .پس سیستم ذخیره چربی فعال میشه و ما شاهد اضافه وزن میشیم .

      خوب این یک‌مسیر ذهنیه که یک پروسه طی میشه و انتهای این‌مسیر میشه چاقی .

      حالا چطور فرمول لاغری از این در می آد ؟

      فرمول لاغری :   هر گاه لاغر شدن برای ما بدیهی بشه خیلی زود شاهد کاهش وزن خواهیم بود

       یعنی  باور لاغری = لاغرشدن 

        پذیرش اطلاعات دیداری و شنیداری  در مورد چاق شدن = چاق شدن 

      پس پذیرش اطلاعات دیداری و شنیداری از سایت تناسب فکری و تمرین و تکرا این اطلاعات همراه با باور  اینکه من می تونم لاغر بشم و این روش نتیجه میده  = لاغر تر شدن و سپس در صورت ادامه متناسب شدن و در صورت ادامه   = لاغری  .

      اول  از همه که مهمترین بخش داستان  لاغریه باور لاغریه .

      هر گاه باور کنیم که به این دلیل به اون دلیل ،بدیهیه که لاغر بشیم خیلی زود لاغری رو تجربه خواهیم کرد .

      ما در دوره سرزمین لاغرها ،با ساز و کار ذهن آشنا میشیم و بعد یاد می گیریم که چطور یک ذهن چاق رو به ذهنی لاغر تبدیل کنیم تا بعد از چندین ماه کار و تلاش نتیجه اشو در جسم خود به شکل کاهش وزن ببینیم .

      این نیاز به گذشت زمان خاص خودشو داره . من خودم از سن ۲۰ تا سی  رویام چند کیلو چاق شدن بود ۱۰ سال نا آگاهانه داشتم ذهنمو برای چاق شدن آماده می کردم  و به خودم یاد می دادم که چطوری باید چاق بشم  بعد از ۱۰ سال به تدریج چاق شدم تا پنج کیلو چاقی خوب بود راضی و خوشحال بودم به ۱۰ کیلو اضافه هم که رسیدم بازم بی خیالش بودم داشتم زندگی عادی خودمو می کردم ولی بعدش وقتی دیدم هر سال دارم چاقتر میشم و از تناسب دلخواه خارج میشم ترسیدم و به انواع روشهای اشتباه متداول متوسل شدم که هیچ نتیجه ای جز چاقتر شدن نداشت .

      می خوام اینو بگم اول از همه من باید لاغر شدن با قدرت ذهنمو باور کنم  .دلایلی که من با خودم درباره اش حرف می زنم تا این مسیله ارو برای خودم باورپذیر کنم ایناس :

      من باور می کنم که با قدرت ذهن میشه لاغر شد چرا که استاده این روش جناب عطار روشن ،بدون هیچ رژیم خاص ،بدون گرسنگی و رنج ،بدون فعالیت باشگاهی و ورزشی ،فقط از طریق عوض کردن فرمولهای ذهنیش ،موفق شد در عرض دو سال ۴۰ کیلو وزنشو کاهش بده  و هم اکنون بعد از چندین سال که از رسیدن به وزن دلخواهش گذشته  در این وزن ثابت مونده و وزنش برنگشته .اینو که دارم با چشم خودم می بینم دلیل به این واضحی .آیا همین یک دلیل کافی نیست که من باور کنم می تونم با استفاده از این روش متناسب بشم ؟ اون چیزی که منو نا امید می کنه القای حس عجله کردن برای لاغر شدن از طریق ذهن منفی باف یا همان شیطان رجیمه .

      اگر هنوز شکی داشته باشم ،این قدرت تخریب ذهن منفی باف منه که میشه بهش شیطان هم گفت.  وقتی که من می خواستم با باورهای بی اساس خودمو برای چاقی آماده کنم نیومد منو وسوسه کنه  شک به دلم بندازه و بگه  نه باور نکن اینجوری نمیشه چاق شد .مگه چاق شدن الکیه .فلانی رو ببین  ازدواج کرده ولی چاق نشده .فلانی رو ببین مادر پدرش چاقن ولی خودش لاغره پس باور نکن که چاقی ارثیه .

      چرا این‌جادوگر منفی باف نیومد اینارو بیخ گوش ما بگه که ما همینجور الکی الکی چاق نشیم .؟

      به محض اینکه باور کردیم که فلان‌چیز مارو چاق می کنه دربست قبولش کردیم و بعدم بخاطر همین پذیرش براحتی چاق شدیم و از هیکل افتادیم و در معرض انواع بیماری ها و دردها قرار گرفتیم .

      پس در نتیجه چاقی و چاق شدن راه شیطان و سقوط و بدبختیه و شیطان حسابی پشتیبانی می کنه .مثلا پرخوری رو در نظرمون یه کار بسیار لذت بخش تحت عنوان خوش اشتهایی جلوه می ده جوری که ما خیلی وقتا با یه دیس غذای دلخواهمون  اصلا عشقبازی می کنیم .

      خوب پس بیاییم به این دلایل بدیهی برای لاغر شدن با قدرت ذهن بیشتر فکر کنیم وباورش کنیم .

      تا باورش نکنیم اتفاقی نمیفته حتی اگر ساعتها بشینیم فایل گوش بدیم و بنویسیم .

      دومین مسیله بسیار مهم در گرفتن نتیجه از این راه و روش  منطقی کردن ذهنه .یعنی چی ؟ 

      یعنی اینکه ‌همانطوری که یک هنرجوی دوره خیاطی تا دوره خاص آموزشی رو طی نکنه و بارها به شکل عملی دوخت و دوز نکنه و آزمون عملی پایان دوره ارو نده  نمیشه بهش گفت خیاط و نمی تونه آموزشگاه یا کارگاه خیاطی بزنه و بهش مجوز اینکارو نمی دن  .همینطور هم تا دوره آموزش هنر لاغری با ذهن به پایان نرسه و همه نکته ها همه باورها و افکار چاق کننده شناسایی نشن و یکسری از آموزه هارو به شکل  عملی در متن زندگی پیاده نکنیم  در حد ایده آل متناسب نخواهیم شد .

      مثلا ما یاد می گیریم که تنها وقتی اقدام به خوردن کنیم که از درون به ما اعلام گرسنگی بشه نه به هر بهانه و دست آویزی . خوب حالا اگر بهش عمل نکنیم و از غذاها استفاده ابزاری کنیم مثلا برای فرو نشاندن خشم و استرس اقدام به خوردن کنیم  در روند لاغر شدن اختلال ایجاد می کنیم .یعنی رفتار غذاییمون در کنار پاکسازی یکسری از افکار و باورها باید اصلاح بشه ‌برای لاغر شدن باید همه جانبه پیش بریم تا نتیجه بگیریم .

      اگر می خوایم در طول دوره آموزشی با آرامش جلو بریم باید بدونیم که هیچ ماده غذایی چاق نمی کنه الا وقتی که بیش از نیاز بخوریم یا روی سیری اضافه بر سازمان بخوریم‌.

      حالا دیگه باید بشینیم ببینیم چه وقتهایی سیریم ولی می خوریم باید بهانه های پرخوری رو پیدا و حذف کنیم . 

      مسیله مهم بعدی که باید در این مسیر بهش خیلی توجه کنیم عجله نکردن و شک و تردید به خود راه ندادنه .

      وقتی هنوز یکماه نشده داریم تمرین می کنیم و فایل گوش می دیم یا میریم روی ترازو  که یکی از اشتباهات فوق العاده سنگین و با تبعات به شدت مخربه و می خوایم ببینیم حالا که بعد یکماه احساس سبک وزنی خاص می کنیم آیا وزن کم کردیم یا نه ؟ یا شروع می کنیم هر هفته با لباسهامون خودمونو سایز کردن .یا دایم جلوی آینه خودمونو چک کردن .اینا همه اش اشتباهه و حاکی از شک‌و تردید ما هم به توانایی خودمون در لاغر شدن و هم شک به تاثیرات تمرینات ذهنی در لاغر شدنه .

      خوده شک و تردید  ،یکی از موانع ذهنیه لاغریه .   

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شهربانو باقری
      ۱۴۰۳/۰۶/۰۵ ۱۶:۱۸
      مدت عضویت: 2161 روز
      امتیاز کاربر: 39516 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 88 کلمه

      سلام  خانم شاد متناسب …..

      دیدگاهت عالی …..مرسی ….

      وقتی به  تاثیر افکار تکرار شونده  در بروز چاقی  فکر می کنم   می بینم ماها اسیر یه مشت حرف بی سر و ته شدیم  یعنی دقیقا با قدرت ذهنمون  چاق شدیم حالا آگاهیم و می دونیم که با قدرت همین ذهن براحتی لاغر میشیم  و  به باور قطعی می رسیم که برای لاغر شدن نیاز به هیچ  کار خاص ، ابزار خاص و خوراک خاص نداریم  باید افکار  باورها و نگرشها و‌ آخرسر   رفتارها باید عوض بشن ….همین ….

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شهربانو باقری
      ۱۴۰۲/۰۵/۲۵ ۱۱:۰۵
      مدت عضویت: 2161 روز
      امتیاز کاربر: 39516 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 156 کلمه

      سلام ، آفرین فاطمه  ..دیدگاهت عالی بود ……

      راجع به حالت سیری نوشتی که :سیری احساس بعد از گشنگیه. یه حالتیه که شکم آدم نه خالیه و نه درحال ترکیدن. در اون حالت آدم هر خوراکی که ببینه نسبت بهش بی‌میله و نمیتونه بخوره. 

      یه چندتا حالت دیگه ارو هم‌من اضافه می کنم :

      من وقتی  سیر میشم  اون اضطراب و عجله و حالت بد ضعف  ،،، قبل از خوردن   جاشو به آرامش  و  شادی میده  ذهن و مغزم  از حالت درگیری به حالت رهایی  و راحتی می رسه و آماده میشه به  چیزای دیگه  فکر کنه  … در حال سیری  به اندازه یا میانه  در حال مراقبه لاغری قرار می گیرم  و این حالت بسیار خوشاینده  ، هم با غذایی که دوست داشتم و  مطابق با شرایط اقتصادیم بوده خوردم و سیرم هم  احساس لاغری دارم  و این معجزه  مسیر تناسب فکریه که در هیچ مسیر و روش دیگه لاغری  وجود نداره ..

      مرسی  دوست عزیزم سپاسگزارم ▪︎ 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahrbanou1346
      ۱۴۰۰/۰۵/۰۶ ۰۱:۰۴
      مدت عضویت: 2161 روز
      امتیاز کاربر: 39516 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      همیاری
      محتوای دیدگاه: 650 کلمه

         سلام فروغ جان ،

      وقتت بخیر و شادی ،

      مثل همیشه نوشته ات عالی بود خیلی لذت بردم  من می خوام‌از قسمتی از متنی که نوشتی یه میانبر بزنم  به چگونه لاغر شدن با قدرت ذهن.

      متن شما 👇

      پس باورهای غلطم برای چاقی که طبیعی چاق بشم  این بود :

      چون ازدواج کردم 

      چون باردار شدم 

      چون شیر میدم 

      چون کم کاری تیرویید دارم 

      چون مشکل هورمونی دارم 

      چون غدای چرب و سرخ شده و نون و برنج و شیرینی میخورم 

      چون فعالیت ندارم 

      چون سوخت و سازم پایین هست 

      چون استخوان بندیم درشته 

      چون اشتهام زیاده 

      چون …

      و اما حالا خوب میدانیم اینها میتونه چاقی رو برای من بدیهی کنن ولی نمیتونن طبیعی کنن .

      نتیجه گیری :

      ما در حال حاضر چاقیم و بخوبی هم‌ می تونیم دلایلشو  ردیف کنیم و بگیم. چون تجربه اش کردیم .قبل از این آگاهی ها هم می دونستیم چرا چاقیم و چی باعث شد چاق بشیم ولی طبق آموزه های اشتباه  ،واسه درمان تمام   چاقی ها از هر نوعی و با هر علتی  ،نسخه کم خوری و تحرک می نوشتن .دکترهامون  ناشی و نابلد بودن .

      وقتی به بیمارشون می گفتن شما به دلیل کم کاری تیروییدت اضافه وزن گرفتی راه حلش نخوری و زجر و شکنجه نبود ولی همین راهو  می ذاشتن جلو پای مریز .

      از طرفی بیمار ،به دلیل حرف پزشک ،‌چاقی رو واسه خودش طبیعی و بدیهی می کرد .بعدم می خواست با کم خوری و‌گشنگی کشیدن و تحرک و ورزش اجباری جبران‌مافات کنه  .که اینا  هر دو یک بیمار نا آگاهتر از خودشونو به سمت دره چاقی سوق می داد .

      حالا من می خوام از جملاتی که گفتی  یه چندتا جمله برای لاغری از توش استخراج کنم :

      قبل از بیان جملاتم ،این نکته ارو هم  عرض کنم‌که‌ما هنوز لاغر نشدیم و تجربه اش نکردیم‌ که بگیم  من لاغر شدم به این دلیل به اون دلیل  الان فقط می تونیم جمله ارو با    ما لاغر میشیم  شروع کنیم :

      من لاغر میشم چون یک‌جسم‌لاغر داشتن کاملا طبیعیه روح و جسم و ذهن منه .

      من لاغر میشم چون عاشقشم .

      من لاغر میشم چون خدا دوست داره بندگانش لاغر و چابک و سالم و شاد باشن .

      من لاغر میشم چون خواستن توانستن است .

      من‌لاغر میشم چون با هدایت خداوند به اینجا آورده شدم .

      من لاغر میشم چون بهاشو پرداختم  و همچنان در حال پرداخت بهای اون به شکل استمراری هستم.

      من‌لاغر میشم چون از جان و دلم می خوام که  متناسب و لاغر بشم .

      من لاغر میشم چون دکتر روان شناسم جناب عطار روشن  با همین‌روش براحتی ۴۰ کیلو کم کرده .

      من لاغر میشم چون ذهنم در حال متناسب و لاغر شدنه .

      من لاغر میشم چون شبانه روز دارم به ذهنم متناسب شدن از یک روش کاملا جدید رو یاد می دم .

      من لاغر میشم چون با اتفاق افتادن موارد بالا  خیلی بدیهی و طبیعیه که این اتفاق بیفته و اصلا خارج از انتظار نیست و نمی تونه باشه.

      من لاغر میشم چون دارم باور می کنم باقدرت ذهن میشه لاغر شد .

      من لاغر میشم چون خدا اینو برام می خواد که منو در این‌مسیر قرار داد.

      من لاغر میشم چون کسی که با قاطعیت تصمیم گرفته لاغر بشه و داره به وظیفه اش که خوندن و دیدن و گوش کردن و نوشتن و تلاش برای عمل کردن رو در برنامه خودش گذاشته منم نه هیچکس دیگه

      من‌لاغر میشم چون عاشق کمتر خوردنم و از اینکه کمتر بخورم و پرخوری نکنم لذت می برم .و کاری که با لذت همراه بشه ذهنم اونو می پذیره حتی اگر فرمولشو هنوز نساخته باشه .

      من لاغر میشم چون فقط به دلیل گرسنگی واقعی غذا مو به اندازه می خورم .

      من لاغر میشم  چون دیگه غذا برام ابزار رفع بی حوصلگی ، تنهایی ،اضطراب ،افسردگی ،خشم و ترس نیست .

      من لاغر میشم چون 

        من اگه با این اوصاف لاغر نشم پس چه کسی باید لاغر بشه ؟

      کلمه من لاغر میشم را به تکرار نوشتم که جمله ام کامل باشه و به شکل خلاصه نویسی نباشه تا در ذهن بتونه تثبیت بشه .

      والسلام .با آرزوی موفقیت برای فروغ عزیر.

      وعده دیدار ما    :  سرزمین لاغرها

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahrbanou1346
      ۱۳۹۹/۰۷/۱۳ ۱۹:۱۳
      مدت عضویت: 2161 روز
      امتیاز کاربر: 39516 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 90 کلمه

      سلام خانم سادات عزیز
      تبریک به شماکه تصویرتون مدتهاست در قسمت شگفتی سازان ثبت شده
      آرزومه که به موقعیت شما دوست عزیز و فعال در تمرینات برسم
      هر وقت فایل جلسات رو گوش می دم و می بینم در قسمت دیدگاه دنبال نوشته ی شما می گردم پیدا می کنم با دقت می خونم و بعد لایکش می کنم ….

      انشا الله در تمام جنبه های زندگیت مثل موفقیتت در تناسب اندام موفق باشی و سلامت و شاد

      ۱۳ مهر ۱۳۹۹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 26
گردونه هدایا گردونه هدایا