تغییر زندگی بر خلاف هرنوع تغییری در دنیای فیزیکی، کمترین نیاز به تلاش فیزیکی و بیشترین نیاز به تلاش ذهنی دارد.
آنچه را در ذهن خود تغییر دهید به مرور به شکل واقعیت در دنیای مادی خود تجربه خواهید کرد. به شرط اینکه مهارت مدیریت احساس خود را آموخته باشید.
تغییر زندگی چیست و چرا مهم است؟
تغییر زندگی به معنای ایجاد تحول در جنبههای مختلف زندگی فردی، اجتماعی، حرفهای و عاطفی است. این تغییرات میتوانند شامل تغییر در عادتها، محل زندگی، شغل، روابط یا حتی نگرشها و باورها باشند. در دنیای پرشتاب امروز، تغییر به یک امر طبیعی و ضروری تبدیل شده است.
اهمیت تغییر زندگی در این است که به ما کمک میکند از روتینهای یکنواخت خارج شویم و به سوی رشد و پیشرفت حرکت کنیم. تغییرات میتوانند فرصتی برای یادگیری، توسعه مهارتها و بهبود کیفیت زندگی و مدیریت احساس فراهم کنند.
با پذیرش تغییر، ما میتوانیم به چالشهای جدید پاسخ دهیم، انعطافپذیری بیشتری پیدا کنیم و به اهداف جدیدی دست یابیم.
در نهایت، تغییر زندگی نه تنها به ما امکان میدهد که از تجربیات جدید بهرهمند شویم، بلکه باعث میشود از طریق مدیریت احساس به خودمان و دنیای اطرافمان نگاه تازهتری بیندازیم. بنابراین، درک اهمیت تغییر و آمادهسازی برای آن، کلید دستیابی به زندگی بهتر و شادتر است.
تغییر زندگی، اگرچه ممکن است در ابتدا ترسناک و دشوار به نظر برسد، اما میتواند به عنوان یک ابزار قدرتمند برای بهبود کیفیت زندگی، مدیریت احساس و دستیابی به اهداف مورد نظر عمل کند.
با پذیرش تغییرات و گام برداشتن به سمت تجربیات جدید، افراد میتوانند زندگی بهتری بسازند و به اهداف خود نزدیکتر شوند. به یاد داشته باشید که هر تغییر، فرصتی است برای رشد و شکوفایی، و با هر گام به جلو، دریچههای جدیدی به روی شما باز خواهد شد.

قدم اول برای تغییر زندگی
اگر در موتورهای جستجو درباره اولین قدم برای تغییر زندگی تحقیق کنید با محتوای گوناگون و متنوعی درباره چگونه شروع کردن برای ایجاد تغییر در زندگی مواجه خواهید شد.
مسلما اجرای همه این پیشنهادات برای انتخاب روش صحیح تغییر زندگی مستلزم زمان و صرف انرژی است و میتواند باعث سردرگمی و ناامیدی شما شود.
اما روشی منحصر به فرد برای شروع تغییر زندگی وجود دارد که علیرغم اینکه در هیچ کتاب و سایت آموزشی به آن اشاره نشده است اما صد در صد موجب شگفتی شما در شروع تصمیم خود برای تغییر زندگی خواهد شد.
احساس بد نداشتن
شاید از اینکه عبارت (احساس بد نداشتن) اولین و مهمترین قدم برای شروع تغییر در زندگی است تعجب کرده باشید.
همچنین ممکن است این فکر در ذهن شما مرور شود که چگونه باید احساس بد نداشته باشیم؟! چون تاکنون درباره اینکه چگونه احساس خوب داشته باشید زیاد شنیده اید.
راهکارها و تمرینات زیادی برای مدیریت احساس و چگونه احساس خوب داشتن ارائه شده است و احتمالا در ذهن شما اینکه چگونه احساس خوب داشته باشیم منطقیتر از این باشد که چگونه احساس بد نداشته باشیم!
اما جالب توجه است که همانگونه که در آموزشهای لاغری با ذهن برای لاغر شدن نیاز به انجام کار اضافه نیست و فقط اگر افکار و نگرشهایی که منجر به چاقی در ذهن میشوند را اصلاح کنید خودبخود لاغر میشوید در موضوع تغییر زندگی نیز برای مدیریت احساس و رسیدن به احساس خوب نیاز به انجام کار خاص مانند مدیتیشن یا …. نیست و فقط کافی است افکار و عملکردی که منجر به شکل گیری احساس بد در ذهن میشود را انجام ندهید.
این نگرش که برای داشتن احساس خوب باید برنامهریزی کرد یا تمرینات مستمر روزانه انجام داد صحیح نیست چون اگر چگونگی ایجاد احساس بد را اصلاح نکنید عوامل متنوعی در زندگی روزمره وجود دارد که میتواند منجر به ایجاد احساس بد در ما شود.
بنابراین تا زمانی که به دنبال ایجاد احساس خوب در خود باشید این روند هرگز پایان پذیر نخواهد بود چون عوامل ایجاد احساس بد تمام نشدنی هستند اما اگر مهارت مدیریت احساس و مقابه کردن با ایجاد احساس بد را بیاموزید و در زندگی به آن عمل کنید دیگر اهمیتی ندارد در کجا و چه شرایطی زندگی میکنید، شما قادر به مدیریت احساس خود خواهید بود.

مهارت مدیریت احساس
مهارت مدیریت احساسات به توانایی شناخت، درک و کنترل احساسات خود و دیگران اشاره دارد. این مهارت به ما کمک میکند تا در موقعیتهای مختلف، به شیوهای موثرتر و سازندهتر واکنش نشان دهیم.
احساس اصلیترین عامل ایجاد احساس بد در انسان میباشد. انسان در معرض هر مساله ای در زندگی قرار بگیرد ابتدا احساس او تحت تاثیر قرار گرفته و سپس منجر به شکل گیری واکنش مناسب یا نامناسب در فرد میشود.
در واقع از طریق یادگیری مهارت مدیریت احساس میتوانیم واکنشهایی در برخورد با مسائل زندگی داشته باشیم که تاثیر کمتری بر ایجاد و تداووم احساس بد در ما داشته باشد.
مراحل مدیریت احساس
برای یادگیری مدیریت احساس بر خلاف هرنوع یادگیری دیگر نیاز نیست موضوعات جدید را بیاموزید بلکه باید آگاهیها و آنچه که بعنوان عادت فکری و رفتاری در خود شناسایی میکنید را اصلاح و تغییر دهید.
به این شکل الگوهای فکری و عادتهایی که در زندگی روزمره منجر به شکل گیری احساس بد در شما میشوند از بین رفته و میتوانید خودبخود با احساس بهتری به زندگی خود ادامه دهید.
موضوعاتی که در قدمهای دوره مسیر تغییر زندگی ارائه شده است باعث آگاهی شما از الگوهای فکری و عملکردهای روزمره زندگی خود میشود که همگی منجر به شکل گیری احساس بد در شما میشوند.
با اطلاع از این موارد به راحتی میتوانید از طریق تکرار محتوای آموزشی و انجام تمرینات ارائه شده واکنشهای ناخودآگاه خود به مسائل روزمره زندگی تان را مدیریت کرده و افکار و رفتاری را در ذهن و عملکرد خود انتخاب کنید که منجر به ایجاد و تداووم احساس بد در شما نشود. این مهمترین تاثیر یادگیری مدیریت احساس میباشد.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.19 از 139 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خداوند مهربان
امروز به آگاهی بیشتری رسیدم
فهمیدم واقعا همه چیز احساس خوب من وبس دیروز با پسر عمه ام بحث کردم ،ایشون استاد فلسفه ومنطق ودکتری داره درالاهیات وبسیار داناست
شب که اومدم خونه خسته از مباحثه وداغون انگار تریلی بهم زده بود بهم گفت میتونم همه باوراتو نابود کنم اما نمیکنم ومن فهمیدم که چقدر بده که وقتی چیزی رو یاد میگیری چرا نباید به بقیه یاد بدی ودلت برای افراد بسوزه که به این صحبت ها احتیاج داره
امروز فهمیدم که چقدر ضعف دارم دراین مساله بارها از این موضوع گزیده شدم وپایین کشیده شدم ولی درکمال تعجب دوباره ودوباره تجربش کردم
انگار زندگی من مار پله است تازه فهمیدم که چرا نباید یک سری کارها رو کرد من بزرگترین نقطه ضعفم بحث کردن ودل کردن برای اثبات حرفهامه که من میفهمم وبقیه درکی ندارن واین اشتباه محض
اینکه واقعا استاد میفرمایند ما به انسان های دیگه مربوط نیستیم همین ما انسان ها به هم ربط نداریم زیراکه مقایسه ای درکار نیست هرکسی درهر جایگاهی هست باید باشه
واین نمیشه به بقیه فهموند
توضیح بعضی چیزا مخصوصا مباحث حسی وشهودی کاری بسیار سخت ودرخیلی مواقع ناممکن
وباید خیلی قدر واستاد باشی که بتونی از پس شیطان بربیایی که تفکر انسان ها رو براساس ناامیدی وخبر مطلق قرار داده واون من نیستم
تازه فهمیدم که وقتی اوج میگیری دچار یه بزرگ بینی کاذبی میشی که فکر میکنی دیگه پایین نمیای اما شیطان میگه اگه برای همه بالاممبر میری وکسی نمیتونه حرفی بزنه خب یه استاد فلسفه ومنطق میارم برات اتک تو پتک کنه
بزن خورد خمیرت کنه حالم اونقدر بد شد شبشم بحثم شد
از ساعت ۱۱ شب تا الان که ۳ صبح نتونستم بخوابم
دیگه دست به دامان خدا شدم که خدای مهربان الا به ذکر الله تطمئن القلوب
آرامم کن که جز تو راه به جایی ندارم دلم نمیخواد فردا صبحم ادامه شب باشه اومدم برم زندگی با طعم خدارو ادامه بدم یه حسی بهم گفت بیا اینجا این فایل گوش کن خداروشکر حالم جا اومد اگه میخوام مارهای زندگیم نیشم نزنن سکوت به علاوه لبخند وفرار از موقعیت تسلیم بدون کلام باش تا دنیا خودش معجزاتشو رو کنه بزرگترین جنگ بزرگترین اثبات بزرگترین یاد دادن سکوت ومنتظر کسب نتیجه است کسی که کنار پزشکی میخونه هیچی نیست میشه با دوکلمه ناامیدی کنی از راه ولی کسی که درس میخونه ولی اصلا نیست خودش گم میکنه تاقبولی وبعد قبولی نتیجه رو رو میکنه دیگه تفنگم رو سرش بذاری نمیتونی ناامیدی کنی از سختی مسیر وقبول نشدنش چون رسیده به مقصد ونتیجه رو گرفته روبروت میخوای چی کارش کنی هیچی فقط میتونی تبریک بگی
لذا الاعیحال باید دور شی لال شی کر شی کورشی غیب شی تا کسب نتیجه اون زمان رو کنی که رسیدم به هرآنچه که از نظر بقیه ناممکن ونشد بود
سکوت به همراه لبخند وارد شوید شعار امروز به بعد من
نشان های دریافت شده
با سلام امروز هفته دوم تغییر زندگی منه
من امروز متوجه شدم که نسبت به هفته قبل کمتر عصبی میشم به طوری که امروز وقتی یکم عصبی شدم با تعجب اطرافیانم روبرو شدم واین برای من زنگی بود که به خودم اومدم یکبار دریک هفته خیلی عالی بود اونم مدت کوتاه درحد ۳ دقیقه در ضمن کمتر حرف بقیه منو ناراحت میکنه حتی توجهم به دیگران کمتر وبه خودم بیشتر شده کمتر از هفته پیش یوتوب میرم کمتر تلویزیون میبینم کمتر پیش آدمها میرم وکمتر خودم قاطی حرفهای مسموم شون میکنم خیلی جالب شده مدام یک هندزفری درگوشم وداخل خونه میچرخم
هم کسی صدام کنه میفهمم هم نخوام نمیفهمم مدام فایل های شما پلی میشه وخیلی عالیه
تازه فهمیدم حال واحساس خوب داشتن تنها وظیفه تنها کاری که من برای زندگیم باید کنم کارهای دیگه متفرقهاست
جدیدا راجب جنگ وگروهی وبیماری و…صحبت که میکنن اینجوریم که یا گوش نمیکنم یا اگه به من مستقیم بگن میگن من سر درمیارم انشالله درست میشه توکل به خدا وخودمو سریع میزنم به یه طرف دیگه حتی ابراز وجود وبحث نمیکنم
تازه فهمیدم بحث چقدر چیز بدیه خیلی ها خیلی اصلا وارد بحث نمیشم مدام تکه کلامم شده سیاست خیلی کثیف من خوشم نمیاد یا من سر درنمیارم یا حافظه ام کار نمیکنه راجب چی صحبت میکردین اونقدر فکرم مشغول یادم نمیمونه یا من نفهمیدم عه چی گفتن خلاصه خودمو میکشم بیرون از بحث بعدم تا فرصت پیدا کنم یه چیز خنده دار میگم وبحث عوض میکنم ویا ترکشون میکنم خودمو با کار خونه خیلی مشغول کردم قبلا خیلی حس بدی داشتم از کار خونه اما الان فهمیدم خیلی راه نجات خوبیه
کسی با آدم کاری نداره راحت شدم میگن طفلی چقدر مشغول چقدر زحمت میکشه خبر ندارن که درتنهاییم چها میکنم چه سروسری با خدای خودم دارم چقدر کیف میکنم چقدر لذت میبرم از کلاس های درستون چقدر خوش میگذره وتفریح میکنم با تک تک فایل ها
از این دنیا جدا میشم ووقتی برمیگردم به زمین تعجب میکنم از هیاهوی بقیه خنده ام میگیره از اینکه چطور با تلاطم راجب همه چیز حرف میزنن
چقدر خوشحالم که اینهمه تغییر کردم
تازه فهمیدم که هرکسی بیشتر حرصم میده آینه منه
وچقدر وجه مشترک دارم باهاش
یعنی من تا الان شاکی بودم از پدرم که چقدر عجول چقدر خسیس چقدر گیر چقدر غر غرو چقدر چقدر تازه فهمیدم ای دل غافل همشونم که خودم دارم
اونم ورژن جدیدش یعنی قشنگ میبینم لجم درمیاره چون خودمو میبینم وچیزی که دوست ندارم چون دقیقا درخودمه
الان متوجه شدم شاید دلیل اینکه من با سحر جاریم هم کل دارم وخیلی جاها خوشم نمیاد ازش شاید برای اینکه خیلی مشترکات داریم واین لجم درمیاره فهمیدم اگه از ویژگی افرادی خوشم نمیاد حسابی کنجکاو کنم وپیداش کنم درخودم ودرست کنم اینجوری هم خودمو بهتر کردم هم دیگه لجم بیخودی درنمیاد چون دیگه حساسیتی ندارم راجبش
خدایا شکرت برای آگاهی های امروزم برم وهفته دیگه جمعه بیام ببینم چقدر تغییرات خوبی کردم وکیف کنم
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد گرامی
امروز خیلی جالب بود که دقیقا ۷ روز از اولین روزی که این فایل دیده بودم میگذشت یهو یه حسی بهم گفت حالا که وقت داری بیا حین کار کردن دوباره از اول فایل هاتو گوش کن
خلاصه که فایل اول پلی کردم برام خیلی جالب بود
استاد بهم گفتن سلام خوش اومدی دوباره بعد یه هفته اومدی بنویسی تغییراتتو خیلی برام جالب بود که دقیقا یه هفته گذشته بود ومن به کلی فراموش کرده بودم که هر هفته تعهد دادم خودمو با خودم مقایسه کنم وانگیزه زیاد کنم وبا تمام قوا بهترش کنم اوضاعمو درتمام حوزه ها
خلاصه رفتم ودفترمو آوردم ومو به مو وضعیت خودمو درجنبش های مختلف زندگیم خوندنم
خیلی برام جالب بود دراین مدت یک هفته کلی تغییر تو زندگیم ایجاد شده
مثلا خیلی افکار منفی داشتم ودرمون حداقل ۲ ساعت بهش فکر میکردم اما امروز متوجه شدم که آخرین باری که غرق افکار منفی شدم درکمتر ازیک ربع بیرون اومدم وخودشم درروز به طور میانگین نیمساعت افکار منفیدارم
مثلا دیدم قبلا خیلی یوتوب میدیدم وساعت ها میچرخیدم الکی
اما الان صبحم با فایل وشب رو هم با خواندن متن فایل تموم میکنم ودرطول روزم هر زمان که وقت کنم فایل گوش میدم یا سایت ونوشته بچه ها رو میخونم ومدت زمان یوتوب خیلی کم شده وحدود به زمان هایی کوتاه شده
متوجه شدم از نظر احساسی احساس امیدواری بیشتری میکنم مثلا تا یک هفته پیش همش غر میزدم از نظر مالی ومشکلات و…ولی الان میبینم که خیالم خیلی راحت تر شده وپیروز همسرم بهم خاطر نشان کرد که تا ۱۴ ماه دیگه ما نه تنها وام میگیریم کلی بلکه ۵۰۰ ملیونمم حداقل پول میتونیم جمع کنیم تازشم خونمون بازسازی میکنیم وبعداینکه رفتیم خونه خودمون ماشینم میتونیم بخریم
تازه برای زایمانم هم با قرعه کشی که باز کردیم برام یک انگشتر طلا هم میخره
راستش بخواییم خیلی خیلی خوشحال وسپاسگزارم که تمام مشکلاتمون درآینده حل میشه وبسیار احساس آرامش وآسودگی خیال میکنم
درضمن ازنظر احساسی آدم مهربان تر صبور تر وآرام تری شدم حتی پدر ومادروهمسر وبرادر وفامیل هم که کلی بهم غر میزدن وسرزنشمون میکردن هم باهامون مهربون تر وآرام تر رفتار میکنن ،جالب که الان یه فکر خنده دار به ذهنم رسید که گفت انگار داری میمیری وهمه باهات خوب شدن
خخخ البته اینم شیطنت ذهن منفی باهمه ولی باشه حتی اگرم اینطور باشه منکه راضی خداراضی گور بابای ناراضی
دیگه خودمو مقایسه نمیکن که چرا جاریم ماشینش ممکن بهتر کنه
خواهر شوهرم ماشین خریده ،اون روز تماس تصویری داشتیم عین عقده ای ها ده تا النگو انداخته بود دستش وکلی طلا آویزون خودش کرده بود وهی دستش تو تصویر مورد جلو که ببین
خخخ اگه قبلا بود قلبم درد میگرفت ونفرینی بود که بهش حواله میدادم ولی میدونید چی شد خنده ام گرفت از کار بچگانه چقدر یه نفر بیچاره میتونه باشه که حال بد چهرش کمبود های وجودش با فخر فروشی بخواد خوب کنه البته که خوبم نمیشه
حال خوب من فکر کنم بیشتر اذیتش کرد وبیخیال صحبت شد
وجالب اینکه اصلا هم ناراحت نشدم وفقط قیافش یادم میوفته خنده ام میگیره قیافه عبوس وخسته ازدنیا وتکون دست هاش
واقعا تراژدی کمدی بود
خلاصه که حتی دیگه آدمها هم مثل قبل نمیتونن اذیتم کنن خیلی عالی شده
تازه پدرم وای استاد اونقدر مهربون وگوگولی شده بهم میخنده نگران سلامتی شده کسی که بهم غر میزد مداوم الان یک خط درمیون غر میزنه که اونم ۹۰ درصد مواقع هندزفری تو گوشمو ونمیدونم وکمتر اذیتم میکنه حرفاش یه جورایی به سمت خلع صلاح شدن رفته
حتی سلامتیمم بهتر شده قبلا مدام کمر درد داشتم جالب که دیروز وامروز کلی کار کردم ولی یه ذره هم کمرم درد نگرفت دل دردهامم کمتر شده وغذاهم بهتر میخورم
دخملمم شادتر شده وحسابی شیطونی میکنه توی شکمم ومنو به خنده میندازه درحالی که قبلا از حرکاتش شاکی واذیت بودم
همسرم کمتر بهم غر میزنه وشرایط بهتر میشه رو بیشتر به کار میبره شایدم فکر کرده رد دادم
خخ ولی خب مثل شما استاد که زده بودن بر طبل بیعاری وبیخیالی البته به قول همسرتون منم همونجور شدم اونقدر خوبه زمان کمتر اذیتم میکنه تنهایی برام راحت تر شده همیشه یه کاری یه برنامه ای هست
تازه فهمیدم کمتر برم پیش آدمها بیشتر درخصوص خودم باشم بیشتر به خودم اهمیت بدم برای خودم زندگی کنم برای خودم فکر کنم برای خودم ارزش قائل بشم وقتی آدم مشکل مالی داره نمیتونه به پول فکر کنه
شاید باورتون نشه استاد ولی حتی برای خودم این حق قائل نبودم که ماه به ماه پولی به حسابم بیاد تو این شرایط احساس میکردم لیاقت پول ماهانه ندارم تا اوضاع درست نشه لیاقت طلا وماشین وخونه خوب ندارم حتی وقتی غذا خوب میخوردم حس میکردم لیاقت این غذا رو ندارم صرفا به خاطر بچه است
وگاهی عذاب وجدان داشتم از خوردنش
اما الان حق خودم میدونم درهمین راستا مادرم برام النگو طلا خرید همسرم برام میخواد انگشتر طلا بخره
۱۴ ۱۵ ملیون پول میخواد بگذاره تو حسابم تا ماهی ۵۰۰ ۶۰۰ تومن علاوه بریارانه ام بیاد به حسابم
که جیبم خالی هم نباشه
البته هرچی هم بخوام برام میخره
واینکه قول داده که رفتیم خونه خودمون سپرده مو اونقدر زیاد میکنه که راحت ماهی چند ملیون بیاد به حسابم ومثل حقوق خیالم آمپول توجیبی م راحت بشه
برام همه طلاهایی که داشتمو دوباره میخره بهترم میخره برام ماشینم میخره وخلاصه همه چیز برام جبران میکنه
میخوام بگم که سالی که نکوست از بهارش پیداست وقتی داره اینقدر همه چیز با سرعت عالی وروی روال درست میشه معلومه که سال بعد چقدر وضع زندگیمون عالی میشه
من توی این یک هفته چقدر بهتر شده حالم سلامتیم روابطم بهتر شده محبتشون بهم زیادتر شده شادیم بهتر شده
حتی از نظر مالی هم بهتر شدیم
یعنی اگه اینا معجزه نیست پس چیه من اگه هفته پیش همه چیزم ده بود از صد راحت میتونم بگم ۲۵ شده یعنی اینقدری که من تغییردیدم درخود وشرایط واقعا دراین چند سال ندیدم
خدا رو واقعا شاکر وسپاسگذارم بابت تمام نعمت هایهایی که بهم ارزانی داشت
نشان های دریافت شده
استاد عزیزم سلام ،امروز من هدایت شدم به اینجا ،جالبه که تصمیم گرفتم بار دیگه زندگیمو تغییر بدم میدونم که هی اومدم ورفتم وثابت قدم نموندم ولی دیروز به خودم گفتم این دیگه چله است فرق داره وقتی چل روز کار مورد نظرت انجام بدی ۴۰ روز دیگه هم انجام میدی و۴۰ روز دیگه و۴۰ روز دیگه واینجوری نگاه میکنی میبینی ۱ سال دوسال ده سال صد سال انجامش دادی یعنی هر روز یه قدم هر روز یه گام هر روز یه کوچولو برو جلو وببین که چقدر همین کوچولو ها یهو بزرگ میشن
اصلا من استاد کار کوچیک کردنم یادم اومد که دردوران دانشگاهم هر روز صبح ۵ دقیقه ورزش خوابیدنی میکردم یعنی چشمام گاهی بسته بود ولی خوابالو خوابالو پتو مینداختم کف اتاقم ۵ تا دونه پهلو میزدم هرطرف ۵ تا دونه دراز نشست ۵ تا دونه یه حرکت دیگه وخلاصه ۵ دقیقه ام تموم میشد من تازه خوابم میپرید یه کش وقوسی میدادم به خودم بلند میشدم میرفتم صورتم میشستم وصبحونه میخوردم ودانشگاه …یادمه اونقدر شکمم تخت بود که همه به تختی شکمم حسادت میکردن
بدنم توپر خوش فرم بود وبه هرکی میگفتم میگفت نه تو یه کار دیگه میکنی مگه میشه با ۵ دقیقه دودقیقه شکم آدم وانجام آدم اینقدر خوب بشه ومن همیشه میخندیدم میگفتم ژنم خوبه پس یعنی میگم برای خودم که شاید کارای دیگه هم میکردم اون تایم مثلا انگیزه پیاده رویم بیشتر بود بیشتر باشگاه میرفتم غذامم بهتر شده بود وکمتر ریزه خواری میکردم شادتر بودم و….ولی میدونید استاد جان واقعیت اینکه تعهد من به یه کار کوچیک هر روزه منو این طور پرانرژی وترغیب به بهتر کردن اوضاع کرده بود یعنی سنگم میبارید من بیکیفیت هم درخواب هم دودقیقه هم شده اول صبح ورزشمو میکردم تازه میفهمم که تعهد داشتن به خود چقدر مهم چقدر ذهن منو آماده پذیرش بهتر شدن اوضاع میکنه
الان حامله ام نمیتونم دوباره همون کار انجام بدم
ولی متعهد میتونم بشم که هر روز برای احساس بد نداشتنم حتی بیکیفیت یه کار کنم
مثلا چی اولین گام این باشه که بیام اینجا یه سر بزنم دوخط بنویسم یا دوخط بخونم یه تمرین انجام بدم به خودم میگم که مستلزم احساس خوب داشتن این که از احساس بد دور بشم از آدم هایی که احساس بد میدن دور شم ارتباطمون باهاشون کم وکمتر کنم تا قطع کنم یوتوب خیلی میبینم مقدارش کم کنم تا پاکش کنم تلویزیون نبینم با آدمها کمتر رفت وآمد کنم وقوع کنم حرف زدنم باهاشون خیلی مواقع خوب که نگاه میکنم واقعا حرفی برای زدن باهاشون ندارم اما به خاطر ترس از تنهایی وفقط معاشرت وترس از افسرده شدن یا بیکاری باهاشون وقت میگذرونم وقشنگ میبینم که چطور منو با حرفهای سمیشون میشورن وحالمو خراب میکنن یعنی الان اوضاعم خیلی خیلی بد اومدم پیش پدرو مادرم به خاطر اوضاع بد مالی تو اتاق خودم زندگی میکنم قبول پولم نداریم قبول حامله هم هستم قبول اصلا اوضاع زندگیم نرمال نیست اونم قبول ولی منم دیگه زیادی باهاشون حرف میزنم زیادی حال بد میدم وحال بد میگیرم یعنی من عوض سکوت بیشتر وکار کردن رو خودم هی انرژی منفی بیشتر میکنم
پس بهتر جای این کار یکم تنها تر شم رو خودم کار کنم
فقط بگم که تعهد میدم که از الان شروع کنم وهر روز اوضاع بهتر کنم