یه روز یکی از دوستام با ذوق بهم گفت یه برنامهی رژیمی پیدا کرده که از آمریکا رسیده. من که تا اون موقع از چند تا رژیم ایرانی نتیجه نگرفته بودم، با خودم گفتم «گمشدهی من همینه!». ولی اون برنامه هم مثل بقیهی روشهای لاغر شدن که امتحان کرده بودم، در نهایت من رو به همون آدم قبلی برگردوند. در این جلسه میخوام بگم چرا.
این نوشته جلسه سوم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه قبل (مهمترین دلایل چاقی چیست؟) دلیلهای چاقی رو رد کردیم و مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم. یه تمرین مهم هم داشتیم: نوشتن مقدار وزنی که با هر روش کم کرده بودیم. اگه این تمرین رو انجام ندادی، اول برگرد و انجامش بده. چون هر جلسه یه در تازه رو به روی ذهنمون باز میکنه و جلسهها باید به ترتیب جلو برن.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🧭 از بین روشهای لاغر شدن، کدوم درسته؟
برای رسیدن به یه شهر معمولاً چند تا راه هست، ولی یکی از اونها از همه بهتره. برای رسیدن به قلهی یه کوه هم چند مسیر هست، ولی یکی امنتر و سادهتره و خیلیها قبلاً از همون مسیر به قله رسیدن.
یه نکتهی مهم دربارهی راهها وجود داره. راه اشتباه همیشه اشتباهه. یعنی هر کسی با هر سرعتی از اون بره، به مقصد نمیرسه. ولی در راه درست، نتیجه به اینکه آدم چطور اون راه رو میره هم بستگی داره. بنابراین ممکنه یه نفر از راه درست زودتر برسه و یه نفر دیرتر، ولی هر دو بالاخره میرسن.
روش کار ذهنی هم همینه. ما باید باورها و آگاهیهایی رو که داریم، یعنی همون فرمولهای ذهنی، شناسایی کنیم، درست و غلطشون رو از هم جدا کنیم و فرمولهای اشتباه رو با دلیل و استدلال به فرمول درست تبدیل کنیم. در دو جلسهی قبل هم دقیقاً همین کار رو کردیم: دلیلهای اشتباه چاقی رو پیدا کردیم و ردشون کردیم، و بهجای فرار از مسئولیت، مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم.
😮 برای چاق شدن از هیچ روشی استفاده نکردیم
یه نکتهی خیلی مهم و جالب: هیچ آدم چاقی برای چاق شدن از روش خاصی استفاده نکرده. خیلی ساده و خودبهخود چاق شدیم. هیچکدوممون یادمون نیست از چه تاریخی تصمیم گرفتیم چاق بشیم یا چه کار خاصی برای چاق شدن کردیم.
ولی همین آدمها برای لاغر شدن کلی روش متفاوت امتحان کردن و نتیجهی همهشون هم یکی بوده: نتیجه نگرفتن. اگه الان داری این متن رو میخونی، یعنی تو هم از روشهای قبلی نتیجهی موندگار نگرفتی. بنابراین همهی ما در یه شرایط هستیم.
این موضوع با تمرین جلسهی قبل فرق داره. در اون تمرین میخواستیم به ذهنمون نشون بدیم که بدنمون توانایی لاغر شدن رو داره. ولی حالا میخوایم ببینیم مشکل از کجا بوده. یعنی اگه بدنمون میتونسته لاغر بشه، چرا هیچ روشی لاغریمون رو موندگار نکرده؟

🇺🇸 داستان رژیم آمریکایی من
مادرم از بچگی بچههای تپل رو خیلی دوست داشت. برای همین من از همون بچگی تپل بودم و کمکم با بزرگتر شدنم، از تپل به چاق و از چاق به خیلی چاق رسیدم. وقتی رژیم میگرفتم، مادرم هم بندهی خدا درگیر میشد. باید هر روز برای من غذای جداگونه درست میکرد و خب از این دردسر گله داشت. بعد از یه مدت همه خسته میشدیم، اون هم تشویقم میکرد که «دیگه بسه»، من رژیم رو ول میکردم و چند وقت بعد دوباره همون رضای قبلی میشدم.
از چند تا رژیم با اسمهای مختلف نتیجه نگرفته بودم که یه روز یکی از دوستام گفت یه برنامهی رژیمی عالی داره. یکی از فامیلهاش در آمریکا پیش یه دکتر معروف رفته بود و این برنامه رو گرفته بود. من با خودم گفتم برنامههای قبلی همه ایرانی بودن، ولی این یکی آمریکاییه و حتماً جواب میده.
دوستم هم که با هم شوخی داشتیم، برای دادن اون برگه کلی ازم باج گرفت و من هم با کمال میل دادم. بعضی از غذاهای اون برنامه اصلاً در ایران پیدا نمیشد و ما خودمون یه چیزی جاش میذاشتیم. چون این برنامه رو خیلی دوست داشتم، بهجای یکی دو ماه، حدود پنج ماه ادامهاش دادم و وزن زیادی هم کم کردم. ولی باز هم نتونستم برای همیشه طبق اون برنامه زندگی کنم. یکی دو ماه بعد از کنار گذاشتنش، دوباره همون آدم قبلی شده بودم.
چرا دوباره سراغ همون روشها میریم؟
این اتفاق برای خیلی از ما بارها افتاده. یه روش رو امتحان میکنیم و شکست میخوریم. ولی چند وقت بعد، همون روش با یه اسم دیگه، یه بستهبندی دیگه یا با اعتبار یه آدم دیگه سراغمون میاد و دوباره امتحانش میکنیم. با خودمون میگیم «اون روش به من نساخت، ولی این یکی فرق میکنه».
یه جملهی معروف هست که به انیشتین نسبت میدن: «دیوانگی یعنی یه کار رو بارها و بارها تکرار کنی و انتظار نتیجهی متفاوت داشته باشی.» وقتی به این جمله رسیدم، حسابی به فکر فرو رفتم. چون من دقیقاً همینطور بودم، هم در لاغری و هم در کسبوکارم. هر بار با تعهد و انرژی بیشتر همون کار قبلی رو تکرار میکردم و باز هم نتیجه نمیگرفتم. همین فکر بود که کمکم من رو به مسیر لاغری با ذهن رسوند.
بنابراین هر روشی که خودت امتحان کردی و نتیجهی موندگار نداده، با هر مقدار کاهش وزنی که داشته، باید یه بار برای همیشه کنار بذاری. هر روشی هم که دیدی دیگران امتحان کردن و به نتیجهی موندگار نرسیدن، جزو همین دستهست. دیگه بهش فکر نکن.
🛣️ از هر مسیری اومدی، از همون مسیر برگرد
فرض کن از شهر خودت میخوای به کیش بری. اگه مسیر اشتباه رو انتخاب کنی، با هر سرعتی و با هر وسیلهای بری، به کیش نمیرسی. لاغری هم یه مقصده. اگه روش اشتباه باشه، با هر شدتی که انجامش بدی، به لاغری موندگار نمیرسی.
از طرف دیگه، بهترین راه برگشتن از هر سفری اینه که از همون راهی که رفتی برگردی. چاقی هم همینطوره. اگه برای چاق شدن رژیم خاصی گرفته بودی، شاید میشد با رژیم لاغر شد. اگه برای چاق شدن داروی خاصی خورده بودی، شاید میشد با دارو لاغر شد. ولی ما برای چاق شدن هیچکدوم از این کارها رو نکردیم.
خیلی سادهترش اینه که ما با قدرت ذهن خودمون چاق شدیم، بنابراین با قدرت ذهن خودمون هم میتونیم لاغر بشیم. نه با قدرت برنامهی من، نه با قدرت هیچ دارو و رژیمی؛ فقط با قدرت ذهن خودت.
من این حرف رو از کتاب نمیگم. من خودم سالها چاق بودم و عکسهای قبل از تناسبم در سایت هست. روشهای زیادی رو امتحان کردم و اگه امروز سالهاست متناسبم و تونستم به خیلیها کمک کنم، به خاطر اینه که از مسیر درست اقدام کردم.

🔁 چاقی محصول افکار و رفتارهای تکراری ماست
خیلیها فکر میکنن چاقی به خاطر غذاست. ولی همهی آدمها غذا میخورن و خیلیهاشون متناسبن. بنابراین مشکل از غذا نیست. چاقی محصول افکار و رفتارهای تکراری ماست. یعنی همون عادتها.
هر فکر یا رفتاری که چند بار تکرار بشه، کمکم عادت میشه. عادت یعنی کاری که نمیتونیم انجامش ندیم، حتی وقتی میدونیم به ضررمونه. یه نکتهی مهم دیگه هم اینه که مغز ما همیشه ما رو به «بیشتر» تشویق میکنه. در مسیر پول درآوردن، به پول بیشتر. در مسیر ورزش، به رتبهی بهتر. و در مسیر چاق شدن، به چاقتر شدن. مغز فرقی بین مسیر خوب و بد نمیذاره، فقط هر مسیری رو که در اون هستیم گسترش میده.
ما از زمان تولد تحت آموزش پدر و مادر، بعد جامعه و بعد دوستانمون بودیم. وقتی یه جمله مثل «چاقی ارثیه» رو میشنویم و باورش میکنیم، هنوز چاق نیستیم. ولی ذهن اون رو تبدیل به یه فرمول میکنه. بعد کمکم بر اساس همون فرمول دستور میده، خوردنمون بیشتر میشه و چون مغز عاشق تکراره، این رفتار هی تکرار میشه تا برسیم به جایی که امروز هستیم.
مثال ازدواج و دارو
خیلیها شنیدن که آدمها بعد از ازدواج چاق میشن. هیچکس هم نمیدونه چرا. یه حرفه که دهنبهدهن چرخیده. ولی وقتی این جمله رو بارها شنیدی و یه پسرخاله یا دخترعمو رو هم دیدی که بعد از ازدواج چاق شده، ذهنت باور میکنه. بعد وقتی خودت ازدواج میکنی، این فرمول فعال میشه. از خیلیها پرسیدم رفتار غذاییشون بعد از ازدواج چه فرقی کرد و خیلیهاشون گفتن «اشتهام بیشتر شد».
دارو هم همینطوره. کافیه پزشکی که بهش اعتماد داری، موقع نوشتن یه دارو بگه «مراقب باش، این دارو اشتها رو زیاد میکنه و چاقت میکنه». همین یه جمله کافیه تا ذهنت باورش کنه و کمکم رفتارت تغییر کنه. مشکل بزرگ اینه که وقتی در مسیر چاق شدن قرار گرفتی، دیگه نمیدونی تا کجا پیش میره.
لاغرهایی که نمیتونن چاق بشن
جالبه بدونی که خیلی از آدمهای لاغر هم هر کاری میکنن نمیتونن چاق بشن. درست برعکس ما. اونها اونقدر باور کردن که متناسبن و چاق نمیشن، که با هیچ کاری وزنشون بالا نمیره. این خودش ثابت میکنه که چاقی و لاغری ذهنیه.
ولی بعضی از این آدمها بالاخره پیش یه پزشک میرن که خیلی قبولش دارن. پزشک دارویی میده و میگه اشتهات رو زیاد میکنه. اونها فقط میخواستن سه چهار کیلو اضافه کنن، ولی وقتی فرمول ذهنیشون عوض شد، در مسیر چاقی افتادن و دیگه معلوم نبود کجا متوقف بشن. بعضی از همین آدمها امروز برای لاغری پیش من میان.
🤖 خوردن؛ تنها کاری که اختیارش دست خودمونه
بیشتر کارهای بدن ما خودکاره: پلک زدن، نفس کشیدن، ضربان قلب، گوارش و هزاران کار دیگه. میتونی چند ثانیه پلک نزنی، ولی خیلی زود خسته میشی و دوباره پلک میزنی. چون دستورش در مغزت نوشته شده. تنها کاری که خداوند اختیارش رو به خودمون داده، خوردن و تأمین نیاز بدنمونه.
برای کسی که از اول تا آخر عمرش متناسب مونده، خوردن هم مثل بقیهی کارها خودکاره. یادمه در مهمونیها، بعد از شام کیک میاوردن. من کیکم رو میخوردم و به دوستم که کیکش رو نخورده بود میگفتم «چرا نمیخوری؟ حیفه!». اون میگفت «به خدا نمیتونم، دیگه پایین نمیره». من خندهام میگرفت و میگفتم «پس بده من بخورم!». حالا میفهمم که اون واقعاً نمیتونست؛ درست مثل اینکه من بخوام ضربان قلبم رو با اراده بالا ببرم.
حیوانات هم در طبیعت همینطورن. شما یه ببر یا آهو یا عقاب چاق در طبیعت نمیبینی. چون اونها با غریزهشون غذا میخورن و کسی فرمولهای ذهنیشون رو دستکاری نکرده. ولی فرمولهای ذهنی ما آدمهای چاق، توسط خانواده، اطرافیان، رسانهها و فرهنگ دستکاری شده.

👨👩👧 لاغری تو روی خانوادهات هم اثر میذاره
خیلیها فکر میکنن چاقی ارثیه، در حالی که آموزشیه. بچهای که در خانوادهای با پدر و مادر چاق بزرگ میشه، فقط با دیدن رفتارهای عادی اونها، چاق شدن رو یاد میگیره.
همین موضوع دربارهی لاغری هم صدق میکنه. خیلی از اعضای سایت برام نوشتن که دختر، پسر یا همسرشون بدون اینکه خودشون دوره رو ببینن، در مسیر متناسب شدن قرار گرفتن. چون رفتار اونها رو دیدن و خودبهخود یاد گرفتن. بنابراین وقتی لاغری با ذهن رو یاد بگیری، فقط خودت رو نجات نمیدی؛ روی خانوادهات و خیلی از آدمهایی که تو رو میبینن هم اثر میذاری.
💪 جرأت کنار گذاشتن همهی روشها
نمیشه لاغری با ذهن رو یاد بگیری ولی گوشهی ذهنت این باشه که «حالا رژیمم رو هم بگیرم، شاید کمک کنه». زمانی از لاغری با ذهن نتیجه میگیری که جرأت کنی همهی روشهای دیگه رو کنار بذاری. این جرأت هم وقتی میاد که به خودت ثابت کنی بقیهی روشها جواب نمیدن.
گاهی پیش میاد که یکی از هنرجوها وسط دوره میاد و میگه «فکر میکنم این روش روی من اثر نداره». بعد معلوم میشه دوستش یه رژیم جدید با یه اسم عجیب بهش معرفی کرده و گفته «این دیگه آخرشه». من بهش میگم اشکالی نداره، با تمام توانت اون روش رو امتحان کن. اگه نتیجه گرفتی بهت تبریک میگم، اگه نه برگرد. و تا امروز هر کسی رفته، برگشته.
شاید فکر کنی در جلسههای بعد بالاخره برنامهی غذایی یا ورزشی داده میشه. نه، هیچ برنامهای داده نمیشه. همهی کار ما پاک کردن فکرهای اشتباهه. اولین نتیجهاش هم آرامش و خودباوریه. وقتی ذهنت باور کنه که میتونی لاغر بشی، میبینی ناخودآگاه بعضی از رفتارهات عوض شده. شاید تا همینجا هم چیزهایی در تو تغییر کرده باشه که هنوز متوجهشون نشدی.
در دورهی آموزشی «ورود به سرزمین لاغرها»، من دقیقا همون راهی رو آموزش میدم که خودم طی کردم و به وزن و اندامی رسیدم که همیشه آرزوش رو داشتم.
اگه هنوز شک داری که لاغری با ذهن واقعاً جواب میده، یه سر به آلبوم شگفتیسازان بزن. اونجا عکس هنرجوهایی رو میبینی که از همین مسیر رفتن و با روش ذهنی لاغر شدن.
✍️ تمرین آموزشی 📖
🔍 مرحله اول: نگرش تو بعد از این جلسه
جواب این سؤالها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس. اگه لازمه، ویدیوی جلسه رو یکی دو بار دیگه هم ببین.
۱- بعد از این جلسه، نگاهت به روشهای لاغر شدن چه تغییری کرد؟
۲- فرمولهای ذهنی تو با فرمولهای یه آدم متناسب چه فرقی دارن؟
🔍 مرحله دوم: چرا من چاقم ولی فلانی متناسبه؟
تا امروز شاید شانس یا ژنتیک رو دلیل تفاوتت با آدمهای متناسب میدونستی. ولی حالا میدونی که تفاوت اصلی در فرمولهای ذهنیه. با مثال بنویس که فکر و رفتار تو با یکی دو نفر از آدمهای متناسب اطرافت چه فرقی داره:
🔸 مثال ۱: دوستم امیر هیچوقت از خوردن نمیترسه و به چاق شدن فکر نمیکنه، ولی من همیشه از خوردن میترسم.
🔸 مثال ۲: دخترخالهام وقتی سیره و بهش شیرینی تعارف میکنن، برنمیداره. ولی من نمیتونم تعارف بقیه رو رد کنم.
🔍 مرحله سوم: بررسی روشهایی که امتحان کردی
هر روشی که تا امروز برای لاغری امتحان کردی رو با این جزئیات بنویس:
🔹 اسم روش
🔹 چه مدت انجامش دادی
🔹 چقدر وزن کم کردی
🔹 چه مدت وزنت ثابت موند
🔹 آیا چیزی در فکرها و باورهایت تغییر داد؟
📉 مثال: «یه ماه از فلان رژیم استفاده کردم و ۵ کیلو کم کردم. ولی حدود سه هفته بعد از تموم شدن رژیم، همهاش برگشت.»
بعد دربارهی روشهایی که اطرافیانت امتحان کردن هم تحقیق کن و ببین کدوم یکی تونسته کسی رو برای همیشه لاغر کنه.
💬 نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون. میبینی چه روشهای زیادی امتحان شده که تو اصلاً خبر نداشتی، و نتیجهی همهشون هم یکی بوده.
در جلسه بعد (قسمت چهارم: عادتهای چاقکننده) میبینیم که خیلی از دلایل چاقی، در واقع همون عادتهای تکراری ذهن هستن.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. بهترین روش لاغر شدن کدومه؟
روشی که از همون مسیری برگرده که ازش چاق شدیم. ما برای چاق شدن نه رژیم گرفتیم نه دارو خوردیم؛ با فرمولهای ذهنی و عادتهای تکراری چاق شدیم. بنابراین روش موندگار لاغری، تغییر همین فرمولهای ذهنیه.
۲. چرا رژیمها نتیجهی موندگار ندارن؟
چون رژیم چیزی رو در ذهن تغییر نمیده و فقط آدم رو از خوردن منع میکنه. مغز دستور خوردن میده و رژیم جلوش میایسته. این جنگ چند هفته یا چند ماه ادامه پیدا میکنه، ولی در نهایت فرمول قدیمی برنده میشه و وزن برمیگرده.
۳. میتونم همزمان با لاغری با ذهن رژیم هم بگیرم؟
نه. تا وقتی گوشهی ذهنت به رژیم امید داری، نمیتونی با تمام وجود در مسیر لاغری با ذهن حرکت کنی. زمانی نتیجه میگیری که جرأت کنی همهی روشهای دیگه رو کنار بذاری.
۴. چرا بعضیها هر چی میخورن چاق نمیشن؟
چون فرمولهای ذهنیشون دربارهی خوردن دستنخورده مونده و خوردنشون مثل پلک زدن خودکاره. وقتی سیر میشن، واقعاً نمیتونن بیشتر بخورن و اصلاً نگران چاق شدن نیستن.
امتیاز 3.99 از 318 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











نشان های دریافت شده
سلام بر پرودگار مهربان وفرمانده کل هستی
سلام براستاد عطارروشن وهم دوستان. هممسیر
نگرش من بعد از استفاده از. متحوای لاغری چه
من بعدازورد به سایت واول امدم تواین و مسبرکه ۱۲ گام یاد بگیرم بر برای خودم انجام بدمفردی متناسب لاغر بشم این چیزی بودکه تو این مسیر باهش رو برو بودم و تو ذهنم داشتم چون کل زندگی من به رژیمگرفتن گذشت تو هر برنامه یی زمان نیازبودکه اون رژیم انجام بدم برای خودم انجام بدم کمی وزنمکم بشه طبق این الکو داشتم با این مسیر هم برخورد می گردم
وفتی شروع کردن به کاره باره اول که فایل اول رو گوش کردم ازش هیجی نفهمیدم هیجی
با تکار حدود ۷ بار انکار یی جیزی خیلی کم ازش متوجه شدمیی بسته کامل که فقط یی لایه ای از بیرونش درک کنی چیز زیادی دست گیرم نشد برای من که به این شکل بود با گذشتن ازاین ۱۲ گام چونکمن به هیج عنوان کاره ذهنی انجام ندادهدبودم وهیچ چیزی ارزش بلد نبود پس این ۱۲ گام رو حدود فکرکنم بالای ۲۲ روز وفت گذاشتنواشتم فکرکنم۲۲ روز رفتمتوبخش ۱۰۰ گام اونجا رو شروع کردم وحدود ۸۵ روز فکرکنم وفت منگرفت تازه شاید روزی ۱۰ تا الی ۱۵ ساعت طمانوگذاشتمنه بهددرک ناقص ازاون مسیر رسیدم تواون بخش به درک بعضی ازوفایلهاها که آسون بود رسیدم ولی بعضی روبه شکل شک تردید از فهم بهش رسبدم و بازم کسترش خیلی بشتری به من داد تا عید کل دورها تهیه کردمکاز۱۹ فرودین به شکل کامل تومسیر ورد به سرزمینولاطعرها وفت گذاشتم به شکرخدا بعدازتمام شدن دورهواول ازفردا دوره دوم رو شروع کردنوحدود ۲ روز هست که تکارباره دوم رو تمامکردم کلی به رشد ومشرفت خودمکمک بزرگی رو دادم متوجه شدمکه کجایی مسبر بدپودم چطوراین چاقی به وجود آمده جطور باید برطر فش کنم وتازه شروع گار شد. برای منتا زمانی که ننیدوستمجطورچاق شدمچطر بای برطرف کنمداستم فقط تباهی درست روکسب میگردم ایناگای توذهنمکنفوذ کرد ارام اراپتطعییرکوچک کوجک به زندگیم دادمو شد مسبر لاغری با ذهن وکل زندگی پررنک شده کل زندگیم رو بهش اختصاص دادم ومن عاشق این مسیر شدم نه دل زده میشن نه خسته میشه روزبه روز برای داشتن این مسیراز خداوند تشکروسپاس دارم
تفاوت فرمون ذهنی من با یی فرد متناسب چی بو که بهش رسیدم
من دریافت تو ذهن افراد متناسب هیج جیزی از چاق افکار چاق اصلا نیست ولی نا زمانی که به شکل تحقیقی این کاره در انجام دادم متوجه شدم اصلا هیچ از باوره وفرمولی که تو ذهن من هست تو طدهن افراد متناسب وجود نداره اصلا نه ترس نه ونگرانی ازچاق ونه ترس نقشه خوردن چطور خوردن چی روبا جی خوردن حمله کردن به غذا برای تفریح نگاهی ازاین همه شکلی که برخورد با مواد غذایی بود به هیج عنوان تو ذهن این افرادنبود تازه شکل کاره رو متوجه شدم آنها نه باوره من داشتم نه توجه من داشتم ونه ترسهای من رو توبخش چاقی داشتم اصلا هیجی از ذهنم من تو ذهن انها نبود با سوال جواب که تو دورهام توتمرین اون داشتم دراین موضوع پی بردم افردی که من ازشون سوال کردم افراد نزدیک من بودن ولی من هیج زمان چنین سوالی از شون نکرده بود وفتی می پرسیدم جوابش یادداشت میکردم خودم کلی تعجب داشمکه تا اون زمان فکرمی کردم آنها فقط غذا کم میخورن ولی با من فرقی نداره ولی داشتن چقدر زیاد تو افکارتو مرود افکارتو باوره وتو نگاه کردن تو برخورد با موادغذای تو خیلی چیزها فرق اساسی بودین من و آنها با دست یابی به ایناگاهی بود که دریافت اگه منشکل آنها رفتار گفتار وعمل کنم ودمن به مرو مثل آنها متناسب میشم و دارم کم کم به آرامی به شکل این افراد کارمیکنم درآینده نزدیک مثل آنها هم ازتناسب کامل بهرمند خواهم شد
چه روشهای لاغری رو استفاده کردم
به شکرخدادن طی این مدت کهتواین مسبر هستم در یافتم چقدر فشار زیادی به جسم وارد کردم که اون لاغر کنم هرجری زور زدمکه لاغر بشم نشد ولی به جاش چافتر شدم از هرمدل هر نوع ففط عمل جراحی نکردم دارو زیاد و مصرف نکردم ولی مدلهای بی حدی رو داشتم حتی کلیو کلیو زیره خوردم م و زنجبیل خوردمکاره به بیمار ستان هم کشیده دجار مشکل معده شدم خونرزی. اون بخش داشتم کلی درگیری این بخش مشکلاتش روهم داشتم بازم به شکرخدا به خوبی مشکل هل شد دیگه بهش اصلا فکر انواع ومدلها زیاد برنامه ۵۶ سال زندگی من بود کهوازهموشون به شکرخدا خلاص شدمو ارامش خیای خوبی روبهش رسیدم من میدنم با بودن واستمراربه هدفمککهوتناسب هست بی هیجوسکی خواهم رسید به خودم زمان دادم عجله کنارگذاشتم بع زودی که اون دست خداوند هست کاره خودم تناسب کامل رو خواهم داشت که چون کل مسب رو دارم به شکل کامل درست طی نیکنمکمکاری ندارم خسته نمیشه عشق به خودم هدیه میدم با طلوع هر صبح اولین نگاه تواینه منزلم خواندم میثاق نامه زندگی تعییر پیدا گرده خودمکلی خنده نشاط به خودم میدیمو در ادامه زندیگم چندین فایل رو دیگاه مینویسم تکرار دارم یاد می گیرم اگه ازبین به زندگی خودم نگاه کنمو خودم متوجه نمیشه این من هستمکه تو۴ مسبر این دوره ام کاره رو به پیش میبرم تا تازه زندکی شخصی خودم رو هم دارم زبان اموزی روهم کنارش شروع کردم اون به شکرخدا داره خوب پیش میره سلام پیش اگه کسی یی عکس یا یی فیلم از امروز به من نشون میداد می گفت تو سال آینده تود هم چین زمانی به این شکل زندگی خواهی کرد بی شک می گفتم امکان نداره این من نیستم این یی فرد دیگه هست ولی برای من شد اون به شکر خداوند هست از نعمت توجه نگاه خداوندم دارم برای هرکدوم هم کلی ازخدایی خودم تشکر و سپاس دارم که من هدایت کرد وحمایت کرد که تو این مسیر باشم و خودم رو به شکل خوب نجات بدم
خدا پشت وپنا هتون یا حق. حق. نگه دارتون
نشان های دریافت شده
سلام بر خداوند واستاد. وهمه دوستان این مسیر دلنواز که اگاهی پاک رویه ذهن میده باید استمرا داشت که به اونتیجه موردنظربرسیم
وفتی که به گدشته خودم نگاه میکنم جقدر رژیم گرفتم جقدرتلاش بیثمر رو پشت سر گذاشتم اون زمان هر رژیمی رو که پیدا میکردم زمان براش در نظر میگرفتم وفتی شروع به کاره میشدماون احساس تازکی وخیال اینگه با انجام این رژیم از هر چی مشکل چاقی خلاص شده دیگه لاغر میشم تو افکار مرور میشد
با زمانی که تو ذهنم گذاشته بودم وفتی که کمی موفق شدم اون کاره رو بازم انجام میداد ولی این کاره یی فشار آوردن به جسم بود رژیم می گفت تو حق دارای دو یا سه کف دست نون بخوری ،تو حق دارای ۱۲ قاشق برنج بخوری تو اجازه دارای این میزان گوشت مصرف. کنی حق دارای این بخش مرغ رو مصرف کنی تو حق دارای این میزان قند شیرنی و این مقدار خلاصه یی خط بین من و خواسته ذهنیم کشیده می شد من طبق، اون گفتهای عمل کرده کمی از وزنم رو از دست میدا م خیلی خوشحال شده اخش پیدا کردم راه، نجاتم، رو، ادامه میدم حتما به نتیجه لاغریی میرسم ول ته ذهنم مپ این رو اصلا فبول نداشتم ماه دوم بازم اینکاره ادامه داشت کمی بازم. وزن کمد میشد ولی ازماه سوم انکار دیگه خسته شده بودم آخه تا کی میشد این همه محدودت رو به خودم بدم با این کاره ذهنم داشت آماده میشد برای مبارزه من که خسته شده بودم اون کاروش شروع میکردم با این گفتم حالا اگه بجای سه کف نون بشه ۴ تا چی میشه تو که کمی وزنت کم شده مهم. اون کم شدن هست بیا خودت از گرسنگی نجات بده من که واقعیت خسته شده بودم انکار منتظر همین فرصت بودم خودم رو با خوردن یی لقمه بیشتر یی تکه نون بیشتر به شکل گول میزدم
ابن کاره ذهنم بودکه داشت انجام میداد اون داشت اونه همه فرمولهای که دورنش انباشته شده بود وکل الکویی ذهنی رو دورنش جای داده بود مرحله به مرحله اجرایی میکرده من هم که دیگه اون اطمینان کم رنک شده بود باهش همکاری میکردم دور ازچشم دیگران که نبین این پروزه به پیش میرفت وفتی به خودم میوم مییدم کلی وفت هست که هیچ اثری از رژیم تو برنامه روزانه من نیست وکلی به وزن از دست دادم وزن بیشتر تحمیل شده این برنامه خیلی زمان نمیتواست من رو تواون حالتی که دوست داشتم نگه داره هررژیم یی مدتی فابل اجرا بود.فقط تو کل رژیهای من یی رزیم بود که گروهی انجام داده مشید حدود ۷ سال پیش اون تا حدودی به حالت کم کردن برگشت داشتم اون زمان بیشتری به این حالت توانستم بافشاراوردن با گروه بودن دلخوشی که با گروه هستم امکان داده بمونه ولی بازم این پرونده به شکست روبر شد
خوب وفتی همه مسیرهای اشتباه رو ،رفتم خسته شدم هیچ کودم هیچ نتیجه ماندگاری برا من نداشت حتی بعضی زمان اصلا تو فکرم هیچ ،رژیمی نیود صدای فرزندانم در میومد که مامان خیلی چاقی شدیدی یی فکری به حالت خودت بکن این جملات ضربهای روحی من بود که از اطرافیان به من زده ،میشد انکار انها نمیدوستن من هرتلاشی رو دارم انجام میدم ولی هیچ نتیجه ماندکاری روبه خودم هدیه نمی کرد
حتی آین آخر سرهای ازخداوند درخواست کما رو داشتم که اون زمان من تو خواب باشم نتوان جیزی بخورم وفتی ازخواب کما بیدار شدم لاغر متناسب شده باشم واین اروزی که سالهای زیاد داشتم به واقعیت زندگیم تبدیل بشه انکار این کاره دیگه شدنی ن نبود انقد که این مسیرهای اشتباه، رو طی کردم کم کم ،این باوره بهش اضافه شد که من هیچ زمان لاغر نخواهم لاغر شدن کاره بسیار سختی هست که برای من امکان نداره انجام بشه وفتی وارده سایت شدم تو و مسیر این کلمهوشعار این مسیر رودیدم
لاغرشدن آسانترین کاره دنیاست
برای اولین بار خواندم برام اصلا فابل فبول نبود این شعار فکرمی کردم این برای دلخوشی ما افراد چاق گفته شده که کمی خودمون رو ارام کنیم اصلا بزرگی جاقی دردیدمن به شدت قوی افتاده بود که میدوستم خداوندهدایت کرده میدوستم کمک کرده خودمنیست جون این بار ازخداوند درخواستن اکردم اون به خواسته من جواب داده من به مسبر هدایت کرده وداره حمایت میکنه که بمونم ادامه بدم ولی اون بخش منفی بود اون داشت کاره خودش رو انجاممیداد ولی به شکر رخدادوند موندم ادامه دادم به این شعار رسیدم که آره آسانترین کاره دنیاست به شرطها وشورطها
کلی کاره تورذهن بایدزانجام بشه به شکل اساسی نه به شکل نصفه ورنیمه همه جیزی که تو برنامه ما کنجانده شده هست طبق یی برنامه هست که باید انجام میشد آنچه گفته دیده نوشته خوانده میشد همه طبق ،یی برنامه کامل صورت گرفته شده بود اون زمان من خیلی تو این بخش نبودم فقط نیت یادگیری کامل بدن نقص بود.برای باره دوم تکرار مسیر لاغریی من به درک بهتری از برنامه مسیر درام ومیرسمکه این مسیر اول کلی زیز
سازی نیازوداره تا بشه ستوان هاس روس این ریزسازی قراربگیرد روی اون ستوانهای اهنهاهی دیگه رو قرابدیمکه بشه ستوان اصلی مسیر وکارهای که انجامدادیم شد در پنجره دیوار این خونه تازه که من با ین مسیر ساختم پس با یی شب دو روز این امکان نداشت صورت بگیره زمان نیاز داشت که این خونه خراب ازنوع ساخته بشه
شما فتی به ساخت سازه یی ساختمان اطراف منزلتون نگاه کنید هیج ساختمانی شب که شما خوابیده صبح بیدار شدید ساخته نشده همه کلی زمان نیاز داشته کلی مصابح نیازه داشته کلی زمان وکارگربرای کاره نیاز داشته اگه مصالح بوده کارکر برای کاره نبود اون روز کار خوابیده بازم اگهکارگر بود مصالح نبود بازمکاره خوابیده زمان کاره به پیش رفته که هپه جیز مهیا وهمه درحال کاره بود آرام ارم اون ساختمان ساخته شده همه با هم همکاری داشتن ازمهندس ازبنا از نقشه کش ازخوشکار از پنجره ساز درساز خلاصه کلی مواد کلی کاره صورت گرفته برای ساختن این بنا
حالا چطور من انتطار داشته باشم جسم وذهنم رو کلی زمان برده کلی مشکل دورنش جای دادم رو به شکل یی زمان کوتاه به شکلی درست کنمکه اون ساخت کامل صورت بگیره پس برای بازسازی خرابیهای کل جسم خودم زمان خوبی رو نیازدارمکه آرام ارم بخشهای اشتباه رو بازسازی تمیزی وبی نقصی رو انجام بدم انشاله که موفق خواهم شد تااین زمان همخیلی خوب عمل کردم ازوارکره خودم به شکلی خوبی رضاست دارمهمین احساس خوب وشادی دورتی که به دست آورم وکم شدن وزن اون یقین اطمینان رو توکل وجود به وجود اورده که آره میسه تولاغریی میشی که تا این رمان هم شدی کاره نشدنی رو من شدنی کردم برای این دست اورده خودمکه محصول کاره وعمل کرده خودم بوده رو بسیار می پسندم
خدا پشت وپنا هتون یا حق. حق نگه دارتون