0

زندگی با اراده خداوند (قسمت شانزدهم)

زندگی با اراده خداوند
اندازه متن

در قسمت قبل درباره موانع درونی رسیدن به خواسته‌ها توضیح داده شد و گفتگوی درونی، سطح انرژی و ارزشمندی خود، بعنوان سه موضوع مهم درونی در ایجاد موانع برای رسیدن به خواسته‌ها عنوان شد.

درباره موضوع گفتگوی درونی که بسیار مهم و تاثیرگذار است توضیحات مفصل داده شد و توصیه می‌شود بارها آن را مطالعه کنید و سعی کنید آنچه گفته شده است را در زندگی روزمره خود به کار بگیرید تا به مرور شخصیت شما به شکل همسو با اراده خداوند تغییر پیدا کند.

در این قسمت درباره سطح انرژی و تاثیر آن در ایجاد موانع ذهنی برای رسیدن به خواسته‌ها توضیح داده می‌شود.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 21 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.14 از 51 رای

https://tanasobefekri.net/?p=30145

21 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

21 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فریده حسنی
      ۱۴۰۰/۰۶/۱۸ ۲۳:۳۵
      مدت عضویت: 2526 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,743 کلمه

      جلسه ۱۶ زندگی با اراده خداوند

      سلام و درود به همراهان هم قدم و استاد بینظیر

      خوشحالم که الان میتونم دسترسی داشته باشم به آگاهی های ناب و کم نظیر ،خدارو شکر میکنم که منو به سرزمینی هدایت کرد که میتونم و اجازه دارم تو بیشتر کوچه هاش قدم بزنم و هر لحظه درونمو  قویتر  و توانمندتر کنم ،خوشحالم که پروفایلی دارم که به هر آنچه نیاز داشته باشم فقط با یک کلیک وارد اون میشم و غرق دنیای جدیدم میشم 

      در قسمت قبل از گفتگوهای درونی گفتیم ،اینکه گفتگوهای درونی ما ،تجربیات حال حاضر زندگی مارو رقم میزنن که همین گفتگوها از عقاید و باورهای ما نشاءت گرفتن و باورهای ما هم طبق اراده شخصی مون بوده که فعلا در حال شناسایی و رفعشون هستیم 

      سالها تصور میکردم اگر حالم خوب نیست چونکه خونه ندارم ،خونه دار بشم دیگه مدام حالم خوب خواهد بود ،خونه خریدم خیلی هم خوشحال بودم ولی بعد از مدتی باز هم مثل قبل غر و شکایت ها شروع شد ،همینطور ماشین ،وسایل منزل ،رابطه خوب ،مسافرت های متنوع وووو ولی باز همچنان من از درون ناراضی  بودم

      چند روز پیش داشتم در مورد قوانین و این جنس آگاهی ها با خواهرم صحبت میکردم ،بهم گفت فریده تو که خونه تو منطقه خوب تهران داری ،ماشین داری ،وسایل رفاهی داری،مسافرت میری وووو پس چرا انقدر دنبال کننده مطالب ذهنی هستی ؟ 

      بهش گفتم اولا که من میخوام به سطوح بالاتری برسم و زندگی مورد علاقمو داشته باشم و اینکه  من سالهاست همه این چیزهارو دارم ولی هر دفعه فقط یه مدتی حالم باهاشون خوب بود و باز هم خلاء درونیم اذیتم میکرد ،من دارم درونمو میسازم که بتونم با هر آنچه دارم لذت ببرم ،من میخوام چشمان بیناتر و سپاسگذار تری داشته باشم ، من میخوام حالم از درون خوب باشه

      و اگر حسم با خودم و داشته هام خوب باشه ،داشته های بیشتری وارد زندگیم میشه که اونوقت لذت عمیقتری میبرم از شرایطم 

      هر چند خواهرم حرف های منو متوجه نشد و حق هم بهش میدم چونکه تو این مسیرها نیست

      تمام عمرم شنیده بودم اگر خونه و ماشین خوب داشته باشی میتونی  خوشحال باشی ،یاد گرفته بودم اول به خواسته هام برسم بعدا خوشحالم بشم  ،اولین بار که از استادی شنیدم که با حال خوبه که میتونید به خواسته هاتون برسید تعجب کردم البته که رسیدن به خواسته ها بسیار برام دلنشینه و جزء هدف هام هست ولی دوست داشتم این مطلبو متوجه بشم که چجور میشه با حال خوب به خواسته هام برسم 

      با حال خوب میتونید به خواسته هاتون برسید نه اینکه اول به خواسته هاتون برسید و بعدا خوشحال بشید 

      یعنی چی ؟ آخه منکه برعکسشو شنیده بودم ،حالا باید چکار کنم ؟ چجوری بدون رسیدن به داشته هام حالم خوب باشه؟

      من فقط بلد بودم داشتن شرایط نامطلوبمو  به گردن دیگران بندازم ،اطرافیانم ،خانواده ،کشور ووو و خودمو دخیل ندونم در تجربه  کردن زندگیم 

      دوست نداشتم مسئولیت زندگیمو بپذیرم و مدام در حال نق زدن بودم و روزها و سالها سرگرم این نوع زندگی کردن بودم

      و سالهاست با بودن و تمرین کردن دارم یاد میگیرم که مراقب ورودی هام‌ باشم ،خودمو ۱۰۰ درصد مسئول تمام اتفاقات زندگیم‌ بدونم و با این کار از ذهنم میخوام که برای مسائلم‌ راه حل های صحیح پیدا کنه 

      وقتی خودم مدیر درون و بیرونم میشم‌،قدرت های درونیم قویتر میشه و انرژی درونم منو میبره بسمت انجام کارهای مورد علاقم ، حال و هوام تغییر میکنه و ارتعاشم با اتفاقات بهتر هماهنگ میشه 

      در این مسیر باید مراقب ورودی هامون باشیم ، مثلا امروز با دوستم رفته بودیم امیر شکلات ۲ تا موکا سفارش دادیم و نشستیم صندلی های بیرونش داشتیم با هم صحبت میکردیم که صاحب کافه اومد بیرون ، ایستادن با چندتا دوستانشون شروع کردن به صحبت کردن  در مورد  تجربیات گرفتن این ویروس 

      اون لحظه با دوستم بهم نگاه کردیم و تصمیم گرفتیم بریم تو ماشین بشینیم و نوشیدنیمونو تموم کنیم ،بهش گفتم ما مسئول چجوری حرف زدن مردم نیستیم ولی مسئول گوش و شنیدن های خودمون هستیم 

      همین تمرینات بظاهر کوچیک باعث تغییرات بزرگ خواهد شد ،من مراقب خودم هستم جهان هم منو میبره تو مسیرهای شبیه به توجهاتم

      از زمانیکه نوشته های باورسازی میخونم در کنار آموزش های دیگم ،تونستم افکار و رفتارهای خودمو بیشتر مراقبت کنم ،مثلا نوع نگاه خشم آلودم به بعضی از اطرافیانم مهربانانه تر شده ،هر روز به خودم یادآوری میکنم که وجود من خلاقه ،هر زمان یادم بیاد فراوانی هارو میبینم ،مثلا امروز که  یکی از رستورانهای بزرگ و معروف  بودیم  و میدیدم که آدم ها در صف هستند تا نوبتشون بشه برای غذا خوردن ،فراوانیو میدیدم 

      هر زمان ماشین ها ،خانه ها ،درختان ووو میبینم به یاد میارم فراوانی و گستردگی جهانو و هر چقدر این تمریناتو انجام بدم مدارم تغییر میکنه 

      خدارو شکر میکنم که هر روز گوش و حواس خودمو در اختیار اگاهی های جدید میذارم و شاهد متفاوت زندگی کردن خودم با اطرافیان و افراد دیگه هستم ،امروز داشتم با شخصی صحبت میکردم که حالش خوب نبود و تجربیات عاطفی بدیو گذرونده بود ،چند ساعت باهاش صحبت کردم و مطمئنش کردم تا تغییرات اساسی مخصوصا در عزت نفسش نداشته باشه نمیتونه زندگی پر نشاط تری داشته باشه ،بهش گفتم خسته نشدی از اینکه سالهاست از یک دریچه به جهان نگاه میکنی ؟ اگر این پنجره منظره خوبی نداره ببندش و پنجره دیگه ای باز کن 

      این مدت که در حال پاکسازی درونیاتم هستم و چند وقت یکبار حجم وسیعی از من های قبلم‌ ،شناسایی و شکسته میشناحساس میکنم درونم سبکتر شده و انرژی فدرتمندی از من آزاد میشه 

      امروز صبح که طبق هر روز در حال انجام تمریناتم بودم و از اونجاییکه  مابین تمریناتم اگر  یدفعه موضوعی بیاد تو ذهنم که در موردش باید با خودم صحبت کنم حتما صحبت میکنم ،شروع کردم با خودم در مورد موضوع مسئولیت پذیری حرف زدن و انقدر مطلب برای گفتن داشتم که بعد از ۱ ساعت که خودمو بمب باران آگاهی کردم احساس کردم انرژی درونیم داره غلیان میکنه  حالم چنان خوب شده بود که خودم متوجه شدم پرده ابهام  سنگینی از جلوی ذهنم کنار رفته 

      انقدر انرژی م بالا بود که کارهای آشپزخونمو با یه قدرت خاصی انجام میدادم و سرحال بودم انگار کلید گنجیو بمن داده بودن ،دوستم بهم زنگ زد گفت میایی بریم تا جایی کار دارم ؟ بهش گفتم آره میام و امروز تا ساعت ۷ غروب که بیرون بودیم فقط از تمریناتمون و اتفاقات و شناسایی باورهامون باهم صحبت کردیم و من این روزها دقیقا همسو شدن با اراده خداوندو درک میکنم 

      میدونم با پاک شدن درونم ،با شناسایی عقاید قدیمم و تمیز کردن وجودم ،به فرکانس های اراده خداوند نزدیکتر میشم که تو اون فرکانس فقط حال خوب و اتفاقات خوب هست

      میدونم که  با احساساتم لحظه به لحظه دارم به جهان میگم که من کی هستم و چی میخوام ،انگار دوربین حسی ،هر لحظه داره منو رصد میکنه 

      زمانهاییکه خودم آگاه میشم‌ و رفتارها و افکارمو رصد میکنم به خودم میگم آیا این رفتارهای من  شکل رفتارهای آدم های موفقه ؟ اگر نیست تلاش میکنم تغییرش بدم 

      سالها تلاش کردیم که به خواسته هامون نزدیک بشیم ،ما با خوداگاه ۵ درصدی تلاش میکردیم ولی ناخوداگاه ۹۵ درصدی ما برای زندگی در راستای اراده شخصی برنامه ریزی شده بود برای همین تلاش ۵ درصدی ما به جایی نرسید

      حالا داریم ۹۵ درصد ناخوداگاهمونو در راستای اراده خداوند   برنامه ریزی میکنیم که نیازی نباشه ما خودمونو بکشیم برای داشتن خواسته هامون ، برای اراده خداوند خواسته های ما یک سر سوزن  در اقیانوس هم نمیشه ،وقتی خواسته هامونو بزرگ و دست نیافتنی  میبینیم یعنی خداوند رو انقدر بزرگ نمیبینیم که بتونه مارو به خواسته هامون برسونه ،برای همین نا امید میشیم 

      ما دلمون میخواد به جایگاه های بزرگ برسیم ولی خودمون به اون‌ حد قوی نیستیم ، زمین و باند فرودگاها باید تحمل وزن هواپیمارو داشته باشن ،وقتی زمین سست باشه نمیتونه سنگینی هواپیمارو تحمل کنه ،خواسته های ما حکم هواپیما و ما زمین فرودگاه هستیم ،باید خودمونو برای وسعت خواسته هامون آماده و مهیا کنیم و جهان اینهارو به خوبی میدونه برای همین تا ما رشد نکنیم در مسیرهای متفاوت قرار نخواهیم گرفت 

      من بارها این تجربه رو داشتم که زمان هاییکه سطح انرژیم خوبه ،هر اتفاقی نمیتونه ناراحتم کنه و براحتی ازش میگذرم و برعکس هر وقت انرژیم پایینه هر چیزی ناراحتم میکنه و تحملم کم میشه 

      اینکه بخوام در مقابل رفتارهای نامحترمانه عکس العمل خنثی داشته باشم کار سختیه و بیشتر اوقات چکشی رفتار کردم و البته این روزها که تمریناتم جدی تر از قبل شده ،تلاش میکنم مودبانه تر و محکمتر حرف هامو بزنم ،هر چند گاهی این رفتارها به گفتگوی درونی منفی کشیده میشه ولی باز هم سعی میکنم رشته افکارمو ببرم بسمت دیگه ای که کمتر حالم بد بشه 

      و دوست دارم یه روزی بتونم تمام اموزه هامو به عمل تبدیل کنم و جواب هایی بر پایه اراده شخصیم نداشته باشم

      جمله جالبی استاد نوشتن ؛؛ وقتی به انرژی های پست واکنش نشون میدیم با انرژی های پست وجود خودمون روبرو میشیم و باعث میشیم انرژی پست و اتفاقات پست بیشتریو بسمت خودمون هدایت کنیم و بعد غر میزنیم که چرا این اتفاقات رخ داد

      و این تجربه رو داشتم زمان هاییکه در برخورد با مسئله ای خشمگین شدم چقدر حال خودم بد میشه و زمان هاییکه آرامتر و مهربانتر هستم حالم بهتره، دوست دارم انقدر قدرتمند بشم که در مقابل ناملایمتی ها آرام باشم ، هنوز نتونستم تجربش کنم ولی سعی میکنم بیشتر مراقب باشم 

      در مورد چاقیم ، سالها مبارزه کردن و ناراحت بودن از چاقیم ،باعث شد بیشتر شکست بخورم و چاقتر بشم ولی من تصور میکردم در حال درمان چاقی خودم هستم و اولین قدمی که در دوره مقدماتی برای لاغر شدنمون بر میداریم ،توقف حس بد و مبارزه با چاقیست 

      تمام اتفاقات زندگی ما بر اساس باورها و شنیده های ماست که اول از درون ما شروع شدند ،اول حس کردیم ،تصور کردیم و بعد تجربه کردیم ،الان هم اول انرژی بالای درونمونو حس میکنیم و بعد بصورت تجربیات الهی وارد زندگیمون میشن

      پس حس کردن درونی ما ربطی به شرایط بیرونی ما نداره ،مثلا امروز یا بعضی روزها که من آگاهانه حالمو بهتر میکنم که شرایط بیرونی من تغییری نکرده ولی  احساسم خوبه ،وقتی احساسم خوبه ،جهان هم همسطح حسم منو به مسیرهای شبیه به درونیاتم هدایت میکنه 

      پس مراقب ورودی های خودمون باشیم ،مسئول تمام جنبه های زندگیمون باشیم که وقتی مسئول بشیم ذهنمون به کمکمون میاد که مسائل مارو حل کنه با پذیرفتن مسائل زندگیمون حس قدرت بیشتری خواهیم داشت و به مسیرهای قدرت مندانه ای هدایت میشیم

      هر لحظه ای که به یاد میاریم به خودمون بگیم که ما کی هستیم و برای چی به این جهان اومدیم ،خودمونو بزرگ ببینیم تا جهان هم مارو بزرگ بدونه و مارو ببره تو مسیر و  شرایط عالیتر ،شبیه به  ویژه گی های خداوند عمل کنیم تا سطح انرژی هامون بالاتر بره و زندگی با کیفیتری داشته باشیم‌

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 19 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید