لاغری با ذهن آسانترین راه کاهش وزن است، شاید شنیدن این جمله به خط قرمزی روی تمام باورهای قبلی شما بکشد و پذیرش آن بسیار ترسناک و غیرقابل باور باشد.
اما حقیقت این است که لاغر شدن آسانترین کار دنیاست. برخلاف نگرشهای مرسوم که همیشه از رژیمهای سخت و ارادههای پولادین صحبت میکنند، مسیر واقعی تناسب اندام از جای دیگری میگذرد.
اگر میخواهید بدانید چرا تا به حال در کاهش وزن شکست خوردهاید و چطور قرار است این روند تغییر کند، راز آن در عبارت لاغر شدن آسانترین کار دنیاست نهفته است.
هر چقدر کاهش وزن در ذهن شما سادهتر و منطقیتر شود، در دنیای واقعی هم با همان سرعت و راحتی وزن کم میکنید. در این مسیر نیازی به مبارزه با خودتان نیست؛ فقط کافیست یاد بگیرید چگونه باورهای چاقکننده را تغییر دهید.

آیا واقعاً لاغری با ذهن آسانترین راه کاهش وزن است؟!
شاید الان در ذهنتان بگویید: «نه استاد، آنقدرها هم آسان نیست! بالاخره باید فایل گوش بدهیم، تمرین کنیم، دیدگاه بنویسیم و …
اما دوستان به این نکته توجه کنید: بحث این جمله روی انجام کار فیزیکی نیست. وقتی میگویم لاغری با ذهن، یعنی باید ابتدا در ذهنتان بپذیرید و باور کنید که کاهش وزن آسان است.
همه چیز ریشه در ذهن دارد. اقدامات فیزیکی فرع ماجراست. تا زمانی که عبارت لاغر شدن آسانترین کار دنیاست در وجود شما نفوذ نکند، هر اقدام فیزیکی برایتان شکنجه خواهد بود.
رهایی از تله ذهنی: «خوردن مساویست با چاقی»
همین چند روز پیش به یکی از دوستان عزیزی که از دورههای لاغری با ذهن استفاده میکنند مشاوره میدادم. بزرگترین ترس او این بود: «غذا خوردن باعث چاقی من میشود.»
مهم نبود چقدر میخورد؛ حتی اگر یک انگشت به ماست خامهای میزد، همانقدر در ذهنش فشار و عذاب وجدان ایجاد میشد.
تمام افرادی که اضافه وزن دارند، درگیر این فرمول ذهنی هستند که خوردن مساویست با چاق شدن. فرقی نمیکند یک دیس برنج بخورید یا دو قاشق عذا؛ وقتی این ترس در ذهنتان فعال باشد، درگیری ذهنی شدیدی را تجربه میکنید.
از کجا بفهمیم درگیر این فرمولهای مخرب شدهایم؟ از احساستان. اگر دیروز پیتزا خوردهاید و امروز هنوز دارید خودتان را سرزنش میکنید که «چرا آن سیبزمینی یا نوشابه را خوردم، کل هفتهام خراب شد»،
یعنی شما درگیر ترس از خوردن هستید. به همین دلیل است که در دوره پیشرفته تغییر باورهای چاقی، ما بهطور مفصل روی اصلاح رابطه با غذا کار میکنیم تا این ترس از بین برود.

تکنیک منطقیسازی: چگونه لاغری را برای ذهن کوچک کنیم؟
ذهن ناخودآگاه شما با یکی دو بار تکرار عبارت «لاغر شدن آسانترین کار دنیاست» معجزه نمیکند. باید لاغری را برای ذهنتان منطقی و اثبات کنید تا به مرور باور کنید که لاغری با ذهن آسانترین راه کاهش وزن است . وقتی میخواهید چیزی را در ذهن آسان کنید، باید آن را به اجزای کوچکتر بشکنید.
در همان مشاوره به دوستم گفتم: «تو هشت ساعت از شبانهروز میخوابی. هشت ساعت هم سر کار هستی که معمولاً چیزی نمیخوری. پس عملاً ۱۶ ساعت از روز اصلا مشکلی نداری!»
دقت کردید؟ با این نگاه، دو سوم از روزمره شما اصلاً درگیر ماجرای کاهش وزن نیست.
فقط میماند ۸ ساعت پایانی روز. در این ۸ ساعت هم که دائم در حال خوردن نیستید؛ نهایتاً ۳ تا ۵ بار غذا یا میانوعده میخورید.
بنابراین، دغدغه ذهنی شما از «مبارزه با چاقی در کل ۲۴ ساعت» تبدیل میشود به «اصلاح کردن فقط ۴ تا ۵ رفتار ناخودآگاه در روز».
واضح کردن مسئله، قدرت شما را بالا میبرد. وقتی میگویید «من نمیتوانم جلوی هلههوله خوردنم را بگیرم»، این یک غول مبهم است. اما وقتی بررسی میکنید و میبینید فقط هفتهای دو بار در مهمانیها کنترل را از دست میدهید، حل کردن آن بسیار سادهتر میشود.
این طریق عملی ساده کردن مسائل و چالشهای مربوط به چاقی می باشد که در نهایت منجر به شکل گیری این باور در ذهن ناخودآگاه شما میشود که لاغری با ذهن آسانترین راه کاهش وزن است.
قدرت سادهسازی خواستهها (داستان خرید اپتیما)
این تکنیک کوچک کردن مسائل، در تمام خواستههای زندگی جواب میدهد. چند سال پیش آرزو داشتم یک ماشین «کیا اپتیما» بخرم. در آن زمان یک پژو ۴۰۵ مدل ۸۳ داشتم با کلی بدهی و قسط بانکی. خرید ماشینی با آن قیمت برایم غیرقابلباور و خندهدار بود.
اما من مسئله را برای خودم ساده کردم. به جای تمرکز بر فاصله مالی یا حسرت خوردن، روی فاصلهی فیزیکی تمرکز کردم. هر بار در خیابان اپتیما میدیدم، میگفتم: «ببین! فاصله من با این ماشین فقط دو متر است. باز کردن در آن ماشین و نشستن پشت فرمان که برای خدا کاری ندارد. فاصله من تا آن ماشین فقط داشتن یک سوئیچ در جیبم است.»
این نگاه برایم تبدیل به یک تفریح شده بود. من رؤیایم را خط نزدم، بلکه آن را خرد و دستیافتنی کردم. در کمال ناباوری و در کمتر از یک سال، شرایط به گونهای پیش رفت که توانستم حتی ماشینی بهتر از آن بخرم.
سناریوی اختصاصی خود را بنویسید
رسیدن به تناسب اندام بسیار سادهتر از چیزی است که قبلاً فکر میکردید.شما هم باید ساده کردن موضوع لاغری را در ذهنتان تمرین کنید تا کمکم به یک عادت ذهنی و رفتاری تبدیل شود.
خیلی وقتها مسیر کاهش وزن سخت نیست؛ این ذهن ماست که آن را پیچیده، ترسناک و دور از دسترس تصور میکند.
وقتی بتوانید در ذهنتان لاغری را به قدمهای کوچک، قابل انجام و روزانه تبدیل کنید، متوجه میشوید که چرا لاغری با ذهن آسانترین راه کاهش وزن است و آنوقت است که با اطمینان قلبی و شادی درونی مضاعف در وجودتان فریاد می زنید لاغر شدن آسانترین کار دنیاست.

من مهمترین راز موفقیت در مسیر لاغری با ذهن را به دستتان دادم، حالا نوبت شماست.
یک سناریوی اختصاصی برای خودتان بنویسید و مشخص کنید که از امروز چگونه میخواهید مسیر کاهش وزن را برای ذهنتان خرد، منطقی و آسان کنید.
مثلاً بنویسید وقتی گرسنه میشوید چه انتخابی میکنید، وقتی هوس خوردن دارید چطور با آرامش تصمیم میگیرید، یا چطور قرار است بدون سختگیری و فشار، سبک زندگی خودتان را آرامآرام تغییر دهید.
یادتان باشد که آسانترین راه کاهش وزن این نیست که خودتان را با رژیمهای سخت، محرومیتهای طولانی یا ورزشهای طاقتفرسا آزار دهید.
آسانترین راه کاهش وزن این است که ذهن خود را با لاغری همراه کنید، باورهای اشتباه را کنار بگذارید و هر روز فقط یک قدم کوچک اما درست بردارید.
وقتی ذهن شما باور کند که لاغر شدن ممکن، ساده و لذتبخش است، بدن هم خیلی راحتتر با این مسیر هماهنگ میشود.
پس در بخش نظرات همین صفحه، سناریوی خود را بنویسید. بنویسید که از این لحظه تصمیم دارید لاغری را ساده ببینید، انتخابهای غذایی خود را آگاهانهتر انجام دهید و به جای جنگیدن با بدن خود، با آن دوست شوید. حتی میتوانید چند جمله انگیزشی برای خودتان بنویسید تا هر روز آنها را مرور کنید.
و البته یادتان نرود این عبارت جادویی را تکرار کنید:
لاغر شدن آسانترین کار دنیاست. به خدا خیلی آسان است.
در پایان …
امیدوارم همگی آسانترین راه کاهش وزن را تجربه کنیم و تا آخر عمر از آن کیف ببریم. اما میدانید؟ نوشتن سناریو در کامنتها فقط شروع یک ماجرای بزرگ است.
اگر میخواهید این «آسانی» را واقعاً در زندگیتان حس کنید و از سردرگمیهای رایج دور بمانید، پیشنهاد میکنم قدم بعدی را محکمتر بردارید.
دوره «ورود به سرزمین لاغرها» دقیقاً همان نقشهای است که شما نیاز دارید. در این دوره، ما لاغری را از حالت یک رویای دور از دسترس خارج میکنیم و آن را به یک فرآیند اصولی، گامبهگام و کاملاً عملی تبدیل میکنیم.
اینجا قرار نیست حدس بزنید یا از روشهای تستوخطا خسته شوید. شما یاد میگیرید که چطور ذهن خود را برای لاغری برنامهریزی کنید، چطور با هوسهای غذایی کنار بیایید و چطور بدون استرس و فشار روانی، به اندام ایدهآل خود برسید.
این دوره مثل یک راهنمای خصوصی در کنار شماست که به شما میآموزد چطور با تغییرات کوچک اما هوشمندانه، نتایج بزرگ بگیرید.
اگر آمادهاید که لاغری را نه به عنوان یک تنبیه، بلکه به عنوان یک سفر لذتبخش و آسان تجربه کنید، همین حالا به جمع شرکتکنندگان دوره بپیوندید و کلیدهای طلایی تغییر را در دست بگیرید.
منتظر خواندن سناریوهای زیبای شما هستم، اما فراموش نکنید که بهترین سناریو، آنهایی است که در عمل اجرا میشوند.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.63 از 48 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
سلام و درود به دوستان عزیزم و استاد گرامی
هر بار که میخام چیزی بخورم در طول روز این فکر میاد بالا که ببین تو نمیتونی خوردنت رو کنترل کنی و الان موقع خوردن این چیز نیس که تو داری میخوری یعنی خوردن رو برابر با چاقی میدونم
با خودم میگم افراد متناسب این برخورد رو با غذا ندارن منم باید مثل اونا رفتار کنم که جسمم مانند اونا بشه
یعنی هر باری که هر خوردنی باشه حالا چه از میوه چه از تنقلات چه از هر نوع مواد غذایی باشه این فکر میاد بالا دیگه لاغر نمیشی چون نمیتونی درست رفتار کنی
حالا شاید دو مرتبه سه مرتبه در طول روز این کار رو انجام دادم با انجام این کار حسم بد میشه که چرا ریزه خواری کردم
اینقدر دارم زحمت می کشم در عمل کم میارم و فرمان خوردن رو اجرا میکنم
و حالم بد میشه از خوردن
و حس ناتوانی بهم دست میده که ببین نمیتونی ببین امروز هم نتونستی
چون لاغری رو سخت میکنم برای خودم
اینکه نباید چیزی بخوریم تا لاغر بشیم
حالا چون من اینو خوردم دیگه لاغر نمیشم
و فایده نداره هر کاری که میکنم
یعنی لاغری رو سخت میدونم اینکه باید برای لاغر شدن فقط دوتا وعده یا سه تا وعده اونم به اندازه خورد
اگه بیشتر بخوری دیگه چاق میشی
چون افراد متناسب رو دیدم و ازشون سوال کردم که چگونه با غذا برخورد دارند ؟
و اونا در جواب گفتند که غذا براشون اهمیتی نداره به غذا فکر نمیکنن
هر وقت گرسنه بشن به اندازه ی نیاز بدنشون میخورن
پس منی که اینجور رفتاری برام سخته
لاغری رو سخت می دونم لاغری رو اون دور دورها می بینم بلاخره من سالها چاق بودم رفتارهای در من هست که زمان میبره
الان که در مسیر تناسب هستم بعضی روزها رفتارهای انجام میدم که مثل گذشته که آگاهی نداشتم هس
یعنی ریزه خواری میکنم هر چیزی که می بینم میخورم با تست کردن یه خوردنی کلی از اون چیز رو میخورم با اینکه میدونم نباید بخورم ولی میخورم انگار کنترل از دستم خارج میشه
و حس منو بد میکنه و با خودم فکر میکنم که چرا این کار رو کردم من که در مسیر هستم و دیگه روز خودمو خراب میکنم
عبارت لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست
برای فردی آسونه که بخاد به گفته های دوره عمل کنه و با خودم میگم منی که امروز نتونستم دیروز نتونستم درست رفتار کنم پس لاغری سخت میشه
چون خلاف افراد متناسب داشتم عمل میکردم
تو ذهنم برام لاغری سخته
چون باید دو وعده غذا خورد اونم کم
پس منی که در طول روز چندین بار چیز میخورم لاغری سخته
می اومدم خوردن رو ربط میدادم با چاقی
یعنی هر چی بخوری یعنی چاق شدن
و نباید خیلی چیزخورد تا لاغر شد
نباید اینقدر سخت بگیرم که حالا این میوه یا سبزی یا هر چیزی که خوردم دیگه فایده نداره آموزشهام
🌸سناریوی متناسب شدنم 🌸
لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست
من میتونم متناسب بشم مگه لاغری چیه همانطور که همه تونستن همه متناسب شدن منم میتونم
و اینکه در مسیر حالم خوبه احساسم خوبه برای خودم ارزش قایلم وقت میزارم فایل گوش میکنم تمرین می نویسم اشتیاق دارم استمرار دارم یعنی در مسیرم
مگه لاغری چیه که اینقدر برای خودم سختش کنم افرادی زیادی در اطرافم می بینم که متناسبن مگه اینا دارن چیکار میکنن
اصلا کار خاصی انجام نمیدن
رفتار و افکار اشتباه ندارن همین
اصلا نیاز به کار خاصی نیس که انجام بدن یا به خودشون چیزی اضافه کنن
من هر روز یه قدم یه قدم به سمت متناسب شدن حرکت میکنم و جسمم به سمتش در حرکته چون باید اول از درون تغییرات ایجاد بشه و در آخر تو جسم خودش و نشون بده
همین که حالم خوبه امیدوارم احساس خوبی دارم هر روز با اشتیاق تمرینات رو دنبال میکنم یعنی در مسیر بودن یعنی متناسب شدن
پس لاغر شدن خیلی آسونه نیاز به کار سخت و خاصی نداره
باید رهاش کرد تا نتیجه بیاد
ممنون از استاد عزیزم
در پناه خداوند شاد و پیروز باشید 🙏