سالها هر بار که کسی بهم شیرینی تعارف میکرد، برمیداشتم. حتی وقتی سیر بودم. گفتن دو کلمهی «میل ندارم» برای من از فتح قلهی اورست سختتر بود. امروز میدونم این رفتار نه از گرسنگی بود و نه از بیارادگی؛ یکی از همون عادتهای چاق کننده بود که از یه باور ساده در ذهنم شروع شده بود.
این نوشته جلسه چهارم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در سه جلسهی قبل دلیلهای بیرونی چاقی رو رد کردیم و در جلسه سوم (روشهای لاغر شدن) دیدیم چرا هیچ روشی ماندگار نبوده. از این جلسه، آموزش لاغری با ذهن جدیتر میشه. بنابراین این جلسه رو با حوصله دنبال کن و تمرینهاش رو کامل انجام بده.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🧠 قدرت ذهن؛ همون نیرویی که ما رو چاق کرد
در این چند سال خیلیها با من تماس گرفتن یا پیام دادن تا دربارهی لاغری با ذهن بپرسن. معمولاً از همون اول صحبت مشخص بود که از قدرت ذهنشون در لاغری خبر ندارن. چون مدام دلیلهای بیرونی برای چاقیشون میاوردن: «از بچگی چاق بودم»، «پدر و مادرم چاقن»، «قرص اعصاب میخورم»، «بعد از ازدواج چاق شدم».
برای خیلیها سخته باور کنن که با قدرت ذهن میشه لاغر شد. من برای اینکه این موضوع رو راحتتر نشون بدم، راه سادهای پیدا کردم: ثابت کنم که با همین قدرت ذهن چاق شدیم.
یه نیرو در وجود همهی ما هست. همین نیرو در یه نفر به شکل بدن چاق خودش رو نشون داده و در یه نفر دیگه به شکل بدن متناسب. خیلی سادهترش اینه که اگه همین نیرو تونسته ما رو چاق کنه، میتونه لاغرمون هم بکنه. فقط باید بفهمیم فرق ذهن ما با ذهن یه آدم متناسب کجاست.
🔁 عادتهای چاق کننده؛ چاقی محصول مجموعهای از عادتهاست
ما از هوا چاق نشدیم. اگه مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم، یعنی قبول کردیم که یه طرز فکر و یه طرز رفتار داشتیم که ما رو به اینجا رسونده. چاقی محصول عادتهای ماست. یعنی رفتارهایی که هر روز و هر روز تکرار شدن.
یه نکتهی مهم اینجاست: یکی دو تا عادت اشتباه هیچکس رو چاق نمیکنه. چاقی نتیجهی مجموعهای از عادتهای اشتباهه که با تکرار بارها و بارها، ما رو به وضعیت امروز رسونده.
سیگار رو در نظر بگیر. یه نخ یا دو نخ سیگار اتفاق بدی برای آدم رقم نمیزنه. ولی کسی که از یه نخ شروع کرده، کمکم شده دو تا، بعد چهار تا و بعد یه پاکت در روز. وقتی این رفتار سالها تکرار بشه، عواقب جدی داره. چاقی هم همینطور آرومآروم و بیصدا ساخته میشه.
عادتها فقط آدم رو خراب نمیکنن؛ آدم رو موفق هم میکنن. قهرمان المپیک عادت کرده هر روز تمرین کنه و غذا خوردن و خواب و بیداریش با یه آدم معمولی فرق داره. یه آدم متناسب هم یه سری عادتها رو تکرار میکنه و یه آدم چاق یه سری عادتهای دیگه رو. بنابراین فرق اصلی بین چاقها و لاغرها، فرق در عادتهاشونه.
فرق ما و لاغرها در مقدار غذا نیست
خیلیها فکر میکنن فرق در نوع غذاست. ولی ما و آدمهای متناسب تقریباً همون غذاها رو میخوریم. بعضیها هم فکر میکنن فرق در مقدار غذاست. ولی وقتی چاق بودم، حواسم خیلی به این موضوع بود و آدمهای زیادی رو میدیدم که از من بیشتر میخوردن ولی متناسبتر از من بودن.
حتماً تو هم آدمهایی رو میشناسی که با حسرت بهشون نگاه میکنی و میگی «ببین چقدر میخوره، ولی هیکلش رو ببین!». یعنی نه نوع غذا تعیینکننده است و نه مقدارش. فقط عادتها با هم فرق دارن.

🌱 عادتهای چاق کننده چطور شکل میگیرن؟
عادت یه فکر ساده است که تکرار میشه، تکرار میشه و تبدیل میشه به عادت. خیلی از عادتهامون رو هم خودمون انتخاب نکردیم. کسانی مثل من که از بچگی اضافه وزن داشتن، عادتهاشون رو خودشون انتخاب نکردن. این عادتها بر اساس فکرها و باورهایی که در ذهنشون شکل گرفته بود، خودبهخود ساخته شدن.
وقتی بزرگتر شدم، یه سری عادتها رو خودم هم اضافه کردم. چون آدمهای چاق خیلی راحت رفتارهای اشتباه رو از همدیگه یاد میگیرن. اگه دوستم یه عادتی داشت که من نداشتم، کافی بود چند روز باهاش رفتوآمد داشته باشم تا اون عادت رو هم به عادتهای خودم اضافه کنم.
حالا سؤال اینه که خود عادتها از کجا میان؟ عادتها از باورها شکل میگیرن. اگه چیزی رو باور کنی، خودبهخود عادتهایی در تو شکل میگیره که وضعیتت رو شبیه باورت میکنه.
انسان رو میشه سه قسمت دید: باور، عادت و بدن. باور از فکرهایی ساخته میشه که بارها مرورشون کردیم؛ از حرفهایی که از پدر و مادر، جامعه و رسانهها شنیدیم. وقتی باور ساخته شد، ذهن ناخودآگاه عادتهایی میسازه که بدن ما رو با اون باور هماهنگ کنه. یعنی عادتها پل بین باور و بدن ما هستن.
مثلاً کسی که از بچگی بارها شنیده «چاقی شما خانوادگیه»، اول فقط یه باور داره و هنوز اضافه وزن چندانی نداره. ولی کمکم عادتهایی در اون شکل میگیره که بدنش رو شبیه باورش کنه. بنابراین به اندازهی پدر و مادرش، یا حتی بیشتر، اضافه وزن پیدا میکنه.
در خانوادهای که پدر و مادر و سه تا از بچهها چاقن ولی بچهی چهارم متناسبه، برو از همون بچهی چهارم بپرس دربارهی چاقی چه باوری داره. امکان نداره باور کرده باشه که چاقی ارثیه. اگه باور کرده بود، اون هم مثل بقیه چاق میشد.
یکی از همراههای سایت در بخش نظرات یه جملهی خیلی خوب نوشته بود:
«من همیشه فکر میکردم چاقی من ژنتیکیه، چون همهی عمهها و عموهام چاق بودن. اما الان میفهمم که اون چیزی که منتقل شده، فقط ژن نبوده، بلکه طرز فکر چاقی بوده!»
یعنی چیزی که در خانوادهها نسلبهنسل منتقل میشه، بیشتر از ژن، باورها و عادتهاست.
🏋️ چرا فشار آوردن به بدن جواب نداد؟
روندی که ما رو چاق کرده اینه: اول باور، بعد عادت، و آخر بدن. ولی ما برای لاغر شدن چه کار میکردیم؟ میرفتیم سراغ قسمت آخر، یعنی بدن، که هیچ نقشی در انتخاب نداشته و فقط نتیجهی باورها و عادتهامون بوده. در تمام مدتی که با رژیم و ورزش و دارو به بدنمون فشار میاوردیم، باورها و عادتها سر جاشون بودن.
من برای لاغر شدن کم تلاش نکردم. شاید هزاران کیلومتر دویدم. ولی وقتی به بدنم فشار میاوردم، فقط بعضی از عادتهام رو کمتر تکرار میکردم، اون هم تا وقتی که میتونستم رژیم رو ادامه بدم. چون باور سر جاش بود و مدام سوخت چاقی رو میرسوند، ذهنم هم مدام سعی میکرد عادتها رو تکرار کنه. همین درگیری بود که ما رو عصبی و خسته میکرد.
داستان باشگاه رفتن من
یه زمانی باشگاه بدنسازی ثبتنام کرده بودم و هزینهاش رو هم داده بودم. ولی همیشه دنبال بهانه بودم که نرم. میگفتم «بذار نیم ساعت دیگه»، «امروز مهمون داریم»، «امروز درس دارم»، «امروز حس و حالش نیست، از فردا میرم». در حالی که بقیهی بچههای باشگاه با اشتیاق هر روز میومدن و برنامهشون رو اجرا میکردن.
فرق ما چی بود؟ اونها برای خوش اندام شدن و ورزشکار شدن میرفتن باشگاه، ولی من برای لاغر شدن ورزش میکردم، چون باور داشتم «ما خانوادگی چاقیم و من همیشه چاق میمونم». همین یه باور کافی بود تا همهی تلاشم رو خنثی کنه. چند وقت میرفتم و کمی تغییر میکردم، ولی تا یه هفته نمیرفتم، دوباره همون آدم قبلی میشدم.

🗓️ چرا تصمیمهای «از فردا» جواب نمیده؟
چند بار به خودت گفتی «از امروز دیگه شیرینی نمیخورم» یا «از فردا دیگه ریزهخواری نمیکنم»؟ من خودم بارها گفته بودم «این جعبهی شیرینی رو که آوردم بخورم، دیگه بعد از این لب نمیزنم». ولی ۳۰ سال همین رو گفتم و باز هم خوردم.
دلیلش سادهست. من این عادت رو با تصمیم نساخته بودم که بخوام با تصمیم عوضش کنم. یادت میاد کی تصمیم گرفتی پرخوری کنی؟ کی تصمیم گرفتی چاق بشی؟ هیچوقت. بنابراین با تصمیم هم نمیشه لاغر شد. راهش تغییر باوره.
«میل ندارم»؛ سختتر از فتح اورست
یکی از بهترین معیارها برای سنجیدن فرق لاغری با ذهن با بقیهی روشها همین دو کلمهست: «میل ندارم». برای یه آدم چاق، گفتن این دو کلمه جلوی یه شیرینی یا تعارف و اصرار دیگران، از فتح اورست سختتره.
من تا وقتی در مسیر چاقی بودم، یادم نمیاد یک بار گفته باشم «میل ندارم». حتی وقتی به کسی تعارف میکردم و اون میگفت «میل ندارم»، برام خندهدار بود. میگفتم «یعنی چی میل ندارم؟ مگه میلیه؟ خوردنیه، بردار بخور!». ولی امروز خیلی از هنرجوهای لاغری با ذهن برام مینویسن که خیلی راحت میتونن بگن «میل ندارم». چون باورشون عوض شده و عادتهاشون خودبهخود تغییر کرده.
از امروز امتحان کن. هر وقت سیر بودی و کسی چیزی تعارف کرد، بگو «میل ندارم» و ببین چند روز میتونی ادامه بدی. اگه فقط همین کار رو بتونی همیشه انجام بدی، متناسب میشی. ولی بدون تغییر باور، این کار تقریباً نشدنیه. همین تجربه بهت نشون میده که عادت با تصمیم عوض نمیشه.
🧩 چند باور رایج که عادت چاقکننده میسازن
«بعد از ۴۰ سالگی سوختوساز پایین میاد»
خانمهای زیادی بین ۳۷ تا ۴۲ سال برام پیام میدن که در چند ماه اخیر خیلی سریع چاق شدن؛ مثلاً ۱۰ کیلو در سه چهار ماه. اولین سؤالی که ازشون میپرسم اینه: «این جمله رو شنیدی که خانمها به ۴۰ سالگی که میرسن، سوختوسازشون پایین میاد و چاق میشن؟». تقریباً همه میگن «آره، احتمالاً درسته، چون خودمون هم همینطور شدیم».
یعنی این جمله رو سالها قبل شنیدن و باورش کردن. حالا که به اون سن نزدیک شدن، عادتهایی در اونها شکل گرفته که بدنشون رو با همون باور هماهنگ کنه.
«این دارو اشتها رو زیاد میکنه»
کافیه پزشک موقع نوشتن یه دارو بگه «این دارو اشتها رو زیاد میکنه». از همون روز باور شکل میگیره و بعد آدم میگه «از وقتی این قرص رو میخورم، تند تند گرسنهام میشه». ولی تا دیروز همین آدم یه جور دیگه غذا میخورد.
خیلیها پرخوری رو با اشتها اشتباه میگیرن. خیلیها هم میگن هر یکی دو ساعت گرسنه میشن. همهی اینها عادته؛ ترفندیه که ذهن ناخودآگاه به کار میبره تا بدن رو به باور «چاق شدن برای من طبیعیه» برسونه.
«اگه معدهام خالی باشه سردرد میگیرم»
خیلیها باور دارن اگه غذا نخورن یا معدهشون خالی بمونه، سردرد میگیرن. ولی همین آدمها در ماه رمضان، شاید یکی دو روز اول کمی سردرد بگیرن، ولی بعد دیگه سردرد ندارن. چون ذهنشون میدونه دستوری بالاتر از دستور خودش هست و نمیتونه با سردرد اونها رو به خوردن وادار کنه. جالبه که بعد از ماه رمضان، خیلیها دوباره به همون عادتهای قبلی برمیگردن.
«بدنم شیرینی میکشه»
یکی از عادتهای قبلی من این بود که حتماً با چایی کلوچه بخورم، یا بهجای قند، شکلات بخورم. اینها قانون نیستن؛ فقط عادتن. خیلیها میگن «بدن من شیرینی میکشه». ولی بدن آهنربا نیست که شیرینی رو بکشه. این یه باور اشتباهه که با تکرار، عادت شده. اگه بدن ما شیرینی میکشید، چرا بدن خیلی از آدمها اصلاً نمیکشه؟

♾️ چرا لاغری با ذهن همیشگیه؟
در لاغری با ذهن رژیم غذایی، ورزش اجباری و دارو نداریم. چون همهی اینها فقط نتیجه رو هدف میگیرن. ما باید سرچشمه رو تغییر بدیم، یعنی باورها رو. وقتی باورها با فکرهای جدید عوض بشن، عادتها خودبهخود عوض میشن و در نهایت بدن هم تغییر میکنه.
این هم دلیل اینه که هنرجوها نتیجههای متفاوتی میگیرن. هر کسی به اندازهای که باورهاش عوض میشه، عادتهاش و بعد بدنش تغییر میکنه. زوری در کار نیست.
چاقی ما تا امروز همیشگی بوده، چون عادتهامون همیشگی بودن. هر بار لاغر شدیم، با تکرار همون عادتها دوباره به بدن قبلی برگشتیم. بنابراین وقتی باورها و عادتها عوض بشن، متناسب بودن هم به همون اندازه همیشگی میشه.
👔 لذتی که لاغرها هیچوقت تجربه نمیکنن
ما آدمهایی که اضافه وزن داشتیم، یه برتری نسبت به لاغرها داریم که خودمون ازش خبر نداریم: میتونیم یه زندگی جدید رو تجربه کنیم. از خرید کردن گرفته تا تغییر در رفتار و احساس و شادی درونی. آدمهایی که از اول لاغر بودن، این تجربه رو ندارن، چون نمیدونن چاقی چیه که بخوان از لاغریشون لذت ببرن.
من که روزی ۱۳۵ کیلو بودم، میدونم این حس چقدر لذتبخشه. چند سال پیش کتی که امروز میپوشم اصلاً به تنم نمیرفت. ولی حالا سایز لارج میپوشم و هر بار که لباس مورد علاقهام رو تنم میکنم، از اندامی که برای خودم ساختم لذت میبرم. این لذتی نیست که به این راحتی تموم بشه و برای هر کسی هم ممکنه.
✍️ تمرین آموزشی 📖 آگاهی از عادتهای چاق کننده
شناختن فرق عادتهای خودت با عادتهای آدمهای متناسب کمک میکنه دلیل چاقیت رو بهتر بفهمی. جواب این سؤالها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس.
مرحله اول: عادتهای غذاییت رو پیدا کن
- عادت چیه و به چه رفتاری عادت میگیم؟
- عادتهای چاق کننده چه نوع عادتهایی هستن؟
- فهرستی از عادتهای غذایی خودت بنویس و برای هر کدوم توضیح بده چرا فکر میکردی باعث چاقیت شده.
سختگیری نکن. هر رفتاری که بیشتر از یک بار تکرار شده، عادته. مثلاً یکی از عادتهای من این بود که حتماً با چایی کلوچه یا شکلات میخوردم.
یادت باشه هیچ عادتی بهخودیخود چاقکننده نیست. یه عادت وقتی چاقکننده میشه که باورت دربارهاش این باشه: «من این عادت رو دارم، برای همین چاقم یا نمیتونم لاغر بشم.» مثلاً من عادت داشتم با غذا نون بخورم و فکر میکردم همین نون خوردن من رو چاق کرده.
مرحله دوم: تمرین «میـــل نـــدارم»
نگاهت به جملهی «میـــل نـــدارم» چیه؟ در طول روز، جلوی تعارف بقیه چقدر میتونی این جمله رو بگی؟ چرا بعضیها خیلی راحت میگن «میل ندارم» ولی تو نمیتونی؟
از همین امروز، هر وقت سیر بودی و کسی چیزی تعارف کرد یا ذهنت تو رو به خوردن دعوت کرد، بگو «میل ندارم». بعد بنویس چند بار تونستی این کار رو بکنی و بعدش چه حسی داشتی.
اگه همین الان هم راحت از این جمله استفاده میکنی، این مرحله برای تو ضروری نیست.
در جلسه بعد (قسمت پنجم: دلیل چاق شدن من) با هم دقیقتر دلیل شخصی چاق شدنمون رو پیدا میکنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. عادتهای چاق کننده چه عادتهایی هستن؟
رفتارهایی که بارها تکرار شدن و ما رو به خوردن بیشتر از نیاز بدن کشوندن؛ مثل خوردن شیرینی کنار چایی، ریزهخواری، یا نتونستن «میل ندارم» گفتن. هیچ عادتی بهخودیخود چاقکننده نیست؛ باور ما دربارهی اون عادته که اون رو چاقکننده میکنه.
۲. عادتها از کجا میان؟
از باورها. وقتی یه جمله رو بارها میشنویم و باورش میکنیم، ذهن ناخودآگاه عادتهایی میسازه که بدن ما رو با اون باور هماهنگ کنه. بنابراین زنجیرهی چاقی اینطوریه: باور، بعد عادت، و آخر بدن.
۳. چرا با تصمیم گرفتن نمیتونم عادتهام رو ترک کنم؟
چون این عادتها رو با تصمیم نساختی. هیچوقت تصمیم نگرفتی پرخوری کنی یا چاق بشی. برای همین با تصمیم هم عوض نمیشن. وقتی باور پشت عادت عوض بشه، عادت هم خودبهخود تغییر میکنه.
۴. چرا لاغری با ذهن ماندگاره؟
چون بهجای بدن، سراغ باورها و عادتها میره. همونطور که چاقی به خاطر عادتها همیشگی بود، وقتی عادتها عوض بشن، تناسب هم همیشگی میشه.
امتیاز 4.13 از 298 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

به نام خداوند کریمم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
گام چهارم
همانطور که در درسهای گذشته آموختیم چاق شدن ما محصول یک مجموعه به هم پیوسته از افکاری است که در اثر تکرار تبدیل به عادات و رفتار ما شده است .
در اصل این عملکرد چاق کننده که باعث تفاوت بین افراد چاق و لاغر شده است . از طریق تفاوت در سطح فکری و نگرش افراد چاق و لاغر بوجود آمده است .
اگر در گذشته از هیچ یک از روشهای لاغری نتیجه مطلوب و ماندگار نگرفته ایم بخاطر این است که ما در تمام آن روشها قصد داشتیم تنها نتیجه را عوض کنیم و با تحت فشار قرار دادن جشم توسط ورزش و رژیم و دارو و جراحی و غیره قصد لاغر شدن داشتیم .
در حالی که اصلا شروع چاق شدن ما ابتدا از طریق ذهن نا بوده است نه جسم ما .
مراحل چاق شدن خود را بررسی میکنیم تا بهتر به مراحل لاغری پی ببریم .
مراحل چاق شدن
مرحله اول
ما ابتدای خلقتمان کاملا متناسب و لاغر و سلامت بوده ایم.
مرحله دوم
و در اثر وارد کردن اطلاعات و داده های چاق کننده به ذهنمان و تکرار بارها و بارهای این اطلاعات باورهای خودمان را بوجود آورده ایم ؛
مثلا ما از دیگران شنیده ایم که بارداری باعث چاقی خانمها میشود و موارد زیادی را هم مشاهده کرده ایم و در اثر این تکرارها این مطلب تبدیل به باور ما شده است که بارداری باعث چاقی میشود.
مرحله سوم
با داشتن باورهای اشتباه ما یک سری رفتارهای اشتباه را بدلیل وجود آن باور در ذهنمان بارها و بارها تکرار میکنیم و عادات اشتباهمان را شکل میدهیم.
مثلا :کسی که باور بارداری مساوی چاقی است را دارد .حالا طبق این باور و باورهای جانبی این مطلب باید بیشتر از حد نیاز بدنش بخورد ،باید اندازه چند نفر بخورد و با این باورها خوردنهای بی اندازه خودش را توجیه میکند و یک سری رفتارهای اشتباه را بارها و بارها تکرار میکند و دچار عادات اشتباه بیشتر از نیاز خوردن خودش میشود.
مرحله چهارم
وقتی عادات اشتباه در درون ما بوجود می آیند ،این عادات در ذهن ناخودآگاه ما ثبت میشوند و دیگر مغز ما بصورت اتوماتیک در مواجهه با آن موضوع طبق عادات رفتار میکند بدون اینکه نیاز به فکر کردن یا استدلال کردن باشد و فرد به راحتی در روند چاق شدن قرار میگیرد. و چاق میشود. البته باید توجه داشت که مرور یک یا چند عادت اشتباه توانایی ایجاد این حجم از چاقی و اضافه وزن در افراد چاق را ندارد بلکه مرور عادتهای اشتباه جانبی زیادی که در ذهن افراد چاق ثبت شده است باعث چاقی میشود.
مثلا:شخصی که بارداری را دلیل چاقی میداند یک سلسله عادات اشتباه را مدام تکرار میکند در نتیجه میبینیم که اکثر خانمهای باردار اضافه وزن زیادی را تجربه میکنند و راحت چاق میشوند. و در نهایت چاقی خود را توجیه میکنند که بخاطر بارداری چاق شده اند و طبیعی است که چاق باشند .
خوب حالا که مراحل چاق شدنمان را متوجه شدیم بیاییم و روند لاغری را بررسی کنیم
روند لاغر شدن از طریق روشهای لاغری گذشته
در روشهای لاغری گذشته ما فقط یک مرحله داریم و آن هم مرحله آخر است .
با تحت فشار قرار دادن جسمی که هیچ گناهی در چاق کردن ما نداشته قصد لاغری میکنیم و با انواع رژیم و ورزش و دارو و جراحی و …..میخواهیم لاغر شویم .
خوب جسم ما با تحت فشار قرار گرفتن ممکن است مقداری لاغر شود یا حتی خیلی لاغر شود .
اما
بعد از رها کردن آن روشها چون مجدد به سبک زندگی قبلی برگردانده میشویم مجدد مسیر چاقی را طی میکنیم .یعنی به سر جاده چاقی دوباره برگردانده میشویم و شروع میکنیم به اجرای فرمولها و باورها و عادتهای اشتباه چاق کننده با این تفاوت که اینبار بدلیل محدودیت و فشار جسمی ،ذهن ما به یک حالت تدافعی میرسد و ولع ما بسیار زیاد میشود و ما عادتهای اشتباهمان با یک سری از باورهای اشتباه جدیدی که شکل گرفته است ترکیب میشوند و ما به سرعت چاق و چاقتر میشویم و گمان میکنیم که ما بی اراده و ناتوان هستیم و به دنبال سرزنش خودمان میرویم. در حالی که ما راه را اشتباه رفته ایم و مسیر اشتباه را هر قدر هم تکرار کنیم باز هم به مقصد نمیرسیم .
روند لاغر شدن از طریق آموزش ذهنی
در روش ذهنی ما از همان راهی که چاق شده ایم قصد لاغری میکنیم منتها در این مسیر تمام اتفاقات در هر ایستگاه برعکس چاقی اتفاق می افتد .
مرحله اول
چاقی خودمان را میپذیریم و خودمان را مسئول رفع آن میدانیم.
مرحله دوم
اطلاعات و داده های صحیح را از طریق یادگیری لاغری وارد ذهنمان میکنیم و باورهای صحیح لاغری را جایگزین میکنیم .
مثلا درباره همان بارداری مساوی چاقی
ما این باور اشتباه را کنار گذاشته و باور صحیح خوردن به اندازه نیاز بدن را جایگزین میکنیم. باور اینکه نیاز نیست ما به اندازه چند نفر بخوریم ،جنین برای انرژی مورد نیاز رشد خودش از ذخایر بدن مادر استفاده میکند و ما فقط در حال توجیه پرخوری های خودمان هستیم .و کلی باور صحیح دیگر
مرحله سوم
با تکرار باورهای صحیح ما عادتهای رفتاری صحیح را در خودمان بوجود می آوریم
مثلا:عادت اینکه یک مادر باردار در اندازه نیاز بدنش بخورد و رفتار صحیحی با مواد غذایی داشته باشد و با توجیه ویار و باورهای اشتباه گذشته رفتارهای اشتباه را تکرار نکند .
مرحله چهارم
عادتهای صحیح در ذهن ناخودآگاه ما در اثر تکرار ثبت میشوند و ما بصورت خودکار رفتارهای صحیح انجام میدهیم. و به راحتی و بدون تحمل رنج به طبیعت جسم خودمان که لاغری و تناسب است میرسیم .
تمرین شماره ۱
عادت چیست به چه نوع رفتاری عادت گفته میشود؟
عادت یعنی تکرار یک مجموعه رفتاری
حالا ممکن است آن رفتار صحیح یا اشتباه باشد
برای مغز فرقی ندارد او با تکرار کردن یک رفتار بصورت مداوم آن رفتار را در ذهن ناخودآگاه بصورت عادت ثبت میکند و آن عادت بصورت اتوماتیک وار توسط مغز انجام میشود.
تمرین شماره ۲
عادتهای چاق کننده چه نوع عادتهایی هستند؟
عادتهای چاق کننده مجموعه ای از رفتارهای چاق کننده هستند که بارها و بارها تکرار شده اند مثلا شخصی عادت دارد هر روز مقدار زیادی شیرینی بخورد و هر روز مقدار زیادی غذا بخورد و هر روز مقدار زیادی هله هوله بخورد .
خوب مجموعه این رفتارهای اشتباه و تکرار عادت گونه ی آنها به راحتی باعث چاق شدن فرد میشود. و به این عادتها،عادتهای چاق کننده میگوییم.
تمرین شماره ۳
• لیستی از عادت های چاق کننده خود تهیه کنید و برای هر عادت شرح دهید چگونه باعث چاقی شما شده است
من عادات چاق کننده زیادی در گذشته قبل ورودم به سایت داشتم .مثلا :
عادت پرخوری :من مدام و در هر لحظه در حال خوردن بودم و اگر نمیخوردم حوصله ام سر میرفت و خیلی از این خوردنها لذت میبردم و تکرار همین زیادی خوردنها باعث چاقی من شد
عادت تند خوردن :من خیلی تند تند و با ولع میخوردم .انگار که جنگ و قحطی در راه است و اصلا متوجه مقدار خوردنم نبودم و حتی گاها متوجه اینکه در حال خوردن چه چیزی هستم هم نبودم و فقط طبق عادت میخوردم و تکرار این عادت من را چاق کرده بود .
و خیلی عادات دیگر که مجال نوشتن ندارم
تمرین شماره ۴
• برای هر عنوان از لیست عادت های چاق کننده خود نمونه هایی پیدا کنید که این عادت را دارند اما لاغر هستند.
عادت پرخوری :خوب زن داداشهای من بسیار پرخور هستند اما به شدت لاغر هستند و حتی کسر وزن دارند .
عادت تند خوردن :باز هم زنداداشهایم خیلی تند تند میخورند ولی لاغر هستند
تمرین شماره ۵
• چرا برخی افراد به راحتی از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده می کنند اما شما از این عبارت استفاده نمی کنید؟
چون من اصلا معنای میل ندارم را نمیفهمیدم و همیشه میل داشتم چون عاشق خوردن بودم و بسیار لذت میبردم از خوردن و در ذهنم کلی خاطرات لذت بخش از خوردنهایم وجود داشت و من طبق عادت های ذهنی ام و خاطرات و احساس لذت همیشه میل داشتم.
تمرین شماره ۶
لیستی از مواقعی که از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده کردید را در بخش نظرات بنویسید
الان خدا را شکر زیاد از این کلمه استفاده میکنم
همسایه شکلات تعارف کرد راحت گفتم میل ندارم .
همسرم رطب مورد علاقه ام را خواست بخرد راحت گفتم میل ندارم
و خیلی جاهای مختلف زیادی من از این عبارت استفاده میکنم و کلا سبک زندگی ام از وقتی وارد سایت شده ام کاملا متفاوت شده است .الحمدلله
خدای خوبم از تو سپاسگزارم که به من فرصت تغییر عادتهای اشتباهم را دادی
خدای توانایم از تو سپاسگزارم که به من قدرت تغییر عادتهای اشتیاهم را دادی
استاد ممنونم برای آموزش امروز در پناه خداوند باشید
الهی به امید تو