در قسمت قبل درباره چگونگی واکنش جهان هستی به آنچه آرزو میکنیم و عملکرد قدرت اراده خداوند در چگونگی مدیریت محیط دنیای بیرون از خود توضیح داده شد.
در این قسمت درباره تاثیر قدرت اراده خداوند در ارتباط با انسانها توضیح داده میشود. موضوع بسیار مهمی که توسط قدرت اراده شخصی مورد استفاده قرار میگیرد تا مانع همسو شدن ما با قدرت اراده خداوند گردد.
درک این موضوع که برای همسو شدن با قدرت اراده خداوند باید با قدرتی اراده ای که در وجود سایر انسانها در جریان است هماهنگ شویم به ما کمک میکند تا قدمهای محکم و موثری در جهت خلق آرزوهای خود و گسترش رشد و شکوفایی در زندگی را تجربه کنیم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.56 از 34 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام فرمانروا
سلام ب استاد و دوستانم
یک دست صدا نداره
همیشه کوبیدن ۲ جسم است که صدایی از آن خارج میشه.همیشه یک قابلمه با قرار گرفتن درش کامل میشه.همیشه یک خانواده با کنار هم بودن پدرو مادر و فرزندان شکل میگیرن .خداوند ما طوری آفریده که همه ب هم نیاز داریم و اما این نیاز باید با بینش قوی همراه باش …تا از کنار هم بودنمان لذت ببریم .اگر عشق و صلح نباشه ،نگاه و گفتار قشنگ نباش..اگر فکرمان نسبت ب هم عاشقانه و زیبا نباش..آیا میشود؟
در عرفان ۴ صلح داریم..صلح با خدا..صلح با خودم.صلح با جهان..و سختترین صلح با دیگران
وقتی من کمی شروع میکنم خداروشناختن..با او صلح میرسم…و کمی خودشناسی کنم و دوست داشتن خودم..یواش ب صلح با خودم میرسم..و زیبایی جهان هم مرا با خودش ب صلح میرساند…اما با دیگران..با همسر..پدرو مادر..فرزند و فامیل همسر و همسایه..در صف و خیابان و در حال پارک کردن ماشین و ترافیک..من چقدر در صلحم ودر هماهنگی و وحدت هستم.
برای داشتن این وحدت و آرامش هم میشود از وجود تنها خالق هستی استفاده کرد از این نیروی عجیب ..
من مدتیه..برای امتحاناتم باید از تهران ب شهر قبلی که ۲۰ سال زندگی کردم ..شهر همسرم..رفت و آمد کنم…)وقت استاد و دوستانم را نمیگیرم و خیلی فشرده میگم..
چون نکته و اتفاقاتی برام پیش میاد..و خداوند دستانی و برای راحتی کارهام میفرست و از قبل کارهام و انجام میده و همزمانیهایی برایم پیش میاد که ۲۰ سال پیش ازدواج کردم و وارد شهر شدم ..دستانش را ندیدم…من زمانی که حرکت میکنم فقط از خدا میخوام مرا هدایت کند ب زمان و مکان و افراد و شرایط و موقعیتهاو اتفاقات عالی..مرا آسان کند برای آسانیها..و خدایا شکرت..
چقدر همین دستان هزینه هارو برام کم میکنن..خدایا شکرت..
ما انساهابا بینش درست نیازمند هم هستیم و خداوند زمانی که مارا آفرید فقط بخاطر یک کلمه نام مارا اشرف مخلوقات قرار داد .و اون هم از وجود خودش بود ..(عشششق)..او ازعشق خودش مرا سیراب کرد اما من وقتی ب زمین آمدم فراموش کردم که خودش هستم..خدایا از عششق خودت در وجودم لبریز کن و دوباره ب من طعم عشق واقعی را بچشان.تا بتوانم در وحدت و یکپارچگی کنار هم نوعانم که در عرفان (تن واحده)مینامند.. زندگی سرشار از نور و عشق و صلح و آرامش تجربه کنم..
خدایا شکرت..
من ب دستان خدا خیره شدم،معجزه کرد