سالها هر بار که کسی بهم شیرینی تعارف میکرد، برمیداشتم. حتی وقتی سیر بودم. گفتن دو کلمهی «میل ندارم» برای من از فتح قلهی اورست سختتر بود. امروز میدونم این رفتار نه از گرسنگی بود و نه از بیارادگی؛ یکی از همون عادتهای چاق کننده بود که از یه باور ساده در ذهنم شروع شده بود.
این نوشته جلسه چهارم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در سه جلسهی قبل دلیلهای بیرونی چاقی رو رد کردیم و در جلسه سوم (روشهای لاغر شدن) دیدیم چرا هیچ روشی ماندگار نبوده. از این جلسه، آموزش لاغری با ذهن جدیتر میشه. بنابراین این جلسه رو با حوصله دنبال کن و تمرینهاش رو کامل انجام بده.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🧠 قدرت ذهن؛ همون نیرویی که ما رو چاق کرد
در این چند سال خیلیها با من تماس گرفتن یا پیام دادن تا دربارهی لاغری با ذهن بپرسن. معمولاً از همون اول صحبت مشخص بود که از قدرت ذهنشون در لاغری خبر ندارن. چون مدام دلیلهای بیرونی برای چاقیشون میاوردن: «از بچگی چاق بودم»، «پدر و مادرم چاقن»، «قرص اعصاب میخورم»، «بعد از ازدواج چاق شدم».
برای خیلیها سخته باور کنن که با قدرت ذهن میشه لاغر شد. من برای اینکه این موضوع رو راحتتر نشون بدم، راه سادهای پیدا کردم: ثابت کنم که با همین قدرت ذهن چاق شدیم.
یه نیرو در وجود همهی ما هست. همین نیرو در یه نفر به شکل بدن چاق خودش رو نشون داده و در یه نفر دیگه به شکل بدن متناسب. خیلی سادهترش اینه که اگه همین نیرو تونسته ما رو چاق کنه، میتونه لاغرمون هم بکنه. فقط باید بفهمیم فرق ذهن ما با ذهن یه آدم متناسب کجاست.
🔁 عادتهای چاق کننده؛ چاقی محصول مجموعهای از عادتهاست
ما از هوا چاق نشدیم. اگه مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم، یعنی قبول کردیم که یه طرز فکر و یه طرز رفتار داشتیم که ما رو به اینجا رسونده. چاقی محصول عادتهای ماست. یعنی رفتارهایی که هر روز و هر روز تکرار شدن.
یه نکتهی مهم اینجاست: یکی دو تا عادت اشتباه هیچکس رو چاق نمیکنه. چاقی نتیجهی مجموعهای از عادتهای اشتباهه که با تکرار بارها و بارها، ما رو به وضعیت امروز رسونده.
سیگار رو در نظر بگیر. یه نخ یا دو نخ سیگار اتفاق بدی برای آدم رقم نمیزنه. ولی کسی که از یه نخ شروع کرده، کمکم شده دو تا، بعد چهار تا و بعد یه پاکت در روز. وقتی این رفتار سالها تکرار بشه، عواقب جدی داره. چاقی هم همینطور آرومآروم و بیصدا ساخته میشه.
عادتها فقط آدم رو خراب نمیکنن؛ آدم رو موفق هم میکنن. قهرمان المپیک عادت کرده هر روز تمرین کنه و غذا خوردن و خواب و بیداریش با یه آدم معمولی فرق داره. یه آدم متناسب هم یه سری عادتها رو تکرار میکنه و یه آدم چاق یه سری عادتهای دیگه رو. بنابراین فرق اصلی بین چاقها و لاغرها، فرق در عادتهاشونه.
فرق ما و لاغرها در مقدار غذا نیست
خیلیها فکر میکنن فرق در نوع غذاست. ولی ما و آدمهای متناسب تقریباً همون غذاها رو میخوریم. بعضیها هم فکر میکنن فرق در مقدار غذاست. ولی وقتی چاق بودم، حواسم خیلی به این موضوع بود و آدمهای زیادی رو میدیدم که از من بیشتر میخوردن ولی متناسبتر از من بودن.
حتماً تو هم آدمهایی رو میشناسی که با حسرت بهشون نگاه میکنی و میگی «ببین چقدر میخوره، ولی هیکلش رو ببین!». یعنی نه نوع غذا تعیینکننده است و نه مقدارش. فقط عادتها با هم فرق دارن.

🌱 عادتهای چاق کننده چطور شکل میگیرن؟
عادت یه فکر ساده است که تکرار میشه، تکرار میشه و تبدیل میشه به عادت. خیلی از عادتهامون رو هم خودمون انتخاب نکردیم. کسانی مثل من که از بچگی اضافه وزن داشتن، عادتهاشون رو خودشون انتخاب نکردن. این عادتها بر اساس فکرها و باورهایی که در ذهنشون شکل گرفته بود، خودبهخود ساخته شدن.
وقتی بزرگتر شدم، یه سری عادتها رو خودم هم اضافه کردم. چون آدمهای چاق خیلی راحت رفتارهای اشتباه رو از همدیگه یاد میگیرن. اگه دوستم یه عادتی داشت که من نداشتم، کافی بود چند روز باهاش رفتوآمد داشته باشم تا اون عادت رو هم به عادتهای خودم اضافه کنم.
حالا سؤال اینه که خود عادتها از کجا میان؟ عادتها از باورها شکل میگیرن. اگه چیزی رو باور کنی، خودبهخود عادتهایی در تو شکل میگیره که وضعیتت رو شبیه باورت میکنه.
انسان رو میشه سه قسمت دید: باور، عادت و بدن. باور از فکرهایی ساخته میشه که بارها مرورشون کردیم؛ از حرفهایی که از پدر و مادر، جامعه و رسانهها شنیدیم. وقتی باور ساخته شد، ذهن ناخودآگاه عادتهایی میسازه که بدن ما رو با اون باور هماهنگ کنه. یعنی عادتها پل بین باور و بدن ما هستن.
مثلاً کسی که از بچگی بارها شنیده «چاقی شما خانوادگیه»، اول فقط یه باور داره و هنوز اضافه وزن چندانی نداره. ولی کمکم عادتهایی در اون شکل میگیره که بدنش رو شبیه باورش کنه. بنابراین به اندازهی پدر و مادرش، یا حتی بیشتر، اضافه وزن پیدا میکنه.
در خانوادهای که پدر و مادر و سه تا از بچهها چاقن ولی بچهی چهارم متناسبه، برو از همون بچهی چهارم بپرس دربارهی چاقی چه باوری داره. امکان نداره باور کرده باشه که چاقی ارثیه. اگه باور کرده بود، اون هم مثل بقیه چاق میشد.
یکی از همراههای سایت در بخش نظرات یه جملهی خیلی خوب نوشته بود:
«من همیشه فکر میکردم چاقی من ژنتیکیه، چون همهی عمهها و عموهام چاق بودن. اما الان میفهمم که اون چیزی که منتقل شده، فقط ژن نبوده، بلکه طرز فکر چاقی بوده!»
یعنی چیزی که در خانوادهها نسلبهنسل منتقل میشه، بیشتر از ژن، باورها و عادتهاست.
🏋️ چرا فشار آوردن به بدن جواب نداد؟
روندی که ما رو چاق کرده اینه: اول باور، بعد عادت، و آخر بدن. ولی ما برای لاغر شدن چه کار میکردیم؟ میرفتیم سراغ قسمت آخر، یعنی بدن، که هیچ نقشی در انتخاب نداشته و فقط نتیجهی باورها و عادتهامون بوده. در تمام مدتی که با رژیم و ورزش و دارو به بدنمون فشار میاوردیم، باورها و عادتها سر جاشون بودن.
من برای لاغر شدن کم تلاش نکردم. شاید هزاران کیلومتر دویدم. ولی وقتی به بدنم فشار میاوردم، فقط بعضی از عادتهام رو کمتر تکرار میکردم، اون هم تا وقتی که میتونستم رژیم رو ادامه بدم. چون باور سر جاش بود و مدام سوخت چاقی رو میرسوند، ذهنم هم مدام سعی میکرد عادتها رو تکرار کنه. همین درگیری بود که ما رو عصبی و خسته میکرد.
داستان باشگاه رفتن من
یه زمانی باشگاه بدنسازی ثبتنام کرده بودم و هزینهاش رو هم داده بودم. ولی همیشه دنبال بهانه بودم که نرم. میگفتم «بذار نیم ساعت دیگه»، «امروز مهمون داریم»، «امروز درس دارم»، «امروز حس و حالش نیست، از فردا میرم». در حالی که بقیهی بچههای باشگاه با اشتیاق هر روز میومدن و برنامهشون رو اجرا میکردن.
فرق ما چی بود؟ اونها برای خوش اندام شدن و ورزشکار شدن میرفتن باشگاه، ولی من برای لاغر شدن ورزش میکردم، چون باور داشتم «ما خانوادگی چاقیم و من همیشه چاق میمونم». همین یه باور کافی بود تا همهی تلاشم رو خنثی کنه. چند وقت میرفتم و کمی تغییر میکردم، ولی تا یه هفته نمیرفتم، دوباره همون آدم قبلی میشدم.

🗓️ چرا تصمیمهای «از فردا» جواب نمیده؟
چند بار به خودت گفتی «از امروز دیگه شیرینی نمیخورم» یا «از فردا دیگه ریزهخواری نمیکنم»؟ من خودم بارها گفته بودم «این جعبهی شیرینی رو که آوردم بخورم، دیگه بعد از این لب نمیزنم». ولی ۳۰ سال همین رو گفتم و باز هم خوردم.
دلیلش سادهست. من این عادت رو با تصمیم نساخته بودم که بخوام با تصمیم عوضش کنم. یادت میاد کی تصمیم گرفتی پرخوری کنی؟ کی تصمیم گرفتی چاق بشی؟ هیچوقت. بنابراین با تصمیم هم نمیشه لاغر شد. راهش تغییر باوره.
«میل ندارم»؛ سختتر از فتح اورست
یکی از بهترین معیارها برای سنجیدن فرق لاغری با ذهن با بقیهی روشها همین دو کلمهست: «میل ندارم». برای یه آدم چاق، گفتن این دو کلمه جلوی یه شیرینی یا تعارف و اصرار دیگران، از فتح اورست سختتره.
من تا وقتی در مسیر چاقی بودم، یادم نمیاد یک بار گفته باشم «میل ندارم». حتی وقتی به کسی تعارف میکردم و اون میگفت «میل ندارم»، برام خندهدار بود. میگفتم «یعنی چی میل ندارم؟ مگه میلیه؟ خوردنیه، بردار بخور!». ولی امروز خیلی از هنرجوهای لاغری با ذهن برام مینویسن که خیلی راحت میتونن بگن «میل ندارم». چون باورشون عوض شده و عادتهاشون خودبهخود تغییر کرده.
از امروز امتحان کن. هر وقت سیر بودی و کسی چیزی تعارف کرد، بگو «میل ندارم» و ببین چند روز میتونی ادامه بدی. اگه فقط همین کار رو بتونی همیشه انجام بدی، متناسب میشی. ولی بدون تغییر باور، این کار تقریباً نشدنیه. همین تجربه بهت نشون میده که عادت با تصمیم عوض نمیشه.
🧩 چند باور رایج که عادت چاقکننده میسازن
«بعد از ۴۰ سالگی سوختوساز پایین میاد»
خانمهای زیادی بین ۳۷ تا ۴۲ سال برام پیام میدن که در چند ماه اخیر خیلی سریع چاق شدن؛ مثلاً ۱۰ کیلو در سه چهار ماه. اولین سؤالی که ازشون میپرسم اینه: «این جمله رو شنیدی که خانمها به ۴۰ سالگی که میرسن، سوختوسازشون پایین میاد و چاق میشن؟». تقریباً همه میگن «آره، احتمالاً درسته، چون خودمون هم همینطور شدیم».
یعنی این جمله رو سالها قبل شنیدن و باورش کردن. حالا که به اون سن نزدیک شدن، عادتهایی در اونها شکل گرفته که بدنشون رو با همون باور هماهنگ کنه.
«این دارو اشتها رو زیاد میکنه»
کافیه پزشک موقع نوشتن یه دارو بگه «این دارو اشتها رو زیاد میکنه». از همون روز باور شکل میگیره و بعد آدم میگه «از وقتی این قرص رو میخورم، تند تند گرسنهام میشه». ولی تا دیروز همین آدم یه جور دیگه غذا میخورد.
خیلیها پرخوری رو با اشتها اشتباه میگیرن. خیلیها هم میگن هر یکی دو ساعت گرسنه میشن. همهی اینها عادته؛ ترفندیه که ذهن ناخودآگاه به کار میبره تا بدن رو به باور «چاق شدن برای من طبیعیه» برسونه.
«اگه معدهام خالی باشه سردرد میگیرم»
خیلیها باور دارن اگه غذا نخورن یا معدهشون خالی بمونه، سردرد میگیرن. ولی همین آدمها در ماه رمضان، شاید یکی دو روز اول کمی سردرد بگیرن، ولی بعد دیگه سردرد ندارن. چون ذهنشون میدونه دستوری بالاتر از دستور خودش هست و نمیتونه با سردرد اونها رو به خوردن وادار کنه. جالبه که بعد از ماه رمضان، خیلیها دوباره به همون عادتهای قبلی برمیگردن.
«بدنم شیرینی میکشه»
یکی از عادتهای قبلی من این بود که حتماً با چایی کلوچه بخورم، یا بهجای قند، شکلات بخورم. اینها قانون نیستن؛ فقط عادتن. خیلیها میگن «بدن من شیرینی میکشه». ولی بدن آهنربا نیست که شیرینی رو بکشه. این یه باور اشتباهه که با تکرار، عادت شده. اگه بدن ما شیرینی میکشید، چرا بدن خیلی از آدمها اصلاً نمیکشه؟

♾️ چرا لاغری با ذهن همیشگیه؟
در لاغری با ذهن رژیم غذایی، ورزش اجباری و دارو نداریم. چون همهی اینها فقط نتیجه رو هدف میگیرن. ما باید سرچشمه رو تغییر بدیم، یعنی باورها رو. وقتی باورها با فکرهای جدید عوض بشن، عادتها خودبهخود عوض میشن و در نهایت بدن هم تغییر میکنه.
این هم دلیل اینه که هنرجوها نتیجههای متفاوتی میگیرن. هر کسی به اندازهای که باورهاش عوض میشه، عادتهاش و بعد بدنش تغییر میکنه. زوری در کار نیست.
چاقی ما تا امروز همیشگی بوده، چون عادتهامون همیشگی بودن. هر بار لاغر شدیم، با تکرار همون عادتها دوباره به بدن قبلی برگشتیم. بنابراین وقتی باورها و عادتها عوض بشن، متناسب بودن هم به همون اندازه همیشگی میشه.
👔 لذتی که لاغرها هیچوقت تجربه نمیکنن
ما آدمهایی که اضافه وزن داشتیم، یه برتری نسبت به لاغرها داریم که خودمون ازش خبر نداریم: میتونیم یه زندگی جدید رو تجربه کنیم. از خرید کردن گرفته تا تغییر در رفتار و احساس و شادی درونی. آدمهایی که از اول لاغر بودن، این تجربه رو ندارن، چون نمیدونن چاقی چیه که بخوان از لاغریشون لذت ببرن.
من که روزی ۱۳۵ کیلو بودم، میدونم این حس چقدر لذتبخشه. چند سال پیش کتی که امروز میپوشم اصلاً به تنم نمیرفت. ولی حالا سایز لارج میپوشم و هر بار که لباس مورد علاقهام رو تنم میکنم، از اندامی که برای خودم ساختم لذت میبرم. این لذتی نیست که به این راحتی تموم بشه و برای هر کسی هم ممکنه.
✍️ تمرین آموزشی 📖 آگاهی از عادتهای چاق کننده
شناختن فرق عادتهای خودت با عادتهای آدمهای متناسب کمک میکنه دلیل چاقیت رو بهتر بفهمی. جواب این سؤالها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس.
مرحله اول: عادتهای غذاییت رو پیدا کن
- عادت چیه و به چه رفتاری عادت میگیم؟
- عادتهای چاق کننده چه نوع عادتهایی هستن؟
- فهرستی از عادتهای غذایی خودت بنویس و برای هر کدوم توضیح بده چرا فکر میکردی باعث چاقیت شده.
سختگیری نکن. هر رفتاری که بیشتر از یک بار تکرار شده، عادته. مثلاً یکی از عادتهای من این بود که حتماً با چایی کلوچه یا شکلات میخوردم.
یادت باشه هیچ عادتی بهخودیخود چاقکننده نیست. یه عادت وقتی چاقکننده میشه که باورت دربارهاش این باشه: «من این عادت رو دارم، برای همین چاقم یا نمیتونم لاغر بشم.» مثلاً من عادت داشتم با غذا نون بخورم و فکر میکردم همین نون خوردن من رو چاق کرده.
مرحله دوم: تمرین «میـــل نـــدارم»
نگاهت به جملهی «میـــل نـــدارم» چیه؟ در طول روز، جلوی تعارف بقیه چقدر میتونی این جمله رو بگی؟ چرا بعضیها خیلی راحت میگن «میل ندارم» ولی تو نمیتونی؟
از همین امروز، هر وقت سیر بودی و کسی چیزی تعارف کرد یا ذهنت تو رو به خوردن دعوت کرد، بگو «میل ندارم». بعد بنویس چند بار تونستی این کار رو بکنی و بعدش چه حسی داشتی.
اگه همین الان هم راحت از این جمله استفاده میکنی، این مرحله برای تو ضروری نیست.
در جلسه بعد (قسمت پنجم: دلیل چاق شدن من) با هم دقیقتر دلیل شخصی چاق شدنمون رو پیدا میکنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. عادتهای چاق کننده چه عادتهایی هستن؟
رفتارهایی که بارها تکرار شدن و ما رو به خوردن بیشتر از نیاز بدن کشوندن؛ مثل خوردن شیرینی کنار چایی، ریزهخواری، یا نتونستن «میل ندارم» گفتن. هیچ عادتی بهخودیخود چاقکننده نیست؛ باور ما دربارهی اون عادته که اون رو چاقکننده میکنه.
۲. عادتها از کجا میان؟
از باورها. وقتی یه جمله رو بارها میشنویم و باورش میکنیم، ذهن ناخودآگاه عادتهایی میسازه که بدن ما رو با اون باور هماهنگ کنه. بنابراین زنجیرهی چاقی اینطوریه: باور، بعد عادت، و آخر بدن.
۳. چرا با تصمیم گرفتن نمیتونم عادتهام رو ترک کنم؟
چون این عادتها رو با تصمیم نساختی. هیچوقت تصمیم نگرفتی پرخوری کنی یا چاق بشی. برای همین با تصمیم هم عوض نمیشن. وقتی باور پشت عادت عوض بشه، عادت هم خودبهخود تغییر میکنه.
۴. چرا لاغری با ذهن ماندگاره؟
چون بهجای بدن، سراغ باورها و عادتها میره. همونطور که چاقی به خاطر عادتها همیشگی بود، وقتی عادتها عوض بشن، تناسب هم همیشگی میشه.
امتیاز 4.13 از 298 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

باسلام گام ۳۴ درمسیر لاغری من :علتهای چاق کنندهبانگاه به افراد متناسب وتمرکز بر روی رفتار غذاییشان متوجه علت لاغر بودن انها می شویم هرچه بیشتر خواهان متناسب شدن باشیم میتوانیم بیشتر در رفتار افراد لاغر علت تناسب اندام انها را پیدا کنیم .با مقایسه رفتار خود باافراد متناسب ، به تفاوت رفتارهای غذایی که جسم انهارا متناسب وجسم ما چاق شده پی می بریم .تکرار شنیده ها ودیده ها در رفتار وافکار غذاخوردن به مرور زمان تبدیل به عادت رفتاری ما می شود وچاقی یا متناسب بودن جسم ما را مشخص می کند. اگر می خواهیم متناسب شویم باید با اشتیاق در شناسایی عادتهای چاق کننده وصحیح کردن انها تمرکز وتوجه کنیم .چون چاقی ما محصول پر تکراری عادتهای چاق کننده است .عادتها هم از استمرار رفتار وافکار چاق کننده ای که بصورت باور در ذهن ما شکل گرفته بوجود امده است .برای لاغر شدن هیچ راهی بجز تغییر در چگونگی مصرف مواد غذایی وبرداشتن تمرکز ذهن بر روی غذا ومصرف ان بجای همه چیز وبعد اصلاح باورها وجود ندارد.من به خودم میگفتم منکه چیزی نمی خورم پس چرا چاق هستم اما اطرافیانم این همه متناسبند .با دقت بر روی رفتار غذایی خودم متوجه شدم صبحها من هم تخم مرغ ونان وهم از پنیر وخیار وگوجه وکمی کره وعسل ومرباهمراه چای یا شیر می خورم اما اطرافیان متناسبم فقط یک نمونه از غذا ها را انتخاب میکنند به میزان کم که سیر می شدند بدون چای یا اب میوه ویا شیر می خورند من چند ساعت بعد برای میان وعده صبح یک بشقاب از همه میوه ها پر میکردم ومی خوردم ویک ساعت بعد هم یک لیوان اب وعسل اما متناسبها تا نهار یا اصلا چیزی نمی خوردند ومی گفتند میل ندارند یا فقط یک میوه کوچک از هرچه بود نه از همه میوه ها می خوردند .برای نهار هم من یک بشقاب برنج ویک ظرف پر خورشت یا مرغ یا جوجه ویا هرچه بود همراه ماست یا دوغ می خوردم وروی انها هم عادت چند دانه خرما یا شیرینی ویا حلوا خوردن را داشتم اما متناسبها کاری به ظهر شدن یا وعده نهار نداشتند ممکن بود ساعت ۳ یا ۴ هم بشود فقط وقتی گرسنه می شدند می گفتند گرسنه ایم وبه میزانی که سیر شوند از غذا بر میداشتند ومی خوردند وگاهی یک یاچند قاشق هم ته ظرفشان می ماند وبلند می شدند وقتی بهشان می گفتم این یک ذره چیه ته بشقاب گذاشتی اینهاروهم بخورید تا بردارم می گفتند سیر هستند ودیگه جا ندارندوبعدش هم دیگه چیزی نمی خوردند تاشب ولی من چند ساعت بعد ازنهاری که گرسنه نبودم اما کامل هم خورده بودم بلند میشدم وشیرویا شربت با بیسکویت یا کیک یا شیرینی می خوردم وتا شام هم گاهی چند شکلات ویا اجیل می خوردم وشام هم اخرشب همراه یک لیوان شیرمی خوردم تازه اگر دورهمی نداشتیم تا تنقلات هم دوباره بخوریم اما متناسبهای خانه از نهار تا شام چیز دیگری نمی خوردند وموقع شام اگر گرسنه نبودند فقط اخر شب یک لیوان شیر یا یک عدد میوه هرنوع که بود می خوردند وگاهی هم یادشان میرفت می خوابیدند واگر گرسنه بودند دویا سه برگ شامی بدون نان ویا یک کاسه کوچک خورشت یا ماست می خوردند .با مقایسه رفتارغذایی خودم با انها متوجه شدم من جسم خود را انبار مواد غذایی کرده بودم اما انها فقط چند وعده ومختصر خوردن به اندازه رفع گرسنگی میخورند نه از روی لذت وهوس وحرص غذا .برای همین است که اضافه غذا در جسمشان تلنبار وبصورت چربی ونامتناسبی شکل نمی گیرد.متوجه شدم که من چقدر عادتهای غلط غذایی دارم که اصلا نیاز بدنم هم نیست وفقط فکر میکردم منکه چیزی نمی خورم چرا چاق هستم .نه تنها که می خوردم بلکه زیاده وبی اندازه وبی موقع هم میخوردم . همینطور که بدون اینکه متوجه باشم عادت کرده بودم بعد غذا خرما یا شیرینی بخورم همینطور باید این عادتها را بدون سختی ومتوجه شدن یکی یکی شناسایی وانها راعوض کنم متوجه شدم که تمرکز بر روی خوردن خود را رها کرده بودم ووقتی دراین مسیر قرار میگیریم باید از خود مایه اراده درکنترل بر خوردن وتوجه ودقت بر روی رفتار خوردن واراده جمع وجور کردن خود را با عمل به اموزشهایی که میبینیم را داشته باشم .🌷۲ذهن نا خوداگاه سرکش وتنبل مرتب مارو گول میزنه وچون تغییر ومخالف با خواستش حرکت کردن براش سخته مرتب مارو برمیگردونه .حتما باید برای تغییر رفتار خوردن اول اینکه باید رفتارهای غلط روشناسایی کنیم بعد رفتارهای صحیح را با اموزش دیدن یاد بگیریم وبعد انها را کم کم جایگزین اموخته های غلط قبلی کنیم ومرتب تکرار وتمرین واستمرار داشته باشیم و رها نکنیم حتی اگر رها کردیم دوباره برگردیم وشروع کنیم وناامید نشویم ومهمتر ازهمه اینکه به توانمندی عملکرد وتغییر خود وهمینطور مسیری که انتخاب کردیم ایمان کامل واعتقاد داشته باشیم که مارا به نتیجه می رساند اگر درست عمل کنیم بخاطر ذخیره شدن رفتار درست در لایه های زیرین ذهن خود بخود ما فقط موقع گرسنگی می خوریم وبه اندازه رفع نیاز گرسنگی در بدن می خوریم وقبل از سیری کامل ذهن فرمان دست کشیدن از غذا را میدهد .به غذا وخوردن تنها فکر نمی کنیم وهمه چیز برایمان خوردن نمی شود .واقعا خود من در طی ۲ ماهی که بصورت نسبی درست عمل کردم ودوسایز کم کردم با اینکه با فرمان ذهنم دست از خوردن برنمی داشتم وخودم به خودم میگفتم بلند شو بسته ولی حال خوبی داشتم وچقدر زود متناسب شدن در نظرم راحت بود.الان خیلی از رفتارها وعادتهای غذاییم تغییر کرده از جمله ریزه خواری ،پشت سرهم خوردن ،درهم خوردنم کمتر شده ولی هنوز لذت چشیدن همه غذا ها رودارم ،کمتر خوردن روپیدا کردم نسبت به قبل البته نه گرسنگی کشیدن ولی هنوز به نظر خودم زیاد میخورم وباید کنترل کنم ، شیرینی خوردنم فقط در حد یک شکلات کاکائویی ویا یک بیسکویت کرمدار کوچک ولی نهار وغذایم هنوز زیاده طوریکه فکر میکنم جبران ان رفتارهای صحیح رو می کند .اما ادامه میدم زحمتهای استاد رو که میبینم درپی گیری وتوجه به نوشته های ما وفایلهای پر محتوای وباارزش به ظاهر رایگانی که وقت میگذارند وبرای ما تهیه می کنندوعکسهای عالی شگفتی سازان ونوشته های دوستانی که نتیجه گرفتند ویا درمسیر موفق حرکت می کنند باعث شده خودمو مدیون استاد بدونم وهرجا هم که تنبلی کردم دوباره برگردم .نگاه به تصاویر شگفتی سازان ودیدن زمان کوتاه مدت مثلا ۸ ماه تغییر ۳۰ یا ۴۰ کیلیویی انها با روش ذهن اشتیاق وامید به توانمندی من روبیشتر می کنه وهمینطور من رو متوجه این حرف استاد میکنه که هرکس به اندازه درکش از محتوای اموزشی وعملکرد صحیح واشتیاق واستمرار وتکرار انهاست که مدت زمان کمتر ویابیشتر به تناسب ونتیجه عالی میرسه . وقتی به فایلها گوش میدم انروز درمسیرم اما وقتی چند روز دور میشم یکم جدا میشم وذهن نا خوداگاه دوباره نجواهاش رو داره شروع می کنه .چون چاقی حاصل عادتهای اشتباه رفتارخوردن ماست وعادت هم از تکرار رفتارهای متفاوت نادرست خوردن درما بوجود امده پس ما باید وباید رفتارهای نادرست خوردنمان راشناسایی کنیم وتغییر دهیم .تمام رفتارهای ما ازذهن ناخوداگاه ماست که این رفتارهای غلط در ذهن ناخوداگاه ما ذخیره شده واتومانیک وار عمل میکنه بدون اینکه ما بفهمیم وبخواهیم .باید رفتارهای ذهن ناخوداگاه خود را تغییر دهیم تا عادتهای غلط ماهم تغییر کند وتکرار نشود .عادتها بوسیله تکرار دیده ها وشنیده ها در ذهن ما ذخیره شده .با ایجاد دیده وشنیده هاومثالهای جدید رفتار متناسب شدن وتکرار ان رفتارها عادتهای جدید در ذهن ذخیره می شود وماندگاری انها در اثر تکرار وتمرین مداوم باعث متناسب شدن جسم می شود .در تمام روشهایی که تاکنون برای لاغری بکار بردیم مثل ورزش ورژیم فقط ما جسم خودراتحت فشار وازارواذیت می گذاردیم ولی ذهن ماباورهایش در سرجایش باقی بوده و تغییری نداشته ومی خواسته به راه خودش که اموخته بوده ادامه دهد وچون ذهن این فشار را نمی پذیرفته بعد از مدتی دوباره دنبال راحتی انجام عادات خود میگردد ودوباره جسم با تمام زحماتی که کشیده کم کم به حالت اولیه برمیگردد. پس ماباید افکار ذهنمان را تغییر دهیم واصلاح کنیم تا عادتهایمان درست شود نه جسم را اذیت کنیم .هرچقدر باورهای ماتغییر کند ودرست شود عادتهای ما درستر وقویتر می شود.🌻۳قطعا افرادیکه دردوره های اموزشی که باروش اصولی وطبقه بندی شده وگام به گام وبا برنامه روزانه دقیق وحساب شده بر روی ذهن پیش میروند زودتر افکار وباورهای جدید در ذهنشان ذخیره می شود که اینطور اموزش دیدن باعث ایجاد عادتهای جدیدوتغییر رفتار درانها وخودبخود تغییر در جسم وسریعتر به نتیجه رسیدنشان می شود . در فایلهای رایگان مطالب بسیار با ارزش وپر محتوا ومفید وکلی ارائه میشه بهمین خاطر ممکنه زمان بیشتری طول بکشه تا جسم تغییر بکنه اما چون محتوای اموزشی هردو گروه یکی هست مطمئنا با عمل درست به اموزشها حتما نتیجه لاغرشدن را بدنبال خواهد داشت. دوکلمه جادوئی سیرم ومیل ندارم رو اگه یاد بگیریم وبه موقع بکار ببریم بسیار کار امد ودر رسیدن به تناسب کار ساز هستند .باور کنیم فقط نادرست خوردن وبی موقع خوردن باعث چاقی واضافه وزن است وهرعامل دیگه ای مثل ارث ودارو فقط بهانه های ذهن هست برای انجام رفتارهای چاق کننده . رفتارهای ما براثر عادتهای خوب وبد ماست .به عادتهای خودم توجه میکردم دیدم از عادتهای خوبم نچشیدن غذاست من هیچوقت غذا رامزه نمی کنم فکر کردم چطور این عادت درمن شکل گرفته وبراحتی واسانی انجام میشه ومن اصلا متوجه عادی بودن این کارم نیستم پس لاغر شدنم هم باید به همین صورت باشه که ذهن متوجه نباشه وجسم خودش به اسانی وراحتی تغییر کنه همینطور که چاق شدم به همین راحتی وبدون متوجه شدنم بوده وانرا به راحتی یادگرفتم پس متناسب شدنم هم میتواند مثل عادت خوبه نچشیدن غذایم به هنگام پختن ان شکل بگیره که این کار ذهن است. باید در طول روز حواسم را ازروی فرعیات ومنفی هابردارم و بر افکار ورفتارم متمرکز کنم ببینم چه عادتهای غلطی انجام میدهم که باعث چاقی من است وان رفتار های پرتکراری که در ذهنم ذخیره شده مثل باورهای غلط ،هوس ولذت خوردن ،دوباره خوری وپرخوری وزیاد از اندازه خوردن ،سیر بودن وخوردن ،ریز خواری و……. راعوض کنم .🌼