0

زندگی با اراده خداوند (قسمت چهاردهم)

زندگی با اراده خداوند
اندازه متن

تا قبل از آشنایی با قوانین جهان هستی، مفهوم شاد بودن را نمی‌دانستم و نگرش من به زندگی اینگونه بود:

چگونه به آرزوهایم دست پیدا کنم؟

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 34 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.28 از 53 رای

https://tanasobefekri.net/?p=30072

34 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

34 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار زهره
      ۱۴۰۲/۰۹/۱۲ ۱۹:۲۹
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 415 کلمه

      درود پادشاه ،فرمانروا،رب من

      سلام استاد عزیز و دوستان

      تجربه را میشود با عمل کردن بدست آورد ،از زمانی که من کمی از قانون را یاد گرفتم و فهمیدم باید عمل کنم خدا بگونه دیگر وارد شد .مثلا ترس از خرج کردن )همیشه از کارت کشیدن هراس داشتم ،زمانی فهمیدم باید ب کارتم عشق و برکت الهی را بدهم و شجاعانه و شکرش کارت بکشم و با اطمینان از آن که خودش ب تمام نیازهایم آگاه است ،برکت ب زندگیم سرازیر شد،زمانی که با هر بیماری و نشانه از بیماری با شجاعت عمل میکنم و 

      میگویم (گر نگهدار من آن است که من میدانم       شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد)  ترسها فرو میریزد و شکست میخورد.تجربه میکنم.

      وقتی دریخچال و فریزرم را باز میکنم و با شادی و فراوانی خداوند میگویم من بر میدارم و تو هزارانش را واردش میکنی.تجربه میکنم.وووووو

      مهربانی)

      وقتی من دیگر از نبودن کسی و تنهایی نمیترسم و میگویم خداوند تنهایی من را پر میکند و در خانه ،شهر غریب با خودشناسی خودم ب عرش سفر میکنم و لذت میبرم ،تجربه کسب میکنم.خیلی چیزها را رها میکنم و خودش با عشق درست میکند ،تجربه میکنم.

      وقتی با عشق مهربانی میکنم و نه از روی اجبار و وظیفه،و خودم را شخم میزنم و پی خودم هستم و دیگران را رها کردم ،دیگران برای راهنمایی گرفتن

      ب سراغم می آیند و زبانم ب حکم خداوند گویا میشود.

      و امااااا من هستم و پاشنه آرشیل خودم.دوست داشتن خودم و دارم روی خودم کار میکنم که هر روز بهتر و بیشتر از بیشتر )خودم را دوست بدارم 

      که هیچکس با شکوه تر ازمن نیست ،من عزیز خدا هستم ،من نظر کرده خداهستم،من ارزشمند هستم.تاباید ارزش خودم را بدانم تا ب دیگران ارزش

      بدهم.سالها ب خودم آسیب زدم و آثارش مانده ..تا با عنایت خداوند حل شود.

      به به جمله تاکیدی استاد

       (من بخشی از قدرت اراده خداوند هستم و تکه ای از قدرت خداوند در وجود من نهفته شده است

      من رابطه خوبی با خودم و خداوند دارم ،زیرا هر آنچه که خداوند آفریده خوب است

      من آفریده ی خداوند هستم و همین دلیل کافیست با خودم مهربان باشم و خوب رفتار کنم

      من قصد کرده ام در تمام تصمیمات روزمره ام نسبت ب خودم مهربان باشم )

                                                    ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده

      تو مرا خوانده ای پس وظیفه داری راه های آسان را برایم آشکار و چراغانی کنی ، و من برایت بنده گی میکنم.

      من ب دستان خدا خیره شدم ،معجزه کرد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید