یه روز یکی از دوستام با ذوق بهم گفت یه برنامهی رژیمی پیدا کرده که از آمریکا رسیده. من که تا اون موقع از چند تا رژیم ایرانی نتیجه نگرفته بودم، با خودم گفتم «گمشدهی من همینه!». ولی اون برنامه هم مثل بقیهی روشهای لاغر شدن که امتحان کرده بودم، در نهایت من رو به همون آدم قبلی برگردوند. در این جلسه میخوام بگم چرا.
این نوشته جلسه سوم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه قبل (مهمترین دلایل چاقی چیست؟) دلیلهای چاقی رو رد کردیم و مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم. یه تمرین مهم هم داشتیم: نوشتن مقدار وزنی که با هر روش کم کرده بودیم. اگه این تمرین رو انجام ندادی، اول برگرد و انجامش بده. چون هر جلسه یه در تازه رو به روی ذهنمون باز میکنه و جلسهها باید به ترتیب جلو برن.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🧭 از بین روشهای لاغر شدن، کدوم درسته؟
برای رسیدن به یه شهر معمولاً چند تا راه هست، ولی یکی از اونها از همه بهتره. برای رسیدن به قلهی یه کوه هم چند مسیر هست، ولی یکی امنتر و سادهتره و خیلیها قبلاً از همون مسیر به قله رسیدن.
یه نکتهی مهم دربارهی راهها وجود داره. راه اشتباه همیشه اشتباهه. یعنی هر کسی با هر سرعتی از اون بره، به مقصد نمیرسه. ولی در راه درست، نتیجه به اینکه آدم چطور اون راه رو میره هم بستگی داره. بنابراین ممکنه یه نفر از راه درست زودتر برسه و یه نفر دیرتر، ولی هر دو بالاخره میرسن.
روش کار ذهنی هم همینه. ما باید باورها و آگاهیهایی رو که داریم، یعنی همون فرمولهای ذهنی، شناسایی کنیم، درست و غلطشون رو از هم جدا کنیم و فرمولهای اشتباه رو با دلیل و استدلال به فرمول درست تبدیل کنیم. در دو جلسهی قبل هم دقیقاً همین کار رو کردیم: دلیلهای اشتباه چاقی رو پیدا کردیم و ردشون کردیم، و بهجای فرار از مسئولیت، مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم.
😮 برای چاق شدن از هیچ روشی استفاده نکردیم
یه نکتهی خیلی مهم و جالب: هیچ آدم چاقی برای چاق شدن از روش خاصی استفاده نکرده. خیلی ساده و خودبهخود چاق شدیم. هیچکدوممون یادمون نیست از چه تاریخی تصمیم گرفتیم چاق بشیم یا چه کار خاصی برای چاق شدن کردیم.
ولی همین آدمها برای لاغر شدن کلی روش متفاوت امتحان کردن و نتیجهی همهشون هم یکی بوده: نتیجه نگرفتن. اگه الان داری این متن رو میخونی، یعنی تو هم از روشهای قبلی نتیجهی موندگار نگرفتی. بنابراین همهی ما در یه شرایط هستیم.
این موضوع با تمرین جلسهی قبل فرق داره. در اون تمرین میخواستیم به ذهنمون نشون بدیم که بدنمون توانایی لاغر شدن رو داره. ولی حالا میخوایم ببینیم مشکل از کجا بوده. یعنی اگه بدنمون میتونسته لاغر بشه، چرا هیچ روشی لاغریمون رو موندگار نکرده؟

🇺🇸 داستان رژیم آمریکایی من
مادرم از بچگی بچههای تپل رو خیلی دوست داشت. برای همین من از همون بچگی تپل بودم و کمکم با بزرگتر شدنم، از تپل به چاق و از چاق به خیلی چاق رسیدم. وقتی رژیم میگرفتم، مادرم هم بندهی خدا درگیر میشد. باید هر روز برای من غذای جداگونه درست میکرد و خب از این دردسر گله داشت. بعد از یه مدت همه خسته میشدیم، اون هم تشویقم میکرد که «دیگه بسه»، من رژیم رو ول میکردم و چند وقت بعد دوباره همون رضای قبلی میشدم.
از چند تا رژیم با اسمهای مختلف نتیجه نگرفته بودم که یه روز یکی از دوستام گفت یه برنامهی رژیمی عالی داره. یکی از فامیلهاش در آمریکا پیش یه دکتر معروف رفته بود و این برنامه رو گرفته بود. من با خودم گفتم برنامههای قبلی همه ایرانی بودن، ولی این یکی آمریکاییه و حتماً جواب میده.
دوستم هم که با هم شوخی داشتیم، برای دادن اون برگه کلی ازم باج گرفت و من هم با کمال میل دادم. بعضی از غذاهای اون برنامه اصلاً در ایران پیدا نمیشد و ما خودمون یه چیزی جاش میذاشتیم. چون این برنامه رو خیلی دوست داشتم، بهجای یکی دو ماه، حدود پنج ماه ادامهاش دادم و وزن زیادی هم کم کردم. ولی باز هم نتونستم برای همیشه طبق اون برنامه زندگی کنم. یکی دو ماه بعد از کنار گذاشتنش، دوباره همون آدم قبلی شده بودم.
چرا دوباره سراغ همون روشها میریم؟
این اتفاق برای خیلی از ما بارها افتاده. یه روش رو امتحان میکنیم و شکست میخوریم. ولی چند وقت بعد، همون روش با یه اسم دیگه، یه بستهبندی دیگه یا با اعتبار یه آدم دیگه سراغمون میاد و دوباره امتحانش میکنیم. با خودمون میگیم «اون روش به من نساخت، ولی این یکی فرق میکنه».
یه جملهی معروف هست که به انیشتین نسبت میدن: «دیوانگی یعنی یه کار رو بارها و بارها تکرار کنی و انتظار نتیجهی متفاوت داشته باشی.» وقتی به این جمله رسیدم، حسابی به فکر فرو رفتم. چون من دقیقاً همینطور بودم، هم در لاغری و هم در کسبوکارم. هر بار با تعهد و انرژی بیشتر همون کار قبلی رو تکرار میکردم و باز هم نتیجه نمیگرفتم. همین فکر بود که کمکم من رو به مسیر لاغری با ذهن رسوند.
بنابراین هر روشی که خودت امتحان کردی و نتیجهی موندگار نداده، با هر مقدار کاهش وزنی که داشته، باید یه بار برای همیشه کنار بذاری. هر روشی هم که دیدی دیگران امتحان کردن و به نتیجهی موندگار نرسیدن، جزو همین دستهست. دیگه بهش فکر نکن.
🛣️ از هر مسیری اومدی، از همون مسیر برگرد
فرض کن از شهر خودت میخوای به کیش بری. اگه مسیر اشتباه رو انتخاب کنی، با هر سرعتی و با هر وسیلهای بری، به کیش نمیرسی. لاغری هم یه مقصده. اگه روش اشتباه باشه، با هر شدتی که انجامش بدی، به لاغری موندگار نمیرسی.
از طرف دیگه، بهترین راه برگشتن از هر سفری اینه که از همون راهی که رفتی برگردی. چاقی هم همینطوره. اگه برای چاق شدن رژیم خاصی گرفته بودی، شاید میشد با رژیم لاغر شد. اگه برای چاق شدن داروی خاصی خورده بودی، شاید میشد با دارو لاغر شد. ولی ما برای چاق شدن هیچکدوم از این کارها رو نکردیم.
خیلی سادهترش اینه که ما با قدرت ذهن خودمون چاق شدیم، بنابراین با قدرت ذهن خودمون هم میتونیم لاغر بشیم. نه با قدرت برنامهی من، نه با قدرت هیچ دارو و رژیمی؛ فقط با قدرت ذهن خودت.
من این حرف رو از کتاب نمیگم. من خودم سالها چاق بودم و عکسهای قبل از تناسبم در سایت هست. روشهای زیادی رو امتحان کردم و اگه امروز سالهاست متناسبم و تونستم به خیلیها کمک کنم، به خاطر اینه که از مسیر درست اقدام کردم.

🔁 چاقی محصول افکار و رفتارهای تکراری ماست
خیلیها فکر میکنن چاقی به خاطر غذاست. ولی همهی آدمها غذا میخورن و خیلیهاشون متناسبن. بنابراین مشکل از غذا نیست. چاقی محصول افکار و رفتارهای تکراری ماست. یعنی همون عادتها.
هر فکر یا رفتاری که چند بار تکرار بشه، کمکم عادت میشه. عادت یعنی کاری که نمیتونیم انجامش ندیم، حتی وقتی میدونیم به ضررمونه. یه نکتهی مهم دیگه هم اینه که مغز ما همیشه ما رو به «بیشتر» تشویق میکنه. در مسیر پول درآوردن، به پول بیشتر. در مسیر ورزش، به رتبهی بهتر. و در مسیر چاق شدن، به چاقتر شدن. مغز فرقی بین مسیر خوب و بد نمیذاره، فقط هر مسیری رو که در اون هستیم گسترش میده.
ما از زمان تولد تحت آموزش پدر و مادر، بعد جامعه و بعد دوستانمون بودیم. وقتی یه جمله مثل «چاقی ارثیه» رو میشنویم و باورش میکنیم، هنوز چاق نیستیم. ولی ذهن اون رو تبدیل به یه فرمول میکنه. بعد کمکم بر اساس همون فرمول دستور میده، خوردنمون بیشتر میشه و چون مغز عاشق تکراره، این رفتار هی تکرار میشه تا برسیم به جایی که امروز هستیم.
مثال ازدواج و دارو
خیلیها شنیدن که آدمها بعد از ازدواج چاق میشن. هیچکس هم نمیدونه چرا. یه حرفه که دهنبهدهن چرخیده. ولی وقتی این جمله رو بارها شنیدی و یه پسرخاله یا دخترعمو رو هم دیدی که بعد از ازدواج چاق شده، ذهنت باور میکنه. بعد وقتی خودت ازدواج میکنی، این فرمول فعال میشه. از خیلیها پرسیدم رفتار غذاییشون بعد از ازدواج چه فرقی کرد و خیلیهاشون گفتن «اشتهام بیشتر شد».
دارو هم همینطوره. کافیه پزشکی که بهش اعتماد داری، موقع نوشتن یه دارو بگه «مراقب باش، این دارو اشتها رو زیاد میکنه و چاقت میکنه». همین یه جمله کافیه تا ذهنت باورش کنه و کمکم رفتارت تغییر کنه. مشکل بزرگ اینه که وقتی در مسیر چاق شدن قرار گرفتی، دیگه نمیدونی تا کجا پیش میره.
لاغرهایی که نمیتونن چاق بشن
جالبه بدونی که خیلی از آدمهای لاغر هم هر کاری میکنن نمیتونن چاق بشن. درست برعکس ما. اونها اونقدر باور کردن که متناسبن و چاق نمیشن، که با هیچ کاری وزنشون بالا نمیره. این خودش ثابت میکنه که چاقی و لاغری ذهنیه.
ولی بعضی از این آدمها بالاخره پیش یه پزشک میرن که خیلی قبولش دارن. پزشک دارویی میده و میگه اشتهات رو زیاد میکنه. اونها فقط میخواستن سه چهار کیلو اضافه کنن، ولی وقتی فرمول ذهنیشون عوض شد، در مسیر چاقی افتادن و دیگه معلوم نبود کجا متوقف بشن. بعضی از همین آدمها امروز برای لاغری پیش من میان.
🤖 خوردن؛ تنها کاری که اختیارش دست خودمونه
بیشتر کارهای بدن ما خودکاره: پلک زدن، نفس کشیدن، ضربان قلب، گوارش و هزاران کار دیگه. میتونی چند ثانیه پلک نزنی، ولی خیلی زود خسته میشی و دوباره پلک میزنی. چون دستورش در مغزت نوشته شده. تنها کاری که خداوند اختیارش رو به خودمون داده، خوردن و تأمین نیاز بدنمونه.
برای کسی که از اول تا آخر عمرش متناسب مونده، خوردن هم مثل بقیهی کارها خودکاره. یادمه در مهمونیها، بعد از شام کیک میاوردن. من کیکم رو میخوردم و به دوستم که کیکش رو نخورده بود میگفتم «چرا نمیخوری؟ حیفه!». اون میگفت «به خدا نمیتونم، دیگه پایین نمیره». من خندهام میگرفت و میگفتم «پس بده من بخورم!». حالا میفهمم که اون واقعاً نمیتونست؛ درست مثل اینکه من بخوام ضربان قلبم رو با اراده بالا ببرم.
حیوانات هم در طبیعت همینطورن. شما یه ببر یا آهو یا عقاب چاق در طبیعت نمیبینی. چون اونها با غریزهشون غذا میخورن و کسی فرمولهای ذهنیشون رو دستکاری نکرده. ولی فرمولهای ذهنی ما آدمهای چاق، توسط خانواده، اطرافیان، رسانهها و فرهنگ دستکاری شده.

👨👩👧 لاغری تو روی خانوادهات هم اثر میذاره
خیلیها فکر میکنن چاقی ارثیه، در حالی که آموزشیه. بچهای که در خانوادهای با پدر و مادر چاق بزرگ میشه، فقط با دیدن رفتارهای عادی اونها، چاق شدن رو یاد میگیره.
همین موضوع دربارهی لاغری هم صدق میکنه. خیلی از اعضای سایت برام نوشتن که دختر، پسر یا همسرشون بدون اینکه خودشون دوره رو ببینن، در مسیر متناسب شدن قرار گرفتن. چون رفتار اونها رو دیدن و خودبهخود یاد گرفتن. بنابراین وقتی لاغری با ذهن رو یاد بگیری، فقط خودت رو نجات نمیدی؛ روی خانوادهات و خیلی از آدمهایی که تو رو میبینن هم اثر میذاری.
💪 جرأت کنار گذاشتن همهی روشها
نمیشه لاغری با ذهن رو یاد بگیری ولی گوشهی ذهنت این باشه که «حالا رژیمم رو هم بگیرم، شاید کمک کنه». زمانی از لاغری با ذهن نتیجه میگیری که جرأت کنی همهی روشهای دیگه رو کنار بذاری. این جرأت هم وقتی میاد که به خودت ثابت کنی بقیهی روشها جواب نمیدن.
گاهی پیش میاد که یکی از هنرجوها وسط دوره میاد و میگه «فکر میکنم این روش روی من اثر نداره». بعد معلوم میشه دوستش یه رژیم جدید با یه اسم عجیب بهش معرفی کرده و گفته «این دیگه آخرشه». من بهش میگم اشکالی نداره، با تمام توانت اون روش رو امتحان کن. اگه نتیجه گرفتی بهت تبریک میگم، اگه نه برگرد. و تا امروز هر کسی رفته، برگشته.
شاید فکر کنی در جلسههای بعد بالاخره برنامهی غذایی یا ورزشی داده میشه. نه، هیچ برنامهای داده نمیشه. همهی کار ما پاک کردن فکرهای اشتباهه. اولین نتیجهاش هم آرامش و خودباوریه. وقتی ذهنت باور کنه که میتونی لاغر بشی، میبینی ناخودآگاه بعضی از رفتارهات عوض شده. شاید تا همینجا هم چیزهایی در تو تغییر کرده باشه که هنوز متوجهشون نشدی.
در دورهی آموزشی «ورود به سرزمین لاغرها»، من دقیقا همون راهی رو آموزش میدم که خودم طی کردم و به وزن و اندامی رسیدم که همیشه آرزوش رو داشتم.
اگه هنوز شک داری که لاغری با ذهن واقعاً جواب میده، یه سر به آلبوم شگفتیسازان بزن. اونجا عکس هنرجوهایی رو میبینی که از همین مسیر رفتن و با روش ذهنی لاغر شدن.
✍️ تمرین آموزشی 📖
🔍 مرحله اول: نگرش تو بعد از این جلسه
جواب این سؤالها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس. اگه لازمه، ویدیوی جلسه رو یکی دو بار دیگه هم ببین.
۱- بعد از این جلسه، نگاهت به روشهای لاغر شدن چه تغییری کرد؟
۲- فرمولهای ذهنی تو با فرمولهای یه آدم متناسب چه فرقی دارن؟
🔍 مرحله دوم: چرا من چاقم ولی فلانی متناسبه؟
تا امروز شاید شانس یا ژنتیک رو دلیل تفاوتت با آدمهای متناسب میدونستی. ولی حالا میدونی که تفاوت اصلی در فرمولهای ذهنیه. با مثال بنویس که فکر و رفتار تو با یکی دو نفر از آدمهای متناسب اطرافت چه فرقی داره:
🔸 مثال ۱: دوستم امیر هیچوقت از خوردن نمیترسه و به چاق شدن فکر نمیکنه، ولی من همیشه از خوردن میترسم.
🔸 مثال ۲: دخترخالهام وقتی سیره و بهش شیرینی تعارف میکنن، برنمیداره. ولی من نمیتونم تعارف بقیه رو رد کنم.
🔍 مرحله سوم: بررسی روشهایی که امتحان کردی
هر روشی که تا امروز برای لاغری امتحان کردی رو با این جزئیات بنویس:
🔹 اسم روش
🔹 چه مدت انجامش دادی
🔹 چقدر وزن کم کردی
🔹 چه مدت وزنت ثابت موند
🔹 آیا چیزی در فکرها و باورهایت تغییر داد؟
📉 مثال: «یه ماه از فلان رژیم استفاده کردم و ۵ کیلو کم کردم. ولی حدود سه هفته بعد از تموم شدن رژیم، همهاش برگشت.»
بعد دربارهی روشهایی که اطرافیانت امتحان کردن هم تحقیق کن و ببین کدوم یکی تونسته کسی رو برای همیشه لاغر کنه.
💬 نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون. میبینی چه روشهای زیادی امتحان شده که تو اصلاً خبر نداشتی، و نتیجهی همهشون هم یکی بوده.
در جلسه بعد (قسمت چهارم: عادتهای چاقکننده) میبینیم که خیلی از دلایل چاقی، در واقع همون عادتهای تکراری ذهن هستن.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. بهترین روش لاغر شدن کدومه؟
روشی که از همون مسیری برگرده که ازش چاق شدیم. ما برای چاق شدن نه رژیم گرفتیم نه دارو خوردیم؛ با فرمولهای ذهنی و عادتهای تکراری چاق شدیم. بنابراین روش موندگار لاغری، تغییر همین فرمولهای ذهنیه.
۲. چرا رژیمها نتیجهی موندگار ندارن؟
چون رژیم چیزی رو در ذهن تغییر نمیده و فقط آدم رو از خوردن منع میکنه. مغز دستور خوردن میده و رژیم جلوش میایسته. این جنگ چند هفته یا چند ماه ادامه پیدا میکنه، ولی در نهایت فرمول قدیمی برنده میشه و وزن برمیگرده.
۳. میتونم همزمان با لاغری با ذهن رژیم هم بگیرم؟
نه. تا وقتی گوشهی ذهنت به رژیم امید داری، نمیتونی با تمام وجود در مسیر لاغری با ذهن حرکت کنی. زمانی نتیجه میگیری که جرأت کنی همهی روشهای دیگه رو کنار بذاری.
۴. چرا بعضیها هر چی میخورن چاق نمیشن؟
چون فرمولهای ذهنیشون دربارهی خوردن دستنخورده مونده و خوردنشون مثل پلک زدن خودکاره. وقتی سیر میشن، واقعاً نمیتونن بیشتر بخورن و اصلاً نگران چاق شدن نیستن.
امتیاز 3.99 از 318 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











نشان های دریافت شده
با دورود
قسمت سوم : روش های لاغر شدن
برای اینکه در این مسیر لاغری به نتیجه ماندگاری برسم باید با روش های لاغری آشنا شوم نه روش هایی که چی بخورم. چی نخورم چقدر بخورم محدود باشم کنترل دست ذهنم باشه ورزش های سخت و طاقت فرسا انجام بدم . دمنوش های متفاوت بخورم و رژیم های رنگ و رنگ بگیرم بلکه باید موانع ذهنی ام را در یابم و آنها را اصلاح کنم تا به نتیجه برسم
همش فکرم در گیر که چه موانع ذهنی در من آن قدر قوی هست که توانست مرا کنترل کند که خیلی راحت لیز خوردم و برای مدتی از سایت تناسب فکری دور اوفتادم و این لیز خوردن باعث شد دوباره همون روش های قبلی که بر من حکمرانی می کردند تکرار بشه چی بخورم چقدر بخورم برنج و نون خیلی کم بخورم تمام عادتها و رفتارهای قبلی نمایان شد خدا را شکر که دوباره هدایت شدم
بر طبق عادتها و رفتارهایی که دارم !به یک نتیجه رسیدم ترس از خوردن مانع لاغر شدن من می شه خدا را شکر حالا که موانع را شناختم باید روی باورهایم خیلی کار کنم تا کنترل را بدست بگیرم وقتی موانع را دریابم و آنها را اصلاح کنم مسلما مسیر برام راحتتر و دلپذیرتر می شود چون بدن و ذهن با هم همسو وهماهنگ می شوند
طی این چند سال سبک زندگی من ، طبق افکار و عادتهایی بوده که باعث شده به مرو از وزن ایده الم خارج بشم و حالا که می خوام به اونون بر گردم باید جدی باشم و در کارم استمرار داشته باشم تا ذهنم به عادتها و رفتارهای جدید که باعث لاغری در جسمم می شه عادت کند و جروه شخصیتم بشه
نگرش و درک شما از استفاده از محتوای آموزشی در باره روش های لاغری چیست ؟
نگرش و درک من از روش های لاغری اینه که تمام روش های لاغری که من تا حالا انجام داده ام اشتباه بوده برای همین ماندگار هم نبوده و هیچ وقت به وزن ایده ال قبل ام نرسیدم این نشون می ده که بدن من و ذهن من تمایل به تناسب دارن اما مسیر ها اشتباه بودند و همیشه فکر می کردم حتما درست انجام ندادم و باز سراغ روش دیگه می رفتم تا جایی که نا امید می شدم درست مثل چند روز پیش بعد از آخرین رژیمی که داشتم فستیک که نه تنها هیچی کم نشد بلکه از قبل بیشتر هم شد نا امید بودم و ته ذهنم می گفت ولش کن تا کی می خواهید حرص بخوری که لاغر نمی شی عمرت تموم شد سنی ازتو گذاشت و این زمزمه ها را نا امیدانه ذهنم مرور می کرد ولی تسلیم نشدم و خدا را شکر بجای نا امیدی دوباره به ابن مسیر هدایت شدم
ماهایی که اضافه وزن کردیم و هیچ وقت نفهمیدیم که چی شد که اینطور چاق شدیم و هیچ وقت براش برنامه ریزی نداشتیم . گالری شماری نداشتیم. پروتیین شماری نداشتیم .تو فضای مجازی دنبال راه حل نبودیم .براش برنامه غذایی نداشتیم. آزاد و رها بودیم. حالا باید یاد بگیرم که روش لاغری هم باید به همون سبک باشد باید ذهنم را به لاغری آموزش بدم تا ذهن و بدنم با هم هماهنگ بشوند و طی این سالها بر من اثبات شده که جسمم توانایی داره سالهایی که همه روش ها را امتحان می کردم یک کم ،کم می شدم دوباره بر می گشت چون ذهنی نبود و بدن با ذهنم هماهنگ و همسو نبودند برای همین ورزش =با سختی و فشار روحی بود برای همین زود هم خسته و ناامید می شدی اما اکر هدف از ورزش برای داشتن حس خوب باشه هیچ وقت حس خستگی و فشار و اجبار را حس نخواهی کرد بلکه بیشتر لذت خواهی برد این نظر من در باره ورزش است اما اگر ورزش به قصد لاغری باشد هیچ وقت به ثمر نمی رسیدی و جز درد و رنج و فشار روحی چیزی به همراه نخواهی نداشت
کدوم روش ها اشتباه و کدوم صیحیح هستند؟
من هیچ وقت نتیجه مطلوب از روش ها ندیدم کم شدم باز بر گشتم و باز دنبال روش دیگر و فکر می کردم اون روش قبلی رو من جواب نداد شاید روش جدید را دقیق تر انجام بدم کار ساز باشد اگر مشتریهایم را می دیدم لاغر شدند سوال می کردم که شاید روشی که آنها را لاغر کرد من را هم لاغر کند تمام اینها را که مرور می کنم به یک نتیجه می رسم که لاغری واقعا ذهنی است !چرا؟ چون آدم های لاغری هم هستنتد که فکر می کنند چاق هستند و پی روش های مختلف هستند درست مثل آدم های چاق که واقعا نیاز به لاغر شدن دارند ادمهای لاغری هستند که خود را در گیر دارند همین یعنی از ذهن بر می خیزد فکر می کنند که چاق هستند و باید لاغر بشوند همین نشون می ده که کار ، کار ذهن است نتیجه تمام این کفتنیها اینه که باید روی باورهای اشتباه را شناسایی و روی آنها تمرکز کنیم و برای درست شدن باورها ، استمرا ر داشته باشیم و با حس خوب تمرینات را انجام دهیم حتی اگر انجام تمرینات از رو اجبار و فشار روحی باشد نتیجه نخواهد داشت چون اون حسی که در ما ایجاد می شه مهم است نه اونون کاری که از روی اجبار یا رفع تکلیف انجام بشه باید تمرینات با ذوق و خوش انجام بشه چون ذهن شادی را دوست دارد با حس خوب حال می کند و سریعتر یاد می گیرد
چرا چاق شدم ؟ چاقی محصول افکار و رفتار ماست . نه داروست . نه غذاست . نه ارثی است . نه ازدواج. نه حاملگی. فقط و فقط ذهن ماست .یک نفر تو خانواده ما داروهای افسردگی می خوره و خیلی چاق شده و بر این باور است که دکتر گفته داروهای افسردگی چاق می کند و چون از دکتر که همه قبول دارند شنیده باوره کرده و اونون باور او را در مسیری قرار داده که واقعا چاق شده چرا این را میگم چون یکبار که داشت می گفت پسرش آنجا بود و برداشت گفت :مامانم اگر یک جعبه شیرینی جلوش بزاری به دو شماره همش را می خوره و می گوید داروها من را چاق کرده نفطه که من به آن می رسم اینه که !چون ذهنش باورکرده اونون را به همون سمت پر خوری هدایت می کند در اونون لحظه لذت هم می برد و با حس خوب هم خورد و معتقد است کاری نمی توند بکند و داروها ست که باعث چاقی اونون شدن در حالی که خیلی ها داروی افسردگی می خورند و همچنان لاغرند پس این با این همه دلایل کاملا رد است
ازدواج چاق می کند : خیلی ها ازدواج کردند و چاق نشدند
حاملگی چاق می کند :خیای ها حامل شدند و چاق نشدند این ایده ها را من تو ایران از بچگی می شنیدم اینجا تو امرییکایها عقیده بر این ندارند که ازدواج. حاملگی. دارو باعث چاقی می شه در حالی که تو ایران جزوه فرهنگ مون شد من اینجور فکر می کنم امیدوارم اشتباه باشد
خوشحالم که د ر این مسیر هستم به این آگاهی رسیدم که روی ذهنم کار کنم و تغییرات جدید را پایه گذاری کنم در این فایل یاد گرفتم که هیچ روشی نمی تواند فرمولهای مغزی ما را برای لاغر شدن تغییر بده بجز لاغری با ذهن
استاد سپاس گزارم
نشان های دریافت شده
(شرح براساس محتوا، اشتیاق و انگیزه، منطقی کردن لاغر شدن)
.
برای لاغر شدن روشهای زیادی را امتحان کردم !!
وقتی که متوجه شدم بدنم تغییر کرده به فکر افتادم که باید۱- رژیم بگیرم ۲-ورزش کنم۳محروم کنم خودم را از خوردن بعضی مواد خوراکی ۴-محدود کنم خودم را از بعضی مواد غذایی برای مدتی نان و برنج را از برنامه غذایی حذف کردم و هم زمان پیاده روی انجام می دادم
بعد از مدتی که رژیم تمام شد مقدار خوردن نان و برنج را کم کردم چون در ذهن من باور شده بود که کربوهیدرت مثل نان و برنج و ماکارونی و سیب زمینی چاق می کند برای همین مقدار خوردن را کم کرده بودم و نتیجه خوب بود اما تا موقعی خوب بود که در حال انجام رژیم و ورزش بودم
تصیمیم گرفتم در باشگاه ورزشی ثبت نام کنم و هر روز می رفتم باشگاه و حرکاتهای مختلف را انجام می دادم بعدش سونا و…همین طور ادامه داشت و این کار جزه برنامه هر روز من بود و مرتب رژیم ها عوض می شد با برنامه های غذایی مختلف و نتیجه هم همیشه یکی بود و هیچگاه به اونون وزن دلخواه نمی رسیدم
یک مدت رژیم سوپ که خیلی بد مزه و سخت بود که الان یادم می اید حالم بد می شه ولی به عشق لاغری می خوردم (الان که فکر می کنم خیلی توانمند بودم و نتیجه می گیرم که لاغر شدن با ذهن چقدر لذتبخش هست )یک مدتی هر روز صبح رو ترتمیل می رفتم و ۱۰۰۰کالری می سوختم همراه با رژیم
که وزنم تکون نمی خورد ثابت مانده بود که مجبور شدم مربی زیبایی بگیرم که مرا حرفه ایی تعلیم بده که هر روز حرکات مختلف و سختی را انجام می دادم همراه با یک رژیم غذایی تعیی شده که چی بخورم و چقدر بخورم بعنی خودم انتخاب نمی کردم غذا برام تصیمیم می گرفت چه نوع غذا بخورم و چقدر بخورم بعد از مدتی که تعلیم تموم شده مربی به من گفت باید مرتب این برنامه را داشته باشی که همین طور بمانی و من هم مدتها ادامه دادم بعنی سالهای و بالاخره خسته شدم تا اینکه باز بسوی رژیم دیکه همرا با سی دی رقص برای مدتی —گرفتن کمربند
به مدت ۶ ماه ماهی و مرغ و گوشت را کاملا از برنامه غذایی حذف کردم همراه با hiking با شیب تند و دمنوش های مختلف و آخرین رژیمی که گرفتم رژیم تخم مرغ بود که 5روز هفته تخم مرغ بود و دو روز آزاد بودم و دو ماه ادامه دادم و همیشه تو فکرم بود که بالاخره چی !!؟؟😢چقدر می شه رژیم گرفت ورزش کرد از کوه رفت بالا به یک جایی برسید نمی شه ادامه داد وابن افکار مرا ناراحت و افسرده می کرد و همیشه دنبال روشی بودم که ازاین بند فشار روحی رها بشم راهی که با خیال آسوده غذا بخورم و هر چی دوست دارم با شهامت بخورم بدون نرس که خداوند مرا به سایت استاد عطارروشن هدایت کرد خیلی ممنونم استاد و اکنون ودر همین لحظه که ساعت ۱۲/۱۰شب است که مشغول نوشتن هستم شخص دیگری هستم با افکاری متفاوت و رفتار و عادتهای متفاوت دیگه با یادآوری چگونه لاغر بشم و لاغر بمانم فکر مرا درگیر نمی کند و دیگر افسرده نمی شوم خیلی خوشبختم خدایا شکر و تشکر از استاد محترم.بر می گردم به زمان اکنونم
آگاهی و اطلاع از روش های لاغری با ذهن کمک می کند که ابتدا موانع ذهنی لاغر شدن را کشف کنیم و عادت های بد را شناسایی کنیم مثل عادت بد وزن کردن که من کاملا رها کردم چقدر اعصاب من را خط خطی می کرد
بی دلیل چایی خوردن چند دفعه در روز که فقط یک عادت بود که کاملا رها کردم شاهد هر یک هفته با دو هفته ایی یک چایی بخورم
خودم انتخاب می کنم که چه موقع بخورم و به اندازه بخورم
وعدهای غذایی که حتمی صبحانه یا نهار و شام باید سه وعده غذایی باشه این عادت هم از بین رفته گاهی روزها یک وعده و گاهی روزها دو وعده ساعت مشخصی هم نیست هر موقع گرسنه شدم چقدر لذت بخش است -از خوردن ترسی ندارم -می خوام بگم که باید عادتهای خوب را جایگزین عادتهای بد کنیم تا زمامی که ملکه ذهن ما بشه و حالا می فهم که به گفته استاد تا حالا که موفق نمی شدیم بلد نبودیم نه اینکه ضیف بودیم یا اراده نداشتیم یا پشتکار نداشتیم بلکه بر عکس خیلی هم توانمند و قوی با پشتکار واراده راسخ در مسیر اشتباه به دنبال حل مشکل بودیم و نتیجه هم می گرفتیم ولی به نتیجه اصلی نمی رسیدیم چون ذهن ما چاق بود و اکنون با آگاهی هایی که تاکنون آموختهایم باید تمرین و استمرار داشته باشیم که خیلی سادهتر از راههای قبل است حتمی موفق می شویم .سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
سلام به دوستان و استاد گرامی.
من هم مثل همه دوستان از یک زمانی شروع کردم به رژیم های مختلف با اسم های مختلف و هر دفعه مقداری کم کردم و مجدا بر گشتم:مدتی ترک نان و برنج و شیرینی همراه با پیاده روی و بسیار نتیجه داد ولی موقت.رژیم سوپ که برای یک هفته یک سوپ مخصوصی بود که خیلی سخت و رنج اور بود که به عشق رسیدن به وزن دلخواهم تحمل می کردم و بعد از یک هفته سوپ را رها کردم و برای شش ماه بعد از سوپ ترک نان و برنج که باز هم موقت بود.بعد از اونون برای مدتی روی ترتمیل می رفتم و هر روز صبح ۱۰۰۰ گالری می سوختم و باور داشتم که باید خوب عرق کنم که وزن کم کنم در این مدت وزنم ثابت بود نه بالا می رفت نه پایین.تا اینکه در کلاسها ورزش ثبت نام کردم و هر روز می رفتم سالن و بعد سونا و این روند سالها ادامه داشت و کار دیگه ای که انجام می دادم مرتب دنبال دمنوش های مختلف بودم مثلا هر روز صبح ناشتا کرفس هویج سیب خیار اسفناج زنجبیل تازه با چغندر همه را می ریختم ابمیوه گیری و یک لیوان می خوردم و روشهای مختلف دیگری همیشه پایین می آمدم ولی موقت ولی از یک وزنی هیچ وقت بالا تر نرفتم .وابن برنامه همیشه ادامه داشت و باخودم فکر می کردم خدایا چقدر می تونم ادامه بدهم بالاخره یک جایی نمی شه بعد چکار خواهم کرد که به لطف خدا با سایت استاد آشنا شدم و از زمانی که وارد این برنامه شدم کاملا رژیم و ورزشم قطع شد و هر وقت یادم می اید که نیاز به رژیم و ورزش ندارم یک حس خیلی عالی دارم .و دیگه اینکه وزنه هم کاملا از زندگیم رها شده.خوشحالم که با سایت استاد آشنا شدم که با کمک آگاهیها ناب استاد و تلاش و استمرار به تناسب مورد نظر خواهم رسید.پیش به سوی موفقیت