0

دلیل چاق شدن من (قسمت پنجم)

دلیل چاق شدن من
اندازه متن

وقتی چاق بودم، فقط دو حالت رو می‌شناختم: سیر یا خفه. اصلاً نمی‌دونستم گرسنگی واقعی چه حسیه. اگه بعد از ناهار به حالت خفگی نمی‌رسیدم، به مادرم اعتراض می‌کردم که «غذا کم بود، سیر نشدم». سال‌ها بعد فهمیدم دلیل چاق شدن من نه شکمم بود و نه غذاهای مادرم؛ دلیلش باوری بود که از بچگی در ذهنم ساخته شده بود.

این نوشته جلسه پنجم از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. در جلسه چهارم (عادت‌های چاق‌کننده) دیدیم که عادت‌ها از باورها ساخته می‌شن. امیدوارم جلسه‌های قبل رو چند بار دیده باشی. چون هر بار که تکرارشون می‌کنی و به زندگی خودت فکر می‌کنی، مانع‌های متناسب شدن رو بهتر پیدا می‌کنی. در این جلسه می‌خوام از مهم‌ترین موضوع چاقی صحبت کنم: باور کردن چاقی.

📱 اپلیکیشن لاغری با ذهن
همه‌ی جلسه‌ها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن می‌تونی ویدیو و صوت جلسه‌ها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
دانلود اپلیکیشن اندروید

در این جلسه می‌آموزیم:

🧠 مهم‌ترین دلیل چاق شدن: باور کردن چاقی

وقتی کسی باور کنه که چاق شدن براش طبیعیه، ذهنش فرمول‌هایی می‌سازه و بر اساس همون فرمول‌ها رفتارها و عادت‌هایی در اون ایجاد می‌کنه که به سمت چاقی می‌برنش. این کار اصلاً به تصمیم اون آدم ربطی نداره. همه‌اش ناخودآگاهه.

خیلی ساده‌ترش اینه که همین ذهنی که توانایی چاق کردن ما رو داشته، توانایی متناسب کردن ما رو هم داره. فقط باید همون‌طور که برای چاقی ازش استفاده کردیم، برای لاغری هم ازش استفاده کنیم. ولی اول باید بفهمیم این باور از کجا و چطور در ذهن ما شکل گرفته.

🛤️ چهار مسیری که آدم‌ها رو به چاقی رسونده

از نوشته‌ها و پیام‌های اعضای سایت، می‌شه آدم‌هایی رو که اضافه وزن دارن در چند گروه دید. مسیر هر گروه با بقیه فرق داره، ولی نتیجه یکیه: باور کردن اینکه چاق شدن طبیعیه.

۱. کسانی که از بچگی چاق بودن

من خودم از این گروهم. تا جایی که یادمه، حتی قبل از مدرسه، اضافه وزن داشتم و عکس‌های بچگیم هم همین رو نشون می‌ده. برای ما چاق شدن مثل یاد گرفتن زبان مادری بود. همون‌طور که حرف زدن و راه رفتن رو یاد گرفتیم، خیلی ساده چاق شدن رو هم یاد گرفتیم.

بچه رفتار پدر و مادرش رو می‌بینه و یاد می‌گیره. حتی اگه فقط یکی از والدین اضافه وزن داشته باشه، نقش زیادی در یاد گرفتن چاقی داره. گاهی هم پدر و مادر متناسبن، ولی مادر دوست داره بچه‌اش تپل باشه. چون خیلی از مادرها، مخصوصاً در گذشته، تپل بودن بچه رو نشونه‌ی مادر لایق بودن می‌دونستن. مادر من هم از همین مادرها بود.

ما بچه‌ها هم با دیدن رفتار پدر و مادر و شنیدن جمله‌هایی مثل «چاقی در خانواده‌ی ما ارثیه» یا «همه‌مون چاقیم و هر کاری کنیم چاق می‌مونیم»، باور کردیم که چاق شدنمون طبیعیه.

باور کردن چاقی دلیل چاق شدن

۲. لاغرهایی که خواستن کمی تپل بشن

گروه دیگه کسانی هستن که تا یه سنی خیلی لاغر بودن، طوری که گاهی مسخره‌شون می‌کردن. خیلی‌هاشون که برای مشاوره پیش من میان، می‌گن «ما فقط می‌خواستیم یه کم پرتر بشیم تا خوش‌لباس‌تر باشیم و بقیه هم خوششون بیاد». برای همین خودشون رو به پرخوری وادار کردن یا دارو خوردن.

مشکل اینجاست که هیچ‌کدومشون عدد مشخصی تعیین نکرده بودن. یعنی نگفته بودن «می‌خوام ۴ کیلو اضافه کنم». فقط می‌خواستن چاق‌تر بشن. وقتی ذهن فرمول چاق‌تر شدن رو ساخت، دیگه معلوم نبود کجا متوقف بشه. امروز خیلی از همین آدم‌ها ۳۰ یا ۴۰ کیلو اضافه وزن دارن و از این بابت خیلی ناراحتن.

بنابراین اگه فکر می‌کنی خیلی لاغری و فقط به خاطر حرف مردم می‌خوای تپل بشی، در حالی که خودت با وضعیتت مشکلی نداری، اصرار نکن ذهنت رو در مسیر چاق شدن بذاری. وقتی این اتفاق بیفته، مهار کردنش ساده نیست.

۳. وقتی پزشک گفت «این دارو چاقت می‌کنه»

کسی به خاطر یه مشکل پیش پزشک می‌ره و پزشک دارویی تجویز می‌کنه و می‌گه «مراقب باش، این دارو اشتها رو زیاد می‌کنه و چاقت می‌کنه». چون همه‌ی ما به پزشک‌ها اعتماد داریم، همین یه جمله شاید به اندازه‌ی یک سال تکرار یه جمله در ذهن ما اثر بذاره.

از همون روز اون آدم، با اینکه نگرانه، در ذهنش منتظره که چاق بشه. چون با خودش می‌گه «دکتر گفته و من هم دارم قرص رو می‌خورم». کم‌کم رفتارهای غذاییش عوض می‌شه و اضافه وزن پیدا می‌کنه. جالبه که خیلی‌هاشون وقتی پیش من میان، دو ساله دارو رو کنار گذاشتن ولی هنوز چاقن. می‌گن «اون قرص تأثیرش رو گذاشته». در حالی که قرص نبود که اثر گذاشت؛ این خودشون بودن که با باور کردن اون جمله، فرمول چاقی رو در ذهنشون ساختن.

۴. اضافه وزن بعد از بارداری

خیلی از خانم‌ها تا قبل از بارداری اندام متناسبی دارن. ولی وقتی باردار می‌شن، چون تجربه‌ای ندارن، به حرف بزرگ‌ترها گوش می‌دن. هر کسی که چند بار بارداری رو تجربه کرده، یه توصیه می‌کنه: «این رو بخور تا بچه قوی بشه»، «این‌ها رو با هم قاطی کن و بخور تا بچه سالم باشه».

در این گروه، روند برعکسه. یعنی خودشون با بیشتر خوردن، اضافه کردن وعده‌ها و خوردن چیزهایی که قبلاً نمی‌خوردن، فرمول‌های ذهنیشون رو دستی عوض می‌کنن. چون این کار شش هفت ماه ادامه داره، این شکل غذا خوردن برای ذهنشون عادی می‌شه. بعد از زایمان هم خیلی‌ها باور دارن هر چی بیشتر بخورن، شیرشون بیشتر می‌شه. این باور اشتباه هم باعث می‌شه باز بیشتر بخورن.

من که از بچگی کم‌کم و گرم‌به‌گرم چاق شدم، فرصت داشتم خودم رو با چاقی تنظیم کنم. وقتی در نوجوانی حس کردم سنگین‌تر شدم، دیگه با بچه‌ها در کوچه نمی‌دویدم چون زود خسته می‌شدم. استخر نمی‌رفتم چون خجالت می‌کشیدم لباسم رو دربیارم. ولی کسی که در شش هفت ماه ۲۰ یا ۳۰ کیلو اضافه می‌کنه، اصلاً آمادگیش رو نداره. یهو هیچ‌کدوم از لباس‌هاش اندازه‌اش نیست و حال روحیش هم خیلی بد می‌شه.

۴- ازدواج، بلوغ و باورهای دیگه

من وقتی ۱۲ یا ۱۳ سالم بود، زیاد می‌شنیدم که «آدم وقتی ازدواج کنه، چاق‌تر می‌شه». پسر عموهام رو هم می‌دیدم که بعد از ازدواج چاق‌تر شده بود. این حرف و این نمونه اصلاً به من ربطی نداشت، چون هنوز سن ازدواجم نبود. ولی ذهنم همه‌ی این‌ها رو به‌عنوان مدرک ثبت کرد. بنابراین وقتی آدم ازدواج می‌کنه، این فرمولِ از قبل ساخته‌شده فعال می‌شه و رفتار غذاییش کم‌کم تغییر می‌کنه.

باور «بلوغ در دخترها باعث چاقی می‌شه» هم همین‌طور عمل می‌کنه. هیچ‌کدوم از این باورها دلیل علمی ندارن، ولی وقتی بارها شنیده بشن، ذهن باورشون می‌کنه.

📈 ذهن همیشه دنبال «بیشتره»

یکی از ویژگی‌های ذهن ما اینه که همیشه دنبال بیشتر شدنه. کسی که درس خوندن رو دوست داره، می‌خواد ادامه بده. کسی که کسب‌وکارش رو دوست داره، می‌خواد گسترشش بده. کسی که به یه هنر علاقه داره، می‌خواد در اون پیشرفت کنه.

مشکل اینجاست که برای ذهن فرقی نمی‌کنه چیزی که یاد گرفتیم به نفعمونه یا به ضررمون. بنابراین وقتی چاقی رو یاد گرفتیم، ذهن هر روز تلاش می‌کنه کمی بیشترش کنه. یعنی یه ذره چاق‌تر، باز یه ذره چاق‌تر.

دلیل چاق شدن

🧭 مغز فرمانده‌ی خوردن ماست

همه‌ی کارهای بدن ما زیر کنترل مغزه؛ نفس کشیدن، پلک زدن، ضربان قلب و گردش خون. رفتار غذایی ما هم همین‌طوره. خیلی‌ها فکر می‌کنن معده‌شون باعث چاقیشونه و می‌گن «معده‌ام گشاده». بعضی‌ها هم می‌گن «بدنم شیرینی می‌کشه». ولی بدن به‌تنهایی هیچ فرمانی صادر نمی‌کنه. تا وقتی اول در ذهنم تصمیم نگیرم، دستم حتی تکون نمی‌خوره.

بدن آدم‌ها از نظر نیاز به انرژی هم تقریباً فرقی با هم نداره. ورزشکارها با اینکه خیلی فعالیت می‌کنن، این‌طور نیست که خیلی بیشتر از ما غذا بخورن. ولی من وقتی چاق بودم، کافی بود یه روز چند صد متر پیاده‌روی کنم تا حس کنم «امروز خیلی فعالیت کردم و انرژی زیادی از دست دادم». بعد اون روز بیشتر غذا می‌خوردم. این‌ها همه فرمول‌های اشتباه ذهن من بود.

چرا آدم‌های لاغر وزنشون رو از قبل می‌دونن؟

اگه از یه آدم چاق بپرسن «شش ماه دیگه چند کیلو هستی؟»، معمولاً نمی‌تونه با اطمینان بگه همین وزنی که الان داره. ولی خیلی از آدم‌های متناسب رو دیدم که می‌گن «سی ساله هر وقت می‌رم روی ترازو، ۶۴ کیلو هستم».

دلیلش اینه که رفتار غذایی یه آدم متناسب مثل نفس کشیدن و ضربان قلبش خودکاره. ولی رفتار غذایی یه آدم چاق با بقیه‌ی رفتارهای بدنش فرق داره. چون خوردن تنها کاریه که در انتخابش آزادیم. خداوند ما رو در انتخاب غذا آزاد آفریده و برای همین فرمول‌های خوردن قابل تغییرن. هر بار هم که بر اساس یه فرمول عمل می‌کنیم، اون فرمول پررنگ‌تر می‌شه.

🖼️ تصویر ذهنی چاق و جنگ با رژیم

وقتی باور می‌کنیم چاق شدن برای ما طبیعیه، یه تصویر چاق از خودمون در ذهنمون شکل می‌گیره. مغز هم بر اساس همین تصویرها فرمول می‌سازه و فرمان می‌ده. ما فقط اجراکننده‌ی این فرمان‌ها هستیم.

به همین دلیل وقتی با رژیم سخت وزن کم می‌کردم، مطمئن بودم دوباره چاق می‌شم. چون تصویر ذهنیم با فشار به بدن عوض نشده بود. وقتی رژیم می‌گیری، داری با فرمان مغزت مقابله می‌کنی. مغز می‌گه بخور و تو که همیشه اطاعت کرده بودی، حالا نمی‌خوای فرمان رو اجرا کنی. این نافرمانی باعث درگیری ذهنی و عصبی شدن می‌شه و در این درگیری همیشه ذهن برنده است.

یادمه یه بار در برنامه‌ی رژیمم نوشته بودن «۶ قاشق برنج». من قاشق رو از ته دیس پر می‌کردم و آروم بالا می‌آوردم تا روی قاشق یه کوه برنج درست بشه. شش قاشق برمی‌داشتم، ولی اندازه‌ی دوازده قاشق! این یعنی ذهنم داشت فرمان خودش رو اجرا می‌کرد و من فقط ظاهر برنامه رو رعایت می‌کردم.

سیری و خفگی

😮‍💨 من فقط سیری و خفگی رو می‌شناختم

آدم‌های متناسب دو حالت رو می‌شناسن: گرسنگی و سیری. ولی من دو حالت دیگه رو می‌شناختم: سیری و خفگی. یعنی جایی که اون‌ها دست از خوردن می‌کشیدن، تازه شروع من بود. من فکر می‌کردم اون فشاری که در شکمم حس می‌کنم یعنی سیر شدن. بنابراین فرمول ذهن من این شده بود: «خوردن تا وقتی ادامه داره که به حالت خفگی برسم».

ساعت یک یا دو ظهر به حالت خفگی می‌رسیدم و چون سنگین می‌شدم، می‌خوابیدم. ساعت چهار و نیم بیدار می‌شدم و مادرم عصرها همیشه چایی با کلوچه‌های محلی که خودش خیلی خوب درست می‌کرد آماده می‌کرد. چون از حالت خفگی یه کم پایین‌تر اومده بودم، دوباره می‌خوردم. صادقانه بگم، سهم زیادی از چاقی من به خاطر همین کلوچه‌های عصر بود.

خیلی‌ها می‌گن «اشتهای من زیاده». ولی اشتها کجای بدنه؟ ما معده داریم و می‌دونیم کارش چیه. غده‌هایی داریم که آنزیم ترشح می‌کنن. ولی هیچ غده‌ای به اسم غده‌ی اشتها نداریم. اشتها فقط یه فرمول ذهنیه. ما چون پرخوری می‌کنیم فکر می‌کنیم اشتهامون زیاده. در حالی که اشتهامون زیاد نیست؛ فرمول چاق شدنمون قویه.

قدرت باور لاغری

🌳 اول ریشه رو پیدا کن

تا وقتی ریشه‌ی یه مشکل رو پیدا نکنیم، نمی‌تونیم برای همیشه حلش کنیم. اگه میوه‌های یه درخت آفت زده باشن، هر چقدر به میوه‌ها سم بزنی یا میوه‌ها رو بکنی، میوه‌ی بعدی هم آفت می‌زنه. باید سراغ ریشه رفت. چاقی هم همین‌طوره.

بنابراین در تمرین این جلسه باید بفهمی از چه زمانی و چرا اضافه وزن پیدا کردی. وقتی دلیل واقعی رو پیدا کنی، از سردرگمی و توجیه‌هایی مثل ارث و سوخت‌وساز بیرون میای. می‌فهمی داستان چاقی خودت چیه. بعد وقتی برای حلش اقدام کنی، حس توانایی در تو شکل می‌گیره و باور می‌کنی که واقعاً می‌شه متناسب شد.

📝 تمرین مهم: پیدا کردن دلیل چاق شدن خودت

🌟 مرحله اول: از کی و چرا اضافه وزن پیدا کردی؟

جواب این سؤال‌ها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس:

  • جزو کدوم گروهی؟ از بچگی چاق بودی، یا از یه زمانی به بعد چاق شدی؟
  • اگه از بچگی چاق بودی: عادت‌های غذاییت شبیه کیه؟ پدر؟ مادر؟ چقدر شبیه اون‌ها غذا می‌خوری؟
  • اگه از یه زمانی به بعد چاق شدی: اون زمان چه اتفاقی افتاد؟ پزشکی چیزی بهت گفت؟ ازدواج کردی؟ باردار شدی؟ یا جمله‌ای رو از دیگران شنیدی و باورش کردی؟
  • بر اساس این باور، چه عادت‌هایی در تو شکل گرفت؟

مثلاً: «من از بچگی اضافه وزن داشتم و رفتار غذاییم شبیه مادرمه.» یا «بعد از مصرف یه دارو و حرفی که پزشک زد، باور کردم چاق شدنم طبیعیه و کم‌کم به این وضعیت رسیدم.»


🌟 مرحله دوم: سیری یا خفگی؟

  • بعد از غذا واقعاً حس سیری داری یا حس سنگینی و خفگی؟
  • به نظرت نشونه‌های واقعی سیر بودن چیه؟
  • نشونه‌های خفگی و پرخوری چیه؟

✏️ صادقانه بنویس الان در چه وضعیتی هستی.

توصیه اکید: بعد از دیدن فایل آموزشی قسمت پنجم، این ویدیو را تماشا کنید.

در جلسه بعد (قسمت ششم: پرخوری عصبی چیست) می‌بینیم ذهن چطور فرمول‌ها رو گسترش می‌ده و این فرمول‌ها چطور عادت‌های پرخوری رو در ما می‌سازن.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. مهم‌ترین دلیل چاق شدن چیه؟

باور کردن چاقی. وقتی باور کنیم چاق شدن برای ما طبیعیه، ذهن فرمول‌هایی می‌سازه که رفتار و عادت‌های ما رو به سمت چاقی می‌بره، بدون اینکه خودمون تصمیمی گرفته باشیم.

۲. چرا بعد از قطع دارو هنوز چاقم؟

چون دارو نبود که اثر گذاشت؛ جمله‌ای که درباره‌ی چاق کردن دارو شنیدی و باورش کردی، فرمول چاقی رو در ذهنت ساخت. این فرمول با قطع دارو از بین نمی‌ره و باید در ذهن تغییر کنه.

۳. چرا بعد از بارداری چاق می‌شیم؟

چون در دوران بارداری با توصیه‌ی دیگران بیشتر و متنوع‌تر غذا می‌خوریم و بعد از زایمان هم فکر می‌کنیم غذای بیشتر یعنی شیر بیشتر. این رفتارها در چند ماه برای ذهن عادی می‌شن و بعد از بارداری هم ادامه پیدا می‌کنن.

۴. چرا باید بفهمم از کی چاق شدم؟

چون تا ریشه‌ی یه مشکل رو پیدا نکنی، نمی‌تونی برای همیشه حلش کنی. وقتی بدونی چاقیت از کجا شروع شده، از توجیه‌ها بیرون میای و می‌دونی باید کدوم باور رو تغییر بدی.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.02 از 265 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11431
306 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار zary.ahmadi
      ۱۴۰۴/۰۶/۳۰ ۰۳:۵۴
      مدت عضویت: 2285 روز
      امتیاز کاربر: 12717 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 776 کلمه

      زهرا 

      سلام استاد 

      دلیل چاقی قسمت پنجم 

      روزها و بارها است که فکر می کنم دلیل چاقی من چیست ؟و چون  نمی دانستم ریشه در کجاست هیچ وقت به وزن ایده الم نرسیدم و حسرت روزهای ۴۹ کیلویی ام را همیشه خوردم و خوشحالم که در ابن جلسه آگاهی می گیرم که بتوانم دلیل چاقی ام را دریابم بارها و بارها برای رسیدن به وزن دلخوام روش های مختلفی را امتحان کردم مثل: رژیم های گونا گون .رفتن به باشگاه رفتن تو سونا .کالری شمردن صبح ناشنا اب خیار  با کرفس یا خیار با کرفس با اسفناج سیب هویج  تازه و زنجیر تازه هر روز صبح ناشنا یا دارچین و عسل آخر شب و صبح ناشتا .گرفتن مربی زیبایی . هر روز روی تردمیل رفتن   دمنوش های مختلف خوردن ولی آخرش !!هیچی 

      همچنان در آرزوی ۴۹ کیلو و همین آرزو و حسرت باعث شد .ترس از غذا 

      تا اینکه بعد از اینهمه سال انتظار و  تلاش‌ها ذهنم به من زمزمه می کرد تاکی .ولش کن .تمام شد عمرم  .فایده ای ندارد.یک لحظه تسلیم این افکار و باورهایم شدم و می خواستم بی خیال بشم اما یک گوشه از ذهنم که دوست داشت لاغر بشم گفت :حتمی راه دیگه ای هست  اما هیچ وقت به عقلم نمی رسید که همه این روش ها اشتباه هستند تا وقتی که در این مسیر افتادم و  فهمیدم که اینها همه عوامل بیرونی هستند و باورهای اشتباهی که از سالها پیش در ذهن من برنامه ریزی شدند در حالی که ریشه در  در ذهن منه !برای همین ادمهای متناسب زیادند و گرنه همه چاق بودند چون عوامل بیرونی برای همه هست پس چرا بک عده چاق و یک عده لاغر هستن چون همبن عوامل بیرونی در ذهن باعث تفاوت جسم ما شد خدا را شکر که به این آگاهی رسیدم سپاس گزارم استاد 

      چند وقت پیش همه چی را مرور می کردم مثل : هیچوقت پر خور نبودم 

      ادم پر انرژی و پر تحرکی بودم و هستم 

      پس چرا با وجود ساعت‌های برای مدت دوسال فستیک نه تنها کم نکردم بلکه از تمام عمرم بیشتر اضافه کردم بعد فکر کردم نکند مریضی دارم که ورم می کنم نه اینکه چاقم چون با ابن رفتار غذایی که دارم نمی شه اضافه بشم تا اینکه دوباره هدایت شدم به این مسیر .چرا فستیک اثر نکرد چون ترس از چاقی نتیجه چاقی 

      جمله ای که در باره من صدق می کند؟ بعد از حاملگی فرزند دوم دیگه  به وزن قبلی ام بر نگشتم چون سالها پیش ذهنم از شنیدنها باور کرده بوده که حاملکی باعث چاقی می شه و  در واقع برنامه ریزی که ذهنم داشت ان را به موقع انجامش داده و تمام تلاش‌ها همه برای چاقی بوده نه لاغری الان دخترم سی و چهار سالش است این همه سال با آراده و پشتکار می رفتم که به آرزوم برسم  و نشد و زمانی که به امریکا اومدم با دیدن مشترییهایم متوجه شدم که هیچکدوم از حاملگی چاق نمی شوند حتی کمتر می شن یا در عرض دو الا یکماه به وزن قبلی بر می گردند مدام این فرمول در ذهن من می چرخید و به جایی نمی رسید و حالا می فهم که ابن فرمول اشتباه در ذهن آنها ثبت نشده  پس با این اثبات این باور اشتباه کاملا رد است و تموم باورهای دیکه همینطور رد هستند 

      فرمولهای چاقی برای همه یکسان عمل می کند مهم نیست کدوم عوامل بیرونی در تو باعث چاقی شده مسیر یکی است .اونی که باور کرده چاقی ارثیه یا اونی که باور کرده حاملگی یا ازدواج و بسیاری از راههای دیگه مسیر همه یکی است 

      من جزوه گروه چاق های آگاه هستم یک زمانی متناسب بودم ولی به دلیل باور اشتباه چاق شدم باوری مثل حاملگی و در حال حاضر سن که می ره بالا  و سوخت و ساز تغییر می کند تحرک هم کم است در حالی که بسیاری از آدم‌ها در سن بالا لاغر و متناسب و سالم هستند پس ابن  هم رد می شه 

      شناخت احساس سیر شدن ؟من هیچ وقت حس پر خوری و خفگی را احساس نکردم همیشه به اندازه خوردم و جزوه شخصیت من شده 

      نشونه سیر شدن .متوجه می شی که بیشتر میل نداری 

      نشونه پر خوری و خفگی چی میدونه باشه ؟ دلیلش باورهای چاق کننده است که باعث خفگی و پر خوری می شه 

      بعد از غذا من حس خوبی دارم و احساس خوبی دارم که همیشه به اندازه می خورم همین دیروز تمام روز یک اسمودی خوردم وبعد موقع شام که ساعت پنج بود چهار تا قاشق برنج با خورشت خوردم دیکه احساس کردم بیشتر از این میل ندارم  و هر وقت یادم می اومد حس خوبی داشتم که جون زود سیر شدم وسوسه نشدم الکی یا پر خوری کنم 

      خدا را شکر که در مسیرم با یاری خدا و تلاش خودم به مقصد می رسم سپاسگزارم از خودم 

      استاد سپاسگزارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zary.ahmadi
      ۱۴۰۰/۰۳/۱۴ ۱۲:۵۶
      مدت عضویت: 2285 روز
      امتیاز کاربر: 12717 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 842 کلمه

      گام ۴۵:دلیل چاق شدن من چیست؟

      با سلام:من هیچ خاطره ای از جسم چاق ندارم چون از وقتی به خاطر می آورم متناسب بودم اما برای نگه داشتن تناسب خیلی راه ها را رفتم و همیشه در حال انجام دادن روش‌های مختلف و جدید برای متناسب شدنی که مد نظرم بود می رفتم همیشه با خود می اندیشیدم که مشکل کجاست ؟؟و نمی دانستم که راه را دارم  اشتباه می روم و نمی دانستم که چاقی در ذهن من است .!!چاقی در ذهن من بود ولی جسمم هیچ وقت چاق نشد و همون ذهن چاق همیشه مرا درگیر خود داشت و چون مشکل را تمی دانستم  از عوامل بیرون مثل میزان غذایی مصرفی —

      چه نوع غذا 

      تبایقات 

      سوخت و ساز 

      افزایش فعالیت بدنی 

      دمنوش ها 

      رژیمها

      سوخت و ساز و غیره استفاده می کردم 

      مهمترین دلیل چاق شدن ذهن من 

      چیست ؟

      باورر کردن تمام نکاتی که اشاره کردم 

      چاقی بخاطر زایمان و یا ازدواج ،بستگی به باور خودمون دارد

      چافی بخاطر ارثی

      چافی بخاطر سوخت و ساز 

      چاقی بخاطر تیرویید 

      چاقی بخاطر بعضی داروها و حتی ویتامین ها 

      همه را این ها را باور کرده بودم و همیشه نگران آن بودم و همین نگرانی و باور. کردن آنها در ذهن من بود درسته که چاقی در جسم من نمایان نشد چون همیشه در حال ورزش و رژیم بودم 

      وقتی ذهن چاق باشه فرمول های چاق کننده به فرمانهای مغزی برای تغییر واکنش ها در مواجه شدن با مواد غذایی تبدیل می شود که یکی از فرمانهای قوی مغز من  ترس از خوردن بود

      باور کردن چاقی مهم ترین دلیل است برای چاق شدن، و چون همیشه من در حال رژیم و ورزش و دنبال راهکار برای لاغر شدن بودم و نتیجه می داد ،ولی تا کمی استراحت دوباره یک مقدا. اضافه می شدم و روند همچنان ادامه داست و مرتب تکرار می شد برای همین باورمن نسبت به چاق شدن و چاق ماندن پر رنگ تر می شد و حالا که همه این ها را یاد گرفتم و متوجه شدم مشکل کجاست !!با یاری خداوند و به کمک آموزش های استاد و همت خودم به تناسبی که دوست دارم خواهم رسید

      همانطورژ که تا حالا از ذهن خودم برای چاق شدن استفاده کردم اکنون می توانم برای لاغر شدن استفاده کنم همانطور که چاق شدن را یاد گرفتم طی این همه سال —لاغر شدن را هم یاد می گیرم و با استمرار در عمل به یادگیری خود به تناسب اندام رویایی خود می رسم

      نکته مهم دیگه اینه که به منفی باف ذهن خود توجه ایی نکنم چون منف باف دوست دارد همیشه نجوا کند 

      با تکرار کردن و تحمل کردن و توجه کردن به مطالب در واقع موانع را شناسایی و آنها را بر طرف می کنیم 

      همین ذهنی که توانایی چاق شدن را دارد توانایی لاغر شدن را هم داردهمانطور که استاد فرمودند افراد چاق به چند دسته تقسیم می شوندیک عده افرادی هستند که از کودکی چاق بودند و مغز آنها از کودکی چاقی را یاد گرفته مثلا چاقی ارثی آست و هیچ راهی ندارد .

      یک عده افرادی هستند که به واسطه حرف دیگران چاق شدند یعنی تا یک سنی خیلی لاغر بودند که موردتمسخره دیگران واقع می شدند واین افراد رویای یک کم توپر  شدن را داشتند و برای چاق شدن راه و روش‌هایی را رفتند تا اینکه فرمولها در مغز ایجاد شده و فرمانهای چاق کننده صادر می کند و معلوم نیست تا کجا ادامه دارد چون مغز خوب و بد یا کم و زیاد را تشخیص نمی ده مغز آنچه را می گیرد به ما بر می گردانند 

      یک عده افرادی هستند که به واسطه مصرف دارو چاق می شوند .چطوری؟؟همه ما دکترها را قبول داریم وقتی دکتر می گوید خوردن این دارو باعث چاقیسست انجاست که باور می کنیم و منتظر چاقی هستیم چون دکتر را قبول و اعتماد داریم برای همین با مصرف دارو منتظر چاقی هستیم

      و یک عده افرادی هستند که معمولا خانم‌ها هستند  از بارداری چاق می شوند به خاطر خیلی دلایل که مصرف مواد غذایی به آنها توصیه می شه 

      یا عده افرادی هستند که ذهنی چاق اما جسمی لاغر دارند که من از آن دسته هستم تجربه جسم چاق را ندارم اما از وقتی با این دوره آشنا شدم متوجه شدم که ذهن چاقی دارم !!چرا!!!؟؟؟چون دز بالا ترین وزن خود ۵۸کیلو بودم و برای کم کردن فقط ۸کیلو این همه سال تلاش وتقلا داشتم و هیچوقت به وزن ایدهالم نرسیدم و حالا می فهم که مشکل از ذهن من بوده و جسم که  چاق نشده چون مرتب در حال ورزش ‌رژیم های مختلف بودم 

      مغز من همیشه فرمان ترس از خوردن را صادر می کرد و هنوز هم گاه گاهی به سراغم می اید

      مغز من نگران و مضطرب بود که اگر روزی از رژیم و ورزش خسته شدم چه اتفاقی برای جسم من پیش خواهد امد

      مغز من هر روز صبح من را به سوی ترازو هدایت می کرد و روزم را خراب  

      مغز من نگران بود که سنم بر بالا سوخت و ساز بدنم کم می شه و نتیجه !!جاقی

      مغز من دستور می داد که هر روز ورزش کنم تا حتی که خیس عرق بسم در غیر اینصورت نتیجه ندارد 

      می خوام بگم تمام اینها از ذهن چاق ساط می شه خدایا صرهزار بار شکر که با این روش آشنا شدم 

      اسناد خیلی ممنون🙏  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم