یه روز یکی از دوستام با ذوق بهم گفت یه برنامهی رژیمی پیدا کرده که از آمریکا رسیده. من که تا اون موقع از چند تا رژیم ایرانی نتیجه نگرفته بودم، با خودم گفتم «گمشدهی من همینه!». ولی اون برنامه هم مثل بقیهی روشهای لاغر شدن که امتحان کرده بودم، در نهایت من رو به همون آدم قبلی برگردوند. در این جلسه میخوام بگم چرا.
این نوشته جلسه سوم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه قبل (مهمترین دلایل چاقی چیست؟) دلیلهای چاقی رو رد کردیم و مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم. یه تمرین مهم هم داشتیم: نوشتن مقدار وزنی که با هر روش کم کرده بودیم. اگه این تمرین رو انجام ندادی، اول برگرد و انجامش بده. چون هر جلسه یه در تازه رو به روی ذهنمون باز میکنه و جلسهها باید به ترتیب جلو برن.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🧭 از بین روشهای لاغر شدن، کدوم درسته؟
برای رسیدن به یه شهر معمولاً چند تا راه هست، ولی یکی از اونها از همه بهتره. برای رسیدن به قلهی یه کوه هم چند مسیر هست، ولی یکی امنتر و سادهتره و خیلیها قبلاً از همون مسیر به قله رسیدن.
یه نکتهی مهم دربارهی راهها وجود داره. راه اشتباه همیشه اشتباهه. یعنی هر کسی با هر سرعتی از اون بره، به مقصد نمیرسه. ولی در راه درست، نتیجه به اینکه آدم چطور اون راه رو میره هم بستگی داره. بنابراین ممکنه یه نفر از راه درست زودتر برسه و یه نفر دیرتر، ولی هر دو بالاخره میرسن.
روش کار ذهنی هم همینه. ما باید باورها و آگاهیهایی رو که داریم، یعنی همون فرمولهای ذهنی، شناسایی کنیم، درست و غلطشون رو از هم جدا کنیم و فرمولهای اشتباه رو با دلیل و استدلال به فرمول درست تبدیل کنیم. در دو جلسهی قبل هم دقیقاً همین کار رو کردیم: دلیلهای اشتباه چاقی رو پیدا کردیم و ردشون کردیم، و بهجای فرار از مسئولیت، مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم.
😮 برای چاق شدن از هیچ روشی استفاده نکردیم
یه نکتهی خیلی مهم و جالب: هیچ آدم چاقی برای چاق شدن از روش خاصی استفاده نکرده. خیلی ساده و خودبهخود چاق شدیم. هیچکدوممون یادمون نیست از چه تاریخی تصمیم گرفتیم چاق بشیم یا چه کار خاصی برای چاق شدن کردیم.
ولی همین آدمها برای لاغر شدن کلی روش متفاوت امتحان کردن و نتیجهی همهشون هم یکی بوده: نتیجه نگرفتن. اگه الان داری این متن رو میخونی، یعنی تو هم از روشهای قبلی نتیجهی موندگار نگرفتی. بنابراین همهی ما در یه شرایط هستیم.
این موضوع با تمرین جلسهی قبل فرق داره. در اون تمرین میخواستیم به ذهنمون نشون بدیم که بدنمون توانایی لاغر شدن رو داره. ولی حالا میخوایم ببینیم مشکل از کجا بوده. یعنی اگه بدنمون میتونسته لاغر بشه، چرا هیچ روشی لاغریمون رو موندگار نکرده؟

🇺🇸 داستان رژیم آمریکایی من
مادرم از بچگی بچههای تپل رو خیلی دوست داشت. برای همین من از همون بچگی تپل بودم و کمکم با بزرگتر شدنم، از تپل به چاق و از چاق به خیلی چاق رسیدم. وقتی رژیم میگرفتم، مادرم هم بندهی خدا درگیر میشد. باید هر روز برای من غذای جداگونه درست میکرد و خب از این دردسر گله داشت. بعد از یه مدت همه خسته میشدیم، اون هم تشویقم میکرد که «دیگه بسه»، من رژیم رو ول میکردم و چند وقت بعد دوباره همون رضای قبلی میشدم.
از چند تا رژیم با اسمهای مختلف نتیجه نگرفته بودم که یه روز یکی از دوستام گفت یه برنامهی رژیمی عالی داره. یکی از فامیلهاش در آمریکا پیش یه دکتر معروف رفته بود و این برنامه رو گرفته بود. من با خودم گفتم برنامههای قبلی همه ایرانی بودن، ولی این یکی آمریکاییه و حتماً جواب میده.
دوستم هم که با هم شوخی داشتیم، برای دادن اون برگه کلی ازم باج گرفت و من هم با کمال میل دادم. بعضی از غذاهای اون برنامه اصلاً در ایران پیدا نمیشد و ما خودمون یه چیزی جاش میذاشتیم. چون این برنامه رو خیلی دوست داشتم، بهجای یکی دو ماه، حدود پنج ماه ادامهاش دادم و وزن زیادی هم کم کردم. ولی باز هم نتونستم برای همیشه طبق اون برنامه زندگی کنم. یکی دو ماه بعد از کنار گذاشتنش، دوباره همون آدم قبلی شده بودم.
چرا دوباره سراغ همون روشها میریم؟
این اتفاق برای خیلی از ما بارها افتاده. یه روش رو امتحان میکنیم و شکست میخوریم. ولی چند وقت بعد، همون روش با یه اسم دیگه، یه بستهبندی دیگه یا با اعتبار یه آدم دیگه سراغمون میاد و دوباره امتحانش میکنیم. با خودمون میگیم «اون روش به من نساخت، ولی این یکی فرق میکنه».
یه جملهی معروف هست که به انیشتین نسبت میدن: «دیوانگی یعنی یه کار رو بارها و بارها تکرار کنی و انتظار نتیجهی متفاوت داشته باشی.» وقتی به این جمله رسیدم، حسابی به فکر فرو رفتم. چون من دقیقاً همینطور بودم، هم در لاغری و هم در کسبوکارم. هر بار با تعهد و انرژی بیشتر همون کار قبلی رو تکرار میکردم و باز هم نتیجه نمیگرفتم. همین فکر بود که کمکم من رو به مسیر لاغری با ذهن رسوند.
بنابراین هر روشی که خودت امتحان کردی و نتیجهی موندگار نداده، با هر مقدار کاهش وزنی که داشته، باید یه بار برای همیشه کنار بذاری. هر روشی هم که دیدی دیگران امتحان کردن و به نتیجهی موندگار نرسیدن، جزو همین دستهست. دیگه بهش فکر نکن.
🛣️ از هر مسیری اومدی، از همون مسیر برگرد
فرض کن از شهر خودت میخوای به کیش بری. اگه مسیر اشتباه رو انتخاب کنی، با هر سرعتی و با هر وسیلهای بری، به کیش نمیرسی. لاغری هم یه مقصده. اگه روش اشتباه باشه، با هر شدتی که انجامش بدی، به لاغری موندگار نمیرسی.
از طرف دیگه، بهترین راه برگشتن از هر سفری اینه که از همون راهی که رفتی برگردی. چاقی هم همینطوره. اگه برای چاق شدن رژیم خاصی گرفته بودی، شاید میشد با رژیم لاغر شد. اگه برای چاق شدن داروی خاصی خورده بودی، شاید میشد با دارو لاغر شد. ولی ما برای چاق شدن هیچکدوم از این کارها رو نکردیم.
خیلی سادهترش اینه که ما با قدرت ذهن خودمون چاق شدیم، بنابراین با قدرت ذهن خودمون هم میتونیم لاغر بشیم. نه با قدرت برنامهی من، نه با قدرت هیچ دارو و رژیمی؛ فقط با قدرت ذهن خودت.
من این حرف رو از کتاب نمیگم. من خودم سالها چاق بودم و عکسهای قبل از تناسبم در سایت هست. روشهای زیادی رو امتحان کردم و اگه امروز سالهاست متناسبم و تونستم به خیلیها کمک کنم، به خاطر اینه که از مسیر درست اقدام کردم.

🔁 چاقی محصول افکار و رفتارهای تکراری ماست
خیلیها فکر میکنن چاقی به خاطر غذاست. ولی همهی آدمها غذا میخورن و خیلیهاشون متناسبن. بنابراین مشکل از غذا نیست. چاقی محصول افکار و رفتارهای تکراری ماست. یعنی همون عادتها.
هر فکر یا رفتاری که چند بار تکرار بشه، کمکم عادت میشه. عادت یعنی کاری که نمیتونیم انجامش ندیم، حتی وقتی میدونیم به ضررمونه. یه نکتهی مهم دیگه هم اینه که مغز ما همیشه ما رو به «بیشتر» تشویق میکنه. در مسیر پول درآوردن، به پول بیشتر. در مسیر ورزش، به رتبهی بهتر. و در مسیر چاق شدن، به چاقتر شدن. مغز فرقی بین مسیر خوب و بد نمیذاره، فقط هر مسیری رو که در اون هستیم گسترش میده.
ما از زمان تولد تحت آموزش پدر و مادر، بعد جامعه و بعد دوستانمون بودیم. وقتی یه جمله مثل «چاقی ارثیه» رو میشنویم و باورش میکنیم، هنوز چاق نیستیم. ولی ذهن اون رو تبدیل به یه فرمول میکنه. بعد کمکم بر اساس همون فرمول دستور میده، خوردنمون بیشتر میشه و چون مغز عاشق تکراره، این رفتار هی تکرار میشه تا برسیم به جایی که امروز هستیم.
مثال ازدواج و دارو
خیلیها شنیدن که آدمها بعد از ازدواج چاق میشن. هیچکس هم نمیدونه چرا. یه حرفه که دهنبهدهن چرخیده. ولی وقتی این جمله رو بارها شنیدی و یه پسرخاله یا دخترعمو رو هم دیدی که بعد از ازدواج چاق شده، ذهنت باور میکنه. بعد وقتی خودت ازدواج میکنی، این فرمول فعال میشه. از خیلیها پرسیدم رفتار غذاییشون بعد از ازدواج چه فرقی کرد و خیلیهاشون گفتن «اشتهام بیشتر شد».
دارو هم همینطوره. کافیه پزشکی که بهش اعتماد داری، موقع نوشتن یه دارو بگه «مراقب باش، این دارو اشتها رو زیاد میکنه و چاقت میکنه». همین یه جمله کافیه تا ذهنت باورش کنه و کمکم رفتارت تغییر کنه. مشکل بزرگ اینه که وقتی در مسیر چاق شدن قرار گرفتی، دیگه نمیدونی تا کجا پیش میره.
لاغرهایی که نمیتونن چاق بشن
جالبه بدونی که خیلی از آدمهای لاغر هم هر کاری میکنن نمیتونن چاق بشن. درست برعکس ما. اونها اونقدر باور کردن که متناسبن و چاق نمیشن، که با هیچ کاری وزنشون بالا نمیره. این خودش ثابت میکنه که چاقی و لاغری ذهنیه.
ولی بعضی از این آدمها بالاخره پیش یه پزشک میرن که خیلی قبولش دارن. پزشک دارویی میده و میگه اشتهات رو زیاد میکنه. اونها فقط میخواستن سه چهار کیلو اضافه کنن، ولی وقتی فرمول ذهنیشون عوض شد، در مسیر چاقی افتادن و دیگه معلوم نبود کجا متوقف بشن. بعضی از همین آدمها امروز برای لاغری پیش من میان.
🤖 خوردن؛ تنها کاری که اختیارش دست خودمونه
بیشتر کارهای بدن ما خودکاره: پلک زدن، نفس کشیدن، ضربان قلب، گوارش و هزاران کار دیگه. میتونی چند ثانیه پلک نزنی، ولی خیلی زود خسته میشی و دوباره پلک میزنی. چون دستورش در مغزت نوشته شده. تنها کاری که خداوند اختیارش رو به خودمون داده، خوردن و تأمین نیاز بدنمونه.
برای کسی که از اول تا آخر عمرش متناسب مونده، خوردن هم مثل بقیهی کارها خودکاره. یادمه در مهمونیها، بعد از شام کیک میاوردن. من کیکم رو میخوردم و به دوستم که کیکش رو نخورده بود میگفتم «چرا نمیخوری؟ حیفه!». اون میگفت «به خدا نمیتونم، دیگه پایین نمیره». من خندهام میگرفت و میگفتم «پس بده من بخورم!». حالا میفهمم که اون واقعاً نمیتونست؛ درست مثل اینکه من بخوام ضربان قلبم رو با اراده بالا ببرم.
حیوانات هم در طبیعت همینطورن. شما یه ببر یا آهو یا عقاب چاق در طبیعت نمیبینی. چون اونها با غریزهشون غذا میخورن و کسی فرمولهای ذهنیشون رو دستکاری نکرده. ولی فرمولهای ذهنی ما آدمهای چاق، توسط خانواده، اطرافیان، رسانهها و فرهنگ دستکاری شده.

👨👩👧 لاغری تو روی خانوادهات هم اثر میذاره
خیلیها فکر میکنن چاقی ارثیه، در حالی که آموزشیه. بچهای که در خانوادهای با پدر و مادر چاق بزرگ میشه، فقط با دیدن رفتارهای عادی اونها، چاق شدن رو یاد میگیره.
همین موضوع دربارهی لاغری هم صدق میکنه. خیلی از اعضای سایت برام نوشتن که دختر، پسر یا همسرشون بدون اینکه خودشون دوره رو ببینن، در مسیر متناسب شدن قرار گرفتن. چون رفتار اونها رو دیدن و خودبهخود یاد گرفتن. بنابراین وقتی لاغری با ذهن رو یاد بگیری، فقط خودت رو نجات نمیدی؛ روی خانوادهات و خیلی از آدمهایی که تو رو میبینن هم اثر میذاری.
💪 جرأت کنار گذاشتن همهی روشها
نمیشه لاغری با ذهن رو یاد بگیری ولی گوشهی ذهنت این باشه که «حالا رژیمم رو هم بگیرم، شاید کمک کنه». زمانی از لاغری با ذهن نتیجه میگیری که جرأت کنی همهی روشهای دیگه رو کنار بذاری. این جرأت هم وقتی میاد که به خودت ثابت کنی بقیهی روشها جواب نمیدن.
گاهی پیش میاد که یکی از هنرجوها وسط دوره میاد و میگه «فکر میکنم این روش روی من اثر نداره». بعد معلوم میشه دوستش یه رژیم جدید با یه اسم عجیب بهش معرفی کرده و گفته «این دیگه آخرشه». من بهش میگم اشکالی نداره، با تمام توانت اون روش رو امتحان کن. اگه نتیجه گرفتی بهت تبریک میگم، اگه نه برگرد. و تا امروز هر کسی رفته، برگشته.
شاید فکر کنی در جلسههای بعد بالاخره برنامهی غذایی یا ورزشی داده میشه. نه، هیچ برنامهای داده نمیشه. همهی کار ما پاک کردن فکرهای اشتباهه. اولین نتیجهاش هم آرامش و خودباوریه. وقتی ذهنت باور کنه که میتونی لاغر بشی، میبینی ناخودآگاه بعضی از رفتارهات عوض شده. شاید تا همینجا هم چیزهایی در تو تغییر کرده باشه که هنوز متوجهشون نشدی.
در دورهی آموزشی «ورود به سرزمین لاغرها»، من دقیقا همون راهی رو آموزش میدم که خودم طی کردم و به وزن و اندامی رسیدم که همیشه آرزوش رو داشتم.
اگه هنوز شک داری که لاغری با ذهن واقعاً جواب میده، یه سر به آلبوم شگفتیسازان بزن. اونجا عکس هنرجوهایی رو میبینی که از همین مسیر رفتن و با روش ذهنی لاغر شدن.
✍️ تمرین آموزشی 📖
🔍 مرحله اول: نگرش تو بعد از این جلسه
جواب این سؤالها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس. اگه لازمه، ویدیوی جلسه رو یکی دو بار دیگه هم ببین.
۱- بعد از این جلسه، نگاهت به روشهای لاغر شدن چه تغییری کرد؟
۲- فرمولهای ذهنی تو با فرمولهای یه آدم متناسب چه فرقی دارن؟
🔍 مرحله دوم: چرا من چاقم ولی فلانی متناسبه؟
تا امروز شاید شانس یا ژنتیک رو دلیل تفاوتت با آدمهای متناسب میدونستی. ولی حالا میدونی که تفاوت اصلی در فرمولهای ذهنیه. با مثال بنویس که فکر و رفتار تو با یکی دو نفر از آدمهای متناسب اطرافت چه فرقی داره:
🔸 مثال ۱: دوستم امیر هیچوقت از خوردن نمیترسه و به چاق شدن فکر نمیکنه، ولی من همیشه از خوردن میترسم.
🔸 مثال ۲: دخترخالهام وقتی سیره و بهش شیرینی تعارف میکنن، برنمیداره. ولی من نمیتونم تعارف بقیه رو رد کنم.
🔍 مرحله سوم: بررسی روشهایی که امتحان کردی
هر روشی که تا امروز برای لاغری امتحان کردی رو با این جزئیات بنویس:
🔹 اسم روش
🔹 چه مدت انجامش دادی
🔹 چقدر وزن کم کردی
🔹 چه مدت وزنت ثابت موند
🔹 آیا چیزی در فکرها و باورهایت تغییر داد؟
📉 مثال: «یه ماه از فلان رژیم استفاده کردم و ۵ کیلو کم کردم. ولی حدود سه هفته بعد از تموم شدن رژیم، همهاش برگشت.»
بعد دربارهی روشهایی که اطرافیانت امتحان کردن هم تحقیق کن و ببین کدوم یکی تونسته کسی رو برای همیشه لاغر کنه.
💬 نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون. میبینی چه روشهای زیادی امتحان شده که تو اصلاً خبر نداشتی، و نتیجهی همهشون هم یکی بوده.
در جلسه بعد (قسمت چهارم: عادتهای چاقکننده) میبینیم که خیلی از دلایل چاقی، در واقع همون عادتهای تکراری ذهن هستن.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. بهترین روش لاغر شدن کدومه؟
روشی که از همون مسیری برگرده که ازش چاق شدیم. ما برای چاق شدن نه رژیم گرفتیم نه دارو خوردیم؛ با فرمولهای ذهنی و عادتهای تکراری چاق شدیم. بنابراین روش موندگار لاغری، تغییر همین فرمولهای ذهنیه.
۲. چرا رژیمها نتیجهی موندگار ندارن؟
چون رژیم چیزی رو در ذهن تغییر نمیده و فقط آدم رو از خوردن منع میکنه. مغز دستور خوردن میده و رژیم جلوش میایسته. این جنگ چند هفته یا چند ماه ادامه پیدا میکنه، ولی در نهایت فرمول قدیمی برنده میشه و وزن برمیگرده.
۳. میتونم همزمان با لاغری با ذهن رژیم هم بگیرم؟
نه. تا وقتی گوشهی ذهنت به رژیم امید داری، نمیتونی با تمام وجود در مسیر لاغری با ذهن حرکت کنی. زمانی نتیجه میگیری که جرأت کنی همهی روشهای دیگه رو کنار بذاری.
۴. چرا بعضیها هر چی میخورن چاق نمیشن؟
چون فرمولهای ذهنیشون دربارهی خوردن دستنخورده مونده و خوردنشون مثل پلک زدن خودکاره. وقتی سیر میشن، واقعاً نمیتونن بیشتر بخورن و اصلاً نگران چاق شدن نیستن.
امتیاز 3.99 از 318 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











نشان های دریافت شده
نگرش و درک شما بعد از استفاه از محتوای آموزشی درباره فرمول های ذهنی چیست؟
گاهی با شنیدن یک حرف ، عقیده و نظر آدم تغییر میکنه. یا کسی که اون حرف رو میزنه خیلی قبول داریم یا اینکه بر اثر تکرار اون مطلب رو باور می کنیم. فرمول ذهنی به نظر من نقشه مسیر زندگی ما رو تشکیل میده . در زمینه ی چاقی مثلا حرف ها و شنیده ها و دیده های ما جسمی رو ساخته که سال هاست درگیرش هستیم و در حالت عادی کسی به این فکر نمیکنه که علت انباشته شدن چربی ها در مغزش باشه و عادت ها و افکاری که داره .
اهمیت فرمول های ذهنی برای من بعد از این فایل پررنگ تر شد. و اینکه گاهی برای پاک کردن آنها شاید سال ها وقت لازم باشه چون سال های قبل به صورت مستمر روی هم جمع شدن ، به ثمر رسیدن و حضورشون در زندگی ما انگار که خیلی طبیعیه.
فرمول هایی که انقدر قدرتمند هستند که حتی وقتی از نظر جسمی درک می کنیم که سیر شدیم ولی باز ادامه میدیم ، فرمول ها کارشون رو عالی انجام میدن چون این همه سال توانستند ما رو چاق نگه دارند ، پس حتما فرمول های لاغری هم به اندازه ی کافی قدرتمند هستند که تا همیشه ما رو متناسب نگه دارند.
تفاوت های فرمول های ذهنی خود با یک فرد متناسب را بنویسید.
یکی از تفاوت های من با افراد متناسب به نظرم این هستش که اونها نسبت به غذا هایی که دوست دارند حریص نیستند یعنی خیلی معقول برخورد می کنند و چیزی باعث تغییر در میزان مصرف آنها نمیشه. و در واقع میشه گفت کنترل درونی دارند و کمتر از عوامل بیرونی تاثیر می گیرند.
رنگ و بوی و تنوع مواد غذایی نمیتونه روی فرمول های ذهنی آنها تاثیری بذاره ولی من اگر غذایی باشه که دوست داشته باشم برای خوردنش لحظه شماری میکنم و می تونم بگم بیشتر لذت از زندگی رو به خوردن محدود کردم.
از کدام روش های لاغر شدن تا کنون استفاده کرده اید را شرح دهید.
۱. لاغری با رژیمی که از پزشک تغذیه گرفتم حدودا ۵ کیلوگرم . اولین باری بود که دیگه چاقی خیلی به من فشار وارد کرده بود و برای همین به دکتر مراجعه کردم تا به خیال خودم از روش اصولی و علمی وزن کم کنم و تحت نظر متخصص باشم و اون برای من تصمیم بگیره که چی و چه مقدار و چه ساعت بخورم و نتیجه فکر کنم نهایت یک ماه دوام داشت و روی فرمول های اخلاق من خیلی تاثیر داشت جوری که مامانم گفت نمیخواد لاغر بشی بداخلاق میشی ولی فرمول های چاقی دست نخورده باقی ماندند.
۲. ۳ کیلوگرم با استفاده از دستگاه دراز نشست که به مدت یک ماه استفاده کردم تونستم کاهش وزن داشته باشم. تبلیغات دستگاه دراز و نشست رو میدیدم که تغییرات فرد رو نشون میداد گفتم دیگه من راهم رو پیدا کردم همینه.. این رو بگیرم باربی میشم. دو سه ماه اصرار کردم تا برام خریدنش به شرط اینکه حتما هرروز استفاده کنم.
منم از ذوق و شوق چند ماهی استفاده کردم و شکمم آب شد ولی هم کمرم درد میگرفت موقع درازنشست زدن هم اینکه روزهایی که نمیتونستم انجامش بدم عذاب وجدان بدی میگرفتم و نتیجه ماندگاری زیادی نداشت.. و من به سرعت حتی چاق تر هم شدم و این روش هم جز مهره های کمر من روی هیچ چیزی تاثیر نداشت چه به برسد به فرمول های ذهنی!!!
۳.یک کیلوگرم در طی یک ماه که دمنوش لاغری بود فکر کنم اول صبح میخوردم کم کردم. این روش که اصلا نتیجه خاصی نداشته که بخواد روی فرمول ها تاثیری داشته باشه.
۴. یک کیلوگرم کاهش وزن رو وقتی یک ماه اسفند خوردم تجربه کردم. بدترین روشی که به نظر خودم انجام دادم همین بوده چون اصلا دلم نمیخواست اسفند بخورم و نتیجه خاصی هم نگرفتم و زود برگشت و کلی اذیت شدم و یک ماه سختی بود.
و تاثیری در فرمول های ذهنی من نداشت.
۵. رژیم پزشک تغذیه که دو دفعه گرفتم تقریبا ۳ کیلوگرم کم کردم.
این دکتر که رفتم پیشش خیلی عجیب و غریب بود و فقط بلد بود تحقیر کنه که چرا نتیجه نگرفتی چرا وزنی که باید طی یک هفته کم می کردی ، کم نکردی، تو تنبلی ، تو نمیخوای لاغر بشی و… کلی اینجوری حرف بارم می کرد سری آخر هم پول رژیم رو گرفت ولی برنامه ای بهم نداد!!
۶. ۵ کیلوگرم با استفاده از رژیم یک هفته ای میوه کاهش وزن داشتم.
این رژیم به یادماندنیترین و آخرین رژیمی هستش که گرفتم چون تا مراسم بله برون عمویم یک هفته وقت داشتم و لباسم تنگ بود و با این روش تونستم ۵ کیلو کم کنم و لباس اندازه ام شد..
ولی یک هفته ی سختی بود چون من اون موقع خیلی اهل میوه نبودم و حالم بد میشد ولی اون نتیجه موقت که به من داد راضی بودم اما ماندگار نبود که و تاثیری هم در فرمول های ذهنی نداشت.
۷. و آخرین بار هم با استفاده از لاغری با ذهن ۱۶ کیلوگرم کاهش وزن رو تجربه کردم.این وزن طی یکسال و نیم یا دو سال به من برگشت دلايل متعدد داشت مثلا من باور نمی کردم که نتیج گرفتم جسمم لاغر بود ولی هنوز خودم رو چاق می دیدم سایز ۴۰ می پوشیدم ولی یکبار یکی از فامیل به من گفت تو امکان نداره سايز ۴۰ باشی ( با اینکه شلوار سايز ۴۰ تنم بود) و من گفتم آره من هیچ وقت نمیتونستم اینقدر باشم و یک جا لیز خوردم و هرچی کم کرده بودم دوباره برگشت چون من به خودم اعتماد نداشتم.
در این روش فرمول های ذهنی من دچار تحول و دگرگونی عمیقی شدند و حتی بعد از چند ماه که رها کرده بودم اما رفتار درست و غلط رو تشخیص میدادم. خیلی از باور ها هنوز با من هست مثلا جز روش ذهنی هیچ روشی رو برای لاغری معتبر نمیدونم و دیگه سمت شون نرفتم،
نشان های دریافت شده
با سلام.
روش های لاغری
هیچ وقت فکر نمیکردم که روزی روش هایی که استفاده کردم تا لاغر بشم برای پیدا کردن مسیر درست بهم کمک کنند.این روش ها که خودشون بیراهه هایی بودند برای فاصله گرفتن موقتی از چاقی و بیشتر دور شدن از لاغری ماندگار.
من برای چاقی از هیچ روشی استفاده نکردم ، هیچ کار خاصی انجام ندادم ولی شاهد بزرگ تر شدن جسمم بودم.
اما برای لاغری خیلی هزینه کردم از پول و وقتم .خیلی روش های مختلفی رو امتحان کردم ، حاضر بودم به هر قیمتی لاغر بشم و با روش های افراطی به خودم آسیب میزدم. معمولا بعد از رژیم ها ، معده درد و ریزش مو میگرفتم.
حالا آن روش ها به من یادآوری میکنند که برای لاغر شدن باید یک سری از کارها رو نکنی و از مسیری که خداوند برات انتخاب کرده ادامه بدی و ثابت قدم باشی.
قبلا فکر میکردم که کلید لاغری من در دست بهترین متخصص تغذیه هستش و چون نمیتونستم از برنامه ی اون استفاده کنم در چاقی درجا میزنم. مدتی مادرم از رژیم این دکتر استفاده کرد و انقدر سخت بود که یک روز حالش بد شد و تا نزدیک کما رفت . از اون روز نگاهم تغییر کرد ولی همچنان از رژیم های مختلف استفاده میکردم (همون مثال انیشتین بودم) …
ورزش میکردم نه حرفه ای ولی خوب مثلا هرروز درازنشست میزدم،طناب ،دوچرخه و …..
اما هیچ کدوم برای لاغری دائمی روش درستی نبودند…..
بنابراین وقتی با لاغری با ذهن آشنا شدم هرچی روش میشناختم و نمیشناختم نبوسیدم بلکه پرت کردم انداختم کنار و لحظه ای حتی بهشون فکر هم نمیکنم…..وقتی راه به این آسونی پیدا کردم نیازی به روش های دیگه ندارم.
روز قبل موضوع توبه بود .توبه یعنی برگشت …پس به نظرم در این مسیر از روش های اشتباه هم باید توبه کنیم و رو به سمتی بیاریم که خداوند برای ما انتخابش کرده.
نشان های دریافت شده
با سلام 🤩
تمرین این جلسه : نتیجه گیریِ بی مصرف و بیهوده بودن هر روشی برای لاغری که تغییری در ذهن ایجاد نمی کنند.
مثال ها:
۱.اولین و بارزترین مثال ،خودم هستم اگر هم از روشی نتیجه گرفتم جسم من بوده که مشتاق لاغری بوده و عالی همکاری کرده و الا این روش ها ،همیشه شکست خورده هستند… من رژیم گرفتم،ورزش کردم،قرص و دمنوش های گیاهی مصرف کردم ولی نتیجه ای نگرفتم ..پس این روش ها اشتباه هستند…
۲.زن عموی من، که بعد از زایمان چاق شده بود رژیم گرفت،لاغر شد ولی خیلی بی انرژی شده و حوصله ی هیچ کاری رو نداره …پس رژیم روش اشتباهی هستش…
۳.زن دایی پدرم ،رژیم یک دکتر معروف گرفت ولی رگ های چشمش پاره شد و خون ریزی کرد و مریضی معده هم گرفت بنابراین رژیم روش اشتباهی برای لاغری هستش…
🧭 همه ی روش هایی که من برای لاغری استفاده کردم ،اشتباه بوده….
نکات :
۱. یک راه اشتباه،همیشه و برای همه اشتباه است 👈 نتیجه گیری= هرکسی روشی برای لاغری به تو معرفی کرد که قرار بود جسم تحت فشار قرار بگیرد💯٪ ،اشتباه است .
۲. مسیر صحیح بستگی به عملکرد افراد دارد و میتواند نتیجه را برای هرکس متفاوت بکند.
۳.ما از یک مسیر ،چاق شده ایم ..بنابراین باید مسیر لاغری هم یکی باشد که همان باند مخالف چاقی است..
هرچه در چاقی به دست آوردیم مثل اضافه وزن،غم و اندوه باید ازبین برود و آنچه در لاغری داشتیم دوباره به دست بیاید..