در قسمت قبل درباره موانع درونی رسیدن به خواستهها توضیح داده شد و گفتگوی درونی، سطح انرژی و ارزشمندی خود، بعنوان سه موضوع مهم درونی در ایجاد موانع برای رسیدن به خواستهها عنوان شد.
درباره موضوع گفتگوی درونی که بسیار مهم و تاثیرگذار است توضیحات مفصل داده شد و توصیه میشود بارها آن را مطالعه کنید و سعی کنید آنچه گفته شده است را در زندگی روزمره خود به کار بگیرید تا به مرور شخصیت شما به شکل همسو با اراده خداوند تغییر پیدا کند.
در این قسمت درباره سطح انرژی و تاثیر آن در ایجاد موانع ذهنی برای رسیدن به خواستهها توضیح داده میشود.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.14 از 51 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
با سلام
خوشحالی”بخشی از ما میباشد.وشادی حسی است که از آن می آید….”تونی دی لیسو”
شادی وشادکامی بیش از یک آرمان و آرزوست.
دکتر دیپاک چوپرا میگوید…شادکامی طبیعت حقیقی .سرچشمه ومنبع هستی میباشد.
با گسترش آگاهی درون خود..در خواهیم یافت که هیچ محدودیتی برای شادکامی وجود ندارد.
در حالیکه در خوشحالی خود رشد میکنیم.شادیمان را بدون هیچ تلاشی با دیگران.سهیم خواهیم شد.
ما به این طرز تفکر عادت کرده ایم که برای بدست آوردن خوشحالی باید چیزهایی را که میخواهیم بدست آوریم تا احساس شادی کنیم.
ولی این را باید بدانیم که:
ما باید باخوشحالی وشادی” درونی در عوض بیرونی” برای رسیدن به هدفهایمان آشنا شویم.
بجای جستجوکردن برای یک شادی موقت .یکی بعد دیگری…
باید بدنبال منبع نامحدود ودائمی شادی که اساس وبنیاد ما میباشد….باشیم.
“شادکامی طبیعت بنیادی من است.”
زمانی که ما با شعف وسرور درون خود ارتباط برقرار می کنیم.آنگاه شادی .فهم وادراک ورضایت را در تمام اعمال خود خواهیم یافت.
“ شادکامی یک دانایی است.”
احساس شادی کردن سفر فوق العاده به درون برای درک شادکامی که برای آن زاده شده ایم.
نه هدفی که بدنبالش برویم..پاداشی در آخر هرکارنیست.
بلکه شادکامی با ما بوده است و طبیعت وجود ما میباشد.شادی وسرور در هسته خود واقعی ما جای دارد.
آن در درون ما و در نزدیک بودن با سرچشمه هستی است….یعنی جریان انرژی زا
زمانی که شادی اصیل را بشناسیم و اجازه دهیم در ما جاری شود به طریقهای مختلف وارد جریان زندگی ما میشود.
وزندگی شروع به بهتر شدن میکند.
گرچه میلیونها انسان در جستجوی شادکامی وخرددر خارج از خود هستند…ولی این جستجو هیچ لزومی ندارد ..شادکامی با زمان محدود میشود.هیچ لذتی دائمی نیست…رسیدن به آرزوها تکراری وعادی میشود…..در حالیکه:
سرچشمه شادکامی دائمی است که در آگاهی ما آرمیده است.
تبدیل خرد به حقیقت..
طبیعت بنیادی ما که شادکامی است.باید آنراکشف کنیم.
وباعث گسترش آن شویم.
در ارتباط با سرمنشا،میفهمیم برای شادکامی نباید تقلا کرد زیرا آن بخشی از طبیعت وجودی ماست.
باید شادکامی را شناخت وآنرا گسترش داد.
با سکوت….و رفتن بدرون…با مراقبه
تجربه سکوت را عمق بیشتری ببخشیم..شادکامی گسترش میبابد..مانند رایحه گلهای یاس در نسیم..
سکوت نه به آن معنی که با فکروخیالهای روزمره و افکار خود خاموش باشیم…یعنی لحظاتی در آرامش و با آگاهی بر “دم و باز دم ”سعی به رفتن به درون خود کنیم…
لحظاتی با خودمان درخلوت باشیم..از هر مسئله ای دور باشیم…وبا تکرار همین کار چند دقیقه ای..به عمق وجود خود پی میبریم.
رهایی و سرور را درک میکنیم.وآنرا ساطع میکنیم.
گسترش شادی ساده است
بر عکس مملکت ما که تماما در حال پراگندگی غم و غصه وناراحتی ومراسمهای عزاداری به هر عنوان است.
در جای..جای دنیا آئین های خردمندان دنیا مسیری را برای شادی مردم برپا میکنند.
هیچ دلیلی برای محدودیت سرور وشعف وجود ندارد..اگر اصولی باشد.
ما به اشتباه فکر میکنیم که اگر ثروتمند باشیم.زیبا..سلامت..موفق و….باشیم آنوقت میتوانیم شاد باشیم…واین درست نیست.
با سرچشمه سلامتی در درون خود ارتباط داشته باشید..و نتیجه آن شعف وسرور برای شماست.
کما اینکه ما را ترسانده بودند که اگر از عمق وجودت ذوق کنی… دیگه بدبخت میشی..فلان آیه رو چهار مرتبه بخون…تا خدا چیزی رو ازت نگیره..
وحتی دوست من میگفت من خوشبخت بودم..شوهر..بچه..خونه..زندگی..ماشین..کار
یکمرتبه ذوق کردم…خدا ازم گرفت…
الله اکبر …چه طرز فکری..یعنی در ذهن ما چه چیزها جا سازی شده که بلای جان و زندگی ما است.
وما در اینجا هستیم..سایت تناسب فکری که بتوانیم این مزخرفات ومهملات پوچ وبیهوده را از ذهن خود خارج کنیم..خودمان را از بند پوسیده اسارت افکار واهی نجات دهیم.و بجاش با یادگیری آگاهیهای درست و روتین شدن آنها در زندگی… تازه با دنیای راستین آشنا شویم ومنبعد با افکار صحیح و خیال راحت و آسوده تر زندگی کنیم.
زیرا هر چه که میخواهیم در پیش فرص طبیعت ما وجود دارد..فقط باید آنها را پیدا کنیم.
البته از راه درست…ونه از بیراه ها..
به امید خدا
نشان های دریافت شده
با سلام
استاد واقعا خداوند را سپاسگزارم که وارد این سایت شدم..یعنی هدایت شدم..در واقع..
من کلا یه آدم دیگه شدم..دید واحساسم کاملا عوض شده…نقطه نظراتم بکل تغییر کرده..دیگه دنبال هیچ خبر…فیلم…موضوعی نیستم وتا جایی که بشه سعی میکنم همیشه بیرون از هر مطلبی باشم..فقط دوست دارم با این ذهن جدیدم که به لطف شما تازه باهاش آشنا شدم تنها باشم…و با هم حرفهای خوب ولذت بخش بزنیم..
براستی خودمشگفت زده هستم…من که هر روز کافی بود یه خبر بشنوم کلا زمین وزمان رو بهم میدوختم…هر لحظه آماده فنگ بودم که عصبانی بشم…و داد وبیداد کنم و راجع به اون موضوع انتقاد کنم..حرف بزنم زیاد وبعد هم گله از خداوند که می بینی چرا پس کاری نمیکنی .مگه تو خدا نیستی…پس ملت حق دارند ازت ببرند…و خلاصه روز خراب کن واقعی بودم.
وجالبتر اینکه هر روز یه بحث داغ تا موقع خواب داشتم که ذهنم رو ..اعصابم رو داغون بکنه..
ولی الان همون خبرها…حتی شدید تر…اصلا دوست ندارم راجع بهشون حرف بزنم…و جالبتر اینکه نمیخوام به اون جریان فکر هم بکنم…
در حیرتم تا همین چند وقت پیش این منفی باف بلند بلند مثل یه معلم بد اخلاق باهام حرف میزد وتمامی خاطرات بد رو بهم یاد آوری میکرد یعنی چیزهایی رو بهم میگفت که کلا برای سالها پیش بود واصلا یادم رفته بود..تذکر..پشت تذکر بود که میداد وعملا دامن میزد به حال واحساس بد وعصبانیت من..
ولی خداوندا شکرت من الان در پیاده روی تکنفره که تا بحال اصلا انجام نمیدادم وهمیشه یکی بود که بدو بدو از موضوعات روزمره باهاش حرف بزنم..
من تنها… با ذهنی که تازه باهم آشنا شدیم..مدتهای زیادی در آرامش مشغول گپ وگفت هستیم وچقدر لذت میبرم…..
من بخاطر چند کیلو اضافه وزن وارد سایت شدم والان اصلا اون موضوع کمتر مد نظرم هست وعاشق آگاهیهای ارزشمندی هستم که روزانه از شما دریافت میکنم..
وچقدر درست است وقتی که میگویید این آگاهیهای صحیح ودرست پیش فرض خلقت ما بوده و ما در اثر مراحل مختلف زندگی خودمان با دادن آگاهیهای غلط آنها را پس زدیم.
چون من وقتی به این مطالب میرسم مثل این است که گمشده ام را پیدا کرده ام…
درست است که همه را درک میکنم وقبول دارم ولی خوب خیلی مدت زمان طولانی با یه نگرش دیگه رفتار کردم…و ناخودآگاه با وجود سعی وتمرین زیاد یه خورده گاهی مثل قبلها سریع اماده جوابگویی میشوم…ولی خیلی زود متوجه میشم و با فکر کردن وحتی جدیدا کمک ذهن جدیدم به موقعیت درست میرسم….واقعا نمیدونم به چه زبانی ازتون تشکر کنم
زبان من از سپاسگزاری قاصر است.
ولی بدونید که جمله به جمله این نوشته های با ارزش رو میخونم بارها..مینویسم..تکرار میکنم با اونها به ارامش میرسم وسعی فراوان دارم تا در کل زندگیم ازشون استفاده کنم.
وهمیشه بیصبرانه منتطر نوشته های بعدی هستم..
جالبه براتون بگمکهمن کلا چون آدم منطقی بودم و همش کارم با داشته ها وموجودیم همسو بود..آرزوهای چندانی واسه خودم نداشتم…الان که فکر میکنم می بینم که آرزوهای من در حدی بوده که سالم باشیم بتونیم بچه هامون رو به سروسامان برسونیم…در هر لحظه که به ما نیاز دارند در دسترس اونها باشیم..ومیخوام بگم ارزوها وخواسته هایم خلاصه شده بود در بهتر وراحتتر زندگی کردن بچه هام…همین وبس
ولی الان چشمهام باز شده که بابا جون…شاید منم برای خودم ارزویی داشته باشم که اینقدر بهش بی توجهی کردم…سوخته واز بین رفته.
تازه شهامت پیدا کردم به این قضییه فکر کنم..وبا ذهن جدید عزیزم مذاکره کردم و در نهایت تعجب دیدم که منم دوست دارم مثلا فلان کار رو انجام بدم.
چقدر جالب تا حالا بهش فکر نکرده بودم..یعنی خواسته ام کمی دور از حد تصوره…اما می بینم که نباید نا امید بشم..باید خوش بینانه بهش فکر کنم..ازفکر کردن واحساس تجربه اون خواسته به وجد بیام…و بعد دیدم که کم کم برام خواسته ام که اونهمه بزرگ ونشدنی جلوه میکرد چقدر در دسترسه…وقتی این همه اتفاقهای شگفت انگیز در دنیا در حال انجام شدنه..پس خواسته من هم شدنیه…
در هر صورت استادم منطورم تشکر بی حد از شماست که این حال وهوای خوب را برای من ساختید..چشمم طور دیگری اطرافم را می بیند..
و انتظارم کلا متفاوت شده است..
زندگی کنونی خودم را با چشمان پر بصیرت می بینم و احساس رضایت میکنم..گو اینکه تا همین چند وقت پیش فقط نفص ها ونقصانها را می دیدم.
شاید الان اونها سرجاشون باشند ولی من داشته هامو می بینم وشاد وراضی میشوم..احساسم خوب میشود.
واینها همه را مدیون شما هستم که با تکرار فراوان موضوعات و ساده گفتن وساده جلوه دادن آنها..با پیگیری مستمر در این موضوع سعی فراوان کردید تا یکی مثل من به راه درست و حقیقی هدایت بشه.
تنها میتونم بگم که خدا ازتون راضی باشه.