0

دلیل چاق شدن من (قسمت پنجم)

دلیل چاق شدن من
اندازه متن

وقتی چاق بودم، فقط دو حالت رو می‌شناختم: سیر یا خفه. اصلاً نمی‌دونستم گرسنگی واقعی چه حسیه. اگه بعد از ناهار به حالت خفگی نمی‌رسیدم، به مادرم اعتراض می‌کردم که «غذا کم بود، سیر نشدم». سال‌ها بعد فهمیدم دلیل چاق شدن من نه شکمم بود و نه غذاهای مادرم؛ دلیلش باوری بود که از بچگی در ذهنم ساخته شده بود.

این نوشته جلسه پنجم از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. در جلسه چهارم (عادت‌های چاق‌کننده) دیدیم که عادت‌ها از باورها ساخته می‌شن. امیدوارم جلسه‌های قبل رو چند بار دیده باشی. چون هر بار که تکرارشون می‌کنی و به زندگی خودت فکر می‌کنی، مانع‌های متناسب شدن رو بهتر پیدا می‌کنی. در این جلسه می‌خوام از مهم‌ترین موضوع چاقی صحبت کنم: باور کردن چاقی.

📱 اپلیکیشن لاغری با ذهن
همه‌ی جلسه‌ها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن می‌تونی ویدیو و صوت جلسه‌ها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
دانلود اپلیکیشن اندروید

در این جلسه می‌آموزیم:

🧠 مهم‌ترین دلیل چاق شدن: باور کردن چاقی

وقتی کسی باور کنه که چاق شدن براش طبیعیه، ذهنش فرمول‌هایی می‌سازه و بر اساس همون فرمول‌ها رفتارها و عادت‌هایی در اون ایجاد می‌کنه که به سمت چاقی می‌برنش. این کار اصلاً به تصمیم اون آدم ربطی نداره. همه‌اش ناخودآگاهه.

خیلی ساده‌ترش اینه که همین ذهنی که توانایی چاق کردن ما رو داشته، توانایی متناسب کردن ما رو هم داره. فقط باید همون‌طور که برای چاقی ازش استفاده کردیم، برای لاغری هم ازش استفاده کنیم. ولی اول باید بفهمیم این باور از کجا و چطور در ذهن ما شکل گرفته.

🛤️ چهار مسیری که آدم‌ها رو به چاقی رسونده

از نوشته‌ها و پیام‌های اعضای سایت، می‌شه آدم‌هایی رو که اضافه وزن دارن در چند گروه دید. مسیر هر گروه با بقیه فرق داره، ولی نتیجه یکیه: باور کردن اینکه چاق شدن طبیعیه.

۱. کسانی که از بچگی چاق بودن

من خودم از این گروهم. تا جایی که یادمه، حتی قبل از مدرسه، اضافه وزن داشتم و عکس‌های بچگیم هم همین رو نشون می‌ده. برای ما چاق شدن مثل یاد گرفتن زبان مادری بود. همون‌طور که حرف زدن و راه رفتن رو یاد گرفتیم، خیلی ساده چاق شدن رو هم یاد گرفتیم.

بچه رفتار پدر و مادرش رو می‌بینه و یاد می‌گیره. حتی اگه فقط یکی از والدین اضافه وزن داشته باشه، نقش زیادی در یاد گرفتن چاقی داره. گاهی هم پدر و مادر متناسبن، ولی مادر دوست داره بچه‌اش تپل باشه. چون خیلی از مادرها، مخصوصاً در گذشته، تپل بودن بچه رو نشونه‌ی مادر لایق بودن می‌دونستن. مادر من هم از همین مادرها بود.

ما بچه‌ها هم با دیدن رفتار پدر و مادر و شنیدن جمله‌هایی مثل «چاقی در خانواده‌ی ما ارثیه» یا «همه‌مون چاقیم و هر کاری کنیم چاق می‌مونیم»، باور کردیم که چاق شدنمون طبیعیه.

باور کردن چاقی دلیل چاق شدن

۲. لاغرهایی که خواستن کمی تپل بشن

گروه دیگه کسانی هستن که تا یه سنی خیلی لاغر بودن، طوری که گاهی مسخره‌شون می‌کردن. خیلی‌هاشون که برای مشاوره پیش من میان، می‌گن «ما فقط می‌خواستیم یه کم پرتر بشیم تا خوش‌لباس‌تر باشیم و بقیه هم خوششون بیاد». برای همین خودشون رو به پرخوری وادار کردن یا دارو خوردن.

مشکل اینجاست که هیچ‌کدومشون عدد مشخصی تعیین نکرده بودن. یعنی نگفته بودن «می‌خوام ۴ کیلو اضافه کنم». فقط می‌خواستن چاق‌تر بشن. وقتی ذهن فرمول چاق‌تر شدن رو ساخت، دیگه معلوم نبود کجا متوقف بشه. امروز خیلی از همین آدم‌ها ۳۰ یا ۴۰ کیلو اضافه وزن دارن و از این بابت خیلی ناراحتن.

بنابراین اگه فکر می‌کنی خیلی لاغری و فقط به خاطر حرف مردم می‌خوای تپل بشی، در حالی که خودت با وضعیتت مشکلی نداری، اصرار نکن ذهنت رو در مسیر چاق شدن بذاری. وقتی این اتفاق بیفته، مهار کردنش ساده نیست.

۳. وقتی پزشک گفت «این دارو چاقت می‌کنه»

کسی به خاطر یه مشکل پیش پزشک می‌ره و پزشک دارویی تجویز می‌کنه و می‌گه «مراقب باش، این دارو اشتها رو زیاد می‌کنه و چاقت می‌کنه». چون همه‌ی ما به پزشک‌ها اعتماد داریم، همین یه جمله شاید به اندازه‌ی یک سال تکرار یه جمله در ذهن ما اثر بذاره.

از همون روز اون آدم، با اینکه نگرانه، در ذهنش منتظره که چاق بشه. چون با خودش می‌گه «دکتر گفته و من هم دارم قرص رو می‌خورم». کم‌کم رفتارهای غذاییش عوض می‌شه و اضافه وزن پیدا می‌کنه. جالبه که خیلی‌هاشون وقتی پیش من میان، دو ساله دارو رو کنار گذاشتن ولی هنوز چاقن. می‌گن «اون قرص تأثیرش رو گذاشته». در حالی که قرص نبود که اثر گذاشت؛ این خودشون بودن که با باور کردن اون جمله، فرمول چاقی رو در ذهنشون ساختن.

۴. اضافه وزن بعد از بارداری

خیلی از خانم‌ها تا قبل از بارداری اندام متناسبی دارن. ولی وقتی باردار می‌شن، چون تجربه‌ای ندارن، به حرف بزرگ‌ترها گوش می‌دن. هر کسی که چند بار بارداری رو تجربه کرده، یه توصیه می‌کنه: «این رو بخور تا بچه قوی بشه»، «این‌ها رو با هم قاطی کن و بخور تا بچه سالم باشه».

در این گروه، روند برعکسه. یعنی خودشون با بیشتر خوردن، اضافه کردن وعده‌ها و خوردن چیزهایی که قبلاً نمی‌خوردن، فرمول‌های ذهنیشون رو دستی عوض می‌کنن. چون این کار شش هفت ماه ادامه داره، این شکل غذا خوردن برای ذهنشون عادی می‌شه. بعد از زایمان هم خیلی‌ها باور دارن هر چی بیشتر بخورن، شیرشون بیشتر می‌شه. این باور اشتباه هم باعث می‌شه باز بیشتر بخورن.

من که از بچگی کم‌کم و گرم‌به‌گرم چاق شدم، فرصت داشتم خودم رو با چاقی تنظیم کنم. وقتی در نوجوانی حس کردم سنگین‌تر شدم، دیگه با بچه‌ها در کوچه نمی‌دویدم چون زود خسته می‌شدم. استخر نمی‌رفتم چون خجالت می‌کشیدم لباسم رو دربیارم. ولی کسی که در شش هفت ماه ۲۰ یا ۳۰ کیلو اضافه می‌کنه، اصلاً آمادگیش رو نداره. یهو هیچ‌کدوم از لباس‌هاش اندازه‌اش نیست و حال روحیش هم خیلی بد می‌شه.

۴- ازدواج، بلوغ و باورهای دیگه

من وقتی ۱۲ یا ۱۳ سالم بود، زیاد می‌شنیدم که «آدم وقتی ازدواج کنه، چاق‌تر می‌شه». پسر عموهام رو هم می‌دیدم که بعد از ازدواج چاق‌تر شده بود. این حرف و این نمونه اصلاً به من ربطی نداشت، چون هنوز سن ازدواجم نبود. ولی ذهنم همه‌ی این‌ها رو به‌عنوان مدرک ثبت کرد. بنابراین وقتی آدم ازدواج می‌کنه، این فرمولِ از قبل ساخته‌شده فعال می‌شه و رفتار غذاییش کم‌کم تغییر می‌کنه.

باور «بلوغ در دخترها باعث چاقی می‌شه» هم همین‌طور عمل می‌کنه. هیچ‌کدوم از این باورها دلیل علمی ندارن، ولی وقتی بارها شنیده بشن، ذهن باورشون می‌کنه.

📈 ذهن همیشه دنبال «بیشتره»

یکی از ویژگی‌های ذهن ما اینه که همیشه دنبال بیشتر شدنه. کسی که درس خوندن رو دوست داره، می‌خواد ادامه بده. کسی که کسب‌وکارش رو دوست داره، می‌خواد گسترشش بده. کسی که به یه هنر علاقه داره، می‌خواد در اون پیشرفت کنه.

مشکل اینجاست که برای ذهن فرقی نمی‌کنه چیزی که یاد گرفتیم به نفعمونه یا به ضررمون. بنابراین وقتی چاقی رو یاد گرفتیم، ذهن هر روز تلاش می‌کنه کمی بیشترش کنه. یعنی یه ذره چاق‌تر، باز یه ذره چاق‌تر.

دلیل چاق شدن

🧭 مغز فرمانده‌ی خوردن ماست

همه‌ی کارهای بدن ما زیر کنترل مغزه؛ نفس کشیدن، پلک زدن، ضربان قلب و گردش خون. رفتار غذایی ما هم همین‌طوره. خیلی‌ها فکر می‌کنن معده‌شون باعث چاقیشونه و می‌گن «معده‌ام گشاده». بعضی‌ها هم می‌گن «بدنم شیرینی می‌کشه». ولی بدن به‌تنهایی هیچ فرمانی صادر نمی‌کنه. تا وقتی اول در ذهنم تصمیم نگیرم، دستم حتی تکون نمی‌خوره.

بدن آدم‌ها از نظر نیاز به انرژی هم تقریباً فرقی با هم نداره. ورزشکارها با اینکه خیلی فعالیت می‌کنن، این‌طور نیست که خیلی بیشتر از ما غذا بخورن. ولی من وقتی چاق بودم، کافی بود یه روز چند صد متر پیاده‌روی کنم تا حس کنم «امروز خیلی فعالیت کردم و انرژی زیادی از دست دادم». بعد اون روز بیشتر غذا می‌خوردم. این‌ها همه فرمول‌های اشتباه ذهن من بود.

چرا آدم‌های لاغر وزنشون رو از قبل می‌دونن؟

اگه از یه آدم چاق بپرسن «شش ماه دیگه چند کیلو هستی؟»، معمولاً نمی‌تونه با اطمینان بگه همین وزنی که الان داره. ولی خیلی از آدم‌های متناسب رو دیدم که می‌گن «سی ساله هر وقت می‌رم روی ترازو، ۶۴ کیلو هستم».

دلیلش اینه که رفتار غذایی یه آدم متناسب مثل نفس کشیدن و ضربان قلبش خودکاره. ولی رفتار غذایی یه آدم چاق با بقیه‌ی رفتارهای بدنش فرق داره. چون خوردن تنها کاریه که در انتخابش آزادیم. خداوند ما رو در انتخاب غذا آزاد آفریده و برای همین فرمول‌های خوردن قابل تغییرن. هر بار هم که بر اساس یه فرمول عمل می‌کنیم، اون فرمول پررنگ‌تر می‌شه.

🖼️ تصویر ذهنی چاق و جنگ با رژیم

وقتی باور می‌کنیم چاق شدن برای ما طبیعیه، یه تصویر چاق از خودمون در ذهنمون شکل می‌گیره. مغز هم بر اساس همین تصویرها فرمول می‌سازه و فرمان می‌ده. ما فقط اجراکننده‌ی این فرمان‌ها هستیم.

به همین دلیل وقتی با رژیم سخت وزن کم می‌کردم، مطمئن بودم دوباره چاق می‌شم. چون تصویر ذهنیم با فشار به بدن عوض نشده بود. وقتی رژیم می‌گیری، داری با فرمان مغزت مقابله می‌کنی. مغز می‌گه بخور و تو که همیشه اطاعت کرده بودی، حالا نمی‌خوای فرمان رو اجرا کنی. این نافرمانی باعث درگیری ذهنی و عصبی شدن می‌شه و در این درگیری همیشه ذهن برنده است.

یادمه یه بار در برنامه‌ی رژیمم نوشته بودن «۶ قاشق برنج». من قاشق رو از ته دیس پر می‌کردم و آروم بالا می‌آوردم تا روی قاشق یه کوه برنج درست بشه. شش قاشق برمی‌داشتم، ولی اندازه‌ی دوازده قاشق! این یعنی ذهنم داشت فرمان خودش رو اجرا می‌کرد و من فقط ظاهر برنامه رو رعایت می‌کردم.

سیری و خفگی

😮‍💨 من فقط سیری و خفگی رو می‌شناختم

آدم‌های متناسب دو حالت رو می‌شناسن: گرسنگی و سیری. ولی من دو حالت دیگه رو می‌شناختم: سیری و خفگی. یعنی جایی که اون‌ها دست از خوردن می‌کشیدن، تازه شروع من بود. من فکر می‌کردم اون فشاری که در شکمم حس می‌کنم یعنی سیر شدن. بنابراین فرمول ذهن من این شده بود: «خوردن تا وقتی ادامه داره که به حالت خفگی برسم».

ساعت یک یا دو ظهر به حالت خفگی می‌رسیدم و چون سنگین می‌شدم، می‌خوابیدم. ساعت چهار و نیم بیدار می‌شدم و مادرم عصرها همیشه چایی با کلوچه‌های محلی که خودش خیلی خوب درست می‌کرد آماده می‌کرد. چون از حالت خفگی یه کم پایین‌تر اومده بودم، دوباره می‌خوردم. صادقانه بگم، سهم زیادی از چاقی من به خاطر همین کلوچه‌های عصر بود.

خیلی‌ها می‌گن «اشتهای من زیاده». ولی اشتها کجای بدنه؟ ما معده داریم و می‌دونیم کارش چیه. غده‌هایی داریم که آنزیم ترشح می‌کنن. ولی هیچ غده‌ای به اسم غده‌ی اشتها نداریم. اشتها فقط یه فرمول ذهنیه. ما چون پرخوری می‌کنیم فکر می‌کنیم اشتهامون زیاده. در حالی که اشتهامون زیاد نیست؛ فرمول چاق شدنمون قویه.

قدرت باور لاغری

🌳 اول ریشه رو پیدا کن

تا وقتی ریشه‌ی یه مشکل رو پیدا نکنیم، نمی‌تونیم برای همیشه حلش کنیم. اگه میوه‌های یه درخت آفت زده باشن، هر چقدر به میوه‌ها سم بزنی یا میوه‌ها رو بکنی، میوه‌ی بعدی هم آفت می‌زنه. باید سراغ ریشه رفت. چاقی هم همین‌طوره.

بنابراین در تمرین این جلسه باید بفهمی از چه زمانی و چرا اضافه وزن پیدا کردی. وقتی دلیل واقعی رو پیدا کنی، از سردرگمی و توجیه‌هایی مثل ارث و سوخت‌وساز بیرون میای. می‌فهمی داستان چاقی خودت چیه. بعد وقتی برای حلش اقدام کنی، حس توانایی در تو شکل می‌گیره و باور می‌کنی که واقعاً می‌شه متناسب شد.

📝 تمرین مهم: پیدا کردن دلیل چاق شدن خودت

🌟 مرحله اول: از کی و چرا اضافه وزن پیدا کردی؟

جواب این سؤال‌ها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس:

  • جزو کدوم گروهی؟ از بچگی چاق بودی، یا از یه زمانی به بعد چاق شدی؟
  • اگه از بچگی چاق بودی: عادت‌های غذاییت شبیه کیه؟ پدر؟ مادر؟ چقدر شبیه اون‌ها غذا می‌خوری؟
  • اگه از یه زمانی به بعد چاق شدی: اون زمان چه اتفاقی افتاد؟ پزشکی چیزی بهت گفت؟ ازدواج کردی؟ باردار شدی؟ یا جمله‌ای رو از دیگران شنیدی و باورش کردی؟
  • بر اساس این باور، چه عادت‌هایی در تو شکل گرفت؟

مثلاً: «من از بچگی اضافه وزن داشتم و رفتار غذاییم شبیه مادرمه.» یا «بعد از مصرف یه دارو و حرفی که پزشک زد، باور کردم چاق شدنم طبیعیه و کم‌کم به این وضعیت رسیدم.»


🌟 مرحله دوم: سیری یا خفگی؟

  • بعد از غذا واقعاً حس سیری داری یا حس سنگینی و خفگی؟
  • به نظرت نشونه‌های واقعی سیر بودن چیه؟
  • نشونه‌های خفگی و پرخوری چیه؟

✏️ صادقانه بنویس الان در چه وضعیتی هستی.

توصیه اکید: بعد از دیدن فایل آموزشی قسمت پنجم، این ویدیو را تماشا کنید.

در جلسه بعد (قسمت ششم: پرخوری عصبی چیست) می‌بینیم ذهن چطور فرمول‌ها رو گسترش می‌ده و این فرمول‌ها چطور عادت‌های پرخوری رو در ما می‌سازن.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. مهم‌ترین دلیل چاق شدن چیه؟

باور کردن چاقی. وقتی باور کنیم چاق شدن برای ما طبیعیه، ذهن فرمول‌هایی می‌سازه که رفتار و عادت‌های ما رو به سمت چاقی می‌بره، بدون اینکه خودمون تصمیمی گرفته باشیم.

۲. چرا بعد از قطع دارو هنوز چاقم؟

چون دارو نبود که اثر گذاشت؛ جمله‌ای که درباره‌ی چاق کردن دارو شنیدی و باورش کردی، فرمول چاقی رو در ذهنت ساخت. این فرمول با قطع دارو از بین نمی‌ره و باید در ذهن تغییر کنه.

۳. چرا بعد از بارداری چاق می‌شیم؟

چون در دوران بارداری با توصیه‌ی دیگران بیشتر و متنوع‌تر غذا می‌خوریم و بعد از زایمان هم فکر می‌کنیم غذای بیشتر یعنی شیر بیشتر. این رفتارها در چند ماه برای ذهن عادی می‌شن و بعد از بارداری هم ادامه پیدا می‌کنن.

۴. چرا باید بفهمم از کی چاق شدم؟

چون تا ریشه‌ی یه مشکل رو پیدا نکنی، نمی‌تونی برای همیشه حلش کنی. وقتی بدونی چاقیت از کجا شروع شده، از توجیه‌ها بیرون میای و می‌دونی باید کدوم باور رو تغییر بدی.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.02 از 265 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11431
306 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فاطمه سادات
      ۱۴۰۰/۰۱/۳۰ ۱۵:۱۹
      مدت عضویت: 2608 روز
      امتیاز کاربر: 6266 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,216 کلمه

      سلام . 

      گام ۴۵ 

      دلیل چاقی من چیست ؟ 

      مهمترین دلیل چاق شدن هر فردی که اضافه وزن دارد باور کردن چاقی است.

      خواهر دوقلوی من یه فرد متناسب بود . یه فردی که هممون به اندامش غبطه میخوردیم . موقع ازدواج دور کمرش اونقدر باریک بود که همه با دیدنش میگفتن فقط زهره در بین شماها اندام عالیی داره . گرچه استخون بندیش درشت بود و من و اون حدودا ۱۵ کیلو با هم تفاوت داشتیم ولی اسم اون همیشه لاغر بود و اسم من همیشه چاق . 

      من خودم رو چاق میدونستم و زهره رو لاغر . 

      زهره تا قبل از بارداری تافته ی جدا بافته از ما بود . همیشه لاغر بود و سریع هم باردار شد . یعنی دو موردی که در خانواده ی ما شامل حال خواهرام یود شامل حال زهره نشده بود . یعنی تا حدود ۲۹ سالگی زهره ی متناسب خیلی راحت باردار شد و از زمان بارداریش تمام فرمولهای گذشته ی ما  در ذهن او شروع به تاثیر کرد . 

      چرا از زهره میگم چون او بیش از ما لاغر مونده بود ولی حتی قدرت چاقی عادتی خانوادگی ما روی باورهای متناسبش اثر گذاشت و در ایام بارداری و باورهای غلط مربوط به بارداری که اونم در خودش پذیرفته بود چاق و چاقتر شد . 

      چند روز  ازش پرسیدم زهره رمز چاق شدن و چاق موندن تو چی بود ؟  بعد از گفتگو و اوردن دلایلی مثل خوردن و کم تحرکی در ایام بارداری باز من گفتم قبلش زهره چی باعث شد تو چاق بشی . گفت خب هرکی حامله میشه چاق میشه دیگه . خب طبیعی بود منم چاق میشدم . هرکی بچه شیر میده چاق میشه دیگه طبیعی بود منم زمانی که بچه شیر میدادم چاق بشم دیگه . 

      فرمول اصلی رو پیدا کردم . او چاق شدن در ایام بارداری و شیردهی رو طبیعی میدونست و حتی حالا هم چاق موندن خودش رو طبیعی میدونه و اونقدرم به این اعتقاداتش پایبنده که حتی از اون زمان ما بدتر شده .  خواهران دیگه ام هم دقیقا همینن چاقی رو به عنوان پیشفرض زندگی پذیرفتن و با اینکه سه سال پیش که من با سایت تناسب فکری آشنا شدم خواهر دوم و خواهر سومم عالی کاهش وزن داشتن ولی باز فرمولهای چاقی بهشون غلبه کرد . خواهر اولم که اصلا چاقی رو پذیرفته و بهش کار نداره و فکرشو مشغولش نمیکنه . خواهر دوقلومم که باور لاغر بودن هنوز باهاشه می گه من دوباره برمیگردم به سمت لاغر شدن . 

      یعنی با اینکه باور چاق کننده زیاد داره ولی لاغر بودن خودشو باور داره و همین حالا هم با اینکه فکر میکنم بیش از ده کیلو از من چاقتر باشه ولی اون اندام قبلی خودش رو در ذهن داره و میگه اون اندام منه . 

      باور داره باید عاداتش تغییر کنه و سعی کنه از شخصیت لاغر خودش در امور روزمره استفاده کنه ولی عادات چاق کننده ای که در خودش ایجاد کرده هم در سرش هست و همونا مانع میشن به سمت لاغری حرکت کنه . این شرح مختصر از خواهرام رو دادم که بگم همین حالا دور من خواهرانی هستن که همگی چاقی رو پذیرفتن و حتی مامانم که در ایام بیماری به ۶۲ کیلو رسیده بود حالا با رغبت دوست داره چاق بشه و داره ناخوداگاه از فرمولهای چاق کننده استفاده می کنه . منم که دیگه کاری به کار اونا ندارم و دیگه تمایلی ندارم که بخوام در این موارد باهاشون صحبت کنم و بیشتر تمرکزم روی فرمولهای خودمه متوجه شدم که اصل باور چاقی در من به خاطر ژنتیکی بودن چاقیه . 

      در حالیکه ژنتیک بی معناست و ما عادت به چاقی رو در خانواده طبیعی می دونیم . 

      همونطور که عادت به سخت باردار شدن رو طبیعی دونستیم و خواهر دوقلوم الان دقیقا برای بچه ی دوم گرفتار این باور عادتی خانواده شده . 

      خب اما من حالا مدتیه دوباره اقدام کردم تا از طریق سایت تناسب فکری که بهش ایمان دارم دوباره محتویات ذهن خودم رو تغییر بدم تا زندگی دلخواهم رو تجربه کنم . 

      اون زمان حرکت من عمومی بود و من خیلیها رو با اینجا آشنا کردم ولی حالا دیگه هیچ تمایلی ندارم که دیگران هدایت بشن . چون اصلا به من ربطی نداره . همه خدا دارن و خدای وجودشون داره هر لحظه اونارو هدایت میکنه . 

      پس تا اینجا به چند تا باور اصلی رسیدیم 

      -باور کردن چاقی 

      -ژنتیک بودن چاقی 

      -عادت کردن به چاقی که منجر به طبیعی دانستن چاقی شد . 

      اما دلایل بعدی چاقی من که از این باورهای اصلی منشعب شد 

      باور خوردن = چاقی 

       کم تحرکی = چاقی 

      بالارفتن سن = چاقی 

      ازدواج = چاقی

      بارداری = چاقی 

      بچه شیر دادن = چاقی 

      اینا باورهای بعدیه که چاقی رو برای من نگه میدارن . 

      اما ما اینجا داریم آموزش میبینیم که این باورها رو با منطق  رد کنیم و دیگه ازشون در زندگی روزمره استفاده نکنیم و بعد از توقف چاقی  از همون راهی که اومدیم آروم آروم و مستمر برگردیم . 

      باور اول : باور کردن چاقی . من خودم دقیقا یادمه چاقی من از همینجا شروع شد وقتی ۱۱ سالم بود و خودم رو وزن کردم و دیدم ۴۰ کیلو هستم خواهرسومم  باور چاقی رو در سر من ایجاد کرد و گفت منم کلاس پنجم ۴۰ کیلو بودم و الان ۸۰کیلوام تو هم چاقی . ولی زهره لاغره چون زهره ۳۶ کیلو بود و فقط ۴ کیلو از من کمتر بود ولی اتیکت و برچسب چاقی به من زده شد و برچسب لاغری به زهره و همین برچسب رو ذهن من گرفت و تکرار کرد و من سالهای بیشتری از عمرم رو نسبت به زهره با برچسب چاقی زندگی کردم . خیلی از ما هنوزم برچسب چاقی رو با خودمون همراه داریم و غافلیم از اینکه چاقی اصلا وجود نداره . ما به چاقی هویت دادیم . ما چاقی رو معنا کردیم . مثلا یه فرد بزرگسال اگه ۴۰ کیلو باشه لاغره ولی یه نوجوان اگه ۴۰ کیلو باشه چاقه . وزن که تغییری نکرده پس این باور چاقیه که در فرد بزرگسال ۴۰ کیلویی نیست ولی در فرد نوجوان ۴۰ کیلویی ایجاد میشه اونم توسط اطرافیان وگرنه خودش که هنوز به قدرت تشخیص نرسیده فقط چاقی رو آموزش دید و باور کرد و پذیرفت و فکر کردم حقیقته . طبیعته . 

      خدارو شکر که به سایت تناسب فکری هدایت شدم تا بپذیرم این فقط یه باوره و هیچ قدرتی در زندگی من نداره و من صاحب این باور هستم  و این باور رو به راحتی میشه با باور تناسب جایگزین کرد و اونم این ایه خداوند هست که میفرماید و خلقنا الانسان فی احسن تقویم . ما انسان را در بهترین قامت استوار کردیم . تمام چیزهای خوب بر ما نوشته شده و در حافظه ی ما ذخیره است . برچسبهای اصلی ما الهیست . البته اونا  برچسب نیست او پرنامه های پیشفرضه که قابل حذف شدن نیست . حقیقت وجود ماست . یا ایه دیگر تبارک الله احسن الخالقین ما بهترین مخلوقات خداوند هستیم طوری که خداوند در افرینش ما به خودش تبریک گفت .خب پس تناسب ،  طبیعت اصلی ماست . تقدیر ما متناسب بودنه . چاقی رو خودمون برای خودمون نوشتیم . چیزی که خدا برای ما نوشته  و جزء پیشفرض های

      باور بعدی طبیعی دانستن چاقیه . ما چاقی رو در برهه ای از زمان برای خودمون طبیعی کردیم و اون رو استمرار دادیم . بله کار دیگه ای که ما کردیم استمرار در چاقی بود . یعنی ما چاقی رو باور کردیم و استمرارش دادیم تکرارش کردیم . چاقی رو برای خودمون ساده کردیم . ما مثل اب خوردن چاق میشدیم . 

      من الان سه ساله چاق نشدم و همین خیلی موفقیت بزرگیه که نشون میده چاقی طبیعت بدن من نیست چاقی تکرار آموزشهای چاقیه و وقتی در امور روزمره اون رو تکرار نکنیم چاقی متوقف میشه ولی خب من دوست دارم روند لاغریم بیشتر بشه . پس الانم باورهایی دارم که نگهداشتن چاقی رو برای خودم طبیعی دونستم . در حالیکه روند لاغری من از وقتی دوباره اومدم و به طور مستمر آموزه های سایت تناسب فکری رو تکرار میکنم روند لاغر شدن دوباره در من ایجاد شده و باور متناسب تر شدن دوباره در من داره کار می کنه و من دارم عملکردم رو مطابق این باور انجام میدم . پس تناسبه که طبیعت اصلی وجود ماست چرا که در تمام زمانهایی که چاقی داشته کار خودشو میکرده تناسب هم خیلی قویتر از اون داشته بدن مارو ترمیم میکرده . قدرت چاقی ما در مقابل قدرت تناسب ما هیچه . 

      باور بعدی خوردن = چاقی که در روزهای گذشته و آموزشهای پیشین دیدیم خوردن یه تجربه است که ما خودمون اون رو به چاقی اتصال دادیم . ثابت کردیم این یه باور اشتباهه و ما هر چی هم که پرخوری کنیم جسم ما قدرت ترمیم داره و قدرت ترمیم صدها برابر قدرت تخریبه . چون قدرت ترمیم پیشفرض برنامه های ماست اما قدرت تخریب رو ما ارادی ایجادش کردیم  و توجه کردن به قدرت ترمیم بدن خواه ناخواه قدرت تخریب رو کوچیک و کوچیکتر می کنه . 

      باور بعدی کم تحرکی = چاقی 

      در جایی میخوندم  عمل تنفس به تنهایی کلی انرژی میخواد چون یه فرایند دائمی هست . یه فرمول داده بودن که من وقتی  برای خودم رو محاسبه کردم دیدم فقط و فقط ۲۰۰۰ کالری برای تنفس من لازمه . حالا ببینید گردش خون دیدن شنیدن رشد موها عضله سازی حتی خود چربی سازی چربی سوزی ساخت استخوان خود فرایند ترمیم بدن سالم سازی عملکرد قلب مغز و تمام اندامهای داخلی حرکت دست و پا و …… چقدر داره انرژی مصرف میکنه . یعنی فکر کنم ما روزانه داریم حدودا پنجاه هزار کالری انرژی میسوزونیم . ایا واقعا این پنجاه هزار کالری رو  ما با راه رفتن داریم مصرف میکنیم نه طبیعت بدن ما خودش خودبخود انرزی تولید میکنه و انرژی مصرف میکنه وگرنه نه غذای ما در انرژی سازی ما موثره نه حرکت ما در انرژی سوزی ما . انرژی سازی و انرژی سوزی فرایندهای کاملا مستقل هستن که جزء طبیعت بدن هستن و اصلا این برنامه های مزخرفی که ما به دهنمون دادیم در مقابل این قدرت بیکران هیچه هیچ . 

      تناسب هر لحظه در بدن ما در حال انجامه و حذف چاقی و بیماری جزء ترمیمهای بدن ماست که هر لحظه داره انجام میشه . پس همه ی این دلایل نشون میده خوردن و کم تحرکی هیچ ربطی به چاقی ندارند و این فرمولها فقط ساخته و پرداخته ی ذهن هستن که با دلیل ثابت کردیم کاملا اشتباه هستند و طبیعت اصلی ما تناسب اندام دائمی هست . 

      اما باورهای بعدی ازدواج بچه دار شدن و بارداری هست . اینها هم کاملا باورهای منسوخ شده هستند که فقط و فقط باید کنار برن اونقدر دلیل هست واسه مردود دانستن اینها که اگه بخوایم بنویسیم کلی جزئیات داره که دونه دونه این باورها رو رد میکنه حالا یکی دوتاش رو میگم با  ازدواج کردن و بارداری و بچه شیر دادن انسان  لذتهایی رو تجربه میکنه که قبل از اون تجربه نکرده . برای انجام چنین فعالیتهایی قطعا انرژی زیادی لازمه  . خب ما این رو قبول داریم ولی فکر میکنیم خب برای اینکه ما انرزی لازم برای این فرایندها رو داشته باشیم نیاز هست بخوریم تا انرژی داشته باشیم و چون خوردن = چاقی هست پس در نتیجه ما مدتی بعد از ازدواج و در ایام بارداری و شیردهی چاقیم . در حالیکه اگر درست فکر کنیم میتونیم این باور رو پیدا کنیم که هر سه ی این موارد جزء طبیعت بدن هستند و  خودبخود هم انرژی زا هستند و هم انرژی  لازم رو  خودشون دارن . اونها خودشون انرژی هستند و تبادل انرژی در این فرایندها دقیقا مثل سایر اندامهای داخلی بدن خودبخود و جزء پیشفرضهای بدن ماست . بدن ما انرژی لازم رو خودبخود بدون دخالت ما رد و بدل می کنه واصلا نیازی نیست که ما این کارها رو با خوردن مرتبط بدونیم و حالا اگرم دوست داشتیم لذت خوردن رو در کنار اینها تجربه کنیم لزومی نداره با چاقی برابرش کنیم . یعنی حتی خود فرایندن خوردن هم مثل سایر کارهای جسم ما یک تجربه است (جویدن ، بلعیدن حرکت در طول روده هضم جذب و دفع ) تمامی اینها عمل بدنه و کلی انرژی میبره چرا باید مارو چاق کنه . 

      خلاصه اینا همه کاره و در تمام این حالات بدن در حال تبادل انرژی هست . هم انرژی میسازه و هم انرژی میسوزونه و اینا هیچ ربطی به چیزهای خنده داری که ما برای خودمون ساختیم نداره . واقعا وقتی نگرشمون تغییر کنه و در این نگرشها استمرار داشته باشیم اصلا میبینیم دلیلی برای چاقی وجود نداره و خیلی راحت جمله ی ایکه باور چاقی رو در خودش داره به این جمله تغییر داد که هیچ دلیلی برای چاقی وجود نداره و ما همواره در حال تناسب اندام هستیم و جسم ما همواره در حال برطرف کردن چاقیست . خورد و خوراک فقط یه لذته که ما دوست داریم تجربه اش کنیم  و سایر باورها نیز فقط تجاربی هستند که هیچ ربطی به چاقی ندارند و خیلی منطقی میشه همشوم رو رد کرد و با تکرار و استمرار تناسب  رو برای خودمون دائمی کنیم . 

      استاد با اجازتون من خیلی علاقه دارم که این گامها رو به اتمام برسونم و بعد برم سراغ فایلهای نکات طلایی شما که حدودا صدتا هستن و بعد سراغ چالش من اینو نخوردم و بعد سراغ دوره .  تازه تا اون زمانم کلی شما در حال اضافه کردن فایل به سایت هستید . من خودم شخصا تا ابد با شما همراهم و واقعا فایلهای شما چه رایگان و چه هزینه دار رو ستایش می کنم و ایمان دارم استمرار در مسیر تناسب فکری منو به درک و عمل بالاتری میرسونه و من روز به روز به تجارب بهتری دست پیدا می کنم . 

      در پناه خدا 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم