0

زندگی با اراده خداوند (قسمت چهاردهم)

زندگی با اراده خداوند
اندازه متن

تا قبل از آشنایی با قوانین جهان هستی، مفهوم شاد بودن را نمی‌دانستم و نگرش من به زندگی اینگونه بود:

چگونه به آرزوهایم دست پیدا کنم؟

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 34 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.28 از 53 رای

https://tanasobefekri.net/?p=30072

34 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

34 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۲/۰۴/۱۴ ۰۶:۳۳
      مدت عضویت: 1370 روز
      امتیاز کاربر: 87291 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 983 کلمه

      سلام برنهربان عالم انکه مهربانیش شامل حالم شده ای عزیزم من تورو می پرستم ازتومهربانی دریافت میکنم پس باید خودم هم مهربان باشم 

      سلام بر اقای عطارروشن وهمه دوستان 

      من طی این سالهای دایم‌درحال مهربانی کردن بودم ولی اگه با دیگران برخوددی داستم‌اون برخورد به دوستی ختم می شد 

      چون دوست داشتم به دیگران محبت کنم بب دلیل انتژار باز برکست اون مخبت به شکل کلی نداستم این شد که حتی تا زمانی که فرزندانم‌کوچک‌بودن این نهربانی زیاد ادامه داشت اون زمان احساسمن‌هم خیایخوب بود برام مهم نبود دیگران ازمهربانی من سواستفاده کنن چون با این کارمن به ارامش بیشتری می رسیدم‌

      ولیاززمانی که فرزندانم بزرگ شدن حی تکرت که متمان چرا انقدر داری مهرابنی میکنی دیگران مت جه نیستی ازمهربانیت سواستفاده میکن باعث شد این توجه درمن بوجود بیارن که من دارم استباه میکنم ولی بازم تومکانی که قرا میگرفتم تمتوایتم اون بخش از وحودم‌رو مهارکنم اون بخش کاروشو انجام میداد براش اصلا پنود که دیگران چی درمورد من فکرمینن 

      من‌تکحیاط منزلمون هر یکی ازهمسایه منزل من باره شده که گلادنی رو دوست داستم ولی تهیه نکروم برتم به سکل پیس کش اوردن یی روز توحیاطمنزل داستم به گیاهان حیاط رسیدگی امیکردم دختر همسایه امد من مقداری قلمه از گلدانه  هاحیط بهش دادم اون دربرخودربااین مسئله به من‌گفت مبره یز گیاه براپ میاره وفتی اون ازمنزل خونه خودسون یی گلان به اون برزگی رو بر ام‌اور  خودم متعحب که من فقط بهش قلمه دادم‌وفتی اینکار اون خان رو دیدم فوری یی گلان ازهمون قلمخهایکه بهس داده بودم دادم اون روز فکرم ابن بود کهمحلتش ر  جبران کردم ولی امروز متوجه نشدم اون بخشش منیت بودکه جبران گردم اون  پشناهد داد که من به شکل بزرکتری اون بخو ام جبران‌کنم 

      پس متوجه میشیم مهربانی که درونش منیت باشه درست نیست اگه کاری یاعملی رو انجام نیدیم فقط نیت مهربانیباشه کنارش منیت نداسته باسه اون مهربانیهست حتیتثور اشتباه درکنرس بازم منیت هست دراین ثورت اون ارتباط که باید با خداوند داته باشیم دچاراشکال میشه 

      من برایتغیی نکرس اول باید تغییر افکار تغییر توجه وتغییر عنل کرد بدم کارز که تولاغریی انجام میدم رو به شکلی دبگه تو ارتباطدبا اراده الهی باید انجام بشه بعنی ییجای گزینی خوب بحای همه مراحل بالا که دچاراشکال هست 

      بعنی اموختهای دورهای تناسب فکری درزمینه لاغریی رو توبخش خداوند با یی تغییر درنکرش به شکل کامل انجام بشه

       پس اون امورزشی که شماباره طی این مسیر می گفتیید اون  یادگیری به شکل کامل انجام بشه

       توهرمسبر حواب گو هست رو به شکل عملی امرورمن مشاهده کردم 

      افکاربا مرک کردن به سکل افکارناهربانی وافکار مهربان انجام میشه درست مثل بخش مثبت وبخش منفی ذهن تو ِلاغریی 

      اونجا با مرو کردن خومدن رو به کناررفتن ازمسبر وماندن ادامه دادن تشویق میکنیم اونجا مانع رو برطرف می کنینم ابنجه اون افکار رو برطرف کرده ارتباط با خداوند برقرارمیکنیم خبلی جالب شده من دارم جابگزین میکنم همه مراحل لاغریی با ذهن رو  این بخش 

      یعنی اگاهی اون بخش رو با کمی تغییر درنکرش به شکل کامل توابن بخش کابرداره پس به این نتیجه میرسم که اگه اگاهی اون بخش روبه شکل کاملبا تحلیل وصبحت هرروز با بخش مثبت به شکل هرروز وکامل انجام بشه تواین نخش اون   به شکل مهرابنی خودش نشون میده چون افکاراشتباه بخش لاغریی رو اگه بر طرف نشه تواین  بخش نمشه کاره به صورت تجربهای ارتباط با خداوند رو انجام داد چون ابن افکارباید درست بشه که ارنباط برقررار بشه این مراحل درست مثل رنخیر که به هم وصل هست عمل مبکنه اگه توبخش لاغریز اون زنجیر به شکل پاره ودرهم برهم باشه چطور تواین بخش کارامد باشه 

      من اون اگاهی بخش رو دارم به شکل خوبتری متوجه میسم اون درک رک به دست اودرم امیدداررم اون ارتباط عالی رو با خداوند بر قرار کنم 

      من هفته پیس توعروسی یی درس بزرگ رو گرفتم که دوست داشتم اون اینجا مطرح کنم شاید به کمک  بعًضی از هم مسیران بیاد

      وفتز ما به ابن عروسی با اون همه تشریفات سنگین رفتیم ازانواع دسر انواع میوهای استوایی  خلاصه  هرانجه که توذهن شما ومن تو محیط اطراف خودم بود اون به شکل قارهای بو د اونواع غذاهی فرنگی اروپایی خلاصه کسترش نعمت خداوند به شکل خیلی  زیادتواین عروسی بود برام خیلی سوال برانکیز شد که جرا به این شکل این خانواده رفتارکردن جرا ابن همه نوع رو اجرا کردن مگه همه ابن غذاها رو‌ مبشد میل کرد چرا این همه تعارف این همه پذیرایی بهدقدری من حواب میل ندارم به این پش خدمتها دادم که داشتم واقعا خسته میشدم دیگه دلم نمبخواست به طرف من بیان ولی تا اخر مجلس فبل شام این تعارفها ادامه داست 

      وفتی روزگذشته داشم اون ارتباط رو میخواست با خداوند برقرا کنم یی لخظه متوجه شدم اون کسترس نعمت رو من به هیچ عنوان با این وضعیت جسم وحرکتی نمیتواستم به اون تهیه کنم و درک بهش برسم خداوند من  رو دراین محیط قرا داد از همه هدیه که خداوند درحهانی هستی افریده دریی سینی به شکل تعارف جلوی من باره این عمل انجام شد ومن اون نعارف هارو ازبعضی میل کردم درکل بیشتر دیدن بود تا میل کردن امروز به خودم میگم اون بخش که من‌توش دارم ازکسترش نعمت الهی حرف میزنم خداومد همه رو دریی عروسی به من نشون دا دکه بفهم اون بخش غذا که من درش افرراط کردم کنهکارنبوده خودم توان بخش خودم دچار مشکل   کردم 

      من به هیچ عنوان این همه نعمت رو در ییجای نمتواستم ببینم خداوند تواین عروسی که همه مشغول رقصیدن میل کردن بودن اوم تغییر نکرش رو به من هدیه داد این اولین هدیه تواین بخش هست که من به رسیدم 

      همه تواین عروسی جمع شدن برای یز جیزی دیگه ولی این عروسی برای من یی درک دسیت ازنعمتهای خداوندی  شد 

      چقدرتغییر توافکارانجام شده که من به این درک رسیدم اگه سابق براین بود کل اون مهمانی رو اسراف کاری تودید من بود ولی یی باره هم توعروسبی  از کوشه ذهنم گذشت ولی روزگذشته متوجه این تغییر نکرش شدم که خداوند همه چیزه رو به هم وصل کرده که برای من تواون عروسی فقط عروسی نباشه یی دید جدید باشه یادکاری که شاید درهیچ جای اون تمتواستم داشته باشم 

      ا

      خدا پشت وپنا هتون یاحق حق نگه دارتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید