0

عادت‌های چاق کننده (قسمت چهارم)

عادت‌ های چاق کننده
اندازه متن

سال‌ها هر بار که کسی بهم شیرینی تعارف می‌کرد، برمی‌داشتم. حتی وقتی سیر بودم. گفتن دو کلمه‌ی «میل ندارم» برای من از فتح قله‌ی اورست سخت‌تر بود. امروز می‌دونم این رفتار نه از گرسنگی بود و نه از بی‌ارادگی؛ یکی از همون عادت‌های چاق کننده بود که از یه باور ساده در ذهنم شروع شده بود.

این نوشته جلسه چهارم از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. در سه جلسه‌ی قبل دلیل‌های بیرونی چاقی رو رد کردیم و در جلسه سوم (روش‌های لاغر شدن) دیدیم چرا هیچ روشی ماندگار نبوده. از این جلسه، آموزش لاغری با ذهن جدی‌تر می‌شه. بنابراین این جلسه رو با حوصله دنبال کن و تمرین‌هاش رو کامل انجام بده.

🧠 قدرت ذهن؛ همون نیرویی که ما رو چاق کرد

در این چند سال خیلی‌ها با من تماس گرفتن یا پیام دادن تا درباره‌ی لاغری با ذهن بپرسن. معمولاً از همون اول صحبت مشخص بود که از قدرت ذهنشون در لاغری خبر ندارن. چون مدام دلیل‌های بیرونی برای چاقیشون میاوردن: «از بچگی چاق بودم»، «پدر و مادرم چاقن»، «قرص اعصاب می‌خورم»، «بعد از ازدواج چاق شدم».

برای خیلی‌ها سخته باور کنن که با قدرت ذهن می‌شه لاغر شد. من برای اینکه این موضوع رو راحت‌تر نشون بدم، راه ساده‌ای پیدا کردم: ثابت کنم که با همین قدرت ذهن چاق شدیم.

یه نیرو در وجود همه‌ی ما هست. همین نیرو در یه نفر به شکل بدن چاق خودش رو نشون داده و در یه نفر دیگه به شکل بدن متناسب. خیلی ساده‌ترش اینه که اگه همین نیرو تونسته ما رو چاق کنه، می‌تونه لاغرمون هم بکنه. فقط باید بفهمیم فرق ذهن ما با ذهن یه آدم متناسب کجاست.

🔁 عادت‌های چاق کننده؛ چاقی محصول مجموعه‌ای از عادت‌هاست

ما از هوا چاق نشدیم. اگه مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم، یعنی قبول کردیم که یه طرز فکر و یه طرز رفتار داشتیم که ما رو به اینجا رسونده. چاقی محصول عادت‌های ماست. یعنی رفتارهایی که هر روز و هر روز تکرار شدن.

یه نکته‌ی مهم اینجاست: یکی دو تا عادت اشتباه هیچ‌کس رو چاق نمی‌کنه. چاقی نتیجه‌ی مجموعه‌ای از عادت‌های اشتباهه که با تکرار بارها و بارها، ما رو به وضعیت امروز رسونده.

سیگار رو در نظر بگیر. یه نخ یا دو نخ سیگار اتفاق بدی برای آدم رقم نمی‌زنه. ولی کسی که از یه نخ شروع کرده، کم‌کم شده دو تا، بعد چهار تا و بعد یه پاکت در روز. وقتی این رفتار سال‌ها تکرار بشه، عواقب جدی داره. چاقی هم همین‌طور آروم‌آروم و بی‌صدا ساخته می‌شه.

عادت‌ها فقط آدم رو خراب نمی‌کنن؛ آدم رو موفق هم می‌کنن. قهرمان المپیک عادت کرده هر روز تمرین کنه و غذا خوردن و خواب و بیداریش با یه آدم معمولی فرق داره. یه آدم متناسب هم یه سری عادت‌ها رو تکرار می‌کنه و یه آدم چاق یه سری عادت‌های دیگه رو. بنابراین فرق اصلی بین چاق‌ها و لاغرها، فرق در عادت‌هاشونه.

فرق ما و لاغرها در مقدار غذا نیست

خیلی‌ها فکر می‌کنن فرق در نوع غذاست. ولی ما و آدم‌های متناسب تقریباً همون غذاها رو می‌خوریم. بعضی‌ها هم فکر می‌کنن فرق در مقدار غذاست. ولی وقتی چاق بودم، حواسم خیلی به این موضوع بود و آدم‌های زیادی رو می‌دیدم که از من بیشتر می‌خوردن ولی متناسب‌تر از من بودن.

حتماً تو هم آدم‌هایی رو می‌شناسی که با حسرت بهشون نگاه می‌کنی و می‌گی «ببین چقدر می‌خوره، ولی هیکلش رو ببین!». یعنی نه نوع غذا تعیین‌کننده است و نه مقدارش. فقط عادت‌ها با هم فرق دارن.

منطق ذهن چاق

🌱 عادت‌های چاق کننده چطور شکل می‌گیرن؟

عادت یه فکر ساده است که تکرار می‌شه، تکرار می‌شه و تبدیل می‌شه به عادت. خیلی از عادت‌هامون رو هم خودمون انتخاب نکردیم. کسانی مثل من که از بچگی اضافه وزن داشتن، عادت‌هاشون رو خودشون انتخاب نکردن. این عادت‌ها بر اساس فکرها و باورهایی که در ذهنشون شکل گرفته بود، خودبه‌خود ساخته شدن.

وقتی بزرگ‌تر شدم، یه سری عادت‌ها رو خودم هم اضافه کردم. چون آدم‌های چاق خیلی راحت رفتارهای اشتباه رو از همدیگه یاد می‌گیرن. اگه دوستم یه عادتی داشت که من نداشتم، کافی بود چند روز باهاش رفت‌وآمد داشته باشم تا اون عادت رو هم به عادت‌های خودم اضافه کنم.

حالا سؤال اینه که خود عادت‌ها از کجا میان؟ عادت‌ها از باورها شکل می‌گیرن. اگه چیزی رو باور کنی، خودبه‌خود عادت‌هایی در تو شکل می‌گیره که وضعیتت رو شبیه باورت می‌کنه.

انسان رو می‌شه سه قسمت دید: باور، عادت و بدن. باور از فکرهایی ساخته می‌شه که بارها مرورشون کردیم؛ از حرف‌هایی که از پدر و مادر، جامعه و رسانه‌ها شنیدیم. وقتی باور ساخته شد، ذهن ناخودآگاه عادت‌هایی می‌سازه که بدن ما رو با اون باور هماهنگ کنه. یعنی عادت‌ها پل بین باور و بدن ما هستن.

مثلاً کسی که از بچگی بارها شنیده «چاقی شما خانوادگیه»، اول فقط یه باور داره و هنوز اضافه وزن چندانی نداره. ولی کم‌کم عادت‌هایی در اون شکل می‌گیره که بدنش رو شبیه باورش کنه. بنابراین به اندازه‌ی پدر و مادرش، یا حتی بیشتر، اضافه وزن پیدا می‌کنه.

در خانواده‌ای که پدر و مادر و سه تا از بچه‌ها چاقن ولی بچه‌ی چهارم متناسبه، برو از همون بچه‌ی چهارم بپرس درباره‌ی چاقی چه باوری داره. امکان نداره باور کرده باشه که چاقی ارثیه. اگه باور کرده بود، اون هم مثل بقیه چاق می‌شد.

یکی از همراه‌های سایت در بخش نظرات یه جمله‌ی خیلی خوب نوشته بود:

«من همیشه فکر می‌کردم چاقی من ژنتیکیه، چون همه‌ی عمه‌ها و عموهام چاق بودن. اما الان می‌فهمم که اون چیزی که منتقل شده، فقط ژن نبوده، بلکه طرز فکر چاقی بوده!»

یعنی چیزی که در خانواده‌ها نسل‌به‌نسل منتقل می‌شه، بیشتر از ژن، باورها و عادت‌هاست.

🏋️ چرا فشار آوردن به بدن جواب نداد؟

روندی که ما رو چاق کرده اینه: اول باور، بعد عادت، و آخر بدن. ولی ما برای لاغر شدن چه کار می‌کردیم؟ می‌رفتیم سراغ قسمت آخر، یعنی بدن، که هیچ نقشی در انتخاب نداشته و فقط نتیجه‌ی باورها و عادت‌هامون بوده. در تمام مدتی که با رژیم و ورزش و دارو به بدنمون فشار میاوردیم، باورها و عادت‌ها سر جاشون بودن.

من برای لاغر شدن کم تلاش نکردم. شاید هزاران کیلومتر دویدم. ولی وقتی به بدنم فشار میاوردم، فقط بعضی از عادت‌هام رو کمتر تکرار می‌کردم، اون هم تا وقتی که می‌تونستم رژیم رو ادامه بدم. چون باور سر جاش بود و مدام سوخت چاقی رو می‌رسوند، ذهنم هم مدام سعی می‌کرد عادت‌ها رو تکرار کنه. همین درگیری بود که ما رو عصبی و خسته می‌کرد.

داستان باشگاه رفتن من

یه زمانی باشگاه بدنسازی ثبت‌نام کرده بودم و هزینه‌اش رو هم داده بودم. ولی همیشه دنبال بهانه بودم که نرم. می‌گفتم «بذار نیم ساعت دیگه»، «امروز مهمون داریم»، «امروز درس دارم»، «امروز حس و حالش نیست، از فردا می‌رم». در حالی که بقیه‌ی بچه‌های باشگاه با اشتیاق هر روز میومدن و برنامه‌شون رو اجرا می‌کردن.

فرق ما چی بود؟ اون‌ها برای خوش اندام شدن و ورزشکار شدن میرفتن باشگاه، ولی من برای لاغر شدن ورزش می‌کردم، چون باور داشتم «ما خانوادگی چاقیم و من همیشه چاق می‌مونم». همین یه باور کافی بود تا همه‌ی تلاشم رو خنثی کنه. چند وقت می‌رفتم و کمی تغییر می‌کردم، ولی تا یه هفته نمی‌رفتم، دوباره همون آدم قبلی می‌شدم.

عادت‌های چاق کننده

🗓️ چرا تصمیم‌های «از فردا» جواب نمی‌ده؟

چند بار به خودت گفتی «از امروز دیگه شیرینی نمی‌خورم» یا «از فردا دیگه ریزه‌خواری نمی‌کنم»؟ من خودم بارها گفته بودم «این جعبه‌ی شیرینی رو که آوردم بخورم، دیگه بعد از این لب نمی‌زنم». ولی ۳۰ سال همین رو گفتم و باز هم خوردم.

دلیلش ساده‌ست. من این عادت رو با تصمیم نساخته بودم که بخوام با تصمیم عوضش کنم. یادت میاد کی تصمیم گرفتی پرخوری کنی؟ کی تصمیم گرفتی چاق بشی؟ هیچ‌وقت. بنابراین با تصمیم هم نمی‌شه لاغر شد. راهش تغییر باوره.

«میل ندارم»؛ سخت‌تر از فتح اورست

یکی از بهترین معیارها برای سنجیدن فرق لاغری با ذهن با بقیه‌ی روش‌ها همین دو کلمه‌ست: «میل ندارم». برای یه آدم چاق، گفتن این دو کلمه جلوی یه شیرینی یا تعارف و اصرار دیگران، از فتح اورست سخت‌تره.

من تا وقتی در مسیر چاقی بودم، یادم نمیاد یک بار گفته باشم «میل ندارم». حتی وقتی به کسی تعارف می‌کردم و اون می‌گفت «میل ندارم»، برام خنده‌دار بود. می‌گفتم «یعنی چی میل ندارم؟ مگه میلیه؟ خوردنیه، بردار بخور!». ولی امروز خیلی از هنرجوهای لاغری با ذهن برام می‌نویسن که خیلی راحت می‌تونن بگن «میل ندارم». چون باورشون عوض شده و عادت‌هاشون خودبه‌خود تغییر کرده.

از امروز امتحان کن. هر وقت سیر بودی و کسی چیزی تعارف کرد، بگو «میل ندارم» و ببین چند روز می‌تونی ادامه بدی. اگه فقط همین کار رو بتونی همیشه انجام بدی، متناسب می‌شی. ولی بدون تغییر باور، این کار تقریباً نشدنیه. همین تجربه بهت نشون می‌ده که عادت با تصمیم عوض نمی‌شه.

🧩 چند باور رایج که عادت چاق‌کننده می‌سازن

«بعد از ۴۰ سالگی سوخت‌وساز پایین میاد»

خانم‌های زیادی بین ۳۷ تا ۴۲ سال برام پیام می‌دن که در چند ماه اخیر خیلی سریع چاق شدن؛ مثلاً ۱۰ کیلو در سه چهار ماه. اولین سؤالی که ازشون می‌پرسم اینه: «این جمله رو شنیدی که خانم‌ها به ۴۰ سالگی که می‌رسن، سوخت‌وسازشون پایین میاد و چاق می‌شن؟». تقریباً همه می‌گن «آره، احتمالاً درسته، چون خودمون هم همین‌طور شدیم».

یعنی این جمله رو سال‌ها قبل شنیدن و باورش کردن. حالا که به اون سن نزدیک شدن، عادت‌هایی در اون‌ها شکل گرفته که بدنشون رو با همون باور هماهنگ کنه.

«این دارو اشتها رو زیاد می‌کنه»

کافیه پزشک موقع نوشتن یه دارو بگه «این دارو اشتها رو زیاد می‌کنه». از همون روز باور شکل می‌گیره و بعد آدم می‌گه «از وقتی این قرص رو می‌خورم، تند تند گرسنه‌ام می‌شه». ولی تا دیروز همین آدم یه جور دیگه غذا می‌خورد.

خیلی‌ها پرخوری رو با اشتها اشتباه می‌گیرن. خیلی‌ها هم می‌گن هر یکی دو ساعت گرسنه می‌شن. همه‌ی این‌ها عادته؛ ترفندیه که ذهن ناخودآگاه به کار می‌بره تا بدن رو به باور «چاق شدن برای من طبیعیه» برسونه.

«اگه معده‌ام خالی باشه سردرد می‌گیرم»

خیلی‌ها باور دارن اگه غذا نخورن یا معده‌شون خالی بمونه، سردرد می‌گیرن. ولی همین آدم‌ها در ماه رمضان، شاید یکی دو روز اول کمی سردرد بگیرن، ولی بعد دیگه سردرد ندارن. چون ذهنشون می‌دونه دستوری بالاتر از دستور خودش هست و نمی‌تونه با سردرد اون‌ها رو به خوردن وادار کنه. جالبه که بعد از ماه رمضان، خیلی‌ها دوباره به همون عادت‌های قبلی برمی‌گردن.

«بدنم شیرینی می‌کشه»

یکی از عادت‌های قبلی من این بود که حتماً با چایی کلوچه بخورم، یا به‌جای قند، شکلات بخورم. این‌ها قانون نیستن؛ فقط عادتن. خیلی‌ها می‌گن «بدن من شیرینی می‌کشه». ولی بدن آهن‌ربا نیست که شیرینی رو بکشه. این یه باور اشتباهه که با تکرار، عادت شده. اگه بدن ما شیرینی می‌کشید، چرا بدن خیلی از آدم‌ها اصلاً نمی‌کشه؟

خطاهای مغز چاق

♾️ چرا لاغری با ذهن همیشگیه؟

در لاغری با ذهن رژیم غذایی، ورزش اجباری و دارو نداریم. چون همه‌ی این‌ها فقط نتیجه رو هدف می‌گیرن. ما باید سرچشمه رو تغییر بدیم، یعنی باورها رو. وقتی باورها با فکرهای جدید عوض بشن، عادت‌ها خودبه‌خود عوض می‌شن و در نهایت بدن هم تغییر می‌کنه.

این هم دلیل اینه که هنرجوها نتیجه‌های متفاوتی می‌گیرن. هر کسی به اندازه‌ای که باورهاش عوض می‌شه، عادت‌هاش و بعد بدنش تغییر می‌کنه. زوری در کار نیست.

چاقی ما تا امروز همیشگی بوده، چون عادت‌هامون همیشگی بودن. هر بار لاغر شدیم، با تکرار همون عادت‌ها دوباره به بدن قبلی برگشتیم. بنابراین وقتی باورها و عادت‌ها عوض بشن، متناسب بودن هم به همون اندازه همیشگی می‌شه.

👔 لذتی که لاغرها هیچ‌وقت تجربه نمی‌کنن

ما آدم‌هایی که اضافه وزن داشتیم، یه برتری نسبت به لاغرها داریم که خودمون ازش خبر نداریم: می‌تونیم یه زندگی جدید رو تجربه کنیم. از خرید کردن گرفته تا تغییر در رفتار و احساس و شادی درونی. آدم‌هایی که از اول لاغر بودن، این تجربه رو ندارن، چون نمی‌دونن چاقی چیه که بخوان از لاغریشون لذت ببرن.

من که روزی ۱۳۵ کیلو بودم، می‌دونم این حس چقدر لذت‌بخشه. چند سال پیش کتی که امروز می‌پوشم اصلاً به تنم نمی‌رفت. ولی حالا سایز لارج می‌پوشم و هر بار که لباس مورد علاقه‌ام رو تنم می‌کنم، از اندامی که برای خودم ساختم لذت می‌برم. این لذتی نیست که به این راحتی تموم بشه و برای هر کسی هم ممکنه.

✍️ تمرین آموزشی 📖 آگاهی از عادت‌های چاق کننده

شناختن فرق عادت‌های خودت با عادت‌های آدم‌های متناسب کمک می‌کنه دلیل چاقیت رو بهتر بفهمی. جواب این سؤال‌ها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس.

مرحله اول: عادت‌های غذاییت رو پیدا کن

  • عادت چیه و به چه رفتاری عادت می‌گیم؟
  • عادت‌های چاق کننده چه نوع عادت‌هایی هستن؟
  • فهرستی از عادت‌های غذایی خودت بنویس و برای هر کدوم توضیح بده چرا فکر می‌کردی باعث چاقیت شده.

سخت‌گیری نکن. هر رفتاری که بیشتر از یک بار تکرار شده، عادته. مثلاً یکی از عادت‌های من این بود که حتماً با چایی کلوچه یا شکلات می‌خوردم.

یادت باشه هیچ عادتی به‌خودی‌خود چاق‌کننده نیست. یه عادت وقتی چاق‌کننده می‌شه که باورت درباره‌اش این باشه: «من این عادت رو دارم، برای همین چاقم یا نمی‌تونم لاغر بشم.» مثلاً من عادت داشتم با غذا نون بخورم و فکر می‌کردم همین نون خوردن من رو چاق کرده.

مرحله دوم: تمرین «میـــل نـــدارم»

نگاهت به جمله‌ی «میـــل نـــدارم» چیه؟ در طول روز، جلوی تعارف بقیه چقدر می‌تونی این جمله رو بگی؟ چرا بعضی‌ها خیلی راحت می‌گن «میل ندارم» ولی تو نمی‌تونی؟

از همین امروز، هر وقت سیر بودی و کسی چیزی تعارف کرد یا ذهنت تو رو به خوردن دعوت کرد، بگو «میل ندارم». بعد بنویس چند بار تونستی این کار رو بکنی و بعدش چه حسی داشتی.

اگه همین الان هم راحت از این جمله استفاده می‌کنی، این مرحله برای تو ضروری نیست.

در جلسه بعد (قسمت پنجم: دلیل چاق شدن من) با هم دقیق‌تر دلیل شخصی چاق شدنمون رو پیدا می‌کنیم.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. عادت‌های چاق کننده چه عادت‌هایی هستن؟

رفتارهایی که بارها تکرار شدن و ما رو به خوردن بیشتر از نیاز بدن کشوندن؛ مثل خوردن شیرینی کنار چایی، ریزه‌خواری، یا نتونستن «میل ندارم» گفتن. هیچ عادتی به‌خودی‌خود چاق‌کننده نیست؛ باور ما درباره‌ی اون عادته که اون رو چاق‌کننده می‌کنه.

۲. عادت‌ها از کجا میان؟

از باورها. وقتی یه جمله رو بارها می‌شنویم و باورش می‌کنیم، ذهن ناخودآگاه عادت‌هایی می‌سازه که بدن ما رو با اون باور هماهنگ کنه. بنابراین زنجیره‌ی چاقی این‌طوریه: باور، بعد عادت، و آخر بدن.

۳. چرا با تصمیم گرفتن نمی‌تونم عادت‌هام رو ترک کنم؟

چون این عادت‌ها رو با تصمیم نساختی. هیچ‌وقت تصمیم نگرفتی پرخوری کنی یا چاق بشی. برای همین با تصمیم هم عوض نمی‌شن. وقتی باور پشت عادت عوض بشه، عادت هم خودبه‌خود تغییر می‌کنه.

۴. چرا لاغری با ذهن ماندگاره؟

چون به‌جای بدن، سراغ باورها و عادت‌ها می‌ره. همون‌طور که چاقی به خاطر عادت‌ها همیشگی بود، وقتی عادت‌ها عوض بشن، تناسب هم همیشگی می‌شه.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.13 از 298 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11424
425 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار negarmalekzade2377@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۲۴ ۱۹:۵۵
      مدت عضویت: 1939 روز
      امتیاز کاربر: 7597 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 3,455 کلمه

      سلام به آقای عطار روشن ودوستان عزیز سایت🌹🌹🌹

      لاغری باذهن جلسه چهارم

      این جلسه در مورد موضوعی است، که منشأ اضافه وزن ماست و همین موضوع منشاء لاغری ما هم می تونه باشه.

       که این موضوع مهم، قدرت ذهن ماست. خیلی ها نمی توانند باور کنند که با قدرت ذهن میشه لاغر شده .چون همش داشتن عوامل بیرون رو دوباره چاقی عنوان میکنن. که اصلاً مربوط به چاق شدن اونها نیست. فقط باورهای آنهاست که بهشون ثابت کرده و بهشون القا کرده که به دلیل یکسری عوامل بیرونی چاق هستند

       و ما در جلسات قبلی عوامل بیرونی رو شناسایی کردیم و یکی یکی  آنها را لغو کردیم. شما با همین قدرت ذهن چاق شدید. وقتی یک نیروی در وجود ما هست که میتونه ما رو چاق کنه و این نیرو در وجود افراد دیگه ای هم هست که آنها را متناسب کرده،پس خیلی راحت تر میشه بپذیریم، این نیرو در ما به شکل یک جسم چاق خودشو نشون داده، ولی در افراد متناسب به شکل یک جسم لاغر و متناسب داره خودشو نشون میده

       پس اختلاف کجاست؟ اونوقت میتونید راحت به اختلاف بین ذهن خودتون و ذهن یک فرد متناسب پی ببرید. و خیلی راحت تر میشه باور کرد که با همین قدرت ذهنی که شما رو چاق کرد هم میشه لاغر شد. چطور ذهن ما تونسته ما را چاق کنه؟ چرا شما چاق هستید؟ در جلسات قبل دلایل زیادی داشتیم و یکی یکی آنها را رد کردیم و باور کردیم که فقط مقصر خودمون هستیم که چاقیم.

       چه چیزی باعث شده که ما چاق باشیم؟؟ چاقی از چه چیزی به وجود آمده ؟؟ حتما کاری انجام دادیم که چاق شدیم، وقتی مسئولتش را پذیرفتیم، پس حتماً کاری انجام دادیم، یک طرز فکری داشتیم، یک طرز رفتاری داشتیم، یا یک سبک زندگی داشتیم، که در این وضعیت الان هستیم .چاقی محصول عادت های ماست. عادت ها چی هستن؟؟

       یکسری رفتارها که هر روز داره تکرار میشه. یک سری رفتارها (یک رفتار نیست) .یک عادت به هیچ وجه ما رو چاق نمی کنه. یعنی اگر فردی یک عادت اشتباه داشته باشه، دوتا عادت اشتباه داشته باشه، سه تا عادت اشتباه داشته باشه، اون فرد چاق نمیشه،.🤨

       چاقی نتیجه یکسری از عادتهای اشتباهه، یک مجموعه عادتهای اشتباه هستن که ما با تکرار کردن بارها و بارهای آنها خودمون رو، در همچین وضعیت الان قرار دادیم. در خیلی از مسائل دیگه هم این عادت و این تکرار وجود داره. فردی که داره سیگار مصرف میکنه، اگه یه نخ مصرف کنه هیچ اتفاقی براش نمیافته،

       یعنی مصرف یک نخ ،دونخ،سه نخ، یا ۱۰ روز یا ۲۰ روز یا ۳۰ روز، هیچ اتفاق بدی را برای آن رقم میزنه. اما وقتی این رفتار به عادت تبدیل میشه و فرد میاد ده سال یا ۲۰ سال هر روز ۱۰ یا ۲۰ نخ سیگار مصرف میکنه، اون وقت می‌بینید که چه عواقب خطرناکی رو براش داره و خودش هم مسئول این رفتارشه.🥴

       از یک عادت خیلی کوچیک شروع شد، از یک نخ شروع شد و همینطور اضافه شد. خیلی آروم ممکنه طی چند ماه از یک نخ به یک بسته، یا یک پاکت کامل رسیده باشه و سالهاست که دیگه اون عادت رو به همون شکل تکرار میکنه.😬

       تمام رفتارهای انسان که باعث ضربه زدن به اونها میشه به خاطر یکسری عادت هاست و تمام رفتارهای انسان که باعث یکسری پیشرفت‌ها در زندگی اش میشه باز هم به خاطر یکسری عادت هاست.💖

       یک ورزشکار که قهرمان میشه عادت کرده هر روز تمرین کنه عادت کرده هر روز یک سبک خاصی داشته باشه ،غذا خوردنش متفاوت از یک آدم معمولیه، ورزش کردنش متفاوته خواب و بیداریش متفاوته، اون عادت کرده یکسری رفتارها رو تکرار کنه و در نهایت میتونه به خواسته خودش که قهرمانی هست برسه .🏋‍♀️

      یک فرد متناسب هم یکسری عادت های رفتاری رو داره همیشه تکرار میکنه. و یک فرد چاق هم همیشه داره یک سری عادت های رفتاری رو تکرار میکنه. و علت اختلاف افراد مخصوصاً بین چاقها و لاغرها، تفاوت در عادت های آنهاست خیلی‌ها فکر می‌کنن در نوع مواد غذایی آنهاست. همه مواد غذایی ما با هم مشترکه، بعضی‌ها فکر می‌کنن به خاطر میزان مصرف مواد غذاییه، ولی خیلی‌ها هستند که بیشتر از چاق ها می خورن، اما متناسب هستند. پس مقدار هم دلیل نمیشه تنوع غذایی مهم نیست، فقط تفاوت در عادت هاست .

      یک عادت چطور به وجود میاد؟؟ عادت یک فکر ساده است تکرار میشه و تکرار میشه و تبدیل میشه به عادت. ما خودمون خیلی از عادتهامون رو تکرار کردیم. مخصوصاً کسانی که از کودکی اضافه وزن داشتن و بر اساس فکرهایی که در ذهنشون به وجود آمده ،بر اساس باورهایی که در ذهنشان شکل گرفته، عادت‌های آنها ایجاد شده .

      آدمهای چاق یکی از خصوصیات مخربشون  اینکه خیلی راحت از همدیگه رفتارهای اشتباه هم رو یاد می‌گیرن. یعنی اگر خودم ۱۰ عادت اشتباه داشتم که منو به چاقی رسانده ،اگر ببینم دوستم یک عادتی داره که من ندارم ،کافیه چند روز باهاش باشم ،خیلی راحت من همون عادت اشتباه رو به عادت‌های خودم اضافه می کنم. اما در کودکی این کار به صورت غیر ارادی ،به صورت ناآگاهانه صورت گرفته،

       به چه شکل صورت گرفته ؟؟یک فکر وقتی تکرار بشه، تبدیل میشه به عادت .عادت ها از کجا شکل می گیرند؟؟ چرا اصلا عادت ها در ما به وجود میان ؟؟🤔🤔

      عادت ها از باورها به وجود میان. اگر شما چیزی رو باور کنید خود به خود در شما عادت هایی شکل میگیره که وضعیت شما رو مطابق با باورتون کنه .

      مثال:: فردی که از بچگی بارها شنیده که به خاطر خونوادش به خاطر ژنتیک، به خاطر چیزی که مربوط به آن نیست و دست اون هم نیست، بهش تحمیل شده ،اضافه وزن داره ،مخصوصا ژنتیک، کسی که باور کرده به خاطر ژنتیک، اون اضافه وزن داره. این باور چه چیزی رو باعث میشه؟؟

       اول فقط یک باوره،وفرد  هم هنوز اضافه وزن آنچنانی نداره اما وقتی باور میکنه که ژنتیک و ارث نقش خیلی زیادی در اضافه وزن دارن، یواش یواش عدتهایی درون فرد شکل میگیره که جسمش رو شباهت بده به باورش،

       یعنی اگر خیلی باور داشته باشه که ارث نقش زیادی در اضافه وزن داره، اون فرد مطمئنا به اندازه پدر و مادر و یا حتی بیشتر از آنها اضافه وزن پیدا میکنه. نقش عادت‌ها اینجوریه، و به این شکل به وجود میاد.

       یعنی یک رابطه بین باور و جسم ما هستن، اگر خودمون رو سه قسمت کنیم، یعنی به این شکل تعریف کنیم، باور، عادت و جسم

       باور رو ما به وجود نیاوردیم، این باور چجوری به وجود میاد ؟؟؟افکاری که ما بارها مرور کردیم، حرفهایی که شنیدیم از والدین از جامعه از رسانه‌ها ،اینها به شکل های مختلفی به مغز ما رسیده و آنها را شنیدیم و دیدیم و دربارش هم صحبت کردیم، این ها تبدیل میشه به باور .وقتی باور در ما ایجاد شد بعد از آن عادت ها  درماشکل می گیرن و اینجا ذهن ناخودآگاه وارد میشه. باید عادت هایی را در ما به وجود بیاره که در نهایت جسم ما را متناسب کنه با باورمون.

       یعنی باید اینها با هم همطراز باشن، در یک خط باید باشن نمیشه باور تو این باشه که مثلاً  چاقی ما ارثیه، ولی اندامت متناسب باشه. عادت‌ها ناخودآگاه به وجود میان و دست ما نیست. انتخاب ما نیست .در واقع ما اون قدم اول رو برمیداریم، اون باور سازی رو ایجاد میکنیم.🥰

       چطور ایجاد می کنیم؟؟ با توجه کردن به موضوعات، به مطالبی که مطرح میشه ،با چیزهایی که می‌شنویم ،با توجه کردن به اونها و تکرار آن ها ما باور رو به وجود می‌آوریم و بعد ذهن ناخودآگاه ما عادت ها رو بر اساس اون باورها به وجود میاره و در نهایت جسم ما تغییر شکل پیدا میکنه بر اساس باورهامون، به وسیله عادت هامون🥳 و این روند دقیقا برخلاف روندیه که همه ما قبلاً برای لاغری می‌خواستیم انجام بدیم. ما وقتی می‌خواستیم لاغر بشیم ،بخش آخر رو که هیچ نقشی در چاق شدن نداره رو تحت فشار می گذاشتیم، یعنی جسم شما عملاً نقشی نداره در انتخاب چاقی،🥴 شما یک سری باورها رو در ذهن ایجاد کردی و ذهن ناخودآگاهتون یک سری عادت ها رو در شما به وجود آورده و و شما تنها کاری که کردی این بوده که عادت ها رو هی تکرار کردی و در نهایت جسمت شبیه شده به چیزی که شما باور کردی🤪 اما وقتی میخوای لاغر بشی، این بخش آخر، این نتیجه رو تحت فشار گذاشتی، می خواستی تغییرش بدی و به خاطر اینکه در تمام اون مدتی که شما نتیجه رو هم، که همون چاقیه و همون جسمتونه ،تحت فشار گذاشتی، با رژیم با ورزش با دارو همون مواقع هم باور ها هنوز سر جاش وجود داشته و عادت‌ها هم وجود داشته و به همین دلیله که شما از تلاشتون برای لاغر شدن نتیجه نگرفتین😬

       همون زمانی هم که ما به خودمون فشار میاوردیم و به جسممون فشار می‌آوردیم که طبق برنامه، غذا مصرف کنیم ،که این باور های اشتباه رو ما داشتیم و عادت های اشتباه رو هم داشتیم ،تنها اتفاقی که می افتاد این بود که، زمانی که خودمون رو تحت فشار میذاشتیم، یکسری از عادتها رو کمتر تکرار می‌کردیم، ولی تا وقتی که میتونستیم آن رژیم رو ادامه بدهیم .اما به خاطر اینکه باوره سرجاش هست و داره کار میکنه و هی داره سوخت چاقی رو میرسونه، عادته هم هی داره سعی می کنه که تکرار بشه، یعنی ذهن ما هم هی داره سعی می کنه که عادت ها رو تکرار کنه، که باور برسونه جسم ما رو .

      اما ما آمدیم جسم رو محدود کردیم، خوردن رو محدود کردیم فشار می‌آوردیم به جسم و اینجاست که یواش یواش از لحاظ اعصاب و روان ما به هم می ریزیم چون ذهن ما داره دستور میده به تکرار باورها، اما ما در نهایت این نتیجه رو گرفتیم ،نمیذاریم کار پیش بره و خسته میشیم، عصبی میشیم از ادامه دادن برنامه هامون برای لاغری 😶

      فردی که ورزشکاره و می‌خواهد قهرمان باشه و مدال بیاره خوب اونم داره ورزش میکنه و وزنه میزنه .چطور اونها از ورزش کردن خسته نمی‌شدن؟؟ اما همش ما  دنبال بهانه بودیم که نریم. اون هم داره ورزش میکنه، ولی مسلما بهونه نمیاره برای نرفتن، چون باورش اینه که میخواد ورزشکار بشه و عادت هایی درونش شکل گرفته که خیلی راحت داره فعالیت‌هایی رو انجام می ده که در نهایت جسمش پرورش پیدا کنه واونو به خواستش میرسونه.😊

       اما ما که می‌رفتیم و همان حرکات را انجام می‌دادیم اما با یک باور متفاوت که من اومدم ورزش کنم که لاغر بشم. در صورتی که باور اصلی ما این بود که ،من همیشه چاق می مونم، چون خانوادگی چاقیم و این از باورهای اشتباه ما بود و همین کافی بود که فعالیت جسمی ما رو برای لاغری خنثی کنه.🥵

       قدرت باور بینهایت بالاست و خسته هم نمیشه و همش راه خودشو. میره هی تو بخوای جلوشو بگیری، بخواهی نتیجه رو تغییر بدی، بخوای جسمت رو تحت فشار بزاری، اینکه تغییر نمیکنه و به محض اینکه شما خسته بشی به خاطر اون تضادی که بین ذهن ناخودآگاه و رفتارت به وجود آمده، وقتی خسته میشی و ول می کنی، خیلی سریع دوباره همه چی برمیگرده🧐 و این مورد در تمام جنبه های زندگی ما است

       در کسب و کار هست،اونی که باورش اینه که نمیتونه موفق بشه، اونی که فکر میکنه شرایط بیرونی مثلاً دلار و بازار ،رئیس جمهور و جامعه همه تاثیر دارن در موفقیتش یا در فروش روزانه اش. این فرد یواش یواش عادت‌هایی رو در خودش  شکل میده که کمتر فعالیت میکنه، کمتر جنس میخره ،به خاطر اینکه نکنه فروش نره، کمتر میره مغازه و میاد .بخاطر اینکه باورش اینه که مشتری نیست، بریم بیخودی برق بسوزنیم که چی بشه.🤨

       عادت ها در نهایت نتیجه‌ای برای شما رقم می زنه که برابر با باور شما نسبت به این موضوعه و در مورد اضافه وزن وقتی که شما باورت این باشه که طبیعی که شما چاق بشی، در شما عادت هایی شکل می گیره که شما رو به سمت چاقی هدایت میکنه. و کل کار دوره لاغری باذهن اینه که در شما باورهایی رو ایجاد کنه که، شما میتونی متناسب بشی. و با انجام تمرینات به این باور میرسی که میشه متناسب شد. به ذهنت برنامه‌های جدیدی میدی که باور می کنی میشه لاغر شد.و ناخودآگاه رفتارهای شما تغییر می کنه و در نهایت جسم شما هم تغییر میکنه و برابر میشه با باور شما 🥳

      و به اندازه‌ای که باورها عوض میشه، در نهایت جسم هم تغییر میکنه و زوری نیست. به اندازه‌ای که باورها تغییر کنه عدتها عوض میشه و نتیجه جسمی هم تغییر میکنه. به همین دلیله که گفته شده در لاغری با ذهن، رژیم نداریم، ورزش نداریم، دارو نداریم. چون اینها همه میخواد نتیجه رو تغییر بده و فایده نداره .ما باید اصل و سرچشمه رو تغییر بدیم ما باید باورها رو تغییر بدهیم و باورها چه جوری عوض میشه؟؟؟🤔🤔

       با افکار جدیدی که به شما داده می شه ،با توضیحات و فایل‌های توضیحی و وقتی تکرار میشن ،ناخودآگاه عادتهایی در شما شکل می گیره که متفاوت با عادت های فعلی شماست و اون وقته که جسم شما هم تغییر میکنه.💃💃

       افرادی که در این دوره شرکت کردن، عادت پرخوری رو داشتن، عادت ترس از مواد غذایی رو داشتن، خیلی عادتهایی که همه ما الان داریم و مدتها هم سعی کردن که خودشون اونها رو عوض کنن. که تصمیم‌ میگیرن پرخوری یا ریزه‌خواری نکنن، عادت رو ما ایجاد نکردیم که بخواهیم تصمیم بگیریم عوضش کنیم ،که بخواهیم دیگه پرخوری نکنیم. مگر شما یادت میاد چه زمانی تصمیم گرفتی پرخوری کنی، یا تصمیم گرفتی چاق بشی، که حالا میخوای تصمیم بگیری که لاغر بشی اصلاً با تصمیم نیست 🤭با تغییر افکاره

       افراد چاق به هیچ وجه نمی تونن بگن میل ندارم و کسانی که در دوره لاغری با ذهن شرکت کردن قبلا هم این ویژگی رو داشتن و الان به راحتی میتونن بگن ما میل نداریم و خودشون انتخاب می‌کنن🤗🤗🤗

       از امروز سعی کنید تصمیم بگیرید در مواقعی که پرخوری حساب میشه، بگید میل ندارم .ببینید چقدر میتونید موفق بشید و اگر همین رو انجام بدی تضمین می کنم متناسب بشی .

      وقتی در مغز شما فرمولی وجود داره و این فرمول تبدیل شده به عادت، اون وقت ما بخواهیم بیایم تصمیم بگیریم که در مقابل این عادت ایستادگی کنیم ،اصلاً همچین چیزی امکان نداره ،باید فرمول عوض بشه، باید باور عوض بشه ،خودبه‌خود عادت  هم عوض میشه و هماهنگی بین جسم و باور به وجود می آید.🥳 در واقع عادت‌های ما هماهنگ کننده بین جسم و باورهای ما هستن و هماهنگی رو به وجود میارن. و وقتی باورت اینه که شما چاق میشی، حالا این باور به هر طریقی ممکنه به وجود بیاد، یواش یواش عادتهایی در اون افراد به وجود میاد که جسمشون رو برابر کنه با باورشون.💖

       فردی که به پزشک مراجعه می کنه و یک دارویی براش تجویز میشه و پزشک به این تذکر می‌ده که این دارو می تونه چاق کنه و اشتها رو زیاد میکنه ،بلافاصله یک باور درون فرد شکل میگیره، از همان روز عادت هایی درون فرد به وجود میاد که اشتهاش زیاد میشه.😬😬

       اصلاً گشنگی برای چیه ؟؟؟اگر درست فکر کنیم ببینیم غذا برای اینه که بدن ما به انرژی نیاز داره، برای اینکه بتونه انرژیش رو تامین کنه، نیاز به مصرف مواد غذایی داره ،چطور فردی که تا روز قبل به یک شکل داشت موادغذایی رو مصرف می‌کرد از امروز که یک قرص رو مصرف میکنه، دکتر میگه اشتها رو زیاد میکنه، یهویی علاقه‌اش به مواد غذایی بیشتر میشه.

       خیلی‌ها نمی‌دونن معنی اشتها چیه؟؟🧐🧐 پرخوری رو میگن اشتهام زیاده. وقتی گفتی اشتها، یعنی چیزی از اون درون داره میگه بده، در صورتی که این پرخوریه و اشتها نیست.🤪 تو از بیرون داری به زور وارد می کنی.

       اشتها چیه ؟؟؟

      اون فرمان مغزیه، اون فرمول مغزیه که به وجود آمده ،تبدیل شده به یک عادت. داره یواش یواش یه عادت  را در شما به وجود میاره، که با فاصله زمانی کمتر غذا بخورید. خیلی‌ها این مشکل رو دارن که میگن در طول روز بارها گشنم میشه. همه اینها عادته🥴

       و ترفند ذهن ناخودآگاهه برای این که جسمتون روبه باورتون که چاق شدن طبیعیه، برسونه.😬 اونایی که فکر می‌کنن اگر غذا نخورند یا معدشون خالی باشه ،سردرد می گیرن، خیلی‌ها این باور رو دارن که اگه ما غذانخوریم، سردردمیگیریم. این یک باوره، چون باور کردن همچین چیزی رو، عادت هایی در آنها شکل می گیره که اونها تند تند سردرد می گیرن، که غذا بخورن. که در نهایت هم بتونن چاق بشن.😶

       همین فرد در ماه رمضان، سرش درد نمی گیره ،چون ذهن ناخودآگاه شون متوجه میشه که، حکمی بالاتر از حکم خودش  وجود داره، که اونم غذا نخوردن به خاطر روزه داریه. یعنی ترس از روزه خواری باعث میشه که شما وقتی سرت هم یکم درد میگیره، غذا نخوری .و این فرمول به هم میریزه در مغز. چون قبلاً به محض سردرد غذا می‌خوردی، اما در ماه رمضان به خاطر این که نمیتونه غذا بخوره سر درد میگیره در روز اول، اما چون نمیتونه غذا بخوره، این فرمول به هم میخوره و تا آخر ماه رمضان فرد  سردرد های ناشی از اینکه غذا نخوردم رو نداره. چون فرمول مغز تغییر میکنه که سردرد نمیگیره.😊

       این فایلها رو بارها گوش بدید، فکر کنید به تاثیر ذهن در ضافه وزن، فکر کنید که چه رفتارهایی از شما عادته، اصلاً همین عادت هاست که باعث چاقی شما شده و به عنوان تمرین این جلسه اول این موضوعه، میل ندارم رو بررسی کنید خودتون بدون این که فرمولهای ذهنتون رو تغییر بدید بهش برسید که بتونید بگید ،میل ندارم💖💖

       دوم اینکه سعی کنید از امروز عادت‌های غذایی‌تان را شناسایی کنید، عادت به چیزی میگن که بیشتر از یکبار داره تکرار میشه، این میشه عادت 

      مثلاً یکی از عادت‌های من این بود که با چای کلوچه می خوردم یا حتماً با چایی به جای قند یا شکر باید شکلات می‌خوردم. اینها عادته. هیچ قانونی نیست و هیچ نمیتونی بگی، نه طبع من اینه، میکشه بدنم .

      اینکه بدنم شیرینی رو میکشه یک باوره، وقتی تکرارش کردی باورت میشه .مطمئنا عادت‌هایی در شما به وجود میاد که رفتارت میشه مطابق با باورت. ولی خیلی هارو میبینیم که علاقه ای به شیرینی ندارن، چه طوریه که بدن اونا نمیکشه و فقط بدن شما میکشه.🥴 تفاوت بین شما و لاغرها تنها در تفاوت در عادت‌هاتونه و عادت‌های شما به خاطر باورهای اشتباهتونه که در شما به وجود آمده. اما در این دوره باید باورهای اشتباه رو شناسایی کنیم ،آنها رو کنار بگذاریم. باورهای جدید را در ذهنمان به وجود بیاریم. بر اساس این باورهای جدید، عادت های جدید در ما شکل می گیره و در نهایت جسم ما به سمت متناسب شدن حرکت میکنه 

      لاغری با ذهن همیشگیه اینکه وقتی عادت های شما عوض بشه همین طور که الان شما به خاطر عادت هاتون چاقیتون همیشگی بوده و هر بار که تلاش کردی لاغر بشی دوباره چاق شدی، به خاطر همین عادته که تکرارشون می کنی و برمیگردی به جسم قبلی که همون چاقیه😧

       همینطور که چاقی در شما ماندگاره، چون به خاطر عادت ها و باورهای اشتباه چاق کننده در ذهنته، وقتی که یاد بگیری با قدرت ذهن لاغر بشی، وقتی فرمولهای ذهنت تغییر کنه، وقتی باورهای جدید رو بسازی و عادت های جدید در شما شکل بگیره،

       بنابراین خیلی طبیعیه که متناسب شدن هم برای شما همیشگی میشه. هر کسی که فرمولهای ذهنش را تغییر بده چه بخواد چه نخواد لاغر میشه .💃💃🥳

      مثل خودتون که نخواستین و چاق شدین. یکسری باور در ذهن شما ایجاد شد، به خاطر اون باورها یک سری عادت ها در ذهن شما ایجاد شد و در نهایت شما چاق شده اید و چه بخواهید چه نخواهید تا ابد چاق می مونید. حالا هی برو ورزش کن، رژیم بگیر، برو قرص بخور و جراحی کن ،فایده ای نداره، چون باورهات با قرص و دارو و ورزش عوض نمیشه بنابراین عادتهاتم عوض نمیشه

       و چون تا ابد نمیتونی با عادت ها مبارزه کنی و هر رژیمی و ورزشی و کاری که شروع کنی در نهایت شکست می‌خوری و رها می کنی، دوباره عادت های قبلی تکرارشون شروع میشه و شما به همون جسم قبلی برمی‌گردی🥺

       بنابراین یک بار تصمیم بگیر از روش صحیح آموزش لاغری با ذهن، برای لاغری اقدام کن، و از نتیجه ای که خودت به وجود می آوری، تا ابد لذت ببر

      💃💃💃🥳🥳💃🥳💃🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹

      باسپاس از استاد عزیز آقای عطارروشن

      عادتهای چاق کننده واشتباه من🤨

      اشتهام زیاده😋
       
       چون باور کرده بودم که تفریح و لذت بردن از زندگی فقط از طریق خوردنه اونم خوردن تا مرز خفگی و معده درد😒
       هر موقع حوصلم سر میره باید بخورم چاق شدم چون باور داشتم وقتی پول هر غذایی رو دادم تا تهش باید بخورم که هدر نره🤭
       چون باور داشتم همین یه امشبه که اومدم  مهمونی یا عروسی پس باید تا میتونم بخورم و بعد از فردا شروع می کنم به ورزش و رژیم😊
       چاق شدم چون باور داشتم مواد غذایی را اسراف نمی‌کنم و دور نمیریزم و اضافه ها رو میخورم چون می گفتم حیفه دور ریخته بشه🥺

       چون بیشتر از روی عادت غذا می خوردم و اصلاً به زمان گرسنگی واقعی اهمیت نمی دادم و با اینکه گرسنه نبودم ولی باز هم می خوردم😃
       

       چاق شدم چون هر موقع اعصابم خورد می شد با خوردن خودم رو آروم می کردم 😍

       چاق شدم چون موقعی که سیر هستم و کسی به من غذا تعارف می کرد باز هم می خوردم🤤

      چاق شدم چون هر موقع با دوستان و فامیل به پارک یا جاهای تفریحی می‌رفتیم همش در حال خوردن آجیل و تخمه  ومیوه بودیم وفکر میکردم لذت فقط به خوردنه حتی اگه سیر هم باشی بازم باید بخوری🤪😅😅

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم