بسیاری از افراد در جستجوی راه حل هایی برای تحقق رویاهای خود هستند. رویاهایی که اتفاقا آنها را خیلی دور از خود می بینند از این رو تلاش می کنند تا بلکه راهی به سوی تحقق آنها پیدا کنند.
دلت چی می خواد در واقع راهکاری موثر برای درک تفاوت بین خواسته های قلب و ذهن است که باعث بهبود شرایط زندگی و ایجاد احساس نشاط و سرزندگی می شود.
خواسته های ذهن
یکی از بارزترین تفاوت های بین انسان و سایر موجودات قدرت ذهن انسان در خلق خواسته ها و شرایط زندگی است. به این صورت که انسان از طریق دیدن، شنیدن و به تضاد برخورد کردن خواسته هایی در ذهن اش ایجاد می شود که تحت عنوان درخواست یا نیاز برای بهبود شرایط زندگی به سوی کائنات ارسال می شود.

خواسته هایی که از این طریق در وجود ما شکل می گیرند بر مبنای ویژگی های ذهن و منطق می باشند و با خواسته ها و نیاز قلب یا روح انسان تفاوت دارند.
خواسته هایی که از طریق مشاهده شرایط یا داشته های دیگران در ذهن انسان ایجاد می شوند ارتباطی با نیاز قلبی او ندارند و بیشتر بر مبنای مقایسه کردن و تقویت احساس عقب نماندن از دیگران در فرد شکل می گیرند.
خواسته هایی که از طریق شنیدن در ذهن شکل می گیرند نیز شرایطی مشابه خواسته های شکل گرفته از طریق مشاهده کردن می باشند.
نوع دیگری از خواسته ها به دلیل برخورد کردن با تضادها در ذهن انسان شکل می گیرند. زمانی که فرد در زندگی با هر شرایطی مواجه شود که احساس خوب در او ایجاد نکند به شکل خودبخودی بودن در شرایط متضاد آن در ذهنش ایجاد می شود.
انسان زمانی که بیمار است دوست دارد سلامت شود، اگر دچار مشکل مالی شود دوست دارد پول داشته باشد.
اگر در روابط با مشکل مواجه شود دوست دارد عشق و احساس خوب در ارتباط با دیگران را تجربه کند.
به این شکل خواسته ها در ذهن انسان در طی زندگی روزمره به شکل های مختلف ایجاد می شوند و هر کدام از این خواسته ها اهمیت بیشتری داشته باشند به رویا یا آروزهای فرد تبدیل می شوند و تلاش می کند تا به آن خواسته یا آرزو شکل واقعیت داده و به اصطلاح به آروزی خود برسد.
در دوره آموزشی رسیدن به آرزوها با قدرت ذهن به طور مفصل درباره خواسته ها، چگونگی شکل گیری و نحوه مدیریت افکار برای رسیدن به آرزوها به صورت عملی شرح داده شده است.
نکته جالب توجه اینکه تمام خواسته هایی که با استفاده از قدرت ذهن در وجود ما شکل می گیرند به دلیل مطابقت نداشتن با شرایط فعلی به لیست آرزوهای ما تبدیل می شوند.
به همین دلیل است که همه انسانها لیستی از آرزوهایی دارند که عملا امکان دسترسی به آنها را ندارند یا حداقل با توجه به شرایط فعلی آنها رسیدن به آن آرزوها حتی از نظر خودشان محال ممکن است به همین دلیل با اینکه دوست دارند در آن شرایط باشند اما در ذهن ناخودآگاهشان این خواسته ها جز آرزوهای بزرگ محسوب می شوند و تصور می کنند در صورت رسیدن به آن آرزوها تغییر عظیمی در شرایط زندگی و احساس آنها ایجاد خواهد شد.

دلت چی می خواد
نوع دیگری از خواسته ها در وجود ما شکل می گیرند که فارغ از شرایط و ویژگی های ذهن هستند که در گروه خواسته های قلبی قرار می گیرند.
همه ما تجربه این خواسته ها را در زمان کودکی داریم. دورانی که داشته ها یا شرایط اطرافیان برای ما اهمیتی نداشت و هرآنچه دوست داشتیم تجربه کنیم را بلافاصله درخواست می کردیم یا برای تجربه آن خواسته اقدام می کردیم.
حتی اگر شرایط دوران کودکی خود را فراموش کرده باشید با توجه کردن به کودکان می توانید این نوع خواسته را به خوبی درک کنید.
کودکان برای تحقق خواسته های خود تعلل نمی کنند چون خواسته های آنها بسیار نزدیک و در دسترس می باشد.
در دوران کودکی بارها بخاطر دست زدن به وسایل دیگران مورد تذکر از طرف والدین قرار گرفته ایم اما این رفتار در دوران کودکی به دلیل غیرفعال بودن ذهن یا منطق کودکان است.
کودکان هرگز به این موضوع فکر نمی کنند که نباید به وسایل دیگران دست بزنند بلکه آنها فقط این فکر را در ذهن خود مرور می کنند که من دوست دارم بازی کردن با این وسیله را تجربه کنم و بدون تجزیه و تحلیل قواعد آدم بزرگ ها برای تجربه خواسته خود اقدام می کنند.
این ویژگی که در کودکان موج می زند به دلیل مشتاق بودن روح انسان برای تجربه کردن خواسته هایی است که در هر لحظه در وجود او شکل می گیرند.
نکته جالب توجه اینکه این ویژگی وجود انسان تا روزی که زنده است فعال می باشد اما از طرف انسان مورد بی توجهی و سرکوب شدن قرار می گیرد.
جنسیت یا سن تاثیری بر شدت تمایلات روح انسان برای تجربه کردن ندارد. ممکن است زن باشید اما دوست داشته باشید تجربیاتی در زندگی داشته باشید که از نظر عموم یا منطق مغزی متعلق به مردان باشد.
همچنین ممکن است مرد باشید اما دوست داشته باشید خواسته هایی را تجربه کنید که از نظر منطقی باید جز تمایلات زن ها باشد.
بسیاری از افراد خواسته های درونی خود را به دلیل عدم تطابق با منطق و عرف جامعه سرکوب می کنند.
ممکن است مردی به رنگ صورتی علاقمند باشد اما به دلیل منطق ذهنی حاکم بر جامعه رنگ صورتی متعلق به زن ها باشد بنابراین آن فرد تا ابد نمی تواند وسایل یا لباس به رنگ صورتی داشته باشد.
خواسته های قلبی دقیقا منطبق با شرایط روح و روان ما تنظیم می شوند و رسیدگی به این خواسته ها به شدت بر احساس شادی و رضایت از زندگی تاثیر می گذارند.
نکته جالب توجه درباره خواسته های قلبی اینکه این خواسته ها همیشه قابل تجربه کردن هستند و نیاز نیست برای تجربه آنها سال ها انتظار کشید.
خواسته های قلبی به شدت با شرایط فعلی ما از هر نظر مطابقت دارند به همین دلیل اگر برای تحقق آنها اقدام کنیم به راحتی می توانیم خواسته قلبی خود را تجربه کنیم اما متاسفانه به دلیل اینکه خواسته های قلبی خود را در بیشتر مواقع در تضاد با سن یا جنسیت یا جایگاه اجتماعی خود می دانیم از اهمیت قائل شدن برای آنها یا اقدام کردن برای تجربه آن خواسته ها منصرف می شویم.
به این نکته توجه کنید که خواسته های قلبی امروز شما قطعا با خواسته های قلبی چند روز بعد تفاوت خواهد داشت چون خواسته های قلبی به شدت تحت تاثیر شرایط فعلی و لحظه ای هر فرد می باشد و قطعا خواسته های قلبی شما با خواسته های قلبی اطرافیان خود صد در صد متفاوت خواهد بود.
توجه به خواسته های قلبی و عمل کردن به آنچه روح و درون ما دوست دارد تجربه کند سبب می شود که امروز احساس بهتری از زندگی کردن داشته باشید و تصور کنید هر روز حتی اگر شده به یک خواسته قلبی خود توجه کنید، خودبخود هر روز احساس سرزندگی و رضایت درونی را تجربه خواهید کرد و تدام این احساس منجر به بهبود شرایط زندگی در تمام ابعاد خواهد شد.
اگر به خواسته های قلبی امروز خود توجه کنید و برای تحقق آنها اقدام کنید امروز را با احساس بهتری زندگی خواهید کرد و احساس خوب امروز شما به مرور باعث ایجاد همزمانی های خوش احساس در زندگی شما خواهد شد.

احساس خستگی و ناامیدی
اهمیت قائل نشدن برای خواسته های قلبی سبب می شود که در دراز مدت دچار احساس خستگی و ناامیدی از زندگی شویم. بسیاری از افرادی که احساس ناامیدی یا افسردگی می کنند به این دلیل است که سالهاست به خواسته های قلبی خود بی توجه بوده اند.
توجه نکردن به خواسته های قلبی باعث تضعیف شادی و حس سرزندگی می شود. برآورده نکردن خواسته های قلبی که متعلق به روح انسان است باعث ایجاد احساس ناامیدی و خسته شدن از زندگی کردن می شود چون روح انسان به این دنیا آمده است تا زندگی را تجربه کند.
زندگی از دیدگاه روح به منزله تجربه کردن هرآنچه موجب لذت بردن و ایجاد احساس شادی می شود است درحالی که از نظر ذهن زندگی کردن به منزله تجملات، جمع آوری و مقایسه خود با دیگران و احساس برتری کردن نسبت به آنهاست.
اگر به خواسته های قلبی خود اهمیت ندهیم به دلیل احساس یاس و ناامیدی که از زندگی کردن در وجود ما ایجاد می شود فرصت و قابلیت تجربه کردن خواسته های ذهن را نیز از دست می دهیم.
از نظر ذهن رسیدن به خواسته ها یا آرزوهای بزرگ مهم و حیاتی است و همواره به شما می گوید که درصورتی که به این خواسته های بزرگ خود برسید انسان موفق و خوشبختی خواهید بود اما از نظر قلب شرایط کاملا متفاوت است.
برای قلب انسان هیچ خواسته ای کوچک و هیچ خواسته ای بزرگ نیست بلکه هرآنچه روح فرد دوست داشته باشد تجربه کند خواسته ای مهم و قابل تحقق است که باید توسط فرد تجربه شود تا احساس لذت و شادی تجربه کردن در وجود فرد ایجاد شود.
اهمیت قائل شدن برای خواسته های قلبی به مراتب مهم تر از رسیدگی به خواسته های ذهنی است بنابراین برای تجربه احساس شادی و خوشبختی در زندگی تا می توانیم باید برای تحقق خواسته های قلبی خود اهمیت قائل شویم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.31 از 105 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



سلام استاد
من با گوش دادن به این فایل که چی دلت میخواد یکی از کارهایی که سالیان سال دوست داشتم یاد بگیرم و فکر میکردم که گناه داره و زشته برای من انجام دادم ، یادگرفتن دایره بود که در تاریخ ۱۴۰۲/۰۸/۴ درهمین سایت نوشتم. خدارا شکر سریع اقدام کردم و چون این درخواست را بارها به خداوند داده بودم امسال تابستان درمحله ی ما این آموزش را با قیمت بسیار خوب برگزار کردند و جالبه من درگروه نوجوانان ثبت نام شدم چون اصلا ازاین حرفه اموزشی ندیده بودم و جالبه دراین کلاس مسن ترین من هستم و اصلا از بچه ها خجالت نمیکشم و حتی انگیزه ی من بیشتر شده چون دختران دبستانی همگی بسیار بهتر ازمن اموزش را یاد میگیرند و تمرین میکنند چون مشغله کاری و فکری ندارند و مربی به من میگه خوب یاد گرفتی و همیشه مشوق من است و من بسیار خوشحالم که دلم همیشه دف زدن را دوست داشت و انشاالله بعد از ایام محرم و صفر دوباره اموزشها ادامه داره ومن به خوبی این هنر و مهارت را یاد میگیرم .
شادی درون را وقتی احساس کنی و کاری را که دوست داشته باشی انجام دهی باعث میشود خواسته درذهنت سرکوب نشه و رشد کند تا به نتیجه مطلوب برسی من الان یاد گرفتم وقتی دلم چیزی را خواست اولین قدم اقدام کنم ودرمرحله بعد سعی کنم اموزشها و تمرینات برای ماهر شدن را انجام دهم .
خیلی از مواقع در خرید شده چیزی را دلم خواسته و شک و تردید کردم و نخریدم و بارها افسوس خوردم و خدارا شکر دیگه یاد گرفتم چیزی را که دوست دارم و میدانم باعث شادی درمن خواهد شد را رها نکنم و اصلا به نظر دیگران اهمیت ندهم چون باید احترام برای علائق خودم را درنظر بگیرم حتی اگر کاملا به ان خواسته نرسم حداقل تلاش خود را انجام دهم که بعدها خود را سرزنش نکنم که ایکاش انجام داده بودم و الان دیگر ان جزء آرزوهای براورده نشده ی من نبود .
استاد ممنون ازاین فایل بسیار خوبتان انشاالله خواستهی من متناسب شدن است که انشاالله به ان هم خواهم رسید چون اقدام کردم و الان درمرحله تمرین هستم .
به نام خدای مهربان
با سپاس از استاد عزیز
استاد من همیشه توجه میکنم به خواسته های کوچیک حتی یه گیر سر خریدن یا یه دفترچه یادداشت خریدم دخترم گفت این چیه مامان بچه گانه است گفتم من دوست دارم ولی روی خیلی از خواسته هام پا گذاشتم انیمه همسرم میگه چرا اینقدر هزینه میکنی مثلا میری ناخن درست میکنی بعد هم میشکنن ولی با این حال انجام میدم و خیلی احساس خوبی هست وقتی بهش میرسی حتی بعضی وقتها دلم خواسته برم بیرون تنهایی برم کافه ولی هنوز نتونستم برم چون میگم حالا بری چکار کنی بچه هارو بزاری خونه تنها بری که چی بشه ولی حتما میرم
استاد با دیدن این فایل حتما به خواسته هایی که دارم سعی میکنم دل خودم رو شاد کنم
بعضی وقتها دلم میخواد لباس رنگ روشن بپوشم چون چاق نشونم میداد نپوشیدم
بعضی وقتها دلم خواسته شام بریم پارک ولی با مخالف همسرم نرفتیم
همیشه دوست دارم برم هایپر مادر که تو شهر دزفول هست وقتی میرم مردم رو میبینم دلم شاد میشه همه پر انرژی هستن ولی همیشه همسرم میگه بابا بریم چکار الان بچه ها اذیتمون میکنن
استاد انسان یک بار به دنیا میاد و اون یک بار باید هر چی دلش میخواد و شادش میکنه انجام بده
نشان های دریافت شده
با سلام به دوستان عزیزم
من قبل از دیدن این فایل تجربیات زیادی در مورد این مساله داشتم . من کلا عادت دارم هر خواسته ای که دادم رو بهش اهمیت بدم و اجابت برام لذت باشه…. مثلا هر وقت خیابون میرم و یه چیزی که میبینم و خوشم میاد اگر که بودجه اش رو داشته باشم که همون لحظه برا خودم میخرم، اگرم که نه حتما براش برنامه ریزی میکنم که در آینده نزدیک بخرمش…..
خیلی وقت شده که کسانی باهام بودن و به این کار من خندیدن یا اینکه چیزی نگفتن یا شایدم مثل همسرم یه جورایی ناراضی بهم نگاه کردن ولی من اصلا اهمیت نمیدم. تو اون لحظه حال خودم برام خیلی مهمه… اینکه چقدر از اون خرید یا اون کار لذت میبرم برام خیلی مهمه…. و بارها اتفاق افتاده که بعدا همنوایی که این کار براشون خنده دار بوده گفتن خوش به حالت هر وقت دلت یه چیزی میخواد به خودت حال میدی در حالیکه بعضی شون وضع مالیشون خیلی بهتر از منه. ولی این حال خوب رو کمتر تجربه میکنن.
شوهرم میگه یه خورده پولاتو جمع کن یه خونه ای بخریم یه کم پیشرفت مالی بیشتری داشته باشیم …ببین فلانی چی داره با این که سنش از ما کمتره یا…. . شایدم یه مدت به حرفش گوش کنم ولی باز کار خودمو میکنم چون کلا انگیزه شو از دست میدم و باز اون حال خوبیهای کوتاه مدت خیلی بیشتر بهم مزه میده.
کی از چیزایی که برام جالب بود یاد گرفتن دوچرخه سواری بود که سال گذشته بالاخره رفتم کلاس و یادش گرفتم .کلی لذت بردم . با اینکه بعدش امکان انجامش برام نبود ولی وقتی فکر میکنم که بالاخره یادش گرفتم و هر وقت آزاده کنم میتونم انجامش بدم برام خیلی حس خوبی میاره… و مطمئنم در آینده نزدیک حتما برا خرید دوچرخه هزینه میکنم… البته از دید من اینا هزینه نیست.. بلکه سرمایه گذاریه… چونباعث ایجاد حال خوش آینده میشه….
الان با شنیدن این فایل خیلی از رفتار خودم راضی تر شدم…..و با حس بهتری انجامش میدم… مرسی استاد که این فایل فوق العاده رو تهیه کردین…البته الان برای انجام یه کار دیگه که در زمینه شغلم هست و چند وقته دوست دارم انجامش بدم تصمیم گرفتم و حتما همین الان بعد از ارسال این متن پا میشم و شروع میکنم….
در پناه خدا باشید….
باسلام خدمت شما استاد عزیز
چه فایل جالب وعالی رو امروز گوش کردم واین آگاهی رو الان به دست آوردم..وفهمیدم تفاوت خواسته ها وارزشهای واون چیزی که من واقعا دلم میخاد …نه این که اون خواسته های بزرگ رو نداشته باشن وبشون فکر نکنم ..نه ،،،ومن همیشه تصویر اونها رو در ذهنم پرورش میدم ولی این خواسته های قلبی که استاد آنروز گفتن اینا ….خواسته های قلب من هست وروحم واون کودک درونم که بیشتر اوقات نادیده گرفتمش وتوسط خودم ودیگران سرکوب شده اون رو میخام که ببینم وبهش توجه کنم …..م
منم مثل استاد به شنا خیلی علاقه دارم واین اتفاقات مشابه تو استخر برام افتاد والان زوق میکنم که یه روز وقت بزارم یا خودم یا با دخترم بریم استخر وبهش نشون بدم من یاد گرفتم برم قسمت عمیق وازش نمیترسم ولذت
میبرم وهمین حس رو به دوچرخه سواری دارم …چون من در کودکی اصلا دوچرخه نداشتم که بخا حسش کنم ولذت ببرم ولی الان چند جلسه رفتن دوباره بعد از ایام عید میرم دنبالش ویاد میگیرم دور شهرمون رو کلا با دوچرخه میرم
الان تازه دارم یاد میگیرم چیزی که دوس دارم رو همون لحظه بخرم وبه عقب نندازم
عطر رو دوس دارم ولی نمیخریدم الان یاد گرفتم بخرم فقط برای خودم
لاک زدن دوس داشتم وفکر میکردم دیگه من نباید بزنم دخترم بزنه ولی الان میزنم ودوست دارم
و……
اگه بخا بگم تعدادش زیاده ولی من عزت نفس بالایی دارم وبه خواسته هام توجه میکنم
خدا رو شکر
شکر
شکر
که هستم
سپاس از استاد
باسلام خدمت شما استاد عزیز
مهمترین خواسته من که همیشه در انتظارش بودم تغییر درونی خودم بود که باور داشتم اگر رفتار خودم رو درست کنم زندگی زیباتر و دلنشینتر میشود،
اما همیشه وقتی درباره خواستن با کسی صحبت میکردم یا احساس خودم رو از اینکه دوست دارم یک انسان جدید با افکار خوبی باشم میگفتم در صورتی که حسم در اون لحظه خوب بود اما افراد من رو از این کار منصرف میکردند،
یادمه چندین بار تصمیم گرفتم شروع کنم به خواندن یک کتاب و از اونجا خودم رو عوض کنم و انسان بهتری بشم تا حال خوبی رو داشته باشم،
چون که من در گذشته خودم خیلی حساس و زودرنج بودم و با کوچکترین حرف کسی به هم میریختم و ذهنم دنبال هدفها و زندگی لذت بخش خودم نبود،
یا مثلاً از انسانها که بدم میومد نمیتونستم اونها رو رها کنم یا پیگیر زندگی خودم باشم دائم احساسات من روی زندگی من و سلامتی من تاثیر منفی میذاشتند که خودم از این خسته شده بودم و یک تغییر اساسی دبم میخواست،
که تونستم و با سایت شما توسط هدایت خدای مهربون آشنا شدم و پیگیری کردم تمرین کردم گوش دادم و انجام دادم در زندگی خودم و دیدم چقدر احساس خوبی دارم و انگار دوباره متولد شدم و زندگی قبلی خودم رو اصلاً به یاد نمیارم و کاملاً یک زندگی جدید و جذاب خوبی دارم تجربه میکنم،
یکی از خواستههای دیگم این بود که بتونم مثل آدمهای دیگه چرخ سواری کنم اما بلد نبودم،
و بیرون که میرفتم با ماشین دور میزدیم آدمهایی رو میدیدم که در هوای خوب چرخ سواری میکنند با خودم میگفتم به چقدر لذت میبرند از اینکه بلد هستند و ای کاش من هم یاد داشتم،
عمو یه روز بر حسب اتفاق که با چرخ پسر عمم سوار شدم و دلم زدم به دریا و تصمیم گرفتم خودم شروع کنم راه بیفتم و یاد بگیرم اول با پا زدن به زمین حرکت کردم و بعد کم کم پسر عمم بهم گفت که چگونه باید رکاب بزنم و بعد از دو سه بار تمرین کردن راه افتادم و یاد گرفتم در اون لحظه حس فوق العاده عجیبی داشتم یه شادی درونی واقعی،
خوشحال بودم با اینکه فقط یک مسیر مستقیم رو یاد گرفته بودم هنوز دور زدن و ایستادن و شروع کردن خوبی نداشتم اما از همون هم لذت میبردم و حس عجیبی داشتم،
حالا اینا کارایی بود که من دوست داشتم و تجربهشون کردم و یک نمونه دیگرش از این کارا که من این خواستهها رو میخواستم و تجربهشون کردم یاد گرفتن هنر موسیقی،
سالها من دوست داشتم که موسیقی یاد بگیرم و تمرین کنم اما هیچ وقت تصمیم نگرفته بودم که جدی باشم و شروع کنم حتی آموزشهای اینترنتی نگاه کنم،
اما یه روز تصمیم گرفتم که به حرف دلم گوش کنم پا شدم و رفتم دل رو به دریا زدم و از شوهر عمه خودم که استاد موسیقی هستند درخواست کردم که یک هنر مورد علاقم رو بهم یاد بدن،
در اون لحظه حس خوبی داشتم که تونستم پس از چند سال استارت شروع کار مورد علاقم رو بزنم و تجربه کنم و تمرین کنم برای یادگیری و یک هدف رو به زندگیم اضافه کنم،
اما حالا در اینجا میخوام براتون از خواستههایی بگم که هنوز نتونستم اونها رو تجربه کنم اما با احساس خوبی بهشون فکر میکنم،
رفتن به سفر البته تنهایی یا با خانواده اونم با قطار یا هواپیما یکی از خواستههای منه که خیلی دوست دارم در همین سن و در همین سالها اون رو تجربه کنم،و طعمش رو بچشن و ببینم چه حسی داره سوار شدن قطار و هواپیما و دوست دارم فضای داخلشون رو ببینم و تجربه کنم این سفر کردن رو،
و یکی دیگه از خواستههام که همیشه دوست دارم تجربش کنم،داشتن یک اکیپ یا گروه دوستانه زیاد است که مثلاً تعدادشان ۱۰ ۱۱ نفر باشد که خیلی صمیمی و گرم هر شب کنار آتیش جمع میشیم و آهنگ میخونیم و شاد هستیم،
دوست دارم این رو تجربه کنم و این طعم رو بچشم که با دیگران وقت گذاشتن و چند ساعتی از خانواده دور بودن چه حسی داره و با دوستانی بودن که از اونها چیزی یاد بگیرم و در کل خواستم داشتن یه اکیپ دوستانه خوب و صمیمی است،که ندارم،
تا اینجا همین خواستهها رو یادم بود که براتون گفتم اما گاهی در لحظه یک سری از خواستهها رو دوست داریم داشته باشیم،مثلاً خوردن یک غذای مورد علاقهمون و گاهی وقتی با احساس خوب بهش فکر میکنیم بر حسب اتفاق که به یک مهمانی دعوت شدیم همان غذا رو درست میکنند که ما بهش فکر کردیم و در اون لحظه حس عجیبی داریم و خوشحال میشیم و من این رو هم تجربه کردم،
و در آخر هر روز احساس خوب داشتن رو تجربه کنیم و خواسته مهم ما اینه که در سلامتی زندگی کنیم تا به خواستههامون با حال خوب برسیم،
وهر روز بهتر ازدیروز زندگی کنیم،
باتشکرازشما
به نام خدای مهربونم و سلام به استاد عزیز و همراهان سایت تناسب اندام من از اینکه به خواسته قلبی ام اهمیت بدم و انجام بدم میترسیدم که مردم به من بخندند مثلاً من لباس رنگ صورتی بی حال خیلی دوست دارم ولی بخاطر سنم وحرف مردم از ۲۰ سال پیش تا حالا نپوشیدم وفکر میکردم اگه بپوشم پشت سرم حرف بزنند ولی امروز که این فایل رو گوش دادم لباس رنگ صورتی بی حال داشتم رو پوشیدم وجدا از همه فکرهای منفی که به اشون اهمیت ندادم والان پوشیدم تو آینه نگاه کردم مثل یه دختر بچه پنج ساله ذوق زده شدم وحس خوبی در من بوجود اومدولذتی که چندین سال ازش نبردم الان میبرم وخوشحالم بخاطر نظر دیگران چه را خودم رو ازخواستههای قلبی محروم کردم وقتی با یه لباس رنگ دلخواه خودت اینقدر حس خوبی به ات میده چرا………من از شما که این فایل رو گذاشتید ومنو به اینکه به خواسته قلبی خودم توجه کنم ولذت ببرم کمال تشکر رو دارم وخدا خیرتون بده که دلت چی میخواد رو گذاشتید ممنونم واز این به بعد به خودم تعهد میدم که به خواستههای قلبی خودم عمل میکنم وبه نظر دیگران اهمیت ندم ومهم خودم و احساس خودم باشه باز هم ازتون ممنونم
وااااااای من سی سالمه ،کودک درونم ۳ سالشه ،همیشه میگه رنگی بپوش،بخند ،برو بازی برقص ،افسارشن از دست در رفته ،فرمونو دادم دستش همیشه منو جاهای خوب میبره
به نام خدای مهربونم
سلام به استاد عزیز و همراهان سایت تناسب فکری
اینکه به خواسته های قلبیم اهمیت بدم خیلی خوبه اما چقدر مردم ما براشون تعجب انگیزه مثلا اینکه من یک رنگ قرمز جیق بپوشم یا مثلا یک لاک و دوست دارم که رنگش جیق باشه با تعجب بهمون نگاه میکنن تازه من فقط توی مجلس شادی این کار رو انجام میدم شما نمی دونید اکثر مردم مشهد چقد به قول ما آمل هستن و فکرشون منفی هستش اونها حتی دوست ندارن خودشون هم زندکی کنن و دیگران رو هم یا دارن پشت سرت حرف میزنن یا به مسخره جلوت میگن چطور روت میشه این لاک به این زنندی رو میزنی چرا از لاک لایت استفاده نکردی مثلا میگم احساس کردم به لباسم میاد دیدم لاغر شدم با خودم گفتم هم لباس روشن بپوشم هم لاک همرنگی استفاده کنم میگن از سنت خجالت بکش تو چهل و اندی سنت هستش دیگه نوه داری خجالت بکش از نظر اونا من نباید زندگی کنم ولی من حرفشون و که میزنن یک خنده ای تحویلشون میدم و میرم سراغ شادی خودم شوهرم میگه چقد خوبه که تو ناراحت نمی شی من اگه باشم باید هم جوابشون و بدم هم یک مثال از زندگی خودشون بزنم که خجالت بکش از زندکی خودشون میگم چه حالی داری اونا خودشون دوست ندارن زندکی کنن بعد من انتظار داشته باشم بزارن من زندگی کنم خلاصه زیاد اهمیت به بقیه نمی دم مثلا همین کلاس شنا رفتم و یاد گرفتم کلا خیلی خوشی های دلی رو دوست دارم و براشون وقت میزارم و فکر میکنم اینکه چند بار زندگیم اوج گرفته به خاطر همین خوشحالی هام بده و شادی های درونیم یادمه یک روز خواهرم اومد خونمونذگفت فاطی تو دخترات بزرگ شدن چرا خونتو یکم ترمیم نمی کنی گفتم آبجی مگه جشه خونم دیوارهای خونمو نشون داد گفتم باورت میشه آبجی من خونمو همیشه قشنگ میدیدم و این عیب هاشو نمی دیدم البته در اولین فرصت ترمیم کردم خونمو نو ولی بعد از ۶ ماه خدا خونه ای معجزه آسا جلوی راه من قرار داد با قیمت قسطی و عالی که خونمون و فروختیم پیش قسط دادیم که هم الحمد الله الان همونجا زندگی میکنم هم بالای شهر مشهد هستیم هم خیلی شیک که همه ی فامیل مون هنوز به من میگن تو کلا خوش شانس هستی ولی وقتی به زندگیم نگاه میکنم میبینم همین اهمیت دادن به خوشی های قلبیم شاید باعث ش بوده و عیب های زندگی مو ندیدم
سلام استاد صبح شما بخیر و شادی
خدارا شاکرم که درتاریخ ۱۴۰۲/۰۸/۰۴ توانستم این فایل را گوش بدهم
استاد چقدر این فایل نشاط و شادی بهمراه داشت و من یادم امد که چقدر بعضی مواقع چیزی دلم خواست و آن لحظه اقدام نکردم و بعدها افسوس خوردم که چرا انجام ندادم از خرید گرفته تا بازدید بعضی جاهای دیدنی و بعضی از مواقع هم که سریع اقدام کردم اصلا بعدها پشیمان نشدم یک خاطره بگم
من درسال ۱۳۹۱ خداراشکر قسمت شد رفتم حج عمره ، رئیس کاروان گفت اصلا بانوان برای بازدید غار حرا نمی روند و کسی هم نیاید که آنها را با خود نمیبرند در ساعت ۱۰شب ۹ مرد در قسمت پذیرش هتل جمع شدند. همسر و پدرشوهر من هم بودند من به همسرم اصرار که من هم باید بیام و ایشان میگفتند رئیس کاروان گفته نه و تو وزنت زیاده و پیاده روی داره و هم من و خودت اذیت میشویم ولی من اصرار کردم که خودم با رئیس کاروان صحبت میکنم . خلاصه وقتی رئیس کاروان آمد که نه نباید بیایی من گفتم من هرجوری است میایم و جالبه رئیس کاروان گفت چون تنهایی نمیبرم و من سریع رفتم مادرشوهر و یکی دیگر از بانوان جوان که عقد بودند را با خودم آوردم در ظرف کمتر از ۱۰دقیقه ، رئیس کاروان به ما گفت به هیچ کس نباید بگید شما را بردم چون برای من دردسر میشود همگی گفتیم چشم و رفتیم غار حراء و چقدر خوش گذشت و من از آن بالای غار خانه خدا را دیدم کمی عقب تر از بچه ها بودم ولی با لذت میرفتم و این خاطره را هروقت یادم میاید میگم خدا را شکر سریع منصرف نشدم و رفتم و حتی درآن سال من به راحتی سنگ حجرالاسود را بوسیدم که میگفتند برای بانوان سخته ۲ روز متوالی به سرباز خانه خدا اصرار کردم و روز سوم با کمک سرباز و پدرشوهر و همسرم این کارانجام شد که خیلی از خداوند ممنونم که اصرار و پافشاری من نتیجه داد .
یکبار دیگه هم رفتیم قشم به بچه ها گفتم ما که اینجاها را بلد نیستیم بیایید تور بگیریم و با تور خیلی از جاهای قشم را گشتیم و خیلی به ما خوش گذشت بخصوص دیدن دلفین ها دردریا – جزیره ستاره ها – غار خوپرس – جزیره هورا – و…. که اگر باید شخصی میرفتیم هزینه آن خیلی بیشتر بود و خیلی از اتفاقات دیگر درزندگی و الان با دیدن این فایل یادم آمد که من خیلی وقت است میخواهم زدن دایره را یاد بگیرم و انشالله به زودی پیگیری میکنم که ببینم کجا میتوانم تعلیم ببینم چون بسیار به این کار علاقه دارم و کاری هم ندارم که چند سالم است و آیا دیر است یا نه
به نام آرام کننده دلها
چند روز پیش که این فایل رو منتشر کردین میخاستم بخونم و بشنومش اما انگار در مدار این آگاهی نبودم این احساس دلمردگی که حسش میکنم و همش از خودم میپرسم چرا من حالم خوب نیست؟؟ چمه؟؟ چی باعث شده به اینجا برسم؟؟ من چی میخوام؟؟ دقیقا وقتی به این سوال آخر رسیدم تیتر فایل جدیدتون تک ذهنم رژه رفت تا بیام و این دفعه زمان بزاریم بزاریم بخونمش و احساس میکنم این جواب اینحال منه من هنوز فایلی که آماده کردین گوش ندادم ولی از محتوای نوشتاریتون به جواب سوالم رسیدم
حالا میفهمم چرا هر سال تابستون با اینکه همش توی خونه بودم و مدرسه نداشتم برم حالم خوب بود چرا حس بهتری داشتم
چون اون لحظه ها علی رغم استرس و نگرانی و … که ممکنه یه وقتا توی خانواده پیش بیاد اونم به دلیل ورودی های نامناسب من لحظه هایی از روزم رو به علاقه هام میپرداختم یه نقاشی قشنگ میکشیدم یه کلاه میبافتم یا غذای خاصی درست میکردم یا با مامانم کارای خونه رو میکردم کارایی که من خیلی دوست داشتم مثلا نقاشی دیوار یا تغییر دکوراسیون خونه و.. ایده های کوچیک یا حتی بزرگتر که وقتی انجام میدادم خیلی بهم خوش میگذشت اما وقتی بزرگتر شدم و برای چشم و همچشمی نگران کنکور شدم یا رقابت ناسالم با همکلاسی هام داشتم و… باعث شد حتی اون یه ذره وقتی که برای علاقه های کوچیکم میزاشتم هم دیگه نباشه
همیشه با منطقم برام میگه و میگه و میگه ولی قلبم هیچ تمایلی نداره و مدام بین این دوتا کشمکش دارم وقتی میگین دلت چی میخواد اولش شاید بگم نمیدونم ولی انگار یه صدای خیلی ضعیفی از خواسته های کوچیکی حرف میزنه که من همیشه با منطقم ردش کردم
الانم وقتی میخواستم بگم نمیدونم زیاد به خواسته های قلبیم گوش بدم یا ن؟ که گفتم بهتره اول فایلتون رو گوش کنم و ببینم نگرش شما و تاثیری که ازش گرفتین چیه
و خب شما ام بر اساس تجربه و تاثیر احساسی و بالا رفتن عزت نفس و اعتماد به نفس رو توی کلامتون القا کردین
همین الان که دارم فکر میکنم چیو الان دلم میخواد یه سری چیزایی که چند وقته میخوام انجام بدم و البته تواناییش هم در خودم میبینم به ذهنم اومده که انجام بدم و منطقم مقاومت داره و بازم میخواد موش بدوونه این وسط ولی قلب وقتی راهش رو پیدا میکنه و با آگاهی خودش رو عرضه میکنه دیگه منطق اونقدر قدرتمند به چشم نمیاد البته من همین الانم دلیل کاملا منطقی دارم که آرزوهای بزرگم فقط باعث استرس جو متشنج نگرانی ناراحتی ضعف و… رو به همراه داره و فقط خسته میشی
واسه همونه یه روز ممکنه بیکار باشم ولی خستگی به تنم مونده باشه
میدونم فرمولهای قبلی ذهنم ممکنه مقاومت کنن ولی سعیمو میکنم آرام آرام و با پذیرش آگاهی درست و استفاده از اون توی زندگیم جایگزینش کنم چون میخوام احساس سبکی خیال رو تجربه کنم و به قلبم توجه کنم
استاد عزیز خیلی ازتون ممنونم من با کلام شما ارتباط خیلی خوبی میگیرم و از نوع ابراز آگاهی هاتون واقعا لذت میبرم این سعادتی هست که نصیب من شده تا توی زندگیم بتونم این تجربه رو داشته باشم
خدایا ازت ممنونم که به قلب واضحترین جواب رو میدی ❤