🌟 یک داستان آشنا برای همه ما چاقها!
من و تو… و هر کسی که سالها با اضافهوزن زندگی کرده، به اندازهی همون سالها دنبال یه راه نجات بودیم! 🔍
رژیمهای سخت، ورزش با اشتیاق، دمنوشهای عجیب، حتی روشهایی مثل طب سوزنی یا شوک الکتریکی برای آب کردن چربیها! 😣⚡
گاهی اونقدر از چاقی خسته شدیم که با دل لرزون رفتیم سراغ عمل جراحی… فقط برای اینکه بتونیم یه نفس راحت بکشیم. 😔💔
🌀 اما یه چیز مشترک بین ما هست…
همهی اون تلاشها آخرش رسید به یه دیوار بلند ناامیدی! 😞
اونجا بود که با خودمون زمزمه کردیم:
«یعنی هیچ راهی برای من نیست؟ من همیشه باید چاق بمونم؟»
بعضیامون از شدت ناراحتی افسرده شدیم، منزوی، پرخاشگر… و اشکهامون شد همدم شبهامون 😢🕯️
🍃 و درست همون لحظه…
وقتی دیگه هیچ راهی به ذهنمون نمیرسید، از ته دل گفتیم:
«خدایا… خودت یه راه نشونم بده 🙏»
و انگار همون لحظهی تسلیم، همون لحظهای که دیگه به هیچکس و هیچچیز امید نداشتیم، در واقع آغاز مسیر واقعی ما بود. ✨
🌈 شاید آگاهانه، شاید ناآگاهانه، اما هدایت شدیم!
خودت بهتر میدونی چطوری رسیدی به این سایت…
شاید یه پیام، یه جستجو، یه پیشنهاد… ولی در واقع یه پاسخ الهی به دعای دلت بود. 💖
✍️ حالا نوبت توئه که بنویسی…
داستان هدایتت به سمت «تناسب فکری» رو با ما به اشتراک بذار.
با نوشتنش، هم از ته دل شکرگزاری میکنی، هم ایمان و انگیزهت برای ادامه مسیر چند برابر میشه. 💫
وقتی داستان هدایت خودتو مینویسی و قصهی بقیه رو میخونی، میفهمی چطور خدا از راههای بیشمارش ما رو به سمت نجات میکشونه… 🌱
📣 منتظرم بخونم داستانت رو…
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.01 از 249 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام وعرض ادب👌🏻🌺
من تا ۲۲ سالگی یعنی سنی که ازدواج کردم متناسب بودم ولی همان موقع هم برای پوشیدن لباس عروسی ام که خیلی دوستش داشتم واونو تهیه کردم که براحتی زیپش بسته نمیشد جون من سایزم ۳۸ یعنی یک سایز از اون لباس بزرگتر بود ولی من تصمیم گرفتم دراین مدت زمان باقی مانده تا روز عروسیم یعنی یک ماه اینده سایزمو کم کنم ، پس صرفا با رقصیدن رروزی نیم ساعت براحتی تونستم لباسم را بپوشم وکاملا توی تنم راحت بود ومن خوشحال شدم.👌🏻👌🏻❤️
ولی درست ۶ماه بعد از ازدواجم وقتی به مهماتی دورهمی دوستانم رفتیم واونجا طبق رسم معمولمان، همگی خودمونمو با ترازو کشیدیم من۶۴ کیلو شده بودم ودوستانم گفتند وای مریم خیلی چاق شدی والبته ، بعد از آن همه تایید کردیم که این طبیعیه که بعد از ازدواج چند کیلویی اضافه کنم، ولی من حس خوبی هم از این موضوع نداشتم واسترس چاقی از همانموقع منو فرا گرفت وپس از آن وحاملگی وچاقی دوران حاملگی وزایمان وشکم آوردنو وباز تلاشم از طریق رعایت رژیم غذایی وشبها شام نخوردن و متناسب شدن و ولی باز دوباره بارداری دوم وچاقی پس از آن واسترس عمیق تر نسبت به چاق ماندن ومحکوم به بزرگی شکم به خاطر باور غلط زایمانهای مکرر چاقی ماندگار پس از آن واسترس ومراجعه به مراکز تغذیه درمانی وماهی ۴ کیلو کم کردن ورخستگی ورها کردن بازگشت به وزن قبلی وبیشتر شدنم و..😌😌
باز هم دارودرمانی وشرکت در کلاسهای ورزشی متعدد ، ایروبیک وپیلاتش وبدنیازی وپاور لیفتینک و… با هر بار رها کردن انها بدو دلیل :
اولا: باور اینکه ول کردن ورزش باعث برگشت به وزن سابق وبیشتر از آن میشه
ثانیا: باور ومانع بزرگ ذهنی که کاملا جا افتاده بود در ذهنم ، مبنی بر اینکه :
لاغر شدن سخت ترین کاره ومحاله.
که من در عین فعال بودنم ودر رژیم بودن وپیاده روی های مکرر وتلاش های خستگی نا پذیرم تا الان به خاطر احساس بدم ونا آرامی ام سرزنش کردن خودم واحساس گناه کردنم، یابه وزن دلخواهم نرسیدم واگر هم رسیدم موقت بوده ، چرا که من بدون موافقت ذهنم ، داشتم جسمم را شکنجه روانی میدادم ، واین ناهمسویی ذهن باحرکت جسمم عامل شکستم بود 😳😳🥺.
تا این که در اوج نا امیدی ولی همیشه در خلوتم وسجده هایم عاجزانه از خدایم طلب هدایت می نمودم، روزی برای مطلبی در یوتیوب سرچ میکردم که به طور اتفاقی با سخنان گهر بار استاد عطار روشن مبنی بر این که تنها راه لاغرشدن ، لاغری با ذهن است ویادمه استاد عزیز جایی گفتند، که:
شما از ابتدا در راه بودید یعنی حتما زمانی از زندگیتان وزن دلخواهتان را داشتید ولی کم کم با قرار گرفتن در جاده فرعی از بزرگراه اصلی دور ودورتر شدید بدون این که بفهمید وچاق شدید وبایستی جهت لاغر شدن از همان راه یعنی بدون این که بفهمید وخیلی راحت بر گردید ووارد جاده اصلی (تناسب فکری ولاغری با ذهن) شوید ولاغر شوید ولاغر بمانید بدون ورزش ، بدون رژیم ودارو ، چرا که شما برای چاق شدن دارو یا رژیمی رو رعایت نکردید ،
وای خدای من عجب جملات سحر آمیزی ومنطبق با دل ، یعنی از دل می آمد وبه دل مینشست ،
چشمانم غرق در اشک شوق ومعجزه الهی وخواست خدا حهت بر آورده شدن خواسته اصلی زندگیم( متناسب شدنم) شد ، خواسته ایی که با نداشتنش حس زندگی ، بودن ،اعتماد به نفس ومطرح شدنم در مجامع ومجالس وجمع دوستان وخانوادگی را تضعیف کرده بود. ازخوشحالی سر از پا نمی شناختم فورا وارد سایت تناسب فکری شدم دوره اول ورود به سرزمین لاغرها را، ولی این بار با ایمان وحس عالی متناسب شدن قطعی ام خریداری نمودم( ابان ماه ۹۸) وتا الان که در دوره تکرار هستم ، فقط یک چیز را عرض میکنم واون این که :
احساسم عالیه👌🏻
سازم کوکه وشادیم تکمیله😃😆
نفسم آزاده👏
رها وسبکم عین پروانه ایی که از پیله اش آزاد شده💃💃🦋🦋
دنیا را سرشار از عشق میبینم،💐💐
عاشق وشاکر تمام نعمات خداوندم:ریبایی طلوع وغروب خورشید را حس میکنم ، شبها آرام به امید وشادی آغاز روزی دیگر از هستی ام هستم،
همسر وفرندانم را عاشقانه شاکرم ودوست دارم👨👧👦🌞🌸🌼
عاشقانه به درختان کوهها وجنگل وجویبار ودریا وطبیعت وآسمان وبارشش ،وزمین ونعماتش وانسانها وپرندگان وحیوانات و… مینگرم.⛈🌈❄️☃️🌲🌲🦜🐁🦨🦩
عاشقانه بدون حس اجبار وترسی میستایمش( خدا) وبااو ( فرشته درونم ) پیوندی دوباره جهت بهره مندی از الهامتش وبرخورداری ازتمام انچه لایقش هستم، بستم.🙏🏻🙏🏻👏👏💃💃
وخلاصه اینکه تمام زندگی ولحظاتم پر شده از :
عشق
عشق
عشق
سلام من تا ببه سن۲۱سالگی رسیدم هرراهی و هرکاری بود انجام دادم برای لاغری ولی تاثیری نداشت،تااینکه یکی از دوستام که درجریان لاغری وچاقی های من بود گفت دخترعمه ش از راه ذهن لاغرشده هم خودش و هم همسرش،بعد من گفتم مگه میشه؟گفت اره به خدا لاغرشده و منم میخوام شروع کنم،گفتم من که میخوام برم عمل کنم چون چندماه بعدش عروسیم بود و عجله داشتم برای لاغری،بعد که عروسیم کنسل شد به خاطر فوت عزیزان براثرکرونا،به دوستم گفتم سایت رو بده منم برم یه نگاه بکنم ببینم چه جوریه.بعد که واردسایت شماشدم و اولین فایلوگوش کردم وتواینستا حرفاتون رو گوش کردم،یه امیدی گرفتم ولی بعد که متوجه شدم این کارزمان بره باز پشیمون شدم چون من تمام تلاشم این بود برای عروسیم زیباترین هیکلوبسازم،گفتم پس ولش کن من عملمو میکنم وبعد میام بااین سایت پیش میرم که دیگه برگشت نداشته باشم.بعد ازاین موضوع که باخودم درگیری داشتم ۱ماه گذشت،من باز عروسیم به خاطرکرونا عقب افتاد،بعد پیش خودم گفتم هم فاله وهم تماشا بذار شروع کنم تااینکه۲۰ مرداد واقعا شروع کردم به گوش کردن ونوشتن و انجام تمرینات،تافایل ۵خوب پیش اومدم و مدام گوش کردم حتی چندین بارو تمرینات رو مینوشتم وانجام میدادم ولی سر فایل۶باز یکم سست شدم و گفتم خب من تا کی قراره لاغر بشم ومن نزدیکم به عروسی،خلاصه با مغزم کش مکش دارم واسترس دارم که تا عروسی میتونم لاغر کنم یانه.(من اطمینان دارم باشما استاد عزیز من لاغر میشم،شک ندارم)ولی این شرایط عروسیم و وجود اضافه وزن۴۰کیلویی،منو خیلی اذیت میکنه و پیش خودم میگم کاش یکسال پیش اشنا میشدم که یکسال فرصت داشتم.
بازخیلی خداروشکر میکنم باشما آشنا شدم چون حتما به رویای لاغری میرسم….(کاش موضوع عروسی ولباس عروس و…نبود)وانقدراسترس نداشتم….ازهمه درخواست دارم واقعابرام دعاکنن…خیلی احساس درموندگی دارم….
نشان های دریافت شده
دوست عزيز , اميدوارم به لطف خداى مهربان , همه چى , بخوبى پيش بره🥰
نشان های دریافت شده
سلام به دوستان همراهم و استاد ارجمند وبینظیرمون
هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر
آرامتر از آهو بی باکتر از شیرم
هر لحظه که میکوشم در کار کنم تدبیر
رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر
و من اوایل آذر ماه ۱۳۹۸ از خستگی زیاد تسلیم تسلیم شدم
بدنیا اومدم تپل بودم،بعد از ۲تا خواهر لاغر بدنیا اومده بودم و خانواده خوشحال از فربه بودن من،تا زمانیکه کوچیک بودم سوگلی بودم و بزرگتر که شدم از سرزنش هاییکه میشدم متوجه شدم چاق شدم،از خانواده شنیده بودم،باور کرده بودم و پذیرفته بودم که من ارثی چاقم وبا دلایل بیشماری بمن ثابت کردن که این تقدیر منه و من محکوم هستم به بدهیکلی وزشت بودن
بی اعتماد بنفس بودم،خجالتی بودم،از خودم بشدت متنفر بودم ،تو آینه خودمو نگاه نمیکردم،احساس لیاقت وارزشمندی نداشتم،تایید طلب شده بودم،هر کاری میکردم که دیگرانو راضی نگه دارم واز درون وبیرون متلاشی بودم،موقع ازدواج هم مطمئن بودم کیس مناسبی تن به ازدواج با من نمیده،در سن ۱۷سالگی ۷۵کیلو شده بودم ،هیچ لباسی تو تنم قشنگ نبود وشکل پسرها تیپ میزدم ،از ۱۸ سالگی رفتم تو رژیم های سنگین ،باشگاه رفتم وبشدت ورزش میکردم،تمام تنمو پلاستیک میبستم و تردمیل میرفتم که بدنم بیشتر عرق کنه،بعد از زایمان به ۹۵کیلو رسیدم،ترسیدم ،دوباره باشگاه و نخوری های وحشتناک،تمام عمرمو در رژیم و ورزش های طاقت فرسا بودم و با زایمان دومم بازم همه چیز بهم ریخت،دم نوش،گیاهان دارویی لاغری،ای اف تی،تردمیل،ورزش های طولانی،رژیم های سنگین،قرص های لاغری،هیپنوتراپی،ان ال پی و راه های بیشماریو رفتم و مجدد برگشت وزن داشتم،،تقریبا ۷سال پیش که بشدت داشتم تمرینات دوره مربی گری ورزش موردعلاقه مو میگذروندم ،آسیب در کمر و زانو دیدم و دکتر ۹ماه استراحت مطلق داد ،بیچاره شده بودم تو خونه ،همش استراحت،احساس بیهودگی میکردم،اضافه وزنه بازم شروع شد ،من باور داشتم اگر ورزش و رژیم نداشته باشم چاق میشم ومیشدم ،دیگه از همه چیز خسته بودم،مدام به خدا شکایت میکردم از وضعیتم
۲سال ونیم پیش از طریق شخصی با استاد عباسمنش آشنا شدم و ورق زندگیم آروم آروم تو هر جنبه ایش تغییر کرد،دیگه هر حس وحالی داشتم از قسمت عقل کل سایت استادعباسمنش میپرسیدم،،با اموزش هاییکه میگرفتم متوجه شده بودم با کنترل ذهنم میتونم به هر چی میخوام برسم پس یه سئوال خوب از خودم پرسیدم ،اگر برای هر کاری میشود پس برای لاغری هم میشود ،دیگه مطمئن شده بودم مسئله من خوردن نیست چونکه من همش تو رژیم بودم،،،، دوره های ذهنی زیادیو گذرونده بودم ،پس متوجه شدم ایراد کار من یه چیزی توی مغزمه و از خودم میپرسیدم من چطور میتونم راحت وآسون لاغر بشم؟؟ و جواب ها رسید
آبان ماه ۱۳۹۸ ،رفتم پالتو بخرم ،سایز ۴۶ اندازم نشد،داشتم دیونه میشدم ،گریه کنان از فروشگاه اومدم بیرون و به یکی از دوستانم که چند روز پیشش بهم گفته بود فریده چقد چاق شدی،میخوایی تلفن متخصص تغذیه مو بهت بدم ،پیام داد
،دوستم ادرس اینستای اون شخصو بهم داد و منم خیلی سریع وارد رژیم های وحشتناک ایشون شدم ،میخواستم خودمو تنبیه کنم ،۲۰ روز از رژیمم گذشت و حال جسمی من بد شد ،بی جون وحال شده بودم
رفتم توی قسمت عقل کل و پرسیدم آیا میشود با ذهن لاغر شد ؟ جواب های بیشماری از دوستان اونجا درج شده بود و توی چندتا پیامها در مورد سایت استادعطار روشن نوشته بودن،ذهنم دینگ کرد ،صدایی بمن گفت همینه،درسته
انگار گمشده م پیدا شده بود،سریع وارد سایت شدم و بیشتر فایلهای سایتو گوش دادم ،لذت میبردم،خرید تمام دوره های این سایت مصادف شد با تولد من ۱۱ آذر ،،انتخاب کردم کادوی تولدم بجای طلا ،دوره ها باشه،،وارد دوره ها شدم،ولع یادگیری داشتم،آگاهی ها بر جانم مینشست،من تغییر کردم،اول درونی وبعد جسمی ،به خودم قول دادم شگفتی ساز این سایت میشم وخدارو شکر فیلم و عکسم توی سایت هست
اعتماد بنفس وعزت نفسم بهتر شده ،از خوردن ترس ندارم ،آرامم،آزادم شاد تر هستم
من هدایت شده هستم ،من خواستم وخدای مهربانم راه رو برای من آشکار کرد
استاد عطارروشن مثل یک همراه و مراقب بینظیر قدم به قدم در کنار هنرجوهاش هست و خالصانه و با مهربانی هر آنچه به خودشون کمک کرده که نتیجه بگیرن رو در اختیار ما گذاشته
استاد شهد شیرین این همه نوازش که از طرف جهان هستی به شما میشه گوارای وجودتون که حتما شما خودتونو لایق این شرایط دیدید که جهان هم به شما پاسخ داد
جهان هستی اجرا کننده انتخاب های ماست مراقب انتخاب های خود باشیم
نوشتۀ بسیار دلنشین و لذت بخشی بود. شما و سرگذشتتون الهام بخش من و دوستان دیگه هستید. خیلی از جملاتی که نوشته بودید احساساتی که خودم هم بهش دچار بودم رو برام تداعی کرد. امیدوارم اتفاقات خوب بیشتری براتون رخ بده و باز هم سهیم بشید تجربه هاتون رو با ما.
نشان های دریافت شده
سلام استاد گرامی من در شرایط خیلی بد روحی بودم دیگه از همه چیز خسته بودم روحم خسته بود یک روز به فکرم رسید برم سراغ یوگا تا آرامش بگیرم به طور اتفاقی با سایت شما آشنا شدم خدا رو شکر میکنم که با آموزشهای رایگان شما به آرامش رسیدم و در عرض سه هفته سه کیلو وزن کم کردم حرص و ولع خوردن رو از دست دادم جسمم با ذهنم هماهنگ شده ،خدا رو شکر
سلام ممنون از مطالب خوبتون از چه قسمتی مطالب را دانلود کنم من تازه عضو شدم
سلام دوست عزیز
https://tanasobefekri.com/free_laghari_zehni/
نشان های دریافت شده
🌹بنام خدای مهربان 🌹
🌹سلام و خدا قوت ویژه خدمت استاد و تمامی دوستان شاد و متناسبی که این پیام رو میخونن و به این سایت فوق العاده عالی و لذت بخش هدایت میشوند 🌹
من به شدت درگیر رژیمهای متفاوت و عذاب آور و بی فایده بودم و مدام در حال شکنجه دادن جسم خودم بودم و مدام از هر رژیمی که نتیجه نمیگرفتم هر کی هر راهی برای لاغری بهم پیشنهاد میداد رو اجرا میکردم 😅و روز به روز افسرده تر و چاق تر میشدم جوری که کافی بود یکی بگه بالای چشمام ابرو هست اشک چنان از چشمام سرازیر میشد که حد نداشت نمیتونم ورد زبونم بود به حدی منفی بودم و به حدی نا امید بودم که همه بهم معترض بودن 😂
خواهرم مدام میگفت یعنی اینهمه علم پیشرفت کرده و هیچکس یه راه آسون برای لاغری بلد نیس😔 که به ما یاد بده و مدام آه و ناله هممون زیاد بود و همیشه آرزو داشتیم و دعا میکردیم تا راه واقعی و نجات واقعی از چاقی برامون پیدا بشه و همش بی فایده بود با قانون جذب آشنایی داشتیم و چندتا از اساتید فوق العاده هم آشنایی داشتیم ولی اونام زیاد موثر نبودن برای لاغری و اصلا بلد نبودیم و روش هیپنوتراپی رو هم انجام داده بودم و مقالات اون آقا رو هم میخوندم و ان ال پی و اینا هم انجام میدادیم ولی نتیجه نمیگرفتیم 😊
فقط تنها چیزی که یکم به من کمک کرد و حالم بهتر شد چالش گروهی بود که با دوستانم قرار گذاشتیم هر شب کتاب شفای زندگی لوییز هی رو گوش بدیم و ذهنم خیلی خیلی آرام تر شد و حالم خیلی بهتر شد وزنمم بدون اینکه درگیرش باشم کم شد 😊
ولی باز شروع کرده بودم به رژیم جدید و ختم چهله زیارت عاشورا با صد سلام و نفرین 😍😍😍
تا اینکه روز آخر چهله ام و نذرم خواهرم خیلی اتفاقی دنبال مطالب ذهنی میگشت و واقعا نا آگاهانه لاغری با ذهن رو در گوگل سرچ کرد 😍و بعد با شادی فوق العاده ای در سال ۹۶ لینک تالار را به ما داد و سهیلا جون فوق العاده پیامهای عالی میفرستادن و کلی افراد موفق تو تالار بودن که به شدت عالی و زیبا مینوشتن و اونموقع من به صورت روح در تلگرام فعال بودم که کسی مزاحمم نشه و ساعتها غرق در خوندن پیامهای فوق العاده استاد و دوستان میشدم و واقعا انگار در تالار پذیرایی و مهمونی فوق العاده بودم که مدیران تالار بی نهایت عالی و مهمون نواز بودن 😍😍😍از این جشن با شکوه به شدت لذت میبردم و هنوزم در تالار عضوم و پیامهاشون رو دارم و گاهی دلتنگ میشم میخونم و خیلی از شبا رونمایی از یک شگفتی ساز داشتیم که فوق العاده شیرین بود این جشنها 🌹🌹🌹
تمامی ویسهای فوق العاده استاد رو مو به مو با تکرار گوش میدادم و تمرینات رایگان رو گوش میدادم و انجام میدادم و به حدی حالم فوق العاده شده بود که سر از پا نمیشناختم تا دوره آموزشی استاد رو بخرم و قبلش هم بیکار نبودم و کلیه تمرینات عالی رو انجام میدادم با لذت تا اینکه لطف خدا شامل حالم شد و دوره رو خریدم بهمن ماه ۹۶ انقدر شبی که در دوره ثبت نام کردم تا صبح جیغ زدم و خوشحالی کردم که حد نداشت و بی صبرانه دلم میخاست هر چه سریعتر شروع کنم دوره رو و هر روز که میگذشت شادی بیشتری سراسر وجود منو میگرفت و گوش دادن فایلهای استاد با لهجه بسیار شیرین و فوق االعاده دوست داشتنی شون برای من به شدت لذت بخش و عالی بود و هر روز واقعا روح جدیدی به جسم نا امید من تزریق میشد و همه از اینهمه تغییرات سراسر لذت من متعجب و شگفت زده میشدن و این شادی همچنان روز به روز هم تا کنون بیشتر و بیشتر میشه تو وجودم بخاطر انتخابم اول از سمت خدا و هدایت شیرین و فوق العاده به استاد بی نظیری که فوق العاده با همه وجودم بی نهایت ازشون ممنونم و لحظه لحظه سخنان شیرین استاد برای من درسهای عالی و جدید داره و به ظاهر سخنان گهربارشون رو تکراری میشنوم و لذت میبرم ولی انصافا هر دفعه کلی برام تازگی و شگفتی به ارمغان میاره و همیشه و در همه حال دعاگوی وجود گرانقدر استاد عزیزم رضا عطار روشن هستم و خدا رو بابت این نعمت بی نظیر سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم 🌹🌹🌹🌹🌹🌹
🌹استاد گلم واقعا نمیدونم چطوری و با چه زبونی قدر دان زحمات عالی شما باشم فقط سعی میکنم با استفاده عالی و انجام تمریناتم تشکر کوچکی از وجود شما که دستان خداوند بر روی زمین هستید انجام بدهم استاد الهی خیر دنیا و آخرت نصیبتون بشه که واقعا شده و به نظرم شما یکی از بندگان خاص خداوند مهربان برای هدایت اینهمه انسان رنج کشیده و داغون که تبدیل به انسانهای فوق العاده شاد و سرزنده شدن هستین و این یعنی عنایت خاص خداوند مهربان به استاد گلم خوشا به سعادتتون🌹
و آرزوی توفیق روزافزون براتون دارم که لطف خدا بی شمار در حال و زندگی شما شده و لایق تمامشون هستین و دید ما رو هم به لیاقتهامون باز کردین باز هم به شدت ممنونم😊☺️
🌹لاغر شدن آسانترین کار دنیاست 🌹
🌹در جهانم همه چیز زیبا و نیکوست 🌹
🌹تناسب اندام همیشگی طبیعی ترین حق منه و من لایقش شدم با بهترین استاد دنیا 🌹
🌹سپاسگزارم 🌹سپاسگزارم 🌹سپاسگزارم🌹
سلام به استاد و هنرجویان عزیز.هدایت من از آنجا شروع شد که دیدم چگونه استاد با شرف و با وجدان خالصانه پشت ما هنرجویان هست و با هیچ چشم داشتی ما را هدایت میکنه آنجا بود باور کردم این روش با بیشمار روشهایی است که من امتهان کرده بودم فرق دارد .روشی هست که نه تنها اموزش تناسب اندام هست بلکه اموزش درستکاری راستگویی ادب کلاس وکلا رفتار و کردار خوب را آموزش میده .
ممنونم از آزمونهای استاد بی همتا. ممنونم از هنرجویان ی که صادقانه نظرشان را می نویسن و الگوی خوبی برای شخص من هستن .
روز و هفته خوب ی برای همه آرزو میکنم
من از ٤ سال پيش با اين سايت اشنا شده بودم و حتي در دوره ها شركت كرده بودم ولي متاسفانه انقدر دوستانم با عمل لاغر شده بودند كه ذهنم خيلي مقاومت ميكرد و باعث سد دوره رو كامل كنار بزارم ، و تو اين ٤ سال باز شدم همون ادم قبل كه دنبال رژيم و قرص هاي لاغري ، دمنوشها و غيره رفتم كه هييييچ فايده نداشت تا اين كه ديدم دوستاني هم كه عمل كرده بودند باز دارند چاق ميشن!! اه مگه ميشه؟؟! ديگه اينجاااست كه بايد اعتراف كنم فقققط لاغري با قدرت ذهن امكان بذير هست نه باااا هيچ چيزه ديگه اي!
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد مهربانی ها و دوستان محترم حاضر در سایت؛
از سن ۱۷سالگی از آیینه فهمیدم که در حال چاق شدن هستم…هر روز میگذشت و من هر سال از عکس های پای سفره هفت سین تغییرات جسمی خودم و بیشتر حس می کردم و این موضوع فشار بیشتری روی ذهن من داشت… دختر خیلی جوونی که دلش میخواد مثل خیلی از دوستاش لباس های شاد و اندامی بپوشه… تو هر جمعی شرکت کنه…اعتماد به نفس داشته باشه و در نهایت شاد باشه…
اما اون هر روز ناراحت تر و غمگین تر می شد نسبت به این موضوع….
کم کم شرایطی برام پیش اومد که از دیدن یه عده ای دوستان و آشنایان و فامیل به ویژه اونها که مدت زمان بیشتری بود آنها را ندیده بود فراری بودم. چون گوشزدها خیلی بیشتر از چاقی داشتن من و اذیت می کردن… مگه من چند سالم بود که باید سرزنشم می کردن.من چیزی از علت چاقی ام نمی دونستم. اعتماد به نفسم به تدریج کم و کمتر شد… قدرت تصمیم گیری هام… حق انتخابم….فرصت های مانور در زندگی ام…. و من برای همیشه تبدیل به یه آدم خجالتی و منزوی شدم..
همان زمان تصمیم گرفتم رژیم بگیرم و باشگاه ثبت نام کنم.
اما از قبل مرتب بهم گوشزد میشد که مراقب باش. اگر هر کدوم و رها کنی، بازم چندین برابر وزنت بر می گرده. خلاصه رژیم گرفتم..ورزش کردم..قرص خوردم..افشره خوردم..پودر خوردم..از دستگاه های لاغری موضعی استفاده کردم..
اما همش بی فایده و بی فایده تر.
و من هم هر روز غمگین و غمگین تر.
به همین شکل گذشتند….برای همگی ما که این رنج یکسان رو داشتیم….
نداشتن احساس خوب و احساس شکرگزاری.احساس فرق داشتن با بقیه آدم ها.نداشتن اعتماد به نفس و منزوی بودن. رنجی که هر بار آیینه به من گوشزد میکرد.
با گذشتن چند سال از ازدواج ناگهان اضافه وزن عجیبی پیدا کردم. طوری که دیگه حالم خیلی بد بود…هم روحی و هم جسمی…
یک ماهی بود خیلی درگیر بودم….
و مطمئن هم بودم که هرگز نمی تونم لاغر بشم چون همه راه ها رو رفته بودم.
تو دلم گفتم خدایا چکار کنم؟؟
خودت بهم کمک کن…
من خیلی خسته ام…
فقط همین…
حتی اسم لاغری هم نیاوردم… چون مطمئن بودم نمیشه…
فقط از خستگی گله کردم و کمک خواستم…
تا اینکه یه روز سرد پاییزی وارد اینستاگرام شدم … و استوری یکی از دوستان مجازی ام که هرگز ایشون و ندیدم و نمیشناسم و اصلا نمی دونستم کی ایشون و فالو کرده بودم،یک استوری گذاشته بود و سوال کرده بودن، شکرگزاری از نظر شما یعنی چی؟
من نوشتم شکرگزاری یعنی شاد بودن اما من هرگز شاد نیستم
چند لحظه بعد علت را جویا شدند و من گفتم وزن من بالاست و خیلی دارم اذیت میشم.ایشون هم سایت و به من معرفی کردن…
الان ۸ ماه از اون تاریخ میگذره…
و من به اتفاق همسرم تغییرات چشمگیری داشتیم و تصاویرمون در آلبوم شگفتی سازان ثبت شد…
خددددددددددددددایا شکررررررررررررررررت
سپاس فراوان از برادر محترم و گرامی ام استاد عطار روشن عزیز
💝💝🙏🙏👏👏💪💪
نشان های دریافت شده
سلام من تقریبا یکسالی بود از باشگاه رفتن خسته شده بودم (با وجودیکه حدود سه سال غیر مداوم باشگاه میرفتم برای لاغری) و یه مدتی بود که روشهای دیگه مثل لاغری با مراقبه ،ای اف تی،سوجوک تراپی و بستن کش سبز دور پا و دست و… همه رو امتحان کرده بودم و نتیجه نگرفته بودم و یه بار توی اینترنت زدم راههای افزایش سوخت وساز و به دنبال علت چاقیم بودم و…تا اینکه اواخر آذر ۹۸ توی کانال تلگرام استاد عباس منش یه وقتی نظرات برگزیده دوستان رو میذاشتن تجربه رضای عزیز از عمل به اموزه ها رو خوندم و به کلمه لاغری با قدرت ذهن که رسیدم مثل یه دینگگگگگ توی ذهنم زنگ خورد که اینه راه درست لاغر شدن بلافاصله توی تلگرام سرچ کردم لاغری با ذهن و کانال استاد رو پیدا کردم از ذوق روی پا بند نبودم که دقیقا درسته راهو پیدا کردم ،شروع کردم به دیدن فایلهای تصویری و خوندن نظرات دوستان که دیدم یکی از دوستان نوشتن ابتدا دوره لاغری با ذهن رایگان رو گوش دادن سریع توی کانال دوره لاغری رایگان رو سرچ کردم و اون مطلبی که لینک تمام فایلهای رایگان هست رو دیدم و هر روز با اشتیاق شروع کردم به گوش دادن فایلها و تمرینها رو توی دفترم مینوشتم قبل عید هم توی دوره ۱۳ گام شرکت کردم و بعدش هم فایلهای نکات طلایی لاغری ودوباره دوره رایگان با این تفاوت که تمرینها رو توی سایت مینوشتم الانم توی دوره چالش من اینو نخوردم هستم و دوره مجدد نکات لاغری🙂