0

زندگی با اراده خداوند (قسمت چهاردهم)

زندگی با اراده خداوند
اندازه متن

تا قبل از آشنایی با قوانین جهان هستی، مفهوم شاد بودن را نمی‌دانستم و نگرش من به زندگی اینگونه بود:

چگونه به آرزوهایم دست پیدا کنم؟

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 34 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.28 از 53 رای

https://tanasobefekri.net/?p=30072

34 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

34 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۲/۰۷/۰۴ ۱۳:۰۰
      مدت عضویت: 1288 روز
      امتیاز کاربر: 13005 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 846 کلمه

      سلام استاد 

      خدایا شکرت مورخ 1402/07/04 توانستم گام چهاردهم زندگی با اراده خداوند را بخوانم 

       من دراین فایل تازه متوجه شدم تفاوت بین موضوع “نگرش” یا “عقیده” 

      درک کردم برای رسیدن به خواسته ها باید سعی کنم نگرش خودم را از “رسیدن به خواسته ها” به “تجربه کردن خواسته ها” تغییر دهم.

      و یاد بگیرم جمله ” چگونه به آرزوهایم دست پیدا کنم؟” را به عبارت “چگونه آرزوهایم را تجربه کنم” تغییر دهم و چقدر این آگاهی برای من شگفت انگیز بود و نمی دانستم که راه را اشتباه میرفتم و توقع داشتم آرزوهایم برآورده شود و اصلا متوجه نبودم که درمسیر نیستم پس از مدتی نسبت به عدالت خداوند دچار شک و تردیدمی شدم که خداوند هم من را دوست نداردببین به فلانی چطور با اینکه خیلی ازمن کوچکتر است خانه ، ماشین ، همسرخوب ، باغ وشغل خوب داده بدون اینکه زیاد گریه و زاری والتماس به خدا کنه درحالی که تمام این برکات را فقط از طریق احساس خوب اول به خودش و بعد از خداوند و کائنات کسب گرده چون اون زودتر از من به این آگاهی رسیده بود چون خوب یاد گرفته بود که احساس خوب داشتن  یک عامل درونی و خواسته های ما عوامل بیرونی هستند و هرگز عوامل بیرونی برطرف کنده یا اصلاح کننده عوامل درونی نیستند بلکه تسکین یا تشدید کننده هستند.و چقدر این اگاهیها برای ما مفید است برای رسیدن به خواسته هایمان و درطول عمرمان از انها غافل بودیم به خاطر جهل از یادگیری ولی به قولی هروقت ماهی را ازآب بگیری تازه است الان هم دیر نیست و باید خدا را شاکر باشیم که با این جهالت از دنیا نرفتیم و هنوز تا فرصت عمر باقی است استفاده کنیم 

      رسیدن، تصاحب کردن و مالک شدن از فرمول های ذهنی تشکیل دهنده منیت یا اراده شخصی است اما تجربه کردن و لذت بردن از آنچه هست، از فرمول های ذهن ناخودآگاه و همسو با قدرت اراده خداوند استو چقدر دراین جملات مفاهیم باارزشی نهفته است که ما اصلا نمی دانستیم 

      پس بیشتر از آنکه مراقب و نگران برخورد خودمان با دیگران باشیم، نگران نوع افکاری باشیم که نسبت به خودمان درذهنمان ایجاد میکنیم . که چقدر زیبا گفتید مهربان بودن با خودمان چون افرادی که درابتدا با خودشان مهربان نباشند نمیتوانند با دیگران نیز مهربان باشند ولی نمیدانم چرا و چگونه شده است که نسب جدیددر جامعه الان زیاد مهربان بودن و مهربانی کردن را قبول ندارند و بیشتر مردم فکر خودشان هستند و میگویند نباید مهربان باشی چون از شما سوء استفاده میکنند بایدفقط به فکر خودت باشی مگه چند با ربدنیا می آیی که به خاطر دیگران و کمک کردن باید از خوشی خودت بگذری و جالبه میگویند کسی که دربرابر دیگران نمیگوید محکم نه من این کاررا نمیکنم اعتماد به نفس نداره و در ارتباط درجامعه درآینده به مشکل برخورد خواهد کرد. گذشت روزهایی که هر دم  میگفتند بنی ادم اعضای یکدیگرند ، که درآفرینش زیک گوهرند 

      ولی من این را قبول ندارم من درطول 47 سال ازعمرم هرکجا که بوده مهربانی به دوستان و حتی غریبه کردم و دیدم که خداوند دربعضی از جاها  کسانی را نمیشناختم تا به من کمک کنند کارمن به راحتی توسط یکی از بندگان خداوند حل شده و من خدا راشکر کردم وجالبه وقتی که ب دیگران کمک میکنی چقدر احساس شاد بودن و سبکی میکنی و خداوند را شکرگزاری که توانستم کاری برای بنده ای انجام بدهم .

      من امسال از خودم یک تجربه بگم .

      امسال یکماه مانده به شروع مدارس یک روز پنج شنبه خواستم برای پدرم خیرات بدهم دخترم گفت مامان به نظر من بیا به جای شیرینی به آشنایان که همه دیابتی هستند و الحمدالله وضع خوبی هم دارند  مقداری پک نوشت افزار برای بچه های بی بضاعت تهیه کنیم چون هم دل بچه ها شاد میشه ، هم پدربزرگ و خداوند از تو راضی ترند اول گفتم مادر با این مقدار من چقدر میتوانم نوشت افزار بخرم دخترم گفت به قول حافظ قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود . من این پیشنهاد دخترم را ازطرف خداوند مهربان قبول کردم و ابتدا خودم و بعد به آشنایان در گروها اعلام کردم که من میخواهم امسال برای خیرات اموات نوشت افزار بخرم هرکس تمایل دارد کمک کند باورکردنی نبود به مدت 10روز مبلغ 13.000.000 میلیون جمع شد من توانستم 68 بسته نوشت افزار که هر پک شامل 32 قلم بود را با کمترین قیمت ممکن در سطح شهرتهیه کنم و به دست نیازمندان از یک موسسه برسانم و چقدر ابتدا خود و خانواده و دل بچه ها شاد شد و میدانم که نتیجه این کار در زندگی من برمیگرددو مسئول موسسه گفت چقدر بچه ها و خانواده ها شما را دعا کردند و من میدانم این پیشنهاد از طرف خداوند برای بچه ها به ذهن دخترم رسید وچقدر خداوند به فکر بندگانش هست و ما نمیدانیم 

      پس من دراین فایل یاد گرفتم ابتدا با خودم مهربان باشم و از مهربانی و کمک به دیگران دریغ نکنم که خداوند به وسیله دیگران آرزوهای من را برآورده خواهد کرد نه به اراده شخصی

      از شما استاد عزیزممنون که این اطلاعات ناب و مفید را دراختیار ما میگذاریدتا شناخت ما نسبت به خداوند تغییر کند و زندگی را با اراده خداوند جلو ببریم نه اراده شخصی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید