در جلسه قبل (قسمت سوم: روشهای لاغر شدن) دیدیم که لاغری با ذهن ماندگارترین روشه. حالا در این جلسه چهارم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن، سراغ عادتهای چاق کننده میریم.خیلیها وقتی دلیل چاقیشون رو میپرسیم، سریع میگن: «ارثیه دیگه! از مامانبابام بهم رسیده!»
اما واقعیت اینه که یکی از اصلیترین دلایل چاقی در جامعه، نه ژنها، بلکه عادت های چاق کنندهایه که کمکم، بیصدا، از دلِ سبک زندگیمون رشد کردن.
این عادتها، نتیجهی یهسری افکار و باورهای پنهانی هستن که ناخودآگاه ما رو سمت رفتارهایی میبرن که وزنمون رو بالا و بالاتر میبرن.
در این جلسه میآموزیم:
😅 چاقی ارثیه یا یه عادت پنهون؟
تا اسم چاقی میاد، خیلیا فوری میگن:
🗣️ «ما خانوادگی چاقیم، دیگه کاریش نمیشه کرد!»
اما یه سوال ساده:
🧐 واقعاً چاقی ارثیهست؟ یا پشت این جمله، یه باور پنهون خوابیده که اصلاً حواسمون بهش نیست؟

بلکه از همون عادت های چاق کنندهای میاد که نسل به نسل، نه از طریق DNA، بلکه از طریق طرز فکر و سبک زندگی منتقل میشن!
💬 یکی از همراهای عزیز ما تو بخش نظرات مقاله «چرا لاغر نمیشم؟!» یه نکته عالی گفته بود:
«من همیشه فکر میکردم چاقی من ژنتیکیه، چون همه عمهها و عموهام چاق بودن. اما الان میفهمم که اون چیزی که منتقل شده، فقط ژن نبوده، بلکه طرز فکر چاقی بوده!»
💡 این نشون میده چاقی خیلی وقتا نتیجهی اون باورهاییه که باعث شکلگیری عادت های چاق کننده میشن.
پس اگه من میخوام لاغر بشم، باید اول از همه منطق چاقی ذهنم رو شناسایی و اصلاح کنم.
✍️ مثلاً وقتی هنوز ته ذهنم این فکر هست که:
«اگه اینو بخورم، چاق میشم» یعنی هنوز خودمو متناسب نمیبینم، حتی اگه ظاهرم لاغر بشه…
📌 پس اولین قدم برای ساختن یه بدن متناسب اینه که منطق ذهنیمون رو از چاقکننده به لاغرکننده تغییر بدیم.
🧠 قدرت ذهن در لاغر شدن؛ جادویی که واقعیتر از همیشهست!
هنوز خیلیا باور نمیکنن که میشه با قدرت ذهن لاغر شد!
تا بهشون میگی «با ذهنت لاغر شو»، یهجوری نگات میکنن انگار گفتی:
🍲 «با فکر کردن قرمهسبزی درست کن!» 😄
ولی واقعیت اینه که علم امروز درباره ذهن، دیگه اون چیزای خشک و تئوری تو کتاب درسی نیست!
مطالعهای در مجله علمی Obesity نشون داده که فقط باور داشتن به اینکه فعالیتهای سادهمون (مثل خونهداری یا پیادهروی) نوعی ورزشه، میتونه باعث کاهش وزن بیشتر بشه! 😲
🔁 این یعنی چی؟ یعنی ذهن ما واقعاً داره رو بدنمون اثر میذاره!
چیزی که بهش باور داریم، چیزی که هر روز تو ذهنمون تکرار میشه، داره مستقیم نتیجهٔ فیزیکی میسازه…
حالا یه سوال مهم این وسط پیش میاد:
🤷♀️ اگه قدرت ذهنی همهمون یکیه، چرا بعضیا لاغرن و بعضیا چاق؟
🧩 پاسخ سادهست: چاقی، نتیجهی عادت های چاق کنندهست!
همون رفتارهایی که بارها و بارها انجامشون دادیم، تا جایی که دیگه حتی بهشون فکر هم نمیکنیم…
مثل چی؟
- 🍿 خوردن بیاختیار موقع تماشای سریال
- 😖 پرخوری وقتی استرس داریم
- 🍽️ تموم کردن غذا، حتی وقتی سیر شدیم
- 🎁 جایزه دادن به خودمون با شیرینی و شکلات
🧠 ذهن ما این رفتارها رو با تکرار یاد گرفته؛ چون ذهن عاشق تکراره!
💡 ولی خبر خوب اینه که همونطور که ذهن این عادت های چاق کننده رو یاد گرفته، میتونه درست برعکسش رو هم یاد بگیره:

🔄 ایجاد عادت های چاق کننده؛ همهچی از ذهن شروع میشه
ما معمولاً فکر میکنیم چاق شدن فقط به خاطر زیاد خوردنه… ولی واقعیت یه چیز دیگهست!
🎯 چاقی از ذهن شروع میشه.
همهچی از اون لحظهای شروع میشه که یهسری افکار پنهونی، آرومآروم تو ذهنمون جا خوش میکنن.
🧠 افکاری که کمکم تبدیل میشن به تصاویر ذهنی چاقی…
مثلاً خودتو تو آینه تصور میکنی با یه لباس تنگ، دنبال اشکال میگردی، یا همیشه احساس میکنی اضافهوزنت زیاده.
اینجاست که یه اتفاق مهم میافته:
ما ناخودآگاه، انتظار چاق بودن رو تو ذهنمون ثبت میکنیم 😕
و ذهن، برای اثبات این انتظار، یهسری رفتار طراحی میکنه که با تکرار شدن عادت های چاق کننده رو ایجاد می کنند.
- 🍪 خوردن بدون گرسنگی
- 😣 ریزهخواری موقع استرس
- 🍕 پرخوری از ترس اینکه “شاید دیگه گیرم نیاد!”
- 😔 حس گناه بعد از خوردن که خودش باعث پرخوری بعدی میشه!
با دقت به نکات این جلسه، متوجه میشی که این عادت های چاق کننده دقیقاً چطوری تو ذهن ما شکل گرفتن…
و مهمتر از اون:
چطور میتونی آرومآروم، این عادتها رو با عادتهای متناسبکننده جایگزین کنی 💚

دلیل اصلی چاقی
چاقی نتیجه عادت های چاق کننده است که خودشان محصول تکرار رفتارهای چاقکننده هستند. 🤔
این رفتارها به واسطه افکار چاقکنندهای شکل میگیرند که نگرشهای ما را نسبت به زندگی و بدن خودمون ایجاد میکنه. 💭
در حقیقت، دو نوع نگرش داریم:
1. نگرش ضعیفکننده 💔
2. نگرش قدرتدهنده 💪
وقتی به هر دلیلی فکر میکنید که لاغر شدن تنها از طریق تغییر در مصرف مواد غذایی به دست میاد، تمرکز شما از ذهن و قدرت درونیتون برداشته میشه و به مواد غذایی منتقل میشه. 🍔
یعنی، در این شرایط، قدرت متناسب بودن رو از خودتون میگیرید و به غذا میدید. در نتیجه، این نگرش در شما شکل میگیره که “نوع و مقدار مواد غذایی که مصرف میکنیم، تعیینکننده وضعیت جسمی ماست.” 😞
اگه از هر فردی که اضافه وزن داره بپرسید چرا چاقی؟ احتمالا جوابش اینه که: “چون نمیتونم خوردنم رو کنترل کنم.” 🤷♀️
همه افرادی که اضافه وزن دارن، این باور رو دارن که توانایی کنترل اشتهاشون رو ندارند و نمیتونن به اندازهای که بدنشون نیاز داره غذا بخورند. 🍕
حالا سوال اینجاست: این نگرش چطور میتونه به لاغری منجر بشه؟ 🤨
قطعا این نگرش باعث چاق شدن فرد خواهد شد. 😔
تفاوت نگرش افراد چاق و لاغر
تنها تفاوت واقعی بین افراد چاق و لاغر، تفاوت در افکار و نگرش آنها درباره خودشان است. 🧐
هیچ انسان لاغری به خودش نمیگوید که توانایی کنترل غذا خوردن ندارد. همچنین، هیچکدام از آنها عقیده ندارند که غذایی که میخورند باعث چاقیشان خواهد شد. 🍽️
نگرش عمومی جامعه این است که افراد چاق به دلیل پرخوری و نداشتن فعالیت بدنی چاق شدهاند.
اما حقیقت این است که ما اغلب افرادی را میشناسیم که به مراتب بیشتر از ما میخورند و حتی فعالیت روزانه آنها کمتر از ما است، ولی همیشه متناسب باقی میمانند. 🤔
این تفاوت میان واقعیت زندگی افراد چاق و لاغر و نگرش غالب جوامع درباره چاقی، نشاندهنده این واقعیت است که با وجود پیشرفتهای زیاد بشر در زمینههای مختلف، هنوز نگرشهای اشتباه و نادرستی درباره چاقی وجود دارد. 💡
این تفاوتهای ذهنی و نگرشی به وضوح نمایانگر این است که برای رسیدن به تناسب اندام، تغییر در نگرشها به اندازه هر روش دیگر اهمیت دارد. 🙌
تغییر نگرش اولین قدم برای لاغر شدن
برای لاغر شدن، اولین قدم تغییر نگرش ما درباره لاغری است.
باید نگرش خود را نسبت به تحت فشار قرار دادن جسم با برنامههای رژیمی و ورزشهای سنگین تغییر دهیم و بپذیریم که تغییر محتوای ذهن و نگرش ما نسبت به لاغری مهمترین عامل تغییر عادت های چاق کننده است. 🧠
مهمترین اقدامی که باید انجام دهیم این است که نگرش خود درباره چاقی و مواد غذایی را همانند افراد متناسب اصلاح کنیم. 💡
وقتی افکار و نگرش خود را تغییر دهیم، به تدریج واکنشهای رفتاری ما نیز همسو با رفتارهای افراد متناسب خواهد شد. 💪
این تغییرات ذهنی و رفتاری وقتی به اندازه کافی تکرار شوند، بهطور خودکار باعث متناسب شدن جسم ما میشوند. 🔄✨
⏳ لاغری نه تنها یک تغییر جسمانی است، بلکه اولین گام، تغییر در نگرش و باورهای ذهنی ما است!
✍️ تمرین آموزشی 📖 آگاهی از عادت های چاق کننده
آگاهی از تفاوت عادتهای خود با افراد متناسب به ما کمک میکند تا درک بهتری از دلیل چاقی خود داشته باشیم و به همین دلیل پذیرش مسئولیت چاقی سادهتر و منطقیتر خواهد شد.
مرحله اول:
برای این منظور لازم است با دقت و شرح انشایی سوالات مطرح شده را پاسخ دهید.
- عادت چیست و به چه نوع رفتاری عادت گفته میشود؟
- عادت های چاق کننده چه نوع عادتهایی هستند؟
- لیستی از عادت های چاق کننده خود تهیه کنید و برای هر عادت شرح دهید چگونه باعث چاقی شما شده است.
به این نکته توجه کنید که هیچ عادتی به خودی خود چاقکننده نیست بلکه زمانی یک عادت به چاقکننده تبدیل میشود که نگرش شما درباره آن عادت این باشد که: من این عادت را دارم و به این دلیل چاق هستم یا نمیتوانم لاغر شوم.
بعنوان مثال من عادت داشتم با وعدههای غذایی نان میخوردم و تصور میکردم نان خوردن با غذا باعث چاقی من شده است. بنابراین من عادت خوردن نان با غذا را عامل چاقی خود میدانستم.
مرحله دوم:
نگرش شما درباره عبارت “میـــل نـــدارم” چیست؟ آیا از این عبارت استفاده میکنید؟ در طی روز نسبت به تعارف دیگران چقدر میتوانید از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده کنید؟
اگر به راحتی و به دفعات از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده میکنید انجام این مرحله از تمرین برای شما ضروری نیست اما اگر نسبت به استفاده از این عبارت احساس ناتوانی میکنید حتماً با دقت تمرین این قسمت را انجام دهید.
چرا برخی افراد به راحتی از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده میکنند اما شما از این عبارت استفاده نمیکنید؟
سعی کنید از این لحظه در طی روز یا در مراسمات و مهمانیها اگر احساس سیری داشتید نسبت به تعارف دیگران یا تمایل ذهن خود برای خوردن از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده کنید.
ضمناً شرح دهید که بعد از استفاده از عبارت “میـــل نـــدارم” چه احساسی داشتید.
در جلسه بعد (قسمت پنجم: دلیل چاق شدن من) با هم دقیقتر دلیل شخصی چاق شدنمون رو کشف میکنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.15 از 294 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام و درود به دوستان و استاد عزیزم
عادت های چاق کننده :
عادتهای زیادی دارم که همون عادتها باورهای رو در من به وجود آورده
که منو رو به سمت چاق شدن سوق داده است
من همیشه عادت دارم که وقتی سیر هستم هم همراه با بقیه موقع ناهار غذا بخورم
من عادت دارم به غذاها ناخنک بزنم
من عادت دارم ریزه خواری کنم
عادت دارم هر روز برنج بخورم
عادت دارم اگه شیرینی دیدم نه یکی نه دوتا و چند تا از اون شیرینی ها رو بخورم
من عادت دارم همراه چای خرما یا بیسکویت
یا هر جیزی
فقط شیرین باشه
عادت دارم به نون زیاد خوردن
عادت دارم به پرخوری
عادت دارم تا جایی غذا بخورم که بعدش حالم بد بشه
من خیلی ریزه خواری و پرخوری داشتم چند ماه پیش و معده درد هم داشتم
و رفتم دکتر برای معده دردم
و یه لیستی بهم داد که این غذاها رو خورم
و چون دکتر دستور داده بودن تونستم به راحتی
خیلی چیزها رو نخورم
و یک عادت جدید در خودم به وجود اوردم
میخام بگم که آدم دست خودشه میتونه به راحتی یه عادت رو حذف کنه
مثلا من دیگه ریزه خواری نکردم خیلی چیزها رو نخوردم
و اصلا برام مهم هم نبود
پرخوری هم حذف شد
و حالم هم خیلی بهتر شد توی این دو ماه
به راحتی عادت های بد و ترک کردم
در صورتی که اگه دکتر پیشنهاد چیزی برای خوردن و نخوردن نداده بود من هنوز به عادت هام ادامه داده بودم
استاد بعصی چیزها رو نخوردن بخاطر معده درد هم رزیم حساب میشه؟
من همش فکر میکردم این یه رزیمه
و من بعد از دو ماه اومدم مسافرت
الان تو مسافرت این طرز فکر رو دارم
که الان که اومدی مسافرت بخور راحت باش
دیگه پیش نمیاد از این فست فودها
بخور خیلی خوشمزه هستن
تو مسافرت اشکال نداره
بخاطر باورهای که از مسافرت دارم
یه عادت های در من به وجود اومده که منو ترغیب به خوردن میکنه
از روزی که اومدم مسافرت باز ریزه خواری ها پر خوری ها فست فود خوردن و شیرینی خوردن و اضافه بچه ها رو خوردن شروع شده
و هر بار به خودم قول میدم که از فردا دیگه شیرینی نمیخورم اینو نمیخورم
ولی باز هم به قولم عمل نمیکنم
امروز فهمیدم که باور اینکه مسافرت اومدن باید بخوری لذت ببری
بیخیال همه جی
این باور عادت های رو در من به وجود آورده
که خلاف میل من هس و من نگران این رفتارم شدم
و میتونم از امروز یکی یکی عادت هام رو بزارم کنار
مثلا دیگه امروز خرما رو چند چندتا نخورم
میتونم یه دونه بردارم
یا ریزه خواری نکنم
و تا زمانی که گشنه نشدم غدا نخورم
و تکرار این رفتارها به عادت تبدیل میشه
مگه عادت چیه ؟.تکرار یه رفتار رو بهش میگن عادت
من از امروز این رفتارم رو تکرار میکنم
۱-ریزه خواری نمیکنم ۲-با چای شیرینی یا شکلات نمیخورم ۳-چای اصلا نمیخورم چون برای معده ام خوب نیس
۴-به اندازه نیازم غذا میخورم
به مدت چند روز تکرار کنم به عادت تبدیل میشه 👍
استاد یه باور دیگه دارم که امروز متوجه شدم که جرا با نخوردن من سرم درد میگیره
امروز فهمیدم این باور هستش
که من اگه غدا نخورم سرم درد میاد
چه جوره تو رمضون یا بعصی روزها من اصلا کلی از ساعات روز چیزی نمیخورم سرم درددنمیاد
ولی بعصی روزها سردرد میگیرم
پس سردرد من از باور به نخوردن هستش
چون نخوردی حالا وقتشه سرت درد بیاد
یا وقتی میرم بیرون برای خرید میگم بیرون رفتن سر منو درد میاره و
بیشتر اوقات وقتی میرم بیرون سرم درد میاد
چون باور هستش و باور به موقع میاد بالا
چرا برخی افراد به راحتی از کلمه میل ندارم استفاده میکنند ولی شما از این عبارت استفاده نمیکنید؟
چون ما همیشه میل داریم به خوردن😃
به ما یاد دادن هر جیزی بهتون تعارف کردن بردارین
و هر بار که سیر هم باشیم چیزی تعارف کنند برمیداریم میگیم بعدا میخوریم
و اصلا از این کلمه خیلی استفاده نکردم
کلمه ی میل ندارم برای افراد متناسب راحت و اسونه
و بهراحتی نه میگن و نمیخورن
و از اصلا تو فکرش هم نمیرن
ولی ما اگه بگیم میل نداریم همش تو فکرش میریم کاشکی برداشته بودم چرا برنداشتم
چرا گفتم میل ندارم
این جمله برای افراد چاق کم پیش میاد که بتونه بگه
چون تمام ذکر و سر خوشی افراد چاق خوردن هستش
و در هر شرایطی میخاهیم از خوردن لذت ببریم
استاد ممنون و سپاس بابت فایل های عالیتون🙏
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت دوستان عزيزم و استاد كرامي و بزركوار
روز جهارم دوره ي رايگان :
هميشه بهترين جيزها از درون اتفاق مي افتد و اكه به عوامل بيروني توجه كنيم و براي ان ها ارزش قايل باشيم نه تنها موفق نميشيم بلكه شكست هم ميخوريم
زندكي اكه از درون اغاز شود زندكي اغاز ميگرد و اكه از بيرون باشه زندگي پايان مي يابد
اين فايل هم مانند بقيه فايل عالي و تاثير گذار بود در اين فايل ياد گرفتم كه با تكرار مداوم يك فكر باور در ما به وجود مياد و اون باور در ناخوداگاهمون ثبت ميشه و باعث عادتهاي در ما مبشه و ما اون عادت رو بارها و بارها تكرار كنيم بخاطر همين هر جه تلاش ميكنيم نتيجه اي در برندارد و همش مقطعي هستند ما بايد اول اون باورهاي اشتباه رو اصلاح كنيم و به حاش باورهاي صحيح رو جايگزين كنيم و باورهاي صحيح در ناخوداكاهمون ثبت ميشه و باعث عادتهاي در ما ميشوذ كه ما رو به سمت متناسب شدن
و هر خواسته و هدفي كه داشته باشيم ميرسيم——-
من از شروع اين دوره عالي تونستم تعارفات ديكران رو رد كنم و بارها و بارها با خوشحالي تجربه كردم و لذتش و ميبردم
هر جا كه ميرم خانواده ،دوستان ،اقوام ميكن تو جرا جيزي نميخوري اصلا خيلي كم غذا ميخوري و هر حي مياريم هم كم ميخوري و حتي خيلياش هم رد ميكني
عمه ي همسرم اومده بود خونمون و هنكام صبحانه و ناهار و شام متوحه شده بود كه من خيلي كم غذا ميخورم جند بار بهم كفت تو جرا هيجي نميخوري خيلي كم غذا ميخوري ميكفتم اخه بيشتر نميتونم بخورم حالم بد ميشه و من اكه بيش از اندازه ي بدنم بخورم به حال بد دست پيدا ميكنم ميكفت يعني جه ادم بايد بخوره تو هيجي نميخوري خندم گرفته بود از حرفاش كه ادم بايد بخوره من الان به اين باور رسيدم خوردن بيش از اندازه باعث مريضي ميشه غذا براي بدن حكم دارو رو داره و اكه هميشه به اندازه و كافي باشه هميشه سالم و سلامت هستيم و هيج وقت مريض نميشيم و من هيج وقت نميتونم —–
من از زماني كه به اين دوره وارد شدم عادت غذايم تغيير كرده و تغييراتي در درونم و جسم به وجود اومده خيلي لذت بخش هس اين سبك زندكي كردن هميشه خالم خوبه با لذت غذا ميخورم و بدون ترس باقي مانده ي غذا ها رو بيرون ميزيزم و تا خفكي غذا نميخورم و حس ارامش دارم به هنكام غذا خوردن ،
اندازه ي غذا درست كردنم ،خيلي كم شده، طوري كه وقتي كسي بياد خونمون باورش نميشه مقدار غذايي كه روي اجاق گاز هستش سهم سه نفر باشه و ريزه خواريم به كلي از بين رفته و حرص و وله ام نسبت به مواد غذايي از بين رفته خيلي لذت ميبرم و ارامش دارم نسبت به اين رفتارهاي عاليم 🙏🏻———
عادت هاي قبل از دوره:ريزه خواري از اول صبح تا وقتي كه چشمام باز بود 😀تا پاسي از شب ——
و خوردن به هنكام تفريح و سرگرمي وقتي بيكار بودم بابد يك جيزي مي اوردم بخورم تا بهم خوش بگذره حالا فرق نداشت جه باشه فقط خوردني باشه مهم نبود 😀——تا حد خفگي و تهوع، غذا ميخوردم و هنكامي به خودم مي اومدم كه ميدونستم دلم درد ميكنه ——-هر زمان به همراه هر كسي غذا خوردن اكه كسي غذا ميخورد ميكفت بيا بخور تعارفش رو رد نميكردم و نميدونستم جه دارم ميخورم ——-حرص و وله نسبت به همه ي خوراكي ها از هيج خوراكي دوري نميكردم اكه سير بودم هم ميخوردم —-همه ي خوراكي ها خوشمزه بودندبعضي ها ميگفتن ما اين نميخوريم سنگين ميشم اون نميخوريم اين طعم رو داره من نميفهميدم جي ميكن ——-احساس بد داشتن بعد از غذا حالم از خودم بهم ميخورد و ميكفتم جرا خوردم ديكه از فردا —–عذاب وحدان داشتن و تصميم گرفتن از شنبه😀—-متنفر بودم از خودم و هيج وقت دوست نداشتم به خودم نكاه كنم و قبل از دوره متوجه شده بودم كه ديكه داره همه ي لباس ها برام تنك ميشه و احساس بدي داشتم ——
خدا روشكر اين باورهاي اشتباه رو شناسايي كردم و باورهاي صحيح در من به وجود اومده كه باعث عادت هاي درست و صحيح در من شده و من با عشق و علاقه و استمرار كافي مشتاق ادامه ي مسير هستم و در مسير برگشت جاقي هستم و از همون راه كه جاق شدم از همون راه برميگردم اين بهترين روش و بهترين دوره اي هست كه من رفتم و خواهم رفت و ادامه خواهم داد تا جايي كه اين فايل با گوشت و خونم يكي بشه 👏🏻🙏🏻🙏🏻🥰