🌟 یک داستان آشنا برای همه ما چاقها!
من و تو… و هر کسی که سالها با اضافهوزن زندگی کرده، به اندازهی همون سالها دنبال یه راه نجات بودیم! 🔍
رژیمهای سخت، ورزش با اشتیاق، دمنوشهای عجیب، حتی روشهایی مثل طب سوزنی یا شوک الکتریکی برای آب کردن چربیها! 😣⚡
گاهی اونقدر از چاقی خسته شدیم که با دل لرزون رفتیم سراغ عمل جراحی… فقط برای اینکه بتونیم یه نفس راحت بکشیم. 😔💔
🌀 اما یه چیز مشترک بین ما هست…
همهی اون تلاشها آخرش رسید به یه دیوار بلند ناامیدی! 😞
اونجا بود که با خودمون زمزمه کردیم:
«یعنی هیچ راهی برای من نیست؟ من همیشه باید چاق بمونم؟»
بعضیامون از شدت ناراحتی افسرده شدیم، منزوی، پرخاشگر… و اشکهامون شد همدم شبهامون 😢🕯️
🍃 و درست همون لحظه…
وقتی دیگه هیچ راهی به ذهنمون نمیرسید، از ته دل گفتیم:
«خدایا… خودت یه راه نشونم بده 🙏»
و انگار همون لحظهی تسلیم، همون لحظهای که دیگه به هیچکس و هیچچیز امید نداشتیم، در واقع آغاز مسیر واقعی ما بود. ✨
🌈 شاید آگاهانه، شاید ناآگاهانه، اما هدایت شدیم!
خودت بهتر میدونی چطوری رسیدی به این سایت…
شاید یه پیام، یه جستجو، یه پیشنهاد… ولی در واقع یه پاسخ الهی به دعای دلت بود. 💖
✍️ حالا نوبت توئه که بنویسی…
داستان هدایتت به سمت «تناسب فکری» رو با ما به اشتراک بذار.
با نوشتنش، هم از ته دل شکرگزاری میکنی، هم ایمان و انگیزهت برای ادامه مسیر چند برابر میشه. 💫
وقتی داستان هدایت خودتو مینویسی و قصهی بقیه رو میخونی، میفهمی چطور خدا از راههای بیشمارش ما رو به سمت نجات میکشونه… 🌱
📣 منتظرم بخونم داستانت رو…
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.00 از 259 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام وقت بخیر دوستان
سمانه هستم ۳۴ ساله و ۱۵ کیلویی باید کم کنم… از وقتی یادم میاد رژیم گرفتم، روش های متفاوتی رو امتحان کردم انواع رژیم ها، قرص های گیاهی بی ضرر، یک نوع قرص شیمیایی که تاثیر روی مرکز اشتها میذاشت ولی از عوارضش تپش قلب بود که من ازش رنج میبردم! خلاصه انقدری به کالری ها و شرایط کم کردن وزن و راه و روشش آشنا هستم که شاید به جرات بگم خیلی راحت بتونم برای افراد دیگه رژیم بنویسم!!! اما توی کار خودم موندم!!! از دوره دبیرستان اصطلاحا بهم میگفتن تو چاق نیستی توپر هستی! دانشگاه تلاشم یکم جدی شد ولی از اونجایی که خانواده خوش خوراکی دارم و نه پر خور،،، تلاشام کافی نبود و خودمم زیاد گیر نمیدادم به خودم … مدام چند کیلو کم میکردم و دوباره برمیگشت… از وقتی وارد کار و محیط کاری شدم درگیر استرس های باورنکردنی کاری شدم ، مدام توی کار غرق میشدم و از طرفی متوجه روز به روز چاق تر شدنم بودم با اینکه فوق العاده غذام کم بود! البته استراحتمم کم بود ساعات خواب کمی داشتم! همزمان هم کار کردم هم دوره گذروندم و هم دانشگاه رفتم…سه تا دکتر رژیم در عرض یکسال و نیم عوض کردم و در نهایت سه تاشون بهم میگفتن برای داشتن استرس وزنت پایین نمیاد باید کارت رو رها کنی! جالب اینجا بود که خودمم میدونستم یه جای کار میلنگه! حتی به عمل هم فکر کردم! ولی من عادت دارم همه چیزو بررسی میکنم و نهایتا از عمل منصرف شدم! همیشه مدام تکرار میکردم که یه همراه و ساپورتر دائمی میخوام کسی که مدام مشاهده کنه منو ! نهیب بزنه! من تماما متوجه رفتارای غلط غذایی ، فکرای اشتباهم! نا امیدی هایی که اقای روشن ازش حرف میزد هستم! همه رو با پوست و گوشت و استخونم لمس کردم! دیگه کم اورده بودم و داشتم توی نت میچرخیدم به امید یه حرف تازه که رسیدم به این سایت! حرفها با منطقم همخوانی داره ! امشب تازه یه ساعتیه اشنا شدم با این سایت و خیلی جلو نرفتم ولی امید به خدا میخوام شروع تازه ای با این نگرش داشته باشم.امیدوارم همه کسایی که از اضافه وزن و چاقی رنج میبرن به سلامتی و لاغری مورد نظرشون برسن.موفق باشید دوستان
نشان های دریافت شده
سلام ودستان خوبم من داستان دل نشین و کمی غمگین شما را خواندم و از اینکه توانستی با این سایت آشنا بشی خوشحالم چون که در این راه واقعا همه به مقصدی داریم میرسیم با کمی تلاش بدون زحمت بدون ورزش فقط باید تمرینها را انجام بدیم من هم از اول ۵۰ یا ۴۵ کیلو بودم هنوز عکس اون موقع های خودم را دارم دیروز بود که خواهرم آمده بود خانه من بهم میگفت مواظب باش تازه کمی روی فرم آمدی زیاد نخور به خودم گفت که من مثلی اون موقع ها میخورم ولی طرز فکر من حالا عوض شده و عکس زمانی لاغری خودم را نشان دادم به خودم گفتم بازم به همین وزن مورد نظرم میرسم فقط باید صبر کنم ولی نزدیک دو ماه میشه من وقت نمیکنم برنامه ها را انجام بدم ولی سعی میکنم که دوباره شروع کنم و از داستانت لذت بردم عزیزم و فهمیدم که چیقدر رنج بردی به خاطر وزن خودت ولی امید وارم که از این روزهای خوش زندگی خودت را ببینی من زیاد خیلی زحمت نکشیدم به خاطر تناسب اندام فقط ۲ یا ۳ روش را انجام دادم که اونم نمیتوانسم برای همیشه انجامش بدم ولی ناراحت بودم که چیرا من چاق شدم و وقتی میرفتم لباس خریدن از خودم بدم میامدو حسرت اندام افراد لاغر را میخوردم و به خودم میگفتم خدایا کی میشه که منم مثلی اینها بشم که خدا را شکر حالا دارم کم کم به وزن مورد علاقه خودم میرسم روز خوش دوستان گلم 🌹🌹
نشان های دریافت شده
سلام به استاد دلسوز و مهربان که با ایده های جدید و زیبا نمیزاره ما از مسیر خارج بشیم و مسیر متناسب شدن را برای ما جذابتر و راحتر میکنه ، خدایا شکرت بابت استاد بینظیر ، چاقی من بعد از زایمان اولم شروع شد و ادامه پیدا کردتا زایمان دوم به اوج خودش رسید که به ۲۵ کیلو اضافه وزن رسید ، دیگه کار من شده بود انواع ورزشهای سخت و گرفتن رژیمهای مختلف و مصرف دمنوش و قرصهای لاغری که هردفعه ۲ کیلو کم میشد وبعدش ۳ تا ۴ کیلو اضافه میکردم ، کل زندگی من حول محور مسائل مربوط به چاقی میگذشت ، انواع دردها را داشتم از فرق سر تا نوک پا که منشا اونا چاقی بود و هر چی دکتر میرفتم میگفت باید لاغر بشی اما تمام تلاشهای من برای لاغر شدن بی نتیجه بود ، از ۵ سال گذشته تصمیم گرفتم هیچ رژیمی نگیرم فقط ورزش میکردم و همیشه آرزو میکردم که ی روشی اختراع بشه که من بدون رژیم و به راحتی لاغر بشم هر کی اینو ازمن میشنید مسخره میکرد میگفت چنین چیزی غیرممکنه تو هم با خیالاتت خوش باش اما من توجهی نمیکردم و به خودم میگفتم بلاخره علم پیشرفت میکنه و ی روشی اختراع میشه ، خیلی علاقه به کارهای ذهنی داشتم تا اینکه دوست عزیزم منو با استاد عباسمنش آشنا کرد بعد از یکسال کار کردن من ویدئو شما را که تو سایت گذاشته بودین دیدم که از تغییرات و پیشرفتاتون صحبت میکردین خیلی خوشم اومد چند بار دیدم وقتی به دوستم گفتم گفت آقای عطارروشن خودشون سایت لاغری با ذهن دارن همون لحظه جرقه ش تو ذهنم زده شد که این همون چیزیه که من دنبالش بودم خلاصه فایلهای رایگان دانلود کردم وچند ماه گوش دادم تا اینکه اسفند ۹۸شرایط خرید میکنم برام فراهم شد و من وارد سرزمین رویایی لاغری شدم و خداوند آرزوی منو برآورده کرد همون چیزی که از خدا خواسته بودم بلاخره یک روش راحت و بدون رژیم اختراع شد و من تونستم تجربه ش کنم این ۶ ماه بهترین ماههای عمرم هستن نتایج خیلی خوبی داشتم لاغر شدم ، سلامتیمو بدست اوردم ، روحیه ام شاد و
العالی شده ، روابطم با همسر وفرزندانم عالی شده و خیلی تغییرات دیگه ، البته وزن نکردم ونمیدونم چند کیلو کم کردم ولی از شرایطم خیلی راضی هستم ، خدایا شکرت بابت این روش عالی ، برای استاد عزیزم آرزوی سلامتی و موفقیت همیشگی دارم
نشان های دریافت شده
سلام خانوم فاطمه سادات عزیز
ممنونم ازت که داستان چگونگی راهیابی ات رو بع این سایت شگفت انگیز و فوق العاده انگیزشی برامون نوشتی
بی نهایت خوشحال شدم
چند روزی است که داستان هدایت شدگان به سایت محبوب استاد روشن رو با علاقه می خونم جریان هدایت خودمو هم چند روز پیش در سایت گذاشتم
خیلی مشتاق بودم ببینم سایر دوستان چگونه سر از این سایت الهی درآوردن
زمانی که وارد سایت شدم دقیق نمی دونستم از کجا شروع کنم کدوم قسمت رو اول شروع کنم از هر قسمتی یه چندیی متن و فایل و ویدیو می دیدم
و شوق من برای خواندن و آگاهی های جدید برافروخته تر می شد
نمی دونم توی کدوم فایل و از کدام قسمت بود که استاد توصیه کردن وویس های تعدادی از شگفتی سازان رو که در سایت هست حتما گوش کنیم
و من با آدرسی که استاد دادن آمدم سر وقت گوش دادن به وویسها
اولیش وویس شما بود خانوم سادات
خیلی احساسی شروع کردید کهمنو جذب کرد تا آخر به صداتون گوش بدم و همراه با اشکهای شما که از سر شوق بود اشک ریختم …آخرای وویستون در حالی که بغض داشتی گفتی ۲۰ کیلو کم کردی و بدنت تغییر سیستم کرد و لاغری رو پذیرفت و شما تونستی به آرزوت که بارداری و مادر شدن بود برسی
آمدم در پی وی استاد در تلگرام خواهش کردم که شماره تلگرام یا واتساپ شمارو به من بده تا بیشتر باهاتون صحبت کنم و شما الگوی من باشید که جوابی نشنیدم ..
ولی صدا و اسم شما در ذهنم موند توی آلبوم شگفتی سازان تصو یرتونو دیدم روی تصویرت زوم کردم و سعی کردم شمارو بخاطر بسپارم و امید به اینکه یه جوری به یه طریقی توضیحات بیشتری از شما بشنوم
که امروز در دیدگاه هدایت شدگان به سایت لاغری با ذهن توضیحاتتو خوندم و به شدت خوشحال شدم
خدارو شکر می کنم دوست عزیزم تبریک به شما گرامی خانوم پرتوان وپرتلاش که الگو شدید برای ما هنرجوهای تناسب اندام
اتفاقا چیزی که از صحبتات در اینجا به دلم نشست همین بحث خوردن و چاق شدن بود که دقیقا نظر منم همینه
وقتی فایلهای اولیه ورود به سرزمین لاغرها رو گوش دادم و نگاه کردم و خوندم به این نتیجه رسیدم که چاقی ما هیچ ربطی به نوع و مقدار غذا نداره
ولی بعدن در صحبتای استاد رفت روی کنترل مقدار غذا با آموزه های ذهنی
دوباره حالم گرفت مث شما با خودم گفتم بازم ربط چاقی با غذا و مقدارش
پس چی شد مگه استاد نگفتن برید در احوال لاغرها کمی تحقیق و فکر کنید می بینید لاغرهای هستن که نهتنها همه چی می خورن بلکه بی حساب و کتاب هممی خورن ولی چاق نشدن
ولی حالا دوباره بحث رفته روی ارتباط چاقی با غذا خوردن نخوردن یا تمرینات کمتر خوردن و چگونه کمتر خوردن ….
به هر صورت من بیشتر به این فکر می کنم که وقتی ما مدل لاغرهای پرخور در اطرافیانون می بینیم یا خبرشو می خونیم پس چه لزومی داره باز بیاییم به غذا گیر بدیم و مسایل مربوط به اون ؟
دوست عزیز ممنون که نظرتو نوشتی و من احساس کردم به یکی از شگفتی سازان نزدیکتر شدم …..و شخصا دلم می خواد روش شمارو در رسیدن به تناسب بردارم
آخر نظرم خودمو معرفی می کنم من خانوم شهربانو ۵۲ ساله با ۲۰ کیلو وزن اضافه که تا سی سالگی با دو فرزندی که در سنین ۱۷ و ۱۹ سالگی به دنیا آوردم و از شیر مادر تغذیه کردن کاملا لاغر و متناسب بودم
سی سالگی الگوی ذهنیم منجر بهشروع روند چاقی من شد
الگویی کهمی گفت اگه خوب بخوری و استراحت کنی و غصه خوری نکنی و بی خیالی پیشه کنی چاق و توپول میشی و پیش شوهرت عزیز میشی و مورد توجه قرار می گیری چون اون دوست من توپول بشم
پیش خانواده و دوست و آشنا هم سربلند میشی چون همه فکر می کنن چه خوب وضع مالی و رفاهت چقدر خوب شده که تو داری چاق میشی
الان می خوام ارتباط غذا وتحرک رو از چاقیم کات کنم چون خلاف نمونه هایی که پیدا کردم و گفتم علت اصلی چاقی خوردن نخوردن وتحرک و کم تحرکی و بی خیالی نیست
سلام من تا ۳۰ سالگی متناسب بودم وزنم ۵۰ کیلو بود بعد از ازدواج به تدریج شروع به چاق شدن کردم بعد از زایمان هم وزنم اضافه شد و شکمم همانطور بزرگ ماند و بعد از اون هرسال چند کیلو به وزنم اضافه شد تا اینکه در ۵۰ سالگی با ۳۰ کیلو اضافه وزن به ۸۰ رسیدم در اینمدت چند بار تصمیم گرفتم رژیم بگیرم یکبار با طب سوزنی ۸ کیلو کم کردم اما بعد از یکسال برگشت چند با دکتر تغذیه رفتم اما ادامه ندادم.چون عاشق شیرینی و دسر بودم نمی تونستم جلو خودم رو بگیرم تا اینکه دو سال پیش به کنسر مبتلا شدم بعد از تمام شدن دوره درمانم دکتر آنکولوژیستم نباید وزنم رو کم کنم اما من در برابر غذا و شیرینی نمی تونستم مقاومت کنم تا اینکه دکترم تاکید کرد اگه خودم رو لاغر نکنم امکان برگشت بیماریم هست بنابراین توی گوگل بدنبال رژیم مناسب می گشتم که فایلهای لاغری با ذهن استاد روشن نظرم رو جلب کرد به سایت تناسب فکری رفتم و دو روزی با فایلها و نوشته های کاربران مشغول بودم که متوجه شدم به شدت اشتهام کم شده بنابراین تصمیم گرفتم از دوره رایگان لاغری با ذهن استفاده کنم به دقت فایلها رو گوش دادم تمرینات رو در دفترم می نوشتم و متوجه شدم چقدر رفتار و عادتهای غذاییم تغییر کرده بیشتر به سالم خوری رو آوردم از سبزیجات بیشتر استفاده میکردم دور شیرینی کلا خط کشیدم تمام پیچهای آشپزی رو که قبلا ساعتها باهاشون وقت میگدروندم حذف کردم تمام فکر و ذکرم شده بود لاغری. منکه قبلا برای پیاده روی هر روز بهانه می آوردم هر روز با علاقه یکساعت پیاده روی میکنم و بعد از دوماه ۷کیلو از وزنم کم شده و این رو مدیون استاد روشن و روش لاغری با ذهن هستم و بسیار ممنون و متشکرم و خدا رو شکر میکنم که با این روش آشنا شدم .الان چند روزی هست که دوباره دوره رو شروع کردم و امیدوارم بتونم به تناسب اندام برسم.
من لیدای 34 ساله هستم
سه بار در طول زندگی ام برای لاغر شدن گام برداشتم اولین بار:در دوران نوجوانی بود که خودسرانه خودم را از خوردن محروم کردم در کنارش باشگاه هم میرفتم دقیقا یادم نیست چند کیلو کم کردم فقط میدون که ریزش موهام از همون موقع شروع شد و حتی افسردگی و جنگیدن باگرسنگی بدنبال داشت
بار دوم:دوباره برای لاغری گام برداشتم البته این بار زیر نظر پزشک تغذیه خوشبختانه تقریبا 40کیلو وزن کم کردم و باشگاه هم میرفتم بماند که چقدر هزینه کردم
همه دوستان و فامیل هنگ کرده بودن و خیلیها منو نمیشناختن ومن روزهای قشنگی رو گذرروندم سبک شده بودم تمام مشکلات چاقی ام به پایان رسیده بود و خیلی شاد بودم اما طولی نکشید که خیلی زود دوباره چاق شدم ودوباره وزنم حتی بیشتر از قبل برگشت
وتمام مشکلات چاقی دوباره ظاهر شد زمان ازدواجم رسید و من با همون اضافه وزن عروس شدم نشد لباس مورد علاقمو بپوشم نشد بیشتر لذت ببرم بستن گن و چاقی خفم کرده بود حسابی تنم خسته شده بود…
بار سوم:دوباره تصمیم گرفتم لاغر شم و از تجربیات بار دوم و از آگاهی هایی که از رژیم دکتر داشتم استفاده کردم و دوباره تقریبا 40 کیلو کم کردم و وقتی متناسب شدم رفتم باشگاه که بدنمو سفت کنم بعد از 6 ماه باشگاه رو رها کردم و رژیم هم همینطور
و میگفتم مگه میشه دوباره چاق شم من دیگه لاغر میمونم
ولی زهی خیال باطل
دوباره خیلی زود چاق شدم😭
و الان 99/6/8دارای اضافه وزن هستم و هر چقدر از مشکلات چاقی بگویم کم گفته ام تموم افراد چاق ریز به ریزشو میدونن منم این مشکلاتو داشتم و دارم و دیگه خسته شدم
و حالا این بار برای بار چهارم اقدام میکنم اما با روش لاغری با ذهن بدون رژیم و ورزش
(البته بخاطر سلامتی و علاقه و روحیه بعد از کرونآ
به باشگاه خواهم رفت)
روشی که یکی از دوستانم شگفتی ساز شد و باعث شد من و خواهرم به این مسیر هدایت شویم از دوست خوبم سپاسگزارم
امیدوارم که با کمک خداوند و استاد مهربانم و تلاش و استمرار خودم ابتدا به تناسب فکری و بعد جسمی دست پیدا کنم و تموم ترسهام،نگرانی هام اضطرابهام و استرس هام و تموم افکار منفیم از بین بره
و به آآآآرامش برسم😊
آرزوی سلامتی روحی و جسمی برای همه ی انسانهارو از خداوند خواستارم.
سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامی من یک زمانی خیلی اوضاعم داغون بود تو هر کاری هم میرفتم اگر برای خودم بود که به دوماه نمیکشید جمع میشد اگرم شاگرد بودم یک ماه میومدم بیرون با کلی قرض و قوله یک روز خواهرم بهم گفت بیا این فایل گوش بده من با دوره های تکنولوژی فکر مخالف بودم ولی لطف خدا اون فایل گوش کردم و شروع کردم دوره زندگی با طعم خدارو و در عرض 9 ماهی که اشنا شدم با این دوره {هی تا خوب شده ول کردم و دوباره برگشتم}حدودا 150 میلیون درامد من بوده با فقط کار با گوشی و واقعا خداروشکر میکنم به خاطر این همه لطفش که شمارو سر راهم گذاشت الانم اومدم دوباره شروع کنم که این بخشو دیدم گفتم بنویسم براتون
نشان های دریافت شده
به نام خدا
من تا ۸سالگی خیلی لاغر بودم طوری که بهم میگفتن تو زشتی فلانی ولی همش بهم میگفتن تو شبیه مامانی و چاق میشی.
از ۹سالگی چاق شدن من شروع شد در ۱۴سالگی شدم ۷۵ کیلوگرم وقتی در مدرسه وزنم کردند بچه ها مسخرم میکردن که تو هم وزن بابای منی اون یکی میگفت هم وزن مامان منی غصه تمام وجود من را گرفته بود.وقتی چاق شدن من شروع شد تمام خانواده مخصوصا مامانم میگفت چاق شدن تو ارثی است وبه من رفته.
و جالب اینکه همیشه بابای من میگفت که گوشت گفته کجای تو زشت است خوشکلش کنم هروقت کسی به من میگفت چاق این حرف رو بهش میزد از این مرحله به بعد مدام مورد تحقیر قرار میگرفتم بهم اسم های بعدی میدادن تپل،خپل چاقالو توپولی کپل بچه فیل خواهرگروهبان گارسیا وهزاران اسم دیگه و مدام سرسفره بهم گیر میدادن جالب همین آدم ها وقتی بچه بودم مدام من را تشویق میکردن به خوردن بیشتر برای قوی تر شدن برا زود بزرگتر شدن .
خلاصه وقتی شدم ۱۸سالم ۱۱۱کیلو شدم دانشگاه قبول شدم و تمام غصه ی دنیا رو دلم بود با این هیکل.رفتم دانشگاه و۱۰کیلو کم شدم باز رژیم گرفتم ۱۱کیلو کم کردم تا رژیم ول کردم برگشت باز رژیم وباز برگشت ازدواج کردم شوهرم مدام میگفت لاغر شو و من هی چاقتر شدم رژیم میگرفتم چند سایز کم میکردم باز برمی گشت حامله شدم ودو تا بچه به دنیا اوردم ۹ماه حاملگی فقط فکرم تمام شدن دوران حاملگی و شروع رژیم و ورزش بود هی چند سایز کم میکردم با مشقت و بدبختی و در طی مدت کوتاهی بدون اینکه بفهمم برمیگشت قرص های لاغری معده ام را داغون کرده بودند وای وای چه روزهای وحشتناکی.زانوم و کمرم ومچ پام به خاطر ورزش های شدید آسیب دیده بودند.حتی رباط پام کشیده شده وگچ گرفتم و ۴۰روز گچ بود ومنی که در طی یکسال ورزش سنگین ورژیم از وزن ۱۱۰به ۸۷ رسیده بودم در طی ۴۰ رسیدم به بالای ۱۰۰.
خسته شده بودم کلافه از رژیم وزن کردن غذاها حساب کردن کالری ها،خسته از قهوه ی تلخ قبل از باشگاه از آب کرفس از غذاهای آب پز و بخار پز
درمانده بودم 😢😔😔😔😔😔
میخوردم و خودم از دستی بالا میاوردم یعنی در وحشتناک ترین حال روحی روانی
تا اینکه برادر شوهرم فایل های رایگان استاد برام فرستاد سریع دوره رو خریدم یه احساسی بهم گفت میشه.بهمن ۹۷ دوره رو خریدم شروع کردم و الان بار چارمه که دارم دوره میکنم و بار دوم پاکسازی
قلبم آروم شده انرژی بی حدی دارم حال روحی روانی عالی دارم خیلی حال دلم خوب است امید به زندگی گرفتم و باور دارم من بعد از متناسب شدن ذهنم ،جسمم هم متناسب میشود. من الان شک ندارم لیاقت بهترین نعمت ها دارم چون من اشرف مخلوقات خدا هستم
موهام خیلی پرپشت شده وخوش حالت وبدون اینکه متوجه باشم سیگار رو کامل کنار گذاشتم
تغییرات غذایی خیلی خوبی داشتم الان به راحتی پالس سیری رو دریافت میکنم و خیلی باعث خوشالی منه.خود به خود غذاهای خیلی چرب وشیرین از زندگیم حذف شده است. معده دردم کامل برطرف شده است دیگه زانو درد و مچ درد نیستم
عجیب نسبت به زندگیم امید و انگیزه گرفتم روابطم با همسرم خیلی عالی شده است دیگه به هیچ عنوان از خرید موادغذایی و خوردن مواد غذایی ترسی ندارم خیلی حال دلم خوبه
الان دیگه یزره هم از مواد غذایی نمی ترسم. و شک ندارم دلیل چاقی من الگوهای ذهن ناخودآگاه است که از بدو تولد در من شکل گرفته چرا که من دو برادر کاملا متناسب دارم اگه ارثی بود چرا اون ها چاق نیستن؟چون اونا چاق شدن را یاد نگرفتن .
ومن خیلی خوشحالم که در این مسیر زیبا قرار گرفتم و آنقدر استمرار به خرج میدم تا به هدفم برسم یا بمیرم.
من الان شک ندارم با قدرت ذهن خودم به زیباترین اندام میرسم واین مسیر تا زمانی که زنده هستم جزو زندگی من میشود چون من با این مسیر حالم خوب است دنیام قشنگ شده
من با ذهنی آشفته وارد دوره شدم و الان بعد از یک سال نیم تازه دارم فایل ها را درک میکنم عشق میکنم باهاشون و زندگیم روز به روز زیباتر میشود
خدایا از تو متشکرم که استاد عزیزتر از جان رو وارد زندگیم کردی 🥀
استاد عزیزم شما ناجی زندگی من هستید بهترین زندگی را برایتان خواستارم 🌻🥀
چقدر خوبه که شما طی این یک سال و نیم، به تکرار ادامه دادید تا به درک واقعی از مطالب برسید. تغییراتی که تا همینجا رخ داده هم بسیار شگفت انگیزند، به خصوص ترک سیگار که خود به خود اتفاق داده.
نشان های دریافت شده
داستان هدایت من
به نام خدای هدایت کننده
من الهام هستم .من دی ماه سال 96 به طور اتفاقی با قانون جذب آشنا شدم. دختر دایی همسرم منو وارد گروهی کرده بودبه نام میزگرد آگاهی اولین بار که اد شدم از گروه چیزی سر در نیاوردم ولفت دادم نمیدونم چطور دوباره وارد گروه شدم و گوش دادن به فایلهای استاد گروه را شروع کردم بعد ها فهمیدم استاد گروه از شاگردان استاد عباسمنش هست.من سالها بود دنبال این مطالب واگاهی ها بودم. خیلی حالم عالی شد من قبل ورودم به گروه حالم خیلی بد بود وافسرده بودم .من تا عید اتفافات شگفت انگیزی را دیدم اصلا باورم نمیشد شور وشوق عجیبی داشتم خیلی حالم عالی بود. بعد چند ماه آن گروه منحل شد واستاد گروه به شکل ناگهانی از مسیر خارج شد .من هم از گروه لفت دادم وفایلهای رایگان عباسمنش را گوش میدادم. بعدها ازدوستم شنیدم که آن گروه که ما بودیم.
یک نفر مدیر گروه شده که کلا مخالف قانون جذب حرف میزنه ومیگه که قانون جذبی ها خدارا انکار میکنند وبه خدا اعتقاد ندارند وبه نظرم استاد گروهمان به خاطر اینکه ستادعباسمنش در مورد
انرژی بودن خدا حرف زده بود کلا قانون جذب را کنار گذاشته بود وکلا سایتش را هم منحل کرد.
من سال 87که دوره کارشناسی ارشد قبول شدم یک استاد عرفان داشتیم که من به او خیلی اعتقاد داشتم آن استاد من ودوستم را با عرفان حلقه واستاد طاهری آشنا کرد.ومن ودوستم دوترم کلاسهای فرادرمانی را شرکت کردیم .دوستم معده درد شدیدی داشت قبل آشنایی ولی بعد یکبار ارتباط فرادرمانی حالش خوب شده بود من هم چون به استادم ارادت خاصی داشتم حرفهایش را قبول کردم .ارتباط چیزی مثل مراقبه بود باید ساعت مشخصی را به حالت دراز کش به مدت بیست دقیقه در سکوت وچشمان بسته به حالت مراقبه میرفتیم. یک شب استاد به من تایم ارتباط دادند ومن به مراقبه نشستم وحالم به شدت خراب شد ومن به طرز باور نکردنی برون ریزی داشتم وبر رفتار های خودم کنترلی نداشتم.وهمه خانه را مثل دیوانه ها به هم می ریختم وکلا لهجه ی حرف زدنم تغییر کردمن که ترک زبانم به زبان فارسی حرف میزدم. دو هفته دانشگاه نرفتم گاه وبیگاه گریه میکردم خاطرات تلخ گذشته رو آمده بود خاطرات مرگ خواهرم در 15سالگی و.. استادم از وضعیت به وجود آمده خیلی شوک شده بود فکر نمی کرد با یک ارتباط من اینطور به هم بریزم وبرون ریزی داشته باشم.
مطالب عالی از خدا ووحدت وجود وهستی در دوره ها بود در مورد اینکه ما جزئی از کل هستیم وهمه انسان ها خدا هستند وبایی همدیگر را دوست داشته باشیم ودر مورد شعور کیهانی که در جهان حاکم هست و اینکه اطلاعات جهان هستی در تک تک سلول های انسان هست خیلی مطالب جالب وشکفت انگیزی داشت که من برای اولین بار می شنیدم در مورد کالبد های ذهنی انسان سخن میگفت روحهای سرگردان وکمال نیافته که در این دنیا میمانند ودر کالبد ذهن انسانها زندگی میکنند روحهایی که به خاطر وابستگی نتوانستند به سوی کانال نور حرکت کنند و وارددنیای خودشان شوند.
اون روز استاد عرشیان فر در لایو با استاد عباسمنش در مورد هیپنوتیزم یه مرد شصت وسه ساله گفتن که باهاش حرف میزده وبه نظرم همون کالبد ذهنی که استاد طاهری میگفتن ارتباط گرفته بودن واستاد عرشیان با فرادرمانی هم آشناست ولی عباسمنش مخالف هستند و تناسخ را استادطاهری هم رد کردن .
وکالبدهای ذهنی انسان ها که بعد مرگ در ذهن افراد منفی وفرکانس پایین وارد میشن را خیلی ها فکر میکنند تناسخ هست. البته من سالهاست رها کردم فرادرمانی را واصلا مطالعه نکردم .نمیدونم چرا حسم گفت اینارم بنویسم.
من یکسالی فایلهای استاد را گوش دادم وخیلی اعتماد به نفس پیدا کردم ویک کسب وکار خانگی راه اندازی کردم ولی چاقی واضافه وزنم باعث می شد احساسم خراب بشه خیلی دلم میخواست که مطلب ودوره ای در مورد لاغری با ذهن را پیدا میکردم ولی استاد عباسمنش ودیگران در مورد ثروت روابط اعتماد به نفس معنویت دوره داشتند ولی در مورد تناسب اندام نه تا اینکه من در یک گروه شکر گزاری که بودم دقیق یادم نیست نوشتم خدایا شکرت که لاغر شدم .چند لحظه بعد یک خانمی لینک کانال وگروه لاغری با ذهن رو برام فرستاد ومن وارد گروه شدم وخیلی خوشحال شدم از این که راه تناسب اندام ذهنی را هم پیدا کردم. ازون خاتم تشکر کردم وازش سوالاتی پرسیدم که شما دوره رو خریدی گفت اره خریدم ولی دوره رایگان هم داره ودوستم تو رایگان شرکت کرده وازمنم بهتر نتیجه گرفته 25کیلو کم کرده. منم همزمان با کار کردن روی باور ثروت دوره رایگان را شروع کردم واقعا عالی بود خیلی خوشحال بودم از اول شروع جلسات تا اخرش یادداشت برداری میگردم وبارها گوش میدادم حالم بهتر شده بود اشتهامم کم شده بود وزود سیر میشدم تا آخر گوش دادم ولی چون پول شرکت در دوره را نداشتم تمرکزم را گذاشتم روی ثروت وبالاخره امسال به لطف پروردگار تونستم دوره ورود به سرزمین لاغرها رو خریداری کنم وخیلی خوشحال هستم که درین دوره حضوردارم.
با سلام براستادگرامی وهمراهان عزیز
من تا سن 27 سالگی اندام متناسبی داشتم و اضافه وزنی که آزار دهنده باشد اصلا نداشتم. پس از به دنیا آوردن فرزندانم به تدریج اضافه وزن تقریبی 10 الی 15 کیلوگرم را تجربه کردم. در سالهای مختلف و به فراخور موقعیت از رژیم های لاغری مختلفی استفاده نمودم که اکثر مواقع کاهش وزن 7 الی 8 کیلوگرمی را به دنبال داشت.متاسفانه پس از ترک رژیم و تکرار عادت های غذایی گذشته به تدریج وزن کاهش یافته بر می گشت.در سال 98 در اینترنت به دنبال روش های مختلف لاغری بودم از آنجائیکه من دردوره هایی شرکت داشتم که مرتبط با موضوعات کنترل ذهن بود ناخواسته به ذهنم خطور کرد که آیا از طریق کنترل ذهن می شود لاغر شد؟ بلافاصله در یوتیوب جستجو کردم و به خواست خداوند فایلهای آقای روشن را مشاهده کردم. بلافاصله فایلهای رایگان را گوش دادم و در تیرماه 98 اقدام به خرید میکنم کردم.خدارا شاکرم که مرا به این مسیر هدایت کرد و از آقای عطار روشن نیز سپاسگزارم که بی وقفه و با صداقت کامل درجهت تکمیل دوره های مختلف و دادن روحیه به هنرجوها تلاش می کنند. گاهی وقتها که پیگیری و تلاش بی شائبه ایشان را می بینم از خودم خجالت می کشم که چگونه می توانم پاسخگوی این همه زحمت و اراده باشم.بلافاصله مصمم می شوم که اگر حتی یکنفر دیگر هم از این روش نتیجه دلخواه را بگیرد شاید پاسخ مناسبی برای تشکر و قدردانی از زحمات ایشان باشد.لذا، من هم تصمیم گرفته ام حال که با لطفا خدا به این مسیر زیبا هدایت شده ام تا گرفتن نتیجه ادامه داده و پس از آن نیز همچنان در جهت حفظ الگوهای جدید متناسب شدن باشم.
شایسته است که از آقای عطار روشن تشکر نموده و برای ایشان طلب خیر و برکت داشته باشم.