در قسمتهای قبل درباره اراده شخصی و اراده خداوند و تفاوت بین آنها توضیحات کامل داده شده.
درک تفاوت بین اراده ما و خدا سبب میشود تا به شکل بهتری بتوانیم از این پس تصمیمات خود را تحلیل کنیم که بر اساس اراده شخصی اتخاذ شده اند یا مبنی بر همسو شدن با اراده خداوند اتخاذ شده اند.
نتیجه این دو نوع انتخاب از زمین تا آسمان است.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.41 از 74 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خدای فراخ نعمت و وسعت بخشی که داراى عزت و پایندگى ، صاحب جود و بخشش ، و صاحب دهشها و نعمت ها ست ❣️
عرض سلام خدمت استاد عزیز و دوستانم در آکادمی تناسب فکری 💮
بزرگترین دلیل آرامش و خوشبختی یک نفر این میتونه باشه که هر روز در معرض کشف حقایق تازه قرار بگیره و هر روز پرده ای از روی حقایق زیبا و باشکوه از جلوی دید و چشم جانش برداشته میشه. و ما چه خوشبختیم که در محضر استاد این امکان برامون فراهمه و مهمترین پرده ای که از جلوی دید و چشم جان مون برداشته شده شناخت صحیح تر از خداست.
یکی از مواردی که درباره شناخت خداوند در فرهنگ ما وجود داره، نسبت دادن بی شمار صفتهای خشم و عصبانیت و انواع تنبیه های مختلف توسط خداوند در روز قیامت و نامه ی اعمال ماست! که نه تنها شناخت نادرستی از خداوند رو در زندگی ما باعث شده، بلکه باعث ترس شدید و دوری عمیقی هم از خدا در ذهن ما ایجاد بشه. و بخاطر ترسی که از تنبیهات و عذابهای الیم الهی ! در دل ما بوده و هست خیلی هامون جسارت قدم برداشتن سمت آغوش خداوند رو نداریم.
و مورد دیگه ای که به ما آسیب زد این بوده که از بچگی این تصاویر و ترس ها و خشم ها رو در ذهن ما فرو کردن. در حالیکه بچه ها فقط وظیفه شون شاد بودن و شادی کردنه. اصلا تا وقتی بچه به سن درک و تجزیه تحلیل نرسه، تا وقتی خودش نتونه تقریبا مستقل فکر کنه، نباید هیچ تصویری از دین و مذهب و تنبیه و جهان آخرت و عذاب الهی در ذهنش تعریف کرد. این بزرگترین خیانت به بچه هاست. به دنیای معصوم و شاد و مهربان بچگی شون. به دنیای بی کینه و پر از گذشت شون.
من مدت زیادی درباره مذاهب و ادیان مطالعه و جستجو میکردم. چون خودم ترس زیادی از خدا داشتم. دوست داشتم تکلیفم با افکار و ذهنم روشن شه. همچنین به دنبال پاسخی برای همه سوالاتم بودم.
یکی از سوالهای من این بود:
من به شخصه اهل حجاب و روسری سر کردن نبودم و نیستم. اما سالها دوست داشتم نماز بخونم! و تعمدا نمیخوندم…چرا…؟! چون مورد هجوم تمسخرها و حرف و حدیثها قرار میگرفتم که تو روسری سر نداری به اولین حکم خدا درباره حجاب عمل نمیکنی ولی چادر نماز سرت میندازی نماز میخونی؟!
و همیشه این برام سوال بود چرا من مسلمان، باید به خاطر چند تار مو مواخذه شم یا به قول نسل پدربزرگ و مادربزرگ هامون برم جهنم! و اون فرد مسیحی که حجاب اسلامی با این تفاسیر و حدود در دینش نیست، هیچ مواخذه و بازخواستی نشه و بهشت هم بره!
این یکی از موارد خیلی مهم و پررنگی بود که با حجم عمیق تفاوت میان ادیان، باعث شده بود همیشه در برابر عدالت خدا توی ذهنم علامت سوال باشه…
سوال دیگرم این بود :
اگر ملاک و معیار شناخت خداوند ، آنچه هست که در قرآن گفته شده، یعنی خود خدا ، با صفات و اسما الهی خودش رو درقرآن تعریف کرده، و هرکجا سخن از به اصطلاح تنبیه خداوند به میان میاد، خداوند به تاکید میگه کافران خودشان خواستند، ما به انها مهلت دادیم و توجهی نکردند، و اکثرهم لا یعقلون، و اکثرهم لا یشعرون، و…، اگه خداوند، خداوند ِ تعریف شده در قرآن هست ، پس اون صفات مهربان و بخشنده و صاحب عزت و… که در قران از خدا تعریف شده شامل کدام بنده ها میشه؟!
اگر فقط شامل مسلمانان بسیار درستکار میشه، پس اون افرادی که مسیحی یا زرتشتی یا یهودی هستن، در حقشون جفا شده که مسلمان و یا در کشورهای اسلامی زاده نشدند چون هیچوقت مهربانی و عزت و بخشش و هزاران صفت ِ از سر ِ لطف ِ خدا شامل شون نمیشه و باز که این با عدالت خداوند در تضاده….؟!!
و باز سوال دیگری:
چرا افرادی که دور و برم میدیدم خیلی تند مذهبی بودن، خیلی سجاده اب میکشیدن، خیلی برای خدا گریه زاری میکردن و دعا میخوندن و یا مثل من نبودن که روسری سر نکنن همیشه حجابشون فوق کامل بود، شرایط ایده الی در زندگی تجربه نمیکنن؟ چرا ثروت و سعادت کافی ندارن و در مقابل افراد زیادی میدیدم که اهل حجاب و گریه برای خدا و مراسم خاصی نبودن ولی زندگی خیلی خوشحال و خوشبخت و ایده الی تجربه میکردن…؟
و سوالی ک یادمه از بچگی حدودای 8-9 سالگی از مامانم می پرسیدم و هنوز که هنوزه مامانم اینو تعریف میکنن 😅 این بود که:
اگه فقط محجبه ها و مسلمانا میرن بهشت, اگه خدا بخاطر اینکه خانمها روسری سرمون نباشه میبردشون جهنم، پس اونهمه ادم های خارجی که مسلمان نیستن همه باید برن جهنم؟ چطوری تو جهنم جاشون میشه؟! 😂
و سالها گذشت…
من در پی یافتن جوابهام …
همچنان به گفته ی خیلی از اطرافیان بی حجاب
و از یه جایی به بعد بی اعتقاد… (حتی اعتقادم رو به همه چیز همه چیز …از دست دادم…)
پر از خلأ و بی آرامشی …
تا اینکه فهمیدم مخرج مشترک تمااام ادیان و مذاهب و حرف تمام پیامبران، توحید و خداپرستیه. پس خدایی که برامون وجود داره یک خداست. خدای ما مسلمانها اگه با خدای مسیحی و زرتشتی متفاوته بخاطر نوع معرفی و شناسوندن خدا به ماست که به هزار و یک دلیل مختلف، اصل و اساس واقعیت تعبیر و تعریف و معرفی نمیشه که به قول معروف در این مقال نگنجد و چندان هم شاید مرتبط به این بحث نباشه.
فهمیدم خدا انسان رو از سر عشق خلق کرد. فلسفه ی خلقت انسان، عشق بود…
در ازل پرتوِ حُسنت ز تجلی دَم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
جلوهای کرد رُخَت دید مَلَک عشق نداشت
عینِ آتش شد از این غیرت و بر آدم زد…
حتی ملائک نتونستم بار عشق رو تحمل کنن…خداوند انسان رو برای عشق و از روی عشق خلق کرد…
چه عشقی به میان باشه که خداوند از روح خودش در کالبد ما بدمد؟! یعنی در واقع قطره ای از وجود بی کران و عظیم خودش، از اونهمه عظمت وعشق کنده داده به انسان….
به قول یکی از اساتیدی که در محضرشون عرفان و ادیان خوندم، میگفتن:
خداوند که همه چی داشت…
تمام جهان هستی …
تمام ملائک و فرشته ها …
اینهمه کهکشان و زمین و زمان…
پس چه نیازی جز – عشق- داشت که انسان رو خلق کنه…؟!
خداوند فقط برای عشق، برای خودش، انسان رو آفرید…
آیا این همه عشق و عظمت، این همه مهربانی، میتونه با بنده هاش یکسان رفتار نکنه؟! میتونه عدالت رو بین بنده هاش رعایت نکنه؟! میتونه بخاطر ی روسری که سر من بنده ش نباشه منو به عذاب دچار کنه و اجازه عبادت نده؟! اجازه نده چون روسری سر ندارم صداش نکنم؟ عاشقش نباشم؟ باهاش حرف نزنم؟
قطعا نه نمیتونه…. نمیتونه انقدر بی منطق باشه و دگم و خشک مقدس باشه…
مشکل از عدالت و مهربانی و بزرگی خدا نیست…..مشکل از ماست … ما ادمها…
ما مرزبندی کردیم و عنوان گذاشتیم روی همه چیز….
حرف تمام پیامبران و بزرگان ادیان و ائمه ی معصومین، خدا پرستی ست و خدای همه ی ادیان یکی ست.
ما اگر به اقتضای دین مون نماز میخونیم بخاطر خدا نیست. بخاطر احتیاج ما به خداست : ما اون محتاج بودیم او به ما مشتاق بود….! به خاطر اینه که به خدا ثابت کنیم بهش عشق داریم.
عین همین نماز رو به عنوان -فعلی و مراسمی برای نشان دادن عشق به خداوند- ، مسیحی ها در کلیسا و زرتشتی ها در اتشکده اجرا میکنن…. وگرنه خدای همه ما یکی ست و فلسفه ی عبادت و مراسمهای عبادی مون هم یکی ست.
تفاوت در سطح و ظاهر ادیانه وگرنه در عمق و فلسفه همه ادیان یه حرف میزنن و بس….