0

🧠 علت اشتهای زیاد

علت اشتهای زیاد
اندازه متن

واقعاً بدن گرسنه است یا ذهن داره بازی درمیاره؟

اگر تا حالا بارها این جمله رو با نگرانی گفته‌ای که:

«من اشتهای زیادی دارم، چیکار کنم؟!»

یا بارها در گوگل سرچ کرده‌ای «علت اشتهای زیاد چیه؟»

پس این مقاله رو باید تا انتها بخونی چون یکی از مهم‌ترین کشف‌های زندگیت برای لاغری همین‌جاست!

🍟 اشتهای زیاد؛ یه هشدار واقعی از بدن یا فقط یه فریب ذهنی؟

ما توی بدنمون کلی عضو داریم که عملکردشون کاملاً اتوماتیکه. یعنی اصلاً لازم نیست بهشون فکر کنیم، چون خودشون می‌دونن چه کار کنن.

مثلاً نمی‌تونی با اراده‌ت به شش‌هات بگی: «بیا بیشتر نفس بکش!» یا به کلیه‌ت دستور بدی: «زودتر تصفیه کن!»

حتی قلبت هم ازت اجازه نمی‌گیره که بتپه یا نه! خودش کارشو بلده.

اما بین این همه عضو خودکار، یه عضو هست که می‌تونی تو کارش دخالت کنی. و اون معده‌ست!

تو می‌تونی معده‌ت رو با غذا پر کنی، حتی زمانی که هنوز خالی نشده.

می‌تونی با ذهن، با چشم، یا حتی با بوی غذا تحریکش کنی و چیزی بریزی توش، در حالی‌که بدن هیچ نیاز واقعی‌ای به غذا نداره.

اینجاست که یکی از بزرگ‌ترین سؤالات آدم‌های چاق یا پرخور ظاهر می‌شه:

«علت اشتهای زیاد من چیه؟ چرا من همیشه حس گرسنگی دارم؟»

و جوابش اغلب اون چیزی نیست که فکر می‌کنن!

بیشتر افراد فکر می‌کنن علت اشتهای زیادشون یه مشکل فیزیکی در بدنشونه؛ مثلاً فکر می‌کنن:

  • علت اشتهای زیادم اینه که شاید معده‌م بزرگ‌تره!
  • علت اشتهای زیادم اینه که سوخت‌وساز بدنم بالاست!
  • یا شاید یه هورمون خاص دیوونه‌بازی درآورده!

ولی حقیقت اینه که در بیشتر موارد، علت اشتهای زیاد نه تو معده‌ست، نه توی بدن، بلکه توی ذهنه.

دقیق‌تر بگیم: تو الگوهای شرطی‌شده‌ی ذهنی، عادت‌های فکری، احساسات پنهان و تکرار جملاتی مثل “من همیشه اشتها دارم”.

ذهن آدم وقتی عادت کنه غذا رو راهی برای آروم کردن خودش بدونه، دیگه اهمیتی نمی‌ده که واقعاً گرسنه‌ای یا نه.

حتی ممکنه تازه ناهار خورده باشی، ولی چون مغز یه نشونه از غذا دیده (مثلاً بوی نون سنگک)، سریع یه سیگنال بفرسته:

«بیا یه چیزی بخور، اشتها داری!»

ولی واقعاً داری؟ نه.

این یه اشتهای واقعی نیست؛ یه اشتهای فکریه. یه اشتیاق ذهنی به تجربه‌ی لذت و آرامش از طریق غذاست.

و اگر علت اشتهای زیادتو درست نشناسی، ممکنه سال‌ها درگیر رژیم گرفتن، سرزنش کردن خودت و شکست‌های پی‌درپی بشی، در حالی‌که مشکل اصلاً معده‌ت نبوده؛ مشکل نگاه ذهنی‌ت به غذا و اشتها بوده.

علت اشتهای زیاد

🤔 اشتها چیه؟ عضو بدنه یا یه فکره؟

بیاین یه سؤال از اون سؤالای عجیب‌غریبِ فلسفی بپرسیم:

واقعاً اشتها چیه؟ یه عضو بدنه؟ یه تکه گوشت پنهون‌شده کنار معده؟ یه غده مرموز؟

نه عزیز دل! اشتها اصلاً و ابداً عضو بدن نیست.

اشتها یه عضو نیست که با سی‌تی‌اسکن پیداش کنی یا تو کالبدشکافی بگی: «اِه! این‌جا اشتهاشه!»

اشتها یه فکره.

یه تمایل ذهنیه.

یه نوع کشش روانی به خوردن، که گاهی کاملاً واقعی و به‌جا است، و گاهی فقط یه ترفندیه که ذهن ما برای پرت‌کردن حواس، پر کردن خلأ عاطفی یا حتی از سر بی‌حوصلگی استفاده می‌کنه.

تو نمی‌تونی بدون معده زندگی کنی؛ چون معده یه عضوه، عضوی حیاتی.

ولی خیلی‌ها هستن که بدون هیچ احساس اشتهایی زندگی می‌کنن، چون اون باور ذهنیِ اشتهای زیاد رو از ذهنشون پاک کردن.

و اینجاست که باید با خودت روراست باشی:

وقتی می‌گی من اشتهای زیادی دارم، واقعاً چی داری می‌گی؟

داری یه واقعیت علمی رو بیان می‌کنی؟ یا فقط داری یک فکر شرطی‌شده رو تکرار می‌کنی؟

در بسیاری از افراد، علت اشتهای زیاد نه یه مشکل جسمیه، نه یه اختلال هورمونی، بلکه یه عادت فکری نهادینه‌شده‌ست.

ذهنی که سال‌ها یاد گرفته هر بار که بی‌حوصله شد، خسته شد، غمگین شد، یا حتی خوشحال شد (!) فوراً بره سراغ غذا.

یاد گرفته بین احساس و خوردن پل بزنه، بدون اینکه نیازی واقعی توی بدن وجود داشته باشه.

و نکته طلایی اینجاست:

هر بار که می‌گی «من اشتها دارم»، داری ناخودآگاه به مغزت تأیید می‌دی که این فکر حقیقیه، واقعیه، و باید ادامه پیدا کنه.

اما اگه از همین امروز، همین الان، تصمیم بگیری دیگه به جای باور کردن اشتها، نگاهش کنی و بپرسی “تو از کجا اومدی؟!” کم‌کم ماهیت واقعی‌ش برات روشن می‌شه.

📉 چرا تاکید بر “اشتها دارم” اشتباهه؟

بذار با یه مثال تصویری شروع کنیم.

فرض کن یه روز با صدای بلند بگی: «من اشتهای زیادی دارم!»

مغزت هم دقیقاً مثل یه کارمند وظیفه‌شناس پشت لپ‌تاپش نشسته، سرش رو بالا می‌گیره و می‌گه:

«اوه، رئیس فرمودن اشتها داریم! خیلی خب… بزن بریم دنبال اثباتش!»

و حالا چی می‌شه؟

بدون اینکه واقعاً گرسنه باشی، ذهنت شروع می‌کنه به گشتن دنبال بهونه:

🍕 یه تیکه پیتزا که مونده بود تو یخچال

🍪 اون بیسکوییت‌هایی که قول دادی فقط برای مهموناست

🍫 یا حتی شکلات تلخی که از اول اصلاً دوسش نداشتی، ولی الان یه‌هو جذاب شد!

همه‌ی اینا به‌خاطر اینه که ذهنت به شدت علاقه‌منده خودش رو با حرفات هماهنگ کنه.

و این دقیقاً علت اشتهای زیاد در خیلی از آدم‌هاست:

نه معده‌شون گرسنه‌ست، نه بدنشون نیاز به انرژی داره، بلکه ذهنشون دنبال انجام وظیفه‌ست!

تو گفتی «اشتها دارم»،

ذهن هم گفت: «اطاعت!»

اینجا اسمش چیه؟

برنامه‌ریزی اشتباه ذهنی.

یعنی تو با تکرار یه جمله، ناخودآگاه داری ذهن رو شرطی می‌کنی به یه رفتار اشتباه.

در واقع، خودت با دستای خودت، سیگنالِ خوردنِ بی‌دلیل رو تقویت می‌کنی.

حالا راه چیه؟

خیلی ساده‌ست:

✅ به‌جای گفتن «من اشتهای زیادی دارم»،

🧠 بگو: «من دارم ذهنم رو تربیت می‌کنم که فقط به گرسنگی واقعی جواب بده.»

با همین تغییر کوچیک، داری سیستم ذهنی‌ت رو از حالت فریب خوردن درمیاری و بهش آموزش می‌دی بین فکر و نیاز واقعی تفاوت بذاره.

کنترل اشتها

🧪 علت اشتهای زیاد از دیدگاه علمی

خب بذار یکم عینک دانشمندا رو بزنیم و از پشت میکروسکوپ مغز و بدن به موضوع علت اشتهای زیاد نگاه کنیم…

چرا بعضیا همیشه احساس می‌کنن گرسنه‌ن؟ حتی وقتی تازه ناهار خوردن؟

پاسخ این سؤال در دل چند سیستم پیچیده اما باحال پنهانه:

🧬 ۱. هورمون‌ها؛ مدیرای بی‌سروصدا ولی قدرتمند

بدن ما یه عالمه پیام‌رسان شیمیایی داره که یواشکی توی خون ول می‌شن و دستور می‌دن:

  • گرلین: معروف به “هورمون گرسنگی”. وقتی معده خالی باشه، گرلین فریاد می‌زنه: “یه چیزی بخور دیگه!”
  • لپتین: هورمون سیری. از چربی‌ها ترشح می‌شه و می‌گه: “دیگه بسه، تو که سیر شدی!”

🧬 گرلین و لپتین: دو هورمون کلیدی در تنظیم اشتها

مطالعات علمی نشان می‌دهند که هورمون‌های گرلین و لپتین نقش حیاتی در کنترل اشتها و تعادل انرژی دارند:

  • گرلین: این هورمون که از معده ترشح می‌شود، به عنوان «هورمون گرسنگی» شناخته می‌شود.

سطح گرلین قبل از وعده‌های غذایی افزایش می‌یابد و پس از غذا خوردن کاهش می‌یابد، که نشان‌دهنده نقش آن در تحریک اشتها است.

  • لپتین: توسط سلول‌های چربی تولید می‌شود و به مغز سیگنال می‌دهد که بدن انرژی کافی ذخیره کرده است، بنابراین اشتها را کاهش می‌دهد.

با این حال، در برخی افراد مبتلا به چاقی، مقاومت به لپتین مشاهده می‌شود، که باعث می‌شود مغز سیگنال سیری را نادیده بگیرد و اشتها افزایش یابد.

این تعامل بین گرلین و لپتین برای حفظ تعادل انرژی بدن ضروری است. اختلال در این سیستم می‌تواند علت اشتهای زیاد و در نهایت افزایش وزن شود. 

اما نکته مهم اینجاست:

گرلین و لپتین، به شدت تحت تأثیر سبک زندگی و ذهن ما هستن.

یعنی چی؟ یعنی اگه مغزت یاد گرفته باشه موقع استرس چیپس بخوره،

گرلین هم بی‌موقع فعال می‌شه و بدن‌تو گول می‌زنه.

نتیجه؟

🔁 اشتهای زیاد، حتی با معده نیمه‌پر یا حتی معده پر.

و این دقیقاً همون‌جاست که علت اشتهای زیاد، دیگه فقط بیولوژیکی نیست، ذهنی هم هست!

🧠 ۲. شرطی‌سازی ذهن؛ ذهنی که به نون داغ شرطی شده!

تا حالا شده فقط با دیدن یخچال احساس گرسنگی کنی؟

یا وقتی تبلیغ بستنی رو می‌بینی، یه‌هو دلت بخواد بری بخری؟

تبریک می‌گم! شما قربانی شرطی‌سازی ذهن شدین!

😅 ذهن تو یه عالمه «الگو» ساخته:

  • تلویزیون روشن = چیپس باید بیاد!
  • بارون می‌باره = چای داغ + کیک شکلاتی لازمه!
  • عصر جمعه = شیرینی و دل‌تنگی باهم می‌چسبن!

این یعنی خیلی وقتا علت اشتهای زیاد نه معده‌ست، نه گرلین، بلکه فقط یه فایل ذخیره‌شده توی حافظه ذهنه!

😔 ۳. احساسات سرکوب‌شده؛ وقتی دل‌تنگی رو با غذا پر می‌کنی!

بذار صادق باشیم: خیلی وقتا دلمون غذا نمی‌خواد، دلمون یه چیز دیگه می‌خواد…

  • وقتی تنها هستی، غذا یه جور همراهه.
  • وقتی خسته‌ای، غذا می‌شه جای استراحت واقعی.
  • وقتی عصبانی‌ای، یه ساندویچ گاز زدن آروم‌ت می‌کنه (یا فکر می‌کنی آرومت می‌کنه!)

احساسات سرکوب‌شده، یکی از مهم‌ترین عوامل روان‌شناختی در علت اشتهای زیاد هستن.

یعنی در واقع، تو دنبال غذا نیستی؛ دنبال یه التیام ذهنی‌ هستی.
📌 مقاله‌ای در ScienceDirect نشون می‌ده که ارتباط نزدیکی بین احساسات منفی و افزایش سطح گرلین در بدن وجود داره؛ یعنی استرس می‌تونه شما رو واقعا گرسنه کنه!

🍫 اشتهای زیاد درواقع همون عادت زیاد خوردنه

بذار یه راز مهم رو بگیم:

خیلی از کسایی که می‌گن «اشتهام خیلی زیاده»، واقعاً گرسنه نیستن. بلکه فقط عادت دارن زیاد بخورن. یعنی یکی از مهم‌ترین علت‌های اشتهای زیاد، اصلاً اشتها نیست؛ عادت‌های تکراری خوردنه!

🔄 عادت؛ برنامه‌ریزی پنهان ذهن برای زیاد خوردن

عادت یعنی کاری که اون‌قدر تکرارش کردی که دیگه نیازی به فکر کردن بهش نداری. مثل وقتی ناخن می‌جویی، پلک می‌زنی، یا گوشی رو بی‌دلیل باز می‌کنی.

تو هم اگه سال‌ها موقع دیدن سریال یه چیزی می‌خوردی، یا همیشه بعد از کار یه چیزی می‌خوردی، ذهن این رفتار رو ذخیره کرده و می‌گه: «وقت خوردنه!»

پس وقتی می‌گی «علت اشتهای زیاد من چیه؟»، خیلی وقت‌ها پاسخ اینه:

«علتش یه عادت قدیمیه که هنوزم داره اجرا می‌شه.»

🧠 ذهن، اشتهای زیاد رو مثل اپلیکیشن اجرا می‌کنه

ذهن ناخودآگاه ما مثل گوشی هوشمنده. تو فقط یه‌بار تنظیمش می‌کنی، ولی خودش هر بار اجرا می‌شه.

مثلاً:

  • خوردن در حالت حواس‌پرتی (مثل وقت‌هایی که غرق اینستاگرامی)
  • خوردن توی تنهایی (چون غذا شده تنها همدم)
  • خوردن به‌محض بیکاری (چون مغز نمی‌دونه با این لحظه چه‌کار کنه)

همه‌ی اینا ربطی به گرسنگی واقعی ندارن. ولی باعث می‌شن حس کنی اشتهات زیاده. در حالی که اون چیزی که داره کار می‌کنه، اشتها نیست؛ عادت‌های ذهنی برنامه‌ریزی‌شده‌ست.

کاهش اشتها

🧘‍♀️ راه نجات چیه؟ کنترل معده یا اصلاح ذهن؟

جواب ساده‌ست: اصلاح ذهن.

وقتی صحبت از علت اشتهای زیاد می‌شه، بیشتر آدما اولین چیزی که به ذهنشون می‌رسه معده‌ست. فکر می‌کنن یه معده‌ی حریص دارن که هیچ‌جوره سیر نمی‌شه!

ولی واقعیت اینه که ریشه‌ی خیلی از اشتهاهای زیاد، نه توی معده‌ست، نه توی ژن، بلکه توی ذهنه!

🧠 مغزت رو اصلاح کن، معده خودش اصلاح می‌شه

ما تو دوره‌ی «اصلاح پرخوری و اشتها در مغز» بارها دیدیم که آدم‌ها وقتی یاد می‌گیرن گرسنگی واقعی رو از گرسنگی ذهنی تشخیص بدن، خیلی از پرخوری‌هاشون خود‌به‌خود متوقف می‌شه.

🔍 مغز وقتی درک کنه که:

  • “الان فقط خسته‌م، گرسنه نیستم”
  • “الان دارم حوصله‌مو با غذا پر می‌کنم، نه شکمم رو”
  • “این فقط یه وسوسه‌ست، نه یک نیاز حیاتی”

دیگه اسیر اشتها نمی‌شه. دیگه هر فکر کوچیکی در مورد غذا رو جدی نمی‌گیره.

در واقع یاد می‌گیره به اشتها مثل یه کودک بازیگوش نگاه کنه. یه لبخند بزنه، و بگذره…

اگه می‌خوای بدون رژیم و فشار و عذاب وجدان، ریشه‌ی علت اشتهای زیاد رو پیدا کنی، باید با ذهن‌ت کار کنی.

نه با معده‌ت. نه با ترازو. نه با قرص و دمنوش!

ما توی دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز بهت یاد می‌دیم چطور ذهن‌ت رو بازنویسی کنی تا:

✅ اشتهای کاذب رو از اشتهای واقعی تشخیص بدی

✅ وسوسه‌ها رو مدیریت کنی بدون دعوا با خودت

✅ لذت غذا خوردن رو بدون زیاده‌روی تجربه کنی

✅ به‌جای کنترل، آگاهانه رفتار کنی

🌱 تو نیازی به رژیم نداری. نیاز به «درک جدیدی از مغزت» داری!

📌 الان وقتشه اولین قدم رو برداری!

تو فقط چند گام با درک علت اشتهای زیاد و برقراری یک رابطه‌ی سالم‌تر با اشتها فاصله داری.

بیا توی این مسیر با ما همراه شو. ذهن‌ت رو اصلاح کن، زندگی‌ت تغییر می‌کنه.

📝 تمرین ذهنی امروز: آشنایی با علت اشتهای زیاد

کمی با خودت صادق باش…

🔸 آخرین باری که رفتی سراغ یخچال، واقعاً گرسنه بودی یا فقط حوصله‌ت سر رفته بود؟
🔸 آیا تا حالا پیش اومده بدون اینکه معده‌ت گرسنه باشه، فقط به‌خاطر عادت یا احساسات سراغ غذا بری؟
🔸 وقتی اشتها سراغت میاد، بیشتر وقت‌ها با چه احساسی همراهه؟ خستگی؟ استرس؟ تنهایی؟ یا فقط بی‌حوصلگی؟

👇 جواب یکی از این سؤال‌ها رو توی بخش نظرات همین صفحه بنویس. تجربه‌تو با ما درمیون بذار، شاید کسی منتظر الهام گرفتن از تو باشه.


🎧 و اگر از شرکت‌کننده‌های دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز هستی، برامون بنویس:
چی توی این دوره بیشتر از همه کمکت کرد؟
کدوم تمرین یا آگاهی باعث شد علت اشتهای زیادت برات قابل‌درک‌تر و قابل‌مدیریت‌تر بشه؟ تجربه‌تو بنویس، تا بقیه هم انگیزه بگیرن برای شروع!

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.48 از 42 رای

موزیک بی کلام
https://tanasobefekri.net/?p=7432
16 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مژگان نوحی
      ۱۴۰۴/۰۸/۱۷ ۱۲:۳۰
      مدت عضویت: 654 روز
      امتیاز کاربر: 9080 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 111 کلمه

      زندگی ارزشمند ، در نبود مشکل شکل نمی‌گیرد

       بلکه در مواجهه آگاهانه با دشواریها ساخته میشود

       پیدا کردن معنا در سختی‌ها اهمیت ویژه ای دارد

       مشکلات ما چالش‌هایی هستند در مسیر رشد و تعالی ما

      درست شبیه سنگهای رودخانه ها که صدای دلنشین را به ارمغان می آورند 

      پس از آنها نهراسیم زندگی فقط یک روز است همین امروز 

      دیروز از بین رفته و فردا هنوز نیومده

       امروز تنها روزیست که زندگی از آن توست

      چیزی که در اختیار داری امروزه

      امروز بخش کوچکی از زندگی نیست امروز تمام زندگیه

      پس بگو من یه روز شاد میخوام اگه دنبال یه روز شادی باشی به زندگی شاد می‌رسی

       بنابراین باید از هر روز لذت ببریم و خوشحال باشیم هفته ای سرشار از رشد و شکوفایی برایتان آرزومندم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مژگان نوحی
      ۱۴۰۴/۰۸/۱۷ ۱۴:۵۸
      مدت عضویت: 654 روز
      امتیاز کاربر: 9080 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 339 کلمه

      من خودم کسی بودم که همیشه حوصله م سر می‌رفت هله هوله می‌خوردم تا زمان بگذره

      هر وقت همسرم می‌پرسید بریم بیرون کجا بریم میگفتم بریم یه بستنی و شیر پسته ای بخوریم 

      یعنی تفریح رو فقط تو خوردن می‌دیدم 

      الان از وقتی خودم رو دوست دارم دنبال اینم چی واقعا منو خوشحال می‌کنه یه بستنی یا پیاده روی و دیدن مردم 

      شیر پسته یا خوندن یه کتاب خوب 

      کرانچی یا حرف زدن با یه دوست جدید 

      کیک و شکلات یا خوردن توت خشک و کشمش همراه چایی و قهوه م 

      چی منو عمیقأ خوشحالی پایدار میده که بعدش پشیمون نباشم 

      با خودم رو راست شدم 

      از مسافرت چی میخوام 

      اینکه از اول تا آخر سفر فقط به خوردن فکر کنم 

      یا برم طبیعت درختا رو بغل کنم ساحل و خورشید رو نگاه کنم پابرهنه تو ساحل راه برم 

      غروب رو تماشا کنم 

      چی الان منو خوشحال می‌کنه 

      وقتی خسته ام یه دوش و حموم گرم و خواب خوشحالم می‌کنه یا شروع به الکی خوردن کنم 

      با خودم روراست شدم واقعا فکر میکنم چی منو به آرامش و لذت واقعی می‌رسونه

      من الان دراز کشیدن زیر نور خورشید ،دوش حموم آب گرم ،چای و قهوه ،خوردن انار ،صحبت و همنشینی با رفیقا و خانواده ،دیدن مردم ،پیاده روی نه به منظور لاغری برای حال خوب و دیدن مردم خوشحا لم می‌کنه 

      کتاب میخونم نه اینکه پز بدم بلکه واقعا فهمیدم خیلی چیزا یاد میگیرم که نمیدونستم 

      کتاب خوندن باعث میشه از پس چالش‌های زندگیم راحت تر بر بیام 

      غذا میخورم ولی وقتی گرسنمه تقریبا دیگه علایم گرسنگی حقیقی رو با الکی تشخیص میدم 

      هر چی ام میلم بکشه میخورم 

      یکی از بزرگترین دستاوردهای من در گروه دورهمی این بود که دیگه هیچ وقت خودمو وزن نکردم و از دام ترازو بیرون اومدم 

      نمی‌دونم چند کیلو ام فقط می‌دونم خیلی خیلی سبک شدم شکمم به شدت کوچیک شده از لباسام میفهمم از بالا اومدن راحت از پله های خونه مون و موقع پیاده روی متوجه میشم که دیگه به نفس نفس نمیفتم 

      حتی از آزمایشهای خونم که هر دوماه یکبار برای چکاب دکتر باید انجام بدم و دکتر تعجب کرده من به چه سرعت شفا پیدا کردم متوجه میشم راهی که میرم درسته 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مژگان نوحی
      ۱۴۰۴/۰۸/۲۰ ۰۴:۳۲
      مدت عضویت: 654 روز
      امتیاز کاربر: 9080 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 490 کلمه

      درود بر عاشقان تناسب و عاشقان عشق حقیقی یعنی خدا

       این روزا عجب حال عجیبی دارم

       یه سرخوشی بی انتها یه شادی عمیق درونی که جز خودم کسی نمیدونه از درون چه حالی ام 

      خونه همونه همسر و زندگی همونه پس چی تغییر کرده که من اینقدر شادم

       اینقدر پر از آرامش درونی شدم

       چهره م زیبا شده هیکلم  خیلی متناسب شده و از دیدن هر چیز زیبایی هر صدای دلنشینی هر نعمتی به وجد میام

       چرا اینقدر لمس یه درخت  بهم آرامش میده 

      چرا تمام گربه های شهر سمتم میان و از لمسشون لذت میبرم

       چرا این پیاده روی که به زمانی برام یه کار ناخوشایند و زورکی به منظور لاغری بود الان برام لذت بخش ترین قسمت روزم شده

       اکثر روزا یه دوست جدید پیدا میکنم باهاش حرف میزنم تو همون پیاده رو خیابان که می‌شینم و چقدر این حرف زدن دلنشینه

        کلی دوستای جدید پیدا کردم همیشه هم شروع کننده صحبت منم اکثرا و خیلی دوست دارم وقتی با آدمای جدید صحبت میکنم

       میبینم چقدر همه یکی هستیم درد اون درد منم هست دغدغه هامون شبیهه و انگار همه ی آدما تکه های از خودم هستند 

      این روزا حال عجیبی دارم نمیتونم توصیفش کنم

       همینقدر بگم که صبحا می‌شینم جلوی آفتابی که از در و پنجره تراس میاد 

      تو انار شبم رو دون میکنم و نمی‌دونید وقتی این نور خورشید به کمرم میخوره جون دوباره میگیرم 

      خودم رو جای همسرم میزارم که طفلک هر روز صبح زود باید پسرم رو مدرسه ببره خواب کافی نداره و اینطوریه که بیشتر درکش میکنم

       دیگه مثل قبل قضاوتش نمیکنم که چرا وقت نداره چرا منو مسافرت نمیبره 

      حس میکنم اینا از خودخواهی من بوده اگه من مسافرت لازمم اون طفلک که بیشتر نیاز داره

      خلاصه بگم هر روز دارم رو به جلو میرم دارم خودمو ایراداتمو میشناسم و می‌خوام اصلاحشون کنم به من بهتری از خودم تبدیل بشم

       خودمو با هیچ کسی مقایسه نمیکنم فقط میخوام از دیروزم کمی امروز بهتر تر عمل کنم

       اکثر اوقات آهسته زندگی کردن رو تمرین میکنم

       عجله ندارم اگه آشپزی میکنم اگه کاری رو انجام میدم خیلی آهسته و با لذت و حضور در همون حال و لحظه سپری میکنم

       جلوی نشخوار فکری مو با فکرای خوب میگیرم 

      یادتونه همیشه میگم من آدم خوش شانسی ام و همیشه هم شانس داشتم تو زندگی این مدل خوش بینی و حرف زدن رو در تمام جهات دارم پیاده میکنم 

      مثلا همش میگم من شفا پیدا کردم و خوب خوب هستم و واقعا میبینم که روز به روز دارم بهتر میشم

       هر کسی رو میبینم دنبال حسن هاش میگردم نه فقط تو آدما تو جهان هستی هم همش چشمم دنبال قشنگی ها و زیبایی میگرده و نه از نقصان و نه از اخبار منفی هرگز صحبت نمیکنم

       تو جمع های خانوادگی تا میبینم اخبار منفی میگم یا فاصله میگیرم یا پا میشم موزیک میزارم میرقصم یه جورایی مانعش میشم 

      فکر کنم واسه همین کارهاست که الان حال خوبی دارم

       تمام فکر و ذکرم در طول روز اینه که امروز یه نفرو شاد کنم 

      امیدوارم یه نفر از شما هم با خواندن دردو دلای عامیانه و دلی من شاد بشه و بیفته تو مسیر الهی و خدا مثل من دستاشو بگیره

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا