0

زندگی با اراده خداوند (قسمت هفتم)

زندگی با اراده خداوند
اندازه متن

در قسمت های قبل درباره اراده شخصی و اراده خداوند توضیحات کامل داده شد و اینکه ما حق انتخاب داریم که بر اساس اراده شخصی زندگی کنیم یا بر اساس اراده خداوند زندگی در دنیای مادی را تجربه کنیم.

همچنین درباره ترکیب اراده شخصی و اراده خداوند توضیحات کامل داده شد.

در این قسمت درباره یک روش عملی برای تغییر نگرش از اراده شخصی به اراده خداوند توضیح داده می شود.

روشی که با استفاده از آن به لطف خدا تغییرات عالی در نگرش، احساس و عملکرد من در زندگی ایجاد شد.

به شما اطمینان می دهم اگر برای یادگیری و استمرار درعمل کردن به بخش های مختلف این تمرین عملی و تاثیرگذار اهمیت قائل شوید، نتایج عالی در زندگی تجربه خواهید کرد.

چند راه کار برای همسو شدن با اراده خداوند

دست خداوند را در دستتان بگیرید

هر زمان احساس کسالت، شکست خوردگی، بی حوصلگی و ناامیدی داشتید، تنها کافی است برای چند لحظه چشمان خود را ببندید و در ذهن خود تصور کنید دست خود را دراز کرده اید و خداوند دست شما را گرفته است.

احساس کنید دست خداوند را در دست خود می فشارید.

احساس امنیت، آرامش و اطمینان از حمایت و هدایت خداوند در وجود شما گسترش می یابد.

در هر شرایطی از زندگی باشید و تصمیم به تغییر زندگی گرفته باشید ذهن شما مملو از افکار و فرمول های است که اراده شخصی شما را تشکیل داده اند.

از آنجاکه در طی زندگی آموخته اید که برای زندگی کردن و مسائل مربوط به زندگی باید از اراده شخصی استفاده کنید و انسانهای اطراف شما همواره در حال استفاده از اراده شخصی خود برای زندگی کردن هستند بنابراین کاملا طبیعی است که همچنان تحت تاثیر فرمول های اراده شخصی ذهن خود باشیم.

از زمانی که تصمیم به تغییر گرفتم بارها اسیر افکار منفی و گفتگوهای ذهنی شده ام که منبع آنها اراده شخصی من بوده اند.

در ابتدا که درک صحیح از خداوند و اراده اش در زندگی ام نداشتم مدت زیادی غرق احساس بد می شدم و رهایی از آن حالت کار دشواری بود.

هرچه بیشتر در مسیر درک و شناخت خداوند و اراده او حرکت کردم، اطمینان و ایمان قلبی من به خداوند و همراهی او در زندگی بیشتر و بیشتر شد.

این درحالی بود که هنوز هم افکار منفی و گفتگوهای ذهنی من ادامه داشت اما دیگر من آن انسان تحت فرمان اراده شخصی نبودم بلکه تصمیم گرفته بودم از اراده خداوند برای گسترش و رشد زندگی خود استفاده کنم.

بنابراین هر زمان که به هر دلیلی دچار احساس بد می شوم، چند ثانیه چشمان خود را می بندم و در ذهنم تجسم می کنم دستم را دراز کرده ام و دست خداوند را گرفته ام.

هرچه بیشتر این تمرین ذهنی را تکرار کردم، وضوح آن برای من بیشتر و تاثیرش در احساس من قوی تر شد.

شاید در شروع کار با بستن چشمان خود نتوانید در ذهن تصویر دراز کردن دستتان و گرفتن دست خداوند را تجسم کنید. اما هربار در شرایطی که نیاز به کمک گرفتن از خداون دارید این تمرین را تکرار کنید.

به شما اطمینان می دهم زودتر از آنچه تصور می کنید به انجام این مهارت مسلط می شوید و از نتایج عالی آن بهره مند خواهید شد.

به شکل کلامی به خداوند پناه ببرید

از عبارت “من به خداوند توکل کرده ام” استفاده کنید

من در سن 35 سالگی تصمیم گرفتم همسو با قدرت اراده خداوند زندگی کنم و این در حالی است که تا آن روز هرچه درباره خداوند شنیده بودم درباره قدرت او جهت کمک رسانی به من در زندگی نبود.

همیشه از سخت گیری ها و امتحاناتی که همواره برگزار می کند شنیده بودم. بنابراین هر فرمولی درباره خداوند در ذهن من وجود داشت همسو با اراده شخصی بود.

به این نکته توجه ویژه داشته باشید.

به شکل دیگری دوباره این مفهوم را تکرار می کنم.

من خدا را می شناختم اما شناخت من از خداوند همسو با اراده شخصی بود نه اراده خداوند. بنابراین شناخت من از خداوند نه تنها کمکی به همسو شدن من با اراده او نمی کرد بلکه در بسیاری از موارد مانع بزرگی جهت ارتباط با اراده خداوند بود.

من درباره خداوند شنیده بودم که سرنوشت انسانها را از قبل تعیین می کند.

این فرمول درباره خداوند در ذهن من ایجاد شده بود اما چه کمکی به همسو شدن من با اراده خداوند می کرد؟

نه تنها کمک نمی کرد بلکه مانع بزرگی برای همسو شدن با اراده خداوند بود.

بنابراین از زمانی که ما تصمیم می گیریم همسو با اراده خداوند فکر، تصمیم و عمل کنیم، مسائل زیادی در زندگی ما ایجاد می شوند که منشا اراده شخصی و اعتباری به بزرگی قدرت اراده خداوند دارند.

به عبارتی ساده تر، فرمولی در ذهن ما ایجاد شده است که سبب شکل گیری اراده شخصی می شود اما اعتبار آن به خداوند داده شده است و به همین دلیل این فرمول می تواند در دل ما شک و تردید ایجاد کند.

وقتی نگران هستم یا وقتی به نظر می رسد همه چیز در محیط اطرافم دست به دست هم داده تا مانع عملکردن بر اساس تصمیم خود برای همسو شدن با اراده خداوند شوم بارها عبارت “من به خداوند توکل کرده ام” را با خود تکرار کنم.

به این ترتیب به خودم یادآوری می کنم که خونسرد و آرام باشم و اطمینان داشته باشم که اراده خداوند در حال انجام مراحل موردنیاز برای رقم زدن همزمانی هایی است که مرا به سمت تجربه خواسته هایم هدایت می کند.

عبارت “من به خداوند توکل کرده ام” برای من فقط چند کلمه نیست که پشت سر هم نوشته شده اند و من آنها را بعنوان یک ذکر یا عبارت تاکیدی بیان کنم. بلکه نشانی برای یادآوری تعهدی است که مدت ها قبل به خودم داده ام تا سعی کنم همسو با اراده خداوند زندگی کنم.

این عبارت به من یادآوری می کند طرف قرارداد من خدایی است که من و این جهان را خلق کرده است. او خدایی است که سابقه مدیریت بسیار طولانی بر جهان هستی دارد و قطعا لیاقت و توانمندی لازم برای مدیریت زندگی من را دارد.

من به خداوند توکل کرده ام.

خداوند را همدم خود بدانید

در سن 35 سالگی در کتابهای معنوی خواندم: من برای هدفی به این دنیا آمده ام.

این عبارت به نظرم بیشتر جنبه توهم داشت تا واقعیت.

هرچه با خودم فکر می کردم هدف از حضور من در دنیا چه بوده است دلیل قانع کننده ای پیدا نمی کردم.

بعد از آن با عبارت “رسالت من” مواجه شدم.

درک این موضوع که من برای هدفی به دنیا آمده ام و باید در مسیر انجام رسالتم در زندگی حرکت کنم مرا گیج و سردرگم کرده بود.

این سوال در ذهنم ایجاد شده بود که: رسالت من در زندگی چیست؟

هیچ توانایی یا استعدادی در خود نمی دیدم که بخواهم بر مبنای آن رسالتم از بودن در دنیا را کشف و دنبال کنم.

کتابهای زیادی برای چگونه پیدا کردن رسالت زندگی مطالعه کردم اما هرچه بیشتر جستجو می کردم، کمتر احساس نزدیک شدن به یافتن “رسالت زندگی” در من ایجاد می شد.

زمانی که با موضوع اراده شخصی و اراده خداوند مواجه شدم و تصمیم قاطع گرفتم زندگی بر مبنای اراده شخصی را رها کرده و سعی کنم همسو با اراده خداوند در جهت گسترش و رشد زندگی حرکت کنم به شکل خودبخود رسالت من در زندگی برایم واضح شد.

رسالت من، لاغر شدن و کمک کردن به لاغر شدن میلیون ها انسانی بود که سالها بود درخواست طریقه صحیح لاغر شدن را به خداوند می دادند.

همه انسان ها برای انجام ماموریتی وارد این جهان شده اند و یک همدم خاموش جهت همراهی و کمک کردن به ما برای انجام رسالت زندگی درون ما قرار داده شده است.

همدم ما در هر لحظه که بخواهیم در دسترس ما قرار دارد.

از اینرو نام همدم خاموش را برای این بخش از وجودمان انتخاب کرده ام چون صدای او با گوش سر شنیده و حضور او با چشم سر دیده نمیشود.

او خاموش است به همین دلیل فقط از طریق ذهن و احساس می توانیم با او هم کلام شویم.

وقتی بر اساس اراده شخصی خود را بر اساس آنچه داریم یا آنچه انجام می دهیم توصیف می کنیم و یا خود را با دیگران مقایسه می کنیم خود را از همراهی این همدم خاموش محروم می کنیم.

بنابراین از این پس نباید وجود (حضور) خود در دنیای مادی را بر اساس دارایی، دانش، پست و مقام، خانواده، فرهنگ و هر موضوع دیگر مورد سنجش قرار دهید.

اگر تصور می کنید برای ارزشمند بودن باید دارایی های بیشتری داشته باشید شما بر اساس اراده شخصی خود فکر کرده اید.

اگر تصور می کنید برای موفق بودن باید مدرک تحصیلی بالایی داشته باشید شما بر اساس اراده شخصی خود فکر و عمل کرده اید.

اگر خود را با دیگران درهر جنبه از زندگی مقایسه می کنید شما بر اساس اراده شخصی در حال بررسی ارزشمندی و رتبه بندی حضور خود در دنیای مادی هستید.

به هر طریقی خود را قضاوت و مورد سنجش قرار دهید خود را از همراهی همدم خاموش محروم می کنید.

وقتی ما بر اساس پارامترهایی که از نظر اراده شخصی (منیت) مهم و ارزشمند هستند خود را تحلیل و بررسی می کنیم در هماهنگی کامل با اراده شخصی هستیم و دراین صورت همدم ما خاموش خواهد شد چون مبنا و معیارهای ما بیرونی هستند.

برای شنیدن صدای همدم خاموش در قلب خود و دیدن حضور او با چشم دل، باید از مقایسه کردن خود با دیگران و ارزش گذاری خود بر مبنای پارامترهای اراده شخصی جدا خودداری کنید.

در این صورت شما اعتبار خود با همدم خود مورد سنجش قرار می دهید.

همدم شما منبع و منشا حضور شما در دنیای مادی است.

منبع شما، خالق شماست و هدفش از حضور در شما، همراهی کردن شما برای تجربه خلق کردن زندگی در مسیر علت حضور شما در دنیاست.

باید باور کنید که شما برای منظوری توسط همدم خاموش خود آفریده شده اید. شما می توانید با کمک همدم خود هرآنچه می خواهید را انجام دهید و این کار را با هماهنگ شدن با نیروی خلاق و گسترده در سراسر جهان هستی انجام خواهید داد.

باید این نگرش به روش ناخودآگاه شما برای فکر کردن درباره خود تبدیل شود در این صورت واکنش های شما در زندگی روزمره بر مبنای همدم خاموش خود و این نگرش خواهد بود.

نتیجه این هماهنگی، رخ دادن همزمانی هایی است که سبب می شود آنچه در ذهن خود ساخته اید را در دنیای مادی تجربه کنید.

در دنیای آرزوها زندگی کنید

زمانی که تصمیم گرفتم زندگی خود را تغییر بدم برای اولین بار به آنچه می خواستم در زندگی تجربه کنم فکر کردم.

تا قبل از آن همیشه به آنچه در زندگی من رخ داده بود فکر می کردم و به دنبال راه حل مسائل زندگی بودم اما زمانی که با قدرت ذهن در خلق زندگی آشنا شدم برای اولین بار بود که به آنچه می خواستم در زندگی من وجود داشته باشد فکر کردم.

موضوعاتی مثل لاغر شدن، داشتن ماشین صفرکیلومتر، خریدن خونه لوکس، رفتن به مسافرتهای خارج از کشور و خیلی از آرزوهایی که قبلا حتی جرات فکر کردن به آنها را نداشتم.

مدتها در این فضای فکری بودم و همیشه از تجسم کردن برای رسیدن به خواسته هایم استفاده می کردم اما زمانی که موضوع اراده شخصی و اراده خداوند را درک کردم به این نتیجه رسیدم که آرزو کردن یکی از فرمول های همسو با اراده شخصی است و به همین دلیل است که انسانهای بسیاری هرگز به آرزوهای خود نمی رسند.

چون آرزو کردن بر مبنای اراده شخصی صورت می گیرد قابلیت برآورده شدن از طرف منبع جهان هستی را ندارد.

شاید از شنیدن این موضوع شوکه شده باشید که آرزو کردن مانع رسیدن به آرزو می شود، چرا  که در کتاب های زیادی درباره آرزو کردن، نوشتن آرزوها و … خوانده یا شنیده باشید.

چنانچه از دوره رایگان زندگی با طعم خدا استفاده کرده باشد حتما به خاطر دارید در این دوره ما آرزوهای خود را مکتوب کردیم اما به جای تشویق و ترغیب افراد به رویاپردازی درباره آرزوها تمرین زندگی بر اساس واقعیت را اجرا کردیم.

تمرینی که طی آن باید آرزوهای خود را بررسی می کردیم و آنهایی که دور از دسترس یا در فاصله بسیار از شرایط فعلی ما بودند را اصلاح یا حذف می کردیم.

در آن دوره موضوع آرزو نکردن را به این شکل برای علاقمندان توضیح داده شد.

اما در نوشته های باورساز با آگاهی سطح بالاتری آشنا می شویم.

اگر به این سوال که: “چرا آرزو می کنیم؟” پاسخ دهید، راز اینکه چرا آرزو کردن همسو با اراده شخصی است و توسط اراده خداوند پاسخ داده نمی شود پی می برید.

احتمالا شما هم مانند من این عقیده را داشته باشید که: “هرآنچه را نداریم آرزو می کنیم”

هر پاسخی به این سوال داده باشید به “نداشتن ” یا “نیاز داشتن” ارتباط پیدا می کند.

نداشتن و نیاز داشتن بر اساس فرمول های اراده شخصی در ذهن ما ایجاد شده اند چون در اراده خداوند نداشتن و نیاز داشتن معنا ندارد.

خداوند این جهان را کامل خلق کرده است و چیزی نیست که نیاز ما باشد و در این جهان نباشد اما وقتی ما آرزو می کنیم به این معناست که آن چیز وجود ندارد.

شاید سوال شما این باشد: به این دلیل آرزو می کنم چون آن چیز درزندگی من وجود ندارد.

نکته ماجرا دقیقا همین است که فکر کردن به نداشته ها، باعث ایجاد تصویری از دنیا در ذهن می شود که ناقص است و این تصویر از کودکی به مرور در ذهن ما شکل گرفته است و بر تصویر اصلی و اولیه که در ذهن ما وجود داشته است که همه چیز در دنیا وجود دارد سایه افکنده و ارتباط ما با اراده خداوند را قطع و به اراده شخصی متصل می کنید.

به دوران کودکی خود فکر کنید، تصور شما درباره دنیا چه بوده است؟

تصور نوزادان و کودکان از دنیا چیست؟

آیا آنها به کمبود فکر می کنند؟

هیچ کودکی آرزویی در سر ندارد چون می داند که دنیا کامل است و همه چیز برای تجربه زندگی مهیاست.

اما به مرور که بزرگتر می شود و تحت تعلیم خانواده و جامعه قرار می گیرد با کمبودها آشنا می شود و به مرور تصویری از زندگی در ذهن او شکل می گیرد که حکایت از ناقص بودن جهان هستی دارد.

در این مرحله به مرور آنچه کودک دوست دارد تجربه کند و خانواده او به هر دلیل مانع تحقق آن خواسته می شوند به شکل یک آرزو در ذهن کودک شکل می گیرد.

به همین دلیل آرزو کردن در عین حالی که کاری زیبا و به ظاهر خوب است اما در واقع عملی همسو با اراده شخصی است و این عمل هرگز توسط اراده خداوند پاسخ داده نمی شود.

باید به گونه ای درباره خواسته های خود فکر و عمل کنیم که گویی هرآنچه می خواهیم در اینجا موجود است.

بارها اتفاق افتاده که به همراه خانواده در ماشین در حال حرکت هستیم که دخترم آیدا (17 ماهه) درخواست آب می کند.

چند بار پشت سر هم کلمه آب را تکرار می کند و چون آب همراه ما در ماشین نداریم که به او بدهیم با جیغ و گریه کردن کلمه آب را تکرار می کند.

تصور من و عموم این است که بچه نمی داند در ماشین آب نیست و باید صبر کند تا به خانه یا محل مشخص برسیم و درخواست آب کند.

اما واقعیت این است که بچه می داند همه چیز در این دنیا موجود است و بر مبنای آنچه می داند در هر لحظه نیاز به آب داشته باشد درخواست می کند.

بارها به آیدا گفته شده که اینجا آب نیست و سعی کردیم او را آرام کنیم تا به خانه رسیده و به او آب بدیم.

این اولین مرحله مواجه شدن کودک با نبودن است. نبودن آب.

این یک نمونه ساده از چگونگی تغییر فرمول های ذهنی صحیح کودک توسط والدین و محیط پیرامون است.

به مرور کودک یاد می گیرد که هرآنچه می خواهد موجود نیست.

این کودک وقتی بزرگ می شود به خوبی باور کرده است که همه چیز موجود نیست و از این رو شروع به آرزو کردن می کند.

پس آرزو بر مبنای کمبود و نبودن است نه بر مبنای بودن و وجود داشتن.

باید نگرش ما به زندگی به شکل دوران کودکی تغییر پیدا کند به شکلی که باور کنیم همه آنچه برای زندگی نیاز داریم از قبل برای ما مهیا شده است.

این تغییر نگرش کار ساده ای نیست اما مانند هر کار دیگر با تمرین و تکرار ساده و انجام شدنی خواهد شد.

باید اعتقاد داشته باشید همه آنچه از خداوند درخواست می کنید از قبل در دایره قدرت خداوند وجود دارد.

یا به صورت مادی و قابل لمس و تجربه یا به صورت انرژی که قابلیت تبدل شدن به واقعیت قابل لمس را دارد.

اگر نگرش خود درباره آرزو کردن را به عنوان خواسته ای که الان وجود ندارد و من آن را آرزو می کنم و دعا می کنم که خداوند آرزوی مرا برآورده می کند به این شکل تغییر دهید که هرآنچه من برای زندگی نیاز دارم هم اکنون وجود دارد و من می توانم آن را تجربه کنم دیگر خواسته های شما به شکل آرزو نخواهند بود بلکه مقصد هایی هستند که شما به سمت آنها حرکت می کنید و اطمینان دارید به آنها رسیده و تجربه شان خواهید کرد.

در این شرایط شما از هم اکنون به گونه ای با خود فکر و رفتار خواهید کرد که آرزویش را دارید.

اگر دوست دارید شرایط مالی بهتری داشته باشید تا زمانی که پول دار شدن آرزوی شما باشد به خواسته خود نمی رسید.

اگر بتوانید از هم اکنون وقتی درباره خود و شرایط زندگی تان فکر می کنید به گونه ای باشد که ثروتمند هستید دیگر نیازی به فکر کردن به پول نخواهید داشت.

ممکن است این فکر در ذهن شما ایجاد شود که وقتی پول ندارم و نمی توانم نیازهایم را خریداری کنم چگونه فکر کنم که پول دارم؟

در پاسخ به این سوال توجه داشته باشید که فکر پول دار بودن با پول خرج کردن تفاوت دارد.

فردی که رقم حساب بانکی بالایی دارد همواره در حال خرج کردن پول خود نیست که احساس ثروتمند بودن داشته باشد. او بدون اینکه پولش را خرج کند احساس ثروتمند بودن می کند.

در واقع ثروتمند بودن فقط یک احساس است و احساس برای ایجاد شدن نیاز به ماده ندارد.

یعنی بدون پول خرج کردن می شود احساس ثروتمندی در خود ایجاد کرد همانطور که می بینید افرادی در عین حال که پول فراوان دارند اما احساس ثروتمندی ندارند.

اگر آرزوی شما داشتن روابط عاطفی عاشقانه است باید بتوانید در ذهن خود احساس بودن در رابطه عاشقانه را ایجاد کنید.

احساس برای شکل گیری نیازی به ماده ندارد.

زمانی این موضوع را درک کردم که تصور میکردم با داشتن حساب بانکی بالا احساس ثروتمندی خواهم کرد.

این موضوع مربوط به زمانی است که پس انداز من صفر تومان بود و حدود 30 میلیون تومان بدهکار اشخاص بودم و نزدیک هشت قسط بانکی هر ماه باید پرداخت می کردم که هر کدام چند قسط عقب افتاده داشت.

زمانی که در این شرایط بودم بارها به همسرم می گفتم اگه یه روزی برسه که من 5 میلیون تومان پس انداز داشته باشم دیگه هیچ غمی ندارم.

تصور می کردم داشتن 5 میلیون تومان در حساب بانکی احساس امنیت، آرامش و ثروتمندی به من خواهد داد.

سال ها بعد که به لطف خداوند صدها برابر آن رقم را بعنوان پس انداز تجربه کرده ام اما همچنان احساس ثروتمند بودن نداشتم.

آن زمان بود که به این درک رسیدم که پول داشتن نمی تواند احساس ثروتمندی در فرد ایجاد کند اما احساس ثروتمندی داشتن می تواند مقادیر زیاد پول در حساب بانکی فرد ایجاد کند.

چون زمانی که توجه ما به پول برای ایجاد احساس است در واقع همسو با اراده شخصی فکر کرده ایم و از این جهت خواسته ما توسط اراده خداوند پاسخ داده نخواهد شد.

اما زمانی که احساس ثروتمندی را در خود ایجاد می کنیم همسو با اراده خداوند فکر کرده ایم و این خواسته از سوی اراده خداوند پاسخ داده شده و به شکل ثروت قابل لمس و تجربه در زندگی ما متجلی میشود.

عبارت “در دنیای آرزوها زندگی کنید” به این معنی است که به جای زندگی کردن با احساسی که تحت تاثیر شرایط پیرامون است و رویاپردازی برای بودن در شرایطی که آرزو می کنید، با احساس داشتن آرزوهای خود زندگی کنید به این شکل که گویی به همه آرزوهای خود رسیده اید و در حال زندگی کردن هستید.

در این شرایط احساس شما چگونه خواهد بود.

آن احساس دقیقا منطبق و همسو با اراده خداوند است.

اگر با این احساس زندگی کنید طولی نخواهد کشید که احساس خود را در دنیای واقعی تجربه می کنید.

مجددا تکرار می کنم:

با احساسی که اگر به آرزوهای خود برسید خواهید داشت، هر روز باید از خواب بیدار شوید و زندگی کنید.

این طریق صحیح و عملی همسو شدن با ارده خداوند برای گسترش و رشد زندگی است.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.19 از 79 رای

موزیک بی کلام
https://tanasobefekri.net/?p=29736
46 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مریم رمضاني
      ۱۴۰۳/۰۸/۰۸ ۰۹:۱۹
      مدت عضویت: 2112 روز
      امتیاز کاربر: 46930 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 489 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز 

      من برای هدفی به دنیا اومدم 

      من می‌پذیرم که خداوند منو برای منظور و هدفی خلق کرده و همدمی خاموش در وجود من هست که همون منشأ وجود من یهنی خداوند است که از طریق احساس میتونم باهاش ارتباط بگیرم 

      من زمانی میتونم از همدم خاموش کمک بگیرم که دارایی و یا خصوصیاتی رو بزارم کنار و به حضورم و بودنم فکر کنم ،خودم و دیگران رو قضاوت نکنم و توجه ام رو از مسائل بیرونی بردارم و بیارم روی درونم  وجودم ،حضورم 

      و اینطوری میتونم همراهی خدای درونم رو هر لحظه داشته باشم و ازش در جهت رشد و گسترش استفاده کنم 

      ما چرا ارزو می‌کنیم چون اون چیزی رو که نداریم ک لازمش داریم رو میخوایم 

      منشأ ارزو کمبود و نیاز هست ،چیزی که در دایره قدرت خداوند تعریفی ندارد پس ارزو از اراده شخصی و منیت ماست و برآورده نمی‌شود

      خداوند هر آنچه در این دنیا لازم بوده رو از همون اول خلق کرده و هستی رو کامل و بی نقص آفریده و اگر ما بتونیم اینو بپذیریم که همه چیز هست ،میتونیم با اراده خداوند همسو بشم و اونوقته خواسته هامون رو مقصدی میدونیم که به سمتش حرکت می‌کنیم و تجربه اش می‌کنیم 

      هیچ بچه ای ارزو نداره واقعا من خودم یادم که در بچگی هیچ آرزویی نداشتم و یواش وقتی از دیگران راجع به ارزو شنیدم در ذهنم شکل گرفته که منم ارزو داشته باشم ،اگر از بچه ها بپرسیم چه آرزویی دارن هیچ جوابی ندارن که به ما بدن !

      ما از طریق اموزشه یواش یواش یاد گرفتیم که کمبود هست و همه چیز نیست و به بچه هامون هم یاد دادیم که همه چیز نیست !

      و این بر اساس اراده شخصی و اطلاعات ذهنی هست که از پیرامونمون جمع کردیم نه حقیقت جهان هستی 

      ما باید این نگرش رو با تمرین و تکرار آگاهی ها در خودمون ایجاد کنیم که جهان کامله و هر چیزی که لازم بوده خداوند از همون اول در جهان خلق کرده ،به خاطر همینه که انسانها تونستن اختراع و اکتشاف کنن چون جهان کامل خلق شده و هر آنچه برای پیشرفت لازم بوده خداوند درش قرار داده 

      در اصل هر آنچه که در دایره خداوند هست در ذهن انسانها به شکل خواسته شکل میگیره و چیزی در این جهان خارج از دایره قدرت خداوند نیست حتی ذهن انسانها و افکار و خواسته هاشون ،هر آنچه هست و نیست خداست و خداوند کامل و بی نقصه 

      حالا ما باید با پاکسازی افکارمون برگردیم به حالت فابریکی و بچگی خودمون ،با این احساس که همه چیز هست فقط کافیه که بریم و تجربه اش کنیم 

      البته که  زندگی با این  حس که سالها زیر خروارها اطلاعات کمبود فرو رفته کار راحتی نیست ولی امکان پذیره و ما میتونیم با آگاهی و تکرار و تمرین این نگرش رو در خودمون ایجاد کنیم و بر اساس اینکه همه چیز هست و ما میتونیم آنچه در ذهنمون نقش میبنده رو با هدایت خداوند حرکت کنیم و خلق و تجربه کنیم زندگی کنیم 

      استاد عزیز بینهایت سپاسگزارم

       خدای مهربانم بینهایت سپاسگزارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۳/۰۵/۳۱ ۱۷:۳۴
      مدت عضویت: 1309 روز
      امتیاز کاربر: 85901 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 686 کلمه

      به نام خدایی بخشنده و مهربان 

      سلام براستاد عطار روشن وهمه عاشقان خدایی وجود  خود 

      وفتی بازم به این نوشته رسیدم کلی افکار زیبا امد گلی رترس وکلی افکا ایراد دار و کلی باوره اشکال دار وکلی باو های که نباید باشه  به شکرخدایی عزیزم به کناری گذاشته تو ذهنم‌ با کم رنک کردم

       یادم هست باره اول که به  این‌ نوشته باورساز  رسیدم وفتی تو نوشته گفته شد دست دارز کنم که با خدا توکل کنم چنان ترسی عجبیی تودلم لانه کرد یی شک بزرگی به همراه ترس کل وجود من گرفت اون روز متو جه نشدم  چرا حتی دیدگاهم رو نصفحه نوشتم‌ نیمه کاره رها کردم رفتم باد نیست جقدر زمان برد با خودم و جنگیدم  کلی تحلیل کردم‌ که چرا به این شکل برخورد کردم 

      رفتم که برگشت نداشته باشم  به این بخش برکشت نداشته باشم ولی نشد یی حسی من  رو ارام‌ میکرد و می گفت درست درست تو اشتباه متوجه شدی برگرد دو باره بخوان تو متوجه نشدی برای امدن ودرباره  خواندن کلی جنگیدم ولی یی شجاعت خوبی رو به خودم  دادم گفتن برمی گردم‌ بازم‌ می خوانم اگه دوباره حسن این بود  ادامه نمیدم وکلی دلیل از هدایت وحمایت واسطه بانوی دوعالم حضرت زهرا (ص) توذهنم هی تکرار شد که مسیرم درست هست فقط،باید ادامه بدم تا با خودم  وجودم واقعی خودم  روبرو بشم این ترس داشت چون من با خود واقعی میخواستم روبر بشم

       ازجیزی که  دوست نداشتم نمی خواستم  باشم  رسیدن به جیزی که هستم نمیدوستم که من به این شکل وحودم است کاملا  متفاوت از انچه هستم 

      جون بابد برای فبول این اگاهی اول خدایی که توذهنم ساخته بودن با اگاهی چندساله خودن رو تغییربدم وبه خدای که درسترین  شکل است برسم  واین تغیبر درد داشت سخت بود جون اول بایدفبول میکردن که اشتباه کردم  بایدتغیبربدم وجون بلد نبودم‌که چطوراین تغییر رو انجام بدم ترسیدم فکر گردم کل راه خدا شناسی روعوض  کنم این ترس داشت که خدایی جدیدی برای خودم بسازم وشرک باشه واین  تغییرکردن بلد نبودم امروز داشتن فایل ۳۴ دوره خدا هرکز دی نمکند رو تکارونرو ونکته برادی داشتم وسط فایل محهو شدن‌نشد نکته برادی کنم رفتن عفب دستهای خودن روی سینه به هم گره کردن با تفکر بی نظیر اینکتغیبرگردن رو به سکل عالی انوزش دیدم باوره نمیسم نن میخواستم‌کل بخش خداشناسی رو تغییربدم واون نباشی که هست بلکه اول باید فبول میکردن که خدایی من درسترین است بخشی من اشتباه ازاطلاعات اطراف رو فبول کردم که درست است انها رو بین این باورها درست اون نادرست ها رواصلاح کنم مثلزمانی که ازچاقی بدم میاد فکرمیکردم کهولاطعری درمن‌نیست بایدازبیرون ازخود اون دریلفت کنم کلی ازش ترسهای عجیب غریب داشتن همه رو اصلاح کردم 

      تازه متوجه این چیزی که دارم دنباش میکردم  اصلا ازمن دور نبوده توجسم‌ من بوده وبایدباشه طبیعی این بودن هست غیر طبیعی چاقی هست که ایحاد شده از افکار وباورها وفرمولها وتصویرهای که واقعیت نداشت من انها رو ایحاد کردم من چاقی رو بسیار بزرگ کردن لاغری  رو ازیاد بردم تازه نگران بودم که‌ میشه لاغری رو به دست بیارم بوده ای بابا بوده تو اون به شکل دیگه تبدیل کردی تو طبعت ذهنم  دست کاری کردم ونتیجه شد چاقی جسم من و مشکلات اون 

      توبخش خدا شناسی به این شکل بود من‌ کلی منیت اراده شخصی وکلی ابعاد وحودی خودم  رو نمیدوستم  که جی هست تازه منتظر بودم‌که کمک خدای خودم  رو هم به شکل کاملتری داشته باشم تغیبر توهیج بخشی ندم چون این تغییرکردن متاسفانه اصلا بلدش نبودم که  به جه شکل و کاملا درست انجام بشه وفتی دارم‌کارهای که بایدانجام‌ میدادن وبه نتیجه میرسیدم روبررسی میکنم متوجه میشم که اینها همه اراده خدا بود که کمک کرد  ومن‌ بتوانم این همه بخش رودرجای خودش به شکل خوب قرار بدم

      خدایا حمد ستایش تو را  سزاست  که خدای فراونی  نعمت برکت رحمت دانش عمل اگاهی ثروت سلامتی ودرک وهرجیز خوب هستی هرجیز توبخش خودت به شکل عالی هست ازکمکی که به من‌کردی ازبزرکی کمکت درشکفت شدم دست دردنکنه که کمک کردی ازت بی نهایت تشکر وسپاسگزار هستم واقعا درو این مرحله از کاری که خدا عزیزم برام انجام دادمن فقط بودم  بخش های  خودم رو کم رنک کردم‌ ونتیجه درجنیدین بخش داره وارد زندگی من‌،میشه چقدر با شکوه است 

      خدا پشت وپنا هتون یا حق. حق نگه دارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نرگس عبداللهی
      ۱۴۰۳/۰۵/۲۷ ۰۰:۲۴
      مدت عضویت: 834 روز
      امتیاز کاربر: 11466 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 132 کلمه

      سلام استاد توانا

      چقدر زیبا و کامل بود این متن خواندنش لذت بخش بود با تمام وجودم درکش کردم که برای همین در تمرینات متناسب شدن تاکید داشتین که لاغری رو تجسم کنید و باهاش زندگی کنید اونوقت می‌بینید که چطور جسم تغییر می‌کنه خیلی ممنونم که به آگاهی من اضافه شد ومن رو با نیروی درونی خودم آشنا کردین چه روابط عاشقانه ای بین انسان و خداوند هست ولی ما از آن بی خبر هستیم و منتظر این هستیم که خدا برای ما چه میخواهد تا ماهم قبول کنیم و دیگر هیچ تلاشی برای روابط مابین خودمون نکنیم خدارو شکر میکنم برای نعمتهای بسیاری که به من داده ومن یکی از خوشبخت ترین بند کاهش هستم که هدایت شدم به سمت آکاهی مهر روزی که می‌گذرد یک قدم بهش نزدیک تر میشوم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 44 کلمه

      سلام دوستان عزیزم 

      خدارو شکر بابت استاد

      خداوند متعال رو شکر که هر لحظه لحظه زندگیم داره هدایتم می کنه 

      سپاس فراوان از زحمات استاد 

      خدارو شکر بابت این آگاهی نابتان.واقعا خدا کامل

      جهان کامل 

      اما انسان ها هم کاملیم من کافیم ارزشمندم لایق م

      ذات مقدس خداوند م

      روح پاک خدام.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ط.ه
      ۱۴۰۳/۰۳/۲۱ ۱۹:۰۸
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 268 کلمه

      به نام خدای رحمان 

      با سپاس از استاد عزیز

      استاد واقعا شوکه شدم الان فهمیدم چرا بعضی آرزوهای ما برآورده نشده و بعضی ناآگاهانه یعتی خودمون رو در او شرایط قرار دادیم و برآورده شدن 

      من خیلی دوست داشتم برم استانبول ببینم خیلی شنیده بودم زیباست و همیشه به همسرم میگفتم بریم میگفت هزینه رفتن برای ۴ نفر زیاده تا اینکه من از خدا خواستم خودش برام جورش کنه و بی خیال شدم و یه مقدار  هزینه رو جمع کردم و به همسرم نگفتم اصلا بعدش لباس میخریدم برای اونجا که بپوشم و خودم رو اونجا میدیدم و مرتب به آژانس ها زنگ میزدم و تاریخ می‌پرسیدم و هزینه رو می‌پرسیدم و اسم هتل ها رو می‌پرسیدم ولی همسرم اصلا خبر نداشت و روزی رسید که بهش گفتم زنگ زدم یه آژانسی گفته اینقدر هزینه میشه برای رفتن گفت مگه میخوایم بریم گفتم آره همین ماه میریم اونم چیزی نگفت یادمه رفت رو چندتا خرید برای اونجا انجام داد و خوشحال رفتیم بلیط گرفتیم رو رفتیم ولی خیلی جاهای دیگه رو دوست دارم برم ولی خودم رو در اون موقعیت قرار ندادم فقط زبونی گفتم پس تحت اراده شخصی هستن ممنون از شما استاد که طریقه در خواست خواسته هایمان رو به ما نشون دادید ما دیگه آرزو نمی‌کنیم چون وجود داده و خدا برای ما مهیا کرده است 

      من از همین الان به خداوند توکل کردم و خودم رو لایق خواسته هایم میدونم و در اون موقعیت قرار میدم و اراده خداوند آن رو برای من مهیا میکنه ممنونم از شما استاد عزیز  

      انشاله استاد به همه خواسته های زندگیتون برسید و همچنین دوستان تناسب فکری به خواسته های زندگیشون برسن 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 45 کلمه

      با سلام به نام الله یکتا 

      دورود فراوان بر استاد گرامی 

      چقدر این آگاهی های ناب بود که به لطف الله و شما نصیب ما شد 

      به امید خدا از امروز با احساسی که رسیده ایم به خواسته هایمان زندگی میکنیم گویی خواسته ها یکایک اتفاق افتاده اند 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سرباز امام زمانم
      ۱۴۰۳/۰۳/۰۶ ۱۸:۳۷
      مدت عضویت: 865 روز
      امتیاز کاربر: 6565 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,190 کلمه

                  به نام الله مهربانم

      سلام به استاد عزیز و بزرگوار

      سلام به هم مسیری های گلم

      باز هم گامی به سوی زیبایی و الله ،الهی شکرت

      راستش شاید اگه درست نمی‌خوندم واقعاً گمراه می‌شدم آخه این گام موضوعاتی داشت که واقعاً آدمو شوکه می‌کرد

      در مورد آرزو ما بارها شنیدیم که می‌گفتند باید آرزوهامونو بنویسیم، ازشون حرف بزنیم و خودمون رو در اون شرایط قرار بدیم اما وقتی که اینجا خوندم که آرزوها ما رو به اون شرایط نمی‌رسونن یک لحظه شوکه شدم واقعاً ،چون که ما بارها گفتیم باید دعا کنیم ،با دعا کردن درهای رحمت الهی رو به روی خودمون باز می‌کنیم و… این کاملا درسته اما ارزو ما رو به خواسته هامون نمیرسونه 

      الان میگید خب این نشد که اگه دعا درسته ،پس چرا ارزو اشتباهه؟!

      به نظر من این دو موضوع کاملا از هم جدا هستن 

      حالا چطوری؟! الان میگم

      خب من می‌تونم اینجوری بگم چون اینجوری خودم رو قانع کردم و این گام رو واقعاً درک کردم و واقعاً هم از استاد ممنونم به خاطر این همه اطلاعات عالی که در اختیار ما گذاشتن

      یک حدیث از امام علی (ع) هست که میفرمایند:

            بهترین غنا و بی نیازی ترک آرزو هاست

                             

      و به نظرم این حدیث با این موضوع سر و کار داره یعنی چی بگذارید آسون‌تر بگم

       اصلا آرزو چیه؟!

      آرزو یعنی به کسی و چیزی جز خدا محتاج بودن

      آرزو چیزیه که محاله و اصلاً صورت نمی‌گیره

      ببینید ما اگه بخواهیم آرزو کنیم یعنی اینکه اون چیز رو نداریم دیگه درسته ؟!

      خب این یعنی چی ،یعنی اینکه دنیامونو ناقص دیدیم، دنیایی که خدا آفریده و سرشار از نعمته رو ناقص دیدیم،

      طبق فرمایش حضرت علی (ع) هم اگه بخوایم پیش بریم میبینیم که آرزو یعنی نیازمندی 

      خب نیازمندی هم یعنی کمبود 

      و کمبود هم یعنی ناقص و به طور کلی یعنی دنیایی که( خداوند غنی و رحمان )افریده را ناقص میبینی 

      خب فکر کردن به چیزی که نیست و از نظر خودت هم محاله براورده بشه سودی داره؟! نه 

      چرا میگم محاله ،چون :

      نداشتن و نیاز داشتن بر اساس فرمول های اراده شخصی در ذهن ما ایجاد شده اند چون در اراده خداوند نداشتن و نیاز داشتن معنا ندارد.

      خداوند این جهان را کامل خلق کرده است و چیزی نیست که نیاز ما باشد و در این جهان نباشد اما وقتی ما آرزو می کنیم به این معناست که آن چیز وجود ندارد.

      اینم دلیلش

      حالا فهمیدی چرا میگم جدا هستن؟!

      دعا کردن و توکل به خدا زمانی ما رو به آرزومون میرسونه که انتظار ما هم رسیدن به اون خواسته باشه 

      اگه کلامی بگی خدایا من میخوام و به تو توکل کردم 

      خب خدا میفهمه این فقط کلامه و در دلت اصلا امیدی نداری برآورده بشه برای همین فکر میکنی خدا دوستت نداره یا کلی بهونه میاری که نه ببین من خواستم ولی نداد

      در صورتی که اگه واقعا ازش بخوای اون کسی نیست که نده!  میده، خوبم میده ،بیشتر هم میده …

      پس انتظار مهمه!

      تو اگه دعا کنی اما امیدی به اجابت نداشته باشی یعنی خدا رو کوچیک دیدی 

      و این یعنی کفر …

      این نوع دعا ها مثل آرزوها میمونن و نه تنها اجابت نمیشن بلکه به خاطر دلایلی که برای براورده نشدنشون میاری حالت بد میشه

      پس این دعا ها و ارزو ها که اینقدر برای خودمون محال میبینیم که حتی امیدی به اجابت از طرف خدا نداریم هرگز براورده نمیشن و باید رهاشون کرد 

      و خب حالا راه درست چیه؟!

        پس چرا این قدر میگفتیم از خواسته هاتون بنویسید،فکر کنید و…

      بین آرزو و خواسته یا همون رویا فرق بسیاری هست 

      البته این باز دست خودمونه که اون خواسته رو رویا کنیم یاارزو

      اگه تو خواسته ای داری و یک جور احساسی داری و جوری بهش فکر میکنی که انگار داریش یا خیلی نزدیکه داشته باشی این رویا یاخواسته هست

      و حتی موقع دعا کردن و توکل کردن به خدا احساس خوبی داری و احساس می‌کنی که خیلی سریع قراره به اون برسی این یعنی رویا و خواسته که خیلی نزدیکه و تو به اون حتماً می‌رسی

      اما اگه هیچ امیدی به اجابت خواستت نداشته باشی و موقع دعا کردن احساست بد باشه و ناامید باشی این یعنی اون خواستت به آرزوت تبدیل شده و اصلاً امید برآورده شدنش نداری و اون هم رآورده نمی‌شه

      خوب خلاصه مطلبم اینکه می‌خواستم بهتون بگم که هر دعایی بد نیست ما باید دعا کنیم چون خدا گفته که با من حرف بزن تا من بهت بدم اینو گفتم که برداشت بدی از این گام نکرده باشین و فکر نکنید که دعا کردن هم بد هستش

      آرزو رو کنار بگذار و با رویا زندگیت رو پیش ببر

      همون زندگی که رویاشو داری رو از همین الان شروع کن

      از همین الان با همون احساس رویایی با همون زندگی رویایی زندگی کن چون معلوم نیست فردایی باشه

      دعا کن اما دعایی که مطمئن باشی برآورده می‌شه توکل کن اما توکلی که مطمئن باشی جواب می‌گیری با انتظار درست جلو برو

      مطمئن باش اگه اینطور دعا کنیم و اگه اینطور رفتار کنی خیلی خیلی به آرزوهات نزدیک میشی و می‌تونی اون‌ها رو زندگی کنی

      بارها این جمله رو شنیدم که گفتن🥀 اگر می‌خوای شهید بشی باید شهید زندگی کنی🥀

      و به نظرم این جمله با هنگام خیلی همخوانی داره

      اگر می‌خوای ثروتمند بشی باید ثروتمند زندگی کنی یعنی چی یعنی با احساس ثروتمندی

      پول نمی‌تونه احساس ثروتمندی بیاره اما احساس ثروتمندی می‌تونه برات پول بیاره

       اگه احساس لاغری داشته باشی بالاخره به لاغری می‌رسی

      اگه می‌خوای لاغر بشی باید از همین الان لاغر باشی و لاغر زندگی کنی با احساس لاغری پیش بری

      این موضوع در سراسر موضوعات زندگی هستش در تمام جنبه‌ها اگر می‌خواهید به همون خواسته‌ای که توی ذهنت داری برسی باید از همین الان اون احساسی که اگه اون رو داشته باشی داری رو داشته باشی

      فکر می‌کنم یه خورده پیچیده گفتم بزار آسون‌تر بگم مثلاً تو اگه لاغر بشی احساس لاغری پیدا می‌کنی خب تو بیا از همین الان احساس لاغری رو توی خودت داشته باش و زودتر از اون چیزی که فکر می‌کنی به لاغری می‌رسی بهت قول میدم

      با احساسی که اگر به آرزوهای خود برسید خواهید داشت، هر روز باید از خواب بیدار شوید و زندگی کنید.

      والسلام!

      خوب استاد من همین موضوع برام یه خورده گمراهی آورده بود که الان تونستم حلش کنم ممنونم که این اطلاعات قشنگ رو به ما دادید تا بفهمیم که درست دعا کنیم و درست بخوایم و از همین الان خودمون رو توی اون جایگاه فرض کنیم که یهو وقتی که به اون خواستمون رسیدیم می‌بینیم که ما ازش رد شدیم و تازه فهمیدیم که به اون خواسته رسیدیم

      واقعا ممنونم از این همه زحماتی که برای این سایت عالی کشیدیم و باعث شدیم که ما هدایت بشیم و بفهمیم که ما هم برای هدفی آفریده شدیم همونطور که شما هدف آفرینشتون هدایت هزاران آدم روی این کره خاکی بود

      همه این صحبت‌های من فقط برای بخشی از این گام بود این گام پر از زیبایی بود پر از پیشنهادهای عالی برای ترکیب اراده شخصی با اراده خدا بود که من همشو توی سر رسیدم نوشتم و واقعاً از استاد عزیز بزرگوارم تشکر می‌کنم بابت این همه راهنمایی

      به خدا توکل کردم و خودم را از همین الان رسیده به اون آرزوها می‌بینم و از این به بعد خواهم دید انشالله

      خیلی خوشحالم که استادی مثل شما و هم مسیرهای چنین عالی که اینقدر نگرش قشنگ به خدا دارند رو دارم

      از صمیم قلبم برای همه شما آرزوی عاقبت بخیر دارم و انشالله که زندگیتون سراسر از عشق خدا باشه

      یا حق مدد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 404 کلمه

      سلام و درود ب فرمانروای جهان و جهانیان |،خداوندگار زمین و زمان 

      سلام ب استاد گرامی و دوستان عزیز

      (چشمانم را میبندم ،و حضورش را لمس میکنم و او مرا در آغوش خود میفشارد و بر دوش خود سوار می کند.او همدم و هم راه من میشود و من در او ذوب میشوم) خخخخخ چند سال پیش اگر این را میشنیدم میگفتم دیوانه شدن..اون خداس!!!!خدایا شکرت خودت حضورت را ب من نشان دادی. 

      حال می دانم که زندگیم بر اثاث قانون بی نقص خداوند و فرمولهای الهی پیش میرود .کافیست که آن را جستجو کنم و قوانین جهان هستی را بیاموزم 

      من که غرق در حس بد بودم و اکنون راهش را را خداوند ب من آموخت .ب او  توکل میکنم و میدانم که هیچ چیز شر نیست و اصلا وجود ندارد

      شر همان افکار و باورها و بینش های اشتباه س.که سالها ب خورد خودم دادن یا خودم ب خودم تحمیل کردم . و شد حس بد .مدار نادرست .

      (من ب خداوند توکل میکنم)با چه حسی؟حس شادی و اطمینان ؟یا شک و دودلی ؟

      با ایتکه نجواها را خاموش میکنم .با اینکه برای ذهنم منطقی میکنم در پس ضمیر ناخداگاه هنوز اون عادت (کتاب جو دیسپنزا ..عادتهای قدیمی)

      ب ترس و دلهره میاید و مرا میخواهد بازی دهد.اما خدایا شکرت که نمیتواند و قدرتش را از دست داده .و بر من تسلطی ندارد .چرا که من انتخابهایم 

      را ب اراده او گره زدم .

      ای مهربان عالم همدم خاموش من .آیا واقعا تو خاموشی ؟آیا تو ساکت ،نظاره میکنی مرا؟من صدای بلند تو را بارها و بارها شنیده ام ،دیده ام و لمس 

      کرده ام.من صدای بلند تو را که شجاع باش و نترس ،من با توام را شنیده ام.

      ای همدم من که صدایت چنان بلند است که جهان با نوای تو میرقصد و ما فراموشکارو ناشنوا یم.خدایی که هر لحظه داری سخن می گویی و راهنمای

      من هستی .بارها ب خودم میگویم درس من از این دنیا آمدنم چیست؟رسالتم چیست؟همدم خاموش من ،که صدایت در ضربان قلب من جاری ست.

      در تمام سلولهای من ،تو حضور داری و حافظ من هستی .و من فرموش میکنم که تو همچون پدری مهربان ،ومن کودکش. هر آنچه را بخواهم فراهم 

      می کند .فقط ایمان من است که خواسته هایم را میسازد.خدایا تمام زندگیم و آرزوهایم را،آگاه شدن هایم را.از تو میخواهم .و تو باید برایم فراهم کنی .

      من وظیفه دارم بنده گی کنم و تو وظیفه داری برایم خدایی کنی و پادشاهی) من تمام خواسته هایم را ب اراده تو میسپارم .

      من ب دستان خداخیره شدم معجزه کرد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا فروغی
      ۱۴۰۲/۰۸/۱۹ ۲۱:۰۳
      مدت عضویت: 1394 روز
      امتیاز کاربر: 18780 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 310 کلمه

      باسلام خدمت شما استاد عزیز

      من هم مدت‌ها بر اساس  تاثیر بودن عوامل بیرونی با اراده شخصی خودم زندگی می‌کردم و احساس بدی را تجربه می‌کردم،

      ناراحت شدن از رفتار دیگران و انتظار داشتن از دیگران برای خوب بودن و درست رفتار کردن با من ،

      چرا من همیشه فکر می‌کردم که دیگران در خوشحالی من نقش مهمی دارند و خودم رو از خودم زده بودم و با خودم در جنگ بودم،

      همیشه فکر می‌کردم که انسان‌ها باعث به وجود آمدن احساس خوبی در من خواهند شد،

      اما من اشتباه میکردم و از باور های غلط خودم همان و اراده شخصی پیروی می‌کردم و گوش به افکار ذهن خودم می‌دادم یعنی شیطان ذهنم،

      مدت‌ها در این باره که دوست داشتم تغییر کنم و با احساس خوب زندگی کنم من تصمیم داشتم و بالاخره موفق شدم و کنار گذاشتم اراده شخصی خودم رو،

      من هم به خداوند توکل دارم من همه خداوند ایمان دارم و در مواقعی که دچار اضطراب یا تردید می‌شوم یا رفتارهای دیگران احساس منو بد می‌کنه،

      چشم های خودم رو می‌بندم و در ذهن من خدای مهربان هست که دست من رو محکم گرفته و به من میگه نگران نباش من کنار تو هستم من نزدیک تو هستم و تو با سپاسگزاری و حال خوب من را در کنار خودت احساس می‌کنی،

      بارها این تجربه رو داشتم که در شرایط و موقعیت‌های مختلف بر اساس عوامل بیرونی شاید اندازه کمی از مسیر خودم خارج شدم اما با به یادآورم که دست خداوند در دست منه که من به خداوند توکل کرده‌ام و نتیجه توکل و ایمان من آرامش بوده و در همان لحظه آرامش خوبی را تجربه کردم و لبخند در صورتم شکل گرفته،

      خدایا متشکرم برای اینکه همه لحظه‌ها از کودکی تا به الان دستم را گرفته بودی من رو حمایت می‌کردی و آنچه برای من می‌خواستی که من در ذهنم می‌خواستم و تو آگاه هستی و تو توانا هستی و من به تو ایمان دارم،

      سپاسگزارم

      باتشکرازشما 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۲/۰۵/۲۳ ۱۹:۵۹
      مدت عضویت: 1227 روز
      امتیاز کاربر: 10205 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 507 کلمه

      سلام استاد 

      خیلی خوشحالم خداوند من را به سمت این سایت هدایت کرده که علاوه بالاتری زندگی خودرا با اراده خداوند همسو کنم و مطالب زیر را یاد بگیرم 

      • دست خداوند را در دستتان بگیرید.
      • هر زمان احساس کسالت، شکست خوردگی، بی حوصلگی و ناامیدی داشتید، تنها کافی است برای چند لحظه چشمان خود را ببندید و در ذهن خود تصور کنید دست خود را دراز کرده اید و خداوند دست شما را گرفته است که چقدر این فکر به من آرامش می‌دهد و همیشه خودمان را از خداوند دور می دیدیم و حالا با این فکر ، باور می کنیم که خیلی نزدیک و دوزانو در مقابل خدا نشسته ایم و دستان خود را در دستان خداوند قرار دادیم و با خدای خود درددل می کنیم
      • از عبارت “من به خداوند توکل کرده ام” استفاده کنید
      • وقتی نگران هستم یا وقتی به نظر می رسد همه چیز در محیط اطرافم دست به دست هم داده تا مانع عملکردن بر اساس تصمیم خود برای همسو شدن با اراده خداوند شوم بارها عبارت “من به خداوند توکل کرده ام” را با خود تکرار کنم.
      • تا احساس بد در من کم کم تبدیل به احساس خوب شود
      • خداوند را همدم خود بدانید.
      • برای شنیدن صدای همدم خاموش در قلب خود و دیدن حضور او با چشم دل، باید از مقایسه کردن خود با دیگران و ارزش گذاری خود بر مبنای پارامترهای اراده شخصی جدا خودداری کنیدتا بتوانیم وجود اصلی خداوند را برای اینکه ما چه رسالتی برای آمدن در این دنیا داریم رابهتر درک کنیم
      • در دنیای آرزوها زندگی کنید.
      • باید به گونه ای درباره خواسته های خود فکر و عمل کنیم که گویی هرآنچه می خواهیم در اینجا موجود است
      • من در چندین سال به لوک خوش شانس معروف بودم چون امکان نداشت در قرعه کشی اسم بنویسم و اسم من در نیاد همه می گفتن تو وردی می خوانی و اسمت بیرون می‌آید و من خودم می دانستم وقتی اسمم را می نوشتم یک حس ششمی به من می‌گفت اسم من حتما بیرون می آید و حس من خیلی خوب بود به مرور زمان خودم گفتم این حس چیه و کم کم کمرنگ شد و وقتی در نیامد گفتم من را چشم زدن ، باورتان میشه استاد در یک جشن ازدواج حضرت علی و فاطمه گفتند به اسمهای علی و فاطمه و زهرا جایزه میدهند.  من اسم پدر و مادرم ( علی و فاطمه ) اسم خودم و همسرم و دخترم ( زهرا  ،علی، فاطمه ) را نوشتم و با اطمینان به همه گفتم چون من نوشتم اسم همه بیرون میاد و جایزه می برید آن سال برای پدرم پلاک طلا و مادرم سرویس قوری ، خودم سرویس قهوه خوری ، همسرم سرویس ۶ تایی چینی و دخترم پارچ لیوان درآمد همه تعجب کرده بودند و اسم من را لوک خوش شانس گذاشتند نمی دانم چی شد دیگه من اسمم در نیامد چند سال و دیگه ننوشتم حالا متوجه شدم که آرزوی من با اراده خداوند همسو بوده و الان نیست انشاالله بتوانم تمام مطالب لالا را به کار ببندم و ودر دنیای آرزوها زندگی کنم و آنرا را موجود بدانم که رسیدن به آنها خیلی راحت است
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم