0

زندگی با اراده خداوند (قسمت شانزدهم)

زندگی با اراده خداوند
اندازه متن

در قسمت قبل درباره موانع درونی رسیدن به خواسته‌ها توضیح داده شد و گفتگوی درونی، سطح انرژی و ارزشمندی خود، بعنوان سه موضوع مهم درونی در ایجاد موانع برای رسیدن به خواسته‌ها عنوان شد.

درباره موضوع گفتگوی درونی که بسیار مهم و تاثیرگذار است توضیحات مفصل داده شد و توصیه می‌شود بارها آن را مطالعه کنید و سعی کنید آنچه گفته شده است را در زندگی روزمره خود به کار بگیرید تا به مرور شخصیت شما به شکل همسو با اراده خداوند تغییر پیدا کند.

در این قسمت درباره سطح انرژی و تاثیر آن در ایجاد موانع ذهنی برای رسیدن به خواسته‌ها توضیح داده می‌شود.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 21 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.14 از 51 رای

https://tanasobefekri.net/?p=30145

21 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

21 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۲/۰۴/۲۶ ۲۰:۳۷
      مدت عضویت: 1372 روز
      امتیاز کاربر: 87421 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 631 کلمه

      سللم بر خداوند مهربان‌ودوست داشتننی من 

      سلام‌براسناد این مسیر دل انکیزه به شکل واقعی زندگی 

      من باره دربودن توابن مسیر یی زمانی به هودم‌میگم‌اگه این اهی رو میشد با بوق صدا به دیگران یا اوری بسه انها رو هم‌ساید نجات داد ولی بازم بههودم میگم تا کسی خودش نخواد که کاری رو انجام بدم مثل همون تزیق کردن هست که من میخو ام انجام‌بدم هیج نتیحه نداره من خودم‌تا زمانی که به این به این درک  نرسیدم که این من هستم که مسئولیت چاقی خودم‌ رو به گردن کرفتم تازه کارم شروع شد تواینمسیر این بازم من هستم که اون ارتباط زیبارو میخوام داشنه باشم اگه من‌بتوانم درست کاره کنم هرانچه‌که‌گفته شده رو به شکل واقعیانجام‌بدم بعدازاون هرمرحله رو پشت سر بزارم انشالله اون ارتباط هم برقرارمیشه 

      ابن قسمت لامپهای که گفتید حسابی من رو به فکر انداخت کافی من‌اول اون لامپهای اولیه رو روی یی سیم خوب ببندم تا زمانی که سیم رو به مریز وصل شد اون نور روسنایی رو به شکل کامل بینم خیلی مثلا زیبای رو زید درک خوبی رو به من منتقل کرد 

      اول باید بینم‌اون لامپ های که به سیم‌می خوایم وصل کنم اصلاسالم هست توششکستی خرابی اتصال نیست بعداز بستن کامل چک کنم پارگی توخود سیم هم نباسه دوشاخه سالم باشه چون امکان داره همه رو درست بسته باشم اون دوشاخه درکل خراب باشه دراین صورت کل کارم دچارمشکل میشه وکاری با وصل که پیش نماید نتیجه رو هم ازدست میدم 

      من وفتی ایم بخش رو سردع کردم‌یی شک بزرک درمن‌ بوجودامد که نکنه این بخش کاری اون اصل رو دچارمشکل کنه نکنه اون ایمان من رو ازمن بگیره در جمله ادمهای بی ایمان قراربگیرم‌چندین سوال به این شکل درمن بودجودامد تا زمانی که به جواب کامل ابن سواله توذهنم نرسیدم ادمه ندادم ولی امروز میگمم که من اگه خودم رو اصلاح کنم‌تمام مشکلات زندگی خودم رو بتوان حل کنم اون زمان اواتصال به شکل خوب صورت میگیره درحال حاضر چون من دارم توچند  تین بخش کاره میکنم‌اون‌ارتباط  زودهست که برقراربشه  

      دربرخورد برفرد عصبی اگه من بتوانم اون چله مکنده اون فرد رو حنثی کنم پیروز شدم چوم من رو به درون چاله افکارش نمیتوانه بکشه من رو همراه خودس نمتو انه نگه دا ره من رو به افکارخو دش نمتوان وادراکنه اون تحمیل اعصابنیت رو بهمن نمی توانه انجام بدم ابن یی درس دیگه بودم که دریافت کردم چون من تغییر در نکرش داشتم جنبه خوبی برای حل دارم پیدا میکنم 

      چون من فبلاتواین چله مکنده گیر افتادم‌ولی اون زمان بجای اعصابنیت دچارسکوت کامل شدم جون فردی عصبی نبودم‌ولی اطرافم کسانی هستن که این مشکل رو دارن دربرخور تو اون زمان این مکلش صورت میگیره وحتی به من‌گفته میشه که توخیلی خونسرد هستی کلی امروزمتو جه شدم اون حرکت سکوت شاید تشدید کننده وتکرا کننده باشه  ولی اون زمان برای من ییراهکاربود ازامروزشاید با درک این مطلب بتوانم‌اوم مکش رو از اطرافیان هم بگیرم نا ارامش با برخور با اون فرد عصبی باعث ناراحتی بیشتر اطرافیان دیگه نشده یی درس بزرگی دیگه این بخش بود که به من‌رسید انشالله این بخش رو تو زندگی خودم اجریی کنم تا اون بخش اسیب دیده رونیزترمیم کنم ووفتی ترمیم به شکل درست صورت بگیره نتیجه تو لاغریی با ذهن میشه سبک شدن وزن تواین بخش میشه صروع اون ارتباط چون یی بخش این ارتباط دچارمشکل هست من هرجی روی خودم‌کاره‌کنم‌اون بخش باید ترمبم بشه چون اون بخش به کمک کنده نیست مانع هست که باید بر طرف بشه امید دارم بتوانم درست کنم 

      من تلاتش خودم رو گذاشتم تو برطرف کردن کل موانع زندگی خودم چون من فقط ییمانع نرسبدن ندارم چندین مانع دارم که درگل ماجر اثر داره شاید توبخش لاغریی داره جواب میده ولی توبخش دیگه اون موانع اون بخش رو باید برطرف بشه 

      اون بخش مربوطه استارت کار زده میشه هنوز من جای برای تلاش بیشتر میزارم تا نتیحه رو بعدن دریافت کنم 

      خدا پشت وپنا هتون یا حق حق نگه دارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۲/۰۴/۲۵ ۰۱:۲۸
      مدت عضویت: 1372 روز
      امتیاز کاربر: 87421 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 590 کلمه

      سلام بر خداوندی که هرانجه رو به من بخشیده اون از قدرت بی انتهایی اوست نه ارتوان من هرانجه به من داده از 

      کسترش نعمت خدایی اوبوده 

      سلام بر اقای عطار روش و همه دوسنان 

      من شب گذشته با سختی خیلی  زیادخودم رو به مجلس عروسی رسوندم 

      توعروسی داشتم به شادی دیگران توجه میکردم یی لحظه اون خواسته که دوست داشتم هم زمان بهش برسم‌جلوی نظرم امد

        با اون درد پا اون منیت رو کنارگذاشته با عصای خودم‌خودم رو به میز خواهرهای خودم رسوندم‌وبا اونه یی زمانی دو سپری کردم که دوست داشتم به این شکل باشهچون توفکرم داشتم یی تمرین دوراهام ورد به سرزمین لاغری رو انجام میدادم وفتی اون‌حال خوش رو دریافت کردم دوباره به طرف خانواده خودم رفتم وتا اخرهای مجلس که همه درحال گرفتن عکس با عروس وداما بودن گذشت من به دوتا خواهرگفنم‌که دوست دارم با سما عکس یادگاری بکیرم خواهرگوچکم‌با خانوادهاش امدن با هم عکس بیگرم هم‌زمان بخاطر مشکل پام کفتم من که نمیتوانم به کنر عروس دامار رفته عکس بگیرم خواهرم به عروس وداماد گفتکه به کنارمن‌امده تا با انها عکس یادکاری بکیرم 

      وفتیعروس داماد کنر من امد ن من به دختر خ هرم‌وپس خواهر رو صدا کردم‌که کنرما عکس بگیرم‌به دختر عموامد ازنمن اجازه گرفت کهعکسبگی ه بعدش من بهش گفتم به زن عمو هم ر بیاد‌عکسی بگیرم‌

      خلاصه این امدنهایهوقدری زیاد شد که من‌وفتی یی لخظه به اطارام‌نگاه کرده حدود ۳۰تا۴۰ ادم‌با سنهای بزگتر یا  کوچک رتزمن همه دراطرافومن تجمع کرده واحساس شادی زیادی دراون لحظه توعروسی پیدا شد پسر خواهربا گفت این که جطور یهو این هم شلوغ سد من رو متو جه حضور ابن همه ازافراد خانواده خودم کرد  که من چندین سال بودم که  بعضی رو ندیده بودم تجمع ابنه افراروفتی سرم ر بلند کردم حدود۴ تا ۵ تا دوریبن گوشی ازهرطرف داشتن ازاین ه حمعیت عکس فیلم میگرفتم من هی به دیگرانمی گفت اون بیاداون یگی بیادولی وفتی سربلند کر م تعداد کساکیکه حاضر شدن با من وعروس دامادعکس دست حمعیی بگیرن ازتعدا اونهای که من گفته بود به چندین  برابر افزادجمع بود لحظه به خودم‌گفتم تواون منیت رو به سکل کامل کنار گذاشتی با احساس شادی واقعی بااطرافیام وخانواده خودت برخور داشتی این هم حواب کسترش محبت خداونی به تو بود درگل زندگی من این چنین  عکسی دست جمعی تو کل عروسی خانوادگی ما وجود نداشت که به این همه تعدا باسنهای مختلف وهمه با لبحند وخنده شادی اون‌با برحًور دخودم ایجا شده باشه اخرمجلس افرادی که اون طرف سالن بود رو درجال تعجب که چطور شده این طرف سالن یی هو همه این همه شادی رقص خوشحالی رو به جوداوردن ولی من‌دوستم‌اون محبت کسترش تعمت مظهر عشق بودن ومحبت توامندی خداونی بود که بهمن رسبد جون من به شکل واقعی اون منیت اون لحظه به شکل درست واقعی  رو کنار گذاشتم وبا اوعمل کرد این نتیجه جالب رو گرفتم  

      وفتی امشب دارم اون حاطر را مرو کرده درابن بخش مینویسم متوجه شدم که من خواستم با خداوند همسو بشم اولین قدم درست بودن هیچ ناخالصی خودم ندداشتم پس من داشتم خودم رو اماده مبکردم که اگه بشه اون همسو شدم رو تجربه کنم‌وشب گذشته اوم همسو شدم این‌نتبجه زیبار وخاطره باشکوه رو به من داد من به شکل واقعی اون محبت رو که خیلی وفت بود نثار اطرافیان به شکلی که فبلا انجام میدام خیلی  زمان بود اون رو انجام نمیدادم‌به شکل واقعی انجام دادم‌حتی پسر خواهر به من‌گفت خاله مشکوک شدی یی کارهای رو داری انجام میدی که من درک نمیکنم اون به فکر پیده کردن اون شک بود ولی اون زمان من داشتم‌با ارده خداوند خودم‌بی منیت  با ارده الهی همسو میدیدم 

      خدا پشت وپناهتون یا حق حق نگه دارتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید