در جلسه قبل (قسمت چهارم: عادتهای چاق کننده) فهمیدیم چاقی از عادتهای ذهنی میاد، نه ارث. حالا در این جلسه پنجم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن، دنبال دلیل واقعی چاق شدنِ خودمون میگردیم.❓ تا حالا به این فکر کردی که واقعاً دلیل چاق شدنت چیه؟
نه اون چیزی که همه میگن! نه فقط پرخوری یا کمتحرکی… بلکه یه دلیل ریشهای که توی ذهنت جا خوش کرده باشه 🧠💭
✅ وقتی دنبال حل یه مشکل هستیم، اولین قدم اینه که بفهمیم از کجا شروع شده. چاقی هم همینطوره!
اگه فقط رژیم بگیری یا ورزش سنگین انجام بدی، بدون اینکه دلیل چاق شدن رو بشناسی، مثل اینه که بخوای آبگرفتگی خونه رو با دستمال خشک کنی، ولی شیر آب هنوز بازه 🚿🙈
در این جلسه میآموزیم:
💡 دونستن دلیل چاق شدن، از نون شب واجبتره؟! 🍞😄
تا حالا شده دنبال کنترل تلویزیون بگردی، همه جا رو زیر و رو کنی، مبلارو جابهجا کنی، حتی تو یخچال (!) دنبالش بگردی، بعد یهو ببینی توی دستت بوده؟! 😅
آره… خیلی وقتا جواب درست جلو رومونه ولی چون دلیل رو نمیدونیم، میریم سراغ هزار راه اشتباه.

چاقی هم همچین حال و روزیه! تا وقتی ندونی دلیل چاق شدنت چیه، ممکنه کلی رژیم و ورزش و کارای عجیب و غریب انجام بدی، ولی به نتیجه نرسی… چون کنترل دستته، فقط باید بفهمی کجاست! 🎮✨
📌 خیلی از افرادی که اضافهوزن دارن، بارها روش های مختلف لاغری رو امتحان کردن، رژیم گرفتن، باشگاه رفتن، کالری شمردن، آب کرفس خوردن، حتی تا مرز گریه با ترازو درگیر شدن! 😭⚖️
ولی آخرش چی؟ هیچی. نتیجهای که موندگار باشه، نگرفتن. چون اصل قضیه، یعنی فهمیدن دلیل چاق شدنشون رو ندونستن.
🛠️ بیشتر روشهای لاغری فقط روی عوامل بیرونی تمرکز میکنن:
کالری کمتر، حرکت بیشتر، جویدن بیشتر (!) و کلی کار دیگه که بیشتر شبیه تقلای بیهدفه.
در حالیکه اگه ندونی چرا چاق شدی، هر تلاشی مثل اینه که بخوای با دمپایی کوه رو فتح کنی! 🩴🏔️
پس بیا باهم اولین قدم درست رو برداریم:
🎯 بفهمیم دقیقاً دلیل چاق شدنمون چی بوده؟!
وقتی دلیل بروز مشکل را بدانیم اقدام کردن برای برطرف کردن آن بسیار ساده تر از زمانی است که دلیل مشکل را ندانیم و بخواهیم از طریق آزمون و خطا برای رفع مشکل اقدام کنیم.
این اصل درباره چاقی نیز صادق است.

🎯 چرا اکثر روشهای لاغری جواب نمیدن؟
علت ناکارآمد بودم روش های لاغری اطلاع نداشن آنها ار دلیل چاق شدن فرد است.
تا حالا فکر کردی چرا با اینکه کلی رژیم گرفتی، ورزش کردی، حتی آب رو هم با ترس خوردی، اما هنوز اون عدد لعنتی روی ترازو تکون نخورده؟! 😩
جوابش سادهست: بیشتر روشهای لاغری چون دلیل چاق شدن تو رو نمیدونن، نمیتونن مشکل رو از ریشه حل کنن.
بعضیها فکر میکنن دلیل چاق شدنشون یه چیز جدیه، مثلاً کمکاری تیروئید، مصرف یه داروی خاص، یا یه بیماری خاص.
خب بله، طبیعیه که وقتی هزاران بار شنیدی که این موارد باعث چاقی می شن این نگرش در ذهن افراد شکل بگیره اما واقعیت اینه که خیلی از افراد متناسب هم با همین مشکلات مواجه هستند اما چاق نیستند.!
به این سوال فکر کنید: چرا خیلی از افراد چاق و متناسبی که به یک بیماری مبتلا می شن با مصرف داروهای مشابه بهبود پیدا می کنند ولی افراد چاق با وجود تمام رژیمها و راهکارهایی که امتحان کردن، نتیجهی پایدار نگرفتن؟
چون روشهایی که استفاده کردند به دلیل اصلی چاق شدن کاری نداشتن!
📌 راهکارهای بدون شناخت دلیل چاق شدن، مثل پانسمان کردن زخمی است که عفونتش درمان نشده؛ ظاهر را بهتر میکند اما درون همچنان آسیب دیده باقی میماند.
💥 مهمترین دلیل چاق شدن چیه؟
یه نفس عمیق بکش چون جوابش ممکنه غافلگیرت کنه:
باور چاقی. بله، درست خوندی! باور اینکه “من چاق هستم و باید چاق بمونم.”
حالا با خودت روراست باش و ببین کدومیکی از این جملهها رو توی ذهن یا حتی با صدای بلند گفتی:
- تو خونوادهی ما همه چاقن، منم از همونا هستم.
- من خیلی کمتحرکم، چاق شدنم طبیعیه.
- پرخوری عصبی دارم دیگه، دست خودم نیست.
- سوختوساز بدنم افتضاحه، هرچی میخورم تو بدنم باقی میمونه!
- بعد از بارداری دیگه نتونستم برگردم به وزن قبل.
- شغل من خیلی استرس داره، طبیعیه که چاق بشم.
اگه حتی یکی از این جملهها دربارهی تو صدق میکنه، یعنی تو باور کردی که چاق شدی چون چارهای جز این نداشتی. 😕
و خبر بد – یا بهتره بگیم واقعیت – اینه که همین باور، مثل یه قفل، تو رو توی چاقی نگه میداره.
هرچقدر هم تلاش کنی، رژیم بگیری یا ورزش کنی، اگه باورت این باشه که چاقی طبیعیه یا اجتنابناپذیره، مغزت نمیذاره لاغری رو تجربه کنی. 🧠🔒

وقتی شما به هر دلیلی باور کنید که چاق شدن یک امر طبیعی است، به طور ناخودآگاه انتظار و دلیل چاق شدن را در ذهن خود شکل میدهید.
با تکرار این باور، تصاویر چاقی از خودتان در ذهن شما نقش میبندد و این تصاویر معمولاً با احساس ترس از چاق شدن یا بیشتر چاق شدن همراه میشوند.
اگر این تصاویر در ذهن شما ثابت بمانند، به تدریج فرمولهایی برای چاق شدن در مغز شما ایجاد میشود. این فرمولها به فرمانهایی تبدیل میشوند که نحوه واکنش شما را در برابر غذاها تغییر میدهند.
این فرمولها همچنین به دستوراتی برای ذخیره چربی و افزایش سایز و وزن بدن تبدیل میشوند. چون بدن ما تحت فرمان مغز قرار دارد، به راحتی میتواند از وضعیت متناسب به وضعیت چاقی تغییر کند.
یک مطالعهی جالب که در مجلهی Milbank Quarterly منتشر شده، نشان داد که دیدگاه افراد درباره دلیل چاقی میتواند رفتار اجتماعی آنها را هم تغییر بدهد.
کسانی که باور دارند دلیل چاق شدن بیشتر به عوامل خارج از کنترل فردی مثل ژنتیک، گسترش مواد غذایی ناسالم، یا ماشینی شدن زندگی مربوط میشود، تمایل بیشتری دارند که از برنامه های مختلف برای لاغری استفاده کنند و ضمنا از تصمیات دولت برای مبارزه با عوامل تشدید کننده چاقی در جامعه حمایت می کنند.
در مقابل، افرادی که فکر میکنند دلیل چاق شدن فقط به خاطر کمبود اراده شخصی یا بیانضباطی در غذا خوردن ایجاد میشود، معمولاً کمتر از چنین سیاستهایی حمایت میکنند. چون به نظرشان راه حل چاقی فقط در تغییر رفتار فردی است و نیازی به مداخلات دولت نمیبینند.
این تحقیق اهمیت باورهای ذهنی را در درک ریشههای چاقی و در نتیجه نوع برخورد با این معضل اجتماعی به خوبی نشان میدهد.
تاثیر باور کردن چاقی
باور کردن چاقی، اصلیترین دلیل چاق شدن خیلی از ماهاست! 😳
هر چقدر بیشتر توی ذهنت قبول کرده باشی که “من آدم چاقی هستم”، به همون اندازه بیشتر در معرض چاق شدن یا چاقتر شدن قرار میگیری. 📈
حالا نکتهی جالبترش اینه:
وقتی هی میری سراغ رژیم و ورزش و انواع و اقسام روشهای لاغری، اما نتیجهی درست و حسابی نمیگیری، این باور در ذهنت قویتر میشه که:
“دیدی گفتم چاقم؟ دیدی کاریش نمیشه کرد؟” 🥲
همین افکار کمکم وزنت رو بالاتر میبره بدون این که خودت بفهمی.
پس اگه واقعاً تصمیم گرفتی لاغر بشی، و مهمتر از اون، برای همیشه متناسب بمونی، باید بدونی که کار از کنترل ذهن شروع میشه. 🧠✨
باید دلیل چاق شدنت رو بشناسی، باورهای اشتباه رو اصلاح کنی و راه درست رو یاد بگیری.

توانایی قدرت ذهن
وقتی بفهمی دلیل چاق شدن تو چی بوده و چطور ناخودآگاه سالها به نفع چاقتر شدن خودت عمل کردی، تازه یه نور امید قشنگ تو دلت روشن میشه! 🔥
چون دیگه میفهمی ارث و سوختوساز و تیروئید و … فقط بهونهست. 🎯
اگه تونستی تو این سالها چاقی رو یاد بگیری و هر سال یه کم وزن اضافه کنی، پس قطعاً میتونی لاغری رو هم یاد بگیری و با تمرین و استمرار، به اون اندام دلخواهت برسی. 🌟
👀 یه نگاهی هم بنداز به فرق بین فکرهای آدمای متناسب و آدمای چاق.
میبینی که فقط کافیه محتوای ذهنی خودتو عوض کنی تا رفتار و بدنت هم دنبالش تغییر کنه!
پس حتماً با دقت به فایل آموزشی امروز گوش بده 🎧
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین مهم: کشف دلیل چاق شدن خودت!
🌟 مرحله اول: تشخیص نوع چاقی!
اول باید بدونی تو کدوم گروه از افراد چاق هستی:
- چاقهای ناآگاه: آدمایی که از بچگی چاق بودن و اصلاً تصویر ذهنی لاغری از خودشون ندارن. (فرمولهای لاغری تو وجودشون هست ولی هرگز فعالش نکردن!)
- چاقهای آگاه: آدمایی که یه زمانی متناسب بودن، ولی به دلایلی تو یه دورهای تصمیم گرفتن چاق بشن. (مثلاً فکر کردن چاق بودن امنیت میاره یا مشکلاتشون رو حل میکنه.)
- افراد منتظر: اونایی که یه اتفاق خاص یا یه حرف از یه آدم معتبر باعث شده انتظار چاق شدن در ذهنشون شکل بگیره و کم کم چاق بشن.
✏️ حالا تکلیف چیه؟
دستهبندی خودت رو پیدا کن و چند خط دربارهی روش چاق شدنت بنویس. بعدش سعی کن یه نفر از دستههای دیگه پیدا کنی و وضعیتت رو با اون مقایسه کنی.
(هدف اینه که بفهمی مسیرها فرق میکنه ولی نتیجه یعنی همون فرمولهای چاق ذهنی یکیه!)
🌟 مرحله دوم: شناخت احساس سیر شدن
حالا وقتشه بری سراغ احساسات بعد از غذا خوردن:
- بعد از غذا حس میکنی واقعاً سیر شدی یا حس خفگی داری؟
- به نظرت نشونههای واقعی سیر بودن چیه؟
- نشونههای خفگی و پرخوری چی میتونه باشه؟
✏️ صادقانه بنویس الان تو چه وضعیتی هستی:
آیا بعد از غذا حس خوبی داری یا احساس خفگی و سنگینی؟
در جلسه بعد (قسمت ششم: پرخوری عصبی چیست) میبینیم که پرخوری عصبی یه اختلال نیست، بلکه یه عادته که میشه تغییرش داد.
توصیه اکید: بعد از دیدن فایل آموزشی قسمت پنجم، این ویدیو را تماشا کنید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.02 از 260 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!




























































































































نشان های دریافت شده
سلام بر استاد عزیز ودوستان همراه
یادم میاد من دوران دانشگاه متناسب بودم و در همسایگی ما یک پسر خیلی چاق بود که درس خونده بود و رشته روانشناسی هم خونده بود و خونه اش رو به روی خونه ما بود واتاق اون پسره روبه روی ایوان خونه ما بود .
و چون هوا گرم میشد تابستون و کولر هم اون موقع دوبریهای مانداشتند اون پنجره اتاقش رو که روبه خونه ما بود باز میکرد و چون چندسال از ما بزرگتر بود خانوادم یه کم شاکی میشدن که چرا پسره سرکار نمیره وهروقت بهش میگفتند جسمش رو فوش میداد دقیقا جسمش شبیه جسم استاد قبل لاغری بود ومیگفت من نمیتونم پیاده برم وکسی منو بااین جسمم قبول نمیکنه.
مرتب خونه میگفتند به خاطر کم تحرکیش هست برادرش چقدر چابک وفرز هست اون صبح تاغروب خونه هست و به خودش زحمت نمیده بره کاربکنه ومیزاشتن به حساب تنبلی .
چون خانواده ماهمه متناسب بودن وکسی به عوارض چاقی آگاه نبود .
مادرم میگفت مریضی داره بنده خدا . که حتمن نمیتونه لاغربشه . چون اونقدر تو ذهنشون بدیهی بود که اون میتونه با ورزش خودش رو لاغرکنه .
من تازه تحصیلاتم تموم شد و دنبال کار بودم تا کار پیدا کنم یک سال ونیم طول کشید و اون موقع اینقدر کار فراوان نبود من دهه شصتی هستم و دهه شصتیها میدونن اون موقع چه خبر بود .
تو این یکسال ونیمی ارام ارام روند چاقیم شروع شد ومن کم تحرک وجایی نمی رفتم وعین یکسال ونیم خونه بودم .
حالا اونجور چاق نبودم فقط یادم میاد پارچه میخریدم ومانتو میدوختم دکمه های پایین مانتوم همیشه کنده میشد و باخودم میگفتم این خیاط کارش خوب نیست وهرسری پیش خیاطهای دیگه میرفتم و همین موضوع بود .
کلافه میشدم .
بعد مدتی رفتم شرکتی مشغول شدم جاتون خالی شرکت پخش موادغذایی بود ویکی از محصولاتش شکلات نارگیلی بود که من یکبار امتحانش کردم و بعد مرتب شده بود وعده غذاییم وبه هرکی میدیدم پیشنهاد میدادم .
حالاکارپشت میزنشینی وکم تحرکی که توذهنم کدش بدابر بود با چاقی فعال شد .
ازیک طرف تلویزیون هرچه فرد ثروتمند بود رو فرد چاق کچل نشون میداد مثل فیلم خانه به دوش اون اصلان که چاق بود وکچل .
منم که حقوق بردارشدم و این کد افزایش وضع مالی برابرهست باچاقی فعال شد .
ازیک طرف ریزش موی منم کم کم شروع شد تا باور اثبات بشه .
حالا منم قدم بلند و یه مقدارچاق هم شدم ومامانم مرتب میگفت تو شبیه فلان عمه ات هستی واستخوان بندیت درشته مرتب تکرار میکرد .
منی که عینکی نبودم کم کم عینکی هم شدم . چون عمه ام عینکی بود ومنم بایستی باورم اثبات میشد .
قربون خدا برم که اینقدر سیستم جهان رو هوشمند آفرید .
خوب من بلد نبودم ودرجهت پسرفت خودم داشتم ازش استفاده میکردم .
کم کم باورهای مخربی از اطرافیان به ذهنم تزریق میشد .
داداشم میگفت سن بالامیره طبیعی هست و انسان رشد عرضی پیدا میکنه .
دخترعمه ام که اتفاقا خودش رو روشنفکر میدونست میگفت تاکسی نخوره چاق نمیشه .
حالا وقتی از مادرم میپرسیدم پس چرا عمه هام چاقن .
میگفت زندگی خوب دارن دغدغه فکری ندارن همه چیزشون سرجاشونه وچاقن . ومنم تو ذهنم ثبت شد آرامش وآسایش برابراست با چاقی.
روزها گذشت و منم گاهی باچاقیم راحت بودم اما موقع خرید لباس خیلی اذیت میشدم .
فروشنده میگفت خانوم بارداری ؟
دوستم سرزنشم میکرد من حلقه خریدم تو هم بخر . به خودت برس . یه فکری بکن .
منم دستگاه درازنشست خونگی خریدم چندبار استفاده کردم وگذاشتمش کنار .
باشگاه . پیاده روی . رقصیدن . رژیم اصلا فایده ای نداشت یه مدت خوب بود بعدش برمیگشت .
یکبار تواینستا تبلیغ لاغری با قهوه طی مدت معدود وتضمینی دیدم با فروشندش صحبت کردم دیدم اون بیشتر به فروش قهوه اش فکرمیکنه تا لاغری .
رفتم تواینترنت دنبال لاغری باقهوه سرچ میکردم تو سایت نی نی سایت .
یادم نمیره فقط کامنتها رومیخوندم چشام خسته شده بود خاستم ازسایت بیام بیرون . دیدم یه آقایی کامنت گذاشته لاغری با ذهن استاد عطار روشن و یک آقای دیگه که یادم نیست .خوبه
من سریع رفتم تواینترنت این اسم رو سرچ کردم ببینم راهکار این استاده چیه
دیدم وارد یه دنیای دیگه شدم و یک سایت لاغری با ذهن .
شب خیلی خسته بودم .صبح که بلند شدم وارد این فضا شدم . اوایلش اصلا منوی ندیده بودم فقط چند تا کامنتو ویس . ولی گاها ماهی یه بارسرک میکشیدم . مطمنا تو مدار نبودم .
اما یکسال بعد که واقعا خسته بودم وتسلیم شده بودم اومدم وارد سایت . نمیدونم چی شد منوی سایت رو دیدم وآموزشها رو دنبال کردم و درسال بعدش از وزن ۷۴ رسیدم به ۶۰ .
ووارد دنیایی بودم که توش بودم ولی گمش کرده بودم .
اما الانا یک کد مخرب سروکله اش پیدا شد . گفتم بهتره من یک دور مطالب رو از اول مرور میکنم وهم حسابی این ویروس مزاحم رو نابودش میکنم .
تشکر ازاستادعزیز ودوستانی که حوصله به خرج دادن وکامنتم رو خوندن .
نشان های دریافت شده
سلام
من همش فکرمیکردم روند چاقیم از ده سال پیش شروع شد ولی به گذشته خودم که زوم میشم میگم پس چرا من رفتارهای افراد چاق رو داشتم .
چرا بااینکه به ظاهر متناسب بودم بعد غذا بلافاصله سنگین میشدم و خوابم میبرد . چرا اونهمه کلوچه های خوشمزه میخوردم جسمم متناسب بود .
تا اینکه یادم اومد که من موقعی که ۶ ماهم بود چاق بودم اما کم کم که بزرگتر میشدم علیرغم غذایی که میخوردم باوری درمن وجود داشت که درس خوندن باعث لاغری میشه و به تبع باعث میشد من غذا زیاد بخورم ولی تحرکم خیلی زیاد بود در کودکی .و این چاقی جسمم خنثی میشد بی آنکه متوجه باشم .
عمه هام هم زیبا بودن وهم چاق .و این باعث شد که زیبایی رو درچاقی ببینم .
کمی که بزرگتر شدم باور اینکه ناراحتی وغصه باعث لاغری میشه رو مرتب میدیدم ومیشنیدم و چون در کودکی در ناراحتی وغصه بزرگ شدم علیرغم خوردن های بی رویه بازم من متناسب بودم چون دوتا باور مخالف همو خنثی میکرد.
کم کم بزرگ شدم و درس خوندنم که تموم شد یکی از باورهای لاغریم کم شد و چاقیم خودشو نشون داد.
بعدش وقتی شاغل بودم خب وضع مالیم بهتر شد ومن باورم این بود هرچه وضع مالی بهتر باشه طرف چاق تر میشه ومن هم دوباره یه کم چاق تر شدم و حرص ولع خوردن درمن بیشتر وبیشتر میشد .
تا اینکه کارم پشت میزنشینی بود واین باور هم اضافه شد ودیگه به روند چاقیم سرعت بخشید .
تفریحات وگردش ما هم بیشتر شد وباز خوردن بیشتر وبعد چاق ترشدن .
ویه کم چاق شدم مادرم میگفت به عمه ات رفتی استخوان بندیت درشته .
و همه اینها رو باور کردم برام طبیعی بود که چاق باشم .
نشان های دریافت شده
سلام بر همگی
همانطور که ما با باورهای غلط که از محیط پیرامون خود یاد گرفتیم و یقین حاصل کردیم که درست میگن چون هر چی باشه اونها چندتا پیرهن بیشتر از ما پاره کردند و یا خودشون این تجربه رو داشتن که به ما میگن دراین کار نا ناآگاهانه استمرار داشتیم و وارد دنیای چاقی شدیم .
حال که با عملکرد ذهن ومغز آشنا شدیم و فهمیدیم از کجا ضربه خوردیم تصمیم گرفتم حالا با همین ذهنم دنیای متناسب شدن رو تجربه کنم و برای همیشه در اون دنیا بمونم .
باورهای غلط خودم که تا الان شناسایی کردم
اینکه پشت میز نشینی و عدم تحرک باعث چاقیم شد
اینکه اعتماد به نفس بالا رو در افراد چاق می دیدم چون اونها چهارشونه هستند و قامتشان صاف هستش .
اینکه شبیه عمه هام شکمم بزرگ هست
استخوان بندیم درشته .
در زمستان هوا سرده و غرق نمی کنم و چاق میشم.
چون مرتب برنج و نون حتمن تو وعده غذایی ام هست چاق شدم
بالارفتن سن باعث رشد عرضی بدن میشه
چاق شدن باعث قوی بودن هستش مثل کشتی گیران مازندرانی که تو جهان اول هستند.
حالا که باورهای اشتباه رو شناسایی کردم و همه رو با دلیل ردش کردم آرامش عجیبی گرفتم احساسم هر روز بهتر میشه و یه اتفاقاتی روزمره برام میافته که نشونه بالارفتن اعتمادبه نفسم هست . دیگه در زندگیم نه از رژیم خبری هست نه از ورزش .
وبا صبر و اشتیاق این دوره رو ادامه میدم تا پیروزی خودم رو جشن بگیرم .