0

زندگی با اراده خداوند (قسمت پانزدهم)

زندگی با اراده خداوند
اندازه متن

در قسمت قبل درباره چگونه خلق کردن آرزوها و تجربه فراوانی نامحدود نعمت‌ها توضیح داده شد. در این قسمت به ادامه این موضوع می‌پردازیم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 24 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.28 از 54 رای

https://tanasobefekri.net/?p=30103

24 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

24 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مهلا
      ۱۴۰۳/۰۱/۰۹ ۰۹:۲۳
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 432 کلمه

      چقدر خوب گفتید؛

          «لحظه ی ابدی حال»

      زمان حال، پایان ناپذیره

      هیچ وقت تمومی نداره 

      لحظه ای که تا ابد میتونیم اون رو تجربه کنیم و هیچ وقت نه تبدیل به خاطره میشه و نه تبدیل به ابهام و نامعلومی آینده!

      چقدر خوب میشه اگه بتونیم همیشه در این لحظه ی ابدی بمونیم!

      دنیا شگفت انگیز میشه !

      یه چیزی در مورد چند سال پیش که خیلی منفی بافی بودم ،و خبرها رو دنبال می کردم می‌خوام بگم،

      کلا آب برای من خیلی بارزش بوده و هست و همیشه سعی کردم اون رو درست مصرف کنم تا به این طریق از خدا شاکر باشم ،اما یه چند سالی که مدام در اخبار حرف از خشکسالی و کمبود آب بود مخصوصا در استانهای جنوبی کشور ،من همش استرس داشتم و فکر میکردم باید یه کاری بکنم تا سهم خودم رو انجام داده باشم ،خیلی خیلی در مصرف آب صرفه جویی می کردم ،از حموم کردنم اصلا لذت نمی بردم چون با با عجله و طوری خودم رو می شستم که مثلاً آب اسراف نشه ،ظرف که میشینم تا میتونستم آب کم مصرف میکردم و اگر یه لیوان آب اتفاقی ریخته می‌شد من تا یکی دو ساعت خودم رو سرزنش میکردم و حتی بچه ها رو هم سرزنش میکردم و گاهی وقتا حتی صدام رو بالا می‌بردم که چرا 

       وقتی خودم رو با اون زمانها مقایسه می کنم خدا رو شکر میکنم که تغییر کردم.

      الان که در مورد فراوانی جهان هستی صحبت میشه با خودم میگم چقدر ذهنم کوچیک بوده اونم زمان ،یک تنه هیچ کاری ازم بر نمیومد بجز اذیت کردن روح و روان خودم و خانواده ام.

      اما من بزور میخواستم یه کاری کرده باشم فک میکردم این وظیفه من در دنیاست که هر وقت خبری از هموطنانم به من میرسه که فلان اتفاق براشون افتاده از سیل و زلزله و خشکسالی , من هم در برطرف کردنش یه وظیفهه ای دارم و تا میتونستم خودم رو با این کارا خسته می کردم.

      اما الان می دونم خشکسالی ،زازله ،سیل ،همه اینها جرئی از طبیعت بودند و هستند و همچنان هم خواهند بود.

      و من در برابرشان هیچ کاری نمیتونم بکنم.

      میدونم با این که ما اسمشون رو گذاشتیم «بلا»،اما گاهی هم برای زمین ،برای طبیعت مفید هم هستند.

      فهمیدم خدا فقط مال انسانها نیست و حیوانات و گیاهان هم به اندازه ما از لطف خدا سهم دارن و اتفاقاتی که در طبیعت رخ میده اگر به نفع ما انسانها نیست شک ندارم به نفع بقیه جانوران روی کره زمین هست.

      فراوانی خداوند نامحدود هست در هر زمینه ای که ما بخواهیم و بهش توجه کنیم؛ثروت ،سلامتی،بیماری،رنج

      همه چیزهای مثبت و منفی به وفور در دنیا هست ،و فقط بستگی داره ما کدوم رو انتخاب کنیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید