سالها هر بار که کسی بهم شیرینی تعارف میکرد، برمیداشتم. حتی وقتی سیر بودم. گفتن دو کلمهی «میل ندارم» برای من از فتح قلهی اورست سختتر بود. امروز میدونم این رفتار نه از گرسنگی بود و نه از بیارادگی؛ یکی از همون عادتهای چاق کننده بود که از یه باور ساده در ذهنم شروع شده بود.
این نوشته جلسه چهارم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در سه جلسهی قبل دلیلهای بیرونی چاقی رو رد کردیم و در جلسه سوم (روشهای لاغر شدن) دیدیم چرا هیچ روشی ماندگار نبوده. از این جلسه، آموزش لاغری با ذهن جدیتر میشه. بنابراین این جلسه رو با حوصله دنبال کن و تمرینهاش رو کامل انجام بده.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🧠 قدرت ذهن؛ همون نیرویی که ما رو چاق کرد
در این چند سال خیلیها با من تماس گرفتن یا پیام دادن تا دربارهی لاغری با ذهن بپرسن. معمولاً از همون اول صحبت مشخص بود که از قدرت ذهنشون در لاغری خبر ندارن. چون مدام دلیلهای بیرونی برای چاقیشون میاوردن: «از بچگی چاق بودم»، «پدر و مادرم چاقن»، «قرص اعصاب میخورم»، «بعد از ازدواج چاق شدم».
برای خیلیها سخته باور کنن که با قدرت ذهن میشه لاغر شد. من برای اینکه این موضوع رو راحتتر نشون بدم، راه سادهای پیدا کردم: ثابت کنم که با همین قدرت ذهن چاق شدیم.
یه نیرو در وجود همهی ما هست. همین نیرو در یه نفر به شکل بدن چاق خودش رو نشون داده و در یه نفر دیگه به شکل بدن متناسب. خیلی سادهترش اینه که اگه همین نیرو تونسته ما رو چاق کنه، میتونه لاغرمون هم بکنه. فقط باید بفهمیم فرق ذهن ما با ذهن یه آدم متناسب کجاست.
🔁 عادتهای چاق کننده؛ چاقی محصول مجموعهای از عادتهاست
ما از هوا چاق نشدیم. اگه مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم، یعنی قبول کردیم که یه طرز فکر و یه طرز رفتار داشتیم که ما رو به اینجا رسونده. چاقی محصول عادتهای ماست. یعنی رفتارهایی که هر روز و هر روز تکرار شدن.
یه نکتهی مهم اینجاست: یکی دو تا عادت اشتباه هیچکس رو چاق نمیکنه. چاقی نتیجهی مجموعهای از عادتهای اشتباهه که با تکرار بارها و بارها، ما رو به وضعیت امروز رسونده.
سیگار رو در نظر بگیر. یه نخ یا دو نخ سیگار اتفاق بدی برای آدم رقم نمیزنه. ولی کسی که از یه نخ شروع کرده، کمکم شده دو تا، بعد چهار تا و بعد یه پاکت در روز. وقتی این رفتار سالها تکرار بشه، عواقب جدی داره. چاقی هم همینطور آرومآروم و بیصدا ساخته میشه.
عادتها فقط آدم رو خراب نمیکنن؛ آدم رو موفق هم میکنن. قهرمان المپیک عادت کرده هر روز تمرین کنه و غذا خوردن و خواب و بیداریش با یه آدم معمولی فرق داره. یه آدم متناسب هم یه سری عادتها رو تکرار میکنه و یه آدم چاق یه سری عادتهای دیگه رو. بنابراین فرق اصلی بین چاقها و لاغرها، فرق در عادتهاشونه.
فرق ما و لاغرها در مقدار غذا نیست
خیلیها فکر میکنن فرق در نوع غذاست. ولی ما و آدمهای متناسب تقریباً همون غذاها رو میخوریم. بعضیها هم فکر میکنن فرق در مقدار غذاست. ولی وقتی چاق بودم، حواسم خیلی به این موضوع بود و آدمهای زیادی رو میدیدم که از من بیشتر میخوردن ولی متناسبتر از من بودن.
حتماً تو هم آدمهایی رو میشناسی که با حسرت بهشون نگاه میکنی و میگی «ببین چقدر میخوره، ولی هیکلش رو ببین!». یعنی نه نوع غذا تعیینکننده است و نه مقدارش. فقط عادتها با هم فرق دارن.

🌱 عادتهای چاق کننده چطور شکل میگیرن؟
عادت یه فکر ساده است که تکرار میشه، تکرار میشه و تبدیل میشه به عادت. خیلی از عادتهامون رو هم خودمون انتخاب نکردیم. کسانی مثل من که از بچگی اضافه وزن داشتن، عادتهاشون رو خودشون انتخاب نکردن. این عادتها بر اساس فکرها و باورهایی که در ذهنشون شکل گرفته بود، خودبهخود ساخته شدن.
وقتی بزرگتر شدم، یه سری عادتها رو خودم هم اضافه کردم. چون آدمهای چاق خیلی راحت رفتارهای اشتباه رو از همدیگه یاد میگیرن. اگه دوستم یه عادتی داشت که من نداشتم، کافی بود چند روز باهاش رفتوآمد داشته باشم تا اون عادت رو هم به عادتهای خودم اضافه کنم.
حالا سؤال اینه که خود عادتها از کجا میان؟ عادتها از باورها شکل میگیرن. اگه چیزی رو باور کنی، خودبهخود عادتهایی در تو شکل میگیره که وضعیتت رو شبیه باورت میکنه.
انسان رو میشه سه قسمت دید: باور، عادت و بدن. باور از فکرهایی ساخته میشه که بارها مرورشون کردیم؛ از حرفهایی که از پدر و مادر، جامعه و رسانهها شنیدیم. وقتی باور ساخته شد، ذهن ناخودآگاه عادتهایی میسازه که بدن ما رو با اون باور هماهنگ کنه. یعنی عادتها پل بین باور و بدن ما هستن.
مثلاً کسی که از بچگی بارها شنیده «چاقی شما خانوادگیه»، اول فقط یه باور داره و هنوز اضافه وزن چندانی نداره. ولی کمکم عادتهایی در اون شکل میگیره که بدنش رو شبیه باورش کنه. بنابراین به اندازهی پدر و مادرش، یا حتی بیشتر، اضافه وزن پیدا میکنه.
در خانوادهای که پدر و مادر و سه تا از بچهها چاقن ولی بچهی چهارم متناسبه، برو از همون بچهی چهارم بپرس دربارهی چاقی چه باوری داره. امکان نداره باور کرده باشه که چاقی ارثیه. اگه باور کرده بود، اون هم مثل بقیه چاق میشد.
یکی از همراههای سایت در بخش نظرات یه جملهی خیلی خوب نوشته بود:
«من همیشه فکر میکردم چاقی من ژنتیکیه، چون همهی عمهها و عموهام چاق بودن. اما الان میفهمم که اون چیزی که منتقل شده، فقط ژن نبوده، بلکه طرز فکر چاقی بوده!»
یعنی چیزی که در خانوادهها نسلبهنسل منتقل میشه، بیشتر از ژن، باورها و عادتهاست.
🏋️ چرا فشار آوردن به بدن جواب نداد؟
روندی که ما رو چاق کرده اینه: اول باور، بعد عادت، و آخر بدن. ولی ما برای لاغر شدن چه کار میکردیم؟ میرفتیم سراغ قسمت آخر، یعنی بدن، که هیچ نقشی در انتخاب نداشته و فقط نتیجهی باورها و عادتهامون بوده. در تمام مدتی که با رژیم و ورزش و دارو به بدنمون فشار میاوردیم، باورها و عادتها سر جاشون بودن.
من برای لاغر شدن کم تلاش نکردم. شاید هزاران کیلومتر دویدم. ولی وقتی به بدنم فشار میاوردم، فقط بعضی از عادتهام رو کمتر تکرار میکردم، اون هم تا وقتی که میتونستم رژیم رو ادامه بدم. چون باور سر جاش بود و مدام سوخت چاقی رو میرسوند، ذهنم هم مدام سعی میکرد عادتها رو تکرار کنه. همین درگیری بود که ما رو عصبی و خسته میکرد.
داستان باشگاه رفتن من
یه زمانی باشگاه بدنسازی ثبتنام کرده بودم و هزینهاش رو هم داده بودم. ولی همیشه دنبال بهانه بودم که نرم. میگفتم «بذار نیم ساعت دیگه»، «امروز مهمون داریم»، «امروز درس دارم»، «امروز حس و حالش نیست، از فردا میرم». در حالی که بقیهی بچههای باشگاه با اشتیاق هر روز میومدن و برنامهشون رو اجرا میکردن.
فرق ما چی بود؟ اونها برای خوش اندام شدن و ورزشکار شدن میرفتن باشگاه، ولی من برای لاغر شدن ورزش میکردم، چون باور داشتم «ما خانوادگی چاقیم و من همیشه چاق میمونم». همین یه باور کافی بود تا همهی تلاشم رو خنثی کنه. چند وقت میرفتم و کمی تغییر میکردم، ولی تا یه هفته نمیرفتم، دوباره همون آدم قبلی میشدم.

🗓️ چرا تصمیمهای «از فردا» جواب نمیده؟
چند بار به خودت گفتی «از امروز دیگه شیرینی نمیخورم» یا «از فردا دیگه ریزهخواری نمیکنم»؟ من خودم بارها گفته بودم «این جعبهی شیرینی رو که آوردم بخورم، دیگه بعد از این لب نمیزنم». ولی ۳۰ سال همین رو گفتم و باز هم خوردم.
دلیلش سادهست. من این عادت رو با تصمیم نساخته بودم که بخوام با تصمیم عوضش کنم. یادت میاد کی تصمیم گرفتی پرخوری کنی؟ کی تصمیم گرفتی چاق بشی؟ هیچوقت. بنابراین با تصمیم هم نمیشه لاغر شد. راهش تغییر باوره.
«میل ندارم»؛ سختتر از فتح اورست
یکی از بهترین معیارها برای سنجیدن فرق لاغری با ذهن با بقیهی روشها همین دو کلمهست: «میل ندارم». برای یه آدم چاق، گفتن این دو کلمه جلوی یه شیرینی یا تعارف و اصرار دیگران، از فتح اورست سختتره.
من تا وقتی در مسیر چاقی بودم، یادم نمیاد یک بار گفته باشم «میل ندارم». حتی وقتی به کسی تعارف میکردم و اون میگفت «میل ندارم»، برام خندهدار بود. میگفتم «یعنی چی میل ندارم؟ مگه میلیه؟ خوردنیه، بردار بخور!». ولی امروز خیلی از هنرجوهای لاغری با ذهن برام مینویسن که خیلی راحت میتونن بگن «میل ندارم». چون باورشون عوض شده و عادتهاشون خودبهخود تغییر کرده.
از امروز امتحان کن. هر وقت سیر بودی و کسی چیزی تعارف کرد، بگو «میل ندارم» و ببین چند روز میتونی ادامه بدی. اگه فقط همین کار رو بتونی همیشه انجام بدی، متناسب میشی. ولی بدون تغییر باور، این کار تقریباً نشدنیه. همین تجربه بهت نشون میده که عادت با تصمیم عوض نمیشه.
🧩 چند باور رایج که عادت چاقکننده میسازن
«بعد از ۴۰ سالگی سوختوساز پایین میاد»
خانمهای زیادی بین ۳۷ تا ۴۲ سال برام پیام میدن که در چند ماه اخیر خیلی سریع چاق شدن؛ مثلاً ۱۰ کیلو در سه چهار ماه. اولین سؤالی که ازشون میپرسم اینه: «این جمله رو شنیدی که خانمها به ۴۰ سالگی که میرسن، سوختوسازشون پایین میاد و چاق میشن؟». تقریباً همه میگن «آره، احتمالاً درسته، چون خودمون هم همینطور شدیم».
یعنی این جمله رو سالها قبل شنیدن و باورش کردن. حالا که به اون سن نزدیک شدن، عادتهایی در اونها شکل گرفته که بدنشون رو با همون باور هماهنگ کنه.
«این دارو اشتها رو زیاد میکنه»
کافیه پزشک موقع نوشتن یه دارو بگه «این دارو اشتها رو زیاد میکنه». از همون روز باور شکل میگیره و بعد آدم میگه «از وقتی این قرص رو میخورم، تند تند گرسنهام میشه». ولی تا دیروز همین آدم یه جور دیگه غذا میخورد.
خیلیها پرخوری رو با اشتها اشتباه میگیرن. خیلیها هم میگن هر یکی دو ساعت گرسنه میشن. همهی اینها عادته؛ ترفندیه که ذهن ناخودآگاه به کار میبره تا بدن رو به باور «چاق شدن برای من طبیعیه» برسونه.
«اگه معدهام خالی باشه سردرد میگیرم»
خیلیها باور دارن اگه غذا نخورن یا معدهشون خالی بمونه، سردرد میگیرن. ولی همین آدمها در ماه رمضان، شاید یکی دو روز اول کمی سردرد بگیرن، ولی بعد دیگه سردرد ندارن. چون ذهنشون میدونه دستوری بالاتر از دستور خودش هست و نمیتونه با سردرد اونها رو به خوردن وادار کنه. جالبه که بعد از ماه رمضان، خیلیها دوباره به همون عادتهای قبلی برمیگردن.
«بدنم شیرینی میکشه»
یکی از عادتهای قبلی من این بود که حتماً با چایی کلوچه بخورم، یا بهجای قند، شکلات بخورم. اینها قانون نیستن؛ فقط عادتن. خیلیها میگن «بدن من شیرینی میکشه». ولی بدن آهنربا نیست که شیرینی رو بکشه. این یه باور اشتباهه که با تکرار، عادت شده. اگه بدن ما شیرینی میکشید، چرا بدن خیلی از آدمها اصلاً نمیکشه؟

♾️ چرا لاغری با ذهن همیشگیه؟
در لاغری با ذهن رژیم غذایی، ورزش اجباری و دارو نداریم. چون همهی اینها فقط نتیجه رو هدف میگیرن. ما باید سرچشمه رو تغییر بدیم، یعنی باورها رو. وقتی باورها با فکرهای جدید عوض بشن، عادتها خودبهخود عوض میشن و در نهایت بدن هم تغییر میکنه.
این هم دلیل اینه که هنرجوها نتیجههای متفاوتی میگیرن. هر کسی به اندازهای که باورهاش عوض میشه، عادتهاش و بعد بدنش تغییر میکنه. زوری در کار نیست.
چاقی ما تا امروز همیشگی بوده، چون عادتهامون همیشگی بودن. هر بار لاغر شدیم، با تکرار همون عادتها دوباره به بدن قبلی برگشتیم. بنابراین وقتی باورها و عادتها عوض بشن، متناسب بودن هم به همون اندازه همیشگی میشه.
👔 لذتی که لاغرها هیچوقت تجربه نمیکنن
ما آدمهایی که اضافه وزن داشتیم، یه برتری نسبت به لاغرها داریم که خودمون ازش خبر نداریم: میتونیم یه زندگی جدید رو تجربه کنیم. از خرید کردن گرفته تا تغییر در رفتار و احساس و شادی درونی. آدمهایی که از اول لاغر بودن، این تجربه رو ندارن، چون نمیدونن چاقی چیه که بخوان از لاغریشون لذت ببرن.
من که روزی ۱۳۵ کیلو بودم، میدونم این حس چقدر لذتبخشه. چند سال پیش کتی که امروز میپوشم اصلاً به تنم نمیرفت. ولی حالا سایز لارج میپوشم و هر بار که لباس مورد علاقهام رو تنم میکنم، از اندامی که برای خودم ساختم لذت میبرم. این لذتی نیست که به این راحتی تموم بشه و برای هر کسی هم ممکنه.
✍️ تمرین آموزشی 📖 آگاهی از عادتهای چاق کننده
شناختن فرق عادتهای خودت با عادتهای آدمهای متناسب کمک میکنه دلیل چاقیت رو بهتر بفهمی. جواب این سؤالها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس.
مرحله اول: عادتهای غذاییت رو پیدا کن
- عادت چیه و به چه رفتاری عادت میگیم؟
- عادتهای چاق کننده چه نوع عادتهایی هستن؟
- فهرستی از عادتهای غذایی خودت بنویس و برای هر کدوم توضیح بده چرا فکر میکردی باعث چاقیت شده.
سختگیری نکن. هر رفتاری که بیشتر از یک بار تکرار شده، عادته. مثلاً یکی از عادتهای من این بود که حتماً با چایی کلوچه یا شکلات میخوردم.
یادت باشه هیچ عادتی بهخودیخود چاقکننده نیست. یه عادت وقتی چاقکننده میشه که باورت دربارهاش این باشه: «من این عادت رو دارم، برای همین چاقم یا نمیتونم لاغر بشم.» مثلاً من عادت داشتم با غذا نون بخورم و فکر میکردم همین نون خوردن من رو چاق کرده.
مرحله دوم: تمرین «میـــل نـــدارم»
نگاهت به جملهی «میـــل نـــدارم» چیه؟ در طول روز، جلوی تعارف بقیه چقدر میتونی این جمله رو بگی؟ چرا بعضیها خیلی راحت میگن «میل ندارم» ولی تو نمیتونی؟
از همین امروز، هر وقت سیر بودی و کسی چیزی تعارف کرد یا ذهنت تو رو به خوردن دعوت کرد، بگو «میل ندارم». بعد بنویس چند بار تونستی این کار رو بکنی و بعدش چه حسی داشتی.
اگه همین الان هم راحت از این جمله استفاده میکنی، این مرحله برای تو ضروری نیست.
در جلسه بعد (قسمت پنجم: دلیل چاق شدن من) با هم دقیقتر دلیل شخصی چاق شدنمون رو پیدا میکنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. عادتهای چاق کننده چه عادتهایی هستن؟
رفتارهایی که بارها تکرار شدن و ما رو به خوردن بیشتر از نیاز بدن کشوندن؛ مثل خوردن شیرینی کنار چایی، ریزهخواری، یا نتونستن «میل ندارم» گفتن. هیچ عادتی بهخودیخود چاقکننده نیست؛ باور ما دربارهی اون عادته که اون رو چاقکننده میکنه.
۲. عادتها از کجا میان؟
از باورها. وقتی یه جمله رو بارها میشنویم و باورش میکنیم، ذهن ناخودآگاه عادتهایی میسازه که بدن ما رو با اون باور هماهنگ کنه. بنابراین زنجیرهی چاقی اینطوریه: باور، بعد عادت، و آخر بدن.
۳. چرا با تصمیم گرفتن نمیتونم عادتهام رو ترک کنم؟
چون این عادتها رو با تصمیم نساختی. هیچوقت تصمیم نگرفتی پرخوری کنی یا چاق بشی. برای همین با تصمیم هم عوض نمیشن. وقتی باور پشت عادت عوض بشه، عادت هم خودبهخود تغییر میکنه.
۴. چرا لاغری با ذهن ماندگاره؟
چون بهجای بدن، سراغ باورها و عادتها میره. همونطور که چاقی به خاطر عادتها همیشگی بود، وقتی عادتها عوض بشن، تناسب هم همیشگی میشه.
امتیاز 4.13 از 298 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام مجدد دوستان
ادامه گام سی و چهارم:
فردی که ورزشکاره و میخواد قهرمان بشه و مدال بیاره خب اونم داره ورزش میکنه یا ما اگه رفتیم باشگاه بدنسازی وزنه زدیم خب خیلیا دیگه هم میومدن باشگاه که عضله سازی کنند چرا اون ها از ورزش کردن خسته نمیشدن میدیدی طرف مدت هاست با اشتیاق میاد وزنه سنگین میزنه ولی ما که میرفتیم هی دنبال بهانه بودیم که نریم!! اونم ورزش میکنه ولی مثل ما بهانه نمیاره برا نرفتن، چرا؟ چون باورش اینه که میخواد ورزشکار بشه و عادت هایی در اون شکل گرفته که خیلی راحت اون داره فعالیت هایی انجام میده که در نهایت جسمش پرورش پیدا میکنه و اونو به خواستش میرسونه که در مثال ما پرورش اندامه!! اما افراد چاق با باوری متفاوت و برای لاغر شدن تلاش میکردن در صورتی که باور دارن همیشه چاق میمونن و مثلا خانوادگی چاق هستن!!! هر تغییری هم که ایجاد میشد بعد از یکی دو هفته برمیگشت!!!
قدرت باور بی نهایت بالاست و خسته هم نمیشه!! اون راه خودشو میره و هرچی تو بخوای جلوشو بگیری و نتیجه رو تغییر بدی و جسم رو تحت فشار بذاری اون تغییری نمیکنه و سرجای خودش هست و وقتی شما خسته بشی بخاطر تضادی که بین ذهن ناخودآگاه و رفتارت به وجود اومده ول میکنی سریع همه چیز برمیگرده و این مورد در تمام جنبه های زندگی ما هست، در کسب و کار هست اونی که باورش این باشه که نمیتونه موفق بشه اونکه فکر میکنه شرایط بیرونی مثل دلار و طلا و رئیس جمهور و جامعه اینا همه تاثیر دارن در موفقیت یا فروش روزانش اون فرد یواش یواش عادت هایی را در خودش شکل میده که کمتر فعالیت میکنه, کمتر جنس میخره که نکنه فروش نره، کمتر میره مغازه و میاد بخاطر اینکه نگرشش اینه که مشتری نیس بریم برق بسوزونیم که چی؟! استاد هم این تجربه را داشتن!!
عادت ها در نهایت نتیجه ای را برای شما رقم میزنه که برابر با باور شما نسبت به اون موضوعه!
وقتی شما باورت این باشه که طبیعیه شما چاق بشی در شما عادت هایی شکل میگیره که شما را به سمت چاقی هدایت میکنه و کل کار دوره لاغری با ذهن اینه که در شما باورهایی رو ایجاد کنه که شما میتونی متناسب بشی به شما تمریناتی داده میشه که به این باور برسی که میشه متناسب شد و به ذهن برنامه های جدید داده میشه که باور کنی میشه لاغر شدو ناخودآگاه رفتار های شما تغییر میکنه و در نهایت جسم شما هم تغییر میکنه و برابر میشه با باور شما!!
نتایج افراد مختلفه چون به اندازه ای که باورهاشون عوض میشه در نهایت جسم اون ها هم تغییر میکنه!
اصل و سرچشمه که باورها هستن را باید تغییر داد و باورها چطور عوض میشه؟! با افکار جدید با توضیحات با فایل ها!!! وقتی اون ها رو یاد بگیری و تکرار کنی ناخودآگاه عادت هایی در شما شکل میگیره که متفاوت با عادت های فعلی شماست و اونوقته که میبینی جسم شما هم تغییر میکنه!
خیلی افراد عادت پرخوری را داشتن عادت ترس از مواد غذایی را داشتن و خیلی هم تلاش کردن تغییرش بدن مثلا من از امروز تصمیم میگیرم دیگه پرخوری نکنم یا عادت ریزه خواری که خیلیا دارن و تصمیم میگرفتن که انجامش ندن یا تصمیم دیگه شیرینی نخوردن چقد از این تصمیمات گرفتی؟! هیچ فایده ای نداشت چون ما تعیین نمیکنیم عادت را ما ایجاد نکردیم که بخوایم تصمیم بگیریم عوضش کنیم مثلا از امروز دیگه پرخوری نمیکنم مگه شما یادت میاد چه زمانی تصمیم گرفتی پرخوری کنی؟؟ مگه یادت میاد چه زمانی تصمیم گرفتی چاق بشی که حالا میخوای تصمیم بگیری لاغر بشی؟! اصلا با تصمیم نیست با تغییر افکار خیلی متفاوت تر از چیزیه که تا الان تجربه کردین موضوع لاغری با ذهن!!!
تفاوت روش لاغری با ذهن با دیگر روش ها اینه که افراد چاق نمیتونن بگن میل ندارم نسبت به غذاها یعنی گفتن عبارت دو کلمه ای میل ندارم برای یک فرد چاق به مراتب سخت تر از حتی فتح قله اورسته! انقدر سخته که مثلا بخوای با یک شیرینی مواجه بشی با یک تعارفی مواجه بشی با یک اصرار دیگران مواجه بشی برای خوردن و بتونی بگی میل ندارم!!! و دوستان لاغری با ذهن به راحتی میتونن بگن میل نداریم !! از امروز میتونید تصمیم بگیرید در مواقعی که پرخوری محسوب میشه بگین میل ندارم ببینید چقد میتونید موفق باشید چند روز میتونید موفق باشید؟! اصلا اگه همینو فقط بتونی انجام بدی حتما میتونی متناسب بشی!!! اصلا نشدنی که فرمولی ک در ذهن شما تبدیل شده به عادت را بخوای در مقابلش ایستادگی کنی اصلا همچین چیزی امکان نداره!!!! باید فرمول عوض بشه باید باور عوض بشه خود به خود عادت عوض میشه و هماهنگی بین جسم و باور به وجود میاد! در واقع عادت های ما هماهنگ کننده بین جسم و باورهای ما هستن، وقتی باورت اینه که چاق میشی حالا با هر دلیلی بلافاصله باورش در ذهن شکل میگیره و عادت هایی به وجود میاد که اشتهات زیاد میشه؟! بدن نیاز به مصرف انرژی داره و برای اینکه بتونه این انرژی را تامین کنه نیاز به مصرف مواد غذایی داره چطور یک فرد با مصرف یک قرص یهو اشتهاش زیاد میشه در صورتی که قبلش کاملا درست برخورد میکرده؟! اصلا خیلیا نمیدونن معنی اشتها چیه، پرخوری را میگن اشتهامون زیاد شده وقتی میگی اشتها یعنی یه چیزی از درون در صورتی که این پرخوریه این اشتها نیست!!!! تو از بیرون داری به زور وارد میکنی! اشتها فرمان مغزیه، فرمول مغزیه که به وجود اومده تبدیل شده به یه عادت داره یواش یواش یه عادت را در شما به وجود میاره که با فاصله زمانی کمتر غذا بخوری خیلیا این مشکل رو دارن که میگن در طول روز بارها گشنمون میشه، همه این ها عادته و ترفند ذهن ناخودآگاهه برای اینکه جسمتون را به باورتون که چاق شدن طبیعیه برسونه!!!
خیلیا باور دارن که معدشون خالی باشه یا گشنشون باشه سردرد میگیرن طبق این باور عادت هایی در اون ها شکل میگیره که تندتند غذا بخورن تا سردرد نگیرن و بتونن چاق بشن همه این ها باید در نهایت چاق بشن!! همین فرد در ماه رمضان میبینی که سرش درد نمیگیره شاید یکی دو روز اول یکم سرش درد بگیره ولی چون ذهن ناخودآگاهشون متوجه میشه که حکمی بالاتر از حکم خودش وجود داره که اونم غذا نخوردن بخاطر روزه داریه یعنی ترس از روزه خواری باعث میشه که شما وقتی سرتم درد میگیره غذا نخوری و این فرمول بهم میریزه در مغزت و تا اخر ماه رمضون میبینی فرد دیگه سردرد های ناشی از اینکه غذا نخوردم را نداره چطور این اتفاق میفته؟! غیر از اینه که فقط فرمول مغزی تغییر میکنه؟؟در اصل این فرمول فعلا میره تو حالت ذخیره تا بعد از ماه رمضان میبینی دوباره شروع میشه!!
عادت هاتون را شناسایی کنید!!
تفاوت شما با افراد لاغر فقط تفاوت در عادت هاتونه!! و عادت های شما بخاطر باورهای اشتباهتونه که به وجود اومده و با دوره لاغری با ذهن و شناسایی باورهای اشتباه باور ها و عادت های صحیح جایگزین شده و به تناسب میرسین و تناسب اندام همیشگی!!
وقتی فرمول ها و باورها تغییر کردن چه بخوای چه نخوای لاغر میشی!!
مه تاب متناسب با باورهای لاغری و همسو با ذهن🥰💖
سلام همگی دوستان
گام سی و چهارم عادت های چاق کننده:
در تمرینات قبل یه سری دلایل چاقی و روش ها را بررسی کردیم و رد کردیم! و فهمیدیم که ما میتونیم لاغر بشیم!
موضوع امروز منشأ اضافه وزن و همچنین در لاغر شدن هم کاربرد داره!
خیلیا نمیتونن باور کنن که با قدرت ذهن میتوان لاغر شد!!! چون همیشه عوامل بیرونی را باعث چاقی خود میدانند!! در جلسات قبل این عوامل بیرونی را نقض و رد کردیم!
همه ما با قدرت ذهن چاق شدیم وقتی یک نیرویی درون ما هست که میتونه ما رو چاق کنه و اون نیرو در وجود افراد دیگری هم هست که اون ها رو متناسب کرده بنابراین خیلی راحت تر میتونیم بپذیریم که این نیرو در ما به شکل یک جسم چاق خودشو نشون داده ولی در افراد متناسب به شکل یک فرد لاغر و متناسب داره خودشو نشون میده، پس اختلاف کجاست؟؟؟؟؟ اونوقت میتونید راحت به اختلاف ذهن خودتون و ذهن یک فرد متناسب پی ببرید و خیلی راحت تر میتوان باور کرد که با همین قدرت ذهن که شما را چاق کرده میشه لاغر شد!!!
چطور ذهن ما تونسته ما رو چاق کنه؟ چرا شما چاق هستید؟ در جلسات قبل خیلی دلایل داشتید ارث و بیماری و قرص و خیلی چیزای دیگه که اون ها را رد کردیم و باور کردیم که مقصر خودمون هستیم!!! چه چیزی باعث شده که ما چاق هستیم؟؟ به نظر شما چاقی از چه چیزی به وجود اومده؟! از هوا که ما چاق نشدیم یعنی همینجوری نبوده یه کاری کردیم یه طرز فکری داشتیم یه طرز رفتاری یه سبک زندگی داشتیم که بالاخره الان در این وضعیت هستیم!!
چاقی محصول عادت های ماست!
عادت ها چیا هستند؟ یه سری رفتار ها که هرروز تکرار میشن، یک سری رفتار ها!!! یک عادت به هیچ وجه ما رو چاق نمیکنه یعنی اگه فردی یک عادت اشتباه داشته باشه دو تا سه تا داشته باشه اون فرد چاااااق نمیشه! حداقل به این حد چاق نمیشه! پس چاقی نتیجه یه سری عادت های اشتباهه یه مجموعه عادت های اشتباه هستند که ما با تکرار کردن بارها و بارهای اون ها خودمون را در همچین وضعیتی قرار دادیم!!! در جنبه های دیگه زندگی هم به همین شکل یک فرد با یک نخ دو نخ سیگار معتاد نمیشه و مشکلی براش پیش نمیاد اما با تکرار اون به عادت تبدیل میشه و فرد پس از ۲۰-۳۰ سال میبینه که چه عواقب خطرناکی براش پیش میاد و خودشم مسئول این رفتارشه و از یک عادت خیلی کوچیک شروع شد از یک نخ شروع شد خیلی اروم اروم زیاد شد و عادت شد…
تمام رفتارهای انسان که باعث ضربه زدن به اون ها میشه بخاطر یه سری عادت هاست و تمام رفتارهای انسان که باعث یه سری پیشرفت ها در زندگیش میشه باز هم بخاطر یه سری عادت هاست!!
یک ورزشکار عادت کرده هر روز ورزش کنه غذاخوردنش متفاوت از آدم معمولیه خواب و بیداریش متفاوته، اون عاد کرده یه سری رفتارها رو تکرار کنه و در نهایت میتونه به خواسته خودش که قهرمانی هست برسه!
یک فرد متناسب هم همیشه یک سری عادت های رفتاری را داره تکرار میکنه ویک فرد چاق هم همینطور و علت اختلاف بین افراد مخصوصا چاق ها و لاغر ها تفاوت در عادتهای اون هاست! خیلیا فکر میکنن در نوع مواد غذاییشونه، اینجور نیست همه مواد غذایی ما باهم مشترکه! بعضیا فکر میکنند برای میزان مصرف مواد غذاییه والا انقدر آدم سراغ داریم که بیشتر از ما میخورن اما متناسبن، پس مقدار هم دلیل نمیشه! مقدار مهم نیست، تنوع غذایی مهم نیست، فقط تفاوت در عادت هاست!
عادت چطوری به وجود میاد؟؟؟ عادت یه فکر ساده است، تکرار میشه چندین بار و تبدیل میشه به عادت!!! ما خودمون یه سری عادت هامون را انتخاب نکردیم مخصوصا افرادی که از سن پایین تر اضافه وزن دارن، براساس فکرایی که در ذهنشون به وجود اومده و باورهایی که در ذهنشون شکل گرفته عادت های اون ها ایجاد شده!! و بعد هم که که بزرگ شدن یه سری عادت ها را خودشون اضافه میکردن چون آدم های چاق یکی از خصوصیات مخربشون اینه که خیلی راحت از هم رفتارهای اشتباه را یاد میگیرن کافیه چند روز باهم رفت و آمد داشته باشن تا عادت اشتباه را به عادت های خودشان اضافه کنن اما در کودکی بصورت غیرارادی غیراگاهانه صورت گرفته!
عادت ها از باور ها به وجود میان، اگر شما چیزی را باور کنی خود به خود در شما عادت هایی شکل میگیره که وضعیت شما را مطابق با باورتون کنه!!!! فردی که از بچگی بارها شنیده بخاطر ژنتیک اضافه وزن داره این اول فقط باوره یواش یواش عادت هایی در اون شکل میگیره که جسمش را شباهت بده به باورش، نقش عادت ها اینجوریه یعنی یک رابط بین باور و جسم ما هستند!!!
اگه خودمون را به سه قسمت تقسیم کنیم: باور،عادت و جسم! باور را ما به وجود نیاوردیم، باور افکاریه که ما بارها مرورشون کردیم، حرف هاییه که شنیدیم و گاها دیدیم و دربارشون صحبت کردیم، وقتی باور در ما ایجاد شد بعد از اون عادت ها شکل میگیرن دیگه اینجا ذهن ناخودآگاه وارد میشه باید عادت هایی را در ما به وجود بیاره که در نهایت جسم ما را متناسب کنه با باورمون، اینا باید باهم هم تراز باشن در یک خط باید باشن نمیشه باور کنی چاقیمون ارثیه ولی متناسب باشی!!!
عادت ها ناخودآگاه به وجود میان!! در واقع قدم اول که باورسازیه را ما انجام میدیم، با توجه کردن به موضوعات به مطالبی که مطرح میشه با چیزایی که میشنویم و با تکرار کردنشون باور را به وجود میاریم و ذهن ناخودآگاهمون با توجه به اون عادت ها رو به وجود میاره و نهایت جسممون تغییر شکل پیدا میکنه بر اساس باورهامون به وسیله عادت هامون!! ما در گذشته بخش آخر را که نقشی در چاق شدنمون نداشت را میخواستیم تغییر بدیم یعنی جسم شما عملا خودش نقشی نداره در انتخاب چاقی شما یه سری باورها را ایجاد کردی بعد ذهن ناخودآگاهت یه سری عادت ها را در شما به وجود آورده و شما تنها کاری که کردی عادت ها را هی تکرار کردی و در نهایت جسمت شبیه شده با چیزی که شما باور کردی اما برا لاغر شدن نتیجه را تحت فشار گذاشتی و خواستی تغییرش بدی و باورها سرجاشون وجود داشتن عادت ها هم وجود داشتن و به همین دلیله که از تلاشتون نتیجه نگرفتین!
وقتی خودتون رو تحت فشار میذاشتین فقط یه سری عادت ها را کمتر انجام میدادین ولی تا کی تا وقتی که میتونستین اون رژیم را ادامه بدین اما باور مثل سوخت رسانی هی داره سوخت چاقی را میرسونه عادت هم داره سعی میکنه که تکرار بشه یعنی ذهن مام داره سعی میکنه عادت ها را تکرار کنه که به باور برسونه جسم ما را اما ما اومدیم جسم را محدود کردیم، خوردن را محدود کردیم و فشار میاریم به جسممون و اونجاس که یواش یواش از لحاظ اعصاب و روان بهم میریزیم چون ذهن ما داره دستور میده به تکرار باور ها اما ما در نهایت اون نتیجه را گرفتیم و نمیذاریم کار پیش بره و خسته میشیم و عصبی میشیم از ادامه دادن برنامه های رژیمی برای لاغری!!!
نتیجه: تا اینجای فایل متوجه شدم که تلاش برای تغییر جسم بی فایده است و اول باید باورهای صحیح جایگزین کنیم تا طبق باورهای جدید عادات جدیدی توسط ناخودآگاه شکل بگیره و جسم را متناسب کنه ادامه فایل را در دیدگاه بعد مینویسم با تشکر🌹