0

دلیل چاق شدن من (قسمت پنجم)

دلیل چاق شدن من
اندازه متن

وقتی چاق بودم، فقط دو حالت رو می‌شناختم: سیر یا خفه. اصلاً نمی‌دونستم گرسنگی واقعی چه حسیه. اگه بعد از ناهار به حالت خفگی نمی‌رسیدم، به مادرم اعتراض می‌کردم که «غذا کم بود، سیر نشدم». سال‌ها بعد فهمیدم دلیل چاق شدن من نه شکمم بود و نه غذاهای مادرم؛ دلیلش باوری بود که از بچگی در ذهنم ساخته شده بود.

این نوشته جلسه پنجم از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. در جلسه چهارم (عادت‌های چاق‌کننده) دیدیم که عادت‌ها از باورها ساخته می‌شن. امیدوارم جلسه‌های قبل رو چند بار دیده باشی. چون هر بار که تکرارشون می‌کنی و به زندگی خودت فکر می‌کنی، مانع‌های متناسب شدن رو بهتر پیدا می‌کنی. در این جلسه می‌خوام از مهم‌ترین موضوع چاقی صحبت کنم: باور کردن چاقی.

📱 اپلیکیشن لاغری با ذهن
همه‌ی جلسه‌ها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن می‌تونی ویدیو و صوت جلسه‌ها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
دانلود اپلیکیشن اندروید

در این جلسه می‌آموزیم:

🧠 مهم‌ترین دلیل چاق شدن: باور کردن چاقی

وقتی کسی باور کنه که چاق شدن براش طبیعیه، ذهنش فرمول‌هایی می‌سازه و بر اساس همون فرمول‌ها رفتارها و عادت‌هایی در اون ایجاد می‌کنه که به سمت چاقی می‌برنش. این کار اصلاً به تصمیم اون آدم ربطی نداره. همه‌اش ناخودآگاهه.

خیلی ساده‌ترش اینه که همین ذهنی که توانایی چاق کردن ما رو داشته، توانایی متناسب کردن ما رو هم داره. فقط باید همون‌طور که برای چاقی ازش استفاده کردیم، برای لاغری هم ازش استفاده کنیم. ولی اول باید بفهمیم این باور از کجا و چطور در ذهن ما شکل گرفته.

🛤️ چهار مسیری که آدم‌ها رو به چاقی رسونده

از نوشته‌ها و پیام‌های اعضای سایت، می‌شه آدم‌هایی رو که اضافه وزن دارن در چند گروه دید. مسیر هر گروه با بقیه فرق داره، ولی نتیجه یکیه: باور کردن اینکه چاق شدن طبیعیه.

۱. کسانی که از بچگی چاق بودن

من خودم از این گروهم. تا جایی که یادمه، حتی قبل از مدرسه، اضافه وزن داشتم و عکس‌های بچگیم هم همین رو نشون می‌ده. برای ما چاق شدن مثل یاد گرفتن زبان مادری بود. همون‌طور که حرف زدن و راه رفتن رو یاد گرفتیم، خیلی ساده چاق شدن رو هم یاد گرفتیم.

بچه رفتار پدر و مادرش رو می‌بینه و یاد می‌گیره. حتی اگه فقط یکی از والدین اضافه وزن داشته باشه، نقش زیادی در یاد گرفتن چاقی داره. گاهی هم پدر و مادر متناسبن، ولی مادر دوست داره بچه‌اش تپل باشه. چون خیلی از مادرها، مخصوصاً در گذشته، تپل بودن بچه رو نشونه‌ی مادر لایق بودن می‌دونستن. مادر من هم از همین مادرها بود.

ما بچه‌ها هم با دیدن رفتار پدر و مادر و شنیدن جمله‌هایی مثل «چاقی در خانواده‌ی ما ارثیه» یا «همه‌مون چاقیم و هر کاری کنیم چاق می‌مونیم»، باور کردیم که چاق شدنمون طبیعیه.

باور کردن چاقی دلیل چاق شدن

۲. لاغرهایی که خواستن کمی تپل بشن

گروه دیگه کسانی هستن که تا یه سنی خیلی لاغر بودن، طوری که گاهی مسخره‌شون می‌کردن. خیلی‌هاشون که برای مشاوره پیش من میان، می‌گن «ما فقط می‌خواستیم یه کم پرتر بشیم تا خوش‌لباس‌تر باشیم و بقیه هم خوششون بیاد». برای همین خودشون رو به پرخوری وادار کردن یا دارو خوردن.

مشکل اینجاست که هیچ‌کدومشون عدد مشخصی تعیین نکرده بودن. یعنی نگفته بودن «می‌خوام ۴ کیلو اضافه کنم». فقط می‌خواستن چاق‌تر بشن. وقتی ذهن فرمول چاق‌تر شدن رو ساخت، دیگه معلوم نبود کجا متوقف بشه. امروز خیلی از همین آدم‌ها ۳۰ یا ۴۰ کیلو اضافه وزن دارن و از این بابت خیلی ناراحتن.

بنابراین اگه فکر می‌کنی خیلی لاغری و فقط به خاطر حرف مردم می‌خوای تپل بشی، در حالی که خودت با وضعیتت مشکلی نداری، اصرار نکن ذهنت رو در مسیر چاق شدن بذاری. وقتی این اتفاق بیفته، مهار کردنش ساده نیست.

۳. وقتی پزشک گفت «این دارو چاقت می‌کنه»

کسی به خاطر یه مشکل پیش پزشک می‌ره و پزشک دارویی تجویز می‌کنه و می‌گه «مراقب باش، این دارو اشتها رو زیاد می‌کنه و چاقت می‌کنه». چون همه‌ی ما به پزشک‌ها اعتماد داریم، همین یه جمله شاید به اندازه‌ی یک سال تکرار یه جمله در ذهن ما اثر بذاره.

از همون روز اون آدم، با اینکه نگرانه، در ذهنش منتظره که چاق بشه. چون با خودش می‌گه «دکتر گفته و من هم دارم قرص رو می‌خورم». کم‌کم رفتارهای غذاییش عوض می‌شه و اضافه وزن پیدا می‌کنه. جالبه که خیلی‌هاشون وقتی پیش من میان، دو ساله دارو رو کنار گذاشتن ولی هنوز چاقن. می‌گن «اون قرص تأثیرش رو گذاشته». در حالی که قرص نبود که اثر گذاشت؛ این خودشون بودن که با باور کردن اون جمله، فرمول چاقی رو در ذهنشون ساختن.

۴. اضافه وزن بعد از بارداری

خیلی از خانم‌ها تا قبل از بارداری اندام متناسبی دارن. ولی وقتی باردار می‌شن، چون تجربه‌ای ندارن، به حرف بزرگ‌ترها گوش می‌دن. هر کسی که چند بار بارداری رو تجربه کرده، یه توصیه می‌کنه: «این رو بخور تا بچه قوی بشه»، «این‌ها رو با هم قاطی کن و بخور تا بچه سالم باشه».

در این گروه، روند برعکسه. یعنی خودشون با بیشتر خوردن، اضافه کردن وعده‌ها و خوردن چیزهایی که قبلاً نمی‌خوردن، فرمول‌های ذهنیشون رو دستی عوض می‌کنن. چون این کار شش هفت ماه ادامه داره، این شکل غذا خوردن برای ذهنشون عادی می‌شه. بعد از زایمان هم خیلی‌ها باور دارن هر چی بیشتر بخورن، شیرشون بیشتر می‌شه. این باور اشتباه هم باعث می‌شه باز بیشتر بخورن.

من که از بچگی کم‌کم و گرم‌به‌گرم چاق شدم، فرصت داشتم خودم رو با چاقی تنظیم کنم. وقتی در نوجوانی حس کردم سنگین‌تر شدم، دیگه با بچه‌ها در کوچه نمی‌دویدم چون زود خسته می‌شدم. استخر نمی‌رفتم چون خجالت می‌کشیدم لباسم رو دربیارم. ولی کسی که در شش هفت ماه ۲۰ یا ۳۰ کیلو اضافه می‌کنه، اصلاً آمادگیش رو نداره. یهو هیچ‌کدوم از لباس‌هاش اندازه‌اش نیست و حال روحیش هم خیلی بد می‌شه.

۴- ازدواج، بلوغ و باورهای دیگه

من وقتی ۱۲ یا ۱۳ سالم بود، زیاد می‌شنیدم که «آدم وقتی ازدواج کنه، چاق‌تر می‌شه». پسر عموهام رو هم می‌دیدم که بعد از ازدواج چاق‌تر شده بود. این حرف و این نمونه اصلاً به من ربطی نداشت، چون هنوز سن ازدواجم نبود. ولی ذهنم همه‌ی این‌ها رو به‌عنوان مدرک ثبت کرد. بنابراین وقتی آدم ازدواج می‌کنه، این فرمولِ از قبل ساخته‌شده فعال می‌شه و رفتار غذاییش کم‌کم تغییر می‌کنه.

باور «بلوغ در دخترها باعث چاقی می‌شه» هم همین‌طور عمل می‌کنه. هیچ‌کدوم از این باورها دلیل علمی ندارن، ولی وقتی بارها شنیده بشن، ذهن باورشون می‌کنه.

📈 ذهن همیشه دنبال «بیشتره»

یکی از ویژگی‌های ذهن ما اینه که همیشه دنبال بیشتر شدنه. کسی که درس خوندن رو دوست داره، می‌خواد ادامه بده. کسی که کسب‌وکارش رو دوست داره، می‌خواد گسترشش بده. کسی که به یه هنر علاقه داره، می‌خواد در اون پیشرفت کنه.

مشکل اینجاست که برای ذهن فرقی نمی‌کنه چیزی که یاد گرفتیم به نفعمونه یا به ضررمون. بنابراین وقتی چاقی رو یاد گرفتیم، ذهن هر روز تلاش می‌کنه کمی بیشترش کنه. یعنی یه ذره چاق‌تر، باز یه ذره چاق‌تر.

دلیل چاق شدن

🧭 مغز فرمانده‌ی خوردن ماست

همه‌ی کارهای بدن ما زیر کنترل مغزه؛ نفس کشیدن، پلک زدن، ضربان قلب و گردش خون. رفتار غذایی ما هم همین‌طوره. خیلی‌ها فکر می‌کنن معده‌شون باعث چاقیشونه و می‌گن «معده‌ام گشاده». بعضی‌ها هم می‌گن «بدنم شیرینی می‌کشه». ولی بدن به‌تنهایی هیچ فرمانی صادر نمی‌کنه. تا وقتی اول در ذهنم تصمیم نگیرم، دستم حتی تکون نمی‌خوره.

بدن آدم‌ها از نظر نیاز به انرژی هم تقریباً فرقی با هم نداره. ورزشکارها با اینکه خیلی فعالیت می‌کنن، این‌طور نیست که خیلی بیشتر از ما غذا بخورن. ولی من وقتی چاق بودم، کافی بود یه روز چند صد متر پیاده‌روی کنم تا حس کنم «امروز خیلی فعالیت کردم و انرژی زیادی از دست دادم». بعد اون روز بیشتر غذا می‌خوردم. این‌ها همه فرمول‌های اشتباه ذهن من بود.

چرا آدم‌های لاغر وزنشون رو از قبل می‌دونن؟

اگه از یه آدم چاق بپرسن «شش ماه دیگه چند کیلو هستی؟»، معمولاً نمی‌تونه با اطمینان بگه همین وزنی که الان داره. ولی خیلی از آدم‌های متناسب رو دیدم که می‌گن «سی ساله هر وقت می‌رم روی ترازو، ۶۴ کیلو هستم».

دلیلش اینه که رفتار غذایی یه آدم متناسب مثل نفس کشیدن و ضربان قلبش خودکاره. ولی رفتار غذایی یه آدم چاق با بقیه‌ی رفتارهای بدنش فرق داره. چون خوردن تنها کاریه که در انتخابش آزادیم. خداوند ما رو در انتخاب غذا آزاد آفریده و برای همین فرمول‌های خوردن قابل تغییرن. هر بار هم که بر اساس یه فرمول عمل می‌کنیم، اون فرمول پررنگ‌تر می‌شه.

🖼️ تصویر ذهنی چاق و جنگ با رژیم

وقتی باور می‌کنیم چاق شدن برای ما طبیعیه، یه تصویر چاق از خودمون در ذهنمون شکل می‌گیره. مغز هم بر اساس همین تصویرها فرمول می‌سازه و فرمان می‌ده. ما فقط اجراکننده‌ی این فرمان‌ها هستیم.

به همین دلیل وقتی با رژیم سخت وزن کم می‌کردم، مطمئن بودم دوباره چاق می‌شم. چون تصویر ذهنیم با فشار به بدن عوض نشده بود. وقتی رژیم می‌گیری، داری با فرمان مغزت مقابله می‌کنی. مغز می‌گه بخور و تو که همیشه اطاعت کرده بودی، حالا نمی‌خوای فرمان رو اجرا کنی. این نافرمانی باعث درگیری ذهنی و عصبی شدن می‌شه و در این درگیری همیشه ذهن برنده است.

یادمه یه بار در برنامه‌ی رژیمم نوشته بودن «۶ قاشق برنج». من قاشق رو از ته دیس پر می‌کردم و آروم بالا می‌آوردم تا روی قاشق یه کوه برنج درست بشه. شش قاشق برمی‌داشتم، ولی اندازه‌ی دوازده قاشق! این یعنی ذهنم داشت فرمان خودش رو اجرا می‌کرد و من فقط ظاهر برنامه رو رعایت می‌کردم.

سیری و خفگی

😮‍💨 من فقط سیری و خفگی رو می‌شناختم

آدم‌های متناسب دو حالت رو می‌شناسن: گرسنگی و سیری. ولی من دو حالت دیگه رو می‌شناختم: سیری و خفگی. یعنی جایی که اون‌ها دست از خوردن می‌کشیدن، تازه شروع من بود. من فکر می‌کردم اون فشاری که در شکمم حس می‌کنم یعنی سیر شدن. بنابراین فرمول ذهن من این شده بود: «خوردن تا وقتی ادامه داره که به حالت خفگی برسم».

ساعت یک یا دو ظهر به حالت خفگی می‌رسیدم و چون سنگین می‌شدم، می‌خوابیدم. ساعت چهار و نیم بیدار می‌شدم و مادرم عصرها همیشه چایی با کلوچه‌های محلی که خودش خیلی خوب درست می‌کرد آماده می‌کرد. چون از حالت خفگی یه کم پایین‌تر اومده بودم، دوباره می‌خوردم. صادقانه بگم، سهم زیادی از چاقی من به خاطر همین کلوچه‌های عصر بود.

خیلی‌ها می‌گن «اشتهای من زیاده». ولی اشتها کجای بدنه؟ ما معده داریم و می‌دونیم کارش چیه. غده‌هایی داریم که آنزیم ترشح می‌کنن. ولی هیچ غده‌ای به اسم غده‌ی اشتها نداریم. اشتها فقط یه فرمول ذهنیه. ما چون پرخوری می‌کنیم فکر می‌کنیم اشتهامون زیاده. در حالی که اشتهامون زیاد نیست؛ فرمول چاق شدنمون قویه.

قدرت باور لاغری

🌳 اول ریشه رو پیدا کن

تا وقتی ریشه‌ی یه مشکل رو پیدا نکنیم، نمی‌تونیم برای همیشه حلش کنیم. اگه میوه‌های یه درخت آفت زده باشن، هر چقدر به میوه‌ها سم بزنی یا میوه‌ها رو بکنی، میوه‌ی بعدی هم آفت می‌زنه. باید سراغ ریشه رفت. چاقی هم همین‌طوره.

بنابراین در تمرین این جلسه باید بفهمی از چه زمانی و چرا اضافه وزن پیدا کردی. وقتی دلیل واقعی رو پیدا کنی، از سردرگمی و توجیه‌هایی مثل ارث و سوخت‌وساز بیرون میای. می‌فهمی داستان چاقی خودت چیه. بعد وقتی برای حلش اقدام کنی، حس توانایی در تو شکل می‌گیره و باور می‌کنی که واقعاً می‌شه متناسب شد.

📝 تمرین مهم: پیدا کردن دلیل چاق شدن خودت

🌟 مرحله اول: از کی و چرا اضافه وزن پیدا کردی؟

جواب این سؤال‌ها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس:

  • جزو کدوم گروهی؟ از بچگی چاق بودی، یا از یه زمانی به بعد چاق شدی؟
  • اگه از بچگی چاق بودی: عادت‌های غذاییت شبیه کیه؟ پدر؟ مادر؟ چقدر شبیه اون‌ها غذا می‌خوری؟
  • اگه از یه زمانی به بعد چاق شدی: اون زمان چه اتفاقی افتاد؟ پزشکی چیزی بهت گفت؟ ازدواج کردی؟ باردار شدی؟ یا جمله‌ای رو از دیگران شنیدی و باورش کردی؟
  • بر اساس این باور، چه عادت‌هایی در تو شکل گرفت؟

مثلاً: «من از بچگی اضافه وزن داشتم و رفتار غذاییم شبیه مادرمه.» یا «بعد از مصرف یه دارو و حرفی که پزشک زد، باور کردم چاق شدنم طبیعیه و کم‌کم به این وضعیت رسیدم.»


🌟 مرحله دوم: سیری یا خفگی؟

  • بعد از غذا واقعاً حس سیری داری یا حس سنگینی و خفگی؟
  • به نظرت نشونه‌های واقعی سیر بودن چیه؟
  • نشونه‌های خفگی و پرخوری چیه؟

✏️ صادقانه بنویس الان در چه وضعیتی هستی.

توصیه اکید: بعد از دیدن فایل آموزشی قسمت پنجم، این ویدیو را تماشا کنید.

در جلسه بعد (قسمت ششم: پرخوری عصبی چیست) می‌بینیم ذهن چطور فرمول‌ها رو گسترش می‌ده و این فرمول‌ها چطور عادت‌های پرخوری رو در ما می‌سازن.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. مهم‌ترین دلیل چاق شدن چیه؟

باور کردن چاقی. وقتی باور کنیم چاق شدن برای ما طبیعیه، ذهن فرمول‌هایی می‌سازه که رفتار و عادت‌های ما رو به سمت چاقی می‌بره، بدون اینکه خودمون تصمیمی گرفته باشیم.

۲. چرا بعد از قطع دارو هنوز چاقم؟

چون دارو نبود که اثر گذاشت؛ جمله‌ای که درباره‌ی چاق کردن دارو شنیدی و باورش کردی، فرمول چاقی رو در ذهنت ساخت. این فرمول با قطع دارو از بین نمی‌ره و باید در ذهن تغییر کنه.

۳. چرا بعد از بارداری چاق می‌شیم؟

چون در دوران بارداری با توصیه‌ی دیگران بیشتر و متنوع‌تر غذا می‌خوریم و بعد از زایمان هم فکر می‌کنیم غذای بیشتر یعنی شیر بیشتر. این رفتارها در چند ماه برای ذهن عادی می‌شن و بعد از بارداری هم ادامه پیدا می‌کنن.

۴. چرا باید بفهمم از کی چاق شدم؟

چون تا ریشه‌ی یه مشکل رو پیدا نکنی، نمی‌تونی برای همیشه حلش کنی. وقتی بدونی چاقیت از کجا شروع شده، از توجیه‌ها بیرون میای و می‌دونی باید کدوم باور رو تغییر بدی.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.02 از 265 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11431
306 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار محمد صادق
      ۱۳۹۹/۰۲/۱۶ ۰۰:۴۵
      مدت عضویت: 2375 روز
      امتیاز کاربر: 1024 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 2,511 کلمه

      سلام به هم فرکانسی های عزیزم

      این جلسه اصلاً یک تحولی در من ایجاد کرده و عجب جلسه‌ای هست. واقعاً رضای عزیز شما در موضوع لاغری با ذهن به درجه استادی رسیدی و این رو میشه از آگاهی‌های این جلسه که قلب من مهر تأیید بر اون میزنه، تأیید کرد. آگاهی‌هایی که از این فایل دریافت کردم رو به همراه تمرین خواهم نوشت:

      این فایل‌ها رو باید بارها تکرار کرد و تأمل کرد و فکر کرد و موانع متناسب شدن رو با این کارها پیدا کرد و فرمول سازی متناسب شدن رو انجام داد.

      همین ذهنی که توانایی چاق کردن شما رو داره، توانایی متناسب کردن شما رو هم داره اگر همانطور که برای چاق شدن ازش استفاده کردید برای لاغری هم ازش استفاده کنید

      افراد در موضوع چاقی به چند دسته تقسیم میشن. یک، افرادی که از بچگی چاق شدند، دو، افرادی که بواسطه حرف‌های دیگران چاق شدند، سه افرادی که بعد از گفته‌های پزشک و مصرف دارو اضافه وزن پیدا کردند، چهار افرادی که بعد از دوران بارداری دچار اضافه وزن میشوند.

      خب من جز دسته اول نبودم، عکس‌های بچگیم تپل هستم اما یک مدت زمان بسیار کوتاه بوده و از اون به بعد کلاً لاغر بودم و هیچ موقع یادم نمیاد صحبتی از چاق شدی و این‌ها شنیده باشم. من جز دسته سوم هم نیستم چون هیچ موقع دارو مصرف نکردم و پزشک نرفتم و همیشه سلامت بودم، من جز دسته جهارمم نیستم خب چون پسرم! اما من جز دسته ی دوم هستم. مرتب میشنیدم که تو باید خودت رو از این وضعیت در بیاری و چاق بشی و من همیشه برام سؤال بود مگه الانم چشه که بخوام چاق بشم؟ الان که خوشحال و راضی هستم و انقدر این موضوع تکرار شد که منم شک کردم که نکنه خوب نیستم؟ و همین موضوع شاید یکی از دلایل ورزش کردن من شده بوده. از اونجایی که ابتدای مسیر هستم و در مسیر شناخت کامل خودم هستم صرف نظر میکنم از اینکه آیا دلیل ورزش کردن من قطعاً این بوده یا نه، اما میتونم این رو با اطمینان بگم که یکی از دلایل مهم من برای ورزش کردن لاغر شدن و متناسب شدن و البته عضلانی شدن بوده. چون من واقعاً دوست دارم که بدن ورزیده و خوش اندامی داشته باشم. و دلیل هدایت شدنم به این مسیرم همینه چون یکی از مانع های مهم خوش استیل بودن این هست که ذهن من برای چاقی تنظیم شده و مانع از این میشه که بدن خوش فرم بمونه و با اینکه متناسب میشم و خوش استیل میشم بازگشت به عقب دارم.
      افراد دسته اول چون از بچگی تپل بودن باور کردن که چاق شدشون طبیعیه و همین باور باعث شده هیچ وقت نتونن متناسب باشن و عادت‌های اونها بر اساس چاقی بیشتر تنظیم شده

      همانطور که ذهن ما فارسی صحبت کردن رو یاد گرفته، ذهن ما چاق شدن رو هم یادگرفته. همانطور که راه رفتن و صحبت کردن رو ذهن ما یاد گرفته، چاق شدن رو هم یاد گرفته.

      در زمان گذشته تپل بودن فرزند ها باعث افتخارشون بوده و نشون میداده که آن‌ها مادران لایقی هستند

      باور غلط:
      همه ی ما چاقیم
      هر کاری کنیم باز چاق خواهیم ماند

      خب به نظر من افرادی که این باورها رو دارند، بندگان خدا هیچ زمانی هیچ اراده و نتیجه پایداری برای رفع چاقیشون نمیتونن انجام بدن چون این باورها تا خرخره اونهارو در چاقی نگه میداره و افسرده میشن.

      وقتی که باور کنیم چاق شدن ما طبیعی هست آن وقت ذهن ما فرمول هایی رو میسازه که بر اساس آن فرمول رفتارهایی در ما ایجاد میشه که ما رو به سمت چاق شدن بیشتر هدایت میکنه

      پس چاق شدن طبیعی نیست. چاق شدن غیر طبیعیه و همان ذهنی که توانایی این رو داشته ما رو چاق کنه توانایی این رو هم داره که ما رو لاغر کنه وقتی ما ازش در مسیر لاغری استفاده کنیم.

      افرادی دسته سوم که بواسطه مصرف دارو حرف پزشک چاق شدن چون به دکتر اعتماد داشتن و دکتر هم گفته که این قرص رو بخوری خیلی عالی و خوبت میکنه اما چاقت هم میکنه و باور کردن و چاق شدن چرا چاق شدن؟ چون باورکردن خب دارم قرص میخورم طبیعیه که چاق بشم و دوباره مثل موارد قبلی یواش یواش هدایت شدن به سمت چاقی توسط ذهنشون و رفتارها و عادت‌ها ایجاد شده و تشدید شده. که خب بعد از اینکه مصرف دارو رو هم قطع کردن این روند چاقی ادامه داشته چون فرمول ها ایجاد شده

      افرادی که بعد از بارداری دچار اضافه وزن شدن:
      هر کسی تجربه بارداری داشته یک تجویزی کرده و گفتن اینو با این بخوری بچه قوی و سالم تر میشه و اونها هم شروع کردن به مصرف مواد غذایی و خودشون به صورت دستی فرمول های ذهنیشون رو تغییر دادن و چاق شدن

      باور غلط: طبیعیه که بارداری باعث چاقی بشه
      ما افرادی رو داریم که بارداری رو پشت سر میگذارن و اصلاً مشخص نیست اون فرد باردار بوده و هفت الی هشت کیلو اضافه وزن پیدا کرده و سه کیلو هم بچه بوده و باقی اضافه وزن طی چند هفته از بین رفته
      ما افرادی رو هم داریم که بارداری رو پشت سر میگذارند و سی کیلو اضافه وزن میارن و بچه دو نیم کیلو نهایتاً سه کیلو هست و بیست پنج شش کیلو اضافه وزن اونها باقی میمونه و باعث مشکلات بسیار زیادی میشه

      سؤال، چرا این اتفاق میفته برای دو فرد یکسان؟ باورها متفاوت باعث هدایت شدن افراد به عادات و نتایج متفاوت میشه

      بازم رضا عطار روشن عزیز رو تحسین میکنم واقعاً در موضوع لاغری با ذهن به درجه استادی رسیدی و من خیلی از این آگاهی‌ها لذت میبرم

      ذهن ما همیشه به دنبال بیشتر کردن و گسترش دادن هر چیز هست، یعنی افرادی که تحصیل رو واقعاً دوست دارن همیشه دوست دارند ادامه بدن و بهتر بشن، افرادی که کسب و کارشون رو دوست دارند همیشه دوست دارن ادامه بدن و بهتر بشن، افرادی که به هنری که انجام میدن علاقه دارن دوست دارن در اون زمینه مرتب پیشرفت کنن، این موضوع در مورد چاقی هم همینطوره، افرادی که چاق هستند ذهنشون فارغ از اینکه به نفعشونه یا به ضررشونه دوست داره اونها چاق‌تر بشوند

      تمام فعالیت‌های بدن ما تحت کنترل مغز ماست از نفس کشیدن و پلک زدن تا رفتار غذایی من تحت کنترل مغز من هست.

      باور غلط در مورد چاقی: معده ی من گشاده و باعث میشه من زیاد غذا بخورم
      باور غلط در مورد چاقی: بدن من میکشه و باعث میشه من زیاد غذا بخورم، بدن من شیرینی رو میکشه. این تصورات کاملاً اشتباهه، جسم ما به خودی خود هیچ نقشی در فرمان صادر کردن برای انجام یک حرکتی رو نداره بلکه این دستور از مغز صادر میشه همانطوری که دستمون رو خیلی سریع حرکت میدیم و اگر از مغز فیلم‌برداری کنیم شگفت زده میشیم که چطور داره مغز این کار رو انجام میده و دستورات رو در کانال‌ها و سیستم عصبی به جریان میندازه و با این سرعت این کار رو انجام میده که ما درکش نمیکنیم، همانطور هم مغز ما داره رفتار غذایی ما رو کنترل میکنه.

      دلیل اینکه یک فرد متناسب رفتار غذایی اش درست و صحیح هست و یک فرد چاق رفتار غذایی اشتباه داره و پر خوری میکنه به خاطر تفاوت در فرمان‌های مغزی هست و الا جسم انسان‌ها هیچ فرقی با هم نداره

      نکته بسیار مهم که از گفته های استاد رضا عطار روشن دریافت کردم، «جسم انسان‌ها هیچ فرقی با هم نداره، تفاوت در نتایج در فرمان‌های مغزی هست»

      چند نکته بی اندازه مهم که باورهای غلط من رو به بهترین شیوه در مسیر اصلاح برد، خداروصدهزار مرتبه شکر لذت بردم از این بذر جدید خیلی عالیه و کوهی از احساس خوب به من داده:

      جسم انسان‌ها از نظر میزان مصرف انرژی تفاوتی نداره اگر هم داشته باشه بسیار جزئی هست
      «یک فرد ورزشکار نیاز بدنش به انرژی خیلی جزئی بیشتره نسبت به فردی که ورزشکار نیست.»

      یکی از باورهای غلط من که باعث شده به معنای واقعی پدر جسمم که هدیه و امانت خداوند بهم هست رو در بیارم و باعث شده من از حالت تناسب خارج بشم این هست که من بعد از اینکه شروع به ورزش های سنگین کردم به شکل قابل ملاحظه تری «در نهایت داستان» چاق شدم. دلیلش این هست که من این باور رو دارم که باید بیشتر غذا بخورم چون ورزش میکنم. و من هی بیشتر ورزش میکردم که متناسب باشم و هی بیشتر غذا میخوردم. و این روند ادامه داشته و بعد از توقف ورزش به مدت یکی دو ماه، روند خوردنم به اندازه قبل متوقف نشده و همینطور ادامه داشته تا من رو از تناسب اندامم در کمتر از دو ماه با وجودماه ها و سالها تلاش خارج کرده و به این شکل اعصابم رو خراب کرده که ای بابا چرا انقدر سریع نتیجه از دست میره. اما حالا که من باورهام رو گام به گام درست کنم و این مسیر رو پیش برم عادت‌ها و رفتارهامم درست میشه و دیگه همیشه متناسب میمونم. خدارو صدهزار مرتبه شکر

      باور غلط که دوست دارم دوباره تکرارش کنم: اگه ورزش کنی بایدبیشتر بخوری.
      باور درست: یک فرد ورزشکار نیاز بدنش به انرژی خیلی جزئی بیشتره نسبت به فردی که ورزشکار نیست.

      ورزشکار ها اینطور نیست که به خاطر ورزشی که انجام یدن خیلی بیشتر از ما میخورن

      من داشتم به این فکر میکردم که چقدر الگوهای ذهنی نادرست به روند چاق شدن ما ضربه وارد میکنه، یکی از چیزهایی که باعث شد این باور در من ایجاد بشه که هر چی بیشتر ورزش میکنی بیشتر باید بخوری، دیدن برنامه مردان آهنین تلوزیون هست که صرف ۲۰ پرس غذا میخورد و شکم داشت در حد بنز اما اندام عضلانی هم داشت و این باور رو میداد که هر چی زورت بیشتر بشه و ورزشکار تر باشی و هیکلی تر باشی باید بیشتر بخوری. من همیشه برام سؤال بود این‌ها با این همه ورزش چرا انقدر چاق هستند؟ خداروشکر مدت هاست تلوزیون رو گذاشتم کنار. تلوزیون دیدن اشتباه ترین کار ممکنه هست نه به خاطر اینکه تلوزیون مطالب خوب نداره بلکه به این دلیل که ما باید آگاهانه زندگی کنیم و ما باید خودمون ورودی هامون رو کنترل کنیم و هم جهت با خواسته هامون کنیم.

      یک فرد چاق کافیه چند صد متر پیاده روی کنه و بالافاصله احساس میکنه که چون فعالیتش بیشتر بوده احساس گشنگی بیشتری میکنه پس بیشتر غذا میخوره. این فرمول های ذهنی اشتباه در نهایت رفتار غذایی ما رو مشخص میکنه و در نهایت جسم ما رو شکل میده.

      ارتباط تنگاتنگی بین جسم و ذهن ما وجود داره، همه ی افرادی که اضافه وزن دارن براشون طبیعیه که چاق‌تر باشند

      چرا افرادی رو داریم که سی سال هست میگه هر وقت خودم رو وزن میکنم ۶۴ کیلو هستم؟ چون اون فرد رفتار غذایی اش مثل سایر رفتار های بدنشه. مثل نفس کشیدن. مثل ضربان قلب اما یک فرد چاق رفتار غذایی اش متفاوت از رفتارهای بدنشه – به قولی طبیعی نیست.

      یادم به بچگیم و نوجوانی ام افتاد که کاملاً متناسب بودم و همیشه خودم رو وزن میکردم حتی گرمشم میگفتم و همیشه همون بودم. و همیشه من رو میبردن دکتر تغذیه که چرا این بچه چاق نمیشه 😐 اینارو اصلاً یادم نبود. الان یکهویی اومده تو ذهنم. یادمه یک بحثی مامانم با دکتر داشت و می‌گفت بچم بیشتر یک کفه دست نون به اندازه دست خودش بیشتر نمیخوره و میل نداره و این رو به عنوان نقطه ضعف من در نظر میگرفت و می‌گفت بیشتر نون بخور. واقعاً چاقی آموختنی ایست، من به خاطر حضور مادرم سپاسگزارم و دمشم گرم که این همه کار برای من انجام داد چون فکر میکرد درسته.

      چرا طرف برنامه رژیمی میگیره و توش میگه ۶ قاشق باید برنج بخوری مشکل اعصاب و روان پیدا میکنه و یک جورایی مثل مثالی که استاد زد در مورد برداشتن برنج از زیرش در میره و نمیتونه به مدت زیادی رژیم رو ادامه بده؟ چون فرمول های ذهنی درست نشده و من یا تویی که داری این متن رو میخونی داری با ذهنت میجنگی که هرگز پیروز نمیشی. ذهن تو برنامه‌ریزی شده و میگه بخور تو میخوای نخوری و رژیم بگیری. باید ریشه رو درست کرد که ذهن چنین فرمانی رو نده بلکه فرمان متناسب شدن بده. یعنی باید فرمول های ذهنی رو تعویض کرد.

      فرمول های ذهنی فرد چاق: ۱- سیری ۲- خفگی
      فرمول های ذهنی یک فرد لاغر: ۱- گشنگی ۲- سیری

      در‌واقع جایی که یک فرد متناسب و لاغر استپ میکنه، یک فرد چاق شروع میکنه!

      یک فرد چاق وقتی به حالت خفگی نمیرسید می‌گفت مامان چرا غذا انقدر کم بود سیر نشدم؟ چون فکر میکنه سیر شدن یعنی خفه شدن.

      یکی از نشانه‌های افراد چاق این هست که از بس غذا میخورن ککه باید بعدش بخوابن

      هیچ چیزی به جز فرمول های ذهنی در موضوع چاقی نیست. بعضی‌ها میگن من اشتهاء ام زیاده! خب این اشتهاء کجا است و چطوری تنظیم میشه؟ ما یک اندامی داریم به نام کلیه. یک اندامی داریم به نام معده کارشم مشخصه. این اندام و عذه ی اشتهاء کجا است که اشتهاء ما رو تعیین میکنه؟ این‌ها همش فرمول ها و فرمان‌های ذهنی هست که ما میگیم اشتهاء

      باور غلط: آدم وقتی ازدواج کنه چاق میشه. وای خدا من چقدر اینو شنیدم. خوب شد هنوز عزیز دلم رو خلق نکردم و وارد زندگیم نکردم و فرصت دارم روی خودم کار کنم.

      یکی از راه‌های سریع پیدا کردن الگوهای مناسب در مورد اینکه وقتی رابطه عاشقانه برقرار میکنی یا به قولی ازدواج میکنی چاق نمیشی، مراجعه به اینستگرام و دیدن عشق‌هایی هست که با هم هستن و لاغرن و حتی بچه‌دار هم شدن و خوش اندام هستند.

      تمرین:
      پیدا کن چرا و از چه زمانی اضافه وزنت زیاد شده؟ مثلاً ببین از بچگی اضافه وزن داشتی؟ رفتارهای غذاییت شبیه پدر و مادرته؟ از سن بلوغ بوده؟ پیدا کن بر اساس پذیرفتن اضافه وزن چه عادت‌هایی در شما شکل گرفته؟ ببین عادت هات شبیه چه کسانی هست؟ آیا به خاطر شنیده هات از دیگران بوده؟

      من یادم نمیاد دقیقاً از چه زمانی فهمیدم که شکم دارم و نمیخوام داشته باشم اما به خاطر دارم که از زمانی که ورزش سنگین رو شروع کردم و خودم رو عضلانی تر کردم از همون زمان ها هم پس از توقف ورزش وزنم به شدت زیاد تر شد. پس میتونم بگم یکی از عوامل اصلی رو پیدا کردم که میگه هر چی بیشتر ورزش میکنی باید بیشتر بخوری. نه اینطور نیست، یک فرد ورزشکار خیلی میزان کمی به انرژی بیشتر نیاز داره و اینطور نیست که به نسبت بقیه‌ای که ورزش نمیکنن به غذای بیشتری نیاز داشته باشه. دقیقاً من این موضوع رو در ورزشکارهای همیشه متناسب خارجی – البته نه همشون – دیدم که غذاهاشون بسیار با حجم معمولی هست. این نشون میده که دلیل این نتایج عالی اونها در روند ورزشی همین فرمول های درست در ذهنشون هست که این رفتارهای غذایی رو تولید میکنه. واقعاً همه چیز ذهنه.

      از بچگی اضافه وزن نداشتم.

      رفتارهای غذاییم یکجورایی شبیه پدر و مادرمه، چقدر این جمله رو ازشون میشنیدم که میگفتن محمد با نون بخور سیر بشی. بندگان خدا دمشون گرم خیلی به فکر من بودن و فکر میکردن این کارشون درسته. دقیقاً به خاطر شنیده هایی که داشتم این اتفاقات برام افتاده و این عادت‌های رفتاری برام اتفاق افتاده که ازشون نا آگاه بودم. مثل همین شنیده که دقیقاً نمیدونم سر منشأش کجاست و میگه چون ورزش میکنی باید بیشتر بخوری. دوباره میگم اینطور نیست افراد ورزشکار مقدار بسیار کمی بیشتر انرژی مصرف میکنن نسبت به فردی که ورزش نمیکنه.

      متن نسبتاً طولانی ای شد اما بسیار دلچسب بود برام نوشتن این متن.
      از همراهی شما سپاسگزارم و به خاطر نظرهای زیباتون در سایت تناسب فکری سپاسگزارم خیلی بهم کمک میکنه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار محمد صادق
        ۱۳۹۹/۰۲/۱۷ ۰۰:۳۷
        مدت عضویت: 2375 روز
        امتیاز کاربر: 1024 سطح ۲: کاربر متوسطه
        محتوای دیدگاه: 67 کلمه

        رضای عزیز ممنون و سپاسگزارم، باافتخار حتما این اتفاق می افته و عکس قبل از عمل فکری رو هم از خودم تهیه کردم. مطمئنا هم خودم از این مسیر بسیار زیبا و نتیجه بخش لذت میبرم و هم شما و صد البته به این فکر کن که چقدر جهان و خداوند بهت نعمت و خوشبختی و ثروت و آگاهی بیشتر میده چون داری باعث گسترش جهان میشی.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم