نمیتوانید هدفی مقدستر از تغییر کردن را در زندگی تان جستجو نمایید!
سالهای زیادی از زندگیم را با مشکلات و مسائل مختلفی سپری کردم، سالهای زیادی از عمرم را با ذهنی مملو از افکار و باورهای محدود کننده سپری کردم.
اما به لطف خدای مهربان در مسیری قرار گرفتم که زندگی من را دستخوش تغییرات بیشماری کرد، مسیری که قدم به قدم با شادی و آرامش و آگاهی بیشتر همراه بود و معنی زندگی کردن را برای من واضح کرد.
تغییر کردن، یکی از بنیادیترین و ضروریترین جنبههای زندگی کردن است. این جمله عمیق، به خوبی اهمیت تحول و دگرگونی را در مسیر رشد و تکامل انسان نشان میدهد.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.51 از 86 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

باسلام خدمت شما استاد عزیز
گاهی برام جالبه که چرا ادم ها دست از سر گذشته و خاطره های باقی مانده ای که اونا رو ناراحت یا اذیت کرده برنمیدارند،ودر تاریخ فقط جسم اونا با عوض شدن روز ها تغییر پیدا میکنه و ابدیت و جدید میشود،
مثلاً وقتی به مسافرت در یک شهر زیبا و جدید هستیم،درهمان لحظه هم به یاد مرور اتفاق هایی در گذشته هستیم و اون شهر منظره ها و زیبایی ها به چشم ما نمیخوره و انگار دریچه ی ذهنمون رو به خوبی ها بستیم،
همه به دنبال بیان حس خوب یا بد خود هستند وحتی فراموش کرده که از احوال هم باخبر شویم و اگر مدت ها کسی رو نبینیم عای هست چون از اون فرد در ذهنمون یک ادم دیگه ساخته ایم ،و بر اساس باورهامون هر کس رو قضاوت میکنیم،
مثلاً چرا فلانی این حرف رو زد چرا توی این شرایط این رفتار رو داشت چرا پر خوری کرد چرا حرف زد عصبی شد خندید چرا از غم ها و درد های خودش گفت و حال منو بد کرد،
و به هیچ کس اجازه نمیدیم درست یا اشتباه حتی زندگی کنه باز هم حرفی برای زدن داریم فاقل از این که همه انسانهای هستیم که احساس داریم عاطفه داریم افکار خودمون و هدف ها و ذهن خاص خودمون رو داریم ،پس نباید با مرور خاطرات دیدگاه بد یا نفرت گونه ای از هم در گوشه ای از ذهنمون و زندگیمون جای بدیم،
مثلا اگر تنها هستیم از تنهایی خسته میشویم و یا اگر توی جمع هستیم از درکنار هم بودن همان انسان های که میگفتیم به دیدن ما نمیایند، باز چقدر کاسه ی صبرمان لبریز شده و کلافه از هم به دنبال تنهایی میگردیم،
ابن گونه است که در ماهایی که میگذرد باقی میمانیم و فقط این جسم ماست که هر روز جدید میشه ،
ولی من اگاه شدم و دیگه از این مسیر بیرون اومدم و وارد جاده ی زندگی با کمک و اراده ی خداوند شدم،
مثلا یادم نیست کی راجب ادم ها حرف بزنم و قعد احساس پشیمانی کنم،ولی شایدم حرف زدم اما زود به مسیر اومدم و به خودم میگم بس کن و برای اهداف خودت زندگی کن،
انقدر در گذشته مانده ایم که از کنار هم بودن لذت نمیبرسم و فقط به دنبال ایراد گرفتن از ادم های هستیم که باز در اعماق قلب خودمان دوستشان داریم،
باتشکرازشما
با سلام خدمت شما ،
خیلی زیباست دیدن انسان هایی که دائماً در حال لذت بردن و لبخند زدن به روی زندگی هستند و از آدم ها و اعمال و کارهای آنها گذشت می کنند چقدر خوبه با انسانهایی معاشرت کنیم که دائما احساس خوبی به ما هدیه می دهند و در لحظاتی که در کنار آنها هستیم احساس شادی می کنیم و لبخند میزنیم چقدر خوبه گذشت کردن از گناه ها یا کار اشتباه کسی در گذشته و فکر کردن به گذشته که احساس ما رو خراب میکنه و تحت تاثیر گذشته قرار میده و آینده و حال مارو نابود میکنه،
اکنون که به این احساس خوب و به این آگاهی دست پیدا کردم من هم می خواهم در لحظه حال زندگی کنم و احساس خوبی رو در زندگی داشته باشم و به گذشته نگاه نکنم و در ایستگاه گذشته نمانم تا اتفاق های خوبی بر اساس احساس من برای من رخ بدهند،
وقتی که ذهن ما انسان ها در گذشته باقی می ماند این نشان می دهد که چقدر درگیر حرف ها و اعمال انسان هایی هستیم که شاید در آن لحظه بر اساس ناخودآگاه ذهن شان یک حرفی رو میگن یا یک کاری را انجام می دهند ولی ما تا مدتها ساعت ها یا حتی ماه ها به حرف یا به کار فرد توجه می کنیم و برای هر کسی که می بینیم بازگو میکنیم و غیبت رفتار آن را که گذشته است می کنیم در صورتی که اگر در لحظه ی حال زندگی کنید این کارها رو انجام نمیدین،
زیرا انسانی بزرگ است که همیشه گذشت دارد و سعی می کند که گذشته افراد را نبیند و در زندگی خودش وارد نکند و احساس بدی رو نداشته باشد و همیشه انسان های بزرگ سعی دارند که در لحظه زندگی کنند و آنچه را انجام بدن که به اونها احساس بهتر و لذت بردن بیشتری رو از زندگی میده، ،
من هم از امروز تصمیم گرفتم تا در لحظه حال بیشتری زندگی کنم و بیشتر از گذشته عبور کنم و رفتار انسان ها کارهای بد اونها رو بازگو نکنم و پشت سر آنها حرف نزنم زیرا افکارم که در گذشته باقی می مانند منفی میشود و در جهان پاسخ منفی به من برمی گردد پس من هم سعی می کنم که انسان مفیدی باشم که استمرار دارد در مسیر خودش هست و برای حال خوب خودش کارهای خوبی را انجام میدهد که از زندگی بیشتر لذت ببرد و یکی از این کارهای خوب گذشت کردن و عبور کردن از اتفاق های زندگی ما هست،،
وقتی که اتفاقی برای ما در زندگی رخ می دهد باید با احساس خوب از آن عبور کنید برای مثال وارد یک جمع که می شویم یا به مهمونی اقوام که می رویم باید همون جا و در همون لحظه خوش بگذرانیم و احساس خوبی بکنیم و از کنار هم بودن در جمع و مهمونی لذت ببریم،
اما بعد از پایان مهمونی دیگه حق نداریم که درباره کوچکترین اتفاقی که در مهمونی رخ داده یا کسی حرفی به ما زده که احساس ما رو در چند ثانیه مورد تاثیر قرار داده در گذشته بیاییم مرور کنیم و باز در آینده هم حس بدی رو تجربه کنیم که چرا در اون لحظه من چنین جوابی رو به اون فرد ندادم اصلاً در برخورد با گذشته باید با مهربانی عبور کنید و افراد و کارها و اعمال آنها را نبینید و سعی کنید که اگر کاری یا حرفی شما را در چند ثانیه ناراحت کرد دیگه در ساعت ها و ماه ها راجع به اون اتفاق حرف نزنید و احساس خوبتون رو در لحظاتی که زندگی میکنید بدن کنید و در ایستگاه اون اتفاق باقی نمانید،
من هم این اخلاق خوب رو همیشه داشته ام و انگار که ناخودآگاه این کار رو اصلاً انجام نمیدادم تا قبل از گوش دادن به این فایل ها هم همیشه یکی از دغدغه های من این بوده که چرا افراد پشت سر هم حرف میزنن و در گذشته ذهن شان باقی میمونه و فکر می کنم که تا حدودی من انسانی بوده ام که در لحظه حال زندگی می کردم ولی از این پس که آگاه تر شدم لحظه ی حال بیشتری رو سپری خواهم کرد و از زندگی خودم لذت بیشتری خواهم برد،
باتشکر ازشما