0

زندگی با اراده خداوند (قسمت شانزدهم)

زندگی با اراده خداوند
اندازه متن

در قسمت قبل درباره موانع درونی رسیدن به خواسته‌ها توضیح داده شد و گفتگوی درونی، سطح انرژی و ارزشمندی خود، بعنوان سه موضوع مهم درونی در ایجاد موانع برای رسیدن به خواسته‌ها عنوان شد.

درباره موضوع گفتگوی درونی که بسیار مهم و تاثیرگذار است توضیحات مفصل داده شد و توصیه می‌شود بارها آن را مطالعه کنید و سعی کنید آنچه گفته شده است را در زندگی روزمره خود به کار بگیرید تا به مرور شخصیت شما به شکل همسو با اراده خداوند تغییر پیدا کند.

در این قسمت درباره سطح انرژی و تاثیر آن در ایجاد موانع ذهنی برای رسیدن به خواسته‌ها توضیح داده می‌شود.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 21 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.14 از 51 رای

https://tanasobefekri.net/?p=30145

21 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

21 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Bahare
      ۱۴۰۰/۰۵/۲۷ ۰۱:۳۲
      مدت عضویت: 2338 روز
      امتیاز کاربر: 1911 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 253 کلمه

      سلام خدمت شما استاد عزیزم 

      من وقتی این متن رو خوندم به یاد جریانی افتادم که چند روز پیش برام اتفاق افتاده بود.من قبلا ادمی بودم که گله شکایت ازم میبارد و از وقتی دارم با این نوشته ها روی خودم کار میکنم سعی میکنم انرژی خداوند رو در قلب و اطرافم افزایش بدم.جریان از این قرار بود که من به همسرم گفتم که از بیرون میای میوه و پیاز و سبیزمینی بخر و بعد از برگشت همسرم وقتی خریداشو دیدم یه لحظه ذهنم شروع کردکه اینا چیه خریده همشون بزرگن خوب نیستن و…و میخواستم دهنمو باز کنم چیزی بگم یک آن به خودم اومدم که بابا تو داری چیکار میکنی دوباره میخای مثل قبل رفتار کنی همون لحظه دوباره به کیسه های خرید نگاه کرد و باورتون نمیشه دیدم واقعا چقدر اینایی که خریده بود چقدر عالی بود همون لحظه از همسرم بابت خرید خوبش تشکر کردم که چقدر وسایلی که گرفتی تازه و خوبن و همون لحظه من حسم انقدر خوب شد که دیدم همسرم با اینکه خیلی خسته بود یه لبخند قشنگ زد گفت چندتا مغازه رفتم تا جنس تازه داشته باشن و اصلا لحن صحبتمون باهم عوض شد و اون انرژی خدایی رو میشد تو دوتاییمونم دید.

      استاد من اول از نوشتن تو سایت میترسیدم و فقط متنارو میخوندم و فایلارو گوش میدادم الان چند روزه به خودم میگم اگه تو این انرژی خوبو دریافت میکنی باید با نوشتنت اونو گسترشش بدی به خاطر همون هر چیزی به ذهنم میاد بعد خوندن متن همون لحظه میام مینویسم 

      ممنمونم بابت این متنهای بینظیرتون. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 36 از 8 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید