در قسمتهای قبل درباره اراده شخصی و اراده خداوند و تفاوت بین آنها توضیحات کامل داده شده.
درک تفاوت بین اراده ما و خدا سبب میشود تا به شکل بهتری بتوانیم از این پس تصمیمات خود را تحلیل کنیم که بر اساس اراده شخصی اتخاذ شده اند یا مبنی بر همسو شدن با اراده خداوند اتخاذ شده اند.
نتیجه این دو نوع انتخاب از زمین تا آسمان است.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.41 از 74 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

به نام خدای مهربان
با سلام به استاد عزیز و تمامی همراهان
گام هشتم زندگی با اراده خداوند
آنچه که از این بخش دریافتم اینگونه است :
تا وقتی ما از اراده شخصی استفاده میکنیم و زبانی میگوییم که باراده خداوند زندگی میکنیم نتایجی حاصل نمیشود
تا وقتی عده ای از مردان بگویند که خداوند مردان رو دوست نداره بجز سختی و ناکامی چیزی دریافت نمیکنند واین نتیجه ی اراده شخصی ودرک آنان از خدا است
نه اینکه خدا مردان را دوست ندارد بلکه آنچه که این مردان دریافت میکنند نتیجه ی نگرش افکار و اراده ی شخصی آنان است
این مطلب عمومیت ندارد که خداوند مردان رو دوست ندارد چرا که ما مردانی را میشناسیم که بسیار خوشبخت و راحت زندگی میکنند پس این مطلب بستگی به نگرش و اراده شخصی (منطق) دارد
وقتی از ارده خداوند بخواهیم که نقش فعالی در زندگی ما داشته باشد آنگاه هدایت ما آغاز میشود
برای دست یافتن به اراده الهی باید منطق و منیت رو رها کنیم تا جا برای اراده الهی باز شود و در این مسیر از هرگونه شک و تردید بپرهیزیم
هفت ویژگی خداوند
۱-خلاق بودن
هریک از ما خلاقیتی داریم که با همسو شدن اراده الهی در ما جاری میشود مثلا من از بچگی علاقه خاصی به خیاطی داشتم و هم اکنون خیاط ماهری هستم
ولی با گفتن من نمیتونم من بلد نیستم و از من کاری بر نمیاد آنگاه اراده الهی با اراده شخصی ما همسو نمیشود و ما هرگز به استعداد و خلاقیت خود دست پیدا نمیکنیم
خداوند ویژگی خلاقیت رو در انسانها نهاده مثلا کسانی هستند که خلاقیت شعر گفتن رو دارند
اما ما دونفر رو پیدا نمیتونیم کنیم که هر دو در باره یک موضوع یک جور شعر سروده باشند و این از شگفتی های خداوند است که انسانها با وجود خلاقیت شبیه هم نیستند
۲- مهربانی
ویژگی مهربانی با همسو شدن اراده الهی با اراده شخصی امنیت جسمانی ما را تضمین میکند و سروتونین که منبع حس شادی است رو بدن ما جاری میشود اگر همسو باراده الهی با هم نوعانمان مهربان باشیم آنگاه اثرات مثبتش را در وجودمان مشاهده میکنیم
حس خلاق بودن و مهربانی به انسانها اعتماد به نفس و شادی میبخشد
۳-عشق
عشق از ویژگی های خداوند است
هنگامیکه فردی متولد میشود وجودش سراسر عشق و مهربانی است که همانگونه پیشتر گفته شد هریک از ما دوران کودکی با با اراده الهی زندگی میکنیم که وقتی کم کم که بزرگ میشیم با اراده شخصی یا منیت زندگی میکنیم
نقطه مقابل عشق نفرت است که از کسانی که نفرت داریم و نمیتونیم اونها رو بابت کارهایی که کردند ببخشیم
مانند این است که ما سم بخوریم انتظار داشته باشیم دیگری بمیرد این سم نفرت اول خود ما رو میکشد اگه با اراده الهی پیش بریم میتونیم اون افراد رو ببخشیم نه بخاطر اونا بلکه برای آرامش بیشتر خودمون باید اون افراد رو ببخشیم
الان که دارم این دیدگاه رو مینویسم دلم نرم شده بابت کسانی که موجب آزارم شده اند
اگه بتوانیم کسانی که ما رو رنجاندن رو ببخشیم آنگاه عشق و مهربانی خدا در زندگی ما جاری میشه که از اراده الهی نشأت میگرد
در این لحظه ناب از خدا میخوام که از این به بعد اراده الهی با اراده شخصی من همسو باشه که اینقدر اذیت نشم
بجای خشم و نفرت مهربانی و عشق در زندگیم جاری شود
نشان های دریافت شده
سلام به خدایی که هدایتکننده است و همیشه بوده و هستش و خواهد بود سلام به خدایی که زیباست و زیبایی را دوست دارد و من به زمان بندیش اعتماد دارم
سلام به استاد گرامی و همراهان عزیزم در سایت تناسب فکری
نوشته های باورساز _ زندگی با اراده خداوند (قسمت هشتم)
درک کردن فرق میان اراده ما و خدا باعث خواهد شد که به صورت خوبی بتوانیم از این به بعد تصمیم هایی که می گیریم بر پایه اراده شخصی مان است یا مبنی بر همسو شدن با اراده خداوند است
و حالا نتیجه ای که از این دو نوع انتخاب می گیریم زمین تا آسمان فرق دارد
ما اگر بخواهیم ویژگیهای اراده خداوند را بشناسیم به ما کمک خواهد کرد تا درک خوبی واضحی از عملکرد خداوند داشته باشیم
با استفاده کردن از این آگاهی که بدست می آوریم توصیفها و تعریفهایی که در مورد خداوند در ذهنمان بوجود آمده است را مورد بررسی قرار دهیم و آن چیزی که با واقعیت وجود خداوند هم خوانی ندارد را از کانون توجهمان خارج کنیم
هممون اراده خداوند را در خودمان داریم و این نیرو نسبت به هر چیزی مهارت و دانش کامل دارد ولی این نیروی توان فکر کردن را ندارد پس نمی تواند آن چیزی که می داند را به صورتی که بر زبان آورد تا ما بتوانیم آن را بشنویم
انسانها اراده خداوند را فدای عقل و منطق خودشان می کنند و هر چقدر از این دنیا، عقل و منطق پیروی کنند خیلی زیاد از از نیروی اراده خداوند فاصله خواهند گرفت
چون خداوند داری ابعاد لایتناهی است خداوند هیچ فرقی میان انسانها قائل نشده است و فرقی میان زن و مرد نمی گذارد
اگر هر کسی باور داشته باشد که خداوند دوستش ندارد انتظارش از زندگی قرار گرفتن در سختی و رنج خواهد بود
چون خداوند پاسخ انتظارات هر کسی بر مبنای انتظارش را می دهد
انسانها شرایطی را در زندگی خودشان را تجربه می کنند که بازتاب اراده شخصی آنها هستش ولی زمانی که باور داشته باشند که خداوند ویژگیهای زیبایی دارد هیچوقت به این موضوع فکر نمی کنندکه عقیده و دیدگاهشان نسبت به خداوند درست نيستش ما باید بدون هیچ شک و تردیدی به احساس درونی خودمان اعتماد داشته باشیم و فضای خالی در ذهنمان بخاطر به جریان افتادن اراده خداوند بوجود آوریم و اگر ما هر موقع که شک و تردید پیدا کردیم باید دکمه “حذف شدن ”را در ذهنمان فشار دهیم در این صورت هستش که روز به روز فضای کافی در ذهنمان برای درک بهتر وتجربه قدرت اراده خداوند بوجود خواهد آمد
۱_ خلاقیت
اولین ویژگی که خداوند دارد خلاقیت او است و این ویژگی در تمام آدمها وجود دارد و هر آدمی با استفاده کردن از این نیروی خلاق ذهنش تجربههایی بدست می آورد که مخصوص به خودش هستش و اصلا هیچ آدم دیگه ای آن تجربه را ندارد تمام ویژگیهای خلاقیت اراده خداوند در همه ما وجود دارد باید به این فکر کنیم که چه تعداد موسیقی نواخته می شود که هیچ شباهتی به هم ندارند. نقاشی هایی کشیده می شود که با هم دیگر فرق دارند. شعرهای سروده می شود که معنی ومفهوم خاص خودش را دارد و این ثابت می کند که اراده خداوند در وجود هممون جاری هستش اگر بخواهیم لذّت خلق کردن را در زندگیمان را تجربه کنیم باید باور داشته باشیم که نیروی خلاق خداوند بصورت اراده خداوند در وجودمان جاری هستش بنابراین باید برای رشد و گسترش زندگیمان باید تصمیمهای خودمان را بر این اصل ایجاد کنیم که اراده خلاق خداوند در وجودمان جاری شود ومن توان توکل کردن بر هدایت الهی تجلی خلاقیت خداوند در جهان مادی باشم
ما اگر هر ایده و الهامات خداوند را دریافت کنیم و بپذیریم لذّت خلق کردن در زندگیمان را تجربه خواهیم کرد
ما نتایجی که در زندگیمان تجربه اش می کنیم و در زندگیمان خلق می کنیم همان نامه اعمالمان است که در روز آخرت به ما داده می شود
۲_ مهربانی
خداوند ذاتا مهربان است که اگر ذات خداوند بر نامهربانی بود هیچوقت جهان گسترش و ادامه پیدا نمی کرد چون که نتیجه نامهربون بودن نابودی و از بین رفتن است و نتیجه مهربانی گسترش داشتن و خلق کردن هستش و خداوند ماراباعشق ومهربانی خلق کرده است وازروح خودش درما دمیده است وبه خودش احسنت گفته وبه فرشته هایش فرمان داده است که به ما سجده کنندوبخاطر همین است که ماانسانها ویژگیهای خداوند را داریم ویژگی مهربانی خداوند باعث
می شود آن چیزی که خلق می شود به شکوفایی برسد، رشد کند و همینطور شاد و کامل باشد ما باید همیشه مهربانی را برای گسترش همسو شدن با اراده خداوند را انتخاب کنیم و اگر ما بخواهیم با اراده خداوند همسو شویم در جهت رشد و گسترش زندگیمان قرار بگیریم باید مهربان بودن را انتخاب کنیم
من قبلا هیچ چیزی از اراده خداوند نمی دانستم ولی همیشه مهربانی را انتخاب می کردم و همیشه با همه با مهربانی رفتار می کردم و همیشه شاد و خوشحال بودم و امروز می فهمم که من با مهربان بودنم در هماهنگی و همسو بودن با اراده خداوند بودم
۲_عشق
خیلی از آدمها بیشتر درگیر نفرت از خودشان و بقیه هستند و همیشه حس بدی را تجربه می کنند و خودخوری می کنند اما من هیچوقت خودخوری نمی کردم و از کسی نفرت نداشتم اما بخاطر چاقیم از خودم بدم می آمد و خودم را دوست نداشتم و از جنسيتم راضی نبودم چون من سه برادر داشتم و همیشه به اونها توجه می کردند و هیچ کس به من توجهی نمی کرد و من همیشه ناراحت بودم و همیشه آرزو داشتم که ای کاش من هم پسر بودم و این باعث صدمه زدن به خودم می شد اما حالا از چند سال قبل توانستم بودن در کانال های
انگیزه شی انرژی خودم را تقویت کنم تا انرژی های منفی را از خودم دور کنم و حالا چند سال است که در این مسیر زیبای لاغری با ذهن قرار گرفتهام تمام اون احساسها و انرژی های منفی را در خودم از بین ببرم که بین من و خداوند مهربان فاصله ای نیفتد
من همیشه با همه با مهربانی و با عشق رفتار کردم و می کنم و خواهم کرد عشق یکی از زیباترین ویژگیهای خداوند هستش که در تمام آدمها وجود دارد و حالا من خدای وجودم را شناختم و با تمام وجود و عاشقانه می پرستمش چون هر حرفی را که نمی توانم درکشان کنم کنار می گذارم و هر چیزی که درست است و خودم می توانم درکشان کنم اضافه خواهم کرد تا حالم هر روز بهتر شود چون هر کسی اعمال خودش را دارد و امروز من می خواهم در مسیری که در حال حرکت هستم باقی بمانم
و خدای درون خودم را درک کنم و با عشق و مهربانی به خودم کمک کنم که وارد شرایط خوب و بهتر شوم
خدایا شکرت که به مسیر درستی هدایتم کرده ای که آگاهیهای زیادی دریافت می کنم و به استادی که سر راهم قرار داده ای افتخار می کنم خدایا ازت ممنونم که با هدایت کردنت مرا به آرزویم رساندی یا حق
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربانم
هر آنچه دارم از آن اوست
بله هر خیر و خوبی از جانب خداوند وهر شری از جانب خودم بوده
من برای سعادتمند شدن و خلق زندگی پر از خیر و خوبی
باید با خداوند همسو بشم واز بودن در شرایطی که خداوند در هر لحظه دستانم رو میفشاره وبه من حس امید تلقین میشه
من چقدر حس آرامش و امنیت دارم وقتی با اراده اون همسو میشم وقتی که حال دلم فوق العاده اس با خودش همسو شدم
یکی از ویژگی های خداوند خلاق بودن هستش ودر من نیز این خلاقیت رو قرار داده و خودش هر زمان من رو در مسیر پیروزی و موفقیت هدایتم میکنه وقتی در آرامش ودر صلح بودن با خودم و خدای خودم هستم اون وقت که به هدایتم عمل میکنم و تجربه شادی بخشی از عمل به هدایتم خواهم داشت
یکی دیگه از ویژگی های خداوند مهربان بودن هستش ذات خداوند از مهربانی هستش من هم باید با خودم ودیگران وبا جهان پیرامونم مهربان باشم به دنبال مهربانی باشم تا با اراده خداوند همسو باشم در مهربانی حسد و مقایسه کردن و سرزنش کردن و نگرش های ناتوانی نسبت به خودم نباید داشته باشم دست از کینه نسبت به دیگران بردارم و همه رو ببخشم تا خودم رو از بند اراده همسو با اراده شخصی خارج کنم پس باید با حال روحی عالی در زندگیم با مهربانی اول از همه به خودم کمک کنم اون وقت که خبری از حسادت در ذهنم نقش نمیبنده
یکی دیگه از ویژگی خداوند عشق ورزیدن هستش
عشق بی قید و شرط من هم باید با این اراده خداوند همسو بشم عشق بی قید وشرطی نسبت به دیگران داشته باشم باید ویژگی های مثبت هر فردی رو مد نظرم بگیرم وهر کسی رو که همون تر که هست دوستش داشته باشم ودر صدد تغییر کسی نباشم باید به خودم ودیگران عشق بورزم خداوند به خاطر همین ویژگی جهان رو آفرید و عشق اون باعث گسترش جهان شده ومن هم نیروی عشق رو در وجودم دارم ومی تونم با اراده خداوند همسو بشم وباعث کسترش جهان بشم
سپاس فراوان از استاد عزیزم
نشان های دریافت شده
با سلام آنچه من از این مطلب دریافت کردم:
اراده خداوند چیزیست که همه ما در درون خود آنرا داریم وانسان هر چقدر از دنیای منطق وعقل پیروی کند از اراده خداوند دورتر میشود ،اراده وخواست خداوند در همه زندگی چه مادی وچه افکار ما وجود دارد وهر کدام ما انسانها به گونه ای خداوند را توصیف میکنیم ولی خداوند توصیفات ما را نادیده میگیرد چون او لا یتناهی است ولی هر فردی براساس توصیفاتی که از خداوند دارد در اراده شخصی خود انتظار ش از خداوند در زندگیش شکل میگیرد وخداوند هم به هر فردی براساس انتظارش پاسخ میدهد
اراده خداوند نوعی آگاهی درونیست که با متصل شدن به آن میتوانیم تجربه های شگفت انگیزی را در زندگی ببینیم
وقتی از اراده خداوند درخواست کنیم که وارد زندگیمان شود هدایت آغاز میشود واین انتخاب کاملا خصوصیست و نیاز به منطق عمومی ندارد
نکته مهم اینجاست که برای اثبات بودن در مسیر اراده خداوند هرگز شک وتردید نداشته باشیم با اعتماد باید در ذهن خود جایی برای اراده خداوند خالی کنیم ودر این راه افکار منطقی را رها کنیم وهر وقت شک وتردید از راه رسید فقط دکمه “حذف شدن ” را در ذهنمان روشن کنیم
هفت ویژگی اراده خداوند:
۱_ خلاق بودن : خداوند خلاق است و تنوع صورت انسانها ، اثر انگشت منحصر به فرد هر شخص و ژنهای متفاوت بین انسانها وتنوع وگستردگی موجودات جهان ، همه دلیل بر خلاق بودن خداوند میباشد واین خلاقیت خداوند درون همه انسانها وجود دارد کشیدن تابلوهای نقاشی مختلف ، انواع خط وخوشنویسی ، انواع موسیقی وآهنگهای مختلف دلیل بر خلاقیت درون انسانهاست
ویژگی خلاق خداوند درون هر انسانی قصد دارد
که به شکل خلاقانه ای در جهان مادی تجلی کند
برای همسویی با اراده خداوند باید تصمیمات خود را بر این اصل که اراده خلاق خداوند در وجود من جاریست ومن میتوانم با توکل به هدایت الهی تجلی خلاقیت خداوند در جهان مادی باشم
عبارتهایی مثل : “من بلد نیستم یا من نمیتوانم یا من خوش سلیقه نیستم ”
بر خلاف اراده خداوند است وهمسو با اراده شخصیست ، برای همسو شدن با اراده خداوند باید نگرش خود را عوض کنیم
۲_ مهربانی : هر قدرتی که به صورت فطری خلق کند و خود را به صورتهای فیزیکی تبدیل کند ، قدرتی مهربان است ، اگر خداوند نامهربان بود جهان رو به گسترش و تداوم نبود چرا که نتیجه مهربانی گسترش ورشد است ونتیجه نامهربانی فلاکت ونابودی …
و از آنجاییکه جهان همواره در حال رشد وگسترش هست پس خداوند مهربانست
نامهربانی از اراده شخصی انسانست که با قدرت خداوند تجلی می یابد
پس برای همسویی با اراده خداوند انتخاب کنید که در مسائل زندگی مهربانی را انتخاب کنید
۳_ عشق : متعالیترین واژه ومترادف نام خداوند عشق است اراده خداوند مظهر عشق ناب واز محیطی کاملا دوستانه سر چشمه میگیرد
قضاوت ،کینه ،حسادت ،خشم ،نفرت و… در اراده خداوند جایی ندارد خداوند دوست دارد ما بدرخشیم ورشد وپیشرفت داشته باشیم ،وقتی ما از کسی یا حتی از خودمان تنفر داشته باشیم از اراده خداوند فاصله میگیریم واین باعث آسیب به خودمان میشود
افکار واحساسات ما بصورت انرژی هستند و بعضی از این انرژیها نسبت به بعصی دیگر متعالی تر و ارجح تر هستند اگر نفرت وعشق در مقابل هم قرار بگیرند عشق متعالی تر است پس نفرت را در خود حل میکند
پس برای همسویی با اراده خداوند باید برای گسترش ورشد در زندگی عشق را در رابطه با خود ودیگران انتخاب کنیم
نشان های دریافت شده
باسلام ، گفتم تا شروع هفته ی جدید با گزینه ی “ حالم را خوب کن ” خودم را در بهبود نگرش کمک کنم .
این موضوع درمورد زندگی با اراده ی خداوند صحبت شد
اراده ی من چیست ؟
اراده ی خدا چیست ؟
تفاوت این دو اراده در چیست ؟ هر کدام را در تصمیم هایم اعمال کنم ، نتایج کاملا متفاوتی در یافت میکنم .
من اراده ی خودم را دارم ، میتوانم تصمیمات همسو با اراده ی خداوند بگیرم و برای گرفتن این تصمیمات ، در مرحله ی اول نیاز دارم این اراده را درک کنم .
برای توضیح دادن اراده ی خداوند ، از بیان ویژگی های خداوند اغاز کرد . خلاقیت – مهربانی – عشق
ما تمام این ویژگی ها را داریم و وقتی تصمیمی میگیریم ،میتوانیم از ویژگی های اراده ی خداوند در خودمان ، با نیت خداوند همسو شویم .
من برای به دنیا امدنم تلاش نکردم ، برای حمایت شدنم از سمت خانواده و عشقی که از اون ها دریافت کردم هم تلاش نکردم . برای جسمم ، نفسم و هر انچیزی که بودن من در زمین را تضمین میکند ، تلاش نکردم . واقعیت این است ، این قدر این چیزها در ما عادی شده که نمیبینیم . حتی درونم شرایطی را به من خاطر نشان میکنه ، که بودن در چنین شرایطی ، حتی بودن در کشور ایران ، فرهنگش ، جنسیتم و … هیچکدام اتفاقی نیست . علاقه ی من به موضوع خاصی هم اتفاقی نیست . از وقتی که شروع کردم به دیدن خودم ، و وقتی از درون ، دنیای بیرون رو تماشا کردم ، حس کردم که یک پروژکتور هستم که هرچه تعریف کنم حس کنم و باور کنم ، همان حس ، باور و نیرو را به دیگران و شرایط نسبت میدم و رفتاری که میکنم ، همان شرایط را که ازش فراری ام خلق میکنم . علاقه ی من به دنیای درون هم اتفاقی نیست . هیچ چیز اتفاقی نیست . اگر قرار بود بفهمیم و بدانیم ، هرگز فراموش نمیکردیم ، پس در مسیر رشد و تکامل ما اهمیت نداره ، یا شاید اگر میدانستیم داستان زندگی ما چیست ، هرگز برای بهبود شرایط تلاش نمیکردیم . هیچ چیز اتفاقی نیست . اینکه خدا و قدرت اراده ی خدا هست و من بخوام چیزی که نامحدود است را به چیزی که محدود است فکر و پردازش کنم ، شاید نتونم همان چیزی که هستم را درک کنم .
ما خیلی از چیزها را نمیدانیم . زمانی که در رحم مادر بودیم ، کسی نبود که بگه دنیای دیگه وجود داره یانه ! من بودم و یک دل تاریکی و گرمی ، قطعا زمانی که از آنجا بیام بیرون درک و نگرشی نداشتم و شاید اگر میگفتند بعد از مرگ چه شکلی است ، تخیلی نداشتم ولی وقتی بیرون امدم با چیزی مواجه شدم که قابل تصور نبود ! میتوانستم برروی دوپا حرکت کنم ، خانواده داشته باشم بدون انکه نگران پناهگاه یا زنده بودنم باشم . پس چرا این قدر نگرانم ؟ شاید دنیای بعد از مرگ هم عین زمان متولد شدن ما از رحم مادر باشد . من یاد گرفتم طبیعت از قانون پیروی میکنه و همان قوانین به شکل های متفاوتی در زمینه های متفاوتی بروز میکنه ولی قانون یکسانه .
ما زمانی تغییر نمیکنیم یا عاجز و درمونده میشیم که اگاهی و درک از شرایط موجود نداشته باشیم . قدرت تفکر و تعقل به هرفردی داده شده . چرا یاد گرفتیم که از این قدرت استفاده نکنیم . چرا باید کورکورانه عقایدی را پیروی کنیم که خلاف جهت روحه ؟ چرا باید در این دنیا زجر بکشیم تا اون دنیا همه ی ان چیزی که در این دنیا حسرت شده ، در ان دنیا که شاید تفاوتش مثل دنیای رحم و دنیای الان باشه ، با خود به دنیای بعدی ببریم . من در این مسیر یاد گرفتم که شیطان همان در ذهن خانه کرده ، مارا محدود میکنه ، اجازه ی رضایت نمیده ، مارو حقیر میکنه ، چون ما اجازه ی ورود ان به زندگی را دادیم . به نظر من اگر فقیر از دنیا برویم ، عشق خوب تجربه نکنیم ، مسافرت ها و علایق خودمون رو در این دنیا تجربه نکنیم ، وقتی مردیم یک روح با حسرت در ان دنیا هستیم . اون زمانه که شیطان پیروز شده . ما به دنیا و بهبود دنیا و رشد و تعالی روح و تجربه ی روح خود به دست خودمان خودمان را محدود کردیم . زمان به ما داده شد و ما زنده بودیم ولی زندگی نکردیم !این خودش گناه است و جهنم زمانیه که ان ارزو را دارم ولی جایی نیست که تجربه کنم ،روحم رشد نکرده و این اوج حماقته که زمانی به من داده شه و من بدون هیچ دستاوردی این دنیارا ترک کنم . اگر تصمیم گرفتیم این افکار و باورها در لابلای زندگی ما رخنه کنه ، ما مقصربودیم . اینکه تصمیم گرفتیم فکرنکنیم و کورکورانه و نسل به نسل تغییر نکنیم و همان زخم ها و محدودیتها را به نسل بعد منتقل کنیم ، ما مقصر بودیم .
خداوند همین الان هم به زندگی ما اراده داره ، همین که نفس میکشیم ، هرثانیه فکر میکنیم ، کامپیوتر داریم و در ان تایپ میکنیم ، منطق میگه دنیا محدوده ،ظالمه ،خدا من رو نمیبینه . ایا این ها دستاورد شخصی ما بوده ؟ خیر ، درزندگی ما بوده و بدون تلاش ما این دستاوردها به ما هدیه داده شده . منطق ما تربیت شده ، در مدارس ، خانواده و … هرزمان که کسی این باور را در ما یاداوری کنه که برای خوب بودنت از خودت بگذر ، حقیر بدان ، برای خودت تلاش نکن ، از زندگی لذت نبر ، وقتی کسی مرد قدرش را بدان ، هرروز گریه کن ،… بدانیم همان شیطانی هست که در ارزوی بودن ما در این شرایط است . چون وقتی خودم را دوست نداشته باشم ، هرگز برای خودم کار ارزشمندی انجام نمیدم ، محتاجم ، اجازه میدم به من کمترین حق و حقوق را بدهند ، بهم بی احترامی کنند ،همیشه در مدار محدودیت ،رنج و فقر هستم . فقیر بودن فقط مادی نیست ، فقر احساسی هم داریم .
دقیقا همین طور است ، انقدر اراده ی خداوند در بودن ما در این زندگی همیشه بوده و عادی شده که ما نمیبینمش .
باور قدرتمند است ، چارچوبیست که زندگی را درک و احساس میکنیم . اگر دنیا ظالم است ، ما هر اتفاقی را براساس ان باور تعبیر میکنیم . مردها خائن هستند ، ناخوداگاه برای زندگی در چارچوب فکری و احساسیمان مردی را انتخاب میکنیم که مشابه باور ما باشد و میگوییم اراده ی خداست . شاید اراده ی خدا این است که من هم مثل او خالق باشم !ما با باورمان انتظار ان را در زندگیمان فرا میخوانیم .
ما هرچیزی که در دنیای پیرامون میبینیم ، درک ، برداشت ، باورهای اطرافیان و دید ما تجزیه و تحلیل میشه و ما چه بخواهیم یا نخواهیم ، دنیا و عملکردش را از ذهن منطقی خود نتیجه گیری و برداشت میکنیم و ذهن منطقی هم حاصل سالها تربیت از خانواده ، اطرافیان و جامعه بوده و دقیقا ناخوداگاه چیزهایی را برداشت و تجربه میکنیم که شاید هدف اصلی جهان نبوده ، بلکه تفسیر ما از اون وقایع و تمایل ما در بودن در ان شرایط به صورت ناخوداگاه بوده که داریم تجربه ش میکنیم .
حیوانات ، نوزادان در حال رشد ، همه و همه در لحظه ی حال زندگی میکنند و شادند ، نیازهاشون رو طلب میکنند و از هرانچیزی که در مسیرشون در لحظه است ،لذت میبرند . نوزادان یا حیوانات به دنبال زندگی در حس بد نیستند . حتی اگر پاشون رو قطع کنی یا نابینا شوند باز هم متوجه میشی ، درلحظه از زندگی لذت میبرند . تفکر منطقی ما دنبال برداشتی از این وقایع هست و منشا تفکر منطقی هم دست بشر بوده . پس باید اجازه بدیم زندگی همانطور هست در جریان باشه ، به روند زندگی اعتماد کنیم و اجازه بدیم ، روح در این مسیر درخواست کنه ، ابراز کنه و تجربه کنه و احساس خوب داشته باشه .
ویژگی اراده ی خدا :
1- خلاق بودن
ما از جنس خدا هستیم ، پس نیروهای او در ما هم هست . خداوند بارها ثابت کرده که عاشق ساختن چیزهای متنوعه .حتی دوقلوهای همسان هم رفتارهای متفاوتی دارند . هیچ چیز شبیه نیست . ولی ما انسان ها میخوایم شبیه باشیم . چون جامعه تعریف کرده . چون گفتند درس خوبه من هم باید درسخون باشم . زنی خوبه که توقع نداشته باشه ، یک طرفه برسه ، حق طبیعی خودش رو نادیده بگیره ،چون جامعه میخواد ! این خلاف تجربه ی روح منه ! هروقت جامعه ای بخواد کارمند بشه ، قدرت تفکر نداشته باشه ، ان جامعه به مرور زمان فقیر ، وابسته و افسرده تر میشه . این خواسته ی خدا نیست ، خواسته ی بشر و اراده ی شخصیه . افرادی در زمینه کاری موفق بودند که خلاق بودند . اگر همه عین هم رفتار و عمل کنیم ، پیشرفت نمیکنیم ،فقیر میشیم . پس باید جسارت متفاوت بودن و تعریف هایی که از جامعه به ما تحمیل شده را باید در هم بشکنیم . اگر افراد موفق و پولدار را ببینیم ، انها جسارت متفاوت اندیشیدن و بها دادن به گفته های درونیشان را داشتند . این همان نتیجه ی همسو بودن با اراده ی خداونده .
اگر فکری یا تمایلی به درون شما رخنه میکنه ، دلیلی داره که فقط در شما بیدار میشه ،میتونید براساس اراده ی شخصی و منطق که تربیت شده ی بشره خاموش و بی اهمیت جلوه بدید یا گوش بدید، بها بدید و درجهت ان اقدام کنید و همسو با اراده ی خداوند باشید . چون وقتی اقدام صورت بگیره به طرزعجیبی همزمانی ها و فرصتهایی به وجود میاد که در مخیله نمیگنجه .
1- مهربانی
برای مهربان بودن و همسو بودن با این ویژگی خدا، اول باید با خود مهربان بود . در این جمله حرفی است . وقتی به خود توجه میکنی ، وارد درون میشوی و من بخشی از خدام ، پس توجه به خودم یعنی متصل بودن به هسته و انرژی . اگر مهربانی از درون پیدا بشه ، دیگه همان مهربانی ای نیست که جهت تایید از دیگران یا نیازهای درونی برخاسته شه . این خیلی مهمه .
۳- عشق
عشق یعنی همه چیز !عشق به معنی ازدواج ، تعهد یا همان واکنش های شیمیایی مغز که در اوایل رابطه میاد ،این اون عشق ناب نیست . عشق یعنی تمامیت یک چیز را همانگونه که هست بپذیری و در جریان زندگی همراه باشی . عشق خوب و بد را لیبل گذاری و جدا نمیکنه . اولین قدم با همسو شدن با اراده ی خداوند ، دوست داشتن خود بی قید وشرط در شرایطی که الان هستیم ، بدون قضاوت و حس بدی . خب این خلاف اموزه های ماست . چون ناخوداگاه تربیت شدیم بخشی از ویژگی ها ی خود را دوست بداریم و بعضی ها را دوست نداریم و این دوگانگی در درون ، خلا ها و کمبودهایی را به وجود اورده که این انرژی خلاق ، به شکل کمبود ، حسرت ، حسادت در زندگی ما رخنه کرده . پس برای شبیه خدا شد ن این نگرش هم باید تغییر کنه و ارتباطمون با خودمون بهتربشه .
خب این مطالب خیلی فلسفی بودند و قطعا چیزهایی رو گفتم که درون من نیاز به شنیدنشون داشت . از خودمون ،توانمندی ها و منحصربفرد بودنمون برای اینکه خانوداه ،جامعه و انتظارشون خلاف رسالت روح ما اگرباشد ، خودمون ،ارزوهامون و رسالتمون رو فراموش نکنیم .
سلام به استاد عزیز 🌱امیدوارم حالتون خوب باشه
با تغییر نگرش ها، نقابی که تشکیل شده از حواس مادی و ذهن منطقی است و مانع درک قدرت اراده خداوند می شود را از وجود خود بر می داریم و با جلوه جدیدی از ویژگی های اراده خداوند مواجه می شویم
زمان های زیادی فکر میکردم که چطور میشه از طریق ذهن زندگی رو تغییر داد،اخه مگه میشه ؟؟چطور ذهن من داره شرایط بیرونی من و نحوه برخورد آدما با من رو کنترل میکنه؟؟!
چند ماهی اینجور سوالات توی ذهنم بود تا اینکه این قسمت از متن رو خوندم و بعدش افکار همسو اومد و برام تایید کرد که آره میشه !!!
آدما از نظر جسمی تقریبا باهم یکین ولی شرایط زندگی آدما بسیار بسیاررر باهم فرق داره ،مطمئنا تغییرات جزئی در جسم نمیتونه این همه تفاوت رو ایجاد کنه!!
آدما در سطح افکار و باورها باهم فرق دارند و این برای همه بدیهی هست ،افکار و باورهای ما به طور دائم داره به قدرتمندترین منبع جهان ارسال میشه و بعد شرایط و موقعیت های مختلف توسط این نیرو برای آدم ها به وجود میاد.اینجوری برای من منطقی شد که با تغییر افکار و باورها میتونیم شرایط رو تغییر بدیم .
در واقع وقتی داریم آگاهی های که همسو با روحمون هست رو وارد ذهن میکنیم ،ذهن همسو میشه با برترین نیروی جهان و در نتیجه اون نیرو به شکل خیر و خوبی وارد زندگیمون میشه !!
اگرم خلاف این نیرو فکر کنیم بازم این نیرو شرایط و موقعیت های رو به وجود میاره که برامون ثابت بشه تو درست فکر میکنی ،چون اختیار با انسانهه.و مهم ترین نوع اختیار به نظرم اختیار در انتخاب افکار و باورها و نگرش هامونه که باعث ایجاد انتظار در ما میشه و خدا شرایط رو مطابق با انتظار ما جلو میبره .
با این باور که نیروی خلاق الهی در وجود من جریان دارد هر ایده ای که به گسترش و رشد زندگی من کمک کند را با آغوش باز می پذیرم و برای تجربه کردن آن قدم در مسیر عمل کردن می گذارم.به این شکل تجربه های جدید در زندگی من رخ می دهد و لذت خلق کردن در زندگی را تجربه می کنم.
از وقتی در مسیر تغییر کردن قرار گرفتم همش برام جالب بود که الهامات رو تشخیص بدم ،یه مدت فکر میکردم عی بابا چرا برای من ایده الهی در کار نیس و الهامات وجود ندارن !تا اینکه اینجا متوجه شدم الهامات اصلا چیز عجیبی نیستن بلکه همون فکرا و تمایلاتی هستن که بعد از اینکه ذهن در همسویی با خداوند قرار میگیره ،در فرد به وجود میاد .
مثلاً فرض کنیم فردی باورش اینه که من بی استعدادم و توانایی خاصی ندارم ،خب این فرد سالیان سال هم که بگذره افکار عالی به ذهنش نمیرسه که براش نوید بخش باشن یا حتی اگه در طول سال یکبار هم فکری به سرش بزنه که برو فلان کار رو شروع کن ،چون باورش اینه که من نمیتونم اصلا سمت اون کار نمیره !
خب همین فرد رو در نظر بگیریم که با تغییر ابن فکر به این پذیرش و باور میرسه که نیروی حاکم بر جهان خلاقه و این همه تنوع در جانوران و گیاهان و انسان ها و جانداران و کهکشان ها ایجاد کرده که هنوزم که هنوزه در تفکر انسان نمیگنجه این حجم از تنوع !!و این نیرو در من وجود داره پس من هم دارای خلاقیت هستم .بعد از اینکه فرد به این نتیجه رسید افکاری برای کارش ،روزمرگی هاش،به سرش میزنه که متفاوت تر از همیشه هستن و وقتی اون فرد اونا رو انجام میده و در واقع دست به اقدام همون افکار هر چند ساده میزنه ،از اونجایی که نظام خداوند بر گسترش و پیشرفت هستش ،به مرور این فرد در مسیر خلاقیت پیشرفت میکنه و استعداد های شکوفا میشن !!این نمونه برای تمام جنبه ها قابلیت تعمیم دارن.
ممنون ازتون استاد این دو پارگراف قسمت هایی بودن که من رو به فکر فرو بردن و منم سعی کردم راجبشون بنویسم و بهای این قسمت رو بپردازم 🌱
به نام خداوند
سلام
بازهم نوشته ای جالب و پر از نکته و آگاهی من باید بارها این مطلب رو مطالعه کنم چون در هر کلمه رازی پنهان داره. و با هر بار خوندنش روح تشنه ی من آرومتر میشه.
بزرگترین دریافتی من حس آرامش بود 💖
وبا این آرامش بارها مطالب رومطالعه میکنم تا روح تشنه ی من از اطلاعات ناب هستی و خالق هستی بخش سیراب بشه😍
ممنون استاد بینظیر من ممنون🙏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏
نشان های دریافت شده
سلام به همگی
بخشیدن چقدر زیباست ولی ما متاسفانه به زبان میگیم بخشیدیم ولی در اعماق قلبمون هنوز با طرف در گیریم
بخشیدن واقعی یعنی تمام شدن موضوع و اگر فرد رو دیدیم با مهربانی برخورد کنیم ،ما حتی بعضی وقتها خودمون رو هم نمیبخشیم
آیا من هم میتونم تغیر کنم؟چرا که نه
من هم لیاقت مهربانی ،بخشیدن، خلاقیت و عشق رو دارم
خدایا شکرت ۲۲۰
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیزودوستان همراه
ما با اراده شخصی خود تصمیماتی در زندگی میگیریم ونتیجه درست حاصل نمیشود ودائم گله وشکایت به خدا میبریم که مارو فراموش کرده
باید با تغیر نگرش نسبت به خداوند وحذف منطق و نادیده گرفتن آموزشهای غلط با اراده خداوند متعال همسو شویم وبه رشد وپیشرفت برسیم
برای دریافت هدایت وهمسر شدن با اراده خداوند فقط کافیه ذهنمون رو از افکار اشتباه خالی کنیم
ویژگی های خداوند رو اطرافمون همیشه دیدیم،خلاقیت ،مهربانی وعشق،
دروجود پدرومادرمان همیشه این خصوصیات موج میزنه
در تغییر فصلها وبارش باران وبرف وغنچه دادن گلها ،آثار هنری متنوع،اختراع خط و….
برای پدر مادرها تولد کودک وخلق یک موجود زیبا بسیار لذتبخشه،در همه اینها اراده خداوند جاریست و خلاقیت ومهربانی وعشق در آنها موج میزنه
ما از خداییم وتمام ویژگیهای خداوند درما هم هست فقط باید به آنه توجه کنیم ورشد بدیم
از خداوند مهربان سپاسگزارم که به نا مهربانی ما توجه نمیکند ومیخواهد ما از زندگی لذت ببریم ورشد کنیم
ازاستاد عزیزبابت این آگاهیهای ناب سپاسگزارم🌹
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز
شناخت ویژگی های خداوند به ما کمک میکند تا درک بهتری از عملکرد خداوند داشته باشیم
با این آگاهی ها میتوانیم تعریف هایی را که از خداوند در ذهن خود داریم بررسی کنیم آنهایی را که واقعیت ندارد از کانون توجه خود خارج کنیم
اراده خداوند در وجود همه ما جریان داره ،فقط کافیه منطق و آنچه از آموزشها در ذهن خود جمع کردیم رو مورد توجه قرار ندیم اونوقته که میتونیم با اراده خداوند همسو و همجهت بشیم و رشد و پیشرفت رو تجربه میکنیم
وقتی بخوایم از اراده خداوند استفاده کنیم، هدایت شروع میشه و به مرور اراده خداوند تبدیل به بخشی از آگاهی طبیعی و روزمره ما میشه
و لازمه که ما فضای ذهنمون رو باز کنیم و آماده دریافت هدایت خداوند باشیم
اولین ویژگی خداوند، خلاق بودنش هست
و ما با کمی توجه به مخلوقات خداوند متوجه این ویژگی اراده خداوند میشیم، اینهمه انسان که هر کدوم یک شکل و حتی اثر انگشت منحصر به فرد خودشون رو دارن
اینهمه موجودات از گونه های مختلف و بسیار متفاوت از هم ،این همه گل و درخت ،با رنگهای متنوع که وقتی میخوایم با فکر و کلمه توصیفش کنیم محدود میشن
این خصوصیت خداوند در وجود همه انسانها هست ،همین که شعری توسط انسان ها خلق میشه ،نقاشی کشیده میشه،موسیقی نواخته میشه ،لباسی دوخته میشه
مکانی آراسته و زیبا میشه ،همه از خلاق بودنه خداوند که در وجود ما جریان داره
من هر روز این خلاقیت رو در خودم و دیگران میبینم و این یعنی خداوند در ما جریان داره و اگر ما آرام باشیم میتونیم ازش استفاده کنیم و کارهامون رو با هدایت الهی پیشرفت بدیم
من چند روز پیش که این متن رو خوندم ،به دخترم که ده سالشه گفتم خداوند در وجود ماست و دخترم خیلی راحت حرف منو تایید کرد نه سوالی پرسید ،نه تعجب کرد ولی ما اونقدر تو ذهنمون اطلاعات داریم که باید با شواهد به خودمون ثابت کنیم که خداوند در ما هست و ما میتونیم ازش بهره ببریم
ویژگی دوم خداوند مهربانیش هست ،خداوندی که اینقدر خلاقیت داره و در تمامشان گسترده شده بسیار مهربانه
مهربانی در وجود همه انسانها هست و ما باید سعی کنیم ازش استفاده کنیم ،زمانی که ما با مهربانی رفتار میکنیم با اراده خداوند همسو هستیم
من توی این یکی دو روز سعی کردم با این ویژگی خداوند همسو بشم و رفتاری با مهربانی رو بروز بدم
نتیجه رفتار مهربانانه در جسم ما سلامتی و شادی و احساس خوبه و روی دیگران هم بسیار تاثیر گذار هست
وقتی ما نا مهربان باشیم از اراده خداوند دور میشیم ،پس باید سعی کنیم همسو با اراده خداوند باشیم و مهربان
ویژگی سوم اراده خداوند عشق هست
نیرویی که خلاق و مهربانه مظهر عشقه
ویژگی عشق خداوند میخواهد ما فقط،بدرخشیم، پیشرفت کنیم و تبدیل به انسانی شویم که شایستگی اش را داریم
وقتی مشغول انجام کاری هستیم که دوست نداریم ناراضی هستیم و دیگران رو مقصر میکنیم و توجه ما میره روی دوست نداشته هامون و اینطوری از اراده خداوند فاصله میگیریم
ولی وقتی مشغول انجام کاری هستیم که عاشقش هستیم با اراده خداوند همسو هستیم
افکار و احساسات انرژی هستند که بعضی از آنها از بعضی دیگر متعالی تر هستند
وقتی انرژی متعالی تر میدان انرژی ضعیف تر اشغال میکنند انرژی ضعیف تر به انرژی متعالی تبدیل میشوند، مثل وقتی که ناراحت هستیم و با کسی حرف میزنیم حالمون بهتر میشه
و نفرت باعث میشه ما با عشق الهی ناهماهنگ بشیم پس به خاطر همسو شدن با خداوندی که در ما جریان داره لازمه که اگر نفرتی از دیگران داریم اونو ببخشیم و رها کنیم
اگر میخواهیم با اراده خداوند همسو بشیم و رشد و گسترش رو تجربه کنیم باید عشق رو گزینه اول در رابطه با خود و دیگران انتخاب کنیم
خداوند ویژگی هایی دارد که در ما هم جریان دارد و اگه ما اونا رو نادیده بگیریم خودمون رو از تجربه های لذتبخش در زندگی محروم کردیم
استاد عزیز بینهایت سپاسگزارم
خدای مهربانم بینهایت سپاسگزارم