0

ضمیر ناخودآگاه و لاغری (گام ۱۳۴)

ضمیر ناخودآگاه و لاغری
اندازه متن

تصور کن همین حالا دستت رو روی شکمت می‌کشی و با یه لبخند عمیق و واقعی، از ته دل حس می‌کنی که چقدر بدنت خوش‌فرم و عالی شده؛ 😍 حسی که شاید الان دور به نظر بیاد، اما دقیقاً همون کلید گمشده‌ایه که توی رابطه بین ضمیر ناخودآگاه و لاغری دنبالش می‌گردیم. 🔑

حقیقت اینه که ذهن ما مثل یه کامپیوتر هوشمنده که هر روز با حرف‌ها و تصویرسازی‌های قلبی‌مون، داریم براش کدنویسی می‌کنیم. 💻

خیلی از ماها سال‌ها پیش، وقتی لاغر بودیم، ناخواسته با همین قدرت کلام و تصویرسازی، کدهای «چاق شدن» رو توی ذهنمون ثبت کردیم و حالا بدنمون فقط داره اون دستورات قدیمی رو اجرا می‌کنه. 📉

قدرت عجیب ذهن: داستانی که باورهایتان را تغییر می‌دهد 🧠✨

بیایید با یک داستان واقعی درباره ضمیر ناخودآگاه و لاغری شروع کنیم که شاید شبیه داستان زندگی خیلی از شماها باشد.

یکی از دوستان همراه سایت تناسب فکری تعریف می‌کرد که در سنین نوجوانی (حدود ۱۳ یا ۱۴ سالگی) به شدت لاغر بود.
او آن‌قدر از لاغری رنج می‌برد که تمام فکر و ذکرش شده بود چاق شدن. اما راز ماجرا اینجاست: او بدون اینکه کلاسی رفته باشد یا کتابی خوانده باشد، شروع کرد به کدنویسی ذهنی.

او می‌گفت: «هر بار که غذا می‌خوردم، دست روی شکمم می‌کشیدم و با حسی فوق‌العاده به خودم می‌گفتم: چقدر عالیه، دارم چاق میشم، چقدر خوش‌هیکل شدم!».

او دقیقاً داشت از تکنیک نوازش یا مالش شکم همراه با تایید مثبت استفاده می‌کرد.
نکته خیره‌کننده اینجاست که او در آن زمان اصلاً پرخوری نمی‌کرد و حتی علی‌رغم تلاشش، نمی‌توانست بیش از حد معمول غذا بخورد.
اما در کمال ناباوری، او تنها با این کار ذهنی و تغییر تصویر درونی‌اش، در عرض سه ماه تابستان چنان تغییر کرد که وقتی اول مهر به مدرسه برگشت، دوستانش او را نمی‌شناختند!.

این دقیقاً همان نقطه تماس ضمیر ناخودآگاه و لاغری (یا در این مورد چاقی) است. این تجربه به ما ثابت می‌کند که:

  • تغییر فیزیکی لزوماً به پرخوری یا کم‌خوری وابسته نیست: این فرد بدون تغییر در میزان غذای دریافتی، فقط با تغییر کدهای ذهنی به افزایش وزن رسید.
  • قدرت تصویرسازی و کلام: او با حرف‌هایی که به خودش می‌زد و تصویری که از آینده‌اش می‌ساخت، بدنش را هدایت کرد.
  • تایید ضمیر ناخودآگاه: وقتی او با حس خوب خودش را نوازش می‌کرد، ضمیر ناخودآگاهش فرمان رشد و تغییر فیزیکی را صادر می‌کرد.

این داستان به ما یادآوری می‌کند که اگر ذهن ما قدرت دارد با کلمات ساده‌ای مثل “چقدر خوش‌هیکل شدم” فیزیک ما را تغییر دهد، پس قطعا در مسیر معکوس یعنی رابطه بین ضمیر ناخودآگاه و لاغری هم همین قدرت شگفت‌انگیز را دارد؛ مشروط بر اینکه یاد بگیریم چطور مثل آن نوجوان، بدون مقاومت با ذهنمان صحبت کنیم. 🤩🙌

چرا در نوجوانی چاق شدن آسان بود، اما حالا لاغر شدن سخت است؟ 🤔📉

بسیاری از علاقمندان به موضوع ضمیر ناخودآگاه و لاغری می‌پرسند: «استاد، اگر ضمیر ناخودآگاه من آن‌قدر قدرت داشته که در نوجوانی مرا چاق کند، چرا الان برای لاغر شدن با من همکاری نمی‌کند؟»
پاسخ این سوال در تفاوت ساختاری ذهن شما در آن دوران با زمان حال نهفته است.

۱. ذهن نوجوان؛ یک صفحه سفید و بدون قضاوت 📄💎

آن دوست عزیزی که در ۱۳ سالگی توانست با کلامش تغییر فیزیکی عجیبی ایجاد کند، در واقع روی یک «کاغذ سفید» کدنویسی می‌کرد.

  • نبود پیش‌فرض‌های منفی: ذهن او نسبت به چاقی هیچ فرمول بازدارنده‌ای نداشت. او هیچ‌وقت شکست در رژیم‌های سخت را تجربه نکرده بود.
  • پذیرش بی‌قید و شرط: وقتی او خودش را نوازش می‌کرد و می‌گفت «چقدر خوش‌هیکل شدم»، ضمیر ناخودآگاهش هیچ مقاومتی نشان نمی‌داد؛ چون فضا کاملاً خالی و آماده پذیرش کدهای جدید بود.
  • تمرکز بر خواسته: او دقیقاً روی چیزی تمرکز می‌کرد که «می‌خواست» باشد، نه چیزی که در آن لحظه «بود».

۲. ذهن بزرگسال؛ لایه‌های ضخیم از فرمول‌های اشتباه 📝❌

اما چرا امروز رابطه بین ضمیر ناخودآگاه و لاغری برای شما گره خورده است؟ چون ذهن شما دیگر آن کاغذ سفیدِ تمیز نیست. ذهن فعلی شما مملو از خط‌خطی‌ها و کدهای مخربی است که در طول سال‌ها جمع شده‌اند:

  • کدهای ترساننده: هر بار که در آینه به خودتان نگاه می‌کنید و از چاقی‌تان متنفر می‌شوید، در حال ثبت کدهای «چاق‌تر شدن» هستید.
  • تأثیر اطرافیان: حرف‌های دیگران که مدام به شما می‌گویند «چقدر چاق شدی» یا «حیف شدی»، تبدیل به فرمول‌های قدرتمندی در ضمیر ناخودآگاه شما شده‌اند.
  • تضاد با واقعیت: تفاوت اصلی اینجاست؛ فرد نوجوان تصویر چیزی را می‌ساخت که «هنوز نبود»، اما شما مدام به چیزی نگاه می‌کنید که «هست» (اضافه وزن) و نمی‌توانید تصویر جدیدی بسازید.

به همین دلیل است که برای کدنویسی ضمیر ناخودآگاه و لاغری، شما به آموزش نیاز دارید تا ابتدا یاد بگیرید چگونه آن نوشته‌های قدیمی و سمی را پاک کنید و سپس کدهای متناسب‌کننده را جایگزین نمایید.

هجرت به سمت تناسب اندام: وقت پاکسازی فرارسیده است! ✨🏰

دوست من، خبر خوب این است که همان ذهنی که روزی کدهای چاقی را با موفقیت اجرا کرده، هنوز هم همان قدرت را دارد. فقط کافیست روش پاک کردن آن خط‌خطی‌های قدیمی را یاد بگیری.
من در دوره «لاغری با ذهن» و به ویژه در مسیر «ورود به سرزمین لاغرها»، دقیقاً همین مهارت را به تو آموزش می‌دم.

تو می‌توانی با تمرینات شنیداری و نوشتاری، دوباره آن صفحه سفید ذهنی را بسازی تا ضمیر ناخودآگاه و لاغری به جای جنگیدن با هم، در یک مسیر هماهنگ قرار بگیرند.
یاد می‌گیری که دیگر نیازی به شمردن کالری‌ها نیست؛ چون وقتی کدهای اصلی در مرکز فرماندهی ضمیر ناخودآگاه و لاغری تغییر کنند، بدن تو خودش به سمت انتخاب‌های درست هدایت می‌شود.

تله‌ی واقعیت: چرا تصویرسازی به تنهایی جواب نمی‌دهد؟ 🛑📸

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌هایی که همراهان ما در مسیر کدنویسی ضمیر ناخودآگاه و لاغری با آن روبرو می‌شوند، چیزی است که من آن را «تله واقعیت» می‌نامم. مشکل اینجاست که وقتی شما دچار اضافه وزن هستید، چشمان شما مدام در حال بمباران ذهن با تصاویر «چاقی» است.

۱. وقتی آینه علیه شما شهادت می‌دهد! 🪞❌

در وضعیت فعلی، وقتی در آینه به خودتان نگاه می‌کنید یا لباس‌هایتان برایتان تنگ شده است، ذهن شما به شدت روی «آنچه هست» تمرکز می‌کند. در این حالت، ایجاد ارتباط موثر بین ضمیر ناخودآگاه و لاغری به بن‌بست می‌خورد؛ چون:

  • هر بار که به شکم و پهلوهایتان نگاه می‌کنید، در واقع دارید تصویر چاقی را در ذهن پررنگ‌تر می‌کنید.
  • وقتی سعی می‌کنید خودتان را لاغر تصور کنید، ضمیر ناخودآگاه بلافاصله مچ شما را می‌گیرد!
  • ذهن منطقی شما می‌گوید: «دروغ نگو! واقعیت این است که تو اضافه وزن داری»؛ و همین تضاد باعث می‌شود تصویرسازی جدید پس زده شود.

۲. تفاوت تصویرسازی در نوجوانی و بزرگسالی 🔄🧠

به یاد بیاورید که آن نوجوان لاغر چطور چاق شد؛ او تصویری را در ذهن می‌ساخت که «هنوز وجود نداشت» اما چون ذهنش مانند یک صفحه سفید بود، هیچ تضادی با واقعیت حس نمی‌کرد.

  • اما شما چون سال‌هاست تصویر چاق خود را در آینه دیده‌اید، ذهنتان به دیدنِ این تصویر عادت کرده و به سختی تغییر را می‌پذیرد.
  • به همین دلیل است که تمرکزِ صرف بر ضمیر ناخودآگاه و لاغری بدون پاکسازی تصاویر قبلی و فرمول‌های اشتباه، گاهی باعث سرخوردگی می‌شود.

۳. چگونه از تله واقعیت فرار کنیم؟ 🏃‍♂️🔓

برای اینکه بتوانید دوباره کدهای متناسب‌کننده را در ذهن بنویسید، نباید فقط به روش‌های انتزاعی مثل شمع روشن کردن و رویاپردازی اکتفا کنید؛ چون این کار در شرایطی که بدن شما درگیر اضافه وزن است، بسیار سخت و گاهی غیرممکن بتوانید به ضمیر ناخودآگاه و لاغری دسترسی پیدا کنید.

روش صحیح این است:

  • انجام تمرینات نوشتاری و شنیداری گام‌به‌گام: به جای تصویرسازی‌های انتزاعی، باید با نوشتن و گوش دادن به فایل‌های آموزشی، تصاویر ذهنی را از نو بسازید.
  • نادیده گرفتن موقت واقعیت: باید یاد بگیرید چطور از قدرت تمرکز استفاده کنید تا آنچه «می‌خواهید باشید» را پررنگ‌تر از آنچه «هستید» ببینید.
  • کدنویسی از طریق کلام: درست مثل آن نوجوان، باید با بدن خود آشتی کنید و با جملات تاییدکننده، ضمیر ناخودآگاه را متقاعد کنید که تغییر امکان‌پذیر است.

دوست من، اگر تصویرسازی برایت سخت است، به خاطر این نیست که قدرت ذهنی نداری؛ بلکه به خاطر این است که تصاویرِ چاق‌کننده در ذهنت به دلیل تکرارِ سالیان، خیلی پررنگ شده‌اند.
اما خبر خوب این است که وقتی یاد بگیری چطور رابطه بین ضمیر ناخودآگاه و لاغری را به درستی مدیریت کنی، دیگر نیازی به رژیم‌های طاقت‌فرسا نخواهی داشت؛ زیرا ذهن تو فرمانِ تناسب اندام را به تمام سلول‌های بدنت صادر می‌کند.

دعوت به یک هجرت بزرگ: ورود به سرزمین لاغرها 🏰🏃‍♀️

دوست من، اگر تا امروز تمام راه‌ها را رفته‌ای و خسته‌ای، اگر رژیم‌های سخت و ورزش‌های طاقت‌فرسا فقط برای مدتی کوتاه جواب داده‌اند، به خاطر این است که برنامه اصلی در مرکز فرماندهی ذهن تو تغییر نکرده بود. 🛑🧠

ما در دوره «ورود به سرزمین لاغرها»، دقیقاً دست روی همین نقطه می‌گذاریم. ما یاد می‌گیریم که چطور آن کاغذ خط‌خطی ذهن را پاک کنیم و دوباره از نو، کدهای سلامتی، تناسب اندام و زیبایی را بنویسیم. این دوره فقط درباره کم خوردن نیست؛ بلکه درباره تغییر هویت است. 🆔✨

وقتی یاد بگیری چطور از قدرت ضمیر ناخودآگاه و لاغری به نفع خودت استفاده کنی، دیگر نیازی به جنگیدن با غذاها نداری. بدن تو خودش به سمت انتخاب‌های درست و وزن ایده‌آل حرکت می‌کند. 🥗💃

آیا وقت آن نرسیده که یک بار برای همیشه، کدهای ضمیر ناخودآگاه و لاغری را از نو بنویسی؟ ✍️✅ همین حالا تصمیم بگیر و سفرت را به سمت سرزمین لاغرها شروع کن. من در این مسیرِ هیجان‌انگیز، تا رسیدن به مقصد نهایی در کنارت هستم. ❤️🏁

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 1.14 از 14 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=51800
3 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار زهره انصاری
      ۱۴۰۵/۰۵/۱۷ ۱۸:۰۲
      مدت عضویت: 717 روز
      امتیاز کاربر: 14710 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 410 کلمه

      فایل شماره 134تداووم در مسیر صد گام بنام خداوند بخشنده مهربان سلام خدمت استاد عزیز و ارجمند دوستان هم مسیر اون نوجوان 13تا 14سالی بخاطر این ضمیر ناخودآگاهش پذیرفت چون از همان ابتدا لاغر بود و هیچ پیش زمینه برای چاق شدن یا لاغر شدن در ضمیر ناخودآگاهش نداشت با این که نه غذاش را زیاد کند یا کاری دیگری انجام بدهد فقط با صبحت و نوازش ذهن ناخوداگاهش رو تغییر داد به چاقی رسید ولی برای من که ذهنم پر شده از صبحت های چاق کننده با شنیدن دیدن ورفتارهایی که بیشترش باعث بالا رفتن وزن و چاقی زیادی در جسم من می‌شد پس ضمیر ناخودآگاه من تغییر کرد و افتاد روی دوره چاق شدن ولی الان برای لاغر شدن به زمان خیلی بیشتری نیاز دارم باید ذهنم  با تعلیم و آموزش از چاقی پاک سازی کنم وکدهای جدید برای لاغر شدن جایگزین شود پس من باید آموزشها را جدی بگیرم با فایل گوش کردن نوشتن تمرین عمل کردن به توصیه های مختلفی که استاد فرمودن پیش بروم تا  کدهای ترسانده که هر بار که در آینه به  خودم نگاه می‌کنم و از چاقی‌ متنفر می‌شوم، در حال ثبت کدهای چاق‌تر شدن هستم تأثیر اطرافیان: حرف‌های دیگران که مدام به من گوشزد می‌کند  چقدر چاق شدن  تبدیل به فرمول‌های قدرتمندی در ضمیر ناخودآگاه  من شده‌اند.تضاد با واقعیت: تفاوت اصلی اینجاست؛ فرد نوجوان تصویر چیزی را می‌ساخت که «هنوز نبود، اما من مدام به چیزی نگاه میکنم که هست (اضافه وزن) و نمی‌توانم تصویر جدید بسازم پس باید از هر چیزی برای چاق شدن استفاده کردم الان بر عکسش را انجام بدهم برای متناسب شدن الان هم باید گوش بدم ببینم بخوانم بنویسم اجرا کنم تا به همان شکلی که جسم بود برگردم استاد به بیرون رفتن اشاره کرد که یادم اومد وقتی برای تفریح می‌خواستیم برویم بیرون چقدر  مواد غذایی می بریم همشو هم می خوردیم شاید از دو سه خانواده 3 تا 4 نفر لاغر بودند بقیه همه وزن بالا داشتیم در راه بازگشت میگفتم همه غذاها میوه‌ها پفک ها کلوچه ها شکلاتی ها همه رو خوردیم یکی با صدای بلند گفت آره بابا خیلی خوش گذشت متوجه نشدیم که چقدر داریم می خوریم همین یک مورد برای چاق شدن دلیل های مختلفی برای اضافه وزن داشتم الان هم باید برای متناسب شدن دلیل های زیادی را در ذهنم ثبت کنم تا به اون هدفی که در پیش گرفتم برسم به امید روزی که همه گروه متناسب شدن را جشن بگیرند با سپاس فراوان از زحمات استاد گرامی در پناه خدا باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۵/۰۴/۲۹ ۲۲:۲۳
      مدت عضویت: 740 روز
      امتیاز کاربر: 28995 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 299 کلمه

      سلام ،سالها باچاقی دست وپنجه نرم کردیم وهمیشه یک سری نگرش هارو بعنوان الگوی ذهنی استفاده کردیم اگر خواستیم چاقی خودمونوتبرعه کنیم گفتیم ارثیه ،کم تحرکیه ،وتمام این نگرش تکرارش کردیم روزبه روز بسمت چاقی پیش رفتیم ودوست نداشتیم ازخوردن هادست بکشیم انگاراونویجورلذت میدونستیم باهمین کدهایی که به مغزدادیم تصویرسازی ذهن چاق روانجام میدادیم سالها اندام ما طبق تصویرسازی ذهن ما شکل گرفته بودچون مغزانسان تصویری هست درمورداشیاصحبت میشه سریع تصویرش جلوچشم میاددرموردپارک تاحرفی زده میشه سریع تصویرش میادمغزمن انسان مثل یک کامپیوترهست کلی اطلاعات ذخیره شد وباهمون کدنویسی کردیم من قبل سن ۱۴متناسب بودم اصلا اطلاعات چاقی نداشتم نمیدونم چی شدمن روزبه روزچاق وچاقترمیشدم ویکی از بهانه های چاقیم به گردن تیرویدمینداختم بعدش رفتم سراغ رژیم ورزش برام سخت بود انگارازسراجبار اجرامیکردم وهیچ انتظارازلاغری نداشتم فقط میخواستم لاغرکنم تاحدودی کم میکردم اما بعدمدتی رها میکردم وفکرمیکردم کارمن هست رهاش میکنم اما درروش ذهنی متوجه شدم ذهن ناخوداگاه هست بااین روش سازگاری نداره هرکاری همراه بارنج وسختی باشه براذهن انسان سخته وماطبق فایل ۱۷استاداونجا گفتن لاغری روبراذهن اسان کنید حتی کارها رو وقتی کاری رو کوچیک میکنیم چقدرراحت میشه براذهن من خودم حتی توانجام کارخونه ازاین روش استفاده میکنم خیلی عالیه براروش ذهنی باید ازدرون تغییرکنم درواقع باید ناخوداگاهم باورکنه لاغرشدن باذهن راحته فقط گوش دادن معجزه نمیکنه باید ذهنم ارام باشه وخالی از هرگونه تنش وحال درونم خوب باشه ارامش داشتن کلیدموفقیت هست توروش ذهنی نباید بترسم نباید گوش دادبه حرف اطرافیان ولیزخوردباید روهدف تمرکزکرد مثال نوجوان ۱۴ساله که بدون توجه به کم خوری یازیادخوری روچاق شدن تمرکزکرده وکدنویسی کرده باقدرت کلام وتصویرسازی چرامانتونیم من توجه کردم بارها باکلام چقدرکمکم کرده من مدتی بودچشم ازاندام برداشتم دیروزدخترم ازم عکس گرفت دیدم چقدرسایزکم کردم ولباس توتنم چقدرقشنگ بودچقدرخوشحال شدم وخداروشکرکردم باید صبوربودوعجله نکرد باارامش ادامه دادگاهی خطا میکنیم اماناامیدنشیم زودبه مسیربرگردیم وادامه بدیم طبق گفته استادلاغری اسان ترین کاردنیاست 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار م ا
      ۱۴۰۵/۰۴/۲۵ ۲۰:۰۴
      مدت عضویت: 714 روز
      امتیاز کاربر: 17315 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 644 کلمه

      بنام خدای مهربان 

      سلام استاد ودوستان هم مسیر 

      ذهن من مثل یه کامپیوتر هوشمنده که هر روز با حرفهام وتصویرسازی های قلبین کدنویسی میکنم. ومن نا خواسته با همین قدرات کلام وتصویر سازی کدهای چاق شدن راتوی ذهنم ثبت کردم وحالابدنم فقط داره اون دستورات قدیمی رو احرا میکنه ذهن ما قدرت داردبا کلمات ساده ای مثل چقدر خوش هیکل شدم فیزیک مارا تغییر دهدپس قطعادر مسیر معکوس یعنی رابطه بین ضمیر نا خوذاگاه ولاغری هم همین قدرت شگفت انگیزراداردما وقت نوجوان بودیم ذهن ما مثل یه کاغذ سفید بود که باکد نویسی کردیم وبااین کدها چاقتر دیم الان وکه بزرگ شدم وسن ما بالارفته دیگه ذهن مادیگر مثل ان کاغذسفید نیست ذهن فعلی مااز خط خطی، ها وکدهای مخربی است که درطول سالهاجمع شده کدهای مثل این که هر وقت دراینه نگاه مکنیم واز چاقی خودمان متنفر میشویم ودرحال ثبت کدهای چاقترشدن هستیم حرفهای دیگران که مدام به ما میککویند جقدر جاق شدی این ها تبدیل به فرمولهای قدرتمنددر ضمیر نا خوداگاه ما شده اند

      تفاوت اصلی این هست یه فرد نوجوان تصویر چیزی را میسازدکه هنوز نیست اما ما مدام به چیزی نگاه میکنم که هست اضافه وزن ونمی توانیم تصویر جدید بسازیم به همین دلیل ما باید برای کدنویسی ضمیر نا خوداگاه ولاغری اموزش ببینیم تا اول یاد بگیریم چگونه ان نوشته های قدیمی رو پاک کنبم و کدهای متناسب کننده را جابگزین کنیم

      ذهن ماروزی که کدهای چاقی را با موفقیت اجرا کرده هنوز هم همان قدرت راداردفقط کافی هست روش پاک کردن ان خط خطی های قدیمی یاد بگیریم  ممن میتوانم با تمرین های نوشتاری وشنیداری دوباره ان صفحه سفیدذهنی را بسازم تا ضمیرنا خوداکاه ولاغری به جای جنگیدن باهم دریک مسیرهماهنگ قراربگیرند من یاد میگیرم دیگه کالری شماری نکنم چون وقتی کدهای اصلی در مرکز فرماندهی ضنیررنا خوداگاه ولاغری تغییر کنندبدن من خودش به سمت انتخابهای درست هدایت میشود دروضعیت فعلیزوقتی دراینه به خودم نگاه میکنم یا لباسهایم برام تنگ شده ایت ذهن من به شدت روی انچه هست تمرکز میکندودراین حالت ارتباط موثربین ضمیر نا خوداگاه ولاغری به بن بست میخورد هربار که به شکم وپهلوهایم نگاه میکنم در واقع دارم تصویر چاقی را درذهنم پر رنگتر میکنم وقتی سعی میکنم خودم را لاغرتصور کنم ضمیر نا خوداگاه بلافاصله مچ مرا مبگیرد وذهن منطقی من مبگویددورغ نگو واقعیت این هست که تو اضتفه وزن داری وهمین تضاد باعث میشود تصویر سازی جدید پس زده شود تفاوت بین منواون نوجوان این هست که او تصویری را درذهن خود می ساخت که هنوز وجود نداشت اما چون ذهنش مانند یک صفحه سفید بود هیچ تضادی با واقعیت حس نمی کرد اما من چون سالهاست تصویر چاق خودرادراینه دیده ام ذهنم به دیدن این تصویر عادت کرده وبه سختی تغییر را می پذیردوبه همبن دلیل است که تمرکز بر ضمیر نا خوداگاه ولاغری بدون پاکسازی تصاویر فبلی وفرمولهای اشتباه گاهی باعث سر خوردگی میشود

      برای اینکه بتوانم دوباره کدهای متناسب کننده را درذهن بنویسم نباید فقط، به روشهایی مثل شمع روشن کردن ورویا پردازی اکتفا کنم چون این کاردر شرایطی که بدن من درگیر اضافه وزن هست بسیار سخت وگاهی غیر ممکن هست بتواند به ضمیر نا خوداگاه ولاغری دسترسی پیدا کند

      روش صحیح این هست که با انجام تمرینهای نوشتاری وشنیداری گام به گام به جای تصویر سازی های انتزاعی باید با نپشتن وگوش دادن به فایلهای اموزشی تصاویر ذهنی را ازنو بسازم باید یاد بگیرم چطور از قدرت تمرکز استفاده کنم تا انچه می خواهم باشم را پر رنگتر از انچه هستم ببینم باید با بدن خودم اشتی کنم وبا جملات تایید کننده ضمیر نا خوداگاه را متقاعد کنم که تغییر امکان پذیر هست وقتی من یادبکیرم چطور رابطه بین ضمیر نا خوداگاه ولاغری را به درستی مدیریت کنم دیگر نیازی به رژیم های طاقت فرسا نخواهم داشت زیرا ذهن من فرمان تناسب اندام  ررا به تمام سلولهای بدنم را صادر مبکند ومن هم به اسانی لاغر ومتناسب میشوم وبا لذت از این راه لاغر میشوم 

      خدایاشکرت خدایاشکرت ممنون استاد ازشما همگی درپناه الله مهربان 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
×
گردونه هدایا گردونه هدایا