0

روش‌های لاغر شدن (قسمت سوم)

روش های لاغر شدن
اندازه متن

یه روز یکی از دوستام با ذوق بهم گفت یه برنامه‌ی رژیمی پیدا کرده که از آمریکا رسیده. من که تا اون موقع از چند تا رژیم ایرانی نتیجه نگرفته بودم، با خودم گفتم «گمشده‌ی من همینه!». ولی اون برنامه هم مثل بقیه‌ی روش‌های لاغر شدن که امتحان کرده بودم، در نهایت من رو به همون آدم قبلی برگردوند. در این جلسه می‌خوام بگم چرا.

این نوشته جلسه سوم از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. در جلسه قبل (مهم‌ترین دلایل چاقی چیست؟) دلیل‌های چاقی رو رد کردیم و مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم. یه تمرین مهم هم داشتیم: نوشتن مقدار وزنی که با هر روش کم کرده بودیم. اگه این تمرین رو انجام ندادی، اول برگرد و انجامش بده. چون هر جلسه یه در تازه رو به روی ذهنمون باز می‌کنه و جلسه‌ها باید به ترتیب جلو برن.

🧭 از بین روش‌های لاغر شدن، کدوم درسته؟

برای رسیدن به یه شهر معمولاً چند تا راه هست، ولی یکی از اون‌ها از همه بهتره. برای رسیدن به قله‌ی یه کوه هم چند مسیر هست، ولی یکی امن‌تر و ساده‌تره و خیلی‌ها قبلاً از همون مسیر به قله رسیدن.

یه نکته‌ی مهم درباره‌ی راه‌ها وجود داره. راه اشتباه همیشه اشتباهه. یعنی هر کسی با هر سرعتی از اون بره، به مقصد نمی‌رسه. ولی در راه درست، نتیجه به اینکه آدم چطور اون راه رو می‌ره هم بستگی داره. بنابراین ممکنه یه نفر از راه درست زودتر برسه و یه نفر دیرتر، ولی هر دو بالاخره می‌رسن.

روش کار ذهنی هم همینه. ما باید باورها و آگاهی‌هایی رو که داریم، یعنی همون فرمول‌های ذهنی، شناسایی کنیم، درست و غلطشون رو از هم جدا کنیم و فرمول‌های اشتباه رو با دلیل و استدلال به فرمول درست تبدیل کنیم. در دو جلسه‌ی قبل هم دقیقاً همین کار رو کردیم: دلیل‌های اشتباه چاقی رو پیدا کردیم و ردشون کردیم، و به‌جای فرار از مسئولیت، مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم.

😮 برای چاق شدن از هیچ روشی استفاده نکردیم

یه نکته‌ی خیلی مهم و جالب: هیچ آدم چاقی برای چاق شدن از روش خاصی استفاده نکرده. خیلی ساده و خودبه‌خود چاق شدیم. هیچ‌کدوممون یادمون نیست از چه تاریخی تصمیم گرفتیم چاق بشیم یا چه کار خاصی برای چاق شدن کردیم.

ولی همین آدم‌ها برای لاغر شدن کلی روش متفاوت امتحان کردن و نتیجه‌ی همه‌شون هم یکی بوده: نتیجه نگرفتن. اگه الان داری این متن رو می‌خونی، یعنی تو هم از روش‌های قبلی نتیجه‌ی موندگار نگرفتی. بنابراین همه‌ی ما در یه شرایط هستیم.

این موضوع با تمرین جلسه‌ی قبل فرق داره. در اون تمرین می‌خواستیم به ذهنمون نشون بدیم که بدنمون توانایی لاغر شدن رو داره. ولی حالا می‌خوایم ببینیم مشکل از کجا بوده. یعنی اگه بدنمون می‌تونسته لاغر بشه، چرا هیچ روشی لاغریمون رو موندگار نکرده؟

مقایسه مسیر لاغری با ذهن و روش‌های لاغر شدن

🇺🇸 داستان رژیم آمریکایی من

مادرم از بچگی بچه‌های تپل رو خیلی دوست داشت. برای همین من از همون بچگی تپل بودم و کم‌کم با بزرگ‌تر شدنم، از تپل به چاق و از چاق به خیلی چاق رسیدم. وقتی رژیم می‌گرفتم، مادرم هم بنده‌ی خدا درگیر می‌شد. باید هر روز برای من غذای جداگونه درست می‌کرد و خب از این دردسر گله داشت. بعد از یه مدت همه خسته می‌شدیم، اون هم تشویقم می‌کرد که «دیگه بسه»، من رژیم رو ول می‌کردم و چند وقت بعد دوباره همون رضای قبلی می‌شدم.

از چند تا رژیم با اسم‌های مختلف نتیجه نگرفته بودم که یه روز یکی از دوستام گفت یه برنامه‌ی رژیمی عالی داره. یکی از فامیل‌هاش در آمریکا پیش یه دکتر معروف رفته بود و این برنامه رو گرفته بود. من با خودم گفتم برنامه‌های قبلی همه ایرانی بودن، ولی این یکی آمریکاییه و حتماً جواب می‌ده.

دوستم هم که با هم شوخی داشتیم، برای دادن اون برگه کلی ازم باج گرفت و من هم با کمال میل دادم. بعضی از غذاهای اون برنامه اصلاً در ایران پیدا نمی‌شد و ما خودمون یه چیزی جاش می‌ذاشتیم. چون این برنامه رو خیلی دوست داشتم، به‌جای یکی دو ماه، حدود پنج ماه ادامه‌اش دادم و وزن زیادی هم کم کردم. ولی باز هم نتونستم برای همیشه طبق اون برنامه زندگی کنم. یکی دو ماه بعد از کنار گذاشتنش، دوباره همون آدم قبلی شده بودم.

چرا دوباره سراغ همون روش‌ها می‌ریم؟

این اتفاق برای خیلی از ما بارها افتاده. یه روش رو امتحان می‌کنیم و شکست می‌خوریم. ولی چند وقت بعد، همون روش با یه اسم دیگه، یه بسته‌بندی دیگه یا با اعتبار یه آدم دیگه سراغمون میاد و دوباره امتحانش می‌کنیم. با خودمون می‌گیم «اون روش به من نساخت، ولی این یکی فرق می‌کنه».

یه جمله‌ی معروف هست که به انیشتین نسبت می‌دن: «دیوانگی یعنی یه کار رو بارها و بارها تکرار کنی و انتظار نتیجه‌ی متفاوت داشته باشی.» وقتی به این جمله رسیدم، حسابی به فکر فرو رفتم. چون من دقیقاً همین‌طور بودم، هم در لاغری و هم در کسب‌وکارم. هر بار با تعهد و انرژی بیشتر همون کار قبلی رو تکرار می‌کردم و باز هم نتیجه نمی‌گرفتم. همین فکر بود که کم‌کم من رو به مسیر لاغری با ذهن رسوند.

بنابراین هر روشی که خودت امتحان کردی و نتیجه‌ی موندگار نداده، با هر مقدار کاهش وزنی که داشته، باید یه بار برای همیشه کنار بذاری. هر روشی هم که دیدی دیگران امتحان کردن و به نتیجه‌ی موندگار نرسیدن، جزو همین دسته‌ست. دیگه بهش فکر نکن.

🛣️ از هر مسیری اومدی، از همون مسیر برگرد

فرض کن از شهر خودت می‌خوای به کیش بری. اگه مسیر اشتباه رو انتخاب کنی، با هر سرعتی و با هر وسیله‌ای بری، به کیش نمی‌رسی. لاغری هم یه مقصده. اگه روش اشتباه باشه، با هر شدتی که انجامش بدی، به لاغری موندگار نمی‌رسی.

از طرف دیگه، بهترین راه برگشتن از هر سفری اینه که از همون راهی که رفتی برگردی. چاقی هم همین‌طوره. اگه برای چاق شدن رژیم خاصی گرفته بودی، شاید می‌شد با رژیم لاغر شد. اگه برای چاق شدن داروی خاصی خورده بودی، شاید می‌شد با دارو لاغر شد. ولی ما برای چاق شدن هیچ‌کدوم از این کارها رو نکردیم.

خیلی ساده‌ترش اینه که ما با قدرت ذهن خودمون چاق شدیم، بنابراین با قدرت ذهن خودمون هم می‌تونیم لاغر بشیم. نه با قدرت برنامه‌ی من، نه با قدرت هیچ دارو و رژیمی؛ فقط با قدرت ذهن خودت.

من این حرف رو از کتاب نمی‌گم. من خودم سال‌ها چاق بودم و عکس‌های قبل از تناسبم در سایت هست. روش‌های زیادی رو امتحان کردم و اگه امروز سال‌هاست متناسبم و تونستم به خیلی‌ها کمک کنم، به خاطر اینه که از مسیر درست اقدام کردم.

چاقی ذهن

🔁 چاقی محصول افکار و رفتارهای تکراری ماست

خیلی‌ها فکر می‌کنن چاقی به خاطر غذاست. ولی همه‌ی آدم‌ها غذا می‌خورن و خیلی‌هاشون متناسبن. بنابراین مشکل از غذا نیست. چاقی محصول افکار و رفتارهای تکراری ماست. یعنی همون عادت‌ها.

هر فکر یا رفتاری که چند بار تکرار بشه، کم‌کم عادت می‌شه. عادت یعنی کاری که نمی‌تونیم انجامش ندیم، حتی وقتی می‌دونیم به ضررمونه. یه نکته‌ی مهم دیگه هم اینه که مغز ما همیشه ما رو به «بیشتر» تشویق می‌کنه. در مسیر پول درآوردن، به پول بیشتر. در مسیر ورزش، به رتبه‌ی بهتر. و در مسیر چاق شدن، به چاق‌تر شدن. مغز فرقی بین مسیر خوب و بد نمی‌ذاره، فقط هر مسیری رو که در اون هستیم گسترش می‌ده.

ما از زمان تولد تحت آموزش پدر و مادر، بعد جامعه و بعد دوستانمون بودیم. وقتی یه جمله مثل «چاقی ارثیه» رو می‌شنویم و باورش می‌کنیم، هنوز چاق نیستیم. ولی ذهن اون رو تبدیل به یه فرمول می‌کنه. بعد کم‌کم بر اساس همون فرمول دستور می‌ده، خوردنمون بیشتر می‌شه و چون مغز عاشق تکراره، این رفتار هی تکرار می‌شه تا برسیم به جایی که امروز هستیم.

مثال ازدواج و دارو

خیلی‌ها شنیدن که آدم‌ها بعد از ازدواج چاق می‌شن. هیچ‌کس هم نمی‌دونه چرا. یه حرفه که دهن‌به‌دهن چرخیده. ولی وقتی این جمله رو بارها شنیدی و یه پسرخاله یا دخترعمو رو هم دیدی که بعد از ازدواج چاق شده، ذهنت باور می‌کنه. بعد وقتی خودت ازدواج می‌کنی، این فرمول فعال می‌شه. از خیلی‌ها پرسیدم رفتار غذاییشون بعد از ازدواج چه فرقی کرد و خیلی‌هاشون گفتن «اشتهام بیشتر شد».

دارو هم همین‌طوره. کافیه پزشکی که بهش اعتماد داری، موقع نوشتن یه دارو بگه «مراقب باش، این دارو اشتها رو زیاد می‌کنه و چاقت می‌کنه». همین یه جمله کافیه تا ذهنت باورش کنه و کم‌کم رفتارت تغییر کنه. مشکل بزرگ اینه که وقتی در مسیر چاق شدن قرار گرفتی، دیگه نمی‌دونی تا کجا پیش می‌ره.

لاغرهایی که نمی‌تونن چاق بشن

جالبه بدونی که خیلی از آدم‌های لاغر هم هر کاری می‌کنن نمی‌تونن چاق بشن. درست برعکس ما. اون‌ها اون‌قدر باور کردن که متناسبن و چاق نمی‌شن، که با هیچ کاری وزنشون بالا نمی‌ره. این خودش ثابت می‌کنه که چاقی و لاغری ذهنیه.

ولی بعضی از این آدم‌ها بالاخره پیش یه پزشک می‌رن که خیلی قبولش دارن. پزشک دارویی می‌ده و می‌گه اشتهات رو زیاد می‌کنه. اون‌ها فقط می‌خواستن سه چهار کیلو اضافه کنن، ولی وقتی فرمول ذهنیشون عوض شد، در مسیر چاقی افتادن و دیگه معلوم نبود کجا متوقف بشن. بعضی از همین آدم‌ها امروز برای لاغری پیش من میان.

🤖 خوردن؛ تنها کاری که اختیارش دست خودمونه

بیشتر کارهای بدن ما خودکاره: پلک زدن، نفس کشیدن، ضربان قلب، گوارش و هزاران کار دیگه. می‌تونی چند ثانیه پلک نزنی، ولی خیلی زود خسته می‌شی و دوباره پلک می‌زنی. چون دستورش در مغزت نوشته شده. تنها کاری که خداوند اختیارش رو به خودمون داده، خوردن و تأمین نیاز بدنمونه.

برای کسی که از اول تا آخر عمرش متناسب مونده، خوردن هم مثل بقیه‌ی کارها خودکاره. یادمه در مهمونی‌ها، بعد از شام کیک میاوردن. من کیکم رو می‌خوردم و به دوستم که کیکش رو نخورده بود می‌گفتم «چرا نمی‌خوری؟ حیفه!». اون می‌گفت «به خدا نمی‌تونم، دیگه پایین نمی‌ره». من خنده‌ام می‌گرفت و می‌گفتم «پس بده من بخورم!». حالا می‌فهمم که اون واقعاً نمی‌تونست؛ درست مثل اینکه من بخوام ضربان قلبم رو با اراده بالا ببرم.

حیوانات هم در طبیعت همین‌طورن. شما یه ببر یا آهو یا عقاب چاق در طبیعت نمی‌بینی. چون اون‌ها با غریزه‌شون غذا می‌خورن و کسی فرمول‌های ذهنیشون رو دستکاری نکرده. ولی فرمول‌های ذهنی ما آدم‌های چاق، توسط خانواده، اطرافیان، رسانه‌ها و فرهنگ دستکاری شده.

راز لاغر نشدن

👨‍👩‍👧 لاغری تو روی خانواده‌ات هم اثر می‌ذاره

خیلی‌ها فکر می‌کنن چاقی ارثیه، در حالی که آموزشیه. بچه‌ای که در خانواده‌ای با پدر و مادر چاق بزرگ می‌شه، فقط با دیدن رفتارهای عادی اون‌ها، چاق شدن رو یاد می‌گیره.

همین موضوع درباره‌ی لاغری هم صدق می‌کنه. خیلی از اعضای سایت برام نوشتن که دختر، پسر یا همسرشون بدون اینکه خودشون دوره رو ببینن، در مسیر متناسب شدن قرار گرفتن. چون رفتار اون‌ها رو دیدن و خودبه‌خود یاد گرفتن. بنابراین وقتی لاغری با ذهن رو یاد بگیری، فقط خودت رو نجات نمی‌دی؛ روی خانواده‌ات و خیلی از آدم‌هایی که تو رو می‌بینن هم اثر می‌ذاری.

💪 جرأت کنار گذاشتن همه‌ی روش‌ها

نمی‌شه لاغری با ذهن رو یاد بگیری ولی گوشه‌ی ذهنت این باشه که «حالا رژیمم رو هم بگیرم، شاید کمک کنه». زمانی از لاغری با ذهن نتیجه می‌گیری که جرأت کنی همه‌ی روش‌های دیگه رو کنار بذاری. این جرأت هم وقتی میاد که به خودت ثابت کنی بقیه‌ی روش‌ها جواب نمی‌دن.

گاهی پیش میاد که یکی از هنرجوها وسط دوره میاد و می‌گه «فکر می‌کنم این روش روی من اثر نداره». بعد معلوم می‌شه دوستش یه رژیم جدید با یه اسم عجیب بهش معرفی کرده و گفته «این دیگه آخرشه». من بهش می‌گم اشکالی نداره، با تمام توانت اون روش رو امتحان کن. اگه نتیجه گرفتی بهت تبریک می‌گم، اگه نه برگرد. و تا امروز هر کسی رفته، برگشته.

شاید فکر کنی در جلسه‌های بعد بالاخره برنامه‌ی غذایی یا ورزشی داده می‌شه. نه، هیچ برنامه‌ای داده نمی‌شه. همه‌ی کار ما پاک کردن فکرهای اشتباهه. اولین نتیجه‌اش هم آرامش و خودباوریه. وقتی ذهنت باور کنه که می‌تونی لاغر بشی، می‌بینی ناخودآگاه بعضی از رفتارهات عوض شده. شاید تا همین‌جا هم چیزهایی در تو تغییر کرده باشه که هنوز متوجهشون نشدی.

در دوره‌ی آموزشی «ورود به سرزمین لاغرها»، من دقیقا همون راهی رو آموزش می‌دم که خودم طی کردم و به وزن و اندامی رسیدم که همیشه آرزوش رو داشتم.

اگه هنوز شک داری که لاغری با ذهن واقعاً جواب می‌ده، یه سر به آلبوم شگفتی‌سازان بزن. اونجا عکس هنرجوهایی رو می‌بینی که از همین مسیر رفتن و با روش ذهنی لاغر شدن.

✍️ تمرین آموزشی 📖

🔍 مرحله اول: نگرش تو بعد از این جلسه

جواب این سؤال‌ها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس. اگه لازمه، ویدیوی جلسه رو یکی دو بار دیگه هم ببین.

۱- بعد از این جلسه، نگاهت به روش‌های لاغر شدن چه تغییری کرد؟
۲- فرمول‌های ذهنی تو با فرمول‌های یه آدم متناسب چه فرقی دارن؟

🔍 مرحله دوم: چرا من چاقم ولی فلانی متناسبه؟

تا امروز شاید شانس یا ژنتیک رو دلیل تفاوتت با آدم‌های متناسب می‌دونستی. ولی حالا می‌دونی که تفاوت اصلی در فرمول‌های ذهنیه. با مثال بنویس که فکر و رفتار تو با یکی دو نفر از آدم‌های متناسب اطرافت چه فرقی داره:

🔸 مثال ۱: دوستم امیر هیچ‌وقت از خوردن نمی‌ترسه و به چاق شدن فکر نمی‌کنه، ولی من همیشه از خوردن می‌ترسم.

🔸 مثال ۲: دخترخاله‌ام وقتی سیره و بهش شیرینی تعارف می‌کنن، برنمی‌داره. ولی من نمی‌تونم تعارف بقیه رو رد کنم.

🔍 مرحله سوم: بررسی روش‌هایی که امتحان کردی

هر روشی که تا امروز برای لاغری امتحان کردی رو با این جزئیات بنویس:

🔹 اسم روش
🔹 چه مدت انجامش دادی
🔹 چقدر وزن کم کردی
🔹 چه مدت وزنت ثابت موند
🔹 آیا چیزی در فکرها و باورهایت تغییر داد؟

📉 مثال: «یه ماه از فلان رژیم استفاده کردم و ۵ کیلو کم کردم. ولی حدود سه هفته بعد از تموم شدن رژیم، همه‌اش برگشت.»

بعد درباره‌ی روش‌هایی که اطرافیانت امتحان کردن هم تحقیق کن و ببین کدوم یکی تونسته کسی رو برای همیشه لاغر کنه.

💬 نوشته‌های بقیه‌ی اعضای سایت رو هم بخون. می‌بینی چه روش‌های زیادی امتحان شده که تو اصلاً خبر نداشتی، و نتیجه‌ی همه‌شون هم یکی بوده.

در جلسه بعد (قسمت چهارم: عادت‌های چاق‌کننده) می‌بینیم که خیلی از دلایل چاقی، در واقع همون عادت‌های تکراری ذهن هستن.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. بهترین روش لاغر شدن کدومه؟

روشی که از همون مسیری برگرده که ازش چاق شدیم. ما برای چاق شدن نه رژیم گرفتیم نه دارو خوردیم؛ با فرمول‌های ذهنی و عادت‌های تکراری چاق شدیم. بنابراین روش موندگار لاغری، تغییر همین فرمول‌های ذهنیه.

۲. چرا رژیم‌ها نتیجه‌ی موندگار ندارن؟

چون رژیم چیزی رو در ذهن تغییر نمی‌ده و فقط آدم رو از خوردن منع می‌کنه. مغز دستور خوردن می‌ده و رژیم جلوش می‌ایسته. این جنگ چند هفته یا چند ماه ادامه پیدا می‌کنه، ولی در نهایت فرمول قدیمی برنده می‌شه و وزن برمی‌گرده.

۳. می‌تونم هم‌زمان با لاغری با ذهن رژیم هم بگیرم؟

نه. تا وقتی گوشه‌ی ذهنت به رژیم امید داری، نمی‌تونی با تمام وجود در مسیر لاغری با ذهن حرکت کنی. زمانی نتیجه می‌گیری که جرأت کنی همه‌ی روش‌های دیگه رو کنار بذاری.

۴. چرا بعضی‌ها هر چی می‌خورن چاق نمی‌شن؟

چون فرمول‌های ذهنیشون درباره‌ی خوردن دست‌نخورده مونده و خوردنشون مثل پلک زدن خودکاره. وقتی سیر می‌شن، واقعاً نمی‌تونن بیشتر بخورن و اصلاً نگران چاق شدن نیستن.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.99 از 318 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11420
449 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار اسما غضبان
      ۱۴۰۴/۰۲/۱۴ ۰۷:۴۷
      مدت عضویت: 2214 روز
      امتیاز کاربر: 13728 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 327 کلمه

      بنام خدا 

      روشهای مختلف رومن امتحان کردم که همگی به شکست منجر شدن خیلی زود نتیجه از دست میرفت ومن احساس شرمندگی و خجالت می‌کشیدم چون نتیجه  نمیگرفتم و میخواستم خوردنم رو کنترل کنم اما نمیشد بدون مکث می‌خوردم وادامه میدادم همینکه باشگاه تموم میشد میرفتم می‌خوردم وبه هر شکلی که می‌تونستم قایم میکردم که کسی نبینه و میفتادم به خوردن آنقدر ورزش هاسنگین بود که  بعدش .  همینکه یه مدت می‌گذشت من آخرش میفتادم مریض برای یه مدت واخرسرهم بدتر متنفر از قبل از ورزش روشهای لاغری وحتی  خود لاغری و کاهش اعتماد به نفس و حتی احساس حسرت وناتوانی 

      من باور کردم که چاقی ارثیه چون پدرم و خانواده  پدرم همگی اکثرا چاق بودن و هستن و دخترای عمه ام همه ی اونها بدون استثنا چاقن وحتی پسر عمه ی من . اما تو خانواده ی ما من و خواهرم چاق بودیم ازاول و خواهرای دبگم که. عروسی کردن بعد از ازدواج چاق شدن. واین رو من درخواهرم دیدم که  طی مدت زمان که عکس خودشو برام فرستاد چاق شده و خواهردیگم رو وقتی عکسشو دیدم نشناختم . .واین همون باور که ازدواج باعث چاق شدن میشه . رو نشونم میده  و فقط یه خواهر دارم که از زمانی که به دنیاامد تابه الان لاغرومتناسب هست و نه  کم تحرکی و چیزهای دیگه رو اون تاثیر نداشته و همه‌ی ما میگیم که به مادر بزرگ رفته هم لاغره وهم صورتش مثل مادربزرگه. وباور کردن این باعث شده که این شکلی در مسیر های مختلف چاقی ولاغری قراربگیرم

      روش‌هایی که انتخاب کردم از فستینگ .واب درمانی و باشگاه رفتن ووزنه زدن . کلاس مبارزه  رفتن انقدر  رفتم که به مرز کمربند ووشو   شالبندی نزدیک بود م  اما واقعا کم آوردم  من خیلی بارها زیاد وزن کم کردم امالان این روهم فهمیدم که باور بارداری باعث چاقی میشه و بااینکه به جای دونفرباید غذابخوری که بچت قوی باشه و فلان

        همه‌ی مسیرها دراخر به باور احساس ناتوانی وعدم باور به خودم‌ نتیجه میشد دست کشیدن از لاغری چاق ترشدن 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار asmagazban
      ۱۴۰۰/۰۴/۲۵ ۱۰:۴۵
      مدت عضویت: 2214 روز
      امتیاز کاربر: 13728 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 220 کلمه

      بنام خدا 🌹 باسلام خدمت دوستان عزیز سایت تناسب فکری. 

      من روش های زیادی رو انتخاب کردم که بتونم لاغربشم اما درنهایت هیچکدام از اوانها به من کمک نکردوبعدازکلی  سردرگمی  وچرخیدن به  دور خودم دوباره تصمیم گرفتم به  سمت مسیرلاغری باذهن حرکت کنم .وازهمه ی روشهای قبلی مثل رژیم و ورزش  توبه کردم و به مسیر ذهنی  دوباره برگشتم من همه ی روشهارودرذهنم خط زدم وحالا آماده ی پذیرش هستم و مسولیت کاری که می خوان انجام بدم روبه دست میگیرم و شجاعت پذیرش مسولیت  چافی ولاغری وحالا ترک. روشهای لاغری مثل رژیم و… من روش عمل جراحی ورزیم ورزش ایروبیک بانوان و رقص وقرص یوگا پیلاتس بدنسازی .و دستکاری  کردن توی غذامیل برنج و…‌وقطع روغن نتونستم برای همیشه متناسب بشم وزن خاطر اینکه نمی‌تونستم تمام عمرم بااین روشهازندگی کنم اونهاروترک میکردم حالا من یقین دارم و مطمئنم که این روشها برای لاغری همیشگی جوانب نمی‌دن. چندوقت پیش از خودم پرسیدم اگه لاغربودم مثل آدمها ی لاغرزندگی میکردم نیاز داشتم که پیاده روی کنم بدنسازی کنم و رژیم  امتحان کنم و کارای دیگه رو انجام بدم اما بعد وقتی خوب فکرکردم  دیدم که هیچکدوموانجا م نمی‌دادم  چون نیازنداشتم  شایدیه کارایی  میکردم برای اثبات خودم. به دیگران اماباورکردم  اگه من باخودم مشکل نداشته باشم هیچ کدوم ازاین کارهاروانجام نمی‌دم وتصمیم گرفتم که درافکارم ورفتارم نسبت به خودم تجدیدنظر منم ودرست باشماهم مسیربشم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار asmagazban
      ۱۳۹۹/۱۲/۱۹ ۰۹:۱۰
      مدت عضویت: 2214 روز
      امتیاز کاربر: 13728 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 800 کلمه

      .بنام خدا 🌸 گام بیست و دوم.
      روشهای لاغری: استفاده از روشهای لاغری فقط برای به دست آوردن اندام متناسب.بوداماواقعیت درونی ذهنم چیزدیگس ای بودمن میخواستم لاغربشم امابازورواجباروتمام روش‌هایی هم که امتحان میکردم بیشتر به خاطر رسیدن به اون جسم لاغربایدباشم تجربه کردن لاغری اماهبچ وقت نخواستم که اون هارو ادامه بدم چون میدونستم که نمیتونم وبراشون هم زمان وهم مقدار تعیین شده بود به خاطر همین من بیشترازاینکه خوشحالم باشم دارم روش وبرنامه ی غذایی جدیدی روانجام میدم بیشتراحساس ترس ونگران واسترس اینکه تااون زمان مشخص شده من لاغرنشم چی میشه . وزمانی هم که از برنامه غذایی استفاده میکردم هیچ حق انتخابی وجودنداشت وتنوعی هم در برنامه غذایی وجودنداشت و همه ی اون چیزهایی که علاقم بودحدف شده بودومحدودشده بودم به یکسری چیزها فقط مدام بایداونهارومصرف میکردم وبه همون اندازه وحجم و مقداری که تعیین شده بود .و همیشه به خاطر اون مقداری هم که برام تعیین کرده بودن ترس داشتم که نکنه شایدبیش ازاون چیزی که برام نوشتن خورده باشم وبیشتربرای وجدان وترس ازاینکه نکنه چاقترمیشم درمن شکل می‌گرفت وزمانی که ورزش میکردم وبدنموتحت فشارمیذاشتم وبعدخودمومجبورمیکردم که لاغربشم میخواستم فقط لاغربشم موضوع اصلا خودم وخواسته ی واقعی من که درونامیخواستم نبودزمانیکه من ورزش میکردم وچربی های من تموم میخورد من بیشترخجالت می‌کشیدم وموردتمسخراطرافیان نزدیکم قرارمیگرفتم ودرمدرسه بادوستان هم مدرسه ای و همکلاسی وبیشترازاینکه ورزش رودوست داشته باشم بیشترازمن نفرت داشتم و اینم میدونستم که ورزشواگه ادامه ندم دوباره برمی‌گردم و تبدیل میشم به آدم قبل امابااین حال خودمومجبورمیکردم برای اینکه از حرفهای دیگران نسبت به خودم کم کنم وباینکه دوست نداشتم اونکارهاروامانجام میدادم وبعدازاینکه اونهاررورهامیکردم برگشت می‌کرده نوشیدنی‌های تلخ وتندوترش روکه مصرف میکردم ویادرغذام روغن کرچک میذاشتم ومیخوردم به زورامامیدونستم که جواب نمیده ته دلم این بود که من نمیتونم برای همیشه این شکلی باشم و همیشه برای خودم زمان تعیین میکردم و مقداروزنی که میخواستم اماهیچ وقت به اون نمی‌تونستم برسم و حتی زمانیکه یک سال تمام به خودم نخوردن دادم و کلی فشارفکری روتحمل کردم همیشه احساس میکردم گرسنم وفقط بانون خشک یانون وماست به زندگی خودم ادامه میدادم وزمانیکه نمی‌تونستم دکتر تغذیه برم خودم این برنامه روزانه انداختم وازوزن صدوبیست کیلوبه پنجاه و هشت رسیدم امابااجبارکردن خودم به نخوردن وبابه یاداوردنحرفهای دیگران به خودم نهیب میزدم که حتمابایدلاغربشم ولاغری من به بلافاصله بعدازازدواجم طی یکی دو سه ماه به راحتی برگشت و زمانی که باردارشدم بیشترازقبل و حدودصدوسی کیلواضافه وزن داشتم ولی بازم ادامه دادم بعداز ایمان کمربندهای لاغری گرفتم و راه میرفتم که عرق کنم و وقتی راه میرفتم حس بدی به من دست میدادانگارکه همه دارن به من توجه میکنن که کمربند پوشیدم برای اینکه لاغربشم وورزش روبااینکه دوستش نداشتم به خاطر گذشته وتمسخرهاییکه ازطرف دیگران می‌دیدم انجام میدادم و میدونستم نمیشه وبیشترهربارکه لاغرمیشدم وچاق میشدم ازطرف اطرافیان نزدیکم این به من گوش زدمیشدکه من چاقم وای هم بخورم چاق میشم وبعدباباشگاه رفتن ها ومشکلات جسمی و روحی پیداکردم وبیشتراحساس ناتوانی در انتخاب درمن شکل می‌گرفت و عدم لیاقت لاغرشدن برنامه هاییکه انجام میدادم بیشتراحساس ناتوان بودن ومشکلات داشتن وضعیف بودن و بی‌ارزش بودنو به من تاکید می‌کرد فکر میکردم واقعیت زندگیم همینه وسرنوشت من محکوم به اینه چاق باشم و چاق بمونم و هیچ وقت به خواسته ی من اهمیتی داده نمی‌شد فقط برای تغییرجسمم مجبور بودم که اون روشهاروامتحان کنم ومیخواستم که لاغربشم ولاغری روتجربه کنم برای یه مدتم که شده چون باورداشتم که من لاغرنمیمونم. برای همیشه وامازمانیکه بالاغری باذهن اشناشدم فهمیدم من میتونم حق انتخاب داشته باشم توغذاخوردن محدودنیستم خبری از زمان نیست که درچه زمانی چقدربایدکم کنم ویا گرفتم که مهم خودمم ومن باارزشم یادگرفتم ازچاقی نترسم وشجاعت به خرج بدم و اینکه باورکردم من توانمند م واینم یادگرفتم چاقی طبیعی نیست چون همه ی اون های که چاق هستن یک زمانی لاغربودن که چاق شدن پس طبیعی نیس .یادگرفتم ازچاقی فر ارنکنم وبپذیرم که خودم اینکاروکردم وبایداصلاحش کنم ویا گرفتم که اشتهای من زیادنیست بلکه انتخاب هاوف نواهای ذهنی من هست که زیاده یادگرفتم که من درهرشرایطی هستم خودم اون شرایط روبرای خودم به وجوداوردمودرهرشرایطی که هستم حقم همونه اگرچاقم به خاطر این هست که خودم خودموچاق کردم وپذیرفتم که اگرمیخوام شکل دیگه ای زندگیم تغییرکنه خودم بایداصلاحش کنم ورهاش نکنم یادگرفتم متعهد باشم تعهدروفراموش نکنم ویادگرفتم ازخداوبنده هاش کینه به دل نداشته باشم .وودرواقع درتمام روش‌هایی که قبلاانجام میدادم فقط افکارورفتارجدیدی محذودمیکزدومنودرتنگناقرارمیدادودرون من بهش توجهی نمیشدامادرلاغری باذهن من فکرورفتارم روتغییرمیدن وابدیل به عادت های تکرارشونده ی لذت بخش میکنم مسیری که در چاقی پیش گرفتم درتمام روشهای قبلی چون روشهاباچاقی هم خوانی نداشت مثل روش چاق شدن نبود به خاطر همین بود که سخت و طاقت فرسا بود امادراین روش ذهنی بیشتربه این که چطورچاق شدم وچطورلذت بشم میپردازه وکاملابرعکس همه ی اون چیزهایی که قبلاً انجام میدادم تانتیجه ی کوتاه بگیرم این‌بار نتیجه ی بلندمدت روتجربه میکنم وهمه ی روشهای قبلی رواززندگیم پاک میکنم و فقط به لاغری با ذهن ادامه میدم ونسبت به این روش متعهد می‌مونم.🌸🌸🌸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار asmagazban
      ۱۳۹۹/۰۹/۱۴ ۱۹:۵۱
      مدت عضویت: 2214 روز
      امتیاز کاربر: 13728 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 328 کلمه

      باسلام 🌸 من از روش های زیادی استفاده کردم به جزعمل جراحی وروش های لیپوساکشن واینطوزچیزها یی که جدیدهست اما روش ورزش یوگا روزه ی یوگی ها ورزیم پاک رژیم بیست‌ویک روزه ورزش ایروبیک و بدنسازی ورقص روش روغن مالی بدن چه صبح چه شب چه موقع خواب بعدازحموم کردن قبل ازباشکاه میرفتم روغن می مالیدم که به خیالم روغنوچربی باهم مخلوط بشن بیشترگرمم بشه که بیشتر عرق کنم و روغن کرچک می‌مالید م به بدنم کمربندکشی بعداززایمان گرفتم که لاغربشم وروغن میزدم به بدنم بعدمیرفتم نایلکس میپیچیدم دورخودم بعدکلی فعالیت میکردم پیاده روی میکردم دمبل خریدم و برنامه ی ورزشی نصب کردم به غیراز باشگاه توخونه هم ورزش میکردم ورزشهای بدن‌سازی بعدرژیم های 😒کتوژنیک خام گیاهخواری😒😓 رژیم سیب زمینی رژیم شیررژیم نخوردن ونخوردن یکسالونیم تقریباً دوسال وازوزن صدوبیست به پنجاوهش کیلورساندم امابازم بعدازاون دوباره افتادم پای رژیم ودارویرچربیسوزپودرچربیسوزطب سنتی طب اسلامی رژیم قطع حبوبات قطع برنج رژیم قطع ماست وغذاهای سرد ورژیم قطع غذاهای سرد😓رژیم سبزیجات رژیم قطع میوه جان رژیم سیزده روزه 🤔رژیم ده روزه رژیم کدووماست رژیم صبحانه باکفیروماست وشویدوچیزهای رژیم سه تاتخم مرغ 😒خالی درمان صبحانه رژیم آب مرغ بدون مرغ،😒😔😂رژیم ۱۴روزه رژیم ۳۰روزه رژیم آسمونی نعناع و لیمودمنوش من درآوردی که از اینترنت بدستش آوردم اما خودم بهش یه چیزایی اضافه کردم وده روزمتوالی درروزچندبارمیخوردم لاک گیاهی درخت روباسرکه ی سیب قاطی کردن وسرکه ی سیب روخالی می‌خوردم وبهش آب اضافه میکردم اما فایده نداشت وحالابعدازچندبارتکرارکردن این فایل های اول ودوم وبعدازمدتی فایل وادامه دادن برای تشکیل فایل جلسه ی چهارم به این نتیجه رسیدم که واقعا من مقصر اصلی چاقیم هستم وبایدلاغری روازطریق ذهن شروع کنم وادامه بدم تابه لاغری پایداربرسم و اطمینان دارم که چاقی من محصول افکارورفتارچاق کننده ی من هست ومن درمسیرتغییراین الگوهای ذهنی و اطلاعاتی که به خودم دادم هستم و ادامه میدم تابه خواستم برسم می‌دونم که بهش میرسم حتماً بهش میرسم چون همه چیز ی که درباره‌ی لاغری می‌خوام روپیداکردم وازخداسپاسگزارم که منودرمسیری درسمت خواستم هدایت کردتامحقق بشه این خواسته بینهایت ازخداسپاسگزارم🙏🌸🌸🌸🌸🌸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم