0

زندگی با اراده خداوند (قسمت پانزدهم)

زندگی با اراده خداوند
اندازه متن

در قسمت قبل درباره چگونه خلق کردن آرزوها و تجربه فراوانی نامحدود نعمت‌ها توضیح داده شد. در این قسمت به ادامه این موضوع می‌پردازیم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 24 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.28 از 54 رای

https://tanasobefekri.net/?p=30103

24 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

24 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار زهره
      ۱۴۰۲/۰۹/۱۳ ۱۶:۱۱
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 353 کلمه

         (به نام بی نام او )

      سلام استاد عزیز و دوستان 

      خداوند مظهر نماد و تجلی عشق است ،او خودش عشق است و من از او هستم و او خودش را ب من هدیه کرده و من باید خانه دل بگشایم تا او  وارد شود ،من میتوانم با عشق ب دیگران ب خودم ب هستی ،او شوم ) در خانه ام را باز کنم تا او هم حضور پیدا کند.من ب جای مسابقه و رقابت با دیگران ،عشق را جاری کنم ،عشق را تقسیم کنم ،من با این کار میتوانم توجه و نظر خداوند را ب خودم جلب کنم و از مخلوقاتش بی نیاز باشم و از آنها انتظاری نداشته باشم ،من میتوانم ب شکفتن یک گل ،طلوع آفتاب و نور مهتاب ،بارش باران ،من میتوانم زیبایی آسمان و پرواز پرستو ها ،صدای خواندن بلبل و گنجشکان بعد 2 روز باریدن باران توجه کنم.زیبایی یعنی همین ،زندگی یعنی همین،ما میتوانیم با همینها زندگی را آغاز کنیم و دوباره متولد شویم

      من میتوانم ب جوی کنار خیابان ،فقط آب روانش توجه کنم .من میتوانم ب خنده کودکی در گوشه خیابان توجه کنم.من میتوانم صدای بچه گربه ملوس 

      تو پارک را بشنوم و لذت ببرم و در لحظه حال باشم .من هر روز راس ساعت 2/5بعدظهر که برای پیاده روی ب پارک سر کوچه مان میروم پدری را ببینم 

      که هر روز با 4 فرزند 2 تا 10 ساله اش ب پارک می آیدو خودش بچه میشود و با آنها بازی میکند و ب دنبال هم میدوند ،این یعنی عششق.من با دیدنشان لذت میبرم.این یعنی خود زندگی)هیچ کمبودی وجود ندارد همه چیز درست و الهیست .فقط نگاه من چیست؟نجواهای خودم که میخواهد 

      شک و تردید را ب وجود بیاورد 

      وفور و فراوانی دنیا را گرفته ،من میتوانم لذت ببرم و شاکر خالق این همه زیبایی و زیادی و فراوانی خداوند باشم 

      و می توانم خالق را نبینم و کمبودها و نا زیبایی ها را دنبال کنم 

      انتخاب با من است و هر آنچه انتخاب کنم او اراده میکند تا با آن همسو شوم .

      بیاییم یک بله محضری ب خداوند بدهیم و رها زندگی کردن را تجربه کنیم . ان شالله

      خدایا شکرت برای اکنون و الانم …

      (من ب دستان خدا خیره شدم ،معجزه کرد)

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید